Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در گذشته عموما بحث اعتیاد بروی وابستگی به مواد شیمیایی (Chemical Addiction) متمرکز بوده اما در سالهای گذشته تغییراتی در این زمینه قابل مشاهده است. به همین دلیل واژه Substance (ماده یا مواد) بارها و بارها در مقاله ها تکرار شده است:
Substance Abuse
(سوءمصرف مواد)
Substance-related Disorder
(اختلال مرتبط با مواد)
Substance Dependence
(وابستگی به مواد)
Psychoactive Substances
(مواد روانانگیز یا سایکواکتیو)
خوشبختانه در دهههای اخیر، محققان به برخی رفتارها هم که ویژگیهایی شبیه اعتیاد نشان داده اند، متمرکز شده اند. مثلاً قمار یا گیم را تصور کنید. شاید یک قمارباز به مواد قابل لمس معتاد نباشد، اما قمار ویژگیهایی از همان جنس را در شخص ایجاد میکند مانند نیاز دائمی به مصرف، اختلال در روابط اجتماعی، اشتیاق و رغبت حتی در شرایطی که بستر و زمان مناسب مهیا نیست. بنابر این استفاده از اعتیاد نادرست نیست. عینا همین موضوع در مورد رفتارهای دیگر هم وجود دارد. در همین راستا، افراد بسیاری اصطلاحات اعتیاد به اینترنت، موبایل، اعتیاد به اینستاگرام، کلا شبکه های اجتماعی، اعتیاد به بازیهای کامپیوتری، اعتیاد به کار و یا دزدی و سایر رفتارهای مشابه که میتوان نام برد.
این نوع اعتیادها را معمولاً
اعتیاد رفتاری یا
Behavioral Addiction
مینامند. البته اصطلاح اعتیاد به یک فرایند یا Process Addiction هم به کار میرود که تقریبا مترادف هستند. اما نکتهی مهمی وجود دارد و آن این است که هنوز بسیاری از طبقهبندیهای رسمی، ترجیح دادهاند اعتیادهای رفتاری را به عنوان یک اختلال جدی در فهرستهای خود نیاورند.
مثلا در موضوع اعتیاد رفتاری در DSM انها اساساً بهکارگیری کلمهی اعتیاد را چندان مناسب نمیداند؛ چه در مورد مواد شیمیایی و چه در مورد اعتیاد رفتاری. به همین سبب در مورد اعتیاد شیمیایی هم تعریف هایی مانند وابستگی به مواد (Substance-dependency)
و یا اختلال مرتبط با مواد (Substance-related Disorder) ترجیح داده می شود.
استدلال DSM این است که مطالعات و تحقیقات کافی وجود ندارند که نشان دهند رفتارها تقریباً همان کاری را با مغز میکند که مواد مخدر و سایر مواد اعتیادآور انجام میدهند.
این به آن معنا نیست که اصطلاحهای رایج (مثلاً اعتیاد به کار یا اعتیاد رسانه ای) نادرست هستند. بلکه صرفاً به این معناست که DSM ترجیح داده تا به دست آمدن تحقیقات و شواهد بیشتر، این نوع اعتیادهای رفتاری را در کنار اعتیاد به الکل و کافئین و نیکوتین قرار ندهد.
اما اعتیاد رفتاری در ICD-11
باید گفت که ICD در مقایسه با DSM رویکرد متفاوتی را انتخاب کرده است. به این شکل که علاوه بر اعتیاد به قمار، اعتیاد به بازی (هم بازیهای کامپیوتری و هم بازیهای فیزیکی و آفلاین) را در دستهبندی اعتیاد خود قرار داده است. مثلا اگر شخصی به شکل غیرمعمولی درگیر بازیهای ویدئویی کامپیوتری باشد، شاید DSM او را هنوز معتاد نداند، اما سازمان بهداشت جهانی او را معتاد تلقی میکند.
ولی سایر اختلالها در ICD سرنوشت دیگری پیدا کردهاند. ICD اختلالی با عنوان «اختلال در کنترل تکانش / "Impulse Control Disorder» را تعریف میکند مطرح میکند و توضیح میدهد که اختلال در کنترل تکانش یعنی اینکه فرد از مهار کردن امیالی که درون خود حس میکند ناتوان است. و طبیعتا اعتیاد از نگاه DSM از این نوع رفتارها سرچشمه میگیرد.
اما از دید ICD، تعبیرهای «اعتیاد به رفتارهای جنسی«، «اعتیاد به برونریزی خشم»، «اعتیاد, جنون دزدی» و مواردی مانند اینها صحیح نیست و بهتر است به جای استفاده از برچسب اعتیاد، آنها را «ناتوانی در مهار کردن امیال و تکانش درونی» تعریف کنیم.
البته اختلافنظر در این زمینه در میان حرفه ای ها همچنان وجود دارد و هر نهادی بر اساس دغدغهها و اصول و مدلهای خود، چارچوب متفاوتی را پیشنهاد میکند.
مثلاً انجمن آمریکایی اعتیاد پزشکی بنام (ASAM) که نهادی شناخته شده و مرجعی قابل قبول در علم است، وارد این نوع از دستهبندیهای DSM و ICD هنوز نشده و همهی انواع اعتیاد رفتاری و اعتیاد به مواد شیمیایی را صرفاً اعتیاد نامیده است.
2
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
وجود بسیاری از اعتیادها و وابستگی ها در جوامع مختلف به وسیله مواد و رفتارهای مخرب تأیید شده است. در زیر برخی از انواع رایج اعتیادها را بررسی می کنیم:
1. اعتیاد به مواد مخدر: شامل اعتیاد به موادی مانند الکل، نیکوتین، هروئین، کوکائین، متامفتامین، ماریجوانا و سایر مواد مخدر است.
2. اعتیاد به داروها: ممکن است افراد به داروهای تجویزی مثل آنتیدپرسانتها، ضد اضطرابها و آرامبخشها وابستگی پیدا کنند.
3. اعتیاد به بازی و اینترنت: این نوع اعتیاد شامل وابستگی بیش از حد به بازیهای رایانهای، بازیهای آنلاین، شبکههای اجتماعی و استفاده بیش از حد از اینترنت است.
4. اعتیاد به قمار: شامل وابستگی به بازیهای قماری مثل پوکر، بازیهای کازینو و شرطبندیهای ورزشی است.
5. اعتیاد به غذا: در برخی از موارد، افراد میتوانند به غذا وابستگی پیدا کنند و رفتارهای بیرویه در مصرف غذا داشته باشند، مانند اضطراب غذایی و افراط در خوردن.
6. اعتیاد به خرید: این نوع اعتیاد شامل وابستگی به خرید و خرید اجتماعی بیش از حد است.
7. اعتیاد به کار: در برخی موارد، فرد ممکن است به کار وابسته شود و رفتارهای کاری مضری را انجام دهد، مثل کار اضافه و بیش از حد، کار تا دیروقت
8. اعتیاد به اینترنت و رسانههای اجتماعی: شامل وابستگی بیش از حد به استفاده از رسانههای اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و مصرف طولانی مدت اینترنت است.
9. اعتیاد به کافئین: ممکن است فرد به مصرف مکرر و بیش از حد موادی مانند قهوه، نوشیدنیهای انرژی زا و چای مبتنی بر کافئین وابستگی پیدا کند.
10. اعتیاد به ترکیبات شیمیایی: شامل وابستگی به مواد شیمیایی مختلف مانند ترکیبات حاوی سموم، حشیش، LSD و غیره است.
11. اعتیاد در جوانان: شامل وابستگی به رفتارهای خطرناک و مخرب در مراحل بیشتری از جوانی است، مانند مصرف الکل، مواد مخدر، رفتارهای جنسی خطرناک و خشونت.
12. اعتیاد به چسب کارتن: این نوع اعتیاد شامل وابستگی به مصرف کارتنها، مانند چسب کارتن و سایر محصولات شیمیایی مشابه است.
13. اعتیاد به خودکشی: در برخی موارد، افراد ممکن است به رفتارهای خودکشی وابسته شوند و امید بهبود نداشته باشند.
14. اعتیاد های رفتاری، اعم از دزدی و رفتارهای جنسی و یا ریسکی که قابل کنترل برای شخص نیستند
و طبیعتا اعتیاد های دیگر نیز قابل ذکرند ...
نکته مهمی که لازم است بدانیم این است که اعتیاد به هر نوعی میتواند جدی و مخرب باشد و نیاز به حمایت و درمان داشته باشد.
در بخش های بعدی این مقاله دلایل زیادی که برای شروع اعتیاد وجود دارد را توضیح خواهم داد؛ عواملی مانند فشار همسالان، مشکلات جسمی و جنسی، قرار گرفتن در معرض مصرف مواد مخدر توسط والدین و یا نزدیکان، استرس، عدم حمایت خانواده، کمبود محبت و شیوه فرزند پروری و غیره که میتواند بر میزان احتمال مصرف مواد مخدر و اعتیاد فرد تأثیر زیادی داشته باشد.
بسیاری از افراد حرفه ای و محققان اعتیاد را یک بیماری مزمن و قابلدرمان میداند که در اثر تعامل پیچیدهی مغز، ژنتیک، محیط و تجربیات شخصی هر فرد شکل گرفته است. افراد معتاد به سراغ رفتارهای خاص یا مواد شیمیایی میروند و آن رفتارها و مواد به تدریج برایشان به یک جبر درونی تبدیل میشود. یعنی با وجودی که تبعات منفی و آسیبهای آنها را میشناسند، نمیتوانند در برابر وسوسهشان مقاومت کنند. ولی باید آگاه باشیم که اعتیاد عموما یک جانشین برای یک چاله احساسی میباشد.
در بخش های متفاوت این مقاله به این سه نکته اشاره خواهم کرد.
3
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تربیت کودکان برای پیشگیری از اعتیاد یک موضوع پیچیده است و بسیاری از عوامل مختلف در این مسئله نقش میبازند. هرچند که هیچ روش تربیتی 100٪ تضمینی برای جلوگیری از اعتیاد وجود ندارد، اما برخی عوامل و روشها میتوانند ریسک ابتلا به اعتیاد را کاهش دهند. در زیر به برخی عوامل و روشهای مهم اشاره میکنم:
1. ارتباط و ارتباط مؤثر: برقراری ارتباط صمیمی و مؤثر با کودکان از طریق گفتگو، گوش دادن به احساسات آنها و پاسخگویی به نیازهایشان میتواند به تقویت اعتماد به نفس و ارتباط اجتماعی سالم کودکان کمک کند و به دنبال آن احتمال اعتیاد را کاهش دهد.
2. آموزش مهارتهای اجتماعی: آموزش کودکان برای برقراری روابط مثبت، حل مسئله، مدیریت خشم و استفاده از مهارتهای اجتماعی سالم میتواند آنها را در مقابل فشارها و تنشهای روزمره مقاومتپذیرتر نماید و به افزایش استحکام روانی و اجتماعی آنها کمک کند.
3. آگاهی از مخاطرات: آموزش کودکان درباره مخاطرات موجود در استفاده از مواد مخدر و رفتارهای خطرناک، به همراه توضیح اثرات منفی آنها بر سلامت و زندگی آنها، میتواند تأثیر گذار باشد.
اگرچه جلوگیری از اعتیاد نیازمند یک رویکرد چندجانبه است و وابسته به عوامل فردی و محیطی متعددی است، اما موارد زیر در پیشگیری میتوانند مفید واقع شوند.
4. تقویت خودکنترل و مدیریت استرس: آموزش به کودکان مهارتهایی مانند خودکنترل، مدیریت استرس، تصمیمگیری مسئولانه و پیشبینی عواقب اقدامات خود، میتواند آنها را در مقابل فشارها و تحریکات منفی مقاومتپذیرتر سازد.
5. ایجاد محیط سالم و پشتیبان کننده: فراهم کردن یک محیط خانوادگی و اجتماعی سالم که به کودکان احساس امنیت و پشتیبانی میدهد، اهمیت بالایی در پیشگیری از اعتیاد دارد. این شامل ارائه حمایت و عشق، ارزشهای قوی و سالم، محدودیت دسترسی به مواد مخدر و رفتارهای خطرناک، و تقویت ارتباطات خانوادگی مثبت است.
6. آموزش مهارتهای مقابله: آموزش به کودکان مهارتهای مقابله با فشارها، تغییرات مثبت در رفتارهای شخصیتی، خلاقیت و تفکر مستقل میتواند به آنها کمک کند تا در مواجهه با موقعیتهای محتمل اعتیاد، راهحلهای سالم را برگزینند.
7. نمونهگیری از الگوهای سالم: فراهم کردن الگوهای سالم برای کودکان، مانند والدین، خواهران و برادران بزرگتر و سایر افراد نزدیک، میتواند تأثیر قوی در جلوگیری از اعتیاد داشته باشد. الگوهایی که استفاده مسئولانه از مواد مخدر را نشان میدهند و رفتارهای سالم و مثبت را نمونهگیری میکنند، به کودکان الهام میبخشند و احتمالاً در میانهروی آنها تأثیر میگذارند.
8. آموزش درباره تصمیمگیری مسئولانه: آموزش به کودکان درباره تصمیمگیری مسئولانه، تفکر منطقی و ارزیابی عواقب اقدامات خود میتواند آنها را در برابر فشارها و تحریکات مخرب مقاومتپذیرتر سازد. آنها را ترغیب کنید تا موقعیتهایی که ممکن است به اعتیاد منجر شود را پیش بینی کنند و راهحلهای سالم و مناسب را انتخاب کنند.
