Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان
مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶
🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم
نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن میتواند به دو دلیل مهم باشد:
1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصتهای جدید و یادگیری در موقعیتهای جدید میتواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصتهای جدید از دست مان بروند، میتوانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
بنابراین، بهتر است در هر زمان که میتوانیم، با دقت به درخواستهای دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواستهای دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]
بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟
😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند
نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات میتواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان میکنم:
1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری میکنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.
2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواستهای بیش از حد پاسخ میدهند و نه گفتن را نمیتوانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویتها باشد.
3. ناتوانی در مقابله با تنشها: بعضی افراد نمیتوانند با تنشهای روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.
در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد میتوانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.
😌 چگونه نه بگوییم
نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان میتواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان میکنم:
۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا میتوانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.
۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، میتوانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمیتوانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".
۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، میتواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمیتوانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، میتوانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.
۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما میتوانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که میتواند مفید باشد.
۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمیتوانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.
۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.
به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.
۱-۳
@thinkpluswithus
مصاحبه با یک رادیو نوجوان در سویس ۲۰۰۶
🖐 اهمیت نه گفتن و چگونه میتوانیم نه بگوییم
نه گفتن در برخی مواقع ممکن است برای شخص مورد نظر مشکلاتی ایجاد کند. به طور کلی، نه گفتن میتواند به دو دلیل مهم باشد:
1. تعهدات زیاد: اگر ما به دلیل نه گفتن به دیگران، تعهدات زیادی را بر عهده بگیریم، ممکن است به محض اینکه نتوانیم به همه این تعهدات بپردازیم، با مشکلاتی مواجه شویم. بهتر است در زمان درخواست کاری، با دقت و بر اساس ظرفیت و زمان خود، تعهدات خود را بپذیریم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
2. خودداری از پیشرفت: نه گفتن به فرصتهای جدید و یادگیری در موقعیتهای جدید میتواند مانع رشد ما شود. اگر به دلیل نه گفتن به فرصتهای جدید از دست مان بروند، میتوانیم به طور غیرمستقیم از توسعه شغلی و شخصی خود بازبمانیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!] .
بنابراین، بهتر است در هر زمان که میتوانیم، با دقت به درخواستهای دیگران در هر زمینه ای فکر کنیم و پاسخ دهیم و البته فقط به موقع و با توجه به ظرفیت خودمان، به درخواستهای دیگران پاسخ می دهیم - [قانون اول فکر بعد پاسخ!]
بسیاری با نه نگفتن هنوز مشکل خواهند داشت، ولی چرا؟
😐 چرا بعضی ها با نه گفتن مشکل دارند
نه گفتن یک امر کاملا فرهنگیست. ما ممکن است با نه گفتن به دیگران مشکل داشته باشیم. دلایل این مشکلات میتواند متنوع باشد، اما در زیر برخی از دلایل شایع برای این مشکلات را کوتاه عنوان میکنم:
1. ناراحتی دیگران: بعضی افراد نگران ناراحتی دیگران هستند، بنابراین از نه گفتن خودداری میکنند تا دیگران ناراحت نشوند. این ممکن است به دلیل ترس از پذیرفته نشدن و یا ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی باشد.
2. ناتوانی در مدیریت زمان: بعضی افراد به دلیل ناتوانی در مدیریت زمان، به درخواستهای بیش از حد پاسخ میدهند و نه گفتن را نمیتوانند تحمل کنند. این ممکن است به دلیل نداشتن مرزهای مشخص و تعیین نکردن اولویتها باشد.
3. ناتوانی در مقابله با تنشها: بعضی افراد نمیتوانند با تنشهای روابطی که ممکن است از نه گفتن به دیگران به وجود بیاید، مقابله کنند. این ممکن است به دلیل ترس از طرد شدن در روابط و یا ترس از تحریک دیگران باشد.
در نهایت، این مسئله بستگی به فرهنگ، شخصیت، تجربه و شرایط شخص دارد. اما معمولا با تمرین و توانمندی در مدیریت زمان و روابط، افراد میتوانند به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنند.
😌 چگونه نه بگوییم
نه گفتن یک مهارت است که همه باید به آن عادت کنیم. اما نه گفتن همچنان میتواند در برخی موارد ناراحتی برای شخصی که دارای درخواست از ماست، ایجاد کند. در زیر چند روش برای نه گفتن به دیگران را بیان میکنم:
۱. شروع با یک ارزیابی: درخواست را دقیق بررسی کنیم و از خودمان بپرسیم که آیا میتوانیم این درخواست را انجام دهیم یا خیر؟ اگر پاسخ ما خیر است، به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، نه خود را بگوییم.
۲. استفاده از عبارات مهارتمندانه: برای نه گفتن به دیگران، از عباراتی استفاده کنیم که احترام به درخواست کننده را نشان دهند و در عین حال نه ما را به شکل رسمی و محترم بیان کند. به عنوان مثال ، میتوانیم بگوییم: "بله، متأسفانه در حال حاضر نمیتوانم به درخواست شما پاسخ مثبتی بدهم" یا "ممکن است در یک زمان دیگر بتوانم به درخواست شما پاسخ بدهم".
۳. توضیح مناسب شرایط: در برخی موارد، توضیح دادن به دیگران در مورد دلایل خود برای نه گفتن، میتواند به شخص مقابل کمک کند تا بهتر موقعیت ما را درک کند که چرا ما نمیتوانیم به درخواست او پاسخ مثبتی بدهیم. در این حالت، میتوانیم به آرامی و با احترام به فردی که درخواست داده است، دلیل خود برای نه گفتن را بیان کنیم.
۴. ارائه راه حل دیگر: در برخی موارد، ممکن است ما نتوانیم به درخواست خاصی پاسخ مثبتی بدهیم، اما میتوانیم یک راه حل دیگر را به فردی که درخواست داده است، پیشنهاد دهیم. به عنوان مثال، ما ممکن است نتوانیم در یک پروژه کاری شرکت کنیم، اما شاید بتوانیم یک فرد دیگر را معرفی کنیم که میتواند مفید باشد.
۵. قطعی بودن: در برخی موارد، بهتر است به طور قطعی و بدون تردید نه بگوییم. به عنوان مثال، به جای استفاده از عباراتی مانند "ممکن است نتوانم"، از عبارات مانند "نمیتوانم" یا "از انجام آن معذور هستم" استفاده کنید.
۶. پایان با احترام: پایان بحث با احترام به فردی که درخواست داده است، بسیار مهم است. بهتر است با ابراز تاسف خود به او و تشکر از اینکه به ما فرصت داده است، به مبحث پایان دهیم.
به طور کلی، برای نه گفتن به دیگران باید با احترام و محترمانه عمل کرد و از عباراتی استفاده کرد که به مخاطب بی احترامی نشده، اما در عین حال نه ما را به شکل قطعی و واضح بیان کند.
۱-۳
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
🥹 علل ترس از نه گفتن
ترس از نه گفتن یک مسئله رایج است که ممکن است برای برخی افراد ناراحتی و استرس ایجاد کند. در روانشناسی، برخی از علل احتمالی ترس از نه گفتن عبارتند از:
1. ترس از پذیرفته نشدن: گاهی ما ناخوداگاه نگران هستیم که با نه گفتن، دیگران از رفتار ما ناراضی شوند یا احساس طرد شدن کنیم. این ترس ممکن است به دلیل تجربههای قبلی از طرد شدن و یا کم اعتمادی به خود باشد.
2. ترس از ایجاد تنش: گاهی ما ممکن است نگران باشیم که با نه گفتن ما، تنشهای روابطی را ایجاد کنیم. این ممکن است به دلیل نداشتن مهارتهای لازم برای مدیریت روابط، یا ترس از تحریک دیگران باشد.
3. ترس از از دست دادن فرصتها: گاهی ما ممکن است نگران نه گفتن شویم، چرا که نمیخواهیم فرصتها را از دست بدهیم. و این دشوارترین قدم در نه گفتن هست. این ممکن است به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و خودانگیختگی کافی برای به دست آوردن فرصتهای جدید باشد.
4. ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی: گاهی ممکن است ما نگران نه گفتن خود باشیم، چون از تأثیر منفی بر روابط شخصی خود میترسیم. این ممکن است به دلیل ترس از از دست دادن رابطه با کسی که دوستش داریم و یا ترس از تأثیر منفی بر سلامت روابط ما باشد.
در نهایت، ترس از نه گفتن میتواند بر اساس تربیت ها، مهارت های حل مشکل، مهارت انتقاد پذیری و شخصیت و همچنین تجربه شخص از دوران کودکی با نه گفتن متفاوت باشد. با این حال، با تمرین و توسعه مهارتهای زندگی، مدیریت زمان و روابط، می توانیم به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنیم. به عنوان مثال، میتوانیم با تمرین در مدیریت زمان، مرزها و اولویتهای خود را بهتر تعیین کنیم و با تمرین در مدیریت روابط، مهارتهای لازم برای مدیریت تنشهای روابطی خود را بهبود بخشیم.
همچنین، اگر ما با ترس از نه گفتن مواجه هستیم، میتوانیم با مشاوره و یک روانشناس، به دنبال راهکارهایی برای مدیریت ترس خود و توسعه مهارتهای مورد نیاز برای نه گفتن باشیم.
😗 روانشناسی چه پیشنهادی برای نه گفتن دارد؟
در روانشناسی، برای کمک به افراد در نه گفتن، پیشنهادهای مختلفی وجود دارد که میتوان به آنها توجه کرد. در زیر چند پیشنهاد برای نه گفتن را اسم میبرم:
1. تمرین کردن: یکی از روشهای مؤثر برای مدیریت ترس از نه گفتن، تمرین مستمر است. با تمرین در مواجهه با درخواستها و نه گفتن به دیگران، میتوانیم خود را به طور آرام و با اعتماد به نفس در برابر درخواستهای نامناسب قرار دهیم. میتوانیم از خانواده خوداغاز کنیم.
2. توجه به دلایل و نیازهای خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است به نیاز و دلایل خود برای نه گفتن توجه کنیم. با بررسی نیازهای خود، میتوانیم برای خودمان اعتماد به نفس بیشتری ایجاد کنیم و به راحتی به درخواستهای نامناسب نه خود را بگوییم. [جمله معتبر؛ اول نیاز من بعد نیاز دیگران!] یا [ارضا نیاز من سلامتی مرا تضمین می کند و سرکوب انها سبب بیماری میشود. ]
3. تمرکز بر روابط سالم: این امر بسیار مهم است. کسی که برای ما ارزش قایل است، می تواند نه ما را بپذیرد. برای ما که ترس از نه گفتن داریم، تمرکز بر روابط سالم میتواند بسیار کمک کننده باشد. با توجه به اینکه نه گفتن در برخی موارد ممکن است تنشهای روابطی را ایجاد کند، اما بهتر است روابط سالم و مثبت را با افرادی که مهم هستند، تقویت کنیم تا نیازها ما دیده شود.
4. استفاده از تکنیکهای تنظیم احساسات: برخی تکنیکهای تنظیم احساسات میتواند به کمک ما در نه گفتن بشتابد. به عنوان مثال، میتوانیم از تکنیک تنفس عمیق استفاده کنیم که میتواند به ما کمک مکند تا بهتر متمرکز شویم و احساسات خود را کنترل کنیم. همچنین، میتوانیم از تکنیکهای دیگری مانند تصویرسازی مثبت و تمرین تفکر مثبت استفاده کنیم که به ما در مدیریت ترس از نه گفتن کمک بزرگی خواهند کرد.
5. توسعه مهارتهای ارتباطی: توسعه مهارتهای ارتباطی میتواند به ما در نه گفتن به دیگران کمک کند. با توسعه مهارتهای ارتباطی، میتوانیم بهتر در مواجهه با درخواستهای نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.
6. درک مؤثر از نیاز خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است درک مؤثری از خود داشته باشیم. با شناخت خود و نقاط قوت و ضعف خود، میتوانیم بهتر در مواجهه با درخواستهای نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.
7. درمان ترس از نه گفتن: اگر ترس از نه گفتن ما به حدی شدید است که به طور قابل توجهی زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد، بهتر است به دنبال کمک حرفهای درمانی باشیم.
۲-۳
@thinkpluswithus
ترس از نه گفتن یک مسئله رایج است که ممکن است برای برخی افراد ناراحتی و استرس ایجاد کند. در روانشناسی، برخی از علل احتمالی ترس از نه گفتن عبارتند از:
1. ترس از پذیرفته نشدن: گاهی ما ناخوداگاه نگران هستیم که با نه گفتن، دیگران از رفتار ما ناراضی شوند یا احساس طرد شدن کنیم. این ترس ممکن است به دلیل تجربههای قبلی از طرد شدن و یا کم اعتمادی به خود باشد.
2. ترس از ایجاد تنش: گاهی ما ممکن است نگران باشیم که با نه گفتن ما، تنشهای روابطی را ایجاد کنیم. این ممکن است به دلیل نداشتن مهارتهای لازم برای مدیریت روابط، یا ترس از تحریک دیگران باشد.
3. ترس از از دست دادن فرصتها: گاهی ما ممکن است نگران نه گفتن شویم، چرا که نمیخواهیم فرصتها را از دست بدهیم. و این دشوارترین قدم در نه گفتن هست. این ممکن است به دلیل نداشتن اعتماد به نفس و خودانگیختگی کافی برای به دست آوردن فرصتهای جدید باشد.
4. ترس از تأثیر منفی بر روابط شخصی: گاهی ممکن است ما نگران نه گفتن خود باشیم، چون از تأثیر منفی بر روابط شخصی خود میترسیم. این ممکن است به دلیل ترس از از دست دادن رابطه با کسی که دوستش داریم و یا ترس از تأثیر منفی بر سلامت روابط ما باشد.
در نهایت، ترس از نه گفتن میتواند بر اساس تربیت ها، مهارت های حل مشکل، مهارت انتقاد پذیری و شخصیت و همچنین تجربه شخص از دوران کودکی با نه گفتن متفاوت باشد. با این حال، با تمرین و توسعه مهارتهای زندگی، مدیریت زمان و روابط، می توانیم به نه گفتن بدون تنش و مشکلات بیشتر عادت کنیم. به عنوان مثال، میتوانیم با تمرین در مدیریت زمان، مرزها و اولویتهای خود را بهتر تعیین کنیم و با تمرین در مدیریت روابط، مهارتهای لازم برای مدیریت تنشهای روابطی خود را بهبود بخشیم.
همچنین، اگر ما با ترس از نه گفتن مواجه هستیم، میتوانیم با مشاوره و یک روانشناس، به دنبال راهکارهایی برای مدیریت ترس خود و توسعه مهارتهای مورد نیاز برای نه گفتن باشیم.
😗 روانشناسی چه پیشنهادی برای نه گفتن دارد؟
در روانشناسی، برای کمک به افراد در نه گفتن، پیشنهادهای مختلفی وجود دارد که میتوان به آنها توجه کرد. در زیر چند پیشنهاد برای نه گفتن را اسم میبرم:
1. تمرین کردن: یکی از روشهای مؤثر برای مدیریت ترس از نه گفتن، تمرین مستمر است. با تمرین در مواجهه با درخواستها و نه گفتن به دیگران، میتوانیم خود را به طور آرام و با اعتماد به نفس در برابر درخواستهای نامناسب قرار دهیم. میتوانیم از خانواده خوداغاز کنیم.
2. توجه به دلایل و نیازهای خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است به نیاز و دلایل خود برای نه گفتن توجه کنیم. با بررسی نیازهای خود، میتوانیم برای خودمان اعتماد به نفس بیشتری ایجاد کنیم و به راحتی به درخواستهای نامناسب نه خود را بگوییم. [جمله معتبر؛ اول نیاز من بعد نیاز دیگران!] یا [ارضا نیاز من سلامتی مرا تضمین می کند و سرکوب انها سبب بیماری میشود. ]
3. تمرکز بر روابط سالم: این امر بسیار مهم است. کسی که برای ما ارزش قایل است، می تواند نه ما را بپذیرد. برای ما که ترس از نه گفتن داریم، تمرکز بر روابط سالم میتواند بسیار کمک کننده باشد. با توجه به اینکه نه گفتن در برخی موارد ممکن است تنشهای روابطی را ایجاد کند، اما بهتر است روابط سالم و مثبت را با افرادی که مهم هستند، تقویت کنیم تا نیازها ما دیده شود.
4. استفاده از تکنیکهای تنظیم احساسات: برخی تکنیکهای تنظیم احساسات میتواند به کمک ما در نه گفتن بشتابد. به عنوان مثال، میتوانیم از تکنیک تنفس عمیق استفاده کنیم که میتواند به ما کمک مکند تا بهتر متمرکز شویم و احساسات خود را کنترل کنیم. همچنین، میتوانیم از تکنیکهای دیگری مانند تصویرسازی مثبت و تمرین تفکر مثبت استفاده کنیم که به ما در مدیریت ترس از نه گفتن کمک بزرگی خواهند کرد.
5. توسعه مهارتهای ارتباطی: توسعه مهارتهای ارتباطی میتواند به ما در نه گفتن به دیگران کمک کند. با توسعه مهارتهای ارتباطی، میتوانیم بهتر در مواجهه با درخواستهای نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.
6. درک مؤثر از نیاز خود: برای کمک به خود در نه گفتن، بهتر است درک مؤثری از خود داشته باشیم. با شناخت خود و نقاط قوت و ضعف خود، میتوانیم بهتر در مواجهه با درخواستهای نامناسب عمل کنیم و به آرامی و با اعتماد به نفس، نه خود را بگوییم.
7. درمان ترس از نه گفتن: اگر ترس از نه گفتن ما به حدی شدید است که به طور قابل توجهی زندگی ما را تحت تأثیر قرار میدهد، بهتر است به دنبال کمک حرفهای درمانی باشیم.
۲-۳
@thinkpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
📚 منابع
کتابهایی که میتوانند در "نه گفتن" در زمینههای گوناگون زندگی، از جمله روابط شخصی و روابط حرفهای ما، کارآمدی داشته باشند.
به زبان آلمانی
۱. "Nein sagen und trotzdem erfolgreich verhandeln" نوشتهی Ilona Bürgel
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید بهطور موثری نه بگویید و همچنین در مذاکرات موفق عمل کنید.
۲. "Nein! Ich geh nicht mit, ich kenn dich nicht!" نوشتهی Gudrun Pausewang
این کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است و دربارهی موضوع رد کردن درخواستهای ناشناخته صحبت میکند.
۳. "Das kleine Nein" نوشتهی Brigitte Weninger
این کتاب نیز برای کودکان نوشته شده است و دربارهی اینکه چگونه بتوانند بهطور موثری نه بگویند، صحبت میکند.
۴. "Nein sagen. Das will gelernt sein." نوشتهی Eva Gesine Baur
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید با اعتماد به نفس و بهطور موثری نه بگویید و خود را از این ترس و استرس آزاد کنید.
۵. "Nein! Ich will keinen Seniorenteller" نوشتهی Stephanie Kirchner
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید بهطور موثری در موقعیتهای مختلفی نه بگویید و به خودتان احترام بگذارید.
امیدوارم که این کتابها به شما کمک کنند تا در زندگی روزمرهتان بهطور موثری نه بگویید.
به زبان انگلیسی
1. "The Power of No: Because One Little Word Can Bring Health, Abundance, and Happiness" نوشته James Altucher و Claudia Azula Altucher
2. "The Art of Saying NO: How to Stand Your Ground, Reclaim Your Time and Energy, and Refuse to Be Taken for Granted" نوشته Damon Zahariades
3. "The Courage to Be Disliked: How to Free Yourself, Change Your Life, and Achieve Real Happiness" نوشته Ichiro Kishimi و Fumitake Koga
4. "The Science of Saying No: How to Stand Your Ground and Reclaim Your Time" نوشته Patrick King
5. "Boundaries: When to Say Yes, How to Say No To Take Control of Your Life" نوشته Henry Cloud و John Townsend
کتابهای فارسی ترجمه شده مفید
۱. "نهگویی آسان" اثر ویلیام اوریون
۲. "چگونه بگوییم که نگوئیم" اثر دیک مایرز
۳. "فن و هنر نه گفتن" اثر ویلیام اوریون
از جمله کتابهایی هستند که در زمینهی نه گفتن و ارتباطات بینافراد میتوانند مفید باشند. همچنین کتاب "چگونه بله بگوییم
۴. چگونه نه بگوییم" اثر رابرت کورسینا
۵. و "نه گفتن به دیگران: چگونه از روابط مضر خلاص شویم و زندگی خود را کنترل کنیم" اثر شرنی وودبری
هم در این راستا میتوانند مفید باشند.
۳-۳
@thinkpluswithus
کتابهایی که میتوانند در "نه گفتن" در زمینههای گوناگون زندگی، از جمله روابط شخصی و روابط حرفهای ما، کارآمدی داشته باشند.
به زبان آلمانی
۱. "Nein sagen und trotzdem erfolgreich verhandeln" نوشتهی Ilona Bürgel
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید بهطور موثری نه بگویید و همچنین در مذاکرات موفق عمل کنید.
۲. "Nein! Ich geh nicht mit, ich kenn dich nicht!" نوشتهی Gudrun Pausewang
این کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است و دربارهی موضوع رد کردن درخواستهای ناشناخته صحبت میکند.
۳. "Das kleine Nein" نوشتهی Brigitte Weninger
این کتاب نیز برای کودکان نوشته شده است و دربارهی اینکه چگونه بتوانند بهطور موثری نه بگویند، صحبت میکند.
۴. "Nein sagen. Das will gelernt sein." نوشتهی Eva Gesine Baur
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید با اعتماد به نفس و بهطور موثری نه بگویید و خود را از این ترس و استرس آزاد کنید.
۵. "Nein! Ich will keinen Seniorenteller" نوشتهی Stephanie Kirchner
این کتاب به شما کمک میکند تا بتوانید بهطور موثری در موقعیتهای مختلفی نه بگویید و به خودتان احترام بگذارید.
امیدوارم که این کتابها به شما کمک کنند تا در زندگی روزمرهتان بهطور موثری نه بگویید.
به زبان انگلیسی
1. "The Power of No: Because One Little Word Can Bring Health, Abundance, and Happiness" نوشته James Altucher و Claudia Azula Altucher
2. "The Art of Saying NO: How to Stand Your Ground, Reclaim Your Time and Energy, and Refuse to Be Taken for Granted" نوشته Damon Zahariades
3. "The Courage to Be Disliked: How to Free Yourself, Change Your Life, and Achieve Real Happiness" نوشته Ichiro Kishimi و Fumitake Koga
4. "The Science of Saying No: How to Stand Your Ground and Reclaim Your Time" نوشته Patrick King
5. "Boundaries: When to Say Yes, How to Say No To Take Control of Your Life" نوشته Henry Cloud و John Townsend
کتابهای فارسی ترجمه شده مفید
۱. "نهگویی آسان" اثر ویلیام اوریون
۲. "چگونه بگوییم که نگوئیم" اثر دیک مایرز
۳. "فن و هنر نه گفتن" اثر ویلیام اوریون
از جمله کتابهایی هستند که در زمینهی نه گفتن و ارتباطات بینافراد میتوانند مفید باشند. همچنین کتاب "چگونه بله بگوییم
۴. چگونه نه بگوییم" اثر رابرت کورسینا
۵. و "نه گفتن به دیگران: چگونه از روابط مضر خلاص شویم و زندگی خود را کنترل کنیم" اثر شرنی وودبری
هم در این راستا میتوانند مفید باشند.
۳-۳
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مرکز مشاوره دانشگاهی غرب تهران
پاره وقت نیاز به مددکار اجتماعی دارند.
علاقمندان لطفا در تلگرام به شماره زیر پیام بفرستند. لطفا فقط پیام بفرستید: اقای معطوفی۰۹۱۰۸۵۸۲۶۳۰
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
۲۵ نوامبر روز جهانی عدم بکارگیری خشونت علیه زنان و دختران را گرامی میداریم و با یک نه به جمهوری اسلامی حجاب اجباری و مرگ دختران و زنان را محکوم می کنیم.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
م. ستودگان
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
🔠 در باره رابطه موثر در روابط صمیمی و عوامل وابسته به آن
رابطه موثر در روابط صمیمی و متعهد یعنی داشتن یک رابطه سالم، موثر و خوشبخت با همسر. این ویژگیها معمولاً به عنوان نتیجهای از ارتباط صمیمانه، احترام متقابل، تفاهم، همکاری و همدلی و دلبستگی میان همسران بدست میآید. رابطه موثر در روابط صمیمی از عوامل مختلفی تأثیر میپذیرد و از نکاتی که میتواند به آن کمک کند عبارتند از:
1. ارتباط صمیمانه: ارتباط صمیمانه و با احترام متقابل میان یک جفت در سیستم اساسیترین عامل برای رابطه موثر و پایایی رابطه است. صحبت کردن صادقانه با هم و به اشتراک گذاشتن احساسات و تجربیات میتواند به ایجاد و تقویت این ارتباط کمک کند.
2. تفاهم و همکاری: تفاهم و همکاری میان همسران نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. توانایی درک نیازها و مواجهه با چالشها به صورت مشترک میتواند به تقویت روابط کمک فراوان کند. اینگونه سیستم چالش ها را بهتر مدیریت خواه کرد.
3. احترام: احترام متقابل میان همسران از اهمیت بسیاری برخوردار است. احترام به دیگری به معنای ارزش دادن به شخصیت و نیازهایش است.
4. ارتباط جنسی سالم: ارتباط جنسی سالم و رضایتبخش برای هر دو همسر نیز میتواند به تقویت روابط کمک کند.
5. تعهد و پایبندی: تعهد به رابطه و پایبندی به تعهدها امنیت و ارامش در سیستم را ارتقا میدهد.
همچنین، رابطه خوب و موثر در روابط یک جفت از عوامل زیر نیز تأثیر میپذیرد:
6. انعطافپذیری: توانایی انطباق و انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات و چالشهای زندگی میتواند به تقویت روابط کمک کند.
7. حمایت متقابل: حمایت متقابل از یکدیگر و حضور در لحظات خوشحالی و دشواری میتواند احساس ارتباط نزدیکتر و محکمتری را بین همسران بوجود آورد.
8. مدیریت اختلافات: توانایی مدیریت و حل اختلافات به صورت سازنده و محترمانه میتواند به حفظ بهبودی معاشرت در روابط کمک کند.
9. اهمیت دادن به زمان مشترک: اختصاص زمان کافی برای همسر و خانواده و ایجاد خلوتهای مشترک میتواند ارتباط را تقویت کرده و به بهبودی زندگی مشترک و رابطه بهینه کمک کند.
10. پذیرش و احترام به تفاوتها: پذیرش تفاوتها و احترام از دیدگاهها و عقاید مختلف نیز از اهمیت بالایی برای درک یکدیگر و احترام به باورها برخوردار است.
در نهایت، رابطه موثر در یک زندگی مشترک نیازمند توجه به این نکات و تلاش مستمر و مداوم از سوی هر دو شخص در رابطه است تا بتوانند یک رابطه سالم، موثر و زندگی خوشبختی داشته باشند. باید گفته شود که تأثیر رابطه موثر و برخورد مناسب در معاشرت بر رضایت هر دو در زندگی مشترک و سیستم یک موضوع مهم است که از نگاه روانشناسی میتواند مورد بررسی قرار گیرد. روابط انسانی و بهویژه روابط یک جفت از اهمیت بسیاری برخوردارند و تأثیر عمیقی بر رضایتمندی و رفاه روانی افراد و سیستم آنها دارند. تواناییهای ارتباطی مانند گوش دادن فعال، ابراز احساسات، حل مشکلات به صورت سازنده و ارتباط مثبت میتواند بهبود قابل توجهی در رضایتمندی از رابطه داشته باشند. تواناییهای ارتباطی مثل تواناییهای حل تعارض و انعطافپذیری نقش مهمی در ایستایی سیستم بازی کرده و انهایی که در مواجهه با مشکلات، قادر به یافتن راهحلهای سازنده و مذاکرهای مصالحه آمیز راه حل مدار هستند، احتمالاً از رضایتمندی بیشتری در سیستم برخوردارند. از اینرو ارتباط عاطفی اشتیاق به اشتراک گذاری احساسات، تجربهها و افکار با یکدیگر میتواند در زمان نارضایتی ها در حل مشکلات مثمر ثمر قرارگیرد. زمانیکه مشکلات به صورت مشترک حل شود، تعهد به اجرای آن برای هر دو و یا تمام سیستم بیشتر قابل احساس میشود.
در نهایت میبینیم، که بهبودی در معاشرت و رضایت سیستم موضوعات پیچیدهای هستند که تأثیر چندین عامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی دارند. این موارد میتوانند به شکلهای مختلفی در هر زوج و در هر رابطهای ظاهر شوند. از این رو، درک ژرف این موضوعات و ارتقاء تواناییهای موثر برای مدیریت روابط میتواند به بهبود احساس امنیت و رضایت یک سیستم کمک کند.
به عنوان مثال، مشاوره سیستمی در خانواده میتواند همه افراد در سیستم را در بهبود تواناییهای ارتباطی و مدیریت مشکلات یاری کند. همچنین، شرکت در دوره های اموزشی یا مشاورههای مربوط به مهارتهای ارتباطی و حل مسائل زندگی نیز مفید باشد.
