Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
610 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

#پیام_ناشناس
کد اختصاصی۸۰
سلام من یه مشکلی با همسرم داشتم در سن خیلی کم۱۵سالگی ازدواج کردم از شهر خودمون به شهر دیگری اومدم واقعا احساس تنهایی میکردم هیچ دوستی نداشتم و در زندگی هم مشکلات زیادی داشتم پارسال خواهرم به شهرستان ما اومدن من در روستای اطراف هستم و خیلی خوشحال شدم چون یه همدمه برام ازون موقع همسرم باهام به مشکل خوردیم من تا وقتی سرم تو کار خودم باشه خونرو تمیز کنم غذا درست کنم به بچم برسم همچی خوب و ارومه فقط کافیه کوچکترین حرفی یا خواهشی داشته باشم شروع جروبحث میشه و کل شش سال گذشته خفه شده بودم الان خواهرم هست میگم بیا بریم خونشون یا باهم با اونا بریم جایی فوری واکنش منفی نشون میدن من واقعا ناراحت میشم هرچی بگم میگه همش زیر سر خواهرته یا میگه قبلا زندگیمون خیلی خوب بوده تمام مشکلمون مال خواهرته در صورتی که اون اصلا دخالتی نمیکنه خیلی خودشو میگیره واقعا ازین سکوت خسته شدم فک میکنه من چیزی نمیگم همچی خوبه درحالی که من خیلی ناراحتم اصلا نارحتیم براش مهم نیست دیگه پیش اون نارحتیمم نمیگم همشو میریزم تو خودم با خودم همش تو تنهایی حرف میزنم درددل میکنم و گریه میکنم واقعا ازین وضع خسته شدم در مورد مشکلمونم حرف بزنم فوری میگه همچی تقصیر توه تو بدی همه مشکلا تقصیر توه منم بحثو تموم میکنم لطفا راهنمایی کنید واقعا خسته شدم از طلاق میترسم و فقط بخاطر بچم تحمل میکنم، خودم ۲۳سالمه، شوهرم ۲۶، بچه ۲ساله داریم نزدیک هفت ساله ازدواج کردم

@HarfBeManBot

درود بانوی صبور و مادر جوان

مشکل شما کاملا قابل لمس و درک هست. شما وقتی که ۱۵ ساله بودید ازدواج کردید یعنی درست در سنی که باید نوجوانی رو تجربه میکردید مسیولیت زن بودن و همسر بودن به شما داده شده و شما رو به یک مرد ۱۸ ساله که حتی خودش تازه از نوجوانی به جوانی وارد شده و نیاز به تجربه داره، دادند. مطمینا هر دو شما از نظر عاطفی هنوز بلوغ کامل نرسیدید. شما که می ترسید مشکلات را بیان کنید و به درون خودتون میر یزید در حالیکه این مشکل مال شما تنها نیست مشکل خانواده کوچک شماست و ایشون که تقصیر رو به شما میدن و یا خواهرتان که جدیدا نزدیک شما شده چون این اقا بلوغ کامل نکرده ‌که تقبل مسیولیت کنه و مهارت حل مشکل ندارند چون در بیرون از سیستم دنبال ریشه مشکلات میگردند. در واقع ایشون می ترسند شما رو از دست بدن اگه خواهرتان رو مسیول تغییرات میبینند و نه اینکه شما در حال بلوغ فکری و عاطفی هستید و این وابستگی رو نمیتونید تحمل کنید. برای من کاملا قابل درک هست که فرهنگ کهنه و اشتباهه زود ازدواج کردن ها که میراث فرهنگی نسلهای گذشته هست امروز با افکار مدرن زنان در عصر ارتباطات و الکترونیک نمیتونه دراز مدت موفق باشه و همخوانی با تغییرات فرهنگی و حقوقی دیگه نداره. و این تغییرات امروز سبب مشکل در خانواده میشه.
از دید من درمانگر راههای متفاوتی میتونه برای حل مشکل شما وجود داشته باشه:
یا میتونید برای حل مشکلات فعلی پیش یک زوج درمان برین و ایشون از بیرون بشنوند که مشکل شما نیستید بلکه مشکل از سیستم و ازدواج زود و نارس شما بود که هنوز شخصیت هر دو شما شکل نگرفته بود و یا اینکه اگه ایشون نمیاد از بزرگترهای خانواده کمک بگیرید ولی به شرط اینکه مشکل رو مخفی نکنید بلکه واقعا بیان کنید.
هر چقدر شما مشکلات رو پنهان کنید و به درون خودتون بریزید به همون اندازه خطر اینکه بیماری افسردگی و روحی بگیرید از طرفی و از طرف دیگه مشکلات شما بیشتر بشه، وجود داره.

