فاشیسم یک سیستم کامل است با اصلی پایدار که منطق پیشرفت خود را دارد. خود دوچه [= موسولینی]، به همراه پایینمرتبهترین عضو حزب، حقیقت و حیاتبخشیِ این اصل را به جان میشناسند در راه ارتقاء آن میکوشند و با احساس امنیت در مسیر منتهی به هدف راه می سپارند، گرچه در این مسیر گاه پیشروی هموار است و گاه گریزی از بازگشت به آغاز نیست... فرد باید که فاشیسم را یک روش بداند، بیش از آن که یک نظام فلسفی باشد. چرا که در زبان معمول، واژه نظام بر دکترین پیشرفته دلالت دارد که در برگیرنده نظریه هایی است که در قضایا و نسبت های خود ثابتند و بر آن نه چیزی میتوان افزود و نه کم کرد. هیچ چیز بر فاشیسم، بیگانهتر از آموزههای مذهبی یا فلسفیای نیست که تلویحاً متضمن رواج مکتب ها و فرقه های جورواجور است با خبرگان و بدعتگذاران خاص خود.
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
ص32،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر کسی عهدهدار حکومت بر مردم شد و اکثر مردم از او کراهت نداشتند اما اقلی از او کراهت داشتند چنین چیزی را ناپسند نمیدانم مگر از این حیث که حکمرانی سیاسی فی الجمله ناپسند است... و خلاصه اینکه همانا من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم" (الشافعي،…
جمهور علمای سلف و صالحین از میان خلف معتقدند که این احادیث و روایات [دال بر پرهیز از دربار سلاطین]، بر معنای مطلق خود حمل میشوند و فرقی ندارد که شخص را به درگاه سلاطین دعوت کنند یا نه، چنانکه فرقی ندارد او را برای مصلحتی دینی دعوت کنند یا غیر دینی.
جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص45،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
جلال الدین السیوطی،
ما رواه الأساطين في عدم المجيء إلى السلاطين،
ص45،
طنطا مصر: دار الصحابة للتراث، 1991.
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
👍4👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
جامعه اسلامی در قرون وسطا جامعه ای عمیقاً تاریخاندیش بود و ادبیات تاریخی پربار گسترده و گونهگونی پدید آورد. اما علاقه ای به تاریخ غیر اسلامی حتی تاریخ پیش از اسلام جز برخی توجهات محدود و اشارات تاریخی در قرآن نشان نداد... تاریخ در درجه اول به معنای تاریخ…
ترجمه نیاز به مترجم دارد و مترجم باید دو زبان ـ هم زبانی که از آن ترجمه میکند و هم زبانی که به آن ترجمه میکند ـ بداند. چنین دانشی هر اندازه هم که عجیب بنماید تا همین اواخر در خاورمیانه بسیار کمیاب بود. مسلمانانِ انگشتشماری یافت میشدند که یکی از زبانهای مردم مسیحی را بدانند. این امری نالازم و تا اندازه ای حتی مباح بود. زمانی که برای امور تجارت، دیپلماسی یا جنگ به مترجم نیاز میافتاد نخست به پناهندگان و از دینبرگشتگان اروپایی و سپس با ته کشیدن این منابع به اهالی شامات (مسیحیان سوری، فلسطینی و لبنانی) رجوع میشد. هر دو گروه یا علاقه ای به این کار نداشتند یا فاقد ظرفیتهای ترجمه ادبی به زبانهای خاورمیانه ای بودند. این وضع کماکان برقرار بود تا این که اهالی خاورمیانه نخست مسیحیان و سپس دیگران، به مدارس غربی منطقه راه یافتند و در دانشگاههای غربی به تحصیل پرداختند. در این زمان افرادی یافت شدند که با میل و توانایی، ترجمه کتاب از انگلیسی یا فرانسوی و مدتها بعد دیگر زبانها را به عربی فارسی یا ترکی عهده دار شدند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ملیگرایان ایرانی و نظریهی «حملهی اعراب» و انحطاط"،
البته پرسش «چه کسی این بلا را بر سر ما آورد؟» واکنش مشترک انسانها در زمانی است که اوضاع روبهراه نباشد. قطعاً خیلیها در خاورمیانه، در گذشته و حال بوده اند که چنین پرسشی را مطرح کرده اند. آنان چندین پاسخ متفاوت یافتند. برای توجیه ناکامیها نکوهش دیگران معمولاً آسانتر و همیشه رضایتبخشتر است...
برآمدن ملی گرایی ـ که خود از کالاهای وارداتی اروپا به شمار میآمد ـ برداشتهای جدیدی را به صحنه آورد. عربها اکنون میتوانستند تُرکها را که چندین قرن بر آنها حکم رانده بودند مقصر گرفتاریهایشان جلوه دهند. ترکها نیز میتوانستند رکود تمدن خود را متوجه بار سنگین و بیجلای اعرابِ بدسابقه بدانند که انرژی خلاقهی ترکها(!) را خشکانده و از حرکت انداختند. ایرانیها هم میتوانستند از دست رفتن شکوه باستانی خود را به یکسان بر سر اعراب، تُرکها و مغولها آوار کنند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
برآمدن ملی گرایی ـ که خود از کالاهای وارداتی اروپا به شمار میآمد ـ برداشتهای جدیدی را به صحنه آورد. عربها اکنون میتوانستند تُرکها را که چندین قرن بر آنها حکم رانده بودند مقصر گرفتاریهایشان جلوه دهند. ترکها نیز میتوانستند رکود تمدن خود را متوجه بار سنگین و بیجلای اعرابِ بدسابقه بدانند که انرژی خلاقهی ترکها(!) را خشکانده و از حرکت انداختند. ایرانیها هم میتوانستند از دست رفتن شکوه باستانی خود را به یکسان بر سر اعراب، تُرکها و مغولها آوار کنند.
برنارد لوئیس،
مشکل از کجا آغاز شد؟ تأثیر غرب و واکنش خاورمیانه،
ترجمه شهریار خواجیان،
تهران: انتشارات اختران.
@AdnanFallahi
👍11
Iranian Neo-conservative
«در ایران، هیچچیز اسباب دلبستگی و علاقه نمیشود؛ چونکه مردم، بهاستثنای عدهی معدودی، دو رو و دمدمیمزاج هستند و خاک ایران هم خشک است و زمین و زمان، از هر نوع مرض پر شده است. برای اشخاصی مانند ما که در اینجا از هر ملت متمدنی هزاران کیلومتر دور افتادهایم…
اگر مسامحتا ریشههای شرقشناسی را از قرون هفده و هجده میلادی، به سدههای پیش از میلاد مسیح (ع) و نخستین نوشتههای یونانی دربارهی شرقیان- و خاصه ایرانیان - برگردانیم خواهیم دید که نگاه تحقیرآمیز به دیگریِ شرقی، مختص دورهی پسااسلامی و جنگهای صلیبی و منازعات بین مسلمین و مسیحیان غربی نیست؛ بلکه ریشههای این گونه از شرقشناسی به دوران باستان میرسد. به گفتهی رابرت اروین: "فرانچسکو پترارک نیز در ترانهی صلیبیا Oaspettata in ciel beata e bella جنگهای صلیبی زمانه خود را با نبردهای یونانیان علیه ایرانیان در یک ردیف قرار میدهد به این ترتیب است که منازعات میان مسیحیان و لامذهبان ابعاد تازه ای پیدا میکند... نزاع میان اروپا و آسیا بنا به گفته هرودوت و یا طبق توصیف آشیل در نمایشنامهی ایرانیان جنگ میان تمدن و توحش بوده است".
بنابراین ایران از نگاه غربیان هیچگاه بخشی از غرب یا اروپا نبوده و حتی تشبث به نظریههای مبتذل نژادیای مثل نظريهی آریاییگرایی نیز نتوانسته این واقعیت صلب را عوض کند. ایران و تراث ایرانی - به درازنای بیش از ۲۰۰۰سال - همواره بخشی از جغرافیای غرب آسیا (خاورمیانه) و ذیل مسائل این منطقه از شرق قرار داشته و دارد و نه پیوستاری از غرب.
@AdnanFallahi
بنابراین ایران از نگاه غربیان هیچگاه بخشی از غرب یا اروپا نبوده و حتی تشبث به نظریههای مبتذل نژادیای مثل نظريهی آریاییگرایی نیز نتوانسته این واقعیت صلب را عوض کند. ایران و تراث ایرانی - به درازنای بیش از ۲۰۰۰سال - همواره بخشی از جغرافیای غرب آسیا (خاورمیانه) و ذیل مسائل این منطقه از شرق قرار داشته و دارد و نه پیوستاری از غرب.
@AdnanFallahi
👍20
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
فاشیسم یک سیستم کامل است با اصلی پایدار که منطق پیشرفت خود را دارد. خود دوچه [= موسولینی]، به همراه پایینمرتبهترین عضو حزب، حقیقت و حیاتبخشیِ این اصل را به جان میشناسند در راه ارتقاء آن میکوشند و با احساس امنیت در مسیر منتهی به هدف راه می سپارند، گرچه…
اگر [ملت،] شهروندان را چنان تعلیم ندهد که به سهولتْ آمادهی خدمت به ایدهآل باشند، تا برای سرزمین پدری کار کنند بزیند و بمیرند ـ سرزمین پدری که مهم ترین محترم ترین و مقدس ترین جایگاه را در ذهن به خود اختصاص میدهد ـ ملت را یارای رسیدن به رستگاری نخواهد بود... فاشیسم سازشناپذیرترین دشمن اسطوره ها و دروغهای سوسیالیسم بین المللی است ـ اسطوره ها و دروغهای آنها که بدون سرزمین پدری و بدون رسالت هستند، آنها که تحت لوای ایدهآل پوچ و انتزاعیِ برابریِ جهانی به احساس حق و به فرد آسیب میزنند...
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
صص63،64،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
جووانی جنتیله،
سرچشمهها و دکترین فاشیسم،
صص63،64،
ترجمه سهیل صفاری،
کاری از انجمن نازیسنتر.
@AdnanFallahi
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
گاه همکاری در گناه و درازدستی و فسق و عصیان جایز است؛ البته نه از حیث گناه بودن بلکه از این حیث که وسیلهای برای نیل به مصلحت است. برای مثال... اگر ظالمی بخواهد کسی را به منظور تصاحب اموالش به قتل برساند و قربانی، ظن قریب به یقین داشته باشد که اگر مالش را…
و همانا شرع از این رو از عهدهدار شدن حاکمیتها بازداشته است چراکه حاکمیت سیاسی مشتمل بر مفاسدِ پیشگفته است. خاصه شرع، افراد ضعیف و عاجز از تحمل بار سنگین حاکمیتها و ستاندن داد مظلومان از ظالمان را از این کار بازداشته است.
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/87،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/87،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
👍6👎4
الگوی حکمرانی در ترکیه: در حاشیه اعتراضات اخیر
به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه)
https://www.cmess.ir/Page/View/2025-04-05/11487
به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه)
https://www.cmess.ir/Page/View/2025-04-05/11487
👍5👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
الگوی حکمرانی در ترکیه: در حاشیه اعتراضات اخیر به قلم: عدنان فلاحی (مرکز پژوهشهای علمی و مطالعاتی استراتژیک خاورمیانه) https://www.cmess.ir/Page/View/2025-04-05/11487
🇹🇷الگوی حکمرانی در ترکیه: در حاشیه اعتراضات اخیر
بازخوانی منازعات سپهر سیاسی ترکیه از دریچه کلیشههای رایجی مانند دوگانه اسلامگرا/سکولار ـ فارغ از ابهامات و اشکالات معنایی و مصداقیای که این مفاهیم در بر دارند ـ رهزن و خطاست. نیز این منازعات را نمیتوان با فیلترهای دوران حکمرانی پیش از اردوغان ـ مانند دوگانه کمالیست/غیرکمالیست ـ رصد کرد. امروزه در ترکیه همکاران سابق اصطلاحا اسلامگرای حزب حاکم ـ مانند احمد داود اوغلو ـ و میراثداران جریان ملیمذهبی اربکان ـ مانند حزب رفاه جدید ـ خود در زمره مخالفان سرسخت اردوغان هستند و در کنار حزب اکرم امام اوغلو (شهردار بازداشتی استانبول) ـ حزب جمهوری یا CHP ـ قرار گرفتهاند. از آن سو حزب اولتراناسیونالیست و سوپرکمالیست حرکت ملی (MHP) نزدیک به یک دهه است که در ماه عسل و ائتلافی پایدار با حزب اردوغان به سر میبرد و سخنگوی این حزب نیز جدیدا حزب جمهوری را به انحراف از ارزشهای بنیانگذار حزب جمهوری یعنی مصطفی کمال آتاتورک متهم میکند! با در نظر گرفتن این مختصات است که میتوان با قاطعیت گفت که اکثر تحلیلگران مسائل ترکیه ـ و من جمله ناظران ایرانی ـ که موضوعات را از منظر کلیشههای رایج خاورمیانه میبینند چقدر در اشتباهند.
پرسشی که در اینجا ـ فارغ از بحث وجاهت و مشروعیت قانونی اقدامات قوه قضاییه ترکیه ـ مطرح میشود این است که حزب حاکم واقعا در پی چیست و چه الگویی از حکمرانی را پیروی میکند؟ نگاهی به بیش از دو دهه حکمرانی حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان نشان میدهد که بزرگترین و مهمترین دستاوردهای اقتصادی ترکیه در این دوره رقم خورده است. نرخ بالای رشد اقتصادی در میان کشورهای جی۲۰، افزایش چشمگیر سرانهی ملی، تبدیل ترکیه به یکی از قطبهای مهم توریسم و ترابری هوایی در سطح جهان، پیشرفت غیرقابل انکار در صنایع نظامی و پیشرو شدن در انرژیهای تجدیدپذیر و... تنها بخشی از دستاوردهای حکمرانی حزب عدالت و توسعه در تاریخ جمهوریت است. ترکیه در حوزه سیاست خارجی و بسط قدرت نرم و عمق راهبردی خود نیز بسیار موفق عمل کرده و به لطف موقعیت جغرافیایی و توان موازنهای که بین روسیه و اروپا پیدا کرده به یک بازیگر مهم فرامنطقهای بدل شده است. این مؤلفهها، سرمایههای اصلی مقبولیت حزب حاکم نزد بخش بزرگی از تودههای ملت ترکیه است.
از آن سو به نظر میرسد که اهتمام به ارزشهای حقوق بشری اروپایی و رویههای بسیار دموکراتیک ـ مانند التزام به موقتی بودن دوران ریاست جمهوری ـ اولویت چندانی برای حزب حاکم نداشته است. مجموعهای از این قرائن و نیز تصریحات خود مقامات ترکیه، تصویری از الگوی حکمرانی مطلوب آنها برای ما ترسیم خواهد کرد. برای مثال اردوغان ـ که زمانی رفتار دولت چین با ایغورها را "نسلکشی" خوانده بود[۱]، در سخنرانی دسامبر سال ۲۰۲۱ از مدل اقتصاد چینی تمجید کرد و تلویحا آن را الگویی برای ترکیه خواند[۲]. در واقع مدل حکمرانی مطلوب حزب حاکم، چیزی شبیه دولتهای توسعه یافته در حوزه خلیج فارس است: اقتصادی پویا و جذاب برای سرمایهگذاری خارجی در کنار یک حکمرانی نه چندان دموکراتیک و اقتدارگرا مبتنی بر سیاست خارجی موازنه بین غرب و شرق. چنین مدلی از نگاه مقامات ترک، کلید تداوم و ثبات سیاسی ترکیه است؛ چیزی که از بین خطوط اظهارات هاکان فیدان وزیر امور خارجه وقت و امنیتیترین شخصیت سیاسی دولت ترکیه نیز قابل استخراج است. فیدان در گفتگو با روزنامه الحدث عربستان سعودی میگوید:
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://www.hurriyetdailynews.com/turkey-to-follow-chinas-economic-growth-strategy-erdogan-۱۶۹۸۳۱
[۲]. البته تدریجا رفتار دولت ترکیه تغییر کرد تا جایی که حدود ۱۰سال بعد از این اظهار نظر، ترکیه و چین یک توافقنامه استرداد در چارچوب "همکاریهای ضدتروریسم" امضا کردند. مجله فارنپالیسی در مقاله مفصلی با نام "چرا اردوغان اویغورها را رها کرده (https://foreignpolicy.com/۲۰۲۱/۰۳/۰۲/why-erdogan-has-abandoned-the-uyghurs/)" که در مارس۲۰۲۱ منتشر شد، ابعاد این مساله را واکاوی کرده است.
[3]. https://news.1rj.ru/str/aa_persian/۱۱۳۳۱۹
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
بازخوانی منازعات سپهر سیاسی ترکیه از دریچه کلیشههای رایجی مانند دوگانه اسلامگرا/سکولار ـ فارغ از ابهامات و اشکالات معنایی و مصداقیای که این مفاهیم در بر دارند ـ رهزن و خطاست. نیز این منازعات را نمیتوان با فیلترهای دوران حکمرانی پیش از اردوغان ـ مانند دوگانه کمالیست/غیرکمالیست ـ رصد کرد. امروزه در ترکیه همکاران سابق اصطلاحا اسلامگرای حزب حاکم ـ مانند احمد داود اوغلو ـ و میراثداران جریان ملیمذهبی اربکان ـ مانند حزب رفاه جدید ـ خود در زمره مخالفان سرسخت اردوغان هستند و در کنار حزب اکرم امام اوغلو (شهردار بازداشتی استانبول) ـ حزب جمهوری یا CHP ـ قرار گرفتهاند. از آن سو حزب اولتراناسیونالیست و سوپرکمالیست حرکت ملی (MHP) نزدیک به یک دهه است که در ماه عسل و ائتلافی پایدار با حزب اردوغان به سر میبرد و سخنگوی این حزب نیز جدیدا حزب جمهوری را به انحراف از ارزشهای بنیانگذار حزب جمهوری یعنی مصطفی کمال آتاتورک متهم میکند! با در نظر گرفتن این مختصات است که میتوان با قاطعیت گفت که اکثر تحلیلگران مسائل ترکیه ـ و من جمله ناظران ایرانی ـ که موضوعات را از منظر کلیشههای رایج خاورمیانه میبینند چقدر در اشتباهند.
پرسشی که در اینجا ـ فارغ از بحث وجاهت و مشروعیت قانونی اقدامات قوه قضاییه ترکیه ـ مطرح میشود این است که حزب حاکم واقعا در پی چیست و چه الگویی از حکمرانی را پیروی میکند؟ نگاهی به بیش از دو دهه حکمرانی حزب عدالت و توسعه و شخص اردوغان نشان میدهد که بزرگترین و مهمترین دستاوردهای اقتصادی ترکیه در این دوره رقم خورده است. نرخ بالای رشد اقتصادی در میان کشورهای جی۲۰، افزایش چشمگیر سرانهی ملی، تبدیل ترکیه به یکی از قطبهای مهم توریسم و ترابری هوایی در سطح جهان، پیشرفت غیرقابل انکار در صنایع نظامی و پیشرو شدن در انرژیهای تجدیدپذیر و... تنها بخشی از دستاوردهای حکمرانی حزب عدالت و توسعه در تاریخ جمهوریت است. ترکیه در حوزه سیاست خارجی و بسط قدرت نرم و عمق راهبردی خود نیز بسیار موفق عمل کرده و به لطف موقعیت جغرافیایی و توان موازنهای که بین روسیه و اروپا پیدا کرده به یک بازیگر مهم فرامنطقهای بدل شده است. این مؤلفهها، سرمایههای اصلی مقبولیت حزب حاکم نزد بخش بزرگی از تودههای ملت ترکیه است.
از آن سو به نظر میرسد که اهتمام به ارزشهای حقوق بشری اروپایی و رویههای بسیار دموکراتیک ـ مانند التزام به موقتی بودن دوران ریاست جمهوری ـ اولویت چندانی برای حزب حاکم نداشته است. مجموعهای از این قرائن و نیز تصریحات خود مقامات ترکیه، تصویری از الگوی حکمرانی مطلوب آنها برای ما ترسیم خواهد کرد. برای مثال اردوغان ـ که زمانی رفتار دولت چین با ایغورها را "نسلکشی" خوانده بود[۱]، در سخنرانی دسامبر سال ۲۰۲۱ از مدل اقتصاد چینی تمجید کرد و تلویحا آن را الگویی برای ترکیه خواند[۲]. در واقع مدل حکمرانی مطلوب حزب حاکم، چیزی شبیه دولتهای توسعه یافته در حوزه خلیج فارس است: اقتصادی پویا و جذاب برای سرمایهگذاری خارجی در کنار یک حکمرانی نه چندان دموکراتیک و اقتدارگرا مبتنی بر سیاست خارجی موازنه بین غرب و شرق. چنین مدلی از نگاه مقامات ترک، کلید تداوم و ثبات سیاسی ترکیه است؛ چیزی که از بین خطوط اظهارات هاکان فیدان وزیر امور خارجه وقت و امنیتیترین شخصیت سیاسی دولت ترکیه نیز قابل استخراج است. فیدان در گفتگو با روزنامه الحدث عربستان سعودی میگوید:
در کشورهای حوزه خلیج مشکلات اجتماعی پدید نیامد، زیرا دولتهای آنجا درآمدهای نفتی خود را صرف مردمشان میکنند، خدمات پایه را ارائه میدهند، زیرساختها، آموزش و مدرنسازی را فراهم میکنند. تا زمانی که این موارد وجود داشته باشد، منطقه دچار مشکلی نخواهد شد"[۳].
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://www.hurriyetdailynews.com/turkey-to-follow-chinas-economic-growth-strategy-erdogan-۱۶۹۸۳۱
[۲]. البته تدریجا رفتار دولت ترکیه تغییر کرد تا جایی که حدود ۱۰سال بعد از این اظهار نظر، ترکیه و چین یک توافقنامه استرداد در چارچوب "همکاریهای ضدتروریسم" امضا کردند. مجله فارنپالیسی در مقاله مفصلی با نام "چرا اردوغان اویغورها را رها کرده (https://foreignpolicy.com/۲۰۲۱/۰۳/۰۲/why-erdogan-has-abandoned-the-uyghurs/)" که در مارس۲۰۲۱ منتشر شد، ابعاد این مساله را واکاوی کرده است.
[3]. https://news.1rj.ru/str/aa_persian/۱۱۳۳۱۹
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍10
دو سنت الفباییِ بزرگ وجود دارد که تمام الفباها از آن دو مشتق شدهاند: سنت سامیِ شمال غربی (که معمولاً فنیقی خوانده میشود و الفبای یونانی از دل آن تکامل یافته است) و سنت عربی. معروف است که هر دوی این سنتها از شرق سرچشمه گرفته و در برههای از هزارهی دوم پیش از میلاد از هم جدا شدهاند. گروه الفبای عربی به دو شاخهی جنوبی و شمالی تقسیم میشود.
Robert G. Hoyland,
Arabia and the Arabs: From the Bronze Age to the Coming of Islam,
P. 198,
Routledge: 2001.
*تصویر پیوست، انواع شاخههای الفبای عربی است که در ص199 از کتاب فوق آمده است.
@AdnanFallahi
Robert G. Hoyland,
Arabia and the Arabs: From the Bronze Age to the Coming of Islam,
P. 198,
Routledge: 2001.
*تصویر پیوست، انواع شاخههای الفبای عربی است که در ص199 از کتاب فوق آمده است.
@AdnanFallahi
👍11👎7
از محبت بیاندازهی بومیان نه تنها به کودکان خودشان بلکه به طور کلی نسبت به همه کودکان تحت تأثیر قرار گرفتم. وقتی یک پدر یا مادر با شیفتگی در برابر زیبایی کودکی می ایستاد و شور و شوق خود را با حرکات سر و دست و حالات صورت نشان میداد، عابرین هم توقف میکردند و به نوبه خود از زیبایی قهرمان کوچولو لذت می بردند. به طوری که ملاحظه کردم آنان هیچ فرصتی را برای تحسین حرکات زیبای کودکان از دست نمیدهند و حال آنکه ما در اروپا عقیده داریم فقط پدر و مادرها می توانند شیرینکاریهای کودکشان را درک کنند و حتی گمان میکنیم که آنقدر روشنبین هستند که این کارها را به کودکانشان آموخته اند... شرقیها به اندازه ای کودکان خودشان و دیگران را دوست دارند که نمی دانم اصلا متوجه می شوند که بعضی از آنها زشترو هستند یا نه... کودک در آسیا سلطان واقعی است.
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
ص21،
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
ص21،
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
👍19
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
داوید بن گوریون و بقیه رهبران صهیونیست با دو گزینه روبرو بودند: امکان یک حل و فصل مسالمت آمیز مبتنی بر پذیرش تشکیل کشور عربی فلسطین، و جنگی که در آن ـ همانطور که از قبل با ملک عبدالله هماهنگ شده بود ـ از تشکیل یک کشور فلسطینی جلوگیری میشد. بن گوریون در انتخاب…
اساس توصیه های کمیتهی انتقال ـ که در اکتبر سال 1948 به بن گوریون ارائه شد ـ این ایده بود که تعداد اعراب نباید بیش از 15درصد از جمعیت یهودیان اسرائیل باشد که در آن زمان به حدود 100000 نفر میرسید.
یک هفته پس از ایجاد کمیته، بن گوریون به آژانس یهود گفت:
به دلایل تاکتیکی، بن گوریون در آن برهه مخالف این پیشنهاد بود، اما [میگفت:] "ما باید بدون اصرار بر اجرای فوری آن، اصل انتقال اجباری را بیان کنیم." بن گوریون هیچ تضادی بین سیاست انتقال و دستیابی به صلح یهودی ـ عربی نمیدید؛ صلحی که وی همیشه آن را به مثابه یکی از اهداف نهایی صهیونیسم معرفی میکرد.
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
p. 103,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
یک هفته پس از ایجاد کمیته، بن گوریون به آژانس یهود گفت:
من پشتیبان انتقال اجباری هستم؛ من هیچ چیز غیراخلاقیای در این کار نمیبینم".
به دلایل تاکتیکی، بن گوریون در آن برهه مخالف این پیشنهاد بود، اما [میگفت:] "ما باید بدون اصرار بر اجرای فوری آن، اصل انتقال اجباری را بیان کنیم." بن گوریون هیچ تضادی بین سیاست انتقال و دستیابی به صلح یهودی ـ عربی نمیدید؛ صلحی که وی همیشه آن را به مثابه یکی از اهداف نهایی صهیونیسم معرفی میکرد.
Simha Flapan,
The birth of Israel: myths and realities,
p. 103,
New York: Pantheon Books, 1987.
#The_New_Historians
@AdnanFallahi
👍7
شایسته است همهٔ ما به خاطر داشته باشیم که در عین حال که در دانستن اندکی از چیزها با دیگران اختلافِ بسیار داریم؛ در نادانی بیپایانِ خود، همهٔ ما یکسان و برابریم.
کارل پوپر،
حدسها و ابطالها،
ص۷۶،
ترجمه رحمتاله جباری
تهران: نشر سهامی انتشار
@AdnanFallahi
کارل پوپر،
حدسها و ابطالها،
ص۷۶،
ترجمه رحمتاله جباری
تهران: نشر سهامی انتشار
@AdnanFallahi
👍24👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سویههایی_از_اندیشهی_اقتصادی_کارل_پوپر.pdf
این پیشنهاد پوپر ـ در قرار دادن حداقلی از درآمد برای تمام شهروندان بهمثابه روشی برای زدودن فقر ـ دقیقاً مشابه با طرحی است که سالها بعد از پوپر، میلتون فریدمن اقتصاددان مشهور امریکاییِ برندهی نوبل اقتصاد پیش کشید. فریدمن نام این طرح را «مالیات بر درآمد منفی» (negative income tax) نامید و فصل دوازدهم از کتاب مشهورِ سرمایهداری و آزادی ـ تحت عنوان «کاهش فقر» ـ را به شرح و تبیین این طرح و فواید و مضرات آن اختصاص داد (نک: Milton Friedman, Capitalism and Freedom, pp. 190-195, The University of Chicago Press, 2002).
عدنان فلّاحی، "سویههایی از اندیشه اقتصادی کارل پوپر"، نشریهی جهان اشراقی، ش11، 1403.
@AdnanFallahi
عدنان فلّاحی، "سویههایی از اندیشه اقتصادی کارل پوپر"، نشریهی جهان اشراقی، ش11، 1403.
@AdnanFallahi
👍7👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از محبت بیاندازهی بومیان نه تنها به کودکان خودشان بلکه به طور کلی نسبت به همه کودکان تحت تأثیر قرار گرفتم. وقتی یک پدر یا مادر با شیفتگی در برابر زیبایی کودکی می ایستاد و شور و شوق خود را با حرکات سر و دست و حالات صورت نشان میداد، عابرین هم توقف میکردند…
ملتهای آسیایی... از هر جهت با ما فرق دارند...
پاره ای از ناظران، ملتهای شرقی را مانند شگفتیهای کمیابی که در زوایای گمشدهی جهان فراموش شده باشند تلقی کرده اند که اگر به چپاولگریِ اروپاییان تن در بدهند وحشیانی نابالغ و کمعقلاند و اگر مقاومت کنند مردمانی خونخوارند. در نظرِ اینگونه اشخاص که اکثریت را تشکیل میدهند اروپا ناف دنیا است و هر که در آن قاره نباشد حق حیات ندارد و سهم هوا و آفتاب آن را می دزدد. همین افراد در نهایتِ بیاطلاعی هرگونه سوء استفاده از قدرت را تأیید میکنند، بی آنکه جنبههای کریه و ناهنجار آن را درک نمایند و به پیروزیهایی افتخار میکنند که پوچی آن را نمیبینند. آنان مثل کودکانِ نفهم بیرحماند و به نظرشان هر فرد آسیایی که نابود، تیرباران یا به دار آویخته شود یک حیوان قربانی است که مشروعاً در قربانگاه آینده قرار گرفته است.
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
صص207،208
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
پاره ای از ناظران، ملتهای شرقی را مانند شگفتیهای کمیابی که در زوایای گمشدهی جهان فراموش شده باشند تلقی کرده اند که اگر به چپاولگریِ اروپاییان تن در بدهند وحشیانی نابالغ و کمعقلاند و اگر مقاومت کنند مردمانی خونخوارند. در نظرِ اینگونه اشخاص که اکثریت را تشکیل میدهند اروپا ناف دنیا است و هر که در آن قاره نباشد حق حیات ندارد و سهم هوا و آفتاب آن را می دزدد. همین افراد در نهایتِ بیاطلاعی هرگونه سوء استفاده از قدرت را تأیید میکنند، بی آنکه جنبههای کریه و ناهنجار آن را درک نمایند و به پیروزیهایی افتخار میکنند که پوچی آن را نمیبینند. آنان مثل کودکانِ نفهم بیرحماند و به نظرشان هر فرد آسیایی که نابود، تیرباران یا به دار آویخته شود یک حیوان قربانی است که مشروعاً در قربانگاه آینده قرار گرفته است.
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
صص207،208
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر مسامحتا ریشههای شرقشناسی را از قرون هفده و هجده میلادی، به سدههای پیش از میلاد مسیح (ع) و نخستین نوشتههای یونانی دربارهی شرقیان- و خاصه ایرانیان - برگردانیم خواهیم دید که نگاه تحقیرآمیز به دیگریِ شرقی، مختص دورهی پسااسلامی و جنگهای صلیبی و منازعات…
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنیای به خط باستانی B میبینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است.
این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان سانسکریت نیز وجود دارد: बर्बर به معنای وحشی، غیر آریایی و خرفت.
یونانیان در ابتدا ملت هایی که به زبان یونانی سخن نمیگفتند را بربر خطاب میکردند که شامل مصری ها، پارس ها، مادها، فنیقی ها و قبایل شمال اروپا میشد. زبان نزد یونانیان مظهر لوگوس بود. چیزی که حامل دلیل و عقلانیت است. به همین دلیل یونانیان گویندگان زبانهای غیر یونانی را ناتوان از استدلال میدانستند...
ایده اصلی تفاوت بین یونانیان و دیگر ملت ها در بیان آنها سیاسی بود. علاوه بر تفاوت های فرهنگی تاکید متفکران یونانی در بحث های خود در مورد دنیای یونانی ـ بربر این بود که آنها خود را تنها حیوانات سیاسی جهان می دیدند. بربرها برخلاف آن ها یا احمق هایی منزوی بودند یا تودههایی به بردگی گرفته شده.
آنها به خود مفتخر بودند که زندگی مدنی آنها تنها تمدن حقیقی موجود بر روی زمین است زیرا که آنها توانستند فراتر از دنیای قبیله ای و جوامع امپراطوری بروند.
بربریت: ایرانیان از منظر یونانیان باستان
به نقل از کانال تلگرامی "یونان باستان"
این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان سانسکریت نیز وجود دارد: बर्बर به معنای وحشی، غیر آریایی و خرفت.
یونانیان در ابتدا ملت هایی که به زبان یونانی سخن نمیگفتند را بربر خطاب میکردند که شامل مصری ها، پارس ها، مادها، فنیقی ها و قبایل شمال اروپا میشد. زبان نزد یونانیان مظهر لوگوس بود. چیزی که حامل دلیل و عقلانیت است. به همین دلیل یونانیان گویندگان زبانهای غیر یونانی را ناتوان از استدلال میدانستند...
ایده اصلی تفاوت بین یونانیان و دیگر ملت ها در بیان آنها سیاسی بود. علاوه بر تفاوت های فرهنگی تاکید متفکران یونانی در بحث های خود در مورد دنیای یونانی ـ بربر این بود که آنها خود را تنها حیوانات سیاسی جهان می دیدند. بربرها برخلاف آن ها یا احمق هایی منزوی بودند یا تودههایی به بردگی گرفته شده.
آنها به خود مفتخر بودند که زندگی مدنی آنها تنها تمدن حقیقی موجود بر روی زمین است زیرا که آنها توانستند فراتر از دنیای قبیله ای و جوامع امپراطوری بروند.
بربریت: ایرانیان از منظر یونانیان باستان
به نقل از کانال تلگرامی "یونان باستان"
Telegram
Ἠχώ | یونان باستان
🔶بربریت: ایرانیان از منظر یونانیان باستان
#تاریخ_یونان_باستان
🏛@ekhogroup
#تاریخ_یونان_باستان
🏛@ekhogroup
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شاهد از غیب رسید! گفتیم که منازعات سیاسی در راس قدرت ترکیه دیگر قابل مقایسه با منازعات عصر کمالیستها و طلیعهی تاسیس جمهوریت و تقلیل آن به دوگانهی مبهم اسلامگرا/سکولار نیست. آتاتورک علاقهای به بزرگداشت مراسمی چون نوروز ـ که هم از اعیاد کردهای ترکیه بود…
شاهدی دیگر از غیب رسید! گفتیم که منازعات سیاسی فعلی در راس قدرت ترکیه دیگر قابل مقایسه با منازعات عصر کمالیستها و طلیعهی تاسیس جمهوریت و تقلیل آن به دوگانهی مبهم اسلامگرا/سکولار و کمالیست/غیرکمالیست نیست؛ چیزی که بسیاری از ناظران خارجی از آن غافلند.
پس از اظهارات تمجیدآمیز و بسیار آکنده از محبت ترامپ دربارهی اردوغان، آن هم در حضور نخست وزیر اسراییل! ـ که صد البته این اظهارات ترامپ مسبوق به سابقه است و وی در گذشته نیز بکرات اردوغان را مورد تفقد قرار داده است ـ حالا اوزگور اوزال رهبر مهمترین حزب اپوزسیون ترکیه ـ حزب مصطفی کمال یا همان حزب جمهوری (CHP) ـ اردوغان را متهم کرده که او با چراغ سبز ترامپ اقدام به دستگیری همحزبیاش اکرم امام اوغلو ـ شهردار سابق استانبول ـ کرده است! اوزال اظهارات محبتآمیز ترامپ دربارهی اردوغان را شاهد این ادعا گرفته و سکوت دولت ترکیه در قبال این گفتههای رییس جمهور امریکا را مایهی ننگ اردوغان خوانده است! تصور کنید رهبر به اصطلاح سکولارهای کمالیستِ غربگرا، به مهمترین چهرهی سیاسیِ به اصطلاح اسلامگرای ترکیه طعنه میزند که چرا مورد توجه و عنایت رییس جمهور راستگرای امریکاست!
این و خیلی بیشتر از این، نشان میدهد که سطح منازعات هرم قدرت در ترکیهی کنونی بسیار فراتر از کلیشههای رایج و مرسوم است.
@AdnanFallahi
پس از اظهارات تمجیدآمیز و بسیار آکنده از محبت ترامپ دربارهی اردوغان، آن هم در حضور نخست وزیر اسراییل! ـ که صد البته این اظهارات ترامپ مسبوق به سابقه است و وی در گذشته نیز بکرات اردوغان را مورد تفقد قرار داده است ـ حالا اوزگور اوزال رهبر مهمترین حزب اپوزسیون ترکیه ـ حزب مصطفی کمال یا همان حزب جمهوری (CHP) ـ اردوغان را متهم کرده که او با چراغ سبز ترامپ اقدام به دستگیری همحزبیاش اکرم امام اوغلو ـ شهردار سابق استانبول ـ کرده است! اوزال اظهارات محبتآمیز ترامپ دربارهی اردوغان را شاهد این ادعا گرفته و سکوت دولت ترکیه در قبال این گفتههای رییس جمهور امریکا را مایهی ننگ اردوغان خوانده است! تصور کنید رهبر به اصطلاح سکولارهای کمالیستِ غربگرا، به مهمترین چهرهی سیاسیِ به اصطلاح اسلامگرای ترکیه طعنه میزند که چرا مورد توجه و عنایت رییس جمهور راستگرای امریکاست!
این و خیلی بیشتر از این، نشان میدهد که سطح منازعات هرم قدرت در ترکیهی کنونی بسیار فراتر از کلیشههای رایج و مرسوم است.
@AdnanFallahi
👍12👎5
Forwarded from 📚✏️ندای سیاست
🔺 اسلام سیاسی یا آچارفرانسۀ تحلیل
🖊 نیکو سرخوش
🔻 اسلام سیاسی در بسیاری از تحلیل ها یک آدرس غلط است. اینک پرسش اصلی این است که چگونه این آدرس غلط تا بدین اندازه فراگیر شده است و به سهولت می توان نُسَخ متفاوت آن را با کارکردی مشابه از حسن منصور گرفته تا محمد مالجو از مصطفی مهرآئین تا حاتم قادری مشاهده کرد.
🔲 برای مطالعه این متن اینجا را کلیک کنید...
@Nedaye_siyasat
🖊 نیکو سرخوش
🔻 اسلام سیاسی در بسیاری از تحلیل ها یک آدرس غلط است. اینک پرسش اصلی این است که چگونه این آدرس غلط تا بدین اندازه فراگیر شده است و به سهولت می توان نُسَخ متفاوت آن را با کارکردی مشابه از حسن منصور گرفته تا محمد مالجو از مصطفی مهرآئین تا حاتم قادری مشاهده کرد.
🔲 برای مطالعه این متن اینجا را کلیک کنید...
@Nedaye_siyasat
👍5👎1
مطالعات ترکیه: سیاست خارجیِ موازنهگر (مجموعه مقالات)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه: آمالی برای موقعیت یک قدرت بزرگ (مؤسسهی سیاسی و اقتصادی خاورمیانه ـ بُخارست)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه: پیمایش ناتو، بریکس و سایر همکاریهای جهانی (اندیشکدهی ویلسونسنتر ـ واشینگتن)
* جاهطلبیهای سیاست خارجی ترکیه، با واقعیت روبرو میشود (اندیشکدهی کارنگی اروپا ـ بروکسل)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری بریکسی ترکیه (فارنپالسی)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه (مرکز مطالعات استراتژیکِ بِگین ـ سادات ـ رَمتگن تلآویو)
@AdnanFallahi
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه: آمالی برای موقعیت یک قدرت بزرگ (مؤسسهی سیاسی و اقتصادی خاورمیانه ـ بُخارست)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه: پیمایش ناتو، بریکس و سایر همکاریهای جهانی (اندیشکدهی ویلسونسنتر ـ واشینگتن)
* جاهطلبیهای سیاست خارجی ترکیه، با واقعیت روبرو میشود (اندیشکدهی کارنگی اروپا ـ بروکسل)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری بریکسی ترکیه (فارنپالسی)
* اجرای سیاست خارجی موازنهگری ترکیه (مرکز مطالعات استراتژیکِ بِگین ـ سادات ـ رَمتگن تلآویو)
@AdnanFallahi
Wilson Center
Turkey's Balancing Act: Navigating NATO, BRICS, and Other Global Partnerships
Turkey’s relationship with NATO has strained under diplomatic missteps and Turkey’s interest in BRICS and ties with Russia and China. However, this strategic diversification should not alarm NATO allies, who could benefit from a partner in these circles.
👍4👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ملتهای آسیایی... از هر جهت با ما فرق دارند... پاره ای از ناظران، ملتهای شرقی را مانند شگفتیهای کمیابی که در زوایای گمشدهی جهان فراموش شده باشند تلقی کرده اند که اگر به چپاولگریِ اروپاییان تن در بدهند وحشیانی نابالغ و کمعقلاند و اگر مقاومت کنند مردمانی…
عشق به امامان [شیعه] نوعی احساس ملی [در ایران] است و اگر کسی نمیخواهد آن را جریحهدار کند باید به امامان احترام زیادی بگذارد. دوستی ایرانی به من میگفت در کشور ما نسبت به هر چیز و هر کس می توان بدگویی کرد، مگر امامان و زوجۀ کسی که طرف صحبت شما است. فقط این دو مورد، دشمنی خونین به وجود می آورد.
به استثنای مسئله امامان و برتری تاریخ ملی بر بقیه تاریخ جهان، در واقع ایرانیان چیزی ندارند که بتوان آن را به معنای واقعی میهنپرستی نامید... باید اذعان کرد که استقلال ملی برایشان مفهومی ندارد و از دوران بعد از اسلام هرگز به سلسله های پادشاهانِ خود دلبسته نبوده و نیستند. روی کار آمدن و سقوط آنان را با بی تفاوتی کامل نظاره میکنند. برایشان فرقی نمیکند که حکومتی که بر آنان تسلط دارد از هموطنانشان تشکیل شده باشد یا از بیگانگان. این نکته که از نظر اروپاییان انزجارآور و قبولنکردنی است، ایرانیان را به هیچ وجه ناراحت نمیسازد...
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
صص212،213
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
به استثنای مسئله امامان و برتری تاریخ ملی بر بقیه تاریخ جهان، در واقع ایرانیان چیزی ندارند که بتوان آن را به معنای واقعی میهنپرستی نامید... باید اذعان کرد که استقلال ملی برایشان مفهومی ندارد و از دوران بعد از اسلام هرگز به سلسله های پادشاهانِ خود دلبسته نبوده و نیستند. روی کار آمدن و سقوط آنان را با بی تفاوتی کامل نظاره میکنند. برایشان فرقی نمیکند که حکومتی که بر آنان تسلط دارد از هموطنانشان تشکیل شده باشد یا از بیگانگان. این نکته که از نظر اروپاییان انزجارآور و قبولنکردنی است، ایرانیان را به هیچ وجه ناراحت نمیسازد...
کُنت دوگوبینو،
سه سال در آسیا (سفرنامهی دوگوبینو 1858ـ1855)،
صص212،213
ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی،
تهران: نشر قطره، 1383.
@AdnanFallahi
👍20👎5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من فکر میکنم شش اصل برای تفکر محافظهکار وجود دارد: 1) اعتقاد، که قصدی الهیست و در کنار وجدان بر جامعه حکمفرماست زنجیرهای ابدی از حق و تکلیف را میسازد که بزرگ و کوچک، زنده و مرده را به هم پیوند میزند. مشکلات سیاسی در کنه خود، مشکلاتی دینی و اخلاقیاند...…
من به مثابه کسی مینویسم که در طول زندگی خود به کلیسای مادری وارد و از آن خارج شده است و هنوز هم عشای اَنگلیکن [= کلیسای ملی بریتانیا] را خانهی خود میداند. اما من امیدوارم که چیزی که میگویم مورد توجه و مفید فایدهی تمام کسانی باشد که اهمیت دین در زندگی بشر را تصدیق میکنند و صدمهای که جامعهی ما از آن رنج میبَرَد را درون خود احساس کردهاند، چراکه اَشکال سنتی عبادت در جامعه از چشمانداز عمومی محو شده است.
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
Roger Scruton,
Our Church: A Personal History of the Church of England,
Atlantic Books: 2013.
#محافظهکاری_انگلیسی
@AdnanFallahi
👍8