از پرسپکتیو نگاه من رابطه موثر آنجا مثمر ثمر میگردد که فرد مرزهای خود و توانایی های خود و سیستم را برآورده کرده و بشناسد و در موقع نیاز به کمک افراد حرفه ای در خارج از سیستم خانوادگی اتکا کند تا پشتیبانی لازم را به شکل حرفه ای کسب کند.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
رابطه موثر در روابط صمیمی و متعهد یعنی داشتن یک رابطه سالم، موثر و خوشبخت با همسر. این ویژگیها معمولاً به عنوان نتیجهای از ارتباط صمیمانه، احترام متقابل، تفاهم، همکاری و همدلی و دلبستگی میان همسران بدست میآید. رابطه موثر در روابط صمیمی از عوامل مختلفی تأثیر میپذیرد و از نکاتی که میتواند به آن کمک کند عبارتند از:
1. ارتباط صمیمانه: ارتباط صمیمانه و با احترام متقابل میان یک جفت در سیستم اساسیترین عامل برای رابطه موثر و پایایی رابطه است. صحبت کردن صادقانه با هم و به اشتراک گذاشتن احساسات و تجربیات میتواند به ایجاد و تقویت این ارتباط کمک کند.
2. تفاهم و همکاری: تفاهم و همکاری میان همسران نیز از اهمیت بالایی برخوردارند. توانایی درک نیازها و مواجهه با چالشها به صورت مشترک میتواند به تقویت روابط کمک فراوان کند. اینگونه سیستم چالش ها را بهتر مدیریت خواه کرد.
3. احترام: احترام متقابل میان همسران از اهمیت بسیاری برخوردار است. احترام به دیگری به معنای ارزش دادن به شخصیت و نیازهایش است.
4. ارتباط جنسی سالم: ارتباط جنسی سالم و رضایتبخش برای هر دو همسر نیز میتواند به تقویت روابط کمک کند.
5. تعهد و پایبندی: تعهد به رابطه و پایبندی به تعهدها امنیت و ارامش در سیستم را ارتقا میدهد.
همچنین، رابطه خوب و موثر در روابط یک جفت از عوامل زیر نیز تأثیر میپذیرد:
6. انعطافپذیری: توانایی انطباق و انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات و چالشهای زندگی میتواند به تقویت روابط کمک کند.
7. حمایت متقابل: حمایت متقابل از یکدیگر و حضور در لحظات خوشحالی و دشواری میتواند احساس ارتباط نزدیکتر و محکمتری را بین همسران بوجود آورد.
8. مدیریت اختلافات: توانایی مدیریت و حل اختلافات به صورت سازنده و محترمانه میتواند به حفظ بهبودی معاشرت در روابط کمک کند.
9. اهمیت دادن به زمان مشترک: اختصاص زمان کافی برای همسر و خانواده و ایجاد خلوتهای مشترک میتواند ارتباط را تقویت کرده و به بهبودی زندگی مشترک و رابطه بهینه کمک کند.
10. پذیرش و احترام به تفاوتها: پذیرش تفاوتها و احترام از دیدگاهها و عقاید مختلف نیز از اهمیت بالایی برای درک یکدیگر و احترام به باورها برخوردار است.
در نهایت، رابطه موثر در یک زندگی مشترک نیازمند توجه به این نکات و تلاش مستمر و مداوم از سوی هر دو شخص در رابطه است تا بتوانند یک رابطه سالم، موثر و زندگی خوشبختی داشته باشند. باید گفته شود که تأثیر رابطه موثر و برخورد مناسب در معاشرت بر رضایت هر دو در زندگی مشترک و سیستم یک موضوع مهم است که از نگاه روانشناسی میتواند مورد بررسی قرار گیرد. روابط انسانی و بهویژه روابط یک جفت از اهمیت بسیاری برخوردارند و تأثیر عمیقی بر رضایتمندی و رفاه روانی افراد و سیستم آنها دارند. تواناییهای ارتباطی مانند گوش دادن فعال، ابراز احساسات، حل مشکلات به صورت سازنده و ارتباط مثبت میتواند بهبود قابل توجهی در رضایتمندی از رابطه داشته باشند. تواناییهای ارتباطی مثل تواناییهای حل تعارض و انعطافپذیری نقش مهمی در ایستایی سیستم بازی کرده و انهایی که در مواجهه با مشکلات، قادر به یافتن راهحلهای سازنده و مذاکرهای مصالحه آمیز راه حل مدار هستند، احتمالاً از رضایتمندی بیشتری در سیستم برخوردارند. از اینرو ارتباط عاطفی اشتیاق به اشتراک گذاری احساسات، تجربهها و افکار با یکدیگر میتواند در زمان نارضایتی ها در حل مشکلات مثمر ثمر قرارگیرد. زمانیکه مشکلات به صورت مشترک حل شود، تعهد به اجرای آن برای هر دو و یا تمام سیستم بیشتر قابل احساس میشود.
در نهایت میبینیم، که بهبودی در معاشرت و رضایت سیستم موضوعات پیچیدهای هستند که تأثیر چندین عامل روانشناختی، اجتماعی و فرهنگی دارند. این موارد میتوانند به شکلهای مختلفی در هر زوج و در هر رابطهای ظاهر شوند. از این رو، درک ژرف این موضوعات و ارتقاء تواناییهای موثر برای مدیریت روابط میتواند به بهبود احساس امنیت و رضایت یک سیستم کمک کند.
به عنوان مثال، مشاوره سیستمی در خانواده میتواند همه افراد در سیستم را در بهبود تواناییهای ارتباطی و مدیریت مشکلات یاری کند. همچنین، شرکت در دوره های اموزشی یا مشاورههای مربوط به مهارتهای ارتباطی و حل مسائل زندگی نیز مفید باشد.
از پرسپکتیو نگاه من رابطه موثر آنجا مثمر ثمر میگردد که فرد مرزهای خود و توانایی های خود و سیستم را برآورده کرده و بشناسد و در موقع نیاز به کمک افراد حرفه ای در خارج از سیستم خانوادگی اتکا کند تا پشتیبانی لازم را به شکل حرفه ای کسب کند.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در این زمینه ها و بهبود روابط در سیستم، مجموعهای از کتابها و منابع مفید وجود دارد که میتوانند به ما کمک کنند. در ادامه چند پیشنهاد به عنوان معرفی اولیه میآورم:
1. "هفت اصل برای ازدواج موفق: راهنمایی برای زندگی با همدیگر تا ابد" اثر جان گاتمن و نانسی گاتمن
- این کتاب به بررسی اصول اساسی ارتباطات موثر در زندگی میپردازد و راهنماییهایی برای ساخت یک رابطه موفق و خوشبخت ارائه میدهد.
2. "پنج زبان عشق: چگونه عشقتان را به زبان مشترکتان بیان کنید" اثر گری چاپمن و گری استابز
- این کتاب به بررسی نحوه بیان عشق و ارتباطات موثر در روابط میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا بتوانند نیازهای عاطفی همسر خود را بهتر درک کرده و برقراری ارتباط عمیقتر و موثرتری را تجربه کنند.
3. "زندگی با همسر: راهنمایی برای تقویت روابط زناشویی" اثر جان گاتمن و لیزا گاتمن
- این کتاب به بررسی مفاهیم ارتباطی و روشهای بهبود روابط در سیستم میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا روابط خود را بهبود بخشند و ارتباطات بهتر و موثرتری را با همسر خود برقرار کنند.
4. "رابطه شاد و موفق: راهنمایی برای ساخت یک زندگی مشترک خوشبخت" اثر سوزان وینکل
- این کتاب به بررسی اصول و راهکارهایی برای داشتن یک زندگی مشترک شاد و متعادل میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا درک بهتری از نیازهای همسر خود پیدا کنند و روابطشان را بهبود بخشند.
5. "پنج زبان عشق برای کودکان" اثر گری چاپمن و راس کمبل
- این کتاب به بررسی نحوه درک نیازهای همسر و بچهها از زاویهی زبان عشق میپردازد و به والدین کمک میکند تا روابط خود با همسر و فرزندانشان را بهبود بخشند.
به امید رابطه موثر شما در سیستم
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
1. "هفت اصل برای ازدواج موفق: راهنمایی برای زندگی با همدیگر تا ابد" اثر جان گاتمن و نانسی گاتمن
- این کتاب به بررسی اصول اساسی ارتباطات موثر در زندگی میپردازد و راهنماییهایی برای ساخت یک رابطه موفق و خوشبخت ارائه میدهد.
2. "پنج زبان عشق: چگونه عشقتان را به زبان مشترکتان بیان کنید" اثر گری چاپمن و گری استابز
- این کتاب به بررسی نحوه بیان عشق و ارتباطات موثر در روابط میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا بتوانند نیازهای عاطفی همسر خود را بهتر درک کرده و برقراری ارتباط عمیقتر و موثرتری را تجربه کنند.
3. "زندگی با همسر: راهنمایی برای تقویت روابط زناشویی" اثر جان گاتمن و لیزا گاتمن
- این کتاب به بررسی مفاهیم ارتباطی و روشهای بهبود روابط در سیستم میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا روابط خود را بهبود بخشند و ارتباطات بهتر و موثرتری را با همسر خود برقرار کنند.
4. "رابطه شاد و موفق: راهنمایی برای ساخت یک زندگی مشترک خوشبخت" اثر سوزان وینکل
- این کتاب به بررسی اصول و راهکارهایی برای داشتن یک زندگی مشترک شاد و متعادل میپردازد و به خوانندگان کمک میکند تا درک بهتری از نیازهای همسر خود پیدا کنند و روابطشان را بهبود بخشند.
5. "پنج زبان عشق برای کودکان" اثر گری چاپمن و راس کمبل
- این کتاب به بررسی نحوه درک نیازهای همسر و بچهها از زاویهی زبان عشق میپردازد و به والدین کمک میکند تا روابط خود با همسر و فرزندانشان را بهبود بخشند.
به امید رابطه موثر شما در سیستم
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
*️⃣ با حسادت چه کنیم؟
🔠 حسادت
🔠 علل شکلگیری و تله ها
🔠 همزیستی با اختلال
🔠 راه حل آن
@thinkpluswithus
@thinkpluswithus
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
چرا گاهی به موقعیت دیگران حسادت میکنیم
🔠 در واقع حسادت و ریشه ان چیست؟ حسادت یا حسود بودن (رشک ورزیدن) به نوعی احساس ناراحتی یا حس غمگینی در نتیجه موفقیت یا خوشبختی دیگران است که در مقایسه با موقعیت و داشته و بدست اورده خود شکل میگیرد. این احساس معمولاً از رقابت یا اختلاف در موفقیتها به وجود میآید و ممکن است به شکل مخفی یا آشکار ظاهر شود.
حسادت برای بسیاری از انسانها طبیعی است. این احساس میتواند ناخودآگاه یا گاهی آگاهاه باشد و به دلایل مختلفی از جمله رقابت برای منابع، تصور از احساس دیگری، یا احساس کمبود و اعتماد به نفس ناکافی، ناشی از مقایسه خود با دیگران، بوجود میآید.
اما ریشه روانشناسی حسادت به عوامل متعددی بازمیگردد. این احساس ممکن است از عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی ناشی شود. در روانشناسی، حسادت به عنوان یک احساس منفی شناخته میشود که معمولاً از رقابت، ترس از از دست دادن، نقص در اعتماد به نفس یا ارزش شخصی میآید.
به طور عمومی، حسادت ممکن است ناشی از تفکرات منفی نسبت به خود یا احساس کمبود باشد و ممکن است به توسعه و رشد فردی و اجتماعی مختلف افراد موانعی ایجاد کند.
🔠 حسادت درونی یا بیرونی
دلایل حسادت ممکن است درونی یا بیرونی باشد. حسادت درونی زمانی رخ میدهد که فرد با خودش رقابت میکند و احساس نمیکند که به موفقیتهای دیگران میرسد. حسادت بیرونی هم ممکن است زمانی رخ دهد که فرد فشار اجتماعی یا فرهنگی را تجربه کرده و احساس میکند که باید به معیارهای خاصی که توسط جامعه یا فرهنگ اطرافش تعیین شدهاند، برسد.
از آنجا که حسادت نقش مهمی در روابط اجتماعی و فرهنگی انسانها ایفا میکند، میتواند بر تصمیمگیریها و رفتارهای افراد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، حسادت میتواند باعث رفتارهای منفی مانند تغییر رفتارها، انتقامجویی یا ایجاد اختلافات شود.
*️⃣ راهکاری برای کاهش حسادت
اصولاً برای کاهش حسادت، مهم است که به خودآگاهی و توسعه و رشد فردی بپردازیم. که این شامل موارد زیر میشود:
1. خودشناسی: شناخت دقیق از نیازها، ارزشها و هدفهای شخصی خود میتواند کمک کننده باشد تا احساس کمبود کاهش یابد.
2. قبول واقعیت: قبول این واقعیت که هر فرد دارای نقاط قوت و ضعف خود است و موفقیتها و شکستها برای همه طبیعی است، میتواند کمک کننده باشد.
3. مقایسه با خود: تمرکز بر رشد شخصی و بهبود خود به جای مقایسه با دیگران میتواند کمک کننده باشد. خود را با گدشته خود مقایسه کنیم.
4. بالا بردن و رشد اعتماد به نفس: تقویت اعتماد به نفس و ارزشیابی مثبت از خود میتواند از راهحلهای موثر برای کاهش حسادت باشد.
5. همدلی: توانایی همدلی و تشویق دیگران به موفقیت میتواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند.
6. شناخت خود: شناخت دقیق از عواطف و احساسات خود
7. تمرکز بر روابط مثبت: تمرکز بر ایجاد ارتباطات سالم و موثر با دیگران نیز میتواند به ما کمک کند تا با حسادت بهتر مقابله کنیم و به جای آن، از موفقیتها و خوشبختی مشترک با دیگران لذت ببریم.
کوتاه بگویم بهترین راه برای مقابله با حسادت، توجه به روند شخصیتی و رشد فردی خود است. این شامل توسعه مهارتهای ارتباطی، مدیریت استرس، تواناییهای انعطافپذیری و تقویت ارتباطات مثبت با دیگران میشود. ناگفته نماند که برقراری روابط سالم و موثر با افرادی که اعتقادات و ارزشهای مشابهی دارند و توانایی ارائه حمایت و تشویق به یکدیگر را دارند، میتواند کمک کننده باشد. از طرف دیگر، اجتناب از مقایسههای مضر و تمرکز بر برقراری تعادل در زندگی میتواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند. و همچنین بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم که هر فرد منحصر به فرد است و هیچ کس دقیقاً مانند ما نیست. درک این واقعیت میتواند به ما کمک کند تا از موفقیتها و خوشبختیهای دیگران به عنوان منبع الهام و الگویی برای رشد شخصی خود استفاده کنیم.
🔠 حسادت ذاتیست یا اموختنی؟ حسادت ممکن است بهعنوان یک واکنش ذاتی انسانها به وضعیتها یا افراد دیگر به نظر بیاید، اما مردم با آموختن و شناختن خودشان و کنترل این حساسیتها و واکنشهایشان میتوانند این احساس را کنترل کنند یا حتی آن را تغییر دهند. از طریق آگاهی از خود و توسعه شخصی، افراد میتوانند بهتر درک کنند که چگونه حسادت به روی آنها تأثیر میگذارد و چگونه میتوانند با این احساس برخورد کنند.
در حقیقت، مفهومی که به آن "هوش هیجانی" یا "هوش احساسی" گفته میشود، به این معناست که افراد میتوانند احساسات خود را درک کنند، آنها را مدیریت کنند و بهترین راهحلها برای برخورد با آنها را پیدا کنند. از این رو، حسادت میتواند یک واکنش ذاتی باشد، اما این امر از طریق آموختن و توسعه فردی قابل کنترل و مدیریت است.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
چرا گاهی به موقعیت دیگران حسادت میکنیم
حسادت برای بسیاری از انسانها طبیعی است. این احساس میتواند ناخودآگاه یا گاهی آگاهاه باشد و به دلایل مختلفی از جمله رقابت برای منابع، تصور از احساس دیگری، یا احساس کمبود و اعتماد به نفس ناکافی، ناشی از مقایسه خود با دیگران، بوجود میآید.
اما ریشه روانشناسی حسادت به عوامل متعددی بازمیگردد. این احساس ممکن است از عوامل فردی، اجتماعی و فرهنگی ناشی شود. در روانشناسی، حسادت به عنوان یک احساس منفی شناخته میشود که معمولاً از رقابت، ترس از از دست دادن، نقص در اعتماد به نفس یا ارزش شخصی میآید.
به طور عمومی، حسادت ممکن است ناشی از تفکرات منفی نسبت به خود یا احساس کمبود باشد و ممکن است به توسعه و رشد فردی و اجتماعی مختلف افراد موانعی ایجاد کند.
دلایل حسادت ممکن است درونی یا بیرونی باشد. حسادت درونی زمانی رخ میدهد که فرد با خودش رقابت میکند و احساس نمیکند که به موفقیتهای دیگران میرسد. حسادت بیرونی هم ممکن است زمانی رخ دهد که فرد فشار اجتماعی یا فرهنگی را تجربه کرده و احساس میکند که باید به معیارهای خاصی که توسط جامعه یا فرهنگ اطرافش تعیین شدهاند، برسد.
از آنجا که حسادت نقش مهمی در روابط اجتماعی و فرهنگی انسانها ایفا میکند، میتواند بر تصمیمگیریها و رفتارهای افراد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، حسادت میتواند باعث رفتارهای منفی مانند تغییر رفتارها، انتقامجویی یا ایجاد اختلافات شود.
اصولاً برای کاهش حسادت، مهم است که به خودآگاهی و توسعه و رشد فردی بپردازیم. که این شامل موارد زیر میشود:
1. خودشناسی: شناخت دقیق از نیازها، ارزشها و هدفهای شخصی خود میتواند کمک کننده باشد تا احساس کمبود کاهش یابد.
2. قبول واقعیت: قبول این واقعیت که هر فرد دارای نقاط قوت و ضعف خود است و موفقیتها و شکستها برای همه طبیعی است، میتواند کمک کننده باشد.
3. مقایسه با خود: تمرکز بر رشد شخصی و بهبود خود به جای مقایسه با دیگران میتواند کمک کننده باشد. خود را با گدشته خود مقایسه کنیم.
4. بالا بردن و رشد اعتماد به نفس: تقویت اعتماد به نفس و ارزشیابی مثبت از خود میتواند از راهحلهای موثر برای کاهش حسادت باشد.
5. همدلی: توانایی همدلی و تشویق دیگران به موفقیت میتواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند.
6. شناخت خود: شناخت دقیق از عواطف و احساسات خود
7. تمرکز بر روابط مثبت: تمرکز بر ایجاد ارتباطات سالم و موثر با دیگران نیز میتواند به ما کمک کند تا با حسادت بهتر مقابله کنیم و به جای آن، از موفقیتها و خوشبختی مشترک با دیگران لذت ببریم.
کوتاه بگویم بهترین راه برای مقابله با حسادت، توجه به روند شخصیتی و رشد فردی خود است. این شامل توسعه مهارتهای ارتباطی، مدیریت استرس، تواناییهای انعطافپذیری و تقویت ارتباطات مثبت با دیگران میشود. ناگفته نماند که برقراری روابط سالم و موثر با افرادی که اعتقادات و ارزشهای مشابهی دارند و توانایی ارائه حمایت و تشویق به یکدیگر را دارند، میتواند کمک کننده باشد. از طرف دیگر، اجتناب از مقایسههای مضر و تمرکز بر برقراری تعادل در زندگی میتواند نقش مهمی در کاهش حسادت ایفا کند. و همچنین بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم که هر فرد منحصر به فرد است و هیچ کس دقیقاً مانند ما نیست. درک این واقعیت میتواند به ما کمک کند تا از موفقیتها و خوشبختیهای دیگران به عنوان منبع الهام و الگویی برای رشد شخصی خود استفاده کنیم.
در حقیقت، مفهومی که به آن "هوش هیجانی" یا "هوش احساسی" گفته میشود، به این معناست که افراد میتوانند احساسات خود را درک کنند، آنها را مدیریت کنند و بهترین راهحلها برای برخورد با آنها را پیدا کنند. از این رو، حسادت میتواند یک واکنش ذاتی باشد، اما این امر از طریق آموختن و توسعه فردی قابل کنترل و مدیریت است.
۱
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گرچه در بالا گفتیم که حسادت میتواند بخشی به دلیل احساس رقابت و پیشرفت ذاتی باشد ولی ریشه حسادت میتواند به عوامل مختلفی نیز برگردد و این امر از یک فرد به دیگری گوناگون است. اما برخی از عواملی که ممکن است در ریشه حسادت نقش داشته باشند را نگاه میکنیم:
گر چه میتوان گفت که ریشه حسادت بسیار پیچیده است و به عوامل مختلفی برمیگردد که شامل مسائل فردی، اجتماعی، فرهنگی و روانی میشوند. اما فاکتورهای ان قابل بررسی میباشند. درک این مسائل و کار کردن برای توسعه خودآگاهی و رشد فردی میتواند به فرد کمک کند تا با حسادت بهتر مقابله کرده و به جای آن، از موفقیتها و خوشبختیهای دیگران به عنوان منبع انگیزه برای رشد و پیشرفت خود استفاده کند.
در انگلیسی یک مثال داریم که چمن همسایه همیشه سبزتر است یا در فارسی میگوییم مرغ همسایه غاز است. در واقع این احساس نسل به نسل سینه به سینه انتقال داده شده و این نوع افکار در اذهان مشروع به نظر میرسد و همین سبب دشواری تغییر باورهای ناکارآمد در آیت زمینه میگردد.
در بالا توصیح داده شد که گرچه حسادت در بیشتر افراد به گونه ای وجود دارد اما شناخت و مدیریت آن میتواند از طریق چندین روش انجام شود که شامل موارد زیر میشود:
2. مدیریت احساسات: یادگیری مهارتهای مدیریت احساسات میتواند به افراد کمک کند تا بهتر با حسادت خود روبرو شوند. این شامل تمرینات آرامش، تأمل و تعمق، یوگا، رایکی، مدتیشن و ورزش و موارد دیگر است که به کنترل و مدیریت احساسات کمک میکند.
3. تغییر نگرش: افراد میتوانند سعی کنند تا به نگرش مثبتتری نسبت به خود و دیگران برسند. این امر میتواند به کاهش حسادت و افزایش همدلی و تعاملات مثبت کمک کند.
4. مشارکت و همکاری: مشارکت در فعالیتها و همکاری با دیگران میتواند به افراد کمک کند تا احساس حسادت را کاهش دهند. این کار باعث میشود تا فرد به جای تمرکز بر رقابت، بر همکاری و رشد مشترک تمرکز کند.
با توجه به این موارد، میتوان گفت که حسادت ممکن است به صورت ذاتی و رقابتی برای بهتر شدن در انسانها وجود داشته باشد، اما با آموختن و توسعه مهارتهای مدیریت احساسات و تفکر مثبت در باره ارزش های خود، افراد میتوانند به طور فعال بر روی کنترل حسادت خود فعال شوند. در نهایت، این امر میتواند بهبود روابط شخصی و حرفهای، کاهش استرس و افزایش رضایتمندی در زندگی منجر شود.
لازم به ذکر است که در صورتی که حسادت به یک مرحلهای برسد که قابل مدیریت نباشد و به اختلال تبدیل شود، می تواند شدیدا به روابط شخصی یا حرفهای فرد آسیب بزند. .
۲
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
معمولا زمانی از اختلال صحبت میکنیم که یک رفتاری زندگی شخص را مختل میکند. گرچه بسیاری باور دارند که حسادت به طور عمومی یک احساس طبیعی است که در بسیاری از افراد به دلیل موقعیتها و روابط اجتماعی و فرهنگی بروز میکند. اما وقتی حسادت به یک اندازهای میرسد که زندگی روزمره یک فرد و روابطش با دیگران را تحت شعاع وسیع قرار دهد، و حسادت معیار عمل و انتخاب می گردد، این میتواند به عنوان یک اختلال در نظر گرفته شود. برخی از شرایط و موارد زیر ممکن است نشانههای اختلالی در حسادت باشند:
هنگامی که حسادت به اندازهای شدید میشود که بر روی کیفیت زندگی، سبک زندگی و روابط یک فرد تأثیر منفی شدید بگذارد، این میتواند به عنوان اختلال شناخته شود. برخی از اختلالات بالینی شناخته شده مرتبط با حسادت عبارتند از:
1. اختلال حسادتی (Pathological Jealousy): این اختلال باعث میشود فرد به طور بیش از حد و ناشی از اطمینان ناکافی در روابطش با دیگران، به شدت حسودی و افسرده شود. این اختلال ممکن است به مشکلات در روابط شخصی و حرفهای فرد منجر شود.
2. اختلال وسواسی-اجتنابی (Obsessive-Compulsive Disorder, OCD): برخی از افراد ممکن است به شدت متمرکز بر ایده حسادت و از دست دادن کنترل بر آن شوند و به وسواس حسادتی ناشی از این فکرها گرفتار شوند.
3. اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder): افرادی که این اختلال را دارند ممکن است به شدت حساسیت نسبت به ترک شدن داشته باشند و این ممکن است منجر به احساسات شدید کنترل و حسادت شود. ناگفته نماند که اختلال مرزی را تشدید خواهد کرد.
در صورت داشتن نگرانی در مورد حسادت یا هر نوع اختلال روانی دیگر، مهم است که به یک شخص حرفهای در زمینه روانشناختی مراجعه شود. این افراد میتوانند کمک کنند تا مشکلات شناخته، ریشه یابی، تحلیل و راهحلهای مناسب را پیشنهاد دهند.
موضوع حسادت و ریشهها و درمان آن یک موضوع گسترده است که در بسیاری از کتابها و منابع مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه چند کتاب و منبع را برای مطالعه در این زمینه معرفی میکنم:
1. "The Hateful and the Obscene: Studies in the Limits of Repression" نوشته Jean Laplanche و کتابی است که بررسی عمیقی از موضوعات مرتبط با حسادت و احساسات منفی دیگران ارائه میدهد.
2. "The Envy of Excellence: Administrative Mobbing of High Achieving Professors" نوشته William A. Gentry و کتابی است که به بررسی موضوع حسادت و رقابت نسبت به افراد موفق میپردازد، به خصوص در محیطهای کاری.
3. "The Psychology of Envy and Jealousy" نوشته Peter Salovey که به بررسی عمیق روانشناختی حسادت و حسودی میپردازد.
4. "Envy and Gratitude and Other Works, 1946–1963" نوشته Melanie Klein و کتابی است که به بررسی نگرشها و احساسات مختلف از جمله حسادت میپردازد.
👈کتاب های فارسی و یا ترجمه در این زمینه
1. "حسادت" اثر مهدی محقق: این کتاب به بررسی علل و عواقب حسادت و راهکارهای مقابله با آن میپردازد.
2. "علم روانشناسی رابطه" اثر جان گاتمن: این کتاب به بررسی ارتباطات انسانی و روانشناسی روابط میپردازد که ممکن است به شناخت بهتر حسادت کمک کند.
3. "روانشناسی حسادت" اثر پیتر سالووی: این کتاب به بررسی روانشناسی حسادت و راهکارهای مقابله با آن میپردازد.
4. "روانشناسی اجتماعی" اثر دیوید مایرز: این کتاب به بررسی روانشناسی اجتماعی و رفتارهای میانفردی، از جمله حسادت، میپردازد.
1. "حسادت" اثر حسین نیکآیین و این کتاب به تعریف و یک نگاه اجمالی به راه حل حسادت میپردازد.
2. "رفتارهای حسادتآمیز" اثر مهدی عیسوندی که بیشتر رفتارها را بررسی میکند.
3. "تحلیل رفتار حسادت" اثر حمید رستمی که یک نگاه روانکاوی به این مشکل دارد.
در نهایت باید گفت که حسادت مانند کرم ریشه های هستی را نابود میکند.
۳
@thinkpluswithus
#dr_morris_setudegan
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍1
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
🖐 مروری بر اهمیت آسیب شناسی و تاریخچه آن
آسیب شناسی روانی یکی از حوزههای مهم در روانشناسی است که به بررسی و تشخیص اختلالات روانی میپردازد. این حوزه به دنبال شناسایی علل و عواملی است که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، و راهکارهایی را ارائه میدهد تا این اختلالات را درمان کند. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، در این مقاله به بررسی این حوزه و نقش آن در بهبود سلامت روانی افراد پرداخته میشود.
👈 تاریخچه
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، دارای تاریخچه طولانی است. در ادامه به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخی در این حوزه اشاره خواهیم کرد:
- در اوایل قرن بیستم، سیگموند فروید، پدر تحلیل رویا، نظریههایی را درباره نحوه تشکیل شخصیت و رابطه آن با اختلالات روانی ارائه داد.
- در دهه 1930، کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، تئوری ارشادی را برای درمان اختلالات روانی ایجاد کرد.
- در دهه 1950، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه جداگانه در روانشناسی شناخته شد و در این دهه، روشهایی مانند مصاحبه کلینیکی و تستهای روانشناسی برای تشخیص اختلالات روانی استفاده شد.
- در دهه 1960، حوزه آسیب شناسی روانی به دلیل رشد سریع در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از حوزههای پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شد.
- در دهه 1970، برخی از روشهای نوین مانند تحلیل رفتاری و رواندرمانی شناختی در درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار گرفت.
- در دهه 1980، تحقیقات بسیاری در زمینه اختلالات روانی و روشهای درمان آنها انجام شد.
- از دهه 1990 به بعد، روشهای جدیدی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درماناعتیاد به این حوزه افزوده شد.
همچنین، در دهههای اخیر، با پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای روانسنجی، از جمله روشهای تصویرسازی مغزی، مطالعات جدیدی در زمینه آسیب شناسی روانی انجام شده است.
به طور خلاصه، آسیب شناسی روانی به مرور زمان به یکی از حوزههای پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شده است که به شناسایی و درمان اختلالات روانی، بهبود سلامت روانی افراد و توسعه دانش در این حوزه میپردازد. در حال حاضر، این حوزه شامل روشها و تکنیکهای متنوعی است که با استفاده از آنها میتوان به تشخیص و درمان اختلالات روانی کمک کرد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف قرار داد.
۱-۳
@thinpluswithus
🖐 مروری بر اهمیت آسیب شناسی و تاریخچه آن
آسیب شناسی روانی یکی از حوزههای مهم در روانشناسی است که به بررسی و تشخیص اختلالات روانی میپردازد. این حوزه به دنبال شناسایی علل و عواملی است که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، و راهکارهایی را ارائه میدهد تا این اختلالات را درمان کند. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، در این مقاله به بررسی این حوزه و نقش آن در بهبود سلامت روانی افراد پرداخته میشود.
👈 تاریخچه
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، دارای تاریخچه طولانی است. در ادامه به برخی از مهمترین رویدادهای تاریخی در این حوزه اشاره خواهیم کرد:
- در اوایل قرن بیستم، سیگموند فروید، پدر تحلیل رویا، نظریههایی را درباره نحوه تشکیل شخصیت و رابطه آن با اختلالات روانی ارائه داد.
- در دهه 1930، کارل یونگ، روانشناس سوئیسی، تئوری ارشادی را برای درمان اختلالات روانی ایجاد کرد.
- در دهه 1950، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه جداگانه در روانشناسی شناخته شد و در این دهه، روشهایی مانند مصاحبه کلینیکی و تستهای روانشناسی برای تشخیص اختلالات روانی استفاده شد.
- در دهه 1960، حوزه آسیب شناسی روانی به دلیل رشد سریع در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی، به یکی از حوزههای پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شد.
- در دهه 1970، برخی از روشهای نوین مانند تحلیل رفتاری و رواندرمانی شناختی در درمان اختلالات روانی مورد استفاده قرار گرفت.
- در دهه 1980، تحقیقات بسیاری در زمینه اختلالات روانی و روشهای درمان آنها انجام شد.
- از دهه 1990 به بعد، روشهای جدیدی مانند درمان شناختی-رفتاری، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، و درماناعتیاد به این حوزه افزوده شد.
همچنین، در دهههای اخیر، با پیشرفت تکنولوژی و ابزارهای روانسنجی، از جمله روشهای تصویرسازی مغزی، مطالعات جدیدی در زمینه آسیب شناسی روانی انجام شده است.
به طور خلاصه، آسیب شناسی روانی به مرور زمان به یکی از حوزههای پربازده و مهم در روانشناسی تبدیل شده است که به شناسایی و درمان اختلالات روانی، بهبود سلامت روانی افراد و توسعه دانش در این حوزه میپردازد. در حال حاضر، این حوزه شامل روشها و تکنیکهای متنوعی است که با استفاده از آنها میتوان به تشخیص و درمان اختلالات روانی کمک کرد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف قرار داد.
۱-۳
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈 آسیب شناسی در روانشناسی
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، مفاهیم و تئوریهای متعددی را شامل میشود. یکی از مباحث مهم در این حوزه، تشخیص اختلالات روانی است. برای تشخیص این اختلالات، از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامههای روانشناسی و تستهای روانشناسی استفاده میشود.
همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، میپردازد. برای مثال، برخی از علل بروز اختلالات روانی شامل عوامل ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و محیطی هستند. در این حوزه، تئوریهای مختلفی نیز مطرح شده است، که از جمله آنها میتوان به تئوری پردازش اطلاعات، تئوری ارتباطات بین فردی و تئوری رفتاری اشارکرد.
در آسیب شناسی روانی، برای درمان اختلالات روانی از روشهای مختلفی استفاده میشود. برای مثال، درمان دارویی، رواندرمانی، تحلیل رویا و روشهای رفتاری از جمله این روشها هستند. همچنین، در این حوزه، فرایند ارزیابی و پیشبینی اختلالات روانی نیز انجام میشود.
نتایج تحقیقات نشان داده است که آسیب شناسی روانی میتواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. به طور مثال، یک تحقیق بر روی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نشان داد که درمان با روشهای رواندرمانی بهبود قابل توجهی در شدت این اختلال داشته است.
نتیجهگیری
آسیب شناسی روانی به بررسی و تشخیص اختلالات روانی، شناسایی علل و عواملی که باعث بروز این اختلالات میشوند، و درمان این اختلالات میپردازد. نتایج تحقیقات نشان داده است که این حوزه میتواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. برای افزایش دقت در تشخیص و درمان اختلالات روانی، استفاده از ابزارهای روانسنجی و بررسی علل و عوامل مختلف موثر است. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، توسعه روشهای بهبود و درمان این اختلالات میتواند به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند.
👈 اهمیت آسیب شناسی
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه مهم در روانشناسی، اهمیت بسیاری دارد. در زندگی روزمره، افراد ممکن است با مشکلات روانی مختلفی مواجه شوند که میتواند به شدت تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی، بیماریهای روانی و اختلالات خوردنی میتواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش خطرات سلامتی شود.
با توجه به اهمیت سلامت روانی در زندگی افراد، آسیب شناسی روانی به شناسایی و درمان اختلالات روانی میپردازد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف خود قرار میدهد. این حوزه با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامههای روانشناسی و تستهای روانشناسی، به تشخیص اختلالات روانی کمک میکند و روشهای درمانی مناسب را برای هر نوع اختلال روانی ارائه میدهد.
همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، میپردازد. با شناسایی علل این اختلالات، میتوان به پیشگیری از بروز این اختلالات کمک کرد و از این راه، سلامت روانی جامعه را بهبود بخشید.
با توجه به اینکه سلامت روانی برای افراد بسیار مهم است و بیماریهای روانی میتواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، آسیب شناسی روانی باعث بهبود سلامت روانی افراد میشود و از طریق استفاده از روشهای درمانی مختلف، میتوان به کاهش شدت اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کرد.
همچنین، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه پژوهشی و آموزشی نیز اهمیت دارد. با توسعه روشهای بهبود و درمان اختلالات روانی، میتوان به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کرد. همچنین، بهبود دانش و آگاهی درباره این حوزه، بهبود درک و شناخت اختلالات روانی و راهکارهای درمانی آنها را فراهم میکند.
با توجه به اینکه سلامت روانی افراد برای جامعه بسیار مهم است، توسعه آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه حرفهای و مهارتی، اهمیت بسیاری دارد. این حوزه به دانشمندان، متخصصان روانشناسی و مشاوران روانشناسی این امکان را میدهد که با استفاده از روشهای پیشرفته و متنوع، برای بهبود سلامت روانی افراد کار کنند.
۲-۳
@thinpluswithus
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه در روانشناسی، مفاهیم و تئوریهای متعددی را شامل میشود. یکی از مباحث مهم در این حوزه، تشخیص اختلالات روانی است. برای تشخیص این اختلالات، از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامههای روانشناسی و تستهای روانشناسی استفاده میشود.
همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، میپردازد. برای مثال، برخی از علل بروز اختلالات روانی شامل عوامل ژنتیکی، فرهنگی، اجتماعی، روانی و محیطی هستند. در این حوزه، تئوریهای مختلفی نیز مطرح شده است، که از جمله آنها میتوان به تئوری پردازش اطلاعات، تئوری ارتباطات بین فردی و تئوری رفتاری اشارکرد.
در آسیب شناسی روانی، برای درمان اختلالات روانی از روشهای مختلفی استفاده میشود. برای مثال، درمان دارویی، رواندرمانی، تحلیل رویا و روشهای رفتاری از جمله این روشها هستند. همچنین، در این حوزه، فرایند ارزیابی و پیشبینی اختلالات روانی نیز انجام میشود.
نتایج تحقیقات نشان داده است که آسیب شناسی روانی میتواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. به طور مثال، یک تحقیق بر روی افراد مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی نشان داد که درمان با روشهای رواندرمانی بهبود قابل توجهی در شدت این اختلال داشته است.
نتیجهگیری
آسیب شناسی روانی به بررسی و تشخیص اختلالات روانی، شناسایی علل و عواملی که باعث بروز این اختلالات میشوند، و درمان این اختلالات میپردازد. نتایج تحقیقات نشان داده است که این حوزه میتواند بهبود سلامت روانی افراد را به دنبال داشته باشد. برای افزایش دقت در تشخیص و درمان اختلالات روانی، استفاده از ابزارهای روانسنجی و بررسی علل و عوامل مختلف موثر است. با توجه به اهمیت آسیب شناسی روانی، توسعه روشهای بهبود و درمان این اختلالات میتواند به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کند.
👈 اهمیت آسیب شناسی
آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه مهم در روانشناسی، اهمیت بسیاری دارد. در زندگی روزمره، افراد ممکن است با مشکلات روانی مختلفی مواجه شوند که میتواند به شدت تاثیرگذار باشد. به عنوان مثال، اختلالات اضطرابی، افسردگی، بیماریهای روانی و اختلالات خوردنی میتواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد و باعث کاهش کیفیت زندگی و افزایش خطرات سلامتی شود.
با توجه به اهمیت سلامت روانی در زندگی افراد، آسیب شناسی روانی به شناسایی و درمان اختلالات روانی میپردازد و بهبود سلامت روانی افراد را به هدف خود قرار میدهد. این حوزه با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند مصاحبه کلینیکی، پرسشنامههای روانشناسی و تستهای روانشناسی، به تشخیص اختلالات روانی کمک میکند و روشهای درمانی مناسب را برای هر نوع اختلال روانی ارائه میدهد.
همچنین، آسیب شناسی روانی به بررسی علل و عواملی که باعث بروز اختلالات روانی میشوند، میپردازد. با شناسایی علل این اختلالات، میتوان به پیشگیری از بروز این اختلالات کمک کرد و از این راه، سلامت روانی جامعه را بهبود بخشید.
با توجه به اینکه سلامت روانی برای افراد بسیار مهم است و بیماریهای روانی میتواند به شدت زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، آسیب شناسی روانی باعث بهبود سلامت روانی افراد میشود و از طریق استفاده از روشهای درمانی مختلف، میتوان به کاهش شدت اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد کمک کرد.
همچنین، آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه پژوهشی و آموزشی نیز اهمیت دارد. با توسعه روشهای بهبود و درمان اختلالات روانی، میتوان به بهبود سلامت روانی جامعه کمک کرد. همچنین، بهبود دانش و آگاهی درباره این حوزه، بهبود درک و شناخت اختلالات روانی و راهکارهای درمانی آنها را فراهم میکند.
با توجه به اینکه سلامت روانی افراد برای جامعه بسیار مهم است، توسعه آسیب شناسی روانی به عنوان یک حوزه حرفهای و مهارتی، اهمیت بسیاری دارد. این حوزه به دانشمندان، متخصصان روانشناسی و مشاوران روانشناسی این امکان را میدهد که با استفاده از روشهای پیشرفته و متنوع، برای بهبود سلامت روانی افراد کار کنند.
۲-۳
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
برخی از منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی به شرح زیر میباشند:
- American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach (7th ed.). Boston, MA: Cengage Learning.
- Comer, R. J. (2019). Abnormal psychology (10th ed.). New York, NY: Worth Publishers.
- Davison, G. C., Neale, J. M., & Blankstein, K. R. (2018). Abnormal psychology (13th ed.). Hoboken, NJ: Wiley.
- Hunsley, J., & Mash, E. J. (2018). A guide to assessments that work. Oxford University Press.
- Kazdin, A. E. (2017). Evidence-based psychotherapies for children and adolescents (3rd ed.). New York, NY: Guilford Press.
- Oltmanns, T. F., & Emery, R. E. (2019). Abnormal psychology (9th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.
- Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Ruiz, P. (2017). Kaplan & Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry (11th ed.). Philadelphia, PA: Wolters Kluwer.
- Stricker, G., & Gold, J. (Eds.). (2018). A casebook of psychotherapy integration (2nd ed.). Washington, DC: American Psychological Association.
این منابع میتوانند به عنوان منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی مورد استفاده قرار گیرند.
۳-۳
@thinpluswithus
- American Psychiatric Association. (2013). Diagnostic and statistical manual of mental disorders (5th ed.). Arlington, VA: American Psychiatric Publishing.
- Barlow, D. H., & Durand, V. M. (2015). Abnormal psychology: An integrative approach (7th ed.). Boston, MA: Cengage Learning.
- Comer, R. J. (2019). Abnormal psychology (10th ed.). New York, NY: Worth Publishers.
- Davison, G. C., Neale, J. M., & Blankstein, K. R. (2018). Abnormal psychology (13th ed.). Hoboken, NJ: Wiley.
- Hunsley, J., & Mash, E. J. (2018). A guide to assessments that work. Oxford University Press.
- Kazdin, A. E. (2017). Evidence-based psychotherapies for children and adolescents (3rd ed.). New York, NY: Guilford Press.
- Oltmanns, T. F., & Emery, R. E. (2019). Abnormal psychology (9th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson.
- Sadock, B. J., Sadock, V. A., & Ruiz, P. (2017). Kaplan & Sadock's synopsis of psychiatry: Behavioral sciences/clinical psychiatry (11th ed.). Philadelphia, PA: Wolters Kluwer.
- Stricker, G., & Gold, J. (Eds.). (2018). A casebook of psychotherapy integration (2nd ed.). Washington, DC: American Psychological Association.
این منابع میتوانند به عنوان منابع معتبر و جدید در حوزه آسیب شناسی روانی مورد استفاده قرار گیرند.
۳-۳
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
❄️ مهمترین هورمونهای بدن و اثرات مستقیم آنها بر خلق و خوی انسان
بدن انسان بیش از 50 هورمون مختلف دارد، اما برخی از مهمترین هورمونها و اثرات آنها بر روی خلق و خو عبارتند از:
1. اپینفرین و نوراپینفرین: این هورمونها تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارند و باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب و افزایش سطح انرژی در بدن میشوند.
2. سروتونین: این هورمون مسئول کنترل خلق و خو و تعادل روحی است. سطح پایین این هورمون باعث افسردگی و اضطراب میشود.
3. کورتیزول: این هورمون در واکنش به استرس ترشح میشود و باعث افزایش سطح قند خون، فشار خون و تحریک سیستم ایمنی میشود. افزایش طولانیمدت سطح این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.
4. تستوسترون: این هورمون در مردان تولید میشود و مسئول تنظیم عملکرد جنسی، رشد عضلات و استحکام استخوانها است. در زنان نیز تولید این هورمون در اندکی میزان انجام میشود.
5. استروژن: این هورمون در زنان تولید میشود و مسئول کنترل دوره قاعدگی، حفظ سلامت استخوانها و افزایش سطح انرژی است.
6. ملاتونین: این هورمون مسئول کنترل روز و شب در بدن است و تاثیر بسیاری در کنترل موقعیت خواب دارد.
به طور کلی، تعادل در سطح هورمونهای بدن برای حفظ سلامت روحی و جسمی بسیار است. برای نمونه، میتوان گفت که سطح بالای کورتیزول در بدن ممکن است باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی، افزایش وزن، مشکلات خواب و سایر مشکلات روحی و جسمی شود. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمونهای بدن از اهمیت بسیاری برخوردار است.
همچنین، تعدادی از هورمونهای دیگری مانند اینسولین، گلوکاگون، آدیپونکتین، لپتین، آندروژنها و استروژنهای دیگر نیز در کنترل سطح قند خون، میزان چربی بدن، کنترل اشتها، رشد و توسعه جنین و سایر عملکردهای بدنی نقش دارند.
به طور کلی، هورمونهای بدن با تاثیر در سطح فعالیتهای فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری، بر خلق و خو و سلامتی فرد تاثیر میگذارند. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمونهای بدن با توجه به سبک زندگی و شرایط فردی، بسیار مهم است.
چگونه میتوانیم به تنظیم هورمونها کمک کنیم
تنظیم سطح هورمونهای بدن میتواند از طریق تغذیه، ورزش، استراحت، کاهش استرس و سبک زندگی سالم انجام شود. در ادامه به برخی از روشهایی که به تنظیم هورمونها کمک میکنند، اشاره میکنم:
1. تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متنوع باعث تأمین ترکیبی مناسب از ویتامینها، مواد معدنی و نیازهای غذایی بدن میشود. مصرف برخی مواد غذایی خاص مانند سبزیجات، میوهها، ماهی، مواد غذایی با فیبر بالا و مواد غذایی با پروتئین بالا، به تنظیم سطح هورمونها کمک میکند.
2. ورزش: ورزش منظم به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک میکند. ورزش میتواند باعث افزایش سطح تستوسترون و سروتونین، کاهش سطح کورتیزول و بهبود تعادل هورمونی در بدن شود.
3. استراحت: استراحت و خواب کافی به تنظیم هورمونها کمک میکند. در واقع، خواب کافی باعث تولید ملاتونین، هورمونی که به تنظیم روز و شب در بدن کمک میکند، میشود.
4. کاهش استرس: کاهش استرس و رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند. فعالیتهایی مانند مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق میتواند به کاهش استرس و افزایش سطح سروتونین کمک کند.
5. سبک زندگی سالم: سبک زندگی سالم شامل کاهش مصرف الکل و دخانیات، از دست دادن وزن اضافی، کاهش مصرف قند و چربیهای اشباع شده، استفاده از محصولات غذایی سالم و طبیعی و کاهش مصرف مواد افزودنی و شیمیایی است. این سبک زندگی میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند.
6. مصرف مکمل هورمونی: در برخی موارد، مصرف مکمل هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن ممکن است به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند. اما برای استفاده از این مکملها، بهتر است با یک پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
به طور خلاصه، تنظیم سطح هورمونهای بدن میتواند از طریق یک سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم، استراحت کافی، کاهش استرس و در برخی موارد مصرف مکمل هورمونی انجام شود. با این حال، در صورتی که مشکلاتی با سطح هورمونهای بدن دارید، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روشهای درست و مناسب برای تنظیم هورمونهای بدن استفاده کنید.
۱-۲
@thinpluswithus
❄️ مهمترین هورمونهای بدن و اثرات مستقیم آنها بر خلق و خوی انسان
بدن انسان بیش از 50 هورمون مختلف دارد، اما برخی از مهمترین هورمونها و اثرات آنها بر روی خلق و خو عبارتند از:
1. اپینفرین و نوراپینفرین: این هورمونها تاثیر مستقیم بر روی سیستم عصبی دارند و باعث افزایش فشار خون، ضربان قلب و افزایش سطح انرژی در بدن میشوند.
2. سروتونین: این هورمون مسئول کنترل خلق و خو و تعادل روحی است. سطح پایین این هورمون باعث افسردگی و اضطراب میشود.
3. کورتیزول: این هورمون در واکنش به استرس ترشح میشود و باعث افزایش سطح قند خون، فشار خون و تحریک سیستم ایمنی میشود. افزایش طولانیمدت سطح این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.
4. تستوسترون: این هورمون در مردان تولید میشود و مسئول تنظیم عملکرد جنسی، رشد عضلات و استحکام استخوانها است. در زنان نیز تولید این هورمون در اندکی میزان انجام میشود.
5. استروژن: این هورمون در زنان تولید میشود و مسئول کنترل دوره قاعدگی، حفظ سلامت استخوانها و افزایش سطح انرژی است.
6. ملاتونین: این هورمون مسئول کنترل روز و شب در بدن است و تاثیر بسیاری در کنترل موقعیت خواب دارد.
به طور کلی، تعادل در سطح هورمونهای بدن برای حفظ سلامت روحی و جسمی بسیار است. برای نمونه، میتوان گفت که سطح بالای کورتیزول در بدن ممکن است باعث افزایش استرس، اضطراب، افسردگی، خستگی، افزایش وزن، مشکلات خواب و سایر مشکلات روحی و جسمی شود. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمونهای بدن از اهمیت بسیاری برخوردار است.
همچنین، تعدادی از هورمونهای دیگری مانند اینسولین، گلوکاگون، آدیپونکتین، لپتین، آندروژنها و استروژنهای دیگر نیز در کنترل سطح قند خون، میزان چربی بدن، کنترل اشتها، رشد و توسعه جنین و سایر عملکردهای بدنی نقش دارند.
به طور کلی، هورمونهای بدن با تاثیر در سطح فعالیتهای فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری، بر خلق و خو و سلامتی فرد تاثیر میگذارند. به همین دلیل، حفظ تعادل در سطح هورمونهای بدن با توجه به سبک زندگی و شرایط فردی، بسیار مهم است.
چگونه میتوانیم به تنظیم هورمونها کمک کنیم
تنظیم سطح هورمونهای بدن میتواند از طریق تغذیه، ورزش، استراحت، کاهش استرس و سبک زندگی سالم انجام شود. در ادامه به برخی از روشهایی که به تنظیم هورمونها کمک میکنند، اشاره میکنم:
1. تغذیه سالم: مصرف غذاهای سالم و متنوع باعث تأمین ترکیبی مناسب از ویتامینها، مواد معدنی و نیازهای غذایی بدن میشود. مصرف برخی مواد غذایی خاص مانند سبزیجات، میوهها، ماهی، مواد غذایی با فیبر بالا و مواد غذایی با پروتئین بالا، به تنظیم سطح هورمونها کمک میکند.
2. ورزش: ورزش منظم به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک میکند. ورزش میتواند باعث افزایش سطح تستوسترون و سروتونین، کاهش سطح کورتیزول و بهبود تعادل هورمونی در بدن شود.
3. استراحت: استراحت و خواب کافی به تنظیم هورمونها کمک میکند. در واقع، خواب کافی باعث تولید ملاتونین، هورمونی که به تنظیم روز و شب در بدن کمک میکند، میشود.
4. کاهش استرس: کاهش استرس و رسیدگی به مشکلات روحی و جسمی میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند. فعالیتهایی مانند مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق میتواند به کاهش استرس و افزایش سطح سروتونین کمک کند.
5. سبک زندگی سالم: سبک زندگی سالم شامل کاهش مصرف الکل و دخانیات، از دست دادن وزن اضافی، کاهش مصرف قند و چربیهای اشباع شده، استفاده از محصولات غذایی سالم و طبیعی و کاهش مصرف مواد افزودنی و شیمیایی است. این سبک زندگی میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند.
6. مصرف مکمل هورمونی: در برخی موارد، مصرف مکمل هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن ممکن است به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند. اما برای استفاده از این مکملها، بهتر است با یک پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
به طور خلاصه، تنظیم سطح هورمونهای بدن میتواند از طریق یک سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم، استراحت کافی، کاهش استرس و در برخی موارد مصرف مکمل هورمونی انجام شود. با این حال، در صورتی که مشکلاتی با سطح هورمونهای بدن دارید، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روشهای درست و مناسب برای تنظیم هورمونهای بدن استفاده کنید.
۱-۲
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈مهمترین ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی
ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی بسیار مهم است. هورمونها در کنترل خلق و خو و رفتار انسان نقش بسیار مهمی دارند. هرگونه تغییر در سطح هورمونهای بدن میتواند تأثیر بسیار زیادی بر روی روانشناسی و رفتار فرد داشته باشد. به طور کلی، هورمونها در دو راستایی انرژی و تعادل تأثیر دارند و تعادل بین آنها برای داشتن روحیه سالم و خلق و خوی بهتر بسیار مهم است.
به عنوان مثال، تغییرات سطح سروتونین میتواند تأثیر بسیار زیادی بر روی خلق و خوی فرد داشته باشد. سطح پایین این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود. به همین ترتیب، تغییرات در سطح هورمونهای استروژن و تستوسترون در زنان و مردان ممکن است باعث تغییرات در رفتار و خلق و خو شود.
همچنین، کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) میتواند باعث کاهش استرس و اضطراب شود، در حالی که سطح بالای این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.
در کل، ارتباط هورمونها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آنها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل، از جمله جنسیت، سن، سلامت جسمی، شرایط زندگی و محیط اجتماعی، بستگی دارد. به همین دلیل، برای مطالعه و درک بهتر این ارتباط، نیاز به مطالعبینی و تحلیل عوامل مختلف داریم. با این حال، میتوان با رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم و کاهش استرس، به تنظیم سطح هورمونها و کاهش اثرات منفی آنها بر روی روانشناسی کمک کرد.
در برخی موارد، مصرف مکملهای هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن نیز میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند، اما برای استفاده از این مکملها بهتر است با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
در کل، ارتباط هورمونها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آنها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل بستگی دارد. به همین دلیل، برای درک بهتر این ارتباط و تنظیم سطح هورمونهای بدن، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روشهای درست و مناسب برای تنظیم هورمونهای بدن استفاده کنید.
👈 نقش غده تیروئید در خلق انسان
غده تیروئید یکی از غدههای اندوکرین بدن است که در تولید هورمونهایی مانند تیروکسین (T4) و ترییودوتیرونین (T3) نقش دارد. هورمونهای تولید شده توسط غده تیروئید تأثیری بسیار زیاد بر روی سلامت جسمی و روانشناسی انسان دارند.
نقش غده تیروئید در تنظیم میزان انرژی و حرکت بدن، تنظیم فعالیت سیستم عصبی و تأثیر بر روی تمامی بافتهای بدن بسیار مهم است. عدم تولید مقدار کافی این هورمونها میتواند باعث افزایش وزن، خستگی، افسردگی و اختلالات دیگر در سلامت جسمی و روانی شود.
به عنوان مثال، کاهش سطح هورمونهای تیروئید در بدن میتواند باعث افزایش وزن، کاهش تمرکز و توجه، افسردگی، خستگی و کاهش فعالیت جنسی شود. به همین ترتیب، درمان افرادی که با اختلالات تیروئیدی مواجه هستند، میتواند بهبود علائم روانی و فیزیکی آنها را به دنبال داشته باشد.
منابع مفید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تنظیم هورمونهای بدن:
1. کتاب "The Hormone Cure" نوشته Sara Gottfried
2. مقالات و پژوهشهای علمی در زمینه هورمونهای بدن و تنظیم سطح آنها
3. سایتهای معتبر و متخصص در زمینه سلامت و تنظیم هورمونها مانند WebMD، Healthline و Mayo Clinic
برای مطالعه عمیقتر در مورد نقش غده تیروئید در خلق انسان، میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1. "Thyroid Hormone and the Brain"، مقاله نوشته شده توسط Mary J. Shomon و منتشر شده در سایت Verywell Health
2. "The Thyroid and the Mind and Emotions/Thyroid Dysfunction and Mental Disorders"، مقاله نوشته شده توسط Richard Shames و Karilee Shames و منتشر شده در سایت Thyroid Power
3. "The Role of Thyroid Hormones in Depression"
نقش هورمون تیروئید در افسردگی.
در این مورد در یک پست جدا با تیتر افسردگی و نقش هورمونها در +think مطلب ارائه شده است.
۲-۲
@thinpluswithus
ارتباط هورمونولوژی و روانشناسی بسیار مهم است. هورمونها در کنترل خلق و خو و رفتار انسان نقش بسیار مهمی دارند. هرگونه تغییر در سطح هورمونهای بدن میتواند تأثیر بسیار زیادی بر روی روانشناسی و رفتار فرد داشته باشد. به طور کلی، هورمونها در دو راستایی انرژی و تعادل تأثیر دارند و تعادل بین آنها برای داشتن روحیه سالم و خلق و خوی بهتر بسیار مهم است.
به عنوان مثال، تغییرات سطح سروتونین میتواند تأثیر بسیار زیادی بر روی خلق و خوی فرد داشته باشد. سطح پایین این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود. به همین ترتیب، تغییرات در سطح هورمونهای استروژن و تستوسترون در زنان و مردان ممکن است باعث تغییرات در رفتار و خلق و خو شود.
همچنین، کاهش سطح کورتیزول (هورمون استرس) میتواند باعث کاهش استرس و اضطراب شود، در حالی که سطح بالای این هورمون ممکن است باعث افسردگی و اضطراب شود.
در کل، ارتباط هورمونها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آنها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل، از جمله جنسیت، سن، سلامت جسمی، شرایط زندگی و محیط اجتماعی، بستگی دارد. به همین دلیل، برای مطالعه و درک بهتر این ارتباط، نیاز به مطالعبینی و تحلیل عوامل مختلف داریم. با این حال، میتوان با رعایت سبک زندگی سالم، تغذیه مناسب، ورزش منظم و کاهش استرس، به تنظیم سطح هورمونها و کاهش اثرات منفی آنها بر روی روانشناسی کمک کرد.
در برخی موارد، مصرف مکملهای هورمونی مانند هورمون رشد، تستوسترون و استروژن نیز میتواند به تنظیم سطح هورمونهای بدن کمک کند، اما برای استفاده از این مکملها بهتر است با پزشک یا متخصص تغذیه مشورت کنید.
در کل، ارتباط هورمونها و روانشناسی بسیار پیچیده است و تأثیر آنها بر روی خلق و خو و رفتار فرد به تعداد زیادی عوامل بستگی دارد. به همین دلیل، برای درک بهتر این ارتباط و تنظیم سطح هورمونهای بدن، بهتر است با پزشک خود مشورت کنید و از روشهای درست و مناسب برای تنظیم هورمونهای بدن استفاده کنید.
👈 نقش غده تیروئید در خلق انسان
غده تیروئید یکی از غدههای اندوکرین بدن است که در تولید هورمونهایی مانند تیروکسین (T4) و ترییودوتیرونین (T3) نقش دارد. هورمونهای تولید شده توسط غده تیروئید تأثیری بسیار زیاد بر روی سلامت جسمی و روانشناسی انسان دارند.
نقش غده تیروئید در تنظیم میزان انرژی و حرکت بدن، تنظیم فعالیت سیستم عصبی و تأثیر بر روی تمامی بافتهای بدن بسیار مهم است. عدم تولید مقدار کافی این هورمونها میتواند باعث افزایش وزن، خستگی، افسردگی و اختلالات دیگر در سلامت جسمی و روانی شود.
به عنوان مثال، کاهش سطح هورمونهای تیروئید در بدن میتواند باعث افزایش وزن، کاهش تمرکز و توجه، افسردگی، خستگی و کاهش فعالیت جنسی شود. به همین ترتیب، درمان افرادی که با اختلالات تیروئیدی مواجه هستند، میتواند بهبود علائم روانی و فیزیکی آنها را به دنبال داشته باشد.
منابع مفید برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تنظیم هورمونهای بدن:
1. کتاب "The Hormone Cure" نوشته Sara Gottfried
2. مقالات و پژوهشهای علمی در زمینه هورمونهای بدن و تنظیم سطح آنها
3. سایتهای معتبر و متخصص در زمینه سلامت و تنظیم هورمونها مانند WebMD، Healthline و Mayo Clinic
برای مطالعه عمیقتر در مورد نقش غده تیروئید در خلق انسان، میتوانید به منابع زیر مراجعه کنید:
1. "Thyroid Hormone and the Brain"، مقاله نوشته شده توسط Mary J. Shomon و منتشر شده در سایت Verywell Health
2. "The Thyroid and the Mind and Emotions/Thyroid Dysfunction and Mental Disorders"، مقاله نوشته شده توسط Richard Shames و Karilee Shames و منتشر شده در سایت Thyroid Power
3. "The Role of Thyroid Hormones in Depression"
نقش هورمون تیروئید در افسردگی.
در این مورد در یک پست جدا با تیتر افسردگی و نقش هورمونها در +think مطلب ارائه شده است.
۲-۲
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریسستودگان
🖐 چرا افراد انتقاد پذیر یا انتقاد پذیر نیستند!
👈انتقاد پذیری افراد به عوامل مختلفی بستگی دارد، برخی از این عوامل عبارتند از:
1. رشد شخصیتی: افرادی که شخصیت قویتری دارند و از مهمترین خصوصیات آنها قابلیت مقابله با تنشها و تغییرات است، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا میکنند.
2. ارتباطات موثر: افرادی که در ارتباط با دیگران موثر هستند و مهارتهای ارتباطی خوبی دارند، ممکن است به راحتی از نظرات دیگران استفاده کنند و به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.
3. تعامل با افراد مختلف: افرادی که با افراد مختلف در ارتباط هستند و تجربهی کار با افراد مختلفی را داشتهاند، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.
4. اطلاعات و دانش: افرادی که دارای اطلاعات و دانش کافی در مورد مسائل مختلف هستند، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا میکنند زیرا میتوانند بهتر ارزیابی کنند که انتقادات دیگران درست هستند یا نه.
5. داشتن روحیه بازتر: افراد با روحیه بازتر، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند چرا که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند و از دیدگاههای دیگران استفاده میکنند.
به طور کلی، انتقاد پذیر شدن به عواملی مانند شخصیت، مهارتهای ارتباطی، تجربه، دانش، و روحیه بازتری که فرد دارد، بستگی دارد. همچنین، شیوه ارائه انتقاد نیز میتواند برای افراد مهم باشد. به عنوان مثال، ارائه انتقاد به شیوهای که به نوعی سازنده و با احترام باشد، ممکن است افراد را برای پذیرش انتقادات بهتر از شیوههایی که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ترغیب کند.
همچنین، موقعیتهای مختلف نیز میتواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به عملکرد بهتری دارد، ممکن است برای پذیرش انتقادات بیشتر تلاش کند. به عنوان مثال، در سازمانها، فرهنگ سازمانی میتواند نقش مهمی در پذیرش انتقادات داشته باشد. اگر فرهنگ سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، احتمالاً اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که میتوان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.
دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر میشود:
1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات میتواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث میشود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.
2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمیخواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشتهاند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.
5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچگاه اشتباه نمیکنند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
@thinpluswithus
🖐 چرا افراد انتقاد پذیر یا انتقاد پذیر نیستند!
👈انتقاد پذیری افراد به عوامل مختلفی بستگی دارد، برخی از این عوامل عبارتند از:
1. رشد شخصیتی: افرادی که شخصیت قویتری دارند و از مهمترین خصوصیات آنها قابلیت مقابله با تنشها و تغییرات است، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا میکنند.
2. ارتباطات موثر: افرادی که در ارتباط با دیگران موثر هستند و مهارتهای ارتباطی خوبی دارند، ممکن است به راحتی از نظرات دیگران استفاده کنند و به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.
3. تعامل با افراد مختلف: افرادی که با افراد مختلف در ارتباط هستند و تجربهی کار با افراد مختلفی را داشتهاند، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند.
4. اطلاعات و دانش: افرادی که دارای اطلاعات و دانش کافی در مورد مسائل مختلف هستند، احتمالاً به انتقاد پذیری بیشتری دست پیدا میکنند زیرا میتوانند بهتر ارزیابی کنند که انتقادات دیگران درست هستند یا نه.
5. داشتن روحیه بازتر: افراد با روحیه بازتر، ممکن است به انتقادات پذیری بیشتری دست پیدا کنند چرا که به دنبال یادگیری و پیشرفت هستند و از دیدگاههای دیگران استفاده میکنند.
به طور کلی، انتقاد پذیر شدن به عواملی مانند شخصیت، مهارتهای ارتباطی، تجربه، دانش، و روحیه بازتری که فرد دارد، بستگی دارد. همچنین، شیوه ارائه انتقاد نیز میتواند برای افراد مهم باشد. به عنوان مثال، ارائه انتقاد به شیوهای که به نوعی سازنده و با احترام باشد، ممکن است افراد را برای پذیرش انتقادات بهتر از شیوههایی که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ترغیب کند.
همچنین، موقعیتهای مختلف نیز میتواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به عملکرد بهتری دارد، ممکن است برای پذیرش انتقادات بیشتر تلاش کند. به عنوان مثال، در سازمانها، فرهنگ سازمانی میتواند نقش مهمی در پذیرش انتقادات داشته باشد. اگر فرهنگ سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، احتمالاً اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که میتوان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.
دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر میشود:
1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات میتواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث میشود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.
2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمیخواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشتهاند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.
5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچگاه اشتباه نمیکنند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
@thinpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈چرا گاهی افراد انتقاد پذیر نیستند؟
دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر میشود:
1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات میتواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث میشود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.
2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمیخواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشتهاند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.
5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچگاه اشتباه نمیکنند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
در کل، دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که میتواند به خصوصیات شخصیتی، تجربه و موقعیت فرد وابسته باشد.
همچنین، ممکن است نحوه ارائه انتقاد نیز برای عدم انتقاد پذیری افراد مؤثر باشد. اگر انتقادات به شیوهای ارائه شوند که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ممکن است فرد به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، اگر یک انتقاد به شیوهای ارائه شود که به نوعی منحرف کننده یا غلط باشد، فرد ممکن است به سختی انتقاد را پذیرا باشد.
همچنین، موقعیتهای مختلف نیز میتواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به اثبات خود دارد، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، در محیط کار، فرهنگ سازمانی و ارزشهای سازمانی میتواند برای پذیرش انتقادات مؤثر باشد. اگر ارزشهای سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که میتوان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.
دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که شامل موارد زیر میشود:
1. احساس تهدید شدن: برای برخی افراد، انتقادات میتواند احساس تهدید کننده و تأثیرگذار باشد و این باعث میشود که این افراد به سختی انتقادات را پذیرا باشند.
2. عدم اعتماد به نفس: برخی افراد به دلیل عدم اعتماد به نفس و عدم اطمینان به خود، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
3. انکار واقعیت: برخی افراد به دلیل اینکه نمیخواهند واقعیت را به روی خود بپذیرند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
4. شکست خورده در گذشته: افرادی که در گذشته تجربه شکست داشتهاند، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشند و از احساس شکست و شرمندگی دوباره تجربه کنند.
5. افتخار پذیری بالا: برخی افراد به دلیل داشتن افتخار پذیری بالا و احساس اینکه هیچگاه اشتباه نمیکنند، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
6. عدم تمایل به تغییر: برخی افراد به دلیل عدم تمایل به تغییر و ترس از تغییر، به سختی انتقادات را پذیرا میشوند.
در کل، دلایلی برای عدم انتقاد پذیری افراد وجود دارد که میتواند به خصوصیات شخصیتی، تجربه و موقعیت فرد وابسته باشد.
همچنین، ممکن است نحوه ارائه انتقاد نیز برای عدم انتقاد پذیری افراد مؤثر باشد. اگر انتقادات به شیوهای ارائه شوند که به نوعی تند و بدون احترام باشند، ممکن است فرد به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، اگر یک انتقاد به شیوهای ارائه شود که به نوعی منحرف کننده یا غلط باشد، فرد ممکن است به سختی انتقاد را پذیرا باشد.
همچنین، موقعیتهای مختلف نیز میتواند تأثیرگذار باشد. برای مثال، اگر فرد در موقعیتی باشد که نیاز به اثبات خود دارد، ممکن است به سختی انتقادات را پذیرا باشد. به عنوان مثال، در محیط کار، فرهنگ سازمانی و ارزشهای سازمانی میتواند برای پذیرش انتقادات مؤثر باشد. اگر ارزشهای سازمانی بر پایه انتقاد پذیری و یادگیری باشد، اعضای سازمان بهترین نتیجه را از انتقادات بدست خواهند آورد.
در نهایت، باید به این نکته توجه داشت که انتقاد پذیری یک مهارت است که میتوان آن را با تمرین و تلاش تقویت کرد. بهترین راه برای پذیرش انتقادات، تمرین و مرور انتقادات گذشته و پیشنهادات ارائه شده توسط دیگران است.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
منابع
منابع فراوان و گوناگونی در مورد انتقاد پذیری و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد.
1. "The Art of Possibility" نوشته Rosamund Stone Zander و Benjamin Zander
2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe
3. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen
4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott
5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni
6. "Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't" نوشته Simon Sinek
برخی از منابع معتبر در مورد عدم انتقاد پذیری و دلایل آن را نیز در اینجا نام برده ایم.
1. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen
2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe
3. "Difficult Conversations: How to Discuss What Matters Most" نوشته Douglas Stone، Bruce Patton و Sheila Heen
4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott
5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni
6. "Leadership and Self-Deception: Getting Out of the Box" نوشته The Arbinger Institute
همچنین، پژوهشهای متعددی نیز انجام شدهاند که به دلایل عدم انتقاد پذیری افراد میپردازند.
@thinpluswithus
منابع فراوان و گوناگونی در مورد انتقاد پذیری و عوامل مؤثر بر آن وجود دارد.
1. "The Art of Possibility" نوشته Rosamund Stone Zander و Benjamin Zander
2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe
3. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen
4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott
5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni
6. "Leaders Eat Last: Why Some Teams Pull Together and Others Don't" نوشته Simon Sinek
برخی از منابع معتبر در مورد عدم انتقاد پذیری و دلایل آن را نیز در اینجا نام برده ایم.
1. "Thanks for the Feedback: The Science and Art of Receiving Feedback Well" نوشته Douglas Stone و Sheila Heen
2. "Crucial Conversations: Tools for Talking When Stakes Are High" نوشته Al Switzler، Joseph Grenny، Ron McMillan و Laura Roppe
3. "Difficult Conversations: How to Discuss What Matters Most" نوشته Douglas Stone، Bruce Patton و Sheila Heen
4. "Radical Candor: Be a Kick-Ass Boss Without Losing Your Humanity" نوشته Kim Scott
5. "The Five Dysfunctions of a Team: A Leadership Fable" نوشته Patrick Lencioni
6. "Leadership and Self-Deception: Getting Out of the Box" نوشته The Arbinger Institute
همچنین، پژوهشهای متعددی نیز انجام شدهاند که به دلایل عدم انتقاد پذیری افراد میپردازند.
@thinpluswithus
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
دکتر موریس ستودگان
📍اهمیت نظریه دلبستگی
نطریه دلبستگی یا نظریه پیوستگی (Attachment theory )، نظریهای در روانشناسی است که سعی در بررسی رابطه فرزند – والدین و وابستگیهای اجتماعی – عاطفی انسانها به یکدیگر دارد. این اصطلاح برای اشاره به روابط اجتماعی-عاطفی محکم و دائمی به کار میرود. از نگاه روانشناسی نظریه دلبستگی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نظریههای روانشناسی است که برای درک رفتار انسانها و روابط بین افراد به کار میرود. این نظریه از سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ توسط جان بولبی، محقق و روانشناس آمریکایی، توسعه یافت.
به طور کلی، نظریه دلبستگی بیان میکند که دلبستگی یکی از نیازهای اساسی انسان است و افراد با توجه به نوع دلبستگی خود به دیگران، رفتارهای خاصی را نشان میدهند. این نظریه به دو قسمت تقسیم میشود:
الف) دلبستگی امن (Secure Attachment)
ب) و دلبستگی ناامن (Insecure Attachment)
دلبستگی امن به وجود میآید زمانی که یک کودک در دوران کودکی به خوبی با والدین خود ارتباط برقرار کرده باشد و احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به عبارت دیگر، کودکانی که دلبستگی امن دارند، به آسانی احساس اعتماد به نفس و امنیت میکنند و در روابطشان با دیگران، رفتارهای سالم و سازنده را انجام میدهند.
از سوی دیگر، دلبستگی ناامن به دو دستهی دیگر تقسیم میشود:
۱) دلبستگی اجتنابی
(Avoidant Attachment)
۲) دلبستگی امبی والنت یا مقاوم (Ambivalent Attachment)
در دلبستگی اجتنابی، فرد به دلیل تجربههای منفی در رابطه با والدین خود یا دیگران، احساس ناامنی و ترس از نزدیک شدن به دیگران دارد و به سمت فاصلهگری و اجتناب میرود. در دلبستگی مقاوم، فرد به دلیل تجربههای ناموفق در برقراری روابط، به دیگران وابسته و احساس ناامنی و نگرانی بیش از حد نسبت به رابطه با دیگران دارد.
به طور کلی، نظریه دلبستگی با توجه به تأثیرات کودکی و تجربیات زود هنگام بر روی رفتار افراد، بسیار مهم بوده و درک بهتر این نظریه میتواند در بهبود روابط بین افراد و احساس رضایت در زندگی کمک کند.
نظریه دلبستگی در روابط عاطفی نیز بسیار مهم است و به عنوان یکی از اصول اساسی درک روابط بین دو نفر به کار میرود. به طور کلی، افرادی که دلبستگی امن دارند، به راحتی به روابط عاطفی پایبندند و بتوانند در آنها به طور بهتری احساس رضایت و رضایت شخصی داشته باشند. اما افرادی که دلبستگی ناامن دارند، ممکن است دچار مشکلات در روابط عاطفی شوند، از جمله عدم اعتماد به دیگران، ترس از رد شدن و نگرانیهای بیش از حد در مورد رابطه با دیگران.
همچنین، نظریه دلبستگی در درمان روانشناختی نیز به کار میرود. درمانهایی که بر اساس این نظریه طراحی شدهاند، به فرد کمک میکنند تا بتواند رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرینهای مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.
در نهایت، نظریه دلبستگی به عنوان یکی از مهمترین نظریههای روانشناسی، درک بهتری از رفتارهای افراد و روابط بین آنها به ما میدهد و میتواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند.
۱-۳
📍اهمیت نظریه دلبستگی
نطریه دلبستگی یا نظریه پیوستگی (Attachment theory )، نظریهای در روانشناسی است که سعی در بررسی رابطه فرزند – والدین و وابستگیهای اجتماعی – عاطفی انسانها به یکدیگر دارد. این اصطلاح برای اشاره به روابط اجتماعی-عاطفی محکم و دائمی به کار میرود. از نگاه روانشناسی نظریه دلبستگی یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین نظریههای روانشناسی است که برای درک رفتار انسانها و روابط بین افراد به کار میرود. این نظریه از سالهای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ توسط جان بولبی، محقق و روانشناس آمریکایی، توسعه یافت.
به طور کلی، نظریه دلبستگی بیان میکند که دلبستگی یکی از نیازهای اساسی انسان است و افراد با توجه به نوع دلبستگی خود به دیگران، رفتارهای خاصی را نشان میدهند. این نظریه به دو قسمت تقسیم میشود:
الف) دلبستگی امن (Secure Attachment)
ب) و دلبستگی ناامن (Insecure Attachment)
دلبستگی امن به وجود میآید زمانی که یک کودک در دوران کودکی به خوبی با والدین خود ارتباط برقرار کرده باشد و احساس امنیت و آرامش داشته باشد. به عبارت دیگر، کودکانی که دلبستگی امن دارند، به آسانی احساس اعتماد به نفس و امنیت میکنند و در روابطشان با دیگران، رفتارهای سالم و سازنده را انجام میدهند.
از سوی دیگر، دلبستگی ناامن به دو دستهی دیگر تقسیم میشود:
۱) دلبستگی اجتنابی
(Avoidant Attachment)
۲) دلبستگی امبی والنت یا مقاوم (Ambivalent Attachment)
در دلبستگی اجتنابی، فرد به دلیل تجربههای منفی در رابطه با والدین خود یا دیگران، احساس ناامنی و ترس از نزدیک شدن به دیگران دارد و به سمت فاصلهگری و اجتناب میرود. در دلبستگی مقاوم، فرد به دلیل تجربههای ناموفق در برقراری روابط، به دیگران وابسته و احساس ناامنی و نگرانی بیش از حد نسبت به رابطه با دیگران دارد.
به طور کلی، نظریه دلبستگی با توجه به تأثیرات کودکی و تجربیات زود هنگام بر روی رفتار افراد، بسیار مهم بوده و درک بهتر این نظریه میتواند در بهبود روابط بین افراد و احساس رضایت در زندگی کمک کند.
نظریه دلبستگی در روابط عاطفی نیز بسیار مهم است و به عنوان یکی از اصول اساسی درک روابط بین دو نفر به کار میرود. به طور کلی، افرادی که دلبستگی امن دارند، به راحتی به روابط عاطفی پایبندند و بتوانند در آنها به طور بهتری احساس رضایت و رضایت شخصی داشته باشند. اما افرادی که دلبستگی ناامن دارند، ممکن است دچار مشکلات در روابط عاطفی شوند، از جمله عدم اعتماد به دیگران، ترس از رد شدن و نگرانیهای بیش از حد در مورد رابطه با دیگران.
همچنین، نظریه دلبستگی در درمان روانشناختی نیز به کار میرود. درمانهایی که بر اساس این نظریه طراحی شدهاند، به فرد کمک میکنند تا بتواند رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرینهای مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.
در نهایت، نظریه دلبستگی به عنوان یکی از مهمترین نظریههای روانشناسی، درک بهتری از رفتارهای افراد و روابط بین آنها به ما میدهد و میتواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند.
۱-۳
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (Dr. Morris Setudegan)
💔 رابطه دلبستگی های ناایمن و اختلالات
رابطه دلبستگی ناامن و اختلالات روانی بسیار مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. تحقیقات نشان میدهد که دلبستگی ناامن در کودکی و دوران نوجوانی با احتمال بیشتری از اختلالات روانی در دوران بزرگسالی مرتبط است.
در افرادی که دلبستگی ناامن دارند، احتمال بروز اختلالات روانی مختلف از جمله افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، اختلالات شخصیتی و اختلالات وسواسی-اجباری بیشتر است. همچنین، در برخی مطالعات، مشاهده شده است که دلبستگی ناامن در بیمارانی با اختلالات روانی مانند اختلال اضطراب عمده، اختلالات خلقی و اختلالات شخصیتی برجسته است.
دلبستگی ناامن میتواند تأثیرات منفی بر روی توانایی فرد در برقراری روابط سالم و پایدار داشته باشد و باعث شود که فرد به دیگران اعتماد نکند یا در روابط ناپایدار باشد. برعکس، داشتن دلبستگی امن میتواند به فرد کمک کند تا روابط سالم و پایداری با دیگران برقرار کند و باعث افزایش عملکرد روانی و احساس رضایت شخصی شود.
با توجه به اینکه دلبستگی ناامن میتواند به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز اختلالات روانی در دوران بزرگسالی محسوب میشود، شناسایی و درمان دلبستگی ناامن میتواند در پیشگیری از بروز اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد مؤثر باشد. درمانهایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شدهاند، به فرد کمک میکنند تا رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرینهای مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.
❤️🩹 درمان دلبستگی ناامن
درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگیهای فردی هر فرد به صورت شخصیسازی شده و طراحی شود. با این حال، درمانهایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شدهاند، به عنوان یک راه حل مؤثر برای بهبود دلبستگی ناامن مورد استفاده قرار میگیرند. در زیر به برخی از روشهای درمانی برای دلبستگی ناامن اشاره میکنیم:
1. روشهای شناختی-رفتاری: این روشها بیشتر بر روی شناخت و تغییر رفتارهای ناپسند و افکار منفی تمرکز دارند. در این روشها، فرد با استفاده از تمرینات و فعالیتهای مشخص، به شناخت بهتر از رفتارهای خود میپردازد و رفتارهای جایگزین سالم و سازنده را یاد میگیرد.
2. روشهای پیوستاری: در این روش، به دلیل اینکه دلبستگی ناامن بیشتر در روابط اجتماعی بیان میشود، فرد با استفاده از فعالیتهای گروهی و روابط پیوستاری، با دیگران در ارتباط است و به شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران میپردازد.
3. روشهای ارتباطی: در این روش، تمرکز بیشتر بر روی بهبود روابط با دیگران و به دست آوردن روابط امن و پایدار است. این روشها به فرد کمک میکنند تا نحوه برقراری روابط با دیگران را بهبود بخشد و رفتارهای سالم و سازنده را در روابط با دیگران یاد بگیرد.
4. روشهای پرسشنامهای: برای شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن، استفاده از پرسشنامههای مناسب میتواند مؤثر باشد. پرسشنامههایی مانند پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (Adult Attachment Questionnaire) و پرسشنامه دلبستگی کودکی (Childhood Attachment Questionnaire) به منظور شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن استفاده میشوند.
در کل، درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگیهای فردی هر فرد به صورت شخصیسازی شده و طراحی شود. با توجه به اینکه دلبستگی ناامن میتواند عوارض جدی برای فرد داشته باشد، توصیه میشود که در صورت داشتن دلبستگی ناامن، به یک روانشناس مراجعه کند تا درمان مناسب برای خود را شروع کند. همچنین، برای افرادی که با افرادی با دلبستگی ناامن روبرو میشوند، مانند همسران، دوستان و همکاران، آگاهی از دلبستگی ناامن و رفتارهای مربوط به آن میتواند به کاهش تنشها و بهبود روابط کمک کند.
به طور کلی، درمان دلبستگی ناامن شامل شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران، تغییر رفتارهای ناپسند و یادگیری رفتارهای سالم و سازنده است. درمان دلبستگی ناامن به دلیل تأثیرات بالینی و اجتماعی آن، میتواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند و بهبود کیفیت زندگی فرد را بهبود بخشد.
۲-۳
رابطه دلبستگی ناامن و اختلالات روانی بسیار مورد بررسی و توجه قرار گرفته است. تحقیقات نشان میدهد که دلبستگی ناامن در کودکی و دوران نوجوانی با احتمال بیشتری از اختلالات روانی در دوران بزرگسالی مرتبط است.
در افرادی که دلبستگی ناامن دارند، احتمال بروز اختلالات روانی مختلف از جمله افسردگی، اضطراب، اختلالات خوردن، اختلالات شخصیتی و اختلالات وسواسی-اجباری بیشتر است. همچنین، در برخی مطالعات، مشاهده شده است که دلبستگی ناامن در بیمارانی با اختلالات روانی مانند اختلال اضطراب عمده، اختلالات خلقی و اختلالات شخصیتی برجسته است.
دلبستگی ناامن میتواند تأثیرات منفی بر روی توانایی فرد در برقراری روابط سالم و پایدار داشته باشد و باعث شود که فرد به دیگران اعتماد نکند یا در روابط ناپایدار باشد. برعکس، داشتن دلبستگی امن میتواند به فرد کمک کند تا روابط سالم و پایداری با دیگران برقرار کند و باعث افزایش عملکرد روانی و احساس رضایت شخصی شود.
با توجه به اینکه دلبستگی ناامن میتواند به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز اختلالات روانی در دوران بزرگسالی محسوب میشود، شناسایی و درمان دلبستگی ناامن میتواند در پیشگیری از بروز اختلالات روانی و بهبود کیفیت زندگی افراد مؤثر باشد. درمانهایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شدهاند، به فرد کمک میکنند تا رفتارهای ناشی از دلبستگی ناامن را شناسایی کند و با تمرینهای مشخص، رفتارهای سالم و سازنده برای بهبود روابط با دیگران را یاد بگیرد.
❤️🩹 درمان دلبستگی ناامن
درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگیهای فردی هر فرد به صورت شخصیسازی شده و طراحی شود. با این حال، درمانهایی که بر اساس نظریه دلبستگی طراحی شدهاند، به عنوان یک راه حل مؤثر برای بهبود دلبستگی ناامن مورد استفاده قرار میگیرند. در زیر به برخی از روشهای درمانی برای دلبستگی ناامن اشاره میکنیم:
1. روشهای شناختی-رفتاری: این روشها بیشتر بر روی شناخت و تغییر رفتارهای ناپسند و افکار منفی تمرکز دارند. در این روشها، فرد با استفاده از تمرینات و فعالیتهای مشخص، به شناخت بهتر از رفتارهای خود میپردازد و رفتارهای جایگزین سالم و سازنده را یاد میگیرد.
2. روشهای پیوستاری: در این روش، به دلیل اینکه دلبستگی ناامن بیشتر در روابط اجتماعی بیان میشود، فرد با استفاده از فعالیتهای گروهی و روابط پیوستاری، با دیگران در ارتباط است و به شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران میپردازد.
3. روشهای ارتباطی: در این روش، تمرکز بیشتر بر روی بهبود روابط با دیگران و به دست آوردن روابط امن و پایدار است. این روشها به فرد کمک میکنند تا نحوه برقراری روابط با دیگران را بهبود بخشد و رفتارهای سالم و سازنده را در روابط با دیگران یاد بگیرد.
4. روشهای پرسشنامهای: برای شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن، استفاده از پرسشنامههای مناسب میتواند مؤثر باشد. پرسشنامههایی مانند پرسشنامه دلبستگی بزرگسالان (Adult Attachment Questionnaire) و پرسشنامه دلبستگی کودکی (Childhood Attachment Questionnaire) به منظور شناسایی و تشخیص نوع دلبستگی ناامن استفاده میشوند.
در کل، درمان دلبستگی ناامن باید بر اساس نوع دلبستگی ناامن و ویژگیهای فردی هر فرد به صورت شخصیسازی شده و طراحی شود. با توجه به اینکه دلبستگی ناامن میتواند عوارض جدی برای فرد داشته باشد، توصیه میشود که در صورت داشتن دلبستگی ناامن، به یک روانشناس مراجعه کند تا درمان مناسب برای خود را شروع کند. همچنین، برای افرادی که با افرادی با دلبستگی ناامن روبرو میشوند، مانند همسران، دوستان و همکاران، آگاهی از دلبستگی ناامن و رفتارهای مربوط به آن میتواند به کاهش تنشها و بهبود روابط کمک کند.
به طور کلی، درمان دلبستگی ناامن شامل شناخت بهتر از رفتارهای خود و روابط با دیگران، تغییر رفتارهای ناپسند و یادگیری رفتارهای سالم و سازنده است. درمان دلبستگی ناامن به دلیل تأثیرات بالینی و اجتماعی آن، میتواند در بهبود روابط شخصی و اجتماعی کمک کند و بهبود کیفیت زندگی فرد را بهبود بخشد.
۲-۳