9. پاسخگویی به نیازهای روحی و اجتماعی: ارائه فرصتهای مناسب برای رشد روحی و اجتماعی کودکان میتواند احساس ارتباط و تعلق به جامعه را تقویت کند و به افزایش احساس رضایت و خوشبختی کمک کند. این میتواند شامل فعالیتهای سازنده مثل ورزش، هنر، مشارکت در فعالیتهای اجتماعی و خدمات مردمی باشد.
4
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تربیت کودکان و تأثیر آن بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی یک موضوع پیچیده است و به عوامل متعددی بستگی دارد. هرچند که نوع روش تربیت بیشتر کودکان را به سمت اعتیاد سوق میدهد، نمیتواند به طور قطعی تعیین شود، زیرا اعتیاد به عوامل متعددی نظیر ژنتیک، محیط، عوامل اجتماعی و روانشناختی وابسته است.
با این حال، برخی روشهای تربیتی و شیوههای بیشتر به کودکان را به احتمال بیشتری میتوانند به سمت اعتیاد سوق دهند. به عنوان مثال:
اهمیت رابطه ارتباط نزدیک و نیازمندیهای امنیت و حمایت در تربیت کودکان برای جلوگیری از افزایش احتمال اعتیاد بسیار مهم است. تأثیرات متقابل عوامل مختلف بر روی اعتیاد پیچیده بوده و ممکن است در هر مورد به صورت متفاوت عمل کند. بنابراین، تأثیر نوع روش تربیتی بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی باید با توجه به شرایط و عوامل دیگر مورد بررسی قرار گیرد و همچنین نیاز به پژوهشهای بیشتری دارد.
5
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای بررسی وضعیت و تأثیر روشهای تربیت بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی امروزه در روانشناسی وجود دارد. عواملی مانند؛
الف) دسترسی کودکان به مواد مخدر
ب) تأثیر همسالان
پ)محیط اجتماعی و فرهنگی
ت) و سبک زندگی خانواده و فرزند پروری نیز به طور جداگانه بر روی احتمال اعتیاد تأثیر میگذارند.
در هر صورت، روشهای تربیتی ایجاد محیطی سالم و پایدار برای رشد و توسعه کودکان را ترویج میکنند و احتمال اعتیاد را کاهش میدهند. برخی اصول و راهکارهای عمومی در تربیت کودکان عبارتند از:
البته در اینجا که یک مثال کامل از نوع روش تربیتی که بیشتر به سوی اعتیاد سوق میدهد را نمیتوانم ارائه دهم، زیرا همیشه وابسته به شرایط خاص تربیت و محیط و ژن و عوامل مختلف دیگر است. همچنین، تأثیر روش تربیتی در طولانی مدت و در زمان بزرگسالی باید با توجه به عوامل دیگر مانند محیط اجتماعی، همسالان، فرهنگ و سبک زندگی مورد بررسی قرار گیرد.
به طور کلی، روشهای تربیتی که بر ارتباط نامناسب با کودکان، نظارت ناکافی، نداشتن مهارتهای مقابله، نقص در ارزشها و انگیزهها و نقص در ارائه اطلاعات صحیح تأکید دارند، ممکن است به سمت افزایش احتمال اعتیاد در بزرگسالی رهنمود کنند.
به همین دلیل، برای جلوگیری از اعتیاد در بزرگسالی، بهتر است روشهای تربیتی مثبت و سالم را انتخاب کنید. این شامل ایجاد ارتباط نزدیک با کودکان، ارائه حمایت و امنیت، آموزش مهارتهای مقابله، ارزشها و انگیزههای سالم، و ارائه اطلاعات صحیح در مورد اعتیاد است. همچنین، توجه به محیط اجتماعی، همسالان و فرهنگ خانواده نیز بسیار مهم است.
در نهایت، برای بهبود نتایج و پیشگیری از اعتیاد در بزرگسالی، مشاوره و راهنمایی از کارشناسان متخصص در زمینه تربیت و اعتیاد به شدت توصیه میشود. آنها میتوانند بر اساس شرایط و نیازهای خاص خانواده شما راهنمایی کنند و راهکارهای مناسب را ارائه دهند.
همچنین، برنامههای آموزشی و آگاهیبخشی در مدارس و جوامع محلی نیز میتوانند به کاهش احتمال اعتیاد در بزرگسالی کمک کنند. این برنامهها میتوانند شامل آموزش در مورد خطرات مواد مخدر، مهارتهای مقابله، تقویت روابط بین فردی و خانواده، و ایجاد فضای سالم و پشتیبانکننده برای جوانان باشند.
در نهایت، برای جلوگیری از اعتیاد در بزرگسالی، ترکیبی از عوامل زیر میتواند مفید باشد:
همچنین، به یاد داشته باشیم که هر فرد و خانواده ممکن است شرایط و وضعیت خاص خود را داشته باشد، بنابراین مهم است به تناسب و نیازهای خود و منابع موجود عمل کنیم.
6
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
" multi I"
در روانشناسی، خویشتنها (Self) به صورت کلی به معنای هویت و ادراک فرد از خود و وجودشان میباشند. مفهوم خویشتن در روانشناسی متعددی دارد و در زمینههای مختلفی از جمله روانشناسی تحولی، روانشناسی شناختی و روانشناسی اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد. در ادامه، به برخی از خویشتنهای متعدد در روانشناسی اشاره خواهم کرد:
1. خویشتن مفهومی: این مفهوم بیانگر احساس فرد از خود و ادراک او از هویت و وجودش است. این خویشتن بر اساس تجربیات، باورها و ارزشهای فرد شکل میگیرد.
2. خویشتن معنوی: خویشتن معنوی به ارتباط فرد با ابعاد معنوی زندگی مربوط میشود. این ابعاد شامل ارتباط با خدا، عمیقاً به خود و دیگران ارتباط برقرار کردن و ارزشهای معنوی میباشند.
3. خویشتن اجتماعی: خویشتن اجتماعی بر تعاملات افراد با دیگران و ارتباطات اجتماعی تأثیر میگذارد. این شامل شناخت خود و دیگران، تعاملات اجتماعی، تصورات فرد از نقشهای اجتماعی و هویت گروهی میشود.
4. خویشتن شناختی: خویشتن شناختی به شکلی که فرد در مورد خود و دیگران فکر میکند و ارزیابی میکند، مربوط میشود. این شامل پرسشهایی مثل "چه کسی من هستم؟"، "چه مهارتها و قابلیتهایی دارم؟" و "چه مقدار اعتماد به نفس دارم؟" میشود.
5. خویشتن پذیرشی: خویشتن پذیرشی به قبول و قبول کردن خود فرد بدون تلاش برای تغییر یا تغییر آن اشاره دارد. این شامل قبول کردن نقاط قوت و ضعف فرد، قبول کردن احساسات و هیجانات، و قبول کردن خود به عنوان یک فرد منحصر به فرد است.
6. خویشتن تحققپذیر: خویشتن تحققپذیر مربوط به اعتقاد فرد در مورد قابلیتها و تواناییهای خود برای رسیدن به اهداف و آرزوها است. فرد با اعتقاد به خویشتن تحققپذیر، معتقد است که میتواند با تلاش و تکیه بر منابع داخلی خود، به اهداف خود برسد.
7. خویشتن خلاق: خویشتن خلاق به توانایی فرد در ایجاد و نوآوری میان بنیان است. این شامل توانایی حل مسئله، تفکر خارج از الگو، تصویرسازی، خلاقیت هنری و خلاقیت در زندگی روزمره است.
8. خویشتن متعادل: خویشتن متعادل به توازن و هماهنگی بین ابعاد مختلف خویشتن اشاره دارد. این شامل تعادل بین بدن و ذهن، هماهنگی بین احساسات و عقل، و تعادل بین نیازهای شخصی و نیازهای اجتماعی است.
مهم است بدانیم که این مفاهیم و خویشتنها تنها یک سری مثال هستند و خویشتنهای در روانشناسی بسیار متنوع هستند و هر یک در زمینهها و جریانهای مختلف روانشناسی به کار میروند. همچنین، هر فرد ممکن است با چندین خویشتن در طول زمان تعامل کند و به تدریج خودش را در مسیر شناخت خود و رشد شخصی تغییر دهد. برای درک بهتر خویشتن و تأثیر آن در زندگی، ممکن است نیاز باشد که به مطالعه و تحقیق بیشتر در زمینه روانشناسی خویشتن بپردازیم و با مفاهیم و تئوریهای مربوطه بیشنر آشنا شویم.
7
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به این معنی است که وجود خویشتن متعدد (دوگانگی شخصیتی) ممکن است در روند بروز و پیشرفت اعتیاد تأثیرگذار باشد. خویشتن متعدد یک اختلال روانی است که در آن فرد دو یا بیشتر از شخصیتهای متمایزی را تجربه میکند که هر شخصیت دارای طبع، رفتار و هویت متفاوتی است.
اعتیاد به مواد مخدر و الکل یک اختلال روانی است که منجر به وابستگی جسمانی و روانی به مواد مخدر میشود. عوامل مختلفی میتوانند در بروز اعتیاد نقش داشته باشند، از جمله عوامل ژنتیکی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی. در این میان، خویشتن متعدد نیز میتواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند.
خویشتن متعدد ممکن است باعث افزایش خطر اعتیاد شود زیرا شخصیتهای مختلف درونی ممکن است نیازها و آرزوهای متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، یک شخصیت میتواند به دنبال فرار از دردها و استرس با مصرف مواد مخدر باشد، در حالی که شخصیت دیگر به دنبال تجربه لذت و هیجان باشد. در این حالت، افراد ممکن است برای تأمین نیازهای مختلف شخصیتهای مختلف را به کار بگیرند، و این میتواند موجب تشدید وابستگی به مواد مخدر شود. همچنین، خویشتن متعدد ممکن است باعث کاهش توانایی در مواجهه با استرس و مشکلات زندگی شود، زیرا شخصیتهای مختلف درونی ممکن است در مواجهه با مشکلات به طور متفاوت و به نحوی که برای فرد مضر باشد واکنش نشان دهند. در نتیجه، فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا با استرس و مشکلات کنار بیاید یا برای کنترل شخصیتهای مختلف خود از مواد مخدر استفاده کند.
همچنین، خویشتن متعدد میتواند باعث کاهش هویت و همبستگی افراد با خودشان و با دیگران شود. زیرا شخصیتهای مختلف ممکن است دارای ارزشها، باورها و رفتارهای متفاوتی باشند که میتواند باعث اختلافات و ناسازگاری در روابط شخصی و اجتماعی شود. این ناسازگاریها ممکن است باعث ایزوله شدن و احساس تنهایی شخص شود و در نتیجه فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا این احساسات را کاهش دهد یا فرار کند.
به طور کلی، خویشتن متعدد میتواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند. مدیریت و درمان خویشتن متعدد و اعتیاد به مواد مخدر به صورت همزمان میتواند مؤثرترین روش برای بهبود و بهبود کیفیت زندگی فرد باشد. درمانهایی مانند درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد معمولاً شامل ترکیبی از روشهای مختلف است. این شامل مشاوره روانشناختی، درمان دارویی، درمان رفتاری-شناختی و درمان گروهی میشود.
مشاوره روانشناختی میتواند به فرد کمک کند تا شناخت بهتری از خویشتن متعدد و رابطه آن با اعتیاد پیدا کند. این روش میتواند به فرد کمک کند تا با شناسایی و تفهیم عوامل عمدهای که منجر به شکل گیری و حفظ خویشتن متعدد شدهاند، به مدیریت بهتر آنها بپردازد.
درمان دارویی نیز ممکن است در مواردی که همراه با خویشتن متعدد عوامل روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد. داروها ممکن است به فرد کمک کنند تا با مشکلات روحی و روانی خود مقابله کند و نیاز به استفاده از مواد مخدر را کاهش دهد.
درمان رفتاری-شناختی نیز به فرد کمک میکند تا الگوهای منفی رفتاری و اندیشههای ناسالم را شناسایی کند و آنها را با الگوهای مثبت و سالم جایگزین کند. این روش میتواند به فرد کمک کند تا مهارتهای مدیریت استرس، مشکلات حلشده و تصمیمگیری موثر را تقویت کند.
درمان گروهی نیز میتواند مفید باشد، زیرا افراد میتوانند از تجربه و پشتیبانی یکدیگر در گروهی از افرادی که با مشکلات مشابه مواجه هستند بهرهبرده شوند. این گروهها میتوانند فرصتی برای اشتراک تجربیات، یادگیری مهارتهای اجتماعی مؤثر و ایجاد ارتباطات سالم و حمایتی باشند.
به طور کلی، درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند تیم درمانی متخصص و چندرویه است. این تیم ممکن است شامل روانشناسان، مشاوران اعتیاد، روانپزشکان و سایر تخصصهای مرتبط باشد. هدف از این تیم درمانی، ارائه رویکردهای یکپارچه و متناسب با نیازهای فرد برای مدیریت و بهبود خویشتن متعدد و اعتیاد است.
مهمترین نکته این است که درمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند صبر، تعهد و همکاری فرد خود است. همچنین، حمایت خانواده و افراد نزدیک نیز میتواند در موفقیت درمانی و بهبود وضعیت فرد تأثیرگذار باشد.
8
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد میتوانند به طور متقابل تأثیر گذار باشند و در برخی موارد رابطهای مستقیم و تعاملی با یکدیگر دارند. در ادامه به بررسی این رابطه میپردازم:
1. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به مواد مخدر: رابطه بین این دو مسئله ممکن است به دلایل مختلفی وجود داشته باشد. برخی افراد ممکن است به دلیل داشتن رفتارهای پرخاشگرانه، به مواد مخدر روی بیاورند تا از استرس و ناراحتیهای خود کاسته و خاطرات منفی را فراموش کنند. از طرف دیگر، مصرف مواد مخدر میتواند رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش دهد و کنترل عقلانیت و هوش اجتماعی فرد را کاهش دهد که به نوبه خود باعث افزایش رفتارهای پرخاشگرانه میشود.
2. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به بازیهای رایانهای: اعتیاد به بازیهای رایانهای ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود یا در برخی افراد، رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. برخی افراد میتوانند به دنبال تجربههای هیجانی و تطبیق با دنیای مجازی در بازیهای رایانهای باشند و این تجربهها ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را در زندگی واقعی تقلید کنند. از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه میتواند در بازیها از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه میتواند در بازیها تقویت شده و تشدید شود. برخی افراد ممکن است به دنبال ایجاد تحولات و تخریب در بازیها باشند و برای رسیدن به این هدف، از رفتارهای پرخاشگرانه استفاده کنند. به عنوان مثال، تهدید و آزار دیگر بازیکنان، تخریب محیطها یا استفاده از فحش و بیادبی در چت بازی میتواند جزء رفتارهای پرخاشگرانه در بازیها باشد.
3. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به رسانههای اجتماعی: استفاده بیش از حد از رسانههای اجتماعی و درگیری در رفتارهای پرخاشگرانه در این رسانهها میتواند باعث ایجاد اعتیاد شود. رفتارهای پرخاشگرانه مانند توهین، تهدید، شایعهپراکنی و تحریک دیگران میتواند برای برخی افراد به عنوان یک شیوه برای کسب توجه و تأیید اجتماعی عمل کند. این اعمال میتوانند به عنوان یک انگیزه برای استفاده بیش از حد از رسانههای اجتماعی و ایجاد اعتیاد به آنها عمل کنند.
مهم است بدانیم که رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد پیچیده است و به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله عوامل فردی، اجتماعی و روانشناختی. همچنین، عوامل محیطی مثل فرهنگ و محیط خانوادگی نیز میتوانند در این رابطهی میان رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد میتواند به صورت دوسویه باشد، به این معنی که رفتارهای پرخاشگرانه میتوانند عاملی برای افزایش خطر اعتیاد شوند و همچنین اعتیاد میتواند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. در زیر تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد و برعکس را بررسی میکنیم:
- تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد: رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به عنوان یک مکانیسم فرار یا کاهش استرس و ناراحتی عمل کنند. برخی افراد ممکن است به دنبال تجربههای هیجانی و تحریککننده باشند و رفتارهای پرخاشگرانه را در جهت تأمین این تجربهها به کار ببرند. این رفتارها میتوانند به مواد مخدر، بازیهای رایانهای، یا رفتارهای دیگری که منجر به اعتیاد میشوند، همراه شوند. به عنوان مثال، فردی که در مواجهه با استرس و ناراحتی به جای استفاده از راهکارهای سازنده و سالم، به رفتارهای پرخاشگرانه متوسل میشود، ممکن است به مواد مخدر وابسته شود تا با این استرسها کنار بیاید.
- تأثیر اعتیاد بر رفتارهای پرخاشگرانه: اعتیاد به مواد مخدر، بازیهای رایانهای یا رسانههای اجتماعی ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. مصرف مواد مخدر م
مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر عملکرد شناختی و رفتار فرد داشته باشد. این مواد میتوانند باعث کاهش تواناییهای ارزیابی و کنترل عقلانیت شوند و میتوانند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کنند. به عنوان مثال، مصرف مواد مخدر میتواند باعث افزایش عصبانیت، تهاجمی بودن و کاهش تواناییهای مهار و کنترل خشم شود که ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.
در کل، عوامل متعددی میتوانند در رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد نقش داشته باشند. این عوامل شامل عوامل فردی (مانند ویژگیهای شخصیتی، استرس، اضطراب و افسردگی)، عوامل اجتماعی (مانند فرهنگ، محیط خانوادگی، همسالان و جامعه) و عوامل روانشناختی (مانند خودارزیابی، تفکرهای ناکارآمد و نگرشهای منفی) میباشند.
9
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برای مدیریت و پیشگیری از رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد، مهم است به موارد زیر توجه کنیم:
1. آگاهی و تشخیص: آگاهی از خطرات رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد و تشخیص مشکل در خود یا دیگران میتواند اولین گام در مدیریت آنها باشد.
2. پشتیبانی اجتماعی: حمایت و پشتیبانی از خانواده، دوستان و جامعه میتواند به فرد در مقابله با استرس و نیازهایش یاری رساند
3. مهارتهای مدیریت استرس: آموزش و تمرین مهارتهای مدیریت استرس و احساسات میتواند به فرد کمک کند تا استرس را به طور سالم و سازنده مدیریت کند و به جای رفتارهای پرخاشگرانه، راهکارهای سازنده را انتخاب کند.
4. تقویت خودسازماندهی: تقویت مهارتهای خودکنترل و خود سازماندهی میتواند به فرد کمک کند تا رفتارهای خشونتآمیز و پرخاشگرانه را کنترل کند و به جای آن به رفتارهای سازنده و مثبت روی آورد.
5. جستجوی کمک حرفهای: در صورت نیاز، مراجعه به متخصصان روانشناسی و مشاوره میتواند به فرد در مدیریت رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد کمک کند. این تخصصیها میتوانند به شناخت عوامل عمدهای که در پشت این مسائل قرار دارند و ارائه راهکارهای مناسب برای مدیریت آنها کمک کنند.
مهم است توجه داشت که هر فرد و هر موقعیتی ممکن است تجربه متفاوتی داشته باشد و راهکارها و روشهای مدیریت ممکن است بسته به شرایط و نیازهای فرد متفاوت باشد. همچنین، اصلاح رفتارهای پرخاشگرانه و مدیریت اعتیاد به مواد مخدر یا رفتارهای دیگر نیاز به صبر، تعهد و پشتکار دارد.
10
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به عنوان یک روانشناس، در مورد اعتیاد باید اطلاعات و آگاهی کاملی داشته باشید. این شامل مفاهیم، علل، علائم، اثرات و روشهای درمان اعتیاد است. در زیر به برخی از نکات مهم درباره اعتیاد اشاره میکنم:
1. تعریف علمی اعتیاد: اعتیاد به عنوان یک بیماری مزمن شناخته میشود که با نیاز مستمر به مصرف مواد مخدر یا رفتارهای مضر همراه است و شخص را قادر به کنترل آن نمیکند.
2. اعتیاد به مواد مخدر: شامل موادی مانند الکل، مواد مخدر قانونی (مثل تریاک و بنزودیازپینها) و غیرقانونی (مانند کوکائین و هروئین) است. اعتیاد به این مواد میتواند عواقب جسمی و روانی جدی داشته باشد.
3. اعتیاد به رفتار: علاوه بر اعتیاد به مواد، اعتیاد به رفتارهای مضر نیز وجود دارد. این میتواند شامل اعتیاد به بازیهای رایانهای، شبکههای اجتماعی، قمار و خوردن بیش از حد غذا باشد.
4. علل گوناگون اعتیاد: این مسئله به عوامل مختلفی برمیگردد که شامل عوامل ژنتیکی، شخصیتی، محیطی و روانشناختی میشود. فرایند اعتیاد به تدریج و پیچیده است و عوامل مختلف ممکن است در آن نقش داشته باشند.
5. علائم اعتیاد: شامل علائم جسمی و روانی است. علائم جسمی ممکن است شامل تغییرات در وزن، خواب و اشتها، تغییرات در سطح انرژی و فعالیت، مشکلات جسمی مانند تکانهها و لرزشها، و مشکلات جسمانی عمومی مانند مشکلات قلبی و تنفسی باشد. علائم روانی شامل تغییرات در روحیه، افسردگی، اضطراب، اختلالات خواب، دشواری در تمرکز و حافظه، افکار و اشتیاقهای مرتبط با مواد میباشد.
6. اثرات اعتیاد: اعتیاد میتواند تأثیرات منفی جدی بر روی زندگی فرد داشته باشد. این شامل مشکلات اجتماعی و خانوادگی، مشکلات شغلی و تحصیلی، مشکلات مالی، مشکلات قانونی، مشکلات جسمانی و روانی، و خطر افزایش بیماریهای جسمانی مرتبط با استفاده مزمن از مواد میشود.
7. درمان اعتیاد: روشهای درمانی برای اعتیاد شامل ترک مواد، تحت نظر قرار دادن فرد در برنامههای بازیابی، کنترل خطر، درمان دارویی، رواندرمانی فردی و خانوادگی، حمایت اجتماعی و گروههای حمایتی میشود. همچنین، ارائه آموزشهای پیشگیری و اطلاعرسانی نیز برای جامعه بسیار مهم است.
8. روانشناسی اعتیاد: به عنوان روانشناس، مهارتهای تشخیصی، مشاوره و رواندرمانی برای کمک به افراد مبتلا به اعتیاد بسیار حائز اهمیت است. درک عمیقی از روند اعتیاد، علل احتمالی و عوامل مرتبط با آن و نیز راهکارهای درمانی موثر، از جمله نقش مهم روانشناس در مداخله و بهبود افراد مبتلا به اعتیاد است.
9. ارتباط با تیم درمانی: در بسیاری از موارد، متخصصین روانشناسی در حوزه اعتیاد به عنوان بخشی از یک تیم درمانی فعالیت میکنند. این تیم ممکن است شامل پزشکان، متخصصان روانپزشکی، کارگران اجتماعی و سایر متخصصین مرتبط با اعتیاد باشد. همکاری با اعضای تیم درمانی و تبادل اطلاعات با آنها برای درمان جامع اعتیاد بسیار مهم است.
10. رویکردهای مختلف: در روانشناسی اعتیاد، رویکردهای مختلفی وجود دارد، از جمله رویکردهای شناختی-رفتاری، رویکردهای مبتنی بر مداخلههای میانفردی، رواندرمانی فراشناختیو رویکردهای مبتنی بر خانواده. هر یک از این رویکردها تمرکز خاصی را بر روی عوامل مختلف اعتیاد دارند و روشهای درمانی متناسب با آنها را ارائه میدهند.
ادامه:
11. آگاهی از مسائل اجتماعی و فرهنگی: درک مسائل اجتماعی و فرهنگی که میتواند بر روی اعتیاد تأثیر بگذارد، برای یک روانشناس بسیار مهم است. عواملی مانند فشارهای اجتماعی، فرهنگ مصرف مواد، تبلیغات، زمینههای ناامن و فقر میتوانند نقش مهمی در تشدید اعتیاد داشته باشند. بنابراین، آگاهی از این مسائل و توانایی کار با جوامع و فرهنگهای مختلف برای رسیدن به افراد مبتلا به اعتیاد بسیار حائز اهمیت است.
12. ارزیابی و تشخیص: مهارتهای ارزیابی و تشخیص دقیق اعتیاد در فرد، از جمله میزان و نوع مواد مصرفی و تأثیرات آن بر زندگی و عملکرد او، برای روانشناس بسیار مهم است. به کمک ابزارها و روشهای ارزیابی مناسب میتوان اطلاعات دقیقتری درباره وضعیت اعتیاد فرد جمعآوری کرد و براساس آن برنامه درمانی مناسب تری را طراحی کرد.
13. آگاهی از منابع و منابع پشتیبانی: برای یک روانشناس، آگاهی از منابع و منابع پشتیبانی موجود برای افراد مبتلا به اعتیاد بسیار مهم است. این منابع میتوانند شامل مراکز درمانی، گروههای حمایتی، خدمات مشاوره و سایر منابع مرتبط با اعتیاد باشند. هدف از ارجاع به این منابع، ارائه حمایت و درمان متمرکز بر تواناییهای متخصصان و منابع موجود در جامعه است.
11
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
خیر، اعتیاد برای همه افراد یکسان نیست و حتی ترک اعتیاد برای افراد بر حسب تابآوری و مهارت های آنها گوناگون است.
اعتیاد به مواد مخدر و رفتارهای مضر مانند مصرف الکل، دخانیات، قمار و اینترنت میتواند بر افراد با توجه به عوامل مختلفی مانند ژنتیک، عوامل محیطی، شرایط زندگی، سابقه روانی و عوامل فردی تأثیر بگذارد. عوامل متعددی میتوانند در ایجاد اعتیاد نقش داشته باشند و هر فرد به طور مختص به شرایط خود واکنش نشان میدهد. همچنین، واکنش به درمان و روشهای درمانی نیز برای هر فرد ممکن است متفاوت باشد. بنابراین، هر فرد بر اساس شرایط فردی خود ممکن است به شکل متفاوتی به اعتیاد وابسته شود و نیاز به روشهای درمانی منحصر به فرد داشته باشد.
با افراد مقاوم به درمان صحبت کردن ممکن است چالشبرانگیز باشد، اما در ادامه چند راهنمایی برای برقراری ارتباط موثر با آنها را میتوانید در نظر بگیرید:
1. نشان دادن تعامل و توجه: نشان دهید که به نظرات و تجربیات آنها اهمیت میدهید، به آنها گوش دهید و به سوالاتشان پاسخ دهید. این نشان میدهد که شما به آنها احترام میگذارید و ارزش قائل هستید.
2. ایجاد ارتباط معنادار: برقراری ارتباط عاطفی و معنادار با افراد مقاوم به درمان میتواند موثر باشد. سعی کنید درک و همدردی خود را با آنها به اشتراک بگذارید و احساساتشان را متوجه شوید.
3. استفاده از سبک ارتباطی مؤثر: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، سعی کنید از روشهای ارتباطی مؤثر استفاده کنید. مثلاً، استفاده از سوالات باز برای تشویق آنها به انتشار بیشتر و درک بهتر مسائلی که با آنها مواجه هستند، میتواند مفید باشد.
4. احترام به حریم شخصی: در ارتباط با افراد مقاوم به درمان، حریم شخصی آنها را رعایت کنید. اجبار به درمان یا ارائه راهحلهایی که آنها نمیپذیرند، ممکن است به جای کمک کردن، بیشتر مقاومت را افزایش دهد.
5. بهبود انگیزه: تلاش کنید با افراد مقاوم به درمان انگیزه سازی کنید.
6. ارائه اطلاعات و آگاهی: به افراد مقاوم به درمان اطلاعات مربوط به بیماری یا وابستگی آنها را ارائه کنید. این اطلاعات میتواند به آنها کمک کند تا بیشتر درک کنند که چرا درمان مهم است و چگونه میتواند به آنها کمک کند.
7. تشویق به تغییرات کوچک: به جای انتظار تغییرات بزرگ و ناگهانی، تشویق کنید تا افراد مقاوم به درمان تغییرات کوچک و قابل قبولی را در زندگی خود ایجاد کنند. این تغییرات کوچک ممکن است در مسیر بهبود پیشرفت کنند و انگیزه را برای ادامه درمان افزایش دهند.
8. همکاری با تیم درمانی: در صورت لزوم، با تیم درمانی مربوطه همکاری کنید. تیم درمانی که شامل متخصصان بهداشت روانی و متخصصان درمانی است، میتواند راهنمایی و پشتیبانی لازم را در ارتباط با افراد مقاوم به درمان ارائه دهد.
9. صبور و متفهم بودن: افراد مقاوم به درمان ممکن است در مواجهه با مشکلات و پیشرفتهای کند، متردد یا عصبانی باشند. در این مواقع، صبور و متفهم بودن شما میتواند به آنها اعتماد و انگیزه بیشتری بدهد.
10. پشتیبانی مستمر: ارائه پشتیبانی مداوم و پیوسته میتواند برای افراد مقاوم به درمان بسیار مهم واقع شود. از آنها بپرسید چگونه میمند که شما را در برنامههای درمانی یا تغییرات زندگی خود حمایت کند و چگونه میتوانید به آنها کمک کنید. نشان دادن حضور مستمر و اظهار اعتقاد به توانایی آنها در تغییر و بهبود میتواند انگیزه آنها را تقویت کند.
در نهایت، مهم است به خاطر داشته باشیم که با افراد مقاوم به درمان کار کردن زمانبر و پیچیده است و نتایج فوری نخواهد داشت. باید صبور و پشتکار داشته باشیم و برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی آنها ادامه بدهیم. همچنین، این ممکن است مفید باشد که از منابع دیگری که در حوزه اعتیاد و درمان وابستگی وجود دارد، استفاده کنیم تا مهارتها و روشهای بیشتری برای برقراری ارتباط با افراد مقاوم به درمان به دست آوریم.
12
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
همه ما میدانیم که اعتیاد در هر شول ان یک موضوع پیچیده است و نیازمند رویکردهای متعدد برای درمان است. در حقیقت، درمان اعتیاد ممکن است شامل رویکردهای پزشکی، روانشناسی، اجتماعی و روانپزشکی باشد. در ادامه، به برخی از رویکردها و روشهای درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی اشاره خواهم کرد:
1. درمان فیزیکی: در مواردی که شخص اعتیاد به مواد مخدر مانند الکل یا مواد مخدر قوی مانند هروئین دارد، درمان فیزیکی و تجویز داروها ممکن است برای کاهش علائم جسمانی قطعی و کمک به ترک اعتیاد لازم باشد. این درمان معمولاً توسط پزشکان و تیمهای درمانی متخصص اعتیاد انجام میشود.
2. روانشناسی فردی: مشاوره یا روان درمانی فردی میتواند به افراد کمک کند تا عوامل روانی، رفتاری و اجتماعی که به اعتیاد منجر میشود را شناسایی کنید و به دنبال راههایی برای مقابله با آنها بگردید. این روش ممکن است شامل تغییر الگوهای رفتاری، تقویت مهارتهای مقابله و توانمندسازی شما در مواجهه با فشارها و استرسهای زندگی باشد.
3. روشهای مبتنی بر شناخت: روشهای مبتنی بر شناخت مانند مداخله مبتنی بر آگاهی (mindfulness)
و مداخله مبتنی بر شناخت
(cognitive intervention)،
فرد را در درک و تغییر الگوهای فکری و با عملکردی که به اعتیاد منجر میشود، یاری میدهند. این روشها به فرد کمک میکنند تا به طور فعال با افکار و احساسات مرتبط با اعتیاد خود مواجهه کنند و راههای سازندهتری برای مدیریت آنها پیدا کنند.
4. مشارکت در گروههای حمایتی: شرکت در گروههای حمایتی مانند
(Narcotics Anonymous) الکلی ناشناس یا سیگاری ناشناس
(Alcoholics Anonymous)
میتواند بسیار مفید باشد. در این گروهها، افراد با تجربیات مشابه از همدیگر پشتیبانی میکنند، ایدهها و راهکارهای موثر را به اشتراک میگذارند و ارتباطات معنوی و انگیزشی را تقویت میکنند.
5. رویکردهای خانواده و اجتماعی: درمان اعتیاد ممکن است شامل مشاوره خانواده باشد. در این رویکرد، اعضای خانواده به عنوان یک تیم درمانی مشارکت میکنند و با همکاری برای بهبود روابط خانوادگی، تحقیق در مورد نحوه حمایت از فرد معتاد و ایجاد محیطی سالم و پایدار، به ترک اعتیاد کمک میکنند.
شاید مهمترین نکته در درمان اعتیاد، ترک تمامی منابع مواد مخدر است و همچنین تمرکز بر یک روش درمانی چند جانبه و ترکیبی سیستمی که به شخص معتاد بسته به نیازهای خاص او انتخاب شده است. این رویکردها معمولاً توسط تیمهای متخصص اعتیاد، شامل روانشناسان، روان پزشکان، مشاوران اعتیاد و مددکاران حرفه ای و سایر حرفهایها که در حوزه درمان اعتیاد فعالیت میکنند، ارائه میشود. همچنین، ادامه درمان و پشتیبانی بلندمدت برای حفظ بهبود و جلوگیری از عود اعتیاد نیز بسیار اهمیت دارد.
مهم است توجه داشته باشیم که درمان اعتیاد یک فرایند سیستمی است و نیاز به صبر، تعهد و همکاری شخص معتاد و خانواده او دارد. همچنین، هر فرد ممکن است به روشها و درمانهای متفاوتی نیاز داشته باشد. بنابراین، مشاوره حرفهای و یک برنامه درمانی شخصی و مناسب برای شرایط شخصی فرد بسیار مهم است.
در کل، درمان اعتیاد از نظر علمی و روانشناسی بهبود قابل توجهی را در کاهش استفاده از مواد مخدر، بهبود سلامت روانی و بهبود کیفیت زندگی شخص معتاد و خانواده او به ارمغان میآورد.
باید اگاه باشیم که اعتیاد یک حالت مزمن و پیچیده است که به طور عمده توسط دو عنصر مشترک تعریف میشود:
وابستگی فیزیولوژیک به معنای وابستگی بدن به ماده مخدر است. مصرف مادهی مخدر باعث تغییرات در سیستم عصبی میشود و بدن به طور فیزیولوژیک به ماده وابسته میشود. اگر مصرف ماده ناگهان قطع شود، علائم جسمانی ناخوشایندی مانند تشنج، تعریق، ترمور و اضطراب ممکن است رخ دهد.
وابستگی روانشناختی به معنای وابستگی ذهنی و روانی به ماده است. افرادی که به مادهای وابسته هستند، قویاً به آن نیاز و وابستگی روانی به آن دارند. آنها ممکن است برای تجربه اثرات مطلوب ماده، کاهش علائم ناخوشایند قطع مواد، یا به دنبال لذت و خوشایندیهای فوری با مصرف ماده، به طور مداوم و مکرر آن را مصرف کنند.
محققان معتقدند که اعتیاد یک ترکیب پیچیده از عوامل ژنتیکی، محیطی و رفتاری است. عوامل ژنتیکی میتوانند موروثی باشند و احتمال بروز اعتیاد را در فرد افزایش دهند. همچنین، محیط و عوامل رفتاری مانند فرهنگ، شرایط اجتماعی، استرس، تجربههای زندگی و روند یادگیری نیز بر روی بروز اعتیاد تأثیر میگذارند.
13
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
محققان در این زمینه بر اساس تحقیقات و مطالعات بسیاری، مکانیسمهای مختلفی را برای عملکرد اعتیاد توضیح دادهاند که دانستن برای ترک اعتیاد بسیار موثر است. برخی از این مکانیسمها عبارتند از:
1. اثر بر بخشهای مغز: مصرف مواد مخدر ممکن است به تحریک بخشهای خاصی از مغز، به ویژه سیستم پاداش، سیستم حافظه و سیستم تنظیم هیجانی، منجر شود. این تحریکها باعث آزادی مواد شیمیایی مغزی مانند دوپامین میشود که تجربههای لذتبخش و تحولات مزاجی را تحریک میکند. در درمان از همین روش برای ترک اعتیاد استفاده میکنیم.
2. تغییرات در سیستم بلع یا استشمام : بعضی از مواد مخدر میتوانند بر سیستم بلع و استشمام مؤثر باشند و باعث افزایش مصرف ماده و تشدید وابستگی شوند. به عنوان مثال، دود سیگار آزاد کننده های نیکوتین را به مغز ارسال میکند و میتواند به تشدید وابستگی به نیکوتین منجر شود.
3. تغییرات در سیستم هضم و جذب: مواد مخدر ممکن است تغییراتی در سیستم گوارش و جذب مواد مغذی ایجاد کنند که به تنظیم سطح انرژی و تأثیر بر سلامت کلی بدن مرتبط باشد.
4. تغییرات در سیستم عصبی مرکزی: مصرف مواد مخدر میتواند به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی منجر شود که تأثیری بر عملکرد شناختی، توجه، حافظه و تصمیمگیری دارد. این امر در پروسه درمان بسیار موثر است.
5. تغییرات در سیستم اندوکرین: مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر سیستم اندوکرین (سیستم هورمونی بدن) داشته باشد. برخی از مواد مخدر میتوانند تولید هورمونهای بدن را تحت تأثیر قرار داده و تغییرات در سطح هورمونهای استرس، هورمونهای جنسی و سایر هورمونهای مرتبط با خلق و خو در بدن ایجاد کنند. در نتیجه در پروسه درمان این تغییرات بسیار واضح بروز خواهند کرد.
6. عوامل ژنتیکی: تحقیقات نشان داده است که عوامل ژنتیکی نقشی در بروز اعتیاد دارند. برخی از افراد به دلیل وجود تغییرات وراثتی در ژنهای مرتبط با سیستم های بلع، پاداش و تنظیم هیجانی، به مادههای مخدر حساسیت بیشتری دارند.طبیعتا آگاهی افراد به این مطلب میتواند کمک بزرگی به درک آنها از رفتار اعتیادی آنها گردد.
7. عوامل محیطی و رفتاری: عوامل محیطی و رفتاری نیز نقش مهمی در بروز اعتیاد ایفا میکنند. فرهنگ، شرایط اجتماعی، تجربههای زندگی، فشارها و تنشهای روزمره، دسترسی به مواد مخدر و رفتارهای مشترک اجتماعی میتوانند تأثیرگذار باشند. از اینرو از افراد در زمانهای مشخصی در محیط های بسته برای درمان مراقبت میشود.
در کل، اعتیاد یک وضعیت کاملا پیچیده سیستمی است که توسط عوامل ژنتیکی، محیطی، فیزیولوژیکی و روانشناختی تحت تأثیر قرار میگیرد. درک این عوامل و مکانیسمهای عملکرد اعتیاد، به ما کمک میکند تا روشهای بهبود و درمان مناسب را برای مدیریت و کاهش اعتیاد با آموزش مهارت های زندگی ارائه دهیم.
نکته ای برای روانشناسان و سیستم کمکی که میتواند در بروز از سترس و برن اوت مؤثر باشد:
الف) ارتباط و ارتباط مؤثر: برای یک روانشناس کار با افراد مبتلا به اعتیاد، مهارتهای ارتباطی قوی و ارتباط مؤثر بسیار حائز اهمیت است. باید توانایی برقراری رابطه اعتمادساز با مراجعین را داشته باشیم و بتوانیم به آنها به عنوان یک شنونده فعال گوش کرده و همدلی کنیم. همچنین، توانایی در ارائه پشتیبانی و انگیزهبخشی به مراجعین برای شروع و حفظ فرایند درمان نیز بسیار مهم است.
ب) روانشناسی برای خود: برای ارائه بهترین خدمات به افراد مبتلا به اعتیاد، روانشناس باید به خودش هم توجه کند. این شامل مراقبت از سلامت روانی و جسمی خود، مشاوره و سوپرویژن، توسعه مهارتهای حرفهای و به روز بودن با تحولات و تحقیقات جدید در حوزه اعتیاد میباشد.
14
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM