Forwarded from Dr. Morris Setudegan
REBT
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
بر اساس بینش و شناخت است که اعتقادات و باورهای بیان شده از طریق خود صحبت می تواند منطقی یا غیر منطقی باشد. یک باور منطقی ان است که می تواند به عنوان واقع گرایی از ان دفاع شود، که منعکس کننده حوادث واقعی در دنیای واقعی است.
عقایدی نامعقول است که معمولا دقیق نیستند، اگر به معنای واقعی کلمه دقت شود. این واقعا راهی برای ابراز احساسات است، نه راهی برای نشان دادن واقعی جهان. وقتی فردی می گوید "اگر فردا این سخنرانی را بکنم، می میرم،" این فرد واقعا اعتقاد ندارد که زندگی او فردا پایان می یابد. بیان چنین چیزی فقط می گوید: "من می ترسم یا ترس از اشتباه دارم."
ایده های منطقی چگونه از ایده های غیر منطقی متمایز می شوند؟
🔷REBT
قصد دارد خود را با اظهارات واقع گرایانه و انطباقی خود جایگزین تعارضات بیهوده کند. اظهاراتی مانند "من میترسم که خرابکاری کنم" می تواند به واسطه درمانگر به عنوان درست بیان شود و با یک بیانیه ای مانند "اما سخنرانیم را انجام خواهم داد و احتمالا خول خواهد شد" که منجر به ارزیابی بهتر وضعیت و احتمالا پاسخ انطباق پذیرتر است.
ترجمه دکتر موریس ستودگان دسامبر ۲۰۱۷
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان
© 🔺بازافرینی در روانشناسی🔺
بازافرینی یعنی الهام و افرینش جدید بر اساس چیزی که وجود داشته. بازآفرینی در روانشناسی نگرش و اقداماتی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شخص و سیستم با هدف درمان است که در نهایت به یک پیشرفت پایداری روانی، کالبدی، اجتماعی و محیطی خواهد انجامید.
این تعریف حاوی تمام ویژگیهای اساسی بازآفرینی است؛ همانطور که نیاز به «فهم بهتری از فرآیند انحطاط» و همچنین داشتن «یک توافق بر روی آنچه باید به دست آید -هدف- و چگونگی تلاش برای رسیدن به آن هدف» را ضروری میبینم. همچنین تعریف فوق، در راستای نظرات سیستمی است که با تأکید بر رفتار سیستم گرایشات گذشته، آنها را «کوتاه مدت، جدا از هم، فاقد عمومیت و قابل انتقال» مینامد و باور بر این است گرایشات گذشته، هیچ چارچوب استراتژیک و یکپارچهای برای توسعهی مناسب تمام رفتار سیستم ارائه نمیدهند؛ این تعریف همچنین به اندیشیدن در خصوص رفع مشکلات از طریق راههای هماهنگ و همینطور تمرکز بر ژنوگرام به عنوان رفتار کانونی اصلی مشکلات است.
🔷 بازآفرینی در روانشناسی امروز گامی فراتر از مقاصد قرن گذشته در روانکاویست که فرآیند تغییرات کالبدی بنیادین میداشت. از دید من بازافرینی در روان فراتر از توسعهی سلامت روان شخص که دارای اهداف کلی و به طور کامل تعریف نشده است؛ و همینطور فراتر از «فعال سازی سیستم» (یا توانمندسازی) که با وجود اشارهاش مبنی بر لزوم انجام اقدامات، در تعیین یک روش برای دستیابی به آن ناتوان میماند. علاوه بر اینها، بازآفرینی بر این مطلب تأکید دارد که طرح درمان و اجرای هرگونه روش در روانشناسی برای مقابله با مشکلات بزرگ و کوچک، باید دارای اهداف بلندمرتبه و راهبردی باشد.
🔷 اصول بازآفرینی در روانشناسی
براساس تعریفی که در قسمت قبلی ارائه شد، میتوان اصول و مبانی بازآفرینی که منعکس کنندهی چالشهای تغییرات سیستمی و نتایج آن باشد را معرفی کرد.
♦️ بازآفرینی در روانشناسی باید:
-مبتنی بر یک تحلیل کامل از سیستم مورد نظر توسط ژنوگرام بوده و در پی اصلاح چندجانبه بافت سیستم، نقش اجتماعی افراد سیستم، پایههای فرهنگی و باورهای سیستم و شرایط محیطی آن سیستم باشد.
- تا حد ممکن در جهت رسیدن به اصلاح چندجانبه، از یک استراتژی جامع و کامل استفاده کند و با راهحلهای دقیق، منظم و علمی با درمان شروع شود؛
- اطمینان حاصل شود که مشکلات فهمیده و پذیرفته شده و برنامههای اجرایی درمان، در مسیر اهداف توسعهی پایدار با مراجع قرار دارند؛
- دارای اهداف عملی و تیوری واضح و مشخص، قابل بسط به افراد مختلف در سیستم و دارای کیفیت مطلوب درمانی باشد؛
- از منابع سیستم زنده بهترین استفادهی ممکن را کند.
- این یقین حاصل شود که مشارکت حداکثری از سیستم ممکن و همراهی تمامی انان، برای دستیابی به اهداف سیستم در بازآفرینی به دست آمده است؛ این امر به واسطهی برنامهی مشارکتی و روشهای دیگر به دست میآید؛
- اهمیت سنجش میزان پیشرفت
- امکان تجدیدنظر برخی اهداف
- سیستم باید پذیرای این حقیقت باشد که بخشهای مختلف یک پروسه درمانی ، با سرعتهای مختلف به نتیجه خواهند رسید و ممکن است برای ایجاد توازن میان اهداف مختلف سیستم یک برنامهی بازآفرینی و به منظور دستیابی به تمام اهداف سیستم، در نحوهی مدیریت پروسه درمان و یا تدارک نشست های اضافی به بازنگری نیاز باشد.
اصول بالا را میتوان پایه و اساس تعریف ارائه شده از بازآفرینی در درمان در نظر گرفت. گذشته از این اصول، مورد مهم دیگر، نیاز به شناخت و پذیرش یگانگی سیستم است. این مورد را با عبارت «یگانگی چگونه رخدادن رفتار در یک سیستم خاص» میتوان توضیح داد چون هر سیستمی ویژگیها و رفتار خاص به خود را دارد. مورد مهم دیگر این حقیقت است که برای هرگونه بازآفرینی باید شرایط خاص سیستم و نحوه عملکرد سیستم را مورد توجه قرار داد. مورد اخیر، به طور غیرمستقیم نشان دهندهی این موضوع است که یک سیستم منحصر به خود، باید به طور همزمان، شرایط و نیازهای سیستم و افراد را لحاظ کرده باشد.
۱
© 🔺بازافرینی در روانشناسی🔺
بازافرینی یعنی الهام و افرینش جدید بر اساس چیزی که وجود داشته. بازآفرینی در روانشناسی نگرش و اقداماتی جامع و یکپارچه برای حل مشکلات شخص و سیستم با هدف درمان است که در نهایت به یک پیشرفت پایداری روانی، کالبدی، اجتماعی و محیطی خواهد انجامید.
این تعریف حاوی تمام ویژگیهای اساسی بازآفرینی است؛ همانطور که نیاز به «فهم بهتری از فرآیند انحطاط» و همچنین داشتن «یک توافق بر روی آنچه باید به دست آید -هدف- و چگونگی تلاش برای رسیدن به آن هدف» را ضروری میبینم. همچنین تعریف فوق، در راستای نظرات سیستمی است که با تأکید بر رفتار سیستم گرایشات گذشته، آنها را «کوتاه مدت، جدا از هم، فاقد عمومیت و قابل انتقال» مینامد و باور بر این است گرایشات گذشته، هیچ چارچوب استراتژیک و یکپارچهای برای توسعهی مناسب تمام رفتار سیستم ارائه نمیدهند؛ این تعریف همچنین به اندیشیدن در خصوص رفع مشکلات از طریق راههای هماهنگ و همینطور تمرکز بر ژنوگرام به عنوان رفتار کانونی اصلی مشکلات است.
🔷 بازآفرینی در روانشناسی امروز گامی فراتر از مقاصد قرن گذشته در روانکاویست که فرآیند تغییرات کالبدی بنیادین میداشت. از دید من بازافرینی در روان فراتر از توسعهی سلامت روان شخص که دارای اهداف کلی و به طور کامل تعریف نشده است؛ و همینطور فراتر از «فعال سازی سیستم» (یا توانمندسازی) که با وجود اشارهاش مبنی بر لزوم انجام اقدامات، در تعیین یک روش برای دستیابی به آن ناتوان میماند. علاوه بر اینها، بازآفرینی بر این مطلب تأکید دارد که طرح درمان و اجرای هرگونه روش در روانشناسی برای مقابله با مشکلات بزرگ و کوچک، باید دارای اهداف بلندمرتبه و راهبردی باشد.
🔷 اصول بازآفرینی در روانشناسی
براساس تعریفی که در قسمت قبلی ارائه شد، میتوان اصول و مبانی بازآفرینی که منعکس کنندهی چالشهای تغییرات سیستمی و نتایج آن باشد را معرفی کرد.
♦️ بازآفرینی در روانشناسی باید:
-مبتنی بر یک تحلیل کامل از سیستم مورد نظر توسط ژنوگرام بوده و در پی اصلاح چندجانبه بافت سیستم، نقش اجتماعی افراد سیستم، پایههای فرهنگی و باورهای سیستم و شرایط محیطی آن سیستم باشد.
- تا حد ممکن در جهت رسیدن به اصلاح چندجانبه، از یک استراتژی جامع و کامل استفاده کند و با راهحلهای دقیق، منظم و علمی با درمان شروع شود؛
- اطمینان حاصل شود که مشکلات فهمیده و پذیرفته شده و برنامههای اجرایی درمان، در مسیر اهداف توسعهی پایدار با مراجع قرار دارند؛
- دارای اهداف عملی و تیوری واضح و مشخص، قابل بسط به افراد مختلف در سیستم و دارای کیفیت مطلوب درمانی باشد؛
- از منابع سیستم زنده بهترین استفادهی ممکن را کند.
- این یقین حاصل شود که مشارکت حداکثری از سیستم ممکن و همراهی تمامی انان، برای دستیابی به اهداف سیستم در بازآفرینی به دست آمده است؛ این امر به واسطهی برنامهی مشارکتی و روشهای دیگر به دست میآید؛
- اهمیت سنجش میزان پیشرفت
- امکان تجدیدنظر برخی اهداف
- سیستم باید پذیرای این حقیقت باشد که بخشهای مختلف یک پروسه درمانی ، با سرعتهای مختلف به نتیجه خواهند رسید و ممکن است برای ایجاد توازن میان اهداف مختلف سیستم یک برنامهی بازآفرینی و به منظور دستیابی به تمام اهداف سیستم، در نحوهی مدیریت پروسه درمان و یا تدارک نشست های اضافی به بازنگری نیاز باشد.
اصول بالا را میتوان پایه و اساس تعریف ارائه شده از بازآفرینی در درمان در نظر گرفت. گذشته از این اصول، مورد مهم دیگر، نیاز به شناخت و پذیرش یگانگی سیستم است. این مورد را با عبارت «یگانگی چگونه رخدادن رفتار در یک سیستم خاص» میتوان توضیح داد چون هر سیستمی ویژگیها و رفتار خاص به خود را دارد. مورد مهم دیگر این حقیقت است که برای هرگونه بازآفرینی باید شرایط خاص سیستم و نحوه عملکرد سیستم را مورد توجه قرار داد. مورد اخیر، به طور غیرمستقیم نشان دهندهی این موضوع است که یک سیستم منحصر به خود، باید به طور همزمان، شرایط و نیازهای سیستم و افراد را لحاظ کرده باشد.
۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷 از نظریه تا عمل
در این بخش، چندی از مهم ترین نظریههای بازآفرینی که روند عملی را پیشنهاد میکنند، ارائه خواهد شد. در این مسیر، دو مشکل رخ مینماید. یک مشکل فقدان یک نظریه جامع و مانع که از طرف همه رشته های روانشناسی پذیرفته شده و توانایی شرح موضوعات مرتبط با ظهور و نتایج تغییرات سیستم را داشته باشد، و دیگری وجود دیدگاههای متفاوت نسبت به کلیات بازآفرینی است.
اکثر تفسیرها نسبت به فرایند تغییرات در پروسه درمانی، با تحلیل از یک عامل منحصر به فرد آغاز شده و سپس تلاش میشود به جای پرداختن به عوامل ریشهای (مثل بررسی در ژنو گرام)، نتایج به دست آمده تعمیم داده شود. نتیجهی این مسیر این است که اکثر نظریهها در مورد تغییرات روانی فردی یک بینش جزئی و بخشی به یک فرایند پیچیده را ارائه میکند.
یک موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد، لزوم تمایز میان «نظریهی بازآفرینی در روانشناسی» و «نقش نظریه (یا نظریات) در بازآفرینی» است. در حالی که هر دو جنبه یاد شده ارزشمند هستند، بحث حاضر بر بخش اول متمرکز میشود.
بازآفرینی در روانشاسی در ذات خود یک فعالیت مداخلهگرایانه است. زمانی که به شکل سنتی انواع مداخلهها اعمال شدند، پذیرش یک مداخلهی جدید برای دوری از رفتارهای غیر معمول و ناکامیهای فردی گذشته، به طور روزافزون مطلوب همگان قرار میگیرد. با این وجود به نظر میرسد که تنها مقبولیت، در غیاب سیستم، نمیتواند چنین درمانی را آغاز کرده و به پیش ببرد. ایجاد این گونه روش برای درمان، ساختار اساسی مورد نیاز را برای تعیین هدف یا اهداف اصلی فراهم کرده و برای بسیج تلاشهای سیستم به جهت مدیریت کامل تغییرات در سیستم برنامه ریزی میکند.
اولین گام برای شرح و درک ضرورت ایجاد یک چارچوب کاری، که در آن اشکال جدید تلاشهای جمعی قابلیت اجرا و توسعه داشته باشند.
این اشکال جدید مداخله و کنترل در پاسخ به چالشهای غیرمنتظره پدید آمده است. در سیستمهای تغییریافته، درمانگر در زمینهی بازآفرینی، باید برای ایجاد روشهای نو برای دستیابی به اهداف تلاش کنند. همانطور که در نوشته ها عنوان میشود یکی از مهمترین بخشهای بسیج تلاشهای سیستم، تلاش برای ایجاد گفتمانهای متنوع است؛ تنوع گفتمان نه فقط در مورد محتویات و عملکرد سیستم، بلکه دربارهی فرایندهایی که افراد سیستم بتوانند بعد از سپری شدن پروسه هم، دربارهی نگرانیهای خود بحث کنند.
اساساً نظریهی بازآفرینی، به حرکت سازمانی در زمینهی مدیریت تغییرات در سیستم علاقهمند است. به هر حال، این ابعاد سازمانی و نهادی نظریهی بازآفرینی هم، نمایانگر تعدادی از خصوصیات مهم، برای تعریف نقشها، محتویات و چگونگی عملکرد بازآفرینی در سیستم میباشد. با وجود اینکه مشخص است که حوزهی عملکردی بازآفرینی در روش سیستمی ، بیشتر در عمل قرار میگیرد تا در نظریه، اما همواره این انتظار وجود دارد که مشابهت بسیاری بین نتیجه در نظریه و نتیجه در عمل، وجود داشته باشد.
۲
در این بخش، چندی از مهم ترین نظریههای بازآفرینی که روند عملی را پیشنهاد میکنند، ارائه خواهد شد. در این مسیر، دو مشکل رخ مینماید. یک مشکل فقدان یک نظریه جامع و مانع که از طرف همه رشته های روانشناسی پذیرفته شده و توانایی شرح موضوعات مرتبط با ظهور و نتایج تغییرات سیستم را داشته باشد، و دیگری وجود دیدگاههای متفاوت نسبت به کلیات بازآفرینی است.
اکثر تفسیرها نسبت به فرایند تغییرات در پروسه درمانی، با تحلیل از یک عامل منحصر به فرد آغاز شده و سپس تلاش میشود به جای پرداختن به عوامل ریشهای (مثل بررسی در ژنو گرام)، نتایج به دست آمده تعمیم داده شود. نتیجهی این مسیر این است که اکثر نظریهها در مورد تغییرات روانی فردی یک بینش جزئی و بخشی به یک فرایند پیچیده را ارائه میکند.
یک موضوع دیگر که باید مورد توجه قرار گیرد، لزوم تمایز میان «نظریهی بازآفرینی در روانشناسی» و «نقش نظریه (یا نظریات) در بازآفرینی» است. در حالی که هر دو جنبه یاد شده ارزشمند هستند، بحث حاضر بر بخش اول متمرکز میشود.
بازآفرینی در روانشاسی در ذات خود یک فعالیت مداخلهگرایانه است. زمانی که به شکل سنتی انواع مداخلهها اعمال شدند، پذیرش یک مداخلهی جدید برای دوری از رفتارهای غیر معمول و ناکامیهای فردی گذشته، به طور روزافزون مطلوب همگان قرار میگیرد. با این وجود به نظر میرسد که تنها مقبولیت، در غیاب سیستم، نمیتواند چنین درمانی را آغاز کرده و به پیش ببرد. ایجاد این گونه روش برای درمان، ساختار اساسی مورد نیاز را برای تعیین هدف یا اهداف اصلی فراهم کرده و برای بسیج تلاشهای سیستم به جهت مدیریت کامل تغییرات در سیستم برنامه ریزی میکند.
اولین گام برای شرح و درک ضرورت ایجاد یک چارچوب کاری، که در آن اشکال جدید تلاشهای جمعی قابلیت اجرا و توسعه داشته باشند.
این اشکال جدید مداخله و کنترل در پاسخ به چالشهای غیرمنتظره پدید آمده است. در سیستمهای تغییریافته، درمانگر در زمینهی بازآفرینی، باید برای ایجاد روشهای نو برای دستیابی به اهداف تلاش کنند. همانطور که در نوشته ها عنوان میشود یکی از مهمترین بخشهای بسیج تلاشهای سیستم، تلاش برای ایجاد گفتمانهای متنوع است؛ تنوع گفتمان نه فقط در مورد محتویات و عملکرد سیستم، بلکه دربارهی فرایندهایی که افراد سیستم بتوانند بعد از سپری شدن پروسه هم، دربارهی نگرانیهای خود بحث کنند.
اساساً نظریهی بازآفرینی، به حرکت سازمانی در زمینهی مدیریت تغییرات در سیستم علاقهمند است. به هر حال، این ابعاد سازمانی و نهادی نظریهی بازآفرینی هم، نمایانگر تعدادی از خصوصیات مهم، برای تعریف نقشها، محتویات و چگونگی عملکرد بازآفرینی در سیستم میباشد. با وجود اینکه مشخص است که حوزهی عملکردی بازآفرینی در روش سیستمی ، بیشتر در عمل قرار میگیرد تا در نظریه، اما همواره این انتظار وجود دارد که مشابهت بسیاری بین نتیجه در نظریه و نتیجه در عمل، وجود داشته باشد.
۲
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔷 با خلاصه کردن این سخنان، میتوان به بازآفرینی از این زوایا نگریست:
✔️ -به عنوان فعالیتی مداخلهگرایانه؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که بخشهای مختلف سیستمی را وادار به بازتاب میکند؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که توانایی اعمال تغییرات اساسی را در ساختار رفتار سیستم داشته باشد، تا بتواند در مقابل تغییرات اجتماعی، و محیطی واکنش نشان دهد؛
✔️ - به عنوان روشی برای بسیج تلاشهای جمعی در سیستم و زمینهسازی برای توافق بر روی راهحلهای مناسب؛
✔️ - به عنوان روشی برای تعیین پروسه و فعالیتهای طراحی شده به قصدِ بهبودِ شرایط سیستم، و توسعهی رفتار لازم برای پشتیبانی به جهت نیل به اهداف تعریف شده.
این خصوصیات و ویژگیها، بازتاب بحثهای پیشیناند و در مورد نقش و نحوهی عملکرد بازآفرینی بحث میکنند.
اما جزء اصلی دیگر نظریهی بازآفرینی، عملکرد رفتار سیستم است. رفتار به عنوان یک کُل و به عنوان یک روند اجتماعی، روانی، کالبدی و محیطی، که محتویات بازآفرینی را تعیین میکند.
🔷 چهار جزء اصلی عوامل دخیل در وقوع بازافرینی در سیستم به شرح ذیل است:
📌 -مطلوب سازی ساختار سیستم ؛ با تأکید بر بیشترین تغییر ممکن در وضع کنونی؛
📌 - شناخت محدودیتها، شامل میزان در دسترس بودن زمان و عوامل اکوسوسیال ؛
📌 - تصویر سازی جدید واقعی یا ذهنی از سیستم (کار با عروسک)
📌 - و ترکیب اجتماعی افراد سیستم و قوت انها. شناخت این اجزاء در سیستم، به تعریف محتوای بازآفرینی یاری خواهد رساند. این ارزیابی و شناخت، نیاز به ملاحظهی تمام مسیرهایی دارد که در آنها عناصر گوناگون درگیر در روند بازآفرینی بتوانند به هم پیوندند تا این اطمینان پدید آید که همه اقدامات حمایتگر خواهند بود.
یکی شدن و به هم پیوستن در سیستم از عناصر گوناگون دخیل، خصوصیت محوری بازآفرینی است و این خصوصیت باعث درک تفاوت میان بازآفرینی روانی و تلاشهای جزئی گذشته در مدیریت تغییر در افراد در پروسه درمان میشود. با وجود اینکه نمیخواهم پیشداوری کرده و فعالیتهای فردی را نامناسب تلقی کنم، اما به خودی خود واضح است که از این گونه راهحلهای غیرجامع، نمیتوان انتظار داشت که دغدغهی لحاظ کردن و حل دامنهی وسیعی از مشکلات سیستم را داشته باشند. تهیه و ارائهی یک راهحل جامع و یکپارچه، به هم پیوسته از عناصر گوناگون، برای رودرویی با چالشهای پیشروی بازآفرینی در سیستم، عملی دشوار بوده، ولی در عین حال تلاش در مسیر دستیابی به آن ارزش بسیار دارد.
این مورد نشان میدهد که عنصر نهایی نظریهی بازآفرینی، «فرایند مدیریت سیستم» یا با واژگان «مدیریت تصمیمات با اجرای روشهای راهبردی» میباشد با پذیرش وجود حوزهی وسیعی از موضوعات مرتبط با مدیریت تغییرات در سیستم و پروسه درمان، و توافق با این نظر که بسیاری از فعالیتهای منحصر به فرد دارای دامنه محدود و حاوی راهحلهای کوتاه مدت و نادیرپا هستند، پس اجرای بازآفرینی، طبق یک «دستور کار راهبردی سیستمی» اهمیت اساسی پیدا میکند.
🔷 یک درمانگر به عنوان قسمتی از سیستم (کوبرنتیک نظم ۲) برای مدیریت راهبردی بازآفرینی باید نیازهای زیر را رفع کند:
-ترسیم واضح و شفاف نتایج مورد انتظار؛
- ارائهی یک خطمشی که توانایی برنامهریزی و اجرای اهداف از قبل معلوم شده را داشته باشد؛
- ایجاد ارتباط میان افراد مرتبط و حفظ آن در سیستم (و ارتباط با درمانگر)
- تعریف مسئولیتهای هر یک از افراد در سیستم و رفتار مرتبط با عملیات بازآفرینی،
- ایجاد احساس جمعی در سیستم مبنی بر مشترک بودن اهداف و عملکرد مشارکتی در سیستم.
🔷 چرا باید برای بازآفرینی در روانشناسی تلاش کرد؟
در طول سالیان، دربارهی خاستگاهها و دلایل رخداد مشکلات روانی توضیحات مختلفی داده شده است؛ برخی از این توضیحات بر تأثیر یک واقعه و یا یک رفتار خاص تاکید دارند، اما اکثراً دارای تحلیلهای چند بعدی هستند. به علاوه غیرمعمول است که نتایج مراحل تغییرات تنها از یک بعد نگریسته شود. بیشتر چالشها و مشکلات سیستمی دامنگیر همه افراد مختلف سیستم و شاید سیستم های مجاور از مدرسه گرفته تا محل کار میگردد. از این رو برای بازافرینی در روانشناسی میبایست قدمی به جلو نهاد و در دوران یولترا پست مدرن به طراحی ایده های جدید پرداخت و یا "بازافرینی" کرد.
ژانویه ۲۰۱۸ سیول
دکتر موریس ستودگان
۳
✔️ -به عنوان فعالیتی مداخلهگرایانه؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که بخشهای مختلف سیستمی را وادار به بازتاب میکند؛
✔️ - به عنوان فعالیتی که توانایی اعمال تغییرات اساسی را در ساختار رفتار سیستم داشته باشد، تا بتواند در مقابل تغییرات اجتماعی، و محیطی واکنش نشان دهد؛
✔️ - به عنوان روشی برای بسیج تلاشهای جمعی در سیستم و زمینهسازی برای توافق بر روی راهحلهای مناسب؛
✔️ - به عنوان روشی برای تعیین پروسه و فعالیتهای طراحی شده به قصدِ بهبودِ شرایط سیستم، و توسعهی رفتار لازم برای پشتیبانی به جهت نیل به اهداف تعریف شده.
این خصوصیات و ویژگیها، بازتاب بحثهای پیشیناند و در مورد نقش و نحوهی عملکرد بازآفرینی بحث میکنند.
اما جزء اصلی دیگر نظریهی بازآفرینی، عملکرد رفتار سیستم است. رفتار به عنوان یک کُل و به عنوان یک روند اجتماعی، روانی، کالبدی و محیطی، که محتویات بازآفرینی را تعیین میکند.
🔷 چهار جزء اصلی عوامل دخیل در وقوع بازافرینی در سیستم به شرح ذیل است:
📌 -مطلوب سازی ساختار سیستم ؛ با تأکید بر بیشترین تغییر ممکن در وضع کنونی؛
📌 - شناخت محدودیتها، شامل میزان در دسترس بودن زمان و عوامل اکوسوسیال ؛
📌 - تصویر سازی جدید واقعی یا ذهنی از سیستم (کار با عروسک)
📌 - و ترکیب اجتماعی افراد سیستم و قوت انها. شناخت این اجزاء در سیستم، به تعریف محتوای بازآفرینی یاری خواهد رساند. این ارزیابی و شناخت، نیاز به ملاحظهی تمام مسیرهایی دارد که در آنها عناصر گوناگون درگیر در روند بازآفرینی بتوانند به هم پیوندند تا این اطمینان پدید آید که همه اقدامات حمایتگر خواهند بود.
یکی شدن و به هم پیوستن در سیستم از عناصر گوناگون دخیل، خصوصیت محوری بازآفرینی است و این خصوصیت باعث درک تفاوت میان بازآفرینی روانی و تلاشهای جزئی گذشته در مدیریت تغییر در افراد در پروسه درمان میشود. با وجود اینکه نمیخواهم پیشداوری کرده و فعالیتهای فردی را نامناسب تلقی کنم، اما به خودی خود واضح است که از این گونه راهحلهای غیرجامع، نمیتوان انتظار داشت که دغدغهی لحاظ کردن و حل دامنهی وسیعی از مشکلات سیستم را داشته باشند. تهیه و ارائهی یک راهحل جامع و یکپارچه، به هم پیوسته از عناصر گوناگون، برای رودرویی با چالشهای پیشروی بازآفرینی در سیستم، عملی دشوار بوده، ولی در عین حال تلاش در مسیر دستیابی به آن ارزش بسیار دارد.
