Forwarded from پرهام
متشکرم دکتر جان
ببخشید شرم و خجالت در آسیب شناسی و مبحث روان جدا هستند یا هر دو یک معنی را میدهند
ببخشید شرم و خجالت در آسیب شناسی و مبحث روان جدا هستند یا هر دو یک معنی را میدهند
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
در اسیب شناسی و روانشناسی کلا میتونیم این دو تا مبجث رو بخاطر ریشه های احساسی متفاوت اونها گوناگون بررسی کنیم:
شرم Shame
(Scham, honte )
و خجالت Embarrassment
(Verlegenheit, embarras)
رو میتونیم دو مقوله متفاوت تلقی کنیم که یکی به اخلاق و احساس گناه و وجدان و دیگری به حالت و تیپ شخصیتی مربوط میشوند ()در انگلیسی و فرانسه و المانی و کره ای و زبانهای دیگه هم دو حس متفاوت هستند). در نتیجه تفاوت شرم و خجالت ریشه در پیوندهای مختلفی دارند که آنها را با ویژگی اخلاق میتوان تمایز داده و تعریف کرد. شرم و خجالت احساساتی هستند که هنگام مواجهه با یک اوضاع ناراحت کننده احساس و درک میشود گر چه این دو احساس بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. شرم را می توانیم به عنوان یک بروز وضعیت عاطفی که وقتی شخص کار نادرست (اعم از ارزشهای شخصی و هنجارهای اجتماعی) انجام داده, تعریف کرد. به این معنا، شرم با اخلاق و وجدان در رابطه مستقیم قرار میگیرد. با یک داستان کوتاه و ساده شرم.رو میتوانیم اینگونه نشان دهیم: اگر به کسی که دوستش داریم, خیانت یا خطایی کرده ایم طبیعتا شرمنده شده و این نیز به گناه مرتبط است - البته پیش نیاز ان وجدان است.
اما خجالت ناشی از بی اخلاقی یا رفتار ناهنجار نیست. این زمانی است که ما هنگام مواجهه با یک وضعیت اجتماعی دشوار، احساس ناخوشایندی کنیم در اینجا خطایی از ما سر نزده. ( سمپتومها: قرمز شدن, عرق کردن, ساکت شدن, گوشه گیری...). این تفاوت بین دو مقوله شرم و خجالت است. مثلا هنگام سخنرانی یک واژه را اشتباه بگوییم. یا در یک جمع اساتید به عنوان دانشجو باید چیزی را تعریف کنیم و مطمین نیستیم و یا شاید در دیدار اول و یا بوسه اول اینگونه احساسها پدیدار شوند...
👈فرق بین شرم و خجالت
• شرم را می توانیم به عنوان یک ناراحتی (احساس) تعریف کنیم که پیامد آگاهی فرد از انجام کار اشتباهی یا نابهنجار خودش است.
• خجالت را می توانیم احساس ناخوشایندی که پیامد یک شرایط خاص یا خارج از دایره امن است نیز تعریف کنیم.
👈• در شرم و خجالت در واقع عمق احساسات بسیار مهم هستند:
• احساس شرم عمیق تر و طولانی تر از خجالت است.
👈• محیط در مقابل رفتار خود
• شرم پیامد رفتار خود شخص است.
• خجالت پیامد اثر محیط اطراف است.
👈• اخلاق
• شرم با اخلاق و وجدان و ارزشهای شخصی و اجتماعی در پیوند است
• خجالت با اخلاق و وجدان شخص ارتباط ندارد. این یک وضعیت احساسی در لحظه ای و محیط خاصی است.
👈• بازتاب
• بازتاب شخص نسبت به رفتار خود با معیارهای اخلاقی باعث شرم او می شود.
• خجالت اغلب به خاطر درون گرایی, محیط و دیگران است.
