... آفت علوم، تقلید است.
و [سببِ] بیان اوهام حاکم نیشابوری [از سوی ما]، یا از سر غلبه بر راحتطلبی و ترک عادت [تقلید از گذشتگان] است یا از سر حُسنِ ظن به علمای پیشین. و به جانم سوگند که این شقِّ دوم [= حسن ظن به علمای پیشین] نیکوست، ولی دلخوش کردن به آن، غیرممکن است...
محمد بن موسی الحازمی (584ق)،
شروط پیشوایان پنجگانه در پذیرش اخبار آحاد،
صص20،21،
ترجمه عدنان فلّاحی،
تهران: نشر احسان، 1397.
@AdnanFallahi
و [سببِ] بیان اوهام حاکم نیشابوری [از سوی ما]، یا از سر غلبه بر راحتطلبی و ترک عادت [تقلید از گذشتگان] است یا از سر حُسنِ ظن به علمای پیشین. و به جانم سوگند که این شقِّ دوم [= حسن ظن به علمای پیشین] نیکوست، ولی دلخوش کردن به آن، غیرممکن است...
محمد بن موسی الحازمی (584ق)،
شروط پیشوایان پنجگانه در پذیرش اخبار آحاد،
صص20،21،
ترجمه عدنان فلّاحی،
تهران: نشر احسان، 1397.
@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
محمد قطب... به مانند اکثر چهرههای جریان صَحوَه [بیداری اسلامی سعودی] در آن دوره، تشکیک در سرشت اسلامی حکمرانی عربستان سعودی را رد کرد و از اهمیت فقراتی از کتاب معالم في الطریق سیّد قطب که در آن سیّد گفته بود که هیچ دولت اسلامیای روی زمین وجود ندارد، کاست...…
از اواخر دهه 1990، جنبش صَحْوَه[موسوم به بیداری اسلامی سعودی] تحولات مهمی را از سر گذراند که منجر به انفکاک آن به سه موجودیت شدیدا رقیب شد: پیروان "بیداری جدید" که خواستار ترک فعالیت سیاسی و بسنده کردن به بازگشت به فعالیتهای اجتماعی قبل از بحران [درگیری این جنبش با نظام حاکم] شدند، "اسلامگرایان لیبرال" که خواستار اصلاحات اساسی نظام سیاسی در کنار بازنگری در گفتمان دینی رایج بودند، و "نوجهادیها" که در کنار انتقاد از دولت سعودی، جنگ علیه ایالات متحده و حمایت از القاعده را در صدر اولویتهای خود قرار دادند.
در اینجا گفتنی است ـ و در ادامه خواهیم دید ـ که ظهور این گروهها و درگیریهایی که بین آنها اتفاق افتاده است، پیش از وقایع 11 سپتامبر 2001 رخ داد. از این رو حوادث 11سپتامبر در بافتار سعودی، صرفا نقش کاتالیزور برای تحرکاتی را داشتند که عملا مسبوق به سابقه بودند.
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص324،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
در اینجا گفتنی است ـ و در ادامه خواهیم دید ـ که ظهور این گروهها و درگیریهایی که بین آنها اتفاق افتاده است، پیش از وقایع 11 سپتامبر 2001 رخ داد. از این رو حوادث 11سپتامبر در بافتار سعودی، صرفا نقش کاتالیزور برای تحرکاتی را داشتند که عملا مسبوق به سابقه بودند.
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص324،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
👍6
مطالعات امریکا
نمودار بیشترین منتفعان از کمکهای نظامی و غیرنظامی امریکا در فاصلهی سالهای 1946 تا 2024 (ارقام متناسب با ارزش کنونی دلار است).
* منبع: اندیشکدهی شورای روابط خارجی (cfr):
https://www.cfr.org/article/us-aid-israel-four-charts#chapter-noscript-0-2
@AdnanFallahi
نمودار بیشترین منتفعان از کمکهای نظامی و غیرنظامی امریکا در فاصلهی سالهای 1946 تا 2024 (ارقام متناسب با ارزش کنونی دلار است).
* منبع: اندیشکدهی شورای روابط خارجی (cfr):
https://www.cfr.org/article/us-aid-israel-four-charts#chapter-noscript-0-2
@AdnanFallahi
👍1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
باید دانست که تفاوت عادات و رسوم و شئون زندگانی ملتها در نتیجه اختلافی است که در شیوه معاش (اقتصاد) خود پیش میگیرند، چه اجتماع ایشان تنها برای تعاون و همکاری در راه بدست آوردن وسایل معاش است... ابن خلدون، مقدمه، 1/225، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی…
و بدی از همۀ خصال به آدمی نزدیکتر است، بویژه اگر خودسرانه در چراگاه عادات رها شود و از راه پیروی از دین به تهذیب خود نپردازد؛ و بجز کسانی که خدا آنانرا کامیاب فرموده جماعتهای بسیاری بر این سیرتاند. و از جملۀ خویهایی که در میان بشر رواج دارد ستمگری و تجاوز به یکدیگر است، چنانکه دیدگان هر کس به کالای برادرش بیفتد بیدرنگ بدان دستدرازی میکند تا آنرا برباید، مگر اینکه حاکم و رادعی وی را باز دارد...
ابن خلدون،
مقدمه،
1/240،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدمه،
1/240،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍12
در یک نظریهی لیبرال کلاسیک، تفاوت بین دنیایی از جوامع لیبرال و یک جامعهی لیبرال جهانی [بدون دولتهای متعدد]، از اهمیت اساسی برخوردار نیست. از آنجا که هدف حکومت در یک جامعه، تضمین آزادی اساسی و حقوق مالکیت شهروندانش است، مرزها در لیبرالیسم کلاسیک از اهمیت اخلاقی زیادی برخوردار نیستند. در مقابل، در چهارچوب لیبرالیسم «جدید»، که بر برنامههای بازتوزیعی برای دستیابی به عدالت اجتماعی تأکید میکند، اینکه چه کسی در جامعهی سیاسی یا اخلاقی گنجانده شده است، اهمیت زیادی دارد. اگر اصول لیبرال نیازمند بازتوزیع قابل توجهی باشند، آنگاه اینکه آیا این اصول فقط در جوامع خاصی اعمال میشوند یا اینکه گسترهی آنها جهانیست، بسیار مهم است.
https://plato.stanford.edu/entries/liberalism/#NewLib
@AdnanFallahi
https://plato.stanford.edu/entries/liberalism/#NewLib
@AdnanFallahi
👍9
آغاز یک جنبش لیبرال در بریتانیا، خیلی زود با واکنشی علیه انقلاب فرانسه و بیاعتمادی به تحسینکنندگان آن در انگلستان ـ که میکوشیدند ایدههای لیبرالیسم قارهای یا ساختگرایانه را به انگلستان وارد کنند ـ متوقف شد. پایان این بسط اولیهی لیبرالیسم انگلیسی، با اثر ادموند برک مشخص میشود که... به شدت علیه ایدههای انقلاب فرانسه موضع گرفت.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 125,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 125,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدی از همۀ خصال به آدمی نزدیکتر است، بویژه اگر خودسرانه در چراگاه عادات رها شود و از راه پیروی از دین به تهذیب خود نپردازد؛ و بجز کسانی که خدا آنانرا کامیاب فرموده جماعتهای بسیاری بر این سیرتاند. و از جملۀ خویهایی که در میان بشر رواج دارد ستمگری و تجاوز…
غرور قومی و مهری که خداوند در دلهای بندگان خویش نسبت به خویشاوندان و نزدیکان قرار داده در طبایع بشری وجود دارد و همکاری و یاریگری به یکدیگر وابسته بدان میباشد و بسبب آن شکوه و نهیب ایشان در دل دشمن بزرگ میشود و در این باره از آنچه قرآن در خصوص برادران یوسف ع حکایت کرده میتوان پند گرفت...
و این امر در بشر يک عاطفه طبیعی است از هنگامی که آفریده شده است.
ابن خلدون،
مقدمه،
1/241،242،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
و این امر در بشر يک عاطفه طبیعی است از هنگامی که آفریده شده است.
ابن خلدون،
مقدمه،
1/241،242،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍12
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردمنگار #ترجمه @philobooks
فرض کنید ارتش آزاد سوریه (FSA) حملهای را علیه رقه، پایگاه داعش، آغاز کند. آنها پیشبینی میکنند که در حملهی خود مسبب تعدادی تلفات غیرنظامی خواهند شد، اما این تنها از آن روست که داعش انتخاب کرده که از داخل یک منطقهی غیرنظامی عملیات کند و مردم را مجبور کرده است که به "سپرهای انسانی غیرداوطلبانه" بدل شوند. برخی فکر میکنند که مسئولیت داعش برای قرار دادن [جان] آن غیرنظامیان در معرض خطر، به ارتش آزاد سوریه اجازه میدهد تا در ملاحظات خود ـ به نسبت حالتی که اگر داعش از آنها به مثابه سپرهای انسانی استفاده نمیکرد، متناسب میبود ـ وزن کمتری برای جان این غیرنظامیان قائل شود.
اما میتوان به این نیز فکر کرد: حتی اگر داعش عمدتاً مقصر استفاده از غیرنظامیان به مثابه پوشش باشد، چرا این باید به این معنا باشد که آن غیرنظامیان از حمایتهای ضعیفتری در برابر آسیب دیدن برخوردارند؟ ما معمولاً فکر میکنیم که حقوق فرد میبایست فقط به واسطهی اَعمال خود وی از دست رود یا سلب شود. اما بر اساس استدلال فوق، غیرنظامیان بدون هیچ تقصیر یا انتخابی از جانب خود، از حمایتهای ضعیفتری در برابر کشته شدن برخوردارند. برخی ممکن است فکر کنند که به سبب ارزش مضاعفِ بازداشتن افراد از سوء استفادهی اخلاقی به این روش، معیارهای بیمبالاتتری برای سپرهای انسانیِ غیرارادی اِعمال میشود. اما آن استدلال به طرز عجیبی دوری به نظر میرسد: ما مردم را به سبب سوء استفاده از تقیدات اخلاقیمان، با عدم نشان دادن تقیدات اخلاقی مجازات میکنیم. به علاوه، این رویکرد، این عمل [= کشتن غیرنظامیان] را از کنشی که به طور پیشبینی شده غیرنظامیان را به مثابه یک اثر جانبیِ اجتنابناپذیرِ ناشی از مقابله با تهدید نظامی میکُشد، به عملی تبدیل میکند که غیرنظامیان را چونان وسیلهای برای ممانعت از سوء استفادههای آتی میکُشد. این رویه، طوری از غیرنظامیان ابزارسازی میکند که توجیه آسیب رساندن به آنها را باز هم دشوارتر میکند.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
اما میتوان به این نیز فکر کرد: حتی اگر داعش عمدتاً مقصر استفاده از غیرنظامیان به مثابه پوشش باشد، چرا این باید به این معنا باشد که آن غیرنظامیان از حمایتهای ضعیفتری در برابر آسیب دیدن برخوردارند؟ ما معمولاً فکر میکنیم که حقوق فرد میبایست فقط به واسطهی اَعمال خود وی از دست رود یا سلب شود. اما بر اساس استدلال فوق، غیرنظامیان بدون هیچ تقصیر یا انتخابی از جانب خود، از حمایتهای ضعیفتری در برابر کشته شدن برخوردارند. برخی ممکن است فکر کنند که به سبب ارزش مضاعفِ بازداشتن افراد از سوء استفادهی اخلاقی به این روش، معیارهای بیمبالاتتری برای سپرهای انسانیِ غیرارادی اِعمال میشود. اما آن استدلال به طرز عجیبی دوری به نظر میرسد: ما مردم را به سبب سوء استفاده از تقیدات اخلاقیمان، با عدم نشان دادن تقیدات اخلاقی مجازات میکنیم. به علاوه، این رویکرد، این عمل [= کشتن غیرنظامیان] را از کنشی که به طور پیشبینی شده غیرنظامیان را به مثابه یک اثر جانبیِ اجتنابناپذیرِ ناشی از مقابله با تهدید نظامی میکُشد، به عملی تبدیل میکند که غیرنظامیان را چونان وسیلهای برای ممانعت از سوء استفادههای آتی میکُشد. این رویه، طوری از غیرنظامیان ابزارسازی میکند که توجیه آسیب رساندن به آنها را باز هم دشوارتر میکند.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
👍6
اصطلاح امت [در منشور مدینه] در اصل دلالت بر اجتماع دینی، و نه لزوما مسلمانان، دارد، زیرا یهودیان مدینه نیز حضور داشتند که به نوبهی خود یک امت بودند و در «منشور» به اتفاق مؤمنین، امت اسلام را قطع نظر از «من دون الناس»، یعنی تمام انسانهای بیرون از اجتماع [حضرت] محمد در مدینه تشکیل میدادند.
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص35،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص35،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آغاز یک جنبش لیبرال در بریتانیا، خیلی زود با واکنشی علیه انقلاب فرانسه و بیاعتمادی به تحسینکنندگان آن در انگلستان ـ که میکوشیدند ایدههای لیبرالیسم قارهای یا ساختگرایانه را به انگلستان وارد کنند ـ متوقف شد. پایان این بسط اولیهی لیبرالیسم انگلیسی، با…
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا منجر به یک اقتصادِ هدایتشده میشود، و فقط بسیار محتمل است که تعهد به یک سیاست تورمی، به معنای تخریب اقتصاد بازار و گذار به یک نظام اقتصادی و سیاسی تمامیتخواه با هدایت مرکزی باشد.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 131,132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 131,132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍6👎2
... بسیاری از اهل علم و سخن، و بسیاری از اهل عبادت و حال [= جذبهی عرفانی] گرفتار شدند، پس چهبسا سخنان اینان که خلاف کتاب و سنت است... وچهبسا که اینان وارد جنگهایی خلاف جنگهای واجب میشوند و یا در جنگهایی وارد میشوند که متضمن امور حرام است.
ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۵۵،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.
@AdnanFallahi
ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۵۵،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.
@AdnanFallahi
👍10👎1
هیچ چیزی از تمدن جدید غربی نیست که ریشهای در الهیات مسیحی نداشته باشد.
جواد طباطبایی،
درسگفتار فلسفهی حقوق میشل ویله،
جلسهی اول.
@AdnanFallahi
جواد طباطبایی،
درسگفتار فلسفهی حقوق میشل ویله،
جلسهی اول.
@AdnanFallahi
👍21👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا…
از آنجا که تنها نوع "بریتانیایی" یا تکاملیِ لیبرالیسم یک برنامهی سیاسی مشخص را توسعه داده است، تلاش برای ارائهی یک تبیین سازمانیافته از اصول لیبرالیسم باید بر آن متمرکز شود و دیدگاههای لیبرالیسم "قارهای" یا ساختگرایانه تنها گاهی اوقات من باب تمایز ذکر خواهد شد. این واقعیت همچنین مستلزم رد تمایز دیگری است که اغلب از اروپای قارهای [به جز بریتانیا] اخذ میشود ـ اما در مورد لیبرالیسم بریتانیایی قابل اعمال نیست ـ یعنی تمایز بین لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍4👎1
هیچ مورخی بهتر از رنه گروسه مورخ فرانسوی ـ وقتی فاطمیان را بیزانسیهای اسلام (Byzantines de Islam) توصیف میکند ـ نقش دولت فاطمی و موضع آن در دوران جنگهای صلیبی را دقیقتر و موجزتر تشخیص نداده است. دقت این وصف، در وجود شباهتهای عمیق بین فاطمیان و بیزانسیها [= امپراتوری روم شرقی] در آن دوران است. فاطمیان شیعه از تسلیم شدن در برابر خلافت عباسیِ سُنّی امتناع ورزیدند و خود را وارث مشروع رسالت اسلام و اقتدار محمد (ص) میدانستند. مسیحیان ارتدوکسِ بیزانسی نیز از تسلیم شدن در برابر اقتدار پاپ رم خودداری کردند و خود را وارثان مشروع امپراتوری روم و باور مسیحی میدیدند.
محمد بن المختار الشنقيطي،
أثر الحروب الصليبية علی العلاقات السنية الشیعية،
ص187،
بيروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2016.
@AdnanFallahi
محمد بن المختار الشنقيطي،
أثر الحروب الصليبية علی العلاقات السنية الشیعية،
ص187،
بيروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2016.
@AdnanFallahi
👍10🤔2
دربارهی راهپیمایی ظاهرا شلوغی که مخالفان ترامپ تحت عنوان "نه به شاهان" در امریکا برگزار کردند دو نکته جالب توجه است. نکتهی اول در باب نقصان دولتمرد و نکتهی دوم در باب مزیت نظام سیاسی.
۱) واکنش ترامپ به این اعتراضات، کلیپهایی بود که با هوش مصنوعی تولید شد و در یکی از آنها ترامپ با جنگندهای شبیه به اف۱۵، مشغول بمباران تظاهرکنندگان با فضولات انسانی یا حیوانی است! این واکنشهای ترامپ و احتمالا هواداران وی، پرده از نقصان اخلاقی و فریبکاری رهبران سیاسیای برمیدارد که از یک سو خود را نمایندهی ارزشهای مسیحی و انجیلی میدانند که دعوت به مدارا، اخلاق، فروتنی و پرهیز از هر گونه خشونت در آنها مندرج است و از سویی به این قبیل اعتراضات و مخالفتهای طبیعی سیاسی به قبیحترین شکل ممکن پاسخ میدهند (مدفوعباران مخالفان!).
۲) نکتهی دوم اما به مزیتهای نظام امریکا برمیگردد که امکان چنین اعتراضاتی علیه عالیترین مقامات کاخ سفید را بدون واکنشهای امنیتی و پلیسی مهیا کرده است؛ چراکه اگر سازوکارهای حقوقی و محذورات سیاسی مندرج در این نظام در کار نبود، اصلا بعید نیست که افرادی چون ترامپ با این سطح از نقصانهای اخلاقیِ متضاد با رتوریک مسیحیتباوری و انجیل و آخرالزمانگرایی دست به خشونتهای عریان و سرکوبهای گستردهی معترضان میزدند. در اینجاست که اهمیت فوقالعادهی پیشفرض خلدونی/هابزیِ تجاوز کار بودن اکثریت آدمیان و نتیجتا لزوم وجود یک سازوکار محدودکنندهی قدرت، بیش از پیش برجسته میشود.
@AdnanFallahi
۱) واکنش ترامپ به این اعتراضات، کلیپهایی بود که با هوش مصنوعی تولید شد و در یکی از آنها ترامپ با جنگندهای شبیه به اف۱۵، مشغول بمباران تظاهرکنندگان با فضولات انسانی یا حیوانی است! این واکنشهای ترامپ و احتمالا هواداران وی، پرده از نقصان اخلاقی و فریبکاری رهبران سیاسیای برمیدارد که از یک سو خود را نمایندهی ارزشهای مسیحی و انجیلی میدانند که دعوت به مدارا، اخلاق، فروتنی و پرهیز از هر گونه خشونت در آنها مندرج است و از سویی به این قبیل اعتراضات و مخالفتهای طبیعی سیاسی به قبیحترین شکل ممکن پاسخ میدهند (مدفوعباران مخالفان!).
۲) نکتهی دوم اما به مزیتهای نظام امریکا برمیگردد که امکان چنین اعتراضاتی علیه عالیترین مقامات کاخ سفید را بدون واکنشهای امنیتی و پلیسی مهیا کرده است؛ چراکه اگر سازوکارهای حقوقی و محذورات سیاسی مندرج در این نظام در کار نبود، اصلا بعید نیست که افرادی چون ترامپ با این سطح از نقصانهای اخلاقیِ متضاد با رتوریک مسیحیتباوری و انجیل و آخرالزمانگرایی دست به خشونتهای عریان و سرکوبهای گستردهی معترضان میزدند. در اینجاست که اهمیت فوقالعادهی پیشفرض خلدونی/هابزیِ تجاوز کار بودن اکثریت آدمیان و نتیجتا لزوم وجود یک سازوکار محدودکنندهی قدرت، بیش از پیش برجسته میشود.
@AdnanFallahi
👍17👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا…
ممکن است حکومت... با استفاده از منابع مالیای که در اختیارش قرار داده شده است، خدمات بسیاری را ارائه دهد که مستلزم هیچ اجباری نیست مگر گردآوری این منابع از طریق مالیات. و به جز شاید برخی از جناحهای افراطی جنبش لیبرال، مطلوبیت به عهده گرفتن چنین وظایفی از سوی دولت، هرگز انکار نشده است...
تردیدی نیست که خدمات بسیاری از این دست ـ که اقتصاددانان آنها را به نام "کالاهای عمومی"(public goods) میشناسند ـ وجود دارند که بسیار مطلوبند اما مکانیسم بازار نمیتواند آنها را فراهم کند، چراکه اگر این خدمات فراهم شوند، به همه سود خواهند رساند و نمیتوان آنها را محدود به کسانی کرد که مایل به پرداخت بهای این خدماتاند. از وظایف ابتدایی حفاظت در برابر جرم یا پیشگیری از شیوع بیماریهای مسری و سایر خدمات بهداشتی گرفته تا انواع بسیاری از مشکلاتی که دستهجات بزرگ شهری به وفور ایجاد میکنند، خدمات مورد نیاز تنها در صورتی مهیا میشوند که منابع تأمین هزینههای آنها از طریق مالیات جمعآوری شود.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 144,145,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
تردیدی نیست که خدمات بسیاری از این دست ـ که اقتصاددانان آنها را به نام "کالاهای عمومی"(public goods) میشناسند ـ وجود دارند که بسیار مطلوبند اما مکانیسم بازار نمیتواند آنها را فراهم کند، چراکه اگر این خدمات فراهم شوند، به همه سود خواهند رساند و نمیتوان آنها را محدود به کسانی کرد که مایل به پرداخت بهای این خدماتاند. از وظایف ابتدایی حفاظت در برابر جرم یا پیشگیری از شیوع بیماریهای مسری و سایر خدمات بهداشتی گرفته تا انواع بسیاری از مشکلاتی که دستهجات بزرگ شهری به وفور ایجاد میکنند، خدمات مورد نیاز تنها در صورتی مهیا میشوند که منابع تأمین هزینههای آنها از طریق مالیات جمعآوری شود.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 144,145,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍5👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اصطلاح امت [در منشور مدینه] در اصل دلالت بر اجتماع دینی، و نه لزوما مسلمانان، دارد، زیرا یهودیان مدینه نیز حضور داشتند که به نوبهی خود یک امت بودند و در «منشور» به اتفاق مؤمنین، امت اسلام را قطع نظر از «من دون الناس»، یعنی تمام انسانهای بیرون از اجتماع [حضرت]…
در مورد شهوت و میل به قدرت، سعدی میگوید:
"ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر".
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص۱۰۸،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: ۱۳۹۶.
@AdnanFallahi
"ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر".
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص۱۰۸،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: ۱۳۹۶.
@AdnanFallahi
👍14👎1
it is an abuse of history to subordinate it to a theory, however brilliant. The great German philosopher, Georg Wilhelm Friedrich Hegel (1770-1831), is a notable culprit here. Many thinkers have tried to blend the course of human history with a philosophical theory; Hegel did it best. His abuse of history is the more seductive because it is the most brilliant.
Why is Hegel's philosophy an abuse? The first reason relates to what was said at the beginning of this section about the intrinsic value of a human life. Hegel, however, is dismissive of all 'non-historical' peoples, and among historical nations he singles out for praise 'World-Historical Individuals' whose aims are those of creative Spirit. Theory, even more than knowledge, must serve life, not be subservient to it.
Michael Stanford,
A Companion to the Study of History,
p.43,
Oxford UK & Cambridge USA Press, 1994.
@AdnanFallahi
Why is Hegel's philosophy an abuse? The first reason relates to what was said at the beginning of this section about the intrinsic value of a human life. Hegel, however, is dismissive of all 'non-historical' peoples, and among historical nations he singles out for praise 'World-Historical Individuals' whose aims are those of creative Spirit. Theory, even more than knowledge, must serve life, not be subservient to it.
Michael Stanford,
A Companion to the Study of History,
p.43,
Oxford UK & Cambridge USA Press, 1994.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در مورد شهوت و میل به قدرت، سعدی میگوید: "ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر". اروین روزنتال، اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،…
سخنی گزاف نیست اگر گفته شود «علم تاریخ جدید» ابن خلدون شاهدی سدهی میانهای بر تولد پیش از موعد پژوهش علمی جدید در مورد گروه انسانی است که فراتر از مرزهای اسلام میرود و سخنان او در مورد انسانیتِ شهروندانِ دولت که معمولا به رنسانس و اومانیسم غرب نسبت داده میشود، از روی تصادف و اتفاق نیست.
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص111،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص111،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
👍13👎1
🔍فاشیسم چیست؟ (به روایت ارنست نولته)
این روزها بحث از فاشیسم داغ شده است. طبعا فاشیسم و فاشیسمپژوهی ابعاد بسیار گستردهای دارد که بحث دربارهی آن، از حوصله و حوزهی اشراف اکثریت قریب به اتفاق افراد، خارج است. اما میتوان یک تلقی ساندویچی از فاشیسم را به روایت مهمترین چهرهی غیرچپگرا در حوزهی فاشیسمشناسی ارائه داد، کسی که دُز راستگراییاش به حدی بالا بود که حتی از سوی برخی محافل صهیونیستی، به یهودستیزی هم متهم میشد: مورخ برجستهی آلمانی ارنست نولته.
میتوان گفت که نولته دو بُعد از فاشیسم را معرفی میکند. اولی بحث از ماهیت و ذات فاشیسم، و دومی بحث از نمودها و ابزار تجلی آن. نولته در یک تعریف دمدستی اما دقیق از فاشیسم مینویسد:
بنابراین فاشیسم، پیش و بیش از هر چیز هویت خود را با چپستیزی افراطی نشان میدهد و نشان "مرگ بر چپ" را بر پیشانی خود دارد. اما فاشیسم یک تجلی بیرونی هم دارد و آن هم شیوههایی است که برای تثبیت هدف خود به کار میگیرد. این شیوهها به گفتهی نولته مطابق با شیوههای حذفی مارکسیسم و حتی کارآمدتر از آن روشهاست. و اما بستر و محملی که فاشیسم در آنجا رشد و تغذیه میکند، نوعی ناسیونالیسم برتریجو و سفت و سخت است:
نولته به ویژه تأکید دارد که فاشیسم نهایتا رقیبان سیاسی خود را با تکیه بر تعریفی خاصگرایانه از امر ملی حذف میکند؛ مشابه تفکیکی که هیتلر بین آلماندوستانِ واقعی و آلمانیهای قلابی انجام داد:
اما در کنار این عناصر مقوم، فاشیسم بعضی سیاستها را در خارج و داخل پیگیری میکند که لزوما فصل مشترک تمام اَشکال فاشیسم نیست. برای مثال تأکید حزب نازی بر توسعهطلبی سرزمینی و گسترش "فضای حیاتی" برای ملت آلمان، نمودی نزد فاشیستهای اسپانیایی نداشت. بر همین اساس فاشیسم من حیث بروز و ظهور، طیفهای متنوعی را در بر میگیرد: فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم، شبهفاشیسم وغیره. بنابراین از نگاه نولته ممکن است صرفا برخی از نمودهای فاشیسم در یک جریان سیاسی ظاهر شود:
با این تفاصیل میتوان به خلاصه گفت: فاشیسم از دو منبع تعذیه میکند: امر ملی و ستیز با چپ. فاشیسم در پی حذف و سرکوب حداکثری مخالفان سیاسی خود و ایجاد یک تکصدایی در صورتبندی امر ملی است. فاشیسم درجات دارد و لزوما تمام عناصر آن یکجا گرد هم نمیآیند بلکه ممکن است برخی جریانها صرفا متمایل به فاشیسم و یا نیمهفاشیستی تلقی شوند.
نکتهی دیگری که شایسته است در انتها مورد اشاره قرار گیرد این است که فاشیسم به مثابه یک ایدیولوژی راستگرا، وامدار جریان سیاسی محافظهکاری است و به تعبیر نولته نسبت فاشیسم با محافظهکاری نسبت فرزندی/پدری است:
ارجاعات در فرستهی بعد👇🏻
@AdnanFallahi
این روزها بحث از فاشیسم داغ شده است. طبعا فاشیسم و فاشیسمپژوهی ابعاد بسیار گستردهای دارد که بحث دربارهی آن، از حوصله و حوزهی اشراف اکثریت قریب به اتفاق افراد، خارج است. اما میتوان یک تلقی ساندویچی از فاشیسم را به روایت مهمترین چهرهی غیرچپگرا در حوزهی فاشیسمشناسی ارائه داد، کسی که دُز راستگراییاش به حدی بالا بود که حتی از سوی برخی محافل صهیونیستی، به یهودستیزی هم متهم میشد: مورخ برجستهی آلمانی ارنست نولته.
میتوان گفت که نولته دو بُعد از فاشیسم را معرفی میکند. اولی بحث از ماهیت و ذات فاشیسم، و دومی بحث از نمودها و ابزار تجلی آن. نولته در یک تعریف دمدستی اما دقیق از فاشیسم مینویسد:
فاشیسم نوعی مارکسیسمستیزی است که میکوشد دشمن خود را اینگونه نابود کند: از طریق ایجاد یک ایدئولوژیِ از بیخ و بن متضاد [با مارکسیسم] اما در عین حال مرتبط، و با به کارگیری روشهایی غالبا همسان و در عین حال عموما بازسازیشده؛ و البته همیشه در چهارچوب متصلب ابراز وجود و خودمختاری ملی"[1].
بنابراین فاشیسم، پیش و بیش از هر چیز هویت خود را با چپستیزی افراطی نشان میدهد و نشان "مرگ بر چپ" را بر پیشانی خود دارد. اما فاشیسم یک تجلی بیرونی هم دارد و آن هم شیوههایی است که برای تثبیت هدف خود به کار میگیرد. این شیوهها به گفتهی نولته مطابق با شیوههای حذفی مارکسیسم و حتی کارآمدتر از آن روشهاست. و اما بستر و محملی که فاشیسم در آنجا رشد و تغذیه میکند، نوعی ناسیونالیسم برتریجو و سفت و سخت است:
آنچه هیتلر میخواست همان بود که جناح راست میخواست: حذف «مارکسیسم» و برقراری مجدد عظمت روزگار گذشته. اما او چنین چیزی را به صورتی دیگر و به سیاقی قاطعانهتر میخواست. او نمیخواست مارکسیسم را ممنوع کند بلکه در پی نابودی آن بود"[2].
نولته به ویژه تأکید دارد که فاشیسم نهایتا رقیبان سیاسی خود را با تکیه بر تعریفی خاصگرایانه از امر ملی حذف میکند؛ مشابه تفکیکی که هیتلر بین آلماندوستانِ واقعی و آلمانیهای قلابی انجام داد:
ناسیونالسوسیالیسم روزگاری نیروی خود را از استحکام سنتهای ملی در برابر نیروهای «بیخاک و ریشهی بینالمللگرایی» کسب کرده بود، اما زمانی که در نقطهی اوج خود قرار گرفت گونهی خاص ملت آلمان و محدود بودن آن را به نفع نوعی همبستگی نژادی غیر تاریخی نابود کرد"[3].
اما در کنار این عناصر مقوم، فاشیسم بعضی سیاستها را در خارج و داخل پیگیری میکند که لزوما فصل مشترک تمام اَشکال فاشیسم نیست. برای مثال تأکید حزب نازی بر توسعهطلبی سرزمینی و گسترش "فضای حیاتی" برای ملت آلمان، نمودی نزد فاشیستهای اسپانیایی نداشت. بر همین اساس فاشیسم من حیث بروز و ظهور، طیفهای متنوعی را در بر میگیرد: فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم، شبهفاشیسم وغیره. بنابراین از نگاه نولته ممکن است صرفا برخی از نمودهای فاشیسم در یک جریان سیاسی ظاهر شود:
اگر در جنبشی یا حزبی تنها یکی از این شاخصهها[ی فاشیسم] وجود داشت آنگاه تنها میتوان از فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم سخن گفت. در مواردی که در حزبی، با ریشههایی از گونهی دیگر، یکی از مؤلفههایی که برشمردیم به صورت برجستهای ظاهر شده باشد (به عنوان مثال وجود اصل ارتش مسلح حزبی)، تحت شرایط خاصی میتوان از تعبیر شبهفاشیستی برای آن استفاده کرد. جایی که تمام مؤلفهها در مراحل ابتدایی وجود داشته باشند، تعبیر فاشیسمِ نخستین مناسب به نظر میرسد"[4].
با این تفاصیل میتوان به خلاصه گفت: فاشیسم از دو منبع تعذیه میکند: امر ملی و ستیز با چپ. فاشیسم در پی حذف و سرکوب حداکثری مخالفان سیاسی خود و ایجاد یک تکصدایی در صورتبندی امر ملی است. فاشیسم درجات دارد و لزوما تمام عناصر آن یکجا گرد هم نمیآیند بلکه ممکن است برخی جریانها صرفا متمایل به فاشیسم و یا نیمهفاشیستی تلقی شوند.
نکتهی دیگری که شایسته است در انتها مورد اشاره قرار گیرد این است که فاشیسم به مثابه یک ایدیولوژی راستگرا، وامدار جریان سیاسی محافظهکاری است و به تعبیر نولته نسبت فاشیسم با محافظهکاری نسبت فرزندی/پدری است:
فاشیستها از تزلزل قدرتهای محافظهکار سر برآورده و از ضعف آنها سود برده بودند تا جایی که خود به اربابانی بدل شده بودند. این اربابان حالا به پدری که آنها را پرورش داده بود (یعنی قدرتهای محافظهکار) در بهترین حالت همینقدر اجازه میدادند که موجودیت خود را در حد نمایندگی حفظ کنند. اینکه فاشیستها با اتحادِ سلبی خود توانستند از هیچ سر برآورند و تا سرحد قدیمیترین و نیرومندترین قدرت سیاسی محافظهکار پیشروی کنند، بیش از هر چیز دیگری، گواهی است بر اهمیت و جایگاه دورانساز فاشیسم"[5].
ارجاعات در فرستهی بعد👇🏻
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ارجاعاتِ فرستهی قبل👆🏻
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس…
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس…
👍13🤔3
ارجاعاتِ فرستهی قبل👆🏻
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس (نسخهی اینترنتی).
[3]. همان
[4]. همان
[5]. همان
@AdnanFallahi
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس (نسخهی اینترنتی).
[3]. همان
[4]. همان
[5]. همان
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍9