Forwarded from کافه استراتژی
🔴 گفتگو را دوست داریم اما بلد نیستیم !
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست. قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم. تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است. اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
1️⃣ پرسشگر نیستیم: همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد. یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم. این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود. از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد. اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است. عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
2️⃣ تک گو هستیم: تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد. تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم: دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند. جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان. هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست. البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم: اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم. در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم. بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم. از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود. در فرایند توافق همواره این خطر وجود دارد که اساسا مساله تغییر کند و تعارض ها امکان مصالحه روی پارامترهای جدلی الطرفین را ندهد.
📚 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
@Sharenovate_debate
🖊 مصطفی صفدری رنجبر (دانش آموخته دکتری مدیریت فناوری دانشگاه علامه طباطبائی)
این روزها همه از ضرورت گفتگو صحبت می کنند. گویا شدت و فراگیری مشکلات و مسائل مختلف به حدی رسیده است که دیگر راهی جز گفتگو پیش روی ما نیست. قبلا هم در نوشته ای تحت عنوان "برای حل مشکلاتمان دعا کنیم یا گفتگو" به ضرورت گفتگو اشاره کرده بودم. تا اینجای قضیه که خوب است و فهمیده ایم که گره کور مشکلات و چالش های پیش روی کشور در گفتگو است. اما قسمت بد قضیه آنجاست که ما گفتگو بلد نیستیم ! می پرسید چرا ؟ دلایلش را در ادامه عرض خواهم کرد:
1️⃣ پرسشگر نیستیم: همه ما خوب می دانیم که گفتگو زمانی آغاز می شود که پرسشی اصیل و واقعی وجود داشته باشد. یعنی ما در مواجهه با جهان پیرامون خود و موضوعات مختلف به حیرت و تردید واداشته شویم. این حیرت و تردید است که موجب روشنگری و سپس افزایش بصیرت ما نسبت به مسائل می شود. از طریق همین پرسشگری است که سطح فهم ما از موضوعات و مسائل ارتقا می یابد. اما متاسفانه ذهن ایرانیان در طول تاریخ خصلت پرسشگری خود را از دست داده است. عواملی چون تداوم و تکرار حکومت های استبدادی که به دنبال به بن بست کشاندن پرسشگری هستند؛ سبک زندگی ما که عبارت است از ادغام شدن در زندگی روزمره و غوطه ور شدن در عادات، آداب و سنن اجتماعی و فرهنگی؛ غلبه کلام، تصوف و عرفان، تقدیرگرایی و شریعت ایجابی بر خردگرایی و تفکر فلسفی به عنوان موانع پرسشگری در جامعه ما برشمرده شده اند.
2️⃣ تک گو هستیم: تک گویی در مقابل گفتگو قرار دارد. تک گویی یعنی به دنبال ابلاغ، القا و تحمیل نظر و اراده خود به مخاطبانمان هستیم؛ تک گویی یعنی به جای روشنگری و رسیدن به درک مشترک از موضوع به دنبال توجیه و تحمیل نظرمان حتی از طریق روزگویی هستیم؛ تک گویی یعنی طرف مقابل را به حساب نمی آوریم و او را ابزاری برای برآورده ساختن اهداف و مقاصد خودمان می دانیم؛ تک گویی یعنی ارتباط یک سویه که مبتنی بر سلطه و تجویز است؛ تک گویی یعنی حقیقت هر موضوعی را امری از پیش تعیین شده، قطعی و مطلق می دانیم که آن هم در اختیار ما است؛ تک گویی یعنی خودمان را مالک حقیقت می دانیم نه مشتاق و طالب حقیقت؛ تک گویی یعنی انتظار سکوت از مخاطبان داشتن (حال این سکوت از سر ترس باشد یا رضایت مهم نیست)؛ تک گویی یعنی ارتباط و تعاملی نابرابر و غیردموکراتیک که در آن ما حرف و کلام آخر را می زنیم؛ تک گویی یعنی تحمیل کردن، دستکاری کردن، غلبه یافتن، مبهوت کردن، فریب دادن و استثمار کردن.
3️⃣ دگم و جزم اندیش هستیم: دگماتیسم یا جزم اندیشی یعنی دارای گرایش به اندیشه های قطعی و تغییرناپذیر بودن و بر عادات، باورها و عقاید از پیش پذیرفته شده پافشاری کردن و بی اعتنا بودن به دلایلی که نادرستی آنها را اثبات می کند. جزم اندیشی همان صفت مضمومی است که "امانوئل کانت" آن را بزرگترین محدود کننده خیر بشری می نامد و جزم گرا را دشمن قطعی خردورزان. هیچ اسلحه ای خطرناک تر از باور اشباع شده غلط نیست. البته این خصلت چیز جدیدی نیست و ریشه تاریخی دارد. آورده اند که سربازان حسن صباح که از آن به عنوان خداوند الموت یاد می کنند با اشاره ای از سمت او خود را از بالای دیوار مرتفع قلعه به پایین می انداختند.
4️⃣ مشکل تشخیص و توافق داریم: اصولا در تشخیص نقطه عزیمت از وضع موجود و توافق بر راه حل برون رفت از وضع موجود دچار مشکل هستیم. در تشخیص دچار مشکل هستیم، زیرا زمانی که تصمیم می گیریم در مورد مسئله ای با هم گفتگو کنیم، در تشخیص و کشف مصداق های آن مسئله دچار مشکل می شویم. بخشی از این مشکل به تنوع و تکثر دغدغه ها و مساله ها، پیچیدگی های مرکب و پویایی های غیرخطی موضوعات و مسائل کلان و اجتماعی برمی گردد. اما بخشی از آن ریشه در این واقعیت دارد که ما به جای کندوکاو در ریشه های مسائل به علائم و نشانه های آن اکتفا می کنیم. از سوی دیگر، چالش توافق ناشی از این واقعیت است که میدان نیرو و منافع ذینفعان مختلف بر روی رسیدن به اجماع در مورد یک راه حل سایه می افکند و دستاوردهای کوتاه مدت بر دستاوردهای بلندمدت ترجیح داده می شود. در فرایند توافق همواره این خطر وجود دارد که اساسا مساله تغییر کند و تعارض ها امکان مصالحه روی پارامترهای جدلی الطرفین را ندهد.
📚 در نوشتن این متن از کتاب های ارزشمند استبداد در ایران و شوق گفتگو (حسن قاضی مرادی)، پی نکته هایی بر جامعه شناسی خودمانی (حسن نراقی) و عقلانیت های پایه در گذار به آینده (حمیدرضا فرتوک زاده) بهره برده ام.
@Sharenovate_debate
Forwarded from فرادید
📝 #ياداشت
اگر می خواهيد بدانيد كشوري توسعه مي یابد يا نه، اصلا سراغ فناوري كارخانه و و ابزاري كه استفاده مي كند نروید، اينها را به راحتي مي توان خريد يا دزديد يا كپي كرد.
.
براي ديدن توسعه، برويد در دبستانها و پيش دبستاني ببينيد انجا چگونه بچه ها را آموزش مي دهند. مهم نيست چه چيزي آموزش مي دهند، بلكه ببينيد چگونه آموزش مي دهند. اگر كودكان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم پذير، خطرپذير، داراي روحيه ی گفتكو و تعامل و داراي روحيه مشاركت جمعي و همكاري بار آورد، اينها انسانها و شخصيت هايي خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند...
📝 #داگلاس_نورث
@faradeed1394
اگر می خواهيد بدانيد كشوري توسعه مي یابد يا نه، اصلا سراغ فناوري كارخانه و و ابزاري كه استفاده مي كند نروید، اينها را به راحتي مي توان خريد يا دزديد يا كپي كرد.
.
براي ديدن توسعه، برويد در دبستانها و پيش دبستاني ببينيد انجا چگونه بچه ها را آموزش مي دهند. مهم نيست چه چيزي آموزش مي دهند، بلكه ببينيد چگونه آموزش مي دهند. اگر كودكان شما را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم پذير، خطرپذير، داراي روحيه ی گفتكو و تعامل و داراي روحيه مشاركت جمعي و همكاري بار آورد، اينها انسانها و شخصيت هايي خواهند شد كه مي توانند توسعه ايجاد كنند...
📝 #داگلاس_نورث
@faradeed1394
Forwarded from فلسفه
«اعلامیه» پس از اختراع صنعت چاپ در اروپا بوجود آمد و به افرادی که صاحب تریبون و مقامی نبودند (به طور مشخص پروتستانها) امکان داد تا صدای خود را به دیگران برسانند. از آن زمان سدهها گذشته، و به جای اعلامیه، شبکهی اجتماعی این نقش را بازی میکند. تکصدایی در کل نامطلوب است. چندصدایی در کل مطلوب است ولی مشکلات خود را هم دارد ولی راه حلش درون خودش است. افرادی که صدایی دارند به بررسی دیگر صداها بپردازند تا در میان این بررسیها مشخص شود چه صدایی بر حق و چه صدایی بر حق نیست (حقیقتجویی گروهی). گروهی سعی میکنند با تزریق پول و یا یارکشی در شبکههای اجتماعی دیدگاه یا باور مشخصی را از نقد و بررسی دور بدارند و یا دیدگاه و باور مشخصی را مورد هجوم نابخردانه قرار دهند. توازن معرفتشناختی را به هم میزنند و مانع گسترش حقیقت شده، سرپوشی هم بر آن میگذارند.
برترین، حقیقت است، و نه آزادی و برابری و برادری و عشق و یا هر مفهوم و چیز دیگری. بدون حقیقت، هیچ چیز معنا ندارد که بخواهد ارزشی داشته باشد. از این رو، فرو/میانمایهترینِ خلق، کس یا کسانی هستند که حقیقت را پنهان یا خفیف کنند. هر کس هر قدر حقیقت را کوچک کند به همان میزان سرزنشسزاست، حتی اگر در این حد باشد که حساب کاربری فیکی راه اندازی کند تا توازن معرفتشناختی را بر هم زند. حقیقت پیشه کنیم.
@philosopherin
برترین، حقیقت است، و نه آزادی و برابری و برادری و عشق و یا هر مفهوم و چیز دیگری. بدون حقیقت، هیچ چیز معنا ندارد که بخواهد ارزشی داشته باشد. از این رو، فرو/میانمایهترینِ خلق، کس یا کسانی هستند که حقیقت را پنهان یا خفیف کنند. هر کس هر قدر حقیقت را کوچک کند به همان میزان سرزنشسزاست، حتی اگر در این حد باشد که حساب کاربری فیکی راه اندازی کند تا توازن معرفتشناختی را بر هم زند. حقیقت پیشه کنیم.
@philosopherin
Forwarded from کافه کتاب
📕📕📕
The mind of the soul: responsible choice,2003.
📒يادداشت: کتاب حاضر نخستین بار با عنوان "قدرت انتخاب " در سال 1385 توسط انتشارات آوین منتشر شده است
🗞عنوان دیگر: چگونه مسئولانه انتخاب کنید.
🗞عنوان دیگر: قدرت انتخاب.
🖊موضوع: انتخاب (روانشناسی)
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔮درباره کتاب:
☑️مردم روزانه صدها تصميم كوچک و بزرگ میگيرند، در حالی كه بیشترآنها فكر میكنند كنترل ناچيزی بر زندگیشان دارند.
☑️اين كتاب شما را با نشان دادن اينكه چگونه مسئوليت انتخابهايتان را بپذیريد، تغيير میدهد و از اين توهم كه قربانی محيط پيرامونتان هستيد رها میسازد.
به اين ترتيب يكی از مهمترين كارهایی كه در زندگی با آن برخورد میكنيد آغاز میشود.
@bookcofee
📗📗📗📗📗
The mind of the soul: responsible choice,2003.
📒يادداشت: کتاب حاضر نخستین بار با عنوان "قدرت انتخاب " در سال 1385 توسط انتشارات آوین منتشر شده است
🗞عنوان دیگر: چگونه مسئولانه انتخاب کنید.
🗞عنوان دیگر: قدرت انتخاب.
🖊موضوع: انتخاب (روانشناسی)
🔶🔶🔶🔶🔶🔶🔶
🔮درباره کتاب:
☑️مردم روزانه صدها تصميم كوچک و بزرگ میگيرند، در حالی كه بیشترآنها فكر میكنند كنترل ناچيزی بر زندگیشان دارند.
☑️اين كتاب شما را با نشان دادن اينكه چگونه مسئوليت انتخابهايتان را بپذیريد، تغيير میدهد و از اين توهم كه قربانی محيط پيرامونتان هستيد رها میسازد.
به اين ترتيب يكی از مهمترين كارهایی كه در زندگی با آن برخورد میكنيد آغاز میشود.
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش یک؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش یک؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش یک؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش یک؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش پنجم
💠پایان
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش پنجم
💠پایان
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📝«هویت ملی و فضای مجازی»:
✅ تحول فضای مجازی و الگوهای جامعهشناختی ایران در این مورد
✅ ریشهیابی رفتار ایرانیان در فضای مجازی بر اساس هویت تاریخیشان
🎤دکتر #شروین_وکیلی
@bookcofee
📋📋📋📋📋
✅ تحول فضای مجازی و الگوهای جامعهشناختی ایران در این مورد
✅ ریشهیابی رفتار ایرانیان در فضای مجازی بر اساس هویت تاریخیشان
🎤دکتر #شروین_وکیلی
@bookcofee
📋📋📋📋📋
Forwarded from Hormoz Gheblei
الان در گشت و گذار در سايتهاي خبري در يكي از انها ، خبر و عكسي از كانال تلگرامي خانم فاطمه حقيقت جو كه من به او احترام زيادي بواسطه عملكرد مجلس ششم اش قائل هستم ، نقل شده بود كه ايشان در دفاع از حق انتخاب و ازادي پوشش براي زنان دست به كشف حجاب زده است.
جاي ايشان در كلاس درس گفتارها و نوشته هاي اقا محمدحسين در تفكر نقادانه خالي است كه از او از رابطه منطقي ادعا و دليلش بپرسيم و بگوييم كه اين دو چه ربطي به هم دارد.(تركي اش ميشود: "..... دان قولون جا نه ربطي وار!")
اعتقاد به حجاب يك موضوع عقيدتي است و اجبار به حجاب يك موضوع اجتماعي و در ايران امروز يك موضوع سياسي.
بسياري از زنان محجبه با حجاب اجباري مخالفند و برعكس بسياري از خانم هاي بي اعتقاد به حجاب ، به خانم هاي عقيده مند به حجاب ، احترام ميگذارند و انتخابشان را محترم ميشمارند.
بهتر بود ايشان اين كارشان را ناشي از تغييرات يا تحولات فكري و مطالعاتي خود يا مبتني بر برداشت هاي جديدشان از حجاب ميكردند يا اينكه ناشي از زيستن در محيط جديدي كه نگاهش را تغيير داده.نه اينكه استدلالي كند كه از قياسش خنده امد خلق را!!
توجه داشته باشيم امثال ايشان جزو انجمن هاي اسلامي دهه ٦٠ و ٧٠ و امثال ايشان همان خواهران زينبي سيبيلويي بودند كه دم در مدارس دخترانه گمارده ميشدند و ميزان حجاب ساير همكلاسيهايشان را تست ميكردند و مواظب بودند كه رژلبي يا لاك بي رنكي مبادا مورد استفاده دختر بچه اي قرار كيرد! و چه بسيار از بچه ها و خانواده ها كه سرنوشت شان با گزارشات و ادمفروشي هاي اينان تغيير يافت و از مدرسه و دانشكاه و كار و زندكي ساقط شدند.و يا نسلِ زده و متنفر از هرچه ايمان و اسلام دست پخت اين خواهران و بزرگانشان است.
ايشان و امثال ايشان مدارج ترقي را طي كردند و نماينده مجلس شدند و در ادامه تغيير و تحول فكري طبيعي خود بتدريج با خط فكري نظامي كه توسط ان بالا امده بودند ، ناسازكاري پيدا كردند و بالاخره به خارج از كشور رفتند و مراحل تغييرات فكري و رفتاري خود را ادامه دادند.چيزي كه كاملا طبيعي است و جاي تحسين هم دارد.
ولي اينكونه استدلال ايشان نشان ميدهد كه هنوز خميرمايه هايش "ان عضو انجمن اسلامي سبيلوي دهه ٦٠" است.
جاي ايشان در كلاس درس گفتارها و نوشته هاي اقا محمدحسين در تفكر نقادانه خالي است كه از او از رابطه منطقي ادعا و دليلش بپرسيم و بگوييم كه اين دو چه ربطي به هم دارد.(تركي اش ميشود: "..... دان قولون جا نه ربطي وار!")
اعتقاد به حجاب يك موضوع عقيدتي است و اجبار به حجاب يك موضوع اجتماعي و در ايران امروز يك موضوع سياسي.
بسياري از زنان محجبه با حجاب اجباري مخالفند و برعكس بسياري از خانم هاي بي اعتقاد به حجاب ، به خانم هاي عقيده مند به حجاب ، احترام ميگذارند و انتخابشان را محترم ميشمارند.
بهتر بود ايشان اين كارشان را ناشي از تغييرات يا تحولات فكري و مطالعاتي خود يا مبتني بر برداشت هاي جديدشان از حجاب ميكردند يا اينكه ناشي از زيستن در محيط جديدي كه نگاهش را تغيير داده.نه اينكه استدلالي كند كه از قياسش خنده امد خلق را!!
توجه داشته باشيم امثال ايشان جزو انجمن هاي اسلامي دهه ٦٠ و ٧٠ و امثال ايشان همان خواهران زينبي سيبيلويي بودند كه دم در مدارس دخترانه گمارده ميشدند و ميزان حجاب ساير همكلاسيهايشان را تست ميكردند و مواظب بودند كه رژلبي يا لاك بي رنكي مبادا مورد استفاده دختر بچه اي قرار كيرد! و چه بسيار از بچه ها و خانواده ها كه سرنوشت شان با گزارشات و ادمفروشي هاي اينان تغيير يافت و از مدرسه و دانشكاه و كار و زندكي ساقط شدند.و يا نسلِ زده و متنفر از هرچه ايمان و اسلام دست پخت اين خواهران و بزرگانشان است.
ايشان و امثال ايشان مدارج ترقي را طي كردند و نماينده مجلس شدند و در ادامه تغيير و تحول فكري طبيعي خود بتدريج با خط فكري نظامي كه توسط ان بالا امده بودند ، ناسازكاري پيدا كردند و بالاخره به خارج از كشور رفتند و مراحل تغييرات فكري و رفتاري خود را ادامه دادند.چيزي كه كاملا طبيعي است و جاي تحسين هم دارد.
ولي اينكونه استدلال ايشان نشان ميدهد كه هنوز خميرمايه هايش "ان عضو انجمن اسلامي سبيلوي دهه ٦٠" است.
Forwarded from Hosein
اگر بشود به عقل محاسبه گر خود اعتماد کنم می توانم اعتراف کنم که نقد آقاهرمز نقد دقیق و سنجشگرانه ای است اگر آن خانم برای دفاع از حجاب اجباری روسری از سر باز کرده باشد.
چرا که بین دو گزاره روسری اجباری نیست با روسری واجب شرعی نیست ملازمه ای در کار نیست.
یعنی درستی یکی مستلزم درستی دیگری نیست.
معنا و مستفاد برداشتن روسری از سر گزاره ی دوم است و نه اول. و برای اثبات درستی گزاره ی اول نیازی نیست که گزاره ی دوم را به طور عملی نشان دهیم.
گزاره حجاب اجباری نیست دو معنا می تواند داشته باشد:
یک معنای حداقلی: اینکه حجاب متعارف از نظر اسلام واجب است ولی تمکین هر مسلمانی به آن وظیفه یحکومت یا دیگران نیست. و فردی می تواند مسلمان باشد در حالی که حجابی هم ندارد.
معنای حداکثری: یعنی حجاب واجب نیست. معنای دوم معنای همه فهم و مرسوم از آن جمله نیست در حالی که خانم حقیقت جو آن را در عمل به معنای دوم گرفته اند.
و معنای این همان مغالطه ی اشتراک لفظ است.(Lexical ambiguitiy)
چرا که بین دو گزاره روسری اجباری نیست با روسری واجب شرعی نیست ملازمه ای در کار نیست.
یعنی درستی یکی مستلزم درستی دیگری نیست.
معنا و مستفاد برداشتن روسری از سر گزاره ی دوم است و نه اول. و برای اثبات درستی گزاره ی اول نیازی نیست که گزاره ی دوم را به طور عملی نشان دهیم.
گزاره حجاب اجباری نیست دو معنا می تواند داشته باشد:
یک معنای حداقلی: اینکه حجاب متعارف از نظر اسلام واجب است ولی تمکین هر مسلمانی به آن وظیفه یحکومت یا دیگران نیست. و فردی می تواند مسلمان باشد در حالی که حجابی هم ندارد.
معنای حداکثری: یعنی حجاب واجب نیست. معنای دوم معنای همه فهم و مرسوم از آن جمله نیست در حالی که خانم حقیقت جو آن را در عمل به معنای دوم گرفته اند.
و معنای این همان مغالطه ی اشتراک لفظ است.(Lexical ambiguitiy)