Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش دو؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش سه؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت اول
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت دوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش چهار؛ قسمت سوم
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📚چگونه مسئولانه انتخاب کنید
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش پنجم
💠پایان
@bookcofee
📗📗📗📗📗
✍گاری زوکاف/ لیندا فرانسیس
🎤خوانش: بانو نازنین
☕️بخش پنجم
💠پایان
@bookcofee
📗📗📗📗📗
Audio
📝«هویت ملی و فضای مجازی»:
✅ تحول فضای مجازی و الگوهای جامعهشناختی ایران در این مورد
✅ ریشهیابی رفتار ایرانیان در فضای مجازی بر اساس هویت تاریخیشان
🎤دکتر #شروین_وکیلی
@bookcofee
📋📋📋📋📋
✅ تحول فضای مجازی و الگوهای جامعهشناختی ایران در این مورد
✅ ریشهیابی رفتار ایرانیان در فضای مجازی بر اساس هویت تاریخیشان
🎤دکتر #شروین_وکیلی
@bookcofee
📋📋📋📋📋
Forwarded from Hormoz Gheblei
الان در گشت و گذار در سايتهاي خبري در يكي از انها ، خبر و عكسي از كانال تلگرامي خانم فاطمه حقيقت جو كه من به او احترام زيادي بواسطه عملكرد مجلس ششم اش قائل هستم ، نقل شده بود كه ايشان در دفاع از حق انتخاب و ازادي پوشش براي زنان دست به كشف حجاب زده است.
جاي ايشان در كلاس درس گفتارها و نوشته هاي اقا محمدحسين در تفكر نقادانه خالي است كه از او از رابطه منطقي ادعا و دليلش بپرسيم و بگوييم كه اين دو چه ربطي به هم دارد.(تركي اش ميشود: "..... دان قولون جا نه ربطي وار!")
اعتقاد به حجاب يك موضوع عقيدتي است و اجبار به حجاب يك موضوع اجتماعي و در ايران امروز يك موضوع سياسي.
بسياري از زنان محجبه با حجاب اجباري مخالفند و برعكس بسياري از خانم هاي بي اعتقاد به حجاب ، به خانم هاي عقيده مند به حجاب ، احترام ميگذارند و انتخابشان را محترم ميشمارند.
بهتر بود ايشان اين كارشان را ناشي از تغييرات يا تحولات فكري و مطالعاتي خود يا مبتني بر برداشت هاي جديدشان از حجاب ميكردند يا اينكه ناشي از زيستن در محيط جديدي كه نگاهش را تغيير داده.نه اينكه استدلالي كند كه از قياسش خنده امد خلق را!!
توجه داشته باشيم امثال ايشان جزو انجمن هاي اسلامي دهه ٦٠ و ٧٠ و امثال ايشان همان خواهران زينبي سيبيلويي بودند كه دم در مدارس دخترانه گمارده ميشدند و ميزان حجاب ساير همكلاسيهايشان را تست ميكردند و مواظب بودند كه رژلبي يا لاك بي رنكي مبادا مورد استفاده دختر بچه اي قرار كيرد! و چه بسيار از بچه ها و خانواده ها كه سرنوشت شان با گزارشات و ادمفروشي هاي اينان تغيير يافت و از مدرسه و دانشكاه و كار و زندكي ساقط شدند.و يا نسلِ زده و متنفر از هرچه ايمان و اسلام دست پخت اين خواهران و بزرگانشان است.
ايشان و امثال ايشان مدارج ترقي را طي كردند و نماينده مجلس شدند و در ادامه تغيير و تحول فكري طبيعي خود بتدريج با خط فكري نظامي كه توسط ان بالا امده بودند ، ناسازكاري پيدا كردند و بالاخره به خارج از كشور رفتند و مراحل تغييرات فكري و رفتاري خود را ادامه دادند.چيزي كه كاملا طبيعي است و جاي تحسين هم دارد.
ولي اينكونه استدلال ايشان نشان ميدهد كه هنوز خميرمايه هايش "ان عضو انجمن اسلامي سبيلوي دهه ٦٠" است.
جاي ايشان در كلاس درس گفتارها و نوشته هاي اقا محمدحسين در تفكر نقادانه خالي است كه از او از رابطه منطقي ادعا و دليلش بپرسيم و بگوييم كه اين دو چه ربطي به هم دارد.(تركي اش ميشود: "..... دان قولون جا نه ربطي وار!")
اعتقاد به حجاب يك موضوع عقيدتي است و اجبار به حجاب يك موضوع اجتماعي و در ايران امروز يك موضوع سياسي.