اگر این دو امکان برای شما وجود نداره برای ما بنویسید تا با همفکری شما به نکات جدیدی فکر کنیم.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۱
سلام من کاربر 73هستم،متشکرم از مشاورتون ،با همسرم خیلی صحبت کردم میگه من مادرم از همه زندگی مهمتره برام،خود دانی،بقیه خواهر برادزاش هم خبر دارن،که من دوست ندارم خونه،پدریشون باشم،اما اهمیت نداره براشون،چون خودشون حاضر نیستن،از مادرشون نگهداری،کنند،فقط شوهر منه،که قبول کرده،به خدا،دلم هم براش میسوزه،میگم پیرزن،هستش،اما رعایت حالمو نمیکنن،به برادرشوهرم گفتم ،من دوست ندارم تو خونه پدریتون زندگی کنم،اما باعث شد توزندگیم بشتر اشوب شده،حقیقتا،منم میترسم طلاق بگیرم،از ایندم وحشت دارم،خیلی هم،میگم تحمل این سختیها بهتراز اینده نامعلوم هستش،اونم تو جامعه ای که ما زندگی میکنیم،فقط ترس ترس ترس ،وگرنه گفتم از شوهرم متنفرم،خیلی،دیگه طبیعی شده برام،به خدا دیگه اشکی هم ندارم که بیاد،مگه جرات دارم برم پیش مشاوره،از صبح تا شب تو خونه ام،میام تلگرام هم بدشون میاد،،متشکرم از شما بزرگواران

@HarfBeManBot

خیلی ممنون از جواب شما

من واقعا تعجبم میکنم از اینکه زنان کرد ایران این همه در مورد شهامت و شجاعتشون می شنوی ولی وقتی این موارد پیش میاد فقط ترس ترس ترس ..‌

سوال من از شما این هست.
درسته شوهر شما فعلا میگه مادر من از همه چیز مهمتره. و قبول دارم که شما دلسوزید و میخواین از پیر زن مراقبت کنید و از طلاق هم می ترسید چون آینده نامعلومه.
اما چطور به نفرت عادت کردید؟
محتوی زندگی شما چیه؟
چه چیزی به شما دلخوشی برای زندگی میده؟
فکر میکنید اگه برین مشاوره چه اتفاقی میفته؟ اگه از شوهرتان بخواین بیاد با شما مشاوره چه خواهد گفت؟
اگر مادر شما فوت کنه، زندگی شما بهتر خواهد شد؟ انوقت دوباره شوهرتان رو دوست خواهید داشت؟
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۲
سلام بنده خانمی 30ساله هستم با شهوت خیلی زیاد ،حتی این شهوت باعث شده به شوهرم خیانت کنم چندین بار ،حالا دیگه متنفرم از خودم میخوام خود کشی کنم حالم خیلی بده لطفا راهنمایی م کنید ،رابطه جنسی شوهرم حد معمولی هست

@HarfBeManBot

درود به شما

چه مقیاسی برای اندازه گیری شهوت وجود داره؟
حد معمولی رابطه جنسی چقدر هست؟

نیاز جنسی یکی از نیازهای اساسی ما هست. اگر این نیاز شما در رابطه با شوهر شما برطرف نشده و شما هم نتوانستید و نخواستید کنترلش کنید دست به ارضای اون خارج از رابطه زناشویی زدید. شاید این تفکر شما کمکی به نجات رابطه زناشویی شما بود که از بین نره...
چرا از خودتون متنفرید؟ آیا احساس گناه میکنید؟
فکر میکنید چه چیزی با خودکشی بهتر میشه؟ این راه حل مشکل شماست؟

شما اگه واقعا میخواین به چیزی پایان بدین میتونید با یک روانپزشک مشورت کنید و تحت درمان دارویی و روانکاوی مشکل تنوع طلبی رو نگاه کنید تا از زندگی با شوهرتان لذت ببرید و راههایی برای بیشتر کردن رابطه جنسی شما با ایشان به کمک سکسولوژی پیدا کنید.

خودکشی درمان مشکلات نیست.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

کد اختصاصی۸۳

سلام شاگرد اول کلاس و منطقه بودم
سال اول کنکور رو به خاطر اضطراب زیاد باختم خیلی بهم برخورد و دیگه اصلا شرکت نکردم من منتظر روانشناسی بالینی تهران بودم همون سال برای خواهر کوچیکتر از خودم خواستگار اومد شوکه شدم هنوز هیجده ساله بودم که احساس می کردم از عرش به فرش افتادم. که چرا منو ندیدن هر چند خواهرمم جواب رد داد، اما من چند سال تو این فکر بودم . روابط عمومی خیلی خوبی دارم قیافه ی خوبی هم دارم به گفته دیگران،سال نو ودو ازدواج کردم با مردی که از لحاظ ظاهری اصلا به هم نمی آمدیم اما عقده ای بود و اصلا دوسم نداشت می گفت من همین جوریم سرد سرد، روابط جنسی هم خیلی کم . اصلا نگامم نمی کرد یک سال رو به امید اینکه روزی خوب میشه گذروندم اما روز به روز بدتر میشد ازش جدا شدم سه سالی میشه کاری کرد با هام که فکر می کنم اصلا وجود خارجی ندارم تو اینه خودم رو میدیم اصلا زشت نبودم اما اون اینجوری منو میدید فک کنم، مثل همسایه ی غریبه باهام رفتار می کرد. اعتماد به نفس م رو کلا از دست دادم منفی نگر و منفی بافت شدم اصلا به خودم نمی رسم پس انداز می کنم که بعدها محتاج کسی نشم... چیکار کنم روحیه م بهتر بشه.

پاسخ ما:
درود بانو
چندین اصل مهم در این پیام شماست.

اول باورهای شما: کنکور قبول نشدم...
برای خواهرم خواستگار اومد ...
زیبا و خوب هستم دیگران میگن...
شوهرم منو نابود کرد....
دارم پول جمع میکنم....

همه اینها نشون میده که شما انتظاراتی از خودتون دارید که واقع بینانه نیستند. خودتون رو مدام در رقابت میبینید حتی با خواهر خودتون (حس برتر بینی) و با کسی ازدواج کردید که از دید من مثل یک فرار بود از سیستم خانوادگی (رقابت و ثابت کردن به دیگران و اضطراب تنها ماندن) و در آخر فکر میکنید که شوهرتان اعتماد بنفس شما رو نابود کرد‌ در واقع از اول داستان شما اعتماد به نفس کاذب داشتید و به همسری برخورد کردید که احتمالا شبیه شما بوده و بنا به گفته های شما خودشیفته بود و زیبایی شما رو انکار میکرد تا جایی که ساختار باورهای شما رو شکست و شما دوباره مجبور به فرار شدید...

از دید من درمانگر، شما نیاز فوری به روانشناس دارین تا بتونید اولا گذشته ها رو ویرایش کنید و یک تصویر سالم از خودتون بسازید و خودتون رو بپذیرید با تواناییها و ناتوانی های شما تا بتونید وارد یک رابطه سالم بشین.
💫💫💫💫

دوستان جدید که به کانال پیوستند خوش امدید. 🌹

اگه سوالی در هر موردی هست حتما تو پی وی در خدمتم. فقط شماره کیس رو ذکر کنید.
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 pinned «💫💫💫💫 دوستان جدید که به کانال پیوستند خوش امدید. 🌹 اگه سوالی در هر موردی هست حتما تو پی وی در خدمتم. فقط شماره کیس رو ذکر کنید.»
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫💫

مرگهای متفاوتی وجود دارند اما بدترین آن زندگی بدون امید و هدف است.

م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍 #روان_شناسی چیست

روان شناسی علمی است که به بررسی علمی #رفتار و #فرآیندهای_ذهنی می‌پردازد.
🔑منظور از «رفتار» در روان شناسی ، آن دسته از فعالیت‌های جاندار است که بوسیله یک جاندار دیگر یا با دستگاه‌های آزمایشگاهی قابل مشاهده است.

🔑 منظور از «فرآیندهای ذهنی» یعنی آن دسته از فعالیت‌های جاندار که قابل مشاهده مستقیم نیست، ولی می‌توان آن را از روی آثارش در رفتار فرد استنباط کرد.

