بِه‌تَر. – Telegram
بِه‌تَر.
1K subscribers
518 photos
2 videos
8 files
309 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
کار عمیق، بخش اول - اصل‌گرایی (Essentialism)

از یک نفر در خاطر دارم که بخشی از بلوغ ما وابسته به نه‌هایی هست که می‌گیم و هویت ما رو فقط آره‌ها نمی‌سازن، نه‌ها هم همون‌قدر موثرن. این کتاب، این پست وبلاگ و این پادکست درباره‌ی نه و آره گفتن هست.
Sometimes what you don't do is just as important as what you do.



چندین سال پیش، اپیزودِ اصل‌گرایی از بی‌پلاس رو شنیدم و همون موقع کتاب رو در لیست خوندنی‌ها گذاشتم. کتاب رو که خوندم، چیزهایی که برام مهم بود یا نیاز به مرور دوباره‌شون داشتم رو در وب‌لاگ گذاشتم تا هم دستی به فضای خاک‌خورده‌ی بلاگ کشیده باشم و هم بتونم با نوشتن، بیش‌تر در خاطرم نگه‌شون دارم. خوندن کتاب رو در صورتی توصیه می‌کنم که از محتوای این نوشته یا پادکستِ مذکور خوش‌تون اومده باشه.

"Where is the wisdom we have lost in knowledge?
Where is the knowledge we have lost in information?”
― T.S. Eliot


#Blog no. 67
اخیرا اپیزود Being Mortal رو از بی‌پلاس (شماره نوزده، فصل دو) شنیدم. خیلی اتفاقی چشم‌م به‌ش خورد ولی چون موضوع مرگ (و سالمندی) از اون چیزهایی‌ه که ناگزیره، کم به‌ش پرداخته می‌شه و حتی فکر می‌کنم جایی در انتهای ذهن‌م ازش می‌ترسم، گفتم خلاصه‌‌ای از صحبت‌های این نویسنده رو بشنوم. در کل هم اپیزود خوبی بود.
بعیده که به این زودی بتونن consciousnessمون رو به شکل داده منتقل کنن. زندگی یه فرصت یگانه‌اس و مرگ و پیری حتمی‌ه. باید درباره این روزها، قبل از این‌که از راه برسن حرف زد؛ صحبت با خودمون، صحبت با نزدیکان‌ و عزیزان‌مون و صحبت در جامعه. چی‌ه که می‌ارزه زندگی به خاطرش ادامه پیدا کنه؟ حاضری ساعت‌ها، روزها و ماه‌های پایانی عمرت رو چی‌کار کنی؟ واسه چی حاضری زنده بمونی، حتی اگه با مقداری درد و رنج همراه باشه؟
شکاریم یک سر همه پیش مرگ / سری زیر تاج و سری زیر ترگ

یه جایی هم می‎‌گفت «ما برای خودمون استقلال و اختیار رو می‌خوایم. ولی وقتی پای نزدیکان‌مون می‌آد وسط، براشون خواستار امنیت و سلامت هستیم. گاهی چیزهایی که برای عزیزان‌مون می‌خوایم، مواردی هستن که حتی خودمون حاضر به پذیرش‌شون نیستیم.» و این حرف خیلی در ذهن‌م موند و دارم سعی می‌کنم هر جا چنین استاندارد دوگانه‌ای دیدم، تصحیح‌ش کنم.
و البته که «بشر برای زنده‌موندن به دلیل و شوق احتیاج داره.»
افکار پراکنده - بخش هشتم

در پست اخیر از مدیریت ناکامی، افکار ناشی از خوندن Essentialism و ترکیب‌شون با صحبت‌های پانته‌آ وزیری، تمایز بین مشکلات شخصی و محیطی، خودشفقتی، گذر عمر و چندین چیز پراکنده دیگه مثل فیلمی که دوست سابق‌م و امیر معرفی کرده بودن نوشتم.

#Blog no. 68
آیا چیزی به اسم alpha male داریم؟ (طبیعتا نه.) این ویدئو به توضیح این افسانه، نگاه outdated و شبه‌علمی می‌پردازه و این‌که چی شد چنین مفهومی شکل گرفت و در رسانه سعی در هدف‌گرفتن اینسکیوریتی‌های مردها (specially young, heterosexual men who may feel isolated or unfulfilled in their daily lives) داشت. چنین باوری، بیش‌تر از اون‌که نشون‌دهنده‌ی قوی‌بودن یه فرد باشه، نشونه‌ی عدم مسئولیت‌پذیری، فقدان بلوغ عاطفی در فرد و عدم برخورداری از یک محیط اجتماعی سالم‌ه.
The Myth of the Alpha Male by Pop Culture Detective

Human beings rely on cooperation for practically everything we do as species. And since men are human and not some mythological predator, they need reciprocal relationships in order to flourish and reach their full potenital. Even though we almost never see it at the movies, men are more than capable of the shared vulnerability and mutual support at providing the foundation for healthy partnerships.
The alpha male myth is so dangerous, precisely because it tells me to reject their own sociobiology, to reject their natural needs for connection and community.

Ironically, the discussion of "male loneliness epidemic" that a lot of men talk about, that crisis is an indirect result of the culture they've perpetuated by enforcing this myth.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
بِه‌تَر.
Chef's Table (Noodles)
فصل هفتم Chef’s Table هم مثل بقیه فصول الهام‌بخش بود و تماشاش دل‌نشین. دیدن افرادی مثل آنخل لئون مجددا یادآور این‌ه ‌که دنیا چه‌قدر بزرگ و وسیع‌ه.
A beautiful expression of self through food. One of the few things that calms me in the hard times. Will I ever be able to taste them and broadcast my opinion?
Note on the show: The third episode was an awesome, special, mind-blowing one. Imagine eating ocean bubbles, marine charcuterie and even sea lights and in the process, someone giving you hope of saving the ocean! Is it even possible? I think Ángel León lets you eat “fantasy” at Aponiente!
And a feminist restaurant in Mexico City, founded by activists who use food as their medium.
“fuck el patriarcado, luchemos por un futuro feminista”
Babylon
Thomas Azier
هر وقت شلوغی زندگی اجازه می‌ده، Discover Weekly اسپاتیفای رو باز می‌کنم و با دقت گوش می‌دم. با این‌که قراره discovery باشه، ولی گاهی آهنگ‌هایی پخش می‌شن که تو رو یهویی به ماه‌ها و سال‌های قبل پرت می‌کنن؛ انگار که به شکلی ناگهانی مقداری آب یخ روت خالی کرده باشن.
Completely unexpected.

‘Cause I got madness in my arms, but you’re my lucky charm.
توی شرایط جنگی،‌ اگر جون‌مون هم در امان باشه، روان و سلامت ذهن‌مون دومین چیزی‌ه که در معرض آسیب قرار داره.
من هم مثل خیلی‌های دیگه در این شرایط قرار دارم. تصمیم گرفتم در ارتباط با این وضعیت و نحوه مواجهه باهاش چیزهایی رو بخونم. نمی‌دونم چند نفر این‌جا رو می‌خونن، اما حس کردم چرخیدن دهان‌به‌دهان این توصیه‌ها می‌تونه به عده‌ای کمک کنه و ترجیح دادم این‌جا هم نوشته بشن.

پیش‌نوشت اول: شرایط زندگی آدم‌ها با هم فرق داره. هسته‌ی اصلی توصیه‌ها رو در نظر بگیرید و ازش نسخه‌ی شخصی‌سازی‌شده درست کنید.
پیش‌نوشت دوم: موضوع مهم‌تر این‌ه که آدم تلاش کنه از یه طرف بوم نیافته. نه اون‌قدر غرق در زندگی درونی که منجر به قطع ارتباط با دنیای بیرون بشه، نه اون‌قدر غرق در اخبار و‌ وقایع جنگ که منجر به قطع ارتباط با دنیای درون خودش بشه.
یک‌. به اشتراک‌گذاری و صحبت با دیگران

ما در شرایط عادی زندگی، با نزدیکان و انسان‌های امن‌مون ارتباط می‌گیریم و از «چیزهای مختلف» صحبت می‌کنیم. این کار به emotional venting (تهویه‌ی عاطفی؟) کمک می‌کنه و این به اشتراک‌گذاری در بهبود سلامت روان موثره.
شرایط بحرانی، این رو از ما می‌گیره. بدیهی‌ه که تلاش برای restoreکردن‌ (بازیابی؟) چنین رفتاری در بهبود سلامت روان‌مون موثره.

با آدم‌های امن زندگی‌تون صحبت کنید، ارتباط بگیرید و نه فقط درباره‌ی جنگ، که درباره‌ی همه‌چیز صحبت کنید.
ممکن‌ه که حین صحبت راجع به چیزی به جز جنگ، حس گناه و عذاب وجدان به سراغ آدم بیاد که چرا در این وضعیت من دارم از چیزی جز جنگ حرف می‌زنم. اما زندگی یه بُعد نداره و ما حق این رو داریم که چند احساس مختلف رو با هم داشته باشیم و ذهن‌مون هم‌زمان ناراحت از یک موضوع، خوش‌حال از یه چیز دیگه و هیجان‌زده بابت دیگری باشه.

بین venting و trauma dumping تفاوت وجود داره. مراقب باشیم نه سطل زباله‌ی آدم‌های غریبه بشیم، نه بدون رضایت کسی open-up کنیم (توضیح بیش‌تر).
با این حال، خوب‌ه که از خودمون، روزمره‌مون، نگرانی‌ها، امید و هر چیزی که هست (و نه فقط جنگ) با افراد امن‌ زندگی‌مون صحبت کنیم و این‌طوری به ذهن‌مون هم یادآوری می‌شه که زندگی هنوز جاری‌ه. بالاخره توی چنین شرایطی، ما فقط خودمون و همین حلقه‌ی نزدیکان‌مون رو داریم
Venting: When you’re venting, you share your frustrations with someone you trust to reduce your stress. You’re intentional about what you share and aware that you’re venting.
Trauma dumping: With trauma dumping, you overshare difficult or intimate personal information without the other person’s consent or during inappropriate times. You don’t consider how your words impact the listener, and you’re not open to advice or solutions.
- Source
دو. حفظ روتینِ زندگی

در شرایط بحرانی، یکی از اولین چیزهایی که باهاش دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، ‌از دست دادن روتین یا خارج‌شدن از اون‌ه. روتین زندگی به ذهن انسان حسِ کنترل‌داشتن می‌ده و حتی اگر آدم روتین‌داری هم نباشید، داشتن روتین در شرایط نامطمئن،‌ گنگ و پر استرس، می‌تونه به بهبود سلامت روان کمک کنه‌.
بدیهی‌ه که روتین هر شخص بسته به زندگی و شرایط اون فرق می‌کنه و قرار نیست همه از یک قاعده پیروی کنن. به علاوه، منظور از روتین این نیست که روزانه ۱۰ ساعت productive باشیم. چیزهای ساد‌ه‌ای مثل تغذیه مناسب، خواب منظم و حتی کارهای روزمره‌ (مسواک‌زدن، مراقبت پوستی، ژورنال و هر چیزی که در زندگی فرد می‌تونه قرار بگیره) می‌تونن به ساخت یک روتین کمک کنن.
در شرایط بحرانی، به دنبال انجام حداقل‌های روزانه هستیم چرا که چنین رفتارهایی به ذهن ما این پیام رو می‌ده که زندگی ادامه داره.
ممکن‌ه آدم‌ها حتی زندگی مفیدی داشته باشن، اما برخورداری از چنین رویکردی به معنی بی‌‌خیالی یا سنگ‌دلی نیست. مکانیزم دفاعی‌ افراد مختلف هم با هم‌دیگه تفاوت داره و شرایط زندگی آدم‌ها هم همین‌طور. یه نوجوون کنکوری با یه مهاجرِ خارج از ایران وضعیت، اهداف و شرایط متفاوتی دارن. طبیعتاً روزمرگی کسی که در تهران زندگی می‌کنه و مدام با انفجار در ارتباط‌ه، با روزمرگی کسی که در شهرهای کوچک‌تر زندگی می‌کنه و تا حالا صدای یک‌ شلیک رو هم نشنیده، با هم فرق دارن.
یادمون نره که قرار نیست همه به یه شکل واکنش نشون بدن و اگر واکنش ما از واکنش غالب جامعه متفاوت‌ه، به معنی بی‌فکری و عدم وجود انسانیت نیست.
• Even if you don't typically thrive on a strict schedule, having a routine can be helpful in times of unpredictability, uncertainty, and stress.
• Implementing a structure to your day can give you a sense of control. It can also improve your focus, organization, and productivity.
• Having a routine is about more than just your day-to-day responsibilities and your work—don't forget to make time for self-care.

- Source
سه. تنظیم داده‌های دریافتی

مواجهه‌ی دائم با اخبار جنگ ذهن رو در وضعیت استرس‌زا و حالت هشدار نگه می‌داره. تا جای ممکن، در بازه‌های مشخص به پی‌گیری اخبار بپردازید و ذهن‌‌تون رو به شکل مداوم با هر چیزی که در اینترنت هست مشوش نکنید
چیزی دیگری که به نظر خیلی ساده می‌آد، این‌ه که شایعات رو هم نباید دنبال کرد. خوندن اخباری که در پراکسی‌ها و وب‌سایت‌های غیرمعتبر وجود داره، نتیجه‌ای جز تشویش ذهن نداره. اخبار رو از منابع رسمی و معتبر دنبال کنید.

باز هم ذکر این نکته ضرورت داره که شرایط آدم‌ها با هم فرق می‌کنه. اونی که هر شب در کنار صدای انفجار زندگی می‌کنه و نیاز داره از تخلیه‌ی خونه‌اش به خاطر انفجار دور بشه، با اونی که توی طرح در یک منطقه حساس‌ه، با اون دانش‌جو و دانش‌آموز فرق داره. هر کدوم نیاز خودشون رو برای چک‌کردن اخبار دارن و تنظیم داده‌های دریافتی به معنی هر شب ساعت ۹ اخبار رو دنبال کنید، نیست.


یه کتاب‌چه کوچیک توسط WHO در رابطه با مدیریت‌‌‌ شرایط استرس‌زا نوشته شده. از قضا نسخه‌ی فارسی هم داره. از سایت خودشون می‌تونید نسخه‌ی انگلیسی یا فارسی رو دانلود کنید (من هر دو رو چک کردم و تصاویر نسخه فارسی رو دوست نداشتم اما اگر خوندن به زبان انگلیسی براتون راحت نیست، به نظرم بین نخوندن و خوندن نسخه فارسی، دومی ارجحیت داره).
Doing What Matters in Times of Stress

You're not alone. Talk to safe people you trust, keep the bare minimum routines of your life, control your share of news and don't read them constantly. May the odds be ever in your favor. Stay safe.
Rivers and Roads
The Head And The Heart
A year from now we'll all be gone, All our friends will move away
And they're goin' to better places, But our friends will be gone away

Nothin' is as it has been, And I miss your face like hell
And I guess it's just as well, But I miss your face like hell