Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
612 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مانفرد پریور تو کتاب مشاوره کوتاه
مینی ماکس مینویسه:

در مشاوره سوالهایی که نیاز هست و به راه حل مشکل کمک میکنه سوال کنید نه اینکه چیزی از روی کنجکاوی غیر حرفه ای. سوالات باید سازنده باشند و یا بسوی سازندگی موقعیت افراد رو بازتاب کنه.

مثلا سوالی مثل:
فکر میکنید حق دارم؟
فکر میکنید" همیشه" حق با شماست؟
شما اشتباه میکنید... من فکر نکنم...
این سوالها و کامنت ها هدفی نخواهند داشت.

برگردان ستودگان 2012
Forwarded from Nice to Know Dr. Setudegan
اگر مددکار و مشاور رواندرمانی نبودم شاید راننده تاکسی میشدم.

از آن را ننده هایی ک هر روز صبح به مسافران خود سلام میکنند
و شبها به آنها شب بخیر میگویند و هزاران نفر را به مقصدشان همراهی میکنند. اگر راه را هم ندانم از مسافرم میپرسم... مسافران اکثرا بهتر از من راه را میشناسند...

از آن راننده هایی ک با وسواس هر چه تمام تر مسافران خود را با احوالپرسی و خوش آمد گویی بدرقه میکنند. غریبه هایی که شاید هرگز دیگر نمیدیدم ولی مهم هم نبود. من همراهشان هستم در یک راه کوتاه یا بلند. آنها نیازی دارند مختص به زمان خاص.


یا کسی چه میداند شاید شغل دیگری میداشتم...
کلکسیونی از لباسهایی مختلف در یک جا جمع میکردم و ساعت ها در مورد آنها با مشتری حرف میزدم...
یا...نمیدانم شاید...به آنها با لباسهایی جدید از بوتیک افکارم به زندگی میفرستادم. شاید از آنها رنگ زندگیشان را میپرسیدم. و زندگیشان را رنگ جدیدی میدادم و نقاش مرحله ای از زندگیشان میشدم که انتخاب رنگ ها از آنها بود.

شاید یک نویسنده میشدم تا بتوانم افکار خواننده را که زیر تخت و بند ارزشها گیر کردند، آزاد کنم. شاید جرات زیستن را در کتابها میتوانستم بیان کنم. شاید خواننده جذب میشد و افکارم قابل درک بود و در راه فکرش همراهش بودم. در یک مقطع کوتاه ولی اساسی.

شاید کبوتر فروش میشدم که بتوانم پرواز و آزادی را به انسانهایی بال شکسته نشان بدهم. آنهایی که در یک مقطع هنوز قادر به پرواز نیستند. شاید بتوانم آنها را فقط به پرواز تشویق کنم.

شاید گل فروش میشدم و گل ها را بدست کودکانی میدادم که بوی گل را هنوز نمیشناختند. شاید بوی گلها آنها را شاد میکردند تا وقتی که گلها خوشبو هستند.

اما اکنون یک مدد کارم و یک مشاور انسان در جایی دور از ارزشهای آموخته من از کودکی ... من کودکی تازه در خود یافتم که ارزشها را دوباره به بازتاب کشید ....

اتاق من مشاور پر است از ناگفته هایی ک به سختی و با احتیاط بیان میشوند...
پر است از شکستن بغض هایی ک سالها در برابر شکستن مقاومت کرده بودند...
خلوتم پر است از رازهایی ک بنا بود هیچ وقت به زبان آورده نشوند...
سکوت اتاق من بارها شاهد رها کردن تمام دستاویزها و رسیدن به باور "توانستن ها" بوده است...
اطراف من پر است از نگاه های خیره و دنبال فرصت بودن ها...
پر از تردید بین گفتن یا نگفتن...

من مددکارم...
مدد کار بودن و مشاور بودن انتخاب من است...

میدانید مددکار بودن عشق شیرینی ست...به انسانیت و به انسان بودن و انسان ساختن و چرخ جامعه را چرخاندن ...ارزش ها را مدام الک کردن ...

دکتر ستودگان در بهار 2015
از دکتر موریس ستودگان

📍پنج آگزیوم "اصول" از دید واتزلاویک Watzlawick

واتزلاویک مدل ارتباطی خود را از پنج قاعده اساسی كه آنها را بدیهیات و یا اصول نامید ، ارائه میدهد.

توضیح کوتاه: آگزیوم یک اصل کاملاً درست شناخته شده ای می باشد ، یعنی یک یافته جهان شمول که نیازی به اثبات ندارد. مثلا اب ترکیب دو واحد هیدروژن و یک واحد اکسیژن میباشد H-O-H. یا نبودن خورشید در نیمه ای از زمین سبب تاریکی (شب) می شود. در دمای زیر صفر اب منجمد میشود. و ....

🔑 از دید واتزلاویک این پنج اصل در هر موقعیت ارتباطی اعمال می شود:

1. نمی شود ارتباط برقرار نکرد!

به گفته واتزلاویک ، ارتباط communication بین دو نفر به محض ادراک و برداشت دو از حضور یکدیگر رخ می دهد (این ادراک با احساس پنجگانه ممکن است). واتزلاویک می گوید كه ارتباطات مانند یک رفتار است و همانطور كه ​​نمی توان رفتار نكرد ، نمی توان نیز ارتباط برقرار نكرد. باید دانست که از دید رفتارگرایان حتی فکر کردن نوعی رفتار است - در حالت هوشیاری ما نمیتوانیم فکر نکنیم.

مثلا: به محض ورود به خانه میبینم که همسرم در اشپزخانه در حال کار کردن است اما با صدای در برداشت (فکر) میکند که من امده ام. (صدای در ارتباط را برقرار کرد)

2. هر ارتباط دو جنبه محتوا و جنبه رابطه را در خود دارد!

واتزلاویک میگوید که هر ارتباطی قبل از هر چیز حاوی جنبه محتوا می باشد که درمورد آنچه باید از نظر محتوا منتقل شود ، را در بر میگیرد. علاوه بر این ، ارتباطات جنبه ارتباطی مربوط به ارتباطات نیز دارد. این مسئله از این طریق بیان می شود که یک سخنران در شرایط مربوطه دوست دارد پیام وی درک شود یا اینکه چگونگی رابطه با هم صحبت خود را ارزیابی می کند. او با حرکات و حالت های صورت یا حتی لحن صدا زیربنای نگرش های خود است. ارتباطات تنها در صورتی موفقیت آمیز است که هر دو طرف به طور واضح سطح محتوا و روابط را از یکدیگر تفکیک کنند و پیام های مربوط به سطح رابطه همانطور که توسط فرستنده در نظر گرفته شده است ، درک شوند.
مثلا: پدر فریاد میزند: تلویزیون رو خاموش کن. خاموش کردن محتوی پیام است و اما فریاد رابطه پدر و فرزند را ارزیابی میکند.

3. هر ارتباط همیشه دارای علت و معلول است!

یک فرایند ارتباطی منوط به یک ساختار خاص است. در آن ، هر دو شخص به طور مداوم به یکدیگر واکنش نشان می دهند ، به طوری که در نهایت ارتباط شکل یک دایره ای به خود می گیرد.

علی به مریم نگاه کرد, مریم خندید, علی پرسید چرا میخندی؟ مریم گفت چون به شکل عجیبی نگاه میکنی! علی چه چیزی برایت عجیب بود؟ مریم: نگاهت معمولی نبود یک چیزی میخواهی بگویی!

4- ارتباط آنالوگ و دیجیتال است

واتزلاویک بین ارتباطات دیجیتال (کلامی) و آنالوگ (غیر کلامی) تفاوت قائل می شود. منظور از ارتباط دیجیتالی کلمات و جملات کاملاً واقعی و عینی است که مربوط به برخی از حقایق است. آنها اطلاعات را منتقل می کنند و دیگر جایی برای تفسیر پیام ندارند. ارتباطات آنالوگ سطح رابطه ، وضعیت عینی و حرکات و حالت های چهره گوینده را در نظر می گیرد. با ارتباط آنالوگ ، می توانید چیزی "مانند واژه های پنهان یا ناگفته" را با همتای خود تقسیم کنید. در حالت ایده آل ، ارتباطات دیجیتال و آنالوگ نباید با یکدیگر در تضاد باشند. (در مثال بالا خنده علی و برداشت مریم با شناختی که از علی دارد)

5- ارتباط متقارن یا مکمل است

اصل پنجم مربوط به هر دو شخص در ارتباط است. اینها یا می توانند با یکدیگر بدون هیچ طبقه بندی یعنی از دید برابر (متقارن) ارتباط برقرار کنند یا از درجه نابرابر (مکمل) برخوردار باشند. اگر ارتباط متقارن باشد ، دو شخص در ارتباط در یک سطح هستند. سپس آنها سعی می کنند این برابری را در مکالمه حفظ یا ایجاد کنند. با این حال ، در یک مکالمه مکمل ، اختلافات بین دو شخص در ارتباط در نقش انهاست. معمولاً در این نوع ارتباطات یک شخص برتر و شخص دیگر زیرمجموعه میباشد (مانند رییس و کارمند) که با رفتار خود مکالمه یکدیگر را کامل می کنند - این به نقش اجتماعی افراد بستگی دارد. مثلا فریاد پدر بروی فرزند که تلویزیون را خاموش کن. فریاد یک ارتباط نامتقارن توسط نقش قدرتمند پدر را نشان میدهد و خاموش کردن تلویریون که نقش تکمیلی ارتباط را به همراه دارد هدف محسوس ارتباط است! (هدف محسوس: خاموش کردن تلویزیون بود و هدف نامحسوس: نمایش قدرت در یک ارتباط)
معمولا در یک ارتباط قسمت نمایش قدرت (نه فقط منفی) قابل تفکیک است. مثلا اگر پدری از پسرش در حل یک مشکل پشتیبانی میکند: پنج اصل:
1: رابطه شکل گرفت
2: محتوی رابطه حل مشکل و جنبه رابطه پشتیبانی از فرزند
3: علت کمک ساختار خانواده و معلول کمک به فرزند میتواند سازنده رابطه باشد
4: گفتگوها دیجیتال و انگیزه پدر انالوگ
5: متقارن نحوه کمک پدر و مکمل نمایش قدرت پدر برای حل مشکل.

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
وقتی مراجع و مشاور یا درمانگر در یک سیستم صحبت نمیکنند.

آسان نیست با مراجع در یک سطح ایستادن!

@thinkpluswithus
📍نگاهی به تفاوت عمده بین بیماری و اختلال و تفاوت سندرم با کاندیشن (شرایط ناموزون)

از دکتر موریس ستودگان

مطمئن هستم که شما با مفاهیم اساسی بیماری disease، اختلال disorder ، سندرم syndrome و همچنین شرایط ناموزون یا موقعیت Condition آشنا هستید.

این واژه ها بیشتر به جای یکدیگر به اشتباه استفاده می شوند - اما از دید حرفه ای کاربرد گوناگون دارند. برای برخی از ما به ویژه برای کسانی که استفاده روزانه از ان ندارند - میتواند توصیف بیماری و تفاوت آن با یک اختلال، سندرم یا شرایط ناموزون بسیار دشوار باشد. بیایید با هم نگاهی بیندازیم;

👈 بیماری disease چیست؟

یکی از تعاریف اصلی بیماری در اوایل سال 1900 در مجله پزشکی انگلیس منتشر شد.

تعریف بیماری: نتیجه پاسخ پاتوفیزیولوژیکی به عوامل خارجی مانند ویروس یا باکتری و یا عوامل داخلی مانند عدم کارکرد صحیح یک عضو و یا تشکیل یک تومور میباشد.

امروزه پزشکان بیماری را بر اساس ناهنجاری در عملکردهای سیستمیک و نحوه درمان ان تشخیص می دهند - به عنوان مثال بیماری های قلبی عروقی.

این ناهنجاری ها می توانند هم سبب علائم و نشانه های جسمی و روانی و هم درد، سبب اختلال در عملکرد سیستم بدن، سبب پریشانی خاطر مثل اضطراب، سبب بروز مشکلات اجتماعی مانند ناسازگاری با محیط یا حتی سبب مرگ شخصی شوند.


👈 اختلال disorder چیست؟

در حالی که پزشکان یک بیماری را تشخیص داده و ان را معمولا درمان می کنند ، یک اختلال را به شرح زیر تعریف میکنیم.

تعریف اختلال: اختلال به اخلال در نظم سلامت یا عدم تعادل در عملکردهای طبیعی در بدن یا بخشی از بدن گفته میشود.

به عنوان مثال، یک اختلال ناشی از بیماری های قلبی عروقی ، آریتمی یا ضربان قلب نامنظم است. آریتمی به خودی خود یک بیماری نیست - این یک عملکرد غیر طبیعی ضربان قلب است که در نتیجه یک بیماری قلبی عروقی رخ می دهد.

اختلالات را می توان به اینگونه دسته بندی کرد:

▪️ ذهنی
▪️ جسمی
▪️ژنتیکی
▪️عاطفی
▪️ رفتاری
▪️ ساختاری

👈 سندرم syndrom چیست؟

سندرم اصطلاحی است که به بیماری یا اختلالی گفته می شود که بیش از یک ویژگی یا علامت شناسایی داشته باشد.

به عبارت دیگر یک سندرم به شرح زیر هم نیز تعریف می شود:

تعریف سندرم: مجموعه ای از علائم و نشانه ها است که یک بیماری خاص را مشخص یا نشان می دهد.

مثلا سندرم داون یک سندرم ژنتیکی شناخته شده است. این با ویژگی داشتن یک کروموزم اضافی در کروموزوم 21 در ترکیب با تعدادی از ویژگی های جسمی متمایز در بدو تولد است.

سندرم های پزشکی می توانند در اثر جهش های ژنتیکی یا عوامل دیگر ایجاد شوند. گاهی اوقات ، یک سندرم می تواند توسط تعدادی از بیماری ها ایجاد شود یا خود یک نشانه بیماری باشد.
مثلا; کورساکوف سندرومی است که منجر به نوعی فراموشی یا عدم ثبت خاطرات فرد می شود. سندروم کورساکوف در اثر کمبود ویتامین B1 و یا اعتیاد به الکل ایجاد می شود.

👈 موقعیت یا شرایط ناموزون condition چیست؟

تعریف موقعیت: یک موقعیت یا حالت نا سلامتی است که در فعالیت های معمول یا احساس رفاه اخلال ایجاد می کند.

به عنوان مثال ، سندرم خستگی مزمن یک بیماری عصبی است که علاوه بر علامت اصلی بیماری پس از ورزش، از مجموعه علائم نیز تشخیص داده می شود.

در اینجا با یک مثال هر چهار گونه را بررسی میکنیم. الزایمر را در نظر بگیرید:
آلزایمر یک بیماری است که در پاسخ به یک سری عوامل ژنتیکی، جسمی و محیطی ایجاد می شود، که البته عوامل اصلی این بیماری نا شناخته است.
فراموشی یا یادزدودگی یک اختلال ذهنی در نتیجه ی بیماری آلزایمر است. آلزایمر با از بین بردن سلول های مغزی موجب اختلال ذهنی و دمانس می شود. سمپتوم هایی خشم و اضطراب، فراموشی مقطعی، سرگیجه، گفتار نامربوط، ناتوانی در بیان افکار و ... سمپتومهایی هستند که شخص را در حالات غیرطبیعی یا شرایط ناموزون ای قرار داده و وضعیت فرد مبتلا به آلزایمر در اوایل شروع بیماری را بیانگر میباشد. سمپتومها معمولا نمایانگر بیماری می باشند.



▪️ یک بیماری پاسخ پاتوفیزیولوژیکی به عوامل داخلی یا خارجی است.

Disease: A particular distinctive process in the body with a specific cause and characteristic symptoms


▪️ یک اختلال وقفه در ساختار و عملکرد منظم بدن است.
Disorder: Irregularity, disturbance, or interruption of normal functions

▪️یک سندرم مجموعه ای از علائم و نشانه های مرتبط با یک علت خاص عدم سلامتی است.

Syndrome: A number of symptoms occurring together and characterizing a specific disease

▪️یک شرایط ناموزون در واقع وضعیت غیر طبیعی است که در احساس سالم بودن یا منظم زندگی اخلال ایجاد می کند.
Condition: An abnormal state of health that interferes with the usual activities or feeling of wellbeing

@thinkpluswithus
عذر میخوام از پست قبلی در مورد بایدن اشتباه فوروارد شده بود
Forwarded from اتچ بات
عزت نفس و اعتماد بنفس
فایل اول
دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Forwarded from اتچ بات
عزت نفس و اعتماد بنفس
فایل دوم
دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Forwarded from اتچ بات
عزت نفس و اعتماد بنفس
فایل سوم
دکتر موریس ستودگان

@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSeHeZ8ur2FY7lTM1_g69lhzrWAoyHgYYafYEHcGS6yzwnMEHQ/viewform?usp=pp_url





📣📣📣📣📣📣

📌 پژوهش و بررسی کودک آزاری

دوستان بزرگوار در لینک بالا پرسشنامه ای قرار داده شده توسط دوست پژوهشگرم در رابطه با تعارض های جنسی و ارتباط آن در خانواده.

همکاری شما دوستان در این پاسخ دهی بسیار کمک کننده برای آیندگان خواهد بود. البته پاسخها با احترام به هویت افراد بی نام و ناشناس خواهد بود.

دوستانی که تمایل به گفتگو تلفنی در این زمینه دارند در پی وی من اعلام بفرمایند زیرا برای این پژوهش بسیار کمک کننده خواهد بود.

