Forwarded from پرندهِ مسافرکِش
صبحم رو من با بهمن و اسفند گی کلاب زدیم، شما برو چایی خوری روی چمن!
ما مثل هم نیستیم عزیز.
ما مثل هم نیستیم عزیز.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مثل هم نباشیم، کی ضرر میکنه؟
در خونه رو پشتسرم بستم و بوی دلمهی همسایه چنان مستم کرد که زیرلب گفتم وااااای دلمه...! بعد چرخیدم دیدم خانومِ همسایه دم در خونهشون وایستاده و لبخند میزنه. حیثیت نموند.
به یه چیزهایی نباید امیدوار بود عزیز من. یه امیدهایی رو اگه نکشی، اون امیدها تو رو میکشن.
بزرگترین لذتهای زندگیم و دردناکترین شکنجههاش رو تا اینجای کار، به واسطهی عشق تجربه کردم.
Unknown / Nth
Hozier
Do you know I could break beneath the weight
Of the goodness, love, I still carry for you?
Of the goodness, love, I still carry for you?
هوا امروز بده. از من فاصله بگیر گراز نر. من از خط اتوی شلوار بابای صادق هم صافترم.
مامان داره باهام در مورد یکی از همسفرهای مکهش حرف میزنه و لبخند میزنه. دلم میخواد بهش بگم اصلا گوش نمیدم مامان، حواسم جای دیگهست. دلم میخواد برم سر بذارم رو سینهش عین همون موقعی که جلال ماشین کنترلیم رو شکوند زوزه بکشم.
قلبم قبره و میخوام یه آدم جدید واردش شه.
طبق موازین شرعی و اسلامی، تقریباً سی سال دیگه!
طبق موازین شرعی و اسلامی، تقریباً سی سال دیگه!
خواب دیدم با عقل و تجربه و خاطرات الانم برگشتم به سال۱۳۸۲، نشستم روبهروی بابابزرگ مرحومم و بهش میگم شما سال ۸۴ میمیری. بعدش مامانبزرگ میمیره. بعدش اون ازدواج میکنه، این به دنیا میاد، دایی میمیره. خاله مامانبزرگ میشه. خاله دوباره مامانبزرگ میشه. و سهبار دیگه بعدش. بعدش کرونا میاد. بعد ایران به هم میریزه، بعد همه پیر میشن، بعد... به اینجای آپدیتم که میرسم یهو وحشت برم میداره که چرا اینها رو گفتم بهش؟! نکنه تاب نیاره! نکنه همین الان سکته کنه و دو سال زودتر بمیره؟! لبخند میزنه. لبخندش انگار میگه «تازه کجاش رو دیدی!»