Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
ماتریکس انرژی هیجانی.
تصویر دوم

در قسمت بالا توضیح داده شد.
@thinkpluswithus
👏1
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
لیست بالا ممکن است کمی قدیمی بنظر برسد، اما شاید پدربزرگ و مادربزرگ ما چیزهایی در مورد مدیریت احساسات میدانستند که ممکن است ما فراموش کرده باشیم. پیدا کردن تعادل مناسب برای ما می تواند به کاهش سطح استرس کمک کند و به افسردگی نیز کمک کند.

🔶 پیش بینی وقوع هیجان

همانطور که در بالا گفتیم، می توانیم چگونگی درک احساس مان را تغییر دهیم. کلید این است که از پاسخ های احساسی ما به محرک ها آگاه باشیم و بدانیم که چه ارزشی احتمالا پشتیبان انست. به این ترتیب، می توانیم بعضی از سناریو ها را برای وضعیت پیش بینی کنیم.
یک مثال: رییس دانشگاه در روز تعطیل ما یک آی میل مینویسد و بیان میکند که؛ از نتیجه این کار ما راضی نیست. ممکن است انتخاب واژه و تن صدایش در ای میل به مشام ما خوشایند نباشد!

👈 یک سلسله از احساسات و هیجان شروع به پدیدار شدن در ما میشوند. تمام این دریافت ها میتواند به تجربه منفی مان مثلاً از نمره بد مدرسه، واکنش معلم و خانواده و در کل انتقاد مربوط شود. این رفتار ما به انتقاد رییس ما ربطی ندارد. شاید حق داشته باشد چون ما یک مشکلی در ماه اخیر داشتیم که تاثیر آن بروی کارمان امروز مشخص شد ولی، «انتظار داشتیم...»

👈این انتظار در اکنون و تجربه بد از انتقاد میتواند بروی رفتار ما تاثیر مستقیم بگزارد❗️👉
مثلا میتواند:

🔑الف) موجب دفاع مان از خودمان و هیجانی شدن گردد (عدم مدیریت مثبت)

🔑ب) پذیرش موقعیت (مدیریت احساس) شود.

👈در این موقعیت برای مدیریت احساس ما لازم است که ما از خود بپرسبم:

❗️در این وضعیت احساس من چگونه است؟ ارامم؟ خشمگینم؟ افسرده ام؟ مضطربم؟ ترسیده ام؟

❗️فکر کنیم باید اکنون چه قدمی بردارم؟ پذیرش کنم؟ عذرخواهی کنم؟ برای وقت بیشتر برای تحقیق سوال کنم؟ صدایم را بلند کنم؟ رییس را بترسانم؟

❗️ قدمی که بر میدارم چه تأثیری بروی من و دیگری و آینده من دارد؟

❗️آیا این اقدام با ارزش های من سازگار است؟

❗️اگر نه، چه چیز دیگری می توانم انجام دهم که شاید بهتر باشد؟

❗️آیا کسی وجود دارد که می توانم از او بپرسم که به من کمک کند؟

این قدم به ما کمک می کند تا قبل از واکنش به احساس خود رجوع کنیم و ارزش ها را بشناسیم و احساسات را مدیریت کنیم.

🔶مثالی ساده؛
فرض کنیم ما از تاریک بودن می ترسیم زیرا در کودکی در یک اتاق تاریک حبس شدیم. به دلیل تجارب قبلی ما، همیشه یک پاسخ احساسی به محرک تاریکی داریم. اما ما می توانیم به خودمان یادآوری کنیم که در حال حاضر رشد کرده ایم و چیزی برای ترساندن ما وجود ندارد. فقط چیزی که باید انجام دهیم این است که چراغ را روشن کنیم.
با این تمرین، می توانیم به مغز خود کمک کنیم تا متوجه شود که نیازی به ترس و اضطراب در تاریکی نیست و به تدریج سیستم لنفاوی ما بازنویسی میشود.

🔶 تصمیم گیری با احساسات
هنگامی که تصمیم می گیریم، می توانیم بر اساس دلایل و شواهد، احساسات و یا ترکیبی از هر دو استفاده کنیم.
تصمیمات عاطفی گاهی اوقات به عنوان "جرقه در لحظه" دیده می شوند، اما احساسات در بسیاری از تصمیم گیری ها نقش بیشتری را بازی می کنند، مگر اینکه آگاه باشیم. مثلا اگر یکبار ازدواج کرده باشیم، می دانیم که عقل ممکن است تصمیم بگیرد که آیا دوباره ازدواج کنم یا نه. با این حال، تعدادی محققان استدلال می کنند که تصمیم تنها بر مبنای منطق ساخته می شود.
👈من میگویم بهترین تصمیم گیری ها با استفاده از منطق و احساسات انجام می شود. اگر فقط از یکی استفاده کنیم، تصمیمات ما ممکن است خیلی متعادل نباشند و ممکن است به بعضی نیازها خود دقت نکنیم. در نتیجه باید پاسخ احساسی خود را با دلایل منطقی ترکیب کنیم.

🔑ما می توانیم این را با:

👈متوقف کردن قبل از تصمیم گیری، به خودمان فرصتی برای فکر کردن بدهیم.

👈ببینیم که اگر نتیجه بعد از تصمیم ما اینچنین باشد, چه احساسی خواهیم داشت؟

👈در نظر بگیریم چه اتفاقی میفتد و چگونه تصمیم ما بر روی دیگران تاثیر می گذارد. آیا ما به آن تاثیرات آگاه و شادیم؟

👈تصمیم گیری در راستای ارزش های خود را برآورد کنیم. آیا نتایج هنوز مناسب هستند؟ اگر نه، چرا؟

👈فکر کنیم کسی که ما مورد احترامش هستیم در مورد تصمیم ما بشنود، چه خواهد گفت. آیا ما با گفته او شاد میشویم؟

👈در نهایت، در نظر بگیریم چه اتفاقی می افتد اگر همه تصمیم مشابهی داشته باشند. اگر این یک فاجعه خواهد شد، احتمالا این بهترین تصمیم نیست.

🔶 احساسات مهم هستند
این روش به نفع خود ما و دیگران است. مردم با هوش هیجانی و عقلی بالا این گامها را برمیدارند تا در زندگی و روابط موفق شوند. این مهارت مثل همه مهارت های دیگر مهم است و ارزش کسب را دارد.

من اموختم که مردم آنچه که گفته ایم را فراموش میکنند، مردم فراموش می کنند که ما چه کار کرده ایم، اما مردم هرگز فراموش نخواهند کرد که چه حسی به آنها بخشیده ایم.

دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
۵
Forwarded from 📒📕Transit books ThinkPlusGroup📕
متن از دکتر موریس ستودگان

❗️ خودپذیری آغاز هر درمان

بسیاری از دوستان و مراجعین می‌پرسند که خودپذیری به چه شکلی ممکن هست. چه قدم‌هایی برای اینکار آسان ولی دشوار باید برداشت (؟).

🔻 من میگویم بهترین دوست خودت باش نه بدترین دشمنت!

√ احساس میکنیم که پذیرفته نمی‌شویم؟
√ احساس میکنیم به ما کم توجهی میشود؟
√ خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم؟
√ نمیتوانیم خودمان را ببخشیم؟
√ نمیتوانیم خودمان را حتی تحمل کنیم؟
√ خودمان را بد و منفی تلقی میکنیم؟
√ خودمان را سرزنش میکنیم؟
√ احساس میکنیم که نمیتوانیم آنرا انجام دهیم و خودمان باشیم؟

پس زمان آن فرا رسیده که خودمان را به آن صورتی که هستیم با تمام خصوصیات خوب و کمتر خوبمان بپذیریم و دوست خودمان باشیم. تنها با اینکار میتوانیم از مانع های زیادی در زندگی عبور کنیم.
همانطوری که دوستی میان دو شخص شکل میگیرد و نیاز به زمان دارد تا احساس رابطه ایمن و دوستی برقرار شود، درست به همان شکل ما باید دوستی با خود را شروع کنیم. و این مخصوصا زمانی صدق میکند که ما بیشتر بد خودمان ناخواسته به دشمنی میپردازیم.
تاکنون فکر کرده ایم که هر چه بیشتر بخواهیم اعتماد کسی را جلب کنیم حتی یک دشمن را به دوست تبدیل کنیم، باید با رفتارمان به او نشان دهیم که به او علاقه داریم و او را میپذیریم. به همین سادگی! با گذشت زمان او نسبت به ما حالت دفاعی و عدم اطمینان نخواهد داشت و تبدیل به یک دوست میشود‌.
در واقع پروسه های موازی در این زمینه فروان وجود دارد.

🔻حالا تصور کنیم چه چیزی یک دوستی صمیمی را میسازد؟
حالا به یک دوست صمیمی فکر کنیم و ببینیم برای این دوستی ما چقدر انرژی و زمان هدیه میکنیم تا این دوستی پایدار بماند.
احتمالا همه ما رفتارهای مشابه نشان میدهیم. مثلا؛
√ برای او حتما وقت خواهیم گذاشت اگر به ما نیاز داشته باشد!
√ به او کمک میکنیم اگر نیاز ببینیم!
√ او را در زمان گرفتاری تنها نمیگزاریم!
√ اگر غمگین باشد به همدلی میپردازیم!
√ اگر امیدش را از دست بدهد به او امید میدهیم!
√ اگر اشتباهی بکند او را می‌بخشیم!
√ حتی او را می‌بخشیم اگر حرف بدی بزند یا عملی بر خلاف میل ما انجام بدهد!
√ به او چیزهای خوب میگوییم!
√ حتی در بدترین شرایط او را تنها نمیگزاریم!
√ به باورش احترام میگزاریم!
√ به چیزهایی که میگوید باور داریم!
√ صادقانه با او برخورد میکنیم!
√ به او دلگرمی میدهید، اگر دلسرد شده باشد!
درست است؟ یعنی او را با تمام خصوصیات او پذیرفته ایم!

🔻با خود دوست شدن بدین معنی می‌باشد که همانطوری که با یک دوست صمیمی هستیم، حداقل همان اندازه به خود احترام بکزاریم، خود را دلگرم کنیم، با خود صادق باشیم، به خود اطمینان داشته باشیم، خود را باور داشته باشیم و خود را دوست داشته باشیم.
👈 حداقل با خودمان آنطور برخورد کنیم که دوست داریم یک دوست صمیمی با ما برخورد کند! این بدان معناست:
🔺 از انتقاد و قضاوت خود دوری کنیم!
🔺 برای اشتباه خودمان هم مهربان باشیم و خود را ببخشیم!
🔺 اگر در انجام عملی موفق نیستیم، به خودمان وقت بدهیم!
🔺 در ناامیدی به خودمان امید بدهیم!
🔺به خودمان کمک کنیم همانطور که به دیگران لطف میکنیم!

👈 همانطور که در دوستی با دیگران نیاز به زحمت و زمان هست باید برای خودمان هم زحمت بکشیم و برای خود ما زمان صرف کنیم. اگر میخواهیم با خودمان دوست صمیمی شویم، اجازه نداریم؛

۱. از خودمان ناامید شویم.
۲. برای اشتباه خودمان را قضاوت کنیم.
۳. خودمان را مقایسه نکنیم.

♦️ خودمان را باور داشته باشیم
چگونه میتوانیم یک قدم بزرگ در زندگی برداریم وقتی مدام از خودمان ناامید هستیم، احساس کم توانی میکنیم، مدام از خود ایراد میگیریم و خودمان را کوچک می‌پنداریم.
فقط زمانی میتوانیم رشد کنیم و قدمی برداریم که در واقع به خودمان باور داشته باشیم همانطور که دوست صمیمی مان را باور داریم. و فقط میتوانیم موفق شویم اگر هر روز به خود بگویم و باورمان را قوی کنیم که ما قادر خواهیم بود و برای تغییرات آماده ایم. در واقع NLP میگوید
(neuro-linguistic programming)
ما میتوانیم به مغز خودمان برای یک برنامه ریزی جدید انگیزه بدهیم و این ممکن است.
👈 باور به خود و توانایی‌های خود اولین خشت های یک زندگی اسوده توام با موفقیت است.

نکته اساسی اینجاست؛
🔑 اگر ما به عزت نفس خود باور داشته باشیم و خودمان را بپذیریم, از نادیده گرفته شدن مان و نپذیرفته شدن مان توسط دیگران هراسی نخواهیم داشت.

یک فکر مثبت همیشه عمل مثبت به همراه خواهد داشت و این چرخه ادامه خواهد داشت. گرچه این از کودکی در گهواره همه ما گذاشته نشده باید آن را تمرین دهیم. همانطور که ماهیچه ای که استفاده نشود، پسرفت خواهد کرد، اعتماد بنفس ما مدام نیاز به پرورش دارد. و این با خودباوری صورت میگیرد. این تمرین باید مانند وعده های غذا به روان ما برسد.

قسمت یکم
۱
Forwarded from 📒📕Transit books ThinkPlusGroup📕
قسمت دوم
♦️ شجاعت برای اشتباه کردن داشته باشیم
یک اعتماد بنفس بالا با باور ما به ارزشهای درونی ما رابطه مستقیم دارد.
هر دو هم اعتماد بنفس و هم باور به ارزشهای مثبت خود به یکدیگر برای رشد مانند گیاه و هوا نیازمندند.
اعتماد به نفس یعنی خود را با تمام صفات خود پذیرفتن. به ارزشهای خود باور داشتن و ارزشهای خود را شناختن.
اعتماد به نفس فقط زمانی رشد خواهد کرد که ما جرات ریسک و اشتباه را داشته باشیم. و همچنین تجربه حاصل از آن را به رسمیت بشناسیم.
شاید همه ما این را بشناسیم که یکبار خواستیم کاری را انجام دهیم اما شجاعت کافی برای ریسک کردن آن نداشتیم.
🔑 در واقع اعتماد بنفس فقط آنجایی بدست میاوریم که کاری را انجام دهیم که میخواهیم اعتماد بنفس ما بیشتر شود.
مثلا به اولین ساعت رانندگی ما فکر کنیم. ما از اول می‌دانستیم که باید چند ساعتی تکرار کنیم تا بتوانیم به هنر دست به فرمان ما باور داشته باشیم. می‌دانستیم که باید پشت فرمان (ریسک) بنشینیم تا بتوانیم بیاموزیم، اعتماد ما بیشتر شود تا حرفه ای رانندگی کنیم. اعتماد بنفس دقیقا به این روش شکل میگیرد. ما اگر میترسیدیم و شروع نمی‌کردیم نتیجه آن ؟ ...؟
منظور من این است دقیقا باید بر ترسمان غلبه کنیم، ریسک کنیم، امتحان کنیم، تمرین کنیم تا اعتماد به رفتار خودمان و نفس مان کسب کنیم. اگر تصادفی کرده باشیم (اشتباه) به این معنی نیست که دیگر هرگز به فرمان ماشین و توان ما اعتماد نخواهیم کرد، برعکس تجربه جدید ما ما را از خطر بعدی بدور میکند یعنی یک قدم جدید در اعتماد بیشتر.

♦️ بهترین دوست خود باشیم
قبلاً گفتم چگونه میتوانیم بهترین دوست خود باشیم. یک مداد و کاغذ برداریم و بروی آن این چند سوال رو یاداشت کنیم:

خصوصیات دوست خوب کدامست؟
انتظار من از یک دوست خوب چیست؟
فکر میکنم بهترین دوست من از من چه انتظاری دارد؟

چه چیزی نیاز دارم اشتباهات خودم را ببخشم تا با خودم دوست باشم؟ تا زمانیکه خودم را نبخشیدم نمیتوانم دوست خوب خودم باشم. همانطور که اگر دوستی را نبخشیم نمیتوانیم با او صمیمی باشیم.
بهترین دوست خود شدن نیاز به این دارد که
👈خود را با تمام اشتباهات و نقاط قوت و نقاط ضعف بشناسیم و بپذیریم.
👈 به ارزشهای خود باور داشته باشیم
👈 نیازهای خود را بشناسیم
👈 به همان اندازه که دوستی را دوست داریم خودمان را دوست داشته باشیم
👈 از تنهایی خودمان لذت ببریم و خود ما را با خودمان دریابیم

♦️ خودمان را مقایسه نکنیم
متاسفانه مقایسه یکی از بدترین صفات برای نابودی اعتماد بنفس و صمیمیت با خود ماست چرا که اغلب دیگران را با صفاتشان برتر از خود میبینیم و اینگونه خود را در یک ناتوانی آموخته شده قرار میدهیم و هر چقدر بیشتر مقایسه کنیم، در این باتلاق بیشتر فرو میرویم. مقایسه ما با دیگران مانند مقایسه سیب با گلابی می‌باشد. چرا که انسانها به هیچ گونه با یکدیگر قابل مقایسه نیستند حتی دو فرزند از یک خانواده کاملا شخصیتهای متفاوت خواهند داشت. هر کدام از ما تجربه های منحصر به فرد خود را داریم که ما را شکل داده اند. هر کسی شخصیت منحصر به خود را دارد. در نتیجه مقایسه ها بی نتیجه می‌باشد.

