تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کریستف کلمب در سندی خطاب به فردیناند و ایزابلا اهداف خود را چنین بیان کرد: اعلی حضرتین، در مقام پادشاهان مسیحی و کاتولیک، مؤمنان و مروجان آیین مسیحی و نیز دشمنان فرقهی محمد و همهی بتپرستان و بدعتگذاران، بر آنند که من، کریستف کلمب، را به این کشور هندوان…
عثمانی در دو پرده: از اوج به حضیض
پردهی اول) گزارش اوژه گیسلن دوبوسبک (سفیر امپراتوری هابسبورگ در قسطنطنیهی قرن شانزدهم):
پردهی دوم) گزارش سیاح فرانسوی قرن هفدهم و تعلیق رابرت اروین:
@AdnanFallahi
پردهی اول) گزارش اوژه گیسلن دوبوسبک (سفیر امپراتوری هابسبورگ در قسطنطنیهی قرن شانزدهم):
"از جانب تُرکها آنچه هست منابع امپراطوری توانمند، نیروی خللناپذیر، عادت به پیروزی، تحمل سختی، وحدت، انضباط، صرفهجویی و هوشیاری است. از جانب ما فقر عوام است و تجمل خواص، نیروی خللیافته، روحیه درهمشکسته، عدم ایستادگی و فقدان آموزش. سربازان نافرمانی می کنند؛ افسران حریصند و انضباط را به هیچ میگیرند، بی بند و باری، لجام گسیختگی، بدمستی و عیاشی رواج دارد و بدتر از همه اینکه دشمن به پیروزی خو کرده است و ما به شکست عادت کردهایم. آیا جای تردید است که نتیجه چه خواهد شد؟" (منبع: رابرت اروین، دانش خطرناک: شرقشناسی و مصائب آن، صص۱۴۱،۱۴۲، مترجم محمد دهقانی، تهران: نشر ماهی)
پردهی دوم) گزارش سیاح فرانسوی قرن هفدهم و تعلیق رابرت اروین:
در اواخر قرن هفدهم، سیاح فرانسوی، ژان دو تِوِنو، در گزارش در باب سفر به شرق مدیترانه (۳ جلد، ۱۶۶۵، ۱۶۷۴، ۱۶۷۸)، شاید نخستین کسی بود که دریافت امپراتوری عثمانی، گرچه هنوز به ظاهر قدرت بزرگی در شرق تلقی میشد، بیمار است و به سرعت رو به افول نهاده: «این مردمان جز ویرانهها و لباسهای ژندهشان دیگر چیزی ندارند تا به آن بالند». معلوم شد تحلیل تِوِنو دقیق است و چند دهه بعد، در ۱۶۹۹، بنا بر معاهده کارلوویتس، تُرکها تن به شکستی تحقیرآمیز دادند و مجارستان، ترانسیلوانیا و پودولیا را به ائتلافی از قدرتهای مسیحی وانهادند" (رابرت اروین، دانش خطرناک: شرقشناسی و مصائب آن، ص۱۴۲).
@AdnanFallahi
👍3
⚖️اِستتابه در قانون جزای ساسانی
مفهوم استتابه (توبهطلبیدن) از مرتدین در فقه اسلامی ـ پیش از اِعمال مجازات ـ در احادیث صحیح و مشهور ناظر بر مجازات مرتد وارد نشده است. البته در برخی منابع متاخر احادیثی در این باب آمده که محدثان آن را تضعیف کردهاند[1]. بنابراین استتابه، نشانی در سنت نبوی ندارد و احادیث صحیح دال بر مجازات مرتد فاقد اشاره به استتابه هستند. به همین دلیل بسیاری از فقهای قدیم، استتابه از مرتد را واجب نمیدانستند[2]. از آن سو اما استتابه از مرتدان و بددینان در قانون جزای ساسانی امری مسلّم مینمود. ابوالقاسم فردوسی طوسی (416ق) ـ از زبان خسروپرویز پادشاه ساسانی ـ چنین میسراید:
استتابه از مرتدان در اندک متون سیاسی باقیمانده از دورهی پیشااسلامی ـ مانند نامهی تَنسَر ـ نیز متجلی شده است:
آرتور کریستینسن ایرانشناس دانمارکی در تعلیق خود بر این نقل تنسر مینویسد:
با توجه به این شواهد، بسیار محتمل است که آیین استتابه نیز مانند بسیاری از رسوم دیوانی، سیاسی و قضایی ساسانیان تدریجا به فقه مسلمین عصر عباسی ریزش کرده باشد.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. السید سالم، صحیح فقه السنة، 4/161، المكتبة التوفيقية، القاهرة.
[2]. همان، 4/162ـ
[3]. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی مطلق، دفتر هشتم، تهران: نشر مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1386، ص31.
[4]. نامه تنسر به گشتسب، تصحیح: مجتبی مینوی، ص62، تهران: انتشارات خوارزمی، چـ2، 1354.
[5]. کریستینسن، ایران در زمان ساسانیان، ص103، ترجمه رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1368.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
مفهوم استتابه (توبهطلبیدن) از مرتدین در فقه اسلامی ـ پیش از اِعمال مجازات ـ در احادیث صحیح و مشهور ناظر بر مجازات مرتد وارد نشده است. البته در برخی منابع متاخر احادیثی در این باب آمده که محدثان آن را تضعیف کردهاند[1]. بنابراین استتابه، نشانی در سنت نبوی ندارد و احادیث صحیح دال بر مجازات مرتد فاقد اشاره به استتابه هستند. به همین دلیل بسیاری از فقهای قدیم، استتابه از مرتد را واجب نمیدانستند[2]. از آن سو اما استتابه از مرتدان و بددینان در قانون جزای ساسانی امری مسلّم مینمود. ابوالقاسم فردوسی طوسی (416ق) ـ از زبان خسروپرویز پادشاه ساسانی ـ چنین میسراید:
نشايد كزين كم كنيم از فزون/كه زردشت گويد به زند اندرون
كه هر كس كه برگردد از دين پاک/ز يزدان ندارد به دل بيم و باک
به سالى همى داد بايدش پند/چو پندش نباشد وُرا سودمند
ببايدش كشتن به فرمان شاه/فكندن تن پر گناهش به راه
چو بر شاه گيتى شود بدگمان/ببايدش كشتن هم اندر زمان[3]
استتابه از مرتدان در اندک متون سیاسی باقیمانده از دورهی پیشااسلامی ـ مانند نامهی تَنسَر ـ نیز متجلی شده است:
... در روزگار پیشین هرکس از دین برگشتی، حالاً و عاجلاً قتل و سیاست فرمودندی ولی شهنشاه فرمود که چنین کسی را به حبس بازدارند و علما مدت یک سال هر وقت او را بخوانند و نصیحت کنند و ادله و براهین بر او عرضه دارند و شبه را زایل گردانند. اگر به توبه و انابت و استغفار باز آمد او را خلاصی دهند و اگر اصرار و استکبار او را بر استدبار دارد بعد از آن قتل فرمایند"[4].
آرتور کریستینسن ایرانشناس دانمارکی در تعلیق خود بر این نقل تنسر مینویسد:
... در حقیقت سختگیری هایی که نسبت به مرتدان مرسوم شد ممکن نیست قبل از آنکه اردشیر دین زردشتی را آئین رسمی دولتی کرد معمول بوده باشد"[5].