این مورد نشان میدهد که عنصر نهایی نظریهی بازآفرینی، «فرایند مدیریت سیستم» یا با واژگان «مدیریت تصمیمات با اجرای روشهای راهبردی» میباشد با پذیرش وجود حوزهی وسیعی از موضوعات مرتبط با مدیریت تغییرات در سیستم و پروسه درمان، و توافق با این نظر که بسیاری از فعالیتهای منحصر به فرد دارای دامنه محدود و حاوی راهحلهای کوتاه مدت و نادیرپا هستند، پس اجرای بازآفرینی، طبق یک «دستور کار راهبردی سیستمی» اهمیت اساسی پیدا میکند.
🔷 یک درمانگر به عنوان قسمتی از سیستم (کوبرنتیک نظم ۲) برای مدیریت راهبردی بازآفرینی باید نیازهای زیر را رفع کند:
-ترسیم واضح و شفاف نتایج مورد انتظار؛
- ارائهی یک خطمشی که توانایی برنامهریزی و اجرای اهداف از قبل معلوم شده را داشته باشد؛
- ایجاد ارتباط میان افراد مرتبط و حفظ آن در سیستم (و ارتباط با درمانگر)
- تعریف مسئولیتهای هر یک از افراد در سیستم و رفتار مرتبط با عملیات بازآفرینی،
- ایجاد احساس جمعی در سیستم مبنی بر مشترک بودن اهداف و عملکرد مشارکتی در سیستم.
🔷 چرا باید برای بازآفرینی در روانشناسی تلاش کرد؟
در طول سالیان، دربارهی خاستگاهها و دلایل رخداد مشکلات روانی توضیحات مختلفی داده شده است؛ برخی از این توضیحات بر تأثیر یک واقعه و یا یک رفتار خاص تاکید دارند، اما اکثراً دارای تحلیلهای چند بعدی هستند. به علاوه غیرمعمول است که نتایج مراحل تغییرات تنها از یک بعد نگریسته شود. بیشتر چالشها و مشکلات سیستمی دامنگیر همه افراد مختلف سیستم و شاید سیستم های مجاور از مدرسه گرفته تا محل کار میگردد. از این رو برای بازافرینی در روانشناسی میبایست قدمی به جلو نهاد و در دوران یولترا پست مدرن به طراحی ایده های جدید پرداخت و یا "بازافرینی" کرد.
ژانویه ۲۰۱۸ سیول
دکتر موریس ستودگان
۳
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
✨💫✨💫
قبل از اینکه مادر یا پدر شویم، تمام تلاش درباره رشد دادن خودمان و ایجاد پیوند قوی در رابطه ماست.
وقتی مادر و پدر می شویم، بیشتر تلاش ما درباره رشد دادن فررندان مان است.
موریس ستودگان
قبل از اینکه مادر یا پدر شویم، تمام تلاش درباره رشد دادن خودمان و ایجاد پیوند قوی در رابطه ماست.
وقتی مادر و پدر می شویم، بیشتر تلاش ما درباره رشد دادن فررندان مان است.
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
عشق بین دو انسان از لحظه های با هم بودن تغذیه میشه ولی رشد در عشق از لحظه های پر از سختی نشات میگیره که هر دو با هم برای حل ان سعی میکنند.
موریس ستودگان
عشق بین دو انسان از لحظه های با هم بودن تغذیه میشه ولی رشد در عشق از لحظه های پر از سختی نشات میگیره که هر دو با هم برای حل ان سعی میکنند.
موریس ستودگان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
خوشبختی تنها پدیده ای هست که فقط با تقسیم کردنش با دیگران بیشتر میشه.
موریس ستودگان
خوشبختی تنها پدیده ای هست که فقط با تقسیم کردنش با دیگران بیشتر میشه.
موریس ستودگان
💫💫💫💫
گاهی اوقات کلمات و جملاتی هستند که بارها شنیده ای و خوانده ای. اما شنیدن همان جملات از شخصی که دوستش داری گویا ارام جان میشود!
موریس ستودگان
گاهی اوقات کلمات و جملاتی هستند که بارها شنیده ای و خوانده ای. اما شنیدن همان جملات از شخصی که دوستش داری گویا ارام جان میشود!
موریس ستودگان
💫💫💫💫
با عشق زندگی شروع میشه ولی ادامه زندگی با عشق انتخاب و تصمیم ماست.
موریس ستودگان
با عشق زندگی شروع میشه ولی ادامه زندگی با عشق انتخاب و تصمیم ماست.
موریس ستودگان
💫💫💫💫
زیبایی تصمیم نمیگیره که قلبی عاشق واقعی بشه. عشق در درون ما تصمیم میگیره چه چیزی زیباست. به همین سادگی!
موریس ستودگان
زیبایی تصمیم نمیگیره که قلبی عاشق واقعی بشه. عشق در درون ما تصمیم میگیره چه چیزی زیباست. به همین سادگی!
موریس ستودگان
💫💫💫💫
ادمهایی تو این دنیا هستند که میتونی پیششون بقچه دل رو واکنی بدون ترس از قضاوت. حرف بزنی و روحت رو به پرواز بفرستی بدون ترس از سقوط. میتونی خودت باشی بدون شک و تردید و بدون روسازی و پنهان کردن چیزی. گاهی بدون حرف حتی میتونی ساعتها نگاهش کنی. دلت همیشه این فرد رو میخواد. حتی در کنارش دلتنگی!
اینها کم هستند تو دنیا. اگه یکی گیرت اومد حتما نگهش دار. اونها ساده هستند و چیز زیادی برای موندن نیاز ندارن.
فقط باید کمی درک داشت!
موریس ستودگان
ادمهایی تو این دنیا هستند که میتونی پیششون بقچه دل رو واکنی بدون ترس از قضاوت. حرف بزنی و روحت رو به پرواز بفرستی بدون ترس از سقوط. میتونی خودت باشی بدون شک و تردید و بدون روسازی و پنهان کردن چیزی. گاهی بدون حرف حتی میتونی ساعتها نگاهش کنی. دلت همیشه این فرد رو میخواد. حتی در کنارش دلتنگی!
اینها کم هستند تو دنیا. اگه یکی گیرت اومد حتما نگهش دار. اونها ساده هستند و چیز زیادی برای موندن نیاز ندارن.
فقط باید کمی درک داشت!
موریس ستودگان
💫💫💫
در دنیا خودت شخصی هستی ولی برای دیگران میتوانی دنیایی باشی!
موریس ستودگان
در دنیا خودت شخصی هستی ولی برای دیگران میتوانی دنیایی باشی!
موریس ستودگان
💫💫💫
اعتماد در در یک رابطه گیاه نو رسته ایست که اگر ابیاری نشود هرگز جان نخواهد گرفت و اگر خشک شود اثرش تا همیشه میماند.
موریس ستودگان
اعتماد در در یک رابطه گیاه نو رسته ایست که اگر ابیاری نشود هرگز جان نخواهد گرفت و اگر خشک شود اثرش تا همیشه میماند.
موریس ستودگان
💫💫💫
هیچ روزی رو بدون عشق و خنده سپری نکنیم. زیرا افرادی هستند که از این عشق و خنده ما جان میگیرند.
موریس ستودگان
هیچ روزی رو بدون عشق و خنده سپری نکنیم. زیرا افرادی هستند که از این عشق و خنده ما جان میگیرند.
موریس ستودگان
💫💫💫💫
سپاس از همه دوستانی که از دیروز به این کانال پیوستند. هدف من جمع آوری مطالب متفرقه خودم از صفحات دبگه و از +Think هستش. و احتمال زیاد اگه وقت یاری کنه کتابهای خودم رو تیکه تیکه اینجا به فارسی ترجمه میکنم و میزارم که دوستان ببینند.
از پشتیبانی و حضور دلگرم کننده شما سپاسگزارم
نظرهای شما چراغ راه منه و منتظرم!
ارادتمند شما ستودگان 💫🌸
سپاس از همه دوستانی که از دیروز به این کانال پیوستند. هدف من جمع آوری مطالب متفرقه خودم از صفحات دبگه و از +Think هستش. و احتمال زیاد اگه وقت یاری کنه کتابهای خودم رو تیکه تیکه اینجا به فارسی ترجمه میکنم و میزارم که دوستان ببینند.
از پشتیبانی و حضور دلگرم کننده شما سپاسگزارم
نظرهای شما چراغ راه منه و منتظرم!
ارادتمند شما ستودگان 💫🌸
وقتی ناخن ها بلند میشوند آنها را کوتاه میکنیم نه انگشتانمان را ...
همینطور وقتی سوتفاهمی به وجود آمد غرورتان را رها کنید نه رابطه را ..!!!
همینطور وقتی سوتفاهمی به وجود آمد غرورتان را رها کنید نه رابطه را ..!!!
به آسانی میتوان فهمید که
چه کسی بر شما حکومت می کند.
ببینید از چه کسی نمیتوانید
انتقاد کنید.
فرانسوا_ولتر
چه کسی بر شما حکومت می کند.
ببینید از چه کسی نمیتوانید
انتقاد کنید.
فرانسوا_ولتر