Audio
🎧 به یاد ایران
روخوانی مقاله «به یاد ایران» نوشته سر راجر اسکروتن، 6 نوامبر 1984
©️ کانال لرن کست
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
روخوانی مقاله «به یاد ایران» نوشته سر راجر اسکروتن، 6 نوامبر 1984
©️ کانال لرن کست
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍9❤4👎2🔥1
📄 شهرهای نامرئی
👤 اشکان زارع
پانزده شانزده سال پیش، تازه از #مرودشت به تهران آمده بودم. به هر کس میگفتم اهل کجا هستم نمیدانست کجاست. میگفتم همانجا که تخت جمشید است.
مرودشت مثل بقیه شهرهای کوچک ایران، شهری نامرئی در فهم جغرافیایی جمهوری اسلامی و طبقه متوسط برساخته آن بود. شهرهای نامرئی ایران در مناسبات اصلاحاتطلبی نبودند. ساکنان این شهرهای نامرئی ربطی به طبقه متوسط گلخانهای ندارند. در این شهرها کافههای لمیز نیست؛ شهر کتابهای اصلاحات وجود ندارد و معمولا سینما ندارند که مردم عشق سلبریتیهای نظام شوند و سلسله مراتب اصلاحات در آن جولان دهند.
مردم شهرهای نامرئی میدانند چهل و هفت سال است ایران از وضعیت و ساختار منطقیاش بیرون رفته است. آنها هرگز دنبال تاجزاده یا میرحسین نبودند، میدانند که این جماعت وصله تن ایران نیستند.
خوب یادم است، هفت آبان نود و پنج زمانی که جمعیت میلیونی به پاسارگاد آمد بیشترشان از باشندگان همین شهرهای نامرئی بودند. مرودشت، بازفت، ایذه، چنارشیجان، لردگان، دهدشت، جم، رامهرمز، امیدیه، ریگان، سعادتشهر، دهبید، یزدخواست و ابرقوه، صغاد و بسیاری دیگر، اینها بودند که جمعیت میلیونی را درست کردند.
از آبان نود و هشت که شعارهای ملی و تلاش برای بازپس گیری ایران شروع شد، طبقه متوسط گلخانهای ساکن دارالخلافه طهران نام این شهرهای نامرئی را شنید. شهرهایی که جنبش سبز یا انتخابات روحانی را به پشم گرفته بود، شهرهایی که نمیخواست بداند دوم خرداد چیست؛ شهرهایی که سال سیاه پنجاه و هفت امکان دفاع از میهن را نداشتند امروز صدای ایران هستند.
ایران بدون وهم، ایرانی است که از مرودشت، لردگان و ملکشاهی و ایذه میشنوید؛ نورآباد و کوهدشت را اگر سر بزنی میفهمی پیرمردان و پیرزنان، جوانان و نوجوانانی هستند که میتوانند بگویند ایران کجاست. ما باشندگان شهرهای نامرئی در جمهوری اصلاحاتی اسلامی به جز ایران زمین، میهنمان، همین خاک که زیر پای همهمان را سفت کرده است، چیز دیگری نداریم.
پس همه با هم فریاد میزنیم ایران را پس میگیریم، حتی اگر بمیریم.
پس
#پاینده_ایران
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
پانزده شانزده سال پیش، تازه از #مرودشت به تهران آمده بودم. به هر کس میگفتم اهل کجا هستم نمیدانست کجاست. میگفتم همانجا که تخت جمشید است.
مرودشت مثل بقیه شهرهای کوچک ایران، شهری نامرئی در فهم جغرافیایی جمهوری اسلامی و طبقه متوسط برساخته آن بود. شهرهای نامرئی ایران در مناسبات اصلاحاتطلبی نبودند. ساکنان این شهرهای نامرئی ربطی به طبقه متوسط گلخانهای ندارند. در این شهرها کافههای لمیز نیست؛ شهر کتابهای اصلاحات وجود ندارد و معمولا سینما ندارند که مردم عشق سلبریتیهای نظام شوند و سلسله مراتب اصلاحات در آن جولان دهند.
مردم شهرهای نامرئی میدانند چهل و هفت سال است ایران از وضعیت و ساختار منطقیاش بیرون رفته است. آنها هرگز دنبال تاجزاده یا میرحسین نبودند، میدانند که این جماعت وصله تن ایران نیستند.
خوب یادم است، هفت آبان نود و پنج زمانی که جمعیت میلیونی به پاسارگاد آمد بیشترشان از باشندگان همین شهرهای نامرئی بودند. مرودشت، بازفت، ایذه، چنارشیجان، لردگان، دهدشت، جم، رامهرمز، امیدیه، ریگان، سعادتشهر، دهبید، یزدخواست و ابرقوه، صغاد و بسیاری دیگر، اینها بودند که جمعیت میلیونی را درست کردند.
از آبان نود و هشت که شعارهای ملی و تلاش برای بازپس گیری ایران شروع شد، طبقه متوسط گلخانهای ساکن دارالخلافه طهران نام این شهرهای نامرئی را شنید. شهرهایی که جنبش سبز یا انتخابات روحانی را به پشم گرفته بود، شهرهایی که نمیخواست بداند دوم خرداد چیست؛ شهرهایی که سال سیاه پنجاه و هفت امکان دفاع از میهن را نداشتند امروز صدای ایران هستند.
ایران بدون وهم، ایرانی است که از مرودشت، لردگان و ملکشاهی و ایذه میشنوید؛ نورآباد و کوهدشت را اگر سر بزنی میفهمی پیرمردان و پیرزنان، جوانان و نوجوانانی هستند که میتوانند بگویند ایران کجاست. ما باشندگان شهرهای نامرئی در جمهوری اصلاحاتی اسلامی به جز ایران زمین، میهنمان، همین خاک که زیر پای همهمان را سفت کرده است، چیز دیگری نداریم.
پس همه با هم فریاد میزنیم ایران را پس میگیریم، حتی اگر بمیریم.
پس
#پاینده_ایران
◽️@utfinance◽️
❤55👎11👌3🔥1
📄 کوبا پس از کمونیسم
👤 نویسنده: کارلوس مارتینز
✍ ترجمه: مهرپویا علا
فیدل کاسترو 67 سال پیش بهسوی هاوانا حرکت کرد، درحالیکه وعده آزادی و رفع استبداد را میداد.
اکنون نظام او چیرگی خود را از کف میدهد. کوباییهایی که در سال 2021 همه چیز را به مخاطره انداختند تا آزادی را مطالبه کنند، همانها که از تن دادن به تبعید سر باز زدند، همانها که از سوسیالیسم رویگردان شدند، فصل نوینی را برای کوبا به رشته تحریر در میآورند.
اکنون دیگر پرسش این نیست که دولت کوبا سرنگون خواهد شد یا خیر؛ پرسش این است که آیا کوباییها موقعیت مناسب برای ساختن کشوری آزاد و آباد تحت اراده خودشان را به دست خواهند گرفت.
◼️ @alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
👤 نویسنده: کارلوس مارتینز
✍ ترجمه: مهرپویا علا
فیدل کاسترو 67 سال پیش بهسوی هاوانا حرکت کرد، درحالیکه وعده آزادی و رفع استبداد را میداد.
اکنون نظام او چیرگی خود را از کف میدهد. کوباییهایی که در سال 2021 همه چیز را به مخاطره انداختند تا آزادی را مطالبه کنند، همانها که از تن دادن به تبعید سر باز زدند، همانها که از سوسیالیسم رویگردان شدند، فصل نوینی را برای کوبا به رشته تحریر در میآورند.
اکنون دیگر پرسش این نیست که دولت کوبا سرنگون خواهد شد یا خیر؛ پرسش این است که آیا کوباییها موقعیت مناسب برای ساختن کشوری آزاد و آباد تحت اراده خودشان را به دست خواهند گرفت.
◼️ @alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
اکوایران
کوبا پس از کمونیسم
فیدل کاسترو 67 سال پیش بهسوی هاوانا حرکت کرد، درحالیکه وعده آزادی و رفع استبداد را میداد. اکنون نظام او چیرگی خود را از کف میدهد. کوباییهایی که در سال 2021 همه چیز را به مخاطره انداختند تا آزادی را مطالبه کنند، همانها که از تن دادن به تبعید سر باز زدند،…
👍9❤1👎1
📄 مدنیزاده و تکنرخی کردن «تدریجی» قیمت ارز
مداخله دستوری دولت در قیمتگذاری ارز و تلاش برای تعیین نرخی پایینتر از تعادلِ بازار آزاد، بیش از آنکه ابزاری برای حمایت از معیشت یا کنترل تورم باشد، به مثابه تخریب یکی از مهمترین قطبنماهای اقتصادی کشور عمل میکند.
ارز در اقتصاد تنها یک کالا نیست، بلکه متغیری کلیدی است که وضعیت بهرهوری و قدرت خرید نسبی یک ملت را نشان میدهد؛ زمانی که دولت با تزریق ارز به بازار یا دستورالعملهای اداری سعی در سرکوب این نرخ دارد، اولین قربانی «شفافیت» است.
ایجاد شکاف میان نرخ دستوری و نرخ بازار، بلافاصله زایندهی «رانت» میشود؛ وضعیتی که در آن سودآوری بنگاهها نه حاصل نوآوری و کیفیت، بلکه وابسته به میزان نفوذ آنها برای دریافت ارز ارزانقیمت است. این سیاست با ارزاننمایی مصنوعی کالاهای خارجی، عملاً به واردات یارانه میدهد و تولیدکننده داخلی را که با هزینههای واقعی تورمی دستوجپنجه نرم میکند، به ورشکستگی میکشاند. از سوی دیگر، انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز به چرخه رسمی اقتصاد از بین میرود و فرار سرمایه شدت میگیرد. در نهایت، اصرار بر این سیاست با تخلیه ذخایر استراتژیک ارزی کشور برای دفاع از یک عدد غیرواقعی، دولت را در برابر شوکهای خارجی خلع سلاح کرده و پس از پایان منابع، فنر فشردهی قیمتها با شدتی ویرانگرتر آزاد میشود که نتیجهای جز تورم افسارگسیخته و تعمیق رکود نخواهد داشت.
ایده تکنرخی کردن تدریجی ارز، اگرچه در ظاهر محتاطانه و کمخطر به نظر میرسد، اما در عمل نسخهای برای شکست محتوم سیاستهای اصلاحی است.
اقتصاد بیش از آنکه تابع دستور باشد، تابع انتظارات است؛ زمانی که سیاستگذار اعلام میکند قصد دارد نرخ رسمی را «گامبهگام» به نرخ بازار نزدیک کند، عملاً به فعالان اقتصادی سیگنال میدهد که قیمتها در آینده قطعا بالاتر خواهند بود. این «اطمینان از گرانی فردا»، باعث هجوم تقاضای سفتهبازانه در امروز میشود و پیش از آنکه دولت بتواند نرخ رسمی را اندکی بالا ببرد، نرخ بازار آزاد بر اساس انتظارات تورمی با شتاب بیشتری جهش کرده و فرار میکند.
در این سناریوی «تعقیب و گریز»، نرخ دولتی هرگز به نرخ بازار نمیرسد و شکاف رانتزا همچنان باقی میماند، با این تفاوت که تنها زمان برای لابیهای ذینفع جهت کارشکنی در اصلاحات خریده شده است. اصلاح تدریجی، درد تورم و عدم قطعیت را در یک بازه زمانی طولانی و فرساینده توزیع میکند و اعتبار سیاستگذار را ذرهذره از بین میبرد؛ در مقابل، یکسانسازی تکمرحلهای اگرچه شوک کوتاهمدتی دارد، اما همچون یک جراحی قاطع، با حذف آنی رانت و شفافسازی افق اقتصادی، ریشه فساد را خشکانده و ثبات را سریعتر به بازار بازمیگرداند.
◽️@utfinance◽️
مداخله دستوری دولت در قیمتگذاری ارز و تلاش برای تعیین نرخی پایینتر از تعادلِ بازار آزاد، بیش از آنکه ابزاری برای حمایت از معیشت یا کنترل تورم باشد، به مثابه تخریب یکی از مهمترین قطبنماهای اقتصادی کشور عمل میکند.
ارز در اقتصاد تنها یک کالا نیست، بلکه متغیری کلیدی است که وضعیت بهرهوری و قدرت خرید نسبی یک ملت را نشان میدهد؛ زمانی که دولت با تزریق ارز به بازار یا دستورالعملهای اداری سعی در سرکوب این نرخ دارد، اولین قربانی «شفافیت» است.
ایجاد شکاف میان نرخ دستوری و نرخ بازار، بلافاصله زایندهی «رانت» میشود؛ وضعیتی که در آن سودآوری بنگاهها نه حاصل نوآوری و کیفیت، بلکه وابسته به میزان نفوذ آنها برای دریافت ارز ارزانقیمت است. این سیاست با ارزاننمایی مصنوعی کالاهای خارجی، عملاً به واردات یارانه میدهد و تولیدکننده داخلی را که با هزینههای واقعی تورمی دستوجپنجه نرم میکند، به ورشکستگی میکشاند. از سوی دیگر، انگیزه صادرکنندگان برای بازگرداندن ارز به چرخه رسمی اقتصاد از بین میرود و فرار سرمایه شدت میگیرد. در نهایت، اصرار بر این سیاست با تخلیه ذخایر استراتژیک ارزی کشور برای دفاع از یک عدد غیرواقعی، دولت را در برابر شوکهای خارجی خلع سلاح کرده و پس از پایان منابع، فنر فشردهی قیمتها با شدتی ویرانگرتر آزاد میشود که نتیجهای جز تورم افسارگسیخته و تعمیق رکود نخواهد داشت.
ایده تکنرخی کردن تدریجی ارز، اگرچه در ظاهر محتاطانه و کمخطر به نظر میرسد، اما در عمل نسخهای برای شکست محتوم سیاستهای اصلاحی است.
اقتصاد بیش از آنکه تابع دستور باشد، تابع انتظارات است؛ زمانی که سیاستگذار اعلام میکند قصد دارد نرخ رسمی را «گامبهگام» به نرخ بازار نزدیک کند، عملاً به فعالان اقتصادی سیگنال میدهد که قیمتها در آینده قطعا بالاتر خواهند بود. این «اطمینان از گرانی فردا»، باعث هجوم تقاضای سفتهبازانه در امروز میشود و پیش از آنکه دولت بتواند نرخ رسمی را اندکی بالا ببرد، نرخ بازار آزاد بر اساس انتظارات تورمی با شتاب بیشتری جهش کرده و فرار میکند.
در این سناریوی «تعقیب و گریز»، نرخ دولتی هرگز به نرخ بازار نمیرسد و شکاف رانتزا همچنان باقی میماند، با این تفاوت که تنها زمان برای لابیهای ذینفع جهت کارشکنی در اصلاحات خریده شده است. اصلاح تدریجی، درد تورم و عدم قطعیت را در یک بازه زمانی طولانی و فرساینده توزیع میکند و اعتبار سیاستگذار را ذرهذره از بین میبرد؛ در مقابل، یکسانسازی تکمرحلهای اگرچه شوک کوتاهمدتی دارد، اما همچون یک جراحی قاطع، با حذف آنی رانت و شفافسازی افق اقتصادی، ریشه فساد را خشکانده و ثبات را سریعتر به بازار بازمیگرداند.
◽️@utfinance◽️
👍15👎7👌5❤4
◽️ واکنش حسن شماعیزاده به فرخ نگهدار
شماعیزاده در اکس نوشت:
«آقای فرخ نگهدار ، اطراف خانه من با شعارهای یک متر در نیم متر که پاک هم نمیشد، نوشته بودید:
شماعی زاده سرمایه دار اعدام باید گردد، امضا: چریکهای فدائی خلق.
که همین شعارها باعث گرفتاریها و خطرات زیادی برای من و خانوادهام در زمان انقلاب شد.
شماها چقدر بد بخت هستید که مرا سرمایه دار تشخیص داده بودید.
جای تعجب و سئوال است، که چرا یک تروریست را مرتباً رسانهها دعوت به گفتگو میکنند».
◽️@utfinance◽️
شماعیزاده در اکس نوشت:
«آقای فرخ نگهدار ، اطراف خانه من با شعارهای یک متر در نیم متر که پاک هم نمیشد، نوشته بودید:
شماعی زاده سرمایه دار اعدام باید گردد، امضا: چریکهای فدائی خلق.
که همین شعارها باعث گرفتاریها و خطرات زیادی برای من و خانوادهام در زمان انقلاب شد.
شماها چقدر بد بخت هستید که مرا سرمایه دار تشخیص داده بودید.
جای تعجب و سئوال است، که چرا یک تروریست را مرتباً رسانهها دعوت به گفتگو میکنند».
◽️@utfinance◽️
❤96👏19👍9
📄 قیمتها در بازار بازتاب ارزشگذاری ذهنی هستند / چرا انتخابهای اقتصادی ما هرگز تصادفی نیستند؟
👤 نویسنده: فرانک شوستاک
✍ مترجم: محمد هندی
تصمیم به خریدن یا نخریدن یک کالای خاص، یک ارزیابی ذهنی محسوب میشود. در واقع برخی گمان میکنند از آنجایی که خرید کالا به هیچ هدف خاصی مرتبط نیست، پس ماهیتی تصادفی دارد. بنابراین، فرد کالایی را خریداری میکند زیرا مقیاس ترجیحات برای او تصمیم گرفته است که این کار را انجام دهد. نه اینکه عمل خرید به دلیل یک اقدام آگاهانه و هدفمند پدیدار شده باشد.
با این حال، اگر ارزشگذاری نتیجهی ارزشگذاری ذهن به چیزها باشد، پس این که مقیاس ترجیحات در ذهن فرد «سیمکشی» شده و ثابت میماند، سوالبرانگیز است.
◽️@utfinance◽️
👤 نویسنده: فرانک شوستاک
✍ مترجم: محمد هندی
تصمیم به خریدن یا نخریدن یک کالای خاص، یک ارزیابی ذهنی محسوب میشود. در واقع برخی گمان میکنند از آنجایی که خرید کالا به هیچ هدف خاصی مرتبط نیست، پس ماهیتی تصادفی دارد. بنابراین، فرد کالایی را خریداری میکند زیرا مقیاس ترجیحات برای او تصمیم گرفته است که این کار را انجام دهد. نه اینکه عمل خرید به دلیل یک اقدام آگاهانه و هدفمند پدیدار شده باشد.
با این حال، اگر ارزشگذاری نتیجهی ارزشگذاری ذهن به چیزها باشد، پس این که مقیاس ترجیحات در ذهن فرد «سیمکشی» شده و ثابت میماند، سوالبرانگیز است.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
قیمتها در بازار بازتاب ارزشگذاری ذهنی هستند / چرا انتخابهای اقتصادی ما هرگز تصادفی نیستند؟
تصمیم به خریدن یا نخریدن یک کالای خاص، یک ارزیابی ذهنی محسوب میشود. در واقع برخی گمان میکنند از آنجایی که خرید کالا به هیچ هدف خاصی مرتبط نیست، پس ماهیتی تصادفی دارد. بنابراین، فرد کالایی را خریداری میکند زیرا مقیاس ترجیحات برای او تصمیم گرفته است که…
❤4
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻الگوی توسعه چپهای ویتنام؛ مصالحه با جهان و اقتصاد باز | وقتی تورم 700 درصدی، تکرقمی شد | «هانوی» پایگاه تولید سامسونگ، اینتل و تویوتا شد
🔹در سال ۱۹۸۶، نرخ تورم ویتنام به رقم سرسامآور ۷۷۴.۷ درصد رسید. این ابرتورم ناشی از کسری بودجه مزمن شرکتهای دولتی بود که دولت برای پوشش زیانهای آنها اقدام به چاپ پول بیپشتوانه میکرد
🔹برای مهار تورم سه رقمی، دولت در اوایل دهه ۹۰ سیاستهای انقباضی شدیدی را اعمال کرد، نرخ بهره را به سطوح واقعی مثبت رساند و یارانههای دولتی به شرکتهای ناکارآمد را قطع کرد.
🔹نتیجه این اقدامات، کاهش تورم از حدود ۷۰۰ درصد در سال ۱۹۸۶ به ۳۶ درصد در سال ۱۹۸۹ و سپس به اعداد تکرقمی در اواسط دهه ۱۹۹۰ بود
🔹قرن بیست و یکم برای ویتنام با عزم جدی برای ادغام کامل در اقتصاد جهانی آغاز شد؛شرکتهای چندملیتی بزرگ نظیر سامسونگ، اینتل و تویوتا، ویتنام را به عنوان پایگاه تولیدی جدید خود انتخاب کردند
⬅️ روایت اقتصادنیوز از تجربه اصلاحات اقتصادی در ویتنام را در اینجا بخوانید
@EghtesadNews_com
🔹در سال ۱۹۸۶، نرخ تورم ویتنام به رقم سرسامآور ۷۷۴.۷ درصد رسید. این ابرتورم ناشی از کسری بودجه مزمن شرکتهای دولتی بود که دولت برای پوشش زیانهای آنها اقدام به چاپ پول بیپشتوانه میکرد
🔹برای مهار تورم سه رقمی، دولت در اوایل دهه ۹۰ سیاستهای انقباضی شدیدی را اعمال کرد، نرخ بهره را به سطوح واقعی مثبت رساند و یارانههای دولتی به شرکتهای ناکارآمد را قطع کرد.
🔹نتیجه این اقدامات، کاهش تورم از حدود ۷۰۰ درصد در سال ۱۹۸۶ به ۳۶ درصد در سال ۱۹۸۹ و سپس به اعداد تکرقمی در اواسط دهه ۱۹۹۰ بود
🔹قرن بیست و یکم برای ویتنام با عزم جدی برای ادغام کامل در اقتصاد جهانی آغاز شد؛شرکتهای چندملیتی بزرگ نظیر سامسونگ، اینتل و تویوتا، ویتنام را به عنوان پایگاه تولیدی جدید خود انتخاب کردند
⬅️ روایت اقتصادنیوز از تجربه اصلاحات اقتصادی در ویتنام را در اینجا بخوانید
@EghtesadNews_com
👍11❤5
📄 دلایل اقتصادی ناکامی طرحهای مسکنسازی انبوه دولتی
👤 مهرپویا علا
آرمان «هر خانواده یک مسکن» برای ایرانیان ناآشنا نیست. در سرتاسر ایران شهرکها و مجتمعهای مسکونی بسیاری وجود دارند که توسط دولت یا با حمایت دولت ساخته شدهاند و با قیمت ارزانتر از قیمت بازار در اختیار سکنه قرار گرفتهاند. پرسش این است که چرا دولت همین رویه را ادامه ندهد و تمام ایرانیان را صاحب مسکن نگرداند؟
آیا برای مثال ناکامی تجربه مسکن مهر صرفاً به نحوه نادرست اجرای آن باز میگشت یا دلایل اساسیتری در کار بودند؟ ما در مخالفت با مسکنسازی دولتی چنین استدلال میکنیم که بنا به دلایل اقتصادی، اجرای چنین طرحهایی به نتایجی در تضاد با اهداف مجریان آن خواهد انجامید.
◼️ @alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
آرمان «هر خانواده یک مسکن» برای ایرانیان ناآشنا نیست. در سرتاسر ایران شهرکها و مجتمعهای مسکونی بسیاری وجود دارند که توسط دولت یا با حمایت دولت ساخته شدهاند و با قیمت ارزانتر از قیمت بازار در اختیار سکنه قرار گرفتهاند. پرسش این است که چرا دولت همین رویه را ادامه ندهد و تمام ایرانیان را صاحب مسکن نگرداند؟
آیا برای مثال ناکامی تجربه مسکن مهر صرفاً به نحوه نادرست اجرای آن باز میگشت یا دلایل اساسیتری در کار بودند؟ ما در مخالفت با مسکنسازی دولتی چنین استدلال میکنیم که بنا به دلایل اقتصادی، اجرای چنین طرحهایی به نتایجی در تضاد با اهداف مجریان آن خواهد انجامید.
◼️ @alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
اکوایران
دلایل اقتصادی ناکامی طرحهای مسکنسازی انبوه دولتی
آرمان «هر خانواده یک مسکن» برای ایرانیان ناآشنا نیست. در سرتاسر ایران شهرکها و مجتمعهای مسکونی بسیاری وجود دارند که توسط دولت یا با حمایت دولت ساخته شدهاند و با قیمت ارزانتر از قیمت بازار در اختیار سکنه قرار گرفتهاند. پرسش این است که چرا دولت همین رویه…
❤6
📄 یادداشت مهمان
چپ همیشه وعده را به جایی حواله میدهد که هرگز قرار نیست به آن برسیم؛ مدینه فاضلهای دوردست که فقط برای توجیه امروز ساخته میشود. اتوپیا نه مقصد است و نه برنامه، بیشتر شبیه افیونی است برای تعلیق عقل؛ جایی که هر ناکامی را میشود با «هنوز نرسیدهایم» توجیه کرد. در این روایت، نقدِ اکنون خیانت است و پرسش، ضدیت با انقلاب.
تناقض از همینجا آغاز میشود؛ از فاصلهی میان گفتار عدالتخواهانه و زیست شخصی. شاعری که از برابری میگفت، زبانش سرشار از طرد و توهین بود؛ همه را متهم میکرد، اما خود در حاشیهی امن میزیست. روشنفکری که داعیهی رهایی داشت، به میراث کهن حمله برد؛ اسطوره را واژگون کرد، قهرمان را متهم ساخت و سنت را نشانه رفت، بیآنکه مسئولیت سنگینی که نقدِ تاریخ میطلبد را بپذیرد. نفی، ساده است؛ ساختن، نه.
این الگو محدود به ادبیات نیست؛ در سیاست هم تکرار میشود. رهبرانِ مدعی عدالت، اغلب در لحظهی آزمون با همان نشانههای جهان سرمایه ظاهر میشوند که سالها نفرینش کردهاند. تضادِ میان شعار و سبک زندگی، میان عدالتطلبی و توتالیتاریسم، میان نفی مالکیت و بهرهبردن از آن—همه میگویند مشکل، مسیر است نه مقصد. اما شاید مسئله خودِ مقصدی باشد که هرگز قرار نبوده واقعی شود.
مدینه فاضله وقتی خطرناک میشود که بهانهی حذف واقعیت شود؛ وقتی زبانش تندتر از برنامهاش است و اخلاقش قربانیِ ایدئولوژی. نقدِ قدرت، بدون نقدِ خود، به بتسازی ختم میشود. و اتوپیا، اگر همیشه دور است، شاید نه بهخاطر بدیِ راه، که بهخاطر نادرستیِ نقشه.
◽️@utfinance◽️
چپ همیشه وعده را به جایی حواله میدهد که هرگز قرار نیست به آن برسیم؛ مدینه فاضلهای دوردست که فقط برای توجیه امروز ساخته میشود. اتوپیا نه مقصد است و نه برنامه، بیشتر شبیه افیونی است برای تعلیق عقل؛ جایی که هر ناکامی را میشود با «هنوز نرسیدهایم» توجیه کرد. در این روایت، نقدِ اکنون خیانت است و پرسش، ضدیت با انقلاب.
تناقض از همینجا آغاز میشود؛ از فاصلهی میان گفتار عدالتخواهانه و زیست شخصی. شاعری که از برابری میگفت، زبانش سرشار از طرد و توهین بود؛ همه را متهم میکرد، اما خود در حاشیهی امن میزیست. روشنفکری که داعیهی رهایی داشت، به میراث کهن حمله برد؛ اسطوره را واژگون کرد، قهرمان را متهم ساخت و سنت را نشانه رفت، بیآنکه مسئولیت سنگینی که نقدِ تاریخ میطلبد را بپذیرد. نفی، ساده است؛ ساختن، نه.
این الگو محدود به ادبیات نیست؛ در سیاست هم تکرار میشود. رهبرانِ مدعی عدالت، اغلب در لحظهی آزمون با همان نشانههای جهان سرمایه ظاهر میشوند که سالها نفرینش کردهاند. تضادِ میان شعار و سبک زندگی، میان عدالتطلبی و توتالیتاریسم، میان نفی مالکیت و بهرهبردن از آن—همه میگویند مشکل، مسیر است نه مقصد. اما شاید مسئله خودِ مقصدی باشد که هرگز قرار نبوده واقعی شود.
مدینه فاضله وقتی خطرناک میشود که بهانهی حذف واقعیت شود؛ وقتی زبانش تندتر از برنامهاش است و اخلاقش قربانیِ ایدئولوژی. نقدِ قدرت، بدون نقدِ خود، به بتسازی ختم میشود. و اتوپیا، اگر همیشه دور است، شاید نه بهخاطر بدیِ راه، که بهخاطر نادرستیِ نقشه.
◽️@utfinance◽️
YouTube
حرامزاده ای به نام شاملو | گفتگو با عباس سوری
احمد شاملو در سلسله سخنرانی هایش با توهین هایی بسیار رکیک به اساطیر ایرانی و همینطور پادشاهان باستانی ایرانی میپردازد. تکیه کلام احمد شاملو در سخنرانی هایش درباره اساطیر شاهنامه ((حرامزاده)) است. شاملو شخص فردوسی، فریدون، کاوه آهنگر و بسیاری دیگر از اساطیر…
👍27👎5❤3
📄 چرا تغییر رئیسکل بانک مرکزی روند تضعیف ریال را متوقف نمیکند؟
👤 سعید قاسمینژاد
👤 بورگان نظامی
👤 محمدرضا جهانپرور
👤 مهدی بیهقی
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که رئیسکلهای بانک مرکزی یکی پس از دیگری میآیند و میروند، همانطور که کابینهها تغییر میکنند، اما الگوی ناپایداری پولی و تضعیف ریال تداوم مییابد. این تداوم بهروشنی نشان میدهد که مسئله نه به افراد بازمیگردد و نه صرفا به ترکیب جناحی کابینهها. ریشه مشکل در چارچوب نهادی است که در آن تصمیمگیری اقتصادی نه بر مبنای عقلانیت شکل میگیرد، و نه بر مبنای شواهد و نظرات کارشناسی؛ چرا که ثبات مالی یا رفاه عمومی در مرکز تابع هدف سیاستگذاری قرار ندارد.
در چنین سیستمی، حتی متخصصترین مدیران نیز با محدودیتهای ساختاری روبهرو هستند که امکان اصلاح پایدار را از آنان سلب میکند. تا زمانی که این چارچوب تغییر نکند، تغییر نامها و چهرهها شاید تیتر بسازد، اما مسیر اقتصاد را عوض نخواهد کرد.
◽️@utfinance◽️
👤 سعید قاسمینژاد
👤 بورگان نظامی
👤 محمدرضا جهانپرور
👤 مهدی بیهقی
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که رئیسکلهای بانک مرکزی یکی پس از دیگری میآیند و میروند، همانطور که کابینهها تغییر میکنند، اما الگوی ناپایداری پولی و تضعیف ریال تداوم مییابد. این تداوم بهروشنی نشان میدهد که مسئله نه به افراد بازمیگردد و نه صرفا به ترکیب جناحی کابینهها. ریشه مشکل در چارچوب نهادی است که در آن تصمیمگیری اقتصادی نه بر مبنای عقلانیت شکل میگیرد، و نه بر مبنای شواهد و نظرات کارشناسی؛ چرا که ثبات مالی یا رفاه عمومی در مرکز تابع هدف سیاستگذاری قرار ندارد.
در چنین سیستمی، حتی متخصصترین مدیران نیز با محدودیتهای ساختاری روبهرو هستند که امکان اصلاح پایدار را از آنان سلب میکند. تا زمانی که این چارچوب تغییر نکند، تغییر نامها و چهرهها شاید تیتر بسازد، اما مسیر اقتصاد را عوض نخواهد کرد.
◽️@utfinance◽️
👌11❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 Reza Pahlavi says Iran faces a historic moment:
"In all these years, I’ve never seen an opportunity as we see today in Iran. Iranian people are more than ever committed to bringing an end to this regime, as the world has witnessed the last few days. The levels of demonstrations are unprecedented in Iran — over 100 cities, millions of people in the streets chanting ‘death to the dictator’ and ‘end to this regime.’ By God, it is about time that Iran gets its opportunity to free itself from a tyrannical regime."
Sean Hannity / FOXNEWS
"In all these years, I’ve never seen an opportunity as we see today in Iran. Iranian people are more than ever committed to bringing an end to this regime, as the world has witnessed the last few days. The levels of demonstrations are unprecedented in Iran — over 100 cities, millions of people in the streets chanting ‘death to the dictator’ and ‘end to this regime.’ By God, it is about time that Iran gets its opportunity to free itself from a tyrannical regime."
Sean Hannity / FOXNEWS
1❤71👎18🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نان یا آزادی؟
ویدیو مربوط به #آبدانان است، مردم مشت مشت برنج به آسمان میپاشند.
شاید آبدانان از معدود نقاط جهان است که مردم معترض دست به غارت نزدند. برنجها را به آسمان پاشیدند که بگویند مسئله «#آزادی» است نه #نان!
سالها پیش علی مطهری گفته بود که اگر یک گونی برنج به #ستار_بهشتی میدادند دست از اعتراض برمیداشت.
این ویدیو را به دست امثال مطهریها برسانید که ببینند ملت ایران «عزت» خود را طلب میکند نه گونی برنج و کالابرگ و یارانه!
◽️@utfinance◽️
ویدیو مربوط به #آبدانان است، مردم مشت مشت برنج به آسمان میپاشند.
شاید آبدانان از معدود نقاط جهان است که مردم معترض دست به غارت نزدند. برنجها را به آسمان پاشیدند که بگویند مسئله «#آزادی» است نه #نان!
سالها پیش علی مطهری گفته بود که اگر یک گونی برنج به #ستار_بهشتی میدادند دست از اعتراض برمیداشت.
این ویدیو را به دست امثال مطهریها برسانید که ببینند ملت ایران «عزت» خود را طلب میکند نه گونی برنج و کالابرگ و یارانه!
◽️@utfinance◽️
👏84👎10👍7❤6👌2💔2
❤74👎19👍8🤬7
📄 شفافیت
👤 خشایار دیهیمی
این را که مینویسم همه میدانند اما بنا به هر مصلحتی اعلام نمیکنند.
در عالم سیاست ایران امروز چندین و چند گروه فعالند اما نتیجه ی کار بستگی به نتیجه ی مبارزه ی سه حزب اصلی دارد: حزب صدا و سیما، حزب ایران اینترنشنال، و حزب بیبیسی.
اولی خواستار تداوم وضع موجود شاید با اندکی اصلاحات صوری است. دومی خواستار براندازی است به هر قیمت، و سومی خواستار گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی با حفظ شاکلهی کلی آن و ضد براندازی.
البته در دل هر یک از این احزاب فراکسیونهایی هم هست. در اولی فراکسیون اصولگرایان دست بالاتر را نسبت به اصلاحطلبان حاکمیتی (خاتمی و روحانی) دارد. در دومی پادشاهیخواهان دست برتر را نسبت به جمهوریخواهان رادیکال دارند. و در سومی اصلاحطلبان رادیکال (موسوی و تاجزاده) با همراهی چپها دست بالاتر را نسبت به همه ی آن بقیه دارند.
احتمال برخی ائتلافها میان فراکسیونهای درون هر یک از این احزاب با فراکسیونهای درون احزاب دیگر را نباید از نظر دور داشت که این بستگی به شرایط و اوضاع خواهد داشت. اتنیکها نقش مهمی را در این میان بازی خواهند کرد، و نیز البته مواضع امریکا و اسراییل.
هنوز یارکشی تمام نشده و اتفاقا هر سه حزب در حال فعالیت شدید برای یارگیری هستند. با ادراک من، بیش از نیمی از جمعیت تا پایان کار (هر چه باشد) به عرصه نخواهند آمد، چنانکه در انقلاب ۵۷ هم نیامدند. حدود پانزده درصد تکلیفشان را روشن کردهاند که با کدام حزب هستند (خیلی به آمار تظاهرات اعتنا نکنید). میماند حدود سی درصد خاکستری که در آخر کار (نه الان) تعیینکننده خواهند بود. اینها هم تا یقین پیدا نکنند کدام طرف در آستانهی پیروزی است به عرصه نخواهند آمد. روزهای سرنوشتسازی از نظر سیاسی است. تحلیل بنیانیتر و فراتر از سیاست من بماند برای یادداشتی دیگر.
◽️@utfinance◽️
👤 خشایار دیهیمی
این را که مینویسم همه میدانند اما بنا به هر مصلحتی اعلام نمیکنند.
در عالم سیاست ایران امروز چندین و چند گروه فعالند اما نتیجه ی کار بستگی به نتیجه ی مبارزه ی سه حزب اصلی دارد: حزب صدا و سیما، حزب ایران اینترنشنال، و حزب بیبیسی.
اولی خواستار تداوم وضع موجود شاید با اندکی اصلاحات صوری است. دومی خواستار براندازی است به هر قیمت، و سومی خواستار گذار مسالمتآمیز از جمهوری اسلامی با حفظ شاکلهی کلی آن و ضد براندازی.
البته در دل هر یک از این احزاب فراکسیونهایی هم هست. در اولی فراکسیون اصولگرایان دست بالاتر را نسبت به اصلاحطلبان حاکمیتی (خاتمی و روحانی) دارد. در دومی پادشاهیخواهان دست برتر را نسبت به جمهوریخواهان رادیکال دارند. و در سومی اصلاحطلبان رادیکال (موسوی و تاجزاده) با همراهی چپها دست بالاتر را نسبت به همه ی آن بقیه دارند.
احتمال برخی ائتلافها میان فراکسیونهای درون هر یک از این احزاب با فراکسیونهای درون احزاب دیگر را نباید از نظر دور داشت که این بستگی به شرایط و اوضاع خواهد داشت. اتنیکها نقش مهمی را در این میان بازی خواهند کرد، و نیز البته مواضع امریکا و اسراییل.
هنوز یارکشی تمام نشده و اتفاقا هر سه حزب در حال فعالیت شدید برای یارگیری هستند. با ادراک من، بیش از نیمی از جمعیت تا پایان کار (هر چه باشد) به عرصه نخواهند آمد، چنانکه در انقلاب ۵۷ هم نیامدند. حدود پانزده درصد تکلیفشان را روشن کردهاند که با کدام حزب هستند (خیلی به آمار تظاهرات اعتنا نکنید). میماند حدود سی درصد خاکستری که در آخر کار (نه الان) تعیینکننده خواهند بود. اینها هم تا یقین پیدا نکنند کدام طرف در آستانهی پیروزی است به عرصه نخواهند آمد. روزهای سرنوشتسازی از نظر سیاسی است. تحلیل بنیانیتر و فراتر از سیاست من بماند برای یادداشتی دیگر.
◽️@utfinance◽️
👎21👍8❤4