👈 نمونه‌هایی از رفتار عبارتند از : مطالعه کردن ، راه رفتن، غذا خوردن، دوست داشتن، صحبت کردن ، ورزش کردن ، خوابیدن ، حرف زدن در خواب، گره کردن مشتها و ...

👈 نمونه‌هایی از فرآیندهای ذهنی عبارتند از : حل مسئله ، سبک تفکر ، تغییرات مربوط به حافظه و یادگیری ، ادراک و ...

📌بخشهای مهم و اساسی در روانشناسی:

۱-#تشخیص diagnosis

۲-#فرآوانی- #بسامد frequency

۳- #پریشانی - #ناراحتی distress

۴- #حاکی از -#نشانگر indicative of

۵- #سیستم زندگی system

📌نکات اساسی که با آن در بسیاری موارد روبرو هستیم

۱- #عزت_نفس self-esteem
عزت نفس نشان دهنده ارزیابی احساسی کلی ذهنی فرد از ارزش خود میباشد. این تصمیم فردی به عنوان یک نگرش نسبت به خود است.

۲- #اعتماد_بنفس self-confidence
مفهوم اعتماد به نفس معمولا به عنوان اطمینان خود در قضاوت فردی، توانایی، قدرت و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. اعتماد به نفس از تجربه هایی که فعالیت های خاصی تجربه می شوند افزایش میابد.

۳. #افسردگی Depression

افسردگی یا خمودگی روحی
حدود 20٪ از جمعیت حداقل یک بار در زندگی خود دچار یک نوع افسردگی میگردند و از ان رنج می برند. افسردگی عمیقا کل شخص را در احساسات، تفکر، رفتار و عملکرد های بدن تغییر می دهد.

اختلال دیگری که با تغییرات شدید خلق مرتبط است اختلال #دوقطبیbipolar disorder است که قبلا به عنوان بیماری افسردگی مانی شناخته شده است. کسانی که مبتلا به حالت افسردگی و هیپومانیا یا مانیک هستند، از این‌ حالات رنج می برند.
نشانه های افسردگی
خلق پایین غیر وابسته به شرایط، خلأ درونی و بی حسی، از دست دادن علاقه یا لذت بردن از فعالیت هایی که معمولا لذت بخش بودند، کاهش درایو و یا افزایش خستگی

۴. #وسواس OCD (obsessive compulsive disorder)
اختلال وسواسی اجباری #(OCD) یک اختلال روانشناختی است که بر روی افراد در تمام سنین و حوادث زندگی تأثیر می گذارد و زمانی اتفاق می افتد که فرد در یک چرخه وسواس و اجبار قرار گیرد. وسوسه ها ناخواسته، افکار مزاحم، تصاویر و یا اصرار هایی است که موجب شدت احساسات مضطرب می شوند.

ستودگان +Think💫
Forwarded from اتچ بات
دکتر موریس ستودگان
علل و درمان تنوع طلبی جنسی💫
قسمت اول
Forwarded from اتچ بات
دکتر موریس ستودگان
علل و درمان تنوع طلبی جنسی💫
قسمت دوم
Forwarded from اتچ بات
دکتر موریس ستودگان‌
خلاقیت و خصوصیات افراد خلاق و پرورش آن
بهترین پیشنهاد راه حل گرایی: ساخت راه حلها به همراه مراجع به جای تحلیل طولانی مشکلات او.

ستودگان 💫
Forwarded from Deleted Account
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۹۱

سلام مرد ۳۴ ساله و ۵ ساله ازدواج کردم همسرم ۲۱سال سن دارن و لاغر اندام هستن ومن توی رابطه ی جنسی با همسرم دوست دارم تحقیر بشم ومن به عنوان برده ایشون باشم و فانتزی هایی دارم که دوس دارم ایشون انجام بدن که قبول نمیکنن و تقریبا شاید ۶ ماهی میشه که خود ارضایی دارم و زنم اینو میدونه سوال ؛آیا من بیمارم و باید درمان بشم یا همسرم باید به علایق من احترام بزارن و فانتزی هامو انجام بدن اگه سکس تراپ هم باشه حاضرم مراجعه کنم چون تو زندگی خیلی تاثیر گذاشته در ضمن همسرم تا حدی انجام میدن ولی میگن انتظاراتت خیلی بالاست ومن نمیتونم انجام‌ بدم ولی من با این افکار زن گرفتم ونمیتونم بدون این فانتزیا زندگی کنم
با تشکر

پاسخ شما از دکتر ستودگان

داده ها کمه و کافی نیست حدس و گمان ها زیاده در این موارد و درجات مختلفی داره و حتما به یک سکس تراپیست رجوع کنید که بتونه مشکل شما رو حل بکنه و مشکل شما قابل حل و درمان هست
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۶
سلام من نامزدم بیکاره
میخام ازهم جدابشیم لطفاکمکم کنید

@HarfBeManBot

درود
چه کمکی نیاز دارید؟ شما تصمیم گرفتید جدا بشین.
سوالتون‌ چیه؟

بیکاری فقط دلیل بر پایان دادن یک رابطه نمیشه. مشخص کنید که اهدافتان از رابطه چی هست. چه انتظاری از شخص مقابل و از خودتون دارید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۷
درود. وقتتون بخیر
من چند سال پیش بر اثر یه اتفاق یکی از چشمامو از دست دادم و الان پروتز کردم
تو این سالها خیلی درد کشیدم. خیلی شکنجه شدم.
از جمع گریز شدم. نمیتونم به باور کنم که چشمم دیگه نمیبینه
کاملا منزوی شدم. بیشتر اوقات تنهایی میشینم و فقط گریه میکنم

از خدا خیلی رنجش دارم بابت اتفاقی که برام افتاد. درکش برام غیر قابل تحمله
دلم نمیخواد هیچکس نگام کنه. همیشه ترس و استرس دارم. سردرد و خشم.
هیچ چیزی نمیتونه خوشحالم کنه. از دست دادن چشمم خلاء بزرگی تو زندگی و روحیه ام ایجاد کرد که هیچوقت پر نمیشه
وقتی عکسای گذشته م رو نگاه میکنم دلم میخواد خودکشی کنم. واقعا دارم عذاب میکشم.نمیتونم با این شرایط
کنار بیام. لطفا کمکم کنین.
متاهل هستم و یک پسر دارم. شرایط زندگیم خوبه.همسرم ایده آله. اما من اصلا حال خوشی ندارم. هر بحث کوچکی که پیش بیاد احساس میکنم بخاطر نقص عضوم هست.
به آخر خط رسیدم. لطفا راهنماییم کنین

@HarfBeManBot

درود دوست عزیز

موقعیت شما کاملا قابل درک هست. خشم شما قابل درک هست و از اینکه نمیتونید پذیرش کنید اینهم قابل درک هست چون باید از اول جراحی با یک‌روانشناس آماده سازی میشدید و تصمیم می گرفتید و قدم به قدم همراهی میشدید.
اول اینکه تراوما دارید از این مسئله و هر بار تو اینه نگاه میکنید تمام خاطرات برای شما flash back یا تداعی خاطر میشه که نیاز به یک روانشناس خوب دارید تا ارزش ها رو بازتاب کنید. چون برای یک کاستی عضوی نباید زندگی رو زیر سوال برد و به خودکشی فکر کرد بلکه باید مهارت پذیرش رو بهینه کرد.

ولی چیزی که بسیار عالی گفتید یک همسر ایده آل و ی زندگی خوب همراه پسرتون هست. خوشحال کننده هست که منابع مثبت شما زیاد هستند.

در کل عکسالعمل شما کاملا قابل درک هست چون بی عدالتی احساس میکنید. خواهش میکنم به ی روانشناس خوب مراجعه کنید تا بتونید روی تراوما و بعد پذیرش کار کنید.

سپاس از شما و اگه سوالی داشتید در خدمتم.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان

#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۸
سلام ۱۹ سالمه من عاشق یه پسری شدم یه مدت باهم حرف زدیم بعد بهم گف دوست ندارم همش دروغ بود جدا شدیم خیلی دوسش داشتم بعدا همینجوری حرف میزدیم که دعوا کردیم منو بلاک کرد فهمیدم بعدا دوست دختر داره بعد که جدا شدن پیج اینستاشو باز کرد الان با کسی دوست نیس و از بلاکم درم آورده فک میکنم دوستم داره نمیدونم یه پسر افتاده بود دنبالم باهاش دعوا کرده بود میگم دوسم داری میگه نه ولی من باورم نمیشه
چطور بفهمم که واقعا دوسم داره یا نه
الان من با یه پسر دیگه دوست شدم. قصدش جدیه میخاد باهام ازدواج گنه ولی اونو نمیتونم فراموش کنم چیکار کنم من؟

@HarfBeManBot

درود خانم محترم

شما از ما سوال کردید چطور بفهمم آقا پسر دوستم داره.

جواب من: ایشون گفتند شما رو دوست نداره. چرا چیزی که هست رو قبول نمی کنید و میخواین به میل خودتون حقیقت جدید بسازید؟

ایشون میگن شما رو دوست ندارن و اینکه شما دو نفر رو همزمان دوست دارید تو امبی والنس موندید و ربطی به اون آقا نداره. ولی در کل شما مشکل تصمیم گیری دارین و نمیتونید قبول کنید که این شخص رو نتوانستید بدست بیارین. از دید من به اون چیزی که فعلا جدی هست و مشخص هست تکیه کنید و به داستان سازی در ذهن خودتون نپردازید.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۸۹
سلام نزدیک به چند سالی هست دچار مشکل روحی هستم ترسها و اظطرابها مثل خوره افتاده به جونم من زندگیم فراز و نشیب زیادی داشته زود ناراحت میشم از اطرافیانم فاصله میگیرم جاهای شلوغ زیاد دوست ندارم در کل مثل قبل نیستم سردرد من چیا هستم ۳۰ ساله مرد متاهل .

درود
دوست بزرگوار تا حالا به روانپزشک مراجعه کردید چون اضطرابها و ترس ها با این شدت که زندگی روزمره شما رو مختل کنه طبیعتا پیشرفت زیادی کرده و میبایست خیلی قبل تر درمان میشد.اگر دارو مصرف میکنید باید حتما در کنارش با روانشناس صحبت داشته باشید تا رفتار شما رو مثل زود رنجی و گوشه گیری تصحیح کنید. این رفتارها میتونه ناخودآگاه اخاذی احساسی از دیگران باشه و دراز مدت شما رو تنهای تنها میکنه.
به همین سبب اگر تاکنون اقدام جدی برای درمان این اضطراب و ترس نکردید حتما به یک روانپزشک مراجعه کنید.

سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۹۲

سلام حدود پنج سالی میشه از یک ادم شلوغ هیجانی و سرخوش تبدیل به یک ادم ترسو محتاط عصبانی مظطرب شدم که از شلوغی پرهیز میکنم از شروع زلزله هم تا حالا تو شهرهای زلزله زده با تیمهای خیرین کار میکنم زیاد با مریضها معلولها فقرا سروکار دارم الان کم کم دارم اذیت میشم از این حال خودم دوست دارم خودم باشم نه اونی که الان هستم لطفا راهکاری بهم بدین

@HarfBeManBot

درود بزرگوار

تغییرات در انسانها در طول عمر صورت میگیرند‌. طبیعتا همه ما تغییر میکنیم. این تغییرات گاهی علل دارند مثل از دست دادن شخصی و یا ترک محل زندگی یا از دست دادن کار و نرسیدن به اهداف و غیره... و اگه در جوانی انرژی بیشتری داشتید و الان در سنینی هستید که آن انرژی وجود نداره میتونه طبیعی باشه ولی از اینکه گوشه گیری و ترسو و محتاط و مضطرب شدید ممکن هست یکی از انواع دپرسیون (افسردگی) و یا شروع یک وسواس فکری باشه. اگر قبلا وسواس عملی داشتید که این امکان بیشتر میشه. البته فقط یک حدس هست با داده های کم شما و میتونه اینطور نباشه.
برای اینکار نیاز به پرسشنامه و تست هایی هست که حضوری با یک روانشناس میتونید اینکار رو انجام بدین.

از اینکه به دیگران در مناطق جنگی کمک میکنید بسیار عالی هست ولی به خودتون هم کمک کنید و با یک روانشناس حضوری مشورت کنید.

سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:

#پیام_ناشناس با کد ۹۴
سلام،خسته نباشید،من برای آموزش،رانندگی ثبت نام کردم،کلاس مقدماتی تئوری و بانمره30قبول شدم،الان 5جلسه شهری دارم میرم ولی انقد استرس و وحشت دارم که هیچیو یاد نمیگیرم وتو ذهنم نمیمونه،لطفا راهنماییم کنید چطوری مسلط بشم و برترس و استرس و دلهره غلبه کنم،ممنون میشم زودتر پاسخ بدید چون 7جلسه دیگه تمومه وامتحان میگیرند،سپاس

@HarfBeManBot

دوست بزرگوار

ترس ها اموخته شده یا بر اثر تجربه هستند. روشهای متفاوت وجود داره مثل تصویر سازی مثبت. همینجا پیام گذاشتیم صوتی لطفا گوش کنید.
از خودتون سوال کنید از چه چیزی دقیقا میترسید؟
اگه تجربه بدی دارید در تصویر سازی مثبت به همون تجربه سعی کنید تا جایی که اتفاق بد افتاده فیلم اون اتفاق رو کات کنید و ادامه رو در تصورتون یک فیلم خوب براش بسازید. و اون فیلم جدید رو مدام تکرار کنید تا فیلم قبلی کمرنگ بشه در ذهن شما. کمک زیادی میکنه.
اگه کلا شخص اضطرابی هستید به یک روانپزشک مراجعه کنید.

سپاس
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
دکتر موریس ستودگان:
#پیام_ناشناس
کداختصاصی ۹۰
سلام من متاهل هستم تا حالا باچندین نفر رابطه نامشروح داشتم ،الان دیگه میخوام واقعا توبه کنم ،ولی یکی از این ها خیلی بهم فشار اورده و تهدیدم میکنه که ابرویم رو میبره ،بخدا میخوام خودکشی کنم تو رو خدا بگید چکار کنم خیلی میترسم زندگیم رو از دست بدم

@HarfBeManBot

درود
از دید من مشکل شما در چندین مقطع متفاوته.

یکی از مقاطع مشکل شما که شما رو تهدید میکنند به ابروبری حقوقی هست که همکار ما به این قسمت حقوقی در انتها جواب داده اند.


مقطع بعدی روانشناسی هست که تنوع طلبی (مشکل دوم) شما که از نیاز شما سرچشمه میگیره مطمینا با توبه (مقطع دینی) قابل درمان نیست و احتمالا اگر میتونستید این نیاز و هیجان ناشی از اون رو کنترل یا سرکوب کنید در زمان تعهد هیچوقت به این روابط که شما رو تا حد خودکشی ببره (مشکل سوم) تن نمیدادید. و طبیعتا خودکشی شما ناشی ار ترس و اضطراب (مشکل چهارم) و عذاب وجدان احتمالا بخاطر خیانت (مشکل پنجم) هست.

از دید روانشناسی شما نیاز فوری به یک روانشناس دارید تا بتونید از طرفی ارام بشید و یاد بگیرید هیجانات رو کنترل کنید و به زندگی خودتون ادامه بدین.

اگه فرصت داشتید به پیامهای صوتی تنوع طلبی ۱ و ۲ گوش بدین که شاید به علت عمل شما اگاه بشید و میتونه کمک کنه.


جواب بخش حقوقی سوال از خانم قادر پور

مطابق ماده 669قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات هرکس دیگری تهدید به ائجام عملی یا ترک فعلی ..... ویا به ضرر نفسی مالی یا شرافتی ....تهدید کند به تحمل 74 ضربه شلاق ،6ماه حبس الی 2سال محکوم می شود.
لازم است به عرض برسانم که تهدید امری نسبی است ممکن در برخی شرایط تهدید نباشد اما در مورد مسایل شرافتی قطعا تهدید است و سوال کننده محترم باید از طریق مراجع قضایی برای پیگیری موضوع اقدام کنند.
یک نکته در قانون مجازات اسلامی تهدید در فضای مجازی را دلیل به شمار نیاورده است بلکه آن را اماره می داند اما مطابق وحدت رویه که جدیدا تصویب شده است تهدید در فضای مجازی نیز در صورت احراز شرایط آن توسط پلیس فتا و مقام قضایی می تواند مرجع صدور حکم قرار گیرد
نتیجتا باید حتما تهدید شونده از طریق مراجع قضایی اقدام نموده و به تشویش وارده در این خصوص پایین دهد.
💫💫💫

زیاد در خاطرات دیگران، کنجکاوی نکنید. در خاطرات هر شخص، چیزهایی هست که حتی می ترسد آنها را برای خودش آشکار کند.

داستایوفسکی