🔴 ارزیابی پیشرفت تحصیلی و آزمونهای ورودی آموزش عالی
مسابقهای نابرابر، نابرابرتر برای معلولان
🖋 به همراه نکاتی درباره مناسبسازی برای افراد اوتیستیک و AD(H)D
متن اسلایدها برای اپلیکیشینهای متنخوان در دو پست بعد
مسابقهای نابرابر، نابرابرتر برای معلولان
🖋 به همراه نکاتی درباره مناسبسازی برای افراد اوتیستیک و AD(H)D
متن اسلایدها برای اپلیکیشینهای متنخوان در دو پست بعد
متن اسلاید اول:
تیتر فرعی: ارزیابی پیشرفت تحصیلی و آزمونهای ورودی آموزش عالی
تیتر اصلی: مسابقهای نابرابر، نابرابرتر برای معلولان
زیرْتیتر: به همراه نکاتی درباره مناسبسازی برای افراد اوتیستیک و AD(H)D
شرح تصویر استفاده شده در اسلاید اول
نماد ناشنوایی و فرهنگ ناشنوا (نماد زبان اشاره: دو دست به عنوان علامت زبان اشاره؛ نماد ناشنوایی: گوشی که در امتداد و روی آن یک خط وجود دارد)
نماد نورودایورسیتی/تنوععصبی (علامت بینهایت با رنگهای رنگینکمانی)
یکی از نماد نابینایی و سایر عارضههای بینایی (چشمی که روی آن خطی وجود دارد و در یک سمت خط هاشور خورده است)
نماد چتری معلولیتهای ذهنی (تصویر مغز)
نماد معلولیت های جسمی و حرکتی (نشان ویلچر)
متن سایر اسلایدها به صورت یکپارچه:
در چند سال اخیر هر بار که نتایج کنکور سراری اعلام میشود، بسیاری از کارشناسان حوزه آموزش هشدار میدهند که شکاف و تبعیض آموزشی در حال گسترش است و پولی شدن آموزش، نابرابری امکانات آموزشی، رشد موسسات کنکور و بیتوجهی به مدارس دولتی عادی باعث شده تا اکثر رتبههای زیر 3 هزار از مدارس خاص (سمپاد، غیرانتفاعی) باشند که پولی هستند و یا امکاناتی فراتر از مدارس عادی دولتی دارند. همچنین درباره سهمیههای جنسیتی برخی رشتهها نیز همیشه نگرانیها و انتقاداتی وجود داشته است. اما در این بین یک گروه پرتعداد هستند که با وجود این که میتوان گفت بیش از همه در معرض تبعیض و نابرابری هستند، تقریباً همه کارشناسان آن را نادیده میگیرند:
نوجوانان معلول
در سال ۱۳۹۸ کنکور ۱ میلیون و ۱۱۸ هزار داوطلب داشته است که تنها ۲۳۸۵ نفر آن معلولان بودهاند، یعنی حدود ۲۱ صدمِ درصد یا ۲ نفر در هر هزار نفر.
بسیاری از نوجوانان معلول کنکور نمیدهند چون به دلیل فقر، محرومیت و نبود مدارس فراگیر از امکانات کافی برای ادامه تحصیل تا پایان دوره متوسطه برخوردار نیستند.
بسیاری از نوجوانان معلول (به عنوان مثال نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنه کمتر توجه و بیشفعالی، به دلیل چالشهای مدرسه (قلدری، روش نامناسب آموزش/ارزیابی، بیتوجهی به نیازها) و عدم دریافت تشخیص از کمکها و مناسبسازیهای لازم برخوردار نیستند و دچار افت تحصیلی میشوند. در صورت دریافت تشخیص نیز امکانات و کمکها و مناسبسازیهای لازم در اغلب مدارس موجود نیست.
نبود حملونقل دسترسیپذیر و چالشهای زندگی روزمره در جامعه ناپذیرا، فشارهای روانی و استرس، از دست دادن زمان، درگیری ذهنی برای دشواریهای امور روزمره، خطرات عبور و مرور در معابر نامناسب، نگاه خیره نامعلولان، تحقیر روزمره و ناانسانانگاری معلولان و جملاتی مانند «حالا درس نخونه مگه چی میشه»، محدودیت در منابع بریل، صوتی، زیرنویسشده/دارای ترجمه زبان اشاره، کمبود معلم رابط در مدارس، سختیهای مالی ناشی از نبود حمایتهای بیمهای فراگیر توانبخشی و ... نیز از عواملی هستند که میتوانند بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری کودکان و نوجوانان معلول تاثیرقابل توجهی داشته باشند.
کنکور رقابتی است که در آن دسترسی به امکانات نقش قابل توجهی دارد و موارد بالا (علاوه بر این که بسیاری از معلولان باید هزینههای زیادی بابت توانبخشی بپردازند)، باعث میشوند تا دسترسی آنها به آموزش باکیفیت و آمادگی بهتر برای کنکور که تنها با پرداخت هزینه (کلاسهای اضافه، خرید کتابهای تست و نکته) و تحصیل در مدارس خاص (غیرانتفاعی، نمونه و سمپاد) ممکن است، محدود شود. (تنها ۱۲.۳ درصد رتبههای زیر ۳ هزار کنکور از مدارس دولتی هستند).
حالا فرض کنیم که نوجوانان معلولی با همه مشکلات به مرحله شرکت در کنکور میرسند. هرچند سوالات به خط بریل در اختیار نوجوانان نابینا قرار میگیرد و نوجوانان معلول جسمی-حرکتی نیز در صورت نیاز امکان استفاده از منشی دارند، اما نیازهای نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنۀ کمِ توجه و بیشفعالی یا AD(H)D به کلی نادیده گرفته میشود.
📌 برخی از چالشهای این دسته از معلولان در جلسه کنکور عبارتاند از:
🔸 نشستن طولانی مدت برای بسیاری نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنه کمِ توجه (و بیشفعالی) یا AD(H)D دشوار و گاهی ناممکن است.
🔸 سوالاتی که با پیچیدگی شکلی طرح شدهاند (و بیشتر تمرکز و دقت لحظهای را اندازه میگیرند و نه دانش و مهارت را)، افراد اوتیستیک و AD(H)D را با چالشهای فراوان روبهرو میکنند.
🔸 در نگارش سوالات، گزینهها و متنها از جملات مرکب، پیچیده و مرکب-پیچیده فراوانی استفاده میشود که افراد اوتیستیک و AD(H)D در مواجه با آن با چالش دارند.
تیتر فرعی: ارزیابی پیشرفت تحصیلی و آزمونهای ورودی آموزش عالی
تیتر اصلی: مسابقهای نابرابر، نابرابرتر برای معلولان
زیرْتیتر: به همراه نکاتی درباره مناسبسازی برای افراد اوتیستیک و AD(H)D
شرح تصویر استفاده شده در اسلاید اول
نماد ناشنوایی و فرهنگ ناشنوا (نماد زبان اشاره: دو دست به عنوان علامت زبان اشاره؛ نماد ناشنوایی: گوشی که در امتداد و روی آن یک خط وجود دارد)
نماد نورودایورسیتی/تنوععصبی (علامت بینهایت با رنگهای رنگینکمانی)
یکی از نماد نابینایی و سایر عارضههای بینایی (چشمی که روی آن خطی وجود دارد و در یک سمت خط هاشور خورده است)
نماد چتری معلولیتهای ذهنی (تصویر مغز)
نماد معلولیت های جسمی و حرکتی (نشان ویلچر)
متن سایر اسلایدها به صورت یکپارچه:
در چند سال اخیر هر بار که نتایج کنکور سراری اعلام میشود، بسیاری از کارشناسان حوزه آموزش هشدار میدهند که شکاف و تبعیض آموزشی در حال گسترش است و پولی شدن آموزش، نابرابری امکانات آموزشی، رشد موسسات کنکور و بیتوجهی به مدارس دولتی عادی باعث شده تا اکثر رتبههای زیر 3 هزار از مدارس خاص (سمپاد، غیرانتفاعی) باشند که پولی هستند و یا امکاناتی فراتر از مدارس عادی دولتی دارند. همچنین درباره سهمیههای جنسیتی برخی رشتهها نیز همیشه نگرانیها و انتقاداتی وجود داشته است. اما در این بین یک گروه پرتعداد هستند که با وجود این که میتوان گفت بیش از همه در معرض تبعیض و نابرابری هستند، تقریباً همه کارشناسان آن را نادیده میگیرند:
نوجوانان معلول
در سال ۱۳۹۸ کنکور ۱ میلیون و ۱۱۸ هزار داوطلب داشته است که تنها ۲۳۸۵ نفر آن معلولان بودهاند، یعنی حدود ۲۱ صدمِ درصد یا ۲ نفر در هر هزار نفر.
بسیاری از نوجوانان معلول کنکور نمیدهند چون به دلیل فقر، محرومیت و نبود مدارس فراگیر از امکانات کافی برای ادامه تحصیل تا پایان دوره متوسطه برخوردار نیستند.
بسیاری از نوجوانان معلول (به عنوان مثال نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنه کمتر توجه و بیشفعالی، به دلیل چالشهای مدرسه (قلدری، روش نامناسب آموزش/ارزیابی، بیتوجهی به نیازها) و عدم دریافت تشخیص از کمکها و مناسبسازیهای لازم برخوردار نیستند و دچار افت تحصیلی میشوند. در صورت دریافت تشخیص نیز امکانات و کمکها و مناسبسازیهای لازم در اغلب مدارس موجود نیست.
نبود حملونقل دسترسیپذیر و چالشهای زندگی روزمره در جامعه ناپذیرا، فشارهای روانی و استرس، از دست دادن زمان، درگیری ذهنی برای دشواریهای امور روزمره، خطرات عبور و مرور در معابر نامناسب، نگاه خیره نامعلولان، تحقیر روزمره و ناانسانانگاری معلولان و جملاتی مانند «حالا درس نخونه مگه چی میشه»، محدودیت در منابع بریل، صوتی، زیرنویسشده/دارای ترجمه زبان اشاره، کمبود معلم رابط در مدارس، سختیهای مالی ناشی از نبود حمایتهای بیمهای فراگیر توانبخشی و ... نیز از عواملی هستند که میتوانند بر پیشرفت تحصیلی و یادگیری کودکان و نوجوانان معلول تاثیرقابل توجهی داشته باشند.
کنکور رقابتی است که در آن دسترسی به امکانات نقش قابل توجهی دارد و موارد بالا (علاوه بر این که بسیاری از معلولان باید هزینههای زیادی بابت توانبخشی بپردازند)، باعث میشوند تا دسترسی آنها به آموزش باکیفیت و آمادگی بهتر برای کنکور که تنها با پرداخت هزینه (کلاسهای اضافه، خرید کتابهای تست و نکته) و تحصیل در مدارس خاص (غیرانتفاعی، نمونه و سمپاد) ممکن است، محدود شود. (تنها ۱۲.۳ درصد رتبههای زیر ۳ هزار کنکور از مدارس دولتی هستند).
حالا فرض کنیم که نوجوانان معلولی با همه مشکلات به مرحله شرکت در کنکور میرسند. هرچند سوالات به خط بریل در اختیار نوجوانان نابینا قرار میگیرد و نوجوانان معلول جسمی-حرکتی نیز در صورت نیاز امکان استفاده از منشی دارند، اما نیازهای نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنۀ کمِ توجه و بیشفعالی یا AD(H)D به کلی نادیده گرفته میشود.
📌 برخی از چالشهای این دسته از معلولان در جلسه کنکور عبارتاند از:
🔸 نشستن طولانی مدت برای بسیاری نوجوانان اوتیستیک و دارای دامنه کمِ توجه (و بیشفعالی) یا AD(H)D دشوار و گاهی ناممکن است.
🔸 سوالاتی که با پیچیدگی شکلی طرح شدهاند (و بیشتر تمرکز و دقت لحظهای را اندازه میگیرند و نه دانش و مهارت را)، افراد اوتیستیک و AD(H)D را با چالشهای فراوان روبهرو میکنند.
🔸 در نگارش سوالات، گزینهها و متنها از جملات مرکب، پیچیده و مرکب-پیچیده فراوانی استفاده میشود که افراد اوتیستیک و AD(H)D در مواجه با آن با چالش دارند.
👍3
🔸 در نورپردازی محیطی داخلی اغلب سالنهای حوزههای امتحانی از نورهای فلورسنت/مهتابی استفاده میشود که برای نوجوانان اوتیستیک دارای بیشحسی به نور چالش برانگیز است.
🔸 مدت زمان پاسخگویی به سوالات بسیار محدود است. افراد اوتیستیک و AD(H)D که بیشتر در معرض از دست دادن تمرکز هستند و یا نیاز به مدت زمان بیشتری برای پردازش اطلاعات دارند در این مدتِ کم امکان پاسخ به همه سوالات هر دفترچه را ندارند، خصوصاً اگر تمرکز خود را از دست بدهند.
🔸 شلوغی و تعداد زیاد افراد غریبه (داوطلبان، مراقبان) در محل آزمون
مناسبسازی ارزیابیهای تحصیلی برای افراد اوتیستیک، دارای سندروم داون و AD(H)D به چه طورت انجام میشود؟
✅ شناسایی، ثبت معلولیت در هنگام ثبتنام آزمون و گسترش نظام تشخیصی
✅ مناسبسازی محیطی از نظر نور، صندلی و ...
✅ در نظر گرفتن زمانهای استراحت در بخشهای مختلف آزمون
✅ مناسبسازی و سادهسازی متن سوالات (سادهسازی به معنای تقلیل نیست، بلکه به معنای استفاده از جملات کوتاهتر، شفافتر، با خط درشتتر و ... است)
✅ دسترسی به میانوعده سازگار با فرد هنگام آزمون
✅ تقسیم بخشهای مختلف ارزیابی به چند نوبت و در نظر گرفتن زمانی که فرد اوتیستیک/AD(H)D بازده بیشتری دارد.
✅ در نظر گرفتن اقدامات ایجابی نظیر: سهمیه، منابع آموزشی هدایت شده، علایق خاص تحصیلی و درسی به عنوان زمینه اصلی ارزیابی
✅ فرصت تجدید آزمون و بررسی شرایط روانی و جسمی پیش از آزمون
✅ در نظر گرفتن تیم ارزیابِ شرایط، متشکل از والدین/مراقبین نوجوان، خود نوجوان، مشاور یا تراپیست و فردی ذیربط از حوزه/محل ارزیابی جهت شناسایی سایر نیازهای فردی و انجام مناسبسازیهای موردی بر اساس آن نیازها
✅ فرصت آشنا شدن با مراقب و محیط امتحان و صندلی
توضیح تکمیلی
برخی از رشتهها علاوه بر آزمونهای کتبی ورودی آموزش عالی مصاحبه حضوری نیز دارند. در این موارد، باید مترجم زبان اشاره در اختیار نوجوان ناشنوا قرار گیرد و همچنین مناسبسازیهای لازم برای نوجوانان نابینا موجود باشد. مثلاً در رشته نوازندگی به نوجوان نابینا اجازه داده شود تا به محل مصاحبه برود و با سازی که در آنجا جهت آزمون وجود دارد تمرین کند.
همچنین مناسبسازیهای محیطی لازم برای افراد اوتیستیک و AD(H)D در مصاحبه حضوری نیز ضروری است. مثلاً آشنا شدن با هیئت ژوری و محیط مصاحبه، تنظیم نور و ... .
🔸 مدت زمان پاسخگویی به سوالات بسیار محدود است. افراد اوتیستیک و AD(H)D که بیشتر در معرض از دست دادن تمرکز هستند و یا نیاز به مدت زمان بیشتری برای پردازش اطلاعات دارند در این مدتِ کم امکان پاسخ به همه سوالات هر دفترچه را ندارند، خصوصاً اگر تمرکز خود را از دست بدهند.
🔸 شلوغی و تعداد زیاد افراد غریبه (داوطلبان، مراقبان) در محل آزمون
مناسبسازی ارزیابیهای تحصیلی برای افراد اوتیستیک، دارای سندروم داون و AD(H)D به چه طورت انجام میشود؟
✅ شناسایی، ثبت معلولیت در هنگام ثبتنام آزمون و گسترش نظام تشخیصی
✅ مناسبسازی محیطی از نظر نور، صندلی و ...
✅ در نظر گرفتن زمانهای استراحت در بخشهای مختلف آزمون
✅ مناسبسازی و سادهسازی متن سوالات (سادهسازی به معنای تقلیل نیست، بلکه به معنای استفاده از جملات کوتاهتر، شفافتر، با خط درشتتر و ... است)
✅ دسترسی به میانوعده سازگار با فرد هنگام آزمون
✅ تقسیم بخشهای مختلف ارزیابی به چند نوبت و در نظر گرفتن زمانی که فرد اوتیستیک/AD(H)D بازده بیشتری دارد.
✅ در نظر گرفتن اقدامات ایجابی نظیر: سهمیه، منابع آموزشی هدایت شده، علایق خاص تحصیلی و درسی به عنوان زمینه اصلی ارزیابی
✅ فرصت تجدید آزمون و بررسی شرایط روانی و جسمی پیش از آزمون
✅ در نظر گرفتن تیم ارزیابِ شرایط، متشکل از والدین/مراقبین نوجوان، خود نوجوان، مشاور یا تراپیست و فردی ذیربط از حوزه/محل ارزیابی جهت شناسایی سایر نیازهای فردی و انجام مناسبسازیهای موردی بر اساس آن نیازها
✅ فرصت آشنا شدن با مراقب و محیط امتحان و صندلی
توضیح تکمیلی
برخی از رشتهها علاوه بر آزمونهای کتبی ورودی آموزش عالی مصاحبه حضوری نیز دارند. در این موارد، باید مترجم زبان اشاره در اختیار نوجوان ناشنوا قرار گیرد و همچنین مناسبسازیهای لازم برای نوجوانان نابینا موجود باشد. مثلاً در رشته نوازندگی به نوجوان نابینا اجازه داده شود تا به محل مصاحبه برود و با سازی که در آنجا جهت آزمون وجود دارد تمرین کند.
همچنین مناسبسازیهای محیطی لازم برای افراد اوتیستیک و AD(H)D در مصاحبه حضوری نیز ضروری است. مثلاً آشنا شدن با هیئت ژوری و محیط مصاحبه، تنظیم نور و ... .
👍2
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
بیانیه
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
سرکوب نظاممند زنان و قتل مهسا (ژینا) امینی را محکوم میکنیم
برگ سیاه دیگری از سرکوب زنان به کارنامهی حاکمیت افزوده شد. این بار مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ سالهی اهل سقز که با ضرب و جرح مأموران «گشت ارشاد» حاکمیت به کما رفته بود، جان خود را از دست داد.
مهسا امینی که همراه خانوادهاش به تهران سفر کرده بود، غروب سهشنبه ۲۲ شهریورماه در ایستگاه متروی حقانی بازداشت شد. او در زمان بازداشت همراه برادرش بود. به گفتهی بستگان آنها پس از اعتراض کیارش امینی، برادر مهسا، به این بازداشت، مأموران با گاز اشکآور مردم را پراکنده کردند. آنها با اعلام اینکه مهسا «بعد از یک ساعت کلاس توجیهی و با امضای تعهد» رها میشود، او را به بازداشتگاه وزرا بردند و پس از دو ساعت جسم نیمهجانش را به بیمارستان کسری منتقل کردند.
در پی انتشار این خبر، «نیروی انتظامیِ» حاکمیت پس از گذشت دو روز با انتشار متن کوتاهی به آن واکنش نشان داد و خبر «بدرفتاری» با مهسا امینی را «اخبار و ادعاهای رسانههای معاند» دانست. در این متن با اعلام اینکه مأموران حاکمیت این دختر ۲۲ ساله را برای «توجیه و آموزش» به بازداشتگاه «هدایت» کردهاند، آمده بود که مهسا امینی «در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضهی قلبی» شده است. پس از این واکنش، بستگان او اعلام کردند «از مهسا پروندهی پزشکی داریم و او کاملا سالم بوده است». همزمان گزارشهایی از ضربوشتم امینی و دیگر زنان بازداشتشده در ون گشت ارشاد منتشر شد و در کنار انتشار روایتهای سایر زنان از ضربوشتم در بازداشتگاههای گشت ارشاد بار دیگر بر سرکوب نظاممند زنان صحه گذاشت.
واکنش گسترده به خبر هولناک قتل مهسا امینی در شرایطی صورت گرفت که در ماههای اخیر بازداشت سپیده رشنو و پخش اعترافات اجباری او نیز خشم عمومی را برانگیخته بود. حاکمیت در پاسخ به این خشم عمومی نیروهای امنیتیاش را در داخل و بیرون بیمارستان کسری مستقر کرد تا پیشاپیش راه را بر هر تجمع و اعتراضی ببندد؛ روشی که حاکمیت هر بار پس از قتل بازداشتشدگان و زندانیان برای سرکوب واکنشهای اعتراضی مردم در پیش میگیرد. به بند کشیدن و به کام مرگ فرستادن و سپس فشار بر خانواده و نزدیکان برای مردم روندی آشناست. قتل بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و عضو کانون نویسندگان ایران یکی از این بیشمار جنایتهای عمدی حاکمیت بود، که در پی آن فشار نیروهای امنیتی بر خانواده و نزدیکان او تا امروز نیز ادامه یافته است.
چرخهی سرکوب زنان در ۴۴ سال گذشته هر بار به شکلی به گردش درآمده و جان و زندگی و سرنوشت زنان را در چرخدندههای خود خرد کرده است. اکنون دیگر این سرکوب نظاممند پشت ترکیبهایی همچون «به طور ناگهانی» و «عارضهی قلبی» پنهان نمیماند. اختناق مستمر، تجربهی هر روزهی زنان است. قتل مهسا امینی، نمونهای آشکار شده از سرکوبی تمام عیار است که سالها زیر سایهی حاکمیت زنستیز در جریان بوده است. نخستین بار نیست که حق انتخاب پوشش که حقی مسلم و بدیهی است، به مرگ زنی انجامیده است؛ زنی جوان که روزی «عادی» را در این سرزمین سپری میکرده است.
کانون نویسندگان ایران ضمن دفاع از حق انتخاب پوشش، قتل مهسا (ژینا) امینی را محکوم میکند و خواهان توقف سرکوب نظاممند زنان است.
کانون نویسندگان ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۱
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-09-16-2
بیانیهی کانون نویسندگان ایران
سرکوب نظاممند زنان و قتل مهسا (ژینا) امینی را محکوم میکنیم
برگ سیاه دیگری از سرکوب زنان به کارنامهی حاکمیت افزوده شد. این بار مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ سالهی اهل سقز که با ضرب و جرح مأموران «گشت ارشاد» حاکمیت به کما رفته بود، جان خود را از دست داد.
مهسا امینی که همراه خانوادهاش به تهران سفر کرده بود، غروب سهشنبه ۲۲ شهریورماه در ایستگاه متروی حقانی بازداشت شد. او در زمان بازداشت همراه برادرش بود. به گفتهی بستگان آنها پس از اعتراض کیارش امینی، برادر مهسا، به این بازداشت، مأموران با گاز اشکآور مردم را پراکنده کردند. آنها با اعلام اینکه مهسا «بعد از یک ساعت کلاس توجیهی و با امضای تعهد» رها میشود، او را به بازداشتگاه وزرا بردند و پس از دو ساعت جسم نیمهجانش را به بیمارستان کسری منتقل کردند.
در پی انتشار این خبر، «نیروی انتظامیِ» حاکمیت پس از گذشت دو روز با انتشار متن کوتاهی به آن واکنش نشان داد و خبر «بدرفتاری» با مهسا امینی را «اخبار و ادعاهای رسانههای معاند» دانست. در این متن با اعلام اینکه مأموران حاکمیت این دختر ۲۲ ساله را برای «توجیه و آموزش» به بازداشتگاه «هدایت» کردهاند، آمده بود که مهسا امینی «در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضهی قلبی» شده است. پس از این واکنش، بستگان او اعلام کردند «از مهسا پروندهی پزشکی داریم و او کاملا سالم بوده است». همزمان گزارشهایی از ضربوشتم امینی و دیگر زنان بازداشتشده در ون گشت ارشاد منتشر شد و در کنار انتشار روایتهای سایر زنان از ضربوشتم در بازداشتگاههای گشت ارشاد بار دیگر بر سرکوب نظاممند زنان صحه گذاشت.
واکنش گسترده به خبر هولناک قتل مهسا امینی در شرایطی صورت گرفت که در ماههای اخیر بازداشت سپیده رشنو و پخش اعترافات اجباری او نیز خشم عمومی را برانگیخته بود. حاکمیت در پاسخ به این خشم عمومی نیروهای امنیتیاش را در داخل و بیرون بیمارستان کسری مستقر کرد تا پیشاپیش راه را بر هر تجمع و اعتراضی ببندد؛ روشی که حاکمیت هر بار پس از قتل بازداشتشدگان و زندانیان برای سرکوب واکنشهای اعتراضی مردم در پیش میگیرد. به بند کشیدن و به کام مرگ فرستادن و سپس فشار بر خانواده و نزدیکان برای مردم روندی آشناست. قتل بکتاش آبتین، شاعر، فیلمساز و عضو کانون نویسندگان ایران یکی از این بیشمار جنایتهای عمدی حاکمیت بود، که در پی آن فشار نیروهای امنیتی بر خانواده و نزدیکان او تا امروز نیز ادامه یافته است.
چرخهی سرکوب زنان در ۴۴ سال گذشته هر بار به شکلی به گردش درآمده و جان و زندگی و سرنوشت زنان را در چرخدندههای خود خرد کرده است. اکنون دیگر این سرکوب نظاممند پشت ترکیبهایی همچون «به طور ناگهانی» و «عارضهی قلبی» پنهان نمیماند. اختناق مستمر، تجربهی هر روزهی زنان است. قتل مهسا امینی، نمونهای آشکار شده از سرکوبی تمام عیار است که سالها زیر سایهی حاکمیت زنستیز در جریان بوده است. نخستین بار نیست که حق انتخاب پوشش که حقی مسلم و بدیهی است، به مرگ زنی انجامیده است؛ زنی جوان که روزی «عادی» را در این سرزمین سپری میکرده است.
کانون نویسندگان ایران ضمن دفاع از حق انتخاب پوشش، قتل مهسا (ژینا) امینی را محکوم میکند و خواهان توقف سرکوب نظاممند زنان است.
کانون نویسندگان ایران
۲۵ شهریور ۱۴۰۱
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-09-16-2
Telegraph
بیانیه
سرکوب نظاممند زنان و قتل مهسا (ژینا) امینی را محکوم میکنیم برگ سیاه دیگری از سرکوب زنان به کارنامهی حاکمیت افزوده شد. این بار مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ سالهی اهل سقز که با ضرب و جرح مأموران «گشت ارشاد» حاکمیت به کما رفته بود، جان خود را از دست داد.…
👍1
Forwarded from نقد
▫️ بهار رزمندگان، پاییز ستمگران
نوشتهی: کمال خسروی
۲۳ اکتبر ۲۰۲۲
🔸 خیزش انقلابی کنونی و شکلپذیری وجوه وجودیِ انقلابیاش را میتوان در تنش بیش-تعیّنی و کم-تعیّنی خصلتبندی کرد. گشایش این تنش و حل این تضاد در فرآیند جنبش اجتماعی، راههای شکلپذیریِ وجوه انقلابی را میگشاید. خصلت بیش-تعیّنی، از یکسو عمل را در قلمروی وسیعتر تسهیل میکند و راه مشارکت واقعی در کردار اجتماعی تودهوار افراد و گروههای اجتماعی متنوعی را هموار میسازد؛ از سوی دیگر، امکان تأویل انگیزهها و هدفهای این کردار را گسترش میدهد، به نحوی که ایدئولوژیهای گوناگون میتوانند با «همزیستی» در کنار یکدیگر، مشروعیت آن کردار را توجیه کنند. کم-تعیّنی، حوزهی عمل را محدود میکند و از اینرو با کمبود یا بحران تأویلها دست به گریبان است. گشایش نهایی این تنش، مبارزه و پالایش تأویلهای ناشی از بیش-تعیّنی و والایش و استحکام تأویلهای هنوز غایبِ ناشی از کم-تعیّنی را به عرصهی مبارزهی طبقاتی و نبردی هژمونیک میکشاند.
🔸بدیهی است که گشایش این تنش و حل این تضاد به سهم خود گام موثری در حل مسئلهی بسیار پراهمیت سازمانیابی و راهبری جنبش برخواهد داشت.
🔸 پراتیک خودزاینده به معنای اختراع دوبارهی همهی دانش و تجربهی مبارزات رهاییبخشِ دستکم دو سدهی پیشین در جهان نیست. پراتیک خودزاینده فقط مدعی است که نباید خودزایندگیِ پراتیک را در چارچوب انتظارات و توقعات ایدئولوژیک اسیر کرد، بلکه شکوفایی و زایندگی پراتیک را عنصر سرشتیِ آن دانست و این شکوفایی و زایندگی را در فرآیند مبارزهی سیاسی و رهاییبخش و در دیالکتیک نقد منفی/نقد مثبت، لحاظ کرد. پراتیک خودزاینده اختراع دوبارهی چرخهای شناختهشدهی مبارزه نیست، بلکه برشناسی چرخها و چرخدندههای بزرگ و کوچکی است که مبارزه و هر پراتیک مشخص میسازد؛ همچنین نگاه و رویکردی انتقادی به همهی چرخها یا دستآوردهای موجود است، چنانکه بتوان بنا بر نیازهای یک پراتیک مشخص، چرخ تازهای را جایگزین چرخی کهنه کرد...
🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-3dQ
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#خیزش_انقلابی
#کمال_خسروی
👇🏼
🖋@naghd_com
نوشتهی: کمال خسروی
۲۳ اکتبر ۲۰۲۲
🔸 خیزش انقلابی کنونی و شکلپذیری وجوه وجودیِ انقلابیاش را میتوان در تنش بیش-تعیّنی و کم-تعیّنی خصلتبندی کرد. گشایش این تنش و حل این تضاد در فرآیند جنبش اجتماعی، راههای شکلپذیریِ وجوه انقلابی را میگشاید. خصلت بیش-تعیّنی، از یکسو عمل را در قلمروی وسیعتر تسهیل میکند و راه مشارکت واقعی در کردار اجتماعی تودهوار افراد و گروههای اجتماعی متنوعی را هموار میسازد؛ از سوی دیگر، امکان تأویل انگیزهها و هدفهای این کردار را گسترش میدهد، به نحوی که ایدئولوژیهای گوناگون میتوانند با «همزیستی» در کنار یکدیگر، مشروعیت آن کردار را توجیه کنند. کم-تعیّنی، حوزهی عمل را محدود میکند و از اینرو با کمبود یا بحران تأویلها دست به گریبان است. گشایش نهایی این تنش، مبارزه و پالایش تأویلهای ناشی از بیش-تعیّنی و والایش و استحکام تأویلهای هنوز غایبِ ناشی از کم-تعیّنی را به عرصهی مبارزهی طبقاتی و نبردی هژمونیک میکشاند.
🔸بدیهی است که گشایش این تنش و حل این تضاد به سهم خود گام موثری در حل مسئلهی بسیار پراهمیت سازمانیابی و راهبری جنبش برخواهد داشت.
🔸 پراتیک خودزاینده به معنای اختراع دوبارهی همهی دانش و تجربهی مبارزات رهاییبخشِ دستکم دو سدهی پیشین در جهان نیست. پراتیک خودزاینده فقط مدعی است که نباید خودزایندگیِ پراتیک را در چارچوب انتظارات و توقعات ایدئولوژیک اسیر کرد، بلکه شکوفایی و زایندگی پراتیک را عنصر سرشتیِ آن دانست و این شکوفایی و زایندگی را در فرآیند مبارزهی سیاسی و رهاییبخش و در دیالکتیک نقد منفی/نقد مثبت، لحاظ کرد. پراتیک خودزاینده اختراع دوبارهی چرخهای شناختهشدهی مبارزه نیست، بلکه برشناسی چرخها و چرخدندههای بزرگ و کوچکی است که مبارزه و هر پراتیک مشخص میسازد؛ همچنین نگاه و رویکردی انتقادی به همهی چرخها یا دستآوردهای موجود است، چنانکه بتوان بنا بر نیازهای یک پراتیک مشخص، چرخ تازهای را جایگزین چرخی کهنه کرد...
🔹 متن کامل این مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://wp.me/p9vUft-3dQ
#مهسا_امینی
#زن_زندگی_آزادی
#خیزش_انقلابی
#کمال_خسروی
👇🏼
🖋@naghd_com
نقد: نقد اقتصاد سیاسی - نقد بتوارگی - نقد ایدئولوژی
بهار رزمندگان، پاییز ستمگران
نوشتهی: کمال خسروی در ابعادی جهانی/تاریخی میتوان گفت که بار دیگر ممکن است فرصتی تاریخی پیش آید و بار دیگر، چپ آماده نیست. شاید این ناآمادگی ــ بهرغم ستایش دستآوردهای تجربهی مبارزاتی و نظری مب…
👍4
Forwarded from بيدارزنى
بيدارزنى
Photo
🟣 برای «زن، زندگی، آزادی»، خیابانها را فتح میکنیم
«آنها هر روز ترا میکشند،
آنها هر روز خون ترا پاک میکنند
آنها نمیدانند
پیراهن سرخ تو تن به تن
در میان ما خواهد گشت...»
اکنون نزدیک به چهل روز است نام ژینا (مهسا) امینی را چون نماد آزادی در خیابانها فریاد میزنیم و هر روز به عزای ژینای دیگری مینشینیم. اکنون میدانیم که آزادی زندگی است و زندگی مقاومت است. میدانیم که تکتک ما رهبران این انقلاب هستیم و صدای حقخواهیمان بلندتر از آن است که به مصادره دربیاید. در این چهل روز دستگاه سرکوب از هیچ شری فروگذار نکرد. فرزندانمان را از مدارس ربودند و کشتند. معلمان و کارگران را سرکوب کردند. کارخانهها و دانشگاهها را پادگان کردهاند. زنان معترض را در خیابانها به صورت سیستماتیک آزار و اذیت دادند. نمازگزاران را در صفوف نماز به رگبار بستند، زندانها را به آتش کشیدند، کوشیدند فریاد حقطلبی ملت کرد و ترک و بلوچ و لر و عرب و ترکمن و ... را با قساوتی دوچندان در هم شکنند، غافل از آنکه مردمی که به پا خاستهاند دیگر از پا نمیشینند.
⚪️ روز چهارشنبه به مناسبت چهلمین روز قتل ژینا و #اعتراضات_سراسری به احترام خونهای ریختهشده و عزیزان دربندمان همچون ۴۰ روز گذشته و علیه هرگونه دیکتاتوری اعم از شیخ و شاه و برای همه خواستههایمان بدون هیچ اولویتبندی، برای رهایی زنان از مردسالاری؛ برای رهایی کارگران، معلمان، پرستاران و ... از بهرهکشی طبقاتی، برای رهایی دانش آموزان و دانشجویان از استبداد آموزشی، برای رهایی ملتهای تحت ستم از این نظام مرکزگرا، و برای تعیین سرنوشت خودمان به دست خودمان؛ برای برابری، عدالت و برای زن زندگی آزادی خیابان ها را فتح میکنیم.
⚪️چهارشنبه چهار آبان ساعت پنج عصر تهران: خیابان شریعتی از پیچشمیران تا میدان تجریش
و شهرهای دیگر: میادین اصلی.
«جمعی از فعالان حقوق زنان ایران»
#زن_زندگی_آزادی
#نه_روسری_نه_توسری_آزادی_و_برابری
#نان_کار_آزادی_پوشش_اختیاری
@bidarzani
«آنها هر روز ترا میکشند،
آنها هر روز خون ترا پاک میکنند
آنها نمیدانند
پیراهن سرخ تو تن به تن
در میان ما خواهد گشت...»
اکنون نزدیک به چهل روز است نام ژینا (مهسا) امینی را چون نماد آزادی در خیابانها فریاد میزنیم و هر روز به عزای ژینای دیگری مینشینیم. اکنون میدانیم که آزادی زندگی است و زندگی مقاومت است. میدانیم که تکتک ما رهبران این انقلاب هستیم و صدای حقخواهیمان بلندتر از آن است که به مصادره دربیاید. در این چهل روز دستگاه سرکوب از هیچ شری فروگذار نکرد. فرزندانمان را از مدارس ربودند و کشتند. معلمان و کارگران را سرکوب کردند. کارخانهها و دانشگاهها را پادگان کردهاند. زنان معترض را در خیابانها به صورت سیستماتیک آزار و اذیت دادند. نمازگزاران را در صفوف نماز به رگبار بستند، زندانها را به آتش کشیدند، کوشیدند فریاد حقطلبی ملت کرد و ترک و بلوچ و لر و عرب و ترکمن و ... را با قساوتی دوچندان در هم شکنند، غافل از آنکه مردمی که به پا خاستهاند دیگر از پا نمیشینند.
⚪️ روز چهارشنبه به مناسبت چهلمین روز قتل ژینا و #اعتراضات_سراسری به احترام خونهای ریختهشده و عزیزان دربندمان همچون ۴۰ روز گذشته و علیه هرگونه دیکتاتوری اعم از شیخ و شاه و برای همه خواستههایمان بدون هیچ اولویتبندی، برای رهایی زنان از مردسالاری؛ برای رهایی کارگران، معلمان، پرستاران و ... از بهرهکشی طبقاتی، برای رهایی دانش آموزان و دانشجویان از استبداد آموزشی، برای رهایی ملتهای تحت ستم از این نظام مرکزگرا، و برای تعیین سرنوشت خودمان به دست خودمان؛ برای برابری، عدالت و برای زن زندگی آزادی خیابان ها را فتح میکنیم.
⚪️چهارشنبه چهار آبان ساعت پنج عصر تهران: خیابان شریعتی از پیچشمیران تا میدان تجریش
و شهرهای دیگر: میادین اصلی.
«جمعی از فعالان حقوق زنان ایران»
#زن_زندگی_آزادی
#نه_روسری_نه_توسری_آزادی_و_برابری
#نان_کار_آزادی_پوشش_اختیاری
@bidarzani
👍1
Forwarded from بيدارزنى
🟣 نه تیر و دشنه، نه دار و زندون، ستارهها رو از شبْ نترسون...
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت
@bidarzani
#ژن_ژیان_ئازادی
#زن_زندگی_آزادی
#اعتراضات_سراسری
#همبستگی_علیه_نابرابری_فقر_و_خشونت
@bidarzani
👍2
درباره شعاری معلولیتستیز و تحقیرآمیز
احتمالاً بسیاری از شما معتقد باشید الان وقت نقد نیست.
اما لحظه انقلابی بهترین و ضروریترین زمان نقد است. در شرایط عادی اغلب امور و بحثها در روزمرگی حل میشوند. اما شرایط خارج از عادت موقعیت انقلابی، میل به همبستگی، روی گرداندن آدمها از قدرت و تلاش برای شنیدن هم و از همه مهمتر روشنتر شدن ماهیت ستمگر قدرت حاکم برای عموم مردم و این امید که قرار است این نظام را از میان برداریم تا مناسباتی انسانیتر جایگزین آن کنیم به طرح نقد ضرورت میبخشند.شاید انتظار این که یک انقلاب همه چیز را زیر و رو کند، انتظار زیادی باشد. بنابراین تداوم رسوبات امر پیشین امری عجیب نیست. به بهانه تداوم این رسوبات نمیشود مانند مزدوران نظام (امثال علی علیزاده یا نسیم نوروزی و فرناز فصیحی) به نفی انقلابی که در جریان است رو بیاوریم. باید با این انقلاب همراهی کنیم، و البته به رشد آگاهی در جریان انقلاب به سهم خود کمک کنیم: با نقد و تلاش برای افزودن بر جنبههای مترقی این انقلاب و کاستن/آگاهی یافتن از رسوبات ارتجاعی که ممکن است هر لحظه دامن ما را بگیرند.
نقاشی از گلن فاکس (Glen Fox)
ادامه در پست بعدی👇🏽
احتمالاً بسیاری از شما معتقد باشید الان وقت نقد نیست.
اما لحظه انقلابی بهترین و ضروریترین زمان نقد است. در شرایط عادی اغلب امور و بحثها در روزمرگی حل میشوند. اما شرایط خارج از عادت موقعیت انقلابی، میل به همبستگی، روی گرداندن آدمها از قدرت و تلاش برای شنیدن هم و از همه مهمتر روشنتر شدن ماهیت ستمگر قدرت حاکم برای عموم مردم و این امید که قرار است این نظام را از میان برداریم تا مناسباتی انسانیتر جایگزین آن کنیم به طرح نقد ضرورت میبخشند.شاید انتظار این که یک انقلاب همه چیز را زیر و رو کند، انتظار زیادی باشد. بنابراین تداوم رسوبات امر پیشین امری عجیب نیست. به بهانه تداوم این رسوبات نمیشود مانند مزدوران نظام (امثال علی علیزاده یا نسیم نوروزی و فرناز فصیحی) به نفی انقلابی که در جریان است رو بیاوریم. باید با این انقلاب همراهی کنیم، و البته به رشد آگاهی در جریان انقلاب به سهم خود کمک کنیم: با نقد و تلاش برای افزودن بر جنبههای مترقی این انقلاب و کاستن/آگاهی یافتن از رسوبات ارتجاعی که ممکن است هر لحظه دامن ما را بگیرند.
نقاشی از گلن فاکس (Glen Fox)
ادامه در پست بعدی👇🏽
👍5
متاسفانه با وجود آن که در بسیاری ابعاد انقلاب زن زندگی آزادی مترقی است، هنوز در برخی زمینهها رسوبات افکار و نگرشهای پوسیده را میتوان در میان شعارها یافت.
اگر قرار باشد فکر های پوسیده را دور بریزیم، افکار معلولیتستیز هم باید اصلاح شوند.
شعار «همونی که چلاقه/قاتل شاهچراغه»
شعاری ضدمعلولان است.
این شعار در ظاهر صرفاً ضد حاکمی جنایتکار و نظام تبهکار جمهوری اسلامی است. اما چرا به جای محکوم کردن اقدامات و جنایات او و مقابله با این جنایتکاری، عارضه و معلولیت به عنوان صفتی که شایسته تحقیر است استفاده قرار میگیرد؟
این با نفس شعار جنبش، زن زندگی آزادی هم تعارض دارد. بدن زنان نیز کنار بدنهای کوئیر، معلول، خارج از عرف زیبایی و ... در زمره بدنهایی است که تحقیر، تصاحب، انسانیتزدایی شدن و ابژهکردن آن از طرف قدرت، مشروع و حتی مطلوب تلقی میشود.
همچنین، اگر آزادی و رهایی صرفاً محدود به آزادیهای سیاسی نباشد و معنایی از آن در نظر داشته باشیم که برابری و سوسیالیسم نیز ملازمش است و آزادی را بدون عدالت اجتماعی و دسترسی به فرصتها و امکانات فاقد امکان عملی شدن میداند، بنابراین همه محذوفان نیز باید در نظر گرفته شوند.
وقتی معلول بودن عاملی شایسته تحقیر دانسته میشود، پیشاپیش یعنی توجیه سلسله مراتب اجتماعی و تعیین این که بدن خارج از قاعده دلالت بر «کمتر» انسان بودن دارد، یعنی چراغ سبز به ادامه بیتوجهی کالبدی و اجتماعی به حق دسترسی و حق بر مناسبسازی و حق بر برآورده شدن نیازهای اجتماعی، مرتبط با سلامت و حقوق فرهنگی و سیاسی.
اگر قرار باشد فکر های پوسیده را دور بریزیم، افکار معلولیتستیز هم باید اصلاح شوند.
شعار «همونی که چلاقه/قاتل شاهچراغه»
شعاری ضدمعلولان است.
این شعار در ظاهر صرفاً ضد حاکمی جنایتکار و نظام تبهکار جمهوری اسلامی است. اما چرا به جای محکوم کردن اقدامات و جنایات او و مقابله با این جنایتکاری، عارضه و معلولیت به عنوان صفتی که شایسته تحقیر است استفاده قرار میگیرد؟
این با نفس شعار جنبش، زن زندگی آزادی هم تعارض دارد. بدن زنان نیز کنار بدنهای کوئیر، معلول، خارج از عرف زیبایی و ... در زمره بدنهایی است که تحقیر، تصاحب، انسانیتزدایی شدن و ابژهکردن آن از طرف قدرت، مشروع و حتی مطلوب تلقی میشود.
همچنین، اگر آزادی و رهایی صرفاً محدود به آزادیهای سیاسی نباشد و معنایی از آن در نظر داشته باشیم که برابری و سوسیالیسم نیز ملازمش است و آزادی را بدون عدالت اجتماعی و دسترسی به فرصتها و امکانات فاقد امکان عملی شدن میداند، بنابراین همه محذوفان نیز باید در نظر گرفته شوند.
وقتی معلول بودن عاملی شایسته تحقیر دانسته میشود، پیشاپیش یعنی توجیه سلسله مراتب اجتماعی و تعیین این که بدن خارج از قاعده دلالت بر «کمتر» انسان بودن دارد، یعنی چراغ سبز به ادامه بیتوجهی کالبدی و اجتماعی به حق دسترسی و حق بر مناسبسازی و حق بر برآورده شدن نیازهای اجتماعی، مرتبط با سلامت و حقوق فرهنگی و سیاسی.
👍5
Forwarded from کانون نویسندگان ایران
بیانیه
آزادی زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان جنبش آزادیخواهی مردم باید به خواستی همگانی بدل شود
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-11-02
آزادی زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان جنبش آزادیخواهی مردم باید به خواستی همگانی بدل شود
https://telegra.ph/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-11-02
Telegraph
بیانیه
بیانیه کانون نویسندگان ایران آزادی زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان جنبش آزادیخواهی مردم باید به خواستی همگانی بدل شود بیش از چهل روز از آغاز جنبش آزادیخواهی مردم ایران میگذرد. بیش از چهل روز است که خیابانها و دانشگاهها و مدارس به صحنهی رویارویی حاکمیت…
👍3
مطالعات انتقادی معلولیت و اوتیسم
Photo
زاکانی برای تحقیر بایدن او را معلولی خطاب کرده که برای سرپا ایستادن باید از عصا استفاده کند و آلزایمر دارد.
این منطق پس ذهن تمام مسئولان جمهوری اسلامی است. منطقی که از یک سو معلولیت را داغ ننگ و وضعیتی شایسته تحقیر میدانند و از یک سو برای انسانیتزدایی و تحقیر از صفت معلولیت استفاده میکنند. وضعیت معلولان در ایران بازتابی از همین نگرش است: محرومیت از امکانات اولیه و دسترسی به اماکن و خدمات، محرومیت از اشتغال، تحصیل و فرصتهای اجتماعی و حیف و میل کردن همان اندک بودجه که به معلولان اختصاص دارد.
کافی است نگاه کنیم به چند مثال. مدتی پیش پیشنویس تفاهمنامه بهزیستی با سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مذهبی برای تاسیس هیئتهای معلولان و تامین هزینه از سوی بهزیستی منتشر شد. طبق این پیشنویس برای دستیابی به اهدافی چون تحقق ارزشهای انقلاب و تمدن اسلامی، گسترش منویات امام جامعه و توانمندسازی مذهبی و فرهنگی معلولان با بودجه بهزیستی و تامین مداح و آخوند از طرف سازمان تبلیغات اسلامی هیئتهایی تاسیس میشوند. میبینیم که جمهوری اسلامی حتی از بودجه اندکی که به بهزیستی اختصاص داده نمیگذرد و دنبال ان است که از آن هم آخوری برای عوامل ایدیولوژیک خود دستوپا کند.
خبر دیگر مربوط به جریمه شهرداری تهران است. معلولی مدتی پیش از شهرداری به دلیل عدم رعایت مناسبسازی یک ایستگاه مترو پیش از افتتاح شکایت کرد. دستگاه «عدل» اسلامی چه کرد؟ شهرداری تهران را دو میلیون تومان جریمه کرد. جریمه به جیب کجا میرود؟ قوه قضاییه. آیا دادگاه شهرداری را ملزم کرد که آن ایستگاه را برای معلولان مناسبسازی کند؟ خیر. آیا غرامتی به آن معلول داده شد؟ خیر. حتی وقتی معلولی دادخواه حقوق اولیه خود میشود و طبق قوانین جمهوری اسلامی اقدام میکند، نهادهای جمهوری اسلامی فقط به پرکردن توبرههای خود فکر میکنند.
@criticaldisabilitystudies1
این منطق پس ذهن تمام مسئولان جمهوری اسلامی است. منطقی که از یک سو معلولیت را داغ ننگ و وضعیتی شایسته تحقیر میدانند و از یک سو برای انسانیتزدایی و تحقیر از صفت معلولیت استفاده میکنند. وضعیت معلولان در ایران بازتابی از همین نگرش است: محرومیت از امکانات اولیه و دسترسی به اماکن و خدمات، محرومیت از اشتغال، تحصیل و فرصتهای اجتماعی و حیف و میل کردن همان اندک بودجه که به معلولان اختصاص دارد.
کافی است نگاه کنیم به چند مثال. مدتی پیش پیشنویس تفاهمنامه بهزیستی با سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مذهبی برای تاسیس هیئتهای معلولان و تامین هزینه از سوی بهزیستی منتشر شد. طبق این پیشنویس برای دستیابی به اهدافی چون تحقق ارزشهای انقلاب و تمدن اسلامی، گسترش منویات امام جامعه و توانمندسازی مذهبی و فرهنگی معلولان با بودجه بهزیستی و تامین مداح و آخوند از طرف سازمان تبلیغات اسلامی هیئتهایی تاسیس میشوند. میبینیم که جمهوری اسلامی حتی از بودجه اندکی که به بهزیستی اختصاص داده نمیگذرد و دنبال ان است که از آن هم آخوری برای عوامل ایدیولوژیک خود دستوپا کند.
خبر دیگر مربوط به جریمه شهرداری تهران است. معلولی مدتی پیش از شهرداری به دلیل عدم رعایت مناسبسازی یک ایستگاه مترو پیش از افتتاح شکایت کرد. دستگاه «عدل» اسلامی چه کرد؟ شهرداری تهران را دو میلیون تومان جریمه کرد. جریمه به جیب کجا میرود؟ قوه قضاییه. آیا دادگاه شهرداری را ملزم کرد که آن ایستگاه را برای معلولان مناسبسازی کند؟ خیر. آیا غرامتی به آن معلول داده شد؟ خیر. حتی وقتی معلولی دادخواه حقوق اولیه خود میشود و طبق قوانین جمهوری اسلامی اقدام میکند، نهادهای جمهوری اسلامی فقط به پرکردن توبرههای خود فکر میکنند.
@criticaldisabilitystudies1
Forwarded from آثار جمعی از دانشجویان موسیقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"هرگز به تیغشان نمیرد فریاد جاودان ما"
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
#دانشگاه_فرهنگ_و_هنر
۱۷ #آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
#دانشگاه_فرهنگ_و_هنر
۱۷ #آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
👍5
Forwarded from آثار جمعی از دانشجویان موسیقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"دست در دستِ هم"
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
#دانشگاه_فرهنگ_و_هنر
#آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
#دانشگاه_فرهنگ_و_هنر
#آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
👍4
Forwarded from آثار جمعی از دانشجویان موسیقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"سرود آزادی"
کلاس درس را اینگونه برگزار میکنیم!
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی #دانشگاه_هنر_تهران
هفتم #آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
کلاس درس را اینگونه برگزار میکنیم!
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی #دانشگاه_هنر_تهران
هفتم #آبان ۱۴۰۱
برای بیشترشنیدهشدن اثر ما را در انتشار آن همراهیکنید.
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
👍4
Forwarded from آثار جمعی از دانشجویان موسیقی
#دوش_به_دوش_هم در دشت و کوه گندم میکاریم تا دشمن آرزوی خویش را به گور ببرد.
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students
#جمعی_از_دانشجویان_موسیقی
آدرس اینستاگرام و توئیتر ما (روی نوشته آبی کلیک کنید)
@Music_Students