Forwarded from کافی کتاب
درباره ی آزادی بسیار خواهی شنید.اینجا پیش ما کلمه ایست که به همان اندازه لجن مال شده که کلمه ی عشق،که همان طوری که قبلا گفتم،از همه بیشتر به لجنش کشیده اند.مردانی را خواهی دیدکه در راه آزادی نابود شدن را با جان سودا می کنند،شکنجه ها متحمل می شوند و حتی بار ها چهره ی مرگ را مشاهده می کنند و امیدوارم که تو خودت هم یکی از آن مردان شوی.و در همان لحظه ای که بند از بند وجودت به خاطر آزادی خواهند درید،متوجه می گردی که وجود ندارد یا حداکثر در مقیاسی که به دنبالش می گشتی وجود ندارد،مانند یک رویا،یک خیال پوج و خاطرات دوران زندگی پیش از تولدت،آن زمان که آزاد بودی چون تنها بودی.تکرار می کنم که تو در شکم من زندانی هستی و به این فکر می کنم که فضایت تنگ است،و از این به بعد هم در ظلمت محض خواهی بود ولی در آن فضای تنگ آن چنان آزادی که دیگر هرگز در این دنیای عظیم و بی رحم آزاد نخواهی بود.نه معذرتی باید بخواهی،نه کمکی،و چون کسی در کنارت نیست،خبر از بردگی ها نداری.در این جا در این بیرون برعکس هزار خان و ارباب خواهی داشت.و من اولین اربابت خواهم بود.
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
#کافی_کتاب
#برشی_از_یک_کتاب
@kafiketab
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد - اوریانا فالاچی
#کافی_کتاب
#برشی_از_یک_کتاب
@kafiketab
Forwarded from کافی کتاب
زن توی حمام دست میکشید روی پهلوی راست، جای دست مردی که رفته بود ... جلوی آینه سر را کج کرد روی شانه، لبخندی زد، دست کشید به پهلوی چپ کشید تا روی شکمش، چیزی درونش مچاله شد. چشمها را بست. لبها را گزید.
+ داستانک
@boiereihan
+ داستانک
@boiereihan
اومدیم از پیاده رو بریم دیدیم پژو ۲۰۰۸ پارک کرده و پیادهرو رو بسته اومدم برم کنار همکارم گفت کجا بیا بریم بالا، در حالیکه من چشمام از حدقه زده بود بیرون از روی کاپوت رد شد، قشنگ جای پاهاش موند روی کاپوت تر و تمیز پژو ۲۰۰۸.
#توئیتر
@boiereihan
#توئیتر
@boiereihan
به دربون برج شرکت سلام میکردم جواب نمیداد گفتم دیگه سلام ندم امروز سلام ندادم ناراحت شد میگم خب جواب نمیدی به آدم برمیخوره میگه من بیشعورم ولی شما سلامت رو بده.
:|
#توئیتر
@boiereihan
:|
#توئیتر
@boiereihan
زنگ زدم طرف یه آهنگ پیشواز ملایم و قشنگی داشت. گوشی برنداشت هشت بار دیگه زنگ زدم گذاشتم رو اسپیکر. بعد خودش زنگ زده با هیجان میگه اتفاقی افتاده؟ چی شده؟ میگم آره، اتفاق تو آهنگ پیشوازت افتاده.
#توئیتر
@boiereihan
#توئیتر
@boiereihan
نام خانوادگی مادرم با یکی از پسرعموهاش فرق داشت پرسیدیم داستان چیه گفتن پدرش زمان رضاخان میره سربازی زمان ترخیص شناسنامهش رو پیدا نمیکنن سرجوخه بهش میگه یه شناسنامه اینجا هست احتمالن صاحبش شناسنانه تورو برده تو هم بیا اینو ببر. به همین سادگی.
#توئیتر
@boiereihan
#توئیتر
@boiereihan