Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🚩 گریه; علل و فواید آن در زمان خشم

دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان‌

🚩 گریه چیست و چه فواید و عملکردی در زمان خشم دارد

گریه یک واکنش عاطفی و فیزیولوژیک طبیعی در انسان است و دلایل مختلفی برای آن وجود دارد. در زیر چند دلیل مهم برای گریه ذکر شده است:

🚩دلایل گریه

🚩1. تخلیه عواطف: گریه به عنوان یک راه برای تخلیه عواطف نارضایتی، خوشحالی، خشم، اضطراب و حتی ترحم عمل می‌کند. این فرآیند به انسان کمک می‌کند تا احساسات خود را تجربه کند و تخلیه کند.

🚩2. خنده‌-گریه: انسان‌ها گاهی وقت‌ها در مواقع خنده شدید هم گریه می‌کنند. این اتفاق به عنوان یک واکنش عاطفی طبیعی و نمایانگر خوشحالی یا شگفتی رخ می‌دهد.

🚩3. حفاظت از چشم: گریه می‌تواند یک راه برای تمیز کردن چشم‌ها از ذرات خارجی و حفاظت از آن‌ها در برابر عوامل محیطی باشد. این واکنش به عنوان یک مکانیزم دفاعی عامل می‌آید.

🚩4. تسهیل اجتماعی:
گریه می‌تواند راهی برای بیان احساسات و درک بهتر دیگران از وضعیت عاطفی شما باشد و تعامل اجتماعی را تسهیل کند.

به طور کلی، گریه یک ویژگی انسانی طبیعی و مهم است که به شخص در تعامل با محیط و تجربه احساساتش کمک می‌کند.

🚩گریه از نگاه روانشناسی
در روانشناسی، گریه به عنوان یک فرآیند فیزیولوژیک و رفتاری تعریف می‌شود که معمولاً با ترشح اشک از چشم‌ها و تولید صداهایی نظیر سوت و صدا در دستگاه تنفسی همراه است. این واکنش عاطفی و فیزیکی به عنوان یک پاسخ به مجموعه‌ای از عوامل و محرک‌ها رخ می‌دهد.

گریه به طور عمومی به دو نوع تقسیم می‌شود:

🚩1. گریه احساسی
(Emotional Crying)
این نوع گریه بیشتر به عنوان پاسخ به احساسات منفی یا مثبت ایجاد می‌شود. افراد ممکن است گریه کنند تا احساساتی مثل خوشحالی، خوف، اضطراب، خشم، ترحم یا ترحم را تجربه کنند. گریه احساسی به عنوان یک وسیله برای تخلیه و ابراز احساسات عمل می‌کند.

🚩2. گریه فیزیولوژیک
(Reflexive or Physiological Crying)
این نوع گریه به عنوان یک واکنش به عوامل فیزیولوژیک مانند تحریک‌های فیزیکی مثل اشکاق، برخورد اشیاء خارجی با چشم، یا ترشح هورمونی مثل پرولاکتین رخ میدهد (که ممکن است بعد از تولد در کودکان رخ دهد).

گریه نه تنها یک واکنش طبیعی در روانشناسیست بلکه نقش‌های مهمی در تخلیه عواطف، کاهش استرس، و برقراری ارتباط اجتماعی نیز دارد. در مواردی، گریه می‌تواند نمایانگر یک وضعیت جسمی یا عاطفی خاص باشد و مفهومی عمیقتر داشته باشد.


🚩گریه در مواقع خشم

گریه در زمان خشم‌ یک واکنش عاطفی طبیعی است. خشم می‌تواند احساسات شدیدی را در انسان ایجاد کند، و گریه ممکن است یک راه برای تخلیه این احساسات شدید باشد. وقتی که شخص خشمگین است، بدنش ممکن است به نحوی فیزیولوژیک و عاطفی واکنش نشان دهد که گریه را به دنبال دارد. این واکنش ممکن است به خنده، تشنج عضلات، یا حتی بی‌صدا بماند.

گریه می‌تواند به فرد کمک کند تا احساس خود را تخلیه کند و از روند تسخیر شدن توسط خشم جلوگیری کند. این می‌تواند راهی برای آرام کردن نفس و بهبود عواطف باشد. با این حال، این واکنش به افراز و نزولهای خاصی بستگی دارد و بهتر است اگر احساس خشم مداوم وجود دارد یا گریه برای فرد مشکلات جسمی مانند میگرن و سردرد ایجاد می‌کند، به یک متخصص رجوع کند.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🚩نقش هورمونها و عوامل بیو شیمیایی در گریه

در بروز گریه، چندین هورمون و عامل بیوشیمیایی نقش مهمی ایفا می‌کنند. برخی از این هورمون‌ها و عوامل عبارتند از:

🚩1. آدرنوکورتیکوتروپیک هورمون (ACTH): این هورمون توسط غده هیپوفیز ترشح می‌شود و نقش مهمی در مدیریت استرس و واکنش به احساسات دارد. در شرایط استرسی و احساسی مانند خشم یا اضطراب، سطح ACTH افزایش می‌یابد و ممکن است بر ویژگی‌های گریه تأثیر بگذارد.

2. هورمون‌های استرسی مثل کورتیزول: در واکنش به استرس و احساسات منفی، کورتیزول (هورمون استرس) ترشح می‌شود. این هورمون ممکن است به واکنش‌های گریه در مواقع استرسی کمک کند.

3. هورمون پرولاکتین: پرولاکتین در بانوان به عنوان هورمون تولید شیر پس از تولد نقش دارد. اما این هورمون نیز در مواقعی که گریه می‌کنیم، افزایش ممکن است داشته باشد. این افزایش معمولاً به تخلیه شیر مرتبط نیست و ممکن است به عنوان یک واکنش فیزیولوژیک به گریه دخالت داشته باشد.

مهم است بدانیم که این هورمون‌ها تنها بخش کوچکی از فرآیند گریه را تشکیل می‌دهند و گریه یک پدیده چندعاملی است که عوامل عاطفی، روانشناختی و فیزیولوژیکی را ترکیب می‌کند. همچنین، تحقیقات در این زمینه همچنان در حال ادامه اند تا بهتر درک شود که چگونه هورمون‌ها در فرآیند گریه نقش بازی می کنند.

🚩فواید گریه کردن

محققان معتقدند که گریه فواید خود را دارا می باشد مثلا:

🚩هنگامیکه ما دچار استرس هیجانی میشویم معز و بدن ماشروع به تولید ترکیات شیمیایی و هورمون های خاص میکند. گریه کردن کمک میکند تااین ترکیبات شیمیایی زائد که نیازی به آنها نیست از بدن حذف گردند.

🚩اشک احساسی نسبت به اشک پایه و رفلکس حاوی ۲۴درصد پروتئن آلبومین بیشتری می باشد.

🚩نه تنها گریه باعث ارتقای سطح سلامتی فرد میشود بلکه درافزایش حس تعلق درگروه نیز تاثیر گذار بوده.

🚩گریه درکاهش و جلوگیری از بیماری مرتبط باااسترس موثرباشد.

🚩گریه و خنده دوابزار کارآمد در کاهش استرس و رهایی از احساسات منفی میباشد.

🚩بعد از گریه، احساس سبکی یا تسلیم عموماً به دلیل چند عامل ممکن است رخ دهد:

🚩تخلیه عواطف: گریه به عنوان یک راه برای تخلیه عواطف نارضایتی، استرس، یا احساسات منفی دیگر عمل می‌کند. وقتی که گریه می‌کنیم می‌توانیم احساسات خود را تجربه کنیم و آنها را از خود بیرون بریزیم -برون ریزی احساسی یا تخلیه هیجان. اینگونه تخلیه می‌تواند باعث احساس راحتی و تسلیم ما به واقعیت شود.

🚩. آزادسازی هورمون‌های عاطفی: گریه ممکن است هورمون‌های عاطفی مانند اندورفین (هورمون‌های خوشحالی) را آزاد کند. این هورمون‌ها می‌توانند به ما احساس تسلیم و آرامش بیشتری بدهند.

🚩. کاهش فشار عصبی: گریه می‌تواند به عنوان یک راه برای کاهش فشار عصبی و تسکین از تنش‌ها و استرس‌های عاطفی عمل کند. وقتی که عواطف ما تخلیه می‌شوند، ممکن است احساس کاهش فشار و تعادل داشته باشیم.

🚩. ارتباط اجتماعی: گریه می‌تواند به دیگران نشان دهد که ما نیاز به حمایت و تراز احساسات داریم، و این می‌تواند باعث ارتباط اجتماعی و حمایت از ما توسط دیگران شود. این همان شرطی شدن در دوران کودکیست، زمانیکه گریه می‌کنیم شخصی مانند مادر یا مراقب به سوی ما می آیند و از ما مراقبت می‌کنند.

در مجموع، گریه به عنوان یک مکانیزم فیزیولوژیک و عاطفی مهم در تخلیه عواطف و ایجاد تسلیم و آرامش بعد از تجربه احساسات شدید عمل می‌کند.

🚩منابع مهم

برای درک و بررسی فواید گریه از منظر علمی و روانشناسی، می‌توان به کتاب‌های زیر مراجعه کرد:

۱. کتاب "Why We Cry: The Science of Sobbing and Emotional Tearing"

نوشته William H. Frey II

این کتاب به شیوه‌های مختلفی که گریه انسان‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، از جمله ارتباط گریه با روانشناسی و علمی پایه‌ای از فرآیندهای بدنی، پرداخته و به تبیین فواید گریه می‌پردازد.

۲. کتاب "The Healing Power of Tears: How Crying Can Improve Your Health"

نوشته Dr. Sharon Marquart

این کتاب به بررسی اثرات فیزیکی و روانی گریه بر سلامت و روانی انسان‌ها می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه گریه می‌تواند به بهبود حالت ذهنی و فیزیکی کمک کند.

۳. کتاب "The Nature of Grief: The Evolution and Psychology of Reactions to Loss"

نوشته John Archer

این کتاب به بررسی گریه و واکنش‌های انسانی به از دست دادن چیزهای مهم پرداخته و به تفسیر علمی این پدیده می‌پردازد.

۴.‌ کتاب "The Gift of Tears: Why We Cry and How to Heal"

نوشته Margaret Bullitt-Jonas

این کتاب به تعریف گریه و نحوه‌ی بهره‌برداری از آن در مواقع مختلف و در تجربه‌ی انسانی می‌پردازد.



۲

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🚩🚩🚩 وسواس مذهبی، علائم  و راه درمان

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🚩🚩🚩 وسواس مذهبی، علائم و راه درمان

وسواس مذهبی مانند وسواس های دیگر یک نوع از وسواس‌های روانی است که با موضوعات مذهبی و معتقدات دینی مرتبط می‌شود. افراد مبتلا به وسواس مذهبی ممکن است با تکرار بی‌پایان مراسم مذهبی، انجام عملیات خاصی برای پاکسازی یا انحراف از تفکرات مذهبی متعارف روبرو شوند. نشانه‌های وسواس مذهبی می‌تواند عبارت باشد از:

🚩1. تکرار بی‌پایان: تکرار مرتب و بی‌پایان عملیات مذهبی مثل نماز، تسبیح خواندن، یا خواندن کتب مذهبی.

🚩2. ترس از گناه: افراد ممکن است متوجه شوند که انجام عملیات مذهبی به نادرستی ممکن است به گناه بیفتد و بخواهند از این گناهات جلوگیری کنند.

🚩3. شک و تردید: افراد مبتلا به وسواس مذهبی ممکن است شک و تردید نسبت به معتقدات و عملیات مذهبی داشته باشند و تلاش کنند این تردیدها را برطرف کنند.

🚩4. انجام رفتارهای مکرر: افراد ممکن است به طور مکرر رفتارهای معینی را انجام دهند تا از خودشان و دیگران تصویر مذهبی مثبتی داشته باشند.

🚩5. اضطراب و استرس: وسواس مذهبی معمولاً با اضطراب و استرس شدید همراه است که می‌تواند به کیفیت زندگی تأثیر بگذارد.

🚩6. دوری از مسائل مذهبی: برخی از افراد ممکن است به خاطر ترس از وسواس مذهبی دوری از مسائل مذهبی و عملیات دینی بپذیرند.

وسواس مذهبی یک اختلال روانی است و در صورتی که افراد با آن مواجه باشند و تأثیرات آن بر زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار دهد، بهتر است به کمک متخصصین روانشناسی یا روانپزشکی برای تشخیص و مقابله با آن مراجعه کنند.

چون وسواس مذهبی می‌تواند برای افرادی که با آن روبرو هستند، زندگی روزمره آنها را بسیار تحت تأثیر قرار دهد و به روابط انها اسیب بزند. باید تحت درمان قرار بگیرد. در اینجا چند مورد را برای مقابله با وسواس مذهبی مطرح می‌کنم:

🚩1. تشخیص و درک: ابتدا باید تشخیص دهید که آیا واقعاً با وسواس مذهبی دست و پنجه نرم می‌کنید یا نه. این می‌تواند توسط یک متخصص روانشناسی یا روانپزشک تایید شود.

🚩2. مشاوره: مشورت با یک متخصص در زمینه وسواس می‌تواند به شما کمک کند تا به درک بهتری از مشکل خود برسید و راه‌های مقابله را بیاموزید.

🚩3. آموزش ویژگی‌های وسواس: یادگیری در مورد ویژگی‌ها و علایم وسواس مذهبی می‌تواند به شما کمک کند تا آنها را تشخیص دهید و از آنها دوری کنید.

🚩4. تمرینات تحریکی مغز: تکنیک‌های مثل تکرار مثبت، آرامش و تفکر مثبت می‌توانند به کاهش استرس و اضطراب مرتبط با وسواس کمک کنند.

🚩5. پذیرش و تعامل: تلاش کنید تا با وسواس مذهبی خود همراهی کنید به جای مقابله تنش‌زا با آن. این به شما کمک می‌کند تا به مرور زمان کنترل بیشتری بر آن پیدا کنید.

🚩6. حمایت اجتماعی: درخواست حمایت از دوستان و خانواده یا پیوستن به گروه‌های حمایتی می‌تواند خیلی مفید باشد.

🚩7. داروها: در برخی موارد، داروهای تجویز شده توسط یک متخصص می‌توانند به کنترل وسواس بسیار کمک کنند.

در هر صورت قبل از هر اقدامی، بهتر است با یک متخصص در این زمینه صحبت کنید تا راه‌های مناسبی برای مقابله با وسواس مذهبی خود پیدا کنید، چرا که وسواس شدت های متفاوت دارد.

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🚩 اعتماد بنفس و عزت نفس - تفاوت‌ها و شباهت ها و روش بهبود آنها

اعتماد به نفس و عزت نفس دو مفهوم مختلف هستند:

🚩 اعتماد به نفس یا اعتماد به خود (Self-Confidence): این مفهوم به اعتقاد و اطمینان ما از توانایی‌ها و مهارت‌های ما اشاره دارد. وقتی ما اعتماد به نفس داریم، به خودمان اعتماد داریم که می‌توانیم وظایف زندگی را انجام دهیم و چالش‌های زندگی را مدیریت کنیم و به خوبی با مواقع مختلف در زندگی برخورد کنیم. این یک مهارت قابل آموزش است. 

🚩 عزت نفس (Self-Esteem) یا ارج به خود:  این مفهوم به ارزشی که به خودمان می‌دهیم و چگونگی احترام به خودمان اشاره دارد. عزت نفس مربوط به احساس ارزشی که به عنوان فرد داریم و احترامی که به خودمان می‌گذاریم، است. اگر عزت نفس قوی داشته باشیم، به خودمان ارزش می‌دهیم و احترام خودمان را داریم.

به طور خلاصه، اعتماد به نفس مرتبط با باور ما به توانایی‌ها و مهارت‌های خودمان است، در حالی که عزت نفس مرتبط با ارزش شخصی و احترام به خودمان می‌باشد. هر دو این عوامل مهم برای رشد و توسعه شخصی سالم هستند.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🚩 شباهت ها و تفاوتها

*️⃣اعتماد به نفس و عزت نفس دو مفهوم مرتبط اما مجزا هستند. اعتماد به نفس همانطور که گفتم به توانایی و مهارت فرد در انجام یک کار خاص اشاره دارد، در حالی که عزت نفس به احساس کلی فرد نسبت به خود اشاره دارد.

🔠اعتماد به نفس می تواند در زمینه های مختلفی وجود داشته باشد، مانند اعتماد به نفس در توانایی های تحصیلی، اعتماد به نفس در توانایی های ورزشی، یا اعتماد به نفس در توانایی های اجتماعی. عزت نفس نیز می تواند در زمینه های مختلفی وجود داشته باشد، مانند عزت نفس در مورد ظاهر، عزت نفس در مورد هوش، یا عزت نفس در مورد ارزش به عنوان یک انسان.

🔠اعتماد به نفس و عزت نفس می توانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند. به عنوان مثال، فردی که اعتماد به نفس بالایی دارد، ممکن است عزت نفس بالاتری نیز داشته باشد. با این حال، این همیشه صادق نیست. فردی ممکن است اعتماد به نفس بالایی در یک زمینه داشته باشد، اما عزت نفس پایینی در زمینه دیگر داشته باشد.

*️⃣عوامل زیادی می توانند بر اعتماد به نفس و عزت نفس تأثیر بگذارند، از جمله تجربیات دوران کودکی، نوجوانی و تجربیات دوران بزرگسالی، و طبیعتا ژنتیک. اعتماد به نفس و عزت نفس را می توان از طریق آموزش و سایر مداخلات بهبود بخشید.

*️⃣ اعتماد به نفس و عزت نفس هر دو برای سلامت روان مهم هستند. اعتماد به نفس بالا می تواند به فرد کمک کند تا در مواجهه با چالش ها تاب آورتر باشد، در حالی که عزت نفس بالا می تواند به فرد کمک کند تا احساس ارزشمندی و دوست داشتنی بودن داشته باشد.

🚩 بهبود بخشی به اعتماد و عزت نفس

اعتماد به نفس و عزت نفس را می توان به طور کلی از طریق موارد زیر نیز بهبود بخشید:

*️⃣تعیین اهداف واقع بینانه و دستیابی به آنها

*️⃣ یادگیری مهارت های جدید

*️⃣مراقبت از خود از طریق تغذیه سالم، ورزش و خواب کافی

*️⃣گذراندن وقت با افراد مثبت

*️⃣اجتناب از مقایسه خود با دیگران

*️⃣صحبت با یک درمانگر یا مشاور در صورت نیاز به کمک

اعتماد به نفس و عزت نفس دو جنبه مهم از سلامت روان ما هستند که می توانند بر رفاه کلی ما تأثیر بگذارند. با تلاش و پشتکار، می توان اعتماد به نفس و عزت نفس را بهبود بخشید و از مزایای آن بهره مند شد. در زیر به بهبود بخشی تک تک آنها اشاره خواهم کرد.

🚩باید توجه کنیم که اعتماد به نفس پایین می تواند مانع از دستیابی ما به اهدافمان شود. در ادامه چند نکته برای کمک به افزایش اعتماد به نفس آورده شده است:

روی نقاط قوت خود تمرکز کنیم

همه ما نقاط قوت و ضعف داریم. به جای اینکه روی ضعف های خود تمرکز کنیم، روی نقاط قوت خود تمرکز کنیم و آنها را تقویت کنیم.

اهداف واقع بینانه تعیین کنیم

وقتی برای خود اهداف واقع بینانه تعیین می کنیم، احتمال بیشتری وجود دارد که به آنها برسیم. این به ما احساس موفقیت و اعتماد به نفس می دهد.

از خودمان مراقبت کنیم

مطمئن شویم که به اندازه کافی می خوابیم، غذاهای سالم می خوریم، ورزش می کنیم و کتاب می خوانیم. وقتی از نظر جسمی و روحی احساس خوبی داریم، اعتماد به نفس بیشتری خواهیم داشت.

با افراد مثبت گفتگو کنیم

افرادی که با آنها وقت می گذرانیم می توانند تأثیر زیادی بر اعتماد به نفس ما داشته باشند. سعی کنیم با افرادی که مثبت، حامی و مشوق هستند بیشتر گفتگو کنیم.

به خودمان پاداش دهیم.

وقتی به یک هدف برنامه ریزی شده از قبل می رسیم، به خودمان پاداش دهیم. این به ما کمک می کند تا احساس موفقیت و غرور کنیم و اعتماد به نفس ما را افزایش می دهد.

از کمک گرفتن نترسیم.

اگر با اعتماد به نفس پایین دست و پنجه نرم می کنیم، از کمک گرفتن از یک درمانگر یا مشاور نترسیم. آنها می توانند به ما کمک کنند تا ریشه مشکلات اعتماد به نفس خود را شناسایی کرده و بر آنها غلبه کنیم.

در ادامه چند نکته دیگر برای کمک به افزایش اعتماد به نفس آورده شده است:

خودتان را با دیگران مقایسه نکنیم.

همه ما منحصر به فرد هستیم و نقاط قوت و ضعف خاص خود را داریم. خودمان را با دیگران مقایسه نکنیم، زیرا این می تواند منجر به احساس حقارت و کاهش اعتماد به نفس شود.

اشتباهات را به عنوان فرصتی برای یادگیری ببینیم.

همه اشتباه می کنند. به جای اینکه روی اشتباهات خود تمرکز کنیم، آنها را به عنوان فرصتی برای یادگیری و رشد ببینیم.

از منطقه امن خود خارج شویم.

انجام کارهای جدید و به چالش کشیدن خود می تواند به ما کمک کند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم. از منطقه امن خود خارج شویم و چیزهای جدید را امتحان کنیم تا تجربه های جدید کسب کنیم.

به خودمان باور داشته باشیم.

مهمترین چیز این است که به خودمان باور و ایمان داشته باشیم. بدانیم که ما قادر به انجام هر کاری هستیم که ذهنمان را به آن معطوف کنیم.


۲

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در نهایت چند نکته در مورد بهبود بخشی به عزت نفس ما را یادآور میشوم.

🚩چند نکته که به رشد عزت نفس ما کمک می‌کند

🚩خود را با دیگران مقایسه نکنیم، هر انسانی متفاوت است و مقایسه ما با دیگران مقایسه دو چیز نامشخص است.

🚩در مورد خود مثبت فکر کنیم و در توصیف خود جمله ی مثبت بکار بگیریم.

🚩از انتقادات سازنده تشکر کنیم واگردرست بود انرا بپذیریم و بکار گیریم. گاهی دیگران اینه رفتار ما می‌شوند.

🚩 گروههای حامی با علایق مشترک را پیدا کنیم و با شرکت در فعالیت های آن گروه ها احساس خوب را تجربه کنیم.

🚩 روزاه چیزهایی را یادداشت کنیم و بخصوص موفقیتهای خود را با یک رنگ دیگر بنویسیم و بولد کنیم.

🚩 توان روانی و توانمدیهای دیگر خود را بشناسیم و ارج بگذاریم.

🚩 تا انجایی که از دست ما بر میاید با بزرگواری به دیگران کمک کنیم.

🚩 علایق و اشتیاق خود را بشناسیم و انها را زندگی کنیم.

🚩 تقلید کورکورانه نکنیم و  خودمان باشیم.

پایان

۳

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

⭐️تأثیر کمبود ویتامین ها و سبک زندگی بروی روان ما ☀️

مراجعین زیادی امروزه پی برده اند که مشکلات روانی آنها به عوامل گوناگون از جمله ویتامین ها مربوط است و در اینجا به مهمترین آنها و سبک زندگی نیز میپردازم

کمبود ویتامین‌ها می‌تواند تأثیرات مختلفی بر روان و روحیه ما داشته باشد. به عنوان مثال:

🔠 ویتامین D: کمبود ویتامین D ممکن است به افزایش احتمال افسردگی و اضطراب مرتبط با فصل‌های سرد سال کمک کند. این ویتامین نقشی در تنظیم سطح سروتونین دارد، که مهمترین عامل مرتبط با روحیه است.

🅱️ویتامین B12: کمبود ویتامین B12 می‌تواند به مشکلات حافظه، افت تمرکز و افسردگی منجر شود. این ویتامین نقش مهمی در سیستم عصبی دارد.

🔠 ویتامین C: کمبود ویتامین C ممکن است به افزایش استرس و اضطراب منجر شود. این ویتامین به تنظیم سطح کورتیزول، یک هورمون استرس، کمک می‌کند.

🅱️ ویتامین B6: کمبود ویتامین B6 می‌تواند به علائمی مانند افسردگی، خستگی، و اضطراب منجر شود. این ویتامین نقشی در ساختار نوروترانسمیترها دارد که برای تنظیم حالت روحی مهم هستند.

🔠 ویتامین E: کمبود ویتامین E ممکن است به مشکلات حافظه و تمرکز منجر شود. این ویتامین نقشی در حفاظت از سلول‌های مغزی در برابر استرس اکسیداتیو دارد.

خواب و تغذیه مناسب، ورزش، خواندن کتاب و مصرف ویتامین‌ها و مواد مغذی به مقدار کافی می‌تواند به عنوان سبک زندگی سالم به بهبود و تقویت جسم و سلامت روان کمک کند. باید بدانیم که این دو مقوله جدا از هم عمل نمیکنند. به علاوه، باید توجه داشت که کمبود ویتامین‌ها ممکن است تأثیرات مختلفی بر روان ما داشته باشد، اما عوامل دیگری نیز می‌توانند نقش بسیار مهمی در سلامت روانی ما ایفا کنند. این عوامل که عمدتا

🔣سبک زندگی🔣

نامیده میشوند که شامل موارد زیر می‌شوند:

1️⃣.مدیریت زندگی روزمره: تغذیه مناسب تنها یک جنبه از سلامت روانی است. ورزش منظم، استراحت و خواب کافی، مطالعه کافی و مهارت مدیریت استرس نیز نقش مهمی در بهبود روان ایفا می‌کنند. بالانس بین کار و زندگی نیز در اینجا به عنوان سبک سالم زندگی قابل ذکر است.

2️⃣. عوامل اجتماعی و روابط انسانی: روابط اجتماعی سالم و حمایت از خانواده و دوستان نیز بر سلامت روانی ما تأثیرگذار هستند. طوریکه روابط اجتماعی در تحقیقات جدید از عوامل طول عمر شناخته شده است و سبک زندگی را تعیین میکند.

3️⃣. بیماری‌های جسمی: بعضی بیماری‌ها و شرایط جسمی می‌توانند به مشکلات روانی منجر شوند - روان_تنی. به عنوان مثال، بیماری‌های مغزی یا هورمونی ممکن است به اختلالات روانی غافلگیر کننده منجر شوند. ابن بدان معناست که در سبک زندگی سالم کنترل های پزشکی سالانه نیز حائز اهمیت است.

4️⃣. عوامل ژنتیکی: بروز برخی از اختلالات روانی در برخی افراد در محیط و شرایط خاص و تحت سترس های زیاد یا سبک زندگی نامناسب به دلیل عوامل ژنتیکی ممکن است بیشتر شود. تحقیقات نشان داده اند که سبک زندگی سالم در بروز اختلالات روانی با وجود پرفرنس های ژنتیکی قابل پیشگیری میباشند.

5️⃣. داروها، الکل و مواد مخدر: مصرف سرخود برخی از داروها و الکل و استفاده از مواد مخدر به عنوان سبک زندگی ناسالم می‌تواند به تغییرات در حالت روانی و بروز اختلالات منجر شود.

بنابراین، برای حفظ سلامت روانی، سبک زندگی سالم اعم از مراقبت از تغذیه مناسب، خواب کافی و ورزش تنها یکی از جنبه هاست. بهتر است به عنوان یک پکیج کامل عوامل سلامتی فیزیکی و روانی در نظر گرفته شوند تا به بهبود کلیت سلامت و روانیمان کمک کنند. در صورت داشتن نگرانی‌های خاص درباره سلامت روان و یا کمبود ویتامین ، مشاوره از یک متخصص و روانشناس نیز می‌تواند کمک کننده باشد.

پایان


@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 خطاهای شناختی
هنگام تحلیل و تفسیر و قضاوت در مورد رویدادها ما را به دام خودش گرفتار می‌کنن و باعث می‌شه که ما نتونیم شرایط موجود را به درستی ارزیابی کنیم و بهترین گزینه‌ی پیش رو را انتخاب کنیم. اکثر خطاهای شناختی به مرور زمان و در اثر زندگی طولانی‌ مدت انسان بر روی کره زمین، در مغز ما انسانها شکل گرفته‌ و ضمن اینکه بسیاری از اونها به بقاء ما کمک کردن و یا به فکر کردن سریع‌تر و تصمیم گیری بهتر مغز ما کمک می‌کنن، هزینه‌هایی هم به ما تحمیل می‌کنن.

مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه....(خطای تعمیم)

یا اگر انسانهای اولیه میرفتند شکار و یکی میوه قرمزی رو میخورد و میمرد احتمالا بقیه از همه میوه های قرمز پرهیز میکردند تا تجربه جدیدتری کشف کنند...تعمیم

امروزه اگه ما دو بار با یک مثلا روانشناس بد سر و کار داشته باشیم براحتی تعمیم میدیم به همه روانشناسی ... و ...و....و....

سوگیری های شناختی در همه انسانها تقریبا مشترک هستند و تحریف ها بسته به فرد و بازتاب و تحصیلات و فرهنگ و غیره داره...

فهرست برخی از انواع خطاهای شناختی از نوع سوگیری

اعتماد به نفس بیش از حد (Overconfidence Bias)

خطای تایید خود (Confirmation Bias)

تمرکز بر آخرین اطلاعات (Recency Bias)

اثر لنگر انداختن (Anchoring)

خطای تمرکز بر اطلاعات در دسترس یا Availability Bias

اجتناب از تعارض شناختی (Cognitive Dissonance)

تفکر کلیشه ای یا استریوتایپ Stereotype

فهرست برخی از انواع تحریف های شناختی

تفکر همه یا هیچ یا All or nothing

تعمیم دادن یا Over-generalization

بایدها یا Should Statements (درس جبر محیطی در گفتگو)

برچسب گذاری بر روی خود و دیگران یا Labeling

بزرگنمایی و کوچکنمایی یا Magnification / Minimization

حذف رویدادها و اطلاعات مثبت یا Disqualifying Positives

پریدن به نتیجه بدون طی شدن مسیر Jumping to Conclusions

شخصی کردن و به خودگرفتن Personalization

ذهن خوانی یا Mindreading

خطای هاله ای (Halo Effect)


👈دو تا کتاب خوب در این زمینه:

📚 کتاب تفکر سریع و آهسته (کانمن)

📚 کتاب هنر شفاف اندیشیدن از ردلف دوبلی عالی هستند و احتمال زیاد تو کتابخانه گروه ما هست.

موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍مفاهیم گافمن

◀️خود از نظر گافمن یک برداشت از چه کسی بودن فرد است و یک اثر نمایشی است که از صحنه ی بلافصلی که در آن ارائه می شود برمی خیزد.

◀️ محیط آن صحنه ی فیزیکی است که اگر قرار است کنشگران درگیر اجرای نقش شوند،می بایست به صورت عادی وجود داشته باشند.

◀️ نمای شخصی بیانگر آن اقلام از تجهیزات است که مخاطب آن ها را همراه با اجرا کنندگان می داند و از آن ها انتطار دارد این تجهیزات را در محیط خود داشته باشد.

◀️ جلوه نحوه ی نگاه کنشگر به مخاطب است و بویژه شامل آن اقلامی است که پایگاه اجتماعی نمایشگر را نشان میدهد.

◀️ رفتار نمایشی زندگی اجتماعی را به عنوان مجوعه ای از اجراهای نمایشی شبیه به آنهایی که در تئاتر اجرا می شوند در نظر می گیرد.

◀️ مدیریت اثرگذاری شامل فنون و روش هایی است که کنشگران برای حفظ اثرگذاری ها در هنگام مواجهه با مشکلاتی که احتمالا با آن ها مواجهه می شوند و در مقابله با این مشکلات به کار می گیرند.

◀️ جلوی صحنه آن بخش از اجرای نمایش است که به طور کلی به صورتی نسبتا ثابت و عمومی اجرا می شود تا موقعیت را برای کسانی که اجرای نمایش را مشاهده می کنند،تعریف کند.

◀️ پشت صحنه جایی است که واقعیت های جلوی صحنه پوشانده می شوند یا انواع گوناگون کنش های غیر رسمی ممکن است رخ دهد.

◀️ فاصله ی نقش به میزان جدایی افراد از نقش هایی که در آن ها قرار دارند،می پردازد.

◀️ داغ شامل شکاف بین هویت بالقوه و هویت اجتماعی بالفعل می باشد.

◀️ داغ بی اعتبار شده زمانی رخ می دهد که کنشگر فرض می کند مخاطبان تفاوت ها را می دانند یا این تفاوت ها برایشان آشکارند،در حالی که داغ بی اعتبارپذیر داغی است که در آن مخاطبان نه تفاوتها را می دانند و نه می توانند تصورش را بکنند.

◀️ هاله پوششی کوششی است که کنشگران با محدود ساختن تماس بین خودشان و مخاطب و پنهان داشتن چیزهای پیش پا افتاده ی رایج در اجرای نقش می کنند تا مخاطبشان را در هاله نگه دارند.

◀️ منش نحوه ی کردار یا رفتار کنشگر است؛به مخاطب یادآور می شود که از یک نمایشگر انتظار می رود چه نوع نقشی را بازی کند.

کتاب: مبانی نظریه ی جامعه شناختی معاصر و ریشه های کلاسیک آن
جورج ریتزر
برگردان خلیل میرزایی و علی بقایی
موریس ستودگان:
💫💫💫💫💫

زندگی ما انسانها به مثابه خانه ایست که از اطاقکهای متفاوت بنا شده.

👈 اطاقک فانتزی های ما. جایی است که کسی راهی ندارد و در بهترین حالات افراد را در گوشه هایی از این اطاقک به صلیب میکشیم.

👈اطاقک انتظار های ما. جایی است که به خودمان حق میدهیم و دیگران را محکوم میکنیم. من در این باب بارها گفته ام که "وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد". من این اطاقک را به مانند حمام میبینم که خودمان را تمیز میبینیم ولی مدام به آنجا برمیگردیم.

👈 اطاقک ناآگاه ما. این اطاقک همانند سالن پذیرایی ماست. از همه در آنجا پذیرایی میکنیم بدون آنکه گاهی در خاطرمان بمانند. مهمان های ما در این اطاقک متفاوت دوست داشتنی هستند چون طرحواره های ما آنها را دعوت میکنند و دوباره بیرون میکنند.

👈 اطاقک قضاوت ما. جایی است که کارهای خودمان ارزشش بیشتر از کارهای دیگران است. مثل دستشویی یک خانه است، به بوی خودمان عادت کرده ایم و مزاحمت خاصی ایجاد نمیکند.

مثلا. اگر تلفن من زنگ بزند و جواب ندهم مشغولم. و اگر دوستم جواب ندهد تحویل نمیگیرد.

👈 اطاقک تغذیه ما، این مانند آشپز خانه یک خانه است که در آنجا از کودکی هر ارزشی را پختند یا سوختن و یا خام بود به خورد ما دادند و ما بلعیدیم. و باید هر چند گاهی این ارزشها را الک کرد تا ناآگاهانه به خورد کودکان ما ندهیم.

👈 اطاقک تفکر (بازتاب ارزشها) ما. در این اطاقک اطلاعاتی که بدست می اوریم معمولا پردازش، پیرایش و در بهترین حالت پالایش میشود و زباله های آن کنار گذاشته میشوند. این اطاق خواب یک خانه است. چرا که گاهی در تفکر خود به خواب میرویم و وقتی بیدار میشویم نیمی از عمر رفته است.

👈 اطاقک روابط ما. این اطاقک به مثابه حیاط خانه ماست. هزاران نفر میایند و میروند. آنانی میمانند که متعهد به روابط هستند و احساس مسیولیت میکنند.

گاهی باید از این خانه بیرون زد!

ستودگان ۲۰۱۸
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫

📍الگو شکنی سیستمی

در الگو شکنی سیستمی که طرحواره ها نقش بسزایی دارند ۸ نکات زیر در تغییر باور سیستم نقش مهمی را بر عهده میگیرد.

۱. آمادگی برای الگو شکنی (هدف گزاری)
۲. شناخت دقیق الگو و توسعه آن در سیستم توسط ژنوگران
۳. ارزیابی نکات مثبت و منفی الگو برای سیستم
۴. ایفای نقش جدید در سیستم و تصویر سازی ذهنی برای یک سیستم بدون الگو‌
۵. گفتگوی طرح واره ای
۶. استفاده از خلاقیت سیستم (مثلا با فیگورها رسم سیستم و روابط در آن)
۷. ارزیابی هدف در صورت خلاقیت در تغییر الگو
۸. زمانبندی برای تغییر

طرح از دکتر موریس ستودگان‌
تابستان ۲۰۱۷
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫
‌ ‌بیست تعصبِ شناختی که می‌تواند به تصمیم‌گیری نادرست بی‌انجامد .

مقدمه
👈آیا متعصب هستیم ؟
احتمالن اکثر ما پاسخ میدهیم نه.
و وقتی میپرسند از کجا میدانی ، پاسخ بدهیم چون خودمان را میشناسیم!
خب راستش من هم تا قبل از خوندن این مطلب همین پاسخ را میدادم .
اما اگه مثل من فکر می‌کردید ، باید بدانید که در اشتباه هستید .
قبل از شناخت خودتان ، باید بدانید تعصب چیست ؟
چون به احتمال زیاد خیلی از ماها نمیدانیم تعصب چیست.

ذهن انسان چیز زبیایی‌ست.
توانایی ما برای درک، اداره و بیان تجربیات فردی مان دلیلی مهم برای موفقیت ما بعنوان یک گونه بوده است.
با این همه، نباید بیش از حد خودشیفته بود.
همان قدر منطقی که مایلیم فکر کنیم هستیم، الگوهای تفکری که می‌تواند ما را بسوی تصمیم‌های غیرمنطقی پیش برد در مغزِ ما نهادینه شده است.
دانشمندان و روانشناسان دانش شناخت این سو‌گیری‌ها را «تعصب‌های شناختی» می‌نامند.
به عبارتی ساده، تعصب‌های شناختی خطاهایی هستند که مغز هنگام تصمیم گیری، ارزشیابی یا سایر فرایندهای شناختی می‌کند.
این تعصب ها معمولا بدلیل ارتباط با خاطرات عاطفی پیشین روی می‌دهند.
ما این انحراف ها را روزانه تجربه کرده و انجام می‌دهیم، حتی اگر کاملا از آن ناآگاه باشیم.
در واقع، در جهان کسب و کار، سیاست و بازاریابی، از این کاستی‌های کوچک مغز بطور منظم استفاده و علیه شما بکار گرفته می‌شود.
#بیست‌تعصب‌شناختی

‌ بیست تعصبِ شناختی که می‌تواند به تصمیم‌گیری نادرست بی‌انجامد .
قسمت نخست
👈تعصب مرجع:
مردم بیش از حد متکی به نخستین اطلاعاتی هستند که می‌شنوند.
در مورد مذاکره برای تعیین دستمزد، کسی که نخستین پیشنهاد را می‌کند دامنه‌ای را بنا می‌نهد که در ذهن هر فرد احتمالات منطقی است.

👈قسمت دوم
در دسترس بودن غیرمستدل
مردم برای اطلاعاتی که در دسترس‌شان قرار دارد ارزشی بیش از حد قایل می‌شوند.
یک نفر ممکن است استدلال کند که سیگار کشیدن برای سلامتی زیان‌بار نیست زیرا یک نفر که روزی سه سیگار می‌کشیده عمری بالای صد سال داشته است.

👈قسمت سوم
ارابه دسته موسیقی سیار(رفتار مقلدانه)
احتمال اینکه کسی اعتقادی را برگزیند بستگی به تعداد افرادی دارد که به آن اعتقاد دارند.
این شکلی قدرتمند از همرنگی با جماعت است و دلیل بی نتیجه ماندن اغلب نشست‌هاست.

👈قسمت چهارم
تعصب نقطه کور
ناتوانی در شناسایی تعصب‌های شناختی‌تان، خودش یک تعصب است.
مردم بیشتر متوجه تعصب‌های شناختی و عاطفی در دیگران می‌شوند تا در خودشان.

👈قسمت پنجم
تعصب پشتیبان گزینه.
هنگامی که چیری را انتخاب می‌کنید مایلید درباره‌ی آن مثبت فکر کنید، حتی اگر آن گزینه نقایصی داشته باشد.
مثلا وقتی فکر می‌کنید سگ‌تان چقدر عالی‌ست .
حتی اگر هر چند وقت یک بار مردم را گاز بگیرد‌.

👈قسمت ششم
توهم خوشه‌بندی .
این تمایل به دیدن الگوهایی در رویدادهای تصادفی است.
کلید مغالطه‌ها در قمار، مثلا این ایده که قرمز بیشتر احتمال وقوع در میز رولت دارد بعد از اینکه چند بار پشت سرهم قرمز آمده باشد.
.
👈قسمت هفتم
تعصب تایید:
ما مایلیم فقط به اطلاعاتی گوش دهیم که پیش فرضیه‌های ما را تایید می‌کند .
یکی از چنددلیلی که چقدر سخت است درباره تغییرات آب و هوا صحبت هوشمندانه‌ای داشت.

👈قسمت هشتم
تعصب محافظه‌کاری .
وقتی است که افراد شواهد پیشین را بر شواهد یا اطلاعات جدید ترجیح می‌دهند.
افرادی که که در پذیرش گِرد بودن زمین کُند هستند زیرا درک پیشین خود را حفظ کرده‌اند که زمین مسطح است.

👈قسمت نهم
تعصب اطلاعاتی.
تمایل به جستجوی اطلاعات زمانی که بر اقدام تاثیری نمی‌گذارد.
اطلاعات بیشتر همیشه بهتر نیست.
با اطلاعات کمتر، افراد اغلب پیش‌بینی‌های دقیق‌تری انجام می‌دهند.

👈قسمت دهم
اثر شترمرغی :
تصمیم برای نادیده گرفتن خطرات یا اطلاعات منفی با « فرو بردن سر در شن» مثل یک شترمرغ.
پژوهش‌هایی مطرح می‌کنند که سرمایه گذاران ارزش سهام خود را در بازارهای بد در دفعات کمتری بررسی می‌کنند.

👈قسمت یازدهم .
تعصب به نتیجه:
داوری درباره‌ی یک تصمیم بر اساس نتیجه تا اینکه چگونه تصمیم در همان لحظه تا چه حد دقیق اتخاذ می‌شود.
فقط چون شما در وگاس خیلی برده‌اید به معنای آن نیست که قمار با پولتان یک تصمیم هوشمندانه باشد.

👈قسمت دوازدهم
اعتماد به نفس بیش از حد:
برخی از ما بیش از حد به توانمندی‌هایمان اعتماد داریم و این سبب می‌شود که در زندگی روزانه‌مان ریسک‌های بزرگ‌تری بکنیم.

متخصص‌ها بیشتر در معرض این تعصب هستند تا افراد غیر‌متخصص چون آنها بیشتر مطمئن هستند که درست عمل می‌کنند.

👈قسمت سیزدهم
اثر دارونما :
هنگامی که به‌سادگی معتقد باشیم که چیزی تاثیر معینی بر شما دارد سبب می‌شود که آن چیز آن تاثیر را داشته باشد.
در پزشکی، افرادی که داروهای تقلبی مصرف می‌کنند اغلب همان تاثیرات فیزیولوژیکی را تجربه می‌کنند که افرادی که داروی واقعی را مصرف کرده‌ا
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ند.
.
👈قسمت چهاردهم .
تعصب به ابتکار:
زمانی که هوادار یک ابتکار تمایل دارد که مفید بودن آن را بیش از حد ارزیابی کرده و محدودیت‌هایش را کمتر.
بنظر آشنا می‌آید، دره سیلیکون؟
.
👈قسمت پانزدهم
تازگی:
تمایل به اینکه به آخرین اطلاعات وزن بیشتری داده شود تا داده‌های قدیمی تر.
سرمایه گذاران اغلب فکر می‌کنند که بازار همیشه همان گونه بنظر می‌رسد که امروز هست و تصمیم‌های نابخردانه‌ای می‌گیرند.
.
👈قسمت شانزدهم
نکته برجسته .
تمایل ما به تمرکز بر آسان‌ترین ویژگی‌های قابل شناخت یک فرد یا یک فرضیه.
زمانی که درباره‌ی مُردن فکر می‌کنید ممکن است نگران کشته شدن بدست یک شیر باشید در مقابل آنچه که از لحاظ آماری بیشتر محتمل است نظیر مرگ در یک تصادف خودرو.

👈قسمت هفدهم
آگاهی انتخابی .
زمانی که اجازه می‌دهیم انتظارات‌مان بر چگونگی مشاهده دنیا تاثیر بگذارد.
یک آزمون تجربی که بازی فوتبال بین دانشجویان دو دانشگاه در آن دخیل بود نشان داد که یک تیم، می‌بیند تیم مخالفش بیشتر خطا می‌کند.

👈قسمت هجدهم
رفتار قالبی(یا کلیشه‌ای):
پیش‌بینی اینکه یک گروه یا یک فرد کیفیات معینی داشته باشد بدون آنکه اطلاعات واقعی درباره‌ی آن گروه یا فرد داشته باشیم.
این امر به ما اجازه می‌دهد که به‌سرعت بیگانه‌ها را بعنوان دوستان یا دشمنان بشناسیم، اما افراد تمایل دارند که از آن بیش از حد یا به شیوه نادرستی استفاده کنند.

👈قسمت نوزدهم
تعصب بقا:
خطایی که از تمرکز بر مثال‌هایی که بیشتر دوام آورده‌اند سبب می‌شود که درباره‌ی یک موقعیت به نادرستی داروی کنیم.
برای مثال، ممکن است فکر کنیم که کارآفرین بودن، ساده است زیرا از آن همه افرادی که شکست خورده‌اند هیچ نشنیده‌ایم.

👈قسمت بیستم
تعصب ریسک صفر:
جامعه‌شناسان دریافته‌اند که ما عاشق قطعیت هستیم حتی اگر ضد تولیدی باشد.
حذف ریسک بطور کامل یعنی شانسی برای آسیب به هر دلیل وجود ندارد.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍نقطه کور

👈نقطه کور ذهن ما کجا ست؟

ما اغلب عادت به این‌ داریم که خطاهای دیگران را سریعتر و راحت تر از خطاهای خودمان ببینیم. گرایش به این باور که ما کمتر از دیگران دچار اشتباه می شویم را 🔻"خطای نقطه کور"🔻 می گویند. حتما در هنگام رانندگی به نقطه کور اینه های بغل پی برده اید و این نقطه کور در انسانها نیز به وضوح قابل مشاهده است. زمانیکه نتوانیم اشتباه خود را دریابیم، ممکن است قضاوتها و رفتارهای ما در قبال دیگران آسیب زا بوده و پسامد غیر قابل جبران به همراه داشته باشد. بیشتر مردم باور دارند که تصمیم هایی که خودشان می گیرند، عاقلانه تر از تصمیم های دیگران است . هستند افرادی که، به کشف خطاهای دیگران دقت میکنند و کشف آن خطاها را ناشی از هوش بالای خودشان می دانند! و غافل از اینکه خودشان هم از دید بیرون جزو دیگرانند. در یک تحقیق از یک دانشگاه معتبر امریکا که بر روی ۶۰۰ شهروند آمریکایی انجام شد، نتایج نشان داد که ۸۵ درصد مردم خود را کمتر از میانگین جامعه در معرض اشتباه می دیدند ! نتایج تحقیقات به نکاتی جالب اشاره می کند که حتی بعد از آنکه خطای نقطه کور برای افراد تشریح می شود، مقاومت در برابر پذیرش اشتباه از طرف آنها بیشتر می شود! و افراد بیش از آنکه به نصيحتها گوش بدهند، شروع به پند و اندرز نیز می کنند! اگر دیده باشید در بسیاری از جدالهای زناشویی و یا تصادفات خیابانی هیچکدام از طرفین حاضر نیستند از مواضع خودشان کوتاه بیایند و این دقیقا بخاطر بروز همین خطا از جانب دو فرد است که کسی حاضر به دیدن اشتباه خود در آن لحظه نیست. .گر چه این تحقیق در یک اِفکت جانبی خود نشان داد؛ خانمها نسبت به اقایان خطا خود را زودتر میپذیرند.

دکتر موریس ستودگان💫

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
از دکتر موریس ستودگان

📍زیگموند فروید احتمالاً بحث برانگیزترین و پر سوء تفاهم ترین نظریه پرداز روانشناسی است. هنگام خواندن نظریه های فروید ، مهم است که به یاد داشته باشید که او پزشک بود ، نه روانشناس. در آن زمان که او تحصیلات خود را دریافت کرد ، چیزی به عنوان مدرک روانشناسی وجود نداشت ، که می تواند به ما در درک برخی از اختلاف نظرهای نظریه های امروز کمک کند. با این حال ، فروید اولین کسی بود که به طور سیستماتیک مطالعه و نظریه پردازی عملکرد ذهن ناخودآگاه را به روشی که با روانشناسی مدرن در ارتباط هست ، انجام داد.
در سالهای اولیه کار خود ، فروید با یوزف برویر ، پزشک وین همکاری داشت. در این مدت ، فروید به داستان درمان یکی از بیماران ، بنام Bertha Pappenheim ، که با نام مستعار آنا O. به آن اشاره شده بود ، علاقمند شد (Launer، 2005). آنا ا. هنگامی که شروع به تجربه علائمی مانند فلج جزئی ، سردرد ، تاری دید ، فراموشی و توهم می کرد از پدر در حال مرگش مراقبت می کرد (Launer، 2005). در دوران فروید ، معمولاً به این علائم هیستری گفته می شد. آنا O. برای درمان به بروئر مراجعه کرد. وی 2 سال (1882-1880) را در معالجه آنا O گذراند و فهمید که به نظر می رسد اگر به او اجازه داده شود که در مورد تجربیاتش صحبت کند ، باعث تسکین علائم وی می شود. برویر درمان خود را 👈"درمان با صحبت کردن" یا Talking Cure نامید (Launer، 2005). با وجود این واقعیت که فروید هرگز آنا O. را ملاقات نکرد ، داستان او به عنوان پایه و اساس کتاب 1895 ، مطالعات در مورد هیستریا ، که او با نویسندگی برویر همکاری کرد ، خدمت بزرگی به انسان کرد. بر اساس توضیحات برویر در مورد درمان آنا O ، فروید نتیجه گرفت که هیستری نتیجه سوءاستفاده جنسی در دوران کودکی است و این تجربیات آسیب زا از آگاهی پنهان شده میماند. در اینجا برویر با فروید اختلاف نظر داشت ، که خیلی زود کارشان نیز با هم به پایان رسید. با این حال ، فروید به کار خود در زمینه تصحیح روش جدید گفتگو درمانی و ساختن نظریه خود در مورد شخصیت ادامه داد.

🔺 در سطح اگاه
فروید برای توضیح مفهوم آگاه در مقابل تجربه ناخودآگاه ، ذهن را با یک کوه یخ مقایسه کرد (شکل زیر). وی گفت: فقط حدود یک دهم ذهن ما هوشیار و اگاه است و بقیه ذهن ما ناخوداگاه است.
👈ناخودآگاه ما به آن بخش از فعالیت ذهنی اشاره دارد که ما از آن بی خبر هستیم و قادر به دسترسی ان نیستیم (فروید ، 1923).

طبق گفته فروید ، ارزوها و خواسته های نامتعارف از طریق فرآیندی به نام واپسرانی در ناخودآگاه ما نگهداری می شوند. به عنوان مثال ، بعضی اوقات چیزهایی را می گوییم که قصد انرا نداریم و با تعویض ناخواسته کلمه دیگری برای کلمه مورد نظر انرا بیان میکنیم - جالب اینجاست گاهی متوجه این اشتباه هم نمیشویم. شما احتمالاً از لغزش فرویدی freudian slip به المانی freudtsche شنیده اید ، اصطلاحی که برای توصیف این مورد استفاده شده است.

فروید اظهار داشت که لغزش زبان در واقع یک فشار جنسی یا تهاجمی است که بطور تصادفی از ناخودآگاه ما خارج می شود. خطاهای گفتاری مانند این بسیار رایج هستند. امروزه زبان شناسان با دیدن آنها به عنوان بازتاب تمایلات ناخودآگاه ، دریافته اند که وقتی ما خسته یا عصبی هستیم و یا در سطح بهینه عملکرد شناختی خود نیستیم ، لغزش زبان ایجاد می شود. (موتلی ، 2002).

فروید معتقد بود که ما فقط از مقدار کمی از فعالیتهای ذهن خود آگاه هستیم و بیشتر آن در ناخودآگاه ما پنهان مانده است. اطلاعات ناخودآگاه ما بر رفتار ما تأثیر می گذارد ، گرچه ما از آن بی خبر هستیم. به گفته فروید ، شخصیت ما از درگیری بین دو نیرو شکل می گیرد:
یکی درایوهای تهاجمی بیولوژیکی و بخش لذت جوی ما در مقابل دیگری نیروی کنترل داخلی (به واسطه تربیت اجتماعی) ما بر روی این درایوها.

در نتیجه 👈 شخصیت ما نتیجه تلاش ما برای برقراری تعادل بین این دو نیروی رقیب است. فروید اظهار داشت كه ما می توانیم این را با تصور سه سیستم تعامل در ذهن خود بفهمیم. او آنها را شناسه ID ، نفس SELF/EGO و ابرنفس SUPER EGO خواند.
📍مهم است که بدانیم وظیفه Ego ، برقراری تعادل بین درایوهای (سائق) پرخاشگرانه و لذت بخش ID ما با Supergo که وظیفه کنترل اخلاقی را به عهده دارد, میباشد. نمودار زیر 👇

نیروی ID--◁واسط EGO▷--نیروی superego

مثال: البرت زنی را میبینه و ID میگه خوشگله برو ماچش کن (سائق لذت) , Ego میگه نه نه صبر کن من مشورت کنم با تربیت superego ببینم کار درستی هست... میگه نه ممکنه بزنه تو گوشت/ شکایت کنه/ مجرم بشی/ بری زندان/ عیب/ گناهه/ نکن/... تا علی پشیمون شه.


@thinkpluswithus


1/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
شناسه ناخودآگاه Id حاوی ابتدایی ترین درایوها یا امیال هستند که از بدو تولد وجود دارد. این انگیزه ها گرسنگی ، تشنگی و رابطه جنسی را هدایت می کنند. فروید معتقد بود كه id براساس آنچه او "اصل لذت" pleaseur principle مینامد، عمل می كند كه در آن id به دنبال رضایت فوری میباشد. از طریق تعامل اجتماعی با والدین و دیگران در محیط رشد کودک ، ego و superego برای کمک در کنترل id رشد می کنند. این superego با تعامل کودک با دیگران ، با یادگیری قوانین اجتماعی برای عملکرد درست و نادرست شکل میگیرد.

شخصیت به عنوان وجدان ما؛ قطب نما اخلاقی ما است که به ما می گوید چگونه باید رفتار کنیم. این یک تلاش برای کامل بودن است و رفتار ما را قضاوت می کند ، و منجر به احساس غرور در ما می شود یا - هنگامی که از ایده آل خود فاصله می گیریم - احساس گناه میکنیم.

