Forwarded from 📶درسگفتارهای جامعه شناسی
🔴 به نظر فرانکفورت، با وجود ازدیاد حرف های مفت رسانه ای، هنوز سیاستمداران مقام اول را در تولید حرف مفت دارند. او می گوید:« تقریباً امروزه هر چهره سیاسی به یک حرف مفت زن شبانه روزی بدل شده است.»
فرانکفورت می گوید:« هر پدیده ای که مانند حرف مفت شکلی فراگیر و مداوم پیدا کرده باشد باید مقصودی داشته باشد باید چیزی وجود داشته باشد که باعث بقای آن شده باشد.»
اما حرف مفت واقعاً چیست؟ حرف مفت نه دروغ است و نه حقیقت. البته آنهایی که حرف مفت می زنند را نمی توان صادق به حساب آورد، در همان حال آنها را دروغگو هم نمی توان خواند. هم فرد صادق و هم فرد دروغگو از این لحاظ که هر دو به یکسان به حقیقت معطوفند (هر چند که پاسخ شان به آن متفاوت است) با هم مشابهت دارند.
فرانکفورت می نویسد:«ناممکن است که فردی دروغ بگوید مگر آن که بیندیشد که حقیقت را می داند. بنابر این فردی که دروغ می گوید به حقیقت پاسخ می دهد و تا این حد به نوعی به آن احترام می گذارد.»
اما کسی که حرف مفت می زند نه به حقیقت توجهی دارد و نه به دروغ. تنها چیزی که برای او اهمیت دارد شانه خالی کردن از زیر بار تعهد نسبت به حرف هایی است که می زند. به قول فرانکفورت، یک آگهی دهنده یا سیاستمدار یا گرداننده میزگرد تلویزیونی مانند یک فرد دروغگو مرجعیت حقیقت را انکار نمی کند و خود را در تضاد با آن قرار نمی دهد. او اصلاً به حقیقت توجهی نمی کند.
به نظر فرانکفورت به این دلیل زیان حرف مفت از دروغ بیشتر است. زیرا که فرهنگی که در آن حرف مفت رواج می یابد، در خطر انکار «امکان دانستن چیستی امور» قرار می گیرد. نتیجه چنین وضعی آن است که هر شکلی از مباحثه سیاسی یا تحلیل فکری یا گرایش تجاری تا زمانی که دیگران را متقاعد می کند مشروع و حقیقی به حساب می آید، دیگر محکمه استیناف (افکار عمومی) وجود ندارد.
در عصر انقلاب ارتباطات تولید حرف مفت را به ابعادی باور نکردنی رسانده است. تلویزیون های کابلی و اینترنت تقاضایی پایان نیافتنی برای اطلاعات دارند و اما حقیقت به اندازه کافی موجود نیست! بنابر این در عوض حقیقت، حرف مفت به این رسانه ها تزریق می شود.
همچنین علائمی آزارنده وجود دارد که مخاطبان رسانه ها حرف مفت را «ترجیح می دهند.»
دولت بوش به وضوح دست اسلافش را در حرف مفت زدن از پشت بسته است، سردبیر بنیانگذار نشریه Slate، مایکل کینزلی بر این شکل خاص دروغگویی دولت بوش انگشت می گذارد و می گوید: «اگر برای دولت بوش پدر حقیقت بیش از حد ارزشمند بود که برای سیاست آن را تلف کرد و برای دولت کلینتون غلبه بر آن چالشی به حساب می آمد، از نظر دولت فعلی جورج بوش حقیقت صرفاً ملال آور و خسته کننده است. دروغ های این دولت اغلب به نحوی خنده دار آنقدر آشکار است که شما تعجب می کنید چرا آنها زحمت این گونه سخن گفتن را به خود می دهند. اما بعد متوجه می شوید که آنها برای این سخنان اصلاً زحمتی به خود نمی دهند.»
اگر تعریف فرانکفورت را بپذیریم، کاری که بوش انجام می دهد اصلاً دروغگویی نیست. او حرف مفت می زند، در هر حال هر اسمی که روی این کار بگذارید، در واقع بی تفاوتی بوش نسبت به حقیقت به انحاء مختلف بسیار آزارنده تر از چیزی است که فرانکفورت «دروغگویی» می نامد.
