ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
‏چشمه‌ی صلح جاری شده است
خوابت نخراشد
باز تکه‌های کودکی
روی آسفالت خیابانی پخش می‌شود
مادری پستان بریده‌ی زندگی را
به میان آتشی از گُل پرت می‌کند
مردی در بن‌بست کوچه‌ای خاکستر شده است
سربازان صلح خیابانها را از آدمها شسته‌اند
چشمهایت را ببند
خوابت نخراشد

#ای_لیا
@boiereihan
‏من جلوی خانمها فوتبال بازی کردم، مسابقات دانشکده‌ها توی استادیوم دانشکده تربیت بدنی برگزار میشد و سکو داشت خانمها هم می‌اومدن برای تماشا، خب بازیمون قشنگ چند لِوِل رشد می‌کرد، حتی مورد داشتیم طرف پای چپ و راستش رو بلد نبود قیچی‌برگردون گل زد. دخترا جیغ میزدن ما هم که بله!

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
‏تو شبیه بارانی
که عصر یک روز پاییزی
نرم و بی‌صدا
روی خیالِ شهر می‌زند

#ای_لیا
@noiereihan
‏چشمه‌ی صلح جاری شده است
خوابت نخراشد
باز تکه‌های کودکی
روی آسفالت خیابانی پخش می‌شود
مادری پستان بریده‌ی زندگی را
به میان آتشی از گُل پرت می‌کند
مردی در بن‌بست کوچه‌ای خاکستر شده است
سربازان صلح خیابانها را از آدمها شسته‌اند
چشمهایت را ببند
خوابت نخراشد

ای‌لیا‏چندتایی عکس را جلو زد روی یکی از عکسها نگه داشت، مرد توی عکس لبخند میزد، یک جورهایی می‌خندید، عکس از پائین گرفته شده بود، به بالا نگاه می‌کرد، پیراهن‌ چهارخانه‌ای که زن تنش کرده بود توی عکس تن‌ مرد بود، زن زیر پیراهن چیزی نپوشیده بود، گردی دو طرف سینه‌های زن از چاک پیرهن پیدا بود.
+ داستانک
@boiereihan
‏زندگی کوتاه است
شبیه معاشقه‌ای تند
که در ماشینی ارزان قیمت
در بن بست کوچه‌ای رخ می‌دهد.

#ای_لیا
@boiereihan
‏بعضی وقتها می‌خوای حرف بزنی و خالی بشی و فشار از روی قفسه سینه‌ت برداشته بشه ولی باز برمی‌گردی میگی: خب چه خبرا؟
نگاه می‌کنی به در و ویوار.
#ای_لیا
@boiereihan
‏جای خالی آدمها مثل جای خالی دندونه هی زبون میزنی یه چیزی اونجا هست ولی نیست.

#ای_لیا
@boiereihan
‏هيچ اتفاقى قرار نيست بيافتد.
اما آدمی‌ست ديگر،
هميشه منتظر می‌ماند.

اورهان ولی
@boiereihan
‏زن و شوهر با ما همکار بودن، زن به شدت اکتیو و بگو و بخند، بچه‌ها باهاش شوخی می‌کردن، مرد ولی آرومتر، یه شرطی باهاش بستم باختم رفتیم پایین شرکت ساندویچ بخوریم، منتظر بودیم به بیرون نگاه می‌کرد یهو برگشت گفت: بدم میاد با زنم لاس می‌زنید! از تعجب خشک شدم، دهنم خشک زد، انگار یکی با سنگ زده باشه تو سرت، بعضیامون زیاده‌روی می‌کردیم واقعن، هیچی نگفتم، ساندویچ که اومد برداشت رفت.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
Audio
عامیانه‌هایی از میان #خاطرات 📒🖋
۱- حمام عمومی
#ای_لیا
@boiereihan
‏از دهه شصت واس ماها یه مشت خاطرات پیزوری و موشک بارون و صف و کوپن‌ مونده، برای من جنوب شهری هنوز قشنگ‌ترین خاطراتم رفتن به پارک لاله‌ست، بهمون میگفتن‌ می‌بریمتون بالاشهر پارک، یه بچه کچل مدرسه‌ای با توپ پلاستیکی زیربغلش توی پارک لاله. نور از لای شاخه‌ها میزنه تو صورتش، می‌خنده.

#ای_لیا
@boiereihan
Audio
#گزارش_یک_زندگی
قسمت اول🎙
حرفهائی که نمی‌زنیم
‏الهی فراق کوه را هامون کند، هامون را جیحون کند، جیحون را پر خون کند، دانی که با این دل ضعیف چون کند؟

خواجه عبدالله انصاری
@boiereihan
‏هزاران بار دیگر هم تو را دوست خواهم داشت
هر بار در کالبدی جدید

#ای_لیا
@boiereihan
‏عصر جمعه گاه
شبیه زنی‌ست نیمه‌عریان
در خیال لمس دستی
که دیگر نیست

#ای_لیا
@boiereihan
‏نیاز نیست وطن سرزمین بزرگی باشد
گاهی مساحت کوچکی است
در حد فاصل دو شانه، یک آغوش.

غسان کنفانی
@yekbashar
‏درد شبیه دریاست
دریایی پر از موج
و هر موج
از پی موج دیگری می‌آید.

سعاد الصباح
@boiereihan
‏اگر دیداری نباشد
حتی اگر لمسی هم نباشد
بی دلیل برای بعضی
جایی در دلمان هست.

جمال ثریا
@boiereihan
‏هنوز دیر نیست، هنوز صبرِ من به قامت بلند آرزوست.

هوشنگ ابتهاج
@boiereihan