تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آغاز یک جنبش لیبرال در بریتانیا، خیلی زود با واکنشی علیه انقلاب فرانسه و بیاعتمادی به تحسینکنندگان آن در انگلستان ـ که میکوشیدند ایدههای لیبرالیسم قارهای یا ساختگرایانه را به انگلستان وارد کنند ـ متوقف شد. پایان این بسط اولیهی لیبرالیسم انگلیسی، با…
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا منجر به یک اقتصادِ هدایتشده میشود، و فقط بسیار محتمل است که تعهد به یک سیاست تورمی، به معنای تخریب اقتصاد بازار و گذار به یک نظام اقتصادی و سیاسی تمامیتخواه با هدایت مرکزی باشد.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 131,132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 131,132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍6👎2
... بسیاری از اهل علم و سخن، و بسیاری از اهل عبادت و حال [= جذبهی عرفانی] گرفتار شدند، پس چهبسا سخنان اینان که خلاف کتاب و سنت است... وچهبسا که اینان وارد جنگهایی خلاف جنگهای واجب میشوند و یا در جنگهایی وارد میشوند که متضمن امور حرام است.
ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۵۵،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.
@AdnanFallahi
ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۵۵،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.
@AdnanFallahi
👍10👎1
هیچ چیزی از تمدن جدید غربی نیست که ریشهای در الهیات مسیحی نداشته باشد.
جواد طباطبایی،
درسگفتار فلسفهی حقوق میشل ویله،
جلسهی اول.
@AdnanFallahi
جواد طباطبایی،
درسگفتار فلسفهی حقوق میشل ویله،
جلسهی اول.
@AdnanFallahi
👍21👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا…
از آنجا که تنها نوع "بریتانیایی" یا تکاملیِ لیبرالیسم یک برنامهی سیاسی مشخص را توسعه داده است، تلاش برای ارائهی یک تبیین سازمانیافته از اصول لیبرالیسم باید بر آن متمرکز شود و دیدگاههای لیبرالیسم "قارهای" یا ساختگرایانه تنها گاهی اوقات من باب تمایز ذکر خواهد شد. این واقعیت همچنین مستلزم رد تمایز دیگری است که اغلب از اروپای قارهای [به جز بریتانیا] اخذ میشود ـ اما در مورد لیبرالیسم بریتانیایی قابل اعمال نیست ـ یعنی تمایز بین لیبرالیسم سیاسی و لیبرالیسم اقتصادی.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
p. 132,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍4👎1
هیچ مورخی بهتر از رنه گروسه مورخ فرانسوی ـ وقتی فاطمیان را بیزانسیهای اسلام (Byzantines de Islam) توصیف میکند ـ نقش دولت فاطمی و موضع آن در دوران جنگهای صلیبی را دقیقتر و موجزتر تشخیص نداده است. دقت این وصف، در وجود شباهتهای عمیق بین فاطمیان و بیزانسیها [= امپراتوری روم شرقی] در آن دوران است. فاطمیان شیعه از تسلیم شدن در برابر خلافت عباسیِ سُنّی امتناع ورزیدند و خود را وارث مشروع رسالت اسلام و اقتدار محمد (ص) میدانستند. مسیحیان ارتدوکسِ بیزانسی نیز از تسلیم شدن در برابر اقتدار پاپ رم خودداری کردند و خود را وارثان مشروع امپراتوری روم و باور مسیحی میدیدند.
محمد بن المختار الشنقيطي،
أثر الحروب الصليبية علی العلاقات السنية الشیعية،
ص187،
بيروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2016.
@AdnanFallahi
محمد بن المختار الشنقيطي،
أثر الحروب الصليبية علی العلاقات السنية الشیعية،
ص187،
بيروت: الشبکة العربية للابحاث والنشر، 2016.
@AdnanFallahi
👍10🤔2
دربارهی راهپیمایی ظاهرا شلوغی که مخالفان ترامپ تحت عنوان "نه به شاهان" در امریکا برگزار کردند دو نکته جالب توجه است. نکتهی اول در باب نقصان دولتمرد و نکتهی دوم در باب مزیت نظام سیاسی.
۱) واکنش ترامپ به این اعتراضات، کلیپهایی بود که با هوش مصنوعی تولید شد و در یکی از آنها ترامپ با جنگندهای شبیه به اف۱۵، مشغول بمباران تظاهرکنندگان با فضولات انسانی یا حیوانی است! این واکنشهای ترامپ و احتمالا هواداران وی، پرده از نقصان اخلاقی و فریبکاری رهبران سیاسیای برمیدارد که از یک سو خود را نمایندهی ارزشهای مسیحی و انجیلی میدانند که دعوت به مدارا، اخلاق، فروتنی و پرهیز از هر گونه خشونت در آنها مندرج است و از سویی به این قبیل اعتراضات و مخالفتهای طبیعی سیاسی به قبیحترین شکل ممکن پاسخ میدهند (مدفوعباران مخالفان!).
۲) نکتهی دوم اما به مزیتهای نظام امریکا برمیگردد که امکان چنین اعتراضاتی علیه عالیترین مقامات کاخ سفید را بدون واکنشهای امنیتی و پلیسی مهیا کرده است؛ چراکه اگر سازوکارهای حقوقی و محذورات سیاسی مندرج در این نظام در کار نبود، اصلا بعید نیست که افرادی چون ترامپ با این سطح از نقصانهای اخلاقیِ متضاد با رتوریک مسیحیتباوری و انجیل و آخرالزمانگرایی دست به خشونتهای عریان و سرکوبهای گستردهی معترضان میزدند. در اینجاست که اهمیت فوقالعادهی پیشفرض خلدونی/هابزیِ تجاوز کار بودن اکثریت آدمیان و نتیجتا لزوم وجود یک سازوکار محدودکنندهی قدرت، بیش از پیش برجسته میشود.
@AdnanFallahi
۱) واکنش ترامپ به این اعتراضات، کلیپهایی بود که با هوش مصنوعی تولید شد و در یکی از آنها ترامپ با جنگندهای شبیه به اف۱۵، مشغول بمباران تظاهرکنندگان با فضولات انسانی یا حیوانی است! این واکنشهای ترامپ و احتمالا هواداران وی، پرده از نقصان اخلاقی و فریبکاری رهبران سیاسیای برمیدارد که از یک سو خود را نمایندهی ارزشهای مسیحی و انجیلی میدانند که دعوت به مدارا، اخلاق، فروتنی و پرهیز از هر گونه خشونت در آنها مندرج است و از سویی به این قبیل اعتراضات و مخالفتهای طبیعی سیاسی به قبیحترین شکل ممکن پاسخ میدهند (مدفوعباران مخالفان!).
۲) نکتهی دوم اما به مزیتهای نظام امریکا برمیگردد که امکان چنین اعتراضاتی علیه عالیترین مقامات کاخ سفید را بدون واکنشهای امنیتی و پلیسی مهیا کرده است؛ چراکه اگر سازوکارهای حقوقی و محذورات سیاسی مندرج در این نظام در کار نبود، اصلا بعید نیست که افرادی چون ترامپ با این سطح از نقصانهای اخلاقیِ متضاد با رتوریک مسیحیتباوری و انجیل و آخرالزمانگرایی دست به خشونتهای عریان و سرکوبهای گستردهی معترضان میزدند. در اینجاست که اهمیت فوقالعادهی پیشفرض خلدونی/هابزیِ تجاوز کار بودن اکثریت آدمیان و نتیجتا لزوم وجود یک سازوکار محدودکنندهی قدرت، بیش از پیش برجسته میشود.
@AdnanFallahi
👍17👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... یک اقتصاد بازار کارآمد ـ اگر به هیچ دلیل دیگری نباشد ـ صرفا به این دلیل که حکومتها به زودی احساس خواهند کرد که مجبورند با توسل به کنترل قیمتها و دستمزدها با تأثیرات تورم مبارزه کنند، نخواهد توانست تحت یک تورم شتابان تداوم یابد. تورم همیشه و در همه جا…
ممکن است حکومت... با استفاده از منابع مالیای که در اختیارش قرار داده شده است، خدمات بسیاری را ارائه دهد که مستلزم هیچ اجباری نیست مگر گردآوری این منابع از طریق مالیات. و به جز شاید برخی از جناحهای افراطی جنبش لیبرال، مطلوبیت به عهده گرفتن چنین وظایفی از سوی دولت، هرگز انکار نشده است...
تردیدی نیست که خدمات بسیاری از این دست ـ که اقتصاددانان آنها را به نام "کالاهای عمومی"(public goods) میشناسند ـ وجود دارند که بسیار مطلوبند اما مکانیسم بازار نمیتواند آنها را فراهم کند، چراکه اگر این خدمات فراهم شوند، به همه سود خواهند رساند و نمیتوان آنها را محدود به کسانی کرد که مایل به پرداخت بهای این خدماتاند. از وظایف ابتدایی حفاظت در برابر جرم یا پیشگیری از شیوع بیماریهای مسری و سایر خدمات بهداشتی گرفته تا انواع بسیاری از مشکلاتی که دستهجات بزرگ شهری به وفور ایجاد میکنند، خدمات مورد نیاز تنها در صورتی مهیا میشوند که منابع تأمین هزینههای آنها از طریق مالیات جمعآوری شود.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 144,145,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
تردیدی نیست که خدمات بسیاری از این دست ـ که اقتصاددانان آنها را به نام "کالاهای عمومی"(public goods) میشناسند ـ وجود دارند که بسیار مطلوبند اما مکانیسم بازار نمیتواند آنها را فراهم کند، چراکه اگر این خدمات فراهم شوند، به همه سود خواهند رساند و نمیتوان آنها را محدود به کسانی کرد که مایل به پرداخت بهای این خدماتاند. از وظایف ابتدایی حفاظت در برابر جرم یا پیشگیری از شیوع بیماریهای مسری و سایر خدمات بهداشتی گرفته تا انواع بسیاری از مشکلاتی که دستهجات بزرگ شهری به وفور ایجاد میکنند، خدمات مورد نیاز تنها در صورتی مهیا میشوند که منابع تأمین هزینههای آنها از طریق مالیات جمعآوری شود.
Friedrich Hayek,
New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas,
pp. 144,145,
Routledge, 1990.
@AdnanFallahi
👍5👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اصطلاح امت [در منشور مدینه] در اصل دلالت بر اجتماع دینی، و نه لزوما مسلمانان، دارد، زیرا یهودیان مدینه نیز حضور داشتند که به نوبهی خود یک امت بودند و در «منشور» به اتفاق مؤمنین، امت اسلام را قطع نظر از «من دون الناس»، یعنی تمام انسانهای بیرون از اجتماع [حضرت]…
در مورد شهوت و میل به قدرت، سعدی میگوید:
"ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر".
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص۱۰۸،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: ۱۳۹۶.
@AdnanFallahi
"ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.
نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر
ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر".
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص۱۰۸،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: ۱۳۹۶.
@AdnanFallahi
👍14👎1
it is an abuse of history to subordinate it to a theory, however brilliant. The great German philosopher, Georg Wilhelm Friedrich Hegel (1770-1831), is a notable culprit here. Many thinkers have tried to blend the course of human history with a philosophical theory; Hegel did it best. His abuse of history is the more seductive because it is the most brilliant.
Why is Hegel's philosophy an abuse? The first reason relates to what was said at the beginning of this section about the intrinsic value of a human life. Hegel, however, is dismissive of all 'non-historical' peoples, and among historical nations he singles out for praise 'World-Historical Individuals' whose aims are those of creative Spirit. Theory, even more than knowledge, must serve life, not be subservient to it.
Michael Stanford,
A Companion to the Study of History,
p.43,
Oxford UK & Cambridge USA Press, 1994.
@AdnanFallahi
Why is Hegel's philosophy an abuse? The first reason relates to what was said at the beginning of this section about the intrinsic value of a human life. Hegel, however, is dismissive of all 'non-historical' peoples, and among historical nations he singles out for praise 'World-Historical Individuals' whose aims are those of creative Spirit. Theory, even more than knowledge, must serve life, not be subservient to it.
Michael Stanford,
A Companion to the Study of History,
p.43,
Oxford UK & Cambridge USA Press, 1994.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در مورد شهوت و میل به قدرت، سعدی میگوید: "ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند. نیم نانی گر خورد مرد خدا/بذل درویشان کند نیمی دیگر ملک اقلیمی بگیرد پادشاه/همچنان در بند اقلیمی دگر". اروین روزنتال، اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،…
سخنی گزاف نیست اگر گفته شود «علم تاریخ جدید» ابن خلدون شاهدی سدهی میانهای بر تولد پیش از موعد پژوهش علمی جدید در مورد گروه انسانی است که فراتر از مرزهای اسلام میرود و سخنان او در مورد انسانیتِ شهروندانِ دولت که معمولا به رنسانس و اومانیسم غرب نسبت داده میشود، از روی تصادف و اتفاق نیست.
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص111،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص111،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
👍13👎1
🔍فاشیسم چیست؟ (به روایت ارنست نولته)
این روزها بحث از فاشیسم داغ شده است. طبعا فاشیسم و فاشیسمپژوهی ابعاد بسیار گستردهای دارد که بحث دربارهی آن، از حوصله و حوزهی اشراف اکثریت قریب به اتفاق افراد، خارج است. اما میتوان یک تلقی ساندویچی از فاشیسم را به روایت مهمترین چهرهی غیرچپگرا در حوزهی فاشیسمشناسی ارائه داد، کسی که دُز راستگراییاش به حدی بالا بود که حتی از سوی برخی محافل صهیونیستی، به یهودستیزی هم متهم میشد: مورخ برجستهی آلمانی ارنست نولته.
میتوان گفت که نولته دو بُعد از فاشیسم را معرفی میکند. اولی بحث از ماهیت و ذات فاشیسم، و دومی بحث از نمودها و ابزار تجلی آن. نولته در یک تعریف دمدستی اما دقیق از فاشیسم مینویسد:
بنابراین فاشیسم، پیش و بیش از هر چیز هویت خود را با چپستیزی افراطی نشان میدهد و نشان "مرگ بر چپ" را بر پیشانی خود دارد. اما فاشیسم یک تجلی بیرونی هم دارد و آن هم شیوههایی است که برای تثبیت هدف خود به کار میگیرد. این شیوهها به گفتهی نولته مطابق با شیوههای حذفی مارکسیسم و حتی کارآمدتر از آن روشهاست. و اما بستر و محملی که فاشیسم در آنجا رشد و تغذیه میکند، نوعی ناسیونالیسم برتریجو و سفت و سخت است:
نولته به ویژه تأکید دارد که فاشیسم نهایتا رقیبان سیاسی خود را با تکیه بر تعریفی خاصگرایانه از امر ملی حذف میکند؛ مشابه تفکیکی که هیتلر بین آلماندوستانِ واقعی و آلمانیهای قلابی انجام داد:
اما در کنار این عناصر مقوم، فاشیسم بعضی سیاستها را در خارج و داخل پیگیری میکند که لزوما فصل مشترک تمام اَشکال فاشیسم نیست. برای مثال تأکید حزب نازی بر توسعهطلبی سرزمینی و گسترش "فضای حیاتی" برای ملت آلمان، نمودی نزد فاشیستهای اسپانیایی نداشت. بر همین اساس فاشیسم من حیث بروز و ظهور، طیفهای متنوعی را در بر میگیرد: فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم، شبهفاشیسم وغیره. بنابراین از نگاه نولته ممکن است صرفا برخی از نمودهای فاشیسم در یک جریان سیاسی ظاهر شود:
با این تفاصیل میتوان به خلاصه گفت: فاشیسم از دو منبع تعذیه میکند: امر ملی و ستیز با چپ. فاشیسم در پی حذف و سرکوب حداکثری مخالفان سیاسی خود و ایجاد یک تکصدایی در صورتبندی امر ملی است. فاشیسم درجات دارد و لزوما تمام عناصر آن یکجا گرد هم نمیآیند بلکه ممکن است برخی جریانها صرفا متمایل به فاشیسم و یا نیمهفاشیستی تلقی شوند.
نکتهی دیگری که شایسته است در انتها مورد اشاره قرار گیرد این است که فاشیسم به مثابه یک ایدیولوژی راستگرا، وامدار جریان سیاسی محافظهکاری است و به تعبیر نولته نسبت فاشیسم با محافظهکاری نسبت فرزندی/پدری است:
ارجاعات در فرستهی بعد👇🏻
@AdnanFallahi
این روزها بحث از فاشیسم داغ شده است. طبعا فاشیسم و فاشیسمپژوهی ابعاد بسیار گستردهای دارد که بحث دربارهی آن، از حوصله و حوزهی اشراف اکثریت قریب به اتفاق افراد، خارج است. اما میتوان یک تلقی ساندویچی از فاشیسم را به روایت مهمترین چهرهی غیرچپگرا در حوزهی فاشیسمشناسی ارائه داد، کسی که دُز راستگراییاش به حدی بالا بود که حتی از سوی برخی محافل صهیونیستی، به یهودستیزی هم متهم میشد: مورخ برجستهی آلمانی ارنست نولته.
میتوان گفت که نولته دو بُعد از فاشیسم را معرفی میکند. اولی بحث از ماهیت و ذات فاشیسم، و دومی بحث از نمودها و ابزار تجلی آن. نولته در یک تعریف دمدستی اما دقیق از فاشیسم مینویسد:
فاشیسم نوعی مارکسیسمستیزی است که میکوشد دشمن خود را اینگونه نابود کند: از طریق ایجاد یک ایدئولوژیِ از بیخ و بن متضاد [با مارکسیسم] اما در عین حال مرتبط، و با به کارگیری روشهایی غالبا همسان و در عین حال عموما بازسازیشده؛ و البته همیشه در چهارچوب متصلب ابراز وجود و خودمختاری ملی"[1].
بنابراین فاشیسم، پیش و بیش از هر چیز هویت خود را با چپستیزی افراطی نشان میدهد و نشان "مرگ بر چپ" را بر پیشانی خود دارد. اما فاشیسم یک تجلی بیرونی هم دارد و آن هم شیوههایی است که برای تثبیت هدف خود به کار میگیرد. این شیوهها به گفتهی نولته مطابق با شیوههای حذفی مارکسیسم و حتی کارآمدتر از آن روشهاست. و اما بستر و محملی که فاشیسم در آنجا رشد و تغذیه میکند، نوعی ناسیونالیسم برتریجو و سفت و سخت است:
آنچه هیتلر میخواست همان بود که جناح راست میخواست: حذف «مارکسیسم» و برقراری مجدد عظمت روزگار گذشته. اما او چنین چیزی را به صورتی دیگر و به سیاقی قاطعانهتر میخواست. او نمیخواست مارکسیسم را ممنوع کند بلکه در پی نابودی آن بود"[2].
نولته به ویژه تأکید دارد که فاشیسم نهایتا رقیبان سیاسی خود را با تکیه بر تعریفی خاصگرایانه از امر ملی حذف میکند؛ مشابه تفکیکی که هیتلر بین آلماندوستانِ واقعی و آلمانیهای قلابی انجام داد:
ناسیونالسوسیالیسم روزگاری نیروی خود را از استحکام سنتهای ملی در برابر نیروهای «بیخاک و ریشهی بینالمللگرایی» کسب کرده بود، اما زمانی که در نقطهی اوج خود قرار گرفت گونهی خاص ملت آلمان و محدود بودن آن را به نفع نوعی همبستگی نژادی غیر تاریخی نابود کرد"[3].
اما در کنار این عناصر مقوم، فاشیسم بعضی سیاستها را در خارج و داخل پیگیری میکند که لزوما فصل مشترک تمام اَشکال فاشیسم نیست. برای مثال تأکید حزب نازی بر توسعهطلبی سرزمینی و گسترش "فضای حیاتی" برای ملت آلمان، نمودی نزد فاشیستهای اسپانیایی نداشت. بر همین اساس فاشیسم من حیث بروز و ظهور، طیفهای متنوعی را در بر میگیرد: فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم، شبهفاشیسم وغیره. بنابراین از نگاه نولته ممکن است صرفا برخی از نمودهای فاشیسم در یک جریان سیاسی ظاهر شود:
اگر در جنبشی یا حزبی تنها یکی از این شاخصهها[ی فاشیسم] وجود داشت آنگاه تنها میتوان از فاشیسمدوستی یا نیمهفاشیسم سخن گفت. در مواردی که در حزبی، با ریشههایی از گونهی دیگر، یکی از مؤلفههایی که برشمردیم به صورت برجستهای ظاهر شده باشد (به عنوان مثال وجود اصل ارتش مسلح حزبی)، تحت شرایط خاصی میتوان از تعبیر شبهفاشیستی برای آن استفاده کرد. جایی که تمام مؤلفهها در مراحل ابتدایی وجود داشته باشند، تعبیر فاشیسمِ نخستین مناسب به نظر میرسد"[4].
با این تفاصیل میتوان به خلاصه گفت: فاشیسم از دو منبع تعذیه میکند: امر ملی و ستیز با چپ. فاشیسم در پی حذف و سرکوب حداکثری مخالفان سیاسی خود و ایجاد یک تکصدایی در صورتبندی امر ملی است. فاشیسم درجات دارد و لزوما تمام عناصر آن یکجا گرد هم نمیآیند بلکه ممکن است برخی جریانها صرفا متمایل به فاشیسم و یا نیمهفاشیستی تلقی شوند.
نکتهی دیگری که شایسته است در انتها مورد اشاره قرار گیرد این است که فاشیسم به مثابه یک ایدیولوژی راستگرا، وامدار جریان سیاسی محافظهکاری است و به تعبیر نولته نسبت فاشیسم با محافظهکاری نسبت فرزندی/پدری است:
فاشیستها از تزلزل قدرتهای محافظهکار سر برآورده و از ضعف آنها سود برده بودند تا جایی که خود به اربابانی بدل شده بودند. این اربابان حالا به پدری که آنها را پرورش داده بود (یعنی قدرتهای محافظهکار) در بهترین حالت همینقدر اجازه میدادند که موجودیت خود را در حد نمایندگی حفظ کنند. اینکه فاشیستها با اتحادِ سلبی خود توانستند از هیچ سر برآورند و تا سرحد قدیمیترین و نیرومندترین قدرت سیاسی محافظهکار پیشروی کنند، بیش از هر چیز دیگری، گواهی است بر اهمیت و جایگاه دورانساز فاشیسم"[5].
ارجاعات در فرستهی بعد👇🏻
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ارجاعاتِ فرستهی قبل👆🏻
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس…
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس…
👍13🤔3
ارجاعاتِ فرستهی قبل👆🏻
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس (نسخهی اینترنتی).
[3]. همان
[4]. همان
[5]. همان
@AdnanFallahi
ــــــــــــ
[1]. Ernst Nolte, Three Faces of Fascism, p. 40, Translated from the German by Leila Vennewitz, New York: Mentor Books, 1969.
[2]. ارنست نولته، جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم، ترجمه مهدی تدینی، نشر ققنوس (نسخهی اینترنتی).
[3]. همان
[4]. همان
[5]. همان
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غرور قومی و مهری که خداوند در دلهای بندگان خویش نسبت به خویشاوندان و نزدیکان قرار داده در طبایع بشری وجود دارد و همکاری و یاریگری به یکدیگر وابسته بدان میباشد و بسبب آن شکوه و نهیب ایشان در دل دشمن بزرگ میشود و در این باره از آنچه قرآن در خصوص برادران یوسف…
و گرامی شمردن بازرگانان [از سوی پادشاهان،] سبب تشویق ایشان میگردد و در نتیجه سود سرمایه آنان تعمیم می یابد... و هرگاه ببینیم این خصلت (یعنی بزرگ داشتن اصنافی که بر شمردیم) از میان ملتی رخت بربسته است باید یقین کنیم که آنان فضایل خویش را از دست داده اند و آنوقت باید منتظر زوال کشورداری و واژگون شدن پادشاهی ایشان شد.
ابن خلدون،
مقدمه،
1/276،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدمه،
1/276،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍15👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سخنی گزاف نیست اگر گفته شود «علم تاریخ جدید» ابن خلدون شاهدی سدهی میانهای بر تولد پیش از موعد پژوهش علمی جدید در مورد گروه انسانی است که فراتر از مرزهای اسلام میرود و سخنان او در مورد انسانیتِ شهروندانِ دولت که معمولا به رنسانس و اومانیسم غرب نسبت داده…
به نظر من ابن خلدون اولین متفکر سدههای میانه بود که به اهمیت اقتصاد برای سیاست و برای کل حیات هر جامعهی سازمان یافته به صورت دولت پی برد.
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص116،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
اروین روزنتال،
اندیشه سیاسی اسلام در سدههای میانه،
ص116،
ترجمه علی اردستانی،
ویراست دوم، نشر قومس: 1396.
@AdnanFallahi
👍17
و اما تعاریفِ متخصصینِ "سیاست شرعیه" از این مقوله، بر دو نوع است: گروهی سیاست شرعیه و تدبیر [امور] را به یک معنا دانستهاند و گروهی نیز آن را معادل تعزیر [= مجازات] خواندهاند. و از جملهی تعاریف گروه نخست، تعریف امام الجمل (ت 1204هـ / 1790م) است که میگوید: «سیاست عبارت است از اصلاح و تدبیر امور رعیت»؛ و از جملهی تعاریف گروه دوم، تعریف الطرابلسی (ت 844هـ / 1440م) است: «سیاست یعنی قانون مُغَلَّظ [= سفت و سخت]».
و در اینجا گرایش سومی هم در کار است که سیاست شرعیه را به معنای چیزی میداند که با توسله به ادلهی کلی ـ و نه جزیی ـ ثابت میشود مانند مصالح مرسله که شرع دلیلی بر اعتبار یا عدم اعتبار آن نیاورده است.
محمود النفار،
"الفلسفة السياسية من منظور علم السياسة الشرعية عند الفارابي"،
Nama Journal of Islamic Sciences and Humanities, Vol. 7 No. 4 (2023), pp. 100-125.
@AdnanFallahi
و در اینجا گرایش سومی هم در کار است که سیاست شرعیه را به معنای چیزی میداند که با توسله به ادلهی کلی ـ و نه جزیی ـ ثابت میشود مانند مصالح مرسله که شرع دلیلی بر اعتبار یا عدم اعتبار آن نیاورده است.
محمود النفار،
"الفلسفة السياسية من منظور علم السياسة الشرعية عند الفارابي"،
Nama Journal of Islamic Sciences and Humanities, Vol. 7 No. 4 (2023), pp. 100-125.
@AdnanFallahi
👍3🤔2
مفهوم «مدرن» در بستر اصلاح کلیسا در قرن دوازدهم سر بر آورد، گرچه در آن زمان معنای متفاوتی با زمان حاضر داشت. این مصلحان (یا modernها) معتقد بودند که در آغاز عصری جدید قرار دارند و بر اساس همین اعتقاد به تعبیر برنار اهل شارتر (1167ـ1080) خود را کوتولههایی میدانستند که بر شانه های غولان ایستاده اند و گرچه به پای اسلافشان نمیرسند مسافت دورتری را میبینند؛ اما چیزی که آنان از آن ارتفاع میدیدند، نه مسیر منتهی به آینده درخشان پیشرفت و شکوفایی فزاینده بلکه نزدیک شدن آخرالزمان بود. این فهم برای مثال در کار يواخيم فيورى (1202ـ1135) تبلور یافت که درباره قریب الوقوع بودن مرحله واپسین موعظه میکرد مرحله ای که در آن کل جهان به صومعه ای عظیم تبدیل میشد؛ بنابراین مدرن بودن در نظر آنان به معنای ایستادن در آخرالزمان ـ یعنی ایستادن در آستانه ابدیت ـ بود.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص45،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص45،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... قول النبي صلى الله عليه وسلم: «إن الدين بدأ غريبًا، وسيعود كما بدأ فطوبى للغرباء». فنحن اليوم في ذلك الزمان وبين أهله... أبو سليمان البُستي الخطّابي (388ق)، الغُنية عن الکلام وأهله، ص6،7، دار المنهاج. #قدیم_متخیل @AdnanFallahi
پس آنگاه که زنان این دوران [قرون نهم و دهم قمری در مصر] را دیدم که خود را به شکل فاحشهها میآرایند و در بازارها قدم میزنند و چونان محارب برای دیناند... پس آنان مانند خوکها و میمونهایند (البته باطنشان چنین است وگرنه که ظاهرا در هیأت انساناند) خاصه زنان این دوران [= قرون نهم و دهم قمری در مصر]... پس اینان به زمرهی طاغیان و فاجران پیوستهاند و به پاکانِ ابرار از سَلَف اقتدا نکردهاند. هیهات! هیهات! که دوران ما مملو از گمراهان شده است، پس کجاست مقتضیات دین و شریعت؟ و کجاست زنی که با توسل به منش و [سد] ذریعه، در برابر این وضعیت محفوظ بماند؟ پس خدا ما را از دست این طایفه پناه دهد و عفو و عافیتمان ارزانی کند.
جلال الدين السيوطي (911هـ)،
نزهة المتأمل ومرشد المتأهل في الخاطب والمتزوج،
ص9،10،
بیروت: دار امواج للطباعة والنشر، طـ2، 1989.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
جلال الدين السيوطي (911هـ)،
نزهة المتأمل ومرشد المتأهل في الخاطب والمتزوج،
ص9،10،
بیروت: دار امواج للطباعة والنشر، طـ2، 1989.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍15👎2🤔2
⌛️نکتهای تاریخی درباب قحطی کاغذ و قلم در دوران قدیم
بعضیها اصرار دارند که ارزش تراث مکتوب را معادل ارزش منقولات شفاهی جا بزنند. این البته جهد بیثمر و تلاش عقیمی است چراکه هیچ چیزی جای سند مکتوب را نمیگیرد. ابن رشدِ همهچیزدان (polymath) ـ فیلسوف، پزشک، متکلم، فقیه، ریاضیدان، منطقدان و قاضی بزرگ قرطبه ـ در اواخر قرن ششم هجری اعتراف میکند که هیچیک از آثار معتزلیان به اندلس نرسیده و او اطلاعی از افکار آنان ندارد. یعنی او از وفور تراث تولید شده در کمتر از چهارصد سال پیش از خود، اظهار بیاطلاعی میکند، در حالیکه کاغذ در تمدن مسلمین از قرن سوم به تدریج فزونی یافت. این گزارش کسی چون ابن رشد ـ که بسی بیشتر از دیگران به منابع معرفتی و مهمترین کتب و کتابخانههای دوران خود دسترسی داشته ـ بر محدودیتهای انتقال نوشته در عهد پیش از اختراع ماشین چاپ و تکثیر کتب و فزونی کاغذ تصریح دارد، چنانکه ارزش اتکا بر شنیدهها و میراث شفاهی را به میزان چشمگیری کاهش میدهد. در واقع این محدودیتهای طبیعیِ ناشی از جبر زمانه ـ در کنار سرکوب فکری معتزلیان و میراث آنها ـ باعث شده بود بخش بسیار مهمی از منابع معرفتی کلام و الهیات اسلامی به مغرب اسلامی و اندلس نرسیده باشد.
ابن رشد الحفید مینویسد:
محمد عابد الجابری نیز در حاشیهی خود بر این جملهی ابن رشد میگوید که او افکار معتزله را فقط از خلال کتب اشاعره دریافته و به منابع آنها دسترسی نداشته است.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. "و أما المعتزلة فإنه لم يصل الينا في هذه الجزيرة من كتبهم شيء.. و يشبه أن تكون طرقهم من جنس طرق الاشعرية" (ابن رشد الحفید، الكشف عن مناهج الأدلة، ص118، مع شروح و مقدمة د. محمد عابد الجابري، بيروت: مركز دراسات الوحدة العربية).
@AdnanFallahi
بعضیها اصرار دارند که ارزش تراث مکتوب را معادل ارزش منقولات شفاهی جا بزنند. این البته جهد بیثمر و تلاش عقیمی است چراکه هیچ چیزی جای سند مکتوب را نمیگیرد. ابن رشدِ همهچیزدان (polymath) ـ فیلسوف، پزشک، متکلم، فقیه، ریاضیدان، منطقدان و قاضی بزرگ قرطبه ـ در اواخر قرن ششم هجری اعتراف میکند که هیچیک از آثار معتزلیان به اندلس نرسیده و او اطلاعی از افکار آنان ندارد. یعنی او از وفور تراث تولید شده در کمتر از چهارصد سال پیش از خود، اظهار بیاطلاعی میکند، در حالیکه کاغذ در تمدن مسلمین از قرن سوم به تدریج فزونی یافت. این گزارش کسی چون ابن رشد ـ که بسی بیشتر از دیگران به منابع معرفتی و مهمترین کتب و کتابخانههای دوران خود دسترسی داشته ـ بر محدودیتهای انتقال نوشته در عهد پیش از اختراع ماشین چاپ و تکثیر کتب و فزونی کاغذ تصریح دارد، چنانکه ارزش اتکا بر شنیدهها و میراث شفاهی را به میزان چشمگیری کاهش میدهد. در واقع این محدودیتهای طبیعیِ ناشی از جبر زمانه ـ در کنار سرکوب فکری معتزلیان و میراث آنها ـ باعث شده بود بخش بسیار مهمی از منابع معرفتی کلام و الهیات اسلامی به مغرب اسلامی و اندلس نرسیده باشد.
ابن رشد الحفید مینویسد:
اما چیزی از کتب معتزله در این جزیره به دست ما نرسیده است.. چنین مینماید که شیوههای کلامی آنها از جنس شیوههای اشعریه باشد[1].
محمد عابد الجابری نیز در حاشیهی خود بر این جملهی ابن رشد میگوید که او افکار معتزله را فقط از خلال کتب اشاعره دریافته و به منابع آنها دسترسی نداشته است.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. "و أما المعتزلة فإنه لم يصل الينا في هذه الجزيرة من كتبهم شيء.. و يشبه أن تكون طرقهم من جنس طرق الاشعرية" (ابن رشد الحفید، الكشف عن مناهج الأدلة، ص118، مع شروح و مقدمة د. محمد عابد الجابري، بيروت: مركز دراسات الوحدة العربية).
@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مفهوم «مدرن» در بستر اصلاح کلیسا در قرن دوازدهم سر بر آورد، گرچه در آن زمان معنای متفاوتی با زمان حاضر داشت. این مصلحان (یا modernها) معتقد بودند که در آغاز عصری جدید قرار دارند و بر اساس همین اعتقاد به تعبیر برنار اهل شارتر (1167ـ1080) خود را کوتولههایی…
پاپ ژانِ بیست و دوم (1334-1229)... پس از ورود به مجادلهای با این فرقه [= فرانسیسکنها] و والی آنها مايكول اهل چیسهنا، درباره فقر ـ که به مجادله فقر [poverty dispute] معروف شد ـ با این استدلال که زندگی زاهدانه با نص کتاب مقدس منافات دارد، نهایتاً اعتقاد فرانسیسکنها به برتری اخلاقی زندگیِ زاهدانه را در سال 1326 کفرآمیز اعلام کرد.
ژان تشخیص داده بود که آموزۀ فقر نه تنها قدرت او را در داخل کلیسا تهدید میکرد، بلکه میرفت تا کل مسیحیت را دگرگون کند. کلیسای قرون وسطی خود را صورت جسمانی روح القدس و بنابراین مجری حکومت یا پادشاهی خداوند بر روی زمین میدانست. اصحاب کلیسا تصور میکردند که باید به نحوی زندگی کنند که درخور منزلتشان باشد. آموزۀ فقر در فرقه فرانسیسکن، این دیدگاه را به چالش میکشید. انسان چنان که فرانسیس میفهمید ذاتاً موجودی متعالی نبود. خرسندی انسان نه از منزلت یا متعلقات دنیویاش، بلکه از نزدیکیاش به خداوند نشأت میگرفت. بنابراین پادشاهی خداوند بر روی زمین، قسمی پادشاهی در معنای مادی کلمه نبود که کلیسا آن را نمایندگی کند، بلکه نوعی پادشاهی روحانی بود که در آن، افراد به نام خداوند و از طریق او به یکدیگر می پیوستند. این آموزه، اگر به حد افراط میرسید نه تنها به ثروت و قدرت کشیشان حمله میکرد بلکه سلسله مراتب روحانی و خودِ کلیسا نیز از آن در امان نبودند.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص75،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
ژان تشخیص داده بود که آموزۀ فقر نه تنها قدرت او را در داخل کلیسا تهدید میکرد، بلکه میرفت تا کل مسیحیت را دگرگون کند. کلیسای قرون وسطی خود را صورت جسمانی روح القدس و بنابراین مجری حکومت یا پادشاهی خداوند بر روی زمین میدانست. اصحاب کلیسا تصور میکردند که باید به نحوی زندگی کنند که درخور منزلتشان باشد. آموزۀ فقر در فرقه فرانسیسکن، این دیدگاه را به چالش میکشید. انسان چنان که فرانسیس میفهمید ذاتاً موجودی متعالی نبود. خرسندی انسان نه از منزلت یا متعلقات دنیویاش، بلکه از نزدیکیاش به خداوند نشأت میگرفت. بنابراین پادشاهی خداوند بر روی زمین، قسمی پادشاهی در معنای مادی کلمه نبود که کلیسا آن را نمایندگی کند، بلکه نوعی پادشاهی روحانی بود که در آن، افراد به نام خداوند و از طریق او به یکدیگر می پیوستند. این آموزه، اگر به حد افراط میرسید نه تنها به ثروت و قدرت کشیشان حمله میکرد بلکه سلسله مراتب روحانی و خودِ کلیسا نیز از آن در امان نبودند.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص75،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از اواخر دهه 1990، جنبش صَحْوَه[موسوم به بیداری اسلامی سعودی] تحولات مهمی را از سر گذراند که منجر به انفکاک آن به سه موجودیت شدیدا رقیب شد: پیروان "بیداری جدید" که خواستار ترک فعالیت سیاسی و بسنده کردن به بازگشت به فعالیتهای اجتماعی قبل از بحران [درگیری این…
ربیع بن هادی المدخلی [= شخصیت محوری جریان دینی موسوم به سلفیت جامی یا مدخلی]... در موافقت با تمام نکات مندرج در خط فکری اهل حدیث، توضیح میدهد که اولویت در عرصهی دعوت دینی باید تطهیر باور شخصی باشد نه مسائل مربوط به حکومت. او شدیدا به ابوالأعلی مودودی، نظریهپرداز پاکستانی و بنیانگذار جماعت اسلامی [پاکستان] و الهامبخش سید قطب، حمله میکند، از این رو که مودودی به سیاست اهتمام داشت و برای ایجاد دولت اسلامی در هند ـ در حالی که مردم هند [از نظر المدخلی] "جاهل به اسلام هستند" و اجرای مناسک دینیشان آلوده به بدعتها و گمراهیهاست ـ میکوشید. و از نظر المدخلی، لازم بود که کار [دعوت] را نخست با اصلاح باور دینی آغاز کرد.
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص284،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص284،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
👍2🤔2
برای دستیابی به این اهداف [نازیسم]، باید در مناطق گسترده شرق، مکانی برای اسکان اقوام ژرمن تدارک دیده میشد. باید نژادهای پست که در این مناطق زندگی میکردند به لحاظ زیستشناختی تضعیف و زیر تازیانههای اراده سلطهگرِ بیمحابایی در همان بیسوادیای که تا به حال در آن به سر میبردند نگاه داشته میشدند. برخی تمهیدات عینی برای تحقق این هدف عبارت بودند از... «تغییر قوميتی» دارندگان خون ارزشمند از میان اقوام اسلاو به نفع ژرمنیت.
ارنست نولته،
جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم،
ترجمه مهدی تدینی،
نشر ققنوس (نسخه الکترونیکی).
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
جنبشهای فاشیستی: بحران نظام لیبرالی و تکامل فاشیسم،
ترجمه مهدی تدینی،
نشر ققنوس (نسخه الکترونیکی).
@AdnanFallahi
👍6👎1🤔1