خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
492 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
🌺یادداشت اول سال🌺

به نظر می رسد که اوضاع جهانی قمر در عقرب است.
منظورم منسجمتر شدن تلاشهای جناح تندرو در امریکا و هماهنگی روزافزونشان با دشمنان و رقبای منطقه ای ما خصوصا اسراییل و عربستان است.
به نظر می رسد یک توافق استراتژیک بین حاکمیت امریکا و بن سلمان صورت گرفته است. توافقی برای حمایت از بن سلمان در قبال رقبای داخلیش برای نشستن بر تخت سلطنت و حمایت بن سلمان از سیاستهای منطقه ای امریکا
توافقی که دقیقا بر مبنای منویات دولت اسراییل است و بر محور ضدیت و تقابل همه جانبه با ایران و سیاستهای منطقه ای اش.
اوضاع داخلی ما هم حال و روز بهتری ندارد.
فساد سیستماتیک حاکم بر حکومت و نظام که ریشه در حکومت طایفه ای و باندی و چنبره زدن بر بیت المال و تسلط بر گردنه های عبور نفت! دارد.
فسادهایی که به صورت شایعه در رسانه ها می پیچد حتی توهمش هم وحشتناک است .
وضعیت و ترکیب نیروهای سیاسی کارآمد رقیب بهتر از دیگر موارد نیست.
احوال مردم و اعتیادشان به مصرف و لذت و لختی و بی حالی هیچ امیدی برای بهبود از طریق اقدام مردمی و اجتماعی در دل بیدار نمی کند.
همینهاست که در میان نخبگان ، تنها حسی را که بیدار می کند پاک کردن صورت مساله و ترک محل نزاع است و مهاجرت و گریز از این معادله چند مجهولی بی جواب
احساس درماندگی می کنم.
خود را بسان همه ی تنهاها، تنها حس میکنم و محکوم به تسلیم یا دست وپا زدنی همراه با استیصال.
گزینه ی موفقیتهای کوچک هم به نظر تنها دلخوشکنکی بیش نیست.
یعنی وقتی بیماری درگیر یک غده ی سرطانی بدخیم است لاک زدن بر انگشتان بیمار تنها تو را می تواند دلخوش کند و نه بیمار را.
کاش یک صدم انرژی که سال 57 در میان مردم بود هنوز در مردم باقی مانده بود.
Forwarded from ربات حذف ✂️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا ما واقعا وجود داریم؟!
🌾 |
🌿بحثی در باره گزاره ی من شک میکنم پس هستم🌿

سلام و عرض احترام
من می اندیشم پس هستم غلط است و چند اشکال عمده دارد که در جلسات بررسی فلسفه ی دکارت به آن پرداختیم

این تعبیر هیدگر صحیح است:
من هستم پس می اندیشم
می اندیشم چون موجودی اندیشمند هستم

⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️⛅️

خرد سنجشگر:

با سلام
بستگی دارد که شما این عبارت را چگونه تفسیر کنید.
مرحوم مطهری هم این بحث را به صورت مستوفا در پاورقی های اصول فلسفه و روش رآلیسم مطرح کرده اند.

🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻🔻

درود بر شما
"بستگی" را متوجه نشدم
اما استدلال دکارت هم بر خلافِ روشی است که او از آن سخن میگفت، و هم در اصل ناقص است، ابن سینا در رد استدلال مشابهی همانند استدلال دکارت، سخن جالبی دارد.

🌀🌀🌀🌀🌀🌀🌀
خرد سنجشگر:
وقتی دکارت مصمم می شود که برای یافتن پایه ی باورهای خود تا آنجا که ممکن است باورهای خود را زیر تیغ سوال و شک ببرد ، طبیعتا یکی از مهمترین باورهایی که هر انسانی دارد باور به وجود خویش است.
وقتی به لحاظ شک دستوری( تاکید میکنم شک دستوری و نه شک حقیقی، زیرا ممکن است ادعا شود که اساسا شک حقیقی در وجود خود ممکن نیست) محتوای گزارۀ ( من هستم) مورد شک قرار می گیرد و به دنبال دلیلی برای درستی آن و علت موجهی برای باور به آن می گردیم به این نکته متفطن می شویم که من به هرچه شک بکنم در شک کردن خودم نمی توانم شک کنم زیرا تصمیم گرفته ام که در همه چیز شک کنم و در حال حاضر در حالی همان پروسه ی شک هستم.
پس من می دانم که گزاره ی ( من شک میکنم) درست است.
حال اگر اذعان به درستی این گزاره داشته باشم می توانم به لحاظ منطقی به درستی نتیجه بگیرم که ( من هستم) نیز درست است.
زیرا اگر من هستم درست نبود لازم می آمد که من شک میکنم هم درست نباشد در حالی که فرض بر این است که من شک میکنم درست است.
💧💧💧💧💧💧💧💧
حرف شما متضمن اعتقاد به طبقات گزاره هاست.
مثلا میگیم "هر چیز متغییر است" شامل خود این گفته هم میشه یا نه.
بعضی ها میان گزاره ها رو در رده ها و نوع ها و درجه های مختلف میذارن تا احکام یک رده، مشمول رده دیگه نشه تا اینگونه از تناقض نجات پیدا کنن.
شما هم اینجا چنین کاری میکنین. به همه گزاره ها شک میکنین اما گزاره "من شک میکنم" رو همردیف دیگر گزاره ها مثل "من میخورم" یا "من درخت را میبینم" قرار نمیدین و این بنظر من خطاست.
هیچ رده و طبقه ای در میان گزاره ها وجود نداره. نظریه انواع یک خطاست.

🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
خرد سنجشگر:

با سلام
ابتدائا عرض کردم که شک دکارت دستوری بود و نه شک حقیقی
شک دستوری یعنی شک روشی.
یعنی شک و زیرسوال بردن گزاره ها را به عنوان روشی برای رسیدن به مبنای باور در آنها.
دکارت در اینکه خودش اقدام به شک کرده بود شکی نداشت.
ازینرو بود که می توانست آن را به عنوان یک پایه برای درستی گزاره های بعدی به کار گیرد.
یعنی این گزاره حتی با گزاره های من میخورم یا من می خندم یا من می خوابم فرق داشت.
به هرصورتی می توانست آنها را نوعی توهم بپندارد اما در اینکار خود یعنی اینکه آگاهانه اقدام به شک کردن در درستی گزاره های مورد باورش کرده بود شکی نداشت. و به نظر می رسد این نگاه ربطی به مبنای مورد اشاره ی شما و مستثنا کردن شک از ذیگر موارد شک ندارد.🙏


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
قیمت واقعی مکتسبات انسان
زندگی سراسر، حل مساله است.(کارل پوپر)
🌀🌀🌀آموزش دیالوگ🌀🌀🌀

گرچه در چوامع مدنی و توسعه یافته، شاید امر عذرخواهی امری بسیار پیش پاافتاده یا لااقل جاافتاده تلقی شود ولی در جامعه ایران هنوز امری شناخته شده و مقبول نیست.
اینکه اگر در رفتار خود با دیگران در قبال تعهدات عمومی یا خاص خود قصوری از ما رخ بدهد حقی برای طرف مقابل زاییده می شود به نام حق استعذار یعنی اینکه حق دارد از ما توقع و طلب عذرخواهی داشته باشد.

اینها را گفتم تا این مثال را برایتان بیاورم.

عذرخواهی پاول دوروف بابت قطعی تلگرام در اروپا و خاورميانه

▫️جامعه نو: دوروف، ضمن پیامی در کانال شخصی خود، با عذرخواهی از مشکلات فنی بروزيافته در تلگرام یادآوری کرده هر سرويسي که رشد پرشتاب دارد از ضعف و اشکال ناگزیر است. هفته گذشته تلگرام نيوز شمار کاربران خود در یک ماه گذشته را بالغ بر رقم دویست میلیون اعلام داشته و خاطرنشان کرده بود اگر تلگرام یک کشور بود، ششمین کشور پرجمعیت جهان به شمار می رفت.

🙏🙏🙏🙏🙏🙏
☘️ ۱۴ ویژگی افراد با تفکر انتقادی (سنجشگرانه‌اندیشی)
✍️ مهدی_خسروانی (با کمی تلخیص)


۱- کنجکاوند و سعی می‌کنند در موضوعات مهم مطلع و آگاه باشند.
۲- خلاقانه پرسش مطرح می‌کنند. همواره از چراییِ امور سؤال می‌کنند و در پی آن هستند که ببینند چه دلیل‌هایی برای دفاع از یک عقیده یا باور وجود دارد.
۳- از مراجع‌‌ و منابع معتبر استفاده می‌کنند و به مراجع‌‌ و منابع معتبر ارجاع می‌دهند.
۴- وقتی که می‌خواهند چیزی را تفسیر کنند کل موقعیت و بافتار (کانتکست) را در نظر می‌گیرند.
۵- وقتی که می‌خواهند درباره‌ی موضوعی فکر کنند سعی می‌کنند اندیشیدن‌شان پیوند خودش را با موضوع اصلی از دست ندهد و حواس‌شان هست که دائم از این شاخه به آن شاخه نپرند.
۶- گشاده‌ذهن هستند و نظرگاه‌هایی که با نظرگاهِ خودشان تفاوت دارند را به نحو جدی مورد توجه قرار می‌دهند.
۷- استدلال‌ها، دیدگاه‌ها یا تبیین‌های بدیل و متفاوت را جستجو می‌کنند.
۸- اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی به نفع یک دیدگاه وجود داشته باشد آن را می‌پذیرند و اگر شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی علیه دیدگاهی وجود داشته باشد آن را کنار می‌گذارند.
۹- وقتی که شواهد، مبانی، یا دلیل‌های کافی برای رد یا قبول موضوعی وجود ندارد از داوری درباره‌ آن پرهیز می‌کنند.
۱۰- تا آنجا که ممکن است در بیان موضوعات دقت را رعایت می‌کنند.
۱۱- به نقش‌ِ داوری‌ها، تعصب‌ها و جانبداری‌های شخصی در فرایندِ شناخت توجه دارند.
۱۲- وقتی با یک کلِ پیچیده و درهم‌تافته مواجه می‌شوند، برای درک آن با انضباط و ترتیب مشخصی با آن برخورد می‌کنند.
۱۳- هنگامی که می‌خواهند یافته‌های خود را عرضه کنند، احساسات، سطح دانش، و میزانِ ظرافتِ اندیشه‌ مخاطب‌شان را در نظر می‌گیرند.
۱۴- توانایی‌های سنجش‌گرانه‌اندیشی (تفکر انتقادی) خودشان را در طیفِ وسیعی از موضوعات به کار می‌گیرند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خلاصه کتاب شوق گفت و گو.pdf
3.3 MB
خلاصه کتاب
📗 شوق گفتگو و فرهنگ گستردگی تک گویی میان ایرانیان

🖌 حسن قاضی مرادی

📑 ۳۵ صفحه _ کتابخوانی توسعه

📚آرشیو مناظره سیاسی 🗃
🆔 @Archpoldeb
Audio
رابطه‌ی عرفان و روان‌شناسی مدرن
👤آرش نراقی
پرینستون
🌱 @arash_naraghi
Forwarded from کتاب صوتی هرمان (هرمان)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴🎥 دانشجوهای رشته زبان فارسی یکی از دانشگاه های آمریکا که شعر «جان جهان» از مولانا و از ساخته های استاد پرویز مشکاتیان رو به این زیبایی اجرا کردن و فارسی زبان نیستند!

👉 @Roozname
Forwarded from شیرموز🍌
بدون شرح 😁
👉 @ShiR_MoZ  🍌
🌿سال مصرف کالاهای داخلی🌿

از همان آغاز بنده اذعان میکنم که اقتصاددان نیستم و لذا از خود توقع ندارم که تز اقتصادی برای ایران بدهم.
اما بخشی از عمرم را در اداره ی کارگاهی تولیدی گذرانده ام و با الفبای تولید آشنایی دارم.
الف- اقتصاد هم به نوبه ی خود علم است و گرچه بخشی از عوامل و پارامترهایش انسانی اند و ازینرو بسان جامعه شناسی می ماند اما بخشی از پارامترهایش هم غیر انسانی اند و از آن جهت به فیزیک و مکانیک شباهت دارد.
شباهتش به فیزیک و محکومیتش به دترمی نیسم ، اقتضا می کند که روابط اقتصادی هم مثل روابط اشیا در فیزیک توصیه ناپذیر باشد و همانگونه که شما معمولا به چاقو یا کارد آشپزخانه التماس نمی کنید که من امروز حوصله و دقت کافی ندارم لذا تمنا میکنم که اگر لبه تیزت به گوشت من برخورد کرد کمی ملایمت به خرج بده و از بریدن دستم منصرف شو! روابط عینی اقتصادی هم توصیه پذیر نیستند و مثلا با التماس و توصیه ی شما ترمزهای پراید مثل ترمزهای بنز عمل نخواهند کرد!و پراید به درخواست و تمنای شما خصوصیات بنز نخواهد گرفت.
و یا با تشویق شما مرغوبیت و تقاضایی در حد بنز در دل مشتری نخواهد توانست ایجاد بکند.
اما از آنجا که یک طرف قضیه عوامل انسانی است تا حدودی ممکن است که با توصیه و ترغیب و شمردن ضرورتهای توجه به تولیدات داخلی، ایرانیان وطندوست را برای یک بار به خرید کالای داخلی ترغیب کرد اما اگر شرایط و زمینه های لازم برای اینکار موجود نباشد هرگز این توصیه به صورت دایمی عمل نخواهد کرد.
تجربه ای که شخص خودم در این مورد دارم را عرض میکنم.
برای اولین بار موبایل وارد ایران شده بود و من جزو اولین کسانی بودم که ثبت نام کرده بودم و رسید روزی که باید گوشی می خریدم و خطم را تحویل می گرفتم.
بی آنکه کسی برایم تبلیغ کند حس وطندوستی ام مرا به این تحلیل رساند که خرید کالای ایرانی را در اولویت قرار دهم.
تنها موبایل تولید داخل صاایران بود. کاملا یادم هست که به پول آن روز دویست هزارتومان ناقابل را که چیزی حدود دومیلیون تومان امروز می شد دادیم و یک گوشی صاایران گرفتیم و از خود بسیار ممنون بودم که برخلاف دیگر دوستان و آشناهایم نوکیا که قیمتش کمتر از این هم بود نخریده ام! اما این احساس رضایت حتی دو ماه هم پایدار نماند!
گوشی حتی دو ماه هم کار نکرد و من فقط توانستم دورش بیندازم ! یعنی دویست هزار تومان ناقابل را قربانی حس وطندوستی بکنم اما توبه کنم که دیگر از این نوع وطندوستی ها به سرم نزند.
به نظر می رسد صحبت از مصرف کالای تولید داخل تا زمانی که نیروی کار جدی و مسوولیت پذیر و ماهر و کم توقع تربیت نکرده ایم، شعاری است که صرفا مصرف تبلیغاتی خواهد داشت و در عمل عقیم خواهد بود.
بی تعارف باید بود که به واسطه ی الگوهای نادرست که در رابطه با کارگران اتخاذ شده است نیروی کار در ایران هم بی تعهد است و پر توقع و هم غیرماهر و گران.
یعنی یک کارگر چینی دو برابر کاگر ایرانی کار میکند و نصف آن حقوق می گیرد . تعهدش در مقابل کاری که انجام می دهد بسیار بیشتر از کارگر ایرانی است .
و وقتی از کالای تولید ایرانی در مقابل کالاهای جهانی صحبت می شود یعنی از یک رقابت بین المللی سخن در میان است و تا زمانی که کارگر ایرانی خود را آماده این رقابت نکند امکان پیروزی تز مصرف کالای ایرانی ممکن نیست حتی اگر تکنولوژی آنها هم بی مضیقه و بی مضایقه در دسترس ما باشد.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from دغدغه ایران
«شفافیت، گزارش و گفت‌وگوی ملی» درباره تلگرام، حق مسلم ماست
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
خبرها از تصمیم‌‌های جدی برای فیلترینگ تلگرام حکایت می‌کند. تأیید و تکذیب‌ها هم شاید برای سنجیدن واکنش‌هاست. من خودم که قاطعانه با فیلترینگ تلگرام مخالفم و معتقدم جز افزودن بر شمار کسانی که از فیلترشکن استفاده می‌کنند، بیشتر کردن شمار ناراضیان، و از دسترس خارج کردن امکانات مثبت تلگرام برای کسب‌وکارها، افزایش آگاهی و دسترسی به مردم برای رساندن پیام‌های مثبت، نتیجه‌ای نخواهد داشت؛ اما اگر سیاست‌گذارانی که اصرار دارند فیلترینگ تلگرام به نفع مردم و منافع ملی است، پیشنهاد می‌کنم سه اقدام زیر را انجام دهند تا حسن نیت و صدق گفتارشان بیشتر آشکار شود:
🔷 پیشنهاد اول: اختصاص وقت کافی در برنامه‌های زنده تلویزیونی به گفت‌وگوهای جامع، با حضور دیدگاه‌ها و تفکرات مختلف، و متخصصانی از رشته‌های مختلف، به بحث درباره تلگرام و ضرورت‌های فیلترینگ. سیاست‌گذارانی که در درستی گزینه فیلترینگ و نفع آن برای منافع و امنیت ملی شک ندارند، در این گفت‌وگوها، اطمینان و ایمان خود به این امر را به مردم منتقل خواهند کرد و با استقبال عمومی مواجه خواهند شد. چه چیزی برای سیاست‌گذار بهتر از این‌که گزینه تصمیمش با اقبال عمومی و مقبولیت مواجه شود؟ (#گفت‌وگوی_ملی_درباره_تلگرام)
🔷 پیشنهاد دوم: گروهی متشکل از متخصصان مختلف، دارای مقبولیت عمومی و حتی‌الامکان بی‌طرف، «#گزارش_ملی_تلگرام» را تدوین کنند. گزارش ملی تلگرام می‌تواند به این موضوعات بپردازد: چرا مردم از تلگرام استقبال می‌کنند؟ چرا مردم از پیام‌رسان‌های داخلی استقبال نمی‌کنند؟ پی‌آمدهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی، فرهنگی و اجتماعی استفاده گسترده از تلگرام چیست؟ تلگرام سبب چه آسیب‌هایی شده است؟ سهم تلگرام در پیدایش هر یک از این آسیب‌ها چیست؟ فیلترینگ تلگرام چقدر بر رفع این آسیب‌ها مؤثر است؟ فیلترینگ تلگرام چه آسیب‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی جدیدی ایجاد می‌کند؟ راهکارهای جلب اعتماد به پیام‌رسان‌های داخلی چیست؟
🔸خاصیت چنین گزارشی این است که کلی‌گویی به دقت‌های مکتوب تبدیل می‌شود. این چنین گزارشی نمی‌تواند به‌طور کلی بگوید «تلگرام باعث تضعیف خانواده، گسترش آسیب‌های اجتماعی و بی‌اخلاقی شده است.» بلکه باید با روش علمی و شواهد نشان دهد آسیب‌های برشمرده‌شده برای تلگرام چقدر است. حداقل خاصیت این چنین گزارشی این است که بعد از فیلترینگ تلگرام می‌توانیم بپرسیم: «حالا که تلگرام فیلتر شد، آن آسیب‌ها رفع شده یا کاسته شدند؟» این چنین گزارشی باید تکلیف مهم‌ترین ادعاها درباره خوبی‌ها و بدی‌های تلگرام را روشن کرده، سناریوهای آینده پس از تلگرام را معلوم ساخته و مسئولیت دستگاه‌ها در قبال جامعه پس از تلگرام (جایگزین‌ها، خدمات پس از تلگرام، و عواقبی نظیر افزایش فیلترشکن‌ها) را مشخص سازد.
🔷 پیشنهاد سوم: طرفداران فیلترینگ تلگرام قطعاً خود را خیرخواهان جامعه می‌دانند. آدم‌های خیرخواه نباید از شفافیت گریزان باشند. شورای عالی فضای مجازی یا هر شورای دیگری که مسئول تصمیم درباره فیلترینگ تلگرام است، می‌تواند بر اساس سازوکاری شفاف، تصمیم خود درباره فیلترینگ را اعلام کند. این بدان معناست که در جلسه تصمیم درباره فیلترینگ، آراء افراد علنی باشد و به اطلاع عموم برسد. (#شفافیت_رأی_درباره_تلگرام)
ابهام در آراء کسانی که درخصوص فیلترینگ نظر می‌دهند سبب می‌شود همه مسئولیت این خیرخواهی در نهایت متوجه رئیس‌جمهور حسن روحانی و محمدجواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات شود. این در حالی است که چنین تصمیمی در شوراهای عالی و با حضور مقامات متعدد تصویب می‌شوند. شایسته نیست طرفداران چنین خیرخواهی دلسوزانه‌ای رأی خود درباره فیلترینگ تلگرام و مسئولیت‌پذیری در قبال این رأی را پنهان کنند. گزارش ملی می‌تواند شامل اطلاعاتی درباره مشخصات افراد تصمیم‌گیر درباره سرنوشت تلگرام، استدلال‌ها و رأی نهایی‌شان در قبال فیلترینگ تلگرام نیز باشد.
هر سه پیشنهاد در راستای حداکثرسازی شفافیت، آشکار کردن خیرات پنهان در فیلترینگ تلگرام، افزایش مسئولیت‌پذیری مقامات و تصمیم‌گیران و روشن شدن مواضع آن‌ها برای مردم است. تصور نمی‌کنم پیشنهادهای بدی باشند.
سیاست‌گذاران اگر به این سه پیشنهاد تن دهند، «#موفقیت‌های_کوچک»ی به دست آورده‌اند که بر روی هم «موفقیت بزرگ»ی را خواهد ساخت؛ ارتقای شفافیت و جلب اعتماد مردم.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
📡کانال «#دغدغه_ایران» @fazeli_mohammad
📡کانال «#موفقیت‌های_کوچک_ایرانیان» @IR_S_S
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔮بزرگترین اشتباه مهندسی جهان!
ویدئوی دردناکیه. کاری که سد گتوند با خوزستان کرد جنگ نکرد!
مطالعات طرح:شرکت مهاب قدس وابسته به آستان قدس
اجرا :شرکت سپاسد وابسته به سپاه پاسداران!/ چالش
@Archpoldeb
Forwarded from سين (s ch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر ما بخواهیم دنیایی را تغییر دهیم،نیاز به تغییر روش دارد،

@seen1
با سلام خدمت دوستان

امروز آخرین روز از بی رمقی های تعطیل است.
بگذریم که یکی از معضلات این ملک و مملکت همین تعطیلات آن است.
از فردا باید کرکره های دکانها بالا رود و چند روزی هم طول می کشد که لختی این تعطیلات درازپا از تن ها بیرون خزد.
نوشتن روزانه برای من عهدی است که نباید معطل شود.
کار زیادی از دستمان بر نمی آید لااقل باید قلم از دستمان نیفتد.
از همه ی دوستانم هم این خواهش را دارم.
بیایید هر روز همچنانکه خود را موظف می دانیم سهم شکممان را بپردازیم، سهم قلم را هم معطل نگذاریم.
لااقل ده سطری بنویسیم. بهانه نپذیریم که نمی دانم چه بنویسم. تو بنویس کم کم دستمایه نوشتن خود مشتاقانه به استقبالت خواهد آمد.
باور کنید راه حل مشگل مملکت مان ، یکی هم نوشتن است که مقدمه ای است بر فتح باب گفتگو
یا ابتدائا چیزی بنویسیم یا نوشته ای را نقد و بررسی کنیم.
از نقد شدن هم نترسیم ، نقد شدن مقدمه ی تراش خوردن است و صیقل پذیرفتن.
اما هنوز تردید دارم که از چه باید آغاز کنم که نوتر از سال قبل شده باشم یا شده باشیم.
درخواست راهنمایی ام چندان موثر نیفتاد.
آخر آنچه بر ذهنها خطور می کند این نیست که بگذار راهنمایی اش کنم موثرتر بنویسید. خنده دار می آید که در راه رشد دیگری هزینه بدهیم! گمان میکنیم حسابها مستقل از همدیگر است و دریافتهای هرکس به حساب شخصی خود می رود و کسی ملتفت نیست که هیچ حساب شخصی در این عالم گشوده نشده است و همه توهم حساب شخصی است که ما را به هزاران مشقت و خفت پشت سر خود می کشاند.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
رشوه حکومت به مردم ایران
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غم این خفته‌ی چند
خواب در چشم ترم می شکند!!

@Renani_Mohsen
.
🛑🛑🛑موفقیت های کوچک و نشان گیری آن 🛑🛑🛑

نوشته ای به پاس تلاشهای دکتر فاضلی

در باب موفقیت های کوچک

اول دفتر سال نو را دوست داشتم که به شکرانه همت جناب دکتر فاضلی با ذکر مطلبی در مورد موفقیت های کوچک آغاز کنم.
الف-
در مقام عمل، چیز واحد و یکپارچه ای به نام موفقیت بزرگ وجود ندارد!

گرچه ممکن است در مقام تصمیم یا مقام معاهده و قرارداد و دیگر اموری که در آن و لحظه منعقد می شوند ممکن است فعلی را با صفت مهم، بزرگ و حیاتی متصف کرد.
مثلا قبول قطعنامه 598 را تصمیمی حیاتی و بس بزرگ خواند اما افعالی که در زمان محقق می شوند و تاریخ و مدت دارند خصوصا کارهای بزرگ و عظیم در واقع هر کدام متشکل از ریزفعالیت هایی هستند که به صورتی برنامه ریزی شده و منظم در تعاقب هم انجام می شوند ولی همه در راستای عملی شدن یک یا چند هدف یا پروژه یا رفع نیازهای مشخص و محدود وحدت یافته و به صورت یک موفقیت بزرگ عنوان می شوند.
بدین جهت می توان مدعی شد که آنچه در مقام عمل محقق می شود همان موفقیت های کوچک است که گاهی جمع برداری این موفقیت های کوچک موفقیت دیگری می شود که به لحاظ وسعت اثر قابل مقایسه با اجزای خویش نیست و ما از آنها به موفقیت بزرگ تعبیر می کنیم.
گاهی هم موفقیت های کوچک زمینه ساز یک اقدام یا یک تصمیم یا یک قرارداد بس موثر می شود که با قطع نظر از عوامل ایجاد کننده اش متصف به بزرگ و حیاتی و تعیین کننده می گردد که اگر دقیقتر نگریسته می شد سهم بسیار زیاد موفقیت های کوچک و حتی تکه تکه و غیرمرتبط را در بروز و ظهور آن موفقیت بزرگ می توانستیم ببینیم.
از اینرو می خواهم عرض کنم که انگشت روی نقطه ی خوبی گذاشته اید و باید بپذیریم که اگر ملتی در زندگی روزمره اش به موفقیتهای کوچک عادت کند ملت موفقی خواهد بود.
ب- نوک پیکان این نشانه گذاری به کدام سو باید باشد؟
ساعتهای تحویل سال نو بود. من با رئیسم و استادم جناب دکتر میلانی استاد دانشگاه علم و صنعت در یک هتل کوچک در شهر مرزی قطور منتظر تحویل سال نو بودیم و سوالی ذهن مرا به کاویدن آغازید.
همین اول بگویم که من اقتصاددان نیستم و نه از اقتصاد خرد و نه از اقتصاد کلان جز به همان مقدار که هر شهروند حساب خود را دارد سر در نمی آورم.
اما با ساده کردن سیستم گاهی بعضی سوالها بسیار واضح می شوند.
خودم خطاب به من گفت که اگر کل ایران را یک خانواده فرض کنیم که هر سال و ماه میلیونها بشکه نفت بر ثروت این خانواده افزوده می شود طبیعت قضیه ایجاب می کند که این خانواده هر سال ثروتمندتر شود اما اکثر مردم ما سالهاست که این حس را فراموش کرده اند.چرا؟
مشکل کجاست؟
شروع به جست و جوی جواب کردم.
یک جواب ساده این بود که این مخزن یا انبار سوراخ دارد و موش !
یعنی آنچه از انبار خارج می شود بیشتر از آن است که بر انبار افزوده می شود. البته این فرض را هم نباید به این سادگی باطل دانست و بر آن قلم بطلان زد. جدی گرفتن سرنوشت مردم ایجاب می کند که باید به دنبال سوراخ انبار گشت و موشها را جست اگر بگذارند.
اما این تنها پاسخ محتمل نیست.
این سوال پاسخ دیگری هم می تواند داشته باشد.
اینکه مصرف اعضای خانواده از میزان درآمدشان- حتی با احتساب ارزش آن تولید خدادادی که صرفا بیرون کشیدن گنج زیرخانه است- از میزان مخارجشان بیشتر است.
اگر میزان درآمد یک خانواده از میزان مخارجش کمتر باشد آن خانواده هم روز به روز فقیرتر می شوند.
معنای این حرف است که معدل کارکرد افراد و اعضای خانواده در حدی نیست که مخارج روزانه شان را تحصیل کنند.
گرچه از نظر من احتمال اول هم در کشور ما بسیار جای بحث و تحقیق دارد، اما بنده بر آنم که یکی از اثرات مخرب نفت و دیگر موهبات خدادادی این است که ما را ملتی تنبل و کم کار بار آورده است.
امروزه که رقابت در اقتصاد به صورت یک رقابت جهانی خود می نماید باید ما هر روز تمرین کنیم که سطح کار مفید، میزان مهارتها و سواد شغلی و دانش فنی و جدیت در کار و میزان ساعات کار و بهره وری و بازده کار خود را به حدی قابل رقابت با دیگر مردم جهان برسانیم.
شما که در این کار مطالعه و تحقیقات بیشتری دارید به نظرم نوک پیکان موفقیت های کوچک را به برنامه ریزی در باره این موفقیت هم اختصاص دهید.
https://news.1rj.ru/str/IR_S_S

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker