ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
مرد صفحه اول دفتر را باز میکند و مینویسد :
در زندگی لحظاتی هست که هیچ غلطی نمیتوان کرد، دراز میکشی روی کاناپه، خیره میشوی به سقف. جایی که زنی دارد موهایش را در جهان موازی شانه میکند!

+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
چرا باید زیاد عمر کنیم وقتی حالمون خوب نیست.

فیلم سیانور
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
دوست داشتن ،
طعم دارد
بو دارد
می شود لمسش کرد.

و همه اینها زمانی ست
که تو دیگر نیستی.

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

+ ششم اسفند زادروز هوشنگ ابتهاج
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
مرد تکیه داده است به صندلی و دستهایش را توی سینه جمع کرده است. خودکار روی کاغذها از نفس افتاده است. زن از روی میز بلند میشود و سیگار را از دست مرد میگیرد . میرود به سمت پنجره و تکیه میدهد به کناره دیوار، دست چپ را میگذارد زیر پستانهایش و آرنج دست راست را می گذارد روی دست چپ.
زن لباس به تن ندارد، موهای بلندش ریخته اند روی شانه هایش، مرد به زن نگاه میکند، یک عریانی ناب. لبخندی میزند. به زن میگوید : "اونجا وای نستو،بیا پیش من"
زن پک آخر را میزند و سیگار را از پنجره پرت میکند بیرون. به سمت مرد میدود، میپرد درون کاغذها. مرد روی کاغذها خم میشود و می نویسد :

" زن از روی میز بلند میشود و سیگار را از دست مرد میگیرد. میرود به سمت پنجره و تکیه میدهد به کناره دیوار، دست چپ را میگذارد زیر پستانهایش و آرنج دست راست را می گذارد روی دست چپ.
زن لباس به تن ندارد، موهای بلندش ریخته اند روی شانه اش ..."

+ داستانک
#ای_لیا
@boiereihan
از تمام جهانتان
فقط
یک بوسه را میخواهم
و آغوشی تنگ
که بفشارد دردهای نبودن را.

#ای_لیا
@boiereihan
در تقدیر من
تو جان داده ای
و من مرده ام

#ای_لیا
@boiereihan
رها میکنیم اندوه چسبیده بر دل را
خستگی هرچند می ماند
یک جائی خودش را پرت میکند توی آغوش تنهائی

#ای_لیا
@boiereihan
متن از سپینود ناجیان

از دو دسته آدم حذر می‌کنم همیشه. اول زنان و دخترانی که با درد و آه و ناله مردهاشان را کنترل می‌کنند. گریه و درد ماهانه سلاح‌شان است و مدام آویزان مردشان هستند و طبعا آن مرد فکر می‌کند دارد کار تکیه‌گاه را انجام می‌دهد غافل از این‌که تکیه‌گاه یعنی چیز دیگر و جای دیگر.
و امان از دومی که مردان دون‌ژوان‌طور که البته خودشان فکر می‌کنند دون‌ژوان هستند یا کازانووا. بیشتر هم مردان سن و سال‌دار در این رده می‌گنجند. آن‌ها که فکر می‌کنند هزاران کشته و شهید میان دختران و زنان دارند و یک تنه می‌توانند با هفده نفر دوست باشند و خب نگاه اروتیکی هم پشت قضیه دارند که اتفاقا نشان از ضعف‌شان دارد یا دست‌کم اعتماد به نفس کاذب‌شان. از نشانه‌های این دسته شوخی‌های جنسی مشمئزکننده‌شان است در جمع هم‌جنسان‌شان.

@boiereihan
مردها کلن خواب نمیبینند!
آنقدر که زندگی فرصتشان نمیدهد ...

#ای_لیا
@boiereihan
لب هایت شور جنگ دارند
طعم گس خیابان هارا
بوسه ای تازه میکند
تا می روی
سراغت میرود در یادم
خاطره ای در میان بوسه ها
کلمه ای در میان آغوشها
لب هایت که نه
لبهایم تازه میشوند
از بوسه ای بر روی باد!

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
آی ای زنی که دل به تو سپرده‌ام
پا بر هر سنگی که بگذاری شعر مُنفجر می‌شود
آی ای زنی که در رنگ‌پریدگی‌ات
همه‌ی غمِ درخت‌ها را داری
آی ای زنی که خلاصه می‌کنی تاریخَم را
و تاریخِ باران را
باهم که باشیم تبعیدگاه هم زیباست.

نزار قبانی
#کافی_کتاب
#شعر
@kafiketab
زندگی مثل یه سکه میمونه که فقط یکبار میتونی خرجش کنی.

فیلمِ the perfect guy
#فیلم_دیالوگ
@boiereihan
در میان این همه معشوق
لبهای تو بوسیدنی تر بود ...

#ای_لیا
@boiereihan
انحنای تن تو
بارانی که می بارد
رد یک عاشقانه ی خیس
در میان یک عادت شیرین
و زمینی که بوی تنت را
یک جرعه سر می کشد.
مست نمی شود اما
بیمار می شود.

#ای_لیا
@boiereihan
زندگی یعنی
آب در دل ماهی تکانی نخورد
زندگی یعنی خال روی لب تو که تر می شود
زندگی یعنی که باران روی شیروانی می خورد
زندگی یعنی نفسهایت لابلای رگهای هوای می رود
زندگی خلاصه اش این است
زندگی یعنی، تو که می خندی.

#ای_لیا
@boiereihan
گاه شبیه خواب است، هرچند بیداری، ولی خواب است، تصویری از یک لحظه را قاب میکنی، مرور میکنی، لبخندی میزنی، دوباره مرور میکنی. آن تصویر منجمد جان میگیرد، تو را در آغوش تنگ میفشارد. هرچند بیداری، ولی شبیه خواب است!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
نترس!
این صدای جیر جیر تخت،
حاصل هم خوابگی کلمات در ذهن شاعر است!

#ای_لیا
@boiereihan