از مدرسه تعطیل شدم داشتم میومدم که سوار سرویس بشم
ی موتوری نزدیک بود بزنه بهم چقدر نزدیک ازم رد شد کلی ترسیدم
خداروشکر شانس آوردم که هنوزم زنده ام شکرت رب
ی موتوری نزدیک بود بزنه بهم چقدر نزدیک ازم رد شد کلی ترسیدم
خداروشکر شانس آوردم که هنوزم زنده ام شکرت رب
❤2
امروز توی مدرسه سرکلاس معنی کلمات پرسید دوستمون من گفتم ولی گفتم که نخونده بودم
گفتم این مخ نیس آهن ربا هس
بعد کتابمو برداشتم رفتم توی حیاط پیش دوستم مرجان و سمیره
نشستم یکم کتابو خوندم آفتاب می تابید گرمم شود از اون بادهای زمستانی میوزید
از اونجا دیگ من حالم بد شد
چشام سوختن سردرد گرفتن اومدم خونه انگار مغزهای سرم درد میکردن:)
از اون موقع حالم بد بودن
الان ساعت ۱:۲۳شب هستش من هنوز بیدارم
ساعت ۱۰:۳۰خوابیدم
۱۲بیدار شدم حالم خیلی بد بود هیچوقت اینجوری بد نبود حالم
دبیرمون هم گفت فاطمه چشت زدن خودشون نمیخونن پی خوشگذرونین
وقتی پایه نهم بودم مدیر مدرسه بهم گفت خانم دکتر آینده از همونجا بعد همه بچه ها گفتن چرا به ما نمیگی همکلاسی هام میگفتن نمیدونم فاطمه چیکار میکنه آنقدر زرنگه دیگ اون موقع همینجوری حالم بد شد مریض شدم بعد دوباره به لطف خدا حالم خوب شد
این بارم دوباره به لطف خدا حالم خوب میشه خدا من بهت ایمان دارم 🤍👀🫴🏻
گفتم این مخ نیس آهن ربا هس
بعد کتابمو برداشتم رفتم توی حیاط پیش دوستم مرجان و سمیره
نشستم یکم کتابو خوندم آفتاب می تابید گرمم شود از اون بادهای زمستانی میوزید
از اونجا دیگ من حالم بد شد
چشام سوختن سردرد گرفتن اومدم خونه انگار مغزهای سرم درد میکردن:)
از اون موقع حالم بد بودن
الان ساعت ۱:۲۳شب هستش من هنوز بیدارم
ساعت ۱۰:۳۰خوابیدم
۱۲بیدار شدم حالم خیلی بد بود هیچوقت اینجوری بد نبود حالم
دبیرمون هم گفت فاطمه چشت زدن خودشون نمیخونن پی خوشگذرونین
وقتی پایه نهم بودم مدیر مدرسه بهم گفت خانم دکتر آینده از همونجا بعد همه بچه ها گفتن چرا به ما نمیگی همکلاسی هام میگفتن نمیدونم فاطمه چیکار میکنه آنقدر زرنگه دیگ اون موقع همینجوری حالم بد شد مریض شدم بعد دوباره به لطف خدا حالم خوب شد
این بارم دوباره به لطف خدا حالم خوب میشه خدا من بهت ایمان دارم 🤍👀🫴🏻
❤1
من هنوزم نمیفهمم چرا وقتی کسی بی ادبانه جوابمان را می دهد،
تحقیرمان میکند یا با لحن تندی رفتار میکند، این ما هستیم که میسوزیم و میلرزیم و شب تا صبح در ذهنمان جواب پسِ جواب میسازیم.
واقعاً چرا؟
آدمی که درونش پر از خشم و زخم است، جز خشم و زخم از او چه انتظاری میتوان داشت؟
رفتار هر کس، گزارش بی نقصی از روان اوست، نه ارزش تو.
وقتی به تو بی احترامی میکند، دارد از تربیتش، عقده هایش، کمبودهایش و ترسهایش حرف میزند.
پس چرا اجازه میدهی آتش درون او، آرامش تو را بسوزاند؟
چرا زخمش را به قلبت دعوت میکنی؟
ساکت بمان، لبخند بزن و با خودت زمزمه کن: گاهی قویترین پاسخ، پاسخ ندادن است.
و بزرگترین انتقام، آرام ماندن.
تحقیرمان میکند یا با لحن تندی رفتار میکند، این ما هستیم که میسوزیم و میلرزیم و شب تا صبح در ذهنمان جواب پسِ جواب میسازیم.
واقعاً چرا؟
آدمی که درونش پر از خشم و زخم است، جز خشم و زخم از او چه انتظاری میتوان داشت؟
رفتار هر کس، گزارش بی نقصی از روان اوست، نه ارزش تو.
وقتی به تو بی احترامی میکند، دارد از تربیتش، عقده هایش، کمبودهایش و ترسهایش حرف میزند.
پس چرا اجازه میدهی آتش درون او، آرامش تو را بسوزاند؟
چرا زخمش را به قلبت دعوت میکنی؟
ساکت بمان، لبخند بزن و با خودت زمزمه کن: گاهی قویترین پاسخ، پاسخ ندادن است.
و بزرگترین انتقام، آرام ماندن.
❤1