برخلاف id تمایلات غریزی و superego مبتنی بر قانون اجتماعی، ego بخشی منطقی شخصیت ماست. این همان چیزی است که فروید خود self (همان ایگو) قلمداد می کند و بخشی از شخصیت ماست که دیگران میبینند. وظیفه ego متعادل کردن خواسته های id و superego در متن واقعیت است؛ بنابراین ، بر اساس آنچه فروید "اصل واقعیت" reality principle نامید, ego عمل می کند. Ego به شخص کمک می کند تا خواسته های خود را به روشی واقع بینانه برآورده سازد.

حال id و superego در تضاد مداوم هستند ، زیرا id بدون در نظر گرفتن عواقب ، ارضا فوری می خواهد ، اما superego می گوید که باید از راههای قابل قبول اجتماعی پیروی کنیم. بنابراین ، کار ego یافتن زمینه میانی برای این دو است. این کمک می کند خواسته های ID را به روشی منطقی برآورده کنیم و ما را به سمت احساس گناه سوق ندهد. به گفته فروید ، فردی که دارای یک ego قوی است ، و می تواند خواسته های id و superego را مدیریت و متعادل کند ، شخصیتی سالم دارد. فروید اظهار داشت كه عدم تعادل در سیستم می تواند منجر به نوروز neurosis (تمایل به احساسات منفی) ، اختلالات اضطرابی یا رفتارهای ناسالم شود. به عنوان مثال ، فردی که id بر او تسلط دارد ممکن است خودشیفتگی و تکانشی باشد. ممکن است فرد تحت کنترل superego مدام احساس گناه کند و حتی لذتهای قابل قبول اجتماعی را انکار کند. برعکس ، اگر superego ضعیف یا وجود نداشته باشد ، ممکن است فرد به یک بیمار روانی osychopath تبدیل شود. یک superego بیش از حد مسلط بر شخص ممکن است در یک فرد بیش از حد کنترل کننده دیده شود که درک عقلانی وی از واقعیت آنقدر قوی است که از نیازهای عاطفی خود غافل بماند، که عصبی neurotic بوده و بیش از حد دفاعی میباشد. (استفاده بیش از حد از مکانیسم های دفاعی)


@thinkpluswithus


2/5
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
📍مراحل رشد روان جنسی Psychosexual

فروید معتقد بود که شخصیت در اوایل کودکی رشد می کند: تجربیات کودکی شخصیت های ما و همچنین رفتار ما در بزرگسالان را شکل می دهد. وی باور داشت كه ما طی دوره كودكی طی چند مرحله رشد میکنیم. هر یک از ما باید از این مراحل کودکی عبور کنیم و اگر در طی یک مرحله تربیت مناسب را تجربه نکنیم، حتی در بزرگسالی نیز در عواقب ان مرحله گیر خواهیم کرد که ان مکانیزم FIXATION نام دارد.

در هر مرحله از رشد روحی و روانی ، خواسته های لذت جویانه کودک، که از id ناشی می شود ، بر روی قسمت های گوناگون از بدن تمرکز دارد که به آن یک منطقه اروژن erogene zone گفته می شود. این مراحل به ترتیب دهانی oral ، مقعدی anal ، فالیک phallic، تاخیری latency و تناسلی genital است.

نظریه رشد روان جنسی فروید کاملاً بحث برانگیز است. برای درک ریشه های این تئوری ، خوب است که با تأثیرات سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی دوره فروید در وین در اوایل قرن بیستم آشنا شویم. در ان دوره ، جو سرکوب جنسی ، همراه با درک و آموزش محدود پیرامون تمایلات جنسی ، به شدت بر دیدگاه فروید تأثیر گذاشتند. با توجه به اینکه رابطه جنسی یک موضوع تابو بود ، فروید فرض کرد که حالات منفی عاطفی (neurose) ناشی از سرکوب فشارهای جنسی ناخودآگاه و پرخاشگرانه است. برای فروید ، یادآوری و تفسیرهایش از تجربیات و رویاهای بیماران اثبات کافی مبنی بر اینکه مراحل روان جنسی در دوران کودکی طبیعتا جهانیست, بود.

🔺جدول مراحل رشد روان جنسی فروید

👈مرحله اول: دهانی بین 0 تا 1 سالگی
ناحیه اوروژن: دهان
چالش: کودک از پذیرش پستان یا بطری خودداری می کند یا به هردلیلی که این امیال ارضا نشوند.
عواقب در بزرگسالی: جویدن ناخن, سیگار کشیدن ، پرخوری

--------------------------------#

👈مرحله دوم: مقعدی بین 1 تا 3 سالگی
ناحیه اوروژن: مقعد
چالش: آموزش توالت رفتن یا لگن نشینی یا هر چیز مربوط به ان مانند سخت گیری, کنترل, کم توجه ای به این مرحله توسط والدین یا مراقب
عواقب در بزرگسالی: مرتب بودن زیاد ، یا شلخته بودن بیش از حد. خسیس و کمالگرا

--------------------------------#

👈مرحله سوم.: فالیک بین 3 تا 6 سالگی
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: کمپلکس اودیپوس / کمپلکس الکتروا
عواقب در بزرگسالی: غرور و هیجان بیش از حد

--------------------------------#

👈مرحله چهارم.: تاخیر بین 6 تا 12 سالگی
ناحیه اوروژن: ندارد
چالش: ندارد
عواقب: ندارد
--------------------------------#

👈مرحله پنجم.: تناسلی 12 سالگی به بعد
ناحیه اوروژن: دستگاه تناسلی
چالش: ندارد
عواقب: ندارد

📍مرحله دهانی
در مرحله دهانی (از تولد 1 سال) لذت روی دهان متمرکز است. خوردن و لذت حاصل از مکیدن (نوک سینه ها ، پستانک ها و انگشتان دست) نقش مهمی در سال اول زندگی کودک دارد. در حدود یک سالگی ، نوزادان از بطری یا پستان جدا می شوند و در صورت عدم استفاده صحیح توسط والدین و مراقبین ، این روند می تواند درگیری ایجاد کند. طبق گفته فروید ، یک فرد بالغ که سیگار می کشد ، الکل می نوشد ، پرخوری می کند ، یا ناخن های خود را میجود، در مرحله دهانی از رشد روانی خود تثبیت fixation می شود. ممکن است او خیلی زود یا خیلی دیرتر از معمول از سینه یا پستانک یا شیشه شیر جدا شده باشد، در نتیجه این تمایلات تثبیت شده ، که همه به دنبال کاهش اضطراب در شخص هستند.

📍مرحله مقعد
پس از گذر از مرحله دهان ، كودكان آنچه را كه فروید مرحله مقعد (3-1 سال) نامیده است ، وارد می شوند. در این مرحله ، کودکان از حرکات روده و مثانه خود لذت می برند ، بنابراین منطقی میباشد که درگیری در این مرحله وجود خواهد دلشت, و آموزش توالت در کودکان همیشه اسان نیست. فروید اظهار داشت که موفقیت در مرحله مقعد بستگی به نحوه برخورد والدین با آموزش توالت روی دارد. والدینی که تشویق می کنند و پاداش می دهند ، نتایج مثبتی را مشاهده میکنند و می توانند به کودکان در احساس توانمندی و استقلال کمک کنند. والدینی که در آموزش توالت خشن هستند ، می تواند باعث شود کودک در مرحله مقعد تثبیت fixation شود و منجر به رشد شخصیتی مقعدی شود. شخصیت تحریک کننده مقعدی خسیس و سرسخت و کله شق است ، نیاز وسواسی به نظم و مرتب کردن دارد و ممکن است یک کمال گرا قلمداد شود. اگر والدین در آموزش توالت بیش از حد بی توجه باشند ، ممکن است کودک تثبیت fixation شود و شخصیت تحریک کننده مقعد را نشان دهد. شخصیت تحریک کننده مقعد ، کثیف ، بی دقتی ، بی نظمی و مستعد طغیان های عاطفی است.



@thinkpluswithus


4/5