ریچارد نیکسون «می دانست» که دارد کامبوج را بمباران می کند [و به دروغ آن را انکار می کرد]. اما آیا جورج دبلیو بوش می داند که حساب و کتاب قانون جدید تأ مین اجتماعیش با هم جور درنمی آید؟ و چگونه می تواند بداند اگر اصلاً به این مسئله اهمیتی ندهد؟
فرانکفورت خواننده را به تصور کردن فرهنگی فرا می خواند که در آن جوی از فی البداهه گویی و فقدان محتوا و معنی در سخنان بر نهادها، رهبران و اخلاقیات آن حاکم است؛ در چنین فرهنگی به قول مارکس: «هر چه سخت و پابرجاست دود می شود و به هوا می رود.»
https://telegram.me/kavosh_garan
فرانکفورت می گوید:« هر پدیده ای که مانند حرف مفت شکلی فراگیر و مداوم پیدا کرده باشد باید مقصودی داشته باشد باید چیزی وجود داشته باشد که باعث بقای آن شده باشد.»
اما حرف مفت واقعاً چیست؟ حرف مفت نه دروغ است و نه حقیقت. البته آنهایی که حرف مفت می زنند را نمی توان صادق به حساب آورد، در همان حال آنها را دروغگو هم نمی توان خواند. هم فرد صادق و هم فرد دروغگو از این لحاظ که هر دو به یکسان به حقیقت معطوفند (هر چند که پاسخ شان به آن متفاوت است) با هم مشابهت دارند.
فرانکفورت می نویسد:«ناممکن است که فردی دروغ بگوید مگر آن که بیندیشد که حقیقت را می داند. بنابر این فردی که دروغ می گوید به حقیقت پاسخ می دهد و تا این حد به نوعی به آن احترام می گذارد.»
اما کسی که حرف مفت می زند نه به حقیقت توجهی دارد و نه به دروغ. تنها چیزی که برای او اهمیت دارد شانه خالی کردن از زیر بار تعهد نسبت به حرف هایی است که می زند. به قول فرانکفورت، یک آگهی دهنده یا سیاستمدار یا گرداننده میزگرد تلویزیونی مانند یک فرد دروغگو مرجعیت حقیقت را انکار نمی کند و خود را در تضاد با آن قرار نمی دهد. او اصلاً به حقیقت توجهی نمی کند.
به نظر فرانکفورت به این دلیل زیان حرف مفت از دروغ بیشتر است. زیرا که فرهنگی که در آن حرف مفت رواج می یابد، در خطر انکار «امکان دانستن چیستی امور» قرار می گیرد. نتیجه چنین وضعی آن است که هر شکلی از مباحثه سیاسی یا تحلیل فکری یا گرایش تجاری تا زمانی که دیگران را متقاعد می کند مشروع و حقیقی به حساب می آید، دیگر محکمه استیناف (افکار عمومی) وجود ندارد.
در عصر انقلاب ارتباطات تولید حرف مفت را به ابعادی باور نکردنی رسانده است. تلویزیون های کابلی و اینترنت تقاضایی پایان نیافتنی برای اطلاعات دارند و اما حقیقت به اندازه کافی موجود نیست! بنابر این در عوض حقیقت، حرف مفت به این رسانه ها تزریق می شود.
همچنین علائمی آزارنده وجود دارد که مخاطبان رسانه ها حرف مفت را «ترجیح می دهند.»
دولت بوش به وضوح دست اسلافش را در حرف مفت زدن از پشت بسته است، سردبیر بنیانگذار نشریه Slate، مایکل کینزلی بر این شکل خاص دروغگویی دولت بوش انگشت می گذارد و می گوید: «اگر برای دولت بوش پدر حقیقت بیش از حد ارزشمند بود که برای سیاست آن را تلف کرد و برای دولت کلینتون غلبه بر آن چالشی به حساب می آمد، از نظر دولت فعلی جورج بوش حقیقت صرفاً ملال آور و خسته کننده است. دروغ های این دولت اغلب به نحوی خنده دار آنقدر آشکار است که شما تعجب می کنید چرا آنها زحمت این گونه سخن گفتن را به خود می دهند. اما بعد متوجه می شوید که آنها برای این سخنان اصلاً زحمتی به خود نمی دهند.»
