بِه‌تَر. – Telegram
بِه‌تَر.
999 subscribers
518 photos
2 videos
8 files
309 links
این‌جا از این‌که چه‌طور برای رشد تلاش می‌کنم، حرف می‌زنم.
هیچ‌کدوم از صحبت‌ها رو بدون تحقیق نپذیرید.
Download Telegram
بِه‌تَر.
اپیزود دوم از آخرین فصل مستند Chef's Table درباره‌ی فردی بود که حتی ساعت ۴ صبح تونست هیجان‌زده‌ام کنه‌. آدمی که قبل از ورود به رستوران برای مشتری‌ها شراب سرو می‌کنه، با همه handshake می‌کنه، رفتار fancyای نداره و بدونِ egoی بادکرده، خودش رو یه قصاب معرفی می‌کنه…
حالا که بعد از مدت‌ها در Instagram چیزی نوشته‌ام و به آشپزی مربوط می‌شه، گفتم شاید به‌تر باشه تا این‌جا هم کمی بنویسم.

اگر علاوه بر غذا و آشپزی به هنر هم علاقه دارید، Chef's Table برای شماست. پس از محبوبیت سری اصلی، چند Spin-off درباره‌ی پیتزا، شیرینی و باربکیو ساخته شده که به زیبایی سریال اصلی هستند و حتی با توجه به داشتن یک محوریت خاص، شاید بشه گفت زیبا‌ترن. (من تا به حال فقط سری مربوط به پیتزا رو دیده‌ام.)

وقتی از پیتزا حرفی زده می‌شه، اولین کشوری که در خاطرمون می‌آد ایتالیا و نگاهی سنتی به پیتزاست. اما نه دنیا محدود هست و نه باید ذهن رو محدود کرد. در این مجموعه شاهد پیتزاهایی از نقاطی دور از هم در کره زمین و در دنیاهایی متفاوت خواهید بود.
People feel like there are actual limits in pizza. Pizza is the expression of pizza maker. Everyone should explore that for themselves.
از شرق به غرب، از ژاپن و کره تا ایتالیا و آمریکا
مسیر شغلی، بخش پنجم - چند صحبت پراکنده
پیش‌نوشت مهم
اگر شما در موقعیتی هستین که بتونین «مسیر شغلی» رو برای خودتون مشخص کنین، یک privilege دارین.
#Blog no. 39
قرار نیست «دقیقا» بدونید می‌خواید چه مسیری رو طی کنید تا تصمیم بگیرید در جهت چیزی که می‌خواید حرکت کنید.

یادگیری یک پروسه‌ی مادام‌العمره و آدمی که در انتهای دوره‌ی تحصیلی یا شغلی می‌سازیم و خصوصیات و توانایی‌هایی که در این دوره‌ها به خودمون اضافه می‌کنیم، بسیار مهم‌تر از خودِ مدرک تحصیلی‌ و سابقه کاری‌ه.
«بعد فهمیدم که پول اگرچه نیاز پایه است اما نیاز به چیزهای دیگر دارد تا وزن پیدا کند.» +
مسیر شغلی، بخش پنج‌ونیم - کوتاه درباره‌ی رزومه‌نویسی
#Blog no. 40
درست و موثر نشان‌دادن خود می‌تونه شبکه‌ی دوستی خوبی رو شکل بده، نگاه اطرافیان (از همکاران تا شریک عاطفی) رو نسبت به ما تغییر بده، روابط ارزش‌مندی برای ما بسازه که از این چیزهای به ظاهر کوچک، بر حسب اتفاق و شانس ممکن‌ه اتفاق‌های خوبی بیافته.

فروتن‌بودن خوب‌ه، اما اگر در زمان مناسبی نباشه می‌شه خود‌زنی. اگر در یک زمینه نقطه قوتی دارین، بیان‌ش الزاماً به معنی این نیست که مغرور هستین. … نتیجه این‌ه که وقتی به فردی می‌گی در فلان چیز خوب هستی، با واکنش‌هایی مثل «من؟! نه بابا. خیلی هم خوب نیستم و [اگر بد نباشم] متوسط‌م.» روبه‌رو می‌شی.
بِه‌تَر.
Photo
آدمی باید مدام به خودش یادآوری کنه که هیچ چیز نه به اون بدی هست که در کابوس‌هاش تصور می‌کرده و نه به اون خوبی که در رؤیاهاش‌ می‌دیده.
گاهی هم به خودت می‌آی و می‌بینی آدم‌های اطراف‌ت با اون معیاری که در ذهن‌ت برای نزدیکان‌ت داشتی (خیلی) فاصله دارن.
این‌که یه سری معیار اساسی برای فیلترکردن اطرافیان‌مون داشته باشیم تا دیگران بعد از گذر از اون‌ها به دایره‌ی دوستان نزدیک‌مون وارد بشن، می‌تونه کمک‌کننده باشه.

در نهایت، به نظرم آدم‌ باید بتونه پاسخ مناسبی بده به این سؤال که چه معیارهایی برای دوستان نزدیک (و حتی یک سطح دورتر) داره.
بدیهی‌ه که منظور از معیار این نیست که بشینیم متر کنیم فلانی ۵بار فلان کار رو کرد یا ۲ کتاب کم‌تر‌ از اون چیزی که معیار من بود خوند، پس از دایره‌ی نزدیکان‌م بره بیرون.
بین ارزش‌ها و اعتقادات تفاوتی وجود داره که لحاظ‌کردن‌ش در این‌جا می‌تونه کمک‌کننده باشه.
می‌گن وقتی حرف‌هایی که می‌شنوید جدید هستن و احساس می‌کنید درهای زیادی رو به روتون باز کرده‌ان، بدونید که توی اون مسائل زیاد عمیق نشدین. بحثی که درباره‌ی تفاوت ارزش‌ها و اعتقادات بود و من اولین بار در این‌جا خوندم و بسیار برام تازه بود. انگار که تا به حال این‌طور به‌ش فکر نکرده‌ بودم.
اعتقادات ما بخش اصلی هویت ما نیستن، بخش سیال‌ش محسوب می‌شن.


اگر به گذشته نگاه کنین، می‌بینید که اعتقادات‌تون در گذر زمان دست‌خوش تغییرات زیادی شده. اما ارزش‌ها معمولاً ثابت می‌مونن.
کسی که عدالت و صداقت رو ارزش می‌دونه یا امنیت در روابط‌ش رو ارزش به حساب می‌آره، ممکن‌ه در گذر زمان تعاریف متفاوتی از عدالت داشته باشه، صداقت رو در چیزهای متفاوتی ببینه یا امن‌بودن رو هر بار به شیوه‌ی خاصی در پیش بگیره، اما ارزش‌ش ثابت می‌مونه.

• سنجش دیگران بر حسب اعتقادات گاهی می‌تونه گمراه‌کننده باشه.
یک جوان غیرمذهبی رو تصور کنید که با شما اعتقادات یک‌سانی داره. این می‌تونه شما رو به یک‌دیگر نزدیک کنه، اما اون فرد ارزشی برای صداقت و امنیت قائل نیست و همین می‌تونه منجر به آسیب به شما بشه.

به نظرم توجه به ارزش‌های خودمون (و دیگران) مهم‌تر از اعتقادی هست که داریم. نه این‌که اعتقادات اصلاً مهم نباشن، اما به نظرم ارزش‌ها در اولویت بالاتری قرار دارن. «گاهی» تفاوت ما با فردی که به نظرمون اعتقاد مناسبی نداره، تنها در محیط‌های متفاوت و بسته/باز بودن اون محیط‌ه‌.

موضوع دیگه‌ای که باید به‌ش دقت کرد، این‌ه که ابراز کلامی یک ارزش به معنای داشتن‌ش نیست. کسی که می‌گه صداقت براش ارزش‌ه و در عمل داره مدام دیگران رو فریب می‌ده، صداقت رو واقعاً ارزش نمی‌دونه. بیش‌تر از نگاه به حرف‌های دیگران (و مهم‌تر، خودمون) باید دید که رفتارها و اعمال شخص چی می‌گن.
بِه‌تَر.
متیو پری خودِ چندلر با همون insecurityها، مشکلات کودکی و دغدغه‌های شخصی‌ه. با این تفاوت که آینده‌اش شبیه به چندلر نمی‌شه. «هربار مجدداً بخشی از سریال فرندز رو می‌بینم، هربار تغییر وزن‌های شدید و چهره‌ی خاموش افسردگی رو در این فرد تماشا می‌کنم، از این‌که چنین…
قبلاً پادکست‌ لوکوموتیو رو با دو قسمتی که درباره‌ی آدم‌های امن می‌گه، معرفی کرده بودم (رجوع به پست ریپلای‌شده).
یک جایی از Golden Gate Bridge می‌گه که سال‌ها قبل با هزینه‌ای ساخته شده و الان چندبرابر هزینه‌ی ساخت‌ش، صرف نگه‌داری‌ش می‌شه.
بعد این موضوع رو به آدم امن تشبیه می‌کنه. کسی که پیداکردن (شما بخونید ساختن) اون هزینه‌ی زیادی داره اما نگه‌داری و تلاش برای حفظ‌ش چه بسا هزینه‌ای بیش‌تر بخواد (از سوی هر دو طرف).
من یه مرحله تعمیم می‌دم و می‌گم درباره‌ی دوستان و روابط عاطفی هم صدق می‌کنه.
اغلب اشعاری که از شاعران فارسی‌زبان شنیده‌ام فقط تا قبل از وصال حرف می‌زنن. عمده‌ی چیزی که گفته می‌شه درباره‌ی قبل از شروع رابطه‌اس. درباره‌ی نگه‌داری و به قولی maintenance روابط و انرژی‌ای که نیاز دارن کم‌تر چیزی گفته می‌شه.
بِه‌تَر.
«بعد فهمیدم که پول اگرچه نیاز پایه است اما نیاز به چیزهای دیگر دارد تا وزن پیدا کند.» +
حالا که درباره‌ی آدم‌های امن در پست قبلی نوشتم و از وزن‌دادن به پول گفتم، این مورد رو هم اضافه کنم:

برای امیر - نگاه علمی به حال خوب
چه چیزی باعث می‌شه ما زندگی خوبی داشته باشیم و ازش راضی باشیم؟ پاسخ این سؤال یک مثلث‌ه که در وب‌لاگ‌ بیش‌تر ازش نوشته‌ام.

گرچه این مطلب برای دوست‌م نوشته شده اما به نظرم مخاطب‌ش هر کسی می‌تونه باشه. من خیلی این نوشته رو دوست دارم(شاید چون ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم).
پیشنهاد می‌کنم برای کسایی که براتون ارزش‌مندن و به‌تون نزدیک‌ هستن، بفرستین. نمی‌دونم چه‌قدر چیزی که گفتم اینستاگرامی و اینفلوئنسری باشه، اما فکر می‌کنم خونده‌شدن‌ش به آدم‌ها کمک می‌کنه قدر روابطی که دارن رو بدونن و اون رو take for granted نکنن.
#Blog no. 41
توی سربازی آدم رو در موقعیتی قرار می‌دن که وقت‌ش رو تلف کنه. مجبور هستیم به مدت چند ساعت بدون هیچ برنامه‌ای در یک‌ جا حاضر باشیم. از ترفندهای من برای گذران زمان و عدم ایجاد حس اتلاف وقت و عبث‌بودن در امروز، نوشتن پست قبلی و مستند کوتاهی درباره‌ی علت شادی مردم اسکاندیناوی بود که از DW دیدم.
اگر علاقه‌مند هستید، در یک‌‌ پست پایین‌تر کمی درباره‌اش نوشته‌ام و لینک‌ش هم برای تماشا هست.
چرا مردم فنلاند و دانمارک شادتر از آمریکایی‌ها هستن؟
در ادامه‌ی بحث شادی و رضایت از زندگی، این مستند کوتاه هم ارزش تماشا داره. نمی‌دونم چه‌قدر سفیدشویی داره یا چه‌قدر به واقعیت نزدیک‌ه، آدم بالاخره conformation bias داره و می‌خواد واقعیت ر‌و با باورهاش تطابق بده. البته که بعید می‌دونم این‌ها برای یک مهاجر صدق کنه و به نظرم سفیدها هرگز ما رو جزئی از خودشون نخواهند دونست، اما این‌که چنین چیزی چه‌قدر بر روی well-being و شادی تأثیر می‌‌ذاره، نمی‌دونم‌.
با این حال برای یک نظر دقیق‌تر، باید این زندگی رو تجربه کنم.
Balance is the formula for happiness. And 3 universal tips of happiness are:
• Doing something active
• Doing something with other people
• Doing something meaningful

If someone's super rich, they ask look! What's wrong with that person? It would be considered bragging if you you talk about how much you make etc.
در توییتر دیدم‌ش.
O Children
Nick Cave & The Bad Seeds
از دقیقه‌ی ۵ به بعد این آهنگ رو احتمالاً خیلی‌ها شنیده‌ان، فقط یکم‌ زیاد باید اون پستوهای ذهن رو بگردی تا یادت بیاد کجا.
Hey little train! We are all jumping on
The train that goes to the Kingdom
We’re happy, Ma, we’re having fun
And the train ain’t even left the station

Hey, little train! Wait for me!
I once was blind but now I see
Have you left a seat for me?
Is that such a stretch of the imagination?
Hey little train! Wait for me!