💫💫💫💫💫💫💫
کودکان مان را قبل از اینکه با الفبا نوشتن و خواندن اشنا کنیم، میبایست با الفبای #نه_گفتن" و با الفبای #مرز_شناختن" آشنا کنیم.
چرا که این دو مادر همه مهارت ها هستند و مهمترین پل ها به سوی زندگی. خواندن و نوشتن را همیشه میتوان اموخت.
#دکتر_موریس_ستودگان
کودکان مان را قبل از اینکه با الفبا نوشتن و خواندن اشنا کنیم، میبایست با الفبای #نه_گفتن" و با الفبای #مرز_شناختن" آشنا کنیم.
چرا که این دو مادر همه مهارت ها هستند و مهمترین پل ها به سوی زندگی. خواندن و نوشتن را همیشه میتوان اموخت.
#دکتر_موریس_ستودگان
💫💫💫💫💫
در روابط ما انسانها موفق بودن در روابط بدین معنی نیست که ما همیشه و همه جا با همه یک رای و همه چیز میبایست مورد قبول واقع باشد. خیر!
در روابط موفق هم ما اجازه داریم خشمگین شویم و نظر دیگران را رد کنیم. اما این امر بصورت کاملا متفاوت با بیان نیازها و نام بردن احساس ها و به شکل کلامی بدون فریاد،حمله و خرده گیری و سرزنش صورت میگیرد. مهمتر از همه این است که بدون هیچگونه بیان رفتاری به پروسه شکل میدهیم.
موریس ستودگان ۲۰۱۸
در روابط ما انسانها موفق بودن در روابط بدین معنی نیست که ما همیشه و همه جا با همه یک رای و همه چیز میبایست مورد قبول واقع باشد. خیر!
در روابط موفق هم ما اجازه داریم خشمگین شویم و نظر دیگران را رد کنیم. اما این امر بصورت کاملا متفاوت با بیان نیازها و نام بردن احساس ها و به شکل کلامی بدون فریاد،حمله و خرده گیری و سرزنش صورت میگیرد. مهمتر از همه این است که بدون هیچگونه بیان رفتاری به پروسه شکل میدهیم.
موریس ستودگان ۲۰۱۸
Http://t.me/thinkpluswithus
دکتر موریس ستودگان 💫💫💫💫💫
کسی منو نمیتونه وابسته کنه. من #وابسته میشم. این اصل رو باید پذیرفت.
در صورت جمله بندی با " شما " ، مقصر اون رفته هستش و من مانده قربانی هستم.
ولی حقیقت این هست من وابسته شدم و اون رفت. تشکر میکنم ازش که اون راه چاره رو پیدا کرد و منو رها کرد تا رشد کنم در غیر وابستگی ها.
اصل ۱. پذیرش خودم که اشتباه کردم
اصل ۲. پذیرش دیگران که مثل من میتونن اشتباه کنند و کسی خارج از این امر نیست.
اصل ۳. پذیرش موقعیت. و فقط در این موقعیت تجربه ای که کسب کردم باعث شد که امروز بتونم دوباره بلند شم و زندگی رو در دست بگیرم.
اینها #اصول_بازتاب در مشاوره و تراپی هستش!
دکتر موریس ستودگان 💫💫💫💫💫
کسی منو نمیتونه وابسته کنه. من #وابسته میشم. این اصل رو باید پذیرفت.
در صورت جمله بندی با " شما " ، مقصر اون رفته هستش و من مانده قربانی هستم.
ولی حقیقت این هست من وابسته شدم و اون رفت. تشکر میکنم ازش که اون راه چاره رو پیدا کرد و منو رها کرد تا رشد کنم در غیر وابستگی ها.
اصل ۱. پذیرش خودم که اشتباه کردم
اصل ۲. پذیرش دیگران که مثل من میتونن اشتباه کنند و کسی خارج از این امر نیست.
اصل ۳. پذیرش موقعیت. و فقط در این موقعیت تجربه ای که کسب کردم باعث شد که امروز بتونم دوباره بلند شم و زندگی رو در دست بگیرم.
اینها #اصول_بازتاب در مشاوره و تراپی هستش!
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Http://t.me/thinkpluswithus
💫💫💫💫💫
🔖به یک اندازه پیش هر دو والد
تا امروز تحقیقاتی کمی در این زمینه بود که آیا کودکانی که پدر و مادرشان طلاق میگیرند ایا خوب است که پیش هر دو باشند و چقدر؟
محققان سوئدی رفتار ۳۶۰۰ کودک سه تا پنج ساله را دراز مدت بررسی کرده و به این نتیجه رسیدهاند.:
کودکانی که بعد از طلاق به یک اندازه پیش هر دو شخص پدر و مادر هستند مشکل بیشتری از کودکانی که در یک خانواده که هر دو پدر ک مادر و کودک زندگی میکنند نشان نمیدهند. مهم است که آنها با یک پدر یا مادر بعنوان محل زندگی دائم زندگی کنند.
پدر و مادرها به محققان میگویند که کودکان چند روز با چه کسی بوده اند.
و در پرسشنامه ضربدر میزدند که کودک چه مشکلاتی دارند مثل ترس و خشم. و حتی مربیان مهد کودک به این سوالها پاسخ دادند که رفتار کودکان چگونه است.
جالب اینجاست که این یافته های جدید بر خلاف تیوری دلبستگی و پیوستگی میباشد که تاکنون ادعا میشد. که بچه های کوچک یک شخص مرجع برای رابطه نیاز دارند و میبایست خیلی کوتاه از مادر جدا شوند. با این حال، حداقل میتوان گفت، بخشی از مشکلات کودکان به والدین بستگی دارد به این معنی که والدین به خصوص والدین ناراضی و یا در نزاع این روش را انتخاب می کنند و {کودکان متقابلا مشکلات را به بیرون حمل میکنند}.
منبع ماهنامه المانی شماره ۴
Psychologie Heute April 2018
ترجمه دکتر موریس ستودگان آپریل ۲۰۱۸
💫💫💫💫💫
🔖به یک اندازه پیش هر دو والد
تا امروز تحقیقاتی کمی در این زمینه بود که آیا کودکانی که پدر و مادرشان طلاق میگیرند ایا خوب است که پیش هر دو باشند و چقدر؟
محققان سوئدی رفتار ۳۶۰۰ کودک سه تا پنج ساله را دراز مدت بررسی کرده و به این نتیجه رسیدهاند.:
کودکانی که بعد از طلاق به یک اندازه پیش هر دو شخص پدر و مادر هستند مشکل بیشتری از کودکانی که در یک خانواده که هر دو پدر ک مادر و کودک زندگی میکنند نشان نمیدهند. مهم است که آنها با یک پدر یا مادر بعنوان محل زندگی دائم زندگی کنند.
پدر و مادرها به محققان میگویند که کودکان چند روز با چه کسی بوده اند.
و در پرسشنامه ضربدر میزدند که کودک چه مشکلاتی دارند مثل ترس و خشم. و حتی مربیان مهد کودک به این سوالها پاسخ دادند که رفتار کودکان چگونه است.
جالب اینجاست که این یافته های جدید بر خلاف تیوری دلبستگی و پیوستگی میباشد که تاکنون ادعا میشد. که بچه های کوچک یک شخص مرجع برای رابطه نیاز دارند و میبایست خیلی کوتاه از مادر جدا شوند. با این حال، حداقل میتوان گفت، بخشی از مشکلات کودکان به والدین بستگی دارد به این معنی که والدین به خصوص والدین ناراضی و یا در نزاع این روش را انتخاب می کنند و {کودکان متقابلا مشکلات را به بیرون حمل میکنند}.
منبع ماهنامه المانی شماره ۴
Psychologie Heute April 2018
ترجمه دکتر موریس ستودگان آپریل ۲۰۱۸
Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس
نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
سلام دکتر ستودگان عزیز...اگه زحمتی نیست یک نظری ازتون خواستم...من از مهر امسال در اموزش پرورش جنوب کشور استخدام شدم و همان روز اول با دختری اشنا شدم...دانشجوی دکتری و مثل خودم تازه استخدام شده بود..همان روز اول چون چهره زیبایی داشت به او ابراز علاقه کردم و او هم بیشتر سمت من اود و با هم اشنا شدیم و ۶ ماه از ان روز میگذرد...چند باری با هم قرار گذاشتیم و بیرون رفتیم و کم کم صمیمیت بیشتر شد..از همان اول نشان داد که از دردی فرار میکند و ب شدت ادم وابسته ای بود...داستان خودش و علی را برایم گفت که چهار سال پیش با هم آشنا شده بودند و او رهایش کرده بود و این چهار سال بخاطر رفتن علی همیشه عذاب میکشید..هرچند در لابه لای صحبت هایش فهمیدم که در این مدت باز هم با کسانی دیگر به صورت کوتاه مدت ارتباط داشته است اما عاشق کس دیگر نشده بود..اوایل کنار من بود هر روز اما فک کنم بیشتر ب او هم فکر میکرد..یکی دو ماه که گذشت کاملا علی را فراموش کرد و عاشق من شد..و هر شب میرفتیم بیرون اتیش روشن میکردیم و شام میخوردیم..من تا بحال با دختری هیچ گونه ار تباط جنسی نداشتم ..اما بعد دو ماه ی جوری ب من فهماند که دوست دارد داشته باشد..من هم یک شب بوسیدمش و کم کم زمان ک گذشت حتی شب ها خونه من میومد و با هم تا صب میخوابیدیم..یک شب خیلی ناراحت بود که چرا این کارها را با من انجام میدهد و اعتراف کرد که سال 95 از شهر خودشون به تهران می اید و یک روز پیش علی میماند و این کار را انجام میدهد..خیلی حالم ب هم خورد این حرف را زد..چون من هرچقدر بخواهم با ذهنی ازاد ب این قضیه نگا کنم چون زیر بنای فکری من با این کارها مخالف است و جایی تربیت شدم که نمیتوانم ب این کارها ب عنوان حق طبیعی برای زندگی خودم نگاه کنم..او از من درخواست ازدواج دارد اما من سخت است با کارهایی که در گذشته انجام داده است کنار بیایم..هر بار که رهایش میکنم هم خودم اذیت میشم و هم او چندین برابر..الان نمیدونم تصمیم نهایی را چگو نه بگیرم
-----------------------
🔷موریس ستودگان:
جناب عزیز
از زن برام یک تعریفی بنویسید. و جواب بدید اگر در فرهنگ شما مورد قبول نیست چرا دختر رو شب تا صبح پیش خودتون نگاه داشتید؟
--------------------
◼️پاسخ
سلام دکتر عزیز..تو اون لحظات که با هم بودیم و درخواست میداد که پیشم بیاد نمیتونستم نه بگم..چون منم دلم میخواست..حالا چیزی که بیشتر ازارم میدهد روابط او با دیگران بوده است و من حتی ان پسر را در دانشگاه دیده ام...و یه چیز دیگه اینکه تو روابط من و ایشان روابط جنسی در اولویت او است و تا تنها میشویم کل حرف هایش همین است....ترس از ان دارم که در اینده پایبند نباشد
بعد 5 ماه الان دو روز است که از هم جدا شدیم..و خیلی برام سخت است و میدونم برای او چندین برابر سخت.
◼️تعریف زن: زن هم مثل مرد یک انسان است و تفاوت او با مرد در جنسیت و شاید خصوصیات رفتاری باشد.
--------------------
🔷موریس ستودگان:
پس مشکل ترسهای شماست نه ایشون در واقع!
چیزی را از یک زن انتظار ندارین نباید در واقع خودتون انجام بدین اگه پایبند به اصول اخلاقی هستید. در غیر اینصورت مشکل میشه پیش بینی کرد.
این تصویر شماست از زن. پس چرا نگرانید با یک مرد دیگه بوده و فکر میکنید دیگه ارزش قبل رو نداره.
چون گفتید حالم بد شد پرسیدم این رو ...
چه چیزی حال شما رو بد کرد؟ خودتون پشت فرهنگ و منطقه مخفی نکنید. خودتون رو بازتاب کنید.
چون متعلق به شما نبوده از اول؟ این حال بد شدن به این معنی هست که حس تملک شما خدشه دار شده. فکر نمیکنید؟
یک انسان در انتخاب ازاده. شما نمیتونید انتخاب ایشون رو الان زیر سوال ببرید وقتی همون انتخاب با شما صورت گرفته. در واقع اول بهش اطمینان دادین و فکر کردین که میتونید درک کنید یک زن رو و مشکلات گذشته رو و وقتی به محدوده شما ورود کرد داستان جنسی ایشون (کاری که شما هم کردید) نتونستید باهاش کنار بیاین. و هنوز هم نمیتونید بهش بگین با چی مشکل دارین.
اگر انصافا برخورد کنیم باید از اول میگفتید من نمیخوام داستان تو رو بدونم و چون ظرفیت ندارم عشقم رو و وابستگی خودم رو کنار بزارم و داستان تو رو تحلیل کنم. یعنی خودتون رو زیادی دست بالا گرفتین با ظرفیت شما بدون توجه به احساستون که امروز لکه دار شده.
-------------------
◼️ پاسخ
خودش هم میگه که تو نباید ب گذشته من فکر کنی من ان وقت مال تو نبودم...من هم نمیدونم که در زندگی پایبند هست یا نه و این نگرانم میکند..خودم که الان ۳۰ سالم است برای اولین بار بود که وارد این روابط شدم...
----------------------
موریس ستودگان:
این از دید منه. این داستان به خانم و خانمها ربطی نداره. به تصویر شما از زن مربوط میشه که بازتاب نکردید
از کجا میدونید شما پایبند هستید؟ چه گارانتی هست؟
بهش بگین چی نیاز دارین که بتونید قبول کنید که پایبند هست. و شما هم به همچنین
----------------
-----------------------
🔷موریس ستودگان:
جناب عزیز
از زن برام یک تعریفی بنویسید. و جواب بدید اگر در فرهنگ شما مورد قبول نیست چرا دختر رو شب تا صبح پیش خودتون نگاه داشتید؟
--------------------
◼️پاسخ
سلام دکتر عزیز..تو اون لحظات که با هم بودیم و درخواست میداد که پیشم بیاد نمیتونستم نه بگم..چون منم دلم میخواست..حالا چیزی که بیشتر ازارم میدهد روابط او با دیگران بوده است و من حتی ان پسر را در دانشگاه دیده ام...و یه چیز دیگه اینکه تو روابط من و ایشان روابط جنسی در اولویت او است و تا تنها میشویم کل حرف هایش همین است....ترس از ان دارم که در اینده پایبند نباشد
بعد 5 ماه الان دو روز است که از هم جدا شدیم..و خیلی برام سخت است و میدونم برای او چندین برابر سخت.
◼️تعریف زن: زن هم مثل مرد یک انسان است و تفاوت او با مرد در جنسیت و شاید خصوصیات رفتاری باشد.
--------------------
🔷موریس ستودگان:
پس مشکل ترسهای شماست نه ایشون در واقع!
چیزی را از یک زن انتظار ندارین نباید در واقع خودتون انجام بدین اگه پایبند به اصول اخلاقی هستید. در غیر اینصورت مشکل میشه پیش بینی کرد.
این تصویر شماست از زن. پس چرا نگرانید با یک مرد دیگه بوده و فکر میکنید دیگه ارزش قبل رو نداره.
چون گفتید حالم بد شد پرسیدم این رو ...
چه چیزی حال شما رو بد کرد؟ خودتون پشت فرهنگ و منطقه مخفی نکنید. خودتون رو بازتاب کنید.
چون متعلق به شما نبوده از اول؟ این حال بد شدن به این معنی هست که حس تملک شما خدشه دار شده. فکر نمیکنید؟
یک انسان در انتخاب ازاده. شما نمیتونید انتخاب ایشون رو الان زیر سوال ببرید وقتی همون انتخاب با شما صورت گرفته. در واقع اول بهش اطمینان دادین و فکر کردین که میتونید درک کنید یک زن رو و مشکلات گذشته رو و وقتی به محدوده شما ورود کرد داستان جنسی ایشون (کاری که شما هم کردید) نتونستید باهاش کنار بیاین. و هنوز هم نمیتونید بهش بگین با چی مشکل دارین.
اگر انصافا برخورد کنیم باید از اول میگفتید من نمیخوام داستان تو رو بدونم و چون ظرفیت ندارم عشقم رو و وابستگی خودم رو کنار بزارم و داستان تو رو تحلیل کنم. یعنی خودتون رو زیادی دست بالا گرفتین با ظرفیت شما بدون توجه به احساستون که امروز لکه دار شده.
-------------------
◼️ پاسخ
خودش هم میگه که تو نباید ب گذشته من فکر کنی من ان وقت مال تو نبودم...من هم نمیدونم که در زندگی پایبند هست یا نه و این نگرانم میکند..خودم که الان ۳۰ سالم است برای اولین بار بود که وارد این روابط شدم...
----------------------
موریس ستودگان:
این از دید منه. این داستان به خانم و خانمها ربطی نداره. به تصویر شما از زن مربوط میشه که بازتاب نکردید
از کجا میدونید شما پایبند هستید؟ چه گارانتی هست؟
بهش بگین چی نیاز دارین که بتونید قبول کنید که پایبند هست. و شما هم به همچنین
----------------
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
◼️ پاسخ
احساس میکنم هستم..ولی هنوز در موقعیت قرار نگرفتم
---------------
موریس ستودگان:
دقیقا. وقتی برهان کم میاریم با احساسمون جمله میسازیم.
کاملا حق دارید هیچ کس نمیدونه فردا چه میشه. کسی که از فردا بترسه امروز رو هم ضایع کرده.
اگر شما هم ترکش کنید همون علی شماره ۲ خواهید شد و یک زن شکست رو دوباره تجربه میکنه. پس ما مردها هستیم که از زنان دستاویز خودمون میسازیم. و این رو باید بپذیدیم.
چه چیزی در باکرگی هست که مردهای ایران اینقدر بهش باور دارن.
تصور کنید شما گذشته رو نمیدونستید و بعد یک بچه میفهمیدین! چه میشد جناب دوست؟
-----------
◼️پاسخ
کاملا درست میگین دکتر و اگه من هم جز این برم سراغ کس دیگه ..خود من هم یکی مثل این هستم که ازش ایراد میگیرم
------------------
موریس ستودگان:
من فقط دارم بازتاب میکنم
باید در در این سن به این سوالها جواب بدیم تا بتونیم زندگی رو بسازیم وگرنه از یک جهنم به جهنم دیگه میریم.
حالا ببینید روز اول و هفته اول عاشق چی شدید؟ دوباره با اونها فکر کنید.
----------------
◼️پاسخ
چون از زیر بنا فکر ما اینجور بار اومده...و خود من الان خیلی سخته برام که با کسی ازدواج کنم که با مردی دیگر همبستر شده است
---------------------
موریس ستودگان:
گذشته رو کسی نمیتونه تغییر بده بلکه تجربه میشه برای اینده بهتر.
افکارتون رو غربیل کنید در قرن ۲۱ هستیم. ارزش زن به دست اول بودنش نیست بلکه به انسانیت اون زن هست. مردها هم هزار بار قبلا سکس میکنن تا ازدواج کنند ولی چون پرده بکارت ندارن کسی مطلع نمیشه.
زنان شجاع هستند و میگن ولی مردها مخفی کار تر هستند. (البته شما که گفتید رابطه ای نداشتید)
---------------------
◼️پاسخ
از لحاظ انسانیت خصوصیات خوبی دارد..دلسوز است و هر فقیری ببیند کمکش میکند و از من جز خودم چیز دیگری نمیخواهد..نه خونه و نه پول و نه ماشین.
الان خواهر متاهلی دارد که بخاطر روابط با مرد دیگر پای طلاق است..و کسی دیگر از فامیل
-------------------
موریس ستودگان:
50 % ایران در طلاقه. چه ربطی به ایشون داره. همانقدر به شما مربوطه که به ایشون مربوط میشه
----------------
◼️پاسخ
دکتر جان واقعا ممنون که وقتتون را در اختیار من گذاشتین
موریس ستودگان:
خواهش میکنم
احساس میکنم هستم..ولی هنوز در موقعیت قرار نگرفتم
---------------
موریس ستودگان:
دقیقا. وقتی برهان کم میاریم با احساسمون جمله میسازیم.
کاملا حق دارید هیچ کس نمیدونه فردا چه میشه. کسی که از فردا بترسه امروز رو هم ضایع کرده.
اگر شما هم ترکش کنید همون علی شماره ۲ خواهید شد و یک زن شکست رو دوباره تجربه میکنه. پس ما مردها هستیم که از زنان دستاویز خودمون میسازیم. و این رو باید بپذیدیم.
چه چیزی در باکرگی هست که مردهای ایران اینقدر بهش باور دارن.
تصور کنید شما گذشته رو نمیدونستید و بعد یک بچه میفهمیدین! چه میشد جناب دوست؟
-----------
◼️پاسخ
کاملا درست میگین دکتر و اگه من هم جز این برم سراغ کس دیگه ..خود من هم یکی مثل این هستم که ازش ایراد میگیرم
------------------
موریس ستودگان:
من فقط دارم بازتاب میکنم
باید در در این سن به این سوالها جواب بدیم تا بتونیم زندگی رو بسازیم وگرنه از یک جهنم به جهنم دیگه میریم.
حالا ببینید روز اول و هفته اول عاشق چی شدید؟ دوباره با اونها فکر کنید.
----------------
◼️پاسخ
چون از زیر بنا فکر ما اینجور بار اومده...و خود من الان خیلی سخته برام که با کسی ازدواج کنم که با مردی دیگر همبستر شده است
---------------------
موریس ستودگان:
گذشته رو کسی نمیتونه تغییر بده بلکه تجربه میشه برای اینده بهتر.
افکارتون رو غربیل کنید در قرن ۲۱ هستیم. ارزش زن به دست اول بودنش نیست بلکه به انسانیت اون زن هست. مردها هم هزار بار قبلا سکس میکنن تا ازدواج کنند ولی چون پرده بکارت ندارن کسی مطلع نمیشه.
زنان شجاع هستند و میگن ولی مردها مخفی کار تر هستند. (البته شما که گفتید رابطه ای نداشتید)
---------------------
◼️پاسخ
از لحاظ انسانیت خصوصیات خوبی دارد..دلسوز است و هر فقیری ببیند کمکش میکند و از من جز خودم چیز دیگری نمیخواهد..نه خونه و نه پول و نه ماشین.
الان خواهر متاهلی دارد که بخاطر روابط با مرد دیگر پای طلاق است..و کسی دیگر از فامیل
-------------------
موریس ستودگان:
50 % ایران در طلاقه. چه ربطی به ایشون داره. همانقدر به شما مربوطه که به ایشون مربوط میشه
----------------
◼️پاسخ
دکتر جان واقعا ممنون که وقتتون را در اختیار من گذاشتین
موریس ستودگان:
خواهش میکنم
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📓📔📓📔📖📚📙📘📗📕📒
یک کتابخوان و دانشپژوه کانادایی در بستر مرگ بود... گر چه کور شده بود و چیزی نمیدید در اخرین روزهای زندگی له نظر میامد در انتظار چیزیست. به روال معمول کشیش بالای سرش امد و گفت چرا جان به خدا نمیدهی دانشمند؟ مرد در بستر گفت؛ اخرین کتابم فقط ۱۱ صفحه مانده. برایم بخوانیدش.
پسرش کتاب را اورد و برای پدرش خواند و تمام شد. پدرش با صدای لرزان و ارام ولی راضی گفت؛ حیف دیگر نمیتوانم کتاب بخوانم!
و اینگونه چشم از کتابخانه شخصیش با هزاران جلد کتاب بر بست.
ستودگان 📖
از کتاب ششم داستانهای ناخوانده
یک کتابخوان و دانشپژوه کانادایی در بستر مرگ بود... گر چه کور شده بود و چیزی نمیدید در اخرین روزهای زندگی له نظر میامد در انتظار چیزیست. به روال معمول کشیش بالای سرش امد و گفت چرا جان به خدا نمیدهی دانشمند؟ مرد در بستر گفت؛ اخرین کتابم فقط ۱۱ صفحه مانده. برایم بخوانیدش.
پسرش کتاب را اورد و برای پدرش خواند و تمام شد. پدرش با صدای لرزان و ارام ولی راضی گفت؛ حیف دیگر نمیتوانم کتاب بخوانم!
و اینگونه چشم از کتابخانه شخصیش با هزاران جلد کتاب بر بست.
ستودگان 📖
از کتاب ششم داستانهای ناخوانده
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔴 تعریف سیستم ABCD البرت الیس
الیس یک سیستم یادگیری یا سیستم حافظه "ABCDE" برای آموزش مبانی رفتار-احساس-درمانی بر اساس رفتار عاطفی واحساسی بکار گرفت که شامل پنج عنصر اصلی میباشد:
A = activating event رویداد فعال
B = belief system سیستم اعتقاد
C = consequence of A&B پیامدهای عاطفی A و B
D = disputing irrotional thoughts and beliefs
اختلاف نظرها و عقاید غیر منطقی
E = effects of change
اثرات شناختی و احساسی باورهای تجدید نظر شده
🔶 A
رویداد فعال است. رویدادی که باعث استرس یا نگرانی می شود. ممکن است یک بحران در یک رابطه شخصی، یک سخنرانی، کمبود اعتماد به نفس مزمن، نارضایتی شغلی، و یا مشکلات جنسی ... هر چیزی که شخص را به دیدن مشاور مجبور می کند. مانند راجرز، الیس هم مایل بود که هر مشکلی را حل کند.
🔷 عناصر الگوی منفرد ABCDE چیست؟
🔶 B
نشان دهنده "سیستم باوری شخص" است. از بخش شناختی فرد در واکنش به وقایع میباشد. الیس متوجه شد که مردم اغلب اعتقادات متناقض دارند که منفی هستند و تفکر مثبت را کاهش می دهند. به عنوان مثال، یک مرد که همسرش او را ترک می کند ممکن است نظر بدهد: "این پایان جهان برای من است؛ من هرگز کسی را پیدا نخواهم کرد که به اندازه او برای من مهم باشد". الیس این باور را به طور مستقیم به چالش می کشد. "آیا واقعا پایان جهان است؟ آیا منظور شما از پایان جهان مردن شما فرداست، اگر او شما را ترک کند؟ آیا شما همه زنان در جهان را امتحان ، بنابراین شما می دانید که شما نمی توانید هیچ یک از آنها را دوست داشته باشید؟ "
🔶C
نشان دهنده پیامدهای باورهای غلط است. افکار غیر منطقی عواقب بدی را ایجاد می کند. آنها می توانند پیشبینی های خود را تحقق بخشند . به عنوان مثال، اگر شما انتظار داشته باشید احساسی عصبی و ضعیف داشته باشید، خود را تنظیم می کنید تا احساس عصبی پیدا کنید واحساس بدی داشته باشید - خودتلقینی. بعضی از مردم دوباره و دوباره افکار منفی را تکرار می کنند. این تفکر تکراری نشخوار فکری نامیده می شود و آن کمی شبیه خود تلقینی است. کسی که دائما فکر می کند، "این وحشتناک است!" (یا بعضی از ایده های غیر منطقی دیگر) ممکن است در حال بدی باقی بماند.زیرا خودشان را با افکار منفی تمرین میدهند. جایگزینی افکار و ترس های غیر منطقی با آرامش و ارزیابی معقول تر می تواند روحیه فرد را بهبود بخشد و منجر به رفتار انطباقی بیشتری شود که به طور منطقی به مسئله مشکوک خواهد شد.
🔷الیس به چه منظوری حاضر بود که به "درمان دردناک" بپردازد؟
🔶D
مخفف ابراز مخالفت با اعتقادات غیر منطقی. درمان الیس شامل چالش (ارزشها) اعتقادات نامعقول مشتری به طور مستقیم بود. رونوشت های جلسات REBT نشان می دهد که الیس در ابتدای مایل بود درمان ناراحت کننده باشد. او در حال گفت و گو، بد میگفت، قطع میکرد حرف مراجع را، فریاد میزد، و به هر حال به ابهامات مراجع گوشزد میکرد. با این حال، این لزوما بخشی از درمان REBT نیست. نکته مهم این است که تفکر منفی و غیر واقعی را با ارزیابی واقع گرایانه تر و انطباقی موقعیت های مشکل جایگزین کنید.
🔶E
اثرات تغییر تفسیر یک وضعیت است. اگر REBT موثر باشد، یک فرد علائم اضطراب یا ناراحتی را از دست می دهد و وضعیت جدید را می بیند (چیزی که بعضی از درمانگران بازسازی شناختی می گویند ). در حالت ایده آل، مراجع اقدام عملی برای حل مشکل را انجام می دهد و یا واکنش کمتر نسبت به مشکل نشان میدهد.
🔷REBT یک درمان معنایی است؟
الیس در بازبینی 1975 کتاب راهنمای کلاسیک خودبرای زندگی عادی با عنوان «راهنمای جدید برای زندگی عادی» اظهار داشت که REBT پس از آن
Rational Emotive Therapy/RET
نامیده می شد، که یک درمان معنایی بود . معناشناسی علم معانی کلمه است. RET متمرکز بر کلمات میباشد: سخنان آنها، معانی آنها و اثرات آنها بر احساسات و رفتار. جالب است، بر خلاف حیوانات، مردم به هم چیزهای عادی و دیوانه واری میگویند. اعتقادات، باورها، نگرش ها، عقاید و فلسفه های آنها عمدتا (هر چند به سختی شخصا) به صورت جملات باورشده و یا مونولوگی صحبت می کنند .
شاید به دلیل توجه به معانی شناختی، الیس تصمیم به تغییر نام درمان خود در دهه 1980 گرفت. او کلمه رفتار را به عنوان اضافه کرد. این امر منطقیست، زیرا گویش یک رفتار است و RET (در حال حاضر REBT) در اصلاح گفتار خود هدف است. همچنین یک درمان
شناختی است، زیرا هدف آن تغییر شیوه ای است که مردم در مورد جهان فکر می کنند. درمان های شبیه به الیس در حال حاضر به عنوان شناخت رفتار درمانی شناخته می شود . یک مثال برجسته درمان ارون بک برای افسردگیست که خود را از ابتدا یک درمان رفتاری شناختی می دانست، اما رونویسی از یکی از جلسات بک ممکن است به راحتی با رونویسی یک متخصص REBT اشتباه گرفته شود. تا اندازه مشابه بودند.
ادامه دارد
الیس یک سیستم یادگیری یا سیستم حافظه "ABCDE" برای آموزش مبانی رفتار-احساس-درمانی بر اساس رفتار عاطفی واحساسی بکار گرفت که شامل پنج عنصر اصلی میباشد:
A = activating event رویداد فعال
B = belief system سیستم اعتقاد
C = consequence of A&B پیامدهای عاطفی A و B
D = disputing irrotional thoughts and beliefs
اختلاف نظرها و عقاید غیر منطقی
E = effects of change
اثرات شناختی و احساسی باورهای تجدید نظر شده
🔶 A
رویداد فعال است. رویدادی که باعث استرس یا نگرانی می شود. ممکن است یک بحران در یک رابطه شخصی، یک سخنرانی، کمبود اعتماد به نفس مزمن، نارضایتی شغلی، و یا مشکلات جنسی ... هر چیزی که شخص را به دیدن مشاور مجبور می کند. مانند راجرز، الیس هم مایل بود که هر مشکلی را حل کند.
🔷 عناصر الگوی منفرد ABCDE چیست؟
🔶 B
نشان دهنده "سیستم باوری شخص" است. از بخش شناختی فرد در واکنش به وقایع میباشد. الیس متوجه شد که مردم اغلب اعتقادات متناقض دارند که منفی هستند و تفکر مثبت را کاهش می دهند. به عنوان مثال، یک مرد که همسرش او را ترک می کند ممکن است نظر بدهد: "این پایان جهان برای من است؛ من هرگز کسی را پیدا نخواهم کرد که به اندازه او برای من مهم باشد". الیس این باور را به طور مستقیم به چالش می کشد. "آیا واقعا پایان جهان است؟ آیا منظور شما از پایان جهان مردن شما فرداست، اگر او شما را ترک کند؟ آیا شما همه زنان در جهان را امتحان ، بنابراین شما می دانید که شما نمی توانید هیچ یک از آنها را دوست داشته باشید؟ "
🔶C
نشان دهنده پیامدهای باورهای غلط است. افکار غیر منطقی عواقب بدی را ایجاد می کند. آنها می توانند پیشبینی های خود را تحقق بخشند . به عنوان مثال، اگر شما انتظار داشته باشید احساسی عصبی و ضعیف داشته باشید، خود را تنظیم می کنید تا احساس عصبی پیدا کنید واحساس بدی داشته باشید - خودتلقینی. بعضی از مردم دوباره و دوباره افکار منفی را تکرار می کنند. این تفکر تکراری نشخوار فکری نامیده می شود و آن کمی شبیه خود تلقینی است. کسی که دائما فکر می کند، "این وحشتناک است!" (یا بعضی از ایده های غیر منطقی دیگر) ممکن است در حال بدی باقی بماند.زیرا خودشان را با افکار منفی تمرین میدهند. جایگزینی افکار و ترس های غیر منطقی با آرامش و ارزیابی معقول تر می تواند روحیه فرد را بهبود بخشد و منجر به رفتار انطباقی بیشتری شود که به طور منطقی به مسئله مشکوک خواهد شد.
🔷الیس به چه منظوری حاضر بود که به "درمان دردناک" بپردازد؟
🔶D
مخفف ابراز مخالفت با اعتقادات غیر منطقی. درمان الیس شامل چالش (ارزشها) اعتقادات نامعقول مشتری به طور مستقیم بود. رونوشت های جلسات REBT نشان می دهد که الیس در ابتدای مایل بود درمان ناراحت کننده باشد. او در حال گفت و گو، بد میگفت، قطع میکرد حرف مراجع را، فریاد میزد، و به هر حال به ابهامات مراجع گوشزد میکرد. با این حال، این لزوما بخشی از درمان REBT نیست. نکته مهم این است که تفکر منفی و غیر واقعی را با ارزیابی واقع گرایانه تر و انطباقی موقعیت های مشکل جایگزین کنید.
🔶E
اثرات تغییر تفسیر یک وضعیت است. اگر REBT موثر باشد، یک فرد علائم اضطراب یا ناراحتی را از دست می دهد و وضعیت جدید را می بیند (چیزی که بعضی از درمانگران بازسازی شناختی می گویند ). در حالت ایده آل، مراجع اقدام عملی برای حل مشکل را انجام می دهد و یا واکنش کمتر نسبت به مشکل نشان میدهد.
🔷REBT یک درمان معنایی است؟
الیس در بازبینی 1975 کتاب راهنمای کلاسیک خودبرای زندگی عادی با عنوان «راهنمای جدید برای زندگی عادی» اظهار داشت که REBT پس از آن
Rational Emotive Therapy/RET
نامیده می شد، که یک درمان معنایی بود . معناشناسی علم معانی کلمه است. RET متمرکز بر کلمات میباشد: سخنان آنها، معانی آنها و اثرات آنها بر احساسات و رفتار. جالب است، بر خلاف حیوانات، مردم به هم چیزهای عادی و دیوانه واری میگویند. اعتقادات، باورها، نگرش ها، عقاید و فلسفه های آنها عمدتا (هر چند به سختی شخصا) به صورت جملات باورشده و یا مونولوگی صحبت می کنند .
شاید به دلیل توجه به معانی شناختی، الیس تصمیم به تغییر نام درمان خود در دهه 1980 گرفت. او کلمه رفتار را به عنوان اضافه کرد. این امر منطقیست، زیرا گویش یک رفتار است و RET (در حال حاضر REBT) در اصلاح گفتار خود هدف است. همچنین یک درمان
شناختی است، زیرا هدف آن تغییر شیوه ای است که مردم در مورد جهان فکر می کنند. درمان های شبیه به الیس در حال حاضر به عنوان شناخت رفتار درمانی شناخته می شود . یک مثال برجسته درمان ارون بک برای افسردگیست که خود را از ابتدا یک درمان رفتاری شناختی می دانست، اما رونویسی از یکی از جلسات بک ممکن است به راحتی با رونویسی یک متخصص REBT اشتباه گرفته شود. تا اندازه مشابه بودند.
ادامه دارد
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
REBT
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
© 🔺بازافرینی در روانشناسی🔺
بازافرینی یعنی الهام و افرینش جدید بر اساس چیزی که وجود داشته. بازآفرینی در روانشناسی نگرش و اقداماتی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شخص و سیستم با هدف درمان است که در نهایت به یک پیشرفت پایداری روانی، کالبدی، اجتماعی و محیطی خواهد انجامید.
این تعریف حاوی تمام ویژگیهای اساسی بازآفرینی است؛ همانطور که نیاز به «فهم بهتری از فرآیند انحطاط» و همچنین داشتن «یک توافق بر روی آنچه باید به دست آید -هدف- و چگونگی تلاش برای رسیدن به آن هدف» را ضروری میبینم. همچنین تعریف فوق، در راستای نظرات سیستمی است که با تأکید بر رفتار سیستم گرایشات گذشته، آنها را «کوتاه مدت، جدا از هم، فاقد عمومیت و قابل انتقال» مینامد و باور بر این است گرایشات گذشته، هیچ چارچوب استراتژیک و یکپارچهای برای توسعهی مناسب تمام رفتار سیستم ارائه نمیدهند؛ این تعریف همچنین به اندیشیدن در خصوص رفع مشکلات از طریق راههای هماهنگ و همینطور تمرکز بر ژنوگرام به عنوان رفتار کانونی اصلی مشکلات است.
🔷 بازآفرینی در روانشناسی امروز گامی فراتر از مقاصد قرن گذشته در روانکاویست که فرآیند تغییرات کالبدی بنیادین میداشت. از دید من بازافرینی در روان فراتر از توسعهی سلامت روان شخص که دارای اهداف کلی و به طور کامل تعریف نشده است؛ و همینطور فراتر از «فعال سازی سیستم» (یا توانمندسازی) که با وجود اشارهاش مبنی بر لزوم انجام اقدامات، در تعیین یک روش برای دستیابی به آن ناتوان میماند. علاوه بر اینها، بازآفرینی بر این مطلب تأکید دارد که طرح درمان و اجرای هرگونه روش در روانشناسی برای مقابله با مشکلات بزرگ و کوچک، باید دارای اهداف بلندمرتبه و راهبردی باشد.
🔷 اصول بازآفرینی در روانشناسی
براساس تعریفی که در قسمت قبلی ارائه شد، میتوان اصول و مبانی بازآفرینی که منعکس کنندهی چالشهای تغییرات سیستمی و نتایج آن باشد را معرفی کرد.
♦️ بازآفرینی در روانشناسی باید:
-مبتنی بر یک تحلیل کامل از سیستم مورد نظر توسط ژنوگرام بوده و در پی اصلاح چندجانبه بافت سیستم، نقش اجتماعی افراد سیستم، پایههای فرهنگی و باورهای سیستم و شرایط محیطی آن سیستم باشد.
- تا حد ممکن در جهت رسیدن به اصلاح چندجانبه، از یک استراتژی جامع و کامل استفاده کند و با راهحلهای دقیق، منظم و علمی با درمان شروع شود؛
- اطمینان حاصل شود که مشکلات فهمیده و پذیرفته شده و برنامههای اجرایی درمان، در مسیر اهداف توسعهی پایدار با مراجع قرار دارند؛
- دارای اهداف عملی و تیوری واضح و مشخص، قابل بسط به افراد مختلف در سیستم و دارای کیفیت مطلوب درمانی باشد؛
- از منابع سیستم زنده بهترین استفادهی ممکن را کند.
- این یقین حاصل شود که مشارکت حداکثری از سیستم ممکن و همراهی تمامی انان، برای دستیابی به اهداف سیستم در بازآفرینی به دست آمده است؛ این امر به واسطهی برنامهی مشارکتی و روشهای دیگر به دست میآید؛
- اهمیت سنجش میزان پیشرفت
- امکان تجدیدنظر برخی اهداف
- سیستم باید پذیرای این حقیقت باشد که بخشهای مختلف یک پروسه درمانی ، با سرعتهای مختلف به نتیجه خواهند رسید و ممکن است برای ایجاد توازن میان اهداف مختلف سیستم یک برنامهی بازآفرینی و به منظور دستیابی به تمام اهداف سیستم، در نحوهی مدیریت پروسه درمان و یا تدارک نشست های اضافی به بازنگری نیاز باشد.
اصول بالا را میتوان پایه و اساس تعریف ارائه شده از بازآفرینی در درمان در نظر گرفت. گذشته از این اصول، مورد مهم دیگر، نیاز به شناخت و پذیرش یگانگی سیستم است. این مورد را با عبارت «یگانگی چگونه رخدادن رفتار در یک سیستم خاص» میتوان توضیح داد چون هر سیستمی ویژگیها و رفتار خاص به خود را دارد. مورد مهم دیگر این حقیقت است که برای هرگونه بازآفرینی باید شرایط خاص سیستم و نحوه عملکرد سیستم را مورد توجه قرار داد. مورد اخیر، به طور غیرمستقیم نشان دهندهی این موضوع است که یک سیستم منحصر به خود، باید به طور همزمان، شرایط و نیازهای سیستم و افراد را لحاظ کرده باشد.
۱
© 🔺بازافرینی در روانشناسی🔺
بازافرینی یعنی الهام و افرینش جدید بر اساس چیزی که وجود داشته. بازآفرینی در روانشناسی نگرش و اقداماتی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شخص و سیستم با هدف درمان است که در نهایت به یک پیشرفت پایداری روانی، کالبدی، اجتماعی و محیطی خواهد انجامید.
این تعریف حاوی تمام ویژگیهای اساسی بازآفرینی است؛ همانطور که نیاز به «فهم بهتری از فرآیند انحطاط» و همچنین داشتن «یک توافق بر روی آنچه باید به دست آید -هدف- و چگونگی تلاش برای رسیدن به آن هدف» را ضروری میبینم. همچنین تعریف فوق، در راستای نظرات سیستمی است که با تأکید بر رفتار سیستم گرایشات گذشته، آنها را «کوتاه مدت، جدا از هم، فاقد عمومیت و قابل انتقال» مینامد و باور بر این است گرایشات گذشته، هیچ چارچوب استراتژیک و یکپارچهای برای توسعهی مناسب تمام رفتار سیستم ارائه نمیدهند؛ این تعریف همچنین به اندیشیدن در خصوص رفع مشکلات از طریق راههای هماهنگ و همینطور تمرکز بر ژنوگرام به عنوان رفتار کانونی اصلی مشکلات است.
🔷 بازآفرینی در روانشناسی امروز گامی فراتر از مقاصد قرن گذشته در روانکاویست که فرآیند تغییرات کالبدی بنیادین میداشت. از دید من بازافرینی در روان فراتر از توسعهی سلامت روان شخص که دارای اهداف کلی و به طور کامل تعریف نشده است؛ و همینطور فراتر از «فعال سازی سیستم» (یا توانمندسازی) که با وجود اشارهاش مبنی بر لزوم انجام اقدامات، در تعیین یک روش برای دستیابی به آن ناتوان میماند. علاوه بر اینها، بازآفرینی بر این مطلب تأکید دارد که طرح درمان و اجرای هرگونه روش در روانشناسی برای مقابله با مشکلات بزرگ و کوچک، باید دارای اهداف بلندمرتبه و راهبردی باشد.
🔷 اصول بازآفرینی در روانشناسی
براساس تعریفی که در قسمت قبلی ارائه شد، میتوان اصول و مبانی بازآفرینی که منعکس کنندهی چالشهای تغییرات سیستمی و نتایج آن باشد را معرفی کرد.
♦️ بازآفرینی در روانشناسی باید:
-مبتنی بر یک تحلیل کامل از سیستم مورد نظر توسط ژنوگرام بوده و در پی اصلاح چندجانبه بافت سیستم، نقش اجتماعی افراد سیستم، پایههای فرهنگی و باورهای سیستم و شرایط محیطی آن سیستم باشد.
- تا حد ممکن در جهت رسیدن به اصلاح چندجانبه، از یک استراتژی جامع و کامل استفاده کند و با راهحلهای دقیق، منظم و علمی با درمان شروع شود؛
- اطمینان حاصل شود که مشکلات فهمیده و پذیرفته شده و برنامههای اجرایی درمان، در مسیر اهداف توسعهی پایدار با مراجع قرار دارند؛
- دارای اهداف عملی و تیوری واضح و مشخص، قابل بسط به افراد مختلف در سیستم و دارای کیفیت مطلوب درمانی باشد؛
- از منابع سیستم زنده بهترین استفادهی ممکن را کند.
- این یقین حاصل شود که مشارکت حداکثری از سیستم ممکن و همراهی تمامی انان، برای دستیابی به اهداف سیستم در بازآفرینی به دست آمده است؛ این امر به واسطهی برنامهی مشارکتی و روشهای دیگر به دست میآید؛
- اهمیت سنجش میزان پیشرفت
- امکان تجدیدنظر برخی اهداف
- سیستم باید پذیرای این حقیقت باشد که بخشهای مختلف یک پروسه درمانی ، با سرعتهای مختلف به نتیجه خواهند رسید و ممکن است برای ایجاد توازن میان اهداف مختلف سیستم یک برنامهی بازآفرینی و به منظور دستیابی به تمام اهداف سیستم، در نحوهی مدیریت پروسه درمان و یا تدارک نشست های اضافی به بازنگری نیاز باشد.
اصول بالا را میتوان پایه و اساس تعریف ارائه شده از بازآفرینی در درمان در نظر گرفت. گذشته از این اصول، مورد مهم دیگر، نیاز به شناخت و پذیرش یگانگی سیستم است. این مورد را با عبارت «یگانگی چگونه رخدادن رفتار در یک سیستم خاص» میتوان توضیح داد چون هر سیستمی ویژگیها و رفتار خاص به خود را دارد. مورد مهم دیگر این حقیقت است که برای هرگونه بازآفرینی باید شرایط خاص سیستم و نحوه عملکرد سیستم را مورد توجه قرار داد. مورد اخیر، به طور غیرمستقیم نشان دهندهی این موضوع است که یک سیستم منحصر به خود، باید به طور همزمان، شرایط و نیازهای سیستم و افراد را لحاظ کرده باشد.
۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷 از نظریه تا عمل
در این بخش، چندی از مهم ترین نظریههای بازآفرینی که روند عملی را پیشنهاد میکنند، ارائه خواهد شد. در این مسیر، دو مشکل رخ مینماید. یک مشکل فقدان یک نظریه جامع و مانع که از طرف همه رشته های روانشناسی پذیرفته شده و توانایی شرح موضوعات مرتبط با ظهور و نتایج تغییرات سیستم را داشته باشد، و دیگری وجود دیدگاههای متفاوت نسبت به کلیات بازآفرینی است.
اکثر تفسیرها نسبت به فرایند تغییرات در پروسه درمانی، با تحلیل از یک عامل منحصر به فرد آغاز شده و سپس تلاش میشود به جای پرداختن به عوامل ریشهای (مثل بررسی در ژنو گرام)، نتایج به دست آمده تعمیم داده شود. نتیجهی این مسیر این است که اکثر نظریهها در مورد تغییرات روانی فردی یک بینش جزئی و بخشی به یک فرایند پیچیده را ارائه میکند.
یک موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد، لزوم تمایز میان «نظریهی بازآفرینی در روانشناسی» و «نقش نظریه (یا نظریات) در بازآفرینی» است. در حالی که هر دو جنبه یاد شده ارزشمند هستند، بحث حاضر بر بخش اول متمرکز میشود.
بازآفرینی در روانشاسی در ذات خود یک فعالیت مداخلهگرایانه است. زمانی که به شکل سنتی انواع مداخلهها اعمال شدند، پذیرش یک مداخلهی جدید برای دوری از رفتارهای غیر معمول و ناکامیهای فردی گذشته، به طور روزافزون مطلوب همگان قرار میگیرد. با این وجود به نظر میرسد که تنها مقبولیت، در غیاب سیستم، نمیتواند چنین درمانی را آغاز کرده و به پیش ببرد. ایجاد این گونه روش برای درمان، ساختار اساسی مورد نیاز را برای تعیین هدف یا اهداف اصلی فراهم کرده و برای بسیج تلاشهای سیستم به جهت مدیریت کامل تغییرات در سیستم برنامه ریزی میکند.
اولین گام برای شرح و درک ضرورت ایجاد یک چارچوب کاری، که در آن اشکال جدید تلاشهای جمعی قابلیت اجرا و توسعه داشته باشند.
این اشکال جدید مداخله و کنترل در پاسخ به چالشهای غیرمنتظره پدید آمده است. در سیستمهای تغییریافته، درمانگر در زمینهی بازآفرینی، باید برای ایجاد روشهای نو برای دستیابی به اهداف تلاش کنند. همانطور که در نوشته ها عنوان میشود یکی از مهمترین بخشهای بسیج تلاشهای سیستم، تلاش برای ایجاد گفتمانهای متنوع است؛ تنوع گفتمان نه فقط در مورد محتویات و عملکرد سیستم، بلکه دربارهی فرایندهایی که افراد سیستم بتوانند بعد از سپری شدن پروسه هم، دربارهی نگرانیهای خود بحث کنند.
اساساً نظریهی بازآفرینی، به حرکت سازمانی در زمینهی مدیریت تغییرات در سیستم علاقهمند است. به هر حال، این ابعاد سازمانی و نهادی نظریهی بازآفرینی هم، نمایانگر تعدادی از خصوصیات مهم، برای تعریف نقشها، محتویات و چگونگی عملکرد بازآفرینی در سیستم میباشد. با وجود اینکه مشخص است که حوزهی عملکردی بازآفرینی در روش سیستمی ، بیشتر در عمل قرار میگیرد تا در نظریه، اما همواره این انتظار وجود دارد که مشابهت بسیاری بین نتیجه در نظریه و نتیجه در عمل، وجود داشته باشد.
۲
در این بخش، چندی از مهم ترین نظریههای بازآفرینی که روند عملی را پیشنهاد میکنند، ارائه خواهد شد. در این مسیر، دو مشکل رخ مینماید. یک مشکل فقدان یک نظریه جامع و مانع که از طرف همه رشته های روانشناسی پذیرفته شده و توانایی شرح موضوعات مرتبط با ظهور و نتایج تغییرات سیستم را داشته باشد، و دیگری وجود دیدگاههای متفاوت نسبت به کلیات بازآفرینی است.
اکثر تفسیرها نسبت به فرایند تغییرات در پروسه درمانی، با تحلیل از یک عامل منحصر به فرد آغاز شده و سپس تلاش میشود به جای پرداختن به عوامل ریشهای (مثل بررسی در ژنو گرام)، نتایج به دست آمده تعمیم داده شود. نتیجهی این مسیر این است که اکثر نظریهها در مورد تغییرات روانی فردی یک بینش جزئی و بخشی به یک فرایند پیچیده را ارائه میکند.
یک موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد، لزوم تمایز میان «نظریهی بازآفرینی در روانشناسی» و «نقش نظریه (یا نظریات) در بازآفرینی» است. در حالی که هر دو جنبه یاد شده ارزشمند هستند، بحث حاضر بر بخش اول متمرکز میشود.
بازآفرینی در روانشاسی در ذات خود یک فعالیت مداخلهگرایانه است. زمانی که به شکل سنتی انواع مداخلهها اعمال شدند، پذیرش یک مداخلهی جدید برای دوری از رفتارهای غیر معمول و ناکامیهای فردی گذشته، به طور روزافزون مطلوب همگان قرار میگیرد. با این وجود به نظر میرسد که تنها مقبولیت، در غیاب سیستم، نمیتواند چنین درمانی را آغاز کرده و به پیش ببرد. ایجاد این گونه روش برای درمان، ساختار اساسی مورد نیاز را برای تعیین هدف یا اهداف اصلی فراهم کرده و برای بسیج تلاشهای سیستم به جهت مدیریت کامل تغییرات در سیستم برنامه ریزی میکند.
اولین گام برای شرح و درک ضرورت ایجاد یک چارچوب کاری، که در آن اشکال جدید تلاشهای جمعی قابلیت اجرا و توسعه داشته باشند.
این اشکال جدید مداخله و کنترل در پاسخ به چالشهای غیرمنتظره پدید آمده است. در سیستمهای تغییریافته، درمانگر در زمینهی بازآفرینی، باید برای ایجاد روشهای نو برای دستیابی به اهداف تلاش کنند. همانطور که در نوشته ها عنوان میشود یکی از مهمترین بخشهای بسیج تلاشهای سیستم، تلاش برای ایجاد گفتمانهای متنوع است؛ تنوع گفتمان نه فقط در مورد محتویات و عملکرد سیستم، بلکه دربارهی فرایندهایی که افراد سیستم بتوانند بعد از سپری شدن پروسه هم، دربارهی نگرانیهای خود بحث کنند.
اساساً نظریهی بازآفرینی، به حرکت سازمانی در زمینهی مدیریت تغییرات در سیستم علاقهمند است. به هر حال، این ابعاد سازمانی و نهادی نظریهی بازآفرینی هم، نمایانگر تعدادی از خصوصیات مهم، برای تعریف نقشها، محتویات و چگونگی عملکرد بازآفرینی در سیستم میباشد. با وجود اینکه مشخص است که حوزهی عملکردی بازآفرینی در روش سیستمی ، بیشتر در عمل قرار میگیرد تا در نظریه، اما همواره این انتظار وجود دارد که مشابهت بسیاری بین نتیجه در نظریه و نتیجه در عمل، وجود داشته باشد.
۲
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷 با خلاصه کردن این سخنان، میتوان به بازآفرینی از این زوایا نگریست:
✔️ -به عنوان فعالیتی مداخلهگرایانه؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که بخشهای مختلف سیستمی را وادار به بازتاب میکند؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که توانایی اعمال تغییرات اساسی را در ساختار رفتار سیستم داشته باشد، تا بتواند در مقابل تغییرات اجتماعی، و محیطی واکنش نشان دهد؛
✔️ - به عنوان روشی برای بسیج تلاشهای جمعی در سیستم و زمینهسازی برای توافق بر روی راهحلهای مناسب؛
✔️ - به عنوان روشی برای تعیین پروسه و فعالیتهای طراحی شده به قصدِ بهبودِ شرایط سیستم، و توسعهی رفتار لازم برای پشتیبانی به جهت نیل به اهداف تعریف شده.
این خصوصیات و ویژگیها، بازتاب بحثهای پیشیناند و در مورد نقش و نحوهی عملکرد بازآفرینی بحث میکنند.
اما جزء اصلی دیگر نظریهی بازآفرینی، عملکرد رفتار سیستم است. رفتار به عنوان یک کُل و به عنوان یک روند اجتماعی، روانی، کالبدی و محیطی، که محتویات بازآفرینی را تعیین میکند.
🔷 چهار جزء اصلی عوامل دخیل در وقوع بازافرینی در سیستم به شرح ذیل است:
📌 -مطلوب سازی ساختار سیستم ؛ با تأکید بر بیشترین تغییر ممکن در وضع کنونی؛
📌 - شناخت محدودیتها، شامل میزان در دسترس بودن زمان و عوامل اکوسوسیال ؛
📌 - تصویر سازی جدید واقعی یا ذهنی از سیستم (کار با عروسک)
📌 - و ترکیب اجتماعی افراد سیستم و قوت انها. شناخت این اجزاء در سیستم، به تعریف محتوای بازآفرینی یاری خواهد رساند. این ارزیابی و شناخت، نیاز به ملاحظهی تمام مسیرهایی دارد که در آنها عناصر گوناگون درگیر در روند بازآفرینی بتوانند به هم پیوندند تا این اطمینان پدید آید که همه اقدامات حمایتگر خواهند بود.
یکی شدن و به هم پیوستن در سیستم از عناصر گوناگون دخیل، خصوصیت محوری بازآفرینی است و این خصوصیت باعث درک تفاوت میان بازآفرینی روانی و تلاشهای جزئی گذشته در مدیریت تغییر در افراد در پروسه درمان میشود. با وجود اینکه نمیخواهم پیشداوری کرده و فعالیتهای فردی را نامناسب تلقی کنم، اما به خودی خود واضح است که از این گونه راهحلهای غیرجامع، نمیتوان انتظار داشت که دغدغهی لحاظ کردن و حل دامنهی وسیعی از مشکلات سیستم را داشته باشند. تهیه و ارائهی یک راهحل جامع و یکپارچه، به هم پیوسته از عناصر گوناگون، برای رودرویی با چالشهای پیشروی بازآفرینی در سیستم، عملی دشوار بوده، ولی در عین حال تلاش در مسیر دستیابی به آن ارزش بسیار دارد.
این مورد نشان میدهد که عنصر نهایی نظریهی بازآفرینی، «فرایند مدیریت سیستم» یا با واژگان «مدیریت تصمیمات با اجرای روشهای راهبردی» میباشد با پذیرش وجود حوزهی وسیعی از موضوعات مرتبط با مدیریت تغییرات در سیستم و پروسه درمان، و توافق با این نظر که بسیاری از فعالیتهای منحصر به فرد دارای دامنه محدود و حاوی راهحلهای کوتاه مدت و نادیرپا هستند، پس اجرای بازآفرینی، طبق یک «دستور کار راهبردی سیستمی» اهمیت اساسی پیدا میکند.
🔷 یک درمانگر به عنوان قسمتی از سیستم (کوبرنتیک نظم ۲) برای مدیریت راهبردی بازآفرینی باید نیازهای زیر را رفع کند:
-ترسیم واضح و شفاف نتایج مورد انتظار؛
- ارائهی یک خطمشی که توانایی برنامهریزی و اجرای اهداف از قبل معلوم شده را داشته باشد؛
- ایجاد ارتباط میان افراد مرتبط و حفظ آن در سیستم (و ارتباط با درمانگر)
- تعریف مسئولیتهای هر یک از افراد در سیستم و رفتار مرتبط با عملیات بازآفرینی،
- ایجاد احساس جمعی در سیستم مبنی بر مشترک بودن اهداف و عملکرد مشارکتی در سیستم.
🔷 چرا باید برای بازآفرینی در روانشناسی تلاش کرد؟
در طول سالیان، دربارهی خاستگاهها و دلایل رخداد مشکلات روانی توضیحات مختلفی داده شده است؛ برخی از این توضیحات بر تأثیر یک واقعه و یا یک رفتار خاص تاکید دارند، اما اکثراً دارای تحلیلهای چند بعدی هستند. به علاوه غیرمعمول است که نتایج مراحل تغییرات تنها از یک بعد نگریسته شود. بیشتر چالشها و مشکلات سیستمی دامنگیر همه افراد مختلف سیستم و شاید سیستم های مجاور از مدرسه گرفته تا محل کار میگردد. از این رو برای بازافرینی در روانشناسی میبایست قدمی به جلو نهاد و در دوران یولترا پست مدرن به طراحی ایده های جدید پرداخت و یا "بازافرینی" کرد.
ژانویه ۲۰۱۸ سیول
دکتر موریس ستودگان
۳
✔️ -به عنوان فعالیتی مداخلهگرایانه؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که بخشهای مختلف سیستمی را وادار به بازتاب میکند؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که توانایی اعمال تغییرات اساسی را در ساختار رفتار سیستم داشته باشد، تا بتواند در مقابل تغییرات اجتماعی، و محیطی واکنش نشان دهد؛
✔️ - به عنوان روشی برای بسیج تلاشهای جمعی در سیستم و زمینهسازی برای توافق بر روی راهحلهای مناسب؛
✔️ - به عنوان روشی برای تعیین پروسه و فعالیتهای طراحی شده به قصدِ بهبودِ شرایط سیستم، و توسعهی رفتار لازم برای پشتیبانی به جهت نیل به اهداف تعریف شده.
این خصوصیات و ویژگیها، بازتاب بحثهای پیشیناند و در مورد نقش و نحوهی عملکرد بازآفرینی بحث میکنند.
اما جزء اصلی دیگر نظریهی بازآفرینی، عملکرد رفتار سیستم است. رفتار به عنوان یک کُل و به عنوان یک روند اجتماعی، روانی، کالبدی و محیطی، که محتویات بازآفرینی را تعیین میکند.
🔷 چهار جزء اصلی عوامل دخیل در وقوع بازافرینی در سیستم به شرح ذیل است:
📌 -مطلوب سازی ساختار سیستم ؛ با تأکید بر بیشترین تغییر ممکن در وضع کنونی؛
📌 - شناخت محدودیتها، شامل میزان در دسترس بودن زمان و عوامل اکوسوسیال ؛
📌 - تصویر سازی جدید واقعی یا ذهنی از سیستم (کار با عروسک)
📌 - و ترکیب اجتماعی افراد سیستم و قوت انها. شناخت این اجزاء در سیستم، به تعریف محتوای بازآفرینی یاری خواهد رساند. این ارزیابی و شناخت، نیاز به ملاحظهی تمام مسیرهایی دارد که در آنها عناصر گوناگون درگیر در روند بازآفرینی بتوانند به هم پیوندند تا این اطمینان پدید آید که همه اقدامات حمایتگر خواهند بود.
یکی شدن و به هم پیوستن در سیستم از عناصر گوناگون دخیل، خصوصیت محوری بازآفرینی است و این خصوصیت باعث درک تفاوت میان بازآفرینی روانی و تلاشهای جزئی گذشته در مدیریت تغییر در افراد در پروسه درمان میشود. با وجود اینکه نمیخواهم پیشداوری کرده و فعالیتهای فردی را نامناسب تلقی کنم، اما به خودی خود واضح است که از این گونه راهحلهای غیرجامع، نمیتوان انتظار داشت که دغدغهی لحاظ کردن و حل دامنهی وسیعی از مشکلات سیستم را داشته باشند. تهیه و ارائهی یک راهحل جامع و یکپارچه، به هم پیوسته از عناصر گوناگون، برای رودرویی با چالشهای پیشروی بازآفرینی در سیستم، عملی دشوار بوده، ولی در عین حال تلاش در مسیر دستیابی به آن ارزش بسیار دارد.
این مورد نشان میدهد که عنصر نهایی نظریهی بازآفرینی، «فرایند مدیریت سیستم» یا با واژگان «مدیریت تصمیمات با اجرای روشهای راهبردی» میباشد با پذیرش وجود حوزهی وسیعی از موضوعات مرتبط با مدیریت تغییرات در سیستم و پروسه درمان، و توافق با این نظر که بسیاری از فعالیتهای منحصر به فرد دارای دامنه محدود و حاوی راهحلهای کوتاه مدت و نادیرپا هستند، پس اجرای بازآفرینی، طبق یک «دستور کار راهبردی سیستمی» اهمیت اساسی پیدا میکند.
🔷 یک درمانگر به عنوان قسمتی از سیستم (کوبرنتیک نظم ۲) برای مدیریت راهبردی بازآفرینی باید نیازهای زیر را رفع کند:
-ترسیم واضح و شفاف نتایج مورد انتظار؛
- ارائهی یک خطمشی که توانایی برنامهریزی و اجرای اهداف از قبل معلوم شده را داشته باشد؛
- ایجاد ارتباط میان افراد مرتبط و حفظ آن در سیستم (و ارتباط با درمانگر)
- تعریف مسئولیتهای هر یک از افراد در سیستم و رفتار مرتبط با عملیات بازآفرینی،
- ایجاد احساس جمعی در سیستم مبنی بر مشترک بودن اهداف و عملکرد مشارکتی در سیستم.
🔷 چرا باید برای بازآفرینی در روانشناسی تلاش کرد؟
در طول سالیان، دربارهی خاستگاهها و دلایل رخداد مشکلات روانی توضیحات مختلفی داده شده است؛ برخی از این توضیحات بر تأثیر یک واقعه و یا یک رفتار خاص تاکید دارند، اما اکثراً دارای تحلیلهای چند بعدی هستند. به علاوه غیرمعمول است که نتایج مراحل تغییرات تنها از یک بعد نگریسته شود. بیشتر چالشها و مشکلات سیستمی دامنگیر همه افراد مختلف سیستم و شاید سیستم های مجاور از مدرسه گرفته تا محل کار میگردد. از این رو برای بازافرینی در روانشناسی میبایست قدمی به جلو نهاد و در دوران یولترا پست مدرن به طراحی ایده های جدید پرداخت و یا "بازافرینی" کرد.
ژانویه ۲۰۱۸ سیول
دکتر موریس ستودگان
۳
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨💫✨💫
قبل از اینکه مادر یا پدر شویم، تمام تلاش درباره رشد دادن خودمان و ایجاد پیوند قوی در رابطه ماست.
وقتی مادر و پدر می شویم، بیشتر تلاش ما درباره رشد دادن فررندان مان است.
موریس ستودگان
قبل از اینکه مادر یا پدر شویم، تمام تلاش درباره رشد دادن خودمان و ایجاد پیوند قوی در رابطه ماست.
وقتی مادر و پدر می شویم، بیشتر تلاش ما درباره رشد دادن فررندان مان است.
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
عشق بین دو انسان از لحظه های با هم بودن تغذیه میشه ولی رشد در عشق از لحظه های پر از سختی نشات میگیره که هر دو با هم برای حل ان سعی میکنند.
موریس ستودگان
عشق بین دو انسان از لحظه های با هم بودن تغذیه میشه ولی رشد در عشق از لحظه های پر از سختی نشات میگیره که هر دو با هم برای حل ان سعی میکنند.
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
خوشبختی تنها پدیده ای هست که فقط با تقسیم کردنش با دیگران بیشتر میشه.
موریس ستودگان
خوشبختی تنها پدیده ای هست که فقط با تقسیم کردنش با دیگران بیشتر میشه.
موریس ستودگان
💫💫💫💫
گاهی اوقات کلمات و جملاتی هستند که بارها شنیده ای و خوانده ای. اما شنیدن همان جملات از شخصی که دوستش داری گویا ارام جان میشود!
موریس ستودگان
گاهی اوقات کلمات و جملاتی هستند که بارها شنیده ای و خوانده ای. اما شنیدن همان جملات از شخصی که دوستش داری گویا ارام جان میشود!
موریس ستودگان
💫💫💫💫
با عشق زندگی شروع میشه ولی ادامه زندگی با عشق انتخاب و تصمیم ماست.
موریس ستودگان
با عشق زندگی شروع میشه ولی ادامه زندگی با عشق انتخاب و تصمیم ماست.
موریس ستودگان
💫💫💫💫
زیبایی تصمیم نمیگیره که قلبی عاشق واقعی بشه. عشق در درون ما تصمیم میگیره چه چیزی زیباست. به همین سادگی!
موریس ستودگان
زیبایی تصمیم نمیگیره که قلبی عاشق واقعی بشه. عشق در درون ما تصمیم میگیره چه چیزی زیباست. به همین سادگی!
موریس ستودگان
💫💫💫💫
ادمهایی تو این دنیا هستند که میتونی پیششون بقچه دل رو واکنی بدون ترس از قضاوت. حرف بزنی و روحت رو به پرواز بفرستی بدون ترس از سقوط. میتونی خودت باشی بدون شک و تردید و بدون روسازی و پنهان کردن چیزی. گاهی بدون حرف حتی میتونی ساعتها نگاهش کنی. دلت همیشه این فرد رو میخواد. حتی در کنارش دلتنگی!
اینها کم هستند تو دنیا. اگه یکی گیرت اومد حتما نگهش دار. اونها ساده هستند و چیز زیادی برای موندن نیاز ندارن.
فقط باید کمی درک داشت!
موریس ستودگان
ادمهایی تو این دنیا هستند که میتونی پیششون بقچه دل رو واکنی بدون ترس از قضاوت. حرف بزنی و روحت رو به پرواز بفرستی بدون ترس از سقوط. میتونی خودت باشی بدون شک و تردید و بدون روسازی و پنهان کردن چیزی. گاهی بدون حرف حتی میتونی ساعتها نگاهش کنی. دلت همیشه این فرد رو میخواد. حتی در کنارش دلتنگی!
اینها کم هستند تو دنیا. اگه یکی گیرت اومد حتما نگهش دار. اونها ساده هستند و چیز زیادی برای موندن نیاز ندارن.
فقط باید کمی درک داشت!
موریس ستودگان
💫💫💫
در دنیا خودت شخصی هستی ولی برای دیگران میتوانی دنیایی باشی!
موریس ستودگان
در دنیا خودت شخصی هستی ولی برای دیگران میتوانی دنیایی باشی!
موریس ستودگان
💫💫💫
اعتماد در در یک رابطه گیاه نو رسته ایست که اگر ابیاری نشود هرگز جان نخواهد گرفت و اگر خشک شود اثرش تا همیشه میماند.
موریس ستودگان
اعتماد در در یک رابطه گیاه نو رسته ایست که اگر ابیاری نشود هرگز جان نخواهد گرفت و اگر خشک شود اثرش تا همیشه میماند.
موریس ستودگان