Forwarded from اتچ بات
▫️▫️▫️
💠 از نئولیبرالیسم تا روانشناسان موفقیت
✍ #دنیا_براتپور
💢 نئولیبرالیسم و سیاستهای غلطش این روزها خیلی بر سر زبانها افتاده است.
🔹️ نئولیبراسیم به هیچ جا رحم نکرده و با قدرتتر وارد مسکن و درمان و مخصوصا آموزش شده است.
🔸️ روزانه شاهد این ماجرا هستیم که سیاستهای خصوصیسازی در تمامی زمینهها در حال اجرا هست و عدهی عظیمی زیر چرخ آن له میشوند و آرزوهایشان نابود میشود.
🔹️ در آن زمان هست که این مردم له شده زیر چرخ خصوصی سازی، در دام روانشناسان موفقیت میافتند؛ آنها هزینه میکنند و میروند در سمینارهای موفقیت شرکت میکنند تا آرزوهای از دست رفته خود را بخرند.
آنها میروند تا دروغهای دست نیافتنی را بشنوند.
🔸️ روانشناسان موفقیت به آنها میگوند تو با فروش چای و شوینده میتوانی موفقترین انسان شوی و در نهایت دروغهای روانشناسان موفقیت نیز آشکار میشود و آن عده ای که از زیر چرخهای خصوصیسازی، پناه به روانشناسان موفقیت بردهاند رو به نابودی خواهند رفت و جهان خالی از انسانهای خوب و پاک شود و پرمیشود از دروغگوترین و ظالمترین آدم هایی که هزاران نفر را قربانی موفقیت خود کردهاند.
💢 بیایید به جای آرزوهای پوچ موفقیت، به جای اینکه پورشه و پول را غایت زندگی و آرزوهای خود کنیم، برای چیزی بجنگیم که بازندهای ندارد و همه مردم در آن برندهاند:
عدالت و همسرنوشتی...
🌐 دنیا براتپور
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
💠 از نئولیبرالیسم تا روانشناسان موفقیت
✍ #دنیا_براتپور
💢 نئولیبرالیسم و سیاستهای غلطش این روزها خیلی بر سر زبانها افتاده است.
🔹️ نئولیبراسیم به هیچ جا رحم نکرده و با قدرتتر وارد مسکن و درمان و مخصوصا آموزش شده است.
🔸️ روزانه شاهد این ماجرا هستیم که سیاستهای خصوصیسازی در تمامی زمینهها در حال اجرا هست و عدهی عظیمی زیر چرخ آن له میشوند و آرزوهایشان نابود میشود.
🔹️ در آن زمان هست که این مردم له شده زیر چرخ خصوصی سازی، در دام روانشناسان موفقیت میافتند؛ آنها هزینه میکنند و میروند در سمینارهای موفقیت شرکت میکنند تا آرزوهای از دست رفته خود را بخرند.
آنها میروند تا دروغهای دست نیافتنی را بشنوند.
🔸️ روانشناسان موفقیت به آنها میگوند تو با فروش چای و شوینده میتوانی موفقترین انسان شوی و در نهایت دروغهای روانشناسان موفقیت نیز آشکار میشود و آن عده ای که از زیر چرخهای خصوصیسازی، پناه به روانشناسان موفقیت بردهاند رو به نابودی خواهند رفت و جهان خالی از انسانهای خوب و پاک شود و پرمیشود از دروغگوترین و ظالمترین آدم هایی که هزاران نفر را قربانی موفقیت خود کردهاند.
💢 بیایید به جای آرزوهای پوچ موفقیت، به جای اینکه پورشه و پول را غایت زندگی و آرزوهای خود کنیم، برای چیزی بجنگیم که بازندهای ندارد و همه مردم در آن برندهاند:
عدالت و همسرنوشتی...
🌐 دنیا براتپور
💠 سیدمجیدحسینی در:
🔗 |تلگرام| |اینستاگرام| |آپارات| |توییتر|
🌐 @majidhosseini58
▫️▫️▫️▫️▫️
Telegram
attach 📎
Forwarded from جمهورى سوم
تفسیر نامه محسن رنانی به رهبری
🔴محسن رنانی در نامهای خطاب به آیتالله خامنهای با عنوان «سلام بر ایران، سلام بر رهبری» بعد از تشریح حال نزار ایران و هشدار نسبت به فروپاشی نظام از ایشان خواسته خود «پرچم اصلاحطلبی» را در دست بگیرد و از اصلاحطلبان انتقاد کرده که «ما بیعرضه بودیم که گذاشتیم دیگران بزرگترین سرمایه نمادین ملی را به انحصار خود درآورند. این نقص رهبری نبود نقص ما بود که گذاشتیم رهبری در محاصره گروه خاصی قرار بگیرد».
🔴اما رنانی به اذعان خودش تکنوکرات محافظهکاری است که مهمترین دغدغهاش یعنی ضد انقلاب بودن، سیاستزدایی و نگاه امنیتی به توسعه را در همه نوشتههایش دنبال کرده است و از این جهت نسخه اصل تکنوکرات توسعهخواه، محافظهکار، نخبهگرا، اقتدارگرا، اتاتیست (دولتگرا) و ضدانقلابی است که تکنوکراتهای حزباللهی خط رهبری و خط هاشمی در جمهوری دوم در تقلید از آن کوشیدهاند.
🔴این نامه هم مثل باقی نوشتههای رنانی یک پیام مشخص دارد: «در شرایط امروز کشور ما نه دموکراسی و نه عدالت اولویت ندارد و نظام مدیریت ملی باید عقلانی شود. تلاش احمدینژاد در بسط عدالت و تلاش خاتمی در بسط دموکراسی تنها به بحران و تنش و خسارت انجامید». درواقع رنانی آشکارا نسبت به تکرار دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ در انتخابات ۱۴۰۰ به رهبری هشدار داده که با توجه به رسانهای شدن نامه اخیر خاتمی به رهبری با مضمونی احتمالا مشابه، مشخص است که تفسیر آن درخواست بیعت خاکسارانه اصلاحات با رهبری و هشدار نسبت به قدرت گرفتن احمدینژاد و امکان گشایش راه سوم در گذار به جمهوری سوم در سالهای آتیست.
🔻مطالب مرتبط درباره محسن رنانی:
درباره تقدیر رنانی از فاجعه آبان ۹۸ و اهمیت این حادثه در گذار چینی به جمهوری سوم
رنانی و استراتژی سیاسی تبدیل ولایت به زیرساخت مدرنیزاسیون
حکومت دینی و توفیق در پروژه جامعهزدایی پهلوی
🔴محسن رنانی در نامهای خطاب به آیتالله خامنهای با عنوان «سلام بر ایران، سلام بر رهبری» بعد از تشریح حال نزار ایران و هشدار نسبت به فروپاشی نظام از ایشان خواسته خود «پرچم اصلاحطلبی» را در دست بگیرد و از اصلاحطلبان انتقاد کرده که «ما بیعرضه بودیم که گذاشتیم دیگران بزرگترین سرمایه نمادین ملی را به انحصار خود درآورند. این نقص رهبری نبود نقص ما بود که گذاشتیم رهبری در محاصره گروه خاصی قرار بگیرد».
🔴اما رنانی به اذعان خودش تکنوکرات محافظهکاری است که مهمترین دغدغهاش یعنی ضد انقلاب بودن، سیاستزدایی و نگاه امنیتی به توسعه را در همه نوشتههایش دنبال کرده است و از این جهت نسخه اصل تکنوکرات توسعهخواه، محافظهکار، نخبهگرا، اقتدارگرا، اتاتیست (دولتگرا) و ضدانقلابی است که تکنوکراتهای حزباللهی خط رهبری و خط هاشمی در جمهوری دوم در تقلید از آن کوشیدهاند.
🔴این نامه هم مثل باقی نوشتههای رنانی یک پیام مشخص دارد: «در شرایط امروز کشور ما نه دموکراسی و نه عدالت اولویت ندارد و نظام مدیریت ملی باید عقلانی شود. تلاش احمدینژاد در بسط عدالت و تلاش خاتمی در بسط دموکراسی تنها به بحران و تنش و خسارت انجامید». درواقع رنانی آشکارا نسبت به تکرار دوم خرداد ۷۶ و سوم تیر ۸۴ در انتخابات ۱۴۰۰ به رهبری هشدار داده که با توجه به رسانهای شدن نامه اخیر خاتمی به رهبری با مضمونی احتمالا مشابه، مشخص است که تفسیر آن درخواست بیعت خاکسارانه اصلاحات با رهبری و هشدار نسبت به قدرت گرفتن احمدینژاد و امکان گشایش راه سوم در گذار به جمهوری سوم در سالهای آتیست.
🔻مطالب مرتبط درباره محسن رنانی:
درباره تقدیر رنانی از فاجعه آبان ۹۸ و اهمیت این حادثه در گذار چینی به جمهوری سوم
رنانی و استراتژی سیاسی تبدیل ولایت به زیرساخت مدرنیزاسیون
حکومت دینی و توفیق در پروژه جامعهزدایی پهلوی
Forwarded from راه سوم
📒📒📒احمدینژاد مشکل روانی دارد و باید درمان شود
✍اکبر جباری/ روانشناس، حامی سابق احمدینژاد و باجناق غلامحسین الهام
سلام و عرض ادب خدمت همه مخاطبان گرامیام.
⭕بدون مقدمه، خلاصه و سربسته میگویم.
اعراض و رویگردانیدن من از آقای احمدینژاد دو دلیل اصلی دارد که دلیل نخست را نمیتوانم بازگو کنم، چون هم تبعات حقوقی برای خودم دارد (به دلیل نداشتن مدرک) و هم برای ایشان.
اما دلیل دوم، دلیل روانشناختی است.
⭕بارها و بارها از دیگران و خاصه مخالفان ایشان درباره غرور و خودشیفتگی احمدینژاد شنیده بودم ولی به دلیل سیاستهای ضد اشرافیگری و مردمدارانه ایشان، یا آن خصائل زشت را نمیدیدم و یا دست به توجیه میبردم.
برای من همیشه درباره مرد سیاسی "عمل" حائز اهمیت بود و چندان به مسائل شخصیتی مرد سیاسی وقعی نمینهادم.
از همینرو نه "آن ممه را لولو برد"ش برایم اهمیتی داشت، نه شعر خواندن و حرفهای عاشقانه و عرفانی زدنش.
برای من عمل سیاسی او مهم بود. البته این وجه بیشتر سلبی بود تا ایجابی.
یعنی احمدینژاد را دوست داشتم، نه به خاطر اینکه عمل ایجابی خاصی انجام داده بود، بل فقط بدین خاطر که'در مقابل کفتارهای چپ و راست و اصولگرا و اصلاحطلب ایستاده بود. این عمل سلبی او، آنقدر برایم مهم و حائز اهمیت بود که از شخصیت او غافل بودم و نمیدیدم که او به کجا میرود.
تا اینکه مصاحبهای از او دیدم که او را با "هگل" مقایسه کرده بود و او نیز این قیاس را با سکوتش تایید میکند.
⭕برای اهل سیاست و مخالفان سیاسی او، موضوع کمیک بود و به طنز با آن مواجه شدند، اما برای من از منظری دیگر که وجه روانشناختی مساله است، اهمیت داشت. اگر احمدینژاد خودش را ولی خدا بداند، چندان تعجب نمیکردم، چراکه در کانتکس او که یک کانتکس مذهبی است، دیلوژنها نیز از جنس موضوعات مذهبی خواهد بود، اما وقتی دیدم دیلوژنی بیرون از کانتکس مذهبی شکل گرفته، حقیقتا ترسیدم.
فیالمثل اگر یک شهروند مسیحی اهل آلمان در دیلوژنهایش، خود را عیسی مسیح ببیند، چندان عجیب نیست، و با دارو میتوان بیمار را تحت کنترل درآورد، اما اگر او ناگهان خود را امام زمان معرفی کند، بسیار متفاوت است، چراکه این دیلوژن بیرون از کانتکس او شکل گرفته و باید دید چگونه این اتفاق افتاده است!
⭕اینکه یک سیاستمدار ایرانی، مسلمان شیعه، خودش را "هگل" بداند، حالش وخیمتر از آن مسلمانی است که خودش را ولیّ خدا میداند.
اما اگر کسی خود را هر دوی اینها بداند، بیشک باید تحت معالجه قرار گیرد.
آقای احمدینژاد بنابر دلایلی، خود را این هر دو میداند و این بسیار نگران کننده است.
⭕نخست اقبال عمومی مردم نگونبخت و ستمدیده و رنجکشیده از دست چپ و راست، به آقای احمدینژاد، مقدمات شکلگیری این دیلوژن را فراهم ساخت.
معجزه هزاره سوم معرفی کردن او، شروع این اختلال بود.
دو دیگر اطرافیان و دور و بریهای چاپلوس و صد البته نادان او در شکلگیری این اختلال نقش مهمی دارند.
عدهای بیتمدن، که نه فکر جوانی دارند و نه ثمره و نتیجه مفیدی، که دائما به او مستقیم یا غیر مستقیم الهام میکنند که معجزه هزاره سوم است. این وضعیت تا بدانجا پیش رفت که اگر یکی از نزدیکانش، کوچکترین انتقاد ولو مشفقانه به او داشته باشد، حذف شده و از بارگاه رانده میشود.
⭕چنانکه آزمایش زندان استنفورد نیز نشان داده، انفعال، همواره نیروی اهریمنی را در طرف مقابل بیدار میسازد. کافی است هر روز ۵ نفر مدح و ثنای شما را بگویند و ستایشگر شما باشند، روز ششم، شما به هیولایی بدل خواهید شد که تا پیش از آن هرگز تصورش را نمیکردید.
آقای احمدینژاد در طی این سالها که خود را صدای بلند مردم ستمدیده معرفی کرده، در چنین وضعیتی گرفتار آمده و به شکل وحشتناکی دچار دیلوژنهای مرتبط و غیر مرتبط با کانتکس مذهبی خود شده است.
باز هم بنابر دلایل حقوقی نمیتوانم، به اخبار نگران کنندهای که از ایشان بدستم رسیده، اشاره کنم، اما اینقدر میتوانم بگویم که ایشان با سرعت به سمت پرتگاه اختلالات سایکوتیک در حرکتند که اگر دوستان و علاقهمندان ایشان، به داد ایشان نرسند، بعدها دیگر نمیتوان کاری کرد.
بازهم تاکید میکنم، این صرفا دلیل دوم و روانشناختی مساله است و خدا را گواه میگیرم که هیچ قصد و ملاحظه سیاسی در بیان این حقایق ندارم و کماکان رقبای سیاسی ایشان را کفتارانی میدانم که دیگر نزد مردم ایران هیچ جایگاهی ندارند.
⭕لذا در پایان، نخست به فرزندان آقای احمدینژاد، خاصه آقا علیرضا و سپس به دوستان عاقل و اطرافیان دلسوز ایشان عرض میکنم، کمی از سیاست فاصله بگیرید و این نوشته مرا صرفا از منظر روانشناختی بخوانید. با همه وجودم برای رفع این مشکل در خدمتم. هرچند دلیل نخست همچنان به قوت خود باقیست.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍اکبر جباری/ روانشناس، حامی سابق احمدینژاد و باجناق غلامحسین الهام
سلام و عرض ادب خدمت همه مخاطبان گرامیام.
⭕بدون مقدمه، خلاصه و سربسته میگویم.
اعراض و رویگردانیدن من از آقای احمدینژاد دو دلیل اصلی دارد که دلیل نخست را نمیتوانم بازگو کنم، چون هم تبعات حقوقی برای خودم دارد (به دلیل نداشتن مدرک) و هم برای ایشان.
اما دلیل دوم، دلیل روانشناختی است.
⭕بارها و بارها از دیگران و خاصه مخالفان ایشان درباره غرور و خودشیفتگی احمدینژاد شنیده بودم ولی به دلیل سیاستهای ضد اشرافیگری و مردمدارانه ایشان، یا آن خصائل زشت را نمیدیدم و یا دست به توجیه میبردم.
برای من همیشه درباره مرد سیاسی "عمل" حائز اهمیت بود و چندان به مسائل شخصیتی مرد سیاسی وقعی نمینهادم.
از همینرو نه "آن ممه را لولو برد"ش برایم اهمیتی داشت، نه شعر خواندن و حرفهای عاشقانه و عرفانی زدنش.
برای من عمل سیاسی او مهم بود. البته این وجه بیشتر سلبی بود تا ایجابی.
یعنی احمدینژاد را دوست داشتم، نه به خاطر اینکه عمل ایجابی خاصی انجام داده بود، بل فقط بدین خاطر که'در مقابل کفتارهای چپ و راست و اصولگرا و اصلاحطلب ایستاده بود. این عمل سلبی او، آنقدر برایم مهم و حائز اهمیت بود که از شخصیت او غافل بودم و نمیدیدم که او به کجا میرود.
تا اینکه مصاحبهای از او دیدم که او را با "هگل" مقایسه کرده بود و او نیز این قیاس را با سکوتش تایید میکند.
⭕برای اهل سیاست و مخالفان سیاسی او، موضوع کمیک بود و به طنز با آن مواجه شدند، اما برای من از منظری دیگر که وجه روانشناختی مساله است، اهمیت داشت. اگر احمدینژاد خودش را ولی خدا بداند، چندان تعجب نمیکردم، چراکه در کانتکس او که یک کانتکس مذهبی است، دیلوژنها نیز از جنس موضوعات مذهبی خواهد بود، اما وقتی دیدم دیلوژنی بیرون از کانتکس مذهبی شکل گرفته، حقیقتا ترسیدم.
فیالمثل اگر یک شهروند مسیحی اهل آلمان در دیلوژنهایش، خود را عیسی مسیح ببیند، چندان عجیب نیست، و با دارو میتوان بیمار را تحت کنترل درآورد، اما اگر او ناگهان خود را امام زمان معرفی کند، بسیار متفاوت است، چراکه این دیلوژن بیرون از کانتکس او شکل گرفته و باید دید چگونه این اتفاق افتاده است!
⭕اینکه یک سیاستمدار ایرانی، مسلمان شیعه، خودش را "هگل" بداند، حالش وخیمتر از آن مسلمانی است که خودش را ولیّ خدا میداند.
اما اگر کسی خود را هر دوی اینها بداند، بیشک باید تحت معالجه قرار گیرد.
آقای احمدینژاد بنابر دلایلی، خود را این هر دو میداند و این بسیار نگران کننده است.
⭕نخست اقبال عمومی مردم نگونبخت و ستمدیده و رنجکشیده از دست چپ و راست، به آقای احمدینژاد، مقدمات شکلگیری این دیلوژن را فراهم ساخت.
معجزه هزاره سوم معرفی کردن او، شروع این اختلال بود.
دو دیگر اطرافیان و دور و بریهای چاپلوس و صد البته نادان او در شکلگیری این اختلال نقش مهمی دارند.
عدهای بیتمدن، که نه فکر جوانی دارند و نه ثمره و نتیجه مفیدی، که دائما به او مستقیم یا غیر مستقیم الهام میکنند که معجزه هزاره سوم است. این وضعیت تا بدانجا پیش رفت که اگر یکی از نزدیکانش، کوچکترین انتقاد ولو مشفقانه به او داشته باشد، حذف شده و از بارگاه رانده میشود.
⭕چنانکه آزمایش زندان استنفورد نیز نشان داده، انفعال، همواره نیروی اهریمنی را در طرف مقابل بیدار میسازد. کافی است هر روز ۵ نفر مدح و ثنای شما را بگویند و ستایشگر شما باشند، روز ششم، شما به هیولایی بدل خواهید شد که تا پیش از آن هرگز تصورش را نمیکردید.
آقای احمدینژاد در طی این سالها که خود را صدای بلند مردم ستمدیده معرفی کرده، در چنین وضعیتی گرفتار آمده و به شکل وحشتناکی دچار دیلوژنهای مرتبط و غیر مرتبط با کانتکس مذهبی خود شده است.
باز هم بنابر دلایل حقوقی نمیتوانم، به اخبار نگران کنندهای که از ایشان بدستم رسیده، اشاره کنم، اما اینقدر میتوانم بگویم که ایشان با سرعت به سمت پرتگاه اختلالات سایکوتیک در حرکتند که اگر دوستان و علاقهمندان ایشان، به داد ایشان نرسند، بعدها دیگر نمیتوان کاری کرد.
بازهم تاکید میکنم، این صرفا دلیل دوم و روانشناختی مساله است و خدا را گواه میگیرم که هیچ قصد و ملاحظه سیاسی در بیان این حقایق ندارم و کماکان رقبای سیاسی ایشان را کفتارانی میدانم که دیگر نزد مردم ایران هیچ جایگاهی ندارند.
⭕لذا در پایان، نخست به فرزندان آقای احمدینژاد، خاصه آقا علیرضا و سپس به دوستان عاقل و اطرافیان دلسوز ایشان عرض میکنم، کمی از سیاست فاصله بگیرید و این نوشته مرا صرفا از منظر روانشناختی بخوانید. با همه وجودم برای رفع این مشکل در خدمتم. هرچند دلیل نخست همچنان به قوت خود باقیست.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
.
.
📒📒📒پاسخ دکتر اکبر جباری، روانشناس، حامی سابق احمدینژاد و باجناق غلامحسین الهام به پرسشی که در قبال نوشته او طرح شد
❓پرسیدهاند: چگونه میشود یک سیاستمدار دچار اختلال روانی باشد، اما سیاستهایش درست باشد؟
⭕ اولا، چنانکه گفته آمد، همه سیاستها و عملکردها را درست نمیدانم، بلکه صرفا آن بخشی که ضد اشرافیگری و ضد اصولگرا و ضد اصلاحطلب بود، مورد تایید است.
و اِلا ایشان عملکردها و رفتارها و سیاستهای غلط هم کم نداشتند.
⭕ثانیا، مکانیزم عملکرد یک مرد سیاسی، مکانیزمی مستقل از شخصیت اوست.
یک ساختار سیاسی وجود دارد که مرد سیاسی درون آن ساختار عمل میکند.
ساختاری پیچیده و متشکل از افراد، گروهها و سازمانها و نهادهای مختلف که نقش شخصیت فرد درون آن به حداقل میرسد.
⭕ثالثا، به جهت روانشناختی، اختلالهای شخصیتی مانند "خودشیفتگی" یا "دیلوژن" همه فعالیتهای مغز را مختل نمیکند بلکه بهمثابه یک اختلال در بخشهای خاصی باعث ظهور و بروز علائمی میشود.
لذا فرد، بهرغم دیلوژنهایش، میتواند به فعالیتهای روزمره و حتی علمی خود ادامه دهد.
دانشمندی که دچار دیلوژن میشود، اما کماکان به فعالیت علمی خود ادامه میدهد. مانند "جان نش" ریاضیدانی که برنده نوبل اقتصاد میشود، یا بسیاری از نویسندگان و ادیبانی که دچار اختلالات دیلوژنال بودهاند و در عین حال آثار ادبی ارزشمندی بر جا گذاشتهاند، مانند "ویرجینیا وولف".
⭕خلاصه آنکه عملکرد مغز در چنین اختلالاتی، بسیار پیچیده است که نباید تصور کنیم در همه مراحل اختلال، فرد دچار دمانس میشود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
.
📒📒📒پاسخ دکتر اکبر جباری، روانشناس، حامی سابق احمدینژاد و باجناق غلامحسین الهام به پرسشی که در قبال نوشته او طرح شد
❓پرسیدهاند: چگونه میشود یک سیاستمدار دچار اختلال روانی باشد، اما سیاستهایش درست باشد؟
⭕ اولا، چنانکه گفته آمد، همه سیاستها و عملکردها را درست نمیدانم، بلکه صرفا آن بخشی که ضد اشرافیگری و ضد اصولگرا و ضد اصلاحطلب بود، مورد تایید است.
و اِلا ایشان عملکردها و رفتارها و سیاستهای غلط هم کم نداشتند.
⭕ثانیا، مکانیزم عملکرد یک مرد سیاسی، مکانیزمی مستقل از شخصیت اوست.
یک ساختار سیاسی وجود دارد که مرد سیاسی درون آن ساختار عمل میکند.
ساختاری پیچیده و متشکل از افراد، گروهها و سازمانها و نهادهای مختلف که نقش شخصیت فرد درون آن به حداقل میرسد.
⭕ثالثا، به جهت روانشناختی، اختلالهای شخصیتی مانند "خودشیفتگی" یا "دیلوژن" همه فعالیتهای مغز را مختل نمیکند بلکه بهمثابه یک اختلال در بخشهای خاصی باعث ظهور و بروز علائمی میشود.
لذا فرد، بهرغم دیلوژنهایش، میتواند به فعالیتهای روزمره و حتی علمی خود ادامه دهد.
دانشمندی که دچار دیلوژن میشود، اما کماکان به فعالیت علمی خود ادامه میدهد. مانند "جان نش" ریاضیدانی که برنده نوبل اقتصاد میشود، یا بسیاری از نویسندگان و ادیبانی که دچار اختلالات دیلوژنال بودهاند و در عین حال آثار ادبی ارزشمندی بر جا گذاشتهاند، مانند "ویرجینیا وولف".
⭕خلاصه آنکه عملکرد مغز در چنین اختلالاتی، بسیار پیچیده است که نباید تصور کنیم در همه مراحل اختلال، فرد دچار دمانس میشود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from راه سوم
📒📒📒توسعه نامتوازن و مرکز گرایی
✍🏼مهدیه گلرو
@mahdiehGolroo
⭕لازم نیست برای درک مرکزگرایی و توسعه نامتوازن به دنبال وجود یا عدم وجود کارخانه و مدرسه و بیمارستان باشیم، جاده خود گویای همه چیز است. در اوایل قرن نوزدهم یعنی از مهمترین عوامل توسعه و رشد یک منطقه راههای ارتباطی با آن منطقه بود و بعدها کیفیت راهها و انواع راههای دسترسی میزان اهمیت و رشد آن منطقه را تعیین میکرد.
⭕کسانی که با ماشین، فرقی نمیکند خودرو شخصی یا اتوبوس به جنوب و غرب ایران سفر کرده باشند متوجه اهمیت این موضوع میشوند. به سمت غرب بعد از عبور از سنندج و به سمت جنوب بعد از کرمان مسیرها چنان تغییر کیفیت میدهند که هر مسافری متوجه آن میشود.
⭕به خاطر دارم در مسیر یکی از روستاهای اطراف پاوه وقتی رانندگی بسیار سخت بود، دوست راهنمایمان گفت این جاده از دوره رضاشاه باقی مانده و تا کنون بازسازی نشده است!
در مورد سیستان و بلوچستان ماجرا بدتر هم بود جادههایی که حرکت در آن سخت است و بعد از غروب خورشید به دلیل نبود چراغ رانندگی غیر ممکن میشود.
⭕کنشگر مرکزگرا این محدودیتها و این شرایط را نمیبیند و درکی از آن ندارد و مسافری هم که با پرواز به چابهار و حضور در هتل با کیفیت از طبیعت بکر لذت میبرد هرگز متوجه میزان نابرابری در آن منطقه نمیشود.
⭕وارد سیستان و بلوچستان که میشوید، جادههای بیکیفیت، نبود هیچ کارخانه و بیمارستان در مسیر جادهها و نبود رستورانهای بین شهری به شما میگوید این جادهها نه منتظر مسافر است و نه منتظر مواد اولیه و تجهیزات.
⭕سیاست توسعه نواحی مرکزی ایران از حیث صنعتی، احداث سدهای فاقد پشتوانه تحقیقاتی، تقویت و امنیتی شدن مرزها و معابر مرزی در نهایت موجب شد تا نواحی مرکزی بیش از پیش از نواحی حاشیهای و اقماری جدا شوند.
نوعی تقسیم کار ملی در سراسر ایران حاکم شد، به شکلی که نواحی مرکزی سرشار از انواع بنگاههای اقتصادی و طرحهای تولیدی-صنعتی شد و نواحی حاشیهای نیز تامینکننده کارگران و نیروهای کاری بودند که در قالب کارگران صنعتی، خدماتی و... به شهرهای مرکزی روی آوردند.
⭕سیاستگذاریهای معطوف به مرکز در ایران که قدمتی صد ساله دارد، نه تنها آفتی برای مناطق پیرامونی ایران به حساب میآید، بلکه برای مرکز نیز مشکل ساز شده است.
⭕مهاجرت عواقب بسیاری دارد که دو مورد بسیار مهم آن تاثیر در مبدا و مقصد مهاجرت است؛ نخست اینکه مناطق محرومی که مهاجر میفرستند تمام سرمایههای خود را از دست میدهند و دیگر اینکه در مبدا سرمایه فراوانی وارد میشود که بخش عمده آنها مستهلک میشوند. به این معنا که اگر فرد در شهرستان خودش 100 واحد اثرگذاری دارد، توان او در تهران به دلیل تراکم توانها به 10 تا 15 واحد افت میکند. یعنی 85 درصد توان مالی، انسانی، علمی و... در تهران از کارایی خود خارج میشود.
⭕اگر هر منطقه به تناسب جمعیت خود از منابع برخوردار شود، جریان مهاجرتهای شغلی متوقف خواهد شد. همچین کارهای پرخطری همچون کولبری و سوختبری هم از بین خواهد رفت.
⭕توسعه متوازن به معني اينكه در امر توسعه و پيشرفت يك جامعه بايد ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي مدنظر قرار گيرد. و در مقابل آن توسعه غيرمتوازن است كه به معناي ترويج يكي از اين ابعاد سهگانه و يا ارزشدهي بيش از اندازه به يكي از اين سه بُعد بدون توجه به ابعاد ديگر است.
همچنین میتواند عدم تعادل یک یا چند بخش در شهرهای متفاوت باشد که با عناوینی همچون توسعه نامتوازن شهری یا منطقهای شناخته میشود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
✍🏼مهدیه گلرو
@mahdiehGolroo
⭕لازم نیست برای درک مرکزگرایی و توسعه نامتوازن به دنبال وجود یا عدم وجود کارخانه و مدرسه و بیمارستان باشیم، جاده خود گویای همه چیز است. در اوایل قرن نوزدهم یعنی از مهمترین عوامل توسعه و رشد یک منطقه راههای ارتباطی با آن منطقه بود و بعدها کیفیت راهها و انواع راههای دسترسی میزان اهمیت و رشد آن منطقه را تعیین میکرد.
⭕کسانی که با ماشین، فرقی نمیکند خودرو شخصی یا اتوبوس به جنوب و غرب ایران سفر کرده باشند متوجه اهمیت این موضوع میشوند. به سمت غرب بعد از عبور از سنندج و به سمت جنوب بعد از کرمان مسیرها چنان تغییر کیفیت میدهند که هر مسافری متوجه آن میشود.
⭕به خاطر دارم در مسیر یکی از روستاهای اطراف پاوه وقتی رانندگی بسیار سخت بود، دوست راهنمایمان گفت این جاده از دوره رضاشاه باقی مانده و تا کنون بازسازی نشده است!
در مورد سیستان و بلوچستان ماجرا بدتر هم بود جادههایی که حرکت در آن سخت است و بعد از غروب خورشید به دلیل نبود چراغ رانندگی غیر ممکن میشود.
⭕کنشگر مرکزگرا این محدودیتها و این شرایط را نمیبیند و درکی از آن ندارد و مسافری هم که با پرواز به چابهار و حضور در هتل با کیفیت از طبیعت بکر لذت میبرد هرگز متوجه میزان نابرابری در آن منطقه نمیشود.
⭕وارد سیستان و بلوچستان که میشوید، جادههای بیکیفیت، نبود هیچ کارخانه و بیمارستان در مسیر جادهها و نبود رستورانهای بین شهری به شما میگوید این جادهها نه منتظر مسافر است و نه منتظر مواد اولیه و تجهیزات.
⭕سیاست توسعه نواحی مرکزی ایران از حیث صنعتی، احداث سدهای فاقد پشتوانه تحقیقاتی، تقویت و امنیتی شدن مرزها و معابر مرزی در نهایت موجب شد تا نواحی مرکزی بیش از پیش از نواحی حاشیهای و اقماری جدا شوند.
نوعی تقسیم کار ملی در سراسر ایران حاکم شد، به شکلی که نواحی مرکزی سرشار از انواع بنگاههای اقتصادی و طرحهای تولیدی-صنعتی شد و نواحی حاشیهای نیز تامینکننده کارگران و نیروهای کاری بودند که در قالب کارگران صنعتی، خدماتی و... به شهرهای مرکزی روی آوردند.
⭕سیاستگذاریهای معطوف به مرکز در ایران که قدمتی صد ساله دارد، نه تنها آفتی برای مناطق پیرامونی ایران به حساب میآید، بلکه برای مرکز نیز مشکل ساز شده است.
⭕مهاجرت عواقب بسیاری دارد که دو مورد بسیار مهم آن تاثیر در مبدا و مقصد مهاجرت است؛ نخست اینکه مناطق محرومی که مهاجر میفرستند تمام سرمایههای خود را از دست میدهند و دیگر اینکه در مبدا سرمایه فراوانی وارد میشود که بخش عمده آنها مستهلک میشوند. به این معنا که اگر فرد در شهرستان خودش 100 واحد اثرگذاری دارد، توان او در تهران به دلیل تراکم توانها به 10 تا 15 واحد افت میکند. یعنی 85 درصد توان مالی، انسانی، علمی و... در تهران از کارایی خود خارج میشود.
⭕اگر هر منطقه به تناسب جمعیت خود از منابع برخوردار شود، جریان مهاجرتهای شغلی متوقف خواهد شد. همچین کارهای پرخطری همچون کولبری و سوختبری هم از بین خواهد رفت.
⭕توسعه متوازن به معني اينكه در امر توسعه و پيشرفت يك جامعه بايد ابعاد اقتصادي، سياسي و اجتماعي مدنظر قرار گيرد. و در مقابل آن توسعه غيرمتوازن است كه به معناي ترويج يكي از اين ابعاد سهگانه و يا ارزشدهي بيش از اندازه به يكي از اين سه بُعد بدون توجه به ابعاد ديگر است.
همچنین میتواند عدم تعادل یک یا چند بخش در شهرهای متفاوت باشد که با عناوینی همچون توسعه نامتوازن شهری یا منطقهای شناخته میشود.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
*ایجاد نیم میلیون شغل با رفع انحصار از اعطای برخی مجوزها*
یک کارشناس اقتصادی گفت: دولت میتواند در شرایطی که کشور به دلیل درگیری با تحریم به منابع مالی محدودی دسترسی دارد و بدون صرف هرگونه هزینه اضافی و تنها با تصحیح سازوکار اعطای مجوز در چهار حوزه وکالت، پزشکی، دندانپزشکی و سردفتری، نیم میلیون شغل برای فارغ التحصیلان دانشگاه ایجاد کند.
سید حسن موسوی فرد کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی فارس درباره این موضوع با بیان ناگزیر بودن بعضی مشاغل از کسب برخی استانداردها برای شروع کسب وکار گفت: *بسیاری از کسب وکارها نیازی به گرفتن مجوز خاص ندارد و بایستی به افرادی که احساس میکنند توانایی ورود به آن و رقابت با بقیه رقبا را داشته باشند مجوز فعالیت داد. اینکه متولیان این اصناف مانع از اعطای مجوز به چنین مشاغلی که ربطی به امنیت، سلامت و محیط زیست ندارند، میشوند به هیچ عنوان قابل قبول نیست.*
ی همچنین با اشاره به شیوه جلوگیری متولیان صنف وکالت از ورود جوانان به این شغل گفت: فارغ التحصیلان حقوق بعد از آنکه چندین سال در دانشگاه تحصیل کرده و با گرفتن مدرک لیسانس تصمیم به ورود به عرصه وکالت میگیرند ناگزیر از شرکت در آزمون وکالت برای اخذ پروانه وکالت هستند. آزمونی که به طور متوسط * تنها 4 درصد از شرکت کنندگان آن موفق به قبولی در آن میشوند* . همین پذیرش قطره چکانی وکیل توسط برخی متولیان صنف وکالت باعث شده در کشور شاهد کمبود وکیل باشیم. این موضوع باعث شده 90 درصد پروندهها بدون وکیل به دادگاه ارسال شود.
در برخی کشورها هنگامی که فردی موفق به کسب مدرک لیسانس در رشته حقوق میشود، میتواند وارد بازار وکالت شود و تنها برای یک سری از حوزههای خاص مثل پروندههایی که به دادگاه عالی فرستاده شده دادگاه یا پروندههای کیفری وکیل باید پروانه وکالت داشته باشد. در حال حاضر لزوم اخذ پروانه وکالت برای هرگونه وکالت در کشور مانند آن است که از کسی که میخواهد موتورسواری کند، گواهینامه هواپیما بخواهید. *
http://fna.ir/f311ja
یک کارشناس اقتصادی گفت: دولت میتواند در شرایطی که کشور به دلیل درگیری با تحریم به منابع مالی محدودی دسترسی دارد و بدون صرف هرگونه هزینه اضافی و تنها با تصحیح سازوکار اعطای مجوز در چهار حوزه وکالت، پزشکی، دندانپزشکی و سردفتری، نیم میلیون شغل برای فارغ التحصیلان دانشگاه ایجاد کند.
سید حسن موسوی فرد کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی فارس درباره این موضوع با بیان ناگزیر بودن بعضی مشاغل از کسب برخی استانداردها برای شروع کسب وکار گفت: *بسیاری از کسب وکارها نیازی به گرفتن مجوز خاص ندارد و بایستی به افرادی که احساس میکنند توانایی ورود به آن و رقابت با بقیه رقبا را داشته باشند مجوز فعالیت داد. اینکه متولیان این اصناف مانع از اعطای مجوز به چنین مشاغلی که ربطی به امنیت، سلامت و محیط زیست ندارند، میشوند به هیچ عنوان قابل قبول نیست.*
ی همچنین با اشاره به شیوه جلوگیری متولیان صنف وکالت از ورود جوانان به این شغل گفت: فارغ التحصیلان حقوق بعد از آنکه چندین سال در دانشگاه تحصیل کرده و با گرفتن مدرک لیسانس تصمیم به ورود به عرصه وکالت میگیرند ناگزیر از شرکت در آزمون وکالت برای اخذ پروانه وکالت هستند. آزمونی که به طور متوسط * تنها 4 درصد از شرکت کنندگان آن موفق به قبولی در آن میشوند* . همین پذیرش قطره چکانی وکیل توسط برخی متولیان صنف وکالت باعث شده در کشور شاهد کمبود وکیل باشیم. این موضوع باعث شده 90 درصد پروندهها بدون وکیل به دادگاه ارسال شود.
در برخی کشورها هنگامی که فردی موفق به کسب مدرک لیسانس در رشته حقوق میشود، میتواند وارد بازار وکالت شود و تنها برای یک سری از حوزههای خاص مثل پروندههایی که به دادگاه عالی فرستاده شده دادگاه یا پروندههای کیفری وکیل باید پروانه وکالت داشته باشد. در حال حاضر لزوم اخذ پروانه وکالت برای هرگونه وکالت در کشور مانند آن است که از کسی که میخواهد موتورسواری کند، گواهینامه هواپیما بخواهید. *
http://fna.ir/f311ja
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ایجاد نیم میلیون شغل با رفع انحصار از اعطای برخی مجوزها
یک کارشناس اقتصادی گفت: دولت میتواند در شرایطی که کشور به دلیل درگیری با تحریم به منابع مالی محدودی دسترسی دارد و بدون صرف هرگونه هزینه اضافی و تنها با تصحیح سازوکار اعطای مجوز در چهار حوزه وکالت، پزشکی، دندانپزشکی و سردفتری، نیم میلیون شغل برای فارغ التحصیلان…
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
*واکنشهای متناقض وکلا به کسبوکار شدن وکالت/ انکار پس از اعتراضات نافرجام*
*وکلا که پیشتر با اذعان به کسبوکار شناخته شدن وکالت به سبب طرح مجلس، به رد آن توسط شورای نگهبان چشم دوخته بودند؛ اینک با تأیید این مصوبه توسط شورای نگهبان بدون توجه به تناقضات مشهود در اظهاراتشان نقشهی تازهای را آغاز کردهاند و تلاش دارند وکالت را خارج از شمول قانون مجلس تفسیر کنند.*
ادعای نائب رئیس اسکودا در خصوص عدم شمول این طرح در خصوص وکلا در حالی بیان شده است که جعفر کوشا رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا) در اول آذرماه، یعنی ۵ روز پس از تصویب قانون مذکور توسط مجلس شورای اسلامی طی گفتوگویی نتیجه طرح مجلس در خصوص اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل چهل و چهار را کسبوکار دانستن حرفه وکالت دانسته بود.
http://fna.ir/f30u0e
*وکلا که پیشتر با اذعان به کسبوکار شناخته شدن وکالت به سبب طرح مجلس، به رد آن توسط شورای نگهبان چشم دوخته بودند؛ اینک با تأیید این مصوبه توسط شورای نگهبان بدون توجه به تناقضات مشهود در اظهاراتشان نقشهی تازهای را آغاز کردهاند و تلاش دارند وکالت را خارج از شمول قانون مجلس تفسیر کنند.*
ادعای نائب رئیس اسکودا در خصوص عدم شمول این طرح در خصوص وکلا در حالی بیان شده است که جعفر کوشا رئیس اتحادیه سراسری کانونهای وکلای دادگستری ایران (اسکودا) در اول آذرماه، یعنی ۵ روز پس از تصویب قانون مذکور توسط مجلس شورای اسلامی طی گفتوگویی نتیجه طرح مجلس در خصوص اصلاح مواد ۱ و ۷ قانون سیاستهای کلی اصل چهل و چهار را کسبوکار دانستن حرفه وکالت دانسته بود.
http://fna.ir/f30u0e
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - واکنشهای متناقض وکلا به کسبوکار شدن وکالت/ انکار پس از اعتراضات نافرجام
وکلا که پیشتر با اذعان به کسبوکار شناخته شدن وکالت به سبب طرح مجلس، به رد آن توسط شورای نگهبان چشم دوخته بودند؛ اینک با تأیید این مصوبه توسط شورای نگهبان بدون توجه به تناقضات مشهود در اظهاراتشان نقشهی تازهای را آغاز کردهاند و تلاش دارند وکالت را خارج…
Forwarded from عدالتخانه
💢مصلحت اندیشی عملزده
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹یکی از اصلی ترین و بزرگترین بلاهایی که سر مملکت آورده اند را همین میدانم: مصلحت اندیشی عملزده. تعطیل کردن گردن به بالا و بیش فعال کردن گردن به پایین.
دقت کردید چه شد؟ میفرماد: "آبان و نوشتن و فلان رو وِلِش، بیا سیسخت."
دم تمام کسانی که این روزها میروند سیسخت، قبلتر رفتند کوت عبدا..، قبلترترش رفتند کرمانشاه و بم و... گرم. اما اینکه گمان کنی، این جور حرکتهای خیرخواهانه چاره اساسی است بسیار در اشتباهی، و بدتر از آن اگر نوشتن و آگاهیگستری پیرامون وظایف حکومتی که بر تمام منافع و منابع مملکت چیره است را با کمکهای یدی تحقیر کنی، که دیگر عند کلاهبرداری است.
🔸اگر قرار باشد سیسخت _که یک ذره جاست_ را هم خود مردم جمع کنند، پس بزرگترین منابع گازی و نفتی جهان قرار است به چه کار بیاید؟ ویلاهای هشتصد میلیاردی تخم و ترکهشان در باستی هیلز؟ پس این دار و دستهای که بر مملکت حاکمند چه کارهاند؟
🔹اگر نظمی حاکم نباشد، چاره فقدانش، فکر و بازاندیشی و نقد و علم و...است، یا تخلیه بار روانی مسئولیت با بیل و کلنگ؟!
بنده این شخص را نمیشناسم و شخص خودش هم فعلا اهمیت ندارد. مهم الگویی است که او و بسیاری مثل او را آنچنان از ستاد انتخابات و پوستر و بنر چسباندن تا سیسخت و بیل و کلنگ مشغول میکند که فرصت نمیکنند به کل قضیه گاهی مشکوک بشوند، مبادا پی نخود سیاه بفرستندش.
🔸چاره سیسخت و کوت عبدا.. و خوزستان و سیستان و کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان و... برافتادن این شیوههای منحوس مدیریت مملکت است.
🔹مجدد از رفقا و با شرافتهایی که این روزها به داد مردم سیسخت رسیده اند از جانب خودم تشکر میکنم و باز تاکید میکنم این متن به هیچ وجه به معنای نادیده انگاشتن وجدانمندی و زحمات و بزرگواری آنان نیست. حتی برعکس؛ مساله اینست که قرار نیست مردم جورکش بیخیالی و مفتخوری و ناکارامدی حاکمان باشند.
⏪پ. ن:حالا فعلا به این هم کاری نداریم که آیا واقعن نوشتن به همین خوشمزگی است که این بنده خدا میگوید و از زیر پتو و از روی تفریح و حال و هول است یا حبس و محدودیت و تحقیر و سرکوب، بیش از هر چیز و هر کاری مستقیما برای مقابله با قلمگردانی است(؟)
@adalat_khaneh
✍ #حسین_شهبازی_زاده
🔹یکی از اصلی ترین و بزرگترین بلاهایی که سر مملکت آورده اند را همین میدانم: مصلحت اندیشی عملزده. تعطیل کردن گردن به بالا و بیش فعال کردن گردن به پایین.
دقت کردید چه شد؟ میفرماد: "آبان و نوشتن و فلان رو وِلِش، بیا سیسخت."
دم تمام کسانی که این روزها میروند سیسخت، قبلتر رفتند کوت عبدا..، قبلترترش رفتند کرمانشاه و بم و... گرم. اما اینکه گمان کنی، این جور حرکتهای خیرخواهانه چاره اساسی است بسیار در اشتباهی، و بدتر از آن اگر نوشتن و آگاهیگستری پیرامون وظایف حکومتی که بر تمام منافع و منابع مملکت چیره است را با کمکهای یدی تحقیر کنی، که دیگر عند کلاهبرداری است.
🔸اگر قرار باشد سیسخت _که یک ذره جاست_ را هم خود مردم جمع کنند، پس بزرگترین منابع گازی و نفتی جهان قرار است به چه کار بیاید؟ ویلاهای هشتصد میلیاردی تخم و ترکهشان در باستی هیلز؟ پس این دار و دستهای که بر مملکت حاکمند چه کارهاند؟
🔹اگر نظمی حاکم نباشد، چاره فقدانش، فکر و بازاندیشی و نقد و علم و...است، یا تخلیه بار روانی مسئولیت با بیل و کلنگ؟!
بنده این شخص را نمیشناسم و شخص خودش هم فعلا اهمیت ندارد. مهم الگویی است که او و بسیاری مثل او را آنچنان از ستاد انتخابات و پوستر و بنر چسباندن تا سیسخت و بیل و کلنگ مشغول میکند که فرصت نمیکنند به کل قضیه گاهی مشکوک بشوند، مبادا پی نخود سیاه بفرستندش.
🔸چاره سیسخت و کوت عبدا.. و خوزستان و سیستان و کهگیلویه و بویراحمد و هرمزگان و... برافتادن این شیوههای منحوس مدیریت مملکت است.
🔹مجدد از رفقا و با شرافتهایی که این روزها به داد مردم سیسخت رسیده اند از جانب خودم تشکر میکنم و باز تاکید میکنم این متن به هیچ وجه به معنای نادیده انگاشتن وجدانمندی و زحمات و بزرگواری آنان نیست. حتی برعکس؛ مساله اینست که قرار نیست مردم جورکش بیخیالی و مفتخوری و ناکارامدی حاکمان باشند.
⏪پ. ن:حالا فعلا به این هم کاری نداریم که آیا واقعن نوشتن به همین خوشمزگی است که این بنده خدا میگوید و از زیر پتو و از روی تفریح و حال و هول است یا حبس و محدودیت و تحقیر و سرکوب، بیش از هر چیز و هر کاری مستقیما برای مقابله با قلمگردانی است(؟)
@adalat_khaneh
Forwarded from چهارطبقه
🔺برای بار دوم، رد
نتیجهی مطالعات ارزیابی بزرگراه جنوبی مشهد، رد گزینهی اجراست؛ این گزاره، چکیدهی جلسهی کمیسیون حملونقل شورای شهر مشهد بود که با رویکرد تحسینبرانگیز شورا و فراهم آوردن بستر حضور نمایندگان سازمانهای مردمنهاد مطالبهگر، شفافیت فضای تصمیمگیری را ارتقا بخشید.
علیرغم ادعای نمایندگان معاونت ترافیک شهرداری مشهد مبنی بر نادرست بودن مطالعات، ماحصل مطالعات مشاور که در صحبتهای ناظر علمی مطالعات نیز بازتاب داده شد، انتخاب گزینهی عدماجرا بود.
به نظر میرسد نتایج مطالعات ارزیابی بزرگراه که بر اساس گفتهی مشاور با فرض صحت تمامی ادعاها دربارهی آثار مثبت بزرگراه در ابعاد ترافیکی، محیطزیستی و پدافندی به دست آمده، برای تصمیمگیری در کمیسیون مادهی پنج و سپس شورای عالی شهرسازی و معماری کافی است و اختصاص زمان بیشتر برای مطالعات تکمیلی، فرصتهای مهم برای تصمیمگیری اولیهی دربارهی اجرا یا عدماجرای بزرگراه را از بین خواهد برد.
@CharTabaqeh
نتیجهی مطالعات ارزیابی بزرگراه جنوبی مشهد، رد گزینهی اجراست؛ این گزاره، چکیدهی جلسهی کمیسیون حملونقل شورای شهر مشهد بود که با رویکرد تحسینبرانگیز شورا و فراهم آوردن بستر حضور نمایندگان سازمانهای مردمنهاد مطالبهگر، شفافیت فضای تصمیمگیری را ارتقا بخشید.
علیرغم ادعای نمایندگان معاونت ترافیک شهرداری مشهد مبنی بر نادرست بودن مطالعات، ماحصل مطالعات مشاور که در صحبتهای ناظر علمی مطالعات نیز بازتاب داده شد، انتخاب گزینهی عدماجرا بود.
به نظر میرسد نتایج مطالعات ارزیابی بزرگراه که بر اساس گفتهی مشاور با فرض صحت تمامی ادعاها دربارهی آثار مثبت بزرگراه در ابعاد ترافیکی، محیطزیستی و پدافندی به دست آمده، برای تصمیمگیری در کمیسیون مادهی پنج و سپس شورای عالی شهرسازی و معماری کافی است و اختصاص زمان بیشتر برای مطالعات تکمیلی، فرصتهای مهم برای تصمیمگیری اولیهی دربارهی اجرا یا عدماجرای بزرگراه را از بین خواهد برد.
@CharTabaqeh
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️سفر:
نوعی کالا؟ امتیاز یا حالتی روحی؟ برای عدهای راحتی و برای بقیه رنج
🖌لورن بویسنو
✂️ ... سفر خطرهای زیادی دارد. اغلب هم با رنج و سختی همراه است تا رفع خستگی. بیماری، ناامنی، تصادف، پول کمآوردن، یا حتی گمشدن. اما بااینحال نمیتوان دست از سفر برداشت. چرا سفر میکنیم؟ فقط چون، وقتی برگشتیم خانه، داستانهایی خارقالعاده تعریف کنیم؟ تا خود را فراموش کنیم و، برای مدتی هم که شده، در نظر دیگران غریبه باشیم؟ شاید هم میخواهیم تسلیم ترسمان نشویم و به ماجراجویی تغییرش دهیم. در هر صورت، سفر نوعی از پیله درآمدن است، چه پیلههای درونی و چه بیرونی.
... پس چرا این کار را میکنیم؟ چرا وقتی خوب میدانیم که زحمت و خطر وجود دارد و تجربه باعث تغییرمان میشود، باز هم به سفر میرویم؟ در بخش «ناشناختهها»ی سایت جی.استور دیلی، هزاران داستان سفر را بررسی کردهایم که ما را به سرتاسر جهان و گذشته بردهاند؛ از مسابقهٔ دوِ ماراتن در قطب جنوب تا اَشکال مرگبار حملونقل تا مردانی که در سفرهایشان ناپدید شدند. این گشتوگذار جالب حالا به پایان خود نزدیک میشود، اما قبل از اینکه در پیشبینیپذیری زندگیهایمان جا خوش کنیم، میخواهم آخرین سؤال (که در واقع دو سؤال مرتبط است) را بکاوم: چرا سفر میکنیم؟ و این کار چه معنایی برای آیندهٔ دنیایمان دارد؟
جوابِ نسبتاً صریح -یا حداقل سنجیدنیتر- در دست متخصصان ژنتیک تکاملی است: DRD۴-۷R. نیمهٔ اول این زنجیره به ژنی اشاره دارد که تا حدی مسئول کنترل مادهٔ شیمیایی دوپامین است و نیمهٔ دوم (دگرۀ۱ ۷R) متغیری است که حدود ۲۰ درصد از جمعیت آن را در خود دارند. این دگره به رفتار جویای "تازگی و برونگرایی" مربوط است و بسته به اینکه اهل کجا باشید، میزانش به شدت متفاوت است. مثلاً تعداد افرادی که این دگره را دارند، در جمعیتهای مهاجر بسیار بیشتر از جمعیتهای ساکن است که نشان میدهد این متغیر دارندگانش را تشویق میکند دست به خطر بزنند و در جستوجوی تجربیات تازه به ناشناختهها وارد شوند. مسلماً این تک ژن تنها دلیل آن نیست که کسی مثل کاپیتان کوک سرتاسر اقیانوسهای جهان را درنوردید. نشنال جئوگرافیک مینویسد: «احتمالاً گروههای مختلف ژنی در رفتارهای چندگانه نقش دارند؛ بعضیهایشان به ما امکان کاوش میدهند و بقیهشان وادارمان میکنند کاری را انجام دهیم که ۷R به احتمال فراوان در دستهٔ دوم قرار دارد».
... آدمهای مختلف به دلایل گوناگون سفر میکنند: تا خودشان را فراموش کنند یا بهخاطر بیاورند، تا جهان را بهتر درک کنند یا منطق را وارونه کنند، تا نواحی جدیدی را کشف کنند، چه درونی و چه بیرونی. نتایج سفر پیچیده و اغلب متناقض هستند، مخصوصاً در دنیایی که بیش از پیش مملو از پناهندگانی میشود که نه به انتخاب خودشان، بلکه از روی اجبار سفر میکنند.
در سال ۲۰۱۵، آژانس پناهندگان سازمان ملل آماری منتشر کرد و تخمین زد تعداد افرادی که به اجبار در سرتاسر جهان جابجا شدهاند، به بالای ۶۰ میلیون نفر رسیده است، رقمی که برابر با کل جمعیت ایتالیاست. این آمار چه معنایی برای آن دسته از ما دارد که برای لذت تجربه سفر میکنیم؟ همانطور که کاترینا پاول میگوید، عمل جابجایی فیزیکی از مکانی به مکان دیگر منجر به هویت آمیختهای میشود که ترکیبی از جدید و قدیم است. پاول ادعا میکند که «جابجایی به حس یک نفر از خودش شوکی وارد میکند» و این شوک را افرادی حس میکنند که مستقیم تجربهاش میکنند و آدمهای بیرونی که این افراد را میپذیرند یا پس میزنند، تشدیدش میکنند. در سفر تفریحی،مسافران مقداری از روایت را کنترل میکنند؛ در مهاجرت اجباری، روایتهای مسافران اغلب مسکوتشده یا تقلیلیافته است.
سفر چیزی نامعمول است که علیرغم هزاران سال تجربیات نوشتهشده دربارۀ آن، تعریف کردن و فهمیدنش دشوار است. سفر یک کالا، یک مزیت و یک حالت روحی است؛ برای عدهای راحتی و برای بقیه رنج است؛شیوهای از دگرگونی است که به اندازهٔ هر پیلهای مؤثر است. شاید تا ۵۰ سال دیگر، سفر محبوبتر شود و جامعه کنجکاوتر و دلسوزتر شود و از شدت تنگنظریاش کاسته شود. یا شاید همانطور که روزنامهای کانادایی ۵۰ سال پیش اظهار کرد، فقط پرجمعیتتر شویم.
نویسندهٔ آن مقاله میگوید: «آنچه تا سال ۲۰۰۰ اتفاق میافتد، چیزی است که باید دربارهاش فکر کنیم. به جز فضا، از همه چیز بیشتر داریم. مسلماً زمان آزاد بیشتری داریم. چه کار میکنیم؟ به کجا میرویم؟ از چه چیزهایی لذت میبریم؟ همهٔ اینها در آینده مشخص میشود؛ اما در این مدت، ظاهراً بهتر است همگی به مجاورت با آدمهای دیگر عادت کنیم. وگرنه مجبوریم به کرهٔ ماه بکوچیم».
💻 سایت ترجمان
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
نوعی کالا؟ امتیاز یا حالتی روحی؟ برای عدهای راحتی و برای بقیه رنج
🖌لورن بویسنو
✂️ ... سفر خطرهای زیادی دارد. اغلب هم با رنج و سختی همراه است تا رفع خستگی. بیماری، ناامنی، تصادف، پول کمآوردن، یا حتی گمشدن. اما بااینحال نمیتوان دست از سفر برداشت. چرا سفر میکنیم؟ فقط چون، وقتی برگشتیم خانه، داستانهایی خارقالعاده تعریف کنیم؟ تا خود را فراموش کنیم و، برای مدتی هم که شده، در نظر دیگران غریبه باشیم؟ شاید هم میخواهیم تسلیم ترسمان نشویم و به ماجراجویی تغییرش دهیم. در هر صورت، سفر نوعی از پیله درآمدن است، چه پیلههای درونی و چه بیرونی.
... پس چرا این کار را میکنیم؟ چرا وقتی خوب میدانیم که زحمت و خطر وجود دارد و تجربه باعث تغییرمان میشود، باز هم به سفر میرویم؟ در بخش «ناشناختهها»ی سایت جی.استور دیلی، هزاران داستان سفر را بررسی کردهایم که ما را به سرتاسر جهان و گذشته بردهاند؛ از مسابقهٔ دوِ ماراتن در قطب جنوب تا اَشکال مرگبار حملونقل تا مردانی که در سفرهایشان ناپدید شدند. این گشتوگذار جالب حالا به پایان خود نزدیک میشود، اما قبل از اینکه در پیشبینیپذیری زندگیهایمان جا خوش کنیم، میخواهم آخرین سؤال (که در واقع دو سؤال مرتبط است) را بکاوم: چرا سفر میکنیم؟ و این کار چه معنایی برای آیندهٔ دنیایمان دارد؟
جوابِ نسبتاً صریح -یا حداقل سنجیدنیتر- در دست متخصصان ژنتیک تکاملی است: DRD۴-۷R. نیمهٔ اول این زنجیره به ژنی اشاره دارد که تا حدی مسئول کنترل مادهٔ شیمیایی دوپامین است و نیمهٔ دوم (دگرۀ۱ ۷R) متغیری است که حدود ۲۰ درصد از جمعیت آن را در خود دارند. این دگره به رفتار جویای "تازگی و برونگرایی" مربوط است و بسته به اینکه اهل کجا باشید، میزانش به شدت متفاوت است. مثلاً تعداد افرادی که این دگره را دارند، در جمعیتهای مهاجر بسیار بیشتر از جمعیتهای ساکن است که نشان میدهد این متغیر دارندگانش را تشویق میکند دست به خطر بزنند و در جستوجوی تجربیات تازه به ناشناختهها وارد شوند. مسلماً این تک ژن تنها دلیل آن نیست که کسی مثل کاپیتان کوک سرتاسر اقیانوسهای جهان را درنوردید. نشنال جئوگرافیک مینویسد: «احتمالاً گروههای مختلف ژنی در رفتارهای چندگانه نقش دارند؛ بعضیهایشان به ما امکان کاوش میدهند و بقیهشان وادارمان میکنند کاری را انجام دهیم که ۷R به احتمال فراوان در دستهٔ دوم قرار دارد».
... آدمهای مختلف به دلایل گوناگون سفر میکنند: تا خودشان را فراموش کنند یا بهخاطر بیاورند، تا جهان را بهتر درک کنند یا منطق را وارونه کنند، تا نواحی جدیدی را کشف کنند، چه درونی و چه بیرونی. نتایج سفر پیچیده و اغلب متناقض هستند، مخصوصاً در دنیایی که بیش از پیش مملو از پناهندگانی میشود که نه به انتخاب خودشان، بلکه از روی اجبار سفر میکنند.
در سال ۲۰۱۵، آژانس پناهندگان سازمان ملل آماری منتشر کرد و تخمین زد تعداد افرادی که به اجبار در سرتاسر جهان جابجا شدهاند، به بالای ۶۰ میلیون نفر رسیده است، رقمی که برابر با کل جمعیت ایتالیاست. این آمار چه معنایی برای آن دسته از ما دارد که برای لذت تجربه سفر میکنیم؟ همانطور که کاترینا پاول میگوید، عمل جابجایی فیزیکی از مکانی به مکان دیگر منجر به هویت آمیختهای میشود که ترکیبی از جدید و قدیم است. پاول ادعا میکند که «جابجایی به حس یک نفر از خودش شوکی وارد میکند» و این شوک را افرادی حس میکنند که مستقیم تجربهاش میکنند و آدمهای بیرونی که این افراد را میپذیرند یا پس میزنند، تشدیدش میکنند. در سفر تفریحی،مسافران مقداری از روایت را کنترل میکنند؛ در مهاجرت اجباری، روایتهای مسافران اغلب مسکوتشده یا تقلیلیافته است.
سفر چیزی نامعمول است که علیرغم هزاران سال تجربیات نوشتهشده دربارۀ آن، تعریف کردن و فهمیدنش دشوار است. سفر یک کالا، یک مزیت و یک حالت روحی است؛ برای عدهای راحتی و برای بقیه رنج است؛شیوهای از دگرگونی است که به اندازهٔ هر پیلهای مؤثر است. شاید تا ۵۰ سال دیگر، سفر محبوبتر شود و جامعه کنجکاوتر و دلسوزتر شود و از شدت تنگنظریاش کاسته شود. یا شاید همانطور که روزنامهای کانادایی ۵۰ سال پیش اظهار کرد، فقط پرجمعیتتر شویم.
نویسندهٔ آن مقاله میگوید: «آنچه تا سال ۲۰۰۰ اتفاق میافتد، چیزی است که باید دربارهاش فکر کنیم. به جز فضا، از همه چیز بیشتر داریم. مسلماً زمان آزاد بیشتری داریم. چه کار میکنیم؟ به کجا میرویم؟ از چه چیزهایی لذت میبریم؟ همهٔ اینها در آینده مشخص میشود؛ اما در این مدت، ظاهراً بهتر است همگی به مجاورت با آدمهای دیگر عادت کنیم. وگرنه مجبوریم به کرهٔ ماه بکوچیم».
💻 سایت ترجمان
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
توئيت حسن امیدوار (وکیل دادگستری) خطاب به برخی از وکلا که مدعی هستند مصوبه اخیر مجلس در خصوص کانون وکلا موضوعیت ندارد!!!
فریب دادن ممنوع ⛔️
فریب دادن ممنوع ⛔️
Forwarded from سیاست ایرانشهری
به جای شلیک به سوختبران ریشههای تبعیضهای انباشته در استان را بخشکانید
محمدرضا جلائیپور
کنشگر سیاسی اصلاحطلب
اگر چند اصلاح زیر محقق شده بود شاهد کشته و زخمی شدن ناگوار تعدادی از هموطنان سوختبرمان در سراوان بودیم و در سوگشان مینشستیم؟
۱. تصویب و اجرای قانون منع شلیک با گلولهٔ کشنده و جنگی به سوختبران و کولبران و معترضان
۲. متوازن و عادلانهتر شدن توسعه در ایران (سیستان و بلوچستان بالاترین نرخ بیکاری در کشور را دارد: نزدیک ۴۰ درصد. نیازی فوری به طرحهای اشتغالزایی مشارکتی در شهرها و روستاهای این استان داریم. در همین سال کرونازده ۵۰ درصد دانشآموزان این استان به خاطر نداشتن تبلت/گوشی نتوانستند از «شاد» استفاده کنند - بیشترین درصد در کل کشور. بازماندگی کودکان از تحصیل، زیرساختهای شهری و ارتباطی و تبعیض آموزشی و تبعیض در خدمات سلامت هم در این استان بدترین وضعیت کل کشور را دارد)
۳. کاهش تبعیضها و احساس تبعیضهای انباشته در این استان (از جمله تبعیض مذهبی، شکاف مرکز - پیرامون و سهم ناکافی بومیان از مدیریتهای محلی، نداشتن نمایندگی موثر و کافی در نهادهای نمایندگی پایتخت)
۴. حل ریشهای مسالهٔ قاچاق سوخت که مستلزم کاهش سودآوری نزدیک به هزاردرصدی آن است (تا زمانی که قیمت بنزین پایین میماند و ارز بالا میرود و قاچاق چنین پرسود است، قاچاق پررونق میماند)
۵. تقویت سازوکارهای شایستهگزینی شفاف و کارآمد در دولت و نهادهای حکمرانی (مدیران دولتی استان و پایتخت تا کنون توانایی کافی برای شناخت و حل کارشناسانهٔ این مساله را نداشتهاند)
۶. مبارزه با قاچاق سازمانیافته و در پوشش قانونی به جای مبارزه با سوختبران خرد
«به گفتهٔ یک مقام امنیتی سابق استان ۷۰ درصد قاچاق سوخت از مبادی کاملا قانونی و با تانکرهای سوختکش انجام میشود و سهم قاچاقچیان خرد و مرزنشینانی که با خودروهای سواری و تویوتا سوخت را منتقل میکنند فقط ۳۰ درصد است. معاون اقتصادی استاندار سیستان و بلوچستان، قاچاق روزانه سوخت از مرزهای استان را سه تا پنج میلیون لیتر اعلام کرده، در حالی که کل سهمیه سوخت این استان روزانه بین دو و نیم تا سه میلیون لیتر است. طبق آمار اعلامی از سوی معاون اقتصادی استاندار، حدود ۸۵ درصد سوخت قاچاق از سایر استانها به سیستان و بلوچستان حمل میشود و فقط ۱۰ تا ۱۲ درصد آن مربوط به سهمیهٔ سوخت استان است. ورود این میزان سوخت قاچاق سازوکاری خاص میخواهد که از توان و امکانات قاچاقچیان خرد خارج است. سهم مرزنشینان از این سودهای میلیاردی، خطر کردن، سوختن یا مردن است؛ مبالغی ناچیز در برابر ریسکی که بر سر زندگیشان میکنند (نقل از یادداشت عالی زهرا روستا)».
نیروهای سیاسی و هموطنانمان نمیتوانند بدون مطالبهگری و کمک نهادینه برای تحقق اصلاحات فوق از تکرار چنین مصیبتهای پیشگیری کنند.
محمدرضا جلائیپور
-
اعداد زشت، دردناک و فاجعهبار
دادههای اقتصادی نگرانکنندهٔ مربوط به هموطنانمان در استان سیستان و بلوچستان
(همه از منابع معتبر) 👇
محمدرضا جلائیپور
#اجتماعی
#اقوام_ایرانی
#سیستان_و_بلوچستان
#سوختبری
@PersianPolitics
محمدرضا جلائیپور
کنشگر سیاسی اصلاحطلب
اگر چند اصلاح زیر محقق شده بود شاهد کشته و زخمی شدن ناگوار تعدادی از هموطنان سوختبرمان در سراوان بودیم و در سوگشان مینشستیم؟
۱. تصویب و اجرای قانون منع شلیک با گلولهٔ کشنده و جنگی به سوختبران و کولبران و معترضان
۲. متوازن و عادلانهتر شدن توسعه در ایران (سیستان و بلوچستان بالاترین نرخ بیکاری در کشور را دارد: نزدیک ۴۰ درصد. نیازی فوری به طرحهای اشتغالزایی مشارکتی در شهرها و روستاهای این استان داریم. در همین سال کرونازده ۵۰ درصد دانشآموزان این استان به خاطر نداشتن تبلت/گوشی نتوانستند از «شاد» استفاده کنند - بیشترین درصد در کل کشور. بازماندگی کودکان از تحصیل، زیرساختهای شهری و ارتباطی و تبعیض آموزشی و تبعیض در خدمات سلامت هم در این استان بدترین وضعیت کل کشور را دارد)
۳. کاهش تبعیضها و احساس تبعیضهای انباشته در این استان (از جمله تبعیض مذهبی، شکاف مرکز - پیرامون و سهم ناکافی بومیان از مدیریتهای محلی، نداشتن نمایندگی موثر و کافی در نهادهای نمایندگی پایتخت)
۴. حل ریشهای مسالهٔ قاچاق سوخت که مستلزم کاهش سودآوری نزدیک به هزاردرصدی آن است (تا زمانی که قیمت بنزین پایین میماند و ارز بالا میرود و قاچاق چنین پرسود است، قاچاق پررونق میماند)
۵. تقویت سازوکارهای شایستهگزینی شفاف و کارآمد در دولت و نهادهای حکمرانی (مدیران دولتی استان و پایتخت تا کنون توانایی کافی برای شناخت و حل کارشناسانهٔ این مساله را نداشتهاند)
۶. مبارزه با قاچاق سازمانیافته و در پوشش قانونی به جای مبارزه با سوختبران خرد
«به گفتهٔ یک مقام امنیتی سابق استان ۷۰ درصد قاچاق سوخت از مبادی کاملا قانونی و با تانکرهای سوختکش انجام میشود و سهم قاچاقچیان خرد و مرزنشینانی که با خودروهای سواری و تویوتا سوخت را منتقل میکنند فقط ۳۰ درصد است. معاون اقتصادی استاندار سیستان و بلوچستان، قاچاق روزانه سوخت از مرزهای استان را سه تا پنج میلیون لیتر اعلام کرده، در حالی که کل سهمیه سوخت این استان روزانه بین دو و نیم تا سه میلیون لیتر است. طبق آمار اعلامی از سوی معاون اقتصادی استاندار، حدود ۸۵ درصد سوخت قاچاق از سایر استانها به سیستان و بلوچستان حمل میشود و فقط ۱۰ تا ۱۲ درصد آن مربوط به سهمیهٔ سوخت استان است. ورود این میزان سوخت قاچاق سازوکاری خاص میخواهد که از توان و امکانات قاچاقچیان خرد خارج است. سهم مرزنشینان از این سودهای میلیاردی، خطر کردن، سوختن یا مردن است؛ مبالغی ناچیز در برابر ریسکی که بر سر زندگیشان میکنند (نقل از یادداشت عالی زهرا روستا)».
نیروهای سیاسی و هموطنانمان نمیتوانند بدون مطالبهگری و کمک نهادینه برای تحقق اصلاحات فوق از تکرار چنین مصیبتهای پیشگیری کنند.
محمدرضا جلائیپور
-
اعداد زشت، دردناک و فاجعهبار
دادههای اقتصادی نگرانکنندهٔ مربوط به هموطنانمان در استان سیستان و بلوچستان
(همه از منابع معتبر) 👇
محمدرضا جلائیپور
#اجتماعی
#اقوام_ایرانی
#سیستان_و_بلوچستان
#سوختبری
@PersianPolitics
Telegram
محمدرضا جلائیپور🍀Jalaeipour
⭕️ به جای شلیک به سوختبران ریشههای تبعیضهای انباشته در استان را بخشکانید
✍️ محمدرضا جلائیپور
اگر چند اصلاح زیر محقق شده بود شاهد کشته و زخمی شدن ناگوار تعدادی از هموطنان سوختبرمان در سراوان بودیم و در سوگشان مینشستیم؟
1️⃣ تصویب و اجرای قانون منع…
✍️ محمدرضا جلائیپور
اگر چند اصلاح زیر محقق شده بود شاهد کشته و زخمی شدن ناگوار تعدادی از هموطنان سوختبرمان در سراوان بودیم و در سوگشان مینشستیم؟
1️⃣ تصویب و اجرای قانون منع…
Forwarded from راه سوم
🅾️حضور جاسوسان چینی در ایران
⭕هشدار روزنامه اطلاعات در باره حضور کارگران چینی در ایران: مراقب باشید؛ ممکن است آنها مامور(جاسوس) باشند
✒روزنامه اطلاعات نوشته است:
⭕با تمامی احترامی که برای دولت چین قائل هستیم و با تأکید بر توسعه روابط تهران پکن، باید به دستاندرکاران سیاست خارجی و اطلاعاتی کشور هشدار دهیم که مواظب حضور چینیها در ایران باشند؛ زیرا دولت چین تلاش میکند تا مأموران (جاسوسان) خود را زیر لوای کارگر یا کارشناس و بازرگان راهی مناطق مختلف دنیا کند و احتمال دارد حضور بیش از حد آنها در ایران، در مواردی به نفع منافع ملی ما نباشد.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
⭕هشدار روزنامه اطلاعات در باره حضور کارگران چینی در ایران: مراقب باشید؛ ممکن است آنها مامور(جاسوس) باشند
✒روزنامه اطلاعات نوشته است:
⭕با تمامی احترامی که برای دولت چین قائل هستیم و با تأکید بر توسعه روابط تهران پکن، باید به دستاندرکاران سیاست خارجی و اطلاعاتی کشور هشدار دهیم که مواظب حضور چینیها در ایران باشند؛ زیرا دولت چین تلاش میکند تا مأموران (جاسوسان) خود را زیر لوای کارگر یا کارشناس و بازرگان راهی مناطق مختلف دنیا کند و احتمال دارد حضور بیش از حد آنها در ایران، در مواردی به نفع منافع ملی ما نباشد.
📣اخبار راه سوم را از اینجا دنبال کنید🆔
📢@rahsevom
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️نیم قرن رقابت در راست، نهضت آزادی و موتلفه اسلامی
🖌علی اکرمی
✅در دهه چهل علاوه بر قدرت گرفتن گروه های چپ دو گروه اصلی راستگرا نیز به عرصه فعالیتهای سیاسی در ایران پیوستند. هر دو گروه با مولفه های هویتی انگیزه های ضد چپ تشکیل شدند . چرا که هم مذهب و هم ناسیونالیسم در ان دوران در برابر گفتمان های انترناسیونال و یا دین ستیزی کمونیستی قرار می گرفت.
پایگاه تشکیلاتی و اجتماعی این دو گروه نیز نهادهای راست مانند بازار و بورژوازی بود، در این میان نهضت آزادی ایران رویکردی مدرن داشت و به عنوان یک حزب در سال ۱۳۴۰ تاسیس شد و در مقابل موتلفه اسلامی تا سالها همچنان خود را هیات می نامید.
بنیانگذاران نهضت همدیگر را از دانشگاه می شناختند و بسیاری از ایشان شاگردان و اساتید معترض و مسلمان دانشگاه ها بودند و به همین دلیل نیز واژه “آزادی” را به پسوند حزب افزودند و در مقابل موتلفه که مولود ترکیب سه هیات مذهبی بود در نام نیز از پسوند”اسلامی” استفاده کرد.
این دو گروه از ابتدای تاسیس آنگونه که از روایات بزرگان موتلفه همچون بادامچیان استخراج می شود علیرغم نقاط اشتراک بسیار هیچگاه رابطه خوبی با یکدیگر نداشتند.
... همچنین سیاستهای معتدل بازرگان و همراهانش در مقابل تندروی ها و افراط کاری های موتلفه نظیر ترور منصوبین نظام شاهنشاهی از دیگر وجوه این اختلاف بود.
رقابتی که در دوران پیش از انقلاب در حاشیه مبارزات علیه نظام شاهنشاهی در جریان بود و بیشتر شامل غر زدنهای گهگاه موتلفه ای ها علیه بزرگان نهضت بود با پیروزی انقلاب وارد مرحله عیانتری شد.
بالاترین مقامی که اعضای موتلفه در جریان انقلاب به دست آوردند عضویت در ستاد استقبال از آیت الله خمینی بود حال آنکه نهضت آزادی دولت و نیمی از شورای انقلاب را بر عهده گرفته بود.
اما این بی توجهی آیت الله خمینی باعث دلسردی موتلفه از تلاش برای بالا کشیدن خود در ساختار قدرت جمهوری اسلامی نشد.
موتلفه اینبار سعی کرد تا در کنار روحانیت به آرامی حذف رقیب قدرتمند را به نظاره بنشیند و آنگاه که بازرگان در برابر تندروی چپ های اسلامی و غیر اسلامی و موج کور رادیکالیسم موضع می گرفت موتلفه علیرغم گرایشات راستگرایانه اش در حمله گروه های چپ به دولت بازرگان با آنها همدلی و همراهی نشان داد.
این همراهی اشتباه شاید منجر به حذف زودهنگام نهضت ازادی از مدیریت نظام جمهوری اسلامی شد اما برای موتلفه نیز بد شگون بود،پیرمردان موتلفه که ده ها سال سابقه همراهی با روحانیت را داشتند اینبار در مقابل رقبای جوان چپ مذهبی و غیر مذهبی قرار گرفتند که بعضاً به جای انتقاد از روحانیت نیز حملات خود را متوجه موتلفه می کردند.
در سالهای اولیه بعد از انقلاب نهضت آزادی تصمیم گرفت تا به قالب منتقد مصلح حاشیه حکومت فرو رود ولی موتلفه همچنان با سیاست فرار به جلو برخی از اعضای خود را به مدیریت مهمترین بخشهای امنیتی و قضایی حکومت فرستاد و تلاش نمود تا با استفاده از روابط قدیمی خود جایگاهش در نظام تازه تاسیس را تثبیت کند.
... در بسیاری از انتخابات مهم کشوری نامزدهای موتلفه یا نامزدهای مورد حمایت موتلفه شکست خوردند و یا در مواردی مانند انتخابات سال ۸۴ آقای احمدی نژاد پس از پیروزی نشان داد که به عنوان یک نیروی چپ هیچگونه علاقه ای به همکاری و استفاده از اعضای هیات موتلفه راستگرا و بازاری در دولت خود ندارد....
در سالهای بعد از ۷۶ و تغییر سپهر سیاسی کشور گفتمانهای جدیدی در کشور پدید آمد، این گفتمانها نیز روابط متفاوتی را با احزاب السابقون تعریف کردند. گروه های اصلاح طلب تلاش ویژه ای کردند تا با تقدیر از نقش نهضت آزادی و بنیانگذاران آن نظیر مهندس بازرگان ، حرکت خود را در تداوم راه اعتدالی و اصلاح طلبانه آنان تعریف کنند، اما در جبهه مقابل اصولگرایان نوظهور گویا علاقه چندانی به حضور در سایه موتلفه و تقدیر از سوابق غیر منسجم این حزب ندارند و ترجیح می دهند با ابراز ارادتی مختصر نسبت به پیرمردان موتلفه راه خود را در مسیری دیگر در پیش گیرند.
پیروزی جریان اعتدال گراها و تغییرات در دولت و شوراها آخرین شکست حزب موتلفه اسلامی بود، دکتر علی اکبر ولایتی نامزد مورد حمایت این حزب نتوانست در انتخابات پیروز شود و همچنین دولتی بر روی کار آمده که تکنوکراتهای مسلمان در آن دولت تلاش می کنند راه حلهای بورژوازی ملی برای اقتصاد و تنش زدایی در سیاست بین المللی و دموکراسی برای سیاست داخلی عرضه کنند...
صدا نت
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
☑️صدای نوین خراسان درگذشت نویسنده را که یکی از کوشندگان موثر سیاسی کشور بود به خانواده محترماش تسلیت میگوید.
🖌علی اکرمی
✅در دهه چهل علاوه بر قدرت گرفتن گروه های چپ دو گروه اصلی راستگرا نیز به عرصه فعالیتهای سیاسی در ایران پیوستند. هر دو گروه با مولفه های هویتی انگیزه های ضد چپ تشکیل شدند . چرا که هم مذهب و هم ناسیونالیسم در ان دوران در برابر گفتمان های انترناسیونال و یا دین ستیزی کمونیستی قرار می گرفت.
پایگاه تشکیلاتی و اجتماعی این دو گروه نیز نهادهای راست مانند بازار و بورژوازی بود، در این میان نهضت آزادی ایران رویکردی مدرن داشت و به عنوان یک حزب در سال ۱۳۴۰ تاسیس شد و در مقابل موتلفه اسلامی تا سالها همچنان خود را هیات می نامید.
بنیانگذاران نهضت همدیگر را از دانشگاه می شناختند و بسیاری از ایشان شاگردان و اساتید معترض و مسلمان دانشگاه ها بودند و به همین دلیل نیز واژه “آزادی” را به پسوند حزب افزودند و در مقابل موتلفه که مولود ترکیب سه هیات مذهبی بود در نام نیز از پسوند”اسلامی” استفاده کرد.
این دو گروه از ابتدای تاسیس آنگونه که از روایات بزرگان موتلفه همچون بادامچیان استخراج می شود علیرغم نقاط اشتراک بسیار هیچگاه رابطه خوبی با یکدیگر نداشتند.
... همچنین سیاستهای معتدل بازرگان و همراهانش در مقابل تندروی ها و افراط کاری های موتلفه نظیر ترور منصوبین نظام شاهنشاهی از دیگر وجوه این اختلاف بود.
رقابتی که در دوران پیش از انقلاب در حاشیه مبارزات علیه نظام شاهنشاهی در جریان بود و بیشتر شامل غر زدنهای گهگاه موتلفه ای ها علیه بزرگان نهضت بود با پیروزی انقلاب وارد مرحله عیانتری شد.
بالاترین مقامی که اعضای موتلفه در جریان انقلاب به دست آوردند عضویت در ستاد استقبال از آیت الله خمینی بود حال آنکه نهضت آزادی دولت و نیمی از شورای انقلاب را بر عهده گرفته بود.
اما این بی توجهی آیت الله خمینی باعث دلسردی موتلفه از تلاش برای بالا کشیدن خود در ساختار قدرت جمهوری اسلامی نشد.
موتلفه اینبار سعی کرد تا در کنار روحانیت به آرامی حذف رقیب قدرتمند را به نظاره بنشیند و آنگاه که بازرگان در برابر تندروی چپ های اسلامی و غیر اسلامی و موج کور رادیکالیسم موضع می گرفت موتلفه علیرغم گرایشات راستگرایانه اش در حمله گروه های چپ به دولت بازرگان با آنها همدلی و همراهی نشان داد.
این همراهی اشتباه شاید منجر به حذف زودهنگام نهضت ازادی از مدیریت نظام جمهوری اسلامی شد اما برای موتلفه نیز بد شگون بود،پیرمردان موتلفه که ده ها سال سابقه همراهی با روحانیت را داشتند اینبار در مقابل رقبای جوان چپ مذهبی و غیر مذهبی قرار گرفتند که بعضاً به جای انتقاد از روحانیت نیز حملات خود را متوجه موتلفه می کردند.
در سالهای اولیه بعد از انقلاب نهضت آزادی تصمیم گرفت تا به قالب منتقد مصلح حاشیه حکومت فرو رود ولی موتلفه همچنان با سیاست فرار به جلو برخی از اعضای خود را به مدیریت مهمترین بخشهای امنیتی و قضایی حکومت فرستاد و تلاش نمود تا با استفاده از روابط قدیمی خود جایگاهش در نظام تازه تاسیس را تثبیت کند.
... در بسیاری از انتخابات مهم کشوری نامزدهای موتلفه یا نامزدهای مورد حمایت موتلفه شکست خوردند و یا در مواردی مانند انتخابات سال ۸۴ آقای احمدی نژاد پس از پیروزی نشان داد که به عنوان یک نیروی چپ هیچگونه علاقه ای به همکاری و استفاده از اعضای هیات موتلفه راستگرا و بازاری در دولت خود ندارد....
در سالهای بعد از ۷۶ و تغییر سپهر سیاسی کشور گفتمانهای جدیدی در کشور پدید آمد، این گفتمانها نیز روابط متفاوتی را با احزاب السابقون تعریف کردند. گروه های اصلاح طلب تلاش ویژه ای کردند تا با تقدیر از نقش نهضت آزادی و بنیانگذاران آن نظیر مهندس بازرگان ، حرکت خود را در تداوم راه اعتدالی و اصلاح طلبانه آنان تعریف کنند، اما در جبهه مقابل اصولگرایان نوظهور گویا علاقه چندانی به حضور در سایه موتلفه و تقدیر از سوابق غیر منسجم این حزب ندارند و ترجیح می دهند با ابراز ارادتی مختصر نسبت به پیرمردان موتلفه راه خود را در مسیری دیگر در پیش گیرند.
پیروزی جریان اعتدال گراها و تغییرات در دولت و شوراها آخرین شکست حزب موتلفه اسلامی بود، دکتر علی اکبر ولایتی نامزد مورد حمایت این حزب نتوانست در انتخابات پیروز شود و همچنین دولتی بر روی کار آمده که تکنوکراتهای مسلمان در آن دولت تلاش می کنند راه حلهای بورژوازی ملی برای اقتصاد و تنش زدایی در سیاست بین المللی و دموکراسی برای سیاست داخلی عرضه کنند...
صدا نت
#صدای_نوین_خراسان ✅@VoNoKh
☑️صدای نوین خراسان درگذشت نویسنده را که یکی از کوشندگان موثر سیاسی کشور بود به خانواده محترماش تسلیت میگوید.
Forwarded from قسط
اصول قبیله.pdf
3.9 MB
🔵🔴⚪️ "اصول قبیله"
🔻نقدی بر قبیلهگرایی، سفله پروری و وحدت بازی در کنش سیاسی انتخاباتی اصولگرایان
🔸با عناوینی چون:
هیس! دشمنهای فرضی پیروز میشوند.
جمهوریت انتخاباتی، محتاج تجدیدنظر.
این وحدت باید عبادت شود!
امر به معروف مثل اسنپ!
خلبان قالیباف: در بهارستان فرود میآییم
قبیله جمهور کجاست؟
پایان راه اصلاح طلبان
عدالت خواهی سردرگم
🔹با آثاری از:
وحید جلیلی، مجتبی نامخواه، روحالله رشیدی، سینا کلهر، مصطفی زالی، سعید جلیلی، حمید رسایی، دکتر علی شریعتی، محمدرضا اصنافی، میلاد گودرزی، علیرضا خدابخشی و میلاد دخانچی
#اصول_قبیله
@edalatkhahi
🔻نقدی بر قبیلهگرایی، سفله پروری و وحدت بازی در کنش سیاسی انتخاباتی اصولگرایان
🔸با عناوینی چون:
هیس! دشمنهای فرضی پیروز میشوند.
جمهوریت انتخاباتی، محتاج تجدیدنظر.
این وحدت باید عبادت شود!
امر به معروف مثل اسنپ!
خلبان قالیباف: در بهارستان فرود میآییم
قبیله جمهور کجاست؟
پایان راه اصلاح طلبان
عدالت خواهی سردرگم
🔹با آثاری از:
وحید جلیلی، مجتبی نامخواه، روحالله رشیدی، سینا کلهر، مصطفی زالی، سعید جلیلی، حمید رسایی، دکتر علی شریعتی، محمدرضا اصنافی، میلاد گودرزی، علیرضا خدابخشی و میلاد دخانچی
#اصول_قبیله
@edalatkhahi
Forwarded from سیاستگذاری اجتماعی
📌مدعیان عدالت
🔺🔺اعضای هیأت علمی دانشگاهها و قضات از پرداخت مالیات معاف شدند
دو گروه لابیگر قدرتمند که خود در تصمیمگیری سهم دارند و جالب آنکه خود را حامی عدالت میدانند.
📌کانال سیاستگذاری اجتماعی
@SocialPolicy
🔺🔺اعضای هیأت علمی دانشگاهها و قضات از پرداخت مالیات معاف شدند
دو گروه لابیگر قدرتمند که خود در تصمیمگیری سهم دارند و جالب آنکه خود را حامی عدالت میدانند.
📌کانال سیاستگذاری اجتماعی
@SocialPolicy
Forwarded from اینکُجا - ایده نوشت های مهدی سلیمانیه (M)
♦️من دانشگاهی نیستم♦️
▪️صدای خرد شدن استخوان ِ طبقات مستضعف در سالها و ماههای اخیر به وضوح شنیده میشود. بخش عمدهای از این فاجعه، در سکوت اتفاق میافتد. بیصدا. بیپژواک. بخش کوچکی از واکنش به این فشار کمرشکن نیز بروز بیرونی مییابد: از اعتراضات اجتماعی تودهوار گرفته تا ابراز خشم و نارضایتیهای در گوشی و در تاکسی و مترو و خیابان. از عدم مشارکت در انتخاباتها تا طنزهای تلخ شبکههای مجازی.
▪️تردیدی نیست که بخش عمدهای از این وضعیت، محصول ناکارآمدی نهادهای رسمی و فساد رخنه کرده و نهادینه شده در ساختارهای حکمرانی است. بحثی در این نیست. این بخش از مسأله بر چشمهای بینا و گوشهای شنوا آشکار شده است.
▪️اما مسأله تنها به نهادهای رسمی و حاکمیتی ختم نمیشود. بخشهایی از خود جامعه نیز در حال فشار آوردن بر اقشار مستعضف است. در اینجاست که غالباً جامعه تیغ به روی جامعه میکشد. این تیغ کشیدن دو شکل دارد: نخست، اشکال خرد و کوچک و غیرسیستماتیک ِ طرد کردن مستضعفین توسط "افراد" دیگری از جامعه که از دسترسیها و امکانات مادی و سیاسی و منزلتی بهرهمندی بیشتری دارند: چیزی که در جامعه تحت عناوینی مثل #ژنهای_خوب، آقازادهها، بخشی از سرمایهداران سنتی و جدید از آن یاد میشود. جامعه تا حدی به این بخش هم حساس و آگاه شدهاست.
▪️دومین نوع از این ظلم ِ جامعه به جامعه اما به صورت نهادی و سیستماتیک اتفاق میافتد: بخشهایی از جامعه که با به دست آوردن سرمایههایی، حول محور منافع مشترک، تشکل یافتهاند. این تشکلیابی و آن انباشت سرمایههای مادی و منزلتی، این توانایی را به آنها بخشیده که بتوانند با له کردن طبقات ضعیفتر، سهم بیشتری از سرمایههای ملی به چنگ بیاورند.
▪️پایاننامهی دکتری دکتر یاسر باقری در دانشگاه علامه طباطبایی، به خوبی بخشی از این ظلم جامعه به جامعه را در شکل دوم آشکار کردهاست: گروههای متشکلی نظیر اساتید دانشگاه، پزشکان، بخشی از افراد دارای سابقهی انقلابی و جنگ از جمله اقشاری هستند که با کنار هم آمدن، منافع خود را به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار ضعیف جامعه پی میگیرند. آنها هم صدا دارند و هم تریبون. هم صدایشان شنیده میشود و هم روابطی دارند که بتوانند خواستههایشان را پیگیری کنند و به کرسی بنشانند. هم از ارزش نمادین میدانی که در آن فعالیت میکنند، خواه علم و نهاد دانشگاه، خواه حوزه، خواه جنگ و انقلاب برای دنبال کردن منافع شخصی و گروهیشان استفاده میکنند. این بخشی از ظلم خردهکنندهی استخوان طبقات محروم و مستضعف است که کمتر دیده میشود. کمتر نقد میشود. شدت ِ واکنش به آن گاه از شدت ِ واکنش رسمی به نقد ناکارآییهایی دستگاههای رسمی و ساختار حکمرانی هم شدیدتر است. چون جنس ِ این فشار، بر خلاف نوع رسمی، فشاری اجتماعی است. این همان ظلمی است که من از آن به عنوان #نخبگان_علیه_جامعه نام بردهام.
▪️کمتر دورهای در چهار دههی اخیر بودهاست که شدت فشار اقتصادی کمرشکن بر طبقات مستعضف، بیش از امروز باشد. کرونا هم بر شدت این طرد و فشار افزودهاست. تحریمهای بینالمللی هم آن را تشدید کردهاست. در چنین شرایطی، جمعی از "دانشگاهیان" بیانیهای برای افزایش میزان حقوقهای میلیونی خود خطاب به مقامات کشور پیشنهاد دادهاند. در این بیانیه کوتاه، با ارجاع به ارزش علم و دانایی، از ضرورت افزایش حقوق دانشگاهیان و اساتید و افزایش سهم آن از بودجه کشور سخن گفته شدهاست و حقوق این افراد با دانشگاههای خارج از کشور مقایسه میشود. جالب آن است که تا این لحظه و فقط در کمتر از چهار روز، بیش از هزار نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور این بیانیه را امضا کردهاند. خود این بیانیه، جملات و روح حاکم بر آن، مصداقی کامل از گزارهی پیگیری منافع درونگروهی نخبگان به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار بیصدا و بیتریبون است. مصداقی از جامعهای که نخبگانش حتی در شرایطی اینقدر سخت و مهلک، به دنبال افزایش رفاه ِ نسبی خویشاند.
▪️به اسامی امضاکنندگان نگاه میکنم. از صمیم قلب میگویم: اگر لازمهی دانشگاهی بودن، چنین بیرحمی و خودخواهی افسارگسیختهای است، من در برابر کولبر ِ سرمازده، کارتنخواب رها شده، بازنشستهی ماهی سه میلیون بگیر، کارگر ِ اخراجی و حداقل مزدبگیر، دستفروش دستگیرشده، کارگر ساختمانی دور میدان مانده، مهاجر افغانستانی تحقیر شده، بلوچ و سیستانی ِ بیصدا، معلم ِ ماهی سه میلیون بگیر از دانشگاهی بودن خود شرمسارم. من را با این جماعت جمع نبندید. ما با پول شما تحصیل کردیم. با رنج شما، دکتر و مهندس شدیم. با زبری دستهای شما، کلمات دهنپر کن یاد گرفتیم و نامه نوشتن رسمی یاد گرفتیم. ما ریال به ریال بدهکار شماییم. ما به شما مدیونیم. قرار بود ما صدای رنج ِ شما باشیم. ... نه، من دانشگاهی نیستم.
اینکجا
ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه
@inkojaa
#نخبگان_علیه_جامعه
▪️صدای خرد شدن استخوان ِ طبقات مستضعف در سالها و ماههای اخیر به وضوح شنیده میشود. بخش عمدهای از این فاجعه، در سکوت اتفاق میافتد. بیصدا. بیپژواک. بخش کوچکی از واکنش به این فشار کمرشکن نیز بروز بیرونی مییابد: از اعتراضات اجتماعی تودهوار گرفته تا ابراز خشم و نارضایتیهای در گوشی و در تاکسی و مترو و خیابان. از عدم مشارکت در انتخاباتها تا طنزهای تلخ شبکههای مجازی.
▪️تردیدی نیست که بخش عمدهای از این وضعیت، محصول ناکارآمدی نهادهای رسمی و فساد رخنه کرده و نهادینه شده در ساختارهای حکمرانی است. بحثی در این نیست. این بخش از مسأله بر چشمهای بینا و گوشهای شنوا آشکار شده است.
▪️اما مسأله تنها به نهادهای رسمی و حاکمیتی ختم نمیشود. بخشهایی از خود جامعه نیز در حال فشار آوردن بر اقشار مستعضف است. در اینجاست که غالباً جامعه تیغ به روی جامعه میکشد. این تیغ کشیدن دو شکل دارد: نخست، اشکال خرد و کوچک و غیرسیستماتیک ِ طرد کردن مستضعفین توسط "افراد" دیگری از جامعه که از دسترسیها و امکانات مادی و سیاسی و منزلتی بهرهمندی بیشتری دارند: چیزی که در جامعه تحت عناوینی مثل #ژنهای_خوب، آقازادهها، بخشی از سرمایهداران سنتی و جدید از آن یاد میشود. جامعه تا حدی به این بخش هم حساس و آگاه شدهاست.
▪️دومین نوع از این ظلم ِ جامعه به جامعه اما به صورت نهادی و سیستماتیک اتفاق میافتد: بخشهایی از جامعه که با به دست آوردن سرمایههایی، حول محور منافع مشترک، تشکل یافتهاند. این تشکلیابی و آن انباشت سرمایههای مادی و منزلتی، این توانایی را به آنها بخشیده که بتوانند با له کردن طبقات ضعیفتر، سهم بیشتری از سرمایههای ملی به چنگ بیاورند.
▪️پایاننامهی دکتری دکتر یاسر باقری در دانشگاه علامه طباطبایی، به خوبی بخشی از این ظلم جامعه به جامعه را در شکل دوم آشکار کردهاست: گروههای متشکلی نظیر اساتید دانشگاه، پزشکان، بخشی از افراد دارای سابقهی انقلابی و جنگ از جمله اقشاری هستند که با کنار هم آمدن، منافع خود را به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار ضعیف جامعه پی میگیرند. آنها هم صدا دارند و هم تریبون. هم صدایشان شنیده میشود و هم روابطی دارند که بتوانند خواستههایشان را پیگیری کنند و به کرسی بنشانند. هم از ارزش نمادین میدانی که در آن فعالیت میکنند، خواه علم و نهاد دانشگاه، خواه حوزه، خواه جنگ و انقلاب برای دنبال کردن منافع شخصی و گروهیشان استفاده میکنند. این بخشی از ظلم خردهکنندهی استخوان طبقات محروم و مستضعف است که کمتر دیده میشود. کمتر نقد میشود. شدت ِ واکنش به آن گاه از شدت ِ واکنش رسمی به نقد ناکارآییهایی دستگاههای رسمی و ساختار حکمرانی هم شدیدتر است. چون جنس ِ این فشار، بر خلاف نوع رسمی، فشاری اجتماعی است. این همان ظلمی است که من از آن به عنوان #نخبگان_علیه_جامعه نام بردهام.
▪️کمتر دورهای در چهار دههی اخیر بودهاست که شدت فشار اقتصادی کمرشکن بر طبقات مستعضف، بیش از امروز باشد. کرونا هم بر شدت این طرد و فشار افزودهاست. تحریمهای بینالمللی هم آن را تشدید کردهاست. در چنین شرایطی، جمعی از "دانشگاهیان" بیانیهای برای افزایش میزان حقوقهای میلیونی خود خطاب به مقامات کشور پیشنهاد دادهاند. در این بیانیه کوتاه، با ارجاع به ارزش علم و دانایی، از ضرورت افزایش حقوق دانشگاهیان و اساتید و افزایش سهم آن از بودجه کشور سخن گفته شدهاست و حقوق این افراد با دانشگاههای خارج از کشور مقایسه میشود. جالب آن است که تا این لحظه و فقط در کمتر از چهار روز، بیش از هزار نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاههای کشور این بیانیه را امضا کردهاند. خود این بیانیه، جملات و روح حاکم بر آن، مصداقی کامل از گزارهی پیگیری منافع درونگروهی نخبگان به قیمت له شدن هر چه بیشتر اقشار بیصدا و بیتریبون است. مصداقی از جامعهای که نخبگانش حتی در شرایطی اینقدر سخت و مهلک، به دنبال افزایش رفاه ِ نسبی خویشاند.
▪️به اسامی امضاکنندگان نگاه میکنم. از صمیم قلب میگویم: اگر لازمهی دانشگاهی بودن، چنین بیرحمی و خودخواهی افسارگسیختهای است، من در برابر کولبر ِ سرمازده، کارتنخواب رها شده، بازنشستهی ماهی سه میلیون بگیر، کارگر ِ اخراجی و حداقل مزدبگیر، دستفروش دستگیرشده، کارگر ساختمانی دور میدان مانده، مهاجر افغانستانی تحقیر شده، بلوچ و سیستانی ِ بیصدا، معلم ِ ماهی سه میلیون بگیر از دانشگاهی بودن خود شرمسارم. من را با این جماعت جمع نبندید. ما با پول شما تحصیل کردیم. با رنج شما، دکتر و مهندس شدیم. با زبری دستهای شما، کلمات دهنپر کن یاد گرفتیم و نامه نوشتن رسمی یاد گرفتیم. ما ریال به ریال بدهکار شماییم. ما به شما مدیونیم. قرار بود ما صدای رنج ِ شما باشیم. ... نه، من دانشگاهی نیستم.
اینکجا
ایدهنوشتهای مهدی سلیمانیه
@inkojaa
#نخبگان_علیه_جامعه
www.karzar.net
امضا کنید: کارزار اجرای قانون و درخواست رسیدگی به وضعیت معیشتی اعضای هیأت علمی وزارت عتف و مؤسسات تحقیقاتی وابسته
متاسفانه قدرت خرید اعضای هیات علمی با افزایش نرخ تورم طی 15 سال گذشته همواره کاهش قابل ملاحظهای داشته و در حال حاضر حقوق و دستمزد این قشر به هیچ عنوان متناسب با مسئولیت و شان و منزلت اجتماعی ایشان نیست...
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
💎 هیات مقررات زدایی مرجع تشخیص مراجع صدور مجوزهای کسب و کار شد
🔻برابر اصلاحیه اخیر مجلس شورای اسلامی به موجب قسمت اخیر بند ٢۴ ماده ١ قانون اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی هيأت مقررات زدايي و بهبود محيط كسب و كار مرجع تشخیص مراجع صادركننده مجوز #کسب_و_کار تعیین گردید
گفتنی است این هیات طی مصوباتی #کانون_وکلای_دادگستری و #کانون_سردفتران_اسناد_رسمی را در زمره مراجع صدور مجوز کسب و کار اعلام نموده است
جهت اطلاع از آخرین اخبار« حوزه وکالت » با ما باشید
@freevekalat_blog
🔻برابر اصلاحیه اخیر مجلس شورای اسلامی به موجب قسمت اخیر بند ٢۴ ماده ١ قانون اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی هيأت مقررات زدايي و بهبود محيط كسب و كار مرجع تشخیص مراجع صادركننده مجوز #کسب_و_کار تعیین گردید
گفتنی است این هیات طی مصوباتی #کانون_وکلای_دادگستری و #کانون_سردفتران_اسناد_رسمی را در زمره مراجع صدور مجوز کسب و کار اعلام نموده است
جهت اطلاع از آخرین اخبار« حوزه وکالت » با ما باشید
@freevekalat_blog
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
واکنش وکیل مرکز وکلا به مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی در خصوص شمولیت کسب و کار به حرفه وکالت
نتیجه بی تدبیری مدیران #کانون_وکلا و عدم همکاری با #مرکز_وکلا تصویب طرح کسب و کار تلقی شدن وکالت بود
به #اسم_استقلال تیشه به ریشه وکالت زدند حالا مسئولیت "بی خردی" خود را هم قبول نمی کنند و می گویند این طرح شامل ما نیست!
تواناییهای رایزنی را نداشتید کنار میکشیدید تا اهل آن وارد شوند
نتیجه بی تدبیری مدیران #کانون_وکلا و عدم همکاری با #مرکز_وکلا تصویب طرح کسب و کار تلقی شدن وکالت بود
به #اسم_استقلال تیشه به ریشه وکالت زدند حالا مسئولیت "بی خردی" خود را هم قبول نمی کنند و می گویند این طرح شامل ما نیست!
تواناییهای رایزنی را نداشتید کنار میکشیدید تا اهل آن وارد شوند
درود رفقا امروز پنج شنبه ساعت ۱۱ در محل مشهد، نشر چشمه دلشدگان در حاشیه وکیل اباد بین هفت تیر و هنرستان جلسه داستان خوانی اجتماعی با رعایت پروتکل برقرار است. حقیر نیز داستانم را خواهم خواند. در صورت تمایل تشریف بیاورید. با تشکر