بِه‌تَر. – Telegram
بِه‌تَر.
1K subscribers
518 photos
2 videos
8 files
309 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
Getting older means also feeling the inevitable loss of the people we love most. And each time feels like the first.

We don't ever really move on from grief. We move forward with it.

"What is grief if not love persevering?"
خیلی اتفاقی و توی یکی از ویدئوهای کوتاه یوتیوب، اولین دیدار Tommy Shelby رو با Billy Kimber دیدم (فصل اول، قسمت دوم) که باعث شد Peaky Blinders رو شروع کنم.
جدا از برخی خصوصیات تامی، زیبایی بصری سریال به همراه زبان‌ش(لهجه، کلمات استفاد‌ه‌شده و …) بیش‌تر از هرچیز دیگه‌ای باعث شده سریال رو ادامه بدم؛ اگرچه که تداعی فضای اون زمان در انگلیس برای من تا حدی خشن‌ و اضطراب‌آوره.
تشکر-کردن هم نوعی هنره که حضورش در روابط انسانی (رابطه‌ی عاطفی عمیق، روابط دوستانه، روابط شغلی و …) نقش مهمی داره.
ما کارهای زیادی انجام‌ می‌دیم که اگرچه ساده به نظر می‌رسن، ولی وظیفه نیستن و نوعی لطف (‌هر چند کوچک) محسوب می‌شن. تشکر-کردن این پیام پنهان رو منتقل می‌کنه که ما این کارها رو می‌بینیم و قدردان‌شون هم هستیم. مضاف بر این‌ها، نوعی بازخورد (feedback) مثبت در فرد مقابل ایجاد می‌شه و از طرفی به خود ما هم یادآور می‌شه که ارزش این کارها رو فراموش نکنیم و از عادی‌شدن‌شون جلوگیری کنیم.
مدت‌ها پیش داشتیم از طراحی و دکوراسیون یکی از پاساژها تعریف می‌کردیم که این مورد ناامیدمون کرد؛ همون نگاهی که می‌گه کارِ خونه زنانه هست و «مادری‌کردن» وظیفه‌ی اصلی زن.
یکی از اپلیکیشن‌هایی که روزانه و به عنوان سرگرمی استفاده می‌کنم، Elevate هست. نوعی بازی فکری‌ه که در پنج قسمت ریاضی، خواندن، نوشتن، صحبت‌کردن و حافظه روزانه ۵ تمرین/بازی ارائه می‌ده و این جنبه‌ها رو تقویت می‌کنه (به زبان انگلیسی).
یک سیستم رتبه‌بندی غیر-رقابتی (Rankings) هم در بازی وجود داره که عملکرد شما رو نسبت به بقیه‌ی افراد گزارش و با بهبود شما در هر قسمت، به‌تون امتیاز می‌ده (EPQ).
به جز کارکرد اصلی، مزیت چنین اپلیکیشن‌هایی برای من این‌ه که اگر احساس بی‌حوصلگی کنم، به عنوان اولین گزینه شبکه‌های اجتماعی رو برای scrollکردن باز نمی‌کنم.
تصویر خود برنامه، محیط داخلی و سیستم‌های امتیاز و رتبه‌بندی رو به همراه برخی از بازی‌ها می‌تونید توی عکس‌ها ببینید.
دوست عزیزی مدت‌ها قبل چیزی نقل قول کرد که هنوز در عمق ذهن‌م نشسته.
“I hold this to be the highest task of a bond between two people: that each should stand guard over the solitude of the other.”
بیش‌تر درباره‌اش جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم جمله‌ای منتسب به Rainer Maria Rilke، نویسنده‌ و شاعر اتریشی‌ه، درباره‌ی هنری که سخت به دست می‌آد و بسیار ارزش‌منده:
The Difficult Art of Giving Space in Love

تمایل ما به صمیمیت و استقلال تناقضی هست که مثل آهن‌ربا ما رو به سمت شریک عاطفی‌مون می‌کشونه و هم‌زمان ما رو از اون دور می‌کنه؛ آهن‌ربایی که اگر به درستی مدیریت نشه، می‌تونه به گسستگی رشته‌های یک رابطه منجر بشه.
«Love rests on two pillars: surrender and autonomy because our need for togetherness exists alongside our need for separateness.»
گاهی اوقات حین استفاده از اپلیکیشن متن‌هایی رو می‌بینم که جالب‌ هستن، یا در نقش تلنگر عمل می‌کنن و مواردی رو یادآور می‌شن.
از بیان این‌که گوش‌واره چیزی زنانه نیست و استفاده‌اش توسط مردان سابقه‌ی تاریخی داره و تأثیر ژورنالینگ تا عدم ایجاد حس عذاب وجدان بابت «کار مفید نکردن» حین استراحت (taking a break) یا حتی پرتقال‌های Sumo.
بعضی از تصاویر رو در گذر زمان با همین هش‌تگ این‌جا می‌آرم‌.
#Elevate
بِه‌تَر.
اگر به LOTR و Middle Earth و Tolkien علاقه دارین، کانال Nerd of the Rings ممکن‌ه براتون سرگرم‌کننده باشه. الان که Rings of Power پخش می‌شه، بعد از هر اپیزود یک Breakdown پخش می‌کنه که دید به‌تری رو هم نسبت به سریال می‌ده(لینک بریک‌داون اپیزود اول).
اگر به دنیای Middle Earth علاقه دارین، شهرزاد و موهی توی پادکست آردا از ابتدای خلقت این جهان (The Silmarillion)، قصه رو جلو می‌برن‌. برای اطلاعات بیش‌تر می‌تونید به وب‌سایت‌شون سر بزنید‌.
در صورتی که با زبان‌ انگلیسی
راحت هستین، نمونه‌های زبان اصلی (مثل کانال یوتیوبی که قبلاً معرفی کردم و یا پادکست The Tolkien Road) کامل‌تر هستن و زیبایی‌های زبانی داستان رو به‌تر منتقل می‌کنن.
این پادکست‌ رو به‌تره به عنوان صحبت‌های دوستانه و غیررسمی دو نفر در یک مهمونی در نظر گرفت.‌
#Podcast
بِه‌تَر.
قبلاً درباره‌ی نوشتن و گزارش‌نویسی روزانه (journaling) گفته بودم. بعد از چندماه اختلال در زندگی روزمره، دوباره فرصت این رو دارم که عادات قبلی رو مجدداً از سر بگیرم و در این بین قصد دارم تا اون‌ها رو مؤثرتر و به شکلی به‌تر دنبال کنم. درباره‌ی موارد مختلفی که…
The 365 Day Self-Discovery Journal.pdf
1.8 MB
از اهمیت روزمره‌نویسی (journaling) زیاد گفته شده و من هم درباره‌اش نوشته‌ام. از مشکلاتی که حین روزمره‌نویسی وجود داره، کم‌بودِ ایده و موضوع برای نوشتن هست. اخیراً دفترچه‌ای رو دیدم که برای هرروز از سال یک سؤال پرسیده که «به نظر می‌رسه» پاسخ به‌ش در جهت شناخت فردی هم کمک‌کننده‌اس. قصد اولیه‌ام این‌ه که دفترچه رو از همین ماه شروع کنم و در صورتی که به شکلی موفقیت‌آمیز به اتمام رسید و تونستم به اندازه‌ی کافی ارزش استفاده کنم، درباره‌اش یک بازخورد (feedback) هم بنویسم.
شانس (chance, not luck) یکی از مواردی‌ه که اگرچه نقش مهمی در زندگی داره، ولی کم‌تر به‌ش توجه می‌کنیم. ما خیلی بیش‌تر از اون‌چه که فکر می‌کنیم تحت سلطه‌ی شانس هستیم؛ از وجود اولیه‌مون و اسپرمی که از بین میلیون‌ها مورد به تخمک رسیده، تا هر یک از انتخاب‌هایی که می‌کنیم.
تست‌هایی که در کنکور به شکل شانسی زده شده‌ان و محل تحصیل ما رو انتخاب کرده‌ان، دوستانی که اون‌جا دیده‌ایم و مسیری که [با تأثیر از محیط] در پیش گرفته‌ایم و یا این‌که چه کسی را در مکانی دیده‌ایم که به شریک عاطفی‌مون تبدیل شده، این‌ها همگی با شانس ارتباط نزدیکی دارن.
دونستن این‌که شانس تأثیرگذاره، باعث می‌شه که بار «همه‌چیز» رو روی تلاش‌کردن نذاریم و احساس نکنیم اگر به اندازه کافی تلاش کنیم پس حتماً به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم و اگر نرسیدیم پس تلاش کافی نکرده‌ایم.
فهمیدن این‌که نقطه‌ی شروع ما با بقیه فرق داره و این‌که در کدوم کشور و کدوم شهر و کدوم خانواده بودیم شانسی بوده، باعث می‌شه نخوایم خودمون رو با بقیه مقایسه کنیم و از عقب‌تر بودن یا جلوتر بودن ناراحت یا خوش‌حال بشیم.
اصطلاح gaslighting به زیر سؤال بردنِ مداوم و دائمی درک‌ افراد از واقعیت و تجربه‌ی ذهنی‌شون تعبیر می‌شه که از فیلم Gaslight (1944) الهام گرفته شده.
این مورد یکی از چیزهایی هست که در روابط سمی (به خصوص از نوع عاطفی، اگرچه در بقیه‌ی فرم‌های رابطه هم وجود داره) دیده می‌شه و پرچم قرمزی (red flag) هست که به فرد علامت خطر رو نشون می‌ده.
۶ مورد از شیوه‌های رایجِ gaslighting در پایین آورده شده:
۱. مقابله‌کردن (Countering)
زیر سؤال بردن حافظه شما که باعث می‌شه شما واقعیتی که در خاطر دارین رو زیر سؤال ببرین.
۲. خودداری‌کردن (Withholding)
اجتناب از بحث‌کردن و منحرف‌کردن برخی بحث‌ها
۳. بی‌اهمیت جلوه‌دادن (Trivialising)
کم‌ارزش و ناچیز نشان‌دادن احساسات فرد مقابل
۴. انکارکردن (Denial)
انکار حرف‌هایی که فرد در گذشته زده و ادعای متوهم‌بودن طرف مقابل و یا ساختگی‌بودن صحبت‌ها
۵. تغییردادن (Diverting)
تغییر برخی بحث‌ها با زیر سؤال بردن صلاحیت فرد مقابل
۶. کلیشه‌سازی‌کردن (Stereotyping)
ساختن کلیشه‌های منفی از ویژگی‌های شما (جنسیت، نژاد، سن، …)

دونستن چنین مواردی باعث می‌شه اگر خودمون یا دیگران ناخودآگاه درگیر چنین رفتارهایی هستیم، برای تغییرشون و رفع ریشه‌ای مشکل تلاش کنیم و یا اگر افرادی آگاهانه دارن بدین وسیله از ما سوءاستفاده کنن، متوجه خطر رفتارشون باشیم.
ما در ارتباط با آدم‌ها‌ چیزهایی دریافت می‌کنیم که مراقبت از اون‌ها نوعی مسئولیت اجتماعی محسوب می‌شه.
اعتماد دیگران به ما (در روابط دوستانه، عاطفی و …) نوعی دارایی‌ به حساب می‌آد که در صورت خدشه‌دار شدن اون‌ها توسط رفتارهای غیراخلاقی، فرد مقابل رو دچار آسیب‌هایی (trauma) می‌کنه که معلوم نیست چه مدت بعد و با چه هزینه‌ای مجدداً ترمیم می‌شه.
مهم‌ه که وقتی کسی در مقابل ما سپرش رو زمین گذاشته، به‌ش تیر نزنیم. وقتی کسی به ما اعتماد داره، با دادن آبِ مسموم به‌ش ذره ذره اون رو ناتوان نکنیم که مجبور بشه به ما تکیه کنه و ما هم از اون تکیه‌کردن سوءاستفاده کنیم. مهم‌ه که وقتی آدم‌ها آسیب‌پذیری‌هاشون (vulnerabilities) رو با ما به اشتراک می‌ذارن، کاری نکنیم که چنین عملی و در مقابل افراد دیگری براشون سخت‌تر و آزاردهنده بشه. توجه‌کردن به این‌که وجود ما چه آثاری روی دیگران می‌ذاره، از جنس همون مسئولیت اجتماعی به حساب می‌آد‌؛ نوعی «ورای خود را دیدن».
به علت وجود سیستم معیوب و فقدان آموزش و دلایل متعدد دیگه، والدین و معلم‌ها و به طور کلی جامعه این سراب رو ایجاد می‌کنن که در مسیر شغلی از قبل برای ما (حداقل افراد معمولی جامعه، نه افرادی که امتیاز و برتری [privilege] داشته یا دارن) فرش قرمزی پهن کرده‌ان و ما صرفاً لازم‌ه که بار درس‌خوندن رو به دوش بکشیم.
اما حقیقت این‌ه که تقریباً همه‌چیز رو خودمون باید بسازیم و هیچ‌چیز برای ما آماده نشده؛ از مهارت پیدا-کردن کار و معرفی‌کردن [presentation] خودت به کارفرما، تا اثبات ارزش خودت برای محل کار و حتی تشخیص زمان خروج از اون‌جا و رفتن به جایی متفاوت/به‌تر.