Forwarded from Deleted Account
سلام
ببخشید من خواب پریشان میبینم و به واقعیت تبدیل میشه یکی میاد توخوابم حرفای میزنه که به واقعیت تبدیل میشن واقعا نمیتونم بخوابم صورت طرف یادم نمیاد توروخدا چیکارکنم راهنمای کنید ممنون
ببخشید من خواب پریشان میبینم و به واقعیت تبدیل میشه یکی میاد توخوابم حرفای میزنه که به واقعیت تبدیل میشن واقعا نمیتونم بخوابم صورت طرف یادم نمیاد توروخدا چیکارکنم راهنمای کنید ممنون
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
لحظه ای که شما از صحنه عصبانیت یک قدم عقب میرین میتونید به موقعیت بهتر نگاه کنید و برای همین تا ۱۹ و وقتی نفس عمیق میکشید بسیاری از هورمونها که نیاز دارید اون لحظه برای کنترل خشم ترشح میشن.
و پذیرش محیط کاملا تغییر میکنه.
کسی که داد میزنه و خشمگین میشه میخواد کنترل رو در دست خودش بگیره چون مطمئن نیست که درست فکر میکنه!!!
و پذیرش محیط کاملا تغییر میکنه.
کسی که داد میزنه و خشمگین میشه میخواد کنترل رو در دست خودش بگیره چون مطمئن نیست که درست فکر میکنه!!!
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
مثلا چی به واقعیت تبدیل شده؟
Forwarded from Deleted Account
دیشب خواب دیدم که ی شخصی اومد توخواب بهم گفت تو حقوقتو میگیری ولی گمش میکنی ودقیقا همین طور شداصلا بهش دست نزدم اما ناپدید شده توحسابم
و همش میخنده میگه نابود میشی تو
و همش میخنده میگه نابود میشی تو
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
از کی این شروع شده؟
Forwarded from Deleted Account
3شب پیش
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
قبلا هیچ وقت نبوده؟
Forwarded from Deleted Account
نه اصلا
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پس فقط یکبار خواب دیدید. ولی به شکل جمع نوشتید؟
Forwarded from Deleted Account
نه این مال دوشبه دیشب تاحالا نخوابیدم دیگه میترسم که دوباره بیاد ب خوابم
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ببینید برید بانک سوال کنید و احتمالا بهتون جواب میدن.
Forwarded from Deleted Account
دقیقا روزی ک میخواستم دوستمو ببینم شب قبلش خواب دیدم ک گفت نمیزارم دوستتو ببینی هیچوقت
فردا صب دوستم زنگید که نمیتونم ببینمت واقعا اینا دست تقدیر یاچی پس اون شخص چیه میاد حرف میزنه
فردا صب دوستم زنگید که نمیتونم ببینمت واقعا اینا دست تقدیر یاچی پس اون شخص چیه میاد حرف میزنه
Forwarded from Deleted Account
رفتم
مشکل من پول نیس
مشکل من اون شخص ک هرچی میگه به واقعیت تبدیل میشه ازترس نمیتونم بخوابم دیگ
مشکل من پول نیس
مشکل من اون شخص ک هرچی میگه به واقعیت تبدیل میشه ازترس نمیتونم بخوابم دیگ
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
گاهی اوقات انعکاس انرژی ها وجود داره و این اتفاقات برای خیلی ها میفته. ولی نباید تعمیم بدین به تمام زندگیتون
Forwarded from Deleted Account
خوب حالا من چیکارباید بکنم
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ببینید پول هم مشکل هست اگه صاحب کار شما پول ریخته و پول تو حساب نباشه و بانک پی گیری کنه و جواب بده مطمینا خواب شما نسبی میشه.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
شما کار خاصی نباید بکنید. کارهای بانکی رو پیگیری کنید وقتی مشخص شد با ما تماس بگیرید اگه اون شخص بازم اومد اینبار تو خواب دقت کنید و اسمش رو بپرسید و ببینید کی هست!
