آکادمی ارتباطات – Telegram
آکادمی ارتباطات
2.12K subscribers
5.74K photos
338 videos
147 files
4.82K links
آکادمی ارتباطات، مدرسه اي است از مطالب آموزشي در حوزه هوش مصنوعی AI، ارتباطات، رسانه، روابط عمومي و اطلاعیه و اخبار نشست‌ها.
Download Telegram
سخنگوی دولت در انتقاد از جنگ رسانه‌ای گفته "کشورهایی رسانۀ فارسی زبان راه انداخته‌اند که اصلا فارسی نمی‌دانند"

اولا این را می گویند دیپلماسی رسانه ای. خودتان هم به 30 زبان دنیا از جمله زبان عبری برنامه دارید.
2-وقتی خبری اینجا رسانه ای نمی شود، طبیعی است مخالفان آن را پخش کنند.
3- این همه رسانه و خبرنگار خوب در داخل کشور داریم. به آنها اجازه بدهید اخبار را پوشش دهند و اینقدر تحت فشار نباشند، اقلا مردم نیازهای خبری شان را از این رسانه ها تامین کنند.
نه آنکه اخبار یکسویه کیهانی و صدا و سیمایی با بکارگیری شگردهای جنگ روانی به خورد مردم داده شود.
توییت حسین امامی
https://twitter.com/Meshkan2/status/1582433683977666561
@commac
👍1
🔺محبوب‌ترین شبکه اجتماعی برای نسل Z اینستاگرام است.
🔺آنها از بین پیام‌رسان‌ها بیشترین وقت را در تلگرام صرف می‌کنند و برای تماشای ویدیو هم انتخابشان یوتیوب است.
🔺تیک تاک و پینترست هم مدام در حال محبوب‌تر شدن است و توییتر فقط برای آگاهی از اخبار و ماجراهای روزمره مورد توجه‌شان است/علی موسوی، فعال رسانه ای
@commac
👍2
🌐اخبار جعلی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی چگونه باور می‌شوند؟
🆔
@Archpol
🖌محمد رهبری

رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تأثیرات عمیقی بر جوامع گذاشته‌اند که باعث تحول عرصه اجتماعی و سیاسی شده‌اند. تا پیش از سال ۲۰۱۶ و پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا، نگاه خوش‌بینانه‌ای به این تحولات می‌شد اما پس از آن، اثرات منفی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت. یکی از این اثرات منفی که توجه زیادی را در میان پژوهشگران و روزنامه‌نگاران به خود جلب کرد، تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر گسترش اخبار جعلی (Fake news) بود. اما شبکه‌های اجتماعی چگونه باعث گسترش اخبار جعلی می‌شوند؟

کریس شافر در کتاب «داده در برابر دموکراسی» با استناد به مطالعات روان‌شناسانی که گسترش شایعات آنلاین را مطالعه می کنند چهار عامل اصلی را شناسایی کرده‌اند که به باور یک شایعه و خبر جعلی کمک می‌کند. یکی از این عوامل، خطای شناختی «سوگیری تأییدی» یا conformation bias است. این خطای شناختی به معنی گرایش افراد به باور و پذیرش اطلاعاتی است که عقاید و ارزش‌هایشان را تأیید کرد می‌کند و همه ما در معرض این خطای شناختی هستیم. ما اخبار و اطلاعاتی را که با باورهای سیاسی، مذهبی، اخلاقی و اقتصادی ما همخوانی داشته باشد را راحت‌تر می‌پذیریم و تأیید می‌کنیم بدون آن که خود را مکلف بدانیم تا در مورد آن اخبار و اطلاعات جستجو کنیم.

این امر در محیط رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تسهیل شده است. در این محیط ما عموما افراد همفکر خودمان را دنبال می‌کنیم و یا با آن‌ها گروه‌های آنلاین تشکیل می‌دهیم و در نتیجه بیشتر در معرض اخبار و اطلاعاتی قرار می‌گیریم که با عقایدمان سازگار است. به‌طور مثال، در محیط توییتر، ما عمدتا دوستان و همفکران خودمان را دنبال می‌کنیم و آنچه در تایملاین خود مشاهده می‌کنیم ترکیبی از توییت‌های آن‌هاست و یا آنچه آن‌ها لایک کرده‌اند. بنابراین اگر آن‌ها مطلبی را لایک کنند و در تایم‌لاین ما نمایش داده شود، احتمالا با عقاید ما نیز سازگار است و ما نیز آن را پذیرفته و لایک می‌کنیم.

به طور مثال، چند وقت پیش توییتی از محمد مهاجری منتشر شد که در آن به نقل وزیر امور خارجه گفته شده بود در توافق برجام منافع روسیه هم باید تأمین شود و این توئیت ۴هزار لایک گرفت. بعدا این خبر تکذیب شد و محمد مهاجری نیز تکذیبه این خبر را نوشت. اما آن توییت فقط ۴۰۰ لایک گرفت! علت این تفاوت لایک‌ها چیست؟

یکی از دلایل مهمش به همین سوگیری تأییدی بازمی‌گردد. کاربرانی که معتقدند روسیه در فرایند مذاکرات برجام اخلال ایجاد کرده است، توییت اول را لایک می‌کنند چون این توییت با عقایدشان سازگاری دارد. به دنبال آن، همفکران این گروه نیز توییت را دیده و آن را لایک می‌کنند و این گونه الگوریتم توییتر به دیده شدن این خبر، که بعدا معلوم شد صحت نداشته است، کمک می‌کند.
اما در مورد توییت دوم، چون محتوای آن توییت با عقاید کسانی محمد مهاجری را دنبال می‌کنند کمتر سازگاری داشت، کمتر لایک شد و در نتیجه این تکذیبیه کمتر دیده شد.

مثال دیگر به توییت کاربری به نام «علی همدانی» بازمی‌گردد که چند وقت پیش با انتشار تصویر زنی بی‌حجاب، نوشت "سلف سرویس دانشکده نفت آبادان، سال ۱۳۵۵". این توییت برای مخالفان جمهوری اسلامی و حامیان پهلوی خوشایند بود و حدود ۲۰هزار بار لایک شد در حالی که اساسا آن نوشته واقعیت نداشت و محل عکس جای دیگری بود. علی همدانی نیز بعدا توییت خود را اصلاح کرد اما فقط ۵۰۰ لایک گرفت. علت این تفاوت فاحش میان این لایک‌ها چیست؟ خطای شناختی سوگیری تأییدی. توییت اول با باورهای بسیاری از کاربران توییتری همخوانی دارد اما توییت دوم نه. به همین دلیل توییت اول پذیرفته و لایک شده اما از کنار تکذیبیه آن گذشته می‌شود.

مثال‌هایی از این دست بسیار می‌توان زد. نه فقط در میان اصلاح‌طلبان و مخالفان جمهوری اسلامی، بلکه در میان جریان انقلابی و ارتش سایبری نیز این قبیل اخبار جعلی که بعدا تکذیب می‌شوند، زیاد دیده می‌شود. همه ما روزانه در شبکه‌های اجتماعی در معرض خطای شناختی «سوگیری تأییدی» هستیم و این خطای شناختی در کنار الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به گسترش و باورپذیری اخبار جعلی کمک می‌کند.

پذیرش اخبار جعلی که همراستا با عقاید و ارزش‌های ماست، ما را در برابر تغییر مقاوم می‌کند و مانع از آن می‌شود که واقعیات اجتماعی و سیاسی را به درستی ببینیم. بنابراین مهم است که نسبت به این خطای شناختی آگاهی داشته باشیم و نسبت به پذیرش اخبار و اطلاعاتی که در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، نقادانه برخورد کنیم.

🌐 کانال آرشیو منابع سیاسی
🆔 @Archpol
@commac
👍2
این زنگ‌ها برای که به صدا درمی‌آیند؟
دربارۀ اقتصاد سیاسی «فیلترینگ» و طرح «صیانت»

✍🏽 منصور ساعی/ استادیار ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی

◾️ از دید مکتب اقتصاد سیاسی رسانه‌ها، رسانه به‌عنوان بخشی از نظام اقتصادی و مرتبط با نظام سیاسی، ابزاری جهت گسترش بازار و منافع طبقات حاکم مطرح است. رسانه‌ها در واقع به گونه‌ای عمل می‌کنند که منافع و سودهای کلان این طبقه را تضمین کنند. تضمین منافع طبقاتی باعث از بین رفتن استقلال و آزادی عمل و محتوای رسانه‌ها و به زیر سلطه منافع اقتصادی - سیاسی طبقات حاکم رفتن و نادیده‌گرفتن حقوق و رضایت انسانی، اجتماعی و اقتصادی سایر طبقات اجتماعی می‌شود.

◾️ بررسی و تحلیل فیلترینگ رسانه‌های اجتماعی در ایران در چهارچوب اقتصاد سیاسی نظام ارتباطی و رسانه، نشان می‌دهد هر وقت زنگ فیلترینگ به صدا در‌آمده، عده‌ای از معتمدان رانت‌خوار مستقیم و غیرمستقیم به سود کلان مادی و اقتصادی دست یافته‌اند. برآوردهای تخمینی نشان می‌دهد که تنها در سال ١٣٩٩ گردش مالی بازار فروش فیلترشکن ۵۰ میلیارد تومان در ماه و ۶۰۰ میلیارد تومان در سال بوده که به نظر برخی کارشناسان، با توجه به عدم برخورد با فروشندگان، افرادی که دارای رانت هستند، در این بازار پرسود حضور دارند.

◾️ سابقه فیلترینگ اینترنت در ایران به چندین سال پیش برمی‌گردد که تعداد زیادی از رسانه‌های اجتماعی پربازدید جهانی نظیر یوتیوب، توییتر، اسنپ‌چت، فیس‌بوک و... فیلتر شدند. جالب اینکه با تشدید برنامه فیلترینگ رسانه‌های اجتماعی با حکم قضایی و با تمرکز بر تلگرام از سال ١٣٩٧، سایت‌های خریدوفروش فیلترشکن در ایران، مسدود نشدند و حتی از درگاه پرداخت بانکی نیز برخوردار هستند.

◾️ از سوی دیگر ضرورت استفاده از فیلترشکن برای دسترسی به رسانه‌های اجتماعی فیلترشده، پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای کاربران در پی داشته؛ یکی اینکه با استفاده از فیلترشکن، ترافیک مصرفی کاربران بین‌المللی محاسبه شود و در نتیجه، آنها هزینه بیشتری پرداخت کنند و همچنین سرعت دسترسی به اطلاعات و خدمات بسیار کند و بی‌کیفیت ‌شود.

◾️ دیگر اینکه با اتصال به فیلترشکن‌ها، دسترسی کاربران، به‌ویژه نسل جوان و نوجوان و کودک - که عمده‌ترین کاربران رسانه‌های اجتماعی هستند - به سایت‌های دارای محتوای پورنوگرافی آسان شده است که این موضوع، خود بحران‌های روانی، اخلاقی و اجتماعی را در جامعه ایران تشدید کرده است.
پیامد دیگر این است که سیاست فیلترینگ رسانه‌های اجتماعی خارجی در ایران طی سال‌های اخیر، به مجال و فرصتی برای اعطای تسهیلات و پول‌پاشی‌های کلان غیرهدفمند به برخی شرکت‌های ارائه‌دهنده اپلیکیشن‌ها و رسانه‌های اجتماعی داخلی وابسته به افراد نزدیک به ساختار سیاسی و اقتصادی کشور تبدیل شده است؛ رسانه‌هایی که از نظر کمیت، کیفیت، کارایی خدمات و امکانات، ق قابل رقابت با نمونه‌های خارجی نیستند و با عدم استقبال مخاطبان و فقدان اعتماد اجتماعی، تنها موجب هدررفت پول و سرمایه ملی شده‌اند.

🗞 یادداشت کامل منصور ساعی را در شماره ١٤٤ ماهنامه مدیریت ارتباطات بخوانید. این شماره را از اینجا می‌توانید تهیه کنید.


◾️◾️◾️
@cm_magazine
@commac
👍1
💢صدای بلند حامیان حامد اسماعیلیون در توییتر فارسی؛ مناسبات مخالفان جمهوری اسلامی در نسبت با حامد اسماعیلیون چه سمت‌وسویی پیدا کرده است؟

🔹نام حامد اسماعیلیون این روزها به‌عنوان یکی از مخالفان جدی جمهوری اسلامی، بیش از گذشته بر سر زبان‌هاست و همین امر باعث شده تا در توییتر فارسی بیش از گذشته راجع به او صحبت شود. داده‌ها نشان می‌دهد که در بازه زمانی ۱ تا ۲۶ مهر ماه، بیش از ۵۴ هزار توییت با کلیدواژه «اسماعیلیون» منتشر شده که این توییت‌ها حدود ۲.۷ میلیون بار ریتوییت‌شده است.

🔸همان‌طور که در گراف زیر می‌بینید، بررسی شبکه ریتوییت‌های مربوط به حامد اسماعیلیون نشان می‌دهد که فضای توییتر فارسی در این مدت، کاملا در حمایت از اسماعیلیون بوده و فقط ۴ درصد از توییت‌ها و ریتویت‌ها، در انتقاد از او بوده است.

🔹نکته مهم اما، ترکیب منتقدان اسماعیلیون است. اگرچه در میان منتقدان، کاربران ارزشی و اصولگرا و کاربران میانه‌رو و اصلاح‌طلب دیده می‌شود، اما بسیاری از اکانت‌های شناخته‌شده نزدیک به این جریانات در این مدت ساکت بوده‌اند؛ این امر به‌طور خاص راجع به اکانت‌های سایبری و ارزشی بیشتر به چشم می‌آید.

🔸نکته قابل توجه در میان مخالفان اسماعیلیون، حضور سلطنت‌طلبان است. کاربران حامی رضا پهلوی و سلطنت‌طلب در این گراف دو دسته هستند؛ یک دسته در میان حامیان اسماعیلیون در بخش بزرگ گراف قرار دارند و دسته دیگر خارج از این بخش هستند که توییت‌هایی را علیه اسماعیلیون و با هشتگ جاوید شاه نوشته‌اند.

🔹در میان منتقدان حامد اسماعیلیون، نام شاهین مقدم، کسی که فرزند و همسرش را در فاجعه هواپیمای اوکراینی از دست داد نیز دیده می‌شود که توییت‌های انتقادی علیه اسماعیلیون نوشته است.

🔸در میان گروه‌ها و سازمان‌هایی که در سال‌های گذشته علیه جمهوری اسلامی فعالیت کرده‌اند، اثری از یک جریان خاص دیده نمی‌شود و شاهد سکوت نسبی کاربران مجاهدین خلق هستیم. به جز یک اکانت که در حمایت از اسماعیلیون توییت زده، اثری از سایر اکانت‌های وابسته به مجاهدین خلق دیده نمی‌شود و این اکانت‌های سازمانی،با وجود فعالیت در مورد سایر موضوعات، به دلیلی که مشخص نیست در این موضوع خاص تاکنون سکوت کرده‌اند.

🔹یکی دیگر از نکات قابل توجه در این یافته‌ها، نام مسیح علینژاد در میان حامیان حامد اسماعیلیون است؛ در میان چهره‌های مطرح اوپوزوسیون جمهوری اسلامی، او در این مدت هر دو بار در حمایت از فراخوان‌های حامد اسماعیلیون توییت زده است هر چند در این گراف و در قیاس با سایر کاربران، نام او چندان برجسته نشده است.

🔸لازم به توضیح است که در این گراف توییت‌ها و ریتوییت‌های ۲۱۳ هزار کاربر وجود دارد؛ این گراف بر مبنای ریتوییت کاربران و توسط کامپیوتر تهیه شده و نزدیکی و دوری کاربران به‌یکدیگر بر مبنای تعداد کاربرانی است که آن‌ها ریتوییت کرده‌اند.

https://ibb.co/LpLj9ck
📲 @socialMediaAnalysis
🆔 @commac
👍1
عقوبت دمیدن در آتش التهاب
چرا سیاستمداران باید اعتراض جامعه ایرانی را جدی بگیرند؟

✍️مولود پاکروان / نویسنده نشریه

🔹گرهی که با دست باز می‌شد حالا با دندان هم گشوده نمی‌شود. گفت‌وگو با مردمی که صدای آرامشان به گوش کسی نرسید و ناچار شدند با فریاد با سیاستمداران سخن بگویند کار آسانی نیست؛ وقتی هر دو طرف فریاد می‌زنند، حرف‌ها شنیده نمی‌شود.

🔹ادبیات برخی مقامات و رسانه‌های دولتی هم در این میانه تنها آتش‌بیار معرکه بود. مردمی که در بزنگاه‌های تاریخی، فهیم، انقلابی و صبور خوانده می‌شدند، یکباره خودفروخته و اغتشاشگر نام گرفتند، آنقدر که تندروترها، خواستار قلع و قمع و مجازات و اعدام یک‌شبه‌شان شدند.

🔹اگر دولتمردان مشاوران دلسوزی داشتند یا دست‌کم هشدارهای پی‌درپی جامعه‌شناسان و تحلیلگران علوم سیاسی را جدی می‌گرفتند می‌دانستند که راه به پایان رساندن التهابات، از پاسخگویی صحیح به افکار عمومی می‌گذرد. اما سیاست در روزهای تنش، نه‌تنها نابینا و ناشنوا بود، که همچون گذشته، با ادبیاتی نه‌چندان درخور و با رویکردهایی نه‌چندان مسالمت‌آمیز بر آتش خشم مردم دمید.

🔹ریشه‌های این ناآرامی هرچه باشد تردیدی نیست که پاسخ به‌موقع و درست مسوولان می‌توانست از تداوم و شدت آن بکاهد. پاسخی که به رسمیت شناختن اعتراضاتی بود که در آغاز برای انتقاد به عملکرد یک نهاد ناکارآمد به نام گشت ارشاد شکل گرفت. متاسفانه در ذهنیت بسیاری از تصمیم‌سازان، اصل اعتراض مردم به رسمیت شناخته نشده؛ ذهنیتی که باعث شکل‌گیری بحران اخیر و بسیاری از مشکلات دیگر در کشور شده است.

📌متن کامل را در سایت تجارت فردا مطالعه کنید.
@tejaratefarda
🆔 @commac
امار حضور ایرانی ها در شبکه های اجتماعی

طبق نتایج آخرین نظرسنجی ایسپا در خرداد ۱۴۰۱ که با جمعیت مورد مطالعه شهروندان ۱۸ سال به بالای ساکن در مناطق شهری و روستایی کل کشور و نمونه ۱۵۴۱ نفر به شیوه تلفنی اجرا شده است، ۷۸.۵ درصد مردم حداقل از یک پیام‌رسان یا رسانه اجتماعی استفاده می‌کنند. این میزان بین جوانان ۱۸ تا ۲۹ سال ۹۶.۹ درصد، ساکنین مراکز استان‌ها ۸۶.۲ درصد و افراد با تحصیلات دانشگاهی ۹۵.۳ درصد است.

میان رسانه‌های اجتماعی مورد مطالعه، استفاده از واتس‌اپ با ۷۱.۱ درصد بیش از سایر برنامه‌ها است.

بعد از واتس‌اپ، اینستاگرام توسط ۴۹.۴ درصد مردم ایران استفاده می‌شود.

@NewJournalism
🆔 @commac
👍1
🎯 من بچه نیستم، ناراضی‌ام
— روی آوردن به کودک درون نه انکار واقعیت که واکنشی به شرایط نامطلوب است

📍 اگر دهه‌های پیشین، روزگار بحران‌های بزرگ و رکودهای بزرگ بود، عصر ما را باید دوران "واپس‌روی بزرگ" نامید. واپس‌روی بزرگ همه نسل‌ها و ملت‌ها را تحت تاثیر خود قرار داده است و از چشم منتقدان ابربحرانی را به وجود آورده است که تازه پرده‌های اول آن را می‌بینیم. این واپس‌روی به زبان ساده یعنی عدم تمایل فراگیر جوانان برای پذیرفتن قواعد دنیای بزرگسالی. سرباززدن آن‌ها از کار، ازدواج، سیاست و مسئولیت، و در عوض، دل‌مشغول‌شدن به بازی، لگو، اسطوره‌های سینمایی و کارتونی و کنش‌های سیاسی سطحی و زودگذر. اما این تمام ماجرا نیست، مت آلت می‌گوید برای فهمیدن واپس‌روی بزرگ باید دید چطور بستر دنیایی که جوانان امروزه در آن پا به اجتماع می‌گذارند از بیخ و بن دگرگون شده است. در واقع، شاید رفتارهای آن‌ها پاسخی درخور برای جهانی است که پیش روی خود می‌بینند. جهانی آکنده از ناامنی، بی‌ثباتی و بی‌کفایتی سیاسی. بنابراین، واپس‌روی بزرگ، شاید اصلا واپس‌روی نیست، بلکه تلاشی است برای استقامت در برابر مصائب فراوان جهان جدید.

۵۷۹۶ کلمه
زمان مطالعه: ۳۸ دقيقه

ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10694/
🆔 @commac
👍1
استانداردهای دوگانه‌ و کوچ مرجعیت رسانه‌ای

استانداردهای دوگانه متاسفانه بر همه عرصه‌های میهن عزیزمان از جمله حوزه "رسانه" سایه افکنده است. بدین‌معنا که تعدادی از افراد و رسانه‌های جریان رسمی می‌توانند در هر کجا و در هر زمان و در هر رسانه‌ای هر چه دل‌شان می‌خواهد بگویند و بنویسند اما در مقابل، سایر افراد و رسانه‌ها از چنین حقی برخوردار نیستند و حتی در قالب "توصیه‌نامه"به عدم انتشار مطالب مشفقانه و ناصحانه و پوشش اخبار واقعی توصیه می‌شوند و چه بسا خودشان را به لالی، کوری و کری بزنند.

تاسف زمانی دوچندان می‌شود که همین رسانه‌هایِ محافظه‌کار و نیمه‌مستقلِ منع‌شده‌ از پوشش وقایع و اخبارِ واقعیِ روز نه تنها مرتب مورد تکفیر و هجمه رسانه‌هایِ مذکور قرار می‌گیرند بلکه از نهادهای قضایی و امنیتی خواستار برخورد با نویسندگان و رسانه‌هایِ منتقد نیز می‌شوند و همان‌طور که همه ما می‌دانیم تعدادی از روزنامه‌نگاران این طیف به دلیل انجام وظیفه ساده حرفه‌ای خود دستگیر و روانه زندان شده و می‌شوند. نمی‌دانم این حق را چه کسی یا کسانی به این افراد و رسانه‌ها داده است؟
همه ما می‌دانیم روایت‌های رسانه‌ای غیرحرفه‌ای، ایدئولوژیک و سوگرایانه مبتنی بر کتمان و تحریف که خواست باندهای مافیایی و دشمنان این مرزوبوم است منشاء همه این گرفتاری‌هاست بویژه روایت‌های دست اول که عاری از حقیقیت و شفافیت است علیرغم وجود شواهد بسیار گویا و تجربه‌های تلخ گذشته‌ی نه چندان دور _ آن هم نه یکی و دوتا_ ... تناقض‌های گفتاری و نوشتاری فراوان و بسیار گویا، انتشار سخنان به‌غایت مضحک، قلدرمابانه، شورش‌برانگیز و تشویق به خشونت عریان توسط "ضدانقلاب حکومتی" و "باندهای مافیایی خودی" و فقدان یک مرکز یکپارچه فرماندهی رسانه‌ای حرفه‌ای مردم‌مدارانه و اصرار بر حقنه یک امر غیرواقعی و ... نه تنها باعث تعمیق فاجعه می‌شود بلکه زمینه‌ساز معرکه‌ای می‌شود که دودش فقط به چشم مردم مظلوم ایران می‌رود همان‌هایی که صداشان هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود و خواهان یک زندگی ساده در کنار سایر آزادی‌های طبیعی انسانی - مصرح در قانون اساسی - است.

مهدی باقریان
سردبیر شارا
#حقوق_شهروندی
🆔 @commac
👍1
تلویزیون در برابر تلویزیون

✍️ دکتر قادر باستانی

🔹 نقش پررنگ شبکه های تلویزیونی فارسی زبان ماهواره ای، در تشدید و تداوم ناآرامی های اخیر، مقامات کشور را حساس کرده است. متاسفانه در غیاب نقش آفرینی درست رسانه ملی، این شبکه های خبری یکه تاز میدان اطلاع رسانی هستند و شوربختانه چنین اقدامات غیراصولی و ایذایی، توجه افکار عمومی را بیشتر از قبل به آن ها جلب می کند.

🔹 از نگاه کارشناسی، آن شبکه های خارجی، از یک خلا بزرگ ارتباطی میان مردم ایران و رسانه های داخلی بهره می جویند. نیاز خبری مردم باید برآورده شود.

🔹مسئله این است که چرا رسانه های خودمان اجازه نمی یابند پوشش حرفه ای و در چارچوب مقررات داخلی از رویدادها داشته باشند؟ چرا نهادهایی برای پوشش خبری و فعالیت حرفه ای خبرنگاران، محدودیت های مختلف وضع می کنند و بعد شاکی می شوند که چرا بی بی سی و ایران اینترنشنال، مردم را به اغتشاش تحریک می کنند.

🔹 رسانه با مخاطب تعریف می شود. لابد فکر می کنند مثل قدیم مردم باید فقط از رسانه داخلی استفاده کنند. مگر کسی توان مقابله با امواج آزاد رسانه ها را دارد؟ نیاز خبری مردم باید پاسخ داده شود؛ اگر رسانه های داخلی این نیاز را پاسخ دهند، مطمئن باشید که بازار رسانه های خارجی کساد خواهد شد. ما سال هاست هزینه هنگفتی برای تولید و پخش برنامه رادیویی و تلویزیونی به زبان های عربی، انگلیسی، فرانسوی، اسپانیولی و نظایر آن خرج می کنیم. شبکه های العالم، الکوثر، سحر، الوقت و المنار، سال هاست برای مردم خاورمیانه برنامه پخش می کنند. آن ها چندان اثرگذار نیستند؛ چراکه فعالیت حرفه ای منطبق با نیاز خبری مخاطب ندارند. شبکه الجزیره توسط قطر راه اندازی شد و توانست سهم عمده مخاطبان عرب زبان در دنیا را به خود جلب کند.

🔹 دلیل موفقیت شبکه های خبری فارسی زبان خارجی، به جز ناکارآمدی شبکه های داخلی، استفاده از روزنامه نگاران باتجربه و حرفه ای است. اواخر دهه ۷۰ روزنامه های بسیاری در کشور منتشر می شدند و فضای شادابی در افکار عمومی ایجاد کرده بودند. بعد از تعطیلی مطبوعات، فکری برای خیل روزنامه نگاران بی کارشده آن روزنامه ها نشد. بخشی خانه نشین و منزوی و بخش دیگری مجبور به مهاجرت شدند. تعداد زیادی از روزنامه نگاران استخدام شده در رادیو فردا، بی بی سی فارسی، صدای آمریکا، من وتو، دویچه وله، ایندیپندنت فارسی، یورونیوز فارسی و شبکه ایران اینترنشنال، از همین نیروها بودند. آن ها در طول این دو دهه، توانستند بدون اینکه حتی یک خبرنگار در ایران داشته باشند، با استفاده از شهروندخبرنگاران و نیز بازتنظیم اخبار رسانه های داخلی، مخاطبان بسیاری جذب کنند و اثرگذار باشند. اگر آن روزنامه ها تعطیل نمی شدند و امکان فعالیت حرفه ای در داخل کشور و در چارچوب قوانین و مقررات داخلی را می یافتند، شاید چنین سلطه خبری ناگزیری را شاهد نبودیم؛ ضمن این که فعالیت مطبوعات، امکان شکل گیری فسادهای بزرگ را به جهت دیده بانی رسانه ای بسیار کاهش می داد؛ اما شوربختانه در غیاب رسانه های آزاد و مسئول، فساد برخی مدیران اعتبار مدیریت را به کلی تحت تاثیر قرار داد و مسئولان را شرمنده کرد.

🔹به عنوان کارشناس رسانه، سیاست در پیش گرفته شده در ارتباط با رسانه های بیرونی را کاملا بی نتیجه و منفعلانه ارزیابی می کنم. چنین اقداماتی باعث جلب بیشتر مخاطبان به آن ها و احساس موفقیت و پیروزی در آن ها می شود. شبکه الجزیره، در خلا ناشی از رسانه های بی خاصیت کشورهای عربی، گُل کرد و رسانه اول جهان عرب شد.

🔹ترس و واهمه از فعالیت آزاد رسانه ها، زاییده ذهن آن مدیرانی است که عادت به پنهان کاری دارند. اگر مدیر درست کار کند و از سلامت کار خود مطمئن باشد، قاعدتا از فعالیت آزاد رسانه باکی ندارد. تلخی زبان روزنامه نگار، نوش دارویی است که فساد را ریشه کن و فاسدان و مدیران نالایق را رسوا می کند. امروز فرمان رسانه های بزرگ در دست مدیرانی قرار گرفته که مخاطب مدار نیستند و مخاطب را فراری می دهند. اختیار این رسانه ها را به افراد مورداعتماد اما کاربلد و حرفه ای بدهید و این طور بازارگرمی بی بی سی و ایران اینترنشنال را برهم زنید.

🔹 دنیای رسانه، دنیای تملق و تزویر و چاپلوسی نیست. دنیای واقعیت و روراستی با مخاطب است، دنیای نقد بی رحمانه قدرت است. بیایید دست رسانه های مستقل داخل را برای فعالیت حرفه ای باز بگذارید و اثرات آن را ببینید. فرمان رسانه های بزرگ را به اهل آن بسپرید و از نقادی آن ها عصبانی نشوید، تا مخاطب رمیده را بازگردانید. زمان برای تغییر تنگ است؛ اصلاح کنید، قبل از آن که دیگر کار از کار بگذرد.

@NewJournalism
@commac
💢آیا بکارگیری ادبیات و فحش‌های رکیک در جریان اعتراضات پدیده‌ای عجیب است؟ داده‌های آنلاین در این زمینه چه می‌گویند؟

🔹این روزها و در جریان اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی، فحش‌های رکیک و جنسی توسط برخی از معترضان داده می‌شود. این امر تعجب گروه‌های مختلفی از مردم را به‌دنبال داشته است. اما آیا واقعا این فحش‌ها، خصوصا در میان دانشجویان، پدیده‌ای غیر قابل پیشبینی و عجیب است؟ داده‌های آنلاین نشان می‌دهند که این روند از مدت‌ها پیش آغاز شده بود.

🔸یافته‌های پژوهشی که حدود ۴ سال پیش بر روی محتوای رکیک و مبتذل در توییتر انجام شده بود، نشان می‌دهند که این امر از سال‌ها پیش جریان داشته است. این پژوهش با عنوان «شبکه‌های اجتماعی مجازی و قبح‌زدایی از محتوای مبتذل» بر روی داده‌های توییتر از سال ۹۰ تا ۹۶ انجام شده بود که مطابق با یافته‌های آن، با افزایش کاربران توییتری، تعداد توییت‌های رکیک و مبتذل افزایش یافته است. مقایسه توییتر و تلگرام در آن مقاطع نیز نشان می‌دهد که این امر در توییتر شدت بیشتری داشته است.

🔹از آنجایی که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی، تا حدی واقعیت‌های اجتماعی را بازتاب می‌دهند، می‌توان مطابق با یافته‌های این پژوهش گفت که محتوای رکیک و مبتذل از سال‌ها پیش به این سو، در جامعه و به تبع آن در فضای آنلاین به‌مرور عادی تلقی شده و زشتی گذشته را نداشته است. این امر در شبکه‌های اجتماعی، جایی که جوانان و نسل‌های جدید در آن فعالیت بیشتری دارند بارزتر است و شعارهای رکیکی که امروز در فضای اعتراضی شاهدش هستیم از سال‌ها پیش به‌مرور در میان نسل‌های جدید قبح‌زدایی شده بود.

🔸این یافته‌ها نشان می‌دهد که فرهنگ نسل جدید خصوصا کاربران شبکه‌های اجتماعی تغییر کرده است و آنچه برای نسل‌های پیشین زشت و قبیح است، لزوما برای نسل جدید زشت نیست.

🔻متن کامل این مقاله را می‌توانید از اینجا مطالعه کنید.

📲 @socialMediaAnalysis
@commac
✳️ ثبت نام دوره آموزشی تربیت مربی سواد رسانه ای

☎️ 02188807008

ثبت نام برای عموم آزاد است

برای توضیحات بیشتر کلیک کنید:
🔹اطلاعات بیشتر و مشاهده سرفصل ها
🔸ثبت نام در دوره و پرداخت وجه
🔹ثبت نام اولیه در دوره
🔸سوالی دارید؟ از ما بپرسید.
@jdamirkabir_admin

سایت معاونت آموزشی
https://amirkabir.jde.ir/fa
@commac
کارگاه‌های آموزشی مجازی آبان ماه 1401 ایرانداک

• « نحوه نگارش پروپوزال و پایان نامه» - 9:30 تا 13:30 - جمعه 13 آبان
• « آموزش HTML (ساخت قالب کلی صفحات وب)»- 10:30 تا 14:30-جمعه 13 آبان
• «نگارش و چاپ مقالات علمی در آی‌اس‌آی و اسکوپوس»-9 تا 13-شنبه 14 آبان
• « آموزش تایپ با لاتک» -9 تا 13- پنج شنبه 19 آبان
• « آموزش CSS3» - 10:30 تا 14:30- جمعه 20 آبان
• « کدگذاری داده‌های کیفی» - 15 تا 19-سه شنبه 24 آبان
• « آشنایی و کار با گوگل اسکالر» -9 تا 13-پنج شنبه 26 آبان
• « آشنایی مقدماتی با نرم‌افزار متلب Matlab » -15 تا 19- پنج شنبه 26 آبان
• «استخراج مقاله پژوهشي از طرح پژوهشی، رساله و پايان‌نامه»- 9:30 تا 13:30 - جمعه 27 آبان
• « آشنایی با نرم‌افزار پایتون (سطح مقدماتی)» - 10:30 تا 14:30 - جمعه 27 آبان
• « شبیه‌سازی سیستم‌ اقتصادی اجتماعی: نرم افزار نتلوگو» -15 تا 19- شنبه 28 آبان
• « نحوه اخذ پذیرش تحصیلی و مکاتبه با اساتید»- 9 تا 13-دوشنبه 30 آبان
لینک ثبت نام:
https://evand.com/organizations/amoozeshyar
---------
@commac
تست سرعت اینترنت سرویس کلودفلر یکی از دقیق‌ترین وبسایتهای سنجش سرعت اینترنت
https://speed.cloudflare.com
----
@commac
🌺مدیریت آموزش ایرانداک برگزار می کند:
🌹کارگاه آموزشی: روش پژوهش: تحلیل محتوای کیفی
🗓️سه شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱
🕝ساعت ١۰ تا ١۴
كارگاه در بستر ادوبي كانكت برگزار شود
🌻هزینه: ۱۴۰ هزار تومان
🌷مدرس: دکتر بگو عضو هیات علمی ایرانداک
ثبت نام در سامانه آموزش:
edu.irandoc.ac.ir 🌹
📧edu@irandoc.ac.ir
۶۶۹۵۱۴۰۴📞
@commac
نوین‌هاب، ابزار تحلیلی و اتوماسیون شبکه‌های اجتماعی در گزارشی که ارائه کرده از کاهش ۹۲درصدی محتوا در اینستاگرام فارسی گفته، همچنین «پلتفرم تبلیـغ در شبکه‌های اجتماعی» جریان عنوان کرده که اندازه این بازار ۲۵۰ میلیارد تومان کوچک‌ شده!

به گزارش پیوست تپسل هم از کاهش ۵۳ درصدی کمپین‌های تبلیغی کسب‌وکارها در ماه گذشته گزارش داده است.

🗞 رسانه تخصصی دی‌ام‌ برد
@commac
فرهنگ گفتگو

📝منصور ساعی

گفتگو یا دیالوگ متضاد مونولوگ یا تک گویی است. در مونولوگ یک فرد یا سیستم به صورت مقتدرانه، اندیشه دیگران را تخطئه می کند و آنان را به سکوت فرا می خواند. مونولوگ انکار این واقعیت است که در بیرون از «من» ممکن است آگاهی و اندیشه دیگری وجود داشته باشد که به اندازه شناخت من معتبر بوده و توان پاسخ داشته باشد.مونولوگ به انکار دیگری و استقلال و کفایت آن به عنوان یک اندیشه و‌ و باور مستقل بر می‌خیزد.براین اساس خود را کامل و کافی می پندارد و گوش شنوایی برای شنیدن و چشم بینایی برای دیدن دیگری ندارد.گفتگو عکس مونولوگ است.

 🔹وقتی ما از کنش ارتباطات گفتگو محور و گفتگو صحبت می کنیم، باید در نظر بگیریم که گفتگو یک فرهنگ است همانطور که مونولوگ یک فرهنگ است. اینطور نیست که گفتگو یکدفعه و فلبداهه در جامعه ایجاد شود. گفتگو یک فرهنگ و رفتار فرهنگی است که متاثر از کارکرد همه نهادهای اجتماعی است.

🔹اینکه نهادهای اجتماعی و دولت چقدر عملکرد گفتگومحور دارند که آن را به سایر نهادهای اجتماعی سرایت بدهد. یا اساسا چقدر این فرهنگ در نهادها و رسانه ها رسمی جریان دارد؟

🔹 چقدر فرهنگ گفتگو بین کارگزاران حکومتی و شهروندان وجود دارد؟ سبک ارتباطات حکومت با مردم به چه شکل است؟ آیا عمدتا به سبک آمرانه و عمودی است یا گفتگویی و مذاکره ای؟ اساسا اصلا گفتگویی وجود دارد یا مدام تهدید و هشدار و ترساندن است که استفاده می شود؟

🔹 این همان اتمسفر و بستر اجتماعی و سیاسی گفتگو است که آن را به صورت یک فرهنگ در می آورد و این فرهنگ می تواند در جامعه و خانواده و سایر خرده نظام های اجتماعی سرایت پیدا کند، یاد گرفته و تمرین شود.

🔹یکی از راهکارهای ترویج و تشویق گفتگو در جامعه «ترویج گفتگو به عنوان یک راهبرد ارتباطی برنده در تعاملات اجتماعی و فرهنگی و سیاسی» است. یکی از چالش های نظام فرهنگی و تربیتی و سیاسی جامعه ایرانی این است که گفتگو را به عنوان یک راهبرد رفتاری موفق و برنده به دولت و جامعه القا نمی کند. اتفاقا به ما یاد می دهد که هر کسی اهل گفتگو است، بازنده است.
🔹در واقع نظام فرهنگی به ما یاد می دهد که آدم های اهل گفتگو و مدارا، انسان های صادق و یکرو، ساده لوح و خوش باور و مهربانند اما در جامعه برای اینکه گلیم خود را از آب بیرون بکشند باید زرنگ و دورو و پررو باشند.تنها به منافع خود فکر کنند نه منافع جمعی و توافق و رضایت جمعی.

🔹 متاسفانه در گفتمان سیاسی و فرهنگی ایران، گفتگو به مثابه برگ برنده در تعاملات خرد و کلان اجتماعی و سیاسی معرفی نمی شود.

@coffee_comm
@commac
👍1
روزنامه‌نگاری را ممنوع كنيد
.
بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامه‌نگاران متهم و حتي مجرم هستيم
.
بیانیه‌ی انجمن صنفی روزنامه‌نگاران تهران درباره‌ی ایرادِ اتهام به دو همکارِ روزنامه‌نگار
.
انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران، در واکنش به بیانیه‌ی دو نهاد اطلاعاتی که در آن اتهاماتی به الهه محمدی و نیلوفر حامدی نسبت داده شده بود، بیانیه‌ای صادر کرد.
متن این بیانیه به این شرح است:
بيانيه مشترك دو نهاد اصلی اطلاعاتی كشور درباره تحليل رويدادهای اخير، مضمونی نداشت جز اينكه بايد روزنامه‌نگارب را جرم و ممنوع اعلام كرد، زيرا فعاليت عادی دو نفر از همكاران ما در انجام وظيفه حرفه‌ای را مصداق اتهامی قرار داده‌اند كه به معنای پايان كار روزنامه‌نگاری است.
دو فعاليت خبری مورد اشاره نهاد‌هاي اطلاعاتی، جزو ابتدایی‌ترين و بديهی‌ترين وظايف روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود؛ اين در حالی است كه يكی از ريشه‌های مشكلات كشور، فقدان يا خطير بودن انجام همين فعاليت‌های خبري است. آنچه را اين بيانيه درد دانسته، در واقع درمانِ رسانه‌های داخلی است.
به علت فقدان همين فعاليت است كه مرجعيت رسانه‌ای از داخل به خارج از كشور منتقل شده و امروز با چنين وضعی مواجه‌ايد، به‌طوری كه اگر تمام روزِ خود را صرف تكذيب اخباری كنيد كه غلط و دروغ می‌پنداريد، باز هم وقت كم می‌آوريد، چون رسانه نداريم. از اين رو، برخورد با فعاليت ابتدايی دو خانمِ روزنامه‌نگار حرفه‌ای، ناشي از عصبانيتی است كه نسبت به رسانه‌های برون‌مرزی وجود دارد. و ضرورت دانستن اين نكته كه مقابله با آن رسانه‌ها، اتفاقاً به رسميت شناختن و احترام و دفاع از حرفه‌ی روزنامه‌نگاری است.
انتقام از برنامه‌های ماهواره‌‌های فارسي‌زبان خارج ايران را از روزنامه‌نگاران زحمتكش و خدمتگزار مردم نمي‌گيرند. اين نه قانوني است، نه اخلاقي و نه حتی مفيد و تاثرگذار. اين اتهام كه همكاران ما براي آموزش بديهيات و اصول اوليه روزنامه‌نگاری به خارج از ايران رفته و در كلاس‌های روزنامه‌نگاری شركت كرده‌اند، فارغ از صحت و سقم اصل وجودي چنين برنامه‌هايی، توهين به شعور مخاطب و جامعه روزنامه‌نگاری محسوب می‌شود؛ آن هم دو روزنامه‌نگاری كه از حرفه‌ای‌ترين روزنامه‌نگاران كشور هستند. بيانيه دو نهاد اطلاعاتی به معنای آن است كه همه ما روزنامه‌نگاران متهم و حتي مجرم هستيم و از آن مهم‌تر اينكه، حرفه روزنامه‌نگاری را در داخل كشور منتفی تلقی می‌كنند. از اين‌رو معتقديم بايد مجموعه نهادهاي مدنی و صنفی مرتبط با رسانه و روزنامه‌نگاری در اين مورد چاره‌انديشی كنند و اعتراض خود را به اين رويكرد ويرانگر كه ريشه تضعيف نهاد رسانه و فرستادن مرجعيت رسانه‌اي به خارج از مرزها را دربردارد ابراز كنند. متأسفانه رويكرد اطلاعاتی مزبور درد خود را از جايي می‌داند كه در واقع درمان و چاره بيماری كشور است.
انجمن صنفی روزنامه‌‌نگاران استان تهران، اين رويكرد امنيتی را نسبت به حرفه‌ی روزنامه‌نگاری نه تنها غيرقانونی و در تقابل با آزادی قانونی می‌داند، بلكه آن را عامل اصلی يا دست‌كم يكي از عوامل بحران‌زای جامعه ايران محسوب می‌كند. ضمن آنكه شكست‌ آن از پيش قابل مشاهده است. همچنين معتقديم براساس آنچه در اطلاعيه مزبور آمده ، اقدامات حرفه‌ای دو‌ همكار حرفه‌ای ما خانم‌ها الهه محمدی و نيلوفر حامدی جزو وظايف حرفه‌ای هر روزنامه‌‌نگاری است. مگر قرار بر اين بوده كه تصويری از خانم مهسا امينی يا خبر مراسم آن مرحومه منتشر نشود كه آنان خلاف آن عمل كرده باشند؟ اين حق آنان و از آن مهم‌تر وظيفه حرفه‌ای‌شان بوده است، ضمن اينكه مديران رسانه‌ای آنان نيز در جريان مأموريت‌كاری آنها بوده‌اند.
با توجه به جميع جهات، انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران معتقد است كه ايرادات حقوقی گوناگونی از نظر شكلی و ماهوی در مورد اتهامات وارده به اقدامات حرفه‌ای دو همكار خبرنگار و نيز رويكرد نهاد‌هاي اطلاعاتي به حرفه روزنامه‌نگاری وجود دارد كه اين موارد نيز طی نامه‌ای جداگانه‌ به اطلاع رياست محترم قوه قضائيه خواهد رسيد.

@NewJournalism
@commac