Forwarded from Dr. Morris Setudegan
3. مهر و تعلق خاطر
اگر این نیاز را فعلا به فرد محدود کنیم خواهیم دید که انسان های "سالم" به میزان متفاوت نیاز به تعاملات عاطفی داشته و در این میان نیاز خود به عشق ورزی را از ارزشهای والای خود قرار میدهند که در صورت عدم ارضا این نیاز دچار اسیب های روانی میگردند.
این دریافت مهر و عشق تنها ربطی به جنس مونث و مذکر و ادغام آنها برای تولید مثل ندارد. مهر میتواند به طور متفاوت و در جنسیت ها به شکلهای مختلف شکل گیرد و در اینجا باز نیاز به حداقل یک نفر دیگر است که سیستم را ایجاد میکند. حتی جوانان در جستجو "پیرز گروپ" هستند تا نیاز تعلق خود را به یک گروه (سیستم/جامعه کوچک) ارضا کنند.
همه انسانها نیاز به تعلق دارند. یعنی تعلق به والدین/مدرسه/ کلاس/گروه/ خانواده/ دوستان/ سیستم سیاسی/سیستم تحصیلی/ سیستم کاری و ...که همه این متعلق بودن ها اجتماع را تشکیل میدهد. به هر عنوانی اجتماع این متعلق بودن را مشروعیت ندهد و نپذیرد افراد دچار اسیب های اجتماعی متفاوت بنا بر مهارت هایشان و توان افزایی شان در مواجع شدن با مشکلات میگردند.
4. ازادی
در کتنکست و زمینه بررسی نیازها, ازادی یعنی تقدم ارزشهای اجتماعی بر ارزشهای فردی و پیامد ان تقدم نیاز اجتماع (سیستم) بر نیاز فرد میباشد. نیاز فرد به ازادی زمانی ارضا خواهد شد که شخص در متعلق بودن به اجتماع مطلوب خود و درک او از مشارکت برای بهینه سازی ارزشهای اجتماعی و دفاع از ان ارزشها احساس امنیت کنید. آزادی رابطه مستیم با مرزها/ ارزشها/ هنجارها و امنیت دارد. اگر مرزهای افراد یک جامعه پذیرفته نشود و ارزشها (مانند انتخاب لباس یا مذهب) با جبر و زور بدون توجه به نیاز اجتماع تعریف شود در ان زمان براحتی تناقض بین هنجارها و ناهنجارها مشخص نخواهد شد و اسیب های اجتماعی پیامد ان خواهد شد.
5. شادی و لذت از زندگی
در تمام موارد نیازها را در یک چهارچوب اجتماعی و سیستمی تعریف کردیم. و چرا این نیازها در انسان و جامعه وجود دارد به داده های میلیون ساله ژنهای انسان و پویایی فرهنگ ها نیز مربوط میشود.
در واقع انسان از بدو پیدایش در جنین مادر در یک سیستم وابسته شروع به رشد میکند و این متعلق بودن و مالکیت در بدو وجود هر انسان نیز شکل میگیرد. و در رشد هر فرد سه بُعد روانی (معنوی) و فیزیکی (مادی) و اجتماعی (سیستمی) زندگی را تشکیل میدهد. از اینرو انسان یک موجود سیستمی تلقی میشود و مدام بدنبال تعریف این تعلق ها و شادی و لذت از زندگی یا نقش های سیستمی (من های چند گانه Multi-I ) در زندگی میباشد و بر اساس انها رفتار خود را تنظیم کرده و لذت را با ارزشهای شخصی خود منطبق میکند.
اگر در هر کدام از این نیازهای نامبرده بالا جامعه نقش اساسی خود که ارضا نیازهای مادی (مانند تضمین کار) و نیازهای معنوی (مانند تبیین ازادی) و ایجاد امنیت و حمایت که با قانونگزاری مشخص میشود را جدی تلقی نکند و در مدیریت ان کوشا نباشد, اسیبهای اجتماعی و فردی جبران ناپذیری شکل خواهند گرفت که نسلها برای ترمیم ان آسیبها میبایست رنج تاوان را به عهده بگیرد.
جامعه ای که حقوق افراد ان برابر نباشد (مانند ایجاد انواع مختلف مدارس و فروختن آینده به افراد دارا) و یا ارزش های دروغین (مانند ننگ بر غرب فرستادن و کودکان خود را در انجا برای زندگی حمایت کردن) به نفع حاکمان اشاعه دهند, طبیعتا اسیبهای اجتماعی مانند طبقه بندی جامعه و الیته گرایی رواج پیدا خواهد کرد.
پیامد این اسیب ها اجتماعی جامعه ای خواهد شد با درصد بالای بیماری روانی/ ناراضی بودن اقشار مردم/ فرار و مهاجرت مغزها, ورزشکاران و توانمندان/ پسرفت علم به دلیل ایزوله بودن جامعه که نهایتادمنجر به نابودی کشور خواهد شد.
موریس ستودگان در فوریه 2020
2
@thinkpluswithus
اگر این نیاز را فعلا به فرد محدود کنیم خواهیم دید که انسان های "سالم" به میزان متفاوت نیاز به تعاملات عاطفی داشته و در این میان نیاز خود به عشق ورزی را از ارزشهای والای خود قرار میدهند که در صورت عدم ارضا این نیاز دچار اسیب های روانی میگردند.
این دریافت مهر و عشق تنها ربطی به جنس مونث و مذکر و ادغام آنها برای تولید مثل ندارد. مهر میتواند به طور متفاوت و در جنسیت ها به شکلهای مختلف شکل گیرد و در اینجا باز نیاز به حداقل یک نفر دیگر است که سیستم را ایجاد میکند. حتی جوانان در جستجو "پیرز گروپ" هستند تا نیاز تعلق خود را به یک گروه (سیستم/جامعه کوچک) ارضا کنند.
همه انسانها نیاز به تعلق دارند. یعنی تعلق به والدین/مدرسه/ کلاس/گروه/ خانواده/ دوستان/ سیستم سیاسی/سیستم تحصیلی/ سیستم کاری و ...که همه این متعلق بودن ها اجتماع را تشکیل میدهد. به هر عنوانی اجتماع این متعلق بودن را مشروعیت ندهد و نپذیرد افراد دچار اسیب های اجتماعی متفاوت بنا بر مهارت هایشان و توان افزایی شان در مواجع شدن با مشکلات میگردند.
4. ازادی
در کتنکست و زمینه بررسی نیازها, ازادی یعنی تقدم ارزشهای اجتماعی بر ارزشهای فردی و پیامد ان تقدم نیاز اجتماع (سیستم) بر نیاز فرد میباشد. نیاز فرد به ازادی زمانی ارضا خواهد شد که شخص در متعلق بودن به اجتماع مطلوب خود و درک او از مشارکت برای بهینه سازی ارزشهای اجتماعی و دفاع از ان ارزشها احساس امنیت کنید. آزادی رابطه مستیم با مرزها/ ارزشها/ هنجارها و امنیت دارد. اگر مرزهای افراد یک جامعه پذیرفته نشود و ارزشها (مانند انتخاب لباس یا مذهب) با جبر و زور بدون توجه به نیاز اجتماع تعریف شود در ان زمان براحتی تناقض بین هنجارها و ناهنجارها مشخص نخواهد شد و اسیب های اجتماعی پیامد ان خواهد شد.
5. شادی و لذت از زندگی
در تمام موارد نیازها را در یک چهارچوب اجتماعی و سیستمی تعریف کردیم. و چرا این نیازها در انسان و جامعه وجود دارد به داده های میلیون ساله ژنهای انسان و پویایی فرهنگ ها نیز مربوط میشود.
در واقع انسان از بدو پیدایش در جنین مادر در یک سیستم وابسته شروع به رشد میکند و این متعلق بودن و مالکیت در بدو وجود هر انسان نیز شکل میگیرد. و در رشد هر فرد سه بُعد روانی (معنوی) و فیزیکی (مادی) و اجتماعی (سیستمی) زندگی را تشکیل میدهد. از اینرو انسان یک موجود سیستمی تلقی میشود و مدام بدنبال تعریف این تعلق ها و شادی و لذت از زندگی یا نقش های سیستمی (من های چند گانه Multi-I ) در زندگی میباشد و بر اساس انها رفتار خود را تنظیم کرده و لذت را با ارزشهای شخصی خود منطبق میکند.
اگر در هر کدام از این نیازهای نامبرده بالا جامعه نقش اساسی خود که ارضا نیازهای مادی (مانند تضمین کار) و نیازهای معنوی (مانند تبیین ازادی) و ایجاد امنیت و حمایت که با قانونگزاری مشخص میشود را جدی تلقی نکند و در مدیریت ان کوشا نباشد, اسیبهای اجتماعی و فردی جبران ناپذیری شکل خواهند گرفت که نسلها برای ترمیم ان آسیبها میبایست رنج تاوان را به عهده بگیرد.
جامعه ای که حقوق افراد ان برابر نباشد (مانند ایجاد انواع مختلف مدارس و فروختن آینده به افراد دارا) و یا ارزش های دروغین (مانند ننگ بر غرب فرستادن و کودکان خود را در انجا برای زندگی حمایت کردن) به نفع حاکمان اشاعه دهند, طبیعتا اسیبهای اجتماعی مانند طبقه بندی جامعه و الیته گرایی رواج پیدا خواهد کرد.
پیامد این اسیب ها اجتماعی جامعه ای خواهد شد با درصد بالای بیماری روانی/ ناراضی بودن اقشار مردم/ فرار و مهاجرت مغزها, ورزشکاران و توانمندان/ پسرفت علم به دلیل ایزوله بودن جامعه که نهایتادمنجر به نابودی کشور خواهد شد.
موریس ستودگان در فوریه 2020
2
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈مشاوره ازدواج 👉
📍 چه عواملی را برای ازدواج در نظر بگیریم؟
موضوع؛ مشاوره ازدواج یا مشاوره قبل از ازدواج: ملاک های ازدواج ، سن ازدواج ،
معمولا جامعه را در اولین تقسیم بندی به چند نهاد اصلی تقسیم میکنند. نهاد خانواده، نهاد آموزش، اقتصاد، حکومت و دین و در جوامع پیشرفته نهاد علم نیز در سده اخیر به نهادهای اجتماعی اضافه شده است. نهاد خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که با ازدواج آغاز میشود. بنابراین، ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است اهمیت بنیادین و پایه ای دارد . سنگ بنای نهاد خانواده در ازدواج گذاشته میشود و ما از دیرباز معتقد بوده ایم که:
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج
ما در انتخاب خانواده ای که در آن به دنیا آمدهایم هیچ گونه اختیاری نداشته ایم، اما معمار خانواده آتی خود خواهیم بود. هرچند ازدواج همه امر خانواده نیست اما خشت اول و سنگ بنای خانواده است. بنابراین یکی از مهمترین مسایل در نهاد خانواده، ازدواج و مسایل پیرامون آن است. ازدواج یک نقطه عطف در زندگی انسان است و یکی از مهمترین تصمیمات طول زندگی فرد است. با ازدواج خانواده تشکیل میشود و نظام خویشاوندی شکل میگیرد و نسل بقا مییابد.
برای اینکه به لزوم آموزش پیش از ازدواج اندکی واقعبینانه تر نگاه کنیم، ازدواج را با گرفتن گواهینامه رانندگی مقایسه میکنیم.
👈 گرفتن گواهینامه رانندگی در مقایسه با عقد ازدواج
برای گرفتن گواهی نامه رانندگی چه کارهایی لازم است؟
برای گرفتن گواهینامه رانندگی شما لازم است که سه مرحله زیر را طی کنید.
۱ معاینه چشم و آزمون بینایی
۲ امتحان آییننامه و قوانین رانندگی
۳ امتحان رانندگی و اثبات مهارت رانندگی
اما برای عقد ازدواج تنها حضور در یک دفتر ثبت ازدواج همراه با دو شاهد و اجازهی پدر دختر یا جد پدری (و در صورت عدم اجازه پدر یا جد پدری با موافقت دادگاه) و پرداخت هزینه ثبت شما ازدواج میکنید. البته حضور دو شاهد و اجازه پدر یا جد پدری دختر تنها در کشورهای اسلامی مرسوم است وگرنه در کشورهای غیراسلامی افراد تنها با پرداخت هزینه ثبت ازدواج بدون هیچ کار دیگری میتوانند ازدواج کنند.
رانندگی بد در بسیاری از موارد موجب خسارت های فیزیکی و عاطفی وحشتناکی میشود، اما آیا ازدواج بد و نهایتاً طلاق، خسارتهای عاطفی، ارتباطی، مالی، افزایش تعداد کودکان تک سرپرست یا بی سرپرست و غیره را در پی ندارد؟
👈چند نفر گواهی نامه ازدواج دارند؟
بنابراین لازم است به ازدواج دست کم در حد هر برنامه مهم دیگری نگاه کرد چه رسد به اینکه ما معتقدیم یکی از مهمترین برنامه های زندگی هر فرد ازدواج اوست.
📍مشاوره ازدواج : اشتباهات دوره آشنایی
۱- هر دو سعی می کنند جنبه مثبت خود را نشان دهند (برای پوشاندن نقاط ضعف).
۲- هر کسی خود پنداره خود را می گوید نه خود واقعی اش را.
برای جلوگیری از این خطا بهتر است فرد جذابیت های خودش را روی یک کاغذ بنویسد .
جذاب دانستن خود (از جنبه واقعی)، گفتن جذابیت خود و تعریف از خود و پذیرش تعریف و تمجید دیگران نشانه و عامل عزت نفس است.
۳- خطای هاله ای :
مثلاً ادب فرد هاله ای می شود و جلوی دیدن سایر ویژگی ها را می گیرد و فرد آن ها را هم براساس ادب او قضاوت می کند. پس زوجین را به این سمت ببرید که همه ویژگی های طرف مقابل را با مصداق پیدا کند. خطای هاله ای را با مثالی از فردی مؤدب که با شما به رستوران می آید به فرد توضیح دهید:
ادب : رعایت هنجارها و احترام: مرز و حدود را رعایت کردن
۴- عدم پرسیدن سوالات کافی :
به دلیل ترس از سوال متقابل یا از دست دادن طرف مقابل یا ترس از خراب کردن رابطه عاشقانه و یا این که نمی دانند چه سوالاتی بپرسند و یا این که فرد خودش را جذاب نمی داند (عزت نفس کم)
📍برای سوال کردن می توان از سوالات زیر شروع کرد:
👈پنج ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان داشته باشد کدام اند؟
👈سه ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان نداشته باشد کدام اند؟
👈پنج ویژگی خوب که ازپدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.
👈سه ویژگی بد که از پدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.
📍شباهت ویژگی های همسر و والدین تان را پیدا کنید و تحلیل کنید.
اغلب افراد تحت تأثیر چند ویژگی محدود (همان هایی که در والدین شان هست) دست به انتخاب می زنند. هم چنین دو احساس ناخودآگاه که در ازدواج رایج است عبارتند از: بازگشت به خانه و فرار از خانه و گفتن خصوصیات خوب و بد همسر و والدین می توان این دو احساس را نمایان کند.
۵- نادیده گرفتن نشانه های هشداردهنده: مانند سیگار کشیدن، زودرنج، نحوه رانندگی
۶- عدم پرسیدن درباره گذشته و خانواده فرد و خواستگارهای قبل:
به ویژه خواستگارها یا روابط حل نشده ای که از آن ها با حالت خشم، حسرت یا آه کشیدن یاد میکند.
۱)
📍 چه عواملی را برای ازدواج در نظر بگیریم؟
موضوع؛ مشاوره ازدواج یا مشاوره قبل از ازدواج: ملاک های ازدواج ، سن ازدواج ،
معمولا جامعه را در اولین تقسیم بندی به چند نهاد اصلی تقسیم میکنند. نهاد خانواده، نهاد آموزش، اقتصاد، حکومت و دین و در جوامع پیشرفته نهاد علم نیز در سده اخیر به نهادهای اجتماعی اضافه شده است. نهاد خانواده یکی از نهادهای مهم اجتماعی است که با ازدواج آغاز میشود. بنابراین، ازدواج از آنجا که مراسم آغازین این نهاد مهم اجتماعی است اهمیت بنیادین و پایه ای دارد . سنگ بنای نهاد خانواده در ازدواج گذاشته میشود و ما از دیرباز معتقد بوده ایم که:
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج
ما در انتخاب خانواده ای که در آن به دنیا آمدهایم هیچ گونه اختیاری نداشته ایم، اما معمار خانواده آتی خود خواهیم بود. هرچند ازدواج همه امر خانواده نیست اما خشت اول و سنگ بنای خانواده است. بنابراین یکی از مهمترین مسایل در نهاد خانواده، ازدواج و مسایل پیرامون آن است. ازدواج یک نقطه عطف در زندگی انسان است و یکی از مهمترین تصمیمات طول زندگی فرد است. با ازدواج خانواده تشکیل میشود و نظام خویشاوندی شکل میگیرد و نسل بقا مییابد.
برای اینکه به لزوم آموزش پیش از ازدواج اندکی واقعبینانه تر نگاه کنیم، ازدواج را با گرفتن گواهینامه رانندگی مقایسه میکنیم.
👈 گرفتن گواهینامه رانندگی در مقایسه با عقد ازدواج
برای گرفتن گواهی نامه رانندگی چه کارهایی لازم است؟
برای گرفتن گواهینامه رانندگی شما لازم است که سه مرحله زیر را طی کنید.
۱ معاینه چشم و آزمون بینایی
۲ امتحان آییننامه و قوانین رانندگی
۳ امتحان رانندگی و اثبات مهارت رانندگی
اما برای عقد ازدواج تنها حضور در یک دفتر ثبت ازدواج همراه با دو شاهد و اجازهی پدر دختر یا جد پدری (و در صورت عدم اجازه پدر یا جد پدری با موافقت دادگاه) و پرداخت هزینه ثبت شما ازدواج میکنید. البته حضور دو شاهد و اجازه پدر یا جد پدری دختر تنها در کشورهای اسلامی مرسوم است وگرنه در کشورهای غیراسلامی افراد تنها با پرداخت هزینه ثبت ازدواج بدون هیچ کار دیگری میتوانند ازدواج کنند.
رانندگی بد در بسیاری از موارد موجب خسارت های فیزیکی و عاطفی وحشتناکی میشود، اما آیا ازدواج بد و نهایتاً طلاق، خسارتهای عاطفی، ارتباطی، مالی، افزایش تعداد کودکان تک سرپرست یا بی سرپرست و غیره را در پی ندارد؟
👈چند نفر گواهی نامه ازدواج دارند؟
بنابراین لازم است به ازدواج دست کم در حد هر برنامه مهم دیگری نگاه کرد چه رسد به اینکه ما معتقدیم یکی از مهمترین برنامه های زندگی هر فرد ازدواج اوست.
📍مشاوره ازدواج : اشتباهات دوره آشنایی
۱- هر دو سعی می کنند جنبه مثبت خود را نشان دهند (برای پوشاندن نقاط ضعف).
۲- هر کسی خود پنداره خود را می گوید نه خود واقعی اش را.
برای جلوگیری از این خطا بهتر است فرد جذابیت های خودش را روی یک کاغذ بنویسد .
جذاب دانستن خود (از جنبه واقعی)، گفتن جذابیت خود و تعریف از خود و پذیرش تعریف و تمجید دیگران نشانه و عامل عزت نفس است.
۳- خطای هاله ای :
مثلاً ادب فرد هاله ای می شود و جلوی دیدن سایر ویژگی ها را می گیرد و فرد آن ها را هم براساس ادب او قضاوت می کند. پس زوجین را به این سمت ببرید که همه ویژگی های طرف مقابل را با مصداق پیدا کند. خطای هاله ای را با مثالی از فردی مؤدب که با شما به رستوران می آید به فرد توضیح دهید:
ادب : رعایت هنجارها و احترام: مرز و حدود را رعایت کردن
۴- عدم پرسیدن سوالات کافی :
به دلیل ترس از سوال متقابل یا از دست دادن طرف مقابل یا ترس از خراب کردن رابطه عاشقانه و یا این که نمی دانند چه سوالاتی بپرسند و یا این که فرد خودش را جذاب نمی داند (عزت نفس کم)
📍برای سوال کردن می توان از سوالات زیر شروع کرد:
👈پنج ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان داشته باشد کدام اند؟
👈سه ویژگی که برای شما خیلی مهم است که همسرتان نداشته باشد کدام اند؟
👈پنج ویژگی خوب که ازپدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.
👈سه ویژگی بد که از پدر و مادرتان به یاد دارید بنویسید.
📍شباهت ویژگی های همسر و والدین تان را پیدا کنید و تحلیل کنید.
اغلب افراد تحت تأثیر چند ویژگی محدود (همان هایی که در والدین شان هست) دست به انتخاب می زنند. هم چنین دو احساس ناخودآگاه که در ازدواج رایج است عبارتند از: بازگشت به خانه و فرار از خانه و گفتن خصوصیات خوب و بد همسر و والدین می توان این دو احساس را نمایان کند.
۵- نادیده گرفتن نشانه های هشداردهنده: مانند سیگار کشیدن، زودرنج، نحوه رانندگی
۶- عدم پرسیدن درباره گذشته و خانواده فرد و خواستگارهای قبل:
به ویژه خواستگارها یا روابط حل نشده ای که از آن ها با حالت خشم، حسرت یا آه کشیدن یاد میکند.
۱)
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
۷- سازش عجولانه
۸- اهمیت دادن به تعهد به قیمت تفاهم یا مقدم دانستن تفاهم نسبت به علاقه: باید به ترتیب اول علاقه، دوم تفاهم و سوم تعهد باشد.
۹- اعتقاد بر این که بعداً او را تغییر می دهیم یا بعد از ازدواج فلان مشکل حل خواهد شد.
۱۰- عدم توجه به خودآگاهی و خودشناسی
👈دو احساس ناخودآگاه رایج در فرایند ازدواج :
📌حس بازگشت به خانه:
📌حس برگشت به خانه پس از یک مسافرت یا مهمانی، حس بازگشت به جو روانی خانه والدین و نوعی تضاد (دوست داشتن توأم با تنفر). بازگشت به خانه همان مفهوم انتقال است، خیلی از مشاجره ها بازگشت به خانه است.
📌فرار از خانه:
دنبال یک مشاجره می گردیم که بهانه ای شود از خانه (والدینی) فرار کرده و مثلاً به خانه خاله ی دایی برویم.
📍گام های مشاوره ازدواج :
۱- مقدمه چینی اولیه و کاهش اضطراب و ایجاد انگیزه
پرسیدن دلیل تمایل مراجع به ازدواج (اگر دلیل نداشت یا از دلیل ناآگاه بود با سوال کردن به سمت آگاه کردن هدایت کنید).
صحبت از میزان آمادگی آن ها (مثال گواهی نامه ازدواج و گواهی نامه رانندگی).
معرفی کتاب به مراجع (اگر هیچ اطلاعاتی ندارد).
۲- بررسی هم خوانی های کلی و روتین
زبان، نژاد، قومیت، تعداد فرزند، ترتیب تولد، اعتقادات خانواده و سطح فرهنگی، نوع ارتباط در خانواده و نحوه حل مشکلات خانواده، شغل و سطح تحصیلات، سن.
۳- بررسی اشتباهات دوره آشنایی
۴- بررسی هم خوانی ها و ویژگی های خاص
👈هم خوانی شخصیتی
👈هم خوانی جنسی
👈هم خوانی نیازهای انسانی
👈(براساس هرم مازلو و نیازهای اساسی گلاسر)
👈هم خوانی باورهای بنیادین (قاعده زندگی)
👈استقلال، پختگی، بلوغ
👈سبک دلبستگی
🔑مثلث عشق (پایه های ازدواج)
موضوعات اصلی که می توانند آینده ازدواج را پیش بینی کنند
🔑زوجین در کجای هرم مازلو قرار دارند؟
📌هر چه دونفر در هرم مازلو در سطحی نزدیک تر قرار داشته باشند ازدواج بادوام تر خواهد بود.
📌سبک دلبستگی آن ها چیست؟
📌هر چه دو نفر سبک ایمن تری داشته باشند ازدواج موفق تر خواهد بود.
📌استقلال و پختگی فکری
فردی به پختگی و بلوغ رسیده که برای یک مشکل راه حل های متعدد به ذهنش می رسد، از ازدواج انتظار واقع بینانه دارد و هنر ارتباط را می داند.
📌عدم یا وجود مشکلات یا اختلالات اساسی مانند اختلال جنسی، اعتیاد، اختلال شخصیت، اختلالات روانی. برای تشخیص اختلال شخصیت و اختلالات روانی علاوه بر مصاحبه بالینی می توانید پرسش نامه هایی مانند میلون (MCHI) و پرسشنامه شخصیتی مینوسوتا (MMPI) چقدر از نظرها به هم شبیه (هم کفو بودن) هستند.
📌پیش بینی و موفقیت و پایداری ازدواج با ترسیم نیازهای پنج گانه اساسی گلاسر صورت می گیرد. این نیازها عبارتند از:
👈نیاز به بقا: پول، ماشین، خانه، آینده شغلی، خساست یا ولخرج بودن
👈نیاز به تفریح: پارک رفتن، سینما، سفر، شوخی
👈نیاز به پیشرفت و قدرت: ادامه تحصیل، ارتقاء شغلی
👈نیاز به آزادی: یعنی فرد خودش باشد، آزادی در رفت و آمد و ارتباطات اجتماعی، تنها به سفر رفتن ، کنترل گری (نق زدن، سرزنش کردن، عیب جویی)
👈نیاز به عشق و تعلق: ارسال پیامک های عاشقانه، گل بردن، خرید گل های گران قیمت، داشتن دفتر شعر عاشقانه و دیدن فیلم عاشقانه
📍دلایل نادرست ازدواج
۱) فشار سنی
۲) فشار از ناحیه خانواده و دوستان
۳) تنهایی و استیصال
۴) گرسنگی عاطفی
۵) جست و جوی استقلال
۶) التیام یک ارتباط شکست خورده
۷) شورش بر علیه والدین
۸) دلایل اقتصادی
پرسش نامه های زیر نیز برای تشخیص های تکمیلی در مشاوره ازدواج توصیه می شوند:
۱- پرسش نامه طرحواره های یانگ : برای تشخیص طرحواره های احتمالی زوجین.
۲- پرسش نامه سنخ نمای مایرز بریگز : برای تشخیص میزان هم خوانی شخصیتی دو نفر.
منبع: مشاوره ازدواج
📚کتاب در زمینه ازدواج ، زوج و آشنایی با ویژگی های جنس مخالف
۱- بازگشت به عشق / هنریکس/ترجمه ابراهیمی (چگونه عشقی که می خواهیم بیابیم / ترجمه تمدن)
۲- هشت درس برای زندگی زوج ها / گلاسر
۳- آیا تو گمشده ام هستی/ باربارا آنجلز
۴- مردان مریخی زنان ونوسی
۵- رازهایی درباره مردان/ باربارا آنجلز
۶- رازهایی درباره زنان/ باربارا آنجلز
۷- عشق ویرانگر
۲)
۸- اهمیت دادن به تعهد به قیمت تفاهم یا مقدم دانستن تفاهم نسبت به علاقه: باید به ترتیب اول علاقه، دوم تفاهم و سوم تعهد باشد.
۹- اعتقاد بر این که بعداً او را تغییر می دهیم یا بعد از ازدواج فلان مشکل حل خواهد شد.
۱۰- عدم توجه به خودآگاهی و خودشناسی
👈دو احساس ناخودآگاه رایج در فرایند ازدواج :
📌حس بازگشت به خانه:
📌حس برگشت به خانه پس از یک مسافرت یا مهمانی، حس بازگشت به جو روانی خانه والدین و نوعی تضاد (دوست داشتن توأم با تنفر). بازگشت به خانه همان مفهوم انتقال است، خیلی از مشاجره ها بازگشت به خانه است.
📌فرار از خانه:
دنبال یک مشاجره می گردیم که بهانه ای شود از خانه (والدینی) فرار کرده و مثلاً به خانه خاله ی دایی برویم.
📍گام های مشاوره ازدواج :
۱- مقدمه چینی اولیه و کاهش اضطراب و ایجاد انگیزه
پرسیدن دلیل تمایل مراجع به ازدواج (اگر دلیل نداشت یا از دلیل ناآگاه بود با سوال کردن به سمت آگاه کردن هدایت کنید).
صحبت از میزان آمادگی آن ها (مثال گواهی نامه ازدواج و گواهی نامه رانندگی).
معرفی کتاب به مراجع (اگر هیچ اطلاعاتی ندارد).
۲- بررسی هم خوانی های کلی و روتین
زبان، نژاد، قومیت، تعداد فرزند، ترتیب تولد، اعتقادات خانواده و سطح فرهنگی، نوع ارتباط در خانواده و نحوه حل مشکلات خانواده، شغل و سطح تحصیلات، سن.
۳- بررسی اشتباهات دوره آشنایی
۴- بررسی هم خوانی ها و ویژگی های خاص
👈هم خوانی شخصیتی
👈هم خوانی جنسی
👈هم خوانی نیازهای انسانی
👈(براساس هرم مازلو و نیازهای اساسی گلاسر)
👈هم خوانی باورهای بنیادین (قاعده زندگی)
👈استقلال، پختگی، بلوغ
👈سبک دلبستگی
🔑مثلث عشق (پایه های ازدواج)
موضوعات اصلی که می توانند آینده ازدواج را پیش بینی کنند
🔑زوجین در کجای هرم مازلو قرار دارند؟
📌هر چه دونفر در هرم مازلو در سطحی نزدیک تر قرار داشته باشند ازدواج بادوام تر خواهد بود.
📌سبک دلبستگی آن ها چیست؟
📌هر چه دو نفر سبک ایمن تری داشته باشند ازدواج موفق تر خواهد بود.
📌استقلال و پختگی فکری
فردی به پختگی و بلوغ رسیده که برای یک مشکل راه حل های متعدد به ذهنش می رسد، از ازدواج انتظار واقع بینانه دارد و هنر ارتباط را می داند.
📌عدم یا وجود مشکلات یا اختلالات اساسی مانند اختلال جنسی، اعتیاد، اختلال شخصیت، اختلالات روانی. برای تشخیص اختلال شخصیت و اختلالات روانی علاوه بر مصاحبه بالینی می توانید پرسش نامه هایی مانند میلون (MCHI) و پرسشنامه شخصیتی مینوسوتا (MMPI) چقدر از نظرها به هم شبیه (هم کفو بودن) هستند.
📌پیش بینی و موفقیت و پایداری ازدواج با ترسیم نیازهای پنج گانه اساسی گلاسر صورت می گیرد. این نیازها عبارتند از:
👈نیاز به بقا: پول، ماشین، خانه، آینده شغلی، خساست یا ولخرج بودن
👈نیاز به تفریح: پارک رفتن، سینما، سفر، شوخی
👈نیاز به پیشرفت و قدرت: ادامه تحصیل، ارتقاء شغلی
👈نیاز به آزادی: یعنی فرد خودش باشد، آزادی در رفت و آمد و ارتباطات اجتماعی، تنها به سفر رفتن ، کنترل گری (نق زدن، سرزنش کردن، عیب جویی)
👈نیاز به عشق و تعلق: ارسال پیامک های عاشقانه، گل بردن، خرید گل های گران قیمت، داشتن دفتر شعر عاشقانه و دیدن فیلم عاشقانه
📍دلایل نادرست ازدواج
۱) فشار سنی
۲) فشار از ناحیه خانواده و دوستان
۳) تنهایی و استیصال
۴) گرسنگی عاطفی
۵) جست و جوی استقلال
۶) التیام یک ارتباط شکست خورده
۷) شورش بر علیه والدین
۸) دلایل اقتصادی
پرسش نامه های زیر نیز برای تشخیص های تکمیلی در مشاوره ازدواج توصیه می شوند:
۱- پرسش نامه طرحواره های یانگ : برای تشخیص طرحواره های احتمالی زوجین.
۲- پرسش نامه سنخ نمای مایرز بریگز : برای تشخیص میزان هم خوانی شخصیتی دو نفر.
منبع: مشاوره ازدواج
📚کتاب در زمینه ازدواج ، زوج و آشنایی با ویژگی های جنس مخالف
۱- بازگشت به عشق / هنریکس/ترجمه ابراهیمی (چگونه عشقی که می خواهیم بیابیم / ترجمه تمدن)
۲- هشت درس برای زندگی زوج ها / گلاسر
۳- آیا تو گمشده ام هستی/ باربارا آنجلز
۴- مردان مریخی زنان ونوسی
۵- رازهایی درباره مردان/ باربارا آنجلز
۶- رازهایی درباره زنان/ باربارا آنجلز
۷- عشق ویرانگر
۲)
👍2
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ژاپن فوجی از زاویه میشیما
امروز شنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳
دکتر موریس ستودگان
امروز شنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۲۳
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دوستانی که مرا بیشتر می شناسند و یا با من در کار درمان بودند، میدانند که من سالی حداقل یکبار چند روزی به گوشه ای از دنیا بدون تعلقات تنها سفر میکنم و سعی در بازتاب قسمتی از زندگی خود را پیش میگیرم. و میدانم که انوقت میتوانم "به خودم فکر کنم" و انزمان می توانم سعی کنم که دیگران را و آنچه میخوانم را در اظهاراتشان بهتر درک کنم. و عمیقا باور دارم - شاید بر اساس تجربه باشد- هر چقدر خودمان را بیشتر بازتاب کنیم و این امکان را برای خود بسازیم که بازتاب کنیم، پنجره های جدیدی در دیوار افکارمان باز میشوند که نور بیشتری بر قسمت تاریک افکار ما می اندازند تا جهان بیرون را بهتر ببینیم و با ترسهای خود روبرو شویم.
امسال در دامنه کوه فوجی ایالت شیزووکا ژاپن و شهر میشیما به ملاقات این کوه دلاور آمدم و از این نقطه این خاطره را مینویسم.
شاید از خود بپرسید، آیا اصلا منطقی است که به تنهایی "به خودم فکر کنم" و یا "بازتاب" کنم؟ طبیعتا به خودم فکر میکنم و آنهم با توجه به دسته بندی هایی که درگیری های درونی را میسازند. شوخ طبعی که در آن اغلب، علیه خودم فکر می کنم و تصاویر خودم، پیش داوری های خودم، ایده های بر ضد خودم و اینها گاهی اقامتگاه ها خود اندیشی شده و با یک تمایل رادیکال در ما زندگی می کنند. از خودم سوال می کنم چه چیزی را باید نگه دارم و چه چیزی را از خود جدا کنم و گرچه دردناک است. اینگونه است که بازتاب refiexion - یا: فکر کردن در مورد خودم - به یک نوع "پنجره آسیب پذیری"، تبدبل میشود که این پنجره نشانه شکافی در دیواری از عادات من است و پاره کردن زنجیرهای تعصبات پنجره ای به سوی یک فضای باز پر از هوای تازه افکار برایم ایجاد می کند؛ روبرو شدن با حقایق نادیده گرفته شده، ناخوشایند (به دلیل دشواری انها) مرا گاه ها سورپرایز می کنند که چگونه این دالان های تاریک در افکارم ساخته شده، آنجا که در استرس روزمرگی بودم و اینجاست که گاهی از خود بیگانگی من; همچنین یک بازه ای ایجاد می کند و ان به این معنی است که این احتمال می تواند کاملاً وجود داشته باشد، که ما احساس کنیم این برای من اتفاق نخواهد افتاد، من که بازتاب شده ام ... ولی دقیقا انجا که مطمینیم باید شک کنیم. گاهی در این زمان که من این بازتاب ها را انجام میدهم، احساس می کنم، که خودم را هم واقعا نمی شناسم؟ کدام وجه تاریک بود یا بقول یونگ کدام سایه را باز هم ندیدم، یا چه چیزی در نقطه کور من قرار گرفت که اینگونه دیواری ایجاد شد تا دایره امن کاذب بسازد. انزمان پنجره که باز میشود، در من نیز نشانگر گشودگی ذهن و افکار و باورهاست. نه افکار کهنه سال گذشته که مرا گاهی به روی خودم نیز باز نگه می دارد. آسان نیست چون احساس خم شدن در برابر فشار واقعیت، به طوری که اگر یک توسعه ذهنی ایجاد شود، تفکر باز فراتر از مقولات سنتی خواهد رفت، باز کهنه ها را میشکافد و تازه ها را میجوید. انزمان و بنابراین فکر کردن برای خودمان یا بازتاب طبیعی تر می شود - شاید عادت خوبی شود!
فوجی ۱۸ نوامبر ۲۰۲۳
دکتر موریس ستودگان
امسال در دامنه کوه فوجی ایالت شیزووکا ژاپن و شهر میشیما به ملاقات این کوه دلاور آمدم و از این نقطه این خاطره را مینویسم.
شاید از خود بپرسید، آیا اصلا منطقی است که به تنهایی "به خودم فکر کنم" و یا "بازتاب" کنم؟ طبیعتا به خودم فکر میکنم و آنهم با توجه به دسته بندی هایی که درگیری های درونی را میسازند. شوخ طبعی که در آن اغلب، علیه خودم فکر می کنم و تصاویر خودم، پیش داوری های خودم، ایده های بر ضد خودم و اینها گاهی اقامتگاه ها خود اندیشی شده و با یک تمایل رادیکال در ما زندگی می کنند. از خودم سوال می کنم چه چیزی را باید نگه دارم و چه چیزی را از خود جدا کنم و گرچه دردناک است. اینگونه است که بازتاب refiexion - یا: فکر کردن در مورد خودم - به یک نوع "پنجره آسیب پذیری"، تبدبل میشود که این پنجره نشانه شکافی در دیواری از عادات من است و پاره کردن زنجیرهای تعصبات پنجره ای به سوی یک فضای باز پر از هوای تازه افکار برایم ایجاد می کند؛ روبرو شدن با حقایق نادیده گرفته شده، ناخوشایند (به دلیل دشواری انها) مرا گاه ها سورپرایز می کنند که چگونه این دالان های تاریک در افکارم ساخته شده، آنجا که در استرس روزمرگی بودم و اینجاست که گاهی از خود بیگانگی من; همچنین یک بازه ای ایجاد می کند و ان به این معنی است که این احتمال می تواند کاملاً وجود داشته باشد، که ما احساس کنیم این برای من اتفاق نخواهد افتاد، من که بازتاب شده ام ... ولی دقیقا انجا که مطمینیم باید شک کنیم. گاهی در این زمان که من این بازتاب ها را انجام میدهم، احساس می کنم، که خودم را هم واقعا نمی شناسم؟ کدام وجه تاریک بود یا بقول یونگ کدام سایه را باز هم ندیدم، یا چه چیزی در نقطه کور من قرار گرفت که اینگونه دیواری ایجاد شد تا دایره امن کاذب بسازد. انزمان پنجره که باز میشود، در من نیز نشانگر گشودگی ذهن و افکار و باورهاست. نه افکار کهنه سال گذشته که مرا گاهی به روی خودم نیز باز نگه می دارد. آسان نیست چون احساس خم شدن در برابر فشار واقعیت، به طوری که اگر یک توسعه ذهنی ایجاد شود، تفکر باز فراتر از مقولات سنتی خواهد رفت، باز کهنه ها را میشکافد و تازه ها را میجوید. انزمان و بنابراین فکر کردن برای خودمان یا بازتاب طبیعی تر می شود - شاید عادت خوبی شود!
فوجی ۱۸ نوامبر ۲۰۲۳
دکتر موریس ستودگان
❤1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 ارتباط موثر و آموزش آن به کودکان و نوجوانان
در ابتدا دو نکته را تعریف میکنم تا با هم از نقطه مشترک به ان نگاه کنیم.
*️⃣ تعریف ارتباط موثر: ارتباط موثر به توانایی انتقال اطلاعات و ایدهها با درستی و وضوح، توجه به نیازهای مخاطب، گوش دادن فعّال و ایجاد درک مشترک میان افراد اشاره دارد. این نوع ارتباط تأثیرگذاری بر درک و هماهنگی موثر بین افراد را بهبود میبخشد.
*️⃣ تعریف مهارت ارتباطی: مهارت ارتباطی شامل توانایی و قدرت نحوه انتقال اطلاعات، مهارت گفتگو، گوش دادن و درک موثر دیگران است با هدف اینکه ارتباطات بهبود یابد و ابتکار در ارتباطات برقرار شود.
در اینجا یاد اور میشوم که آموزش ارتباط موثر به کودکان یک فرایند بسبار پیچیده است، اما با رویکردهای مناسب میتوان به آن پرداخت. پیچیده به این دلیل که همیشه والدین و گاهی حتی مربیان به این مهارت تسلط کافی ندارند. از اینرو در زیر چند راهکار برای آموزش ارتباط موثر به کودکان و نوجوانان آورده شده:
🔠 1. بیان عواطف: کودکان نیاز دارند تا بتوانند عواطف خود را بیان کنند و احساساتشان را درک کنند. ما میتوانیم با شنیدن به صحبتها و نظرات کودکانتان و با صحبت کردن در مورد احساسات خود، آنها را در یادگیری ارتباط موثر یاری دهیم.
2. گوش دادن فعال: وقتی کودکان با ما صحبت میکنند، به آنها تمرکز کنیم و گوش دهیم. توجه کامل به حرفهایشان و نشان دادن علاقه به حرف زدن آنها، اعتماد به نفس و توانایی آنها را تقویت خواهد کرد.
3. استفاده از زبان ساده: به جای استفاده از اصطلاحات پیچیده و کلمات سخت، از زبان ساده و قابل فهم برای کودکان استفاده کنیم. با حفظ سطح کودکانه و درک محدودیتهای زبانی آنها، ارتباط ما با آنها بهبود خواهد یافت.
4. استفاده از فعالیتهای تعاملی: از فعالیتهای تعاملی مثل بازیهای نقش (رول پلی)، نقاشی، ساختن پازل و خواندن کتابها در مورد احساسات و روابط استفاده کنیم. این فعالیتها کودکان را به یادگیری ارتباط موثر تشویق میکنند و مفاهیم جدید می آموزند.
5. مدلسازی مهارتهای ارتباطی: به عنوان نمونهای خوب از ارتباط موثر، با کودکانمان برخورد کنیم. به عنوان مثال، نشان دهیم که چگونه میتوانیم با دیگران یا در مورد انها صحبت کنیم، به درستی گوش دهیم و احساسات خود را بیان کنیم. این روش علاوه بر آموزش به کودکان، به آنها نشان میدهد که ارتباط نمونه ایشان را با دیگران برقرار کنند.
6. ارتباط غیر کلامی: ارتباط نهفته در زبان بدن نیز بسیار مهم است. به کودکانمان نشان دهیم که چگونه با اصطلاحات بدنی مثبت، احساسات و نیازهایشان را بیان کنند. به آنها نشان دهیم که بدنشان را با دقت مشاهده کنند و به دیگران نشان دهند که به خود و دیگران احترام و توجه دارند.
7. تشویق به خواندن و نوشتن: خواندن و نوشتن مهارتهای اساسی در ارتباط موثر هستند. تشویق کودکانمان به خواندن کتابها و داستانها و تشویق آنها به نوشتن خاطرات و احساساتشان، آنها را در توسعه تفکر و قدرت بیان یاری میکند.
8. تمرین مهارتهای حل مسئله: آموزش کودکان به حل مسئله و تصمیمگیری مستقل به آنها کمک میکند تا در ارتباطات خود موفقتر باشند. با کودکانتان در مواقع مختلف مسئله-راه حل_محور ارتباط برقرار کنیم و آنها را در فرایند تصمیمگیری و تا حل مسئله همراهی کنیم. این همراهی و توجه کمک میکند تا خودبخود اعتماد به نفس آنها افزایش یابد.
9. ایجاد فضای باز و احترامآمیز: فضایی باز و احترامآمیز برای بیان احساسات و نظرات کودکان ایجاد کنیم. از آنها بپرسیم و به آنها اعتماد کنیم. احترام به دیدگاه و نظراتشان به آنها اعتماد به نفس و ارتباط موثر را یاد میدهد.
10. تشویق به همکاری و همفکری: به کودکانمان بیاموزیم که چگونه در فعالیتها و وظایف گروهی همکاری کنند و با دیگران همفکری کنند. تشویق آنها به به اشتراک گذاشتن ایدهها و گفتگوهای سازنده با دیگران، نقش مهمی در تقویت مهارتهای ارتباطی آنها دارد.
11. مدیریت خشم و احساسات منفی و مثبت: آموزش به کودکانمان که چگونه خشم و احساسات منفی یا مثبت خود را مدیریت کنند، میتواند به ارتباط موثر کمک کند. آنها را به شناخت احساساتشان و استفاده از راه حل های مناسب در موقعیت های گوناگون برای مدیریت یاری دهد. بازی های گروهی زمینه خوبی برای این نوع آموزش ها میباشند.
12. تشویق به احترام و توجه به دیگران: آموزش به کودکانمان که چگونه به دیگران احترام بگذارند و توجه کنند، نقش مهمی در ارتباط موثر با دیگران دارد. آنها را به فهم و قبول تفاوتها و نظرات دیگران تشویق کنیم و به آنها نشان دهیم که همه افراد حق دارند تا به آرامش و احترام مورد نظرشان برخورد شود.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
در ابتدا دو نکته را تعریف میکنم تا با هم از نقطه مشترک به ان نگاه کنیم.
در اینجا یاد اور میشوم که آموزش ارتباط موثر به کودکان یک فرایند بسبار پیچیده است، اما با رویکردهای مناسب میتوان به آن پرداخت. پیچیده به این دلیل که همیشه والدین و گاهی حتی مربیان به این مهارت تسلط کافی ندارند. از اینرو در زیر چند راهکار برای آموزش ارتباط موثر به کودکان و نوجوانان آورده شده:
2. گوش دادن فعال: وقتی کودکان با ما صحبت میکنند، به آنها تمرکز کنیم و گوش دهیم. توجه کامل به حرفهایشان و نشان دادن علاقه به حرف زدن آنها، اعتماد به نفس و توانایی آنها را تقویت خواهد کرد.
3. استفاده از زبان ساده: به جای استفاده از اصطلاحات پیچیده و کلمات سخت، از زبان ساده و قابل فهم برای کودکان استفاده کنیم. با حفظ سطح کودکانه و درک محدودیتهای زبانی آنها، ارتباط ما با آنها بهبود خواهد یافت.
4. استفاده از فعالیتهای تعاملی: از فعالیتهای تعاملی مثل بازیهای نقش (رول پلی)، نقاشی، ساختن پازل و خواندن کتابها در مورد احساسات و روابط استفاده کنیم. این فعالیتها کودکان را به یادگیری ارتباط موثر تشویق میکنند و مفاهیم جدید می آموزند.
5. مدلسازی مهارتهای ارتباطی: به عنوان نمونهای خوب از ارتباط موثر، با کودکانمان برخورد کنیم. به عنوان مثال، نشان دهیم که چگونه میتوانیم با دیگران یا در مورد انها صحبت کنیم، به درستی گوش دهیم و احساسات خود را بیان کنیم. این روش علاوه بر آموزش به کودکان، به آنها نشان میدهد که ارتباط نمونه ایشان را با دیگران برقرار کنند.
6. ارتباط غیر کلامی: ارتباط نهفته در زبان بدن نیز بسیار مهم است. به کودکانمان نشان دهیم که چگونه با اصطلاحات بدنی مثبت، احساسات و نیازهایشان را بیان کنند. به آنها نشان دهیم که بدنشان را با دقت مشاهده کنند و به دیگران نشان دهند که به خود و دیگران احترام و توجه دارند.
7. تشویق به خواندن و نوشتن: خواندن و نوشتن مهارتهای اساسی در ارتباط موثر هستند. تشویق کودکانمان به خواندن کتابها و داستانها و تشویق آنها به نوشتن خاطرات و احساساتشان، آنها را در توسعه تفکر و قدرت بیان یاری میکند.
8. تمرین مهارتهای حل مسئله: آموزش کودکان به حل مسئله و تصمیمگیری مستقل به آنها کمک میکند تا در ارتباطات خود موفقتر باشند. با کودکانتان در مواقع مختلف مسئله-راه حل_محور ارتباط برقرار کنیم و آنها را در فرایند تصمیمگیری و تا حل مسئله همراهی کنیم. این همراهی و توجه کمک میکند تا خودبخود اعتماد به نفس آنها افزایش یابد.
9. ایجاد فضای باز و احترامآمیز: فضایی باز و احترامآمیز برای بیان احساسات و نظرات کودکان ایجاد کنیم. از آنها بپرسیم و به آنها اعتماد کنیم. احترام به دیدگاه و نظراتشان به آنها اعتماد به نفس و ارتباط موثر را یاد میدهد.
10. تشویق به همکاری و همفکری: به کودکانمان بیاموزیم که چگونه در فعالیتها و وظایف گروهی همکاری کنند و با دیگران همفکری کنند. تشویق آنها به به اشتراک گذاشتن ایدهها و گفتگوهای سازنده با دیگران، نقش مهمی در تقویت مهارتهای ارتباطی آنها دارد.
11. مدیریت خشم و احساسات منفی و مثبت: آموزش به کودکانمان که چگونه خشم و احساسات منفی یا مثبت خود را مدیریت کنند، میتواند به ارتباط موثر کمک کند. آنها را به شناخت احساساتشان و استفاده از راه حل های مناسب در موقعیت های گوناگون برای مدیریت یاری دهد. بازی های گروهی زمینه خوبی برای این نوع آموزش ها میباشند.
12. تشویق به احترام و توجه به دیگران: آموزش به کودکانمان که چگونه به دیگران احترام بگذارند و توجه کنند، نقش مهمی در ارتباط موثر با دیگران دارد. آنها را به فهم و قبول تفاوتها و نظرات دیگران تشویق کنیم و به آنها نشان دهیم که همه افراد حق دارند تا به آرامش و احترام مورد نظرشان برخورد شود.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
13. توجه به زمان و شرایط مناسب: در ارتباط با کودکان، به زمان و شرایطی که برای صحبت کردن و برقراری ارتباط مناسب است، توجه کنیم. در لحظاتی که کودکان خسته، عصبی یا ناراحت هستند، ممکن است ارتباط موثر مقداری دشوارتر باشد. تا زمانهای مناسبی صبر کنیم و در مواقع بهتر، با آنها درباره مسائل مهم صحبت کنیم. همه جا محل تربیت نیست!
14. نمونهگیری از رفتارهای موثر: به عنوان نمونهای موثر، خودمان از رفتارهای صحیح و موثر در ارتباط با دیگران استفاده کنیم. کودکان از مشاهده رفتارهای ما یاد میگیرند و تقلید میکنند. بنابراین، با ارائه الگوهای مثبت و صحیح، میتوانیم آنها را در یادگیری ارتباط موثر همراهی کنیم. الگو باشیم نه تنبیه گر و کنترلگر!
15. ترغیب به پرسشها و جستجوی دانش: ترغیب کودکانمان به پرسشها و جستجوی دانش، به آنها کمک میکند تا مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنند. بیشتر از پرسشهایشان استقبال کنیم و به آنها پاسخ دهیم. همچنین، به آنها یادآوری کنیم که مطالعه و جستجوی دانش منابعی را فراهم میکند که در ارتباط با دیگران موثرتر عمل کنند.
16. استفاده از داستانها و مثالها: داستانها و مثالها را به کودکانمان برای آموزش مهارتهای ارتباطی موثر معرفی کنیم. با استفاده از داستانها، میتوانید به آنها مفاهیم پیچیده را به صورت ساده و قابل فهمی انتقال دهیم و مثالها نیز به آنها کمک میکنند تا مهارتها را در موقعیتهای واقعی انتقال داده و انرا تجربه کنند.
17. تشویق به اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به کودکان کمک میکند تا بهتر بتوانند در ارتباطاتشان موفق عمل کنند. کودکانمان را تشویق کنیم و به آنها اعتماد کنیم. تمجید از تلاشها و پیشرفتهایشان، رشد اعتماد به نفس آنها را تسریع میکند.
18. توجه به تفکرات و نظرات کودکان: به تفکرات و نظرات کودکانمان ارزش دهیم و آنها را تشویق کنیم تا ایدهها و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند.
چند کتاب خوب در زمینه ارتباطات و ارتباط موثر:
1. "هنر گفتگو" اثر دیل کارنگی: یادگیری تکنیکهای گفتگوی موثر و ارتباط با دیگران.
2. "چگونه دوستانی برای تأثیرگذاری شوند" اثر دیل کارنگی: مفاهیمی دربارهٔ تعاملات اجتماعی و تأثیرگذاری مثبت.
3. "هنر شنیدن مؤثر" اثر مایکل نیکس: بهبود مهارتهای گوش دادن و درک عمیق.
4. "ارتباطات غیر خشن" اثر مارشال روزنبرگ: بررسی روشهای موثر در برقراری ارتباطات.
5. "هنر تعامل با دیگران" اثر دیل کارنگی: راهنمایی برای ارتباطات بهتر در زندگی روزمره.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
14. نمونهگیری از رفتارهای موثر: به عنوان نمونهای موثر، خودمان از رفتارهای صحیح و موثر در ارتباط با دیگران استفاده کنیم. کودکان از مشاهده رفتارهای ما یاد میگیرند و تقلید میکنند. بنابراین، با ارائه الگوهای مثبت و صحیح، میتوانیم آنها را در یادگیری ارتباط موثر همراهی کنیم. الگو باشیم نه تنبیه گر و کنترلگر!
15. ترغیب به پرسشها و جستجوی دانش: ترغیب کودکانمان به پرسشها و جستجوی دانش، به آنها کمک میکند تا مهارتهای ارتباطی خود را تقویت کنند. بیشتر از پرسشهایشان استقبال کنیم و به آنها پاسخ دهیم. همچنین، به آنها یادآوری کنیم که مطالعه و جستجوی دانش منابعی را فراهم میکند که در ارتباط با دیگران موثرتر عمل کنند.
16. استفاده از داستانها و مثالها: داستانها و مثالها را به کودکانمان برای آموزش مهارتهای ارتباطی موثر معرفی کنیم. با استفاده از داستانها، میتوانید به آنها مفاهیم پیچیده را به صورت ساده و قابل فهمی انتقال دهیم و مثالها نیز به آنها کمک میکنند تا مهارتها را در موقعیتهای واقعی انتقال داده و انرا تجربه کنند.
17. تشویق به اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به کودکان کمک میکند تا بهتر بتوانند در ارتباطاتشان موفق عمل کنند. کودکانمان را تشویق کنیم و به آنها اعتماد کنیم. تمجید از تلاشها و پیشرفتهایشان، رشد اعتماد به نفس آنها را تسریع میکند.
18. توجه به تفکرات و نظرات کودکان: به تفکرات و نظرات کودکانمان ارزش دهیم و آنها را تشویق کنیم تا ایدهها و دیدگاههای خود را به اشتراک بگذارند.
چند کتاب خوب در زمینه ارتباطات و ارتباط موثر:
1. "هنر گفتگو" اثر دیل کارنگی: یادگیری تکنیکهای گفتگوی موثر و ارتباط با دیگران.
2. "چگونه دوستانی برای تأثیرگذاری شوند" اثر دیل کارنگی: مفاهیمی دربارهٔ تعاملات اجتماعی و تأثیرگذاری مثبت.
3. "هنر شنیدن مؤثر" اثر مایکل نیکس: بهبود مهارتهای گوش دادن و درک عمیق.
4. "ارتباطات غیر خشن" اثر مارشال روزنبرگ: بررسی روشهای موثر در برقراری ارتباطات.
5. "هنر تعامل با دیگران" اثر دیل کارنگی: راهنمایی برای ارتباطات بهتر در زندگی روزمره.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
دکتر موریس ستودگان
🔠 تفاوت و شباهت های سترس و اضطراب
استرس و اضطراب هر دو واکنشهای روانشناختی به شرایط فشار ذهنی هستند، اما دارای تفاوتها و نقاط مشترک مختلفی هستند. در اینجا به تفاوتها و نقاط مشترک استرس و اضطراب میپردازم:
❗️ تفاوتها:
1. زمان وقوع:
سترس عموماً زمانی به وجود میآید که فرد با شرایطی روبرو میشود که نیازمند تلاش و پاسخگویی سریع از اوست.
اما اضطراب زمانی به وجود میآید که فرد در مواجهه با تهدید یا خطری قرار میگیرد.
2. مدت زمان:
سترس معمولاً یک وضعیت گذرا است و همراه با کنترل شرایط، حل میشود.
اضطراب ممکن است به مدت طولانیتری ادامه یابد و کنترل آن ممکن است دشوارتر باشد.
3. محدوده:
سترس ممکن است به یک وضعیت خاص محدود شود، مانند سترس شغلی یا تحصیلی.
اضطراب میتواند به صورت عمومی و در مواجهه با موقعیتهای مختلف وسیع باشد.
❗️ شباهت ها:
1. واکنش شناختی:
هر دو سترس و اضطراب میتوانند منجر به واکنشهای شناختی مشابهی شود، مانند نگرانی، پریشانی و افکار منفی.
2. واکنش فیزیکی:
هر دو ممکن است به همراه واکنشهای فیزیکی شبیهسازی شوند، مانند ضعف عضلانی، تپش قلب، تعریق و درد شکم.
3. تأثیر بر رفتار:
هر دو میتوانند تأثیراتی روی رفتار فرد داشته باشند. برای مثال، فرد ممکن است در مواجهه با سترس یا اضطراب، بیشتر از حد معمول خشونت آمیز، عصبانی، یا عصبی شود. همچنین، افراد ممکن است در تلاش برای کاهش سترس یا اضطراب، از راههای ناسالم مانند مصرف مواد مخدر یا الکل استفاده کنند.
4. تأثیر بر سلامت:
سترس و اضطراب میتوانند هر دو به سلامت روانی و جسمی فرد آسیب برسانند. استرس به طور مداوم میتواند به بروز بیماریهای فیزیکی مانند بیماری قلبی، درد عضلانی و مشکلات گوارشی منجر شود. اضطراب نیز میتواند منجر به اختلالات روانی مانند اختلال اضطراب عمومی (GAD) یا اختلال اضطراب وسواسی-اجباری (OCD) شود.
5. مؤثر بر کیفیت زندگی:
هر دو سترس و اضطراب میتوانند به کاهش کیفیت زندگی فرد منجر شوند. فرد ممکن است در دستیابی به اهداف، ارتباطات موثر و روابط سالم با دیگران مشکلاتی را تجربه کند.
در نهایت، سترس و اضطراب از لحاظ تجربه شخصی و عواطفی فرد قابل تمایز هستند. برای تشخیص صحیح و مدیریت مناسب استرس و اضطراب، مراجعه به یک شخص حرفهای در حوزه روانشناسی یا روانپزشکی توصیه میشود.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
استرس و اضطراب هر دو واکنشهای روانشناختی به شرایط فشار ذهنی هستند، اما دارای تفاوتها و نقاط مشترک مختلفی هستند. در اینجا به تفاوتها و نقاط مشترک استرس و اضطراب میپردازم:
1. زمان وقوع:
سترس عموماً زمانی به وجود میآید که فرد با شرایطی روبرو میشود که نیازمند تلاش و پاسخگویی سریع از اوست.
اما اضطراب زمانی به وجود میآید که فرد در مواجهه با تهدید یا خطری قرار میگیرد.
2. مدت زمان:
سترس معمولاً یک وضعیت گذرا است و همراه با کنترل شرایط، حل میشود.
اضطراب ممکن است به مدت طولانیتری ادامه یابد و کنترل آن ممکن است دشوارتر باشد.
3. محدوده:
سترس ممکن است به یک وضعیت خاص محدود شود، مانند سترس شغلی یا تحصیلی.
اضطراب میتواند به صورت عمومی و در مواجهه با موقعیتهای مختلف وسیع باشد.
1. واکنش شناختی:
هر دو سترس و اضطراب میتوانند منجر به واکنشهای شناختی مشابهی شود، مانند نگرانی، پریشانی و افکار منفی.
2. واکنش فیزیکی:
هر دو ممکن است به همراه واکنشهای فیزیکی شبیهسازی شوند، مانند ضعف عضلانی، تپش قلب، تعریق و درد شکم.
3. تأثیر بر رفتار:
هر دو میتوانند تأثیراتی روی رفتار فرد داشته باشند. برای مثال، فرد ممکن است در مواجهه با سترس یا اضطراب، بیشتر از حد معمول خشونت آمیز، عصبانی، یا عصبی شود. همچنین، افراد ممکن است در تلاش برای کاهش سترس یا اضطراب، از راههای ناسالم مانند مصرف مواد مخدر یا الکل استفاده کنند.
4. تأثیر بر سلامت:
سترس و اضطراب میتوانند هر دو به سلامت روانی و جسمی فرد آسیب برسانند. استرس به طور مداوم میتواند به بروز بیماریهای فیزیکی مانند بیماری قلبی، درد عضلانی و مشکلات گوارشی منجر شود. اضطراب نیز میتواند منجر به اختلالات روانی مانند اختلال اضطراب عمومی (GAD) یا اختلال اضطراب وسواسی-اجباری (OCD) شود.
5. مؤثر بر کیفیت زندگی:
هر دو سترس و اضطراب میتوانند به کاهش کیفیت زندگی فرد منجر شوند. فرد ممکن است در دستیابی به اهداف، ارتباطات موثر و روابط سالم با دیگران مشکلاتی را تجربه کند.
در نهایت، سترس و اضطراب از لحاظ تجربه شخصی و عواطفی فرد قابل تمایز هستند. برای تشخیص صحیح و مدیریت مناسب استرس و اضطراب، مراجعه به یک شخص حرفهای در حوزه روانشناسی یا روانپزشکی توصیه میشود.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
روان پزشک یا روانشناس امکان دارد به شخص تکنیک های تمدد اعصاب را آموزش دهد تا کمک کند شخص بدون دارد اضطراب و استرس را تحت کنترل خود درآورد.
اما در دارو درمانی که به منظور درمان اختلال اضطراب (با تشخیص روانپزشک) می باشد، داروهایی شامل مهارکننده های بازجذب سروتونین انتخابی (SSRI) نظیر پاروکستین (پاکسیل) یا سرترالین (زولافت) تجویز شده و در برخی موارد داروهای ضد اضطراب (بنزودیازپینها) نظیر لورازپام (آتیوان) و یا دیازپام (والیوم) تجویز میشود. قابل ذکر است که این روش ها معمولاً به علت خطر وابستگی اشخاص به صورت کوتاه مدت تجویز میشوند.
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏1
سقوط ماسکها، شکست دیکتاتور درون است!
یکی از بهترین ها در اطاق درمان لحظات قابل مشاهده ای هستند که ماسکها سقوط میکنند. گمان میبریم که اعتماد شکل گرفته باشد، و یا اینکه مقاومت درهم شکسته شده باشد، و یا ادامه با نقاب دشوارتر میشود، و یا سنگینی آن بر روان به شدت احساس میشود. انزمان که چهره عریان واقعیت قابل لمس میشود، اطاق درمان به نقطه امنی تبدیل میشود که اشکها و لبخندها و احساسها همزمان به بندبازی روانی میپردازند و گوش دادن فعال را بیشتر جان میبخشند، و اهداف اطاق درمان را مستحکم میکنند، و این استحکام درون در مراجع را شدید قابل درک و لمس میکند. اینجاست که شواهدی قابل مشاهده میشوند که دیگر ترس از قضاوت شدن دیکتاتور فعال درون نیست و جای خود را به باور به خود میبخشد.
خاطرات اطاق درمان
دکتر موریس ستودگان
برای و. ج. رواندرمانگر آینده
نوامبر ۲۰۲۳
یکی از بهترین ها در اطاق درمان لحظات قابل مشاهده ای هستند که ماسکها سقوط میکنند. گمان میبریم که اعتماد شکل گرفته باشد، و یا اینکه مقاومت درهم شکسته شده باشد، و یا ادامه با نقاب دشوارتر میشود، و یا سنگینی آن بر روان به شدت احساس میشود. انزمان که چهره عریان واقعیت قابل لمس میشود، اطاق درمان به نقطه امنی تبدیل میشود که اشکها و لبخندها و احساسها همزمان به بندبازی روانی میپردازند و گوش دادن فعال را بیشتر جان میبخشند، و اهداف اطاق درمان را مستحکم میکنند، و این استحکام درون در مراجع را شدید قابل درک و لمس میکند. اینجاست که شواهدی قابل مشاهده میشوند که دیگر ترس از قضاوت شدن دیکتاتور فعال درون نیست و جای خود را به باور به خود میبخشد.
خاطرات اطاق درمان
دکتر موریس ستودگان
برای و. ج. رواندرمانگر آینده
نوامبر ۲۰۲۳
دکتر موریس ستودگان
🔠 چه زمانی ماسک ها در اطاق درمان بی ارزش میشوند.
ماسکها در اطاق درمان که به عنوان نمادی از پنهان کردن من واقعی، یا و هم ارائه چهره جدید بیشتر مورد پسند، یا شناخته شدن و قبول شدن در اجتماع استفاده میشوند، انها در زمانی بی ارزش میشوند که ما به اندازه کافی راحت و مطمئن از خود (اعتماد و عزت نفس) و مطمئن از هویت خود در ارتباط با دیگران باشیم و نیازی به استفاده از ماسکها برای پوشاندن واقعیت ها نداشته باشیم.
زمانی که ما قادر باشیم با اطمینان به خود و دیگران و با احساس آزاد بودن و قضاوت نشدن توسط دیگران، یا بی اهمیت بودن قضاوت دیگران در مورد ما، به بیان احساسات و نیازهای خود بپردازیم و توانایی قبول واقعیتهای درونی و خارجی خود را داشته باشیم، نیازی به استفاده از ماسکها نخواهیم داشت. و این را من سقوط ماسکها مینامم و یا دیکتاتوری که دیگر بر ما غلبه ندارد - ترس از بودن!
از نقطه نگاه سیستمی در صورتی که بهبود روانشناختی و ارتقای روابط اجتماعی موثر و احساسی مورد نیاز ما رخ داده باشد، ما قادر به برقراری ارتباطات معنادار با دیگران شده و انزمان است که خود ما پی میبریم، که ماسکها ممکن است بی ارزش شوند و گاهی شاید احساس شرم از ماسک ها نیز بوجود اید.
بسیار مهم است که هر فرد برای خودش تعیین کند که آیا هنوز نیاز به استفاده از ماسکها در ارتباط با دیگران را دارم یا خیر. در برخی موارد، افراد ممکن است برای حفظ حریم شخصی خود یا به دلایل دیگری تصمیم به استفاده از ماسکها در ارتباطات اجتماعی خود بگیرند، حتی اگر به طور عمومی از نگاه روانشناسی آنها مهارت های لازم را کسب کرده باشند و قادر به بازتاب باشند، و این تنها بخاطر حفظ هویت های آسیب دیده آنهاست که نیاز به زمان برای التیام دارد تا وقتی که در جامعه فرهنگی شده و احساسی از تعلق و پذیرش در جامعه را تجربه کنند، انزمان ممکن است نیازی به استفاده از ماسکها نداشته باشند. شاید بگویم که در این صورت، ماسکها بیشتر به عنوان یک ابزار موقت و نمادی از محافظت از سلامت جسمی و روانی در مقابل سترس ها و عوامل خارجی مورد استفاده قرار میگیرند. نه اینکه مشروعیت باشد ولی در توجیه آن مقطعی کمک کننده خواهد بود.
به طور کلی، تعیین اینکه آیا ماسکها در اطاق درمان روزی بی ارزش میشوند یا خیر، به وضعیت و نیازهای فرد خاص و همچنین محیط اجتماعی و فرهنگی که در آن زندگی میکند، بستگی دارد - در اینجا رواندرمانگر چیزی را ارائه میدهد که حداقل استفاده از ماسک برای مراجع قابل انکار نباشد و آنرا بپذیرد تا زمانی که بتواند سقوط آن را تسهیل کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
ماسکها در اطاق درمان که به عنوان نمادی از پنهان کردن من واقعی، یا و هم ارائه چهره جدید بیشتر مورد پسند، یا شناخته شدن و قبول شدن در اجتماع استفاده میشوند، انها در زمانی بی ارزش میشوند که ما به اندازه کافی راحت و مطمئن از خود (اعتماد و عزت نفس) و مطمئن از هویت خود در ارتباط با دیگران باشیم و نیازی به استفاده از ماسکها برای پوشاندن واقعیت ها نداشته باشیم.
زمانی که ما قادر باشیم با اطمینان به خود و دیگران و با احساس آزاد بودن و قضاوت نشدن توسط دیگران، یا بی اهمیت بودن قضاوت دیگران در مورد ما، به بیان احساسات و نیازهای خود بپردازیم و توانایی قبول واقعیتهای درونی و خارجی خود را داشته باشیم، نیازی به استفاده از ماسکها نخواهیم داشت. و این را من سقوط ماسکها مینامم و یا دیکتاتوری که دیگر بر ما غلبه ندارد - ترس از بودن!
از نقطه نگاه سیستمی در صورتی که بهبود روانشناختی و ارتقای روابط اجتماعی موثر و احساسی مورد نیاز ما رخ داده باشد، ما قادر به برقراری ارتباطات معنادار با دیگران شده و انزمان است که خود ما پی میبریم، که ماسکها ممکن است بی ارزش شوند و گاهی شاید احساس شرم از ماسک ها نیز بوجود اید.
بسیار مهم است که هر فرد برای خودش تعیین کند که آیا هنوز نیاز به استفاده از ماسکها در ارتباط با دیگران را دارم یا خیر. در برخی موارد، افراد ممکن است برای حفظ حریم شخصی خود یا به دلایل دیگری تصمیم به استفاده از ماسکها در ارتباطات اجتماعی خود بگیرند، حتی اگر به طور عمومی از نگاه روانشناسی آنها مهارت های لازم را کسب کرده باشند و قادر به بازتاب باشند، و این تنها بخاطر حفظ هویت های آسیب دیده آنهاست که نیاز به زمان برای التیام دارد تا وقتی که در جامعه فرهنگی شده و احساسی از تعلق و پذیرش در جامعه را تجربه کنند، انزمان ممکن است نیازی به استفاده از ماسکها نداشته باشند. شاید بگویم که در این صورت، ماسکها بیشتر به عنوان یک ابزار موقت و نمادی از محافظت از سلامت جسمی و روانی در مقابل سترس ها و عوامل خارجی مورد استفاده قرار میگیرند. نه اینکه مشروعیت باشد ولی در توجیه آن مقطعی کمک کننده خواهد بود.
به طور کلی، تعیین اینکه آیا ماسکها در اطاق درمان روزی بی ارزش میشوند یا خیر، به وضعیت و نیازهای فرد خاص و همچنین محیط اجتماعی و فرهنگی که در آن زندگی میکند، بستگی دارد - در اینجا رواندرمانگر چیزی را ارائه میدهد که حداقل استفاده از ماسک برای مراجع قابل انکار نباشد و آنرا بپذیرد تا زمانی که بتواند سقوط آن را تسهیل کند.
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
سندرم Impostor (IS) به یک تجربه درونی گفته می شود که شخص معتقد است خودش به اندازه تصور دیگران صلاحیت و دانش کافی ندارد. در حالی که این تعریف معمولاً بطور محدود در هوش و دستاورد به کار می رود ، اما ارتباطی با کمبود اعتماد به نفس و کمال گرایی و زمینه روابط اجتماعی دارد.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
مراقبت بیش از حد نیاز از کودکان در واقع نه تنها نوعی ایجاد وابستگی بیهوده بلکه نیز بی اعتنایی به سلامت روان کودکان است.
دکتر موریس ستودگان
دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اگر میخواهیم از وابستگی رها شویم باید تصویر واقعی خودمان را دوباره نقاشی کنیم. باید خودمان را بشناسیم و هویت جدید غیر وابسته بسازیم.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان
🧠 مهارت های زندگی و نحوه آموختن آنها
در روانشناسی، مهارتهای زندگی به عنوان مجموعهای از مهارتهای عملی شناخته میشوند که به فرد کمک میکنند تا در برابر چالشهای زندگی بهتر عمل کند و در زندگی روزمره خود موفقیت بیشتری داشته باشد. برخی از مهمترین مهارتهای زندگی در روانشناسی عبارتند از:
👈1. مهارتهای ارتباطی: مهارتهای ارتباطی شامل مهارتهایی همچون شنیداری فعال، ارتباط غیرفعال، بیان خودآگاه، ارتباطات بین فرهنگی و تفکر انتقادی هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر درک کند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و به طور موثر با آنها ارتباط برقرار کند.
👈 2. مهارتهای حل مسئله: مهارتهای حل مسئله شامل مهارتهایی همچون تحلیل مسئله، تصمیمگیری، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا چالشهای زندگی را بهتر مدیریت کند و به دنبال راهحلهای بهتر برای مسائل خود باشد.
👈3. مهارتهای خودشناسی: مهارتهای خودشناسی شامل مهارتهایی همچون تحلیل خود، تعریف هدف، ایجاد اعتماد به نفس، تعامل با احساسات و تنظیم احساسات هستند. این مهارتها به فرد کمک میکننند تا درک بهتری از خود داشته باشد و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود، بهبود آنها را هدف قرار دهد و به دنبال رسیدن به هدفهای خود با اعتماد به نفس بیشتری باشد.
👈 4. مهارتهای مدیریت استرس: مهارتهای مدیریت استرس شامل مهارتهایی همچون شناخت علائم استرس، تمرینات تنفسی، تمرینات مدیتیشن و تمرینات تفکر مثبت هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر با استرسهای روزمره خود مقابله کند و احساس رضایت و آرامش بیشتری داشته باشد.
👈 5. مهارتهای همکاری و تعامل: مهارتهای همکاری و تعامل شامل مهارتهایی همچون هماحساسی، همدلی، همکاری و توانایی کار در گروه هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر با دیگران همکاری کند و در کار یا زندگی اجتماعی خود بهبود بخشد.
👈6. مهارتهای تحمل و انعطافپذیری: مهارتهای تحمل و انعطافپذیری شامل مهارتهایی همچون تحمل خود، تحمل ناامیدی، تحمل ناموفقیتها، انعطافپذیری و توانایی تطبیق با تغییرات هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا در مواجهه با چالشهای زندگی همیشه شجاعانه باشد و به دنبال راهحلهای جدید باشد.
همه این مهارتها به فرد کمک میکنند تا زندگی روزمره خود را بهتر مدیریت کند، با مشکلات و چالشهای زندگی بهتر روبرو شود و به دنبال رسیدن به اهداف خود با موفقیت بیشتری باشد. علاوه بر این، این مهارتها به فرد کمک میکنند تا ارتباطات اجتماعی خود را بهبود بخشد، در محیط کار یا تحصیلی بهتر عمل کند و از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. بنابراین، آموزش و تقویت این مهارتهای زندگی در طول زندگی میتواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی فرد و افراد اطراف او داشته باشد.
💼 کجا اینمهارتها را بیاموزیم
مهارتهای زندگی میتواند از طریق مدارس، دورههای آموزشی، کلاسهای آنلاین، کتابها، ویدئوها، وب سایتها و مراکز مشاوره و روانشناسی آموزش داده شود. همچنین، فعالیتهای روزمره میتواند به عنوان یک موقعیت آموزشی برای تقویت مهارتهای زندگی استفاده شود.
🤼 برای مثال، برای آموزش مهارتهای ارتباطی، میتوانید به دورههای آموزشی ارتباطی رفته، کتابهایی را در مورد مهارتهای ارتباطی مطالعه کنید یا با دوستان و خانواده خود بهترین راه برای برقراری ارتباط موثر را تمرین کنید.
🧘♂ برای مهارتهای حل مسئله، میتوانید با حل مسائل ساده آغاز کنید و به تدریج به مسائل پیچیدهتر بپردازید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای حل مسئله، این مهارت را بهبود ببخشید.
🏋برای مهارتهای خودشناسی، میتوانید با تحلیل خود آغاز کنید و به شناخت نقاط قوت و ضعف خود بپردازید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای خودشناسی، این مهارت را بهبود ببخشید.
🤸♂برای مهارتهای مدیریت استرس، میتوانید با تمرین تنفس عمیق و مدیتیشن آغاز کنید و همچنین از تمرینات فیزیکی مانند ورزش برای کاهش استرس استفاده کنید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای مدیریت استرس، این مهارت را بهبود ببخشید.
🧗 برای مهارتهای همکاری و تعامل، میتوانید با کار در گروهها و تیمها آغاز کنید و با دیگران به اشتراک گذاری نظرات، ایدهها و تجربیات خود، این مهارت را بهبود بخشید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای همکاری و تعامل، این مهارت را بهبود ببخشید.
🚵♀ برای مهارتهای تحمل و انعطافپذیری، میتوانید با تمرین تحمل در مواجهه با مشکلات کوچک آغاز کنید و به تدریج به مواجهه با مشکلات بزرگتر پرداخته و با تجربههای پیچیده روبرو شوید.
۱-۲
@thinkpluswithus
🧠 مهارت های زندگی و نحوه آموختن آنها
در روانشناسی، مهارتهای زندگی به عنوان مجموعهای از مهارتهای عملی شناخته میشوند که به فرد کمک میکنند تا در برابر چالشهای زندگی بهتر عمل کند و در زندگی روزمره خود موفقیت بیشتری داشته باشد. برخی از مهمترین مهارتهای زندگی در روانشناسی عبارتند از:
👈1. مهارتهای ارتباطی: مهارتهای ارتباطی شامل مهارتهایی همچون شنیداری فعال، ارتباط غیرفعال، بیان خودآگاه، ارتباطات بین فرهنگی و تفکر انتقادی هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر درک کند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و به طور موثر با آنها ارتباط برقرار کند.
👈 2. مهارتهای حل مسئله: مهارتهای حل مسئله شامل مهارتهایی همچون تحلیل مسئله، تصمیمگیری، برنامهریزی، اجرا و ارزیابی هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا چالشهای زندگی را بهتر مدیریت کند و به دنبال راهحلهای بهتر برای مسائل خود باشد.
👈3. مهارتهای خودشناسی: مهارتهای خودشناسی شامل مهارتهایی همچون تحلیل خود، تعریف هدف، ایجاد اعتماد به نفس، تعامل با احساسات و تنظیم احساسات هستند. این مهارتها به فرد کمک میکننند تا درک بهتری از خود داشته باشد و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود، بهبود آنها را هدف قرار دهد و به دنبال رسیدن به هدفهای خود با اعتماد به نفس بیشتری باشد.
👈 4. مهارتهای مدیریت استرس: مهارتهای مدیریت استرس شامل مهارتهایی همچون شناخت علائم استرس، تمرینات تنفسی، تمرینات مدیتیشن و تمرینات تفکر مثبت هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر با استرسهای روزمره خود مقابله کند و احساس رضایت و آرامش بیشتری داشته باشد.
👈 5. مهارتهای همکاری و تعامل: مهارتهای همکاری و تعامل شامل مهارتهایی همچون هماحساسی، همدلی، همکاری و توانایی کار در گروه هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا بهتر با دیگران همکاری کند و در کار یا زندگی اجتماعی خود بهبود بخشد.
👈6. مهارتهای تحمل و انعطافپذیری: مهارتهای تحمل و انعطافپذیری شامل مهارتهایی همچون تحمل خود، تحمل ناامیدی، تحمل ناموفقیتها، انعطافپذیری و توانایی تطبیق با تغییرات هستند. این مهارتها به فرد کمک میکنند تا در مواجهه با چالشهای زندگی همیشه شجاعانه باشد و به دنبال راهحلهای جدید باشد.
همه این مهارتها به فرد کمک میکنند تا زندگی روزمره خود را بهتر مدیریت کند، با مشکلات و چالشهای زندگی بهتر روبرو شود و به دنبال رسیدن به اهداف خود با موفقیت بیشتری باشد. علاوه بر این، این مهارتها به فرد کمک میکنند تا ارتباطات اجتماعی خود را بهبود بخشد، در محیط کار یا تحصیلی بهتر عمل کند و از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. بنابراین، آموزش و تقویت این مهارتهای زندگی در طول زندگی میتواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی فرد و افراد اطراف او داشته باشد.
💼 کجا اینمهارتها را بیاموزیم
مهارتهای زندگی میتواند از طریق مدارس، دورههای آموزشی، کلاسهای آنلاین، کتابها، ویدئوها، وب سایتها و مراکز مشاوره و روانشناسی آموزش داده شود. همچنین، فعالیتهای روزمره میتواند به عنوان یک موقعیت آموزشی برای تقویت مهارتهای زندگی استفاده شود.
🤼 برای مثال، برای آموزش مهارتهای ارتباطی، میتوانید به دورههای آموزشی ارتباطی رفته، کتابهایی را در مورد مهارتهای ارتباطی مطالعه کنید یا با دوستان و خانواده خود بهترین راه برای برقراری ارتباط موثر را تمرین کنید.
🧘♂ برای مهارتهای حل مسئله، میتوانید با حل مسائل ساده آغاز کنید و به تدریج به مسائل پیچیدهتر بپردازید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای حل مسئله، این مهارت را بهبود ببخشید.
🏋برای مهارتهای خودشناسی، میتوانید با تحلیل خود آغاز کنید و به شناخت نقاط قوت و ضعف خود بپردازید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای خودشناسی، این مهارت را بهبود ببخشید.
🤸♂برای مهارتهای مدیریت استرس، میتوانید با تمرین تنفس عمیق و مدیتیشن آغاز کنید و همچنین از تمرینات فیزیکی مانند ورزش برای کاهش استرس استفاده کنید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای مدیریت استرس، این مهارت را بهبود ببخشید.
🧗 برای مهارتهای همکاری و تعامل، میتوانید با کار در گروهها و تیمها آغاز کنید و با دیگران به اشتراک گذاری نظرات، ایدهها و تجربیات خود، این مهارت را بهبود بخشید. همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای همکاری و تعامل، این مهارت را بهبود ببخشید.
🚵♀ برای مهارتهای تحمل و انعطافپذیری، میتوانید با تمرین تحمل در مواجهه با مشکلات کوچک آغاز کنید و به تدریج به مواجهه با مشکلات بزرگتر پرداخته و با تجربههای پیچیده روبرو شوید.
۱-۲
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
همچنین، میتوانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتابهایی در مورد روشهای تحمل و انعطافپذیری، این مهارت را بهبود ببخشید.
در نهایت، برای بهبود مهارتهای زندگی خود، نیاز است که به صورت دائمی و مداوم به تمرین آنها بپردازید و بهترین روش برای یادگیری این مهارتها، تمرین و تکرار آنها در موقعیتهای واقعی است.
📚منابع جدید
منابع بروز در مورد مهارتهای زندگی در حوزه روانشناسی متنوع است و ممکن است شامل کتابها، مقالات، ویدئوها، پادکستها و منابع دیگری باشد. در زیر، چند منبع بروز در این حوزه آورده شده است:
- کتاب "مهارتهای زندگی" اثر مارک مانسون (Mark Manson)
- کتاب "مهارتهای ارتباطی" اثر مایکل هالبروک (Michael Hallbrook)
- کتاب "مهارتهای حل مسئله" اثر رایان لی (Ryan Holiday)
- کتاب "تفکر انتقادی: مهارتهای تفکر پویا برای موفقیت در دنیای امروز" اثر راجر مارتین (Roger Martin)
- کتاب "راههای بهبود خودشناسی" اثر مارک اپلمن (Mark Epstein)
- کتاب "مدیریت استرس: چگونه با استرس زندگی کنیم" اثر ریچارد لازاروس (Richard Lazarus)
- کتاب "همکاری و تعامل در کار" اثر جیمز ری (James Rie)
- کتاب "تحمل و انعطافپذیری: چگونه با مشکلات زندگی کنیم" اثر سیداهمد رضوی (Seyyed Ahmad Rezavi)
همچنین، وب سایت های مرتبط با روانشناسی و بهبود کیفیت زندگی مثل Psychology Today، Verywell Mind و Greater Good Magazine، منابع فوق العاده برای دستیابی به مطالب جدید در این زمینه میباشند.
همچنین، پادکستهایی مانند
The Happiness Lab،
The School of Greatness و The Tim Ferriss Show نیز در حوزه بهبود کیفیت زندگی و مهارتهای زندگی به صورت جدی پیگیری میشوند و به عنوان منابع بروز مورد توصیه قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که بهتر است قبل از استفاده از هر یک از منابع فوق، از معتبر بودن و منبع آن اطمینان حاصل کنید و همچنین، برای بهبود مهارتهای زندگی خود، بهتر است به صورت مداوم و پیوسته به تمرین آنها بپردازید و در صورت لزوم، با روانشناس یا مشاور مشورت کنید.
۲-۲
@thinkpluswithus
در نهایت، برای بهبود مهارتهای زندگی خود، نیاز است که به صورت دائمی و مداوم به تمرین آنها بپردازید و بهترین روش برای یادگیری این مهارتها، تمرین و تکرار آنها در موقعیتهای واقعی است.
📚منابع جدید
منابع بروز در مورد مهارتهای زندگی در حوزه روانشناسی متنوع است و ممکن است شامل کتابها، مقالات، ویدئوها، پادکستها و منابع دیگری باشد. در زیر، چند منبع بروز در این حوزه آورده شده است:
- کتاب "مهارتهای زندگی" اثر مارک مانسون (Mark Manson)
- کتاب "مهارتهای ارتباطی" اثر مایکل هالبروک (Michael Hallbrook)
- کتاب "مهارتهای حل مسئله" اثر رایان لی (Ryan Holiday)
- کتاب "تفکر انتقادی: مهارتهای تفکر پویا برای موفقیت در دنیای امروز" اثر راجر مارتین (Roger Martin)
- کتاب "راههای بهبود خودشناسی" اثر مارک اپلمن (Mark Epstein)
- کتاب "مدیریت استرس: چگونه با استرس زندگی کنیم" اثر ریچارد لازاروس (Richard Lazarus)
- کتاب "همکاری و تعامل در کار" اثر جیمز ری (James Rie)
- کتاب "تحمل و انعطافپذیری: چگونه با مشکلات زندگی کنیم" اثر سیداهمد رضوی (Seyyed Ahmad Rezavi)
همچنین، وب سایت های مرتبط با روانشناسی و بهبود کیفیت زندگی مثل Psychology Today، Verywell Mind و Greater Good Magazine، منابع فوق العاده برای دستیابی به مطالب جدید در این زمینه میباشند.
همچنین، پادکستهایی مانند
The Happiness Lab،
The School of Greatness و The Tim Ferriss Show نیز در حوزه بهبود کیفیت زندگی و مهارتهای زندگی به صورت جدی پیگیری میشوند و به عنوان منابع بروز مورد توصیه قرار میگیرند.
لازم به ذکر است که بهتر است قبل از استفاده از هر یک از منابع فوق، از معتبر بودن و منبع آن اطمینان حاصل کنید و همچنین، برای بهبود مهارتهای زندگی خود، بهتر است به صورت مداوم و پیوسته به تمرین آنها بپردازید و در صورت لزوم، با روانشناس یا مشاور مشورت کنید.
۲-۲
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان
مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶
🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم
نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن میتواند به دو دلیل مهم باشد:
1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصتهای جدید و یادگیری در موقعیتهای جدید میتواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصتهای جدید از دست مان بروند، میتوانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
بنابراین، بهتر است در هر زمان که میتوانیم، با دقت به درخواستهای دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواستهای دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]
بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟
😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند
نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات میتواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان میکنم:
1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری میکنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.
2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواستهای بیش از حد پاسخ میدهند و نه گفتن را نمیتوانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویتها باشد.
3. ناتوانی در مقابله با تنشها: بعضی افراد نمیتوانند با تنشهای روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.
در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد میتوانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.
😌 چگونه نه بگوییم
نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان میتواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان میکنم:
۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا میتوانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.
۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، میتوانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمیتوانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".
۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، میتواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمیتوانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، میتوانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.
۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما میتوانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که میتواند مفید باشد.
۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمیتوانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.
۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.
به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.
۱-۳
@thinkpluswithus
مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶
🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم
نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن میتواند به دو دلیل مهم باشد:
1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصتهای جدید و یادگیری در موقعیتهای جدید میتواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصتهای جدید از دست مان بروند، میتوانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
بنابراین، بهتر است در هر زمان که میتوانیم، با دقت به درخواستهای دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواستهای دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]
بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟
😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند
نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات میتواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان میکنم:
1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری میکنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.
2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواستهای بیش از حد پاسخ میدهند و نه گفتن را نمیتوانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویتها باشد.
3. ناتوانی در مقابله با تنشها: بعضی افراد نمیتوانند با تنشهای روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.
در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد میتوانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.
😌 چگونه نه بگوییم
نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان میتواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان میکنم:
۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا میتوانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.
۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، میتوانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمیتوانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".
۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، میتواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمیتوانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، میتوانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.
۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما میتوانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که میتواند مفید باشد.
۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمیتوانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.
۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.
به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.
۱-۳
@thinkpluswithus