گزارش یک مجلس عروسی:
یه تالار عروسی تو یکی از نقاط دورافتاده، چون میخواستن تو هزینه ها صرفه جوئی کنن، البته بعدن فهمیدیم به فامیلای عروس نزدیکتره محل تالار! مقدار زیادی صدای نامفهوم از توی باندها میاد کلی رقص نور و فلاش هست، مغزم داره از تو سوراخای دماغم بیرون میزنه. ده درصد جمعیت اونوسط زیر نور تند رقص نور و فلاش دارن میرقصن، نود درصد بقیه نشستیم تا زودتر شامو بدن گورمونو گم کنیم!
....................................................
در ادامه پست قبلی که یکی از دوستان گفت پیر شدی خواستم بگم والا زمان ما که جوونتر بودیم مثلن ته تهش یه رادیو ضبط دوکاسته آیوا یا سونی بود چارپنشتا نوار متداول عروسی اونروزا هم بود میذاشتن توش تو یه خونه مردونه تو یه خونه زنونه میزدن و میرقصیدن. از دو هفته قبل شب عروسی هم ملت شروع میکردن تا دو سه روز بعد عروسی. اینهمه سروصدا و رقص نور نبود به خدا. الان که رسیدم خونه هنوزم تو چشام دارن فلاشر میزنن و گوشام زنگ میزنه!
فکر کنم خونریزی مغزی هم کردم احتمالن صبح پاشم از گوشام و دماغم خون بیرون زده باشه! پرده گوشم پاره شد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یه تالار عروسی تو یکی از نقاط دورافتاده، چون میخواستن تو هزینه ها صرفه جوئی کنن، البته بعدن فهمیدیم به فامیلای عروس نزدیکتره محل تالار! مقدار زیادی صدای نامفهوم از توی باندها میاد کلی رقص نور و فلاش هست، مغزم داره از تو سوراخای دماغم بیرون میزنه. ده درصد جمعیت اونوسط زیر نور تند رقص نور و فلاش دارن میرقصن، نود درصد بقیه نشستیم تا زودتر شامو بدن گورمونو گم کنیم!
....................................................
در ادامه پست قبلی که یکی از دوستان گفت پیر شدی خواستم بگم والا زمان ما که جوونتر بودیم مثلن ته تهش یه رادیو ضبط دوکاسته آیوا یا سونی بود چارپنشتا نوار متداول عروسی اونروزا هم بود میذاشتن توش تو یه خونه مردونه تو یه خونه زنونه میزدن و میرقصیدن. از دو هفته قبل شب عروسی هم ملت شروع میکردن تا دو سه روز بعد عروسی. اینهمه سروصدا و رقص نور نبود به خدا. الان که رسیدم خونه هنوزم تو چشام دارن فلاشر میزنن و گوشام زنگ میزنه!
فکر کنم خونریزی مغزی هم کردم احتمالن صبح پاشم از گوشام و دماغم خون بیرون زده باشه! پرده گوشم پاره شد.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اولین بار که کیوی خوردیم مادرم اشتباهی جای سیب زمینی خارجی خریده بود. بعد هم دیده بود قیمتش چهار پنج برابره سیب زمینیه پیش خودش گفته بود خب خارجیه لابد. اینقدر هم صاف و تمیز. بعدن فهمیدیم اسمش کیویه. البته دیگه تو شمال و جاهای دیگه همه رفتن سراغ کیوی و کیوی ذلیل شد و اومد تو رده میوه های دیگه.
telegram.me/boiereihan
Instagram : iliya.7
telegram.me/boiereihan
Instagram : iliya.7
نوشتن داستان در سه مرحله - داستان نویسی با استفاده از سی دی های پرفسور بالتازار
مرحله اول - موضوع داستان را انتخاب می کنیم. موضوع زیاد است. سخت نگیرید یکی از همین دم دستی ها را انتخاب کنید. مثل خیانت، عشق مثلثی، کامران و هومن و ...
مرحله دوم - شخصیت های داستان را انتخاب کنید. مثلن مادر شوهر بد ذات، زن خیانتکار، مرد دو زنه و ... اسامی را هم تعیین کنید.
مرحله سوم - ساده ترین کار باقی مانده را انجام دهید، بقیه جزئیات را به دو مرحله بالا اضافه کنید. داستان شما آماده است، باور نمیکنید؟! شما الان یک نویسنده هستید!
(پک کامل به همراه یک سی دی امضا شده از طرف پرفسور بالتازار)
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
مرحله اول - موضوع داستان را انتخاب می کنیم. موضوع زیاد است. سخت نگیرید یکی از همین دم دستی ها را انتخاب کنید. مثل خیانت، عشق مثلثی، کامران و هومن و ...
مرحله دوم - شخصیت های داستان را انتخاب کنید. مثلن مادر شوهر بد ذات، زن خیانتکار، مرد دو زنه و ... اسامی را هم تعیین کنید.
مرحله سوم - ساده ترین کار باقی مانده را انجام دهید، بقیه جزئیات را به دو مرحله بالا اضافه کنید. داستان شما آماده است، باور نمیکنید؟! شما الان یک نویسنده هستید!
(پک کامل به همراه یک سی دی امضا شده از طرف پرفسور بالتازار)
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
استنلی (مارلون براندو) :
تا حالا هیچ زنی رو ندیدم که بدون تعریف فکر کنه قیافش قشنگه .
اتوبوسی به نام هوس - الیا کازان
#کافی_کتاب #فیلم_دیالوگ
@kafiketab
تا حالا هیچ زنی رو ندیدم که بدون تعریف فکر کنه قیافش قشنگه .
اتوبوسی به نام هوس - الیا کازان
#کافی_کتاب #فیلم_دیالوگ
@kafiketab
Forwarded from محمدعلی محمدپور
میگوید تو به رقص به خدا رسیدهای، گفت تو نیز رقصی بکن به خدا برسی.
مقالات شمس | شمسالدین محمد تبریزی
@m_mohamadpour
مقالات شمس | شمسالدین محمد تبریزی
@m_mohamadpour
اردی بهشت همینش خوب است، همینش که شبیه زن جوان لج بازی ست که تو را به بازی میگیرد به راحتی کام دلت را نمیدهد، تو را از کوچه پس کوچه های هوای یک خط در میان ابری و بارانی اش پیش میکشد، تو را نیمه جان میکند ...
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
فریبا وفی در جایی از کتاب رویای تبت از زبان شخصیت های داستانش میگوید : دوستی زن و مرد ساده نیست! اینکه در دوستی چه انتظاراتی دارند. رابطه زن و مرد هرطوری باشد، خارج از کشش های عاطفی باز این خاصیت را دارد که ایجاد علاقه کند، حال این علاقه قرار هم نیست مثلن عاشقانه باشد، میتواند در یک لایه ای از مجموعه رفتارها در آن لایه های زیرین به حرکت ادامه دهد. انتظارات آدمها در این روابط چیست، اینکه گاه به زبان می آورند، گاه در خلوت خود مرور میکنند بماند، مساله این است که به هرحال میماند که هردوطرف این دوستی، چگونه مدیریت کنند، گاه هم رسیده اند به جایی که جاده باریک شده است و لاجرم تنگ به تنگ هم ناچار رسیده اند به هم آغوشی ...
قصدم قضاوت نیست. چارچوب رابطه را و اینکه اخلاق در رابطه دوستی چگونه است را خود آدمهای رابطه تعیین میکنند. قاعدتن به خودشان هم مربوط میشود. البت تا زمانی که نیاورده اند بریزند وسط کوچه و خیابان!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
قصدم قضاوت نیست. چارچوب رابطه را و اینکه اخلاق در رابطه دوستی چگونه است را خود آدمهای رابطه تعیین میکنند. قاعدتن به خودشان هم مربوط میشود. البت تا زمانی که نیاورده اند بریزند وسط کوچه و خیابان!
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
درباره زنها همیشه چیزی برای سورپرایز شدن دارید. درباره فیزیولوژی و رفتارهای جسمی و جنسی شان، درباره انواع و اقسام هورمونهایی که به هر دلیلی بالا و پائین میشوند و عمدتن هم یک مرد اینوسط متهم برهم خوردن آنهاست! یا مثلن حالات روحی و روانیِ شان که شبیه ماههای اول بهار است و باران و آفتاب را مخلوط دارد که ماحصلش البته رنگین کمان است خب .ولی در کل بدون زنها زندگی چیزی کم دارد لابد، یک جای کارش خواهد لنگید البته چند جایش مطمئنن.
بماند الباقی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
بماند الباقی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ماهمه خسته ایم، شبیه کارگری که پنج ماه است حقوق نگرفته است، گرد و خاک را همان دم در می تکانیم، خستگی هایمان را میگذاریم پشت در، لبخند را برمیداریم و می آوریم توی خانه.
ما همه کارگریم، روزمون مبارک ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
ما همه کارگریم، روزمون مبارک ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
بدترین نوع رفتن این است که نمیدانی چرا میروی، تصمیم گرفته ای ولی نمیدانی، یعنی بار خودت را بسته ای، چمدانت را دم در گذاشته ای ولی توی دلت چیزی قُل میزند بالا می آید، شبیه نور پرژکتور سینما پخش میشود جلوی چشمانت.
میروی ولی نمیروی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
میروی ولی نمیروی ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
"بوها برایم خیلی مهمند. هر آدمی بوی مخصوص به خودش را دارد. اصلا شاید مهتاب را به خاطر بویش دوست دارم. باور کنید خیلی قبل از آنکه عاشقش باشم، وارد هرجا که میشدم، قبل از دیدنش میفهمیدم آنجاست ..."
خواستم بگویم "بوی عطر آنجل است.لابد اگر عطرش را عوض کند، دنبال زن دیگری راه میافتید" نگفتم.
پری فراموشی - فرشته احمدی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
خواستم بگویم "بوی عطر آنجل است.لابد اگر عطرش را عوض کند، دنبال زن دیگری راه میافتید" نگفتم.
پری فراموشی - فرشته احمدی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
توی راهروی تاریک و نمور دنبال اتاقی میگشتم. در زدم، یکی از آنطرف گفت بفرما. تو که رفتم دو تا پیرمرد نشسته بودند و سیگار دود میکردند تا فهمید آمده ام برای تیمشان تست بدهم گفت فردا تمرین داریم پاشو بیا. سال هفتادوهفت دفتر سپیدرود یک اتاق تنگ و ترش زیر ردیف های جایگاه تماشاگران در استادیوم عضدی رشت بود. دوتا بازی هم برایشان کردم توی مسابقات مناطق کشوری. بعدش دیدم یا باید فوتبال بازی کنم و سفرهای چند روزه را بروم یا درس بخوانم، ول کردم. آنموقع ها رشت یک تیم داشت، پگاه. قبلترش استقلال بود استقلال رشت بعد شد استقلال شهرداری رشت و سرآخر پگاه و در نهایت هم شد داماش و رفت که رفت! ولی سپیدرود انگار یک اصالت گم شده را با خودش داشت، شبیه همان دوتا پیرمرد رشتی که آنروز یک چای تلخ هم مهمانم کردند. امسال پیگیر بازی های سپیدرود بودم و خوشحال تا امروز که بالاخره برگشت.
سپیدرود من را یاد بارانهایی می اندازد که زیرش خیابان منظریه را بارها رفته ام و آمده ام. سپیدرود من را یاد عاشقانه هائی می اندازد که در خیال خاطره ها گم شده اند. خوش برگشتی، امید که بمانی.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@ boiereihan
سپیدرود من را یاد بارانهایی می اندازد که زیرش خیابان منظریه را بارها رفته ام و آمده ام. سپیدرود من را یاد عاشقانه هائی می اندازد که در خیال خاطره ها گم شده اند. خوش برگشتی، امید که بمانی.
#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@ boiereihan
Forwarded from ایلیا
زن زیباست
چه آن زمان که از فرط خستگی ابروانش در هم است.
چه آنزمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش.
چه آنزمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی.
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند.
زن زیباست.... آن زمانی که خسته از همه تهمتها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود مادر است...همسر است ....راحت جان است.
زندگی مشترک اگر مردی هم دارد
آری اگر مردی! هم دارد همین زن است.
زن زیباست
زمانی که لطافت جسم و روحش را توامان درک کردی
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی.
آری زن زیباست
دیده ام که می گویم.
باید ببینی.
+ اینم از اون متنائی بود که چندسال پیش نوشته بودم و الان فکر کنم فقط به اسم خواجه حافظ نزدنش!
#ای_لیا
@boiereihan
چه آن زمان که از فرط خستگی ابروانش در هم است.
چه آنزمان که خود را می آراید از پس همه خستگیهایش.
چه آنزمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی.
چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند.
زن زیباست.... آن زمانی که خسته از همه تهمتها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود مادر است...همسر است ....راحت جان است.
زندگی مشترک اگر مردی هم دارد
آری اگر مردی! هم دارد همین زن است.
زن زیباست
زمانی که لطافت جسم و روحش را توامان درک کردی
زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی
زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی.
آری زن زیباست
دیده ام که می گویم.
باید ببینی.
+ اینم از اون متنائی بود که چندسال پیش نوشته بودم و الان فکر کنم فقط به اسم خواجه حافظ نزدنش!
#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ایلیا
یک سری زنها و مردها فقط به درد معاشرت میخورند، به درد اینکه عاشقشان شوی، دوستشان داشته باشی، با آنها زمان بگذرانی، کافه بروی، حرف بزنی، حرف بزنند بشنوی، حتی گاهی شبیه آدمهای واقعی زندگی با آنها مثلن یک عصر پائیزی یا بهاری را توی یک خیابان طولانی راه بروی و لذت ببری و شاید یک عشق بازی گذرا ...
اما اینها فقط به درد همین چیزها میخورند، توی زندگی واقعی لنگ میزنند، روی آنها به عنوان یک زن یا یک شوهر نمیشود حسابی باز کرد، بیشترشان توی زندگی مشترک تَرَک برمیدارند، اینها را بگذاریم همانجا بمانند، توی همان معاشرتها، توی همان عاشق شدن ها و دوست داشتن های لحظه ای. لذتش بیشتر است ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اما اینها فقط به درد همین چیزها میخورند، توی زندگی واقعی لنگ میزنند، روی آنها به عنوان یک زن یا یک شوهر نمیشود حسابی باز کرد، بیشترشان توی زندگی مشترک تَرَک برمیدارند، اینها را بگذاریم همانجا بمانند، توی همان معاشرتها، توی همان عاشق شدن ها و دوست داشتن های لحظه ای. لذتش بیشتر است ...
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from محاکات
از #ژاپن یافتهها...
در روح فرهنگ #ژاپنی نوعی فردگرایی توام با تعهد جدی اخلاقی، نسبت به اجتماع وجود دارد. هر فرد با جدیّت به دنبال تامین رفاه و حداکثر کردن مطلوبیت خود همراه با احترام به ارزشها، قواعد و هنجارهای سفت و سخت جامعه است. شیوه زندگیای که تا حد زیادی متفاوت از سایر نقاط جهان است.
به تعبیر دیگر فرهنگ کاری و حتی زندگیشان چیزی شبیه زندگی مورچگان یا زنبورهاست. همه در خدمت هدف جمعی گروه یا شرکت، با "دقت" و "فقط" نقش خودشان را انجام میدهند. یک ریشهی مهم این شیوهی زندگی، تاریخ چهارصد سالهی اخیر و بهخصوص دوره تاریخی اِدو یا شوگونسالاری توکوگاوا است.
در روح فرهنگ #ژاپنی نوعی فردگرایی توام با تعهد جدی اخلاقی، نسبت به اجتماع وجود دارد. هر فرد با جدیّت به دنبال تامین رفاه و حداکثر کردن مطلوبیت خود همراه با احترام به ارزشها، قواعد و هنجارهای سفت و سخت جامعه است. شیوه زندگیای که تا حد زیادی متفاوت از سایر نقاط جهان است.
به تعبیر دیگر فرهنگ کاری و حتی زندگیشان چیزی شبیه زندگی مورچگان یا زنبورهاست. همه در خدمت هدف جمعی گروه یا شرکت، با "دقت" و "فقط" نقش خودشان را انجام میدهند. یک ریشهی مهم این شیوهی زندگی، تاریخ چهارصد سالهی اخیر و بهخصوص دوره تاریخی اِدو یا شوگونسالاری توکوگاوا است.