♦️بیشتر من خودمان را در آغوش بگیریم
هستند انهایی که مداوم خود را کمتر از دیگران تلقی میکنند و از نیازهای خود چشم میپوشند تا دیگران را از خود راضی نگاه دارند. آشنا به نظرمان میرسد؟
👈تصویر مثبت از خود یعنی خود را آنطور که دوست داریم تلقی کنیم و اینگونه من خود را در آغوش میگیریم.

👈 خود را قبول کردن یعنی تمام صفات ما متعلق به ماست و برای ساختن تمام آنها تلاش خواهم کرد و اینطور من خود را در آغوش میگیرم.

👈 احترام به خود بدین معنیست که اگر کسی ارزشهای مرا نپذیرفت، من به ارزشهای خودم احترام میگزارم. اینگونه من و ارزشهایم را در آغوش میگیرم.

👈 خود را دوست داشتن بدان معناست، همانطور که بهترین دوستم را دوست دارم، همانطور که فرزندم را دوست دارم، همانطور که همسرم را دوست دارم، همانطور که سگ و گربه خود را دوست دارم، خودم را نیز هم دوست دارم و اینطور خودم را در آغوش میگیرم.

🔑 در آینه نگاه کنید لبخند بزنید و اسم کوچک خود را صدا بزنید و بگویید مثلا:
پویا من تو را دوست دارم.

چه احساسی به شما دست میدهد؟
میتوانید آن لحظه در چشم خود نگاه کتید؟
آیا اشک در چشمان شما حلقه میزند؟

احساس خالی بودن به شما دست میدهد؟

احساس بدی به شما دست میدهد؟

🔑 آنهایی که خودشان را دوست دارند به راحتی می‌توانند در آینه این تکنیک را انجام دهند.

🔑 آنهایی که نمیتوانند، حتما روزی چند بار جلوی آینه این را تکرار کنند‌

اسم کوچک + چندین صفات خوب + یک لبخند = شادمانی کودک درون و بالا رفتن اعتماد بنفس

پایان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
من معمولا از واژه بازتاب استفاده میکنم و این بهترین تصویری هست که میتونه بازتاب رو تعریف کنه...

موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🔠 در باره اعتیاد, پیشگیری و درمان  با اگاهی صحبت کنیم!


قسمت اول:
> تعریف و ویژگی های اعتیاد 1

>معیارهای اصلی DSM برای تشخیص اعتیاد 1

>اعتیاد رفتاری چیست 2

>نگاه DSM به اعتیاد 2

>انواع اعتیاد یا وابستگی 3

>دلایل اعتیاد 3

>عوارض سیستمی  اعتیاد 3

قسمت دوم:
>چه نوع روش تربیت کودکان را به سوی اعتیاد سوق میدهد؟ 4

>نکات منفی در تربیت کودکان 5

>نکات مثبت در تربیت موثر علیه رفتار اعتیادی 6

قسمت سوم:
>خویشتن متعدددر روانشناسی 7 multi I

>رابطه اعتیاد با خویشتن متعدد
8

قسمت چهارم:
>رابطه بین اعتیاد و رفتارهای پرخاشگرانه 9

>مدیریت و پیشگیری رفتارهای پرخاشگرانه در اعتیاد 10
 
قسمت پنجم: 11
>به عنوان روانشناس و مددکار و مشاور چه چیزی لازم است در مورد اعتیاد بدانیم

قسمت ششم:
>آیا پروسه اعتیاد برای همه یکسان است 12

>نکاتی در باره ترک اعتیاد 13

>مکانیزم های ترک 14

قسمت هفتم: 15
>بهترین اقدامها در درمان اعتیاد

قسمت هشتم: 16
> منابع


اکتبر ۲۰۲۳

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅰️ قسمت اول

🔠 تعریف و ویژگی های اعتیاد

اعتیاد به‌طور عامیانه به معنی وابستگی به یک ماده یا رفتار خاص است، اما از منظر علمی تعریف دقیق‌تری دارد. اعتیاد یک وضعیت مزمن است که به شکل کنترل ناپذیر و مکرر به مصرف یا عملی خاص منجر می‌شود، و اغلب با عواقب منفی برای فرد همراه است. علمی‌ترین تعریف اعتیاد عبارت است از:

"اعتیاد یک وضعیت مغزی و رفتاری است که با تلاش‌های مداوا قابل کنترل نیست و منجر به جستجوی و مصرف مکرر ماده‌ای یا انجام عملی خاص می‌شود، حتی در صورتی که عواقب منفی برای فرد و جامعه واضح باشد."

این تعریف نشان می‌دهد که اعتیاد به مواد مخدر، الکل، قمار، یا حتی اعتیاد به تکنولوژی می‌تواند به عنوان مسئله‌ای مغزی و رفتاری در نظر گرفته شود که نیاز به تداخل و درمان دارد.

اعتیاد عمدتا سبب ناتوانی میشود و یک وضعیت پیچیده و مزمن میسازد که در آن فرد ناتوان است از مصرف یک ماده مخدر یا انجام یک رفتار خاص بازداری و مقاومت کند، با توجه به وجود اثرات منفی که این مصرف بر زندگی او دارد. اعتیاد به طور کلی به دو دسته تقسیم می‌شود:

الف) اعتیاد به مواد مخدر
Substance-Related Addiction
Substance Abuse

ب) اعتیاد به رفتار
Addictive Behaviors
Behavioral Addection


اعتیاد به مواد مخدر شامل وابستگی به مواد مخدری مثل مورفین، کوکائین، الکل، نیکوتین و غیره می‌باشد. این نوع اعتیاد عموماً با مصرف مکرر و مداوم مواد مخدر آغاز می‌شود و ممکن است در نتیجه تجربه لذت و تقلبات شیمیایی در مغز اتفاق بیفتد. اعتیاد به مواد مخدر می‌تواند عواقب جبران ناپذیری برای سلامتی جسم و روان فرد به همراه داشته باشد و به مشکلات روابط اجتماعی، شغلی و خانوادگی منجر شود.

علاوه بر اعتیاد به مواد مخدر، اعتیاد به رفتار نیز وجود دارد. این نوع اعتیاد شامل وابستگی به رفتارهایی مانند بازی های کامپیوتری، تماشای تلویزیون بیش از حد، شرط بندی، خوردن بیش از حد، خرید بیش از حد و غیره می‌شود. اعتیاد به رفتار ممکن است نتیجه تجربه لذت و احساس تحرر در حالات خاص باشد و می تواند به کاهش کیفیت زندگی فرد، مشکلات مالی، اجتماعی و روانی منجر شود.

*️⃣ویژگی های اعتیاد: علاوه بر تعریفی که قبلاً ارائه شد، برخی ویژگی‌های دیگر اعتیاد عبارتند از:

1. تحمل: افزایش نیاز به مصرف مکرر و بیشتر مواد مخدر یا انجام رفتاری برای دستیابی به همان اثر مطلوب در مقایسه با زمان‌های قبلی.

2. عصبانیت و اضطراب: حالت‌های ناراحتی و عصبانیت شدید که در صورت قطع یا کاهش مصرف ماده مخدر یا رفتار معتاد ایجاد می‌شود.

3. ناتوانی در کنترل: عدم توانایی در کنترل اراده و تصمیم‌گیری در مورد مصرف مواد مخدر یا انجام رفتار معتاد.

4. عواقب منفی: تأثیرات منفی بر زندگی روزمره فرد، از جمله مشکلات سلامتی، مشکلات مالی، مشکلات خانوادگی و اجتماعی، کاهش عملکرد تحصیلی یا شغلی، وابستگی و خطرات جسمانی.

5. تغییر در رفتار و علاقه‌ها: تغییرات قابل توجه در رفتار، علاقه‌ها و فعالیت‌های روزمره فرد به سمت مصرف مواد یا انجام رفتار معتاد.


*️⃣در DSM-5، اعتیاد به مواد مخدر به عنوان "اختلال مصرف مواد"  (Substance Use Disorder) طبقه‌بندی شده است.


و DSM-5 این اختلال را بر اساس ۱۱  معیار تشخیصی مختلف ارزیابی می‌کند. برای تشخیص اختلال مصرف مواد، فرد باید حداقل سه معیار از این ۱۱ معیار را داشته باشد. برخی از این معیارها شامل مواردی نظیر مصرف مکرر مواد باعث مشکلات اجتماعی، یا کاهش کنترل بر مصرف مواد، زیاده‌روی در مصرف، تحمل بیشتر به مواد، و ترک وقت گذراندن برای مصرف مواد می‌شوند.

🔠 معیارهای اصلی برای تشخیص اختلال مصرف مواد در DSM-5

1. مصرف مکرر: مصرف مکرر یا مکررتر از مواد مخدر یا الکل نسبت به آنچه اصولاً مورد انتظار است.

2. کاهش کنترل: ناتوانی در کاهش یا قطع مصرف مواد، گرچه فرد تلاش می‌کند.

3. زیاده‌روی: مصرف مواد به مقدار بیشتر یا به مدت بیشتری از زمانی که اصولاً نیاز است.

4. تحمل: نیاز به مقدار بیشتری از ماده برای تجربه تأثیر مشابه.

5. ترک: تجربه علائم جسمی و روانی ناشی از قطع یا کاهش مصرف مواد.

6. زمان گذراندن برای مصرف: زمان زیادی را به خرج می‌دهد تا مواد را تهیه کند، مصرف کند یا از اثرات آن بهبود یابد.

7. تخریب اجتماعی یا شغلی: مصرف مواد منجر به مشکلات اجتماعی یا شغلی معنادار می‌شود.

8. ادامه مصرف: ادامه مصرف مواد، حتی در صورت شناخت وجود مشکلات ناشی از آن.

9. عدم تشخیص و علاقه کافی برای منافع شخصی: تفضیل مصرف مواد به‌جای مسائل مهمی نظیر کار، تعلیم و تربیت، و ارتباطات میان فردی.

10. ترکیب با مشکلات دیگر: مصرف مواد همراه با اختلالات روانی دیگر نظیر افسردگی یا اضطراب.


1

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅰️ قسمت اول

🔠منظور از یک اعتیاد رفتاری چیست؟

در گذشته عموما بحث اعتیاد بروی وابستگی به مواد شیمیایی (Chemical Addiction) متمرکز بوده اما در سالهای گذشته تغییراتی در این زمینه قابل مشاهده است. به همین دلیل واژه Substance (ماده یا مواد) بارها و بارها در مقاله ها تکرار شده است:

Substance Abuse
(سوء‌مصرف مواد)
Substance-related Disorder
(اختلال مرتبط با مواد)
Substance Dependence
(وابستگی به مواد)
Psychoactive Substances
(مواد روان‌انگیز یا سایکواکتیو)

خوشبختانه در دهه‌های اخیر، محققان به برخی رفتارها هم که ویژگی‌هایی شبیه اعتیاد نشان داده اند، متمرکز شده اند. مثلاً قمار یا گیم را تصور کنید. شاید یک قمارباز به مواد قابل لمس معتاد نباشد، اما قمار ویژگی‌هایی از همان جنس را در شخص ایجاد می‌کند  مانند نیاز دائمی به مصرف، اختلال در روابط اجتماعی، اشتیاق و رغبت حتی در شرایطی که بستر و زمان مناسب مهیا نیست. بنابر این استفاده از اعتیاد نادرست نیست. عینا همین موضوع در مورد رفتارهای دیگر هم وجود دارد. در همین راستا، افراد بسیاری اصطلاحات اعتیاد به اینترنت، موبایل، اعتیاد به اینستاگرام، کلا شبکه های اجتماعی، اعتیاد به بازیهای کامپیوتری، اعتیاد به کار و یا  دزدی و سایر رفتارهای مشابه که می‌توان نام برد.

این نوع اعتیادها را معمولاً
 اعتیاد رفتاری یا
 Behavioral Addiction 
می‌نامند. البته اصطلاح اعتیاد به یک فرایند یا Process Addiction هم به کار می‌رود که تقریبا مترادف هستند‌. اما نکته‌ی مهمی وجود دارد و آن این است که هنوز بسیاری از طبقه‌بندی‌های رسمی، ترجیح داده‌اند اعتیادهای رفتاری را به عنوان یک اختلال جدی در فهرست‌های خود نیاورند.

🔠نگاه DSM 5 به موضوع اعتیاد

مثلا در موضوع اعتیاد رفتاری در DSM انها اساساً به‌کارگیری کلمه‌ی اعتیاد را چندان مناسب نمی‌داند؛ چه در مورد مواد شیمیایی و چه در مورد اعتیاد رفتاری. به همین سبب در مورد اعتیاد شیمیایی هم تعریف هایی مانند وابستگی به مواد (Substance-dependency)

و یا اختلال مرتبط با مواد (Substance-related Disorder) ترجیح داده می شود.

استدلال DSM این است که مطالعات و تحقیقات کافی وجود ندارند که نشان دهند رفتارها تقریباً همان کاری را با مغز می‌کند که مواد مخدر و سایر مواد اعتیادآور انجام می‌دهند.

این به آن معنا نیست که اصطلاح‌های رایج (مثلاً‌ اعتیاد به کار یا اعتیاد رسانه ای) نادرست هستند. بلکه صرفاً به این معناست که DSM ترجیح داده تا به دست آمدن تحقیقات و شواهد بیشتر، این نوع اعتیادهای رفتاری را در کنار اعتیاد به الکل و کافئین و نیکوتین قرار ندهد.

اما اعتیاد رفتاری در ICD-11
باید گفت که ICD در مقایسه با DSM رویکرد متفاوتی را انتخاب کرده است. به این شکل که علاوه بر اعتیاد به قمار، اعتیاد به بازی (هم بازی‌های کامپیوتری و هم بازی‌های فیزیکی و آفلاین)‌ را در دسته‌بندی اعتیاد خود قرار داده است. مثلا اگر شخصی به شکل غیرمعمولی درگیر بازی‌های ویدئویی کامپیوتری باشد، شاید DSM او را هنوز معتاد نداند، اما سازمان بهداشت جهانی او را معتاد تلقی می‌کند.

ولی سایر اختلال‌ها در ICD سرنوشت دیگری پیدا کرده‌اند. ICD اختلالی با عنوان «اختلال در  کنترل تکانش / "Impulse Control Disorder» را تعریف میکند مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد که اختلال در کنترل تکانش یعنی این‌که فرد از مهار کردن امیالی که درون خود حس می‌کند ناتوان است. و طبیعتا اعتیاد از نگاه DSM از این نوع رفتارها سرچشمه می‌گیرد.

اما از دید ICD، تعبیرهای «اعتیاد به رفتارهای جنسی«، «اعتیاد به برون‌ریزی خشم»، «اعتیاد, جنون دزدی» و مواردی مانند این‌ها صحیح  نیست و بهتر است به جای استفاده از برچسب اعتیاد، آن‌ها را «ناتوانی در مهار کردن امیال و تکانش درونی» تعریف کنیم.

البته اختلاف‌نظر در این زمینه در میان حرفه ای ها  هم‌چنان وجود دارد  و هر نهادی بر اساس دغدغه‌ها و اصول و مدل‌های خود،‌ چارچوب متفاوتی را پیشنهاد می‌‌کند.

مثلاً انجمن آمریکایی اعتیاد پزشکی بنام (ASAM) که نهادی شناخته شده و مرجعی قابل‌ قبول در علم است، وارد این نوع از دسته‌بندی‌های DSM و ICD هنوز نشده و همه‌ی انواع اعتیاد رفتاری و اعتیاد به مواد شیمیایی را صرفاً اعتیاد نامیده است.

2

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅰️ قسمت اول

🔠 انواع اعتیاد یا وابستگی

وجود بسیاری از اعتیادها و وابستگی ها در جوامع مختلف به وسیله مواد و رفتارهای مخرب تأیید شده است. در زیر برخی از انواع رایج اعتیادها را بررسی می کنیم:

1. اعتیاد به مواد مخدر: شامل اعتیاد به موادی مانند الکل، نیکوتین، هروئین، کوکائین، متامفتامین، ماریجوانا و سایر مواد مخدر است.

2. اعتیاد به داروها: ممکن است افراد به داروهای تجویزی مثل آنتی‌دپرسانت‌ها، ضد اضطراب‌ها و آرام‌بخش‌ها وابستگی پیدا کنند.

3. اعتیاد به بازی و اینترنت: این نوع اعتیاد شامل وابستگی بیش از حد به بازی‌های رایانه‌ای، بازی‌های آنلاین، شبکه‌های اجتماعی و استفاده بیش از حد از اینترنت است.

4. اعتیاد به قمار: شامل وابستگی به بازی‌های قماری مثل پوکر، بازی‌های کازینو و شرط‌بندی‌های ورزشی است.

5. اعتیاد به غذا: در برخی از موارد، افراد می‌توانند به غذا وابستگی پیدا کنند و رفتارهای بی‌رویه در مصرف غذا داشته باشند، مانند اضطراب غذایی و افراط در خوردن.

6. اعتیاد به خرید: این نوع اعتیاد شامل وابستگی به خرید و خرید اجتماعی بیش از حد است.

7. اعتیاد به کار: در برخی موارد، فرد ممکن است به کار وابسته شود و رفتارهای کاری مضری را انجام دهد، مثل کار اضافه و بیش از حد، کار تا دیروقت

8. اعتیاد به اینترنت و رسانه‌های اجتماعی
: شامل وابستگی بیش از حد به استفاده از رسانه‌های اجتماعی مانند فیسبوک، اینستاگرام، توییتر و مصرف طولانی مدت اینترنت است.

9. اعتیاد به کافئین: ممکن است فرد به مصرف مکرر و بیش از حد موادی مانند قهوه، نوشیدنی‌های انرژی زا و چای مبتنی بر کافئین وابستگی پیدا کند.

10. اعتیاد به ترکیبات شیمیایی: شامل وابستگی به مواد شیمیایی مختلف مانند ترکیبات حاوی سموم، حشیش، LSD و غیره است.

11. اعتیاد در جوانان: شامل وابستگی به رفتارهای خطرناک و مخرب در مراحل بیشتری از جوانی است، مانند مصرف الکل، مواد مخدر، رفتارهای جنسی خطرناک و خشونت.

12. اعتیاد به چسب کارتن: این نوع اعتیاد شامل وابستگی به مصرف کارتن‌ها، مانند چسب کارتن و سایر محصولات شیمیایی مشابه است.

13. اعتیاد به خودکشی: در برخی موارد، افراد ممکن است به رفتارهای خودکشی وابسته شوند و امید بهبود نداشته باشند.

14. اعتیاد های رفتاری، اعم از دزدی و رفتارهای جنسی و یا ریسکی که قابل کنترل برای شخص نیستند

و طبیعتا اعتیاد های دیگر نیز قابل ذکرند ...

نکته مهمی که لازم است بدانیم این است که اعتیاد به هر نوعی می‌تواند جدی و مخرب باشد و نیاز به حمایت و درمان داشته باشد.

🔠دلایل اعتیاد

در بخش های بعدی این مقاله دلایل زیادی که برای شروع اعتیاد وجود دارد را توضیح خواهم داد؛ عواملی مانند فشار همسالان، مشکلات جسمی و جنسی، قرار گرفتن در معرض مصرف مواد مخدر توسط والدین و یا نزدیکان، استرس، عدم حمایت خانواده، کمبود محبت و شیوه فرزند پروری و غیره که می‌تواند بر میزان احتمال مصرف مواد مخدر و اعتیاد فرد تأثیر زیادی داشته باشد.


بسیاری از افراد حرفه ای و محققان اعتیاد را یک بیماری مزمن و قابل‌درمان می‌داند که در اثر تعامل پیچیده‌ی مغز، ژنتیک، محیط و تجربیات شخصی هر فرد شکل گرفته است. افراد معتاد به سراغ رفتارهای خاص یا مواد شیمیایی می‌روند و آن رفتارها و مواد به تدریج برایشان به یک جبر درونی تبدیل می‌شود. یعنی با وجودی که تبعات منفی و آسیب‌های آن‌ها را می‌شناسند، نمی‌توانند در برابر وسوسه‌شان مقاومت کنند. ولی باید آگاه باشیم که اعتیاد عموما یک جانشین برای یک چاله احساسی میباشد.



🔠عوارض سیستمی اعتیاد

در بخش های متفاوت این مقاله به این سه نکته اشاره خواهم کرد.

*️⃣عوارض فیزیکی

*️⃣عوارض روانی

*️⃣عوارض خانوادگی،  اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی

3

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅱️قسمت دوم

*️⃣چه نوع روش تربیت بیشتر کودکان را در بزرگسالی به سوی اعتیاد سوق میدهد

تربیت کودکان برای پیشگیری از اعتیاد یک موضوع پیچیده است و بسیاری از عوامل مختلف در این مسئله نقش می‌بازند. هرچند که هیچ روش تربیتی 100٪ تضمینی برای جلوگیری از اعتیاد وجود ندارد، اما برخی عوامل و روش‌ها می‌توانند ریسک ابتلا به اعتیاد را کاهش دهند. در زیر به برخی عوامل و روش‌های مهم اشاره می‌کنم:

1. ارتباط و ارتباط مؤثر: برقراری ارتباط صمیمی و مؤثر با کودکان از طریق گفتگو، گوش دادن به احساسات آن‌ها و پاسخگویی به نیازهایشان می‌تواند به تقویت اعتماد به نفس و ارتباط اجتماعی سالم کودکان کمک کند و به دنبال آن احتمال اعتیاد را کاهش دهد.

2. آموزش مهارت‌های اجتماعی: آموزش کودکان برای برقراری روابط مثبت، حل مسئله، مدیریت خشم و استفاده از مهارت‌های اجتماعی سالم می‌تواند آن‌ها را در مقابل فشارها و تنش‌های روزمره مقاومت‌پذیرتر نماید و به افزایش استحکام روانی و اجتماعی آن‌ها کمک کند.

3. آگاهی از مخاطرات: آموزش کودکان درباره مخاطرات موجود در استفاده از مواد مخدر و رفتارهای خطرناک، به همراه توضیح اثرات منفی آن‌ها بر سلامت و زندگی آن‌ها، می‌تواند تأثیر گذار باشد.
اگرچه جلوگیری از اعتیاد نیازمند یک رویکرد چندجانبه است و وابسته به عوامل فردی و محیطی متعددی است، اما موارد زیر در پیشگیری  می‌توانند مفید واقع شوند.

4. تقویت خودکنترل و مدیریت استرس: آموزش به کودکان مهارت‌هایی مانند خودکنترل، مدیریت استرس، تصمیم‌گیری مسئولانه و پیش‌بینی عواقب اقدامات خود، می‌تواند آن‌ها را در مقابل فشارها و تحریکات منفی مقاومت‌پذیرتر سازد.

5. ایجاد محیط سالم و پشتیبان کننده: فراهم کردن یک محیط خانوادگی و اجتماعی سالم که به کودکان احساس امنیت و پشتیبانی می‌دهد، اهمیت بالایی در پیشگیری از اعتیاد دارد. این شامل ارائه حمایت و عشق، ارزش‌های قوی و سالم، محدودیت دسترسی به مواد مخدر و رفتارهای خطرناک، و تقویت ارتباطات خانوادگی مثبت است.

6. آموزش مهارت‌های مقابله: آموزش به کودکان مهارت‌های مقابله با فشارها، تغییرات مثبت در رفتارهای شخصیتی، خلاقیت و تفکر مستقل می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا در مواجهه با موقعیت‌های محتمل اعتیاد، راه‌حل‌های سالم را برگزینند.

7. نمونه‌گیری از الگوهای سالم: فراهم کردن الگوهای سالم برای کودکان، مانند والدین، خواهران و برادران بزرگتر و سایر افراد نزدیک، می‌تواند تأثیر قوی در جلوگیری از اعتیاد داشته باشد. الگوهایی که استفاده مسئولانه از مواد مخدر را نشان می‌دهند و رفتارهای سالم و مثبت را نمونه‌گیری می‌کنند، به کودکان الهام می‌بخشند و احتمالاً در میانه‌روی آن‌ها تأثیر می‌گذارند.

8. آموزش درباره تصمیم‌گیری مسئولانه: آموزش به کودکان درباره تصمیم‌گیری مسئولانه، تفکر منطقی و ارزیابی عواقب اقدامات خود می‌تواند آن‌ها را در برابر فشارها و تحریکات مخرب مقاومت‌پذیرتر سازد. آن‌ها را ترغیب کنید تا موقعیت‌هایی که ممکن است به اعتیاد منجر شود را پیش بینی کنند و راه‌حل‌های سالم و مناسب را انتخاب کنند.

9. پاسخگویی به نیازهای روحی و اجتماعی: ارائه فرصت‌های مناسب برای رشد روحی و اجتماعی کودکان می‌تواند احساس ارتباط و تعلق به جامعه را تقویت کند و به افزایش احساس رضایت و خوشبختی کمک کند. این می‌تواند شامل فعالیت‌های سازنده مثل ورزش، هنر، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی و خدمات مردمی باشد.


4

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅱️ قسمت دوم‌

*️⃣ نکات منفی در تربیت کودکان

تربیت کودکان و تأثیر آن بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی یک موضوع پیچیده است و به عوامل متعددی بستگی دارد. هرچند که نوع روش تربیت بیشتر کودکان را به سمت اعتیاد سوق می‌دهد، نمی‌تواند به طور قطعی تعیین شود، زیرا اعتیاد به عوامل متعددی نظیر ژنتیک، محیط، عوامل اجتماعی و روانشناختی وابسته است.

با این حال، برخی روش‌های تربیتی و شیوه‌های بیش‌تر به کودکان را به احتمال بیشتری می‌توانند به سمت اعتیاد سوق دهند. به عنوان مثال:

1. نقص در ارتباط و انتقال عاطفی: ارتباط نامناسب بین والدین و کودکان، نقص در انتقال عاطفی و عدم ارائه حمایت و امنیت به کودکان، می‌تواند به آنان نشان دهد که اعتیاد به مواد می‌تواند راهی برای کاهش درد و استرس باشد.

2. نقص در نظارت و کنترل: نظارت ناکافی والدین بر فعالیت‌ها و رفتارهای کودکان و عدم ایجاد محدودیت‌های مناسب، می‌تواند فرصت‌های بیشتری را برای استفاده از مواد مخدر و الکل فراهم کند.

3. نمونه‌گیری از الگوهای ناسالم: والدینی که خود از مواد مخدر استفاده می‌کنند و یا رفتارهای ناسالم دیگری را نشان می‌دهند، به کودکان ایده می‌دهند که استفاده از مواد مخدر عادی و قابل قبول است.

4. نداشتن مهارت‌های مقابله: والدینی که به کودکان خود مهارت‌های مقابله با استرس و فشار را یاد نمی‌دهند، آن‌ها را در مواجهه با مشکلات زندگی تنها و ناتوان می‌کنند. این می‌تواند کودکان را به استفاده از مواد مخدر و الکل برای کاهش استرس و آرامش موقت ترغیب کند.

5. نقص در ارزش‌ها و انگیزه‌ها: نقص در ارائه ارزش‌های سالم و انگیزه‌های مثبت به کودکان، می‌تواند باعث شود که آن‌ها به دنبال ارضای نیازهای خود از طریق مواد مخدر و الکل باشند.

6. نقص در آموزش اطلاعات مربوط به مواد مخدر: عدم اطلاعات کافی و صحیح در مورد خطرات و عوارض استفاده از مواد مخدر و تأثیرات آن بر سلامتی، می‌تواند باعث عدم آگاهی و عدم حذف تمایل به استفاده از مواد مخدر در کودکان شود.

اهمیت رابطه ارتباط نزدیک و نیازمندی‌های امنیت و حمایت در تربیت کودکان برای جلوگیری از افزایش احتمال اعتیاد بسیار مهم است. تأثیرات متقابل عوامل مختلف بر روی اعتیاد پیچیده بوده و ممکن است در هر مورد به صورت متفاوت عمل کند. بنابراین، تأثیر نوع روش تربیتی بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی باید با توجه به شرایط و عوامل دیگر مورد بررسی قرار گیرد و همچنین نیاز به پژوهش‌های بیشتری دارد.

5

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🅱️ قسمت دوم‌

*️⃣نکات مثبت دیگر که میتواند در تربیت موثر بوده تا رفتار اعتیادی را تشویق نکند

برای بررسی وضعیت و تأثیر روش‌های تربیت بر روی احتمال اعتیاد در بزرگسالی امروزه در روانشناسی وجود دارد. عواملی مانند؛

الف) دسترسی کودکان به مواد مخدر

ب) تأثیر همسالان

پ)محیط اجتماعی و فرهنگی

ت) و سبک زندگی خانواده و فرزند پروری نیز به طور جداگانه بر روی احتمال اعتیاد تأثیر می‌گذارند.

در هر صورت، روش‌های تربیتی ایجاد محیطی سالم و پایدار برای رشد و توسعه کودکان را ترویج می‌کنند و احتمال اعتیاد را کاهش می‌دهند. برخی اصول و راهکارهای عمومی در تربیت کودکان عبارتند از:

1. ارتباط صادقانه و پر مهر: ایجاد ارتباط نزدیک و صادقانه و محبت‌آمیز با کودکان، احساس امنیت و ارزشمندیت را در آن‌ها تقویت می‌کند و احتمال اعتیاد را کاهش می‌دهد.

2. آموزش مهارت‌های مقابله: آموزش مهارت‌های مقابله مثل حل مسئله، مدیریت استرس و ارتباط اثربخش، کودکان را بهبود می‌بخشد و آن‌ها را در مواجهه با فشارها و تنش‌های زندگی به سمت راه‌های سالم و مثبت هدایت می‌کند.

3. ارائه اطلاعات صحیح: آموزش در مورد خطرات و عوارض استفاده از مواد مخدر، به کودکان کمک می‌کند تا درک صحیحی از این موضوع پیدا کنند و تصمیم‌گیری‌های سالم‌تری انجام دهند.

4. الگوی اصولی: ارائه یک مثال تربیتی
البته در اینجا که یک مثال کامل از نوع روش تربیتی که بیشتر به سوی اعتیاد سوق می‌دهد را نمی‌توانم ارائه دهم، زیرا همیشه وابسته به شرایط خاص تربیت و محیط و ژن و عوامل مختلف دیگر است. همچنین، تأثیر روش تربیتی در طولانی مدت و در زمان بزرگسالی باید با توجه به عوامل دیگر مانند محیط اجتماعی، همسالان، فرهنگ و سبک زندگی مورد بررسی قرار گیرد.

به طور کلی، روش‌های تربیتی که بر ارتباط نامناسب با کودکان، نظارت ناکافی، نداشتن مهارت‌های مقابله، نقص در ارزش‌ها و انگیزه‌ها و نقص در ارائه اطلاعات صحیح تأکید دارند، ممکن است به سمت افزایش احتمال اعتیاد در بزرگسالی رهنمود کنند.

به همین دلیل، برای جلوگیری از اعتیاد در بزرگسالی، بهتر است روش‌های تربیتی مثبت و سالم را انتخاب کنید. این شامل ایجاد ارتباط نزدیک با کودکان، ارائه حمایت و امنیت، آموزش مهارت‌های مقابله، ارزش‌ها و انگیزه‌های سالم، و ارائه اطلاعات صحیح در مورد اعتیاد است. همچنین، توجه به محیط اجتماعی، همسالان و فرهنگ خانواده نیز بسیار مهم است.

در نهایت، برای بهبود نتایج و پیشگیری از اعتیاد در بزرگسالی، مشاوره و راهنمایی از کارشناسان متخصص در زمینه تربیت و اعتیاد به شدت توصیه میشود. آن‌ها می‌توانند بر اساس شرایط و نیازهای خاص خانواده شما راهنمایی کنند و راهکارهای مناسب را ارائه دهند.

همچنین، برنامه‌های آموزشی و آگاهی‌بخشی در مدارس و جوامع محلی نیز می‌توانند به کاهش احتمال اعتیاد در بزرگسالی کمک کنند. این برنامه‌ها می‌توانند شامل آموزش در مورد خطرات مواد مخدر، مهارت‌های مقابله، تقویت روابط بین فردی و خانواده، و ایجاد فضای سالم و پشتیبان‌کننده برای جوانان باشند.

در نهایت، برای جلوگیری از اعتیاد در بزرگسالی، ترکیبی از عوامل زیر می‌تواند مفید باشد:

1. ایجاد ارتباط نزدیک و محبت‌آمیز با کودکان و نوجوانان.

2. ارائه حمایت و امنیت روانی به کودکان و نوجوانان.

3. آموزش مهارت‌های مقابله با استرس و فشار زندگی.

4. ارائه اطلاعات صحیح و آگاهی درباره خطرات مواد مخدر.

5. تقویت ارزش‌ها و انگیزه‌های سالم در خانواده و جامعه.

6. مشارکت در برنامه‌های آموزشی و آگاهی‌بخشی در مدارس و جوامع محلی.

همچنین، به یاد داشته باشیم که هر فرد و خانواده ممکن است شرایط و وضعیت خاص خود را داشته باشد، بنابراین مهم است به تناسب و نیازهای خود و منابع موجود عمل کنیم.

6

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت سوم

🔠خویشتن متعدد در روانشناسی یا
" multi I"

در روانشناسی، خویشتن‌ها (Self) به صورت کلی به معنای هویت و ادراک فرد از خود و وجودشان می‌باشند. مفهوم خویشتن در روانشناسی متعددی دارد و در زمینه‌های مختلفی از جمله روانشناسی تحولی، روانشناسی شناختی و روانشناسی اجتماعی مورد بررسی قرار می‌گیرد. در ادامه، به برخی از خویشتن‌های متعدد در روانشناسی اشاره خواهم کرد:

1. خویشتن مفهومی
: این مفهوم بیانگر احساس فرد از خود و ادراک او از هویت و وجودش است. این خویشتن بر اساس تجربیات، باورها و ارزش‌های فرد شکل می‌گیرد.

2. خویشتن معنوی
: خویشتن معنوی به ارتباط فرد با ابعاد معنوی زندگی مربوط می‌شود. این ابعاد شامل ارتباط با خدا، عمیقاً به خود و دیگران ارتباط برقرار کردن و ارزش‌های معنوی می‌باشند.

3. خویشتن اجتماعی
: خویشتن اجتماعی بر تعاملات افراد با دیگران و ارتباطات اجتماعی تأثیر می‌گذارد. این شامل شناخت خود و دیگران، تعاملات اجتماعی، تصورات فرد از نقش‌های اجتماعی و هویت گروهی می‌شود.

4. خویشتن شناختی
: خویشتن شناختی به شکلی که فرد در مورد خود و دیگران فکر می‌کند و ارزیابی می‌کند، مربوط می‌شود. این شامل پرسش‌هایی مثل "چه کسی من هستم؟"، "چه مهارت‌ها و قابلیت‌هایی دارم؟" و "چه مقدار اعتماد به نفس دارم؟" می‌شود.

5. خویشتن پذیرشی
: خویشتن پذیرشی به قبول و قبول کردن خود فرد بدون تلاش برای تغییر یا تغییر آن اشاره دارد. این شامل قبول کردن نقاط قوت و ضعف فرد، قبول کردن احساسات و هیجانات، و قبول کردن خود به عنوان یک فرد منحصر به فرد است.

6. خویشتن تحقق‌پذیر
: خویشتن تحقق‌پذیر مربوط به اعتقاد فرد در مورد قابلیت‌ها و توانایی‌های خود برای رسیدن به اهداف و آرزوها است. فرد با اعتقاد به خویشتن تحقق‌پذیر، معتقد است که می‌تواند با تلاش و تکیه بر منابع داخلی خود، به اهداف خود برسد.

7. خویشتن خلاق
: خویشتن خلاق به توانایی فرد در ایجاد و نوآوری میان بنیان است. این شامل توانایی حل مسئله، تفکر خارج از الگو، تصویرسازی، خلاقیت هنری و خلاقیت در زندگی روزمره است.

8. خویشتن متعادل
: خویشتن متعادل به توازن و هماهنگی بین ابعاد مختلف خویشتن اشاره دارد. این شامل تعادل بین بدن و ذهن، هماهنگی بین احساسات و عقل، و تعادل بین نیازهای شخصی و نیازهای اجتماعی است.

مهم است بدانیم که این مفاهیم و خویشتن‌ها تنها یک سری مثال هستند و خویشتن‌های در روانشناسی بسیار متنوع هستند و هر یک در زمینه‌ها و جریان‌های مختلف روانشناسی به کار می‌روند. همچنین، هر فرد ممکن است با چندین خویشتن در طول زمان تعامل کند و به تدریج خودش را در مسیر شناخت خود و رشد شخصی تغییر دهد. برای درک بهتر خویشتن و تأثیر آن در زندگی، ممکن است نیاز باشد که به مطالعه و تحقیق بیشتر در زمینه روانشناسی خویشتن بپردازیم و با مفاهیم و تئوری‌های مربوطه بیشنر آشنا شویم.

7

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت سوم

🔠رابطه اعتیاد با خویشتن متعدد

به این معنی است که وجود خویشتن متعدد (دوگانگی شخصیتی) ممکن است در روند بروز و پیشرفت اعتیاد تأثیرگذار باشد. خویشتن متعدد یک اختلال روانی است که در آن فرد دو یا بیشتر از شخصیت‌های متمایزی را تجربه می‌کند که هر شخصیت دارای طبع، رفتار و هویت متفاوتی است.

اعتیاد به مواد مخدر و الکل یک اختلال روانی است که منجر به وابستگی جسمانی و روانی به مواد مخدر می‌شود. عوامل مختلفی می‌توانند در بروز اعتیاد نقش داشته باشند، از جمله عوامل ژنتیکی، روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی. در این میان، خویشتن متعدد نیز می‌تواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند.

خویشتن متعدد ممکن است باعث افزایش خطر اعتیاد شود زیرا شخصیت‌های مختلف درونی ممکن است نیازها و آرزوهای متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، یک شخصیت می‌تواند به دنبال فرار از دردها و استرس با مصرف مواد مخدر باشد، در حالی که شخصیت دیگر به دنبال تجربه لذت و هیجان باشد. در این حالت، افراد ممکن است برای تأمین نیازهای مختلف شخصیت‌های مختلف را به کار بگیرند، و این می‌تواند موجب تشدید وابستگی به مواد مخدر شود. همچنین، خویشتن متعدد ممکن است باعث کاهش توانایی در مواجهه با استرس و مشکلات زندگی شود، زیرا شخصیت‌های مختلف درونی ممکن است در مواجهه با مشکلات به طور متفاوت و به نحوی که برای فرد مضر باشد واکنش نشان دهند. در نتیجه، فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا با استرس و مشکلات کنار بیاید یا برای کنترل شخصیت‌های مختلف خود از مواد مخدر استفاده کند.

همچنین، خویشتن متعدد می‌تواند باعث کاهش هویت و همبستگی افراد با خودشان و با دیگران شود. زیرا شخصیت‌های مختلف ممکن است دارای ارزش‌ها، باورها و رفتارهای متفاوتی باشند که می‌تواند باعث اختلافات و ناسازگاری در روابط شخصی و اجتماعی شود. این ناسازگاری‌ها ممکن است باعث ایزوله شدن و احساس تنهایی شخص شود و در نتیجه فرد ممکن است به مواد مخدر روی بیاورد تا این احساسات را کاهش دهد یا فرار کند.

به طور کلی، خویشتن متعدد می‌تواند به عنوان یک عامل روانشناختی مؤثر در بروز و پیشرفت اعتیاد به مواد مخدر عمل کند. مدیریت و درمان خویشتن متعدد و اعتیاد به مواد مخدر به صورت همزمان می‌تواند مؤثرترین روش برای بهبود و بهبود کیفیت زندگی فرد باشد. درمان‌هایی مانند درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد معمولاً شامل ترکیبی از روش‌های مختلف است. این شامل مشاوره روانشناختی، درمان دارویی، درمان رفتاری-شناختی و درمان گروهی می‌شود.

مشاوره روانشناختی می‌تواند به فرد کمک کند تا شناخت بهتری از خویشتن متعدد و رابطه آن با اعتیاد پیدا کند. این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا با شناسایی و تفهیم عوامل عمده‌ای که منجر به شکل گیری و حفظ خویشتن متعدد شده‌اند، به مدیریت بهتر آنها بپردازد.

درمان دارویی نیز ممکن است در مواردی که همراه با خویشتن متعدد عوامل روانشناختی مانند افسردگی، اضطراب و اختلالات خواب وجود دارد، مورد استفاده قرار گیرد. داروها ممکن است به فرد کمک کنند تا با مشکلات روحی و روانی خود مقابله کند و نیاز به استفاده از مواد مخدر را کاهش دهد.

درمان رفتاری-شناختی نیز به فرد کمک می‌کند تا الگوهای منفی رفتاری و اندیشه‌های ناسالم را شناسایی کند و آنها را با الگوهای مثبت و سالم جایگزین کند. این روش می‌تواند به فرد کمک کند تا مهارت‌های مدیریت استرس، مشکلات حل‌شده و تصمیم‌گیری موثر را تقویت کند.

درمان گروهی نیز می‌تواند مفید باشد، زیرا افراد می‌توانند از تجربه و پشتیبانی یکدیگر در گروهی از افرادی که با مشکلات مشابه مواجه هستند بهره‌برده شوند. این گروه‌ها می‌توانند فرصتی برای اشتراک تجربیات، یادگیری مهارت‌های اجتماعی مؤثر و ایجاد ارتباطات سالم و حمایتی باشند.

به طور کلی، درمان همزمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند تیم درمانی متخصص و چندرویه است. این تیم ممکن است شامل روانشناسان، مشاوران اعتیاد، روانپزشکان و سایر تخصص‌های مرتبط باشد. هدف از این تیم درمانی، ارائه رویکردهای یکپارچه و متناسب با نیازهای فرد برای مدیریت و بهبود خویشتن متعدد و اعتیاد است.

مهمترین نکته این است که درمان خویشتن متعدد و اعتیاد نیازمند صبر، تعهد و همکاری فرد خود است. همچنین، حمایت خانواده و افراد نزدیک نیز می‌تواند در موفقیت درمانی و بهبود وضعیت فرد تأثیرگذار باشد.

8

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠 قسمت چهارم

🔠رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد چیست؟

رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد می‌توانند به طور متقابل تأثیر گذار باشند و در برخی موارد رابطه‌ای مستقیم و تعاملی با یکدیگر دارند. در ادامه به بررسی این رابطه می‌پردازم:

1. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به مواد مخدر: رابطه بین این دو مسئله ممکن است به دلایل مختلفی وجود داشته باشد. برخی افراد ممکن است به دلیل داشتن رفتارهای پرخاشگرانه، به مواد مخدر روی بیاورند تا از استرس و ناراحتی‌های خود کاسته و خاطرات منفی را فراموش کنند. از طرف دیگر، مصرف مواد مخدر می‌تواند رفتارهای پرخاشگرانه را افزایش دهد و کنترل عقلانیت و هوش اجتماعی فرد را کاهش دهد که به نوبه خود باعث افزایش رفتارهای پرخاشگرانه می‌شود.

2. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای: اعتیاد به بازی‌های رایانه‌ای ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود یا در برخی افراد، رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. برخی افراد می‌توانند به دنبال تجربه‌های هیجانی و تطبیق با دنیای مجازی در بازی‌های رایانه‌ای باشند و این تجربه‌ها ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را در زندگی واقعی تقلید کنند. از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند در بازی‌ها از طرف دیگر، رفتارهای پرخاشگرانه می‌تواند در بازی‌ها تقویت شده و تشدید شود. برخی افراد ممکن است به دنبال ایجاد تحولات و تخریب در بازی‌ها باشند و برای رسیدن به این هدف، از رفتارهای پرخاشگرانه استفاده کنند. به عنوان مثال، تهدید و آزار دیگر بازیکنان، تخریب محیط‌ها یا استفاده از فحش و بی‌ادبی در چت بازی می‌تواند جزء رفتارهای پرخاشگرانه در بازی‌ها باشد.

3. رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد به رسانه‌های اجتماعی: استفاده بیش از حد از رسانه‌های اجتماعی و درگیری در رفتارهای پرخاشگرانه در این رسانه‌ها می‌تواند باعث ایجاد اعتیاد شود. رفتارهای پرخاشگرانه مانند توهین، تهدید، شایعه‌پراکنی و تحریک دیگران می‌تواند برای برخی افراد به عنوان یک شیوه برای کسب توجه و تأیید اجتماعی عمل کند. این اعمال می‌توانند به عنوان یک انگیزه برای استفاده بیش از حد از رسانه‌های اجتماعی و ایجاد اعتیاد به آنها عمل کنند.

مهم است بدانیم که رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد پیچیده است و به عوامل مختلفی بستگی دارد از جمله عوامل فردی، اجتماعی و روانشناختی. همچنین، عوامل محیطی مثل فرهنگ و محیط خانوادگی نیز می‌توانند در این رابطه‌ی میان رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد می‌تواند به صورت دوسویه باشد، به این معنی که رفتارهای پرخاشگرانه می‌توانند عاملی برای افزایش خطر اعتیاد شوند و همچنین اعتیاد می‌تواند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. در زیر تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد و برعکس را بررسی می‌کنیم:

- تأثیر رفتارهای پرخاشگرانه بر اعتیاد: رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به عنوان یک مکانیسم فرار یا کاهش استرس و ناراحتی عمل کنند. برخی افراد ممکن است به دنبال تجربه‌های هیجانی و تحریک‌کننده باشند و رفتارهای پرخاشگرانه را در جهت تأمین این تجربه‌ها به کار ببرند. این رفتارها می‌توانند به مواد مخدر، بازی‌های رایانه‌ای، یا رفتارهای دیگری که منجر به اعتیاد می‌شوند، همراه شوند. به عنوان مثال، فردی که در مواجهه با استرس و ناراحتی به جای استفاده از راهکارهای سازنده و سالم، به رفتارهای پرخاشگرانه متوسل می‌شود، ممکن است به مواد مخدر وابسته شود تا با این استرس‌ها کنار بیاید.

- تأثیر اعتیاد بر رفتارهای پرخاشگرانه: اعتیاد به مواد مخدر، بازی‌های رایانه‌ای یا رسانه‌های اجتماعی ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کند. مصرف مواد مخدر م

مصرف مواد مخدر ممکن است تأثیراتی بر عملکرد شناختی و رفتار فرد داشته باشد. این مواد می‌توانند باعث کاهش توانایی‌های ارزیابی و کنترل عقلانیت شوند و می‌توانند رفتارهای پرخاشگرانه را تشدید کنند. به عنوان مثال، مصرف مواد مخدر می‌تواند باعث افزایش عصبانیت، تهاجمی بودن و کاهش توانایی‌های مهار و کنترل خشم شود که ممکن است به رفتارهای پرخاشگرانه منجر شود.

در کل، عوامل متعددی می‌توانند در رابطه بین رفتارهای پرخاشگرانه و اعتیاد نقش داشته باشند. این عوامل شامل عوامل فردی (مانند ویژگی‌های شخصیتی، استرس، اضطراب و افسردگی)، عوامل اجتماعی (مانند فرهنگ، محیط خانوادگی، همسالان و جامعه) و عوامل روانشناختی (مانند خودارزیابی، تفکرهای ناکارآمد و نگرش‌های منفی) می‌باشند.

9

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM