بِه‌تَر. – Telegram
بِه‌تَر.
999 subscribers
518 photos
2 videos
8 files
309 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
یکی از اپلیکیشن‌هایی که روزانه و به عنوان سرگرمی استفاده می‌کنم، Elevate هست. نوعی بازی فکری‌ه که در پنج قسمت ریاضی، خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و حافظه روزانه ۵ تمرین/بازی ارائه می‌ده و این جنبه‌ها رو تقویت می‌کنه (به زبان انگلیسی).
یک سیستم رتبه‌بندی غیر-رقابتی (Rankings) هم در بازی وجود داره که عملکرد شما رو نسبت به بقیه‌ی افراد گزارش و با بهبود شما در هر قسمت، به‌تون امتیاز می‌ده (EPQ).
به جز کارکرد اصلی، مزیت چنین اپلیکیشن‌هایی برای من این‌ه که اگر احساس بی‌حوصلگی کنم، به عنوان اولین گزینه شبکه‌های اجتماعی رو برای scrollکردن باز نمی‌کنم.
تصویر خود برنامه، محیط داخلی و سیستم‌های امتیاز و رتبه‌بندی رو به همراه برخی از بازی‌ها می‌تونید توی عکس‌ها ببینید.
دوست عزیزی مدت‌ها قبل چیزی نقل قول کرد که هنوز در عمق ذهن‌م نشسته.
“I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.”
بیش‌تر درباره‌اش جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم جمله‌ای منتسب به Rainer Maria Rilke، نویسنده‌ و شاعر اتریشی‌ه، درباره‌ی هنری که سخت به دست می‌آد و بسیار ارزش‌منده:
The Difficult Art of Giving Space in Love

تمایل ما به صمیمیت و استقلال تناقضی هست که مثل آهن‌ربا ما رو به سمت شریک عاطفی‌مون می‌کشونه و هم‌زمان ما رو از اون دور می‌کنه؛ آهن‌ربایی که اگر به درستی مدیریت نشه، می‌تونه به گسستگی رشته‌های یک رابطه منجر بشه.
«Love rests on two pillars: surrender and autonomy because our need for togetherness exists alongside our need for separateness.»
گاهی اوقات حین استفاده از اپلیکیشن متن‌هایی رو می‌بینم که جالب‌ هستن، یا در نقش تلنگر عمل می‌کنن و مواردی رو یادآور می‌شن.
از بیان این‌که گوش‌واره چیزی زنانه نیست و استفاده‌اش توسط مردان سابقه‌ی تاریخی داره و تأثیر ژورنالینگ تا عدم ایجاد حس عذاب وجدان بابت «کار مفید نکردن» حین استراحت (taking a break) یا حتی پرتقال‌های Sumo.
بعضی از تصاویر رو در گذر زمان با همین هش‌تگ این‌جا می‌آرم‌.
#Elevate
بِه‌تَر.
اگر به LOTR و Middle Earth و Tolkien علاقه دارین، کانال Nerd of the Rings ممکن‌ه براتون سرگرم‌کننده باشه. الان که Rings of Power پخش می‌شه، بعد از هر اپیزود یک Breakdown پخش می‌کنه که دید به‌تری رو هم نسبت به سریال می‌ده(لینک بریک‌داون اپیزود اول).
اگر به دنیای Middle Earth علاقه دارین، شهرزاد و موهی توی پادکست آردا از ابتدای خلقت این جهان (The Silmarillion)، قصه رو جلو می‌برن‌. برای اطلاعات بیش‌تر می‌تونید به وب‌سایت‌شون سر بزنید‌.
در صورتی که با زبان‌ انگلیسی
راحت هستین، نمونه‌های زبان اصلی (مثل کانال یوتیوبی که قبلاً معرفی کردم و یا پادکست The Tolkien Road) کامل‌تر هستن و زیبایی‌های زبانی داستان رو به‌تر منتقل می‌کنن.
این پادکست‌ رو به‌تره به عنوان صحبت‌های دوستانه و غیررسمی دو نفر در یک مهمونی در نظر گرفت.‌
#Podcast
بِه‌تَر.
قبلاً درباره‌ی نوشتن و گزارش‌نویسی روزانه (journaling) گفته بودم. بعد از چندماه اختلال در زندگی روزمره، دوباره فرصت این رو دارم که عادات قبلی رو مجدداً از سر بگیرم و در این بین قصد دارم تا اون‌ها رو مؤثرتر و به شکلی به‌تر دنبال کنم. درباره‌ی موارد مختلفی که…
The 365 Day Self-Discovery Journal.pdf
1.8 MB
از اهمیت روزمره‌نویسی (journaling) زیاد گفته شده و من هم درباره‌اش نوشته‌ام. از مشکلاتی که حین روزمره‌نویسی وجود داره، کم‌بودِ ایده و موضوع برای نوشتن هست. اخیراً دفترچه‌ای رو دیدم که برای هرروز از سال یک سؤال پرسیده که «به نظر می‌رسه» پاسخ به‌ش در جهت شناخت فردی هم کمک‌کننده‌اس. قصد اولیه‌ام این‌ه که دفترچه رو از همین ماه شروع کنم و در صورتی که به شکلی موفقیت‌آمیز به اتمام رسید و تونستم به اندازه‌ی کافی ارزش استفاده کنم، درباره‌اش یک بازخورد (feedback) هم بنویسم.
شانس (chance, not luck) یکی از مواردی‌ه که اگرچه نقش مهمی در زندگی داره، ولی کم‌تر به‌ش توجه می‌کنیم. ما خیلی بیش‌تر از اون‌چه که فکر می‌کنیم تحت سلطه‌ی شانس هستیم؛ از وجود اولیه‌مون و اسپرمی که از بین میلیون‌ها مورد به تخمک رسیده، تا هر یک از انتخاب‌هایی که می‌کنیم.
تست‌هایی که در کنکور به شکل شانسی زده شده‌ان و محل تحصیل ما رو انتخاب کرده‌ان، دوستانی که اون‌جا دیده‌ایم و مسیری که [با تأثیر از محیط] در پیش گرفته‌ایم و یا این‌که چه کسی را در مکانی دیده‌ایم که به شریک عاطفی‌مون تبدیل شده، این‌ها همگی با شانس ارتباط نزدیکی دارن.
دونستن این‌که شانس تأثیرگذاره، باعث می‌شه که بار «همه‌چیز» رو روی تلاش‌کردن نذاریم و احساس نکنیم اگر به اندازه کافی تلاش کنیم پس حتماً به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم و اگر نرسیدیم پس تلاش کافی نکرده‌ایم.
فهمیدن این‌که نقطه‌ی شروع ما با بقیه فرق داره و این‌که در کدوم کشور و کدوم شهر و کدوم خانواده بودیم شانسی بوده، باعث می‌شه نخوایم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و از عقب‌تر بودن یا جلوتر بودن ناراحت یا خوش‌حال بشیم.
اصطلاح gaslighting به زیر سؤال بردنِ مداوم و دائمی درک‌ افراد از واقعیت و تجربه‌ی ذهنی‌شون تعبیر می‌شه که از فیلم Gaslight (1944) الهام گرفته شده.
این مورد یکی از چیزهایی هست که در روابط سمی (به خصوص از نوع عاطفی، اگرچه در بقیه‌ی فرم‌های رابطه هم وجود داره) دیده می‌شه و پرچم قرمزی (red flag) هست که به فرد علامت خطر رو نشون می‌ده.
۶ مورد از شیوه‌های رایجِ gaslighting در پایین آورده شده:
۱. مقابله‌کردن (Countering)
زیر سؤال بردن حافظه شما که باعث می‌شه شما واقعیتی که در خاطر دارین رو زیر سؤال ببرین.
۲. خودداری‌کردن (Withholding)
اجتناب از بحث‌کردن و منحرف‌کردن برخی بحث‌ها
۳. بی‌اهمیت جلوه‌دادن (Trivialising)
کم‌ارزش و ناچیز نشان‌دادن احساسات فرد مقابل
۴. انکارکردن (Denial)
انکار حرف‌هایی که فرد در گذشته زده و ادعای متوهم‌بودن طرف مقابل و یا ساختگی‌بودن صحبت‌ها
۵. تغییردادن (Diverting)
تغییر برخی بحث‌ها با زیر سؤال بردن صلاحیت فرد مقابل
۶. کلیشه‌سازی‌کردن (Stereotyping)
ساختن کلیشه‌های منفی از ویژگی‌های شما (جنسیت، نژاد، سن، …)

دونستن چنین مواردی باعث می‌شه اگر خودمون یا دیگران ناخودآگاه درگیر چنین رفتارهایی هستیم، برای تغییرشون و رفع ریشه‌ای مشکل تلاش کنیم و یا اگر افرادی آگاهانه دارن بدین وسیله از ما سوءاستفاده کنن، متوجه خطر رفتارشون باشیم.
ما در ارتباط با آدم‌ها‌ چیزهایی دریافت می‌کنیم که مراقبت از اون‌ها نوعی مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شه.
اعتماد دیگران به ما (در روابط دوستانه، عاطفی و …) نوعی دارایی‌ به حساب می‌آد که در صورت خدشه‌دار شدن اون‌ها توسط رفتارهای غیراخلاقی، فرد مقابل رو دچار آسیب‌هایی (trauma) می‌کنه که معلوم نیست چه مدت بعد و با چه هزینه‌ای مجدداً ترمیم می‌شه.
مهم‌ه که وقتی کسی در مقابل ما سپرش رو زمین گذاشته، به‌ش تیر نزنیم. وقتی کسی به ما اعتماد داره، با دادن آبِ مسموم به‌ش ذره ذره اون رو ناتوان نکنیم که مجبور بشه به ما تکیه کنه و ما هم از اون تکیه‌کردن سوءاستفاده کنیم. مهم‌ه که وقتی آدم‌ها آسیب‌پذیری‌هاشون (vulnerabilities) رو با ما به اشتراک می‌ذارن، کاری نکنیم که چنین عملی و در مقابل افراد دیگری براشون سخت‌تر و آزاردهنده بشه. توجه‌کردن به این‌که وجود ما چه آثاری روی دیگران می‌ذاره، از جنس همون مسئولیت اجتماعی به حساب می‌آد‌؛ نوعی «ورای خود را دیدن».
به علت وجود سیستم معیوب و فقدان آموزش و دلایل متعدد دیگه، والدین و معلم‌ها و به طور کلی جامعه این سراب رو ایجاد می‌کنن که در مسیر شغلی از قبل برای ما (حداقل افراد معمولی جامعه، نه افرادی که امتیاز و برتری [privilege] داشته یا دارن) فرش قرمزی پهن کرده‌ان و ما صرفاً لازم‌ه که بار درس‌خوندن رو به دوش بکشیم.
اما حقیقت این‌ه که تقریباً همه‌چیز رو خودمون باید بسازیم و هیچ‌چیز برای ما آماده نشده؛ از مهارت پیدا-کردن کار و معرفی‌کردن [presentation] خودت به کارفرما، تا اثبات ارزش خودت برای محل کار و حتی تشخیص زمان خروج از اون‌جا و رفتن به جایی متفاوت/به‌تر.
بِه‌تَر.
به علت وجود سیستم معیوب و فقدان آموزش و دلایل متعدد دیگه، والدین و معلم‌ها و به طور کلی جامعه این سراب رو ایجاد می‌کنن که در مسیر شغلی از قبل برای ما (حداقل افراد معمولی جامعه، نه افرادی که امتیاز و برتری [privilege] داشته یا دارن) فرش قرمزی پهن کرده‌ان و…
و در این بین، درس‌خوندن ِ صرف و تک‌بعدی بزرگ‌شدن ما رو از پرداختن به بقیه‌ی جنبه‌ها (چه در زندگی و چه در محیط کاری) باز می‌داره؛ ساختار سیستم آموزشی ما رو به سمت نمره‌ی‌-بیست‌-گرفتن و همه‌چیز-رو-وقف-درس-کردن سوق می‌ده و این می‌شه که بعد از حدوداً ۲۰ سال (از ابتدایی تا انتهای دانشجویی) زندگی در اون سیستم، نه شناختی نسبت‌ به هنر، سینما، ادبیات، فلسفه و جامعه‌ داریم و نه مهارت‌های لازم برای حضور در اون جامعه و محیط کارش رو به دست آوردیم.
ایده‌آل‌گراییِ تزریق‌شده به ما منجر به رها-کردن اغلب جنبه‌های زندگی برای دست‌یابی به عنوان «دانشجوی ممتاز» می‌شه و لذت هر چیزی که «معمولی» باشه رو از ما می‌گیره. الگوهای ما عمدتاً افرادی تک‌بعدی ولی نابغه در حیطه‌ی خودشون بوده‌ان و این هم دلیلی مضاعف بر بقیه‌ی موارد می‌شه و ما رو در همون جهت به جلو می‌بره‌.

همه‌ی افراد مثل هم نیستن و این باعث می‌شه خواسته‌های متفاوتی داشته باشن و یافتن نقطه‌ی تعادل برای هر شخص، می‌تونه مسیری که باید طی بشه ر‌و تعیین کنه.
رستوران‌های Noma و Geranium که هر دو در کپنهاگ-دانمارک هستن، به ترتیب در سال‌های ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ عنوان به‌ترین رستوران‌های دنیا رو کسب کرده‌ان. اگر دوست دارین بدونین چه غذاهایی رو در چنین جایی سرو می‌کنن، این ویدئوی کوتاه رستوران Noma رو نشون می‌ه.
اگر علاقه‌تون بیش‌تر از یه ویدئوی کوتاه هست، یوتیوب پر از ویدئوهای معرفی این رستوران‌ها (این‌جا برای Geranium و این‌جا برای Noma) و هم‌چنین نظر افراد مختلف درباره‌ی تجربه‌شون از این مکان‌هاست.
As I think everyone knows, social media messes up our mind, attention and focus.

#Tips no. 9
اگر از علاقه‌مندان به امتحان‌کردن طعم‌های متفاوت هستید،‌ شاید براتون جالب باشه که بدونید شکلات‌های کیت‌کت در ژاپن نزدیک به ۴۰۰ طعم مختلف دارن و بسته به محل زندگی در این کشور، طعم‌های مختلفی رو می‌شه پیدا کرد (+).
تلفظ کیت‌کت شبیه به
kittokatso (きっと勝つ)
هست؛ عبارتی که در ژاپنی معنی you're bound to win می‌ده. پیش‌تر، برای شادکردن دانش‌آموزها حین امتحان‌شون‌ به‌شون کیت‌کت می‌داده‌ان. در دوره‌ی فعلی، کیت‌کت در ژاپن چیزی بیش‌تر از یک‌ شکلات هست و از اون به عنوان نمادی برای آرزوی موفقیت استفاده می‌شه.
جنس چالش‌های زندگیِ پسا-دانش‌کاه به مراتب متفاوت‌تر از چالش‌های قبلی‌ه.
پیش از ورود به دانش‌کاه، مسیر زندگی تا حدود زیادی مشخص‌ه و به واسطه‌ی سن کم، کسی توقعی از فرد نداره و میزان مسئولیت‌های روی دوش‌ش کم‌ه.
اما پس از دانش‌کاه، فرد در دوره‌ای قرار‌ می‌گیره که باید انتخاب‌های بزرگی انجام بده و هرکدوم آینده‌ی متفاوتی رو براش رقم می‌زنن. کاریابی، انتخاب شهر محل زندگی و کار، مهاجرت، برقراری روابط عاطفی و … همگی روی دوش خودش هستن. انتخاب‌هایی که درباره‌ی هیچ‌یک از اون‌ها نمی‌ش مسیر مشخص و واضحی رو ترسیم کرد و در عین حال، نمی‌شه تصمیم‌گیری رو به تعویق انداخت (با یادآوری این‌ مورد که تصمیم‌نگرفتن هم نوعی تصمیم‌ه).
از طرفی روابطی که در دوره‌ی دانش‌جویی ساخته شده به واسطه‌ی شلوغی زندگی عمدتاً کم‌رنگ می‌شه و فرد به دور از هیاهوی نوجوانی-جوانی و در حال کاوش فردی و پیداکردن خودش، ممکن‌ه دچار بحران‌های فلسفی بشه.