بسياري از زنان محجبه با حجاب اجباري مخالفند و برعكس بسياري از خانم هاي بي اعتقاد به حجاب ، به خانم هاي عقيده مند به حجاب ، احترام ميگذارند و انتخابشان را محترم ميشمارند.
بهتر بود ايشان اين كارشان را ناشي از تغييرات يا تحولات فكري و مطالعاتي خود يا مبتني بر برداشت هاي جديدشان از حجاب ميكردند يا اينكه ناشي از زيستن در محيط جديدي كه نگاهش را تغيير داده.نه اينكه استدلالي كند كه از قياسش خنده امد خلق را!!
توجه داشته باشيم امثال ايشان جزو انجمن هاي اسلامي دهه ٦٠ و ٧٠ و امثال ايشان همان خواهران زينبي سيبيلويي بودند كه دم در مدارس دخترانه گمارده ميشدند و ميزان حجاب ساير همكلاسيهايشان را تست ميكردند و مواظب بودند كه رژلبي يا لاك بي رنكي مبادا مورد استفاده دختر بچه اي قرار كيرد! و چه بسيار از بچه ها و خانواده ها كه سرنوشت شان با گزارشات و ادمفروشي هاي اينان تغيير يافت و از مدرسه و دانشكاه و كار و زندكي ساقط شدند.و يا نسلِ زده و متنفر از هرچه ايمان و اسلام دست پخت اين خواهران و بزرگانشان است.
ايشان و امثال ايشان مدارج ترقي را طي كردند و نماينده مجلس شدند و در ادامه تغيير و تحول فكري طبيعي خود بتدريج با خط فكري نظامي كه توسط ان بالا امده بودند ، ناسازكاري پيدا كردند و بالاخره به خارج از كشور رفتند و مراحل تغييرات فكري و رفتاري خود را ادامه دادند.چيزي كه كاملا طبيعي است و جاي تحسين هم دارد.
ولي اينكونه استدلال ايشان نشان ميدهد كه هنوز خميرمايه هايش "ان عضو انجمن اسلامي سبيلوي دهه ٦٠" است.
Forwarded from Hosein
اگر بشود به عقل محاسبه گر خود اعتماد کنم می توانم اعتراف کنم که نقد آقاهرمز نقد دقیق و سنجشگرانه ای است اگر آن خانم برای دفاع از حجاب اجباری روسری از سر باز کرده باشد.
چرا که بین دو گزاره روسری اجباری نیست با روسری واجب شرعی نیست ملازمه ای در کار نیست.
یعنی درستی یکی مستلزم درستی دیگری نیست.
معنا و مستفاد برداشتن روسری از سر گزاره ی دوم است و نه اول. و برای اثبات درستی گزاره ی اول نیازی نیست که گزاره ی دوم را به طور عملی نشان دهیم.
گزاره حجاب اجباری نیست دو معنا می تواند داشته باشد:
یک معنای حداقلی: اینکه حجاب متعارف از نظر اسلام واجب است ولی تمکین هر مسلمانی به آن وظیفه یحکومت یا دیگران نیست. و فردی می تواند مسلمان باشد در حالی که حجابی هم ندارد.
معنای حداکثری: یعنی حجاب واجب نیست. معنای دوم معنای همه فهم و مرسوم از آن جمله نیست در حالی که خانم حقیقت جو آن را در عمل به معنای دوم گرفته اند.
و معنای این همان مغالطه ی اشتراک لفظ است.(Lexical ambiguitiy)
چرا که بین دو گزاره روسری اجباری نیست با روسری واجب شرعی نیست ملازمه ای در کار نیست.
یعنی درستی یکی مستلزم درستی دیگری نیست.
معنا و مستفاد برداشتن روسری از سر گزاره ی دوم است و نه اول. و برای اثبات درستی گزاره ی اول نیازی نیست که گزاره ی دوم را به طور عملی نشان دهیم.
گزاره حجاب اجباری نیست دو معنا می تواند داشته باشد:
یک معنای حداقلی: اینکه حجاب متعارف از نظر اسلام واجب است ولی تمکین هر مسلمانی به آن وظیفه یحکومت یا دیگران نیست. و فردی می تواند مسلمان باشد در حالی که حجابی هم ندارد.
معنای حداکثری: یعنی حجاب واجب نیست. معنای دوم معنای همه فهم و مرسوم از آن جمله نیست در حالی که خانم حقیقت جو آن را در عمل به معنای دوم گرفته اند.
و معنای این همان مغالطه ی اشتراک لفظ است.(Lexical ambiguitiy)
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️پدیده سواد مصنوعی و الگوی جدید نادانی
روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ حتی اگر مکنزی گفته باشد اگر چیزی به شهود ما نزدیک است حتما درست است؟ اگر حتی چند گزاره در این گزارش درست باشد آیا به آن معناست که همه آن گزاره ها درست اند و متعلق به مکنزی؟
چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید: الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
روزانه فقط در تلگرام بیش از 3 میلیون مطلب منتشر می شود. جالب است بدانید در ساعت 4 صبح که میزان مطالب منتشر شده به کمترین مقدار خود می رسد نیز 25 هزار مطلب نشر می یابد. این میزان تولید محتوا در شبکه های مختلف اجتماعی در طول تاریخ بی نظیر و فوق العاده است و منجر به پدیده جالبی شده: «همه ما» راجع به «همه چیز» می دانیم اما با ويژگی هایی خاص.
کارل تارو ژورنالیست معروف ژاپنی می گوید: هر وقت هر کسی از هر چیزی سخن میگوید ما وانمود می کنیم که دربارۀ آن میدانیم. همکارانمان دربارۀ فیلم، کتاب، قیمت ارز، حمله نظامی آمریکا صحبت میکنند سرمان را بالا و پایین می بریم یعنی من هم دربارۀ آن می دانم. این درصورتی است که آن ها دربارۀ آن موضوع فقط نظرات کس دیگری را در یک شبکه اجتماعی خوانده اند و آن را بازگو می کنند همان گونه که ما نیز چنین می کنیم. ما به شکلی خطرناک به نوعی کپی برداری از دانایی نزدیک میشویم، که در واقع الگوی جدید نادانی است. ما با سواد مصنوعی روبرو هستیم.
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
رسانه ها باعث شده اند به سرعت برق در معرض اخبار و به سرعت باد در معرض تحلیل اخبار قرار بگیریم. محیط اطراف ما پر است از اخبار مغشوش، اعداد و ارقام گول زننده و حرف های جهتدار. سه مساله این موضوع را تشدید می کند:
1- حجم بالای اخبار و تحلیل ها. اطلاعات بیشتر یعنی فرصت کمتر برای بررسی دقیق تر آن ها.
2- سبک زندگی شتابان: زندگی امروزی نسبت به 200 سال پیش بسیار چگال تر شده است. یعنی میزان رخدادهای کاری و ارتباطاتی در واحد زمان بیشتر شده است.
3- سواد مصنوعی: نظرات ما از پرسهزدن در شبکههای اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعۀ کتابها! این کپی برداری از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی است.
به همین خاطر است که اخبار درست و غلط و شایعه و حقیقت در فضای مجازی تقریبا هم ارزشاند. چرا؟ چون ما فرصت نمی کنیم که درستی آن چه را که دریافت می کنیم، بررسی کنیم. بلافاصله آن را می خوانیم و احتمالا آن را برای دیگران فوروارد (ارسال) می کنیم و در گفتگوهای خانوادگی یا دوستانه یا کاری مان از آن اطلاعات استفاده می کنیم که نشان دهیم از زمانه عقب نیستیم. مثلا گزارشی در فضای مجازی منتشر شد در مورد وضعیت اقتصاد ایران در سال 97، ملت هم بدون اینکه از صحت و سقم آن و همچنین اعتبار منبع آن اطمینان حاصل کنند، آن را برای دیگران ارسال می کردند. وقتی هم که با این انتقاد روبرو می شدند که این گزارش مکنزی نیست. جواب می دادند که گزاره های آن درست است. خوب! اولا اینکه از کجا معلوم که این گزاره درست است. مرجع صحت سنجی این گزاره ها کجاست؟ شخص شما؟ حتی اگر مکنزی گفته باشد اگر چیزی به شهود ما نزدیک است حتما درست است؟ اگر حتی چند گزاره در این گزارش درست باشد آیا به آن معناست که همه آن گزاره ها درست اند و متعلق به مکنزی؟
چه می توان کرد؟
1- تعلیق قضاوت. نه باور کنید و نه رد کنید. زمانی که استدلال به نفع یا علیه آن گفته یا نوشته ندارید نه ردش کنید، قضاوت خود را معلق کنید تا زمان دریافت اطلاعات کافی برای قضاوت.
2- در حالت مستی قضاوت نکنید. دو روانشناس آمریکایی در مطالعات خود نشان دادند زمانی که افراد از آرامش فکری بیشتری برخورداند، کیفیت قضاوتهای حرفه ای شان افزایش پیدا می کند. مطالعات نشان داده زمانی که شتابزده، هیجانی، خسته و پریشان هستیم، کیفیت قضاوت های ما افت می کند و قضاوتی که در زمان شتابزدگی می کنیم به اندازه قضاوت یک فرد مست، غیرقابل اتکاست.
3- به ساختارهای مشکوک، حساس باشید. جملاتی که با فعل مجهول و بدون فاعل ساخته شدهاند مانند «گفته میشود» یا «شنیدهها حاکی از آن است که» و «یا بر اساس اخبار منتشر شده» روشی برای پیچاندن شما هستند. در این ساختارها خبر وجود دارد. اما منبع خبر وجود ندارد.
4- برای هر چه می خوانید یا می شنوید از خودتان بپرسید: الف) آیا از منبع خبر/گزارش مطمئن هستم؟ ب) آیا شواهد تاییدکننده یا استدلال های قانع کننده آورده شده یا اینکه یک حرف به زبان های مختلف تکرار شده؟ ج) آیا بین مقدمه و اطلاعات ارایه شده و نتایج رابطه منطقی وجود دارد؟ د) آیا تمام واقعیت بیان شده یا بخشی از واقعیت؟
5- از چرا و کلمات هم خانواده استفاده کنید. آدم های دقیق دائم می پرسند چرا؟ چرا کاندیدای ریاست جمهوری شما بهتر است؟ چه چیز باعث می شود که فکر کنید قیمت ارز بالا می رود؟ چطور به این نتیجه رسیدید؟
6- در منطق، فصلی وجود دارد به نام مغالطات. برای تقویت تفکر سنجشگرانه (انتقادی) بخش مغالطات را بخوانید با بیش از 70 نوع مغالطه (=دامگاه اشتباه ذهنی) آشنا شوید.
7- حضور در شبکه های اجتماعی مفید است. جریان آزاد اطلاعات در آن بسیار جذاب، مفید و غنیمت است. اما فراموش نکنیم که آن ها نمی توانند جایگزین کتاب و تفکر عمیق شوند.
مجتبی لشکربلوکی
@Dr_Lashkarbolouki
☑️لطفا با دقت تمام به این سوال پاسخ دهید:
چهار کارت داریم که در یک طرف هریک ، یک شماره و در طرف دیگر آنها یک حرف نوشته شده است.
یک قاعده داریم به شکل زیر:
اگر در یک طرف کارت حرف 🅰️ نوشته شده باشد حتما باید در طرف دیگرش عدد3️⃣ باشد.
شما برای اطمینان از رعایت قاعده فوق، باید چند کارت از چهار کارت زیر را انتخاب کرده و برگردانید؟
🅰️🅱️3️⃣7️⃣
🤔😧🤔😎😲🤔
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
چهار کارت داریم که در یک طرف هریک ، یک شماره و در طرف دیگر آنها یک حرف نوشته شده است.
یک قاعده داریم به شکل زیر:
اگر در یک طرف کارت حرف 🅰️ نوشته شده باشد حتما باید در طرف دیگرش عدد3️⃣ باشد.
شما برای اطمینان از رعایت قاعده فوق، باید چند کارت از چهار کارت زیر را انتخاب کرده و برگردانید؟
🅰️🅱️3️⃣7️⃣
🤔😧🤔😎😲🤔
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from فرادید
#برگه_بدون_نام📝
یکی ﺍﺯ اساتید قدیمی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ شریف ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: یک ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎﺭﻭ تصحیح میکردم، ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ رسیدم ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ایرادی ﻧﺪﺍﺭﺩ، بعید ﺍﺳﺖ ﮐﻪ بیش ﺍﺯ یک ﺑﺮﮔﻪ ﻧﺎﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺯ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ لیست ﺩﺍنشجویان ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺭﺍ پیدا میکنم.
تصحیح ﮐﺮﺩﻡ ﻭ 17/5 ﮔﺮﻓﺖ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ زیاد ﺍﺳﺖ، ﮐﻤﺘﺮ پیش ﻣﯽ آید ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ این ﻧﻤﺮﻩ ﺭﺍ بگیرد, ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ تصحیح ﮐﺮﺩﻡ 15 ﮔﺮﻓﺖ.
ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ, ﺑﺎ لیست ﺩﺍنشجویان ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻣﺎ هیچ ﺩﺍنشجویی ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺗﺎﺯﻩ فهمیدم کلید ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ تصحیح ﮐﺮﺩﻡ.
ﺍﻏﻠﺐ ﻣﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩیگران ﺳﺨﺖ گیرتریم ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺼﺤﻴﺢ ﻛﻨﻴﻢ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ نیستیم...
🆔 @faradeed1394
یکی ﺍﺯ اساتید قدیمی ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ شریف ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: یک ﺑﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎﺭﻭ تصحیح میکردم، ﺑﻪ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ رسیدم ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﺎﻡ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﻧﺪﺍﺷﺖ. ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ایرادی ﻧﺪﺍﺭﺩ، بعید ﺍﺳﺖ ﮐﻪ بیش ﺍﺯ یک ﺑﺮﮔﻪ ﻧﺎﻡ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺯ ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ لیست ﺩﺍنشجویان ﺻﺎﺣﺒﺶ ﺭﺍ پیدا میکنم.
تصحیح ﮐﺮﺩﻡ ﻭ 17/5 ﮔﺮﻓﺖ. ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ زیاد ﺍﺳﺖ، ﮐﻤﺘﺮ پیش ﻣﯽ آید ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ این ﻧﻤﺮﻩ ﺭﺍ بگیرد, ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ تصحیح ﮐﺮﺩﻡ 15 ﮔﺮﻓﺖ.
ﺑﺮﮔﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ, ﺑﺎ لیست ﺩﺍنشجویان ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺩﺍﺩﻡ ﺍﻣﺎ هیچ ﺩﺍنشجویی ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ. ﺗﺎﺯﻩ فهمیدم کلید ﺁﺯﻣﻮﻥ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ تصحیح ﮐﺮﺩﻡ.
ﺍﻏﻠﺐ ﻣﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺩیگران ﺳﺨﺖ گیرتریم ﺗﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻭ ﺑﻌﻀﻰ ﻭﻗﺘﻬﺎ ﺍﮔﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺗﺼﺤﻴﺢ ﻛﻨﻴﻢ ﻣﻴﺒﻴﻨﻴﻢ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﺧﻮﺑﻲ ﻛﻪ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﻨﻴﻢ نیستیم...
🆔 @faradeed1394
Mo Douroud:
📛 امنیت چیست ⁉️
🔸امنیت به این نیست که داعش سرت را نمیبُرد، امنیت به این نیست که نصف شب بمباران نمیشوی، اینها یعنی کشورت جنگ نیست....
عدم امنیت یعنی نرخ دلار امروز و فردایت مشخص نیست، عدم امنیت یعنی نرخ سکه و تورم امروز و فردایت مشخص نیست!
عدم امنیت یعنی نمیدانی فردا سر کار خواهی بود یا نه، عدم امنیت یعنی از غذایی که می خوری می ترسی مبادا تقلبی باشد!
🔸عدم امنیت یعنی تا صبح ده بار به ماشین و درب خانه سرک میکشی تا مبادا سرقت کنند.
عدم امنیت یعنی پس اندازت را از این بانک به اون بانک میبری مبادا ورشکسته شود!
عدم امنیت یعنی به مسافرت راحت نمیتوانی بروی مبادا پس اندازت تمام شود.
عدم امنیت یعنی نمیتوانی ازدواج کنی مبادا فردا در مخارج زندگی مشکل داشته باشی
عدم امنیت یعنی با شروع مهر استرس بگیری.
🔸عدم امنیت یعنی با هر مراسم جشن و عزا استرس دخل و خرج بگیری
عدم امنیت یعنی در عید هم استرس مهمانی بگیری
عدم امنیت یعنی نتوانی به راحتی چیزی را بنویسی
🔸عدم امنیت یعنی نتوانی عکس دلخواهت را در پروفایلت بگذاری
عدم امنیت یعنی میترسی گلی را بو کنی که مبادا به تو بگویند دیوانه!
و ما ملتی هستیم که در اوج نا امنی، فقط " توهم امنیت" داریم‼️
⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️
🔫🔫🔫کلاهمان را قاضی کنیم🔫🔫🔫
در این نوشتار مغالطه ای نمی بینید؟
کاری ندارم که استفاده از واژه ها برای تاثیرگذاری عاطفی بر مخاطبان بر حسب منویات درونی خود از هنرهای زبانی شمرده می شود، بلکه دقیقا با عطف نظر به همین نکته است که تاکید می کنیم که باید در برخورد با بسته های اطلاعاتی که به طور روزمره با آنها مواجه می شویم نقادانه برخورد کنیم.
شکی نیست که لااقل اکثر مواردی که شمرده شده است جزو مصادیق امنیت فیزیکی یا روانی یا حیثیتی- شخصیتی و... هستند یا می توانند باشند اما آیا مغالطه ای در کار نیست؟
آیا در این مقاله کوشش نشده است که بخش بزرگی از اموری که جزو مهمترین موارد امنیت شمرده می شود از ذهن دور انداخته شده و به سبد بی ارزشی انداخته شود؟
آیا به نظر شما همینکه هر روز بمبی در شهرتان توسط داعش منفجر نمی شود از مصادیق امنیت نیست؟
اگر کسی نیمه شب در خانه تان را نمی شکند و با اسلحه به قصد غارت وارد خانه نمی شود هیچ بهره ای از امنیت ندارد؟
گاهی داشته ها خودشان را نمی توانند به خوبی نشان دهند و ناداشته ها عربده وار فریاد می زنند.
کاش می شد امنیت را از نگاه کودکان آواره سوری یا لیبیایی یا افغانی یا عراقی هم دید.
کاش می شد امنیت را ازکسی که از یک اقدام انتحاری داعش جان به در برده است هم پرسید.
نمی گویم ما در بهشت موعود زندگی می کنیم.
و کسی هم مسلما نمی تواند مدعی شود که اینجا واشنگتن یا نیویورک سیتی است یا پاریس.
اینجا تبریز است یا تهران یا بوشهر نهایتا یکی از شهرهای ایران با موقعیت تاریخی و جغرافیایی خاص و مردمی که هزاران سال در اینجا زندگی کرده اند و فرهنگی در قدو قواره ی خود ساخته اند.
اگر اینجا واشنگتن یا لندن می شد باید از بی حسابی عالم تعجب کرد!
دقت در قضاوتهاست که می تواند یکی از نشانه های امنیت فکری و روانی را به ما مژده دهد.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📛 امنیت چیست ⁉️
🔸امنیت به این نیست که داعش سرت را نمیبُرد، امنیت به این نیست که نصف شب بمباران نمیشوی، اینها یعنی کشورت جنگ نیست....
عدم امنیت یعنی نرخ دلار امروز و فردایت مشخص نیست، عدم امنیت یعنی نرخ سکه و تورم امروز و فردایت مشخص نیست!
عدم امنیت یعنی نمیدانی فردا سر کار خواهی بود یا نه، عدم امنیت یعنی از غذایی که می خوری می ترسی مبادا تقلبی باشد!
🔸عدم امنیت یعنی تا صبح ده بار به ماشین و درب خانه سرک میکشی تا مبادا سرقت کنند.
عدم امنیت یعنی پس اندازت را از این بانک به اون بانک میبری مبادا ورشکسته شود!
عدم امنیت یعنی به مسافرت راحت نمیتوانی بروی مبادا پس اندازت تمام شود.
عدم امنیت یعنی نمیتوانی ازدواج کنی مبادا فردا در مخارج زندگی مشکل داشته باشی
عدم امنیت یعنی با شروع مهر استرس بگیری.
🔸عدم امنیت یعنی با هر مراسم جشن و عزا استرس دخل و خرج بگیری
عدم امنیت یعنی در عید هم استرس مهمانی بگیری
عدم امنیت یعنی نتوانی به راحتی چیزی را بنویسی
🔸عدم امنیت یعنی نتوانی عکس دلخواهت را در پروفایلت بگذاری
عدم امنیت یعنی میترسی گلی را بو کنی که مبادا به تو بگویند دیوانه!
و ما ملتی هستیم که در اوج نا امنی، فقط " توهم امنیت" داریم‼️
⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️⛔️
🔫🔫🔫کلاهمان را قاضی کنیم🔫🔫🔫
در این نوشتار مغالطه ای نمی بینید؟
کاری ندارم که استفاده از واژه ها برای تاثیرگذاری عاطفی بر مخاطبان بر حسب منویات درونی خود از هنرهای زبانی شمرده می شود، بلکه دقیقا با عطف نظر به همین نکته است که تاکید می کنیم که باید در برخورد با بسته های اطلاعاتی که به طور روزمره با آنها مواجه می شویم نقادانه برخورد کنیم.
شکی نیست که لااقل اکثر مواردی که شمرده شده است جزو مصادیق امنیت فیزیکی یا روانی یا حیثیتی- شخصیتی و... هستند یا می توانند باشند اما آیا مغالطه ای در کار نیست؟
آیا در این مقاله کوشش نشده است که بخش بزرگی از اموری که جزو مهمترین موارد امنیت شمرده می شود از ذهن دور انداخته شده و به سبد بی ارزشی انداخته شود؟
آیا به نظر شما همینکه هر روز بمبی در شهرتان توسط داعش منفجر نمی شود از مصادیق امنیت نیست؟
اگر کسی نیمه شب در خانه تان را نمی شکند و با اسلحه به قصد غارت وارد خانه نمی شود هیچ بهره ای از امنیت ندارد؟
گاهی داشته ها خودشان را نمی توانند به خوبی نشان دهند و ناداشته ها عربده وار فریاد می زنند.
کاش می شد امنیت را از نگاه کودکان آواره سوری یا لیبیایی یا افغانی یا عراقی هم دید.
کاش می شد امنیت را ازکسی که از یک اقدام انتحاری داعش جان به در برده است هم پرسید.
نمی گویم ما در بهشت موعود زندگی می کنیم.
و کسی هم مسلما نمی تواند مدعی شود که اینجا واشنگتن یا نیویورک سیتی است یا پاریس.
اینجا تبریز است یا تهران یا بوشهر نهایتا یکی از شهرهای ایران با موقعیت تاریخی و جغرافیایی خاص و مردمی که هزاران سال در اینجا زندگی کرده اند و فرهنگی در قدو قواره ی خود ساخته اند.
اگر اینجا واشنگتن یا لندن می شد باید از بی حسابی عالم تعجب کرد!
دقت در قضاوتهاست که می تواند یکی از نشانه های امنیت فکری و روانی را به ما مژده دهد.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
♥️مبعث روز رستاخیز یک رسول♥️
امروزه تفاسیر متعددی از دین و مذهب در جریان است از منکرانه ترین نوع آن که مذهب را حز شر و فلاکت برای بشریت نمی داند تا مومنانه ترین تفاسیر که آن را پیام رستگاری اختصاصی خداوند به انسان می داند.
به نظر می رسد که اگر از تفاسیر کینه توزانه ای که از روی سوء استفاده های تاریخی که از دین صورت گرفته است بگذریم و از سوی دیگر بخواهیم با نگاهی علمی سراغ واقعه ای به نام انبیا برویم در حالی که مسلح به تیغ اوکام نیز هستیم می توانیم انبیا را مصلحانی اجتماعی بنامیم که تلاشهای شگرفی برای سعادت مردمان خود انجام داده اند و نتایج شگفت انگیزی هم نصیب بشریت کرده اند.
در مورد پیامبر اکرم کافی است که مقایسه ای سطحی بین مدنیت قبل از ظهور اسلام و بعد از آن بکنیم و توفیقاتی را که نصیب جامعه مسلمانان شده است را نگاهی مختصر اندازیم.
این نتایج فارغند از شخصیت خود پیامبران که به گونه ای نمونه های عینی یک انسان ممتاز و یک شخصیت الگو را در برابر چشمان انسان ناآزموده جلوه گر ساخته اند به طوری که با تاسی از خلق و خوی آنان بسیاری بزرگان تحویل جامعه بشری شده اند.
برای مثال من شخصا بر این باورم که اگر هیچ دلیلی برای پیامبر اسلام جز تحویل انسانی چون علی به جامعه بشری نبود همان برای اثبات حقانیت راه وی کافی بود.
ذات ظهور و دعوت پیامبران معطوف است به مسوولیت اجتماعی انسان و اینکه تمام رفتار و اعمال وی نباید معطوف به خود و برآوردن نیازهای فردی خود باشد بلکه لااقل بخشی از وظایف و مسوولیتها و رسالت انسانی او باید متوجه صلاح جمعی او باشد و تکالیفی که او باید در جامعه برعهده بگیرد. چیزی که می توان گفت در نظام سرمایه داری و فردگرایی برخاسته از آن و حرص و طمعی که برای مصرف روزافزون و بلکه برای تکاثر و ثروت اندوزی بی حصرو حد در وی بیدار می کند. از بین رفته است. آفتی که امروزه حتی دامن مدعیان دیروزی دینداری و معنویت گرایی را هم به شدت تر کرده است.
یکی از بزرگترین مبانی سستی و بی تحرکی مردم در همکاری با یکدیگر برای حل مشگلات اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی خویش همین رشد سرطانی فردیت و توجه به منافع فردی و نیازهای شخصی است.
از این فرصت و به یاد این حس زیبای بعثت برای سعادت جمعی بهره می برم و از خودم و دیگر دوستان دعوت می کنم که از امروز با خود عهد کنیم که ساعاتی از شبانه روز خود را اختصاص به منافع جمعی دهیم و از هر طریقی که گمان می کنیم تواناتریم کار یا کارهایی برای (نه خود) و دیگران انجام دهیم و اگر مومنیم آن را با اطمینان به حساب خدا بنویسیم.
🌺🙏🌺
امروزه تفاسیر متعددی از دین و مذهب در جریان است از منکرانه ترین نوع آن که مذهب را حز شر و فلاکت برای بشریت نمی داند تا مومنانه ترین تفاسیر که آن را پیام رستگاری اختصاصی خداوند به انسان می داند.
به نظر می رسد که اگر از تفاسیر کینه توزانه ای که از روی سوء استفاده های تاریخی که از دین صورت گرفته است بگذریم و از سوی دیگر بخواهیم با نگاهی علمی سراغ واقعه ای به نام انبیا برویم در حالی که مسلح به تیغ اوکام نیز هستیم می توانیم انبیا را مصلحانی اجتماعی بنامیم که تلاشهای شگرفی برای سعادت مردمان خود انجام داده اند و نتایج شگفت انگیزی هم نصیب بشریت کرده اند.
در مورد پیامبر اکرم کافی است که مقایسه ای سطحی بین مدنیت قبل از ظهور اسلام و بعد از آن بکنیم و توفیقاتی را که نصیب جامعه مسلمانان شده است را نگاهی مختصر اندازیم.
این نتایج فارغند از شخصیت خود پیامبران که به گونه ای نمونه های عینی یک انسان ممتاز و یک شخصیت الگو را در برابر چشمان انسان ناآزموده جلوه گر ساخته اند به طوری که با تاسی از خلق و خوی آنان بسیاری بزرگان تحویل جامعه بشری شده اند.
برای مثال من شخصا بر این باورم که اگر هیچ دلیلی برای پیامبر اسلام جز تحویل انسانی چون علی به جامعه بشری نبود همان برای اثبات حقانیت راه وی کافی بود.
ذات ظهور و دعوت پیامبران معطوف است به مسوولیت اجتماعی انسان و اینکه تمام رفتار و اعمال وی نباید معطوف به خود و برآوردن نیازهای فردی خود باشد بلکه لااقل بخشی از وظایف و مسوولیتها و رسالت انسانی او باید متوجه صلاح جمعی او باشد و تکالیفی که او باید در جامعه برعهده بگیرد. چیزی که می توان گفت در نظام سرمایه داری و فردگرایی برخاسته از آن و حرص و طمعی که برای مصرف روزافزون و بلکه برای تکاثر و ثروت اندوزی بی حصرو حد در وی بیدار می کند. از بین رفته است. آفتی که امروزه حتی دامن مدعیان دیروزی دینداری و معنویت گرایی را هم به شدت تر کرده است.
یکی از بزرگترین مبانی سستی و بی تحرکی مردم در همکاری با یکدیگر برای حل مشگلات اجتماعی و سیاسی و حتی اقتصادی خویش همین رشد سرطانی فردیت و توجه به منافع فردی و نیازهای شخصی است.
از این فرصت و به یاد این حس زیبای بعثت برای سعادت جمعی بهره می برم و از خودم و دیگر دوستان دعوت می کنم که از امروز با خود عهد کنیم که ساعاتی از شبانه روز خود را اختصاص به منافع جمعی دهیم و از هر طریقی که گمان می کنیم تواناتریم کار یا کارهایی برای (نه خود) و دیگران انجام دهیم و اگر مومنیم آن را با اطمینان به حساب خدا بنویسیم.
🌺🙏🌺
Forwarded from سين
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درکی که از جهان داریم به تنهایی بر گرفته از واقعیت نیست بلکه ساخته شده از مدلهایی منطبق بر احتمالات.
@seen1
@seen1
Forwarded from عکاسباشی
در بریتانیا شخصی که شهردار میشد را هنگام شروع کارش،او وزن می کردند و پس از پایان دوره نیز وزن می کردند ، اگر وزنش زیاد شده بود به عنوان کسی که از مقامش سوء استفاده کرده مجازات می شد!
@artcollction3
@artcollction3
عکاسباشی
در بریتانیا شخصی که شهردار میشد را هنگام شروع کارش،او وزن می کردند و پس از پایان دوره نیز وزن می کردند ، اگر وزنش زیاد شده بود به عنوان کسی که از مقامش سوء استفاده کرده مجازات می شد! @artcollction3
این کانال پر است از عکسهای تاریخی و باارزش که تا 9 روز دیگر منحل می شود.
اگر از دوستان کسی علاقمند عکسهای تاریخی است حتما قبل از انحلالش به آن سری بزند
اگر از دوستان کسی علاقمند عکسهای تاریخی است حتما قبل از انحلالش به آن سری بزند