ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.49K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏نود امشب رو از دست ندید. علی پروین و حشمت مهاجرانی رو آوردن. ویژه برنامه جام جهانی الان هم میخواد جام جهانی ۷۸ آرژانتین رو بررسی کنه. بدو جا نمونی.
@boiereihan
‏دست میکشد
روی تن ملتهب احساسی دور گاهی نزدیک
زن در خودش مچاله میشود ...

#ای_لیا
@boiereihan
و مرگ آغاز زیستن است ...
@boiereihan
Forwarded from کافی کتاب
‏...و از میانِ همه‌ی خدایان، خدایی جز فراموشی، بر این همه رنج آگاه نگردد.

احمد شاملو
#شعر
#کافی_کتاب
@kafiketab
06 Panjereh
Siavash Ghomayshi - [i-RadioJavan.Com]
پنجره🎹🎙🎼
سیاوش قمیشی
#موزیک
@boiereihan
‏تو را دوست دارم
شبیه نسیمی که پس از باران
روی تن عرق کرده‌ای میزند ...

#ای_لیا
@boiereihan
جام جهانی بدون زنان!
بیلبورد میدان ولیعصر
@boiereihan
Amin Bani - Nashod [320].mp3
10.8 MB
نشد🎹🎙🎼
امین بانی
#موزیک
@boiereihan
11.Salman Bahonar.mp3
17.5 MB
#داستان‌صوتی 🎙

11. سلمان باهنر - دکتر رسول خیوه‌ای
از مجموعه #داستان‌همشهری شماره ۱
#ای‌لیا
@boiereihan
‏زندگی زیباست
شبیه نسیمی که از بلندی‌های شمال تنت می‌وزد ...

#ای_لیا
@boiereihan
پخش زنده افتتاحیه جام جهانی
شبکه پرشیانا اچ دی ماهواره یاه‌ست

Persiana HD
12738/V/27500

@boiereihan
⭕️ شبکه های فارسی زبان پخش کننده افتتاحیه جام جهانی:

Cine Film HD
Eutelsat 11304 H 29700

Cine Film
Eutelsat 11387 H 27500
Hotbird 12149 V 27500

IR See Plus
Yahsat 11766 V 27500

تمامی شبکه های نام برده رایگان بوده و به زبان فارسی پخش می شوند.

@SatLastNews
@boiereihan
🔴نگران، نااميد، خسته

🔻متنی که در جلسه امشب۲۳ خرداد در دیدار ریاست جمهوری با اهل رسانه قرار بود بخوانم، ولی به علت کمبود وقت فقط تا نیمی از ان را خواندم.

🔘نگران؛ نااميد؛ خسته؛ توصيف اجمالي از وضعيت كنوني جامعه ايران است. توصيفي كه شايد برخي را خوش نيايد. در گذشته، هیچ گاه نه نگران بودم، نه خسته و نه نااميد. دوست نداريم این سخن ها را بگوییم چون بیم آن داریم که به افزايش نگراني و خستگي و نااميدي منجر شود. ولي چاره چيست؟ تا كي مي‌توان زبان در كام كشيد؟ اگر سكوت و نگفتن چاره‌ساز بود، تاكنون چاره كرده بود.

🔘نگرانيم. با هر كس كه سخن مي‌گوييم نسبت به آينده كشور و ايران نگران است. برخي از گذشته‌هاي دور نگران بوده‌اند، ولي بسياري نيز در سال‌هاي اخير بويژه در يك سال گذشته نگران شده‌اند. نگرانی به سرعت در روان و ذهن ما ریشه دوانده است. بحث اصلي نيز وجود توطئه و فشارهاي خارجي علیه کشور نيست، هرچند اين مورد مهم است، ولي ريشه نگراني در داخل است. جامعه ما زیر فشارهای مختلف ضعیف و ناتوان شده است. جامعه ما از وحدت و انسجام اوليه خود دور شده، و شايد در تنها موضوعي كه وحدت نظر داريم، نگراني از آينده است.

🔘اجازه دهيد پاسخ به دو پرسش يكي از آخرين نظرسنجي‌هايي كه در همین روزها در تهران انجام شده است را تقديم كنم. از مردم پرسيده شده است كه مهم‌ترين موضوعي كه اين روزها موجب نگراني شما مي‌شود چيست؟ فقط 1/1 درصد اظهار داشته‌اند كه چيزي موجب نگراني آنان نمي‌شود. نكته مهم اين است كه اكثريت قاطع، مسايلي را موجب نگراني خود دانسته‌اند كه حل آنها خارج از اراده شخصي آنان است. در ادامه پرسيده شده كه آيا اين نگراني در آينده كمتر مي‌گردد يا بيشتر يا همين طور مي‌ماند؟ فقط 6 درصد اظهار داشته‌اند كه كمتر مي‌شود، 85 درصد گفته‌اند بيشتر و 9 درصد هم اظهار داشته‌اند همين طور مي‌ماند. متأسفانه بايد گفت كه اين پاسخ‌ها در نگراني‌هايي كه به امور شخصي برمي‌گردد خوشبينانه‌تر است و در اموري كه خارج از اراده فردي است بسيار بدبينانه‌تر.
نااميدی رويه ديگر اين نگراني است كه بازتاب آن را در اين نحوه پاسخگويي شاهد هستيم. مردمی ناامید که انتظار آینده ای خوب را ندارند.

🔘خسته ایم. اين خستگي پس از انتخابات سال گذشته نمود بيشتري يافت. آخرین بار که مردم به پای صندوق رای آمدند امید بسیار داشتند که تغییری جدی در رویه ها و سیاست ها روی می دهد ولی وقتی می بینند که چیزی تغییر نکرده خسته شده اند. آنها از این که هر بار تلاش می کنند و در پای صندوق خواست شان را بیان می کنند ولی نادیده گرفته می شود، خسته شده اند. حالا به هر بهانه بزرگ و کوچکی، موجه و غیر موجه به خیابان ها می آیند و اعتراض می کنند. گویی صندوق رای را دیگر آخرین راه نمی دانند. گویی که حضور در اين انتخابات را به مثابه عبور از آخرين گردنه براي رسيدن به مقصد می دانستند؛ تا تمام خستگي راه از تن خارج شود، ولی معلوم شد كه اين نه گردنه پاياني كه حركت بر روي دايره است و در روی دایره هرچه سريع‌تر حرکت کنیم تا از نقطه موجود دور شويم، سريع‌تر به آن نزديك خواهيم شد.

🔘با وجود این همچنان يك نقطه روشن هست. اتفاق نظر نسبي در وجود نگراني درباره آينده و اينكه ادامه مسير فعلی و گذشته دیگر ممكن نيست. واقعيت اين است كه به نظر بنده مسأله امروز ايران، هيچ راه‌حل جزيي و فني ندارد. در سطح هیچ یک از قوا نیست و باید در سطح ملی حل شود. بايد در نگاه به جامعه و رابطه قدرت و مردم اصلاح اساسي صورت گيرد. بايد ضمن به رسميت شناختن همه نگرش‌ها و گرايش‌هاي موجود در جامعه، به بازسازي قدرتِ مردم، همت گماشت و روح اميد را در اين كالبد خسته و نااميد دميد.

🔘به عنوان يك فعال رسانه‌اي معتقدم كه اولين جايي كه چنين اصلاحي بايد بازتاب پيدا كند، در رسانه است. وضعيت امروز رسانه در ايران بسيار خطرناك و حتي تهديدي عليه امنيت ملي است. از يك سو با رسانه‌هاي رسمي مواجه هستيم كه فاقد استقلال و اثرگذاري هستند و از سوي ديگر با شبكه‌هاي اجتماعي مواجهيم كه هيچ حد و مرز اخلاقي و حرفه‌اي و قانوني بر آنها حاكم نيست؛ و اين دو وضعيت به ظاهر متناقض، در اصل دو روي يك سكه هستند. امروز فضای رسانه ای از ارکان دفاع از امنیت ملی است. اگر فضای رسانه ای ملی به شکلی که الان هست ادامه پیدا کند به رقابت بین المللی رسانه ای می بازیم همچنان که پیش از این باخته ایم و این باخت رسانه ای به زیان امنیت ملی است.
@abdiabbas
🔴نگران، نااميد، خسته(ادامه متن...)

🔘مقدمه لازم براي مبارزه با تبعيض و فساد در کشور که متاسفانه نظام مند نیز شده است، در اصلاح نظام رسانه‌اي است. برخلاف تصور ساده‌انگارانه نزد برخي افراد؛ تفوق سياسي و رواني نظام‌هاي توسعه‌يافته، در درجه اول محصول قدرت اقتصادي و نظامي برتر آنها نيست، بلكه محصول قدرت و اثرگذاري نظام رسانه‌اي آنها است. نظام رسانه‌اي كارآمد در جهان امروز، هيچ تناسبي با نگرش موجود و «بوق‌واره» ما به رسانه ندارد.

🔘30 سال پيش در ابتداي مقدمه‌اي كه بر يك پژوهش درباره رسانه‌ها انجام شده بود، نوشتم كه در ايران هيچ پديده مدرني به اندازه رسانه، به صورت سنتي مورد بهره‌برداري قرار نمي‌گيرد. امروز تشت اين نحوه رفتار نابخردانه از بام رسانه، بر زمين جامعه افتاده است. علي‌رغم همه اينها بايد اميد داشت، چرا كه محكوم به اميد هستيم، مبادا بعداً پشيمان شويم كه اگر اميدمان را از دست نمي‌داديم، به مقصد مي‌رسيديم. فَرج بعد از شدّت روزنه اميد ماست پنجره آن را بر خودمان نبنديم.
@abdiabbas
قربون همه مامانا
💜💚💙😊
@boiereihan
‏بچه بودم با سنگ زدم تو سر یکی از بچه ها دنبالم کرد فرار کردم رفتم وسط حموم زنونه، دور حوض نشسته بودن اکثرن هم‌ پیر بودن، بعد از اون دیگه اون آدم سابق نشدم.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
بیا و شبیه گل دقیقه نودو سه باش!
همانقدر بعید،
همانقدر لعنتی ...

#ای_لیا
@boiereihan
Forwarded from توییتر +
‏امام جمعه اهل سنت ایرانشهر دیروز در نماز عیدفطر خبری شوک آور اعلام کرد مبنی بر اینکه یکنفر از یک باند چهار نفره رو دستگیر کردن که اعتراف کرده ۴۱دختر رو دزدین و بهشون گروهی تجاوز کردن و بعد ولشون کردن.
تا الان متاسفانه فقط ۳خانواده از قربانیان به دادگاه مراجعه و شکایت کرده اند.

👈نوید برهان زهی
@twitterplus7
Forwarded from ای‌لیا
گفت خدا لابد زن را که می آفریده حال خوبی داشته، آرام آرام اجزاء و ترکیبات را جمع کرده کنار هم. مثلن دست کشیده روی سر زن و بعد موها را آورده پایین دست گذاشته توی گودی کمر زن و کمی فرو داده و بعد گردی باسن را کشیده بیرون. دستهایش بوی گل رز میداده وقتی داشته چشمهای زن را خلق میکرده. منحنی در منحنی زن را رسم کرده. برجستگی سینه ها را، کشیدگی رانها را، خودش هم عاشق شده لابد!
گفت سرآخر گمانم شکم زن را بوسیده و ادامه خلقت را سپرده به زن!

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Forwarded from ای‌لیا
زمان ما اینطور نبود خب، اینطور که مثلن پدر و مادرها خودشان مشتاق باشند بچه ها را بفرستند مدرسه فوتبال، فوتبال یاد بگیرند شاید هم یک روزی بشوند فوتبالیست و پول پارو کنند. آنوقتها کوچه بود و توپ پلاستیکی و گاهی هم دو تا دروازه فلزی کوچک. اگر هم نه سنگ بود برای درست کردن دروازه. فوتبال بازی کردن جرم بود از نظر پدرها مخصوصن. پدرم میگفت بیست و دوتا احمق می اوفتن دنبال یه توپ اندازه کله من! خاک بر سرشون. همشونم بیسواد. راست میگفت. سواد نداشتند اکثرشان. پولی هم نداشتند. فوتبال درآمدی نداشت، اما عشق بود هرچه بود. عشق بود که پاهای برهنه را وادار میکرد به شوت زدن، هزاران بار زخم شدن و در نهایت کتک خوردن از پدر و مادر. ممد سیا، اسی تقه، یونس گلابی، مهدی یومورتا، علی برنجی، سهراب حشیش ... اینها آن روزها خدایگان فوتبال بودند توی کوچه پس کوچه های محله ما. کجا هستند حالا؟ نمیدانم. سیزده سالم بود اولین بار توی زمین خاکی پایم به توپ چهل تکه خورد، از همان توپهایی که یکی در میان پنج ضلعی و شش ضلعی سیاه و سفیدند. همان شکل معروف توپهای فوتبال. سه روز بعدش پدرم آمد توی زمین وسط آنهمه آدم زد پس گردنم و برداشت برد. به قول خودش فقط با درس خواندن میشد به جایی رسید. گذشت، پسر عاشق فوتبال گاهی سیگار هم میکشید، چندباری هم سیگاری زده بود، پدرش اما باخبر نشده بود هرچند بو میکشید که یک وقت بوی زمین خاکی ندهد و دوباره پی فوتبال نرود، ولی پسرک میرفت. لباسهای فوتبال را از زیر لباس های بیرونش میپوشید، کفشها را پشت ساق پایش با کش میبست. بوی زمین خاکی میگرفت، توی نهر کنار زمین خودش را میشست. همه چیز شبیه این فیلمهای قدیمی بلوک شرق بود. سیاه، خاکستری ... پسرک آخرسر پایش به زمین چمن هم باز شد ولی خب بخت و اقبال یارش نبود. الان هم که توی سی و هفت سالگی توی سالن ادامه میدهد. برای مثلن زنده نگه داشتن آن عطش سیری ناپذیر. آن عشق، آن عشق که هنوزم درونش زنده است ولی خب واقعیت زندگی وحشتناک است. پا به سن میگذاریم ...
آن پسرک سیزده ساله هنوز دارد توی رمین خاکی پی توپ میدود.

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan