دوات – Telegram
دوات
17.5K subscribers
192 photos
14 videos
316 links
سپهرم. صدام کنین دوات.
شعبه دیگری ندارم.

ادمین تبلیغات @Sepkaism_1
Download Telegram
این روزها ۸۰ درصد انرژیم صرف این میشه که برای فرار از تنهایی، انتخاب اشتباهی نکنم. ۲۰ درصد باقی‌مونده رو هم گذاشتم روی کار و پایان‌نامه.
Broken
Anson Seabra
"seems there's nothing left inside of me. that's good."
پنیک‌اتک ترسناک‌ترین جن این خونه‌ست.
امشب فقط میتونم خودم رو جمع کنم کنج تخت، جور کردنش باشه برای بعد از طلوع آفتاب.
نمی‌دونم فقط منم که نگران گپ آکادمیک این‌جا و اون‌جام یا بقیه هم با فکر کردن بهش اضطراب می‌گیرن. یادمه سیلابس دروس تخصصی ارشدم رو به کمک معلمی توی یوتیوب پیش می‌بردم که بعد دوتا ویدیو فهمیدم دبیر ادبیات دبیرستانشونه و ازشون‌ شاکی بود چرا بیوولف رو نخوندن.
البته که این گپ توی این رشته تا حد زیادی منطقیه. مطمئنم دانشجوی انگلیسی زبان هم از تسلط منِ ایرانی به ادبیات فارسی می‌ترسه. ولی وقتی از پی‌اچ‌دی حرف می‌زنیم پروسه واقعاً به نظرم دارک‌تر می‌شه.
کاش توی یه کافه پیومنت دنج و خلوت توی کوچه‌پس‌کوچه‌های پاریس بودم و قهوه‌م رو با کیک خمیر فوندانت‌دار فانتزی می‌خوردم و گذشته به چیزمم نبود. ولی پشت میز پایان‌نامه‌مم توی مشهد ایران و گذشته چیزم گذاشته و کاریش نمی‌شه کرد.
توی چشم‌های زندگی نگاه می‌کنم.
جدیه مث که!
تو خر خاصی نیستی. تو یه خر خیلی خیلی خیلی معمولی هستی با یک دم کوتاه و کره‌خرانه.
ظهر پنجاه‌ویکم: گرسنه‌م و همه‌ی فست‌فودها یه مزه می‌‌دن. آشپزی پر از رنگه.
سودادزده‌ام و آرام.
نفس می‌کشم و جای آه، لپ‌هام رو پر می‌کنم که فوت کنم به شمع یه تولد دوباره.
کسی که هنوز من رو نمی‌شناسه، یه جایی نشسته و منتظرمه.
Chakavak
Dariush
"اگرچه من به چشم تو، کمم. قدیمی‌ام. گُمم...
آتش‌فشان عشقم و دریای پرتلاطمم!"
آسیب دیدم بَد. دارم فکر می‌کنم به پاهای سامر پماد عضلانی بمالم و روی شونه‌م تشویقی بریزم شاید یه جوری بتونم ماساژ بدم این جهنم رو. ها؟ سامر؟
چرا باید از کسی که نیست انتظار بودن داشته باشم؟
Forwarded from That guy over there!
اگه حضور مامان نبود، میگفتم که دیگه هیچ‌چیز مجانی خوبی وجود نداره!
انیمه‌ها زیبایی بصری دارن چون همون جزئیاتی از زندگی رو پررنگ و براق می‌کنن که نگاه ما کمرنگ و مات می‌بینه. گرد عادت روی چشم‌هامون نشسته.
یهو یادم اومد اونی که بار امانت نتوانست کشید و دهن همه‌تون رو سرویس کرد من بودم. هه هه.
نور صبح روی فرش خونه قشنگه.
ممنون ستار.