دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
316 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
صبحم رو من با بهمن و اسفند گی کلاب زدیم، شما برو چایی خوری روی چمن!
ما مثل هم نیستیم عزیز.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل هم نباشیم، کی ضرر میکنه؟
هوای مشهد هنوز خوبه. یکی بهش تافت زده. من خیلی چیزم. خدایا این چه امتحانیه!
در خونه رو پشت‌سرم بستم و بوی دلمه‌ی همسایه چنان مستم کرد که زیرلب گفتم وااااای دلمه...! بعد چرخیدم دیدم خانومِ همسایه دم در خونه‌شون وایستاده و لبخند می‌زنه. حیثیت نموند.
به یه چیزهایی نباید امیدوار بود عزیز من. یه امیدهایی رو اگه نکشی، اون امیدها تو رو می‌کشن.
بزرگترین لذت‌های زندگیم و دردناک‌ترین شکنجه‌هاش رو تا اینجای کار، به واسطه‌ی عشق تجربه کردم.
Unknown / Nth
Hozier
Do you know I could break beneath the weight
Of the goodness, love, I still carry for you?
می‌گم من این‌ور دلم تنگ می‌شه، تو اون‌ور دلت گشاد می‌شه؟
قرار بود دل به دل راه داشته باشه که.
بچه‌ها یه سم سنگین پیدا کردم. سید منو ببخش.
Forwarded from کوله
جهنم! اگه فردا هم هوا خوب بود با همین دوات میرم سرقرار!
هوا امروز بده. از من فاصله بگیر گراز نر. من از خط اتوی شلوار بابای صادق هم صاف‌ترم.
دلیلی نداره بدونی مساله چیه وقتی من از قبل حلش کردم.
مامان داره باهام در مورد یکی از همسفرهای مکه‌ش حرف می‌زنه و لبخند می‌زنه. دلم میخواد بهش بگم اصلا گوش نمی‌دم مامان، حواسم جای دیگه‌ست.‌ دلم میخواد برم سر بذارم رو سینه‌ش عین همون موقعی که جلال ماشین کنترلیم رو شکوند زوزه بکشم.
این حافظه موهبت نیست.
نفرینه.
بگرد ببین به چی میشه خندید، دلیلِ گریه ریخته.
قلبم قبره و می‌خوام یه آدم جدید واردش شه.
طبق موازین شرعی و اسلامی، تقریباً سی سال دیگه!
خواب دیدم با عقل و تجربه‌ و خاطرات الانم برگشتم به سال۱۳۸۲، نشستم روبه‌روی بابابزرگ مرحومم و بهش می‌گم شما سال ۸۴ می‌میری. بعدش مامان‌بزرگ می‌میره. بعدش اون ازدواج می‌کنه، این به دنیا میاد، دایی می‌میره. خاله مامان‌بزرگ میشه. خاله دوباره مامان‌بزرگ میشه. و سه‌بار دیگه بعدش. بعدش کرونا میاد. بعد ایران به هم می‌ریزه، بعد همه پیر می‌شن، بعد... به اینجای آپدیتم که میرسم یهو وحشت برم میداره که چرا این‌ها رو گفتم بهش؟! نکنه تاب نیاره! نکنه همین الان سکته کنه و دو سال زودتر بمیره؟! لبخند می‌زنه. لبخندش انگار می‌گه «تازه کجاش رو دیدی!»