رها میکنیم اندوه چسبیده بر دل را
خستگی هرچند می ماند
یک جائی خودش را پرت میکند توی آغوش تنهائی
#ای_لیا
@boiereihan
خستگی هرچند می ماند
یک جائی خودش را پرت میکند توی آغوش تنهائی
#ای_لیا
@boiereihan
متن از سپینود ناجیان
از دو دسته آدم حذر میکنم همیشه. اول زنان و دخترانی که با درد و آه و ناله مردهاشان را کنترل میکنند. گریه و درد ماهانه سلاحشان است و مدام آویزان مردشان هستند و طبعا آن مرد فکر میکند دارد کار تکیهگاه را انجام میدهد غافل از اینکه تکیهگاه یعنی چیز دیگر و جای دیگر.
و امان از دومی که مردان دونژوانطور که البته خودشان فکر میکنند دونژوان هستند یا کازانووا. بیشتر هم مردان سن و سالدار در این رده میگنجند. آنها که فکر میکنند هزاران کشته و شهید میان دختران و زنان دارند و یک تنه میتوانند با هفده نفر دوست باشند و خب نگاه اروتیکی هم پشت قضیه دارند که اتفاقا نشان از ضعفشان دارد یا دستکم اعتماد به نفس کاذبشان. از نشانههای این دسته شوخیهای جنسی مشمئزکنندهشان است در جمع همجنسانشان.
@boiereihan
از دو دسته آدم حذر میکنم همیشه. اول زنان و دخترانی که با درد و آه و ناله مردهاشان را کنترل میکنند. گریه و درد ماهانه سلاحشان است و مدام آویزان مردشان هستند و طبعا آن مرد فکر میکند دارد کار تکیهگاه را انجام میدهد غافل از اینکه تکیهگاه یعنی چیز دیگر و جای دیگر.
و امان از دومی که مردان دونژوانطور که البته خودشان فکر میکنند دونژوان هستند یا کازانووا. بیشتر هم مردان سن و سالدار در این رده میگنجند. آنها که فکر میکنند هزاران کشته و شهید میان دختران و زنان دارند و یک تنه میتوانند با هفده نفر دوست باشند و خب نگاه اروتیکی هم پشت قضیه دارند که اتفاقا نشان از ضعفشان دارد یا دستکم اعتماد به نفس کاذبشان. از نشانههای این دسته شوخیهای جنسی مشمئزکنندهشان است در جمع همجنسانشان.
@boiereihan
لب هایت شور جنگ دارند
طعم گس خیابان هارا
بوسه ای تازه میکند
تا می روی
سراغت میرود در یادم
خاطره ای در میان بوسه ها
کلمه ای در میان آغوشها
لب هایت که نه
لبهایم تازه میشوند
از بوسه ای بر روی باد!
#ای_لیا
@boiereihan
طعم گس خیابان هارا
بوسه ای تازه میکند
تا می روی
سراغت میرود در یادم
خاطره ای در میان بوسه ها
کلمه ای در میان آغوشها
لب هایت که نه
لبهایم تازه میشوند
از بوسه ای بر روی باد!
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
آی ای زنی که دل به تو سپردهام
پا بر هر سنگی که بگذاری شعر مُنفجر میشود
آی ای زنی که در رنگپریدگیات
همهی غمِ درختها را داری
آی ای زنی که خلاصه میکنی تاریخَم را
و تاریخِ باران را
باهم که باشیم تبعیدگاه هم زیباست.
نزار قبانی
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
پا بر هر سنگی که بگذاری شعر مُنفجر میشود
آی ای زنی که در رنگپریدگیات
همهی غمِ درختها را داری
آی ای زنی که خلاصه میکنی تاریخَم را
و تاریخِ باران را
باهم که باشیم تبعیدگاه هم زیباست.
نزار قبانی
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
انحنای تن تو
بارانی که می بارد
رد یک عاشقانه ی خیس
در میان یک عادت شیرین
و زمینی که بوی تنت را
یک جرعه سر می کشد.
مست نمی شود اما
بیمار می شود.
#ای_لیا
@boiereihan
بارانی که می بارد
رد یک عاشقانه ی خیس
در میان یک عادت شیرین
و زمینی که بوی تنت را
یک جرعه سر می کشد.
مست نمی شود اما
بیمار می شود.
#ای_لیا
@boiereihan
زندگی یعنی
آب در دل ماهی تکانی نخورد
زندگی یعنی خال روی لب تو که تر می شود
زندگی یعنی که باران روی شیروانی می خورد
زندگی یعنی نفسهایت لابلای رگهای هوای می رود
زندگی خلاصه اش این است
زندگی یعنی، تو که می خندی.
#ای_لیا
@boiereihan
آب در دل ماهی تکانی نخورد
زندگی یعنی خال روی لب تو که تر می شود
زندگی یعنی که باران روی شیروانی می خورد
زندگی یعنی نفسهایت لابلای رگهای هوای می رود
زندگی خلاصه اش این است
زندگی یعنی، تو که می خندی.
#ای_لیا
@boiereihan
گاه شبیه خواب است، هرچند بیداری، ولی خواب است، تصویری از یک لحظه را قاب میکنی، مرور میکنی، لبخندی میزنی، دوباره مرور میکنی. آن تصویر منجمد جان میگیرد، تو را در آغوش تنگ میفشارد. هرچند بیداری، ولی شبیه خواب است!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
احساسم این است
که باران بی سبب
شاد میکند صورت شالیزار را
کاش میشد باران شد
نشست روی گیسوی دختر دریا
کاش میشد بی جهت
شاد میشد دل مرد باغبان
احساسم این است
دختر شالیزار
لبهایش
تشنه بوسه هایی از جنس مهربانیست.
آدمی اما
خوابیده در سایه غروری نافرجام!
#ای_لیا
@boiereihan
که باران بی سبب
شاد میکند صورت شالیزار را
کاش میشد باران شد
نشست روی گیسوی دختر دریا
کاش میشد بی جهت
شاد میشد دل مرد باغبان
احساسم این است
دختر شالیزار
لبهایش
تشنه بوسه هایی از جنس مهربانیست.
آدمی اما
خوابیده در سایه غروری نافرجام!
#ای_لیا
@boiereihan
به کجای بشریت بر می خورد
که کودکی در صحرای کالاهاری
چنگ به پستان خشکیده زنی میزند
و یا در مک دونالد نشسته زیر کولر
سس خردل روی شلوارش می ریزد!
به کجای آدمی
که مردی پستان زنی را می مکد
و یا کودکی پستانی برای مکیدن ندارد
سخت نگیر
حقوق بشر در آنتالیاست
لابلای شنهای گرم مدیترانه
مردی دست میکند در میان علفزار هوس های زنی
در موگادیشو اما
تکه استخوانی پیچیده لابلای پوستی
نامش آدمی ست.
هرچند
ما همه دیواریم.
#ای_لیا
@boiereihan
که کودکی در صحرای کالاهاری
چنگ به پستان خشکیده زنی میزند
و یا در مک دونالد نشسته زیر کولر
سس خردل روی شلوارش می ریزد!
به کجای آدمی
که مردی پستان زنی را می مکد
و یا کودکی پستانی برای مکیدن ندارد
سخت نگیر
حقوق بشر در آنتالیاست
لابلای شنهای گرم مدیترانه
مردی دست میکند در میان علفزار هوس های زنی
در موگادیشو اما
تکه استخوانی پیچیده لابلای پوستی
نامش آدمی ست.
هرچند
ما همه دیواریم.
#ای_لیا
@boiereihan
مامان!
این لفظ را دوست دارم. این کلمه را صدا میکنم حالم جا می آید. دهانم آب می اوفتد. تمام آن طعمهای جورواجور میدود زیر دندانم. بوی ادویه. فسنجانهایی که یک وجب روغن گردو رویش بار می آمد. آن خنده هایی که شبیه لبخند باریکند. قرمه سبزی ها و قیمه هایی که آنقدر جا می افتند که تا حد مرگ میخوریم.
مامان!
این لفظ نام دیگر خداست، خدایی که هنوز که گونه گل بهی رنگش را نگاه میکنم دلم ضعف میرود. بچه روستا بوده. از آن لپ گلی ها. هنوز هم دارد همان رنگ و رو را. زیباست.
توی اتوبوس مردی با موهای جوگندمی و ریش سفید میگوید : گوشی رو بده مامان!
دلش برای مامانش تنگ شده. برای صدایش. همین دیشب دیده بودش البته.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
این لفظ را دوست دارم. این کلمه را صدا میکنم حالم جا می آید. دهانم آب می اوفتد. تمام آن طعمهای جورواجور میدود زیر دندانم. بوی ادویه. فسنجانهایی که یک وجب روغن گردو رویش بار می آمد. آن خنده هایی که شبیه لبخند باریکند. قرمه سبزی ها و قیمه هایی که آنقدر جا می افتند که تا حد مرگ میخوریم.
مامان!
این لفظ نام دیگر خداست، خدایی که هنوز که گونه گل بهی رنگش را نگاه میکنم دلم ضعف میرود. بچه روستا بوده. از آن لپ گلی ها. هنوز هم دارد همان رنگ و رو را. زیباست.
توی اتوبوس مردی با موهای جوگندمی و ریش سفید میگوید : گوشی رو بده مامان!
دلش برای مامانش تنگ شده. برای صدایش. همین دیشب دیده بودش البته.
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
مردم از هر چیزی سخن می گویند، به ویژه از آنچه درباره اش هیچ نمی دانند.
ژان پل سارتر
#کافی_کتاب
@kafiketab
ژان پل سارتر
#کافی_کتاب
@kafiketab