Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
613 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
557 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
مراقبت بیش از حد نیاز از کودکان در واقع نه تنها نوعی ایجاد وابستگی بیهوده بلکه نیز بی اعتنایی به سلامت روان کودکان است.

دکتر موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
اگر میخواهیم از وابستگی رها شویم باید تصویر واقعی خودمان را دوباره نقاشی کنیم. باید خودمان را بشناسیم و هویت جدید غیر وابسته بسازیم.

دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان

🧠 مهارت های زندگی و نحوه آموختن آنها

در روانشناسی، مهارت‌های زندگی به عنوان مجموعه‌ای از مهارت‌های عملی شناخته می‌شوند که به فرد کمک می‌کنند تا در برابر چالش‌های زندگی بهتر عمل کند و در زندگی روزمره خود موفقیت بیشتری داشته باشد. برخی از مهمترین مهارت‌های زندگی در روانشناسی عبارتند از:

👈1. مهارت‌های ارتباطی: مهارت‌های ارتباطی شامل مهارت‌هایی همچون شنیداری فعال، ارتباط غیرفعال، بیان خودآگاه، ارتباطات بین فرهنگی و تفکر انتقادی هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر درک کند که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و به طور موثر با آن‌ها ارتباط برقرار کند.

👈 2. مهارت‌های حل مسئله: مهارت‌های حل مسئله شامل مهارت‌هایی همچون تحلیل مسئله، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، اجرا و ارزیابی هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا چالش‌های زندگی را بهتر مدیریت کند و به دنبال راه‌حل‌های بهتر برای مسائل خود باشد.

👈3. مهارت‌های خودشناسی: مهارت‌های خودشناسی شامل مهارت‌هایی همچون تحلیل خود، تعریف هدف، ایجاد اعتماد به نفس، تعامل با احساسات و تنظیم احساسات هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کننند تا درک بهتری از خود داشته باشد و با توجه به نقاط قوت و ضعف خود، بهبود آن‌ها را هدف قرار دهد و به دنبال رسیدن به هدف‌های خود با اعتماد به نفس بیشتری باشد.

👈 4. مهارت‌های مدیریت استرس: مهارت‌های مدیریت استرس شامل مهارت‌هایی همچون شناخت علائم استرس، تمرینات تنفسی، تمرینات مدیتیشن و تمرینات تفکر مثبت هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر با استرس‌های روزمره خود مقابله کند و احساس رضایت و آرامش بیشتری داشته باشد.

👈 5. مهارت‌های همکاری و تعامل: مهارت‌های همکاری و تعامل شامل مهارت‌هایی همچون هم‌احساسی، هم‌دلی، همکاری و توانایی کار در گروه هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا بهتر با دیگران همکاری کند و در کار یا زندگی اجتماعی خود بهبود بخشد.

👈6. مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری: مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری شامل مهارت‌هایی همچون تحمل خود، تحمل ناامیدی، تحمل ناموفقیت‌ها، انعطاف‌پذیری و توانایی تطبیق با تغییرات هستند. این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا در مواجهه با چالش‌های زندگی همیشه شجاعانه باشد و به دنبال راه‌حل‌های جدید باشد.

همه این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا زندگی روزمره خود را بهتر مدیریت کند، با مشکلات و چالش‌های زندگی بهتر روبرو شود و به دنبال رسیدن به اهداف خود با موفقیت بیشتری باشد. علاوه بر این، این مهارت‌ها به فرد کمک می‌کنند تا ارتباطات اجتماعی خود را بهبود بخشد، در محیط کار یا تحصیلی بهتر عمل کند و از زندگی خود لذت بیشتری ببرد. بنابراین، آموزش و تقویت این مهارت‌های زندگی در طول زندگی می‌تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی فرد و افراد اطراف او داشته باشد.

💼 کجا این‌مهارتها را بیاموزیم

مهارت‌های زندگی می‌تواند از طریق مدارس، دوره‌های آموزشی، کلاس‌های آنلاین، کتاب‌ها، ویدئوها، وب سایت‌ها و مراکز مشاوره و روانشناسی آموزش داده شود. همچنین، فعالیت‌های روزمره می‌تواند به عنوان یک موقعیت آموزشی برای تقویت مهارت‌های زندگی استفاده شود.

🤼 برای مثال، برای آموزش مهارت‌های ارتباطی، می‌توانید به دوره‌های آموزشی ارتباطی رفته، کتاب‌هایی را در مورد مهارت‌های ارتباطی مطالعه کنید یا با دوستان و خانواده خود بهترین راه برای برقراری ارتباط موثر را تمرین کنید.

🧘‍♂ برای مهارت‌های حل مسئله، می‌توانید با حل مسائل ساده آغاز کنید و به تدریج به مسائل پیچیده‌تر بپردازید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های حل مسئله، این مهارت را بهبود ببخشید.

🏋برای مهارت‌های خودشناسی، می‌توانید با تحلیل خود آغاز کنید و به شناخت نقاط قوت و ضعف خود بپردازید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های خودشناسی، این مهارت را بهبود ببخشید.

🤸‍♂برای مهارت‌های مدیریت استرس، می‌توانید با تمرین تنفس عمیق و مدیتیشن آغاز کنید و همچنین از تمرینات فیزیکی مانند ورزش برای کاهش استرس استفاده کنید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های مدیریت استرس، این مهارت را بهبود ببخشید.

🧗 برای مهارت‌های همکاری و تعامل، می‌توانید با کار در گروه‌ها و تیم‌ها آغاز کنید و با دیگران به اشتراک گذاری نظرات، ایده‌ها و تجربیات خود، این مهارت را بهبود بخشید. همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های همکاری و تعامل، این مهارت را بهبود ببخشید.

🚵‍♀ برای مهارت‌های تحمل و انعطاف‌پذیری، می‌توانید با تمرین تحمل در مواجهه با مشکلات کوچک آغاز کنید و به تدریج به مواجهه با مشکلات بزرگ‌تر پرداخته و با تجربه‌های پیچیده روبرو شوید.

۱-۲
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
همچنین، می‌توانید با مشاهده ویدئوها و خواندن کتاب‌هایی در مورد روش‌های تحمل و انعطاف‌پذیری، این مهارت را بهبود ببخشید.

در نهایت، برای بهبود مهارت‌های زندگی خود، نیاز است که به صورت دائمی و مداوم به تمرین آن‌ها بپردازید و بهترین روش برای یادگیری این مهارت‌ها، تمرین و تکرار آن‌ها در موقعیت‌های واقعی است.


📚منابع جدید
منابع بروز در مورد مهارت‌های زندگی در حوزه روانشناسی متنوع است و ممکن است شامل کتاب‌ها، مقالات، ویدئوها، پادکست‌ها و منابع دیگری باشد. در زیر، چند منبع بروز در این حوزه آورده شده است:

- کتاب "مهارت‌های زندگی" اثر مارک مانسون (Mark Manson)

- کتاب "مهارت‌های ارتباطی" اثر مایکل هالبروک (Michael Hallbrook)

- کتاب "مهارت‌های حل مسئله" اثر رایان لی (Ryan Holiday)

- کتاب "تفکر انتقادی: مهارت‌های تفکر پویا برای موفقیت در دنیای امروز" اثر راجر مارتین (Roger Martin)

- کتاب "راه‌های بهبود خودشناسی" اثر مارک اپلمن (Mark Epstein)

- کتاب "مدیریت استرس: چگونه با استرس زندگی کنیم" اثر ریچارد لازاروس (Richard Lazarus)

- کتاب "همکاری و تعامل در کار" اثر جیمز ری (James Rie)

- کتاب "تحمل و انعطاف‌پذیری: چگونه با مشکلات زندگی کنیم" اثر سیداهمد رضوی (Seyyed Ahmad Rezavi)

همچنین، وب سایت های مرتبط با روانشناسی و بهبود کیفیت زندگی مثل Psychology Today، Verywell Mind و Greater Good Magazine، منابع فوق العاده برای دستیابی به مطالب جدید در این زمینه می‌باشند.

همچنین، پادکست‌هایی مانند
The Happiness Lab،
The School of Greatness و The Tim Ferriss Show نیز در حوزه بهبود کیفیت زندگی و مهارت‌های زندگی به صورت جدی پیگیری می‌شوند و به عنوان منابع بروز مورد توصیه قرار می‌گیرند.

لازم به ذکر است که بهتر است قبل از استفاده از هر یک از منابع فوق، از معتبر بودن و منبع آن اطمینان حاصل کنید و همچنین، برای بهبود مهارت‌های زندگی خود، بهتر است به صورت مداوم و پیوسته به تمرین آن‌ها بپردازید و در صورت لزوم، با روانشناس یا مشاور مشورت کنید.

۲-۲

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان

مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶

🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم


نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن می‌تواند به دو دلیل مهم باشد:

1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .

2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصت‌های جدید و یادگیری در موقعیت‌های جدید می‌تواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصت‌های جدید از دست مان بروند، می‌توانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .

بنابراین، بهتر است در هر زمان که می‌توانیم، با دقت به درخواست‌های دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواست‌های دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]

بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟

😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند

نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات می‌تواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان می‌کنم:

1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری می‌کنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.

2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواست‌های بیش از حد پاسخ می‌دهند و نه گفتن را نمی‌توانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویت‌ها باشد.

3. ناتوانی در مقابله با تنش‌ها: بعضی افراد نمی‌توانند با تنش‌های روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.

در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد می‌توانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.

😌 چگونه نه بگوییم

نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان می‌تواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان می‌کنم:

۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا می‌توانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.

۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، می‌توانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمی‌توانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".

۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، می‌تواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمی‌توانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، می‌توانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.

۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما می‌توانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم‌ در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که می‌تواند مفید باشد.‌

۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمی‌توانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.

۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.

به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.


۱-۳

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
🥹 علل ترس از نه گفتن

ترس از نه گفتن یک مسئله رایج است که ممکن است برای برخی افراد ناراحتی و استرس ایجاد کند. در روانشناسی، برخی از علل احتمالی ترس از نه گفتن عبارتند از:

1. ترس از پذیرفته نشدن: گاهی ما ناخوداگاه نگران هستیم که با نه گفتن، دیگران از رفتار ما ناراضی شوند یا احساس طرد شدن کنیم. این ترس ممکن است به دلیل تجربه‌های قبلی از طرد شدن و یا کم اعتمادی به خود باشد.

2. ترس از ایجاد تنش: گاهی ما ممکن است نگران باشیم که با نه گفتن ما، تنش‌های روابطی را ایجاد کنیم. این ممکن است به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم برای مدیریت روابط، یا ترس از تحریک دیگران باشد.

3. ترس از از دست دادن فرصت‌ها: گاهی ما ممکن است نگران نه گفتن شویم، چرا که نمیخواهیم فرصت‌ها را از دست بدهیم. و این دشوارترین قدم در نه گفتن هست. این ممکن است به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و خودانگیختگی کافی برای به دست آوردن فرصت‌های جدید باشد.

4. ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی: گاهی ممکن است ما نگران نه گفتن خود باشیم، چون از تأثیر منفی بر روابط شخصی خود می‌ترسیم. این ممکن است به دلیل ترس از از دست دادن رابطه با کسی که دوستش داریم و یا ترس از تأثیر منفی بر سلامت روابط ما باشد.

در نهایت، ترس از نه گفتن می‌تواند بر اساس تربیت ها، مهارت های حل مشکل، مهارت انتقاد پذیری و شخصیت و همچنین تجربه شخص از دوران کودکی با نه گفتن متفاوت باشد. با این حال، با تمرین و توسعه مهارت‌های زندگی، مدیریت زمان و روابط، می توانیم به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنیم. به عنوان مثال، می‌توانیم با تمرین در مدیریت زمان، مرزها و اولویت‌های خود را بهتر تعیین کنیم و با تمرین در مدیریت روابط، مهارت‌های لازم برای مدیریت تنش‌های روابطی خود را بهبود بخشیم.

همچنین، اگر ما با ترس از نه گفتن مواجه هستیم، می‌توانیم‌ با مشاوره و یک روانشناس، به دنبال راهکارهایی برای مدیریت ترس خود و توسعه مهارت‌های مورد نیاز برای نه گفتن باشیم.

😗 روانشناسی چه پیشنهادی برای نه گفتن دارد؟

در روانشناسی، برای کمک به افراد در نه گفتن، پیشنهادهای مختلفی وجود دارد که می‌توان به آن‌ها توجه کرد. در زیر چند پیشنهاد برای نه گفتن را اسم میبرم:

1. تمرین کردن: یکی از روش‌های مؤثر برای مدیریت ترس از نه گفتن، تمرین مستمر است. با تمرین در مواجهه با درخواست‌ها و نه گفتن به دیگران، می‌توانیم خود را به طور آرام و با اعتماد به نفس در برابر درخواست‌های نامناسب قرار دهیم. می‌توانیم از خانواده خوداغاز کنیم.

2. توجه به دلایل و نیازهای خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است به نیاز و دلایل خود برای نه گفتن توجه کنیم. با بررسی نیازهای خود، می‌توانیم برای خودمان اعتماد به نفس بیشتری ایجاد کنیم و به راحتی به درخواست‌های نامناسب نه خود را بگوییم. [جمله معتبر؛ اول نیاز من بعد نیاز دیگران!] یا [ارضا نیاز من سلامتی مرا تضمین می کند و سرکوب انها سبب بیماری میشود. ]

3. تمرکز بر روابط سالم: این امر بسیار مهم است. کسی که برای ما ارزش قایل است، می تواند نه ما را بپذیرد‌. برای ما که ترس از نه گفتن داریم، تمرکز بر روابط سالم می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. با توجه به اینکه نه گفتن در برخی موارد ممکن است تنش‌های روابطی را ایجاد کند، اما بهتر است روابط سالم و مثبت را با افرادی که مهم هستند، تقویت کنیم تا نیازها ما دیده شود.

4. استفاده از تکنیک‌های تنظیم احساسات: برخی تکنیک‌های تنظیم احساسات می‌تواند به کمک ما در نه گفتن بشتابد. به عنوان مثال، می‌توانیم از تکنیک تنفس عمیق استفاده کنیم که می‌تواند به ما کمک مکند تا بهتر متمرکز شویم و احساسات خود را کنترل کنیم. همچنین، می‌توانیم از تکنیک‌های دیگری مانند تصویرسازی مثبت و تمرین تفکر مثبت استفاده کنیم که به ما در مدیریت ترس از نه گفتن کمک بزرگی خواهند کرد.

5. توسعه مهارت‌های ارتباطی: توسعه مهارت‌های ارتباطی می‌تواند به ما در نه گفتن به دیگران کمک کند. با توسعه مهارت‌های ارتباطی، می‌توانیم بهتر در مواجهه با درخواست‌های نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.

6. درک مؤثر از نیاز خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است درک مؤثری از خود داشته باشیم. با شناخت خود و نقاط قوت و ضعف خود، می‌توانیم بهتر در مواجهه با درخواست‌های نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.

7. درمان ترس از نه گفتن: اگر ترس از نه گفتن ما به حدی شدید است که به طور قابل توجهی زندگی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بهتر است به دنبال کمک حرفه‌ای درمانی باشیم.

