Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015 – Telegram
Think+ with us Dr. Morris Setudegan Est. 2015
610 subscribers
1.91K photos
19 videos
43 files
556 links
Dr. Morris Setudega
استاد دانشگاه، رواندرمانگر سیستمی,
عضو انجمن روانشناسان APA
عضو مشاوران و سوپر ویژن سویس BSO
عضو انجمن systemis سویس

نوشته های خودم از صفحه اصلی +Think# و مطالب آموزشی ترجمه شده از جزوات تدریس در
دانشگاه
#dr_morris_setudegan
Download Telegram
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
🔸نشانگان بالینی محور اول بر اساس DSM-5

👈اسکیزوفرنی
👈اختلالات خلقی
👈 اختلال اضطرابی
👈 اختلال سو مصرف مواد روانگردان
👈اختلال جسمانی شکلی
👈 اختلال ساختگی
👈 اختلال های جنسی و هویت جنسی
👈 اختلالات خواب
👈روان اشفتگی، زوال عقل و سایر اختلالات شناختی
👈 اختلالات نوباوگی، کودکی و نوجوانی
👈 اختلالات کنترل تکانه
👈اختلالات سازگاری

🔸نشانگان بالینی محور دوم بر اساس DSM-5

👈 شخصیت جامعه ستیز
👈 شخصیت اسکیزویید
👈شخصیت وسواسی
👈 شخصیت پارانویید
👈 شخصیت نمایشی
👈شخصیت خودشیفته
👈 شخصیت وابسته

تهیه و تنظیم؛ دکتر موریس ستودگان
💫💫💫💫💫

به مناسبت روز کتاب و کتابخوانی ۲۴ آبان:

از پدر و مادر راه رفتن، حرف زدن، خندیدن و عشق ورزیدن را میاموزیم.
از معلم درست گفتن و نوشتن و خواندن را میاموزیم.

اما از کتاب پرواز را میاموزیم. در دنیای فانتزی رویا پردازی را میاموزیم. روحمان بروی دریاها و کوههای غریب مانند سیمرغ ازاد به پرواز در میاد و با نهنگها تا قهر اقیانوس را تجربه میکنیم، همه را در کتاب میاموزیم.

کتاب بخوانیم تا زنده باشیم!

موریس ستودگان ۲۰۱۸💫
درود خانم حسینی مهربان

در مورد "دروغگویی کودکان" شاید این قضیه رو از روی دیگر سکه نگاه کنیم و بدونیم چرا کودکان داستان سازی میکنند.

از نظر روانشناسی برای کودکان سالم هست که سترسهایی که از محیط مثل ناآرامی در خانواده و مدرسه و داستانهای کودکان دیگر در مدرسه رو به شکل داستان برای خودشون سناریو سازی کنند و تخلیه کنند. همانطوریکه ما بعد از سترس دوست داریم با کسی دیگر صحبت کنیم تا تخلیه هیجان صورت بگیرد کودکان نمیتونند این تخلیه رو بو این مهارت بازگویی به دیگران انجام بدن و داستان سازی با دانسته های خودشون انجام میدن.
چیزی که ما دروغ می پنداریم برای کودکان فقط تغییر موضع هست.
در واقع کودکان هر چقدر بیشتر سترس و ترس داشته باشند بیشتر به "دروغ" روی می آورند چرا که هنوز شناختی از حقیقت ندارند.

چگونه با این مقابله کنیم؛ محققان تربیت کودکان پداگوجیک میگویند. هرگز به کودک نگویید که دروغ میگویی اگر شما به عنوان والد و معلم مطمین هستید که کودک داستانی تعریف میکند که با واقعیت همخوان نیست برایش داستان واقعی رو بازگو کنید و بگوئید من اینطور میدانم این داستان را. یا من وقتی فکر میکنم این داستان به ذهنم اینطور میرسد. کودکان به گفته های والدین باور فراوان دارند و اگر کودکان شاهد باشند که پدر و مادر داستان اشتباه را پذیرفتند این با شکل یک modi یا pattern یا الگو و نمونه میشه و ادامه میدن به این داستانها.

جوانی که بسیار دروغ میگفت در درمان میکفت؛
هر وقت فامیل های پدرم زنگ میزدند مادرم میگفت بگو من خونه نیستم، حوصله ندارم و مرده شور.... جمله بعد آن بود.
👈آموزش دروغ و نفرت و ...به کودکان انتقالی میباشد و کودکان از جایی آنرا اموخته اند.
#از_ماست_که_بر_ماست
در مورد چگونه به فرزند خوانده خود بگوئیم که ما پدر و مادر او نیستیم.

درود خانم حسینی بزرگوار

من در مجله روانشناسی چند ماه قبل یک مقاله در این مورد میخوندم و دقیقا جواب سوال شما بود.

👈 باید در سنین خیلی پایین به بچه ها گفت که به فرزندی قبول شده اند چون بچه ها نحوه تفکر ساده ای دارند و هنوز در نحوه ارزشهای شکل گرفته افراد بزرگ مسائل رو تحلیل نمیکنند. به همین جهت با کلمات ساده میتوان برای بچه ها توضیح داد.

👈 والدین باید کاملا ریلکس و اوکی باشند با بیان این موضوع.

👈 نیازی به شخص سوم نداره. پدر و مادر و بچه برای این توضیح کافی هست.

👈 باید به کودکان لحظات شادمانی آوردن کودک را به صورت داستان زیبا و با ریزه کاریها تعریف کرد چرا که کودکان داستان را به شکل مثبت در خاطر دارند و خوشحالی والدین خوشحالی کودکان است. هر چقدر والدین از داشتن و بدست آوردن کودک بیشتر اظهار خوشحالی کنند به همان نسبت پذیرش آسان تر میشود.

👈 تمام اطرافیان و فامیل میبایست از داستان مطلع باشند و بازگویی به یک شکل باشد. و اگر سوالی از طرف کودک باشد به او اطمینان دهند به تمام سوالها جواب خواهند داد.

👈داستان را در یک موقعیت خوب و در محلی که کودک دوست دارد به او بگویند .

👈کودکان در سنین پایین تا ۹ سال برداشت و تحلیل بهتری دارند و در این زمینه کتابهای داستان برایشان تهیه کنید.

خانم حسینی اگر سوالی اختصاصی در این زمینه بود میتونم ار انجمن کودکان پذیرفته شده المان یا سویس سوال کنم.

سپاس
💫💫💫

تغییر دادن دشوارترین حرکت اما بهترین نتیجه در ناامیدی را بهمراه دارد.

م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
ترجمه و تهیه: دکتر موریس ستودگان

📍اسکیزوفرنی درمان میشود؟

👈شانس موفقیت: خوب!

درمان یک سایکوز (روانپریشی) دشوار است زیرا این بیمتریعا بیماری بسیار پیچیده و کامپلکس هستند. به همین سبب است که روش های مختلف ترامی برای درمان ترکیب شده اند.

هدف نهایی درمان اسکیزوفرنیا این است که بیمار را دوباره به زندگی روزمره وارد کنیم. تا بتواند به طور فعال و مستقل زندگی خود را شکل دهد و در نهایت در تصمیم گیری در مورد درمان نیز نقش اساسی داشته باشد.

هدف درمان این است که بیمار بتواند در زندگی روزمره خود را اهدافش را مستقل تعیین کند.

بر خلاف باور عمومی، شانس موفقیت بسیار بالا است: در بیش از نیمی از بیماران، تمام علائم به طور کامل ناپدید می شوند، به طوری که آنها می توانند زندگی معمولی را ادامه دهند به جز اینکه اقداماتی برای پیشگیری مشکلات روحی جدید با آنها گفتگو میشود. آنها هم همانند افراد دیگر میتوانند روزی با مشکلات جدیدی روبرو شوند. در موارد باقی مانده، یک درمان مداوم معمولا خطر عود بیماری را کاهش می دهد.

در هر صورت مهم است که درمان در همان ابتدای بیماری و تشخیص ان آغاز شود. هر چه زمان شروع بیماری تا درمان طولانی تر باشد، بیماری و درمان نامطلوب تر می شود.

📍درمان سرپایی یا بستری؟

در فاز حاد سایکوز اسکیزوفرنی، درمان بیمار ممکن است گاهی ناخواسته به صورت بستری صورت گیرد، به ویژه اگر بیمار برای خود یا محیطش خطرناک باشد. خوشبختانه این اتفاق بسیار نادر است.

با این حال، توهم، توهم شنوایی و بینایی و سایر علائم مثبت ممکن است باعث ترس غیر قابل تحمل شود که باید با داروهایی با دوز بالا درمان شود. که عوارض جانبی ممکن است داشته باشد که در بیمارستان بهتر از بیمارانی که تحت شرایط سرپایی قرار دارند کنترل می شوند.

در دوره حاد بیماری، بیمار اغلب فاقد بینش بیماری خود است و نمی تواند باور داشته باشد به اینکه چگونه به طور جدی او بیمار است - در شرایط بستری بیمارستانی، درمان مداوم که کاملا لازم برای پایان دادن به قسمت روان پریشی بیمار است، به سرعت تامین میشود. متخصصان در زمینه های مختلف با یکدیگر همکاری می کنند تا بیمار را به درمان مناسب و متناسب با وضعیت فردی او درمان کنند: 👈پزشکان و روانشناسان، مددکاران اجتماعی و درمانگران خانواده تیم درمان را معمولا تشکیل میدهند. 👉

امروز، به هیچ وجه، بیمار مبتلا به اسکیزوفرنی، حتی در یک دوره حاد، در بیمارستان بستری می شود. اغلب یک درمان سرپایی در یک کلینیک روزانه ممکن است. هدف این است که بیماران در صورت تصمیم گیری درمورد نحوه درمان و جایی که باید برای درمان در نظر گرفته شود، به بیماران اطلاع داده شود و بیمار بی اطلاع از تصمیمات پزشک نیست، بلکه یک شریک برای تصمیم گیری ها.

📍داروها چه میکنند؟

داروها جزء کلیدی درمان روانپریشی در اکثر بیماریهاست. با این حال، تعداد کمی از بیماران وجود دارد که به خوبی به دارو پاسخ نمی دهند که متأسفانه این را نمی توان در موارد خاص پیش بینی کرد.

تلاش برای پایان دادن به یک بیماری اسکیزوفرنیک بدون دارو ممکن است درمان را پیچیده و حتی باعث شکست رواندرمانگر شود. از سوی دیگر، تنها به دارو بسنده کردن میتواند دچار مشکل گردو. تنها با هماهنگی با روش های دیگر درمان می توان درمان مناسب و موثر برای هر بیماری را ایجاد کرد.

داروهایی که استفاده می شود neuroleptics نامیده می شود. آنها برای متوقف کردن پیامرسانهای متابولیسم در مغز و به تعادل رساندن ان و به منظور کاهش علائم اسکیزوفرنی، به خصوص علائم مثبت ان است. به طور خاص، آنها تأثیر بیش از حد دوپامین بر سلول های عصبی را مهار می کنند. نوروپلاسم های مختلفی وجود دارد، برخی از آنها همچنین به سیستم های انتقال دهنده عصبی حمله می کنند که از دوپامین، استفاده می کنند و روی سروتونین و روی گلوتامات اثر میگذارند. بنابراین، آنها دارای طیف متفاوتی از اثرات هستند که می توانند در درمان استفاده شوند، و این بسته به این است که کدام علائم بالینی را نشان میدهند.

در عموم مردم بسیاری از باورهای اشتباه در مورد neuroleptics وجود دارد. صحبت از یک "حمله شیمیایی" یا "جبر شیمیایی" است که فقط برای بیماران آرامش بخش است، آنها را وابسته می کند و آنها را دراز مدت بی اراده و عقل می کند. این ایده ها کاملا اشتباه هستند.

اثر آرام بخش نورولپتیک ممکن است در ابتدای درمان مفید باشد، در حالی که بسیاری از بیماران به شدت تحریک شده اند، اما این تاثیر اصلی نیست، بلکه تاثیر جانبی داروست. این به دلیل توانایی آنها در کاهش نشانه های روان پریشی مانند توهم، توهم و سردرگمی است.

و Neuroleptics داروی ابتدا بسیاری از بیماران را قادر می سازد تا به طور فعال با علائم و عواقب بیماری مبارزه کنند و یک برداشت منطقی از محیط را دوباره به دست آورند.

۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈بسته به علائم بیماری میتواند پزشک سایر داروها را پیشنهاد کند، به عنوان مثال، برای افسردگی (ضد افسردگی) و یا در برابر اضطراب (anxiolytics) عمل می کنند یا تحریک بسیار شدید (خواب آلودگی) را کاهش می دهند.

📍چه مدت باید داروها را مصرف کرد؟

از آنجایی که اسکیزوفرنیا مبتنی بر استعداد درازمدت ژنتیکی و محیطی میباشد نمی تواند تنها از طریق دارو درمان شود، داروها نمی توانند صرفا زمانی که علائم تحت کنترل میباشند، متوقف شوند.

به طور کلی توصیه می شود برای حداقل شش ماه پس از شروع اولیه و همچنین پس از یک عود مجدد ممکن، به مدت طولانی ادامه دهید تا خطر ابتلا به عود مجدد بیماری ایجاد نشود. چه هنگام درمان می تواند متوقف شود، پزشک و بیمار باید با هم تصمیم بگیرند. پس از آن دارو باید به آرامی کاسته شود. خروج ناگهانی از دوره درمانی با دارو باعث افزایش خطر ابتلا به عود می شود.

📍 آموزش روان شناختی جزء مهم درمان است!

[آموزش روانشناختی به فرایند ارائه آموزش و اطلاع رسانی به کسانی که در جستجوی یا دریافت خدمات بهداشت روانی هستند، مانند افراد مبتلا به بیماری های روانی (یا بیماری های خطرناک / تدریجی) و اعضای خانواده آنها تشخیص داده می شوند.]

چندین سال پیش، علم پزشکی متوجه شد که قرصهای تجویز شده برای افراد مبتلا به بیماری کافی نیست و کدهای رفتاری را برای آنها دیکته کنند. درمان دارویی بیشتر جواب خواهد داد و یا بهتر عمل خواهد کرد وقتی بیماران یاد می گیرند که با بیماری خود چگونه زندگی کنند و برای ان‌ مسئولیت به عهده بگیرند، و این وعده موفقیت بسیار بیشتری می دهد، بنابراین به عنوان یک متخصص در بیماری خود دیده میشوند. در بسیاری از موارد، بستگان آنها نیز در درمان نقش میگرفتند تا بتوانند بهتر از درمان حمایت کنند و به ثبات در موقعیت بیمار کمک کنند.

این مفهوم نیز در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی بسیار مهم و قابل توجه قرار گرفت و بزودی موفقیت درمان را نشان داد. مهم است که درمانگران، بیماران و بستگان با یکدیگر یک رابطه خوب و قابل اعتماد ایجاد کنند.

اموزش روانشناختی با روان درمانی اشتباه گرفته نشود. آموزش روانشناختی شامل مجموعه ای از دوره های آموزشی، شبیه به بیماران مبتلا به آسم و دیابت است که نحوه برخورد و پذیرش بیماری را بشناسند.

به این سبب است که درباره بیماری خود دانش کسب کنند، پیوند آن با دنیای تجربی خود و ایجاد استراتژی برای زندگی با روان درمانی، شناسایی بحران ها و پیشگیری از عود بیماری. تبادل تجربه با سایر افراد شبیه کمک می کند.

تحقیقات علمی نشان داده است که آموزش روانشناختی در کمک به بیماران برای تجربه روانپریشی در آینده و همچنین در بروز مشکل انها بهتر و سریعتر بر خورد میکنند.

📍فرمهای دیگر تراپی نیز وجود دارد؟

افرادی که ار اسکیزوفرنی رنج می برند، اغلب تعاملات برای آنها در روابط اجتماعی دشوار است، حتی زمانی که علائم روانی واقعی دیگر وجود نداشته باشد. از آنجایی که بیماری اغلب در سن جوانی شروع می شود، بسیاری هنوز دوره آموزش خود را تمام نکرده و حرفه ای را فرا نگرفته اند. درمان های روان- اجتماعی با هدف آموزش رفتار اجتماعی به بیمار کمک بسیاری میکند.

روان درمانی نیز کمک می کند تا بیمار درکی از بیماری و نحوه برخورد با آن را دریابد. درمان شناختی-رفتاری می تواند علائم مثبت را کاهش دهد و بازگشت به زندگی اجتماعی عادی را اسانتر کند و خطر ابتلا به عود را کاهش دهد.

📍خانواده بیماران نیز به مشاوره نیاز دارند؟

افراد اسکیزوفرن اغلب به مراقبت از خانواده خود، زمانی که علائم حاد بهبود می یابند، سپرده می شوند.این بستگان را با چالش های بزرگی روبرو میکند: چگونه با این فرزند با بیماری روانی برخورد کنیم؟ چه چیزی به او کمک می کند، چه چیزی آسیب میرساند؟ چطور می توانیم به او کمک کنیم تا زندگی خود را به بهینه کند؟ از کجا شروع به کمک کنیم؟ و کجا کمک نیاز نیست؟ چگونه می تواند یک خانواده تحت استرس احساس عاطفی خود را مدیریت کند؟

🔑کلید واژه "اطلاعات" نامیده می شود. بهتر است که خانواده در مورد بیماری و مشکلاتی که با آن در زندگی روزمره زندگی می کند، بداند، بهتر است که از درمان حمایت کند و به شناسایی عواقب قریب الوقوع در زمان و جلوگیری از آن کمک کند.
به همین دلیل است که امروزه روانشناسی به خویشاوندان ارائه می شود، که بتوانند چگونگی برخورد و مقابله با اسکیزوفرنی و استراتژی های مقابله ای برای خانواده را بیاموزند. در خانواده درمانی، بیماران و بستگان یاد می گیرند یکدیگر را بهتر درک کنند و همچنین در مورد شرایط عاطفی دشوار صحبت کنند. چگونه سوءتفاهمهایی که زندگی روزمره را پیچیده و استرس را بر تمام کسانی که درگیر هستند، اجتناب کنند.
۲
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈همچنین گروه های خودیاری مفید هستند که در آن خویشاوندان افراد مبتلا به بیماری روانی به نیروها پیوسته اند. صحبت کردن در مورد بیماری و مشکلات ناشی از آن به معنی کمک بسیاری برای بسیاری از خانواده ها است.

تمام این اطلاعات میتواند کمکی برای خانواده باشد.

منبع: بخش تراپی سود دویچه سایتونگ المان
ترجمه و تهیه؛ دکتر موریس ستودگان‌

۳
💫💫💫💫💫

واژه عشق به تنهایی محتوایی ندارد. محتوای عشق بر چهار ستون استوار بنا شده است؛
احساس امنیت، احساس رضایت، احساس پذیرش و احساس درک شدن. همه ما به این چهار ستون برای بقای خانه روان سالم نیازمندیم. هر کدام از این چهار ستون بلغزد، کودک درون خانه ما آسیب پذیر خواهد شد.

م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
بدگمانی یا پارانویید در روابط و درمان ان
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
بنام روان

📍👈علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟👉

🔸علت سوء ظن یا بیماری پارانویید و درمان آن چیست؟

👈فرد مبتلا به بیماری پارانویید یا سوء ظن مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد.

🔸هر شک و بدبینی نشانه بیماری پارانویید نیست!

فرد مبتلا به بیماری پارانویید (سوء ظن همراه با توهم) به زمین و زمان شک دارد، احساس می کند هرکس او را می شناسد برای وی نقشه هایی خصمانه می کشد، ریاست طلب است و حرفش را به زور به کرسی می نشاند، بشدت احساس افسردگی می کند، چیزهایی را می شنود و می بیند که واقعیت ندارد، در تکلم مشکلاتی پیدا می کند، خشن است و گاه به فکر خودکشی می افتد.

📍سوء ظن یا بیماری پارانویید چه علتی دارد

🔻عواملی که در اختلال شخصیت پارانوئید نقش دارند :

👈عوامل ارثی را در ایـن اختلال دخیل دانسته اند ، اما به نظـر می رسد نقش محیط اولیه پرورش کودک نیز بسیار مهم است.

👈محیط خانوادگی سرد، انزواجو، بی اعتمادی و سوءظن، موقعیت های برانگیزنده حسادت و کاهنده احترام به نفس ، بدرفتاری از سوی والدین و رفتار و گفتار طعنه آمیز و دارای معانی دوگانه از سوی آنان همه در ایجاد شخصیت پارانوئید نقش دارند . ممکن است بد گمانی به حدی شدید شود که منجر به طلاق ,ضرب و جرح و حتی قتل شود.

🔸با بیماران پارانویید در خانواده چگونه رفتار کنیم

بیماری پارانویید نوعی روان گسیختگی مزمن و جدی است و به درمان های بلندمدت نیاز دارد. فرد پارانوئید مدام در این فکر است که دیگران به فکر ویران کردن زندگی او هستند و از این رو، وجود هرکسی در اطراف خودش را به منزله یک تهدید برمی شمارد. اگر شما هم فردی پارانوئید در خانواده دارید، با عمل کردن به روش هایی که به شما ارائه می کنیم به بهبود آنها کمک کنید.

فرد شکاک همواره خود را در معرض خطر می بیند. از نظر او «همه از پشت خنجر می زنند»! او به زمین و زمان بدبین است و با شمشیر تهمت زندگی را از پا در می آورد و وقتی همسر به این بیماری مبتلا باشد،شک فاصله عاطفی را هر روز بیشتر می کند.

این افراد دائم مانند خانم مارپل دنبال قاتل یا قاتلین می گردند و ذره بینی به اندازه کره زمین در دست گرفته اند تا موارد مشکوک را کشف کنند، پرده از خیانت و بی وفایی این و آن بردارند و به هر کسی که دست شان می رسد، تهمت بزنند.

هر حرکتی از سوی شما، یک مدرک خیانت می سازد و همسرتان همچنان به دنبال سرنخی است تا شما را متهم کند و به زمین و زمان اعتماد ندارد، در هر حرف ساده ای دنبال سرزنش و توهین می گردند، و دنبال تلافی کردن است، زندگی آزاردهنده می شود. در این میان شما مطمئن هستید که همسر شما دچار بیماری بدبینی و سوء ظن است.

متاسفانه در حال حاضر بسیاری از افراد زندگی مشترک خود را به دلیل ابتلای یکی از زوجین به پارانویا از دست می دهند و مجبور به جدایی می شوند. البته باید دقت کرد که هر نوع بدبینی و بدگمانی پارانویا نیست و نباید هرگونه شک و گمان و سوءظن را با پارانویا یکی دانست.

فرد مبتلا به بیماری پارانویید مدام در حال شک کردن نسبت به همه است

🔸پارانویا چیست؟

پارانویا همان بیماری ای است که خیلی ها از آن با نام بدبینی و سوءظن یاد می کنند که یک تفکر غلط است که در ذهن بسیاری از افراد جاافتاده. اگرچه بدبینی و سوءظن جزو علائم این بیماری است ولی این همه ماجرا نیست. این بیماری زیرمجموعه اختلالات شخصیتی قرار می گیرد و بااینکه بیمار پارانویا نقاط مشترکی با بیمار اسکیزوفرنی دارد ولی از خیلی جهات با یکدیگر تفاوت دارند.

🔻علائم زیر می توانند پارانوئید را در بیمار تایید کنند:

1- بیمار بدون دلیل کافی گمان می کند او را استثمار کرده اند و به او ضرر می رسانند یا سرش کلاه می گذارند.

2- بدون دلیل کافی، وفاداری یا قابل اعتماد بودن دوستان و اطرافیان خود را زیر سوال می برد، به صورتی که این شک دائم ذهن او را مشغول می کند.

3- به هیچ کس اطمینان ندارد و می ترسد از اطلاعاتی که او به آنها داده، علیه خودش استفاده کنند.

4- در بین اظهار نظرهای اطرافیان که بی غرض و بدون خطر است و حتی اتفاق های مثبت و خوب، مفاهیم تهدیدکننده یا تحقیرکننده پیدا می کند.

5- همیشه از همه چیز و همه کس دلخور و ناخشنود است و اگر کسی به او توهین یا بی احترامی کرده باشد، هرگز او را نمی بخشد و فراموش نمی کند.

6- با کوچک ترین اتفاق و صحبتی، احساس می کند به شخصیت و اعتبارش لطمه وارد شده و بلافاصله واکنشی خصمانه و خشمگینانه نشان می دهد یا به مقابله می پردازد (در حالی که دیگران چنین برداشتی ندارند.)

7- مکررا و بدون هیچ دلیلی به وفاداری همسرش شک می کند.

🔻چگونه با بیماران پارانویید رفتار کنیم؟

📍 اگر در دور و بری ها یا نزدیکان خود با یک بیمار پارانویید سر و کار دارید، این توصیه ها را جدی بگیرید.

۱
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
علت پارانویا چیست؟
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👈 سعی نکنید رفتار آن ها را تغییر دهید، این کار تقریبا غیرممکن است.

👈 سعی کنید ارتباطتان با بیمار را نزدیک تر کنید تا از شما راضی باشد، ولی هرگز سوءظن هایش صحه نگذارید و در این بحث ها اصلا شرکت نکنید.

👈 هنگامی که بیمار سوءظن نسبت به همسرش پیداکرده، مواظب باشید تا از همسر او جانبداری نکنید، این کار باعث به وجود آمدن پیش فرض های جدید در او شده و ممکن است فکر کند شما با همسرش ارتباط دارید و به شما هم بدگمان شود.

👈 هرچه اختلال پارانویید شدیدتر باشد، احتمال دست زدن به خشونت در این گونه بیماران بیشتر می شود. در این مواقع حتما از پزشک کمک بخواهید.

👈 از آن ها انتظار روابط عاطفی نداشته باشید. برقراری این رابطه تقریبا غیرممکن است اگر درمان نشوند.

فرد مبتلا به بیماری پارانویید گمان میکند همه در حال توطئه علیه او هستند .

راهکار در رفتار با افراد پارانویا

- هر چه سریعتر به یک روانپزشک و مشاور مراجعه کنید.

👈 قراردادن همسر در جریان کارهای روزمره.

👈 انجام و اجرا امور منزل اعم از خرید و غیره با همسر.

👈 موضوع را از دریچه نگاه او ببینید بعد قضاوت کنید.

👈 از انجام کارهایی که خط قرمز او هست تا جای امکان بپرهیزید.

👈 برای ادامه این زندگی مخصوصا اگر بچه دارید، باید بسازید و درمان شوید.

نکته آخر
تاکید می کنیم، هر شک و بدبینی اختلال شخصیتپارانویید نیست. برخی از دیگر اختلالات روانی نیز ممکن است با اختلال شخصیت پارانویید اشتباه گرفته شوند.در اسکیزوفرنی پارانویید که از اختلالات شدید روانی است، شک و بدبینی با هذیان و توهم همراه است و شروع آن ناگهانی تر است. در نهایت ذکر این نکته لازم است که گاهی شرایط اجتماعی نیز می تواند باعث ایجاد بدبینی یا احتیاط بیش از حد در گروهی خاص یا اکثریت جامعه شود.

منبع سلامت روان
تنظیم دکتر موریس ستودگان

۲
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
چگونه به پارانویید بر خورد کنیم؟
💫💫💫💫

فکر به سه چیز منو شدیدا رنجور میکنه؛
خانه های بدون کتاب، انسانهای بدون خرد و حرف های بدون منطق. و چقدر این سه مقوله با هم در نسبیت هستند.

م. ستودگان💫
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
این جمله از الی ویزل Elie Wiesel هست. 👆👆👆

برای همه اونهایی که فکر میکنند نقطه مقابل عشق بی تفاوتی هست.
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
What is the opposite of love? - General Philosophy - Science Forums

https://www.scienceforums.net

To me, the clear-cut opposite of love is hate. And that makes perfect sense. Indifference cannot be the opposite of love because indifference by definition means that you don't feel anything for the person, you neither love nor hate the person
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
👆ساینس فروم یا یک انجمن علمی در این زمینه اعلام میکنه که بی تفاوتی متضاد عشق نیست ...
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
Forwarded from Dr. Morris Setudegan
به این نمودار نگاه کنید👆 این هم یک توضیح دیگه هست که نقاط متقابل رو نشون میده. ولی بی تفاوتی نقطه مقابل عشق نیست. گر چه از دید احساسی نفرت فقط زخم بعد از عشق هست و اثرش بعد از "شکست در عشق" ولی نقطه مقابل فلسفی اون نیست. چون نفرت فقط وقتی بوجود میاد که عشق بوده باشه (در رابطه ها منظور هست) ولی باز هم بررسی میکنیم.