Forwarded from Deleted Account
چشم
ممنون
ممنون
Forwarded from حرفتو ناشناس بهم بزن | Talk to Me Anonymously
#پیام_ناشناس
کد۴۹..ممنون از پاسخگویی اقای ستودگان و خانم طاهری عزیز ...شوهر من ۳۳ سالشونه و کارمند بانک هستن و در خانواده ای بزرگ شدن که هیچ توجه ای بهشون نشده ...چون شوهرم خودش روی من خیلی حساسه مثلا مانتوی رنگ جیغ نپوشم یا مانتو کوتاه و چسپان نپوشم و چیزای دیگه ....مثلا الان شمالیم بعد باهم رفتیم تو دریا که لباسام خیس شد و مجبور شدم یه بلوز و شلوار بپوشم که به من میگفت از جات بلند نشی چون برجستگیهای بدنت مشخصه و من حدود چهارساعت نشستم که مانتوم خشک بشه و اصلا بلند نشدم اما خودش که کنارم نشسته بود چندتا خانوم که داشتن عکس میگرفتن رو هی نگاه میکرد و همش چشمش رو اونا بود و دیگر هیچ و همه توجهش اونجا بود خب من خیلی عصبی میشم از این رفتارهاش و بهش هم میگم فقط انکار میکنه و میگه تو حالت خوب نیس من یه زن ۲۹ ساله هستم که عقل و درک و شعورم اینقد میرسه و چشامم میبینه که بدونم شوهرم داره کجا رو نگاه میکنه و به چی توجه داره و نداره ببخشید که طولانی شد بازم ممنون
@HarfBeManBot
کد۴۹..ممنون از پاسخگویی اقای ستودگان و خانم طاهری عزیز ...شوهر من ۳۳ سالشونه و کارمند بانک هستن و در خانواده ای بزرگ شدن که هیچ توجه ای بهشون نشده ...چون شوهرم خودش روی من خیلی حساسه مثلا مانتوی رنگ جیغ نپوشم یا مانتو کوتاه و چسپان نپوشم و چیزای دیگه ....مثلا الان شمالیم بعد باهم رفتیم تو دریا که لباسام خیس شد و مجبور شدم یه بلوز و شلوار بپوشم که به من میگفت از جات بلند نشی چون برجستگیهای بدنت مشخصه و من حدود چهارساعت نشستم که مانتوم خشک بشه و اصلا بلند نشدم اما خودش که کنارم نشسته بود چندتا خانوم که داشتن عکس میگرفتن رو هی نگاه میکرد و همش چشمش رو اونا بود و دیگر هیچ و همه توجهش اونجا بود خب من خیلی عصبی میشم از این رفتارهاش و بهش هم میگم فقط انکار میکنه و میگه تو حالت خوب نیس من یه زن ۲۹ ساله هستم که عقل و درک و شعورم اینقد میرسه و چشامم میبینه که بدونم شوهرم داره کجا رو نگاه میکنه و به چی توجه داره و نداره ببخشید که طولانی شد بازم ممنون
@HarfBeManBot
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
پاسخ سوال ۴۹
خانم مهربان
من از اون قسمتی خوشم اومد که گفتید من زن ۲۹ ساله هستم که عقل و درک و شعور داره ...
من به جمله بالا نگاه میکنم و سوال من این هست؛ به چه علت چهار ساعت نشستید تا لباستون خشک بشه بر خلاف میل باطنی شما؟
وقتی شوهرتون چیزی را انکار میکنه و میگه حالت خوب نیست و شما هم به چشمهای ایشون که کجا رو میبینه حساسیت نشون میدین؛ دو تا موضوع اساسی هست
۱. شک هر دو شما به هم از روی بی اعتمادی
۲. کنترل شما دو نفر نسبت به هم بخاطر حس مالکیت تون
از دید من این یک مشکل سیستمی هست و اگر امکانش رو دارید حتما به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا این دو نکته رو باهم کار کنید. اعتماد پایه زندگی هست و اگه این نباشه پایه های دیگه خواهند لرزید.
خانم مهربان
من از اون قسمتی خوشم اومد که گفتید من زن ۲۹ ساله هستم که عقل و درک و شعور داره ...
من به جمله بالا نگاه میکنم و سوال من این هست؛ به چه علت چهار ساعت نشستید تا لباستون خشک بشه بر خلاف میل باطنی شما؟
وقتی شوهرتون چیزی را انکار میکنه و میگه حالت خوب نیست و شما هم به چشمهای ایشون که کجا رو میبینه حساسیت نشون میدین؛ دو تا موضوع اساسی هست
۱. شک هر دو شما به هم از روی بی اعتمادی
۲. کنترل شما دو نفر نسبت به هم بخاطر حس مالکیت تون
از دید من این یک مشکل سیستمی هست و اگر امکانش رو دارید حتما به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا این دو نکته رو باهم کار کنید. اعتماد پایه زندگی هست و اگه این نباشه پایه های دیگه خواهند لرزید.
Forwarded from Deleted Account
سلام
دوستان من ی مشکلی دارم احساس میکنم غیر طبیعیه
تو هر شرایطی باشم
مثلا تو مهمونی تو عروسی تو خیابون
یهو یاد مرگ یکی از عزیزانم میفتم
که اگه بمیره من چ حالی دارم
خودمو دقیقا رو سر جنازه میبینم
خودمو سر خاک میبینی
بی اختیارر گریم میگیره تنگ نفس میشم
و خودمو کنترل نمیکنم
چکار باید بکنم
دوستان من ی مشکلی دارم احساس میکنم غیر طبیعیه
تو هر شرایطی باشم
مثلا تو مهمونی تو عروسی تو خیابون
یهو یاد مرگ یکی از عزیزانم میفتم
که اگه بمیره من چ حالی دارم
خودمو دقیقا رو سر جنازه میبینم
خودمو سر خاک میبینی
بی اختیارر گریم میگیره تنگ نفس میشم
و خودمو کنترل نمیکنم
چکار باید بکنم