ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
تنهایی یعنی
دست میزنی به شانه ات
برمیگردی
کسی نیست!

#ای_لیا
@boiereihan
‏همیشه منتظریم،
منتظر اتفاقات، آدمها، رسیدن فصلها ...
و این رنجی‌ست بی‌پایان!

#ای_لیا
@boiereihan
‏زندگی چیزی‌ست شبیه انحنای تن زنی دلفریب
همانقدر زیبا همانقدر دور ...

#ای_لیا
@boiereihan
کسی که می نویسد الزامن حال خودش را نمینویسد، الزامن درباره خودش نمینویسد، شاید دارد حال تو را توصیف میکند، حس تو را بیان میکند در لحظه ای گذرا از زمان.
حال وصف حال من است، این نوشته ها مخاطب خاص ندارند، هرکسی حالش با خواندن اینها خوب شود و یا همذات پنداری کند مخاطب این نوشته هاست. نویسنده این سطور خیلی بی خیالتر از این حرفاست.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
‏سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم .
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز

پل الوار
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
نگاه اخوان ثالث به سیمین بهبهانی.
یک نکته‌ای توی عکسهای دسته‌جمعی هست، عکسهائی که توی دورهمی‌ها میگیریم، توی سفرها توی سیزده‌به‌درها، عروسی‌ها و تولدها، توی این عکسها همیشه آن کسی که شما را دوست دارد به شما نگاه می‌کند، خودش هم حواسش نیست، عکاس یک لحظه شاتر دوربین را می‌زند، ولی او دارد به شما نگاه میکند، همه حواسشان به دوربین است به اینکه قشنگ سیب را ادا کنند تا لبخندشان قشنگتر بیافتد، حواسشان است توی عکس بد نباشند ولی او به هیچ کدام اینها اهمیتی نمیدهد، او به شما نگاه میکند، به شما نگاه میکند و گاهی لبخندی هم روی لب دارد ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
میگوید : "دل دست ما نیست که بگوییم کجا برود یا نرود، دل است دیگر عاشق میشود، پدر ما را در می آورد!"
سکوت میکنم ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
اپیزود اول
کیسه ادرار بیمار رو چک میکنه، پیرزنی هفتاد ساله‌ست. خوابه، میشینه کنار صندلی پیرزن، ساعت دو و چهارده دقیقه بامداده، از شیشه کوچیک روی در نور راهرو میزنه تو اتاق، بلند میشه مقنعه‌اش رو کمی جابجا میکنه، میاد بیرون، طرفه رو میبینه که از استیشن پرستاری میره سمت راه‌پله، میاد سمت استیشن، میشینه رو صندلی، فلاسک چای رو برمیداره یه لیوان چای هل‌دار پر میکنه، جعبه گز رو از تو کشو فلزی میاره بیرون، یکی میذاره کنار لیوان چای، نگاه میکنه به بخار چای، ساعت مچی رو دستشو جابجا میکنه، ساعت دو و بیست و یک دقیقه بامداده.

اپیزود دوم
"کرمی! کرمی! رسول کجائی نوبت توئه، سمت آریاشهر، میری؟"
کرمی لخ و لخ کفشارو میپوشه، نیم ساعتی چرت زده. نگاه میکنه به ساعتش، دو و چهارده دقیقه بامداد، آدرس رو میگیره، مهندس غفوری کوچه هشتم، پلاک ده طبقه سوم!
پیش خودش میگه باز مهندس مهمون داشته بعد جواب خودشو میده : خب به تو چه!
زنگ طبقه سوم رو میزنه. صدای مردی پشت آیفون میگه اگر امکانش هست ده دقیقه صبر کنید. کرمی سر تکون میده میشینه تو پرایدش از فلاسک قهوه‌ای رنگ یه لیوان چای پر میکنه، از تو داشبرد چندتا توت خشک شده برمیداره. ساعت سبز رنگ روی داشبرد روی دو و بیست و یک دقیقه بامداده.

اپیزود سوم
زن میره به سمت پنجره آشپزخونه نگاه میکنه تو کوچه، برمیگرده سمت اتاق ساعت روی دیوار دو و چهارده دقیقه بامداد رو نشون میده، چای خشک رو میریزه تو قوری، آب جوش رو میریزه روی چای. قوری رو میذاره رو کتری میشینه پشت میز آشپزخونه، گوشی رو برمیداره میره تو پروفایل تلگرام مرد، عکسهای پروفایل رو نگاه میکنه، رو هرعکس مکث میکنه، چیزی توی ذهنش جابجا میشه لبخند میدوئه رو لباش، ساعت گوشی دو و بیست‌و‌یک دقیقه بامداده.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
کار لب بوسیدن است،
غیر بوسه هیچ مکن!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from محمدعلی محمدپور (MohamadAli Mohamadpour )
@moosighi_sonati
ehteshami,khoram
قطعه《طاقتم ده》
از آلبوم «همایون های همایون»

گزیده آثار استاد «همایون خرم»
به روایت پیانوی بی‌نظیر «سامان احتشامی»

@m_mohamadpour
ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)
@boiereihan
و شعر اگر می مرد
شورشی می شد
بین کلمات منجمد در ذهن شاعر!

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
موضوع انشا : در تابستان چه کار خواهید کرد؟!
صبح با اخلاق سگی از خواب بیدار می شویم و به این فکر می کنیم که چرا کودک نیستیم تا سه ماه تعطیلی خون به جگر پدرو مادر و بالاخص مادر کنیم! مخصوصن در کوچه پس کوچه های جنوب شهر که هر روز سر یکی می شکست و دواگلی و پرمنگنات بود که در هر خانه ای لکه ای انداخته بود و یا اینکه ... جلوی آینه ایستاده ام و آب به صورتم می پاشم چشمانم به اندازه خط باریکی شده است که توان باز کردن پلکهایم را هم ندارند. تابستان برای آدم بزرگها خیلی تفاوتی با کوفت! ندارد.
پایان
Photo : Emese-durcka Laki

⬇️⬇️⬇️
Forwarded from ای‌لیا
اینم مصیبتیه اینکه بوها خاطرات رو آوار میکنن رو سرت، بوی غذا‌ها بوی وسائل بوی خیابونها و بدتر از همه بوی آدمها.
کاش یه جائی بود میرفتیم بوهای توی ذهنمون رو میدادیم میگفتیم یه شیشه پر کن از این.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
یک زن خیلی کارها را انجام نمیدهد،
خیلی چیزها را به رویت نمی آورد،
اما یک کار را اگر انجام دهد تمام میشوی، زندگی به پایان میرسد!
با تو حرف نزند ...

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from Iran Google+
‏حقیقت اینه که هر دختری، زیباترین دختر دنیاست. فقط گاهی به آینه بیش‌تر از چشم‌های کسی که دوست‌شون داره اعتماد می‌کنن.


«aQa GorGe»
🎯 @IranGPlus