Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫
قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception
👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.
🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.
👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....
این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.
🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.
🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
قسمت پنجم (1): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
در واقع مکانیزم های مشابه در اینجا استفاده میشوند وقتی کسی طرف مقابل را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد. Rainer Sachse در کتاب خود "خود فریبی و اخاذی" این بازی در تعامل ها را توضیح میدهد. اسم کتاب
Manipulation and Self-deception
👈 بازی-فاصله گرفتن
شخص سعی میکند نهایت فاصله را در تعامل داشته باشد. به سوالها جواب ندهد و خود را cool سرد نشان بدهد. بی توجهی میکند و یا حتی بی احترامی. این رفتار را عملا به نمایش می گذارد. و با احساس شخص در تعامل ینگونه بازی میکند. افراد خاصی با طرحواره های بخصوصی به این افراد پناه می آورند.
🔻 چه هدفی چنین شخصی دارد؟
کسی که فاصله میگیرد توجه دیگران را جلب میکند. طرف مقابلش فکر میکند چه چیزی در اینجا میتواند باشد که او عدم توجه نشان میدهد. و مراقب میشود که مبادا با رفتارش فاصله بیشتر شود غافل از اینکه شخص اخاذ هدف خاصی دارد. جلب توجه بیشتر.
🔻 آیا این رفتار خطرناک یا آزاردهنده است؟
ما اینگونه یاد گرفته ایم اگر کسی مشکلی دارد به سکوت بسنده میکند و در خود فرو میرود اگر نمی خواهد در یک تعامل سترس زا وارد شود. این رفتار میتواند در فرد مقابل که اخاذی میشود احساس مزاحمت ایجاد کند.
اگر شخصی این سکوت را اسلحه رفتاری در تعاملات کند و بعد از هر بحث و جدلی ساعتها سکوت کند میتواند در رابطه اختلال ایجاد کند. دراز مدت این افراد میتوانند بروی اعتماد به نفس شخص مقابل خود اثر منفی بگذارد.
👈 بازی شخص کنترل گر قانون گزار
اشخاصی که مدام انتظارات غیر معقولشان را از شخص مقابل در رابطه بیان میکنند به نحوی که آن را حق خود میدانند و به طرف مقابل احساس گناه میدهند و یا برآورده نکردن انتظارات خود را جزو عدم علاقه و مهر میدانند.
انها در رابطه میگویند که رفتار شخص مقابل حتی چگونه باید باشد. با گذاشتن قوانین جدید در رابطه برای خود منافعی را از روی خودخواهی در نظر میگیرد بدون آنکه به احساس طرف مقابل دقتی کند.
مثلا: من میخواهم که تو ...
یا اگر من آمدم تو منزل نبودی پس....
این افراد فکر میکنند که آنها حق دارند و اینگونه اخاذی احساسی میکنند و روی شخص متقابل سعی بر تاثیر گذاری دارند. آنها انتظار دارند که از خواسته ها و انتظارات آنها میبایست در یک رابطه پیروی شود چرا که خود را بهتر و بخصوص میبینند. در واقع آنها فقط خودخواه و خودبین و خود بزرگ بین هستند.
🔻هدف از این اخاذی چیست؟
اخاذگران میخواهند اطرافیان بنا به خواسته آنها عمل کنند با این تصور که آنها بهتر میدانند و عاقل تر هستند. و اینگونه قدرت را به خود اختصاص میدهند و کنترل بر موقعیت دارند. اینگونه افراد در تعامل را در تنگنا میگذارند و به هدف خود می رسند. با این رفتار اشخاص متقابل در تعامل با اخاذان نمیتوانند دیگر خلاف قوانین اخاذ عمل کنند و خود را کاملا مطیع نشان میدهند.
🔻این خطرناک یا بی خطر است؟
کسی که در رابطه قاعده ای وضع میکند از صحت آن مطمین است. این میتواند آزاردهنده شود اگر کسی همیشه حق به جانب باشد.
اگر میخواهیم بدانیم که شخص قصد اخاذی دارد یا خیر کافیست با یک قاعده او مخالفت کنیم. مثلا بگوئیم من با این نکته مخالف هستم و یا نظر دیگری دارم. خواهید دید که شخص اخاذ چگونه عکسالعمل نشان میدهد. اگر به خواسته شما احترام گذاشت که هدف او اخاذی نیست ولی اگر با دلیل و بهانه سعی میکند قدرت خود را نشان دهد و شما را قانع کند که حق با توست و به شما قدرتی برای رابطه نمیدهد مطمینا یک کنترل گر اخاذ میباشد. این در واقع سم رابطه میباشد و به درازا نخواهد کشید.
بسیاری از افراد در تعاملات از سر راه اخاذ بدنام کناره گیری میکنند و خود را در گیر چالش ها نمیکنند.
Forwarded from Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 (دکتر موریس ستودگان)
💫💫💫💫
قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.
🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.
🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.
👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.
🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.
🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.
👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.
🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.
🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان
قسمت پنجم (2): در مورد تاثیر گذاری یا اخاذی احساسی Manipulation
🔸الگوی اخاذی احساسی در تعامل ها
ترجمه: دکتر موریس ستودگان از روانشناسی امروز المانی چاپ نوامبر ۲۰۱۸ از Anne Otto و Alexandra Bielecke
👈 بازی خوک بیچاره (نقش قربانی)
بسیاری در رابطه وانمود به درماندگی میکنند تا به هدف خود برسند. آنها مدام غر میزنند و گله مند هستند که سترس درد و یا مشکلات فراوان دارند. آنها اغلب با ابراز درماندگی از زیر کارها شانه خالی میکنند و در پشت این هدفی مخفیست.
🔻 هدف از این بازی چیست؟
هر کسی اه و ناله کند طبیعتا بیشتر توجه بدست میآورد. و با درماندگی خود طرف مقابل را زیر فشار قرار میدهند، به او احساس گناه میدهند. و یا مسیولیت تقبل کاری را اینگونه به دوش دیگری میگزارد تا خودش از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. با این ابراز درماندگی معمولا جلب توجه کرده و همچنین مسئولیتی به عهده نمیگیرد و این نوعی اخاذی و تاثیر گذاری و سو استفاده در تعامل محسوب میشود.
🔻آیا این بازی مضر است؟
این بازی میتواند شخص مقابل را زیر فشار شدید و احساس گناه بگذارد. شخص میتواند فکر کند که برای رابطه به اندازه کافی انرژی نمی گذارد و کم کاری میکند.
روش مقابله این است که به شخص اخاذ و درمانده مسیولیت بدهیم؛ مثلا بگوئیم تو امتحان کن این کار را و اگر موفق نشدی من کمک خواهم کرد...
مراقب باشید کسی که خوک درمانده خود را وانمود میکند میتواند بسیار سرسخت و مقاوم باشد و از مسئولیت بگریزد. ما باید مداوم پافشاری کنیم.
👈 بازی قاتل ملوس
در این نوع بازی و رابطه شخص اخاذ با وانمود کردن به مثبت بودن مدام به داشته های خود می نازد. خانه من، ماشین من، کار من، پول من...
و وانمود به خوشبختی میکند، چقدر قدرت تغییر در خود میبیند، چقدر با هوش و مهار خود را می پندارد و خود را مدام با دیگران در کفه ترازو مقایسه می گذارد.
🔻 هدف در این بازی چیست؟
این اشخاص میخواهند اینگونه برای خود شخصیت سازی کاذب بکنند و دیگران از او تعریف کنند و او را بزرگ ببینند. و با این شخص مقابل خود را کوچک و ناتوان می پندارد. اینگونه میتوانند قاتلان ملوس اخاذی خود را عملی کنند و شخص مقابل قدرت انتقاد از او را نخواهد داشت.
🔻 آیا این بازی عواقب بدی دارد؟
اینگونه اخاذان که به قاتلان ملوس معروفند معمولا بیشتر از آنچه که هستند وانمود میکنند. آنها عزت نفس پایینی دارند.
کافیست با کمی شوخی و خنده حرف های آنها را نسبی کنیم و انتقاد خود را بلند تر از آنها بگوئیم. و به او نشان دهیم که او فقط قهرمان داستان نیست. به او یادآور شویم که با بزرگ کردن خود شخص مقابل را در تنگنا می گذارد و یا حتی کوچک میکند.
اگر گفته های شما در رفتار این اشخاص در تعامل مورد توجه قرار گرفت، پس او را بازتاب کردید و در غیر اینصورت از مسیر حرکت او خارج شوید و او را به ادامه راه خود واگذار کنید.
ما در واقع به بازی ادامه نمی دهیم.
👈 بازی احمقانه
یک بازی معمول میان جفت ها. دوستان و همسایه ها. در این بازی ما دیگران را در زندگی روزمره با تعریف و تمجید در هاله نور بهتری میگذاریم و اظهار میکنیم که او چیزی را بهتر از ما میداند.
مثلا؛
به همسر؛ تو در شستن ظرفها تمیزتر و بهتر از منی
به همسایه: باغچه شما خیلی بهتر از ماست.
به دوستان: دستپخت تو از من خیلی بهتر است.
اینگونه جمله ها در زندگی روزمره در واقع دیگران را بهتر جلوه میدهد اما هدفی پشت این بازیست.
🔻 هدف مخفی این اخاذی اگاهانه چیست؟
با استراتژی احمقانه افراد اخاذ سعی میکنند با اینکه رابطه خوبی با شخص مقابل دارند کارهایی که خودشان دوست ندارند را به عهده دیگران بگزارند. با یک احساس مخلوط از تعریف و تملق افراد را وادار به تقبل کارهای نامحبوب خود میکنند.
🔻آیا این برای رابطه مضر است؟
معمولا در زندگی روزمره براحتی میتوان این گونه اخاذی ها و استراتژی ها را شناخت و اغلب با شوخی مقابله کرد. افرادی که در ابتدا رابطه هستند و سعی بر این دارند که رابطه را بسازند باید مرزها را مشخص کنند و اجازه اخاذی ندهند.
پایان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
👈نکاتی در مورد DSM-5
دیاسام-۵ (DSM-5) (که قبلاً به عنوان DSM-V شناخته می شدهاست) نسخه پنجم برنامه ریزی شده از انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) است و در واقع یک راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است. DSM-5 در ماه مه سال ۲۰۱۳ انتشار یافت و جایگزین DSM-IV که آخرین بار در سال ۲۰۰۰ تجدید نظر شدهاست، شد. برای دور شدن از سیستم طبقه ای (مطلق) و نزدیک شدن به سیستم ابعادی (پیوستاری) اولین قدم را DSM-5 برداشته است به این صورت که یک رویکرد ابعادی به اختلالات روانی پیش میگیرد اما نه همهجا . به عقیدۀ نویسندگان DSM-5، در بسیاری موارد، اختلالاتِ مجزا اصلاً مجزا نیستند، بلکه عارضههایی مرتبط به هم هستند که روی یک پیوستارِ رفتار قرار دارند. در این وضعیت، بعضی عارضهها سمپتومهای خفیف را نشان میدهند و بعضی دیگر بسیار شدیدتر هستند. برای مثال، اختلالات دوقطبی را به صورت یک پیوستار در نظر بگیرید. درمانجویان ممکن است با مجموعه سمپتومهایی به درمانگران مراجعه کنند که از خفیف (سیکلوتیمیا) شروع میشوند، از متوسط (دوقطبیِ II) عبور میکنند، و به شدیدتر (دوقطبیI) ختم میشوند.
برای بسیاری از اختلالات هنوز DSM5از سیستم طبقاتی (مطلق) استفاده میکند اما برای بسیاری دیگر، از جمله سؤمصرف مواد، اوتیسم، و اسکیزوفرنی، رویکرد طیفی را به کار میبرد (توجه داشته باشید که رویکرد پیوستاری (continuum)، ابعادی(dimensional)، و طیفی (spectrum) مترادف هستند). استفاده از رویکرد طیفی به روانشناسان اجازه میدهد اختلالات روانی را روی یک پیوستارِ شدت در نظر بگیرند. با این کار،DSM -۵ امیدوار است پایایی، روایی، و فایدۀ بالینی در آینده افزایش یابد (کاربرد، سودمندی، یا فایدۀ بالینی یعنی مفید بودن سیستم تشخیصی برای پزشکان و روانشناسانی که فعالیتهای ”بالینی“ انجام مى دهند).
یکی از انتقادات عمده که به نسخه های قبلی DSM وارد مى شد این بود که در آنها طبقه بندی تفکیکی (افتراقی) اختلالات شفافیت نداشت. مثلاً، تحقیقات نشان مى دهند که برای بسیاری از اختلالات، تمایز بین سمپتومهای عمده و سمپتومهای خفیفتر، به ”درجه“ ربط دارد نه به ”نوع“. علاوه بر آن، بسیاری از اختلالات روانی کاموربید هستند (یعنی به همراه هم روی مى دهند). علاوه بر آن، سمپتومهای یک اختلال معمولاً با سمپتومهای اختلالات دیگر همپوشانی دارند. این حقایق باعث شده اند این سئوال پیش آید که اختلالات روانی را بهتر است به صورت طبقاتی (مطلق) دستهبندی کرد یا به صورت ابعادی (پیوستاری).
حرکت DSM-5 به سمت درجهبندیهای ابعادی (پیوستاری) و ارایۀ معیارهای تشخیصی پیوستاری، هرچند به صورت آزمایشی (مثلاً، در مورد اختلالات شخصیت) و فقط در مورد بعضی اختلالات (مثلاً، اوتیسم، اسکیزوفرنی)، تلاشی است برای حل این مشکل (هرچند هنوز از DSM-5 ایراد گرفته میشود که رویکرد پیوستاری (ابعادی) را فقط در مورد بعضی اختلالات به کار برده است).
1⃣▶️6⃣
👈نکاتی در مورد DSM-5
دیاسام-۵ (DSM-5) (که قبلاً به عنوان DSM-V شناخته می شدهاست) نسخه پنجم برنامه ریزی شده از انجمن روانپزشکی آمریکا (APA) است و در واقع یک راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی است. DSM-5 در ماه مه سال ۲۰۱۳ انتشار یافت و جایگزین DSM-IV که آخرین بار در سال ۲۰۰۰ تجدید نظر شدهاست، شد. برای دور شدن از سیستم طبقه ای (مطلق) و نزدیک شدن به سیستم ابعادی (پیوستاری) اولین قدم را DSM-5 برداشته است به این صورت که یک رویکرد ابعادی به اختلالات روانی پیش میگیرد اما نه همهجا . به عقیدۀ نویسندگان DSM-5، در بسیاری موارد، اختلالاتِ مجزا اصلاً مجزا نیستند، بلکه عارضههایی مرتبط به هم هستند که روی یک پیوستارِ رفتار قرار دارند. در این وضعیت، بعضی عارضهها سمپتومهای خفیف را نشان میدهند و بعضی دیگر بسیار شدیدتر هستند. برای مثال، اختلالات دوقطبی را به صورت یک پیوستار در نظر بگیرید. درمانجویان ممکن است با مجموعه سمپتومهایی به درمانگران مراجعه کنند که از خفیف (سیکلوتیمیا) شروع میشوند، از متوسط (دوقطبیِ II) عبور میکنند، و به شدیدتر (دوقطبیI) ختم میشوند.
برای بسیاری از اختلالات هنوز DSM5از سیستم طبقاتی (مطلق) استفاده میکند اما برای بسیاری دیگر، از جمله سؤمصرف مواد، اوتیسم، و اسکیزوفرنی، رویکرد طیفی را به کار میبرد (توجه داشته باشید که رویکرد پیوستاری (continuum)، ابعادی(dimensional)، و طیفی (spectrum) مترادف هستند). استفاده از رویکرد طیفی به روانشناسان اجازه میدهد اختلالات روانی را روی یک پیوستارِ شدت در نظر بگیرند. با این کار،DSM -۵ امیدوار است پایایی، روایی، و فایدۀ بالینی در آینده افزایش یابد (کاربرد، سودمندی، یا فایدۀ بالینی یعنی مفید بودن سیستم تشخیصی برای پزشکان و روانشناسانی که فعالیتهای ”بالینی“ انجام مى دهند).
یکی از انتقادات عمده که به نسخه های قبلی DSM وارد مى شد این بود که در آنها طبقه بندی تفکیکی (افتراقی) اختلالات شفافیت نداشت. مثلاً، تحقیقات نشان مى دهند که برای بسیاری از اختلالات، تمایز بین سمپتومهای عمده و سمپتومهای خفیفتر، به ”درجه“ ربط دارد نه به ”نوع“. علاوه بر آن، بسیاری از اختلالات روانی کاموربید هستند (یعنی به همراه هم روی مى دهند). علاوه بر آن، سمپتومهای یک اختلال معمولاً با سمپتومهای اختلالات دیگر همپوشانی دارند. این حقایق باعث شده اند این سئوال پیش آید که اختلالات روانی را بهتر است به صورت طبقاتی (مطلق) دستهبندی کرد یا به صورت ابعادی (پیوستاری).
حرکت DSM-5 به سمت درجهبندیهای ابعادی (پیوستاری) و ارایۀ معیارهای تشخیصی پیوستاری، هرچند به صورت آزمایشی (مثلاً، در مورد اختلالات شخصیت) و فقط در مورد بعضی اختلالات (مثلاً، اوتیسم، اسکیزوفرنی)، تلاشی است برای حل این مشکل (هرچند هنوز از DSM-5 ایراد گرفته میشود که رویکرد پیوستاری (ابعادی) را فقط در مورد بعضی اختلالات به کار برده است).
1⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍اختلالات رشدی – عصبی
Neurodevelopmental Disorders
👈ناتوانیهای عقلانی:
1. ناتوانی عقلانی (اختلال عقلانی رشدی)،
2. تأخیر رشدی کلی
3. ناتوانی عقلانی نامشخص
👈اختلالات ارتباط:
1. اختلال زبان
2. اختلال صدای گفتار
3. اختلال فصاحت گفتار (لکنت زبان)، 4. اختلال ارتباط اجتماعی(عملی)
5. اختلال ارتباط نامشخص
👈اختلال طیف اوتیسم
👈اختلال کاستی توجه/بیش فعالی:
1. اختلال کاستی توجه/بیش فعالی
،2. اختلال کاستی توجه/بیش فعالی مشخص دیگر
👈اختلال یادگیری خاص
👈اختلال حرکتی:
1. اختلال هماهنگی رشدی
2. اختلال حرکات قالبی
3. اختلالات تیک،
4. اختلال تیک مشخص دیگر
5. اختلالهای رشدی عصبی دیگر
📌نکته: DSM-5 شدت اختلال طیف اوتیسم را بر اساس نقص های موجود در ارتباط اجتماعی، و روند رفتارهای محدود و تکراری تعیین می کند و برای آن سه سطح در نظر می گیرد:
سطح ۱: نیازمند حمایت “requiring support”
سطح ۲: نیازمند حمایت زیاد “requiring substantial support” سطح ۳: نیازمند حمایت بسیار زیاد “requiring very substantial support”
📌نکته : در DSM-5 اختلال یادگیری به اختلال یادگیری خاص تغییر نام و ماهیت داده، و اختلال خواندن، اختلال نوشتن، و اختلال ریاضی، که هر یک قبلاً یک اختلال مستقل و مجزا محسوب می شد، اکنون به عنوان یک اسپسیفایر در اختلال یادگیری خاص گنجانده شده اند. یعنی، از این به بعد اختلالی به نام اختلال خواندن، اختلال نوشتن، یا اختلال ریاضی نخواهیم داشت. مثلاً، از این به بعد، روانپزشکان یا روان شناسان بالینی نخواهند گفت که این کودک به اختلال خواندن (دیسلکسیا) مبتلاست، در عوض خواهند گفت که به اختلال یادگیری خاص با اسپسیفایر دیسلکسیا مبتلاست.
📌نکته : حذف اختلال آسپرگر، اختلال رت، و اختلال تجزیۀ کودکی و اضافه شدن اختلال طیف اوتیسم در DSM-5 .
2⃣▶️6⃣
Neurodevelopmental Disorders
👈ناتوانیهای عقلانی:
1. ناتوانی عقلانی (اختلال عقلانی رشدی)،
2. تأخیر رشدی کلی
3. ناتوانی عقلانی نامشخص
👈اختلالات ارتباط:
1. اختلال زبان
2. اختلال صدای گفتار
3. اختلال فصاحت گفتار (لکنت زبان)، 4. اختلال ارتباط اجتماعی(عملی)
5. اختلال ارتباط نامشخص
👈اختلال طیف اوتیسم
👈اختلال کاستی توجه/بیش فعالی:
1. اختلال کاستی توجه/بیش فعالی
،2. اختلال کاستی توجه/بیش فعالی مشخص دیگر
👈اختلال یادگیری خاص
👈اختلال حرکتی:
1. اختلال هماهنگی رشدی
2. اختلال حرکات قالبی
3. اختلالات تیک،
4. اختلال تیک مشخص دیگر
5. اختلالهای رشدی عصبی دیگر
📌نکته: DSM-5 شدت اختلال طیف اوتیسم را بر اساس نقص های موجود در ارتباط اجتماعی، و روند رفتارهای محدود و تکراری تعیین می کند و برای آن سه سطح در نظر می گیرد:
سطح ۱: نیازمند حمایت “requiring support”
سطح ۲: نیازمند حمایت زیاد “requiring substantial support” سطح ۳: نیازمند حمایت بسیار زیاد “requiring very substantial support”
📌نکته : در DSM-5 اختلال یادگیری به اختلال یادگیری خاص تغییر نام و ماهیت داده، و اختلال خواندن، اختلال نوشتن، و اختلال ریاضی، که هر یک قبلاً یک اختلال مستقل و مجزا محسوب می شد، اکنون به عنوان یک اسپسیفایر در اختلال یادگیری خاص گنجانده شده اند. یعنی، از این به بعد اختلالی به نام اختلال خواندن، اختلال نوشتن، یا اختلال ریاضی نخواهیم داشت. مثلاً، از این به بعد، روانپزشکان یا روان شناسان بالینی نخواهند گفت که این کودک به اختلال خواندن (دیسلکسیا) مبتلاست، در عوض خواهند گفت که به اختلال یادگیری خاص با اسپسیفایر دیسلکسیا مبتلاست.
📌نکته : حذف اختلال آسپرگر، اختلال رت، و اختلال تجزیۀ کودکی و اضافه شدن اختلال طیف اوتیسم در DSM-5 .
2⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍اختلالات طیف اسکیزوفرنی و سایر اختلالات روان پریش
Schizophrenia Spectrum and Other Psychotic Disorders
🔻۱. اختلال اسکیزوتایپی(شخصیت)
🔻۲. اختلال هذیانی
🔻۳. اختلال روانپریشی کوتاه مدت
🔻۴. اختلال اسکیزوفرنیفرم
🔻ه. اسکیزوفرنی
🔻۶. اسکیزوافکتیو
🔻۷. اختلال روانپریشی ناشی از مواد/دارو
🔻۸. اختلال روانپریشی ناشی از بیماری جسمی
🔻۹. کاتاتونی:
الف) کاتاتونی مرتبط با سایر اختلالات روانی
ب) کاتاتونی ناشی از بیماری جسمی
ج) کاتاتونی نامشخص
🔻۱۰. سایر اختلال های طیف اسکیزوفرنیا و اختلال های روان پریشی دیگر
🔻۱۱. اختلال طیف اسکیزوفرنیا نامشخص و سایر اختلال های سایکوتیک
📌نکته : حذف اسکیزوفرنی نوع آشفته و پارانویید
📍اختلالات دوقطبی و اختلالات مربوط
Bipolar and Related Disorders
🔻۱. اختلال دو قطبی نوع ۱
🔻۲. اختلال دو قطبی نوع ۲
🔻۳. اختلال ادواری خو
🔻۴. اختلال دو قطبی ناشی از مواد / دارو
🔻۵. اختلال دو قطبی ناشی از بیماری های جسمانی
🔻۶. اختلال های دو قطبی و مرتبط مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های دوقطبی و مرتبط نامشخص
📍اختلالات افسردگی
Depressive Disorders
🔻۱. اختلال بی نظمی خلق مخرب
🔻۲. اختلال افسردگی اساسی
🔻۳. اختلال افسردگی پایدار
🔻۴. اختلال ملال پیش از قاعدگی
🔻۵. اختلال افسردگی ناشی از مواد/دارو
🔻۶. اختلال افسردگی ناشی از دیگر بیماری های جسمی
🔻۷. اختلال افسردگی مشخص دیگر
🔻۸. اختلال افسردگی نامشخص
📌نکته : حذف اختلال افسرده خویی و افسردگی مزمن در DSM-5 و اضافه شدن اختلال افسردگی پایدار .
📍اختلالات اضطرابی
Anxiety Disorder
🔻۱. اختلال اضطراب جدایی
🔻۲. لالی انتخابی
🔻۳. فوبی خاص
🔻۴. فوبی اجتماعی
🔻۵. اختلال وحشتزدگی
🔻۶. آگورافوبیا
🔻۷. اختلال اضطراب فراگیر
🔻۸. اختلال اضطرابی ناشی از مواد/دارو
🔻۹. اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمی دیگر
🔻۱۰. اختلال اضطرابی مشخص دیگر
🔻۱۱. اختلال اضطرابی نامشخص
📍اختلال وسواس فکری – عملی و اختلالات مرتبط OCD
Obsessive-Compulsive and Related Disorders
🔻۱. اختلال وسواس فکری – عملی
🔻۲. اختلال بد شکلی بدن
🔻۳. اختلال احتکار ( ذخیره کردن )
🔻۴. اختلال کندن مو
🔻۵. اختلال کندن پوست
🔻۶. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط با آن ناشی از مواد/دارو
🔻۷. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط با آن ناشی از بیماری جسمی دیگر
🔻۸. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط مشخص دیگر
🔻۹. اختلال های وسواس فکری عملی نامشخص
📌نکته : اختلال احتکار در DSM-IV وجود نداشت و در آنجا به روان شناسان بالینی توصیه می شد، اگر احتکار کردن در افراد به سطوح افراطی برسد، می توانند آنها را مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری اعلام کنند، و اگر آنها معیارهای اختلال شخصیت وسواسی- اجباری را نیز داشته باشند، می توانند هم مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری (OCD)، و هم مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- اجباری (OCPD) اعلام شوند. اما روان شناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که احتکار کردن اشیا در بسیاری موارد از سایر اختلالات نورولوژیک و پسیکولوژیک (از جمله، OCD و OCPD) مستقل است. به این ترتیب، در DSM-5 یک طبقۀ تشخیصی مجزا به آن اختصاص داده شده است.
3⃣▶️6⃣
Schizophrenia Spectrum and Other Psychotic Disorders
🔻۱. اختلال اسکیزوتایپی(شخصیت)
🔻۲. اختلال هذیانی
🔻۳. اختلال روانپریشی کوتاه مدت
🔻۴. اختلال اسکیزوفرنیفرم
🔻ه. اسکیزوفرنی
🔻۶. اسکیزوافکتیو
🔻۷. اختلال روانپریشی ناشی از مواد/دارو
🔻۸. اختلال روانپریشی ناشی از بیماری جسمی
🔻۹. کاتاتونی:
الف) کاتاتونی مرتبط با سایر اختلالات روانی
ب) کاتاتونی ناشی از بیماری جسمی
ج) کاتاتونی نامشخص
🔻۱۰. سایر اختلال های طیف اسکیزوفرنیا و اختلال های روان پریشی دیگر
🔻۱۱. اختلال طیف اسکیزوفرنیا نامشخص و سایر اختلال های سایکوتیک
📌نکته : حذف اسکیزوفرنی نوع آشفته و پارانویید
📍اختلالات دوقطبی و اختلالات مربوط
Bipolar and Related Disorders
🔻۱. اختلال دو قطبی نوع ۱
🔻۲. اختلال دو قطبی نوع ۲
🔻۳. اختلال ادواری خو
🔻۴. اختلال دو قطبی ناشی از مواد / دارو
🔻۵. اختلال دو قطبی ناشی از بیماری های جسمانی
🔻۶. اختلال های دو قطبی و مرتبط مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های دوقطبی و مرتبط نامشخص
📍اختلالات افسردگی
Depressive Disorders
🔻۱. اختلال بی نظمی خلق مخرب
🔻۲. اختلال افسردگی اساسی
🔻۳. اختلال افسردگی پایدار
🔻۴. اختلال ملال پیش از قاعدگی
🔻۵. اختلال افسردگی ناشی از مواد/دارو
🔻۶. اختلال افسردگی ناشی از دیگر بیماری های جسمی
🔻۷. اختلال افسردگی مشخص دیگر
🔻۸. اختلال افسردگی نامشخص
📌نکته : حذف اختلال افسرده خویی و افسردگی مزمن در DSM-5 و اضافه شدن اختلال افسردگی پایدار .
📍اختلالات اضطرابی
Anxiety Disorder
🔻۱. اختلال اضطراب جدایی
🔻۲. لالی انتخابی
🔻۳. فوبی خاص
🔻۴. فوبی اجتماعی
🔻۵. اختلال وحشتزدگی
🔻۶. آگورافوبیا
🔻۷. اختلال اضطراب فراگیر
🔻۸. اختلال اضطرابی ناشی از مواد/دارو
🔻۹. اختلال اضطرابی ناشی از بیماری جسمی دیگر
🔻۱۰. اختلال اضطرابی مشخص دیگر
🔻۱۱. اختلال اضطرابی نامشخص
📍اختلال وسواس فکری – عملی و اختلالات مرتبط OCD
Obsessive-Compulsive and Related Disorders
🔻۱. اختلال وسواس فکری – عملی
🔻۲. اختلال بد شکلی بدن
🔻۳. اختلال احتکار ( ذخیره کردن )
🔻۴. اختلال کندن مو
🔻۵. اختلال کندن پوست
🔻۶. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط با آن ناشی از مواد/دارو
🔻۷. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط با آن ناشی از بیماری جسمی دیگر
🔻۸. اختلال وسواس و اختلالات مرتبط مشخص دیگر
🔻۹. اختلال های وسواس فکری عملی نامشخص
📌نکته : اختلال احتکار در DSM-IV وجود نداشت و در آنجا به روان شناسان بالینی توصیه می شد، اگر احتکار کردن در افراد به سطوح افراطی برسد، می توانند آنها را مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری اعلام کنند، و اگر آنها معیارهای اختلال شخصیت وسواسی- اجباری را نیز داشته باشند، می توانند هم مبتلا به اختلال وسواسی- اجباری (OCD)، و هم مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی- اجباری (OCPD) اعلام شوند. اما روان شناسان اخیراً به این نتیجه رسیده اند که احتکار کردن اشیا در بسیاری موارد از سایر اختلالات نورولوژیک و پسیکولوژیک (از جمله، OCD و OCPD) مستقل است. به این ترتیب، در DSM-5 یک طبقۀ تشخیصی مجزا به آن اختصاص داده شده است.
3⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍اختلالات مرتبط با آسیب و عوامل استرس زا
Trauma – and Stressor – Related Disorder
🔻۱. اختلال دلبستگی واکنشی
🔻۲. اختلال آمیختگی اجتماعی بازداری نشده
🔻۳. اختلال استرس پس از سانحه (شامل اختلال استرس پس از حادثه برای کودکان ۶ ساله و کمتر )
🔻۴. اختلال استرس حاد
🔻۵. اختلالات سازگاری
🔻۶. اختلالات مرتبط با آسیب مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های استرس زا و آسیب زا نامشخص
📍اختلالات تجزیه ای ( گسستی )
Dissociative Disorders
🔻۱. اختلال هویت تجزیه ای
🔻۲. یادزدودگی تجزیه ای
🔻۳. اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت
🔻۴. اختلال تجزیه ای مشخص دیگر
🔻۵. اختلال گسستی نامشخص
📌نکته : تنها تغییر چشمگیر در این زمینه، حذف اختلال گریز تجزیه ای در راهنمای جدید می باشد.
📍اختلالات علایم جسمانی و اختلالات مرتبط
Somatic Symptom and Related Disorders
🔻۱. اختلال علایم جسمانی
🔻۲. اختلال اضطراب بیماری
🔻۳. اختلال تبدیلی (اختلال علایم عصب کارکردی)
🔻۴. عوامل روانی تاثیر گذار در سایر بیماری های جسمی
🔻۵. اختلال ساختگی (شامل اختلال ساختگی تحمیل شده بر خود، اختلال ساختگی تحمیل شده بر دیگری )
🔻۶. نشانه ی جسمانی و اختلال مربوط مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های علایم جسمانی نامشخص
📌نکته : افرادی که نسبت به سلامت جسمی خود به شدت نگران هستند اما هیچگونه سمپتوم جسمی و فیزیکی ندارند ممکن است مبتلا به اختلال اضطراب بیماری تشخیص داده شوند. توجه داشته باشید که اختلال اضطراب بیماری مترادفِ (یا نام جدیدِ) هیپوکندریا نیست و این دو با هم ماهیتا تفاوت دارند (هرچند مسالۀ تفاوت های بین این دو از پایه منتفی است زیرا هیپوکندریا به کلی حذف شده است).
📍اختلالات تغذیه و خوردن
Feeding and Eating Disorders
🔻۱. هرزه خواری (پیکا)
🔻۲. اختلال نشخوار
🔻۳. اختلال مصرف غذای دوری جو / محدود کننده غذا
🔻۴. بی اشتهایی عصبی
🔻۵. پرخوری عصبی
🔻۶. اختلال پرخوری
🔻۷. اختلال تغذیه و خوردن مشخص دیگر
🔻۸. اختلال های خوردن و تغذیه نامشخص
📌نکته : اختلال مصرف غذای اجتناب/محدودیت غذا (ARFID)، که جدیداً به DSM-5 اضافه شده است، در DSM-IV به نام اختلال غذایی یا اختلال خورد و خوراک در نوزادی و خردسالی شناخته می شد. در این اختلال، فرد از غذا خوردن اجتناب می ورزد یا مقدار غذای خود را آنقدر محدود می کند که نیازهای غذایی برطرف نمی شوند و در نتیجه مقدار زیادی از وزن و انرژی خود را از دست می دهد. این اختلال بیشتر در نوزادی یا خردسالی ایجاد می شود و ممکن است در بزرگسالی ادامه یابد.
4⃣▶️6⃣
Trauma – and Stressor – Related Disorder
🔻۱. اختلال دلبستگی واکنشی
🔻۲. اختلال آمیختگی اجتماعی بازداری نشده
🔻۳. اختلال استرس پس از سانحه (شامل اختلال استرس پس از حادثه برای کودکان ۶ ساله و کمتر )
🔻۴. اختلال استرس حاد
🔻۵. اختلالات سازگاری
🔻۶. اختلالات مرتبط با آسیب مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های استرس زا و آسیب زا نامشخص
📍اختلالات تجزیه ای ( گسستی )
Dissociative Disorders
🔻۱. اختلال هویت تجزیه ای
🔻۲. یادزدودگی تجزیه ای
🔻۳. اختلال مسخ شخصیت/مسخ واقعیت
🔻۴. اختلال تجزیه ای مشخص دیگر
🔻۵. اختلال گسستی نامشخص
📌نکته : تنها تغییر چشمگیر در این زمینه، حذف اختلال گریز تجزیه ای در راهنمای جدید می باشد.
📍اختلالات علایم جسمانی و اختلالات مرتبط
Somatic Symptom and Related Disorders
🔻۱. اختلال علایم جسمانی
🔻۲. اختلال اضطراب بیماری
🔻۳. اختلال تبدیلی (اختلال علایم عصب کارکردی)
🔻۴. عوامل روانی تاثیر گذار در سایر بیماری های جسمی
🔻۵. اختلال ساختگی (شامل اختلال ساختگی تحمیل شده بر خود، اختلال ساختگی تحمیل شده بر دیگری )
🔻۶. نشانه ی جسمانی و اختلال مربوط مشخص دیگر
🔻۷. اختلال های علایم جسمانی نامشخص
📌نکته : افرادی که نسبت به سلامت جسمی خود به شدت نگران هستند اما هیچگونه سمپتوم جسمی و فیزیکی ندارند ممکن است مبتلا به اختلال اضطراب بیماری تشخیص داده شوند. توجه داشته باشید که اختلال اضطراب بیماری مترادفِ (یا نام جدیدِ) هیپوکندریا نیست و این دو با هم ماهیتا تفاوت دارند (هرچند مسالۀ تفاوت های بین این دو از پایه منتفی است زیرا هیپوکندریا به کلی حذف شده است).
📍اختلالات تغذیه و خوردن
Feeding and Eating Disorders
🔻۱. هرزه خواری (پیکا)
🔻۲. اختلال نشخوار
🔻۳. اختلال مصرف غذای دوری جو / محدود کننده غذا
🔻۴. بی اشتهایی عصبی
🔻۵. پرخوری عصبی
🔻۶. اختلال پرخوری
🔻۷. اختلال تغذیه و خوردن مشخص دیگر
🔻۸. اختلال های خوردن و تغذیه نامشخص
📌نکته : اختلال مصرف غذای اجتناب/محدودیت غذا (ARFID)، که جدیداً به DSM-5 اضافه شده است، در DSM-IV به نام اختلال غذایی یا اختلال خورد و خوراک در نوزادی و خردسالی شناخته می شد. در این اختلال، فرد از غذا خوردن اجتناب می ورزد یا مقدار غذای خود را آنقدر محدود می کند که نیازهای غذایی برطرف نمی شوند و در نتیجه مقدار زیادی از وزن و انرژی خود را از دست می دهد. این اختلال بیشتر در نوزادی یا خردسالی ایجاد می شود و ممکن است در بزرگسالی ادامه یابد.
4⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍اختلالات دفع
Elimination Disorders
🔻۱. بی اختیاری ادرار
🔻۲. بی اختیاری دفع
🔻۳. اختلال دفع مشخص دیگر
🔻۴. اختلال دفعی نامشخص
📌نکته : از اختلالاتی که برای نخستین بار در کودکی و نوجوانی تشخیص داده می شوند منفک شده و طبقه تشخیصی مجزا شده است.
📍اختلالات خواب – بیداری
Sleep – Wake Disorders
🔻۱. اختلال بی خوابی
🔻۲. اختلال پرخوابی
🔻۳. حمله ی خواب ( narcolepsy )
🔻۴. اختلالات خواب مرتبط با تنفس:
الف) تنفس سطحی وقفه تنفسی
ب) وقفه تنفس مرکزی در خواب
ج) هیپوونتیلاسیون مرتبط با خواب
🔻۵. اختلال ریتم شبانه روزی خواب و بیداری
🔻۶. اختلال انگیختگی خواب بدون حرکات سریع چشم
🔻۷. اختلال کابوس
🔻۸. اختلال رفتار خواب با حرکات سریع چشم
🔻۹. سندرم پاهای بی قرار
🔻۱۰. اختلال خواب ناشی از مواد/دارو
🔻۱۱. اختلال خواب – بیداری مشخص دیگر
🔻۱۲. اختلال پر خوابی مشخص دیگر
🔻۱۳. اختلال بی خوابی مشخص دیگر
📌نکته : در راهنمای جدید ، ۲۰ اختلال دراین طبقه جای می گیرند.
📍اختلالات جنسی : در راهنمای جدید، این طبقه ،به سه طبقه تشخیصی مجزا تقسیم می شود.
👈۱- کژکاری های جنسی
👈۲- ملال جنسی
👈۳- نابهنجاری های جنسی
📍کژکاری های جنسی
Sexual Dysfunctions
🔻۱. تاخیر انزال
🔻۲. اختلال نعوظی
🔻۳. اختلالات ارگاسمی در زن
🔻۴. اختلال علاقه / برانگیختگی جنسی در زن
🔻۵. اختلالات درد / دخول تناسلی – لگنی
🔻۶. اختلال میل جنسی کم کار در مرد
🔻۷. انزال زودرس
🔻۸. کژکاری جنسی ناشی از مواد/دارو
🔻۹. کژکاری جنسی مشخص دیگر
📌نکته : DSM IV اختلالات دردهای جنسی را به دو گروه تقسیم کرده بود: واژینیسم (vaginismus) و دیسپارونیا (dyspareunia). به علت مشکلاتی که در تفکیک این دو اختلال وجود داشت، متخصصان توصیه کردند که آنها ادغام شوند و در DSM-5 یک طبقۀ واحد به نام اختلالات درد / دخول تناسلی – لگنی به وجود آورند.
📍ملال جنسیتی
Gender Dysphoria
🔻۱. اختلال ملال جنسی درکودکان
🔻۲. اختلال ملال جنسی در نوجوانان و بزرگسالان
🔻۳. ملال جنسیتی مشخص دیگر
📌نکته : این طبقه معادل اختلالات هویت جنسی در راهنمای شماره ۴ می باشد.
📍نابهنجاری های جنسی
Paraphilic Disorders
🔻۱. اختلال تماشاگری جنسی، وویریسم
🔻۲. اختلال عورت نمایی، اگریبیونیسم
🔻۳. اختلال مالش دوستی
🔻۴. اختلال مازوخیسم جنسی
🔻۵. اختلال سادیسم جنسی
🔻۶. اختلال بچه بازی، پدوفیلیا
🔻۷. اختلال یادگارپرستی، فتیشیسم
🔻۸. اختلال مبدل پوشی
📍 اختلالات اخلالگر ، کنترل تکانه و سلوک
Disruptive, Impulse-Control and Conduct Disorders
🔻۱. اختلال نافرمانی و لجبازی
🔻۲. اختلال انفجاری متناوب
🔻۳. اختلال آتش افروزی
🔻۴. دزدی بیمارگون
🔻۵. اختلال سلوک
🔻۶. اختلال اخلالگر ، کنترل تکانه و سلوک مشخص دیگر
📌نکته : اختلالی به نام اختلال اعتیاد به بازی های اینترنتی (Internet gaming disorder) به DSM5 اضافه نشده است، اما DSM-5 اختلالی به این نام را در بخش سوم کتاب و در بین فهرست اختلالات پیشنهادی که باید روی آنها بیشتر کار و تحقیق شود قرار داده است. به عبارت دیگر، اختلال اعتیاد به بازی های اینترنتی هنوز به عنوان یک اختلال قابل دیاگنوز اعلام نشده است.
5⃣▶️6⃣
Elimination Disorders
🔻۱. بی اختیاری ادرار
🔻۲. بی اختیاری دفع
🔻۳. اختلال دفع مشخص دیگر
🔻۴. اختلال دفعی نامشخص
📌نکته : از اختلالاتی که برای نخستین بار در کودکی و نوجوانی تشخیص داده می شوند منفک شده و طبقه تشخیصی مجزا شده است.
📍اختلالات خواب – بیداری
Sleep – Wake Disorders
🔻۱. اختلال بی خوابی
🔻۲. اختلال پرخوابی
🔻۳. حمله ی خواب ( narcolepsy )
🔻۴. اختلالات خواب مرتبط با تنفس:
الف) تنفس سطحی وقفه تنفسی
ب) وقفه تنفس مرکزی در خواب
ج) هیپوونتیلاسیون مرتبط با خواب
🔻۵. اختلال ریتم شبانه روزی خواب و بیداری
🔻۶. اختلال انگیختگی خواب بدون حرکات سریع چشم
🔻۷. اختلال کابوس
🔻۸. اختلال رفتار خواب با حرکات سریع چشم
🔻۹. سندرم پاهای بی قرار
🔻۱۰. اختلال خواب ناشی از مواد/دارو
🔻۱۱. اختلال خواب – بیداری مشخص دیگر
🔻۱۲. اختلال پر خوابی مشخص دیگر
🔻۱۳. اختلال بی خوابی مشخص دیگر
📌نکته : در راهنمای جدید ، ۲۰ اختلال دراین طبقه جای می گیرند.
📍اختلالات جنسی : در راهنمای جدید، این طبقه ،به سه طبقه تشخیصی مجزا تقسیم می شود.
👈۱- کژکاری های جنسی
👈۲- ملال جنسی
👈۳- نابهنجاری های جنسی
📍کژکاری های جنسی
Sexual Dysfunctions
🔻۱. تاخیر انزال
🔻۲. اختلال نعوظی
🔻۳. اختلالات ارگاسمی در زن
🔻۴. اختلال علاقه / برانگیختگی جنسی در زن
🔻۵. اختلالات درد / دخول تناسلی – لگنی
🔻۶. اختلال میل جنسی کم کار در مرد
🔻۷. انزال زودرس
🔻۸. کژکاری جنسی ناشی از مواد/دارو
🔻۹. کژکاری جنسی مشخص دیگر
📌نکته : DSM IV اختلالات دردهای جنسی را به دو گروه تقسیم کرده بود: واژینیسم (vaginismus) و دیسپارونیا (dyspareunia). به علت مشکلاتی که در تفکیک این دو اختلال وجود داشت، متخصصان توصیه کردند که آنها ادغام شوند و در DSM-5 یک طبقۀ واحد به نام اختلالات درد / دخول تناسلی – لگنی به وجود آورند.
📍ملال جنسیتی
Gender Dysphoria
🔻۱. اختلال ملال جنسی درکودکان
🔻۲. اختلال ملال جنسی در نوجوانان و بزرگسالان
🔻۳. ملال جنسیتی مشخص دیگر
📌نکته : این طبقه معادل اختلالات هویت جنسی در راهنمای شماره ۴ می باشد.
📍نابهنجاری های جنسی
Paraphilic Disorders
🔻۱. اختلال تماشاگری جنسی، وویریسم
🔻۲. اختلال عورت نمایی، اگریبیونیسم
🔻۳. اختلال مالش دوستی
🔻۴. اختلال مازوخیسم جنسی
🔻۵. اختلال سادیسم جنسی
🔻۶. اختلال بچه بازی، پدوفیلیا
🔻۷. اختلال یادگارپرستی، فتیشیسم
🔻۸. اختلال مبدل پوشی
📍 اختلالات اخلالگر ، کنترل تکانه و سلوک
Disruptive, Impulse-Control and Conduct Disorders
🔻۱. اختلال نافرمانی و لجبازی
🔻۲. اختلال انفجاری متناوب
🔻۳. اختلال آتش افروزی
🔻۴. دزدی بیمارگون
🔻۵. اختلال سلوک
🔻۶. اختلال اخلالگر ، کنترل تکانه و سلوک مشخص دیگر
📌نکته : اختلالی به نام اختلال اعتیاد به بازی های اینترنتی (Internet gaming disorder) به DSM5 اضافه نشده است، اما DSM-5 اختلالی به این نام را در بخش سوم کتاب و در بین فهرست اختلالات پیشنهادی که باید روی آنها بیشتر کار و تحقیق شود قرار داده است. به عبارت دیگر، اختلال اعتیاد به بازی های اینترنتی هنوز به عنوان یک اختلال قابل دیاگنوز اعلام نشده است.
5⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📍اختلالات اعتیاد آور و اختلالات مرتبط با مواد
Substance-Related and Addictive Disorders
👈تنها رفتار اعتیادی غیر مصرفی که در این طبقه تشخیصی قرارگرفته است:
🔻قماربازی و بازی
👈سایر اختلالات این طبقه، در سه دسته کلی طبقه بندی شده اند :
🔻اختلالات مصرف مواد
🔻مسمومیت مواد
🔻اختلالات ترک مواد
📍اختلالات عصبی – شناختی
Neurocognitive Disorders
👈این طبقه تشخیصی، در راهنمای جدید،به سه دسته گسترده طبقه بندی میشود:
🔻دلیریوم
🔻اختلال عصبی- شناختی عمده
🔻اختلال عصبی- شناختی خفیف
📍اختلالات شخصیت
Personality Disorders
اختلال شخصیت کلی:
🔸اختلال شخصیت خوشه A :
👈پارانویید
👈اسکیزوئید
👈 اسکیزوتایپی
🔸اختلالات شخصیت خوشه B:
👈 ضد اجتماعی
👈 مرزی
👈 نمایشی
👈خودشیفته
🔸اختلالات شخصیت خوشه C:
👈 اجتنابی
👈وابسته
👈وسواسی
تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
6⃣▶️6⃣
Substance-Related and Addictive Disorders
👈تنها رفتار اعتیادی غیر مصرفی که در این طبقه تشخیصی قرارگرفته است:
🔻قماربازی و بازی
👈سایر اختلالات این طبقه، در سه دسته کلی طبقه بندی شده اند :
🔻اختلالات مصرف مواد
🔻مسمومیت مواد
🔻اختلالات ترک مواد
📍اختلالات عصبی – شناختی
Neurocognitive Disorders
👈این طبقه تشخیصی، در راهنمای جدید،به سه دسته گسترده طبقه بندی میشود:
🔻دلیریوم
🔻اختلال عصبی- شناختی عمده
🔻اختلال عصبی- شناختی خفیف
📍اختلالات شخصیت
Personality Disorders
اختلال شخصیت کلی:
🔸اختلال شخصیت خوشه A :
👈پارانویید
👈اسکیزوئید
👈 اسکیزوتایپی
🔸اختلالات شخصیت خوشه B:
👈 ضد اجتماعی
👈 مرزی
👈 نمایشی
👈خودشیفته
🔸اختلالات شخصیت خوشه C:
👈 اجتنابی
👈وابسته
👈وسواسی
تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
6⃣▶️6⃣
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔸نشانگان بالینی محور اول بر اساس DSM-5
👈اسکیزوفرنی
👈اختلالات خلقی
👈 اختلال اضطرابی
👈 اختلال سو مصرف مواد روانگردان
👈اختلال جسمانی شکلی
👈 اختلال ساختگی
👈 اختلال های جنسی و هویت جنسی
👈 اختلالات خواب
👈روان اشفتگی، زوال عقل و سایر اختلالات شناختی
👈 اختلالات نوباوگی، کودکی و نوجوانی
👈 اختلالات کنترل تکانه
👈اختلالات سازگاری
🔸نشانگان بالینی محور دوم بر اساس DSM-5
👈 شخصیت جامعه ستیز
👈 شخصیت اسکیزویید
👈شخصیت وسواسی
👈 شخصیت پارانویید
👈 شخصیت نمایشی
👈شخصیت خودشیفته
👈 شخصیت وابسته
تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
👈اسکیزوفرنی
👈اختلالات خلقی
👈 اختلال اضطرابی
👈 اختلال سو مصرف مواد روانگردان
👈اختلال جسمانی شکلی
👈 اختلال ساختگی
👈 اختلال های جنسی و هویت جنسی
👈 اختلالات خواب
👈روان اشفتگی، زوال عقل و سایر اختلالات شناختی
👈 اختلالات نوباوگی، کودکی و نوجوانی
👈 اختلالات کنترل تکانه
👈اختلالات سازگاری
🔸نشانگان بالینی محور دوم بر اساس DSM-5
👈 شخصیت جامعه ستیز
👈 شخصیت اسکیزویید
👈شخصیت وسواسی
👈 شخصیت پارانویید
👈 شخصیت نمایشی
👈شخصیت خودشیفته
👈 شخصیت وابسته
تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫💫
به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی ۲۴ آبان:
از پدر و مادر راه رفتن، حرف زدن، خندیدن و عشق ورزیدن را میاموزیم.
