ای‌لیا – Telegram
ای‌لیا
1.48K subscribers
765 photos
50 videos
36 files
59 links
دو خط چایی یک فنجان خاطره ...
و خاطره ای که دیگر نیست.
Download Telegram
Forwarded from ای‌لیا
دلتنگ که میشوی, قلبت فشرده میشود, سعی میکنی خاطراتی را مرور کنی,مرور میکنی و دلتنگ تر میشوی, سعی میکنی تجسم کنی نشسته است روبرویت, حرف میزند, درباره کرفس و خواصش میگوید, ناخودآگاه خنده ات میگیرد میخواهی دست کنی و موهایش را بگذاری پشت گوشش, دستت توی هوا می ماند, دلتنگ تر میشوی.
دلتنگتر میشوی ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
15
Forwarded from ای‌لیا
عید که می آمد، مادر از همان صبح روز آخر سال همه را قطار می کرد می برد حمام و در حین غر غر کردن ما هم می گفت : اگر این چرک از تنتون در نیاد تو این سال ،تا آخر سال دیگه تو تنتون می مونه.
بعد از حمام همه گی شبیه لبوهای تر و تازه می شدیم که از بس مادر کیسه کشیده بود به تنمان دیگر کم کم امعا و احشا داخلی مان هم از زیر پوستمان پیدا می شد.
بعد نوبت لباس های ترو تازه ای بود که همین یک هفته پیشش خریده بودیم از بازار. بازار تهران را دوست دارم. همان حس کودکی را هنوز گاهی می شود لابلای حجره هایش، زیر طاقهایش و در چارسوهایش پیدا کرد. هنوز رگه هایی از معرفت بازاریان قدیم لابلای دیوارهایش به یادگار مانده است.
آخر سر هم نوبت عطر زدن می شد که با بوی صابون و شامپوی خمره ای مخلوط می شد و ترکیب بویشان شبیه هیچ چیزی نبود مگر همان خاطرات کودکی. سفره هفت سین را در یکی ار اتاقها پهن می کردند و مهمان هم که می آمد می نشست سر همین سفره هفت سین و دیگر از مبل و میز عسلی و غیره هم خبری نبود.
موقع تحویل سال پدر قرآن می خواند و ما هم قدو نیم قد با شورو شوق منتظر تحویل سال بودیم تا پدر دست کند لای قرآن و یکی ده تومان تا نخورده بدهد . البته سهم خواهر بزرگتر همیشه بیست تومانی سبز رنگ بود.

عید در آن روزها انگار حس طبیعی تری داشت. نمی دانم جبر روزگار است و یا هر چیز دیگری ولی هر چه هست آدمیان دیگر مثل آن روزها سراغی از عید نمی گیرند و عید هم هر سال می آید می نشیند روی طاقچه ی خانه ها تا شاید کسی او را ببیند ولی ...

#ای_لیا
#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@boiereihan
13🥰3
Forwarded from ای‌لیا
پشت چشمهایت
خیال مردی خوابیده است
که تو را جور دیگری دوست دارد.

#ای_لیا
@boiereihan
10👍4😍2🥰1😢1
Forwarded from ای‌لیا
زندگی شبیه نیمرو نیست که، مثل کُتلت می مونه.
باید برگردونی تا اونطرفش هم بپزه ... گاهی اشتباه می کنیم و یادمون می ره....یه طرفش ذعال می شه و دیگه سرخ کردن اون یکی طرفش هم فایده ای نداره!

#ای_لیا
@boiereihan
👍61👏1🤔1
Forwarded from کافی کتاب
وقتي خدا مي خواست تو را بسازد، چه حال خوشي داشت، چه حوصله اي ! اين موها، اين چشم ها .... خودت مي فهمي؟ من همه اين ها را دوست دارم.

سال بلوا - عباس معروفی
#برشی_از_یک_کتاب
#کافی_کتاب
@kafiketab
13👍1
هشتم

گفته بود چگونه است حال دل رنجور؟
گفته بود اینگونه که دوستش داری و دلتنگی.

#ای_لیا
@iliyaaf7
11
هر اویی که او نمی‌شود.

#ای_لیا
@iliyaaf7
11👏1
Amor, Amor, Amor (feat. Wisin)
Jennifer Lopez
amor, amor ...🎹🎙🎼
Jennifer Lopez
#موزیک
@iliyaaf7
🥰41👍1
گریه می آید مرا
همایون شجریان
گریه می آید مرا🎹🎙🎼
همایون شجریان
#موزیک
@iliyaaf7
6
Kari Kimmel - Black
Kari Kimmel
Black🎹🎙🎼
Kari Kimmel
#موزیک
@iliyaaf7
3👍2
فاصله را
تنهایی را
پر می کند ،
خیال ِ سرگردان
در نگاه تو ...

و لبریز می کند
خاطره را
همین را ، لحظه را ...

#ای_لیا
@iliyaaf7
9
‏بگذار تو را دوست بدارم،
زیرا که تو هم
به این دوست داشتن
احتیاج داری...

‎ایلهان برک
#شعر
@iliyaaf7
10
Baroon [SultanMusic.IR]
Behnam Bani
بارون🎹🎙🎼
بهنام بانی
#موزیک
@iliyaaf7
🥰41👎1
‏بی‌قرارش کند، پس گوید: قرار گیر.

عین‌القضات همدانی
@iliyaaf7
8
‏زن دستها را حلقه کرد دور مرد، از پشت سر، آرام گونه‌ی چپش را گذاشت روی کمر مرد، ایستگاه آرام بود. هوا آرام بود. شهر آرام بود. مرد آرام بود. چشمهایش را بسته بود.

+ داستانک
@iliyaaf7
5👍5
Faramarz Aslani To [BibakMusic.com]
Faramarz Aslani [BibakMusic.com]
تو 🎹🎙🎼
فرامرز اصلانی
#موزیک
@iliyaaf7
6😍1
How I Love You
Engelbert Humperdinck
How I love you 🎹🎙🎼
Engelbert Humperdinck
#موزیک
@iliyaaf7
👍32
قطار که ترمز کرد زن که ایستاده بود جلوی مرد و وقتی مرد حرف میزد به چشمهایش نگاه می‌کرد پرت شد توی بغل مرد، مرد دست آزادش را حلقه کرد دور شانه‌های زن، زن سرش را گذاشت روی سینه‌ی مرد. مرد هنوز حرف میزد و توی چشمهای زن میشد حس یک آرامش ابدی را دید.

#ازمیان_همینطوری_های_روزانه
@iliyaaf7
9👍2
منتظر بودم آبمیوه‌هارو بگیره، داشت سیب می‌ریخت توی دستگاه یهو پرسید دایی چند سالته؟ دستام توی جیب گرمکن بود بیرون آوردم جمع کردم توی سینه و گفتم ۴۶ سال، گفت هوووم نمی‌خوره بهتون، گفتم پارسال جلوی کبابی یکی پرسید چند سالته الکی گفتم ۵۰ گفت بهت نمیاد، اونجا واقعن بهم نمیومد، پارچ آب سیب رو از زیر دستگاه برداشت و گفت: ولی نه بهتون نمیاد، یعنی سفید کردید ها ولی بهتون کمتر میخوره، آبمیوه‌هارو ریخت توی ظرف یه لیتری گرفتم اومدم. شب داشتم براش تعریف میکردم که توی آبمیوه فروشی چی شد یهو پا شد رفت اسفند آورد گذاشت روی اجاق گاز نگاه من رو که دید لبخند زد، توی چشماش این بود که خب تو اعتقاد نداری به این چیزها ولی بقیه دارن، چشم میزنن‌. دود اسفند پیچید توی آشپزخونه، یهو گفتم راستی میدونی دود خاصیت ضدعفونی کننده داره؟ یعنی ویروس و میکروب رو از بین میبره. خندید.

#ای_لیا
@iliyaaf7
17😍2