۲-۳

@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
📚 منابع

کتابهایی که میتوانند در "نه گفتن" در زمینه‌های گوناگون زندگی، از جمله روابط شخصی و روابط حرفه‌ای ما، کارآمدی داشته باشند.

به زبان آلمانی

۱. "Nein sagen und trotzdem erfolgreich verhandeln" نوشته‌ی Ilona Bürgel

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید به‌طور موثری نه بگویید و همچنین در مذاکرات موفق عمل کنید.

۲. "Nein! Ich geh nicht mit, ich kenn dich nicht!" نوشته‌ی Gudrun Pausewang

این کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است و درباره‌ی موضوع رد کردن درخواست‌های ناشناخته صحبت می‌کند.

۳. "Das kleine Nein" نوشته‌ی Brigitte Weninger

این کتاب نیز برای کودکان نوشته شده است و درباره‌ی اینکه چگونه بتوانند به‌طور موثری نه بگویند، صحبت می‌کند.

۴. "Nein sagen. Das will gelernt sein." نوشته‌ی Eva Gesine Baur

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید با اعتماد به نفس و به‌طور موثری نه بگویید و خود را از این ترس و استرس آزاد کنید.

۵. "Nein! Ich will keinen Seniorenteller" نوشته‌ی Stephanie Kirchner

این کتاب به شما کمک می‌کند تا بتوانید به‌طور موثری در موقعیت‌های مختلفی نه بگویید و به خودتان احترام بگذارید.

امیدوارم که این کتاب‌ها به شما کمک کنند تا در زندگی روزمره‌تان به‌طور موثری نه بگویید.

به زبان انگلیسی

1. "The Power of No: Because One Little Word Can Bring Health, Abundance, and Happiness" نوشته James Altucher و Claudia Azula Altucher

2. "The Art of Saying NO: How to Stand Your Ground, Reclaim Your Time and Energy, and Refuse to Be Taken for Granted" نوشته Damon Zahariades

3. "The Courage to Be Disliked: How to Free Yourself, Change Your Life, and Achieve Real Happiness" نوشته Ichiro Kishimi و Fumitake Koga

4. "The Science of Saying No: How to Stand Your Ground and Reclaim Your Time" نوشته Patrick King

5. "Boundaries: When to Say Yes, How to Say No To Take Control of Your Life" نوشته Henry Cloud و John Townsend

کتابهای فارسی ترجمه شده مفید

۱. "نه‌گویی آسان" اثر ویلیام اوریون

۲. "چگونه بگوییم که نگوئیم" اثر دیک مایرز

۳. "فن و هنر نه گفتن" اثر ویلیام اوریون

از جمله کتاب‌هایی هستند که در زمینه‌ی نه گفتن و ارتباطات بین‌افراد می‌توانند مفید باشند. همچنین کتاب "چگونه بله بگوییم

۴. چگونه نه بگوییم" اثر رابرت کورسینا

۵. و "نه گفتن به دیگران: چگونه از روابط مضر خلاص شویم و زندگی خود را کنترل کنیم" اثر شرنی وودبری

هم در این راستا می‌توانند مفید باشند.

۳-۳

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔠دوستان مددکاری اجتماعی

مرکز مشاوره دانشگاهی غرب تهران
پاره وقت نیاز به مددکار اجتماعی دارند.

علاقمندان لطفا در تلگرام به شماره زیر پیام بفرستند. لطفا فقط پیام بفرستید: اقای معطوفی۰۹۱۰۸۵۸۲۶۳۰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
۲۵ نوامبر روز جهانی عدم بکارگیری خشونت علیه زنان و دختران را گرامی میداریم و با یک نه به جمهوری اسلامی حجاب اجباری و مرگ دختران و زنان را محکوم می کنیم.

م. ستودگان

@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان

🔠در باره رابطه موثر در روابط صمیمی و عوامل وابسته به آن

رابطه موثر در روابط صمیمی و متعهد یعنی داشتن یک رابطه سالم، موثر و خوشبخت با همسر. این ویژگی‌ها معمولاً به عنوان نتیجه‌ای از ارتباط صمیمانه، احترام متقابل، تفاهم، همکاری و همدلی و دلبستگی میان همسران بدست می‌آید. رابطه موثر در روابط صمیمی از عوامل مختلفی تأثیر می‌پذیرد و از نکاتی که می‌تواند به آن کمک کند عبارتند از:

1. ارتباط صمیمانه: ارتباط صمیمانه و با احترام متقابل میان یک جفت در سیستم اساسی‌ترین عامل برای رابطه موثر و پایایی رابطه است. صحبت کردن صادقانه با هم و به اشتراک گذاشتن احساسات و تجربیات می‌تواند به ایجاد و تقویت این ارتباط کمک کند.

2. تفاهم و همکاری: تفاهم و همکاری میان همسران نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. توانایی درک نیازها و مواجهه با چالش‌ها به صورت مشترک می‌تواند به تقویت روابط کمک فراوان کند. اینگونه سیستم چالش ها را بهتر مدیریت خواه کرد.

3. احترام: احترام متقابل میان همسران از اهمیت بسیاری برخوردار است. احترام به دیگری به معنای ارزش دادن به شخصیت و نیازهایش است.

4. ارتباط جنسی سالم: ارتباط جنسی سالم و رضایت‌بخش برای هر دو همسر نیز می‌تواند به تقویت روابط کمک کند.

5. تعهد و پایبندی: تعهد به رابطه و پایبندی به تعهد‌ها امنیت و ارامش در سیستم را ارتقا می‌دهد.


همچنین، رابطه خوب و موثر در روابط یک جفت از عوامل زیر نیز تأثیر می‌پذیرد:

6. انعطاف‌پذیری: توانایی انطباق و انعطاف‌پذیری در مواجهه با تغییرات و چالش‌های زندگی می‌تواند به تقویت روابط کمک کند.

7. حمایت متقابل: حمایت متقابل از یکدیگر و حضور در لحظات خوشحالی و دشواری می‌تواند احساس ارتباط نزدیک‌تر و محکم‌تری را بین همسران بوجود آورد.

8. مدیریت اختلافات: توانایی مدیریت و حل اختلافات به صورت سازنده و محترمانه می‌تواند به حفظ بهبودی معاشرت در روابط کمک کند.

9. اهمیت دادن به زمان مشترک: اختصاص زمان کافی برای همسر و خانواده و ایجاد خلوت‌های مشترک می‌تواند ارتباط را تقویت کرده و به بهبودی زندگی مشترک و رابطه بهینه کمک کند.

10. پذیرش و احترام به تفاوت‌ها: پذیرش تفاوت‌ها و احترام از دیدگاه‌ها و عقاید مختلف نیز از اهمیت بالایی برای درک یکدیگر و احترام به باورها برخوردار است.

در نهایت، رابطه موثر در یک زندگی مشترک نیازمند توجه به این نکات و تلاش مستمر و مداوم از سوی هر دو شخص در رابطه است تا بتوانند یک رابطه سالم، موثر و زندگی خوشبختی داشته باشند. باید گفته شود که تأثیر رابطه موثر و برخورد مناسب در معاشرت بر رضایت هر دو در زندگی مشترک و سیستم یک موضوع مهم است که از نگاه روانشناسی می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد. روابط انسانی و به‌ویژه روابط یک جفت از اهمیت بسیاری برخوردارند و تأثیر عمیقی بر رضایتمندی و رفاه روانی افراد و سیستم آنها دارند. توانایی‌های ارتباطی مانند گوش دادن فعال، ابراز احساسات، حل مشکلات به صورت سازنده و ارتباط مثبت می‌تواند بهبود قابل توجهی در رضایتمندی از رابطه داشته باشند. توانایی‌های ارتباطی مثل توانایی‌های حل تعارض و انعطاف‌پذیری نقش مهمی در ایستایی سیستم بازی کرده و انهایی که در مواجهه با مشکلات، قادر به یافتن راه‌حل‌های سازنده و مذاکره‌ای مصالحه آمیز راه حل مدار هستند، احتمالاً از رضایتمندی بیشتری در سیستم برخوردارند. از اینرو ارتباط عاطفی اشتیاق به اشتراک گذاری احساسات، تجربه‌ها و افکار با یکدیگر می‌تواند در زمان نارضایتی ها در حل مشکلات مثمر ثمر قرارگیرد. زمانیکه مشکلات به صورت مشترک حل شود، تعهد به اجرای آن برای هر دو و یا تمام سیستم بیشتر قابل احساس میشود‌.

