Forwarded from Dr. Morris Setudegan
بنام روان
📍👈علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟👉
🔸علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟
👈فرد مبتلا به بیماری پارانویید یا سوء ظن مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد.
🔸هر شک و بدبینی نشانه بیماری پارانویید نیست!
فرد مبتلا به بیماری پارانویید (سوء ظن همراه با توهم) به زمین و زمان شک دارد، احساس می کند هرکس او را می شناسد برای وی نقشه هایی خصمانه می کشد، ریاست طلب است و حرفش را به زور به کرسی می نشاند، بشدت احساس افسردگی می کند، چیزهایی را می شنود و می بیند که واقعیت ندارد، در تکلم مشکلاتی پیدا می کند، خشن است و گاه به فکر خودکشی می افتد.
📍سوء ظن یا بیماری پارانویید چه علتی دارد
🔻عواملی که در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند :
👈عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.
👈محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . ممکن است بد گمانی به حدی شدید شود که منجر به طلاق ,ضرب و جرح و حتی قتل شود.
🔸با بیماران پارانویید در خانواده چگونه رفتار کنیم
بیماری پارانویید نوعی روان گسیختگی مزمن و جدی است و به درمان های بلندمدت نیاز دارد. فرد پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد. اگر شما هم فردی پارانوئید در خانواده دارید، با عمل کردن به روش هایی که به شما ارائه می کنیم به بهبود آنها کمک کنید.
فرد شکاک همواره خود را در معرض خطر می بیند. از نظر او «همه از پشت خنجر می زنند»! او به زمین و زمان بدبین است و با شمشیر تهمت زندگی را از پا در می آورد و وقتی همسر به این بیماری مبتلا باشد،شک فاصله عاطفی را هر روز بیشتر می کند.
این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دست شان می رسد، تهمت بزنند.
هر حرکتی از سوی شما، یک مدرک خیانت می سازد و همسرتان همچنان به دنبال سرنخی است تا شما را متهم کند و به زمین و زمان اعتماد ندارد، در هر حرف ساده ای دنبال سرزنش و توهین می گردند، و دنبال تلافی کردن است، زندگی آزاردهنده می شود. در این میان شما مطمئن هستید که همسر شما دچار بیماری بدبینی و سوء ظن است.
متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست.
فرد مبتلا به بیماری پارانویید مدام در حال شک کردن نسبت به همه است
🔸پارانویا چیست؟
پارانویا همان بیماری ای است که خیلی ها از آن با نام بدبینی و سوءظن یاد می کنند که یک تفکر غلط است که در ذهن بسیاری از افراد جاافتاده. اگرچه بدبینی و سوءظن جزو علائم این بیماری است ولی این همه ماجرا نیست. این بیماری زیرمجموعه اختلالات شخصیتی قرار می گیرد و بااینکه بیمار پارانویا نقاط مشترکی با بیمار اسکیزوفرنی دارد ولی از خیلی جهات با یکدیگر تفاوت دارند.
🔻علائم زیر می توانند پارانوئید را در بیمار تایید کنند:
1- بیمار بدون دلیل کافی گمان می کند او را استثمار کرده اند و به او ضرر می رسانند یا سرش کلاه می گذارند.
2- بدون دلیل کافی، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان خود را زیر سوال می برد، به صورتی که این شک دائم ذهن او را مشغول می کند.
3- به هیچ کس اطمینان ندارد و می ترسد از اطلاعاتی که او به آنها داده، علیه خودش استفاده کنند.
4- در بین اظهار نظرهای اطرافیان که بی غرض و بدون خطر است و حتی اتفاق های مثبت و خوب، مفاهیم تهدیدکننده یا تحقیرکننده پیدا می کند.
5- همیشه از همه چیز و همه کس دلخور و ناخشنود است و اگر کسی به او توهین یا بی احترامی کرده باشد، هرگز او را نمی بخشد و فراموش نمی کند.
6- با کوچک ترین اتفاق و صحبتی، احساس می کند به شخصیت و اعتبارش لطمه وارد شده و بلافاصله واکنشی خصمانه و خشمگینانه نشان می دهد یا به مقابله می پردازد (در حالی که دیگران چنین برداشتی ندارند.)
7- مکررا و بدون هیچ دلیلی به وفاداری همسرش شک می کند.
🔻چگونه با بیماران پارانویید رفتار کنیم؟
📍 اگر در دور و بری ها یا نزدیکان خود با یک بیمار پارانویید سر و کار دارید، این توصیه ها را جدی بگیرید.
۱
📍👈علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟👉
🔸علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟
👈فرد مبتلا به بیماری پارانویید یا سوء ظن مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد.
🔸هر شک و بدبینی نشانه بیماری پارانویید نیست!
فرد مبتلا به بیماری پارانویید (سوء ظن همراه با توهم) به زمین و زمان شک دارد، احساس می کند هرکس او را می شناسد برای وی نقشه هایی خصمانه می کشد، ریاست طلب است و حرفش را به زور به کرسی می نشاند، بشدت احساس افسردگی می کند، چیزهایی را می شنود و می بیند که واقعیت ندارد، در تکلم مشکلاتی پیدا می کند، خشن است و گاه به فکر خودکشی می افتد.
📍سوء ظن یا بیماری پارانویید چه علتی دارد
🔻عواملی که در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند :
👈عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.
👈محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . ممکن است بد گمانی به حدی شدید شود که منجر به طلاق ,ضرب و جرح و حتی قتل شود.
🔸با بیماران پارانویید در خانواده چگونه رفتار کنیم
بیماری پارانویید نوعی روان گسیختگی مزمن و جدی است و به درمان های بلندمدت نیاز دارد. فرد پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد. اگر شما هم فردی پارانوئید در خانواده دارید، با عمل کردن به روش هایی که به شما ارائه می کنیم به بهبود آنها کمک کنید.
فرد شکاک همواره خود را در معرض خطر می بیند. از نظر او «همه از پشت خنجر می زنند»! او به زمین و زمان بدبین است و با شمشیر تهمت زندگی را از پا در می آورد و وقتی همسر به این بیماری مبتلا باشد،شک فاصله عاطفی را هر روز بیشتر می کند.
این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دست شان می رسد، تهمت بزنند.
هر حرکتی از سوی شما، یک مدرک خیانت می سازد و همسرتان همچنان به دنبال سرنخی است تا شما را متهم کند و به زمین و زمان اعتماد ندارد، در هر حرف ساده ای دنبال سرزنش و توهین می گردند، و دنبال تلافی کردن است، زندگی آزاردهنده می شود. در این میان شما مطمئن هستید که همسر شما دچار بیماری بدبینی و سوء ظن است.
متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست.
فرد مبتلا به بیماری پارانویید مدام در حال شک کردن نسبت به همه است
🔸پارانویا چیست؟
پارانویا همان بیماری ای است که خیلی ها از آن با نام بدبینی و سوءظن یاد می کنند که یک تفکر غلط است که در ذهن بسیاری از افراد جاافتاده. اگرچه بدبینی و سوءظن جزو علائم این بیماری است ولی این همه ماجرا نیست. این بیماری زیرمجموعه اختلالات شخصیتی قرار می گیرد و بااینکه بیمار پارانویا نقاط مشترکی با بیمار اسکیزوفرنی دارد ولی از خیلی جهات با یکدیگر تفاوت دارند.
🔻علائم زیر می توانند پارانوئید را در بیمار تایید کنند:
1- بیمار بدون دلیل کافی گمان می کند او را استثمار کرده اند و به او ضرر می رسانند یا سرش کلاه می گذارند.
2- بدون دلیل کافی، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان خود را زیر سوال می برد، به صورتی که این شک دائم ذهن او را مشغول می کند.
3- به هیچ کس اطمینان ندارد و می ترسد از اطلاعاتی که او به آنها داده، علیه خودش استفاده کنند.
4- در بین اظهار نظرهای اطرافیان که بی غرض و بدون خطر است و حتی اتفاق های مثبت و خوب، مفاهیم تهدیدکننده یا تحقیرکننده پیدا می کند.
5- همیشه از همه چیز و همه کس دلخور و ناخشنود است و اگر کسی به او توهین یا بی احترامی کرده باشد، هرگز او را نمی بخشد و فراموش نمی کند.
6- با کوچک ترین اتفاق و صحبتی، احساس می کند به شخصیت و اعتبارش لطمه وارد شده و بلافاصله واکنشی خصمانه و خشمگینانه نشان می دهد یا به مقابله می پردازد (در حالی که دیگران چنین برداشتی ندارند.)
7- مکررا و بدون هیچ دلیلی به وفاداری همسرش شک می کند.
🔻چگونه با بیماران پارانویید رفتار کنیم؟
📍 اگر در دور و بری ها یا نزدیکان خود با یک بیمار پارانویید سر و کار دارید، این توصیه ها را جدی بگیرید.
۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈 سعی نکنید رفتار آن ها را تغییر دهید، این کار تقریبا غیرممکن است.
👈 سعی کنید ارتباطتان با بیمار را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.
👈 هنگامی که بیمار سوءظن نسبت به همسرش پیداکرده، مواظب باشید تا از همسر او جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط دارید و به شما هم بدگمان شود.
👈 هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.
👈 از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است اگر درمان نشوند.
فرد مبتلا به بیماری پارانویید گمان میکند همه در حال توطئه علیه او هستند .
راهکار در رفتار با افراد پارانویا
- هر چه سریعتر به یک روانپزشک و مشاور مراجعه کنید.
👈 قراردادن همسر در جریان کارهای روزمره.
👈 انجام و اجرا امور منزل اعم از خرید و غیره با همسر.
👈 موضوع را از دریچه نگاه او ببینید بعد قضاوت کنید.
👈 از انجام کارهایی که خط قرمز او هست تا جای امکان بپرهیزید.
👈 برای ادامه این زندگی مخصوصا اگر بچه دارید، باید بسازید و درمان شوید.
نکته آخر
تاکید می کنیم، هر شک و بدبینی اختلال شخصیتپارانویید نیست. برخی از دیگر اختلالات روانی نیز ممکن است با اختلال شخصیت پارانویید اشتباه گرفته شوند.در اسکیزوفرنی پارانویید که از اختلالات شدید روانی است، شک و بدبینی با هذیان و توهم همراه است و شروع آن ناگهانی تر است. در نهایت ذکر این نکته لازم است که گاهی شرایط اجتماعی نیز می تواند باعث ایجاد بدبینی یا احتیاط بیش از حد در گروهی خاص یا اکثریت جامعه شود.
منبع سلامت روان
تنظیم دکتر موریس ستودگان
۲
👈 سعی کنید ارتباطتان با بیمار را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.
👈 هنگامی که بیمار سوءظن نسبت به همسرش پیداکرده، مواظب باشید تا از همسر او جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط دارید و به شما هم بدگمان شود.
👈 هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.
👈 از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است اگر درمان نشوند.
فرد مبتلا به بیماری پارانویید گمان میکند همه در حال توطئه علیه او هستند .
راهکار در رفتار با افراد پارانویا
- هر چه سریعتر به یک روانپزشک و مشاور مراجعه کنید.
👈 قراردادن همسر در جریان کارهای روزمره.
👈 انجام و اجرا امور منزل اعم از خرید و غیره با همسر.
👈 موضوع را از دریچه نگاه او ببینید بعد قضاوت کنید.
👈 از انجام کارهایی که خط قرمز او هست تا جای امکان بپرهیزید.
👈 برای ادامه این زندگی مخصوصا اگر بچه دارید، باید بسازید و درمان شوید.
نکته آخر
تاکید می کنیم، هر شک و بدبینی اختلال شخصیتپارانویید نیست. برخی از دیگر اختلالات روانی نیز ممکن است با اختلال شخصیت پارانویید اشتباه گرفته شوند.در اسکیزوفرنی پارانویید که از اختلالات شدید روانی است، شک و بدبینی با هذیان و توهم همراه است و شروع آن ناگهانی تر است. در نهایت ذکر این نکته لازم است که گاهی شرایط اجتماعی نیز می تواند باعث ایجاد بدبینی یا احتیاط بیش از حد در گروهی خاص یا اکثریت جامعه شود.
منبع سلامت روان
تنظیم دکتر موریس ستودگان
۲
💫💫💫💫
فکر به سه چیز منو شدیدا رنجور میکنه؛
خانه های بدون کتاب، انسانهای بدون خرد و حرف های بدون منطق. و چقدر این سه مقوله با هم در نسبیت هستند.
م. ستودگان💫
فکر به سه چیز منو شدیدا رنجور میکنه؛
خانه های بدون کتاب، انسانهای بدون خرد و حرف های بدون منطق. و چقدر این سه مقوله با هم در نسبیت هستند.
م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این جمله از الی ویزل Elie Wiesel هست. 👆👆👆
برای همه اونهایی که فکر میکنند نقطه مقابل عشق بی تفاوتی هست.
برای همه اونهایی که فکر میکنند نقطه مقابل عشق بی تفاوتی هست.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
What is the opposite of love? - General Philosophy - Science Forums
https://www.scienceforums.net
To me, the clear-cut opposite of love is hate. And that makes perfect sense. Indifference cannot be the opposite of love because indifference by definition means that you don't feel anything for the person, you neither love nor hate the person
https://www.scienceforums.net
To me, the clear-cut opposite of love is hate. And that makes perfect sense. Indifference cannot be the opposite of love because indifference by definition means that you don't feel anything for the person, you neither love nor hate the person
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆ساینس فروم یا یک انجمن علمی در این زمینه اعلام میکنه که بی تفاوتی متضاد عشق نیست ...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به این نمودار نگاه کنید👆 این هم یک توضیح دیگه هست که نقاط متقابل رو نشون میده. ولی بی تفاوتی نقطه مقابل عشق نیست. گر چه از دید احساسی نفرت فقط زخم بعد از عشق هست و اثرش بعد از "شکست در عشق" ولی نقطه مقابل فلسفی اون نیست. چون نفرت فقط وقتی بوجود میاد که عشق بوده باشه (در رابطه ها منظور هست) ولی باز هم بررسی میکنیم.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
📌ترجمه: دکتر موریس ستودگان
با توجه به گفته دکتر اسکات پک، عشق، یعنی تمایل بالابردن عزت نفس خود به منظور پرورش رشد معنوی خودمان و شخص دیگر در رابطه با ما.
او توضیح می دهد که عشق یک شکل بخصوصی از فعالیت و یا یک شکلی از شجاعت است، زیرا به یک راده خاصی نیازمند است. {عشق ارادی میباشد}
که این من را به پرسشی سوق می دهد، که آیا ممکن است با مصمم بودن در خواسته ما و بدون اینکه فعالیتی کنیم و یا شجاعتی نشان دهیم، عشق بورزیم؟
آیا می توانیم بدون داشتن خلاقیت و فعالیت های ذهنی یا جسمی که برای رشد معنوی خود یا دیگران نیاز است، عشق بورزیم؟
چه خواهد شد اگر با عشق بدون نیاز به ترس از عواقب نبودن ان یا هر چیزی که باعث ترس ما از عشق می شود، روبرو شویم؟
بیایید نگاهی به بعضی مثالها بیندازیم:
اگر روز تولد ما بود و هیچ شخصی آن را به هیچ وجه بیاد نمیاورد، و یا شکل یا شکلی که ما انتظار داشتیم عکسالعمل نشان دهد، نشان نمیدهد تا زمانی که به آنها یادآوری کنیم، که آنها میگویند که قصد داشتند کاری را برای ما انجام دهند (فعالیتی انجام شود) اما فراموش کرده اند. چگونه احساس می کنیم؟ با چه چیزی روبرو میشویم؟
آیا می توانیم به فرزندانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم بدون اینکه با آنها بازی کنیم (فعالیتی انجام دهیم) یا مکالمات جدی با آنها داشته باشیم (به عنوان مثال، کنترل خلق و مرز گزاری) - همانطور که همه والدین (شجاعت) بخرج میدهند برای این امر مهم تا عشق را نشان دهند؟
اگر ما با همسرمان هرگز نتوانیم مکالمات سختی را در هنگام استدلال یا اختلاف نظر ( و شجاعت) داشته باشیم، چه اتفای خواهد افتاد. چه اتفاقی می افتد اگر ما شریک زندگی خود را دوست داشته باشیم و تصمیم داریم با او زندگی را بسازیم ولی با بروز مشکلات او به ناگهان ما را ترک میکند (فرار از مشکلات)؟
در اینجا سوال واقعی است: آیا ممکن است هیچ گونه تاثیر یا تفاوت در جهان - و یا در شخص دیگری - تنها با هدف ما و خواست ما انجام شود؟ و یا نیاز به عمل (فعالیت برای رابطه) است ؟
درست مانند ایتکه قصد کنیم جهان را تغییر دهیم اما قصد ما تنها کافی نیست، قصد ما ارتباطی را تغییر نمی دهد - عمل ما در قالب فعالیت و یا شجاعت تغییر میتواند تعییر در رابطه بوجود آورد.
دکتر پک میگوید.
👈 عشق عشق است هم قصد و اراده دارد و هم فعالیت در آن وجود دارد؛
👈 نفرت نفرت است و آنهم قصد و اراده نیاز دارد و عملی شکل میگیرد؛
👈 بی تفاوتی نه اراده نیاز دارد و نه عمل خاصی می کند {همه ما به شکل گیری شیمیایی Co2 اطراف ما بی تفاوتیم چه بدانیم و چه بی اطلاع باشیم }
هر دو نفرت و عشق نیاز به مراقبت دارند؛ و مراقبت از این احساس در هر دو درگیر است. {پس هر دو عشق و نفرت احساس برای شخصی مشخص هستند و با یک کمیت ولی کیفیت متفاوت در پسامد و بازتاب ان.}
🔻در مورد عشق، ما برای رشد خود و رشد معنوی دیگران تلاش و مراقبت می کنیم و بنابراین ما آن را در قالب اقدامات (فعالیت) مثبت، گرم و ذهنی بیان می کنیم.
🔻در مورد نفرت، ما نسبت به رشد خودمان و عدم رشد معنوی دیگران باز هم اهمیت می دهیم، بنابراین ما آن را در قالب اقدامات منفی، سرد و ناخوشایند بیان می کنیم.
🔻با این وجود، بی تفاوتی متفاوت است، زیرا هیچ مشکلی درگیر نیست.
مراقبت شما برای خود یا رشد معنوی دیگران مد نظر نیست، {پس هدف زندگی، رشد معنوی در آن نیست}، بلکه همانند آنچه که وجود دارد و به آن عادت کرده ایم یا توجه نکرده ایم مثل گرد و غبار باشد که در گوشه اتاق جمع می شود - وجود ندارد و یا همیشه مهم نیست.
در مورد روابط من می خواهم بحث کنم که وقتی که به طرف مقابل عشق میورزیم، هر دو "نفرت" و "بی تفاوتی" می توانند این نقش را به همان اندازه بازی کنند. که در گرافیک بالا سعی در توضیح نموداری آن کردم.
👈"عشق"، "نفرت" و "بی تفاوتی" هر یک از اضلاع یک مثلث برابرالاضلاع است - که هر یک از آنها مخالف یکدیگر هستند.
📍این یعنی چی؟
این بدان معنی است که بله، عشق و نفرت مخالف یکدیگر هستند - اما این بدان معنی است که عشق و بی تفاوتی هم نیز مخالف یکدیگر هستند.
این بدان معنی است که وقتی شما نسبت به چیزی یا فردی بی تفاوت هستید، به عنوان کسی که از او نفرت دارید، رفتار می کنید. یعنی باید فعالیتی داشته باشید. این بدان معنی است که وقتی از یک رابطه عمیق و دوست داشتنی با شخص دیگری خارج شوید و با بی تفاوتی نسبت به او رفتار کنید، می تواند به همان اندازه بد به عنوان پایان دادن با نفرت به آن صدمه بزند. یعنی هنگامی که از فردی نیازمند {به عنوان یک فرد بی خانمان با درخواست کمک از ما} با بی تفاوتی می گذریم، ممکن است به همان اندازه نگران کننده باشد با کسی که با نفرت به او جواب میدهد، {مقصر خودتی}. یک مثال انگلیسی میگوید قاتل {نفرت} در عمل است و شاهد قتل {بی تفاوت} اگر کاری انجام ندهد، همدست اوست.
با توجه به گفته دکتر اسکات پک، عشق، یعنی تمایل بالابردن عزت نفس خود به منظور پرورش رشد معنوی خودمان و شخص دیگر در رابطه با ما.
او توضیح می دهد که عشق یک شکل بخصوصی از فعالیت و یا یک شکلی از شجاعت است، زیرا به یک راده خاصی نیازمند است. {عشق ارادی میباشد}
که این من را به پرسشی سوق می دهد، که آیا ممکن است با مصمم بودن در خواسته ما و بدون اینکه فعالیتی کنیم و یا شجاعتی نشان دهیم، عشق بورزیم؟
آیا می توانیم بدون داشتن خلاقیت و فعالیت های ذهنی یا جسمی که برای رشد معنوی خود یا دیگران نیاز است، عشق بورزیم؟
چه خواهد شد اگر با عشق بدون نیاز به ترس از عواقب نبودن ان یا هر چیزی که باعث ترس ما از عشق می شود، روبرو شویم؟
بیایید نگاهی به بعضی مثالها بیندازیم:
اگر روز تولد ما بود و هیچ شخصی آن را به هیچ وجه بیاد نمیاورد، و یا شکل یا شکلی که ما انتظار داشتیم عکسالعمل نشان دهد، نشان نمیدهد تا زمانی که به آنها یادآوری کنیم، که آنها میگویند که قصد داشتند کاری را برای ما انجام دهند (فعالیتی انجام شود) اما فراموش کرده اند. چگونه احساس می کنیم؟ با چه چیزی روبرو میشویم؟
آیا می توانیم به فرزندانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم بدون اینکه با آنها بازی کنیم (فعالیتی انجام دهیم) یا مکالمات جدی با آنها داشته باشیم (به عنوان مثال، کنترل خلق و مرز گزاری) - همانطور که همه والدین (شجاعت) بخرج میدهند برای این امر مهم تا عشق را نشان دهند؟
اگر ما با همسرمان هرگز نتوانیم مکالمات سختی را در هنگام استدلال یا اختلاف نظر ( و شجاعت) داشته باشیم، چه اتفای خواهد افتاد. چه اتفاقی می افتد اگر ما شریک زندگی خود را دوست داشته باشیم و تصمیم داریم با او زندگی را بسازیم ولی با بروز مشکلات او به ناگهان ما را ترک میکند (فرار از مشکلات)؟
در اینجا سوال واقعی است: آیا ممکن است هیچ گونه تاثیر یا تفاوت در جهان - و یا در شخص دیگری - تنها با هدف ما و خواست ما انجام شود؟ و یا نیاز به عمل (فعالیت برای رابطه) است ؟
درست مانند ایتکه قصد کنیم جهان را تغییر دهیم اما قصد ما تنها کافی نیست، قصد ما ارتباطی را تغییر نمی دهد - عمل ما در قالب فعالیت و یا شجاعت تغییر میتواند تعییر در رابطه بوجود آورد.
دکتر پک میگوید.
👈 عشق عشق است هم قصد و اراده دارد و هم فعالیت در آن وجود دارد؛
👈 نفرت نفرت است و آنهم قصد و اراده نیاز دارد و عملی شکل میگیرد؛
👈 بی تفاوتی نه اراده نیاز دارد و نه عمل خاصی می کند {همه ما به شکل گیری شیمیایی Co2 اطراف ما بی تفاوتیم چه بدانیم و چه بی اطلاع باشیم }
هر دو نفرت و عشق نیاز به مراقبت دارند؛ و مراقبت از این احساس در هر دو درگیر است. {پس هر دو عشق و نفرت احساس برای شخصی مشخص هستند و با یک کمیت ولی کیفیت متفاوت در پسامد و بازتاب ان.}
🔻در مورد عشق، ما برای رشد خود و رشد معنوی دیگران تلاش و مراقبت می کنیم و بنابراین ما آن را در قالب اقدامات (فعالیت) مثبت، گرم و ذهنی بیان می کنیم.
🔻در مورد نفرت، ما نسبت به رشد خودمان و عدم رشد معنوی دیگران باز هم اهمیت می دهیم، بنابراین ما آن را در قالب اقدامات منفی، سرد و ناخوشایند بیان می کنیم.
🔻با این وجود، بی تفاوتی متفاوت است، زیرا هیچ مشکلی درگیر نیست.
مراقبت شما برای خود یا رشد معنوی دیگران مد نظر نیست، {پس هدف زندگی، رشد معنوی در آن نیست}، بلکه همانند آنچه که وجود دارد و به آن عادت کرده ایم یا توجه نکرده ایم مثل گرد و غبار باشد که در گوشه اتاق جمع می شود - وجود ندارد و یا همیشه مهم نیست.
در مورد روابط من می خواهم بحث کنم که وقتی که به طرف مقابل عشق میورزیم، هر دو "نفرت" و "بی تفاوتی" می توانند این نقش را به همان اندازه بازی کنند. که در گرافیک بالا سعی در توضیح نموداری آن کردم.
👈"عشق"، "نفرت" و "بی تفاوتی" هر یک از اضلاع یک مثلث برابرالاضلاع است - که هر یک از آنها مخالف یکدیگر هستند.
📍این یعنی چی؟
این بدان معنی است که بله، عشق و نفرت مخالف یکدیگر هستند - اما این بدان معنی است که عشق و بی تفاوتی هم نیز مخالف یکدیگر هستند.
این بدان معنی است که وقتی شما نسبت به چیزی یا فردی بی تفاوت هستید، به عنوان کسی که از او نفرت دارید، رفتار می کنید. یعنی باید فعالیتی داشته باشید. این بدان معنی است که وقتی از یک رابطه عمیق و دوست داشتنی با شخص دیگری خارج شوید و با بی تفاوتی نسبت به او رفتار کنید، می تواند به همان اندازه بد به عنوان پایان دادن با نفرت به آن صدمه بزند. یعنی هنگامی که از فردی نیازمند {به عنوان یک فرد بی خانمان با درخواست کمک از ما} با بی تفاوتی می گذریم، ممکن است به همان اندازه نگران کننده باشد با کسی که با نفرت به او جواب میدهد، {مقصر خودتی}. یک مثال انگلیسی میگوید قاتل {نفرت} در عمل است و شاهد قتل {بی تفاوت} اگر کاری انجام ندهد، همدست اوست.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆👆نوشته های داخل (پرانتز) و {اکولاد} از مترجم برای تسهیل درک مطلب است.
ستودگان💫
ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
💫💫💫
و اما رواندرمانگر من در بازتاب من با پیدا کردن نقطه مقابل عشق به من فرصت داد. جالب اینجاست که این تضاد ها که ریشه در duality دویالیتی (ثنویت) دارد قسمتی از فرهنگ ماست.
ما آموختیم که شب و روز، شیطان و خدا، سیاه و سفید و بهشت و جهنم و یا بد و خوب و مهربان و بدذات و نهایتا عشق و نفرت و این یا آنها افکار ما رو شدیدا از خلاق بودن محروم میکنند.
عشق دوره های متفاوتی دارد مانند: شیدایی و از خودگذشتگی و یا عدم باور به نیازهای خود و چشم پوشی از برخی خواسته ها با این باور که زمانی بهتر خواهد شد. تقریبا همه ما در تعاملات عشقی ما مدام در داد و ستد هستیم که به خوشبختی شاید قدمی نزدیک تر شویم.
نکته اصلی اینجاست که عشق در واقع حالتی احساسی اموخته شده هست که ما آنرا می سازیم تا احساس بهتری داشته باشیم. در واقع از reality (حقیقت) و حقیقت فرد فاصله میگیریم، چرا که فقط باور داریم او را میشناسیم و در واقع آنطور نیست. ما از عشق و فردی که عاشق و مجذوب میشویم چیزی می سازیم که خواست ماست نه وجود واقعی آن چیز و یا ماهیت اصلی آن. چرا که زمانی که به ماهیت اصلی آن پی میبریم تناقض ها شروع میشوند و رابطه ها سرد میشوند و دویالیتی و ثنویت دوباره فعال میشود و اینبار در خلاف جهت. در دوران شیفتگی و یا وقتی به نیازهای ما لبیک گفته نمیشود، به reality حقیقت زندگی روزمره باز می گردیم. انوقت همان که شیدای صدایش بودیم از شنیدن صدایش انزجار پیدا میکنیم و دویاره ساختن بت جدیری را جستجو میکنیم تا شاید اینبار قدمی نزدیکتر به خوشبختی شویم.
و تو بخوان ادامه این حدیث.
م. ستودگان💫
و اما رواندرمانگر من در بازتاب من با پیدا کردن نقطه مقابل عشق به من فرصت داد. جالب اینجاست که این تضاد ها که ریشه در duality دویالیتی (ثنویت) دارد قسمتی از فرهنگ ماست.
ما آموختیم که شب و روز، شیطان و خدا، سیاه و سفید و بهشت و جهنم و یا بد و خوب و مهربان و بدذات و نهایتا عشق و نفرت و این یا آنها افکار ما رو شدیدا از خلاق بودن محروم میکنند.
عشق دوره های متفاوتی دارد مانند: شیدایی و از خودگذشتگی و یا عدم باور به نیازهای خود و چشم پوشی از برخی خواسته ها با این باور که زمانی بهتر خواهد شد. تقریبا همه ما در تعاملات عشقی ما مدام در داد و ستد هستیم که به خوشبختی شاید قدمی نزدیک تر شویم.
نکته اصلی اینجاست که عشق در واقع حالتی احساسی اموخته شده هست که ما آنرا می سازیم تا احساس بهتری داشته باشیم. در واقع از reality (حقیقت) و حقیقت فرد فاصله میگیریم، چرا که فقط باور داریم او را میشناسیم و در واقع آنطور نیست. ما از عشق و فردی که عاشق و مجذوب میشویم چیزی می سازیم که خواست ماست نه وجود واقعی آن چیز و یا ماهیت اصلی آن. چرا که زمانی که به ماهیت اصلی آن پی میبریم تناقض ها شروع میشوند و رابطه ها سرد میشوند و دویالیتی و ثنویت دوباره فعال میشود و اینبار در خلاف جهت. در دوران شیفتگی و یا وقتی به نیازهای ما لبیک گفته نمیشود، به reality حقیقت زندگی روزمره باز می گردیم. انوقت همان که شیدای صدایش بودیم از شنیدن صدایش انزجار پیدا میکنیم و دویاره ساختن بت جدیری را جستجو میکنیم تا شاید اینبار قدمی نزدیکتر به خوشبختی شویم.
و تو بخوان ادامه این حدیث.
م. ستودگان💫
💫💫💫💫
دکتر موریس ستودگان
📍قسمت اول: تفسیر تصاویر از "موقعیت کنونی زندگی "
✳️ مهمترین نکات نشانه شناسی
۱. شکل و ارائه از تصویر
۲. تفسیر نوری از تصویر
۳. معناشناسی (تفسیر کاراکترهای انتخاب شده)
۴. پراگماتیک (تفسیر عملی شناخته شده در تصویر)
1. Introduction/Presentation
شکل و ارائه تصویر
(با مهمترین اطلاعات موجود)
🔻عنوان عکس انتخاب شده از دید شخص؟
🔻نام و اطلاعات اصلی از طرف شخص؟
🔻زمان و مکان و مبدأ / چه دوره ای تصویر بوجود امده؟
🔻اندازه تصویر؟
🔻 روش پیاده سازی کارتون یا واقعی یا شخص در تصویر شناخته شده؟
🔻اکنونِ تصویر کجاست؟
🔻آشکارا (انگیزه) تصویر چیست؟
2. Syntactic
موثر بودن تصویر
(تفسیر نوری تصویر، روز یا شب. ماه و فصل)
🔻موتیف (که نشان داده شده است)
🔻رنگ امیزی
🔻تضاد ها
🔻موارد اشکار
🔻تکنیک عکس برداری و تصویر سازی
🔻نور / سایه ، روز و شب
🔻فضايی / چشم انداز
🔻ترکیب نمودارها
🔻ویژگی های دیگر با معنای دوگانه
3. Semantic
معانی یا کاراکترها
🔻چه چیزی را می بینید و چگونه می توانید آنچه که دیده اید را تفسیر کنید؟ تجربه، تحصیلات تفسیر کننده و خلاقیت با توجه به شماره ۱ و ۲ و ۴
4. Pragmatic
(چرا این عکس ما را گمراه یا جذب می کند)
🔻هدف از هنرمند / عملکرد چه میتواند باشد؟
🔻 اثر شخص برجسته ایست؟ پیکاسو یا فان گوخ
🔻آیا عنوان تصویر قابل درک برای بیننده است؟ یا absurd است.
در قسمت دوم در مورد نمودار ها در تصویر توضیح خواهم داد.
دکتر موریس ستودگان
📍قسمت اول: تفسیر تصاویر از "موقعیت کنونی زندگی "
✳️ مهمترین نکات نشانه شناسی
۱. شکل و ارائه از تصویر
۲. تفسیر نوری از تصویر
۳. معناشناسی (تفسیر کاراکترهای انتخاب شده)
۴. پراگماتیک (تفسیر عملی شناخته شده در تصویر)
1. Introduction/Presentation
شکل و ارائه تصویر
(با مهمترین اطلاعات موجود)
🔻عنوان عکس انتخاب شده از دید شخص؟
🔻نام و اطلاعات اصلی از طرف شخص؟
🔻زمان و مکان و مبدأ / چه دوره ای تصویر بوجود امده؟
🔻اندازه تصویر؟
🔻 روش پیاده سازی کارتون یا واقعی یا شخص در تصویر شناخته شده؟
🔻اکنونِ تصویر کجاست؟
🔻آشکارا (انگیزه) تصویر چیست؟
2. Syntactic
موثر بودن تصویر
(تفسیر نوری تصویر، روز یا شب. ماه و فصل)
🔻موتیف (که نشان داده شده است)
🔻رنگ امیزی
🔻تضاد ها
🔻موارد اشکار
🔻تکنیک عکس برداری و تصویر سازی
🔻نور / سایه ، روز و شب
🔻فضايی / چشم انداز
🔻ترکیب نمودارها
🔻ویژگی های دیگر با معنای دوگانه
3. Semantic
معانی یا کاراکترها
🔻چه چیزی را می بینید و چگونه می توانید آنچه که دیده اید را تفسیر کنید؟ تجربه، تحصیلات تفسیر کننده و خلاقیت با توجه به شماره ۱ و ۲ و ۴
4. Pragmatic
(چرا این عکس ما را گمراه یا جذب می کند)
🔻هدف از هنرمند / عملکرد چه میتواند باشد؟
🔻 اثر شخص برجسته ایست؟ پیکاسو یا فان گوخ
🔻آیا عنوان تصویر قابل درک برای بیننده است؟ یا absurd است.
در قسمت دوم در مورد نمودار ها در تصویر توضیح خواهم داد.
دکتر موریس ستودگان
قسمت دوم
📍تکنیک های فتوتراپی در مشاوره و درمان
در این روش از احساسات، خاطرات، افکار، و سایر اطلاعات که باعث انتخاب این عکس ها شده به عنوان یک کاتالیزور برای گفتگو در درمان مورد استفاده قرار میگیرد. در درمان عکس های شخصی و عکس های خانوادگی از مراجع حائز اهمیت می باشد.
👈اسرار انتخاب عکس شخصی و عکس خانوادگی و یا تصاویر دیگر
هر عکسی که یک شخص خودش می گیرد یا انتخاب می کند، به نوعی یک پرتره در باره حال اوست. این نشان دهنده یک نوع "آینه برای حافظه" است که نشان دهنده لحظات و افرادی است که بسیار مهم هستند یا بودند که باید برای همیشه به یادگار بمانند. به طور خلاصه، این عکس ها نشان می دهد زندگی فرد در حال گذر است و پرداختن به مشکلات فعلی زندگی شخصی او یا احساس فعلی او از نیازهای اوست. نیازهای شخص از این انتخابها دیده می شود. این تصاویر میتوانند یک رد پا به عنوان دنباله روی از احساس مراجع قابل برداشت باشد، که نشان می دهد که فرد احساسی و فیزیکی در کجای میباشد، و شاید نشان می دهد که او در آینده به چه جهتی خواهد رفت. مثلا تصویر یک عده پرندگان میتواند نیاز به تشکیل خانواده باشد و یا تصویر خانه میتواند نیاز به تغییر مکان باشد. دریا میتواند از عزم به ازادی و گسستن زنجیرها باشد. مثلا انتخاب تصویر یک اسلحه سرد و یا گرم میتواند از یک موقعیتی بگوید که شخص به فکر انتقام است. حتی کنش ها و واکنش ها بر روی کارت پستال، تصاویر از مجلات، و عکس های از مراجع گرفته شده، و یا توسط دیگران ساخته شده اند که به نظر می تواند بینشی به زندگی درونی شخص و اسرار او که قادر به گفتار مستقیم نیست، باز گو کند. مثلا کودکانی که از آزار فیزیکی و یا حتی جنسی رنج برده اند معمولا تصاویر درختان خشک و پوسیده و یا تارعنکبوت، تصاویر تاریک و خون و یا اسلحه انتخاب میکنند. نحوه استفاده از نور در تصاویر بسبار مهم است.
معنی واقعی یک عکس در حقایق بصری قابل رویت است، نه اینکه در آن جزئیات مختلف عکس هایی که در ذهن و قلب ما ایجاد می کند، می تواند تحریک کننده باشند. در حالی که به یک عکس نگاه می کنیم، به خودی خود یک معنی را ایجاد می کنیم که فکر می کنیم از عکس قابل برداشت است. در اینجا تجربه و بازتاب بسیار مهم است. این معنای ممکن است با معنی که در ابتدا توسط عکاس در نظر گرفته شده مطابقت داشته باشد اما الزامی نیست. بنابراین، اهمیت (و پیام عاطفی) بسته به فرد مشاهده گر عکس، به عنوان ادراک و زندگی و تجربه شخصی نقشی بازی میکند و بر تصمیم درمانگر میتواند تاثیر گذار باشد.در واقع آنچه که ما واقعیت در نظر میگیریم، بخشی از داستان ماست. بنابراین واکنش به عکس هایی که برای افرادی که اهمیت خاصی دارند، می تواند درمورد این انتخاب از تصاویر یا اشخاص بسیار مشهود باشد، در صورتی که فقط سوالات را درست مطرح کنیم.
👈چگونه درمانگران از عکس ها برای کمک به مردم استفاده می کنند
اکثر مردم عکس ها را بدون فکر کردن زیاد در مورد دلیل انتخاب آن به درمانگر نشان میدهند. اما عنوان این عکس ها و وضعیت مهم روزمره شخص (کس احساسات مرتبط با ناخودآگاه) می تواند به عنوان نقطه شروع طبیعی انتخاب عکس های شخصی به بحث در مورد احساسات و خاطرات (به خصوص عمیقا دفن و احساسات فراموش شده) همراه با مسائل روان درمانی خدمت فراوان کنند. درمانگران بر این باورند که انتخاب عکس از طرف مراجع در واقع یک دعوت به درون اوست و برای شکستن یخ ها اغلب ملموس میباشند. این تصاویر نشان دهنده نمادین خود سازه ها و رسانه ای استعاری برای اتصال به مراجع میباشد. این تصاویر به ما اجازه می دهد بینش عمیق تر به روح و روان مراجع داشته باشیم، چرا که گاهی کلمات در بیان قاصرند.
تحت هدایت یک درمانگر که با تکنیک های عکس درمانی آشنا است، جلسات درمان با عکس های شخصی مهم، و همچنین تصاویر خانوادگی ممکن میباشد. چرا که لحظات عاطفی از تصویر قابل برداشت میگردد. چنین اطلاعاتی نهفته در تمام عکس های شخصی از مراجع وجود دارد. اگر آنها را بتوان مورد استفاده قرار داد، میتوان با تمرکز بر روی تصاویر در درمان وارد دیالوگ شد و طبیعتا نتایج مرغوب تر خواهد داشت و کمتر توسط مراجع سانسور ناخودآگاه صورت میگیرد.
در جلسات عکس ها نه تنها به صورت منفعلانه مشاهده و بازتاب می شوند، بلکه نیز به طور فعال استفاده میگردد. مثلا مراجع عکس ها را میچیند، با آنها صحبت می کند، به آنها گوش می دهند، آنها را بازسازی می کنند، آنها را تجدید می کند تا داستان های جدید را با آنها بسازد یا نمایش دهد. علاوه بر این، تلاش بر این است که عکسهای شخصی به تجسم دوباره در حافظه و تخیل مراجع به ادغام داستان ها و تجربه های ناخوشایند کمک دیگر کند و وسیله بیان گردد، و یا حتی به یک گفتگوی فعال با دیگر عکس ها میتواند وارد شود.
قسمت دوم
📍تکنیک های فتوتراپی در مشاوره و درمان
در این روش از احساسات، خاطرات، افکار، و سایر اطلاعات که باعث انتخاب این عکس ها شده به عنوان یک کاتالیزور برای گفتگو در درمان مورد استفاده قرار میگیرد. در درمان عکس های شخصی و عکس های خانوادگی از مراجع حائز اهمیت می باشد.
👈اسرار انتخاب عکس شخصی و عکس خانوادگی و یا تصاویر دیگر
هر عکسی که یک شخص خودش می گیرد یا انتخاب می کند، به نوعی یک پرتره در باره حال اوست. این نشان دهنده یک نوع "آینه برای حافظه" است که نشان دهنده لحظات و افرادی است که بسیار مهم هستند یا بودند که باید برای همیشه به یادگار بمانند. به طور خلاصه، این عکس ها نشان می دهد زندگی فرد در حال گذر است و پرداختن به مشکلات فعلی زندگی شخصی او یا احساس فعلی او از نیازهای اوست. نیازهای شخص از این انتخابها دیده می شود. این تصاویر میتوانند یک رد پا به عنوان دنباله روی از احساس مراجع قابل برداشت باشد، که نشان می دهد که فرد احساسی و فیزیکی در کجای میباشد، و شاید نشان می دهد که او در آینده به چه جهتی خواهد رفت. مثلا تصویر یک عده پرندگان میتواند نیاز به تشکیل خانواده باشد و یا تصویر خانه میتواند نیاز به تغییر مکان باشد. دریا میتواند از عزم به ازادی و گسستن زنجیرها باشد. مثلا انتخاب تصویر یک اسلحه سرد و یا گرم میتواند از یک موقعیتی بگوید که شخص به فکر انتقام است. حتی کنش ها و واکنش ها بر روی کارت پستال، تصاویر از مجلات، و عکس های از مراجع گرفته شده، و یا توسط دیگران ساخته شده اند که به نظر می تواند بینشی به زندگی درونی شخص و اسرار او که قادر به گفتار مستقیم نیست، باز گو کند. مثلا کودکانی که از آزار فیزیکی و یا حتی جنسی رنج برده اند معمولا تصاویر درختان خشک و پوسیده و یا تارعنکبوت، تصاویر تاریک و خون و یا اسلحه انتخاب میکنند. نحوه استفاده از نور در تصاویر بسبار مهم است.
معنی واقعی یک عکس در حقایق بصری قابل رویت است، نه اینکه در آن جزئیات مختلف عکس هایی که در ذهن و قلب ما ایجاد می کند، می تواند تحریک کننده باشند. در حالی که به یک عکس نگاه می کنیم، به خودی خود یک معنی را ایجاد می کنیم که فکر می کنیم از عکس قابل برداشت است. در اینجا تجربه و بازتاب بسیار مهم است. این معنای ممکن است با معنی که در ابتدا توسط عکاس در نظر گرفته شده مطابقت داشته باشد اما الزامی نیست. بنابراین، اهمیت (و پیام عاطفی) بسته به فرد مشاهده گر عکس، به عنوان ادراک و زندگی و تجربه شخصی نقشی بازی میکند و بر تصمیم درمانگر میتواند تاثیر گذار باشد.در واقع آنچه که ما واقعیت در نظر میگیریم، بخشی از داستان ماست. بنابراین واکنش به عکس هایی که برای افرادی که اهمیت خاصی دارند، می تواند درمورد این انتخاب از تصاویر یا اشخاص بسیار مشهود باشد، در صورتی که فقط سوالات را درست مطرح کنیم.
👈چگونه درمانگران از عکس ها برای کمک به مردم استفاده می کنند
اکثر مردم عکس ها را بدون فکر کردن زیاد در مورد دلیل انتخاب آن به درمانگر نشان میدهند. اما عنوان این عکس ها و وضعیت مهم روزمره شخص (کس احساسات مرتبط با ناخودآگاه) می تواند به عنوان نقطه شروع طبیعی انتخاب عکس های شخصی به بحث در مورد احساسات و خاطرات (به خصوص عمیقا دفن و احساسات فراموش شده) همراه با مسائل روان درمانی خدمت فراوان کنند. درمانگران بر این باورند که انتخاب عکس از طرف مراجع در واقع یک دعوت به درون اوست و برای شکستن یخ ها اغلب ملموس میباشند. این تصاویر نشان دهنده نمادین خود سازه ها و رسانه ای استعاری برای اتصال به مراجع میباشد. این تصاویر به ما اجازه می دهد بینش عمیق تر به روح و روان مراجع داشته باشیم، چرا که گاهی کلمات در بیان قاصرند.
تحت هدایت یک درمانگر که با تکنیک های عکس درمانی آشنا است، جلسات درمان با عکس های شخصی مهم، و همچنین تصاویر خانوادگی ممکن میباشد. چرا که لحظات عاطفی از تصویر قابل برداشت میگردد. چنین اطلاعاتی نهفته در تمام عکس های شخصی از مراجع وجود دارد. اگر آنها را بتوان مورد استفاده قرار داد، میتوان با تمرکز بر روی تصاویر در درمان وارد دیالوگ شد و طبیعتا نتایج مرغوب تر خواهد داشت و کمتر توسط مراجع سانسور ناخودآگاه صورت میگیرد.
در جلسات عکس ها نه تنها به صورت منفعلانه مشاهده و بازتاب می شوند، بلکه نیز به طور فعال استفاده میگردد. مثلا مراجع عکس ها را میچیند، با آنها صحبت می کند، به آنها گوش می دهند، آنها را بازسازی می کنند، آنها را تجدید می کند تا داستان های جدید را با آنها بسازد یا نمایش دهد. علاوه بر این، تلاش بر این است که عکسهای شخصی به تجسم دوباره در حافظه و تخیل مراجع به ادغام داستان ها و تجربه های ناخوشایند کمک دیگر کند و وسیله بیان گردد، و یا حتی به یک گفتگوی فعال با دیگر عکس ها میتواند وارد شود.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
یکی از منابع برای کار درمانی با تصاویر 👆👆
دکتر موریس ستودگان
قسمت سوم
👈چه تکنیک هایی در عکس درمانی استفاده می شوند؟
گرفتن و یا اوردن تصویر به جلسه درمان فقط آغاز است. هنگامی که عکس مشاهده می شود، نشان می دهد.
گام بعدی این است که همه چیز را فعال کنیم که تصویر را به صورت ذهنی تحریک می کند. بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برای کشف پیام بصری از عکس، وارد گفتگو با مراجع و برداشت او از تصویر انتخاب شده و عنوانی برای تصویر پیدا کند. نتایج حاصل از معرفی، نحوه بیان، تغییرات خیالی در تصاویر و نقاط مختلف با جزئیات بیشتر، از جمله جایگزین کردن افرادی از سیستم با اشیا و یا حیوانات (موضع معنی دادن و قدرت) دقت کنیم. آنچه که عکاسان معمولا در نسخه نهایی (تصویر کامل) تعریف میکنند، فقط آغاز کاری برای درمان با تصویر در سیستم است.
یک وظیفه عمده درمانگر حمایت و تشویق مراجع در شناخت خود و موقعیت خود در تصویر است. درمانگر با دانش و حمایت خود عکس های شخصی و یا عکس های خانوادگی و یا کارت پستال اورده شده را با مشاهده، و اطلاعات اولیه مراجع جمع آوری کرده (به عنوان مثال کارت پستال، عکسها و یا تصاویر از مجلات و جلسات گذشته) با یادآوری، فعالانه بازسازی و یا حتی معرفی شده تا مراجع بتواند سرنخی در انتخابهای خود پیدا کند. این میبایست به شکل بازتاب صورت گرفته تا مراجع به نکته اصلی برای درمان (تغییر سوژه های ذهنی) دست پیدا کند.
بنابراین، هر یک از پنج تکنیک درمان با تصاویر PhotoTherapy در ارتباط با یکی از پنج نوع عکس یا تصاویر زیر اتفاق می افتد. اغلب چندین روش از این تکنیک ها به همراه سایر روش های درمانی هنری و یا روش های شاما خلاقیت استفاده می شود:
۱. عکس هایی که توسط خود مراجع گرفته مثل سلفی و یا حتی نقاشی شده و یا جمع آوری شده. در اینجا مهم انتخاب مراجع میباشد.
۲. عکس های خود مراجع توسط افراد دیگر ساخته شده ( عکس با اگاهی مراجع و یا اتفاقی). تصاویری که مراجع هدیه گرفته و یا برای جمع آوری کسی به او داده.
۳. پرتره ها، یعنی هر عکسی که مراجع با دوربین خود گرفته است. این به معنای واقعی کلمه و استعاری است (در هر صورت، این ها عکس هایی هستند که در آن مشتری دارای پروسه ایجاد و تمامی جنبه های طراحی تصویر تحت کنترل خود بوده است). شخص دیگری در ساخت آنها نقشی نداشته است.
۴. آلبوم های خانوادگی و دیگر مجموعه عکس هایی از زندگینامه خانوادگی مراجع (این است در اینجا به عکس ها که در "خانواده هسته ای" یا "خانواده انتخابی"، طبقه بندی شده اند و یا رسمی و غیررسمی گرفته یا انتخاب شده اند. همچنین ممکن است که آنها در مکان هایی مانند کیف پول و یا دفترچه خاطرات یا حتی در خانه بروی دیوار باشند. گاهی در پردازش کامپیوتر از تصاویری استفاده میشود و من به عنوان درمانگر همیشه کنجکاو میشوم، که چه تصویری آنجا نگهداری میشود.
... و در نهایت
۵. "پیش بینی هایی در عکس"، که از (واقعیت پدیدارشناختانه) استفاده می کنند که معنایی برای هر عکس در طول مشاهده در بیننده به وجود می آورد. همانطور که بیننده به تصویر نگاه می کند، تصورات و واکنش هایی که از یک 👈"نقشه درونی و واقعیت شخص"👉 بهره میگیرند، پدیدار میشود. این در مورد تصمیم بیننده از معنی تصویر دیده شده خبر میدهد. نکته ای که قبلا اشاره کردم. ما نمیتوانیم نسبت به یک تصویر نابینا باشیم، چرا که فیلترهای تصویری ما بلافاصله از ناخودآگاه اطلاعات کسب میکنند.
👈بنابراین، این تکنیک به یک نوع خاص از عکس اشاره نمی کند، بلکه به رابطه کمتر ملموس بیننده یا عکاس با عکس به مثابه آن و وضعیتی که هر فرد دید خود را به آنچه که دیده شده است، خواهد داشت. بدین معنی که دید و احساس درمانگر و مراجع و عکاس نمیتوانند همسو باشند.
👈 درمان با تصاویر در مقیاس های بزرگتر
همانطور که در کتاب فتوتراپی تکنیک که معرفی کردم در حال کاوش در اسرار شخصی و گزارشهای آلبوم خانوادگی مراجع توضیح می دهد، می توان توصیف کرد، که در آن اصول اولیه درمان و عکس نشانه ای از فوتوتراپی به عنوان یک درمان بر اساس سیستم درمانی میباشد.
این تکنیک ها توسط روانپزشکان آموزش دیده به عنوان بخشی از کار درمانی خود استفاده میکنند و به مراجع کمک می کنند تا برداشت ها و بینش های درک شده را بررسی و پردازش کنند. بنابراین با این خلاقیت مراجع می تواند زندگی خود را بهتر درک کند و از انتخاب خود دریچه ای به ناخوداگاه خود بگشایند.
👈بنابراین، این تکنیک بر پایه درمان سیستمی میتوو اند به عنوان "عکس-درمانی" که مراجع در اینگونه فعالیت ها با بازتاب توسط درمانگر بیشتر و نزدیکتر به ناخوداگاه خود میگردد. یا بهتر است بگوئیم که به طرحواره های خود اگاه میگردد. این درمان به عنوان یک تجربه شخصی و هم به عنوان یک تحقق هنری مورد استفاده قرار می گیرد که برای کمک به حل مشکلات مراجعان استفاده میشود.
ادامه دارد
قسمت سوم
👈چه تکنیک هایی در عکس درمانی استفاده می شوند؟
گرفتن و یا اوردن تصویر به جلسه درمان فقط آغاز است. هنگامی که عکس مشاهده می شود، نشان می دهد.
گام بعدی این است که همه چیز را فعال کنیم که تصویر را به صورت ذهنی تحریک می کند. بنابراین ما می توانیم به عنوان مثال برای کشف پیام بصری از عکس، وارد گفتگو با مراجع و برداشت او از تصویر انتخاب شده و عنوانی برای تصویر پیدا کند. نتایج حاصل از معرفی، نحوه بیان، تغییرات خیالی در تصاویر و نقاط مختلف با جزئیات بیشتر، از جمله جایگزین کردن افرادی از سیستم با اشیا و یا حیوانات (موضع معنی دادن و قدرت) دقت کنیم. آنچه که عکاسان معمولا در نسخه نهایی (تصویر کامل) تعریف میکنند، فقط آغاز کاری برای درمان با تصویر در سیستم است.
یک وظیفه عمده درمانگر حمایت و تشویق مراجع در شناخت خود و موقعیت خود در تصویر است. درمانگر با دانش و حمایت خود عکس های شخصی و یا عکس های خانوادگی و یا کارت پستال اورده شده را با مشاهده، و اطلاعات اولیه مراجع جمع آوری کرده (به عنوان مثال کارت پستال، عکسها و یا تصاویر از مجلات و جلسات گذشته) با یادآوری، فعالانه بازسازی و یا حتی معرفی شده تا مراجع بتواند سرنخی در انتخابهای خود پیدا کند. این میبایست به شکل بازتاب صورت گرفته تا مراجع به نکته اصلی برای درمان (تغییر سوژه های ذهنی) دست پیدا کند.
بنابراین، هر یک از پنج تکنیک درمان با تصاویر PhotoTherapy در ارتباط با یکی از پنج نوع عکس یا تصاویر زیر اتفاق می افتد. اغلب چندین روش از این تکنیک ها به همراه سایر روش های درمانی هنری و یا روش های شاما خلاقیت استفاده می شود:
۱. عکس هایی که توسط خود مراجع گرفته مثل سلفی و یا حتی نقاشی شده و یا جمع آوری شده. در اینجا مهم انتخاب مراجع میباشد.
۲. عکس های خود مراجع توسط افراد دیگر ساخته شده ( عکس با اگاهی مراجع و یا اتفاقی). تصاویری که مراجع هدیه گرفته و یا برای جمع آوری کسی به او داده.
۳. پرتره ها، یعنی هر عکسی که مراجع با دوربین خود گرفته است. این به معنای واقعی کلمه و استعاری است (در هر صورت، این ها عکس هایی هستند که در آن مشتری دارای پروسه ایجاد و تمامی جنبه های طراحی تصویر تحت کنترل خود بوده است). شخص دیگری در ساخت آنها نقشی نداشته است.
۴. آلبوم های خانوادگی و دیگر مجموعه عکس هایی از زندگینامه خانوادگی مراجع (این است در اینجا به عکس ها که در "خانواده هسته ای" یا "خانواده انتخابی"، طبقه بندی شده اند و یا رسمی و غیررسمی گرفته یا انتخاب شده اند. همچنین ممکن است که آنها در مکان هایی مانند کیف پول و یا دفترچه خاطرات یا حتی در خانه بروی دیوار باشند. گاهی در پردازش کامپیوتر از تصاویری استفاده میشود و من به عنوان درمانگر همیشه کنجکاو میشوم، که چه تصویری آنجا نگهداری میشود.
... و در نهایت
۵. "پیش بینی هایی در عکس"، که از (واقعیت پدیدارشناختانه) استفاده می کنند که معنایی برای هر عکس در طول مشاهده در بیننده به وجود می آورد. همانطور که بیننده به تصویر نگاه می کند، تصورات و واکنش هایی که از یک 👈"نقشه درونی و واقعیت شخص"👉 بهره میگیرند، پدیدار میشود. این در مورد تصمیم بیننده از معنی تصویر دیده شده خبر میدهد. نکته ای که قبلا اشاره کردم. ما نمیتوانیم نسبت به یک تصویر نابینا باشیم، چرا که فیلترهای تصویری ما بلافاصله از ناخودآگاه اطلاعات کسب میکنند.
👈بنابراین، این تکنیک به یک نوع خاص از عکس اشاره نمی کند، بلکه به رابطه کمتر ملموس بیننده یا عکاس با عکس به مثابه آن و وضعیتی که هر فرد دید خود را به آنچه که دیده شده است، خواهد داشت. بدین معنی که دید و احساس درمانگر و مراجع و عکاس نمیتوانند همسو باشند.
👈 درمان با تصاویر در مقیاس های بزرگتر
همانطور که در کتاب فتوتراپی تکنیک که معرفی کردم در حال کاوش در اسرار شخصی و گزارشهای آلبوم خانوادگی مراجع توضیح می دهد، می توان توصیف کرد، که در آن اصول اولیه درمان و عکس نشانه ای از فوتوتراپی به عنوان یک درمان بر اساس سیستم درمانی میباشد.
این تکنیک ها توسط روانپزشکان آموزش دیده به عنوان بخشی از کار درمانی خود استفاده میکنند و به مراجع کمک می کنند تا برداشت ها و بینش های درک شده را بررسی و پردازش کنند. بنابراین با این خلاقیت مراجع می تواند زندگی خود را بهتر درک کند و از انتخاب خود دریچه ای به ناخوداگاه خود بگشایند.
👈بنابراین، این تکنیک بر پایه درمان سیستمی میتوو اند به عنوان "عکس-درمانی" که مراجع در اینگونه فعالیت ها با بازتاب توسط درمانگر بیشتر و نزدیکتر به ناخوداگاه خود میگردد. یا بهتر است بگوئیم که به طرحواره های خود اگاه میگردد. این درمان به عنوان یک تجربه شخصی و هم به عنوان یک تحقق هنری مورد استفاده قرار می گیرد که برای کمک به حل مشکلات مراجعان استفاده میشود.
ادامه دارد
دکتر موریس ستودگان
قسمت چهارم
📍تکنیکهای فوتوتراپی در مشاوره و درمان
اگر چه کاوشهای تصویری (عکس به عنوان درمان) از اکتشافات تصادفی شاید باشد، اما شامل جنبه های "درمانی" متفاوتی است، به ویژه هنگامی که تصویر به عنوان یک عامل برای تغییرات شخصی و اجتماعی عمل می کند. این روش نیازمند حفظ پروسه های انتخاب تصاویر یا عکسبرداری مراجع تحت بازتاب و هدف بندی همراهی حرفه ای درمانگر میباشد.
از آنجا که درمان با تصاویر بر اساس تعاملات و تکنیک های انعطاف پذیر عمل میکند، از اینرو خود را متعهد به یک مدل و نظریه خاص و یا پارادایم درمانی نمیبیند، بلکه می توان آن را با هر مشاور آموزش دیده و یا درمانگر، صرف نظر از آنچه به دنبال این رویکرد نظری استفاده می شود، آموزش و عملی کرد. این یکی از بسیاری از نقاط مهم در مقایسه فتوتراپی با درمان با هنرهای دیگر است. درمان با تصاویر می تواند توسط بسیاری از درمانگران استفاده شود، حتی اگر آنها به طور خاص در هنر درمانی آموزش ندیده باشند. با مطالعات و تجربه درمانی این قدم تسهیل پذیر است.
فتوتراپی یا همان درمان با تصاویر و عکسهای منتخب مراجع به عنوان "برقراری ارتباطات با تصاویر" به مثابه همان هنر درمانی میباشد، و در نتیجه هیچ تجربه قبلی با دوربین و یا هنر عکس برداری و یا تعریف و توضیح عکسهای منتخب برای مراجع نیاز نیست. برای یک درمان موثر تجربه رواندرمانگر با اینگونه کاردرمانی مورد نیاز است.
از آنجا که فتوتراپی به مراجع این امکان برای مقابله با ساخت و ساز منحصر به فرد و بصری خود از واقعیت را میدهد، گویا زمان متوقف میشود و استفاده از عکاسی یا تصاویر انتخابی باید بیشتر به عنوان یک عمل فعال تا یک حرکت منفعل دیده شود و انعکاس ارزشها را در پی داشته باشد. این روش مانند تمام روشهای هنری دیگر به بازتاب ارزشها و ساختن سوژه های ذهنی جدید ارزش فراوان میدهد.
از نکات ارزشمند این تکنیک همچنین می تواند با موفقیت در مراجعینی استفاده شود که در ارتباطات فیزیکی یا روانی دچار اختلالات میباشند، و اما افرادی که از گروه های حاشیه ای اجتماعی و فرهنگی میباشند، این روش پاسخ گو خواهد بود. اگرچه از دید خطر سوء تفاهم از عناصر ارتباط غیر کلامی میتوان به یقین ابزار مناسب تری پیدا کرد. ، این روش درمان برای اینگونه افراد نیز مفید است.
بنابراین، فتوتراپی برای کار با خارجی ها با مشکل زبان، افراد با عقب ماندگی ذهنی، اقلیت ها، افراد در موقعیت های خاص و موارد مشابه باشد، به عنوان مثال نیز برای کار حل تعارض در مشاوره قبل از ازدواج، میانجیگری طلاق و حوزه های مشابه و توانمندسازی بسیار مفید باشد.
باز انجا که امروزه مردم بیشتر و بیشتر با استفاده از رسانه های الکترونیکی و تصویربرداری دیجیتال، و بسیار استفاده کرده و اسکنر، راه اندازی یک وب سایت خانواده، و یا در حال حاضر با درمان سایبری آنلاین تجربه کسب میکنند، به همین دلیل امکانات جدیدی را برای استفاده از عکس باز در درمان بوجود میاورد.
👈 من از تجربه های خود میتوانم بگویم که تصاویر گاهی قدرت فراوانی در بیان موضوعاتی دارند که با کلمات بیان آن ممکن نیست. و گاهی به خودمان دقت کنیم در چه مواردی و یا سنینی از چه تصاویری یا عکسهای خودمان لذت میبریم و یا خیر. همه اینها گویای وضعیت کنونی روانی ماست. پایان
تهیه: دکتر موریس ستودگان
قسمت چهارم
📍تکنیکهای فوتوتراپی در مشاوره و درمان
اگر چه کاوشهای تصویری (عکس به عنوان درمان) از اکتشافات تصادفی شاید باشد، اما شامل جنبه های "درمانی" متفاوتی است، به ویژه هنگامی که تصویر به عنوان یک عامل برای تغییرات شخصی و اجتماعی عمل می کند. این روش نیازمند حفظ پروسه های انتخاب تصاویر یا عکسبرداری مراجع تحت بازتاب و هدف بندی همراهی حرفه ای درمانگر میباشد.
از آنجا که درمان با تصاویر بر اساس تعاملات و تکنیک های انعطاف پذیر عمل میکند، از اینرو خود را متعهد به یک مدل و نظریه خاص و یا پارادایم درمانی نمیبیند، بلکه می توان آن را با هر مشاور آموزش دیده و یا درمانگر، صرف نظر از آنچه به دنبال این رویکرد نظری استفاده می شود، آموزش و عملی کرد. این یکی از بسیاری از نقاط مهم در مقایسه فتوتراپی با درمان با هنرهای دیگر است. درمان با تصاویر می تواند توسط بسیاری از درمانگران استفاده شود، حتی اگر آنها به طور خاص در هنر درمانی آموزش ندیده باشند. با مطالعات و تجربه درمانی این قدم تسهیل پذیر است.
فتوتراپی یا همان درمان با تصاویر و عکسهای منتخب مراجع به عنوان "برقراری ارتباطات با تصاویر" به مثابه همان هنر درمانی میباشد، و در نتیجه هیچ تجربه قبلی با دوربین و یا هنر عکس برداری و یا تعریف و توضیح عکسهای منتخب برای مراجع نیاز نیست. برای یک درمان موثر تجربه رواندرمانگر با اینگونه کاردرمانی مورد نیاز است.
از آنجا که فتوتراپی به مراجع این امکان برای مقابله با ساخت و ساز منحصر به فرد و بصری خود از واقعیت را میدهد، گویا زمان متوقف میشود و استفاده از عکاسی یا تصاویر انتخابی باید بیشتر به عنوان یک عمل فعال تا یک حرکت منفعل دیده شود و انعکاس ارزشها را در پی داشته باشد. این روش مانند تمام روشهای هنری دیگر به بازتاب ارزشها و ساختن سوژه های ذهنی جدید ارزش فراوان میدهد.
از نکات ارزشمند این تکنیک همچنین می تواند با موفقیت در مراجعینی استفاده شود که در ارتباطات فیزیکی یا روانی دچار اختلالات میباشند، و اما افرادی که از گروه های حاشیه ای اجتماعی و فرهنگی میباشند، این روش پاسخ گو خواهد بود. اگرچه از دید خطر سوء تفاهم از عناصر ارتباط غیر کلامی میتوان به یقین ابزار مناسب تری پیدا کرد. ، این روش درمان برای اینگونه افراد نیز مفید است.