با توجه به این شواهد، بسیار محتمل است که آیین استتابه نیز مانند بسیاری از رسوم دیوانی، سیاسی و قضایی ساسانیان تدریجا به فقه مسلمین عصر عباسی ریزش کرده باشد.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. السید سالم، صحیح فقه السنة، 4/161، المكتبة التوفيقية، القاهرة.
[2]. همان، 4/162ـ
[3]. ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه، تصحیح جلال خالقی مطلق، دفتر هشتم، تهران: نشر مرکز دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، 1386، ص31.
[4]. نامه تنسر به گشتسب، تصحیح: مجتبی مینوی، ص62، تهران: انتشارات خوارزمی، چـ2، 1354.
[5]. کریستینسن، ایران در زمان ساسانیان، ص103، ترجمه رشید یاسمی، تهران: دنیای کتاب، 1368.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍12
نوروز همانند بسیاری از آیینها و مراسم ایرانی رایج در میان سلجوقیان روم که رواج آن در دورۂ عثمانی نیز تداوم داشت، مورد توجه سلاطین عثمانی بود. این توجه تا بدان حد بود که با افزودن پسوندهایی نظیر سلطانی، همایون و خوارزمشاهی به نوروز، به نوعی آن را با عالی رتبه ترین مقام دربار مرتبط می ساختند. برگزاری پرشکوه نوروز در دربار عصر متقدم عثمانی سبب تأثیر گذاری آن بر بخشهای مختلف درباری و پدید آمدن اصطلاحات مرتبط با نوروز شد. برای نمونه در ادبیات، اشعار و قصائد نوروزیه، در موسیقی مقام نوروز، در داروسازی و طبابت معجون های نوروزیه؛ و در آداب درباری پیشکش های نوروزیه به چشم می خورد. در حکومت عثمانی رسم تبریک نوروز از جایگاه برجسته ای برخوردار بود و حکومت عثمانی همواره بر تبریک گویی نوروز تأکید داشت. عثمانیان برای تثبیت رســم تبریک گویی نوروز حتی دست به دامان شیوخ مذهبی شدند و فتواهایی از سوی آنان در ایــن زمینه گرفته شد. یکی از معروفترین این فتواها متعلق به ابوالسعود افندی، شیخ الاسلام معروف دورۀ سلیم اول، سلیمان قانونی و سلیم دوم بود مبنی بر اینکه:
از همین روست که در دوره بایزید دوم (حک: ۸۸۶- ۹۱۸ ق.) تبریکِ نامهای از سوی مادرش - گلبهار والده سلطان - به مناسبت نوروز برای او ارسال شد.
یکی از مهمترین بخشهای مراسم نوروزی دربار عثمانی در عصر متقدم، تقديم معجون نوروزیه بود.
د. طاهر بابایی،
جایگاه نوروز در تشکیلات حکومتی عثمانی(عصر متقدم)،
مطالعات تاریخ اسلام، سال هشتم، ش30.
@AdnanFallahi
نوروز مجوسی نیست، نوروز سلطانی است» («نوروز مجوسی دکولدور، نوروز سلطانی دیر».
Filiz Kılıç (2000), "Osmalı Devletinde ve Klasik Edebiyatımızda Nevruz". Ankara: Türk Kültür Merkezi Yaymlan, pp. 205 - 206).
از همین روست که در دوره بایزید دوم (حک: ۸۸۶- ۹۱۸ ق.) تبریکِ نامهای از سوی مادرش - گلبهار والده سلطان - به مناسبت نوروز برای او ارسال شد.
یکی از مهمترین بخشهای مراسم نوروزی دربار عثمانی در عصر متقدم، تقديم معجون نوروزیه بود.
د. طاهر بابایی،
جایگاه نوروز در تشکیلات حکومتی عثمانی(عصر متقدم)،
مطالعات تاریخ اسلام، سال هشتم، ش30.
@AdnanFallahi
👍12
از عمر بن عبدالعزیز آوردیم که وی منازعات سیاسی را قاعدتا و عموما بر سر منافع مادی میدانست. اما بشنوید که یکی از بزرگترین محدثان اهل سنت یعنی ابن حجر عسقلانی (852ق) ـ ذیل شرح احادیث باب کراهیت حرص بر حاکمیت سیاسی ـ نیز همان قاعدهی عمر بن عبدالعزیز را تکرار میکند. ابن حجر در اثبات این قاعده از مُهلّب (احتمالا مهلب بن ابی صُفرة یکی از مشهورترین والیان اموی) نقل و امضا میکند:
@AdnanFallahi
حرص بر حاکمیت سیاسی، سبب جنگ مردم بر سر آن است تا اینکه خونها جاری شود و اموال و نوامیس حلال گردد و بدین ترتیب فساد در زمین گسترش یابد (فتح الباري شرح صحیح البخاري، 13/126، بيروت: دارالمعرفة)
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🍯دعوا سر دیگ هلیم است!
منازعات سیاسی ندرتا حول و حوش عدالت، اخلاق و استحقاق شکل میگیرد بلکه اساسا بر مدار مؤلفههای قدرت سخت و نرم ـ غلبه، ثروت، شهرت، نفوذ ـ میچرخد. این تقریبا قاعدهی کلی است و طبعا استثنائاتی هم دارد. کشمکشهای سیاسی بلوکهای قدرت…
منازعات سیاسی ندرتا حول و حوش عدالت، اخلاق و استحقاق شکل میگیرد بلکه اساسا بر مدار مؤلفههای قدرت سخت و نرم ـ غلبه، ثروت، شهرت، نفوذ ـ میچرخد. این تقریبا قاعدهی کلی است و طبعا استثنائاتی هم دارد. کشمکشهای سیاسی بلوکهای قدرت…
👍8
🥗نوروز در عصر عباسی*
جشنهای مردمان عصر عباسی منحصر در اعیاد دینی مانند فطر و قربان نبود و بلکه ایامی چون جمعه، کل ماه رمضان، نوروز و... را نیز در بر میگرفت. این جشنها البته در دربار عباسیان نیز نمود ویژهای داشت که مورد توجه مورخان آن دوران قرار گرفته است.
اما نوروز در عصر عباسی تا 6روز جشن گرفته میشد که روز ششم را "نوروز اکبر" میخواندند. مردم در اولین روز نوروز (یکم فروردین) زودتر از خانه بیرون میزدند، به سمت چاههای آب میرفتند و به سر و روی همدیگر آب میپاشیدند. نوروز خاصه در زمان متوکل عباسی (خلیفهی ضد معتزله و شیعه و اهل رأی) جشن گرفته میشد. متوکل در ایام نوروز 5میلیون درهمِ رنگی ضرب میکرد و آن را بر سر کارگزارانش میریخت. همچنین هنرپیشگان نقابدار (اصحاب السماجة) در جشن متوکل حاضر میشدند و خلیفه سکه و گل رز بر سر آنها میریخت. در این ایام مردم شیرینیهای مختلف میپختند و به هم تعارف میکردند. نیز یکی از رسوم مهم نوروز عصر عباسی، هدیه دادن و هدیه گرفتن بود. البته رواج این رسم در در دارالامارة و دارالخلافة به دوران حتی پیش از امویان برمیگشت که مجددا در دورهی یزید دوم احیا شد. متوکل عباسی از صبح ایام نوروز تا وقت نماز ظهر بر تخت مینشست و هدایای مقامات و دیگران را تحویل میگرفت. مردم در نوروز عصر عباسی خانهها و منازل خود را سفیدکاری میکردند؛ در آن 6روز در خیابانها جمع شده و آتش روشن میکردند که البته ابن حوقل میگوید که در منطقهی جبال (عراق عجم) 7روز را جشن میگرفتند.
ـــــــــ
* منبع ما در این مختصر، گزارشهایی است که د. محمد مناصر احسن از تواریخ اجتماعی عصر عباسی نقل کرده است:
Muhammad Manasir Ahsan, Social Life Under the Abbasids (170-289 Ah/786-902 Ad), Thesis submitted for the degree of Doctor of Philosophy in the University of London, 1973, Pp. 346-350.
@AdnanFallahi
جشنهای مردمان عصر عباسی منحصر در اعیاد دینی مانند فطر و قربان نبود و بلکه ایامی چون جمعه، کل ماه رمضان، نوروز و... را نیز در بر میگرفت. این جشنها البته در دربار عباسیان نیز نمود ویژهای داشت که مورد توجه مورخان آن دوران قرار گرفته است.
اما نوروز در عصر عباسی تا 6روز جشن گرفته میشد که روز ششم را "نوروز اکبر" میخواندند. مردم در اولین روز نوروز (یکم فروردین) زودتر از خانه بیرون میزدند، به سمت چاههای آب میرفتند و به سر و روی همدیگر آب میپاشیدند. نوروز خاصه در زمان متوکل عباسی (خلیفهی ضد معتزله و شیعه و اهل رأی) جشن گرفته میشد. متوکل در ایام نوروز 5میلیون درهمِ رنگی ضرب میکرد و آن را بر سر کارگزارانش میریخت. همچنین هنرپیشگان نقابدار (اصحاب السماجة) در جشن متوکل حاضر میشدند و خلیفه سکه و گل رز بر سر آنها میریخت. در این ایام مردم شیرینیهای مختلف میپختند و به هم تعارف میکردند. نیز یکی از رسوم مهم نوروز عصر عباسی، هدیه دادن و هدیه گرفتن بود. البته رواج این رسم در در دارالامارة و دارالخلافة به دوران حتی پیش از امویان برمیگشت که مجددا در دورهی یزید دوم احیا شد. متوکل عباسی از صبح ایام نوروز تا وقت نماز ظهر بر تخت مینشست و هدایای مقامات و دیگران را تحویل میگرفت. مردم در نوروز عصر عباسی خانهها و منازل خود را سفیدکاری میکردند؛ در آن 6روز در خیابانها جمع شده و آتش روشن میکردند که البته ابن حوقل میگوید که در منطقهی جبال (عراق عجم) 7روز را جشن میگرفتند.
ـــــــــ
* منبع ما در این مختصر، گزارشهایی است که د. محمد مناصر احسن از تواریخ اجتماعی عصر عباسی نقل کرده است:
Muhammad Manasir Ahsan, Social Life Under the Abbasids (170-289 Ah/786-902 Ad), Thesis submitted for the degree of Doctor of Philosophy in the University of London, 1973, Pp. 346-350.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
عثمانی در دو پرده: از اوج به حضیض پردهی اول) گزارش اوژه گیسلن دوبوسبک (سفیر امپراتوری هابسبورگ در قسطنطنیهی قرن شانزدهم): "از جانب تُرکها آنچه هست منابع امپراطوری توانمند، نیروی خللناپذیر، عادت به پیروزی، تحمل سختی، وحدت، انضباط، صرفهجویی و هوشیاری…
از قرن هفدهم به بعد امید به یافتن اندک ارزش علمی در کتاب های عربی به یاس بدل شده بود (گرچه علاقه به جداول نجومی اُلُغبیگ در زبان فارسی استثنائا بر قرار سابق باقی ماند). اگر قانون، رسالهی ابن سینا در طب جالینوسی، هنوز در بعضی نقاط تدریس میشد، این نکته همه جا رواج داشت که اگر بنا باشد پزشکی پیشرفتی بکند، بخش اعظم این پیکرهی «دانش» باید کنار گذاشته شود. تا سال ۱۷۰۰، عصر بزرگ شکار نسخههای خطی عربی دیگر به پایان رسیده بود.
رابرت اروین،
دانش خطرناک: شرقشناسی و مصائب آن،
ص۱۶۲،
مترجم محمد دهقانی
تهران: نشر ماهی.
@AdnanFallahi
رابرت اروین،
دانش خطرناک: شرقشناسی و مصائب آن،
ص۱۶۲،
مترجم محمد دهقانی
تهران: نشر ماهی.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
Voice message
شاهد از غیب رسید! گفتیم که منازعات سیاسی در راس قدرت ترکیه دیگر قابل مقایسه با منازعات عصر کمالیستها و طلیعهی تاسیس جمهوریت و تقلیل آن به دوگانهی مبهم اسلامگرا/سکولار نیست. آتاتورک علاقهای به بزرگداشت مراسمی چون نوروز ـ که هم از اعیاد کردهای ترکیه بود و هم در دربار عثمانی جشن گرفته میشد ـ نداشت و چه بسا آن را در تضاد با ناسیونالیسم ترکی میدانست. نوروز اما در دورهی حاکمیت حزب اصطلاحا اسلامگرای عدالت و توسعه مورد توجه دولت ترکیه قرار گرفت و محدود به مناطق کردنشین ترکیه نماند. از سال2010 که یونسکو نوروز را در لیست میراث فرهنگی بشری ثبت کرد دولت ترکیه اهتمام ویژهای به سرمایهگذاری فرهنگی روی نوروز به مثابه بخشی از مؤلفههای قدرت نرم ترکیه نشان داد. این در حالی است که دستکم بزرگنمایی در پاسداشت مراسمی چون نوروز در ارتدکس اسلامی عملی مذموم و چهبسا قبیح شمرده میشود و فیالمثل چنین پدیدهای را نزد دولتهای مسلمان عربی نمیبینیم.
امسال و مصادف با نوروز1404، اردوغان علاوه بر صدور پیام نوروزی و برافروختن آتش نوروز، از ایدهی "نوروز به عنوان روز بزرگداشت و جشن مشترک جهان تُرک" نیز رونمایی کرد که قرار است آن را در نشست آتی سران اتحادیه اروپا در بوداپست مجارستان مطرح کند. اینها و بسی بیشتر از اینها نشان میدهد که اسلامگرایی ترکیه نهایتا در خدمت بسط منافع ملی و تقویت قدرت نرم جمهوری است و نه لزوما تثبیت یا ترویج ایدههای ارتدکس اسلامی.
@AdnanFallahi
امسال و مصادف با نوروز1404، اردوغان علاوه بر صدور پیام نوروزی و برافروختن آتش نوروز، از ایدهی "نوروز به عنوان روز بزرگداشت و جشن مشترک جهان تُرک" نیز رونمایی کرد که قرار است آن را در نشست آتی سران اتحادیه اروپا در بوداپست مجارستان مطرح کند. اینها و بسی بیشتر از اینها نشان میدهد که اسلامگرایی ترکیه نهایتا در خدمت بسط منافع ملی و تقویت قدرت نرم جمهوری است و نه لزوما تثبیت یا ترویج ایدههای ارتدکس اسلامی.
@AdnanFallahi
Telegram
خبرگزاری آنادولو فارسی
پیام تبریک نوروزی رئیسجمهور اردوغان http://v.aa.com.tr/3516727
👍16👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در طول قرن نوزدهم شمار فزاینده ای از مسلمانانِ جوان که بیشترشان افسران یا کارمندان دولت و اغلب اهل عثمانی بودند، دیگر در این باره شروع به حرف زدن کردند که چگونه اروپا «این کوچکترین قاره جهان» با تسلط بر علوم و معرفت زمانه نقش درجه اولی در جهان مدرن یافت. برخی…
کمتر ملتی در پذیرفتن اختراعات مفید دیگران این قدر اکراه نشان داده است. مثلاً توپخانه بزرگ و کوچک و بسیاری دیگر از اختراعات ما را برگرفته و از آنها بهره میگیرند، با این حال هرگز نتوانسته اند خود را به استفاده از کتابهای چاپی و برپایی ساعتهای دیواری عمومی راضی کنند. بر این باورند که چنانچه کتابهای مقدسشان چاپ شوند دیگر مقدس شمرده نمیشوند، و اگر ساعتهای دیواری عمومی بر پا دارند فکر میکنند که اقتدارِ اذانگویان و آیینهای باستانیشان خدشه دار خواهد شد.
دوبوسبک (سفیر پادشاهی اتریش (امپراتوری هابسبورگ) در دربار عثمانی) به تاریخ 1554م*
*منبع: برنارد لوئیس، مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان، تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
دوبوسبک (سفیر پادشاهی اتریش (امپراتوری هابسبورگ) در دربار عثمانی) به تاریخ 1554م*
*منبع: برنارد لوئیس، مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان، تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابن تيميه زریاب خویی.pdf
مدخل "ابن تیمیه" در دانشنامهی فلسفی استنفورد
*به قلم: جان هووِر (تاریخ نخستین انتشار: می2024):
https://plato.stanford.edu/entries/ibn-taymiyya/
@AdnanFallahi
*به قلم: جان هووِر (تاریخ نخستین انتشار: می2024):
https://plato.stanford.edu/entries/ibn-taymiyya/
@AdnanFallahi
👍5👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از نقطه نظر فرد ایرانی سیستم مالیاتی همان سیستم معهود زمان ساسانیان بود چون او مالیاتهائی بعنوان مالیات ارضی و مالیات پیشه و کسب، و مالیات سرانه میپرداخت. دانیل دِنِت، جزیه در اسلام، صص208،209، ترجمه د. محمد علی موحد، تبریز: کتابفروشی سروش، 1340. @AdnanFallahi
مبلغ مالیاتی که اهل سواد (عراق)، در گذشته به قباد پادشاه [ساسانی]، فرزند فیروز پرداخت میکردند صد و پنجاه میلیون درهم مثقال بود... عمر بن خطاب صد و بیست و هشت میلیون درهم و عمر بن عبد العزيز صد و بیست و چهار میلیون درهم مالیات از عراق وصول کردند.
حجاج بن يوسف هجده میلیون در هم مالیات مقرر نمود که به سبب فشار و ظلم او، صد میلیون در هم از مالیات عراق کاسته شد و از این هجده میلیون، دو میلیون درهم را به عنوان وام به آنان (مردم) داد و خود شانزده میلیون درهم وصول کرد. حجاج کشتن گاو را به خاطر بهبود وضع کشاورزی و شخم زنی ممنوع ساخت...
خراجی که خسروپرویز در سال هجدهم در مملکتش وصول کرد چهارصد و بیست میلیون مثقال بود که به وزن ششصد میلیون میشد، لذا ماليات كل مملکتش ششصد میلیون مثقال بود.
ابن خردادبِه (حدود 300ق)،
المسالک والممالک،
صص19،20،
ترجمه سعید خاکرند،
تهران: مؤسسه میراث ملل، 1371.
@AdnanFallahi
حجاج بن يوسف هجده میلیون در هم مالیات مقرر نمود که به سبب فشار و ظلم او، صد میلیون در هم از مالیات عراق کاسته شد و از این هجده میلیون، دو میلیون درهم را به عنوان وام به آنان (مردم) داد و خود شانزده میلیون درهم وصول کرد. حجاج کشتن گاو را به خاطر بهبود وضع کشاورزی و شخم زنی ممنوع ساخت...
خراجی که خسروپرویز در سال هجدهم در مملکتش وصول کرد چهارصد و بیست میلیون مثقال بود که به وزن ششصد میلیون میشد، لذا ماليات كل مملکتش ششصد میلیون مثقال بود.
ابن خردادبِه (حدود 300ق)،
المسالک والممالک،
صص19،20،
ترجمه سعید خاکرند،
تهران: مؤسسه میراث ملل، 1371.
@AdnanFallahi
👍7👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
کمتر ملتی در پذیرفتن اختراعات مفید دیگران این قدر اکراه نشان داده است. مثلاً توپخانه بزرگ و کوچک و بسیاری دیگر از اختراعات ما را برگرفته و از آنها بهره میگیرند، با این حال هرگز نتوانسته اند خود را به استفاده از کتابهای چاپی و برپایی ساعتهای دیواری عمومی راضی…
جامعه اسلامی در قرون وسطا جامعه ای عمیقاً تاریخاندیش بود و ادبیات تاریخی پربار گسترده و گونهگونی پدید آورد. اما علاقه ای به تاریخ غیر اسلامی حتی تاریخ پیش از اسلام جز برخی توجهات محدود و اشارات تاریخی در قرآن نشان نداد...
تاریخ در درجه اول به معنای تاریخ سیاسی و نظامی و عمدتاً در قالب زندگینامهنویسی بروز میکرد. علاقه زیادی به این رشته وجود نداشت. نسبت به سایر رشته ها نیز اصولاً گرایشی دیده نمیشد. خوانندگان خاورمیانه ای چیزی از مثلاً نوزایی (رنسانس) نمی دانستند و درباره اصلاحات دینی لوتر نیز به رغم مناسبت آشکار آن با رهبری سیاست خارجی عثمانی، کمتر اطلاعات ارزشمندی داشتند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
تاریخ در درجه اول به معنای تاریخ سیاسی و نظامی و عمدتاً در قالب زندگینامهنویسی بروز میکرد. علاقه زیادی به این رشته وجود نداشت. نسبت به سایر رشته ها نیز اصولاً گرایشی دیده نمیشد. خوانندگان خاورمیانه ای چیزی از مثلاً نوزایی (رنسانس) نمی دانستند و درباره اصلاحات دینی لوتر نیز به رغم مناسبت آشکار آن با رهبری سیاست خارجی عثمانی، کمتر اطلاعات ارزشمندی داشتند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍7
فردوسی در مقام مورخ؟
بر اساس آنچه که بزرگترین مورخ ایرانیِ عصر اسلامی ابن جریر طبری گزارش کرده، اکثر علمای ایران باستان بر این رأی بودهاند که کیومرث همانا آدم (ابوالبشر) است و گروهیشان هم معتقد بودند که کیومرث پسر آدم از حوّاست[1]. مسعودی البته میگوید که اقلی از علمای ایرانی چنین باوری داشتهاند[2]. برغم وجود اختلافات علمای باستان دربارهی اینکه آیا کیومرث نخستین بشر بوده یا نه، آنها بر سر این موضوع توافق دارند که کیومرث پدر و نخستین پادشاه ایرانیان بود[3]. طبری ـ بدون ترجیح آراء ـ میگوید که گروهی از مورخان گفتهاند که کیومرث پس از اینکه به پادشاهی اقلیمهای هفتگانه رسید آدم نامیده شد و وی از نوادگان نوح بود که نوح در حقش دعای خیر کرد و دعای نوح مستجاب شد و او و اعقابش به قدرت و پادشاهی رسیدند[4]. تتبع در اهم تواریخ عصر اسلامی از تاریخ طبری تا تاریخ ابن جوزی حنبلی در قرن ششم نشان میدهد که این نویسندگان هیچ حساسیت یا منعی در بیان احوال پادشاهان ایران و گزارش آرای متنوع علمای ایران باستان و مورخان دربارهی نسب این اسامی نداشتهاند و چیزی را سانسور نکردهاند[5] و هیچ مشکلی هم در گنجاندن تاریخ پادشاهان ایران ـ در کنار ذکر پادشاهان بنی اسراییل و روم و یمن و حیرة و بابل ـ در آثار خود نداشتهاند.
اما دربارهی دیدگاه فردوسی دربارهی کیومرث باید گفت که او هم همان دیدگاه مورخان عصر اسلامی را داشته و چیز جدیدی در شاهنامه نیاورده است. د. جلالی خالقی مطلق شاهنامهشناس برجستهی معاصر در مقالهای که به همین موضوع پرداخته است مینویسد:
گفتنی است برخی مورخان مسلمان عرب ـ پیش از مورخانی ایرانیای چون طبری ـ حتی معتقد بودند که کیومرث بر نخستین انسان هم تقدم زمانی داشته است. برای مثال بزرگترین نَسَبشناس عرب، ابن کلبی (204ق) معتقد بود که کیومرث نخستین پادشاه زمین ـ پیش از تولد آدم ابوالبشر ـ بوده است با این توضیح که وی از تبار جنیان بود و آفرینشش بر خلقت آدم تقدم داشت[8]. بنابراین از دیدگاه کسانی چون کلبیِ عرب ـ که از قضا از نویسندگان دربار خلفای عباسی نیز بود ـ تاریخ جهان حتی پیش از آدم ابوالبشر، با کیومرث آغاز میشده است.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. الطبری، تاریخ الرسل والملوک، 1/146، بیروت: دار التراث.
[2]. المسعودي، مروج الذهب، 1/243، قم: دار الهجرة.
[3]. الطبري، 1/147؛ المسعودي، 1/243
[4]. الطبري، 1/18،19
[5]. ابن الجوزي، المنتظم، 1/218، بیروت: دار الكتب العلمية.
[6]. خالقی مطلق، "شاهنامه و موضوع نخستین انسان"، ایران نامه، زمستان 1362، شماره 6، صص223 ــ 228.
[7]. فردوسی، شاهنامه، تصحیح د. جلال خالقی مطلق، 1/10،11، نیویورک: به کوشش احسان یارشاطر، 1366.
[8]. ابن حبیب البغدادي، المحبر، ص392، بیروت: دار الآفاق الجديدة.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
بر اساس آنچه که بزرگترین مورخ ایرانیِ عصر اسلامی ابن جریر طبری گزارش کرده، اکثر علمای ایران باستان بر این رأی بودهاند که کیومرث همانا آدم (ابوالبشر) است و گروهیشان هم معتقد بودند که کیومرث پسر آدم از حوّاست[1]. مسعودی البته میگوید که اقلی از علمای ایرانی چنین باوری داشتهاند[2]. برغم وجود اختلافات علمای باستان دربارهی اینکه آیا کیومرث نخستین بشر بوده یا نه، آنها بر سر این موضوع توافق دارند که کیومرث پدر و نخستین پادشاه ایرانیان بود[3]. طبری ـ بدون ترجیح آراء ـ میگوید که گروهی از مورخان گفتهاند که کیومرث پس از اینکه به پادشاهی اقلیمهای هفتگانه رسید آدم نامیده شد و وی از نوادگان نوح بود که نوح در حقش دعای خیر کرد و دعای نوح مستجاب شد و او و اعقابش به قدرت و پادشاهی رسیدند[4]. تتبع در اهم تواریخ عصر اسلامی از تاریخ طبری تا تاریخ ابن جوزی حنبلی در قرن ششم نشان میدهد که این نویسندگان هیچ حساسیت یا منعی در بیان احوال پادشاهان ایران و گزارش آرای متنوع علمای ایران باستان و مورخان دربارهی نسب این اسامی نداشتهاند و چیزی را سانسور نکردهاند[5] و هیچ مشکلی هم در گنجاندن تاریخ پادشاهان ایران ـ در کنار ذکر پادشاهان بنی اسراییل و روم و یمن و حیرة و بابل ـ در آثار خود نداشتهاند.
اما دربارهی دیدگاه فردوسی دربارهی کیومرث باید گفت که او هم همان دیدگاه مورخان عصر اسلامی را داشته و چیز جدیدی در شاهنامه نیاورده است. د. جلالی خالقی مطلق شاهنامهشناس برجستهی معاصر در مقالهای که به همین موضوع پرداخته است مینویسد:
در شاهنامه برخلاف متون زردشتی و روایاتی که مستقیم و غیرمستقیم به این متون بر میگردند، گیومرث نخستین شاه است و نه نخستین انسان. تنها نقطه مشترک میان گیومرث شاهنامه و گیومرث روایات زردشتی در توافق بر سر عدد سی است که بر طبق روایات زردشتی (بندهشن،بخش ششم) مدت زندگی گیومرث و بر طبق شاهنامه (چاپ مسکو 1/19/12)مدت پادشاهی اوست[6].بنابراین "فردوسی در مقام مورخ" چیزی افزون بر آنچه که مورخان عصر اسلامی گفتهاند بیان نکرده است. صدالبته اینکه فردوسی در کتاب خود به انبیای بنی اسراییل یا نوح و مسیح و... اشارهای نکرده دلیل روشنی دارد و آن هم این است که او "شاهنامه" نوشته است و نه قصص الانبیاء؛ در حالیکه فیالمثل عنوان تاریخ الهامبخش طبری برای مورخان اسلامی پسینی، "تاریخ الرسل والملوک" است که یعنی: تاریخ پیامبران و پادشاهان؛ چنانکه اشاره به زردشت نیز در شاهنامه ـ در قیاس با پادشاهان ـ بسیار ناچیز و مختصر است و اثری از گزارش سیره و سرگذشت زردشت ـ پیامبر باستانی ایران ـ در شاهنامه نیست. از آن سو اشاراتی به پیامبر اسلام (ص) در دیباچهی قدیمیترین نسخه شاهنامه (نسخهی فلورانس) و نیز معتبرترین تصحیح آن به چشم میخورد[7]. و اساسا بودن یا نبودن برخی اسامی یا داستانها در شاهنامه فی نفسه چیزی را نشان نمیدهد چنانکه اثری هم از نام کوروش و سیرهی وی ـ مانند آزاد کردن یهودیان بابل یا صدور منشور ـ در شاهنامه نیست در حالیکه همین روایات در تاریخ طبری آمده است.
گفتنی است برخی مورخان مسلمان عرب ـ پیش از مورخانی ایرانیای چون طبری ـ حتی معتقد بودند که کیومرث بر نخستین انسان هم تقدم زمانی داشته است. برای مثال بزرگترین نَسَبشناس عرب، ابن کلبی (204ق) معتقد بود که کیومرث نخستین پادشاه زمین ـ پیش از تولد آدم ابوالبشر ـ بوده است با این توضیح که وی از تبار جنیان بود و آفرینشش بر خلقت آدم تقدم داشت[8]. بنابراین از دیدگاه کسانی چون کلبیِ عرب ـ که از قضا از نویسندگان دربار خلفای عباسی نیز بود ـ تاریخ جهان حتی پیش از آدم ابوالبشر، با کیومرث آغاز میشده است.
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. الطبری، تاریخ الرسل والملوک، 1/146، بیروت: دار التراث.
[2]. المسعودي، مروج الذهب، 1/243، قم: دار الهجرة.
[3]. الطبري، 1/147؛ المسعودي، 1/243
[4]. الطبري، 1/18،19
[5]. ابن الجوزي، المنتظم، 1/218، بیروت: دار الكتب العلمية.
[6]. خالقی مطلق، "شاهنامه و موضوع نخستین انسان"، ایران نامه، زمستان 1362، شماره 6، صص223 ــ 228.
[7]. فردوسی، شاهنامه، تصحیح د. جلال خالقی مطلق، 1/10،11، نیویورک: به کوشش احسان یارشاطر، 1366.
[8]. ابن حبیب البغدادي، المحبر، ص392، بیروت: دار الآفاق الجديدة.
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍22👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
⚔️قدرتگریزیِ شافعی: تفکیک امر دنیا از امر آخرت هرچند به دلیل تفاوتهای اساسی بین الهیات مسیحی و اسلام، نمیتوان مفهوم سکولاریسم را با اصطلاحات اسلامی معادلسازی دقیق کرد اما اگر معنای سکولاریسم غربی را از مجموعه قوانین شرعیِ کلیسای واتیکان (Codex Juris…
اگر کسی عهدهدار حکومت بر مردم شد و اکثر مردم از او کراهت نداشتند اما اقلی از او کراهت داشتند چنین چیزی را ناپسند نمیدانم مگر از این حیث که حکمرانی سیاسی فی الجمله ناپسند است... و خلاصه اینکه همانا من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم" (الشافعي، الأم، 1/187، بیروت: دار المعرفة، 1990).
شافعی هم مانند تامس هابز، نوام چامسکی، جان میرشایمر و بسیاری دیگر از متفکران جدید و قدیم غربی، به اردوگاه واقعگرایان (رئالیستها) ـ در برابر ایدهآلیستها ـ تعلق داشت. او قرنها پیش از هانس مورگنتا به تجربه دیده بود که نهاد قدرت ذاتا نهادی با اولویت اخلاقی نیست و منافع و مصالح بقا را بر مناسبات اخلاقی ترجیح میدهد. نکتهی جالب این است که شافعی این مهم را نه در دوران زوال حکمرانی مسلمین بلکه در اوج اقتدار عباسیان دریافته بود. او با مقتدرترین و اسلامپناهترین خلفای عباسی معاصر بود: در 20سالگیِ شافعی، هارون الرشید به خلافت رسید و در 43سالگیِ شافعی، مامون پسر هارون بر تخت نشست. شافعی چونان فقیهی مبرز و البته دنیادیده ـ که از عراق تا مصر را درنوردیده بود ـ به فراست دریافته بود که روحیات زاهدانه و اخلاقیات ایدهآل او را نسبتی با مناسبات قدرت نیست فلذا به سبب برپایی شریعت یا جنگ با بیزانسِ مسیحی، هیچ تمجیدی نثار حاکمان معاصرش نمیکند. صدالبته آنچه شافعی از زبان خود بیان میکند روایت ارتدکسی اندیشهی سیاسی اهل سنت در عصر تأسیس است. احادیث و روایات بسیاری در ذم طلب حکمرانی سیاسی و قبح تقرب به درگاه سلاطین و نشست و برخاست با آنها و... در منابع روایی اهل سنت وارد شده است که از همین دیدگاه رایج در عصر تاسیس نظامهای اندیشهی سُنّی پرده برمیدارد. جلال الدین سیوطی (911هـ) ـ فقیه و محدث بزرگ شافعیمذهبِ عصر ممالیک ـ مجموعهای از این روایات را در رسالهای تحت عنوان "ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين" گردآوری کرده که پیوست این مطلب است.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍20👎5
Forwarded from تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💊اجبار واجبات شرعی
نويسندگانی چون فهد العَجلان و عبدالله العَجیری (مشهور به نوسلفیان) در آثار خود میکوشند تا با تشبث به سازوکار الزام (Enforcement) در حقوق موضوعهی جدید، بین قوانین موضوعهی مدرن و اَحکام و مناسک شریعت نوعی همسانی ایجاد کرده نهایتا از الزام اولی، اجباری بودن دومی را نتیجه بگیرند. اما این استدلال آنها به یک مشکل بزرگ دشوار است: الگوگیری از امر سکولار برای اثبات یک امر دینی. و البته خود این رویه، ناشی از نادیدهانگاری فلسفهی حقوق مدرن است: قوانین موضوعهی مدرن، ادعا یا سودای رستگاری اخروی شهروندان را ندارند بلکه صرفا به منظور برآوردن مصالح و نظم دنیوی آنها و برپایهی سازوکارهای کاملا بشریای چون پارلمان، عُرف و ظروف زمانی و مکانی تدوین شدهاند در حالیکه هدف و هستهی اصلی اَحکام شرعی، رستگاری اخروی و نجات مؤمنان است.
اما فارغ از این مشکلِ ارجاع به امر سکولار برای اثبات امر دینی، نظریهی کسانی چون العجلان و العجیری فاقد انسجام درونی است؛ بدین معنا:
آنها در مسألهی اجبار و الزام احکام، فرقی بین مناسک و غیر مناسک و معاملات و حدود و... قائل نیستند و همه را اجباری میدانند. اما مهمترین فرض اسلام چیست؟ از آنجا که ـ بر اساس حدیث مشهور عبدالله بن عمر ـ اسلام بر پنج اصل (شهادتین+نماز+روزه+حج) بنا شده، احتمالا نماز از روزه و حج هم مهمتر است تا جایی که برخی فقها تارکِ نمازِ از سر کسالت را نیز کافر میدانند (در حالیکه مثلا تارکِ حجاب یا شاربِ خمر در هیچ مذهبی کافر نیست). حال که چنین است باید پرسید چرا نماز (که مهمترین و اساسیترین احکام اسلام است) را نمیتوان اجبار کرد؟ در اینجا دو پاسخ بیشتر متصور نیست: یا گفته شود که قرار نیست نماز اجباری باشد فلذا شهروندان جامعهی ایدهآلِ العجلان/العجیری میتوانند هر تعداد از وعدههای نماز را موقتا یا مطلقا ترک کنند، یا اینکه گفته شود قرار است نماز هم اجباری باشد اما امکانات قهریه برای اجبار نماز برای یک جمعیت چند ده میلیونی در دست نیست وگرنه باید راستیآزمایی کرد که تمام آحاد ملت نماز را در خانه، ادارات، مساجد و.. به جا بیاورند؛ اما چون مامور و محتسب به تعداد جمعیت یک کشور در دست نیست، عملا اجبار نماز، به تکلیف مالایُطاق (غیرممکن) بدل خواهد شد.
خوب! اگر نتیجهی بحث این باشد که نماز ـ به مثابه مهمترین حکم عملی شریعت ـ را نمیتوان یا نباید اجباری کرد، این پرسش پیش میآید که بقیهی مناسک شرعی را چرا باید اجبار نمود؟ از کدام نص دینی استخراج کردیم که نماز نهایتا اجباربردار نیست اما مثلا گذاشتن ریش برای مردان اجباری است؟ نصی که به ما اجازه میدهد بین اجبار احکام فرق بگذاریم و یکی را اختیاری کنیم و بقیه را اجباری کدام است؟ اگر در پاسخ گفته شود که چنین نصی در کار نیست و ما صرفا بر اساس اجتهاد شخصی این تفکیک را قائل شدیم، میتوان گفت که این اجتهاد ضعیف است! و دیگران هم میتوانند بر اساس اجتهاد خود، اَحکام A و B و C را اجباری و بقیه را اختیاری قرار دهند. اما اگر العجلان/العجیری بگویند که نماز را هم باید اجبار کرد لکن چنین اجباری عملا مُحال و مالایُطاق است و ما نمیتوانیم برای تکتک افراد، مامور و دوربین و سازوکار نظارتی قرار دهیم که نماز خواندنشان را چِک کنند، پس آنها اعتراف کردهاند که اسلامِ مد نظرشان به امری مالایطاق و نشدنی امر کرده است. در واقع بدین ترتیب زوج العجلان/العجیری ناخواسته از یک اسلام "ممتنع" به عنوان اسلام اصیل و ناب دفاع میکنند که قابل پیادهسازی نیست و بنابراین نظریهی حقوقی آنها فاقد انسجام درونی است.
اگر زوج العجلان/العجیری پذیرای این الزامات منطقی نظریهشان شوند، در این حالت منتقدان میتوانند بگویند: حال که نسخه و تفسیر شما از اسلام، یک نسخهی مالایطاق و خارج از امکانات عملیاتی است، میبایست با یک تجدیدنظر اساسی در خداشناسی و دینشناسی، نسخههای عملیتر را پیشنهاد دهیم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
نويسندگانی چون فهد العَجلان و عبدالله العَجیری (مشهور به نوسلفیان) در آثار خود میکوشند تا با تشبث به سازوکار الزام (Enforcement) در حقوق موضوعهی جدید، بین قوانین موضوعهی مدرن و اَحکام و مناسک شریعت نوعی همسانی ایجاد کرده نهایتا از الزام اولی، اجباری بودن دومی را نتیجه بگیرند. اما این استدلال آنها به یک مشکل بزرگ دشوار است: الگوگیری از امر سکولار برای اثبات یک امر دینی. و البته خود این رویه، ناشی از نادیدهانگاری فلسفهی حقوق مدرن است: قوانین موضوعهی مدرن، ادعا یا سودای رستگاری اخروی شهروندان را ندارند بلکه صرفا به منظور برآوردن مصالح و نظم دنیوی آنها و برپایهی سازوکارهای کاملا بشریای چون پارلمان، عُرف و ظروف زمانی و مکانی تدوین شدهاند در حالیکه هدف و هستهی اصلی اَحکام شرعی، رستگاری اخروی و نجات مؤمنان است.
اما فارغ از این مشکلِ ارجاع به امر سکولار برای اثبات امر دینی، نظریهی کسانی چون العجلان و العجیری فاقد انسجام درونی است؛ بدین معنا:
آنها در مسألهی اجبار و الزام احکام، فرقی بین مناسک و غیر مناسک و معاملات و حدود و... قائل نیستند و همه را اجباری میدانند. اما مهمترین فرض اسلام چیست؟ از آنجا که ـ بر اساس حدیث مشهور عبدالله بن عمر ـ اسلام بر پنج اصل (شهادتین+نماز+روزه+حج) بنا شده، احتمالا نماز از روزه و حج هم مهمتر است تا جایی که برخی فقها تارکِ نمازِ از سر کسالت را نیز کافر میدانند (در حالیکه مثلا تارکِ حجاب یا شاربِ خمر در هیچ مذهبی کافر نیست). حال که چنین است باید پرسید چرا نماز (که مهمترین و اساسیترین احکام اسلام است) را نمیتوان اجبار کرد؟ در اینجا دو پاسخ بیشتر متصور نیست: یا گفته شود که قرار نیست نماز اجباری باشد فلذا شهروندان جامعهی ایدهآلِ العجلان/العجیری میتوانند هر تعداد از وعدههای نماز را موقتا یا مطلقا ترک کنند، یا اینکه گفته شود قرار است نماز هم اجباری باشد اما امکانات قهریه برای اجبار نماز برای یک جمعیت چند ده میلیونی در دست نیست وگرنه باید راستیآزمایی کرد که تمام آحاد ملت نماز را در خانه، ادارات، مساجد و.. به جا بیاورند؛ اما چون مامور و محتسب به تعداد جمعیت یک کشور در دست نیست، عملا اجبار نماز، به تکلیف مالایُطاق (غیرممکن) بدل خواهد شد.
خوب! اگر نتیجهی بحث این باشد که نماز ـ به مثابه مهمترین حکم عملی شریعت ـ را نمیتوان یا نباید اجباری کرد، این پرسش پیش میآید که بقیهی مناسک شرعی را چرا باید اجبار نمود؟ از کدام نص دینی استخراج کردیم که نماز نهایتا اجباربردار نیست اما مثلا گذاشتن ریش برای مردان اجباری است؟ نصی که به ما اجازه میدهد بین اجبار احکام فرق بگذاریم و یکی را اختیاری کنیم و بقیه را اجباری کدام است؟ اگر در پاسخ گفته شود که چنین نصی در کار نیست و ما صرفا بر اساس اجتهاد شخصی این تفکیک را قائل شدیم، میتوان گفت که این اجتهاد ضعیف است! و دیگران هم میتوانند بر اساس اجتهاد خود، اَحکام A و B و C را اجباری و بقیه را اختیاری قرار دهند. اما اگر العجلان/العجیری بگویند که نماز را هم باید اجبار کرد لکن چنین اجباری عملا مُحال و مالایُطاق است و ما نمیتوانیم برای تکتک افراد، مامور و دوربین و سازوکار نظارتی قرار دهیم که نماز خواندنشان را چِک کنند، پس آنها اعتراف کردهاند که اسلامِ مد نظرشان به امری مالایطاق و نشدنی امر کرده است. در واقع بدین ترتیب زوج العجلان/العجیری ناخواسته از یک اسلام "ممتنع" به عنوان اسلام اصیل و ناب دفاع میکنند که قابل پیادهسازی نیست و بنابراین نظریهی حقوقی آنها فاقد انسجام درونی است.
اگر زوج العجلان/العجیری پذیرای این الزامات منطقی نظریهشان شوند، در این حالت منتقدان میتوانند بگویند: حال که نسخه و تفسیر شما از اسلام، یک نسخهی مالایطاق و خارج از امکانات عملیاتی است، میبایست با یک تجدیدنظر اساسی در خداشناسی و دینشناسی، نسخههای عملیتر را پیشنهاد دهیم.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍18👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
💊اجبار واجبات شرعی نويسندگانی چون فهد العَجلان و عبدالله العَجیری (مشهور به نوسلفیان) در آثار خود میکوشند تا با تشبث به سازوکار الزام (Enforcement) در حقوق موضوعهی جدید، بین قوانین موضوعهی مدرن و اَحکام و مناسک شریعت نوعی همسانی ایجاد کرده نهایتا از…
👆بازنشر به مناسبت برخورد انتظامی با تجمعکنندگان حامیان قانون حجاب در برابر مجلس
👍6👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
الکسی دوتوکویل (1859م) ـ مورخ، فیلسوف سیاسی، دیپلمات و سیاستمدار فرانسوی ـ زمانی گفته بود که از نظر امریکاییها هیچ جامعهی متمدنی بدون دین نمیتواند وجود داشته باشد و دین، ضامن استواری دولت امریکاست. آیا چنانکه نویسندگان محافظهکاری مانند والتر راسل مید…
من مجموعهای از فرزندان [۷فرزند] دارم و متوجهم که تنها چیزی که اهمیت دارد آشنا کردن آنها با عیسی مسیح است.
پیت هگست (وزیر دفاع ایالات متحده)
#محافظهکاری_امریکایی
https://birminghamchristian.com/pete-hegseth-faith-family-freedom-and-the-american-mind/
@AdnanFallahi
پیت هگست (وزیر دفاع ایالات متحده)
#محافظهکاری_امریکایی
https://birminghamchristian.com/pete-hegseth-faith-family-freedom-and-the-american-mind/
@AdnanFallahi
Birmingham Christian Family Magazine
Pete Hegseth: Faith, Family, Freedom, and the American Mind - Birmingham Christian Family Magazine
Cover Story Education stirs images of schools, classrooms, students, and teachers. For Peter Brian Hegseth, education tilts in other directions. As a matter of fact, whether it’s in his speaking engagements, television appearances, military service…
👍5
فاشیسم یک سیستم کامل است با اصلی پایدار که منطق پیشرفت خود را دارد. خود دوچه [= موسولینی]، به همراه پایینمرتبهترین عضو حزب، حقیقت و حیاتبخشیِ این اصل را به جان میشناسند در راه ارتقاء آن میکوشند و با احساس امنیت در مسیر منتهی به هدف راه می سپارند، گرچه در این مسیر گاه پیشروی هموار است و گاه گریزی از بازگشت به آغاز نیست... فرد باید که فاشیسم را یک روش بداند، بیش از آن که یک نظام فلسفی باشد. چرا که در زبان معمول، واژه نظام بر دکترین پیشرفته دلالت دارد که در برگیرنده نظریه هایی است که در قضایا و نسبت های خود ثابتند و بر آن نه چیزی میتوان افزود و نه کم کرد. هیچ چیز بر فاشیسم، بیگانهتر از آموزههای مذهبی یا فلسفیای نیست که تلویحاً متضمن رواج مکتب ها و فرقه های جورواجور است با خبرگان و بدعتگذاران خاص خود.
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر کسی عهدهدار حکومت بر مردم شد و اکثر مردم از او کراهت نداشتند اما اقلی از او کراهت داشتند چنین چیزی را ناپسند نمیدانم مگر از این حیث که حکمرانی سیاسی فی الجمله ناپسند است... و خلاصه اینکه همانا من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم" (الشافعي،…
جمهور علمای سلف و صالحین از میان خلف معتقدند که این احادیث و روایات [دال بر پرهیز از دربار سلاطین]، بر معنای مطلق خود حمل میشوند و فرقی ندارد که شخص را به درگاه سلاطین دعوت کنند یا نه، چنانکه فرقی ندارد او را برای مصلحتی دینی دعوت کنند یا غیر دینی.
جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص45،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص45،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
👍4👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
جامعه اسلامی در قرون وسطا جامعه ای عمیقاً تاریخاندیش بود و ادبیات تاریخی پربار گسترده و گونهگونی پدید آورد. اما علاقه ای به تاریخ غیر اسلامی حتی تاریخ پیش از اسلام جز برخی توجهات محدود و اشارات تاریخی در قرآن نشان نداد... تاریخ در درجه اول به معنای تاریخ…
ترجمه نیاز به مترجم دارد و مترجم باید دو زبان ـ هم زبانی که از آن ترجمه میکند و هم زبانی که به آن ترجمه میکند ـ بداند. چنین دانشی هر اندازه هم که عجیب بنماید تا همین اواخر در خاورمیانه بسیار کمیاب بود. مسلمانانِ انگشتشماری یافت میشدند که یکی از زبانهای مردم مسیحی را بدانند. این امری نالازم و تا اندازه ای حتی مباح بود. زمانی که برای امور تجارت، دیپلماسی یا جنگ به مترجم نیاز میافتاد نخست به پناهندگان و از دینبرگشتگان اروپایی و سپس با ته کشیدن این منابع به اهالی شامات (مسیحیان سوری، فلسطینی و لبنانی) رجوع میشد. هر دو گروه یا علاقه ای به این کار نداشتند یا فاقد ظرفیتهای ترجمه ادبی به زبانهای خاورمیانه ای بودند. این وضع کماکان برقرار بود تا این که اهالی خاورمیانه نخست مسیحیان و سپس دیگران، به مدارس غربی منطقه راه یافتند و در دانشگاههای غربی به تحصیل پرداختند. در این زمان افرادی یافت شدند که با میل و توانایی، ترجمه کتاب از انگلیسی یا فرانسوی و مدتها بعد دیگر زبانها را به عربی فارسی یا ترکی عهده دار شدند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ملیگرایان ایرانی و نظریهی «حملهی اعراب» و انحطاط"،
البته پرسش «چه کسی این بلا را بر سر ما آورد؟» واکنش مشترک انسانها در زمانی است که اوضاع روبهراه نباشد. قطعاً خیلیها در خاورمیانه، در گذشته و حال بوده اند که چنین پرسشی را مطرح کرده اند. آنان چندین پاسخ متفاوت یافتند. برای توجیه ناکامیها نکوهش دیگران معمولاً آسانتر و همیشه رضایتبخشتر است...
برآمدن ملی گرایی ـ که خود از کالاهای وارداتی اروپا به شمار میآمد ـ برداشتهای جدیدی را به صحنه آورد. عربها اکنون میتوانستند تُرکها را که چندین قرن بر آنها حکم رانده بودند مقصر گرفتاریهایشان جلوه دهند. ترکها نیز میتوانستند رکود تمدن خود را متوجه بار سنگین و بیجلای اعرابِ بدسابقه بدانند که انرژی خلاقهی ترکها(!) را خشکانده و از حرکت انداختند. ایرانیها هم میتوانستند از دست رفتن شکوه باستانی خود را به یکسان بر سر اعراب، تُرکها و مغولها آوار کنند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
برآمدن ملی گرایی ـ که خود از کالاهای وارداتی اروپا به شمار میآمد ـ برداشتهای جدیدی را به صحنه آورد. عربها اکنون میتوانستند تُرکها را که چندین قرن بر آنها حکم رانده بودند مقصر گرفتاریهایشان جلوه دهند. ترکها نیز میتوانستند رکود تمدن خود را متوجه بار سنگین و بیجلای اعرابِ بدسابقه بدانند که انرژی خلاقهی ترکها(!) را خشکانده و از حرکت انداختند. ایرانیها هم میتوانستند از دست رفتن شکوه باستانی خود را به یکسان بر سر اعراب، تُرکها و مغولها آوار کنند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍11