از موریس ستودگان
سری نوشته های #الکلیسم و #هموابستگی در سیستم
🔷والدین الکلی تأثیر ماندگار بروی کودکان دارند
بسیاری از کودکان بالغ والدین الکلی اثرات ایجاد شده در یک خانواده الکلی را دست کم می
گیرند. شاید این نوع فکر یک آرزو باشد. شاید این فقط رد یک واقعیت باشد که می خواهیم گذشته خود را پشت سر بگذاریم. اما احتمالاً این احساس شرم عمیق و گناه است که کودکان افراد الکلی با مشکلات خاصی دست و پنجه نرم می کنند. اکثرا فرد بالغ به عنوان یک کودک از سیستم الکلی احساس می کند به نوعی متفاوت است. انها احساس می کنند کمبودی در زندگی انها احساس میشود - اما دقیقا نمی دانید چه چیزی است.
یکی از این کودکان که امروز بالغ است میگوید; سالها سعی کردم زندگی ام را تحت کنترل بگیرم و دوباره و دوباره احساس کردم که نمیتوانم موفق شوم. من هیچ وقت واقعاً از خودم راضی نبودم, با روحیه افسرده زندگی می کردم و احساس می کردم گم شده ام و بدون انرژی حرکت میکردم.
با این حال، هنگامی که من با کودکی خودم شروع به مقابله کردم، یک حس بسیار خوبی داشتم: من با مشکلاتم تنها نبودم و بسیاری دیگر در دنیا بودند که مثل من احساس مشابه ای داشتند.
اموختم که نمی توانم از گذشته خود فرار کنمِ
وقتی مدرسه را تمام کردم، نمی توانستم بیشتر منتظر بمانم تا برای تحصیل به شهر دیگری بروم. بالاخره از خانه دور میشدم, از زندگی خودم و بالاتر از همه لذت می برم.
هر روز به نوعی در معرض تاثیر خطر اعتیاد به الکل پدرم بودم. وقت آن بود که همه تاریکی های کودکی خود را پشت سر بگذارم و سرانجام خوشحال زندگی کنم. اما مهم نیست که چقدر سخت تلاش کردم، اما زندگی خودمختاری را تجربه نکردم. تا سالها گذشت که فهمیدم که تأثیرات آن زمان از بین نمی رود ، فقط به این دلیل که منزل والدینم را ترک کردم.
اگر در یک خانواده معتاد بزرگ شده باشید، این تأثیر زیادی بر شما خواهد گذاشت. و بالانس زندگی اغلب سالهای بعد تحقق می یابد.
در کودکی، ویژگی های شخصیتی خاصی و الگوهای روابطی ایجاد می کنیم که به ما در کنار آمدن با والدین الکلی کمک می کند. این خصوصیات و الگوهای ما همچنان به عنوان بزرگسالان در ما نقش بازی میکنند. آنها ما را برای کار، دوستی، روابط و فرزندپروری همراهی می کنند. حتی احساسات آشنا ترس ،شرم و عصبانیت نیز از بین نمی روند. غالباً ما از تحریک پذیری، استرس و مشکلات رابطه رنج می بریم .
بسیاری از افراد کمال طلب و جاه طلب هستند و در کار بسیار موفق هستند - اما در نهایت دچار فرسودگی می شوند. برخی از انها اختلالات شدید خواب دارند یا از افسردگی شدید رنج می برند. برخی همیشه با یک شریک معتاد رابطه ایجاد می کنند و به هم وابسته می شوند . تعداد معدودی خود را با بطری داروها ارام میکنند، زیرا آنها نمی دانند چگونه در غیر این صورت با مشکلات خود کنار بیایند.
👈تأثیرات رشد در خانواده اعتیاد واقعاً متنوع است . یک خانواده الکلی آشوب آور و غیرقابل پیش بینی است. انجا کودکان آرزو می کنند که از امنیت و ثبات برخوردار شوند تا در پناهگاه خانه بزرگ شوند. نیازهای آنها برآورده شود تا احساس امنیت کنند و در نهایت به صورت سالم رشد کنند.
👈این در یک خانواده ناکارآمد الکلی عملی نمی شود.
خانواده های الکلی دائما در تلاش برای زنده ماندن هستند . مسائل اعتیاد آور برای قربانی در کانون خانواده قرار دارد، در حالی که این بیماری سالهاست که انکار می شود.
همه اعضای خانواده در تلاش هستند تا وضعیت خانواده را به طور پایدار و منظم حفظ کنند. ظاهر یک خانوادهی سالم است که با تمام قدرت خود به بیرون بهتر جلوه کند.
ما به عنوان یک کودک نتوانستیم اعتیاد را درک کنیم, بنابراین خودمان را مقصر دانستیم. ما گیج شدیم زیرا ناسازگاری که ما تجربه کردیم با آنچه که بزرگسالان به ما گفتند همخوان نبود - همه چیز درست و عادی است.
👈خانه ما می توانست ترسناک و ترسناک باشد.
معتادان اغلب غیرقابل پیش بینی و گاهی سبب آزار و اذیت فرزندان خود هستند - از نظر عاطفی و جسمی. ما هرگز نمی دانستیم وقتی از مدرسه به خانه می آییم ، در خانه چه وضعیت و روحیه ای پیدا خواهیم کرد.
ما دائما در معرض این عدم قطعیت و استرس ناشی از آن قرار گرفتیم . اکثرا به نزاع ها و مشکلات می رسید. تنش دائم فقط بخشی از زندگی روزمره ما بود.
👈 زندگی را ایجاد کنیم که در داخل احساس خوبی داشته باشیم، نه آن که فقط از بیرون به نظر خوب برسد.
اگر در یک خانواده الکلی بزرگ شده اید، ناامن و آرزوی پذیرش و قدردانی داشتید, دروغ های مداوم و دستکاری والدین مطرح بود، اعتماد به نفس شما امروز دشوار میشود.
شما سخت تلاش می کنید و همیشه سعی می کنید ارزش خود را حفط کنید و دیگران را خوشحال کنید. همچنین در بیان احساسات و افکار خود مشکلی دارید، همانطور که در کودکی یاد گرفته اید که بهتر است مراقب دیگران باشید.
@thinkpluswithus
1
سری نوشته های #الکلیسم و #هموابستگی در سیستم
🔷والدین الکلی تأثیر ماندگار بروی کودکان دارند
بسیاری از کودکان بالغ والدین الکلی اثرات ایجاد شده در یک خانواده الکلی را دست کم می
گیرند. شاید این نوع فکر یک آرزو باشد. شاید این فقط رد یک واقعیت باشد که می خواهیم گذشته خود را پشت سر بگذاریم. اما احتمالاً این احساس شرم عمیق و گناه است که کودکان افراد الکلی با مشکلات خاصی دست و پنجه نرم می کنند. اکثرا فرد بالغ به عنوان یک کودک از سیستم الکلی احساس می کند به نوعی متفاوت است. انها احساس می کنند کمبودی در زندگی انها احساس میشود - اما دقیقا نمی دانید چه چیزی است.
یکی از این کودکان که امروز بالغ است میگوید; سالها سعی کردم زندگی ام را تحت کنترل بگیرم و دوباره و دوباره احساس کردم که نمیتوانم موفق شوم. من هیچ وقت واقعاً از خودم راضی نبودم, با روحیه افسرده زندگی می کردم و احساس می کردم گم شده ام و بدون انرژی حرکت میکردم.
با این حال، هنگامی که من با کودکی خودم شروع به مقابله کردم، یک حس بسیار خوبی داشتم: من با مشکلاتم تنها نبودم و بسیاری دیگر در دنیا بودند که مثل من احساس مشابه ای داشتند.
اموختم که نمی توانم از گذشته خود فرار کنمِ
وقتی مدرسه را تمام کردم، نمی توانستم بیشتر منتظر بمانم تا برای تحصیل به شهر دیگری بروم. بالاخره از خانه دور میشدم, از زندگی خودم و بالاتر از همه لذت می برم.
هر روز به نوعی در معرض تاثیر خطر اعتیاد به الکل پدرم بودم. وقت آن بود که همه تاریکی های کودکی خود را پشت سر بگذارم و سرانجام خوشحال زندگی کنم. اما مهم نیست که چقدر سخت تلاش کردم، اما زندگی خودمختاری را تجربه نکردم. تا سالها گذشت که فهمیدم که تأثیرات آن زمان از بین نمی رود ، فقط به این دلیل که منزل والدینم را ترک کردم.
اگر در یک خانواده معتاد بزرگ شده باشید، این تأثیر زیادی بر شما خواهد گذاشت. و بالانس زندگی اغلب سالهای بعد تحقق می یابد.
در کودکی، ویژگی های شخصیتی خاصی و الگوهای روابطی ایجاد می کنیم که به ما در کنار آمدن با والدین الکلی کمک می کند. این خصوصیات و الگوهای ما همچنان به عنوان بزرگسالان در ما نقش بازی میکنند. آنها ما را برای کار، دوستی، روابط و فرزندپروری همراهی می کنند. حتی احساسات آشنا ترس ،شرم و عصبانیت نیز از بین نمی روند. غالباً ما از تحریک پذیری، استرس و مشکلات رابطه رنج می بریم .
بسیاری از افراد کمال طلب و جاه طلب هستند و در کار بسیار موفق هستند - اما در نهایت دچار فرسودگی می شوند. برخی از انها اختلالات شدید خواب دارند یا از افسردگی شدید رنج می برند. برخی همیشه با یک شریک معتاد رابطه ایجاد می کنند و به هم وابسته می شوند . تعداد معدودی خود را با بطری داروها ارام میکنند، زیرا آنها نمی دانند چگونه در غیر این صورت با مشکلات خود کنار بیایند.
👈تأثیرات رشد در خانواده اعتیاد واقعاً متنوع است . یک خانواده الکلی آشوب آور و غیرقابل پیش بینی است. انجا کودکان آرزو می کنند که از امنیت و ثبات برخوردار شوند تا در پناهگاه خانه بزرگ شوند. نیازهای آنها برآورده شود تا احساس امنیت کنند و در نهایت به صورت سالم رشد کنند.
👈این در یک خانواده ناکارآمد الکلی عملی نمی شود.
خانواده های الکلی دائما در تلاش برای زنده ماندن هستند . مسائل اعتیاد آور برای قربانی در کانون خانواده قرار دارد، در حالی که این بیماری سالهاست که انکار می شود.
همه اعضای خانواده در تلاش هستند تا وضعیت خانواده را به طور پایدار و منظم حفظ کنند. ظاهر یک خانوادهی سالم است که با تمام قدرت خود به بیرون بهتر جلوه کند.
ما به عنوان یک کودک نتوانستیم اعتیاد را درک کنیم, بنابراین خودمان را مقصر دانستیم. ما گیج شدیم زیرا ناسازگاری که ما تجربه کردیم با آنچه که بزرگسالان به ما گفتند همخوان نبود - همه چیز درست و عادی است.
👈خانه ما می توانست ترسناک و ترسناک باشد.
معتادان اغلب غیرقابل پیش بینی و گاهی سبب آزار و اذیت فرزندان خود هستند - از نظر عاطفی و جسمی. ما هرگز نمی دانستیم وقتی از مدرسه به خانه می آییم ، در خانه چه وضعیت و روحیه ای پیدا خواهیم کرد.
ما دائما در معرض این عدم قطعیت و استرس ناشی از آن قرار گرفتیم . اکثرا به نزاع ها و مشکلات می رسید. تنش دائم فقط بخشی از زندگی روزمره ما بود.
👈 زندگی را ایجاد کنیم که در داخل احساس خوبی داشته باشیم، نه آن که فقط از بیرون به نظر خوب برسد.
اگر در یک خانواده الکلی بزرگ شده اید، ناامن و آرزوی پذیرش و قدردانی داشتید, دروغ های مداوم و دستکاری والدین مطرح بود، اعتماد به نفس شما امروز دشوار میشود.
شما سخت تلاش می کنید و همیشه سعی می کنید ارزش خود را حفط کنید و دیگران را خوشحال کنید. همچنین در بیان احساسات و افکار خود مشکلی دارید، همانطور که در کودکی یاد گرفته اید که بهتر است مراقب دیگران باشید.
@thinkpluswithus
1
دوران کودکی شما غیرقابل کنترل وغیرقابل پیش بینی بود. با این کار سعی می کنید کنترل همه چیز را و همه - از جمله روابط خود را کنترل کنید. این نه تنها بسیار زیاد است بلکه فوق العاده فرسوده کننده و انرژی خوار است .
📍10 مورد که هنوز شما را به عنوان یک کودک- بزرگسال یک سیستم الکلی همراهی می کند!
1. شرم و تنهایی
نویسنده برٍن براون شرم را به عنوان "احساس بسیار دردناک و یا اعتقاد به تجربه بسیار دردناک که ما کمبود انرا تجربه کردیم و در نتیجه سزاوار عشق و تعلق هستیم." میبیند. این احساس آشنا از دوران کودکی بدان معنی است که شما به سرعت خود را محکوم میکنید و احساس اینکه حال شما خوب نیست.
یکی از قوانین گنگ در خانواده الکلی این است که"حرف نزن". درمورد الكلیسم یا سایر مشكلات هیچ صحبتی وجود ندارد. و به خصوص در بیرون سیستم کسی درباره آن صحبت نمی کند - راز تاریک خانواده بسیار شرم آور است .
اگر عمیقاً باور داشته باشید که لایق عشق نیستید, نمی توانید خود را دوست داشته باشید. شما ناخوداگاه به خودتان اجازه نمی دهید که واقعاً دیگران را دوست داشته باشید.
2. به مشکلات اعتماد کنید
شما در کودکی بارها رها شدید و آزار دیده اید . طبیعی است که قلب خود را به علت محافظت از خود ببندید.
اعتماد به مردم (از جمله خودتان) برای شما سخت است. شما نمی توانید به درستی وارد رابطه شوید و خود را از نظر عاطفی بسپارید. این همچنین بدان معنی است که شما خود واقعی خود را کاملاً آشکار نمی کنید که نتیجه آن صمیمیت کمی است.
👈رابطه با شریک زندگی تان عمیق نیست و با وجود رابطه احساس تنهایی می کنید .
3. انتقاد شدید از خود
از بیرون ، همیشه به شما گفته می شود که شما به اندازه کافی خوب نیستید یا خیلی دوست داشتنی نیستید. در آن زمان اعتقاد داشتید که از نظم خارج هستید و مسئول مشکلات موجود در خانواده هستید.
از طریق این اعتقادات که در کودکی درونی شده است، شما خودتان بسیار سخت گیر هستید و در بخشش خود مشکل دارید. از آنجا که فکر می کنید ارزشمند نیستید ، تمرین عشق ورزی سالم برای شما سخت است.
4- سفتی و انعطاف پذیری
با هر نوع تغییر ، شما در حال تلاش هستید. روالها احساس امنیت به شما می دهند و عادت ها به شما کمک می کنند در زندگی روزمره احساس خوبی داشته باشید. تغییرات ناگهانی برنامه یا چیزی فراتر از کنترل شما می تواند باعث ترس و ناامنی در شما شود.
حتی اگر می دانید که تغییر برای شادی شما اجتناب ناپذیر است ، معمولاً ترس از تغییر بیشتر است. شما ترجیح می دهید به جای تغییر چیزی در زندگی ،ناراضی را بپذیرید .
5- دیگران را درست کنید
شما یک میل شدید دارید که مورد پسند افراد دیگری باشید و مورد قبول واقع شوید. این امر به این دلیل است که در کودکی خود را طرد شده، نادیده گرفته و مورد سوء استفاده قرار داده اید.
درست کردن دیگران نیز یک تاکتیک ناخودآگاه برای جلوگیری از درگیری است. نزاع هایی که از کودکی برای شما آشنا هستند و تجربه دردناک همراه داشتند سبب میشوند از هر بحثی جلوگیری کنید.
6. کمال گرایی
شما سعی می کنید از هر نظر کامل باشید تا از انتقاد دیگران (یا خودتان) در امان باشید. این امر شما را برای اثبات خود و شخص خود تحت فشار مداوم قرار می دهد .
با این وجود ، می فهمید که خدمات شما رضایت بخش نیستند. به نظر شما همیشه چیزی برای شکایت وجود دارد. شما می خواهید بهتر و بهتر باشید و بر این اساس اهداف بالاتری را تعیین کنید.
7. حساسیت بالا
شما یک شخصیت حساس و همدلی دارید، اما تا حد زیادی احساسات آنها را سرکوب می کنید. علی رغم ماهیت دلسوزانه و مهربان ، در کنار آمدن با حساسیت خود مشکل دارید.
شما نمی توانید به خوبی انتقاد را بپذیریر زیرا شما آن را شخصی تلقی میکنید. احساس رضایت نمی کنید و به اندازه کافی خوب نیستید.
8- احساس مسئولیت شدید
خیلی زود ، شما باید مسئولیت والدین خود را به عهده گرفته باشید. این می تواند مهارت سازماندهی یا موارد دیگری در شما را تقویت کرده باشد.
همچنین در سطح عاطفی ممکن است مجبور شوید مسئولیت را به عهده بگیرید. به عنوان مثال ، به ساکت کردن خواهر و برادرهای خود در هنگام نزاع والدین بپردازید.
از آنجایی که شما به آن عادت نکردید ، همچنان مسئولیت احساس دیگران را به عهده می گیرید یا برای حل مشکلات آنها تلاش می کنید .
9. ترس
فرزندان والدین الکلی یک ترس عمیق را در خود دارند. پس از حوادث در دوران کودکی باعث میشود که همیشه در حالت آماده باش احساسی بمانند. غالباً وقتی هیچ امنیتی وجود نداشته باشد ، دچار مشکل می شوند. بیشتر اوقات عصبی، پر تنش و نگران هستند.
این ترس انها را به دام می اندازد. هر وقت سعی می کنند یکی از نکات فوق را برطرف کنند، ترس به خانه شان باز می گردد.
@thinkpluswithus
2
📍10 مورد که هنوز شما را به عنوان یک کودک- بزرگسال یک سیستم الکلی همراهی می کند!
1. شرم و تنهایی
نویسنده برٍن براون شرم را به عنوان "احساس بسیار دردناک و یا اعتقاد به تجربه بسیار دردناک که ما کمبود انرا تجربه کردیم و در نتیجه سزاوار عشق و تعلق هستیم." میبیند. این احساس آشنا از دوران کودکی بدان معنی است که شما به سرعت خود را محکوم میکنید و احساس اینکه حال شما خوب نیست.
یکی از قوانین گنگ در خانواده الکلی این است که"حرف نزن". درمورد الكلیسم یا سایر مشكلات هیچ صحبتی وجود ندارد. و به خصوص در بیرون سیستم کسی درباره آن صحبت نمی کند - راز تاریک خانواده بسیار شرم آور است .
اگر عمیقاً باور داشته باشید که لایق عشق نیستید, نمی توانید خود را دوست داشته باشید. شما ناخوداگاه به خودتان اجازه نمی دهید که واقعاً دیگران را دوست داشته باشید.
2. به مشکلات اعتماد کنید
شما در کودکی بارها رها شدید و آزار دیده اید . طبیعی است که قلب خود را به علت محافظت از خود ببندید.
اعتماد به مردم (از جمله خودتان) برای شما سخت است. شما نمی توانید به درستی وارد رابطه شوید و خود را از نظر عاطفی بسپارید. این همچنین بدان معنی است که شما خود واقعی خود را کاملاً آشکار نمی کنید که نتیجه آن صمیمیت کمی است.
👈رابطه با شریک زندگی تان عمیق نیست و با وجود رابطه احساس تنهایی می کنید .
3. انتقاد شدید از خود
از بیرون ، همیشه به شما گفته می شود که شما به اندازه کافی خوب نیستید یا خیلی دوست داشتنی نیستید. در آن زمان اعتقاد داشتید که از نظم خارج هستید و مسئول مشکلات موجود در خانواده هستید.
از طریق این اعتقادات که در کودکی درونی شده است، شما خودتان بسیار سخت گیر هستید و در بخشش خود مشکل دارید. از آنجا که فکر می کنید ارزشمند نیستید ، تمرین عشق ورزی سالم برای شما سخت است.
4- سفتی و انعطاف پذیری
با هر نوع تغییر ، شما در حال تلاش هستید. روالها احساس امنیت به شما می دهند و عادت ها به شما کمک می کنند در زندگی روزمره احساس خوبی داشته باشید. تغییرات ناگهانی برنامه یا چیزی فراتر از کنترل شما می تواند باعث ترس و ناامنی در شما شود.
حتی اگر می دانید که تغییر برای شادی شما اجتناب ناپذیر است ، معمولاً ترس از تغییر بیشتر است. شما ترجیح می دهید به جای تغییر چیزی در زندگی ،ناراضی را بپذیرید .
5- دیگران را درست کنید
شما یک میل شدید دارید که مورد پسند افراد دیگری باشید و مورد قبول واقع شوید. این امر به این دلیل است که در کودکی خود را طرد شده، نادیده گرفته و مورد سوء استفاده قرار داده اید.
درست کردن دیگران نیز یک تاکتیک ناخودآگاه برای جلوگیری از درگیری است. نزاع هایی که از کودکی برای شما آشنا هستند و تجربه دردناک همراه داشتند سبب میشوند از هر بحثی جلوگیری کنید.
6. کمال گرایی
شما سعی می کنید از هر نظر کامل باشید تا از انتقاد دیگران (یا خودتان) در امان باشید. این امر شما را برای اثبات خود و شخص خود تحت فشار مداوم قرار می دهد .
با این وجود ، می فهمید که خدمات شما رضایت بخش نیستند. به نظر شما همیشه چیزی برای شکایت وجود دارد. شما می خواهید بهتر و بهتر باشید و بر این اساس اهداف بالاتری را تعیین کنید.
7. حساسیت بالا
شما یک شخصیت حساس و همدلی دارید، اما تا حد زیادی احساسات آنها را سرکوب می کنید. علی رغم ماهیت دلسوزانه و مهربان ، در کنار آمدن با حساسیت خود مشکل دارید.
شما نمی توانید به خوبی انتقاد را بپذیریر زیرا شما آن را شخصی تلقی میکنید. احساس رضایت نمی کنید و به اندازه کافی خوب نیستید.
8- احساس مسئولیت شدید
خیلی زود ، شما باید مسئولیت والدین خود را به عهده گرفته باشید. این می تواند مهارت سازماندهی یا موارد دیگری در شما را تقویت کرده باشد.
همچنین در سطح عاطفی ممکن است مجبور شوید مسئولیت را به عهده بگیرید. به عنوان مثال ، به ساکت کردن خواهر و برادرهای خود در هنگام نزاع والدین بپردازید.
از آنجایی که شما به آن عادت نکردید ، همچنان مسئولیت احساس دیگران را به عهده می گیرید یا برای حل مشکلات آنها تلاش می کنید .
9. ترس
فرزندان والدین الکلی یک ترس عمیق را در خود دارند. پس از حوادث در دوران کودکی باعث میشود که همیشه در حالت آماده باش احساسی بمانند. غالباً وقتی هیچ امنیتی وجود نداشته باشد ، دچار مشکل می شوند. بیشتر اوقات عصبی، پر تنش و نگران هستند.
این ترس انها را به دام می اندازد. هر وقت سعی می کنند یکی از نکات فوق را برطرف کنند، ترس به خانه شان باز می گردد.
@thinkpluswithus
2
10. مراقب دیگران باشید و آنها را نجات دهید
اغلب شما تا به حال به مراقبت از پدر و مادر یا خواهر و برادر خود پرداختید. شاید به یاد داشته باشید که از دیگران بخاطر شجاعت و دلسوزی خود تحسین می شوید . و شاید شما نیز به یاد داشته باشید که می خواستید مادر یا پدر خود را ترغیب کنید که از نوشیدن خودداری کنند. حتی به عنوان یک بزرگسال، شما وقت و انرژی زیادی را صرف مراقبت از افراد دیگر می کنید . بعضی اوقات حتی تا جایی پیش می رود که این افراد تغییر یا نجات پیدا کنند .
شما از نیازهای خود غفلت می کنید و به دیگران اجازه می دهید تا از مهربانی شما استفاده کنند. برای بسیاری از افراد، این گاهی اوقات به همین دلیل است که بارها به یک شریک زندگی معتاد دل میبندند.
شما خالق زندگی خود هستید
ممکن است شما به عنوان کودکان خانواده الکلی نکات ذکر شده را با برخی (یا شاید همه) بشناسید. اما این شرطی نیست که شما باید تا آخر عمر از آن پیروی کنید.
شما زندگی خود را در دستان خود دارید و می توانید هر روز به طور فعال بر روی خوشبختی خود کار کنید. شفابخشی از زمانی شروع می شود که می فهمید منبع مشکلات کجاست. انزمان راه بهبودی بسیار آسانتر خواهد بود; اگر بدانیم که با مشکلات خود تنها نیستیم .
از مقابله با گذشته خود نترسید. اگرچه دردناک است، اما او بخشی از شماست . مطمینا شما این قدرت را دارید که بالاخره از کودکی خود بیرون بیایید. درک اینکه شما با پیدا کردن خود واقعیتان توانید عزت نفس خود را تقویت کرده و
اعتماد به نفس خود را به دست اورید. یک اعتماد به نفس مثبت ایجاد کرده و زندگی تحقق بخشی را که شایسته شماست خلق کنید.
و اگر امروز کسی به شما نگفت، شما با ارزش و فوق العاده هستید! شما انرا میدانید که فوقالعاده اید.
پایان قسمت سوم.
از موریس ستودگان
📣این از سری نوشته ها در مورد #الکلیسم و #هموابستگی میباشد. که در پایان مطالب لیست منابع اعلام.خواهد شد.
@thinkpluswithus
3
اغلب شما تا به حال به مراقبت از پدر و مادر یا خواهر و برادر خود پرداختید. شاید به یاد داشته باشید که از دیگران بخاطر شجاعت و دلسوزی خود تحسین می شوید . و شاید شما نیز به یاد داشته باشید که می خواستید مادر یا پدر خود را ترغیب کنید که از نوشیدن خودداری کنند. حتی به عنوان یک بزرگسال، شما وقت و انرژی زیادی را صرف مراقبت از افراد دیگر می کنید . بعضی اوقات حتی تا جایی پیش می رود که این افراد تغییر یا نجات پیدا کنند .
شما از نیازهای خود غفلت می کنید و به دیگران اجازه می دهید تا از مهربانی شما استفاده کنند. برای بسیاری از افراد، این گاهی اوقات به همین دلیل است که بارها به یک شریک زندگی معتاد دل میبندند.
شما خالق زندگی خود هستید
ممکن است شما به عنوان کودکان خانواده الکلی نکات ذکر شده را با برخی (یا شاید همه) بشناسید. اما این شرطی نیست که شما باید تا آخر عمر از آن پیروی کنید.
شما زندگی خود را در دستان خود دارید و می توانید هر روز به طور فعال بر روی خوشبختی خود کار کنید. شفابخشی از زمانی شروع می شود که می فهمید منبع مشکلات کجاست. انزمان راه بهبودی بسیار آسانتر خواهد بود; اگر بدانیم که با مشکلات خود تنها نیستیم .
از مقابله با گذشته خود نترسید. اگرچه دردناک است، اما او بخشی از شماست . مطمینا شما این قدرت را دارید که بالاخره از کودکی خود بیرون بیایید. درک اینکه شما با پیدا کردن خود واقعیتان توانید عزت نفس خود را تقویت کرده و
اعتماد به نفس خود را به دست اورید. یک اعتماد به نفس مثبت ایجاد کرده و زندگی تحقق بخشی را که شایسته شماست خلق کنید.
و اگر امروز کسی به شما نگفت، شما با ارزش و فوق العاده هستید! شما انرا میدانید که فوقالعاده اید.
پایان قسمت سوم.
از موریس ستودگان
📣این از سری نوشته ها در مورد #الکلیسم و #هموابستگی میباشد. که در پایان مطالب لیست منابع اعلام.خواهد شد.
@thinkpluswithus
3
🔷 #الکلیسم و #هموابستگی در سیستم
از دکتر موریس ستودگان
این مقاله برگرفته از كتابهای
"Lieber schlau statt blau"
نوشته یوهانس لیندنمایر و "وقتی الكل به مشكلی تبدیل می شود" نوشته فرانتز دیتمار است.
پدر من یک کارمند ارشد دولتی بود و مرتباً به سر کار می رفت. او علی رغم گرایش زیاد به الکل ،همواره توانسته بود با شغل و زندگی روزمره مقابله کند. در نتیجه، او سالها وابستگی خود را انکار و پوشانده بود. اگر یک فرد الکلی به خوبی عملکردهای روزانه و شغلی خود را ایفا کند، برخی از متخصصان از به اصطلاح "الکلی عملکردی" صحبت می کنند.
خودم سالهاست که با موضوع الکل و اعتیاد سر و کار دارم. نه تنها برای درک رفتار و صفات پدرم - اما در درجه اول به بازتاب نقش خودم به عنوان فرزند یک سیستم الکلی پرداختم.
من سؤالاتی داشتم به دلیل این که هرگز خودم معتاد نبودم و نمی توانستم به عنوان یک فرد غیر الکلی پاسخ دهم. من می خواستم بیشتر درباره پدیده "الکلی عملکردی" و مهمتر از همه نحوه برخورد با آن از طرف بستگان بیشتر بدانم .
من با Burkhard Thom مصاحبه کردم - یک مدیر خرید و تاجر که 25 سال است که یک الکلی خشک است (مصرف الکل ندارد). او یک وبلاگ نویس، نویسنده مقالات متعدد است و خوانش و گفتگو برگزار می کند. او سالها با افراد مبتلا به اعتیاد به الکل در خانواده همکاری داشته است. او اولین داستان الکلی ها را در کتاب اول خود با عنوان "الکل - خطر در همه جا کمین می کند!" منتشر کرده است .
وی در کتاب راهنمایی دوم خود با عنوان "الکل - فریادی برای کمک" بر جلوگیری از عود و همچنین اقدامات و کمک به بستگان معتادین متمرکز شده است. اطلاعات دقیق در مورد این کتاب را می توانید در انتهای مقاله پیدا کنید.
🔺از پوشاندن اعتیاد گرفته تا دیدن بیماری
بورکهارت اعتیاد به الکل خود را "انتقال کشویی"دیرینه توصیف می کند (انتقال در سیستم). او در سال اول کارآموزی خود هر روز شراب می نوشید. استفاده از الکل در طول سالهای متوالی، و تمرکز بر روی یک کار دائمی و در اوقات فراغت ، او همه کاره بود.
مانند همه معتادین به الکل، رفتار آشامیدن الکل او که به ظاهر بی ضرر بود به تدریج به یک اعتیاد تبدیل شده بود. "آگاهانه بگویم، وابستگی من نسبتاً زودرس بود، اما من تا اندکی قبل از سفرم توجه ای به ان نشان ندادم."
این بدان معنی است که وی علیرغم "آگاهی از اعتیاد" سالها ، مصرف گسترده الکل وی حتی از خانواده اش پنهان میکرد. روزی او با تجربه كلیدی خود در یك سفر از خواب اعتیاد "بیدار" شد.
این ترک-سرد با حمایت همسرش انجام شد (حمایت سیستم در ترک اعتیاد الزامیست) كه در طی آن او توانست هر مرحله از ترک را به وضوح حس كند: از لرزش و تعریق تا درد و گرفتگی عضلات گرفته تا توهم.
پروسه ترک "افتضاح و فوق العاده خطرناکی بود" بورکهارت تاکید می کند که او هرگز دوباره این "ترک سرد" را به صراحت تکرار نخواهد کرد.
ترک سرد در خانه شکل میگیرد و نه کلینیک.
بسیاری از بستگان و همچنین من اغلب با این سؤال"چرا کسی معتاد میشود؟" سروکار داریم. بنابراین من از بورکهارت در مورد دلایل احتمالی ان سؤال کردم.
در واقع یک طرح مشخص برای وابستگی او وجود نداشت. در عوض، چندین عامل مرکب نقش داشتند، از جمله به عنوان مثال، روال کاری طاقت فرسا، ناامنی و بی ثباتی خود و همچنین میل به فرار از مشکلات. عدم مهارت نه گفتنِ علاوه بر این، ژنتیک یک عامل پر رنگیست - پدر بورکهارت نیز یک الکلی بود.
🔺عملکرد-الکلی و زندگی روزمره
"من همیشه اعتقاد داشته ام كه در شغل خودم خوب كار می كنم. احساس انعطاف پذیری می کردم و فکر می کردم بهترین خریدار و باهوش ترین رئیس بخش هستم. اما اگر احساس امنیت نداشتم، می نوشیدم. وقتی در پی سترس نتوانستم بخوابم، نوشیدم. و اگر موفق میشدم، باز هم نوشیدم."
اگرچه نویسنده هرگز در ساعات کاری نمی نوشید اما کارهای روزانه خود را که گاه زودتر به پایان می رسید برای گرفتن بطری مشروب پس از کار اختصاص مبیداد. در طول سفرهای فراوان وی به خارج از کشور، قوانین مختلفی برای او و همکار انش اعمال شد.
چه در هواپیما، چه در حین غذا خوردن با هم و چه بعد از کار در هتل- الکل تقریباً در هر ساعت از روز و در هر فرصتی موجود بود. بازگشت در آلمان، زندگی روزمره ادامه داشت; کار در طول روز، در عصر شام و آبجو و پس از کار طبیعتا در یک بار با دوستان یا همسرم.
👈محیط من متوجه نشده بود یا به اندازه کافی هوشمند بود که به من خبر ندهد.
بورکهارت بر این عقیده است که یک الکلی- عملکردی در نهایت فقط از دیدگاه خودش کار می کند: او معتقد است که میتواند مخفی کند و مشکلی ندارد. این.باور اصولاً همیشه مربوط به یک فرد الکلی است. فرقی نمی کند که کار کند یا مرتباً با ابجو در خیابان "پرسه میزند".
@ thinkpluswithus
1
از دکتر موریس ستودگان
این مقاله برگرفته از كتابهای
"Lieber schlau statt blau"
نوشته یوهانس لیندنمایر و "وقتی الكل به مشكلی تبدیل می شود" نوشته فرانتز دیتمار است.
پدر من یک کارمند ارشد دولتی بود و مرتباً به سر کار می رفت. او علی رغم گرایش زیاد به الکل ،همواره توانسته بود با شغل و زندگی روزمره مقابله کند. در نتیجه، او سالها وابستگی خود را انکار و پوشانده بود. اگر یک فرد الکلی به خوبی عملکردهای روزانه و شغلی خود را ایفا کند، برخی از متخصصان از به اصطلاح "الکلی عملکردی" صحبت می کنند.
خودم سالهاست که با موضوع الکل و اعتیاد سر و کار دارم. نه تنها برای درک رفتار و صفات پدرم - اما در درجه اول به بازتاب نقش خودم به عنوان فرزند یک سیستم الکلی پرداختم.
من سؤالاتی داشتم به دلیل این که هرگز خودم معتاد نبودم و نمی توانستم به عنوان یک فرد غیر الکلی پاسخ دهم. من می خواستم بیشتر درباره پدیده "الکلی عملکردی" و مهمتر از همه نحوه برخورد با آن از طرف بستگان بیشتر بدانم .
من با Burkhard Thom مصاحبه کردم - یک مدیر خرید و تاجر که 25 سال است که یک الکلی خشک است (مصرف الکل ندارد). او یک وبلاگ نویس، نویسنده مقالات متعدد است و خوانش و گفتگو برگزار می کند. او سالها با افراد مبتلا به اعتیاد به الکل در خانواده همکاری داشته است. او اولین داستان الکلی ها را در کتاب اول خود با عنوان "الکل - خطر در همه جا کمین می کند!" منتشر کرده است .
وی در کتاب راهنمایی دوم خود با عنوان "الکل - فریادی برای کمک" بر جلوگیری از عود و همچنین اقدامات و کمک به بستگان معتادین متمرکز شده است. اطلاعات دقیق در مورد این کتاب را می توانید در انتهای مقاله پیدا کنید.
🔺از پوشاندن اعتیاد گرفته تا دیدن بیماری
بورکهارت اعتیاد به الکل خود را "انتقال کشویی"دیرینه توصیف می کند (انتقال در سیستم). او در سال اول کارآموزی خود هر روز شراب می نوشید. استفاده از الکل در طول سالهای متوالی، و تمرکز بر روی یک کار دائمی و در اوقات فراغت ، او همه کاره بود.
مانند همه معتادین به الکل، رفتار آشامیدن الکل او که به ظاهر بی ضرر بود به تدریج به یک اعتیاد تبدیل شده بود. "آگاهانه بگویم، وابستگی من نسبتاً زودرس بود، اما من تا اندکی قبل از سفرم توجه ای به ان نشان ندادم."
این بدان معنی است که وی علیرغم "آگاهی از اعتیاد" سالها ، مصرف گسترده الکل وی حتی از خانواده اش پنهان میکرد. روزی او با تجربه كلیدی خود در یك سفر از خواب اعتیاد "بیدار" شد.
این ترک-سرد با حمایت همسرش انجام شد (حمایت سیستم در ترک اعتیاد الزامیست) كه در طی آن او توانست هر مرحله از ترک را به وضوح حس كند: از لرزش و تعریق تا درد و گرفتگی عضلات گرفته تا توهم.
پروسه ترک "افتضاح و فوق العاده خطرناکی بود" بورکهارت تاکید می کند که او هرگز دوباره این "ترک سرد" را به صراحت تکرار نخواهد کرد.
ترک سرد در خانه شکل میگیرد و نه کلینیک.
بسیاری از بستگان و همچنین من اغلب با این سؤال"چرا کسی معتاد میشود؟" سروکار داریم. بنابراین من از بورکهارت در مورد دلایل احتمالی ان سؤال کردم.
در واقع یک طرح مشخص برای وابستگی او وجود نداشت. در عوض، چندین عامل مرکب نقش داشتند، از جمله به عنوان مثال، روال کاری طاقت فرسا، ناامنی و بی ثباتی خود و همچنین میل به فرار از مشکلات. عدم مهارت نه گفتنِ علاوه بر این، ژنتیک یک عامل پر رنگیست - پدر بورکهارت نیز یک الکلی بود.
🔺عملکرد-الکلی و زندگی روزمره
"من همیشه اعتقاد داشته ام كه در شغل خودم خوب كار می كنم. احساس انعطاف پذیری می کردم و فکر می کردم بهترین خریدار و باهوش ترین رئیس بخش هستم. اما اگر احساس امنیت نداشتم، می نوشیدم. وقتی در پی سترس نتوانستم بخوابم، نوشیدم. و اگر موفق میشدم، باز هم نوشیدم."
اگرچه نویسنده هرگز در ساعات کاری نمی نوشید اما کارهای روزانه خود را که گاه زودتر به پایان می رسید برای گرفتن بطری مشروب پس از کار اختصاص مبیداد. در طول سفرهای فراوان وی به خارج از کشور، قوانین مختلفی برای او و همکار انش اعمال شد.
چه در هواپیما، چه در حین غذا خوردن با هم و چه بعد از کار در هتل- الکل تقریباً در هر ساعت از روز و در هر فرصتی موجود بود. بازگشت در آلمان، زندگی روزمره ادامه داشت; کار در طول روز، در عصر شام و آبجو و پس از کار طبیعتا در یک بار با دوستان یا همسرم.
👈محیط من متوجه نشده بود یا به اندازه کافی هوشمند بود که به من خبر ندهد.
بورکهارت بر این عقیده است که یک الکلی- عملکردی در نهایت فقط از دیدگاه خودش کار می کند: او معتقد است که میتواند مخفی کند و مشکلی ندارد. این.باور اصولاً همیشه مربوط به یک فرد الکلی است. فرقی نمی کند که کار کند یا مرتباً با ابجو در خیابان "پرسه میزند".
@ thinkpluswithus
1
🔺همکاری و فشار کار پر سترس
آلمان مانند بسیاری از کشورهای اروپایی، جامعه ای بسیار پر زمینه برای نوشیدن است . الکل همه جا موجود است و امروز متعلق به "جامعه خوب" است.
"در جاهایی که از نظر ساختاری ضعیف باشیم و ننوشیم، افرادی که ننوشند به حاشیه رانده می شوند، در کلوپ های ورزشی به آنها تعلق ندارید اگر در ابجو همراهی نکنید. در مهمانی ها شما یک ادم بی مزه و لوس هستید اگر همراهی نکنید و در رویدادهایی که شما را به عنوان حامی الکل در نظر می گیرند - باید همراهی کنید."
دست کم گرفتن خطر اعتیاد از نظر من نیز چشم پوشی مداوم ما برای موفقیت و کارآیی در شغل ماست. در جامعه عملکرد گرای ما ، ما فقط می توانیم وجود داشته باشیم; اگر فعالیت های ما, شغل پر سترس ما، خانواده و اوقات فراغت ما همواره زیر یک سقف قابل مدیریت باشند.
👈من و بورکهارت موافق هستیم: الکل نقش مهمی در زندگی روزمره دارد.
بعد از یک روز سترس زا ، ما با یک نوشیدنی پس از کار به خود پاداش کاذب میدهیم. ما آرام می شویم و.حتی ممکن است یکی از نگرانی های دیگر ما را با لیوان بعدی ارامتر کند و ...
البته همه کسانی که این کار را انجام می دهند به طور خودکار به اعتیاد دست پیدا نمی کنند.
اما چنین رفتاری باعث افزایش مصرف و مشكل شده و در اینگونه افراد با زمینه اعتیاد را عمیق تر به وابستگی بخود سوق می دهد . بورکهارت از تجربه خود میگوید: "الکل ممکن است در ابتدا عملکرد مثبت شخص را افزایش دهد، اما عملکرد کلی بلند مدت را از بین می برد." چرا که اعتیاد ساختار مغز را تغییر داده و نورونهای خاکستری مغز را از بین میبرد.
🔺الکل هرگز به از بین بردن اندوه دراز مدت کمک نمی کند.
ممکن است عصر هنگام رسیدن شیشه الکل، مشکل خود را به طور خلاصه فراموش کنیم. اما واقعیت این است:
👈روز بعد الکل در بدن ناپدید شده و مشکل هنوز باقی میماند.
تعداد بالایی از مواد غذایی و دارو ، که با الکل مخلوط میشوند، برای بورکهارت سوال برانگیز است. این نشان می دهد که خطرات الکل (هنوز) جدی گرفته نمیشود. بیانیه گسترده ای از شرکت های بزرگ مواد غذایی و لیست مفصلی از محصولات را می توان در کتاب اول او یافت .
اگرچه نمونه های بسیار دیگری از ترویج اعتیاد به الکل در محیط زیست وجود دارد ، اما درک یک چیز مهم است:
👈اعتیاد به الکل فقط به عهده خود شخص الكلی است.
🔺چه زمانی الکل یک مشکل جدی است؟
دوره وابستگی به الکل فردی است و دلایل نوشیدن متفاوت. با اشاره به نوع شناسی الوین ام. ژلینک ( مفهوم بیماری الکلیسم )، مصرف کنندگان را می توان در "انواع" مختلف طبقه بندی کرد. بین این معیارهای فردی هم اشکال و انواع مختلط وجود دارد .
"مرزهای عملکرد و عدم کارکرد مبهم است" و اثرات اعتیاد همیشه قابل مشاهده نیست. مهمتر از همه، هیچ برنامه ای معتبر در سطح جهانی وجود ندارد که بتواند اعتیاد به الکل را به روشنی مشخص کند.
با این حال ، دو سوال ساده وجود دارد که ممکن است قبلاً نشان دهد که آیا مشکل الکل وجود دارد یا خیر:
👈آیا در جشن ها با بیش از شش بطری آبجو مست خواهید شد؟
👈آیا تا به حال الکل صبحگاهی نوشیده اید تا اضطراب را از بین ببرید؟
🔑حداقل اگر "بله" به یکی از سؤالات پاسخ دهید، حداقل می توانید انتظار خطر داشته باشید.
🔺 نقش سیستم در مقابله با الکلی های - عملکردی
■ اکثر همسران به محض این که فهمیدند که علیه الکلیسم هیچ کاری نمی توانند انجام بدهند، دچار ناتوانی جنسی می شوند. نیاز به کمک حرفه ای.
■ اغلب ، الکلی ها نسبت به اعتیادهای خود کور هستند. سیستم میتواند با پشتیبانی انها را به درمان تشویق کند.
■ این واقعیت که آنها هنوز در شغل و زندگی روزمره"خوب" کار می کنند، درک آن را برای سیستم دشوار می کند که انها مشکلی دارند.
👈همین مسئله باعث شد پدرم هرگز با الکل نجنگد.
🔺نگرش سیستم به الکل چیست؟ چه چیزی برای سیستم امکان پذیر است و کجا تأثیری در آن ندارد؟
بورکهارت مطمئن است که هیچ گونه دستورالعمل کلی و اختراع جدید برای این کار وجود ندارد. با این حال، او از طریق تحقیقات خود، به نتیجه ای بسیار ساده می رسد:
🔑 افراد الکلی را رها کنید و تنها در صورت نیاز صریح کمک کنید.
رها کردن به معنای این است که سیستم شخص الکلی را همانند او قبول کند - به عنوان یک فرد معتاد، که باید اراده خود را برای رهایی خود از شر الکل راسخ تر کند.
👈وقتی از سیستم خواسته می شود و درخواست کمک داده می شود, از طرف سیستم پشتیبانی لازم است. اقداماتی مانند "آموزش برای افراد الکلی و ایجاد انکیزه برای ترک" که به ما اجازه می دهد که دوباره امیدوار باشیم ، اما این گاهی به ناامیدی تلخ منجر می شود, چرا که مهارت نه گفتن و مقابله با وسوسه و لغزش در اعتیاد از دشوارترین اموزه هاست.
@thinkpluswithus
2
آلمان مانند بسیاری از کشورهای اروپایی، جامعه ای بسیار پر زمینه برای نوشیدن است . الکل همه جا موجود است و امروز متعلق به "جامعه خوب" است.
"در جاهایی که از نظر ساختاری ضعیف باشیم و ننوشیم، افرادی که ننوشند به حاشیه رانده می شوند، در کلوپ های ورزشی به آنها تعلق ندارید اگر در ابجو همراهی نکنید. در مهمانی ها شما یک ادم بی مزه و لوس هستید اگر همراهی نکنید و در رویدادهایی که شما را به عنوان حامی الکل در نظر می گیرند - باید همراهی کنید."
دست کم گرفتن خطر اعتیاد از نظر من نیز چشم پوشی مداوم ما برای موفقیت و کارآیی در شغل ماست. در جامعه عملکرد گرای ما ، ما فقط می توانیم وجود داشته باشیم; اگر فعالیت های ما, شغل پر سترس ما، خانواده و اوقات فراغت ما همواره زیر یک سقف قابل مدیریت باشند.
👈من و بورکهارت موافق هستیم: الکل نقش مهمی در زندگی روزمره دارد.
بعد از یک روز سترس زا ، ما با یک نوشیدنی پس از کار به خود پاداش کاذب میدهیم. ما آرام می شویم و.حتی ممکن است یکی از نگرانی های دیگر ما را با لیوان بعدی ارامتر کند و ...
البته همه کسانی که این کار را انجام می دهند به طور خودکار به اعتیاد دست پیدا نمی کنند.
اما چنین رفتاری باعث افزایش مصرف و مشكل شده و در اینگونه افراد با زمینه اعتیاد را عمیق تر به وابستگی بخود سوق می دهد . بورکهارت از تجربه خود میگوید: "الکل ممکن است در ابتدا عملکرد مثبت شخص را افزایش دهد، اما عملکرد کلی بلند مدت را از بین می برد." چرا که اعتیاد ساختار مغز را تغییر داده و نورونهای خاکستری مغز را از بین میبرد.
🔺الکل هرگز به از بین بردن اندوه دراز مدت کمک نمی کند.
ممکن است عصر هنگام رسیدن شیشه الکل، مشکل خود را به طور خلاصه فراموش کنیم. اما واقعیت این است:
👈روز بعد الکل در بدن ناپدید شده و مشکل هنوز باقی میماند.
تعداد بالایی از مواد غذایی و دارو ، که با الکل مخلوط میشوند، برای بورکهارت سوال برانگیز است. این نشان می دهد که خطرات الکل (هنوز) جدی گرفته نمیشود. بیانیه گسترده ای از شرکت های بزرگ مواد غذایی و لیست مفصلی از محصولات را می توان در کتاب اول او یافت .
اگرچه نمونه های بسیار دیگری از ترویج اعتیاد به الکل در محیط زیست وجود دارد ، اما درک یک چیز مهم است:
👈اعتیاد به الکل فقط به عهده خود شخص الكلی است.
🔺چه زمانی الکل یک مشکل جدی است؟
دوره وابستگی به الکل فردی است و دلایل نوشیدن متفاوت. با اشاره به نوع شناسی الوین ام. ژلینک ( مفهوم بیماری الکلیسم )، مصرف کنندگان را می توان در "انواع" مختلف طبقه بندی کرد. بین این معیارهای فردی هم اشکال و انواع مختلط وجود دارد .
"مرزهای عملکرد و عدم کارکرد مبهم است" و اثرات اعتیاد همیشه قابل مشاهده نیست. مهمتر از همه، هیچ برنامه ای معتبر در سطح جهانی وجود ندارد که بتواند اعتیاد به الکل را به روشنی مشخص کند.
با این حال ، دو سوال ساده وجود دارد که ممکن است قبلاً نشان دهد که آیا مشکل الکل وجود دارد یا خیر:
👈آیا در جشن ها با بیش از شش بطری آبجو مست خواهید شد؟
👈آیا تا به حال الکل صبحگاهی نوشیده اید تا اضطراب را از بین ببرید؟
🔑حداقل اگر "بله" به یکی از سؤالات پاسخ دهید، حداقل می توانید انتظار خطر داشته باشید.
🔺 نقش سیستم در مقابله با الکلی های - عملکردی
■ اکثر همسران به محض این که فهمیدند که علیه الکلیسم هیچ کاری نمی توانند انجام بدهند، دچار ناتوانی جنسی می شوند. نیاز به کمک حرفه ای.
■ اغلب ، الکلی ها نسبت به اعتیادهای خود کور هستند. سیستم میتواند با پشتیبانی انها را به درمان تشویق کند.
■ این واقعیت که آنها هنوز در شغل و زندگی روزمره"خوب" کار می کنند، درک آن را برای سیستم دشوار می کند که انها مشکلی دارند.
👈همین مسئله باعث شد پدرم هرگز با الکل نجنگد.
🔺نگرش سیستم به الکل چیست؟ چه چیزی برای سیستم امکان پذیر است و کجا تأثیری در آن ندارد؟
بورکهارت مطمئن است که هیچ گونه دستورالعمل کلی و اختراع جدید برای این کار وجود ندارد. با این حال، او از طریق تحقیقات خود، به نتیجه ای بسیار ساده می رسد:
🔑 افراد الکلی را رها کنید و تنها در صورت نیاز صریح کمک کنید.
رها کردن به معنای این است که سیستم شخص الکلی را همانند او قبول کند - به عنوان یک فرد معتاد، که باید اراده خود را برای رهایی خود از شر الکل راسخ تر کند.
👈وقتی از سیستم خواسته می شود و درخواست کمک داده می شود, از طرف سیستم پشتیبانی لازم است. اقداماتی مانند "آموزش برای افراد الکلی و ایجاد انکیزه برای ترک" که به ما اجازه می دهد که دوباره امیدوار باشیم ، اما این گاهی به ناامیدی تلخ منجر می شود, چرا که مهارت نه گفتن و مقابله با وسوسه و لغزش در اعتیاد از دشوارترین اموزه هاست.
@thinkpluswithus
2
👈وابسته یا هموابسته به هم نیاز دارند که یاد بگیرند که به خودشان فکر کنند و بر نیازهای خودشان تمرکز کنند.
"من همیشه می گویم: افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و بخش کمی از خودخواهی نیازهای اساسی افرادی است که با اشخاص مبتلا به الکل زندگی می کنند." جایی که خودخواهی به معنای این است که انها ابتدا باید به جای اینکه همیشه کل زندگی خود را با فرد الکلی همسو کنند، به سلامت روان خود نیز کمی توجه کنند که من آن را "عشق به خودٍ سالم" می نامم، زیرا حتی اگر ما بر خلاف تمام زندگی خود برانگیخته ایم، مهمترین فرد در زندگی ما خودمان هستیم.
🔺حمایت سیستم مانند خانواده، دوستان و همکاران ضروری است
الکلی بیکار و بی خانمان روی نیمکت پارک مدت هاست که تصویری منسوخ در ذهن جامعه است. افراد الکلی غالباً کشف نمی شوند زیرا با وجود اعتیاد، الکلی ها همچنان به عملکرد شغلی خود ادامه می دهند. و در جامعه ای که کار از ارزش والایی برخوردار است ویژگیهای شخص به نوعی ثانوی میشوند تا زمانی که ماشین کار بدون مشکل بچرخد.
اعتیاد به الکل مشکلی برای طبقات پایین اجتماع دیگر نیست، بلکه همه را درگیر می کند - معلمان، پزشکان, سیاستمداران و رهبران. آنچه که اقوام به ویژه نیاز به زندگی شادتری دارند.
یقین است, که شخص الکلی با مشکلات خود تنها نیست. افراد زیادی در محیط او هستند که می توانند با او همدلی کنند زیرا انها چیزی مشابه را تجربه کرده اند.
افراد مبتلا به الکل به کسانی نیاز دارند که با آنها بتوانند علنی صحبت کنند، حتی وقتی همه مردم ساکت باشند. و انها نیاز دارند به درک بهتری از مسئله پیچیده الکلیسم.
و اینجاست که فعالیت های تام بورکهارت شروع می شود. او چندین سال است که از افرادی پشتیبانی می کند که در سکوت رنج می برند و به سختی مورد توجه محیط قرار می گیرند. او نه تنها برای شرکا، دوستان و همکارانشان بلکه به ویژه برای کودکان خانواده های الکلی نگران است.
تمام تجربیات و اطلاعات وی از مکالمات بیشمار او در کتاب "الکل - راهنما - فریاد" جریان می یابد . این به عنوان یک پشتیبان همراه در مقابله با اعتیاد و پیامدهای آن است. راهنماي وي بخصوص درمورد محيط الكليك ها بوده و بايد در مورد مشكلات اعتياد ، مشاوره ، اطلاع رساني و ارتقاء داده شود.
هم حمایت از خویشاوندان و هم اجتناب از عود بیماری در بورکهارت و کارهای او در الویت است. برای کار شفاف سازی در قالب خوانش و گفتگو رایگان، وی همیشه در دسترس است و از طریق ای میل می توان به او دسترسی پیدا کرد.
این مطلب از سری #الکلیسم و #هموابستگی است و منابع در پست بعدی جدا اعلام خواهند شد.
از دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
3
"من همیشه می گویم: افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس و بخش کمی از خودخواهی نیازهای اساسی افرادی است که با اشخاص مبتلا به الکل زندگی می کنند." جایی که خودخواهی به معنای این است که انها ابتدا باید به جای اینکه همیشه کل زندگی خود را با فرد الکلی همسو کنند، به سلامت روان خود نیز کمی توجه کنند که من آن را "عشق به خودٍ سالم" می نامم، زیرا حتی اگر ما بر خلاف تمام زندگی خود برانگیخته ایم، مهمترین فرد در زندگی ما خودمان هستیم.
🔺حمایت سیستم مانند خانواده، دوستان و همکاران ضروری است
الکلی بیکار و بی خانمان روی نیمکت پارک مدت هاست که تصویری منسوخ در ذهن جامعه است. افراد الکلی غالباً کشف نمی شوند زیرا با وجود اعتیاد، الکلی ها همچنان به عملکرد شغلی خود ادامه می دهند. و در جامعه ای که کار از ارزش والایی برخوردار است ویژگیهای شخص به نوعی ثانوی میشوند تا زمانی که ماشین کار بدون مشکل بچرخد.
اعتیاد به الکل مشکلی برای طبقات پایین اجتماع دیگر نیست، بلکه همه را درگیر می کند - معلمان، پزشکان, سیاستمداران و رهبران. آنچه که اقوام به ویژه نیاز به زندگی شادتری دارند.
یقین است, که شخص الکلی با مشکلات خود تنها نیست. افراد زیادی در محیط او هستند که می توانند با او همدلی کنند زیرا انها چیزی مشابه را تجربه کرده اند.
افراد مبتلا به الکل به کسانی نیاز دارند که با آنها بتوانند علنی صحبت کنند، حتی وقتی همه مردم ساکت باشند. و انها نیاز دارند به درک بهتری از مسئله پیچیده الکلیسم.
و اینجاست که فعالیت های تام بورکهارت شروع می شود. او چندین سال است که از افرادی پشتیبانی می کند که در سکوت رنج می برند و به سختی مورد توجه محیط قرار می گیرند. او نه تنها برای شرکا، دوستان و همکارانشان بلکه به ویژه برای کودکان خانواده های الکلی نگران است.
تمام تجربیات و اطلاعات وی از مکالمات بیشمار او در کتاب "الکل - راهنما - فریاد" جریان می یابد . این به عنوان یک پشتیبان همراه در مقابله با اعتیاد و پیامدهای آن است. راهنماي وي بخصوص درمورد محيط الكليك ها بوده و بايد در مورد مشكلات اعتياد ، مشاوره ، اطلاع رساني و ارتقاء داده شود.
هم حمایت از خویشاوندان و هم اجتناب از عود بیماری در بورکهارت و کارهای او در الویت است. برای کار شفاف سازی در قالب خوانش و گفتگو رایگان، وی همیشه در دسترس است و از طریق ای میل می توان به او دسترسی پیدا کرد.
این مطلب از سری #الکلیسم و #هموابستگی است و منابع در پست بعدی جدا اعلام خواهند شد.
از دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
3
سری #الکلیسم و #هموابستگی در سیستم
از موریس ستودگان
🔷اثرات #هموابستگی در زندگی روزمره
بارها و بارها، یکی از افراد خانواده شخص الکلی از هموابستگی در سیستم صحبت می کند. همسران و کودکان غالباً بیهوده سعی می کنند با مراقبت، درک و حتی کنترل و تهدید هدفمند، مشکل الکل شخص الکلی را خنثی کنند. این عملی نیست. وقتی بیش از حد از اعتیاد محبوب خود رنج می بریم، تمایل ناخوداگاه فراوان داریم که به او وابسته شویم. چرا؟
اما پشت هموابستگی اسیب های بیشتری نسبت به اسیب الکل برای شخص معتاد است. اصولاً همه به هم به گونه ای ناسالم در سیستم وابسته میشوند.
👈 "کسی که عزت نفس پایینی دارد، در رابطه به شخص دیگری وابسته میشود و نسبت به احساسات و نیازهای خودش ناشنواست."
آیا تا به حال فکر کرده اید که بدون اشاره مستقیم به الکلیسم، چگونه این احساس را در زندگی روزمره خود احساس می کنید؟ و کدام یک از الگوهای رفتاری و احساسات به وضوح نمایانگر اعتیاد هستند؟ یا هموابستگان با چه مشکلات عادی زندگی روبرو هستند؟
در اینجا سی و سه ویژگی هشداری وجود دارد که شما را با هموابستگی اگاه میکند. همیشه همه نکات برای همه صدق نمی کند. آنها فقط یک جهت نما برای اشنایی بهتر هستند تا بتوانید در زندگی روزمره خود بازتاب بهتری داشته باشید و این تله مخوف را بشناسید. آگاه باشید که پشت تقریبا همه این رفتارها، عزت نفس پایینی است.
📍 شما وقتی در خطر هموابستگی هستید, که;
👈 با یک فرد معتاد به هر شکلی رابطه ای را برقرار کنید
👈 در اوایل کودکی رفتار بزرگسالانه داشتید. نتوانستید کودکی کنید.
👈 این در کودکی وظیفه شما شده بود که سیستم کارایی احساسی داشته باشد (نقش تریانگل در سیستم و برقراری همواستاز)
👈 ایده گفتن "نه" به چیزی، گلوی شما را میفشارد
👈 در پذیرش انتقاد مشکلی دارید
👈 تشخیص "اختلال در عملکرد" از "عادی" برایتان دشوار است.
👈 نسبت به اشتباهات دیگران احساس گناه می کنید
👈 گفتن "بله" برای شما یک وظیفه است، نه گزینه
👈 به سؤال "شما چطور هستید؟" اصولاً با "خوب" پاسخ می دهید ، حتی اگر اینگونه نباشد
👈 "فقط این یک چیز" را کم دارید، به طوری که سرانجام می تواند زندگی شما اساساً تغییر کند
👈 بیشتر از روز کاری خود در روزهای تعطیل مشغول کار هستید
👈 همیشه یار / مددکار / کمک درمانی برای دوستان خود هستید
👈 اعتقاد دارید که مشکلات شما با سرکوب آنها حل می شود
👈 همیشه احساس می کنید که با دیدگاه ها و استدلال های خود اشتباه می کنید
👈 از افراد دیگر میپرسید, چگونه تصمیم بگیرید
👈 فکر می کنید دروغ گفتن بهتر از آسیب رساندن به احساسات طرف مقابل است
👈 می توانید بارها و بارها به چیزهایی متقاعد شوید که در واقع آنها را دوست ندارید
👈 "متاسفم" یکی از پاسخهای استاندارد شماست
👈 از دیگران نظر میگیرید تا بتوانید نظر خود را شکل دهید
👈 نصیحت یا نظر می دهید ، حتی اگر دیگران آن را نمی خواهند
👈 همیشه نقش یاور را بازی می کنید, اما نمی توانید به خودتان کمک کنید
👈 دیگران عصبانی هستند که شما نمی توانید جلوی کمک مداوم خود را بگیرید
👈 همه چیز در زندگی خوب پیش می رود و شما هنوز هم احساس بدی دارید
👈 به نیازها و احساسات دیگران ارجعیت بر نیاز خودتان میدهید
👈 به محض اینکه دیگران قدر فداکاری های شما را ندانند ، شما را اذیت می کند
👈 حال و هوای بد دیگران روحیه شما را پایین می آورد
👈 وقتی تنها هستی احساس بی ارزش و تنهایی می کنی
👈 برای چهاردهمین بار تلاش می کنید تا به رابطه سمی خود پایان دهید
👈 همیشه سعی می کنید همه چیز را بهتر یا کامل انجام دهید
👈 احساس می کنید فقط وقتی که با دیگران ارتباط برقرار می کنید، وجود خارجی دارید
👈 به نیازهای خود ناشنوا هستید
👈 به سرعت احساس ناراحتی می کنید
👈 در ترس مداوم از قضاوت یا رد دیگران زندگی می کنید
🔺 نتیجه گیری
تقریباً همه این موارد ناشی از اعتقادات عمیق و ریشه دار و بخشی از عادت های مشکلساز هستند. بعضی ها آنقدر طبیعی و آشنا به نظر می رسند که ما آنها را به هموابستگی ربط نمیدهیم. بسیاری نیز در تمام زندگی با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند، حتی بدون آنکه بدانند منشا ان عزت نفس پایین است.
اکثرا این تصور را دارند که انها فقط به همان شکلی که هستند قابل پذیرشند- کمال گرا ، ناامن ، گناهکار و به نوعی اشتباه. اما وقتی توضیحی برای رفتارشان ارایه میدهیم, درک میکنند که از کودکی با هموابستگی رشد کرده بودند، سرانجام توانمند خواهند شد که آن چیزها را در مورد خودشان تغییر دهند.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus
1
از موریس ستودگان
🔷اثرات #هموابستگی در زندگی روزمره
بارها و بارها، یکی از افراد خانواده شخص الکلی از هموابستگی در سیستم صحبت می کند. همسران و کودکان غالباً بیهوده سعی می کنند با مراقبت، درک و حتی کنترل و تهدید هدفمند، مشکل الکل شخص الکلی را خنثی کنند. این عملی نیست. وقتی بیش از حد از اعتیاد محبوب خود رنج می بریم، تمایل ناخوداگاه فراوان داریم که به او وابسته شویم. چرا؟
اما پشت هموابستگی اسیب های بیشتری نسبت به اسیب الکل برای شخص معتاد است. اصولاً همه به هم به گونه ای ناسالم در سیستم وابسته میشوند.
👈 "کسی که عزت نفس پایینی دارد، در رابطه به شخص دیگری وابسته میشود و نسبت به احساسات و نیازهای خودش ناشنواست."
آیا تا به حال فکر کرده اید که بدون اشاره مستقیم به الکلیسم، چگونه این احساس را در زندگی روزمره خود احساس می کنید؟ و کدام یک از الگوهای رفتاری و احساسات به وضوح نمایانگر اعتیاد هستند؟ یا هموابستگان با چه مشکلات عادی زندگی روبرو هستند؟
در اینجا سی و سه ویژگی هشداری وجود دارد که شما را با هموابستگی اگاه میکند. همیشه همه نکات برای همه صدق نمی کند. آنها فقط یک جهت نما برای اشنایی بهتر هستند تا بتوانید در زندگی روزمره خود بازتاب بهتری داشته باشید و این تله مخوف را بشناسید. آگاه باشید که پشت تقریبا همه این رفتارها، عزت نفس پایینی است.
📍 شما وقتی در خطر هموابستگی هستید, که;
👈 با یک فرد معتاد به هر شکلی رابطه ای را برقرار کنید
👈 در اوایل کودکی رفتار بزرگسالانه داشتید. نتوانستید کودکی کنید.
👈 این در کودکی وظیفه شما شده بود که سیستم کارایی احساسی داشته باشد (نقش تریانگل در سیستم و برقراری همواستاز)
👈 ایده گفتن "نه" به چیزی، گلوی شما را میفشارد
👈 در پذیرش انتقاد مشکلی دارید
👈 تشخیص "اختلال در عملکرد" از "عادی" برایتان دشوار است.
👈 نسبت به اشتباهات دیگران احساس گناه می کنید
👈 گفتن "بله" برای شما یک وظیفه است، نه گزینه
👈 به سؤال "شما چطور هستید؟" اصولاً با "خوب" پاسخ می دهید ، حتی اگر اینگونه نباشد
👈 "فقط این یک چیز" را کم دارید، به طوری که سرانجام می تواند زندگی شما اساساً تغییر کند
👈 بیشتر از روز کاری خود در روزهای تعطیل مشغول کار هستید
👈 همیشه یار / مددکار / کمک درمانی برای دوستان خود هستید
👈 اعتقاد دارید که مشکلات شما با سرکوب آنها حل می شود
👈 همیشه احساس می کنید که با دیدگاه ها و استدلال های خود اشتباه می کنید
👈 از افراد دیگر میپرسید, چگونه تصمیم بگیرید
👈 فکر می کنید دروغ گفتن بهتر از آسیب رساندن به احساسات طرف مقابل است
👈 می توانید بارها و بارها به چیزهایی متقاعد شوید که در واقع آنها را دوست ندارید
👈 "متاسفم" یکی از پاسخهای استاندارد شماست
👈 از دیگران نظر میگیرید تا بتوانید نظر خود را شکل دهید
👈 نصیحت یا نظر می دهید ، حتی اگر دیگران آن را نمی خواهند
👈 همیشه نقش یاور را بازی می کنید, اما نمی توانید به خودتان کمک کنید
👈 دیگران عصبانی هستند که شما نمی توانید جلوی کمک مداوم خود را بگیرید
👈 همه چیز در زندگی خوب پیش می رود و شما هنوز هم احساس بدی دارید
👈 به نیازها و احساسات دیگران ارجعیت بر نیاز خودتان میدهید
👈 به محض اینکه دیگران قدر فداکاری های شما را ندانند ، شما را اذیت می کند
👈 حال و هوای بد دیگران روحیه شما را پایین می آورد
👈 وقتی تنها هستی احساس بی ارزش و تنهایی می کنی
👈 برای چهاردهمین بار تلاش می کنید تا به رابطه سمی خود پایان دهید
👈 همیشه سعی می کنید همه چیز را بهتر یا کامل انجام دهید
👈 احساس می کنید فقط وقتی که با دیگران ارتباط برقرار می کنید، وجود خارجی دارید
👈 به نیازهای خود ناشنوا هستید
👈 به سرعت احساس ناراحتی می کنید
👈 در ترس مداوم از قضاوت یا رد دیگران زندگی می کنید
🔺 نتیجه گیری
تقریباً همه این موارد ناشی از اعتقادات عمیق و ریشه دار و بخشی از عادت های مشکلساز هستند. بعضی ها آنقدر طبیعی و آشنا به نظر می رسند که ما آنها را به هموابستگی ربط نمیدهیم. بسیاری نیز در تمام زندگی با این مشکلات دست و پنجه نرم کرده اند، حتی بدون آنکه بدانند منشا ان عزت نفس پایین است.
اکثرا این تصور را دارند که انها فقط به همان شکلی که هستند قابل پذیرشند- کمال گرا ، ناامن ، گناهکار و به نوعی اشتباه. اما وقتی توضیحی برای رفتارشان ارایه میدهیم, درک میکنند که از کودکی با هموابستگی رشد کرده بودند، سرانجام توانمند خواهند شد که آن چیزها را در مورد خودشان تغییر دهند.
ادامه دارد...
@thinkpluswithus
1
واقعیت این است که همه میبینند که در یک خانواده الکلی یا با اعتیاد دیگر بزرگ شده اند.
انها اکثر زندگیشان را با هموابستگی گذرانده اند و از همان کودکی زخم هایی داشتند. اما آیا این بدان معنی است که باید برای همیشه رنج بکشند؟ آیا باید همانطور که به انها گفته میشود باید بدون انگیزه با زندگی نبرد کنند؟
خیر! به انان باید اموخت که دیگر خود را قربانی شرایط گذشته نبینند، اما فعالانه تغییراتی را به دست بگیرند. با کارهای روزانه روی خودشان و تکالیف و تمرینات ذهن اگاهی، سرانجام اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری پیدا خواهند کرد. این یک پروسه بلند مدت است ولی در هر سن و زمان و رابطه ای ارزش خاص خود را خواهد داشت.
و ورود به این پروسه فقط به این دلیل ممکن میشود که شخص مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده بگیرد. مسیولیت پذیری برای رفتار خود به جای نقش قربانی در سیستم!
اگر خواننده عزیز 33 علائم فوق را در زندگی و شخصیت خود پیدا کردید و آماده تغییر هستید، می توانم تضمین کنم:
حتی اگر شما فقط کمی جرات و شجاعت، صبر و پشتکار در مقابله فعال با مسائل را دارید, می توانید این پروسه را اغاز کنید. شما می توانید یک زندگی را انگونه تحقق ببخشید که شایسته زندگی یک انسان سالم است. شما واقعاً می توانید بعد از این.پروسه زندگی با خوشحالی داشته باشید! و شما همیشه می توانید آزادی و رضایت خود را فراهم کنید. البته بهای ان را پرداخت خواهید کرد.
در پایان این سری منابع اصلی جداگانه اعلام خواهد شد.
از دکتر موریس ستودگان
پایان بخش چهارم از سری #الکلیسم و #هموابستگی
@thinkpluswithus
2
انها اکثر زندگیشان را با هموابستگی گذرانده اند و از همان کودکی زخم هایی داشتند. اما آیا این بدان معنی است که باید برای همیشه رنج بکشند؟ آیا باید همانطور که به انها گفته میشود باید بدون انگیزه با زندگی نبرد کنند؟
خیر! به انان باید اموخت که دیگر خود را قربانی شرایط گذشته نبینند، اما فعالانه تغییراتی را به دست بگیرند. با کارهای روزانه روی خودشان و تکالیف و تمرینات ذهن اگاهی، سرانجام اعتماد به نفس و عزت نفس بیشتری پیدا خواهند کرد. این یک پروسه بلند مدت است ولی در هر سن و زمان و رابطه ای ارزش خاص خود را خواهد داشت.
و ورود به این پروسه فقط به این دلیل ممکن میشود که شخص مسئولیت کامل زندگی خود را بر عهده بگیرد. مسیولیت پذیری برای رفتار خود به جای نقش قربانی در سیستم!
اگر خواننده عزیز 33 علائم فوق را در زندگی و شخصیت خود پیدا کردید و آماده تغییر هستید، می توانم تضمین کنم:
حتی اگر شما فقط کمی جرات و شجاعت، صبر و پشتکار در مقابله فعال با مسائل را دارید, می توانید این پروسه را اغاز کنید. شما می توانید یک زندگی را انگونه تحقق ببخشید که شایسته زندگی یک انسان سالم است. شما واقعاً می توانید بعد از این.پروسه زندگی با خوشحالی داشته باشید! و شما همیشه می توانید آزادی و رضایت خود را فراهم کنید. البته بهای ان را پرداخت خواهید کرد.
در پایان این سری منابع اصلی جداگانه اعلام خواهد شد.
از دکتر موریس ستودگان
پایان بخش چهارم از سری #الکلیسم و #هموابستگی
@thinkpluswithus
2
#منابع برای مقاله #الکلیسم و #هموابستگی در سیستم.
See also
👈مقاله
Alcoholism in family systems
Adult Children of Alcoholics
Attachment theory
Anxious-preoccupied attachment style
Dependent personality disorder
Misplaced loyalty
#References
^ a b c d e f Johnson, R. Skip (13 July 2014). "Codependency and Codependent Relationships". BPDFamily.com. Retrieved 9 September 2014.
^ Lilienfeld, Scott (2001). "The teaching of courses in the science and pseudoscience of psychology". Teaching of Psychology. 28 (3): 182–191. doi:10.1207/S15328023TOP2803_03.
^ Rotunda, Ph.D, Robert J. "Codependency". University of West Florida.
^ Davis, Lennard J. (2008). Obsession: A History. London: University of Chicago Press. p. 178. ISBN 978-0-226-13782-7.
^ Hendriksen, Ellen. "Is Your Relationship Codependent? And What Exactly Does That Mean?". Scientific American. Scientific American. Retrieved 12 January 2017.
^ a b c Travis, Trish (2009). The Language of the Heart, A Cultural History of the Recovery Movement from Alcoholics Anonymous to Oprah Winfrey. Chapel Hill, N.C.: University of North Carolina Press. p. 168. ISBN 978-0-8078-3319-3.
^ J. S. Rice, A Disease of One's Own (1998) p. 2
^ Morgan Jr., JP (1991). "What is codependency?". J Clin Psychol. 47 (5): 720–9. doi:10.1002/1097-4679(199109)47:5<720::aid-jclp2270470515>3.0.co;2-5. PMID 1939721.
^ a b Irving, Leslie (1999). Codependent Forevermore, The Invention of Self in a Twelve Step Group. Chicago: University of Chicago Press. p. 30. ISBN 978-0-226-38471-9.
@thinkpluswithus
1
See also
👈مقاله
Alcoholism in family systems
Adult Children of Alcoholics
Attachment theory
Anxious-preoccupied attachment style
Dependent personality disorder
Misplaced loyalty
#References
^ a b c d e f Johnson, R. Skip (13 July 2014). "Codependency and Codependent Relationships". BPDFamily.com. Retrieved 9 September 2014.
^ Lilienfeld, Scott (2001). "The teaching of courses in the science and pseudoscience of psychology". Teaching of Psychology. 28 (3): 182–191. doi:10.1207/S15328023TOP2803_03.
^ Rotunda, Ph.D, Robert J. "Codependency". University of West Florida.
^ Davis, Lennard J. (2008). Obsession: A History. London: University of Chicago Press. p. 178. ISBN 978-0-226-13782-7.
^ Hendriksen, Ellen. "Is Your Relationship Codependent? And What Exactly Does That Mean?". Scientific American. Scientific American. Retrieved 12 January 2017.
^ a b c Travis, Trish (2009). The Language of the Heart, A Cultural History of the Recovery Movement from Alcoholics Anonymous to Oprah Winfrey. Chapel Hill, N.C.: University of North Carolina Press. p. 168. ISBN 978-0-8078-3319-3.
^ J. S. Rice, A Disease of One's Own (1998) p. 2
^ Morgan Jr., JP (1991). "What is codependency?". J Clin Psychol. 47 (5): 720–9. doi:10.1002/1097-4679(199109)47:5<720::aid-jclp2270470515>3.0.co;2-5. PMID 1939721.
^ a b Irving, Leslie (1999). Codependent Forevermore, The Invention of Self in a Twelve Step Group. Chicago: University of Chicago Press. p. 30. ISBN 978-0-226-38471-9.
@thinkpluswithus
1
^ a b c Cermak M.D., Timmen L. (1986). "Diagnostic Criteria for Codependency". Journal of Psychoactive Drugs. 18 (1): 15–20. doi:10.10 80/02791072.1986.10524475. PMID 3701499.
^ Sperry, M.D., Ph.D, Len (13 May 2013). Handbook of Diagnosis and Treatment of DSM-IV Personality Disorders. Kentucky: Routledge. p. 108. ISBN 9780415935692.
^ Lancer, Darlene (2012). Codependency for Dummies (1st ed.). New Jersey: John Wiley & Sons, Inc. p. 30. ISBN 978-1118095225.
^ a b c Codependents Anonymous: Patterns and Characteristics Archived 2013-08-24 at the Wayback Machine
^ a b Lancer, Darlene (2014). Conquering Shame and Codependency: 8 Steps to Freeing the True You. Minnesota: Hazelden. pp. 63–65. ISBN 978-1-61649-533-6.
^ Winning Teams: Definitions in Psychology, Dr. David Thomas PhD
^ Wetzler, PhD, Scott. "Psychology division chief at Albert Einstein College of Medicine". WebMD. Retrieved 5 December 2014.
^ Reynolds, Rick (2014-08-19). "Why Is Codependency A Serious Problem For Relationships?".
^ Danielle, Alicia. "Codependency and Borderline Personality Disorder: How to Spot It". Clearview Women's Center. Archived from the original on 7 December 2014. Retrieved 5 December 2014.
^ Rappoport, Alan, PhD. Co-Narcissism: How We Adapt to Narcissistic Parents. The Therapist, 2005.
^ Simon Crompton, All About Me: Loving a Narcissist (London 2007) p. 157 and p. 235
^ Crompton, p. 31
^ "Are You Enabling?". Ambrosia Treatment Center. 2016-02-11. Retrieved 14 August 2017.
^ Gomberg, Edith S Lisansky (1989). Gomberg, Edith S (ed.). On Terms Used and Abused: The Concept of 'Codependency'. Drugs & Society. 3. pp. 113–32. doi:10.1300/J023v03n03_05. ISBN 978-0-86656-965-1.
^ a b c d e f g h i Moos, R.H.; Finney, J.W.; Cronkite, R.C. (1990). Alcoholism Treatment: Context, Process and Outcome. New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-504362-4.[page needed]
^ a b Affleck, Glenn; Tennen, Howard; Croog, Sydney; Levine, Sol (1987). "Causal attribution, perceived benefits, and morbidity after a heart attack: An 8-year study". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 55 (1): 29–35. doi:10.1037/0022-006X.55.1.29. PMID 3571655.
^ Collet, L (1990). "After the anger, what then? ACOA: Self-help or self-pity?". Family Therapy Networker. 14 (1): 22–31.
^ a b c d "Codependence", in: Benjamin J. Sadock & Virginia A. Sadock (eds), Kaplan & Sadock's Comprehensive Textbook of Psychiatry on CD, Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins, 7th ed. 2000, ISBN 0-7817-2141-5, ISBN 2-07-032070-7.
^ Kaminer, Wendy (1990). "Chances Are You're Codependent Too".
^ Pikiewicz, Kristi. ""Codependent" No More?".
^ Chiauzzi; Liljegren (1993). "Taboo topics in addiction treatment. An empirical review of clinical folklore". Journal of Substance Abuse Treatment. 10 (3): 303–16. doi:10.1016/0740-5472(93)90079-H. PMID 8315704.
^ Levine, Amir; Heller, Rachael S. F. (2010). Attached. New York, New York: Tarcher/Penguin. pp. 56–61. ISBN 9781101475164.
^ Anderson, S.C. (1994). "A critical analysis of the concept of codependency". Social Work. 39(6): 677–685.
Further readingEdit
Cermak M.D, Timmen L., Diagnosing and Treating Co-Dependence: A Guide for Professionals Who Work with Chemical Dependents, Their Spouses, and Children (Professional Series), 1998, Hazelden Publishing, Minnesota, ISBN 978-0935908329
CoDA, Co-Dependents Anonymous, 1997, CoDA Resource Publishing, Phoenix, ISBN 978-0964710504
Beattie, Melody Codependent No More: How to Stop Controlling Others and Start Caring for Yourself, 1986, Hazelden, Minnesota, ISBN 978-0894864025
Whitfield M.D., Charles L.,Healing The Child Within: Discovery and Recovery for Adult Children of Dysfunctional Families, 1987, Health Communications, Inc., Florida, ISBN 978-0932194404
Lancer, Darlene, Conquering Shame and Codependency: 8 Steps to Freeing the True You, 2014, Hazelden, Minnesota, ISBN 1616495332
@thinkpluswithus
2
^ Sperry, M.D., Ph.D, Len (13 May 2013). Handbook of Diagnosis and Treatment of DSM-IV Personality Disorders. Kentucky: Routledge. p. 108. ISBN 9780415935692.
^ Lancer, Darlene (2012). Codependency for Dummies (1st ed.). New Jersey: John Wiley & Sons, Inc. p. 30. ISBN 978-1118095225.
^ a b c Codependents Anonymous: Patterns and Characteristics Archived 2013-08-24 at the Wayback Machine
^ a b Lancer, Darlene (2014). Conquering Shame and Codependency: 8 Steps to Freeing the True You. Minnesota: Hazelden. pp. 63–65. ISBN 978-1-61649-533-6.
^ Winning Teams: Definitions in Psychology, Dr. David Thomas PhD
^ Wetzler, PhD, Scott. "Psychology division chief at Albert Einstein College of Medicine". WebMD. Retrieved 5 December 2014.
^ Reynolds, Rick (2014-08-19). "Why Is Codependency A Serious Problem For Relationships?".
^ Danielle, Alicia. "Codependency and Borderline Personality Disorder: How to Spot It". Clearview Women's Center. Archived from the original on 7 December 2014. Retrieved 5 December 2014.
^ Rappoport, Alan, PhD. Co-Narcissism: How We Adapt to Narcissistic Parents. The Therapist, 2005.
^ Simon Crompton, All About Me: Loving a Narcissist (London 2007) p. 157 and p. 235
^ Crompton, p. 31
^ "Are You Enabling?". Ambrosia Treatment Center. 2016-02-11. Retrieved 14 August 2017.
^ Gomberg, Edith S Lisansky (1989). Gomberg, Edith S (ed.). On Terms Used and Abused: The Concept of 'Codependency'. Drugs & Society. 3. pp. 113–32. doi:10.1300/J023v03n03_05. ISBN 978-0-86656-965-1.
^ a b c d e f g h i Moos, R.H.; Finney, J.W.; Cronkite, R.C. (1990). Alcoholism Treatment: Context, Process and Outcome. New York: Oxford University Press. ISBN 978-0-19-504362-4.[page needed]
^ a b Affleck, Glenn; Tennen, Howard; Croog, Sydney; Levine, Sol (1987). "Causal attribution, perceived benefits, and morbidity after a heart attack: An 8-year study". Journal of Consulting and Clinical Psychology. 55 (1): 29–35. doi:10.1037/0022-006X.55.1.29. PMID 3571655.
^ Collet, L (1990). "After the anger, what then? ACOA: Self-help or self-pity?". Family Therapy Networker. 14 (1): 22–31.
^ a b c d "Codependence", in: Benjamin J. Sadock & Virginia A. Sadock (eds), Kaplan & Sadock's Comprehensive Textbook of Psychiatry on CD, Philadelphia: Lippincott Williams & Wilkins, 7th ed. 2000, ISBN 0-7817-2141-5, ISBN 2-07-032070-7.
^ Kaminer, Wendy (1990). "Chances Are You're Codependent Too".
^ Pikiewicz, Kristi. ""Codependent" No More?".
^ Chiauzzi; Liljegren (1993). "Taboo topics in addiction treatment. An empirical review of clinical folklore". Journal of Substance Abuse Treatment. 10 (3): 303–16. doi:10.1016/0740-5472(93)90079-H. PMID 8315704.
^ Levine, Amir; Heller, Rachael S. F. (2010). Attached. New York, New York: Tarcher/Penguin. pp. 56–61. ISBN 9781101475164.
^ Anderson, S.C. (1994). "A critical analysis of the concept of codependency". Social Work. 39(6): 677–685.
Further readingEdit
Cermak M.D, Timmen L., Diagnosing and Treating Co-Dependence: A Guide for Professionals Who Work with Chemical Dependents, Their Spouses, and Children (Professional Series), 1998, Hazelden Publishing, Minnesota, ISBN 978-0935908329
CoDA, Co-Dependents Anonymous, 1997, CoDA Resource Publishing, Phoenix, ISBN 978-0964710504
Beattie, Melody Codependent No More: How to Stop Controlling Others and Start Caring for Yourself, 1986, Hazelden, Minnesota, ISBN 978-0894864025
Whitfield M.D., Charles L.,Healing The Child Within: Discovery and Recovery for Adult Children of Dysfunctional Families, 1987, Health Communications, Inc., Florida, ISBN 978-0932194404
Lancer, Darlene, Conquering Shame and Codependency: 8 Steps to Freeing the True You, 2014, Hazelden, Minnesota, ISBN 1616495332
@thinkpluswithus
2
💫💫💫💫
اتفاقهایی از گذشته دوباره در زندگی ما رخ میدهند تا ما را مورد آزمایش قرار دهند که چقدر آموختیم. باید اگاه باشیم و با قلب باز از آنها استقبال کنیم، چرا که هر چیز غیر از این سرکوب دوباره همان احساسها میباشد.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
اتفاقهایی از گذشته دوباره در زندگی ما رخ میدهند تا ما را مورد آزمایش قرار دهند که چقدر آموختیم. باید اگاه باشیم و با قلب باز از آنها استقبال کنیم، چرا که هر چیز غیر از این سرکوب دوباره همان احساسها میباشد.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در هسته اصلی هر اعتیاد یک کودک زخمی وجود دارد که مدام در حالت کاوش سیری ناپذیر است.
م. ستودگان
@thinkpluswithus
م. ستودگان
@thinkpluswithus
💫💫💫
چیزی که مراجع ما برای کسب مهارت حل مشکل نیاز دارد یک رواندرمانگر آگاه است. هر نقشی غیر از این در اینگونه موقعیت ها کمکی به مراجع نمیکند.
م. ستودگان💫
@thinkpluswithus
چیزی که مراجع ما برای کسب مهارت حل مشکل نیاز دارد یک رواندرمانگر آگاه است. هر نقشی غیر از این در اینگونه موقعیت ها کمکی به مراجع نمیکند.
م. ستودگان💫
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
امنترین مکان در زندگی نشستن در اشیانه عادت هاست که در ناخوداگاه لانه ساخته اند. تغییر تنها طوفانیست که این اشیانه را زیر و رو میکند.
م. ستودگان💫
امنترین مکان در زندگی نشستن در اشیانه عادت هاست که در ناخوداگاه لانه ساخته اند. تغییر تنها طوفانیست که این اشیانه را زیر و رو میکند.
م. ستودگان💫