Forwarded from برنامه سوره | درنگ دینپژوهی
سوره؛ فصل بنی امیه
موضوع امشب: سکولاریسم اموی
🔻چون صلح منعقد شد، معاویه متوجه کوفه شد تا آنکه روز جمعه به نخیله فرود آمد، در آنجا نماز کرد، خطبهای خواند، در آخر خطبهاش گفت: من با شما قتال نکردم برای آنکه نماز کنید یا روزه بگیرید یا زکات بدهید، وليكن با شما قتال کردم که امارت بر شما به هم رسانم، خدا به من داد هر چند شما نمیخواستید، شرطی چند با حسن کردهام، همه در زیر پای من است، به هیچ یک از آنها وفا نخواهم کرد.
☕️ مسعود دیانی امشب میزبان دکتر محمدحسن زورق نویسنده و استاد دانشگاه است. او متولد ۱۳۲۹ در تهران است. کتاب:ها: دو حرکت در تاریخ (۳ جلدی)، فاطمیت فاطمه و تاریخ، اسلام و سکولاریسم، از آغاز تا امروز
🗓 پخش: چهارشنبه، ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، زنده، ساعت ۲۲:۳۰، شبکه چهار سیما / بازپخش: پنجشنبه ۲۱ مرداد ساعت ۱۵
@Sooreh_tv4
موضوع امشب: سکولاریسم اموی
🔻چون صلح منعقد شد، معاویه متوجه کوفه شد تا آنکه روز جمعه به نخیله فرود آمد، در آنجا نماز کرد، خطبهای خواند، در آخر خطبهاش گفت: من با شما قتال نکردم برای آنکه نماز کنید یا روزه بگیرید یا زکات بدهید، وليكن با شما قتال کردم که امارت بر شما به هم رسانم، خدا به من داد هر چند شما نمیخواستید، شرطی چند با حسن کردهام، همه در زیر پای من است، به هیچ یک از آنها وفا نخواهم کرد.
☕️ مسعود دیانی امشب میزبان دکتر محمدحسن زورق نویسنده و استاد دانشگاه است. او متولد ۱۳۲۹ در تهران است. کتاب:ها: دو حرکت در تاریخ (۳ جلدی)، فاطمیت فاطمه و تاریخ، اسلام و سکولاریسم، از آغاز تا امروز
🗓 پخش: چهارشنبه، ۲۰ مرداد ۱۴۰۰، زنده، ساعت ۲۲:۳۰، شبکه چهار سیما / بازپخش: پنجشنبه ۲۱ مرداد ساعت ۱۵
@Sooreh_tv4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مسعود تو کجایی که بدخشاتو فروختن؟؟؟
Forwarded from اسکان نیوز
🔻رویترز: چین آماده است تا در صورت سقوط کابل، طالبان را به رسمیت بشناسد
🔹به گزارش رویترز، پکن رسما و به صورت علنی به طالبان برای ادامه همکاریها در راستای توافق صلح با دولت اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان تاکید کرده است با این حال، ارزیابیهای جدید اطلاعاتی و نظامی چین درباره واقعیتهای پیرامون افغانستان، رهبران حزب کمونیست چین را به این مساله واقف کرده که خودشان را برای عادیسازی روابط با این گروه شبهنظامی آماده کنند.
🔹این خبر در حالی منتشر شده است که طالبان بسیاری از نواحی افغانستان را به تصرف خود درآورده و ۱۰ مرکز ولایتی را نیز تصرف کرده که یکی از آنها در نزدیکی کابل، پایتخت افغانستان است.
🔹همچنین این مساله تضعیف کننده تلاشهای آمریکا برای اعمال فشار بر این گروه شبهنظامی به منظور بازگشت با حسننیت به مذاکرات دیپلماتیک دوحه است.
🔹جن ساکی، سخنگوی کاخ سفید امروز (جمعه) اعلام کرد: درحالیکه طالبان خواهان مشروعیت بینالمللی باشد، اقداماتش چنین ادعایی را ثابت نمیکند. بهتر است که آنها انرژی خود را به سمت روند صلح پیش ببرند تا کمپینهای نظامی. ما قویا به آنها تاکید میکنیم تا در مذاکرات صلح شرکت کنند.
🔹در همین حال، هرگونه ثبات در افغانستان میتواند به چین اجازه دهد تا از منافع مربوط به سرمایهگذاری اقتصادی در منطقه از جمله حق برداشت معادن در افغانستان استفاده کند. چین به دنبال ثبات در افغانستان با هدف پروژههای زیرساخت منطقهای همانند آن چیزی است که در پاکستان پیگیری میکند و بخشی از سرمایهگذاریهای مشابه جهانی موسوم به "ابتکارعمل کمربند و جاده" محسوب میشود./ایسنا
eskannews.com
@eskannews_com
🔹به گزارش رویترز، پکن رسما و به صورت علنی به طالبان برای ادامه همکاریها در راستای توافق صلح با دولت اشرف غنی، رئیس جمهوری افغانستان تاکید کرده است با این حال، ارزیابیهای جدید اطلاعاتی و نظامی چین درباره واقعیتهای پیرامون افغانستان، رهبران حزب کمونیست چین را به این مساله واقف کرده که خودشان را برای عادیسازی روابط با این گروه شبهنظامی آماده کنند.
🔹این خبر در حالی منتشر شده است که طالبان بسیاری از نواحی افغانستان را به تصرف خود درآورده و ۱۰ مرکز ولایتی را نیز تصرف کرده که یکی از آنها در نزدیکی کابل، پایتخت افغانستان است.
🔹همچنین این مساله تضعیف کننده تلاشهای آمریکا برای اعمال فشار بر این گروه شبهنظامی به منظور بازگشت با حسننیت به مذاکرات دیپلماتیک دوحه است.
🔹جن ساکی، سخنگوی کاخ سفید امروز (جمعه) اعلام کرد: درحالیکه طالبان خواهان مشروعیت بینالمللی باشد، اقداماتش چنین ادعایی را ثابت نمیکند. بهتر است که آنها انرژی خود را به سمت روند صلح پیش ببرند تا کمپینهای نظامی. ما قویا به آنها تاکید میکنیم تا در مذاکرات صلح شرکت کنند.
🔹در همین حال، هرگونه ثبات در افغانستان میتواند به چین اجازه دهد تا از منافع مربوط به سرمایهگذاری اقتصادی در منطقه از جمله حق برداشت معادن در افغانستان استفاده کند. چین به دنبال ثبات در افغانستان با هدف پروژههای زیرساخت منطقهای همانند آن چیزی است که در پاکستان پیگیری میکند و بخشی از سرمایهگذاریهای مشابه جهانی موسوم به "ابتکارعمل کمربند و جاده" محسوب میشود./ایسنا
eskannews.com
@eskannews_com
📝 حکیمی، مردی که یک چپ واقعی بود
دکترابراهیم_فیاض(استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)
🔸اسلام مرحوم حکیمی، اسلام مجرد اقتصادی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی
بود، اگر هر شخصیت فکری که از دنیا می رود نقد فکری شود که تا کجا آمده و رابطه او با نظام فکری جامعه چه بوده است و..... جامعه بصورت پلکانی رشد خواهد کرد.
🔹محمدرضاحکیمی خراسانی مشهدی است یعنی یک دنیا اپیستمه و فرهنگ، حکیمی مثل خراسانی ها ضد فلسفه و طرفدار ادبیات است.
🔸خراسانی ها حسگرا هستند تا انتزاع گرا پس ادبیاتی هستند و انتقادی، راست های مشهد نیز چپ هستند.
🔹او اسلامی ادبیاتی انتقادی بر اساس عدالت داشت نه برهانی فلسفی، نظمی فلسفی در آثار او دیده نمی شود و تکه های روایت گونه، چون ساختار شکن است با نظم فلسفی بیگانه است.
🔸او روحانیت را یک صنف نمی دانست و مخالفت او با هویت صنفی روحانیت در اول انقلاب در سخنرانی فیضیه او را از سازمان روحانیت دور کرد.
🔹او با آنکه وصی شریعتی در تصحیح آثارش بود هرگز چنین کاری نکرد چرا که خود یک شریعتی آخوندی بود، عرفان او یک عرفان احساسی حسگرا و عرفی و زهدی بود.
🔸او در قطب مقابل آیه الله مصباح یزدی از نظر فکری بود، مکتب کلامی او یک نوع رهبانیت جنسی اقتصاد محور بود.
🔹غریزه جنسی، خانواده می سازد و خانواده اشرافیت را بوجود می آورد پس او هرگز ازدواج نکرد، شارح مکتب تفکیک در بعد اجتماعی بود.
🔸دوگانه او در کتاب های او از یک طرف ادبی سرودن مطالب کتابها است که مرزی ندارد و از طرف دیگر کتاب حدیث است که هیچ نوع تصرفی وجود ندارد.
🔹او عدالت را عین زندگی می داند او چپ بود و چپ ماند بر عکس چپ که اصلاح طلب شدند و لیبرال.
🔸او چپ زندگی کرد و چپ از این دنیا رفت.
🔹حکیمی یک رسانه دینی بود، حکیمی یک دانشنامه اسلامی بود، حکیمی نسلی بود محصول تاریخی خاص که هرگز تکرار نخواهد شد.
🔸حکیمی نه ازدواج کرد و نه لباس روحانیت پوشید یعنی نه سازمان روحانیت قبول داشت و نه سازمان اجتماعی را.
دکترابراهیم_فیاض(استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)
🔸اسلام مرحوم حکیمی، اسلام مجرد اقتصادی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی
بود، اگر هر شخصیت فکری که از دنیا می رود نقد فکری شود که تا کجا آمده و رابطه او با نظام فکری جامعه چه بوده است و..... جامعه بصورت پلکانی رشد خواهد کرد.
🔹محمدرضاحکیمی خراسانی مشهدی است یعنی یک دنیا اپیستمه و فرهنگ، حکیمی مثل خراسانی ها ضد فلسفه و طرفدار ادبیات است.
🔸خراسانی ها حسگرا هستند تا انتزاع گرا پس ادبیاتی هستند و انتقادی، راست های مشهد نیز چپ هستند.
🔹او اسلامی ادبیاتی انتقادی بر اساس عدالت داشت نه برهانی فلسفی، نظمی فلسفی در آثار او دیده نمی شود و تکه های روایت گونه، چون ساختار شکن است با نظم فلسفی بیگانه است.
🔸او روحانیت را یک صنف نمی دانست و مخالفت او با هویت صنفی روحانیت در اول انقلاب در سخنرانی فیضیه او را از سازمان روحانیت دور کرد.
🔹او با آنکه وصی شریعتی در تصحیح آثارش بود هرگز چنین کاری نکرد چرا که خود یک شریعتی آخوندی بود، عرفان او یک عرفان احساسی حسگرا و عرفی و زهدی بود.
🔸او در قطب مقابل آیه الله مصباح یزدی از نظر فکری بود، مکتب کلامی او یک نوع رهبانیت جنسی اقتصاد محور بود.
🔹غریزه جنسی، خانواده می سازد و خانواده اشرافیت را بوجود می آورد پس او هرگز ازدواج نکرد، شارح مکتب تفکیک در بعد اجتماعی بود.
🔸دوگانه او در کتاب های او از یک طرف ادبی سرودن مطالب کتابها است که مرزی ندارد و از طرف دیگر کتاب حدیث است که هیچ نوع تصرفی وجود ندارد.
🔹او عدالت را عین زندگی می داند او چپ بود و چپ ماند بر عکس چپ که اصلاح طلب شدند و لیبرال.
🔸او چپ زندگی کرد و چپ از این دنیا رفت.
🔹حکیمی یک رسانه دینی بود، حکیمی یک دانشنامه اسلامی بود، حکیمی نسلی بود محصول تاریخی خاص که هرگز تکرار نخواهد شد.
🔸حکیمی نه ازدواج کرد و نه لباس روحانیت پوشید یعنی نه سازمان روحانیت قبول داشت و نه سازمان اجتماعی را.
Forwarded from جمهورى سوم
هژمونی ابتذال قمی و پایان مکتب اسلامگرایی مشهد
به یاد علامه حکیمی
🔴در دوران دانشجویی من نیز مثل بسیاری محمدرضا حکیمی و مکتب تفکیک را بعنوان منکرین فلسفه و نقلگرا و اخباریمسلک میشناختم تا اینکه در خلال پژوهشهای رساله دکتریم درباره فلسفه سیاسی فارابی با استاد فاضل اما متأسفانه بسیار گمنامی به نام عبدالجواد فلاطوری و مقالهای که محمدرضا حکیمی در یادبود او نوشته بود آشنا شدم. به تدریج دریافتم که حکیمی و فلاطوری آخرین بازماندههای نسلی از اندیشمندان دینی بودند که دستگاه اندیشه دینی آنها بسیار پیچیدهتر و تکاملیافته تر از آن چیزی است که در مباحثات الهیاتی بعد از انقلاب وجود دارد. به عبارت دیگر به نظر میرسد که ما با سیری از تکامل اندیشه دینی از دوره سلطنت ناصری تا انقلاب ۱۳۵۷ در بیرون از حوزههای علمیه مواجهیم که متأسفانه سرگنبین صفرا فزود و پیروزی انقلاب اسلامی که ثمره همه این نهضتهای فکری بود، با به قدرت رساندن حوزویان تمام این تلاشها را ناکام گذاشت و با حاکم شدن اجباری دستگاه معرفتشناختی-الهیات اسکولاستیک حوزویان بر فضای فرهنگی کشور سررشته همه آن پیشرفتهای فکری بر باد رفت.
🔴مرحوم علامه حکیمی در غربت از دنیا رفت، بیآنکه بتواند بعنوان یکی از مهمترین بازماندگان یکی از مکاتب مهم اندیشه دینی قبل از انقلاب یعنی مکتب مشهد، در برابر هژمونی ابتذال قمی مقاومت کند. مکتبی که افرادی چون محمدتقی شریعتی، علی شریعتی، عبدالجواد فلاطوری، حبیبالله آشوری، حیدر رحیمپور ازغدی و محمدرضا حکیمی را در خود پرورش داد و به میزان زیادی بر اندیشه نهضت خداپرستان سوسیالیست، حجت الاسلام سید علی خامنهای متقدم (پیش از چرخش فکری در جمهوری دوم) و احتمالاً مهندس بازرگان تأثیر گذاشت. مهمترین رکن فکری مکتب اسلامگرایی مشهد این بود که دستگاه متافیزیکی فلسفه اسلامی و چارچوب اندیشه عقاید منجمد اسکولاستیک حوزوی را عامل اصلی عقبماندگی مسلمانان میدانستند و از یک چرخش اساسی از مسلمان سنتی به مسلمانی مترقی سخن میگفتند که علم تجربی، سیاست و عمل را معیار مسلمانی خود قرار دهد. کلیدواژههای اصلی این جریان توحید عملی، احیای فکر دینی، زوال مسلمین و مکتب عقل و عدل بود. نگاهی اولیه کافی است که متوجه شویم تمام عناصر این نواندیشی دقیقاً همان چیزهایی هستند که بلافاصله با پیروزی انقلاب اسلامی توسط روحانیت قمی قلمع و قمع شد و اثری از آن دینداری مسلمانان رسمی ولایی باقی نماند.
🔴اشتباه بزرگ این است که مخالفت این مکتب با فلسفه اسلامی را به مثابه مخالفت آنها با عقلانیت تلقی کنیم. در واقع مخالفت این مکتب در اصل با متافیزیکیاندیشی یونانی رخنهکرده در دینداری ماست و این چیزی است که در ادبیات امروز به عنوان چرخش پسانیچهای از معرفتشناسی به عمل و پرکسیس از آن یاد میشود. در مقالهای از فلاطوری که در همینجا ضمیمه میکنم، او توضیح میدهد که مشکل اصلی با نوعی از عقلانیت دینی متافیزیکی و یونانی است که ادعای معصومیت و جزمیت دارد و اتفاقاً مکتب مشهد اسلامگرایی از عدم قداست و متساوی بودن فکر خطامند و زمینهمند بشری در فهم از دین تأکید دارد. از همین روست که مکتب تفکر دینی مشهد بر عکس مکتب اندیشه اسکولاستیک قم به روی آخرین تحولات تفکر بشری گشوده است و از آخرین دستاوردهای علوم طبیعی و انسانی و تاریخی و سیاسی برای تکامل معرفت دینی خود بهره میگیرد. بعلاوه الهیات نوینی که دراین رویکرد پدید میآید به خاطر چرخش حادث شده از نظر به عمل فینفسه انتقادی است.
♦️گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی دهه چهل و پنجاه شمسی از بسیاری وجوه تحت تأثیر مکتب اسلامگرایی مشهد است اما تشکیل دولت اسلامی پس از پیروزی به دلایل مفصلی که برخی از وجوه آن در این کانال مورد بررسی قرار گرفته به دست الهیات سنتی قم و البته در تلفیق با اندیشه شرقگرایانه دیگر کانونهای مروج فلسفه اسلامی در رژیم پهلوی و با حذف این الهیات مترقی چپگرا صورت پذیرفت. قدرت گرفتن روزافزون جناح راست حزب جمهوری اسلامی، زوال امر سیاسی در کشور، نشستن کسانی چون مصباح یزدی و داوری اردکانی بر کرسی ایدئولوگ انقلاب به جای علی شریعتی و نزدیک شدن تدریجی آیت الله خامنهای به روحانیت قم نتایج درهم تنیدهای هستند که در غلبه روحانیت قم بر روشنفکری دینی مشهد و حذف اسلام سیاسی مکتب مشهد ریشه دارد...
🔹برخی مطالب مرتبط:
عدالت، عقلانیت، فمینیسم (درباره رابطه عدالتخواهی سعید زیباکلام با نقد عقلانیت)
اسلام یا اصلاح (دو نسل انقلابیون و حاکمان در مقایسه میان حیدر و حسن رحیمپور ازغدی)
جریانشناسی نفوذ جریان راست اسلامی در حزب جمهوری اسلامی
مصباح یزدی شخصیتی در تراز فضلالله نوری
مراحل صعود و سقوط اسلام سیاسی در یک و نیم قرن اخیر
به یاد علامه حکیمی
🔴در دوران دانشجویی من نیز مثل بسیاری محمدرضا حکیمی و مکتب تفکیک را بعنوان منکرین فلسفه و نقلگرا و اخباریمسلک میشناختم تا اینکه در خلال پژوهشهای رساله دکتریم درباره فلسفه سیاسی فارابی با استاد فاضل اما متأسفانه بسیار گمنامی به نام عبدالجواد فلاطوری و مقالهای که محمدرضا حکیمی در یادبود او نوشته بود آشنا شدم. به تدریج دریافتم که حکیمی و فلاطوری آخرین بازماندههای نسلی از اندیشمندان دینی بودند که دستگاه اندیشه دینی آنها بسیار پیچیدهتر و تکاملیافته تر از آن چیزی است که در مباحثات الهیاتی بعد از انقلاب وجود دارد. به عبارت دیگر به نظر میرسد که ما با سیری از تکامل اندیشه دینی از دوره سلطنت ناصری تا انقلاب ۱۳۵۷ در بیرون از حوزههای علمیه مواجهیم که متأسفانه سرگنبین صفرا فزود و پیروزی انقلاب اسلامی که ثمره همه این نهضتهای فکری بود، با به قدرت رساندن حوزویان تمام این تلاشها را ناکام گذاشت و با حاکم شدن اجباری دستگاه معرفتشناختی-الهیات اسکولاستیک حوزویان بر فضای فرهنگی کشور سررشته همه آن پیشرفتهای فکری بر باد رفت.
🔴مرحوم علامه حکیمی در غربت از دنیا رفت، بیآنکه بتواند بعنوان یکی از مهمترین بازماندگان یکی از مکاتب مهم اندیشه دینی قبل از انقلاب یعنی مکتب مشهد، در برابر هژمونی ابتذال قمی مقاومت کند. مکتبی که افرادی چون محمدتقی شریعتی، علی شریعتی، عبدالجواد فلاطوری، حبیبالله آشوری، حیدر رحیمپور ازغدی و محمدرضا حکیمی را در خود پرورش داد و به میزان زیادی بر اندیشه نهضت خداپرستان سوسیالیست، حجت الاسلام سید علی خامنهای متقدم (پیش از چرخش فکری در جمهوری دوم) و احتمالاً مهندس بازرگان تأثیر گذاشت. مهمترین رکن فکری مکتب اسلامگرایی مشهد این بود که دستگاه متافیزیکی فلسفه اسلامی و چارچوب اندیشه عقاید منجمد اسکولاستیک حوزوی را عامل اصلی عقبماندگی مسلمانان میدانستند و از یک چرخش اساسی از مسلمان سنتی به مسلمانی مترقی سخن میگفتند که علم تجربی، سیاست و عمل را معیار مسلمانی خود قرار دهد. کلیدواژههای اصلی این جریان توحید عملی، احیای فکر دینی، زوال مسلمین و مکتب عقل و عدل بود. نگاهی اولیه کافی است که متوجه شویم تمام عناصر این نواندیشی دقیقاً همان چیزهایی هستند که بلافاصله با پیروزی انقلاب اسلامی توسط روحانیت قمی قلمع و قمع شد و اثری از آن دینداری مسلمانان رسمی ولایی باقی نماند.
🔴اشتباه بزرگ این است که مخالفت این مکتب با فلسفه اسلامی را به مثابه مخالفت آنها با عقلانیت تلقی کنیم. در واقع مخالفت این مکتب در اصل با متافیزیکیاندیشی یونانی رخنهکرده در دینداری ماست و این چیزی است که در ادبیات امروز به عنوان چرخش پسانیچهای از معرفتشناسی به عمل و پرکسیس از آن یاد میشود. در مقالهای از فلاطوری که در همینجا ضمیمه میکنم، او توضیح میدهد که مشکل اصلی با نوعی از عقلانیت دینی متافیزیکی و یونانی است که ادعای معصومیت و جزمیت دارد و اتفاقاً مکتب مشهد اسلامگرایی از عدم قداست و متساوی بودن فکر خطامند و زمینهمند بشری در فهم از دین تأکید دارد. از همین روست که مکتب تفکر دینی مشهد بر عکس مکتب اندیشه اسکولاستیک قم به روی آخرین تحولات تفکر بشری گشوده است و از آخرین دستاوردهای علوم طبیعی و انسانی و تاریخی و سیاسی برای تکامل معرفت دینی خود بهره میگیرد. بعلاوه الهیات نوینی که دراین رویکرد پدید میآید به خاطر چرخش حادث شده از نظر به عمل فینفسه انتقادی است.
♦️گفتمان انقلاب اسلامی و اسلام سیاسی دهه چهل و پنجاه شمسی از بسیاری وجوه تحت تأثیر مکتب اسلامگرایی مشهد است اما تشکیل دولت اسلامی پس از پیروزی به دلایل مفصلی که برخی از وجوه آن در این کانال مورد بررسی قرار گرفته به دست الهیات سنتی قم و البته در تلفیق با اندیشه شرقگرایانه دیگر کانونهای مروج فلسفه اسلامی در رژیم پهلوی و با حذف این الهیات مترقی چپگرا صورت پذیرفت. قدرت گرفتن روزافزون جناح راست حزب جمهوری اسلامی، زوال امر سیاسی در کشور، نشستن کسانی چون مصباح یزدی و داوری اردکانی بر کرسی ایدئولوگ انقلاب به جای علی شریعتی و نزدیک شدن تدریجی آیت الله خامنهای به روحانیت قم نتایج درهم تنیدهای هستند که در غلبه روحانیت قم بر روشنفکری دینی مشهد و حذف اسلام سیاسی مکتب مشهد ریشه دارد...
🔹برخی مطالب مرتبط:
عدالت، عقلانیت، فمینیسم (درباره رابطه عدالتخواهی سعید زیباکلام با نقد عقلانیت)
اسلام یا اصلاح (دو نسل انقلابیون و حاکمان در مقایسه میان حیدر و حسن رحیمپور ازغدی)
جریانشناسی نفوذ جریان راست اسلامی در حزب جمهوری اسلامی
مصباح یزدی شخصیتی در تراز فضلالله نوری
مراحل صعود و سقوط اسلام سیاسی در یک و نیم قرن اخیر
Telegram
جمهورى سوم
🔺رابطه دین و فلسفه- عبدالجواد فلاطوری
توضیح بیشتر در پست بعدی
توضیح بیشتر در پست بعدی
Forwarded from کانال امیر تفرشی
💠 روی کرۀ زمین انسان اصل است/خاطره دیدار با محمدرضا حکیمی
🔻دو سه بار توفیق دیدار حضوری با آقای حکیمی داشتم. بار اول در ابتدای دوره لیسانس بود که برای اولین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی به قم رفته بودیم و با بچهها به منزل آقای حکیمی رفتیم. آثار او و خصوصا «الحیات»، یکی از کتب پایه و منابع مطالعاتی جنبش بود. خوانش عدالتخواهانهاش از کتاب و سنت و گردآوری و ترجمه روایات با این نگاه، برای ما هیجانانگیز بود. قیافه و ظاهرش نیز بر این جذابیت میافزود. زندگی ساده و بیآلایشی داشت. گو اینکه خانه، سر و سامانی ندارد. مطمئن نیستم که این وضعیت را نقطه قوت او بنامم. اما هر چه بود، خروجیاش پُر بار بود.
🔻آقای حکیمی از جمهوری اسلامی گذر کرده بود. شاید دیگران به دلایل مختلف نخواهند اینها را بگویند. اما موضعش در این باره شفاف بود. معتقد بود از همان سالهای اول، نظام از مسیر انقلاب خارج شد. ارتباط محدودی با آقا داشت که آن هم نه عنوان رهبری جمهوری اسلامی بلکه بواسطه رفاقت دیرینه از دوران قبل از انقلاب و مشهد بود. آن ارتباط محدود نیز دیری نپایید. چون اهل تعارف نبود. بر اساس همین روحیهاش حدس میزنم حرفهای شیرینی برای گفتن نزد آقا نداشته است. خودش نقل کرده است که یکبار به آقای خامنهای گفتم اینقدر اسلام اسلام نکنید! کجای وضع مملکت به اسلام میخورد!
🔻بار دیگر در سحرگاهی او را در حرم حضرت معصومه (س) دیدم. زمستانی بود و نمنم بارانی. کلاه بافتنی طوسی رنگی بر سرش کشیده بود که تا روی ابروهای پُرپشتش آمده بود. در حیاط حرم که به سمت خیابان ارم است در حال سلام دادن بود. در قم نه چندان میشناختندش و نه به سبک سایر علما دورهاش میکردند. به سمتش رفتم و سلام و احوالپرسی گرمی کردم. سرش را بالا کرد و نگاهی از سر تعجب به صورتم انداخت. سلامم را پاسخ داد و رفت.
🔻بار آخر اما در خانهاش در تهران به دیدارش رفتیم. اواخر اسفند ۱۳۸۵؛ دانشجوی دوره فوق لیسانس بودم. روسای سازمانهای جوانان، دانشجویان و دانشآموزان کوبا را در ایران میزبانی میکردیم. به زعم خودمان میخواستیم جوانان انقلابی کمونیست را با یکی از ایدئولوگهای عدالتخواه مسلمان آشنا کنیم. دو سه سال قبلش آقای حکیمی نامهای برای «فیدل کاسترو» نوشته بود و از نگاه برابریخواهانه در دین اسلام گفته بود. آن روز به ما گفت که قصدش از نوشتن آن نامه تبلیغ اسلام نبود. به همین خاطر، سرگشاده نبود و ترجمۀ اسپانیولیاش را منتشر نکرده است.
🔻حکیمی در آن جلسه گفت «به اعتقاد من، در کره زمین انسان اصل است. حقیقتا ترازوی ما انسانیت است و مذهب در درجه بعدی قرار دارد، ما اول به کسانی احترام میگذاریم که انسانیت را مدنظر داشته باشند و بعد به مذهبشان توجه میکنیم و بنا بر این اصل به کاسترو احترام میگذاریم.»
🔻فیدل در همان ایام در بستر بیماری بود. آقای حکیمی احوالش را از کوباییها گرفت و رفت چند جعبه شیرینی یزدی آورد و گفت «اینها را از طرف من به عنوان عیادت برای آقای کاسترو ببرید. من البته الان خودم روزی ۱۴ قرص میخورم» و برای رهبر انقلاب کوبا آرزوی سلامت کرد و تاکید کرد که مرگ کاسترو «فاجعه بشری» است.
🔻یادم میآید که رئیس سازمان دانشآموزان کوبا در آن جلسه خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود. دختری کم سنوسال بود به نام «پاتریسیا». در خلال صحبتهای آقای حکیمی چشمانش خیس شده بود. از داخل کیفش کارتپستالی از فیدل در آورد و به حکیمی هدیه داد. عکاس خبرگزاری فارس هم از آن کارتپستال در دست آقای حکیمی تصویری ثبت کرد که مشهور شد.
🔻خدا رحمت کند ایشان را. در کنار خوانشهای متنوعی که در طول قرون گذشته از اسلام وجود داشته، ترجمه و خوانش او بیش از سایرین امکان تداوم حضور دین در عرصه اجتماع را فراهم میساخت. ما البته از آینده بیخبریم.
✅ @AmirTafreshi
🔻دو سه بار توفیق دیدار حضوری با آقای حکیمی داشتم. بار اول در ابتدای دوره لیسانس بود که برای اولین نشست جنبش عدالتخواه دانشجویی به قم رفته بودیم و با بچهها به منزل آقای حکیمی رفتیم. آثار او و خصوصا «الحیات»، یکی از کتب پایه و منابع مطالعاتی جنبش بود. خوانش عدالتخواهانهاش از کتاب و سنت و گردآوری و ترجمه روایات با این نگاه، برای ما هیجانانگیز بود. قیافه و ظاهرش نیز بر این جذابیت میافزود. زندگی ساده و بیآلایشی داشت. گو اینکه خانه، سر و سامانی ندارد. مطمئن نیستم که این وضعیت را نقطه قوت او بنامم. اما هر چه بود، خروجیاش پُر بار بود.
🔻آقای حکیمی از جمهوری اسلامی گذر کرده بود. شاید دیگران به دلایل مختلف نخواهند اینها را بگویند. اما موضعش در این باره شفاف بود. معتقد بود از همان سالهای اول، نظام از مسیر انقلاب خارج شد. ارتباط محدودی با آقا داشت که آن هم نه عنوان رهبری جمهوری اسلامی بلکه بواسطه رفاقت دیرینه از دوران قبل از انقلاب و مشهد بود. آن ارتباط محدود نیز دیری نپایید. چون اهل تعارف نبود. بر اساس همین روحیهاش حدس میزنم حرفهای شیرینی برای گفتن نزد آقا نداشته است. خودش نقل کرده است که یکبار به آقای خامنهای گفتم اینقدر اسلام اسلام نکنید! کجای وضع مملکت به اسلام میخورد!
🔻بار دیگر در سحرگاهی او را در حرم حضرت معصومه (س) دیدم. زمستانی بود و نمنم بارانی. کلاه بافتنی طوسی رنگی بر سرش کشیده بود که تا روی ابروهای پُرپشتش آمده بود. در حیاط حرم که به سمت خیابان ارم است در حال سلام دادن بود. در قم نه چندان میشناختندش و نه به سبک سایر علما دورهاش میکردند. به سمتش رفتم و سلام و احوالپرسی گرمی کردم. سرش را بالا کرد و نگاهی از سر تعجب به صورتم انداخت. سلامم را پاسخ داد و رفت.
🔻بار آخر اما در خانهاش در تهران به دیدارش رفتیم. اواخر اسفند ۱۳۸۵؛ دانشجوی دوره فوق لیسانس بودم. روسای سازمانهای جوانان، دانشجویان و دانشآموزان کوبا را در ایران میزبانی میکردیم. به زعم خودمان میخواستیم جوانان انقلابی کمونیست را با یکی از ایدئولوگهای عدالتخواه مسلمان آشنا کنیم. دو سه سال قبلش آقای حکیمی نامهای برای «فیدل کاسترو» نوشته بود و از نگاه برابریخواهانه در دین اسلام گفته بود. آن روز به ما گفت که قصدش از نوشتن آن نامه تبلیغ اسلام نبود. به همین خاطر، سرگشاده نبود و ترجمۀ اسپانیولیاش را منتشر نکرده است.
🔻حکیمی در آن جلسه گفت «به اعتقاد من، در کره زمین انسان اصل است. حقیقتا ترازوی ما انسانیت است و مذهب در درجه بعدی قرار دارد، ما اول به کسانی احترام میگذاریم که انسانیت را مدنظر داشته باشند و بعد به مذهبشان توجه میکنیم و بنا بر این اصل به کاسترو احترام میگذاریم.»
🔻فیدل در همان ایام در بستر بیماری بود. آقای حکیمی احوالش را از کوباییها گرفت و رفت چند جعبه شیرینی یزدی آورد و گفت «اینها را از طرف من به عنوان عیادت برای آقای کاسترو ببرید. من البته الان خودم روزی ۱۴ قرص میخورم» و برای رهبر انقلاب کوبا آرزوی سلامت کرد و تاکید کرد که مرگ کاسترو «فاجعه بشری» است.
🔻یادم میآید که رئیس سازمان دانشآموزان کوبا در آن جلسه خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بود. دختری کم سنوسال بود به نام «پاتریسیا». در خلال صحبتهای آقای حکیمی چشمانش خیس شده بود. از داخل کیفش کارتپستالی از فیدل در آورد و به حکیمی هدیه داد. عکاس خبرگزاری فارس هم از آن کارتپستال در دست آقای حکیمی تصویری ثبت کرد که مشهور شد.
🔻خدا رحمت کند ایشان را. در کنار خوانشهای متنوعی که در طول قرون گذشته از اسلام وجود داشته، ترجمه و خوانش او بیش از سایرین امکان تداوم حضور دین در عرصه اجتماع را فراهم میساخت. ما البته از آینده بیخبریم.
✅ @AmirTafreshi
Telegram
.
Forwarded from جمهورى سوم
یک قرن چالش ملیت و اسلام؛ نقدی توأمان بر فلسفهزدگی سیدجواد طباطبایی و سیدجواد میری
چکیده ارائه محمدحسین بادامچی در سمینار مجازی نقد و بررسی کتاب «نظریه عام اصلاح دینی» نوشته سیدجواد میری
🔖کتاب نظریه عام اصلاح دینی به نقد و بررسی کتاب ملت، دولت و حکومت قانون سیدجواد طباطبایی (چاپ ۱۳۹۸) اختصاص دارد. به عقیده من این کتاب از این جهت اهمیت بسیار دارد که طباطبایی در آن بسیاری از نتایج و دلالتهای سلسله پژوهشهای خود را در نسبت با دوره متأخر مشروطه تا انقلاب بیان کرده است. در این ارائه صوتی* توضیح میدهم که پروژه طباطبایی به طور کلی از سرگیری دولت پهلوی از مشروطه به بعد در ادامه مباحثات ایدئولوژیک درونگفتمانی رژیم پهلوی در انتهای آن قبل از پیروزی انقلاب است که میکوشد مهمترین چالش طرح امپراطوری بزرگ ایرانشهری یعنی نسبت آن با اسلام را از طریق بازتفسیر دست راستی و محافظهکارانه قانون اساسی مشروطیت حل کند و در ادامه تحولات داخل نظام به سمت احیای تشیع و تمدن صفوی، اسلام سیاسی دهه چهل و پنجاه را بعنوان داده خطا از تاریخ معاصر کنار بگذارد. به این اعتبار به نظر میرسد سیدجواد طباطبایی نه یک محقق عادی بلکه خروجی یک پروژه ایدئولوژیک-راهبردی بزرگ است.
بعلاوه در این ارائه به این نقد از سیدجواد میری میپردازم که سهگانه ملهٔ دینی، ملیت جدید و میهن باستانی ایرانی را نمیتوان به صورتی فلسفی و با بحث نظری با هم آشتی داد و دفاع او از رضا داوری اردکانی با توجه به بنیادگرایی برآمده از نظرات او نمیتواند وجهی داشته باشد. پیشنهاد من این است که مناقشه ملیت و دین باید نه به نحو فلسفی و ایدئولوژیک و ذاتگرایانه و هویتگرایانه، بلکه به شیوهای جامعهشناختی-سیاسی مبتنی بر واقعیت انضمامی متکثر کنونی جامعه ایران و میثاق نوین دموکراتیک ایران قرن جدید از نو تعریف شود.
*https://news.1rj.ru/str/seyedjavadmiri/13762
چکیده ارائه محمدحسین بادامچی در سمینار مجازی نقد و بررسی کتاب «نظریه عام اصلاح دینی» نوشته سیدجواد میری
🔖کتاب نظریه عام اصلاح دینی به نقد و بررسی کتاب ملت، دولت و حکومت قانون سیدجواد طباطبایی (چاپ ۱۳۹۸) اختصاص دارد. به عقیده من این کتاب از این جهت اهمیت بسیار دارد که طباطبایی در آن بسیاری از نتایج و دلالتهای سلسله پژوهشهای خود را در نسبت با دوره متأخر مشروطه تا انقلاب بیان کرده است. در این ارائه صوتی* توضیح میدهم که پروژه طباطبایی به طور کلی از سرگیری دولت پهلوی از مشروطه به بعد در ادامه مباحثات ایدئولوژیک درونگفتمانی رژیم پهلوی در انتهای آن قبل از پیروزی انقلاب است که میکوشد مهمترین چالش طرح امپراطوری بزرگ ایرانشهری یعنی نسبت آن با اسلام را از طریق بازتفسیر دست راستی و محافظهکارانه قانون اساسی مشروطیت حل کند و در ادامه تحولات داخل نظام به سمت احیای تشیع و تمدن صفوی، اسلام سیاسی دهه چهل و پنجاه را بعنوان داده خطا از تاریخ معاصر کنار بگذارد. به این اعتبار به نظر میرسد سیدجواد طباطبایی نه یک محقق عادی بلکه خروجی یک پروژه ایدئولوژیک-راهبردی بزرگ است.
بعلاوه در این ارائه به این نقد از سیدجواد میری میپردازم که سهگانه ملهٔ دینی، ملیت جدید و میهن باستانی ایرانی را نمیتوان به صورتی فلسفی و با بحث نظری با هم آشتی داد و دفاع او از رضا داوری اردکانی با توجه به بنیادگرایی برآمده از نظرات او نمیتواند وجهی داشته باشد. پیشنهاد من این است که مناقشه ملیت و دین باید نه به نحو فلسفی و ایدئولوژیک و ذاتگرایانه و هویتگرایانه، بلکه به شیوهای جامعهشناختی-سیاسی مبتنی بر واقعیت انضمامی متکثر کنونی جامعه ایران و میثاق نوین دموکراتیک ایران قرن جدید از نو تعریف شود.
*https://news.1rj.ru/str/seyedjavadmiri/13762
Telegram
سیدجواد میری مینق
سمینار نقد "نظریه عام اصلاح دینی سیدجواد طباطبایی به روایت سیدجواد میری"
محمد حسین بادامچی
تهران
۱ شهریور ۱۴۰۰
انجمن جامعه شناسی ایران
@seyedjavadmiri
محمد حسین بادامچی
تهران
۱ شهریور ۱۴۰۰
انجمن جامعه شناسی ایران
@seyedjavadmiri
Forwarded from جمهورى سوم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔺فیلم ارائه پروژه «کرونا، بازگشت به خانه و برآمدن الگوی نوظهور زن خانهدار مجازی» بعنوان «نمونهای از سیاستگذاری نوین مبتنی بر پژوهش اجتماعی با رویکرد عقل عملی» در مرحله نهایی جایزه ملی سیاستگذاری به همراه پرسش و پاسخ داوران (مهندس صابر میرزایی/ دکتر سرزعیم/ دکتر جلال/ مهندس عبداللهزاده)
🔗لینک فایل پاورپوینت
🔗لینک فایل پاورپوینت
Forwarded from دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری (محسنحسام مظاهری)
🔸نواندیشی دینی و بیراههی نقد دینِ مردم بهجای نقد دینِ قدرت🔸
✍️محسنحسام مظاهری
1
هیئت دولت جدید طبق روال مرسوم رفتهاند آرامگاه خاندانی آیتالله خمینی برای تجدید بیعت؛ مقابل «ضریح» ایستادهاند و یک مداح برایشان زیارتنامهی آیتالله خمینی را قرائت میکند. متنی جعلی که به سیاق زیارتنامههای مرسوم امامان و امامزادگان شیعه تنظیم شده و مداح آن را به سنت زیارتنامهخوانی و با لحن سوزناک میخواند. زیارتنامهای با چنین عبارات عجیبی:
«السلام علیک یا روح الله الامام الخمینی، و علی ولدیک الطاهرین [!] مصطفی الشهید المدفون بأرض الغریب و احمد المدفون فی جوارک [!] و السلام علی الشهداء الذین بذلوا مهجهم دونک [!]»
جالب است که دایرهی تقدسبخشی از شخص آیتالله خمینی فراتر رفته و شامل حال دو فرزند ذکورش هم شده است.
و جالبتر آنکه یکی از وزرا (عیناللهی) حین زیارت دست بر سینه گذاشته و وزیری دیگر (ضرغامی) هم دیروز در توییتی معترض شده بود که تشریفات مراسم، «مخل معنویت زایرانِ حرم» شده است!
2
یکی از مصادیق آشکار غلو سیاسی و سوءاستفاده و بهابتذالکشاندن مفاهیم شیعی توسط حاکمیت، همین تبدیل آیتالله خمینی به شبهامام و خدایگان و تبدیل کاخ ـ مرقد او به یک «حرم» با تشریفات زیارت شیعی است. هیچ حکومتی جز یک حکومت دینی و هیچ صنفی جز خود روحانیت توان چنین بازیای با مقدسات دینی را نداشت.
3
دربارهی این مرقد و رفتارها و سیاستهای انحرافی تولیت موروثی آن پیشتر هم نوشته بودم که به مذاق برخی دوستان خوش نیامده بود. متأسفانه اشتراک منافع سیاسی اصلاحطلبان با خانوادهی آیتالله خمینی و تعلقات قبیلهای سبب شده است بسیاری از روحانیون متعلق به جریان نواندیشی حوزوی که گرایش اصلاحطلبی و دغدغهی آسیبشناسی دینداری مردم و مبارزه با خرافات را دارند، درمقابل این ترویج رسمی و علنی خرافات آنهم به هزینهی بیتالمال سکوت پیشه کنند.
4
یکی از نقدهای وارد بر جریان آسیبشناسی و اصلاحات دینی همین است که نوک پیکانش سمت مردم و رفتارها و باورهای دینی آنهاست. درحالیکه نقد و آسیبشناسی دینی نهاد قدرت بهمراتب مهمتر و ضروریتر از نقد دینداری مردم است. چراکه دینداری تودهی مردم اولاً ادعای خلوص و اصالت ندارد و ثانیاً توسعه و فربهسازیاش معطوف به زندگی است. اما دین رسمی، مدعی اصالت و «ناب»بودن است و توسعه و فربهسازیاش معطوف به بسط استیلا و سیطرهاش بر مردم است.
5
بههمیندلیل خطر کاخ ـ مرقد آیتالله خمینی برای تشیع بیش از خطر هزاران قدمگاه و زیارتگاه و امامزادهی جعلی کوچک است که عوام مردم ساخته و میسازند.
6
باایناوصاف اینکه متحدان سیاسی ـ فکری متولیان مرقد آیتالله خمینی در جبههی رادیکالترین منتقدان دینداری مردم قرار دارند، معنای تازهای مییابد.
در همین رابطه پیشتر نوشتهام:
🔻بنبستها و بیراهههای نقدِ دینداریِ مردم
🔻عاشورای نخبگان ـ عاشورای تودهی مردم
https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/3229
@mohsenhesammazaheri
✍️محسنحسام مظاهری
1
هیئت دولت جدید طبق روال مرسوم رفتهاند آرامگاه خاندانی آیتالله خمینی برای تجدید بیعت؛ مقابل «ضریح» ایستادهاند و یک مداح برایشان زیارتنامهی آیتالله خمینی را قرائت میکند. متنی جعلی که به سیاق زیارتنامههای مرسوم امامان و امامزادگان شیعه تنظیم شده و مداح آن را به سنت زیارتنامهخوانی و با لحن سوزناک میخواند. زیارتنامهای با چنین عبارات عجیبی:
«السلام علیک یا روح الله الامام الخمینی، و علی ولدیک الطاهرین [!] مصطفی الشهید المدفون بأرض الغریب و احمد المدفون فی جوارک [!] و السلام علی الشهداء الذین بذلوا مهجهم دونک [!]»
جالب است که دایرهی تقدسبخشی از شخص آیتالله خمینی فراتر رفته و شامل حال دو فرزند ذکورش هم شده است.
و جالبتر آنکه یکی از وزرا (عیناللهی) حین زیارت دست بر سینه گذاشته و وزیری دیگر (ضرغامی) هم دیروز در توییتی معترض شده بود که تشریفات مراسم، «مخل معنویت زایرانِ حرم» شده است!
2
یکی از مصادیق آشکار غلو سیاسی و سوءاستفاده و بهابتذالکشاندن مفاهیم شیعی توسط حاکمیت، همین تبدیل آیتالله خمینی به شبهامام و خدایگان و تبدیل کاخ ـ مرقد او به یک «حرم» با تشریفات زیارت شیعی است. هیچ حکومتی جز یک حکومت دینی و هیچ صنفی جز خود روحانیت توان چنین بازیای با مقدسات دینی را نداشت.
3
دربارهی این مرقد و رفتارها و سیاستهای انحرافی تولیت موروثی آن پیشتر هم نوشته بودم که به مذاق برخی دوستان خوش نیامده بود. متأسفانه اشتراک منافع سیاسی اصلاحطلبان با خانوادهی آیتالله خمینی و تعلقات قبیلهای سبب شده است بسیاری از روحانیون متعلق به جریان نواندیشی حوزوی که گرایش اصلاحطلبی و دغدغهی آسیبشناسی دینداری مردم و مبارزه با خرافات را دارند، درمقابل این ترویج رسمی و علنی خرافات آنهم به هزینهی بیتالمال سکوت پیشه کنند.
4
یکی از نقدهای وارد بر جریان آسیبشناسی و اصلاحات دینی همین است که نوک پیکانش سمت مردم و رفتارها و باورهای دینی آنهاست. درحالیکه نقد و آسیبشناسی دینی نهاد قدرت بهمراتب مهمتر و ضروریتر از نقد دینداری مردم است. چراکه دینداری تودهی مردم اولاً ادعای خلوص و اصالت ندارد و ثانیاً توسعه و فربهسازیاش معطوف به زندگی است. اما دین رسمی، مدعی اصالت و «ناب»بودن است و توسعه و فربهسازیاش معطوف به بسط استیلا و سیطرهاش بر مردم است.
5
بههمیندلیل خطر کاخ ـ مرقد آیتالله خمینی برای تشیع بیش از خطر هزاران قدمگاه و زیارتگاه و امامزادهی جعلی کوچک است که عوام مردم ساخته و میسازند.
6
باایناوصاف اینکه متحدان سیاسی ـ فکری متولیان مرقد آیتالله خمینی در جبههی رادیکالترین منتقدان دینداری مردم قرار دارند، معنای تازهای مییابد.
در همین رابطه پیشتر نوشتهام:
🔻بنبستها و بیراهههای نقدِ دینداریِ مردم
🔻عاشورای نخبگان ـ عاشورای تودهی مردم
https://news.1rj.ru/str/mohsenhesammazaheri/3229
@mohsenhesammazaheri
Telegram
دین، فرهنگ، جامعه | محسنحسام مظاهری
یادداشت «نواندیشی دینی و بیراههی نقد دینِ مردم بهجای نقد دینِ قدرت»
پیوست ۱:
فیلم حضور رییسجمهور و هیئت دولت جدید در مرقد آیتالله خمینی و قرائت زیارتنامه
@mohsenhesammazaheri
پیوست ۱:
فیلم حضور رییسجمهور و هیئت دولت جدید در مرقد آیتالله خمینی و قرائت زیارتنامه
@mohsenhesammazaheri
Forwarded from نشر نگاه معاصر (علی)
#نگاه_معاصر #نشر_نگاه_معاصر
#تاریخ_مندی_زبان_قرآن
عنوان کتاب: تاریخمندی زبان قرآن
تاملی در معناشناسی متن مقدس
نویسنده: علی طهماسبی
مجموعه:#اسلام_پژوهی
ناشر: نگاه معاصر
شابک: ۹۷۸۶۲۲۲۹۰۰۱۶۸
سال انتشار:۱۴۰۰
نوبت چاپ: اول
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
تعداد صفحات: ۳۶۰ صفحه
قیمت: ۹۰،۰۰۰ تومان
#قرآن #زبان_قرآن #معناشناسی #مقدس #علی_طهماسبی
#تاریخ_مندی_زبان_قرآن
عنوان کتاب: تاریخمندی زبان قرآن
تاملی در معناشناسی متن مقدس
نویسنده: علی طهماسبی
مجموعه:#اسلام_پژوهی
ناشر: نگاه معاصر
شابک: ۹۷۸۶۲۲۲۹۰۰۱۶۸
سال انتشار:۱۴۰۰
نوبت چاپ: اول
قطع کتاب: رقعی
جلد کتاب: شومیز
تعداد صفحات: ۳۶۰ صفحه
قیمت: ۹۰،۰۰۰ تومان
#قرآن #زبان_قرآن #معناشناسی #مقدس #علی_طهماسبی
Forwarded from صداى نوينِ خراسان
⭕️ چرا انقلاب ها ناکام می مانند؟!
🖌 مهران صولتی
☘️ محمد رضا حکیمی نماینده مکتب تفکیک که اسلام را در خوانشی انقلابی و عدالت خواه می پسندید درگذشت. زندگی به غایت ساده و بی آلایش او نیز نشان می داد که به آن چه می گفته، پایبند بوده است. اما حکیمی انقلاب ۵۷ را از حیث دستیابی به اهداف اش ناکام می دانست. او در نامه ای به تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۲ نوشته است:
"انقلاب ما هنوز تا یک " انقلاب واقعی" فاصله ای بسیار دارد. و آنچه مایه تاسف عمیق است این است که هر روز که می آید این فاصله نه تنها کمتر نمی شود،بلکه بیشتر نیز می شود، و شکاف های قارونی در زندگی ها همواره عمیق تر و عمیق تر می گردد. در این حرکت که در ایران واقع شد، کارهایی می بایست بشود و نشد، و کارهایی نمی بایست بشود و شد. و عمده ناکامی انقلاب از همین جاست. به نظرم می بایست سرمایه داران در حاکمیت نفوذ نمی کردند که کردند، و می بایست روحانیت به کارهای اجرایی نمی پرداخت که پرداخت. نتیجه موضوع نخست، محو زمینه های حرکت به سوی عدالت و ساختن جامعه قرآنی شد برای همیشه و نتیجه موضوع دوم، ضعف مدیریت و قابلیت هر چه بیشتر نفوذ پذیری شد، به صورتی غیر قابل جبران؛ و می نگریم که ضعف مدیریت چگونه بیداد می کند، و امیدی به سامان یابی نابسامانی های گوناگون بر جای نمی گذارد"( کتاب قصد و عدم وقوع، ص ۲۹۶)
🔸 نگاه حکیمی به پدیده انقلاب فاقد بنیان جامعه شناختی و عمدتا اراده گرایانه است. تصویری از یک پروژه که الزاما موظف است بایدهایی را محقق نماید و نبایدهایی را مانع شود. ولی واقعیت این است که انقلاب ها از مادر زمان زاییده می شوند و از آن پس حیات مستقلی را در پیش می گیرند. موجوداتی که عمدتا تربیت ناپذیر و غیر قابل پیش بینی بوده و به اهدافی خلاف نیت بنیان گذاران خود می انجامند. از همین رو گزاف نیست اگر از ناکامی انقلاب ها سخن به میان آورده شود حداقل به دلایل زیر:
🔺 انقلاب ها با بسیج سیاسی و تحرکات توده ای ساختارها را فرو می ریزند و ارزش ها را دگرگون می کنند. روشن است که پس از پیروزی، ایجاد بنای نوین انقلاب با هنجارهای جدید نمی تواند کاملا پیش بینی پذیر و قابل محاسبه باشد!
🔺 انقلاب ها با آزاد کردن انرژی نهفته در جامعه به آزادی شگرف نیروهای اجتماعی از اقشار و صنوف مختلف می انجامند. بدیهی است سامان بخشیدن به این نیروها در ساختار پسا انقلابی نمی تواند لزوما آرام و مسالمت آمیز باشد!
🔺 انقلاب ها توازن قوای موجود را بر هم می ریزند و تناسب قوای دیگری را جایگزین می کنند. این چنین است که مثلا روحانیون جایگزین روشنفکران شده و مسیر انقلاب را دگرگون می سازند. تفاوت دیدگاه شریعتی و جزنی درباره آینده ایران پسا انقلابی این جا مشخص می شود👇
https://news.1rj.ru/str/solati_mehran/1665
🔺 انقلاب ها پس از فاصله گیری از آرمان ها و عاملیت های نخستین به واقعیت های ساختاری موجود باز می گردند. این چنین است که وجود دولت نفتی و اقتصاد رانتی در دوران پیش و پس از انقلاب، یکسان به تداوم دولت غیر پاسخگو می انجامد!
@solati_mehran
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان⬅️ @VoNoKh
🖌 مهران صولتی
☘️ محمد رضا حکیمی نماینده مکتب تفکیک که اسلام را در خوانشی انقلابی و عدالت خواه می پسندید درگذشت. زندگی به غایت ساده و بی آلایش او نیز نشان می داد که به آن چه می گفته، پایبند بوده است. اما حکیمی انقلاب ۵۷ را از حیث دستیابی به اهداف اش ناکام می دانست. او در نامه ای به تاریخ ۱۱ اسفند ۱۳۷۲ نوشته است:
"انقلاب ما هنوز تا یک " انقلاب واقعی" فاصله ای بسیار دارد. و آنچه مایه تاسف عمیق است این است که هر روز که می آید این فاصله نه تنها کمتر نمی شود،بلکه بیشتر نیز می شود، و شکاف های قارونی در زندگی ها همواره عمیق تر و عمیق تر می گردد. در این حرکت که در ایران واقع شد، کارهایی می بایست بشود و نشد، و کارهایی نمی بایست بشود و شد. و عمده ناکامی انقلاب از همین جاست. به نظرم می بایست سرمایه داران در حاکمیت نفوذ نمی کردند که کردند، و می بایست روحانیت به کارهای اجرایی نمی پرداخت که پرداخت. نتیجه موضوع نخست، محو زمینه های حرکت به سوی عدالت و ساختن جامعه قرآنی شد برای همیشه و نتیجه موضوع دوم، ضعف مدیریت و قابلیت هر چه بیشتر نفوذ پذیری شد، به صورتی غیر قابل جبران؛ و می نگریم که ضعف مدیریت چگونه بیداد می کند، و امیدی به سامان یابی نابسامانی های گوناگون بر جای نمی گذارد"( کتاب قصد و عدم وقوع، ص ۲۹۶)
🔸 نگاه حکیمی به پدیده انقلاب فاقد بنیان جامعه شناختی و عمدتا اراده گرایانه است. تصویری از یک پروژه که الزاما موظف است بایدهایی را محقق نماید و نبایدهایی را مانع شود. ولی واقعیت این است که انقلاب ها از مادر زمان زاییده می شوند و از آن پس حیات مستقلی را در پیش می گیرند. موجوداتی که عمدتا تربیت ناپذیر و غیر قابل پیش بینی بوده و به اهدافی خلاف نیت بنیان گذاران خود می انجامند. از همین رو گزاف نیست اگر از ناکامی انقلاب ها سخن به میان آورده شود حداقل به دلایل زیر:
🔺 انقلاب ها با بسیج سیاسی و تحرکات توده ای ساختارها را فرو می ریزند و ارزش ها را دگرگون می کنند. روشن است که پس از پیروزی، ایجاد بنای نوین انقلاب با هنجارهای جدید نمی تواند کاملا پیش بینی پذیر و قابل محاسبه باشد!
🔺 انقلاب ها با آزاد کردن انرژی نهفته در جامعه به آزادی شگرف نیروهای اجتماعی از اقشار و صنوف مختلف می انجامند. بدیهی است سامان بخشیدن به این نیروها در ساختار پسا انقلابی نمی تواند لزوما آرام و مسالمت آمیز باشد!
🔺 انقلاب ها توازن قوای موجود را بر هم می ریزند و تناسب قوای دیگری را جایگزین می کنند. این چنین است که مثلا روحانیون جایگزین روشنفکران شده و مسیر انقلاب را دگرگون می سازند. تفاوت دیدگاه شریعتی و جزنی درباره آینده ایران پسا انقلابی این جا مشخص می شود👇
https://news.1rj.ru/str/solati_mehran/1665
🔺 انقلاب ها پس از فاصله گیری از آرمان ها و عاملیت های نخستین به واقعیت های ساختاری موجود باز می گردند. این چنین است که وجود دولت نفتی و اقتصاد رانتی در دوران پیش و پس از انقلاب، یکسان به تداوم دولت غیر پاسخگو می انجامد!
@solati_mehran
🔰کانال #صدای_نوین_خراسان⬅️ @VoNoKh
Forwarded from اسکان نیوز
🔻حسن رحیمپور ازغدی:
🔹 آیا برای اصلاح امور باید منتظر افشای نادرستیها از سوی دشمنان نظام باشید؟ آیا مکانیزم "خوداصلاحی" و نهاد "نظارت و نهی از منکر" در حاکمیت، درست کار میکند؟ عذرخواهی، عالی است، اما کافی است؟
🔹اگر اشکالات، رسانهای نشوند، آیا ادامه نمییابند؟
eskannews.com
@eskannews_com
🔹 آیا برای اصلاح امور باید منتظر افشای نادرستیها از سوی دشمنان نظام باشید؟ آیا مکانیزم "خوداصلاحی" و نهاد "نظارت و نهی از منکر" در حاکمیت، درست کار میکند؟ عذرخواهی، عالی است، اما کافی است؟
🔹اگر اشکالات، رسانهای نشوند، آیا ادامه نمییابند؟
eskannews.com
@eskannews_com
Forwarded from حامد دهقان
سنا
انحصار مجوز کارگزاری هم شکسته شد
هیات مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار پس از ۱۲ سال مجوز تاسیس یک شرکت کارگزاری جدید را صادر کرد و با این اقدام انحصار از تمامی مجوزهایی که از سوی سازمان اعطا میشد به طور کامل برداشته شد و دیگر استفاده از واژه انحصار در حوزه صدور مجوزها در بازار سرمایه معنی…
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
خبرگزاری تسنیم | Tasnim
مهر تأیید دیوان عدالت بر کسب و کار بودن وکالت
به گزارش خبرنگار قضائی خبرگزاری تسنیم، در سال ٩٧ هیئت مقرراتزدایی و تسهیل مجوزهای کسب و کار، بر اساس یک مصوبه، کانونهای وکلا را ملزم کرد که مجوز صدور وکالت را در پایگاه اطلاعرسانی مجوزهای کسب و کار بارگذاری کنند.
Forwarded from حامیان شفافیت وکالت
Forwarded from سیاست ملّی
🟪 از منظر لیبرالیسمِ قانونگرا [اگر نگاه کنیم و به آن پایبند باشیم] در این وضع اصلا صلاحیتِ مشروعی وجود نخواهد داشت. تنها راهنمایی که قانون اساسی میتواند بکند این است که در این وضعیت چه کسی میتواند "مسئولِ عملیات" باشد.
📖 خلاصهای از کارل اشمیت؛ حاکمیت چیست؟
🖌 سید عبدالحسین طباطبایی نسب
_______________________________
@Pf_left 🚩 جنبش رایزومی
📖 خلاصهای از کارل اشمیت؛ حاکمیت چیست؟
🖌 سید عبدالحسین طباطبایی نسب
_______________________________
@Pf_left 🚩 جنبش رایزومی
Forwarded from 🇮🇷🇵🇸 مکشوفات
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻فرشاد مومنی:
🔸چرا باید یک فضایی باشد که ما بترسیم به ما بگویند چپ؟ مارکس یک متفکر است. کسی نگفت معصوم است. صدتا حرف درست و عالی در نقد سرمایه داری زده حالا دو تا پیش بینی هم اشتباه کرده.
🔹امام خمینی با طرح جنگ فقر غنا از مارکس رادیکال تر است.
#زنده_باد_چپ
#سوسیالیسم_نام_دیگر_عدالت_اجتماعی
#آره_منم_چپم
@maktubaat
🔸چرا باید یک فضایی باشد که ما بترسیم به ما بگویند چپ؟ مارکس یک متفکر است. کسی نگفت معصوم است. صدتا حرف درست و عالی در نقد سرمایه داری زده حالا دو تا پیش بینی هم اشتباه کرده.
🔹امام خمینی با طرح جنگ فقر غنا از مارکس رادیکال تر است.
#زنده_باد_چپ
#سوسیالیسم_نام_دیگر_عدالت_اجتماعی
#آره_منم_چپم
@maktubaat