بنابراین، فتوتراپی برای کار با خارجی ها با مشکل زبان، افراد با عقب ماندگی ذهنی، اقلیت ها، افراد در موقعیت های خاص و موارد مشابه باشد، به عنوان مثال نیز برای کار حل تعارض در مشاوره قبل از ازدواج، میانجیگری طلاق و حوزه های مشابه و توانمندسازی بسیار مفید باشد.
باز انجا که امروزه مردم بیشتر و بیشتر با استفاده از رسانه های الکترونیکی و تصویربرداری دیجیتال، و بسیار استفاده کرده و اسکنر، راه اندازی یک وب سایت خانواده، و یا در حال حاضر با درمان سایبری آنلاین تجربه کسب میکنند، به همین دلیل امکانات جدیدی را برای استفاده از عکس باز در درمان بوجود میاورد.
👈 من از تجربه های خود میتوانم بگویم که تصاویر گاهی قدرت فراوانی در بیان موضوعاتی دارند که با کلمات بیان آن ممکن نیست. و گاهی به خودمان دقت کنیم در چه مواردی و یا سنینی از چه تصاویری یا عکسهای خودمان لذت میبریم و یا خیر. همه اینها گویای وضعیت کنونی روانی ماست. پایان
تهیه: دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫💫
از دکتر موریس ستودگان
📍رفتار زن و شوهر در روابط و فرمهای زندگی
محققان در روانشناسی رفتار زوجین را تقسیم بندی کرده تا در درمان سیستمی آن قابل بررسی و بهینه سازی باشد.
👈۱. رفتار همراه با همدلی : همدلی كردن يعنی از دید طرف مقابل به دنيا نگریستن ( مثلا وسواس) رفتار توام با همدلی اين پيام را براي طرف مقابل به ارمغان دارد كه تو برای من عزيز و مهم هستی و من تو را با تمام وجودم درك ميكنم.
👈۲. رفتار همراه با احترام: بدين معنا كه نبايد به همسر به خاطر داشتن رفتار خاصی (مثل وسواس) بی احترامی كرد. هر شخصی در زندگی از یک چیزی رنج میبرد این بدین معناست که هیچ کسی کامل نیست.
👈۳. رفتار همرا با مهربانی: در این رفتار همسرها با خود و با دیگری مهربان رفتار خواهند کرد. آنها یکدیگر را و رفتار یکدیگر را با تمام جوانب میپذیرند.
انجام این رفتارها یعنی همراه با همدلی، مهربانی و احترام بدین معناست که رفتارهای تحقير آميز مانند: نصحيت كردن همسر، حسرت خوردن از زندگی دیگران، دخالت بیهوده در کار شخصی دیگری، مدام کامنت گزاری (بکن/نکن)، بی محلی به یکدیگر و قهر كردن و مقايسه كردن و حتی توهین به خانواده یکدیگر از این چهار چوب خارج است.
📍بر اساس مشکلات ناشی از زناشویی زندگی را به سه فرم تقسیم میکنیم.
👈زندگی احساسی : در اين نوع زندگی ملاك برخورد و نوع رابطه با همسر حس و حال روزانه فرد ميباشد. یعنی یکی از طرفین بیشتر بر مبنای احساسات، هر وقت كه فرد دارای احساسات خوبی باشد با همسر برخورد خوبی خواهد داشت و اگر فرد دچار احساسات ناخوشايند باشد برخورد نامناسبی را با همسر خود خواهد داشت. در مجموع رابطه ويترين زيبايی دارد ولی اينگونه زندگی غيرقابل پيش بينی است و از دوام طولانی برخوردار نخواهد بود.
👈زندگی منطقی: اين نوع زندگی خيلی قانون مند، خيلی مودبانه و خشك است، معمولا همسرها دعوا يا مشاجره ای با
هم نخواهند داشت و هركس مشغول عمل به وظايف خودش است يا به عبارتی زندگی براساس منطق در جريان
است. هر چند كه ممكن است رابطه خوبی فقط به نظر برسد ولي افراد ميتوانند اين نوع رابطه را در محل کار خود عملی کنند و یا با افراد خانواده و نه همسر خود. به اینگونه رابطه ها نماسازی میگوییم، جایی که احساسات سرکوب میشوند. در این نوع زندگی ناامیدی و پسامد ان بیماریهای روحی فراوان قابل مشاهده هستند.
👈 زندگی عاشقانه: که باید ترکیبی از جس و منطق باشد، زن و شوهر به عهدهايی كه بسته اند متعهد ميباشند، به اينکه من قرار بود چگونه همسری در این رابطه باشم؟
يعنی هرچند كه ممكن است در اين زندگی قهر يا مشاجره وجود داشته باشد و شايد لزوما ويترين زيبايی نداشته باشد ولی تعهد و وقا وجود دارد يعنی زوجين به راحتی دعوا يا قهر نميكنند، فرد انگشت اتهام را به سمت همسر
خود نشانه نميكند. هر فرد به فكر تعهد خود است يعني اگر امروز رابطه ام با همسرم خوب نيست ببينم امروز من
چه كار نادرستی انجام داده ام كه شرايط اينگونه شده است، نه اينكه به دنبال پيدا كردن رفتارهای نادرست در همسرم باشم. در اين نوع زندگی ملاك انتطارات نيست بلكه ملاك ارزشهاست.
👈 باید ارزشهای زندگی خود را بشناسیم.
تهیه: دکتر موریس ستودگان
از دکتر موریس ستودگان
📍رفتار زن و شوهر در روابط و فرمهای زندگی
محققان در روانشناسی رفتار زوجین را تقسیم بندی کرده تا در درمان سیستمی آن قابل بررسی و بهینه سازی باشد.
👈۱. رفتار همراه با همدلی : همدلی كردن يعنی از دید طرف مقابل به دنيا نگریستن ( مثلا وسواس) رفتار توام با همدلی اين پيام را براي طرف مقابل به ارمغان دارد كه تو برای من عزيز و مهم هستی و من تو را با تمام وجودم درك ميكنم.
👈۲. رفتار همراه با احترام: بدين معنا كه نبايد به همسر به خاطر داشتن رفتار خاصی (مثل وسواس) بی احترامی كرد. هر شخصی در زندگی از یک چیزی رنج میبرد این بدین معناست که هیچ کسی کامل نیست.
👈۳. رفتار همرا با مهربانی: در این رفتار همسرها با خود و با دیگری مهربان رفتار خواهند کرد. آنها یکدیگر را و رفتار یکدیگر را با تمام جوانب میپذیرند.
انجام این رفتارها یعنی همراه با همدلی، مهربانی و احترام بدین معناست که رفتارهای تحقير آميز مانند: نصحيت كردن همسر، حسرت خوردن از زندگی دیگران، دخالت بیهوده در کار شخصی دیگری، مدام کامنت گزاری (بکن/نکن)، بی محلی به یکدیگر و قهر كردن و مقايسه كردن و حتی توهین به خانواده یکدیگر از این چهار چوب خارج است.
📍بر اساس مشکلات ناشی از زناشویی زندگی را به سه فرم تقسیم میکنیم.
👈زندگی احساسی : در اين نوع زندگی ملاك برخورد و نوع رابطه با همسر حس و حال روزانه فرد ميباشد. یعنی یکی از طرفین بیشتر بر مبنای احساسات، هر وقت كه فرد دارای احساسات خوبی باشد با همسر برخورد خوبی خواهد داشت و اگر فرد دچار احساسات ناخوشايند باشد برخورد نامناسبی را با همسر خود خواهد داشت. در مجموع رابطه ويترين زيبايی دارد ولی اينگونه زندگی غيرقابل پيش بينی است و از دوام طولانی برخوردار نخواهد بود.
👈زندگی منطقی: اين نوع زندگی خيلی قانون مند، خيلی مودبانه و خشك است، معمولا همسرها دعوا يا مشاجره ای با
هم نخواهند داشت و هركس مشغول عمل به وظايف خودش است يا به عبارتی زندگی براساس منطق در جريان
است. هر چند كه ممكن است رابطه خوبی فقط به نظر برسد ولي افراد ميتوانند اين نوع رابطه را در محل کار خود عملی کنند و یا با افراد خانواده و نه همسر خود. به اینگونه رابطه ها نماسازی میگوییم، جایی که احساسات سرکوب میشوند. در این نوع زندگی ناامیدی و پسامد ان بیماریهای روحی فراوان قابل مشاهده هستند.
👈 زندگی عاشقانه: که باید ترکیبی از جس و منطق باشد، زن و شوهر به عهدهايی كه بسته اند متعهد ميباشند، به اينکه من قرار بود چگونه همسری در این رابطه باشم؟
يعنی هرچند كه ممكن است در اين زندگی قهر يا مشاجره وجود داشته باشد و شايد لزوما ويترين زيبايی نداشته باشد ولی تعهد و وقا وجود دارد يعنی زوجين به راحتی دعوا يا قهر نميكنند، فرد انگشت اتهام را به سمت همسر
خود نشانه نميكند. هر فرد به فكر تعهد خود است يعني اگر امروز رابطه ام با همسرم خوب نيست ببينم امروز من
چه كار نادرستی انجام داده ام كه شرايط اينگونه شده است، نه اينكه به دنبال پيدا كردن رفتارهای نادرست در همسرم باشم. در اين نوع زندگی ملاك انتطارات نيست بلكه ملاك ارزشهاست.
👈 باید ارزشهای زندگی خود را بشناسیم.
تهیه: دکتر موریس ستودگان