از معلم درست گفتن و نوشتن و خواندن را میاموزیم.
اما از کتاب پرواز را میاموزیم. در دنیای فانتزی رویا پردازی را میاموزیم. روحمان بروی دریاها و کوههای غریب مانند سیمرغ ازاد به پرواز در میاد و با نهنگها تا قهر اقیانوس را تجربه میکنیم، همه را در کتاب میاموزیم.
کتاب بخوانیم تا زنده باشیم!
موریس ستودگان ۲۰۱۸💫
به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی ۲۴ آبان:
از پدر و مادر راه رفتن، حرف زدن، خندیدن و عشق ورزیدن را میاموزیم.
از معلم درست گفتن و نوشتن و خواندن را میاموزیم.
اما از کتاب پرواز را میاموزیم. در دنیای فانتزی رویا پردازی را میاموزیم. روحمان بروی دریاها و کوههای غریب مانند سیمرغ ازاد به پرواز در میاد و با نهنگها تا قهر اقیانوس را تجربه میکنیم، همه را در کتاب میاموزیم.
کتاب بخوانیم تا زنده باشیم!
موریس ستودگان ۲۰۱۸💫
درود خانم حسینی مهربان
در مورد "دروغگویی کودکان" شاید این قضیه رو از روی دیگر سکه نگاه کنیم و بدونیم چرا کودکان داستان سازی میکنند.
از نظر روانشناسی برای کودکان سالم هست که سترسهایی که از محیط مثل ناآرامی در خانواده و مدرسه و داستانهای کودکان دیگر در مدرسه رو به شکل داستان برای خودشون سناریو سازی کنند و تخلیه کنند. همانطوریکه ما بعد از سترس دوست داریم با کسی دیگر صحبت کنیم تا تخلیه هیجان صورت بگیرد کودکان نمیتونند این تخلیه رو بو این مهارت بازگویی به دیگران انجام بدن و داستان سازی با دانسته های خودشون انجام میدن.
چیزی که ما دروغ می پنداریم برای کودکان فقط تغییر موضع هست.
در واقع کودکان هر چقدر بیشتر سترس و ترس داشته باشند بیشتر به "دروغ" روی می آورند چرا که هنوز شناختی از حقیقت ندارند.
چگونه با این مقابله کنیم؛ محققان تربیت کودکان پداگوجیک میگویند. هرگز به کودک نگویید که دروغ میگویی اگر شما به عنوان والد و معلم مطمین هستید که کودک داستانی تعریف میکند که با واقعیت همخوان نیست برایش داستان واقعی رو بازگو کنید و بگوئید من اینطور میدانم این داستان را. یا من وقتی فکر میکنم این داستان به ذهنم اینطور میرسد. کودکان به گفته های والدین باور فراوان دارند و اگر کودکان شاهد باشند که پدر و مادر داستان اشتباه را پذیرفتند این با شکل یک modi یا pattern یا الگو و نمونه میشه و ادامه میدن به این داستانها.
جوانی که بسیار دروغ میگفت در درمان میکفت؛
هر وقت فامیل های پدرم زنگ میزدند مادرم میگفت بگو من خونه نیستم، حوصله ندارم و مرده شور.... جمله بعد آن بود.
👈آموزش دروغ و نفرت و ...به کودکان انتقالی میباشد و کودکان از جایی آنرا اموخته اند.
#از_ماست_که_بر_ماست
در مورد "دروغگویی کودکان" شاید این قضیه رو از روی دیگر سکه نگاه کنیم و بدونیم چرا کودکان داستان سازی میکنند.
از نظر روانشناسی برای کودکان سالم هست که سترسهایی که از محیط مثل ناآرامی در خانواده و مدرسه و داستانهای کودکان دیگر در مدرسه رو به شکل داستان برای خودشون سناریو سازی کنند و تخلیه کنند. همانطوریکه ما بعد از سترس دوست داریم با کسی دیگر صحبت کنیم تا تخلیه هیجان صورت بگیرد کودکان نمیتونند این تخلیه رو بو این مهارت بازگویی به دیگران انجام بدن و داستان سازی با دانسته های خودشون انجام میدن.
چیزی که ما دروغ می پنداریم برای کودکان فقط تغییر موضع هست.
در واقع کودکان هر چقدر بیشتر سترس و ترس داشته باشند بیشتر به "دروغ" روی می آورند چرا که هنوز شناختی از حقیقت ندارند.
چگونه با این مقابله کنیم؛ محققان تربیت کودکان پداگوجیک میگویند. هرگز به کودک نگویید که دروغ میگویی اگر شما به عنوان والد و معلم مطمین هستید که کودک داستانی تعریف میکند که با واقعیت همخوان نیست برایش داستان واقعی رو بازگو کنید و بگوئید من اینطور میدانم این داستان را. یا من وقتی فکر میکنم این داستان به ذهنم اینطور میرسد. کودکان به گفته های والدین باور فراوان دارند و اگر کودکان شاهد باشند که پدر و مادر داستان اشتباه را پذیرفتند این با شکل یک modi یا pattern یا الگو و نمونه میشه و ادامه میدن به این داستانها.
جوانی که بسیار دروغ میگفت در درمان میکفت؛
هر وقت فامیل های پدرم زنگ میزدند مادرم میگفت بگو من خونه نیستم، حوصله ندارم و مرده شور.... جمله بعد آن بود.
👈آموزش دروغ و نفرت و ...به کودکان انتقالی میباشد و کودکان از جایی آنرا اموخته اند.
#از_ماست_که_بر_ماست
در مورد چگونه به فرزند خوانده خود بگوئیم که ما پدر و مادر او نیستیم.
درود خانم حسینی بزرگوار
من در مجله روانشناسی چند ماه قبل یک مقاله در این مورد میخوندم و دقیقا جواب سوال شما بود.
👈 باید در سنین خیلی پایین به بچه ها گفت که به فرزندی قبول شده اند چون بچه ها نحوه تفکر ساده ای دارند و هنوز در نحوه ارزشهای شکل گرفته افراد بزرگ مسائل رو تحلیل نمیکنند. به همین جهت با کلمات ساده میتوان برای بچه ها توضیح داد.
👈 والدین باید کاملا ریلکس و اوکی باشند با بیان این موضوع.
👈 نیازی به شخص سوم نداره. پدر و مادر و بچه برای این توضیح کافی هست.
👈 باید به کودکان لحظات شادمانی آوردن کودک را به صورت داستان زیبا و با ریزه کاریها تعریف کرد چرا که کودکان داستان را به شکل مثبت در خاطر دارند و خوشحالی والدین خوشحالی کودکان است. هر چقدر والدین از داشتن و بدست آوردن کودک بیشتر اظهار خوشحالی کنند به همان نسبت پذیرش آسان تر میشود.
👈 تمام اطرافیان و فامیل میبایست از داستان مطلع باشند و بازگویی به یک شکل باشد. و اگر سوالی از طرف کودک باشد به او اطمینان دهند به تمام سوالها جواب خواهند داد.
👈داستان را در یک موقعیت خوب و در محلی که کودک دوست دارد به او بگویند .
👈کودکان در سنین پایین تا ۹ سال برداشت و تحلیل بهتری دارند و در این زمینه کتابهای داستان برایشان تهیه کنید.
خانم حسینی اگر سوالی اختصاصی در این زمینه بود میتونم ار انجمن کودکان پذیرفته شده المان یا سویس سوال کنم.
سپاس
درود خانم حسینی بزرگوار
من در مجله روانشناسی چند ماه قبل یک مقاله در این مورد میخوندم و دقیقا جواب سوال شما بود.
👈 باید در سنین خیلی پایین به بچه ها گفت که به فرزندی قبول شده اند چون بچه ها نحوه تفکر ساده ای دارند و هنوز در نحوه ارزشهای شکل گرفته افراد بزرگ مسائل رو تحلیل نمیکنند. به همین جهت با کلمات ساده میتوان برای بچه ها توضیح داد.
👈 والدین باید کاملا ریلکس و اوکی باشند با بیان این موضوع.
👈 نیازی به شخص سوم نداره. پدر و مادر و بچه برای این توضیح کافی هست.
👈 باید به کودکان لحظات شادمانی آوردن کودک را به صورت داستان زیبا و با ریزه کاریها تعریف کرد چرا که کودکان داستان را به شکل مثبت در خاطر دارند و خوشحالی والدین خوشحالی کودکان است. هر چقدر والدین از داشتن و بدست آوردن کودک بیشتر اظهار خوشحالی کنند به همان نسبت پذیرش آسان تر میشود.
👈 تمام اطرافیان و فامیل میبایست از داستان مطلع باشند و بازگویی به یک شکل باشد. و اگر سوالی از طرف کودک باشد به او اطمینان دهند به تمام سوالها جواب خواهند داد.
👈داستان را در یک موقعیت خوب و در محلی که کودک دوست دارد به او بگویند .
👈کودکان در سنین پایین تا ۹ سال برداشت و تحلیل بهتری دارند و در این زمینه کتابهای داستان برایشان تهیه کنید.
خانم حسینی اگر سوالی اختصاصی در این زمینه بود میتونم ار انجمن کودکان پذیرفته شده المان یا سویس سوال کنم.
سپاس
💫💫💫
تغییر دادن دشوارترین حرکت اما بهترین نتیجه در ناامیدی را بهمراه دارد.
م. ستودگان💫
تغییر دادن دشوارترین حرکت اما بهترین نتیجه در ناامیدی را بهمراه دارد.
م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تهیه: دکتر موریس ستودگان
📍اسکیزوفرنی درمان میشود؟
👈شانس موفقیت: خوب!
درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این بیمتریعا بیماری بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف ترامی برای درمان ترکیب شده اند.
هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم. تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.
هدف درمان این است که بیمار بتواند در زندگی روزمره خود را اهدافش را مستقل تعیین کند.
بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از بیماران، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی را ادامه دهند به جز اینکه اقداماتی برای پیشگیری مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو میشود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزی با مشکلات جدیدی روبرو شوند. در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.
در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای بیماری و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع بیماری تا درمان طولانی تر باشد، بیماری و درمان نامطلوب تر می شود.
📍درمان سرپایی یا بستری؟
در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان بیمار ممکن است گاهی ناخواسته به صورت بستری صورت گیرد، به ویژه اگر بیمار برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.
با این حال، توهم، توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل شود که باید با داروهایی با دوز بالا درمان شود. که عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در بیمارستان بهتر از بیمارانی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.
در دوره حاد بیماری، بیمار اغلب فاقد بینش بیماری خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او بیمار است - در شرایط بستری بیمارستانی، درمان مداوم که کاملا لازم برای پایان دادن به قسمت روان پریشی بیمار است، به سرعت تامین میشود. متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا بیمار را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او درمان کنند: 👈پزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉
امروز، به هیچ وجه، بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری می شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است. هدف این است که بیماران در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود، به بیماران اطلاع داده شود و بیمار بی اطلاع از تصمیمات پزشک نیست، بلکه یک شریک برای تصمیم گیری ها.
📍داروها چه میکنند؟
داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر بیماریهاست. با این حال، تعداد کمی از بیماران وجود دارد که به خوبی به دارو پاسخ نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص پیش بینی کرد.
تلاش برای پایان دادن به یک بیماری اسکیزوفرنیک بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث شکست رواندرمانگر شود. از سوی دیگر، تنها به دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردو. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر بیماری را ایجاد کرد.
داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند. بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این است که کدام علائم بالینی را نشان میدهند.
در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" است که فقط برای بیماران آرامش بخش است، آنها را وابسته می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند. این ایده ها کاملا اشتباه هستند.
اثر آرام بخش نورولپتیک ممکن است در ابتدای درمان مفید باشد، در حالی که بسیاری از بیماران به شدت تحریک شده اند، اما این تاثیر اصلی نیست، بلکه تاثیر جانبی داروست. این به دلیل توانایی آنها در کاهش نشانه های روان پریشی مانند توهم، توهم و سردرگمی است.
و Neuroleptics داروی ابتدا بسیاری از بیماران را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب بیماری مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.
۱
📍اسکیزوفرنی درمان میشود؟
👈شانس موفقیت: خوب!
درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این بیمتریعا بیماری بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف ترامی برای درمان ترکیب شده اند.
هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم. تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.
هدف درمان این است که بیمار بتواند در زندگی روزمره خود را اهدافش را مستقل تعیین کند.
بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از بیماران، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی را ادامه دهند به جز اینکه اقداماتی برای پیشگیری مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو میشود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزی با مشکلات جدیدی روبرو شوند. در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.
در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای بیماری و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع بیماری تا درمان طولانی تر باشد، بیماری و درمان نامطلوب تر می شود.
📍درمان سرپایی یا بستری؟
در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان بیمار ممکن است گاهی ناخواسته به صورت بستری صورت گیرد، به ویژه اگر بیمار برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.
با این حال، توهم، توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل شود که باید با داروهایی با دوز بالا درمان شود. که عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در بیمارستان بهتر از بیمارانی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.
در دوره حاد بیماری، بیمار اغلب فاقد بینش بیماری خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او بیمار است - در شرایط بستری بیمارستانی، درمان مداوم که کاملا لازم برای پایان دادن به قسمت روان پریشی بیمار است، به سرعت تامین میشود. متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا بیمار را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او درمان کنند: 👈پزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉
امروز، به هیچ وجه، بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری می شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است. هدف این است که بیماران در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود، به بیماران اطلاع داده شود و بیمار بی اطلاع از تصمیمات پزشک نیست، بلکه یک شریک برای تصمیم گیری ها.
📍داروها چه میکنند؟
داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر بیماریهاست. با این حال، تعداد کمی از بیماران وجود دارد که به خوبی به دارو پاسخ نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص پیش بینی کرد.
تلاش برای پایان دادن به یک بیماری اسکیزوفرنیک بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث شکست رواندرمانگر شود. از سوی دیگر، تنها به دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردو. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر بیماری را ایجاد کرد.
داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند. بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این است که کدام علائم بالینی را نشان میدهند.
در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" است که فقط برای بیماران آرامش بخش است، آنها را وابسته می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند. این ایده ها کاملا اشتباه هستند.
اثر آرام بخش نورولپتیک ممکن است در ابتدای درمان مفید باشد، در حالی که بسیاری از بیماران به شدت تحریک شده اند، اما این تاثیر اصلی نیست، بلکه تاثیر جانبی داروست. این به دلیل توانایی آنها در کاهش نشانه های روان پریشی مانند توهم، توهم و سردرگمی است.
و Neuroleptics داروی ابتدا بسیاری از بیماران را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب بیماری مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.
۱