در نهایت میبینیم، که بهبودی در معاشرت و رضایت سیستم موضوعات پیچیده‌ای هستند که تأثیر چندین عامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی دارند. این موارد می‌توانند به شکل‌های مختلفی در هر زوج و در هر رابطه‌ای ظاهر شوند. از این رو، درک ژرف این موضوعات و ارتقاء توانایی‌های موثر برای مدیریت روابط می‌تواند به بهبود احساس امنیت و رضایت یک سیستم کمک کند.

به عنوان مثال، مشاوره سیستمی در خانواده می‌تواند همه افراد در سیستم را در بهبود توانایی‌های ارتباطی و مدیریت مشکلات یاری کند. همچنین، شرکت در دوره های اموزشی یا مشاوره‌های مربوط به مهارت‌های ارتباطی و حل مسائل زندگی نیز مفید باشد.

از پرسپکتیو نگاه من رابطه موثر آنجا مثمر ثمر می‌گردد که فرد مرزهای خود و توانایی های خود و سیستم را برآورده کرده و بشناسد و در موقع نیاز به کمک افراد حرفه ای در خارج از سیستم خانوادگی اتکا کند تا پشتیبانی لازم را به شکل حرفه ای کسب کند.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در این زمینه ها و بهبود روابط در سیستم، مجموعه‌ای از کتاب‌ها و منابع مفید وجود دارد که می‌توانند به ما کمک کنند. در ادامه چند پیشنهاد به عنوان معرفی اولیه می‌آورم:

1. "هفت اصل برای ازدواج موفق: راهنمایی برای زندگی با همدیگر تا ابد" اثر جان گاتمن و نانسی گاتمن

   - این کتاب به بررسی اصول اساسی ارتباطات موثر در زندگی می‌پردازد و راهنمایی‌هایی برای ساخت یک رابطه موفق و خوشبخت ارائه می‌دهد.

2. "پنج زبان عشق: چگونه عشقتان را به زبان مشترکتان بیان کنید" اثر گری چاپمن و گری استابز

   - این کتاب به بررسی نحوه بیان عشق و ارتباطات موثر در روابط می‌پردازد و به خوانندگان کمک می‌کند تا بتوانند نیازهای عاطفی همسر خود را بهتر درک کرده و برقراری ارتباط عمیق‌تر و موثرتری را تجربه کنند.

3. "زندگی با همسر: راهنمایی برای تقویت روابط زناشویی" اثر جان گاتمن و لیزا گاتمن

   - این کتاب به بررسی مفاهیم ارتباطی و روش‌های بهبود روابط در سیستم می‌پردازد و به خوانندگان کمک می‌کند تا روابط خود را بهبود بخشند و ارتباطات بهتر و موثرتری را با همسر خود برقرار کنند.

4. "رابطه شاد و موفق: راهنمایی برای ساخت یک زندگی مشترک خوشبخت" اثر سوزان وینکل
   - این کتاب به بررسی اصول و راهکارهایی برای داشتن یک زندگی مشترک شاد و متعادل می‌پردازد و به خوانندگان کمک می‌کند تا درک بهتری از نیازهای همسر خود پیدا کنند و روابطشان را بهبود بخشند.

5. "پنج زبان عشق برای کودکان" اثر گری چاپمن و راس کمبل

   - این کتاب به بررسی نحوه درک نیازهای همسر و بچه‌ها از زاویه‌ی زبان عشق می‌پردازد و به والدین کمک می‌کند تا روابط خود با همسر و فرزندانشان را بهبود بخشند.

به امید رابطه موثر شما در سیستم

۲

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

*️⃣با حسادت چه کنیم؟

🔠حسادت
🔠علل شکل‌گیری و تله ها
🔠 همزیستی با اختلال
🔠راه حل آن

@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

چرا گاهی به موقعیت دیگران حسادت میکنیم

🔠در واقع حسادت و ریشه ان چیست؟ حسادت یا حسود بودن (رشک ورزیدن) به نوعی احساس ناراحتی یا حس غمگینی در نتیجه موفقیت یا خوشبختی دیگران است که در مقایسه با موقعیت و داشته و بدست اورده خود شکل میگیرد. این احساس معمولاً از رقابت یا اختلاف در موفقیت‌ها به وجود می‌آید و ممکن است به شکل مخفی یا آشکار ظاهر شود.

حسادت برای بسیاری از انسان‌ها طبیعی است. این احساس می‌تواند ناخودآگاه یا گاهی آگاهاه باشد و به دلایل مختلفی از جمله رقابت برای منابع، تصور از احساس دیگری، یا احساس کمبود و اعتماد به نفس ناکافی، ناشی از مقایسه خود با دیگران، بوجود می‌آید.

اما ریشه روانشناسی حسادت به عوامل متعددی بازمی‌گردد. این احساس ممکن است از عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی ناشی شود. در روانشناسی، حسادت به عنوان یک احساس منفی شناخته می‌شود که معمولاً از رقابت، ترس از از دست دادن، نقص در اعتماد به نفس یا ارزش شخصی می‌آید.

به طور عمومی، حسادت ممکن است ناشی از تفکرات منفی نسبت به خود یا احساس کمبود باشد و ممکن است به توسعه و رشد فردی و اجتماعی مختلف افراد موانعی ایجاد کند.

🔠حسادت درونی یا بیرونی
دلایل حسادت ممکن است درونی یا بیرونی باشد. حسادت درونی زمانی رخ می‌دهد که فرد با خودش رقابت می‌کند و احساس نمی‌کند که به موفقیت‌های دیگران می‌رسد. حسادت بیرونی هم ممکن است زمانی رخ دهد که فرد فشار اجتماعی یا فرهنگی را تجربه کرده و احساس می‌کند که باید به معیارهای خاصی که توسط جامعه یا فرهنگ اطرافش تعیین شده‌اند، برسد.

از آنجا که حسادت نقش مهمی در روابط اجتماعی و فرهنگی انسانها ایفا می‌کند، می‌تواند بر تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهای افراد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، حسادت می‌تواند باعث رفتارهای منفی مانند تغییر رفتارها، انتقام‌جویی یا ایجاد اختلافات شود.

*️⃣راهکاری برای کاهش حسادت

اصولاً برای کاهش حسادت، مهم است که به خودآگاهی و توسعه و رشد فردی بپردازیم. که این شامل موارد زیر می‌شود:

1. خودشناسی: شناخت دقیق از نیازها، ارزش‌ها و هدف‌های شخصی خود می‌تواند کمک کننده باشد تا احساس کمبود کاهش یابد.

2. قبول واقعیت: قبول این واقعیت که هر فرد دارای نقاط قوت و ضعف خود است و موفقیت‌ها و شکست‌ها برای همه طبیعی است، می‌تواند کمک کننده باشد.

3. مقایسه با خود: تمرکز بر رشد شخصی و بهبود خود به جای مقایسه با دیگران می‌تواند کمک کننده باشد. خود را با گدشته خود مقایسه کنیم.

4. بالا بردن و رشد اعتماد به نفس: تقویت اعتماد به نفس و ارزشیابی مثبت از خود می‌تواند از راه‌حل‌های موثر برای کاهش حسادت باشد.

5. همدلی: توانایی همدلی و تشویق دیگران به موفقیت می‌تواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند.

6. شناخت خود: شناخت دقیق از عواطف و احساسات خود

7. تمرکز بر روابط مثبت: تمرکز بر ایجاد ارتباطات سالم و موثر با دیگران نیز می‌تواند به ما کمک کند تا با حسادت بهتر مقابله کنیم و به جای آن، از موفقیت‌ها و خوشبختی مشترک با دیگران لذت ببریم.


کوتاه بگویم بهترین راه برای مقابله با حسادت، توجه به روند شخصیتی و رشد فردی خود است. این شامل توسعه مهارت‌های ارتباطی، مدیریت استرس، توانایی‌های انعطاف‌پذیری و تقویت ارتباطات مثبت با دیگران می‌شود. ناگفته نماند که برقراری روابط سالم و موثر با افرادی که اعتقادات و ارزش‌های مشابهی دارند و توانایی ارائه حمایت و تشویق به یکدیگر را دارند، می‌تواند کمک کننده باشد. از طرف دیگر، اجتناب از مقایسه‌های مضر و تمرکز بر برقراری تعادل در زندگی می‌تواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند. و همچنین بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم که هر فرد منحصر به فرد است و هیچ کس دقیقاً مانند ما نیست. درک این واقعیت می‌تواند به ما کمک کند تا از موفقیت‌ها و خوشبختی‌های دیگران به عنوان منبع الهام و الگویی برای رشد شخصی خود استفاده کنیم.

🔠حسادت ذاتیست یا اموختنی؟ حسادت ممکن است به‌عنوان یک واکنش ذاتی انسان‌ها به وضعیت‌ها یا افراد دیگر به نظر بیاید، اما مردم با آموختن و شناختن خودشان و کنترل این حساسیت‌ها و واکنش‌هایشان می‌توانند این احساس را کنترل کنند یا حتی آن را تغییر دهند. از طریق آگاهی از خود و توسعه شخصی، افراد می‌توانند بهتر درک کنند که چگونه حسادت به روی آن‌ها تأثیر می‌گذارد و چگونه می‌توانند با این احساس برخورد کنند.

در حقیقت، مفهومی که به آن "هوش هیجانی" یا "هوش احساسی" گفته می‌شود، به این معناست که افراد می‌توانند احساسات خود را درک کنند، آنها را مدیریت کنند و بهترین راه‌حل‌ها برای برخورد با آنها را پیدا کنند. از این رو، حسادت می‌تواند یک واکنش ذاتی باشد، اما این امر از طریق آموختن و توسعه فردی قابل کنترل و مدیریت است.

۱

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
*️⃣ریشه های حسادت و تله ها

گرچه در بالا گفتیم که حسادت میتواند بخشی به دلیل احساس رقابت و پیشرفت ذاتی باشد ولی ریشه حسادت می‌تواند به عوامل مختلفی نیز برگردد و این امر از یک فرد به دیگری گوناگون است. اما برخی از عواملی که ممکن است در ریشه حسادت نقش داشته باشند را نگاه میکنیم:

〰️ تله بی کفایتی یا ناکافی بودن: احساس ناکافی بودن یا احساس کمبود می‌تواند ریشه حسادت باشد. افرادی که احساس می‌کنند که به مقیاس‌های خاصی که توسط جامعه یا فرهنگشان تعیین شده‌اند، نمی‌رسند، ممکن است احساس حسادت کنند. این افراد از تله یا طرحواره بی کفایتی رنج می‌برند.

〰️ عوامل فردی: مسائلی مانند اعتماد به نفس ناکافی، ترس از شکست، کمبود مهارت‌های ارتباطی یا مشکلات روانی می‌توانند نقش زیادی در ایجاد حسادت داشته باشند. تله شکست و یا تله طرد اجتماعی می‌تواند این احساس را تشدید کند.

〰️ محیط اجتماعی: فرهنگ و محیط اجتماعی اطراف فرد نیز می‌تواند ریشه حسادت را تقویت کند. فشارهای اجتماعی، انتظارات فرهنگی، رسانه‌ها و تصویرسازی موفقیت در جامعه می‌توانند احساس حسادت را تقویت کنند. تله معیارهای سختگیرانه نسبت به خود می‌تواند ریشه این گونه باورها شوند.

〰️ روانشناسی فردی: برخی افراد به دلایل روانی ممکن است به طور معمولی به دیگران حسادت کنند. به عنوان مثال، افرادی که احساسات کمبود از خود دارند ممکن است به دیگران حسادت کنند. تله عدم اطمینان و رها شدگی ریشه های این احساسات میباشند‌.

〰️ رقابت برای منابع: رقابت برای منابع محدود مانند پول، شهرت، موقعیت‌های شغلی و روابط می‌تواند منجر به احساس حسادت می‌شود. این نوع رقابت ممکن است افراد را به حسادت و رقابت نسبت به دیگران ترغیب کند. تله استحقاق می‌تواند در اینجا سهم بسزایی بازی کند.

گر چه می‌توان گفت که ریشه حسادت بسیار پیچیده است و به عوامل مختلفی برمی‌گردد که شامل مسائل فردی، اجتماعی، فرهنگی و روانی می‌شوند. اما فاکتورهای ان قابل بررسی می‌باشند. درک این مسائل و کار کردن برای توسعه خودآگاهی و رشد فردی می‌تواند به فرد کمک کند تا با حسادت بهتر مقابله کرده و به جای آن، از موفقیت‌ها و خوشبختی‌های دیگران به عنوان منبع انگیزه برای رشد و پیشرفت خود استفاده کند.

*️⃣حسادت چگونه قابل مدیریت میشود؟‌

در انگلیسی یک مثال داریم که چمن همسایه همیشه سبزتر است یا در فارسی می‌گوییم مرغ همسایه غاز است. در واقع این احساس نسل به نسل سینه به سینه انتقال داده شده و این نوع افکار در اذهان مشروع به نظر می‌رسد و همین سبب دشواری تغییر باورهای ناکارآمد در آیت زمینه می‌گردد.
در بالا توصیح داده شد که گرچه حسادت در بیشتر افراد به گونه ای وجود دارد اما شناخت و مدیریت آن می‌تواند از طریق چندین روش انجام شود که شامل موارد زیر می‌شود:

🔠1. آگاهی: ابتدا باید افراد خود را و احساساتشان را به خوبی بشناسند. با آگاهی از اینکه چه چیزهایی باعث احساس حسادت می‌شود و چگونه به آن واکنش نشان می‌دهند، این افراد می‌توانند بهترین راه‌حل‌ها را برای مدیریت این حساسیت‌ها پیدا کنند.

2. مدیریت احساسات: یادگیری مهارت‌های مدیریت احساسات می‌تواند به افراد کمک کند تا بهتر با حسادت خود روبرو شوند. این شامل تمرینات آرامش، تأمل و تعمق، یوگا، رایکی، مدتیشن و ورزش و موارد دیگر است که به کنترل و مدیریت احساسات کمک می‌کند.

3. تغییر نگرش: افراد می‌توانند سعی کنند تا به نگرش مثبت‌تری نسبت به خود و دیگران برسند. این امر می‌تواند به کاهش حسادت و افزایش همدلی و تعاملات مثبت کمک کند.

4. مشارکت و همکاری: مشارکت در فعالیت‌ها و همکاری با دیگران می‌تواند به افراد کمک کند تا احساس حسادت را کاهش دهند. این کار باعث می‌شود تا فرد به جای تمرکز بر رقابت، بر همکاری و رشد مشترک تمرکز کند.

با توجه به این موارد، می‌توان گفت که حسادت ممکن است به صورت ذاتی و رقابتی برای بهتر شدن در انسان‌ها وجود داشته باشد، اما با آموختن و توسعه مهارت‌های مدیریت احساسات و تفکر مثبت در باره ارزش های خود، افراد می‌توانند به طور فعال بر روی کنترل حسادت خود فعال شوند. در نهایت، این امر می‌تواند بهبود روابط شخصی و حرفه‌ای، کاهش استرس و افزایش رضایتمندی در زندگی منجر شود.

لازم به ذکر است که در صورتی که حسادت به یک مرحله‌ای برسد که قابل مدیریت نباشد و به اختلال تبدیل شود، می تواند شدیدا به روابط شخصی یا حرفه‌ای فرد آسیب بزند. .

۲

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
*️⃣از چه زمانی حسادت اختلال می‌شود

معمولا زمانی از اختلال صحبت میکنیم که یک رفتاری زندگی شخص را مختل می‌کند. گرچه بسیاری باور دارند که حسادت به طور عمومی یک احساس طبیعی است که در بسیاری از افراد به دلیل موقعیت‌ها و روابط اجتماعی و فرهنگی بروز می‌کند. اما وقتی حسادت به یک اندازه‌ای می‌رسد که زندگی روزمره یک فرد و روابطش با دیگران را تحت شعاع وسیع قرار دهد، و حسادت معیار عمل و انتخاب می گردد، این می‌تواند به عنوان یک اختلال در نظر گرفته شود. برخی از شرایط و موارد زیر ممکن است نشانه‌های اختلالی در حسادت باشند:

🔠افزایش مدت زمان و شدت حسادت: زمانی که حسادت به یک مرحله می‌رسد که به صورت مداوم و بدون توجه به شرایط محیطی یا تلاش برای کنترل آن ادامه پیدا می‌کند، این می‌تواند نشانه اختلال باشد.

🔠 تأثیرات منفی بر روابط: اگر حسادت باعث تأثیرات منفی بر روابط شخصی یا حرفه‌ای فرد شود و از ارتباط و همکاری به‌خصوص با دیگران متضرر شود، این ممکن است به عنوان نشانه اختلالی در نظر گرفته شود. جایی که حسادت شخص را ایزوله کند، می‌توان اختلال را مورد بحث قرار داد.

🔠 عدم توانایی در مدیریت حسادت: اگر فرد نتواند به طور موثر حسادت خود را مدیریت کند و این احساس به تناسب آنچه که به نظر معقول یا گاهی کاربردی می‌آید بیش‌تر از حد افزایش یابد، این ممکن است نشانه اختلال باشد. چرا که انزمان حسادت یک معیار انتخاب می‌شود.

هنگامی که حسادت به اندازه‌ای شدید می‌شود که بر روی کیفیت زندگی، سبک زندگی و روابط یک فرد تأثیر منفی شدید بگذارد، این می‌تواند به عنوان اختلال شناخته شود. برخی از اختلالات بالینی شناخته شده مرتبط با حسادت عبارتند از:

1. اختلال حسادتی (Pathological Jealousy): این اختلال باعث می‌شود فرد به طور بیش از حد و ناشی از اطمینان ناکافی در روابطش با دیگران، به شدت حسودی و افسرده شود. این اختلال ممکن است به مشکلات در روابط شخصی و حرفه‌ای فرد منجر شود.

2. اختلال وسواسی-اجتنابی (Obsessive-Compulsive Disorder, OCD): برخی از افراد ممکن است به شدت متمرکز بر ایده حسادت و از دست دادن کنترل بر آن شوند و به وسواس حسادتی ناشی از این فکرها گرفتار شوند.

3. اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder): افرادی که این اختلال را دارند ممکن است به شدت حساسیت نسبت به ترک شدن داشته باشند و این ممکن است منجر به احساسات شدید کنترل و حسادت شود. ناگفته نماند که اختلال مرزی را تشدید خواهد کرد.

در صورت داشتن نگرانی در مورد حسادت یا هر نوع اختلال روانی دیگر، مهم است که به یک شخص حرفه‌ای در زمینه روانشناختی مراجعه شود. این افراد می‌توانند کمک کنند تا مشکلات شناخته، ریشه یابی، تحلیل و راه‌حل‌های مناسب را پیشنهاد دهند.


*️⃣منابع مفید
موضوع حسادت و ریشه‌ها و درمان آن یک موضوع گسترده است که در بسیاری از کتاب‌ها و منابع مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه چند کتاب و منبع را برای مطالعه در این زمینه معرفی می‌کنم:

1. "The Hateful and the Obscene: Studies in the Limits of Repression" نوشته Jean Laplanche و کتابی است که بررسی عمیقی از موضوعات مرتبط با حسادت و احساسات منفی دیگران ارائه می‌دهد.

2. "The Envy of Excellence: Administrative Mobbing of High Achieving Professors" نوشته William A. Gentry و کتابی است که به بررسی موضوع حسادت و رقابت نسبت به افراد موفق می‌پردازد، به خصوص در محیط‌های کاری.

3. "The Psychology of Envy and Jealousy" نوشته Peter Salovey که به بررسی عمیق روان‌شناختی حسادت و حسودی می‌پردازد.

4. "Envy and Gratitude and Other Works, 1946–1963" نوشته Melanie Klein و کتابی است که به بررسی نگرش‌ها و احساسات مختلف از جمله حسادت می‌پردازد.

👈کتاب های فارسی و یا ترجمه در این زمینه

1. "حسادت" اثر مهدی محقق: این کتاب به بررسی علل و عواقب حسادت و راهکارهای مقابله با آن می‌پردازد.

2. "علم روان‌شناسی رابطه" اثر جان گاتمن: این کتاب به بررسی ارتباطات انسانی و روانشناسی روابط می‌پردازد که ممکن است به شناخت بهتر حسادت کمک کند.

3. "روانشناسی حسادت" اثر پیتر سالووی: این کتاب به بررسی روانشناسی حسادت و راهکارهای مقابله با آن می‌پردازد.

4. "روانشناسی اجتماعی" اثر دیوید مایرز: این کتاب به بررسی روانشناسی اجتماعی و رفتارهای میان‌فردی، از جمله حسادت، می‌پردازد.

1. "حسادت" اثر حسین نیک‌آیین و این کتاب به تعریف و یک نگاه اجمالی به راه حل حسادت می‌پردازد.

2. "رفتارهای حسادت‌آمیز" اثر مهدی عیسوندی که بیشتر رفتارها را بررسی می‌کند.

3. "تحلیل رفتار حسادت" اثر حمید رستمی که یک نگاه روانکاوی به این مشکل دارد.




در نهایت باید گفت که حسادت مانند کرم ریشه های هستی را نابود می‌کند.




۳

@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

🖐 مروری بر اهمیت آسیب شناسی و تاریخچه آن

آسیب شناسی روانی یکی از حوزه‌های مهم در روانشناسی است که به بررسی و تشخیص اختلالات روانی می‌پردازد. این حوزه به دنبال شناسایی علل و عواملی است که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، و راهکارهایی را ارائه می‌دهد تا این اختلالات را درمان کند. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، در این مقاله به بررسی این حوزه و نقش آن در بهبود سلامت روانی افراد پرداخته می‌شود.

👈 تاریخچه

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، دارای تاریخچه طولانی است. در ادامه به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخی در این حوزه اشاره خواهیم کرد:

- در اوایل قرن بیستم، سیگموند فروید، پدر تحلیل رویا، نظریه‌هایی را درباره نحوه تشکیل شخصیت و رابطه آن با اختلالات روانی ارائه داد.

- در دهه 1930، کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، تئوری ارشادی را برای درمان اختلالات روانی ایجاد کرد.

- در دهه 1950، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه جداگانه در روانشناسی شناخته شد و در این دهه، روش‌هایی مانند مصاحبه کلینیکی و تست‌های روانشناسی برای تشخیص اختلالات روانی استفاده شد.

- در دهه 1960، حوزه آسیب شناسی روانی به دلیل رشد سریع در دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شد.

- در دهه 1970، برخی از روش‌های نوین مانند تحلیل رفتاری و روان‌درمانی شناختی در درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار گرفت.

- در دهه 1980، تحقیقات بسیاری در زمینه اختلالات روانی و روش‌های درمان آنها انجام شد.

- از دهه 1990 به بعد، روش‌های جدیدی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درماناعتیاد به این حوزه افزوده شد.

همچنین، در دهه‌های اخیر، با پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای روان‌سنجی، از جمله روش‌های تصویرسازی مغزی، مطالعات جدیدی در زمینه آسیب شناسی روانی انجام شده است.

به طور خلاصه، آسیب شناسی روانی به مرور زمان به یکی از حوزه‌های پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شده است که به شناسایی و درمان اختلالات روانی، بهبود سلامت روانی افراد و توسعه دانش در این حوزه می‌پردازد. در حال حاضر، این حوزه شامل روش‌ها و تکنیک‌های متنوعی است که با استفاده از آن‌ها می‌توان به تشخیص و درمان اختلالات روانی کمک کرد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف قرار داد.


۱-۳

@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈 آسیب شناسی در روانشناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، مفاهیم و تئوری‌های متعددی را شامل می‌شود. یکی از مباحث مهم در این حوزه، تشخیص اختلالات روانی است. برای تشخیص این اختلالات، از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی استفاده می‌شود.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. برای مثال، برخی از علل بروز اختلالات روانی شامل عوامل ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و محیطی هستند. در این حوزه، تئوری‌های مختلفی نیز مطرح شده است، که از جمله آنها می‌توان به تئوری پردازش اطلاعات، تئوری ارتباطات بین فردی و تئوری رفتاری اشارکرد.

در آسیب شناسی روانی، برای درمان اختلالات روانی از روش‌های مختلفی استفاده می‌شود. برای مثال، درمان دارویی، روان‌درمانی، تحلیل رویا و روش‌های رفتاری از جمله این روش‌ها هستند. همچنین، در این حوزه، فرایند ارزیابی و پیش‌بینی اختلالات روانی نیز انجام می‌شود.

نتایج تحقیقات نشان داده است که آسیب شناسی روانی می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. به طور مثال، یک تحقیق بر روی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نشان داد که درمان با روش‌های روان‌درمانی بهبود قابل توجهی در شدت این اختلال داشته است.

نتیجه‌گیری

آسیب شناسی روانی به بررسی و تشخیص اختلالات روانی، شناسایی علل و عواملی که باعث بروز این اختلالات می‌شوند، و درمان این اختلالات می‌پردازد. نتایج تحقیقات نشان داده است که این حوزه می‌تواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. برای افزایش دقت در تشخیص و درمان اختلالات روانی، استفاده از ابزارهای روان‌سنجی و بررسی علل و عوامل مختلف موثر است. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، توسعه روش‌های بهبود و درمان این اختلالات می‌تواند به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند.


👈 اهمیت آسیب شناسی

آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه مهم در روانشناسی، اهمیت بسیاری دارد. در زندگی روزمره، افراد ممکن است با مشکلات روانی مختلفی مواجه شوند که می‌تواند به شدت تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی، بیماری‌های روانی و اختلالات خوردنی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش خطرات سلامتی شود.

با توجه به اهمیت سلامت روانی در زندگی افراد، آسیب شناسی روانی به شناسایی و درمان اختلالات روانی می‌پردازد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف خود قرار می‌دهد. این حوزه با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامه‌های روانشناسی و تست‌های روانشناسی، به تشخیص اختلالات روانی کمک می‌کند و روش‌های درمانی مناسب را برای هر نوع اختلال روانی ارائه می‌دهد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی می‌شوند، می‌پردازد. با شناسایی علل این اختلالات، می‌توان به پیشگیری از بروز این اختلالات کمک کرد و از این راه، سلامت روانی جامعه را بهبود بخشید.

با توجه به اینکه سلامت روانی برای افراد بسیار مهم است و بیماری‌های روانی می‌تواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، آسیب شناسی روانی باعث بهبود سلامت روانی افراد می‌شود و از طریق استفاده از روش‌های درمانی مختلف، می‌توان به کاهش شدت اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کرد.

همچنین، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه پژوهشی و آموزشی نیز اهمیت دارد. با توسعه روش‌های بهبود و درمان اختلالات روانی، می‌توان به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کرد. همچنین، بهبود دانش و آگاهی درباره این حوزه، بهبود درک و شناخت اختلالات روانی و راهکارهای درمانی آنها را فراهم می‌کند.

با توجه به اینکه سلامت روانی افراد برای جامعه بسیار مهم است، توسعه آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه حرفه‌ای و مهارتی، اهمیت بسیاری دارد. این حوزه به دانشمندان، متخصصان روانشناسی و مشاوران روانشناسی این امکان را می‌دهد که با استفاده از روش‌های پیشرفته و متنوع، برای بهبود سلامت روانی افراد کار کنند.


۲-۳

@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برخی از منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی به شرح زیر می‌باشند:

- American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.

- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach (7th ed.). Boston, MA: Cengage Learning.

- Comer, R. J. (2019). Abnormal psychology (10th ed.). New York, NY: Worth Publishers.

- Davison, G. C., Neale, J. M., & Blankstein, K. R. (2018). Abnormal psychology (13th ed.). Hoboken, NJ: Wiley.

- Hunsley, J., & Mash, E. J. (2018). A guide to assessments that work. Oxford University Press.

- Kazdin, A. E. (2017). Evidence-based psychotherapies for children and adolescents (3rd ed.). New York, NY: Guilford Press.

- Oltmanns, T. F., & Emery, R. E. (2019). Abnormal psychology (9th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.

- Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Ruiz, P. (2017). Kaplan & Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry (11th ed.). Philadelphia, PA: Wolters Kluwer.

- Stricker, G., & Gold, J. (Eds.). (2018). A casebook of psychotherapy integration (2nd ed.). Washington, DC: American Psychological Association.

این منابع می‌توانند به عنوان منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی مورد استفاده قرار گیرند.

۳-۳

@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

❄️ مهمترین هورمونهای بدن و اثرات مستقیم آنها بر خلق و خوی انسان

بدن انسان بیش از 50 هورمون مختلف دارد، اما برخی از مهمترین هورمون‌ها و اثرات آن‌ها بر روی خلق و خو عبارتند از:

1. اپینفرین و نوراپینفرین: این هورمون‌ها تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارند و باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب و افزایش سطح انرژی در بدن می‌شوند.

2. سروتونین: این هورمون مسئول کنترل خلق و خو و تعادل روحی است. سطح پایین این هورمون باعث افسردگی و اضطراب می‌شود.

3. کورتیزول: این هورمون در واکنش به استرس ترشح می‌شود و باعث افزایش سطح قند خون، فشار خون و تحریک سیستم ایمنی می‌شود. افزایش طولانی‌مدت سطح این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

4. تستوسترون: این هورمون در مردان تولید می‌شود و مسئول تنظیم عملکرد جنسی، رشد عضلات و استحکام استخوان‌ها است. در زنان نیز تولید این هورمون در اندکی میزان انجام می‌شود.

5. استروژن: این هورمون در زنان تولید می‌شود و مسئول کنترل دوره قاعدگی، حفظ سلامت استخوان‌ها و افزایش سطح انرژی است.

6. ملاتونین: این هورمون مسئول کنترل روز و شب در بدن است و تاثیر بسیاری در کنترل موقعیت خواب دارد.

به طور کلی، تعادل در سطح هورمون‌های بدن برای حفظ سلامت روحی و جسمی بسیار است. برای نمونه، می‌توان گفت که سطح بالای کورتیزول در بدن ممکن است باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی، افزایش وزن، مشکلات خواب و سایر مشکلات روحی و جسمی شود. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن از اهمیت بسیاری برخوردار است.

همچنین، تعدادی از هورمون‌های دیگری مانند اینسولین، گلوکاگون، آدیپونکتین، لپتین، آندروژن‌ها و استروژن‌های دیگر نیز در کنترل سطح قند خون، میزان چربی بدن، کنترل اشتها، رشد و توسعه جنین و سایر عملکردهای بدنی نقش دارند.

به طور کلی، هورمون‌های بدن با تاثیر در سطح فعالیت‌های فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری، بر خلق و خو و سلامتی فرد تاثیر می‌گذارند. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمون‌های بدن با توجه به سبک زندگی و شرایط فردی، بسیار مهم است.

چگونه می‌توانیم به تنظیم هورمونها کمک کنیم

تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق تغذیه، ورزش، استراحت، کاهش استرس و سبک زندگی سالم انجام شود. در ادامه به برخی از روش‌هایی که به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کنند، اشاره می‌کنم:

1. تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متنوع باعث تأمین ترکیبی مناسب از ویتامین‌ها، مواد معدنی و نیازهای غذایی بدن می‌شود. مصرف برخی مواد غذایی خاص مانند سبزیجات، میوه‌ها، ماهی، مواد غذایی با فیبر بالا و مواد غذایی با پروتئین بالا، به تنظیم سطح هورمون‌ها کمک می‌کند.

2. ورزش: ورزش منظم به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک می‌کند. ورزش می‌تواند باعث افزایش سطح تستوسترون و سروتونین، کاهش سطح کورتیزول و بهبود تعادل هورمونی در بدن شود.

3. استراحت: استراحت و خواب کافی به تنظیم هورمون‌ها کمک می‌کند. در واقع، خواب کافی باعث تولید ملاتونین، هورمونی که به تنظیم روز و شب در بدن کمک می‌کند، می‌شود.

4. کاهش استرس: کاهش استرس و رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. فعالیت‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق می‌تواند به کاهش استرس و افزایش سطح سروتونین کمک کند.

5. سبک زندگی سالم: سبک زندگی سالم شامل کاهش مصرف الکل و دخانیات، از دست دادن وزن اضافی، کاهش مصرف قند و چربی‌های اشباع شده، استفاده از محصولات غذایی سالم و طبیعی و کاهش مصرف مواد افزودنی و شیمیایی است. این سبک زندگی می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند.

6. مصرف مکمل هورمونی: در برخی موارد، مصرف مکمل هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن ممکن است به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند. اما برای استفاده از این مکمل‌ها، بهتر است با یک پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

به طور خلاصه، تنظیم سطح هورمون‌های بدن می‌تواند از طریق یک سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم، استراحت کافی، کاهش استرس و در برخی موارد مصرف مکمل هورمونی انجام شود. با این حال، در صورتی که مشکلاتی با سطح هورمون‌های بدن دارید، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

۱-۲

@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈مهمترین ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی

ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی بسیار مهم است. هورمون‌ها در کنترل خلق و خو و رفتار انسان نقش بسیار مهمی دارند. هرگونه تغییر در سطح هورمون‌های بدن می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی روانشناسی و رفتار فرد داشته باشد. به طور کلی، هورمون‌ها در دو راستایی انرژی و تعادل تأثیر دارند و تعادل بین آن‌ها برای داشتن روحیه سالم و خلق و خوی بهتر بسیار مهم است.

به عنوان مثال، تغییرات سطح سروتونین می‌تواند تأثیر بسیار زیادی بر روی خلق و خوی فرد داشته باشد. سطح پایین این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود. به همین ترتیب، تغییرات در سطح هورمون‌های استروژن و تستوسترون در زنان و مردان ممکن است باعث تغییرات در رفتار و خلق و خو شود.

همچنین، کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) می‌تواند باعث کاهش استرس و اضطراب شود، در حالی که سطح بالای این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل، از جمله جنسیت، سن، سلامت جسمی، شرایط زندگی و محیط اجتماعی، بستگی دارد. به همین دلیل، برای مطالعه و درک بهتر این ارتباط، نیاز به مطالع‌بینی و تحلیل عوامل مختلف داریم. با این حال، می‌توان با رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم و کاهش استرس، به تنظیم سطح هورمون‌ها و کاهش اثرات منفی آن‌ها بر روی روانشناسی کمک کرد.

در برخی موارد، مصرف مکمل‌های هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن نیز می‌تواند به تنظیم سطح هورمون‌های بدن کمک کند، اما برای استفاده از این مکمل‌ها بهتر است با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.

در کل، ارتباط هورمون‌ها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آن‌ها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل بستگی دارد. به همین دلیل، برای درک بهتر این ارتباط و تنظیم سطح هورمون‌های بدن، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روش‌های درست و مناسب برای تنظیم هورمون‌های بدن استفاده کنید.

👈 نقش غده تیروئید در خلق انسان
غده تیروئید یکی از غده‌های اندوکرین بدن است که در تولید هورمون‌هایی مانند تیروکسین (T4) و تری‌یودوتیرونین (T3) نقش دارد. هورمون‌های تولید شده توسط غده تیروئید تأثیری بسیار زیاد بر روی سلامت جسمی و روانشناسی انسان دارند.

نقش غده تیروئید در تنظیم میزان انرژی و حرکت بدن، تنظیم فعالیت سیستم عصبی و تأثیر بر روی تمامی بافت‌های بدن بسیار مهم است. عدم تولید مقدار کافی این هورمون‌ها می‌تواند باعث افزایش وزن، خستگی، افسردگی و اختلالات دیگر در سلامت جسمی و روانی شود.

به عنوان مثال، کاهش سطح هورمون‌های تیروئید در بدن می‌تواند باعث افزایش وزن، کاهش تمرکز و توجه، افسردگی، خستگی و کاهش فعالیت جنسی شود. به همین ترتیب، درمان افرادی که با اختلالات تیروئیدی مواجه هستند، می‌تواند بهبود علائم روانی و فیزیکی آن‌ها را به دنبال داشته باشد.


منابع مفید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تنظیم هورمون‌های بدن:

1. کتاب "The Hormone Cure" نوشته Sara Gottfried

2. مقالات و پژوهش‌های علمی در زمینه هورمون‌های بدن و تنظیم سطح آن‌ها

3. سایت‌های معتبر و متخصص در زمینه سلامت و تنظیم هورمون‌ها مانند WebMD، Healthline و Mayo Clinic

برای مطالعه عمیقتر در مورد نقش غده تیروئید در خلق انسان، می‌توانید به منابع زیر مراجعه کنید:

1. "Thyroid Hormone and the Brain"، مقاله نوشته شده توسط Mary J. Shomon و منتشر شده در سایت Verywell Health

2. "The Thyroid and the Mind and Emotions/Thyroid Dysfunction and Mental Disorders"، مقاله نوشته شده توسط Richard Shames و Karilee Shames و منتشر شده در سایت Thyroid Power

3. "The Role of Thyroid Hormones in Depression"
نقش هورمون تیروئید در افسردگی.
در این مورد در یک پست جدا با تیتر افسردگی و نقش هورمون‌ها در +think مطلب ارائه شده است.

۲-۲
@thinpluswithus