اگر تعریف فرانکفورت را بپذیریم، کاری که بوش انجام می دهد اصلاً دروغگویی نیست. او حرف مفت می زند، در هر حال هر اسمی که روی این کار بگذارید، در واقع بی تفاوتی بوش نسبت به حقیقت به انحاء مختلف بسیار آزارنده تر از چیزی است که فرانکفورت «دروغگویی» می نامد.
ریچارد نیکسون «می دانست» که دارد کامبوج را بمباران می کند [و به دروغ آن را انکار می کرد]. اما آیا جورج دبلیو بوش می داند که حساب و کتاب قانون جدید تأ مین اجتماعیش با هم جور درنمی آید؟ و چگونه می تواند بداند اگر اصلاً به این مسئله اهمیتی ندهد؟
فرانکفورت خواننده را به تصور کردن فرهنگی فرا می خواند که در آن جوی از فی البداهه گویی و فقدان محتوا و معنی در سخنان بر نهادها، رهبران و اخلاقیات آن حاکم است؛ در چنین فرهنگی به قول مارکس: «هر چه سخت و پابرجاست دود می شود و به هوا می رود.»
https://telegram.me/kavosh_garan
Telegram
📶درسگفتارهای جامعه شناسی
"جامعهشناسی فهم جامعه با تمام واقعیت هايش است.
#علیرضاهمدست
جهت آگهی به این آیدی پیام بدهید
@alirezahamdast
👉https://www.instagram.com/alireza_hamdast
#علیرضاهمدست
جهت آگهی به این آیدی پیام بدهید
@alirezahamdast
👉https://www.instagram.com/alireza_hamdast
Forwarded from F.Vosough Tehrani
◀️«دِ رُسی» ایتالیایی و سیاستمداران ایرانی
✍مصطفی داننده
@eghtesaderooz
✏️تیم ملی ایتالیا برای رفتن به جام جهانی روسیه احتیاج به یک گل داشت. ونتورا سرمربی ایتالیا تصمیم میگیرد در لحظاتی پایانی بازی «دِ رُسی» هافبک تدافعی باشگاه رم را وارد بازی کند.
✏️دستیار سرمربی به سراغ این هافبک مشهور میرود و به او میگوید باید خود را آماده ورود به زمین کند.واکنش دِ رُسی اما به این تعویض جالب است. او با حالتی عصبانی به دستیار سرمربی میگوید:«چرا من باید به زمین بروم؟ ما به تساوی نیاز نداریم، باید ببریم! به ونتورا بگو که تمام بازیکنان میخواهند اینسینیه به زمین برود نه من!»
✏️دِ رُسی میدانست که ورودش به زمین کمکی به ایتالیا نخواهد داشت. به خاطر همین میخواهد بازیکن هجومی که میتواند به تیم کشورش کمک کند وارد بازی شود. ایتالیا به جام جهانی نرفت اما دِ رُسی جهانی شد.
✏️این بازیکن ایتالیایی نشان داد که منافع ملی مهمتر از منافع فردی است. او میدانست صعود ایتالیا به جام جهانی به نفع همه است که این همه شامل او هم میشود و نرفتنش به ضرر همه.
✏️حالا سوالی که میشود پرسید این است که ما در ایران چند « دِ رُسی» داریم؟ کدام یک از سیاستمداران ما حاضر هستند منافع فردی خود را قربانی منافع ملی کنند. چند نفر حاضر هستند به خاطر کشور از پست مدیریتی بگذرند.
@eghtesaderooz
✍مصطفی داننده
@eghtesaderooz
✏️تیم ملی ایتالیا برای رفتن به جام جهانی روسیه احتیاج به یک گل داشت. ونتورا سرمربی ایتالیا تصمیم میگیرد در لحظاتی پایانی بازی «دِ رُسی» هافبک تدافعی باشگاه رم را وارد بازی کند.
✏️دستیار سرمربی به سراغ این هافبک مشهور میرود و به او میگوید باید خود را آماده ورود به زمین کند.واکنش دِ رُسی اما به این تعویض جالب است. او با حالتی عصبانی به دستیار سرمربی میگوید:«چرا من باید به زمین بروم؟ ما به تساوی نیاز نداریم، باید ببریم! به ونتورا بگو که تمام بازیکنان میخواهند اینسینیه به زمین برود نه من!»
✏️دِ رُسی میدانست که ورودش به زمین کمکی به ایتالیا نخواهد داشت. به خاطر همین میخواهد بازیکن هجومی که میتواند به تیم کشورش کمک کند وارد بازی شود. ایتالیا به جام جهانی نرفت اما دِ رُسی جهانی شد.
✏️این بازیکن ایتالیایی نشان داد که منافع ملی مهمتر از منافع فردی است. او میدانست صعود ایتالیا به جام جهانی به نفع همه است که این همه شامل او هم میشود و نرفتنش به ضرر همه.
✏️حالا سوالی که میشود پرسید این است که ما در ایران چند « دِ رُسی» داریم؟ کدام یک از سیاستمداران ما حاضر هستند منافع فردی خود را قربانی منافع ملی کنند. چند نفر حاضر هستند به خاطر کشور از پست مدیریتی بگذرند.
@eghtesaderooz
Forwarded from کتابخانه علمی
#زندگی_کنیم ☘
۱۱ عمل ناشایستی که بعضی افراد از آن تعبیر به “زرنگی” میکنند:
۱- عبور از چراغ قرمز
۲- عبور از لاین مخالف
۳- اشتباه در پس گرفتن باقی پول
حتماً زیاد برخورد کرده اید زمانیکه اقدام به خرید کالایی میکنید، فروشنده به دلیل تراکم کاری در برگرداندن باقی پول شما اشتباه کرده و مبلغ بیشتری را باز میگرداند. شما متوجه میشوید، آیا اشتباه فروشنده را به او یادآوری می نمایید و وجه اضافه را به وی بر میگردانید؟ گاهی در بانکها نیز از این قبیل اشتباهات رخ میدهد و باید وجه دریافتی اضافه را برگرداند. مطمئناً مایل نیستید پول ناسالمی در زندگی شما وارد شود!
۴- خیانت در روابط
خیانت های جنسی و احساسی، برقراری رابطه هم زمان با چند نفر و عدم صداقت به هیچ عنوان “زرنگی” محسوب نشده و مصداق بارز بی شخصیتی و بی بندو باری محسوب میگردد.
۵- کم کاری در محل کار
برخی کارمندان کم کاری و انجام ندادن مسئولیت هایشان بطور کامل و در وقت مقرر را نوعی “زرنگی” می پندارند و سعی میکنند تا حد امکان از بار وظایفشان کم کنند. آنها احساس میکنند سر شرکت و مدیران خود کلاه گذاشته اند. معمولاً اینگونه افراد همیشه در همان رده شغلی خود باقی می مانند و هیچگونه پیشرفت در مقام و درآمدشان حاصل نمی شود.
۶- زیر آب زنی در محل کار
۷- استفاده غیر مجاز از خدمات بیمه ای دیگران
۸- هجوم برای دریافت نذورات
در ایامی که به مناسبتهای مذهبی نذورات و غذاهای نذری به عموم ارائه میشود متاسفانه برخی افراد که گاهی وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند با اتومبیلهای خود در خیابانها به دنبال مراکز نذری هجوم آورده و تا حد امکان اقدام به دریافت و پر کردن اتومبیل خود از انواع غذاها میکنند و اجازه نمی دهند خانواده های نیازمند تر سهم بیشتری ببرند.
۹- تعویض البسه پس از استفاده
موضوع دیگری که گاهی مشاهده میشود این است که فردی پس از خرید لباس از آن در مراسمی استفاده کرده و روز بعد به بهانه های مختلف اقدام به پس دادن جنس به فروشنده می نماید و در ذهن خود به خاطر این “زرنگی” احساس غرور و رضایت میکند.
۱۰- پرخوری در میهمانی ها
۱۱- تقلب در امتحانات
تقلب در حقیقت نوعی کلاه گذاشتن بر سر خود است و نه “زرنگی.”