Edelmann (1981) claims that the primary distinction between embarrassment and shame is that 'shame is a personal feeling, while embarrassment involves interpersonal exposure - concern with the image one presents to others felt to be present at the time' (p. 125)
Book: On differentiating embarrassment from shame - MARY K. BABCOCK
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
شرم Shame
(Scham, honte )
و خجالت Embarrassment
(Verlegenheit, embarras)
رو میتونیم دو مقوله متفاوت تلقی کنیم که یکی به اخلاق و احساس گناه و وجدان و دیگری به حالت و تیپ شخصیتی مربوط میشوند ()در انگلیسی و فرانسه و المانی و کره ای و زبانهای دیگه هم دو حس متفاوت هستند). در نتیجه تفاوت شرم و خجالت ریشه در پیوندهای مختلفی دارند که آنها را با ویژگی اخلاق میتوان تمایز داده و تعریف کرد. شرم و خجالت احساساتی هستند که هنگام مواجهه با یک اوضاع ناراحت کننده احساس و درک میشود گر چه این دو احساس بسیار متفاوت از یکدیگر هستند. شرم را می توانیم به عنوان یک بروز وضعیت عاطفی که وقتی شخص کار نادرست (اعم از ارزشهای شخصی و هنجارهای اجتماعی) انجام داده, تعریف کرد. به این معنا، شرم با اخلاق و وجدان در رابطه مستقیم قرار میگیرد. با یک داستان کوتاه و ساده شرم.رو میتوانیم اینگونه نشان دهیم: اگر به کسی که دوستش داریم, خیانت یا خطایی کرده ایم طبیعتا شرمنده شده و این نیز به گناه مرتبط است - البته پیش نیاز ان وجدان است.
اما خجالت ناشی از بی اخلاقی یا رفتار ناهنجار نیست. این زمانی است که ما هنگام مواجهه با یک وضعیت اجتماعی دشوار، احساس ناخوشایندی کنیم در اینجا خطایی از ما سر نزده. ( سمپتومها: قرمز شدن, عرق کردن, ساکت شدن, گوشه گیری...). این تفاوت بین دو مقوله شرم و خجالت است. مثلا هنگام سخنرانی یک واژه را اشتباه بگوییم. یا در یک جمع اساتید به عنوان دانشجو باید چیزی را تعریف کنیم و مطمین نیستیم و یا شاید در دیدار اول و یا بوسه اول اینگونه احساسها پدیدار شوند...
👈فرق بین شرم و خجالت
• شرم را می توانیم به عنوان یک ناراحتی (احساس) تعریف کنیم که پیامد آگاهی فرد از انجام کار اشتباهی یا نابهنجار خودش است.
• خجالت را می توانیم احساس ناخوشایندی که پیامد یک شرایط خاص یا خارج از دایره امن است نیز تعریف کنیم.
👈• در شرم و خجالت در واقع عمق احساسات بسیار مهم هستند:
• احساس شرم عمیق تر و طولانی تر از خجالت است.
👈• محیط در مقابل رفتار خود
• شرم پیامد رفتار خود شخص است.
• خجالت پیامد اثر محیط اطراف است.
👈• اخلاق
• شرم با اخلاق و وجدان و ارزشهای شخصی و اجتماعی در پیوند است
• خجالت با اخلاق و وجدان شخص ارتباط ندارد. این یک وضعیت احساسی در لحظه ای و محیط خاصی است.
👈• بازتاب
• بازتاب شخص نسبت به رفتار خود با معیارهای اخلاقی باعث شرم او می شود.
• خجالت اغلب به خاطر درون گرایی, محیط و دیگران است.
Edelmann (1981) claims that the primary distinction between embarrassment and shame is that 'shame is a personal feeling, while embarrassment involves interpersonal exposure - concern with the image one presents to others felt to be present at the time' (p. 125)
Book: On differentiating embarrassment from shame - MARY K. BABCOCK
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍رفتارهای منزوی کننده
دلایل زیادی برای بروز رفتارهای منزوی کننده و مخرب در انسانها در سنین بزرگسالی از جمله عزت نفس و اعتماد بنفس پایین, وجود دارد. چگونه ناخوداگاه به این رفتارها ادامه میدهیم را در زیر میتوانیم کوتاه بررسی کنیم.
👈 بلوغ عاطفی یک یروسه مهم در زندگی ماست. ممکن است شخصی هرگز رفتارهای عاطفی بالغانه را نیاموخته و توسط والدینش در این موارد اموزش خاصی نداشته باشد یا اینکه والدین به طور ناخواسته برخی از رفتارهای منفی در کودک را به دلیل محبت از دید والد به کودکشان تأیید و انها را حتی شرطی کردهباشند. جملاتی مانند "بچه ست دیگه, بزرگ شه خودش یاد میگیره..." اما به چه قیمتی هرگز اموخته نشده. بنابراین کودک این الگوهای رفتاری را تا بزرگسالی ادامه داده بدون اگاهی کافی در مورد تاثیر ان بروی دیگران. و همه رفتارها به دلیل تکرار مکرر روتین شده و در ناخوداگاه جای گرفته و برای شخص دشوار قابل بازتاب میشود. و گاهی وقتی به این افراد بازتاب هم داده شود انرا جزو شخصیت خود میدانند و تغییر را لازم نمی بینند. جمله معروف "من همینم میخوای بخواه ..."
👈 گاهی اوقات والدین و دوستان و دیگر اطرافیان فرد با مشخص نکردن مرزهای رفتاری یا پیامد رفتارهای نادرست انها به انها اجازه میدهند که از الگوهای رفتاری درست ناخوداگاه فاصله بگیرند. و واژه ای مانند " به من مربوط نیست..." او را از پیامد بازخوردهای اجتماعی محروم میکنند. و اینگونه شخص ناخواسته با دوستان و اطرافیان فاصله ایجاد میکند و این فاصله گیری میتواند فاجعه های اجتماعی و در نهایت انزوا به همراه داشته باشد. جالب اینجاست که این افراد گاهی به این انزوا و فاجعه اگاه نیستند.
👈 گاهی این انزواهای اجتماعی که بر اثر رفتارهای مخرب شکل می گیرد ناشی از مشکلات مربوط به سلامت روان افراد یا اختلالات شخصیتی می باشد. بنا بر بینش های منفی در گونه ای از اختلالات این افراد گاهی حاضر به دریافت کمک و تصحیح رفتارهای خود نمی شوند. واژه هایی مانند "مگه من چمه؟ از خیلی هام بهترم. بقیه مشکل دارن ..."
👈 در بعضی موارد هم دیده شده که ویژگیهای مثبت شخص میتواند در نقش یک هالهی محافظ برای رفتارهای بد او یا همان مکانیزم های دفاعی عمل کرده و تصحیح رفتار عملی نشود. واژه هایی مانند "به هر حال همه ما یک خوبیها و بدی هایی داریم و حالا اینم اینطوریه, ده تا خوبی داره دو تا بدی..."
و شخص بدون اینکه بازخورد مستقیمی به خاطر رفتارهای اشتباه اش دریافت کند، به انجام این الگوهای رفتاری که از جامعه پذیرفته نیست ادامه میدهند. ادامه اینگونه رفتارها میتواند دراز مدت انزوای شخص را به همراه داشته باشد.
اگر مرزهای رفتاری در کودکان شناخته و اموخته شود طبیعتا پیشگیری از انزوا میسر شده اما نیاز اساسی ان این است که والدین خود به مرزها و رفتارهایشان و اثر ان بروی فرزندان شان اگاه باشند. با پیشرفت روانشناسی زمان ان رسیده که انتقال نسل به نسل رفتارهای مخرب و منزوی کننده را بشناسیم و اگاه تر عمل کنیم.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
دلایل زیادی برای بروز رفتارهای منزوی کننده و مخرب در انسانها در سنین بزرگسالی از جمله عزت نفس و اعتماد بنفس پایین, وجود دارد. چگونه ناخوداگاه به این رفتارها ادامه میدهیم را در زیر میتوانیم کوتاه بررسی کنیم.
👈 بلوغ عاطفی یک یروسه مهم در زندگی ماست. ممکن است شخصی هرگز رفتارهای عاطفی بالغانه را نیاموخته و توسط والدینش در این موارد اموزش خاصی نداشته باشد یا اینکه والدین به طور ناخواسته برخی از رفتارهای منفی در کودک را به دلیل محبت از دید والد به کودکشان تأیید و انها را حتی شرطی کردهباشند. جملاتی مانند "بچه ست دیگه, بزرگ شه خودش یاد میگیره..." اما به چه قیمتی هرگز اموخته نشده. بنابراین کودک این الگوهای رفتاری را تا بزرگسالی ادامه داده بدون اگاهی کافی در مورد تاثیر ان بروی دیگران. و همه رفتارها به دلیل تکرار مکرر روتین شده و در ناخوداگاه جای گرفته و برای شخص دشوار قابل بازتاب میشود. و گاهی وقتی به این افراد بازتاب هم داده شود انرا جزو شخصیت خود میدانند و تغییر را لازم نمی بینند. جمله معروف "من همینم میخوای بخواه ..."
👈 گاهی اوقات والدین و دوستان و دیگر اطرافیان فرد با مشخص نکردن مرزهای رفتاری یا پیامد رفتارهای نادرست انها به انها اجازه میدهند که از الگوهای رفتاری درست ناخوداگاه فاصله بگیرند. و واژه ای مانند " به من مربوط نیست..." او را از پیامد بازخوردهای اجتماعی محروم میکنند. و اینگونه شخص ناخواسته با دوستان و اطرافیان فاصله ایجاد میکند و این فاصله گیری میتواند فاجعه های اجتماعی و در نهایت انزوا به همراه داشته باشد. جالب اینجاست که این افراد گاهی به این انزوا و فاجعه اگاه نیستند.
👈 گاهی این انزواهای اجتماعی که بر اثر رفتارهای مخرب شکل می گیرد ناشی از مشکلات مربوط به سلامت روان افراد یا اختلالات شخصیتی می باشد. بنا بر بینش های منفی در گونه ای از اختلالات این افراد گاهی حاضر به دریافت کمک و تصحیح رفتارهای خود نمی شوند. واژه هایی مانند "مگه من چمه؟ از خیلی هام بهترم. بقیه مشکل دارن ..."
👈 در بعضی موارد هم دیده شده که ویژگیهای مثبت شخص میتواند در نقش یک هالهی محافظ برای رفتارهای بد او یا همان مکانیزم های دفاعی عمل کرده و تصحیح رفتار عملی نشود. واژه هایی مانند "به هر حال همه ما یک خوبیها و بدی هایی داریم و حالا اینم اینطوریه, ده تا خوبی داره دو تا بدی..."
و شخص بدون اینکه بازخورد مستقیمی به خاطر رفتارهای اشتباه اش دریافت کند، به انجام این الگوهای رفتاری که از جامعه پذیرفته نیست ادامه میدهند. ادامه اینگونه رفتارها میتواند دراز مدت انزوای شخص را به همراه داشته باشد.
اگر مرزهای رفتاری در کودکان شناخته و اموخته شود طبیعتا پیشگیری از انزوا میسر شده اما نیاز اساسی ان این است که والدین خود به مرزها و رفتارهایشان و اثر ان بروی فرزندان شان اگاه باشند. با پیشرفت روانشناسی زمان ان رسیده که انتقال نسل به نسل رفتارهای مخرب و منزوی کننده را بشناسیم و اگاه تر عمل کنیم.
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Forwarded from Sara Mohajeri
درود بر شما استاد عزیز و دوستان گرامی روزتون به خیر، ممنونم برای توضیحات کاربردی و ارزنده شما ببخشید استاد اگه فرد بزرگسالی دچار اختلال دزدی باشه و در هر محیطی دست به دزدی بزنه حتی اشیایی که عملا هم به کارش نیاد ،برخورد درست با این فرد چیه؟ به طور مثال مردی در حدود ۴۰ ساله که در کارخانه ای مشغول به کار است کارفرما به او گوشزد کرده که متوجه دزدیهایش شده و خسارت آخرین و واضحترین دزدی وی را به عنوان تنبیه از حسابش کسر کرده قصد اخراجش را داشته اما به خاطر ترحم و پا در میانی سرکارگر که دوست وی و شاید هم به نوعی شریک جرمش بوده ( چرا که از این اختلال مطلع بوده اما رازش را فاش نکرده )همچنان به او اجازه کار بدهد ،کار درستی است یا خیر؟ بهترین رفتار با چنین فردی چیست ؟ضمن اینکه این فرد در شرایط اسفباری زندگی کرده و متحمل آسیبهای روانشناختی فراوانی از بدو کودکی تا به حال بوده و همسر و فرزندانش هم از آزارهای وی در رنج و عذابند بارها از او خواسته شده به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کند اما مقاومت کرده و نپذیرفته ، در صورت تمایل با توجه به شرایطتون ممنون میشم در قالب ویس توضیح بفرمایید؟
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from Deleted Account
سلام دوستان
دانش آموزی در کلاس اول دبستان بعد از اتمام کلاس و تعطیل شدن مدرسه چندین بارتعدادی از وسایل همکلاش را برمیدارد ودر کیف خود میگذارد و به خانه می برد شما به عنوان روانشناس چه راهکاری برای ترک این مشکل درمدرسه/ وچه توصیه ای به اولیای او دارید. با سپاس
دانش آموزی در کلاس اول دبستان بعد از اتمام کلاس و تعطیل شدن مدرسه چندین بارتعدادی از وسایل همکلاش را برمیدارد ودر کیف خود میگذارد و به خانه می برد شما به عنوان روانشناس چه راهکاری برای ترک این مشکل درمدرسه/ وچه توصیه ای به اولیای او دارید. با سپاس
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📍سبک زندگی (خواب, غذا, حرکت و مدیریت سترس) و تاثیر حرکت و کنترل هورمون های شادی بروی زندگی روزانه ما (قسمت اول)
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
📍سبک زندگی (خواب, غذا, حرکت و مدیریت سترس) و تاثیر حرکت و کنترل هورمون های شادی بروی زندگی روزانه ما (قسمت دوم)
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان
@thinkpluswithus
Telegram
attach 📎