پیشاپیش ممنون از همکاری و بزرگواری شما 🌸

ستودگان



@thinkpluswithus
Forwarded from Mohammadpour
دروداستادعزیز

لطفادرمورد مفهوم درون نگری وخودنگری توضیح دهید

درنظریه های رشددرون نگری درمیانسالی گفته شده
خودنگری دردوره سالمندی
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
درود خانم محمد پور

این دو اصطلاح در فارسی کمی نزدیک به هم هستند شاید اگه انگلیسی این رو یاد بگیرین کمی راحت تر میشه تشخیصش.

تیچنر و وونت این دو اصطلاح رو اولین بار در روانشناسی از فیزیک و بیولوژی وارد کردن. با در نظر گرفتن اینکه هیچ کس نمی تونه تجربه ای را، جز شخصی که آن رو تجربه کرده، مشاهده کنه؛

ناگزیر در روانشناسی باید کاوش ها و پژوهش های درونی یا به شکل

👈 خودنگری Self-observation و یا خود را مشاهده کردن مثل یک رفتار ما.
مثلا نگاه کنیم وقتی پسرم داد میزنه منم دادم (واحد صوت) بلندتر میشه پشتم داغ (واحد گرما) میشه و صدام (واحد تن) میلرزه و قلبم به تپش (واحد ضربان) در میاد {و همه اینها قابل اندازه گیری هستند در ازمایشگاه}

👈 و اما در درون نگری Introspection که کمی دشوارتر هست دو عامل اصلی وجود داره

🔺یکی دقت در پدیده (تجربه)
🔺 و دیگری ثبت آن (احساس)

مثلا وقتی پسرم داد میزنه چه اتفاقی در من میفته که منم داد میزنم چه تجربه ای اینجا باعث این رفتار من میشه; رفتار متقابل, طرحواره و... (که ممکنه در هر شخصی متفاوت باشه) و شدت عصبانیت من چقدره و چقدر غصه دار میشم (اینها بسیار شخصی هستند و همیشه قابل اندازه گیری و ثبت نیستند) و فقط با توضیحات شخصی که تجربه میکنه میتونیم اون رو تفسیر و توضیح و ثبت کنیم.

البته این برداشت من از این دو واژه هست که در درمانگری ازش استفاده وافر میشه. مثلا درمان طرحواره ها نیاز به درونگری فراوان داره و تعدیل احساسات. ولی مثلا یک رفتارگرا برای کنترل خشم از مشاهده رفتار شخص از خودش "خودنگری" استفاده میکنه و شخص میتونه دقیقا لحظه های رفتار رو تشریح کنه تا قابل درک بشه. مثلا
وقتی پسرتون داد زد در اون لحظه چه فکری در ذهن شما خطور کرد؟ (فقط مختص شماست و تجربه های شما با خشونت)
بعد از اون فکر چه احساسی داشتید؟ (فقط مختص شماست)
بعد چه واکنشی نشون دادین؟

و اگر به خودنگری فکر کنیم همه افراد در عصبانیت تپش قلبشون بر اثر سترس و هورمون X بالا میره و ...و در درونگری اما بعضی ها با داشتن مهارت میتونن اون رو کنترل کنند.

مثال دیگه: یک شخص هیچگاه نمیتونه درد دندونش رو تشریح کنه چون احساس درد یک فرایند کاملا ژنتیکی هست و در افراد متفاوت برداشت میشه.

دوستانی که در این زمینه اطلاعات بیشتر دارن حتما با ما تقسیم کنند.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
استقلال در یک رابطه نیاز است اما چقدر؟
در گونه ای از روابط اجتناب از رابطه تنگاتنگ که وابستگی در ان شناخته شده هست, یک اطمینان موقت خواهد داد. شاید لحظاتی احساس خوبی بدهد ولی در نهایت ارامبخش نیست, چرا که مدام در حال اجتناب و گریز خواهیم بود.

دکتر موریس ستودگان


منبع تصویر از مجله psychologie heute
مرزهای من کجاست؟

چقدر مرزهای خود و دیگران را میشناسیم. سو استفاده از من به نشناختن خود من از مرزهایم مربوط میشود. این هدیه را اگر از کودکی دریافت نکردیم میتوانیم ان را با بازتاب دوباره خلق کنیم.

دکتر موریس ستودگان

منبع تصویر: Psychlogie Heute
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷📍نوجوانانی که مرتبا از ماریجوانا (گراس یا علف) استفاده می کنند با گذشت زمان از کاهش ضریب هوشی رنج ببرند.

نوشته اریک د. دولان
ترجمه دکتر موریس ستودگان

3 مارس 2021



@thinkpluswithus