@ketabkhanepdf12📚
۱۱ عمل ناشایستی که بعضی افراد از آن تعبیر به “زرنگی” میکنند:
۱- عبور از چراغ قرمز
۲- عبور از لاین مخالف
۳- اشتباه در پس گرفتن باقی پول
حتماً زیاد برخورد کرده اید زمانیکه اقدام به خرید کالایی میکنید، فروشنده به دلیل تراکم کاری در برگرداندن باقی پول شما اشتباه کرده و مبلغ بیشتری را باز میگرداند. شما متوجه میشوید، آیا اشتباه فروشنده را به او یادآوری می نمایید و وجه اضافه را به وی بر میگردانید؟ گاهی در بانکها نیز از این قبیل اشتباهات رخ میدهد و باید وجه دریافتی اضافه را برگرداند. مطمئناً مایل نیستید پول ناسالمی در زندگی شما وارد شود!
۴- خیانت در روابط
خیانت های جنسی و احساسی، برقراری رابطه هم زمان با چند نفر و عدم صداقت به هیچ عنوان “زرنگی” محسوب نشده و مصداق بارز بی شخصیتی و بی بندو باری محسوب میگردد.
۵- کم کاری در محل کار
برخی کارمندان کم کاری و انجام ندادن مسئولیت هایشان بطور کامل و در وقت مقرر را نوعی “زرنگی” می پندارند و سعی میکنند تا حد امکان از بار وظایفشان کم کنند. آنها احساس میکنند سر شرکت و مدیران خود کلاه گذاشته اند. معمولاً اینگونه افراد همیشه در همان رده شغلی خود باقی می مانند و هیچگونه پیشرفت در مقام و درآمدشان حاصل نمی شود.
۶- زیر آب زنی در محل کار
۷- استفاده غیر مجاز از خدمات بیمه ای دیگران
۸- هجوم برای دریافت نذورات
در ایامی که به مناسبتهای مذهبی نذورات و غذاهای نذری به عموم ارائه میشود متاسفانه برخی افراد که گاهی وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند با اتومبیلهای خود در خیابانها به دنبال مراکز نذری هجوم آورده و تا حد امکان اقدام به دریافت و پر کردن اتومبیل خود از انواع غذاها میکنند و اجازه نمی دهند خانواده های نیازمند تر سهم بیشتری ببرند.
۹- تعویض البسه پس از استفاده
موضوع دیگری که گاهی مشاهده میشود این است که فردی پس از خرید لباس از آن در مراسمی استفاده کرده و روز بعد به بهانه های مختلف اقدام به پس دادن جنس به فروشنده می نماید و در ذهن خود به خاطر این “زرنگی” احساس غرور و رضایت میکند.
۱۰- پرخوری در میهمانی ها
۱۱- تقلب در امتحانات
تقلب در حقیقت نوعی کلاه گذاشتن بر سر خود است و نه “زرنگی.”
@ketabkhanepdf12📚
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Farhad Forooghi)
🔹 چهل منبع مهم دریافت مقالات علمى:
@UT_Central_Library
1. ieeexplore.ieee.org
2. acm.org
3. link.springer.com
4. wiley.com
5. sciencedirect.com
6. acs.org
7. aiaa.org
8. aip.org
9. ajpe.org
10. aps.org
11. ascelibrary.org
12. asm.org
13. asme.org
14. bioone.orgنن
15. birpublications.org
16. bmj.com
18. emeraldinsight.com
19. geoscienceworld.org
20. icevirtuallibrary.com
21. informahealthcare.com
22. informs.org
23. ingentaconnect.com
24. iop.org
25. jamanetwork.com
26. joponline.org
27. jstor.org
28. mitpressjournals.org
29. nature.com
30. nrcresearchpress.com
31. oxfordjournals.org
32. royalsocietypublishing.org
33. rsc.org
34. rubberchemtechnol.org
35. sagepub.com
36. scientific.net
37. spiedigitallibrary.org
38. springermaterials.com
39. tandfonline.com
40. theiet.org
•دانلود رایگان کتاب
www.ketabnak.com
www.urbanity.ir
www.98ia.com
www.takbook.com
www.irpdf.com
www.parsbook.org
www.irebooks.com
www.farsibooks.ir
www.ketabesabz.com
www.readbook.ir
ن
•سایتهای مهم علمی،پژوهشی
www.digitallibraryplus.com
www.daneshyar.net
•بانک های اطلاعاتی
www.umi.com/pqdauto
www.search.ebscohost.com
www.sciencedirect.com
www.emeraldinsight.com
www.online.sagepub.com
www.springerlink.com
www.scopus.com
http://apps.isiknowledgنe.com
www.anjoman.urbanity.ir
•پایان نامه های داخلی و خارجی
www.irandoc.ac.ir
www.urbanity.ir
www.umi.com/pgdauto
www.mhrn.net
www.theses.org
•مقالات فارسی
www.urbanity.ir
www.shahrsaz.ir
www.magiran.com
www.civilica.com
www.sid.ir
•کتابخانه ملی ایران، آمریکا و انگلیس
www.nlai.ir
www.loc.gov
www.bl.uk
•دسترسی آزاد روانشناسی و آموزش و پرورش
http://eric.ed.gov
•اطلاعات عمومی کشورها
www.worldatlas.com
•پایگاه اطلاعات اسلامی
www.seraj.ir
•مقالات رایگان کتابداری و اطلاع رسانی
www.infolibrarian.com
•آرشیو مقالات از سال ۱۹۹۸
www.findarticles.com
•کتابخانه الکترونیک
www.digital.library.upenn.edu/books
•رایانه و بانکهای اطلاعاتی فارس
www.srco.ir
•دانشنامه آزاد اینترنتی
www.wikipedia.org
•دایره المعارف بریتانیکا
www.brit
•دانشگاه اهايو
https://etd.ohiolink.edu/ap:1:100766165341125
florida:
http://etd.lib.fsu.edu/ETD-db/
•دسترسي به متن
کامل پايان نامه هاي 435 دانشگاه
از24 کشور اروپايي
http://www.dart-europe.eu/basic-search.php
•دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه کاليفرنيا
http://escholarship.org/
•دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه TENNESSEE
http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro...i?help=148
•دسترسي رايگان به 1,550,632 مقاله ي
دانشگاهي
http://www.oalib.com/
•دسترسي به پايان نامه هاي
الکترونيکي دانشگاه ناتينگهام
http://etheses.nottingham.ac.uk/
•دسترسي رايگان به کتاب ها و ژورنال
هاي سايت In Tech
http://www.intechopen.com/
•دسترسي رايگان به مقالات علمي دانشگاه McGill
http://digitool.library.mcgill.ca/R
•دسترسي رايگان به مقالات علمي مقالات 1753 ژورنال-دانشگاه استنفورد
http://highwire.stanford.edu/
•Directory of Open Access Journals
http://www.doaj.org/
•دسترسي به مقالات و متون علمي
پايگاه Proceeding of the National Academy
of Sciences
ايالت متحده ي آمريکا
http://www.pnas.org
•روزنامه ها و مجلات انگليسي
روزنامه گاردين
http://www.guardian.co.uk
روزنامه نيويورك تايمز
http://www.nytimes.com
روزنامه واشنگتن تايمز
http://www.washtimes.com
روزنامه واشنگتن پست
http://www.washpost.com/index.shtml
روزنامه تايمز
http://www.the-times.co.uk/news
•سايتهاي انگليسي بازرگاني
E.L. Easton Business English
http://eleaston.com/biz/bizhome.html
Business English-lessons for Adults
http://www.better-english.com/ exerciselist.html
BUSINESS ENGLISH
http://www.nonstopenglish.com/allexercises/business_english
Business English for EFL-ESL-TESL-ESP-ELT
http://www.wfi.fr/volterre/businessenglish. html
Business English Certificates
http://www.englishexams.net/BEC_Vantage.html
ieeexplore.ieee.org
IEEE Xplore Digital Library
IEEE Xplore. Delivering full text access to the world's highest quality technical literature in engineering and technology.
@UT_Central_Library
1. ieeexplore.ieee.org
2. acm.org
3. link.springer.com
4. wiley.com
5. sciencedirect.com
6. acs.org
7. aiaa.org
8. aip.org
9. ajpe.org
10. aps.org
11. ascelibrary.org
12. asm.org
13. asme.org
14. bioone.orgنن
15. birpublications.org
16. bmj.com
18. emeraldinsight.com
19. geoscienceworld.org
20. icevirtuallibrary.com
21. informahealthcare.com
22. informs.org
23. ingentaconnect.com
24. iop.org
25. jamanetwork.com
26. joponline.org
27. jstor.org
28. mitpressjournals.org
29. nature.com
30. nrcresearchpress.com
31. oxfordjournals.org
32. royalsocietypublishing.org
33. rsc.org
34. rubberchemtechnol.org
35. sagepub.com
36. scientific.net
37. spiedigitallibrary.org
38. springermaterials.com
39. tandfonline.com
40. theiet.org
•دانلود رایگان کتاب
www.ketabnak.com
www.urbanity.ir
www.98ia.com
www.takbook.com
www.irpdf.com
www.parsbook.org
www.irebooks.com
www.farsibooks.ir
www.ketabesabz.com
www.readbook.ir
ن
•سایتهای مهم علمی،پژوهشی
www.digitallibraryplus.com
www.daneshyar.net
•بانک های اطلاعاتی
www.umi.com/pqdauto
www.search.ebscohost.com
www.sciencedirect.com
www.emeraldinsight.com
www.online.sagepub.com
www.springerlink.com
www.scopus.com
http://apps.isiknowledgنe.com
www.anjoman.urbanity.ir
•پایان نامه های داخلی و خارجی
www.irandoc.ac.ir
www.urbanity.ir
www.umi.com/pgdauto
www.mhrn.net
www.theses.org
•مقالات فارسی
www.urbanity.ir
www.shahrsaz.ir
www.magiran.com
www.civilica.com
www.sid.ir
•کتابخانه ملی ایران، آمریکا و انگلیس
www.nlai.ir
www.loc.gov
www.bl.uk
•دسترسی آزاد روانشناسی و آموزش و پرورش
http://eric.ed.gov
•اطلاعات عمومی کشورها
www.worldatlas.com
•پایگاه اطلاعات اسلامی
www.seraj.ir
•مقالات رایگان کتابداری و اطلاع رسانی
www.infolibrarian.com
•آرشیو مقالات از سال ۱۹۹۸
www.findarticles.com
•کتابخانه الکترونیک
www.digital.library.upenn.edu/books
•رایانه و بانکهای اطلاعاتی فارس
www.srco.ir
•دانشنامه آزاد اینترنتی
www.wikipedia.org
•دایره المعارف بریتانیکا
www.brit
•دانشگاه اهايو
https://etd.ohiolink.edu/ap:1:100766165341125
florida:
http://etd.lib.fsu.edu/ETD-db/
•دسترسي به متن
کامل پايان نامه هاي 435 دانشگاه
از24 کشور اروپايي
http://www.dart-europe.eu/basic-search.php
•دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه کاليفرنيا
http://escholarship.org/
•دسترسي رايگان به بانک مقالات
دانشگاه TENNESSEE
http://www.lib.utk.edu:90/cgi-perl/dbBro...i?help=148
•دسترسي رايگان به 1,550,632 مقاله ي
دانشگاهي
http://www.oalib.com/
•دسترسي به پايان نامه هاي
الکترونيکي دانشگاه ناتينگهام
http://etheses.nottingham.ac.uk/
•دسترسي رايگان به کتاب ها و ژورنال
هاي سايت In Tech
http://www.intechopen.com/
•دسترسي رايگان به مقالات علمي دانشگاه McGill
http://digitool.library.mcgill.ca/R
•دسترسي رايگان به مقالات علمي مقالات 1753 ژورنال-دانشگاه استنفورد
http://highwire.stanford.edu/
•Directory of Open Access Journals
http://www.doaj.org/
•دسترسي به مقالات و متون علمي
پايگاه Proceeding of the National Academy
of Sciences
ايالت متحده ي آمريکا
http://www.pnas.org
•روزنامه ها و مجلات انگليسي
روزنامه گاردين
http://www.guardian.co.uk
روزنامه نيويورك تايمز
http://www.nytimes.com
روزنامه واشنگتن تايمز
http://www.washtimes.com
روزنامه واشنگتن پست
http://www.washpost.com/index.shtml
روزنامه تايمز
http://www.the-times.co.uk/news
•سايتهاي انگليسي بازرگاني
E.L. Easton Business English
http://eleaston.com/biz/bizhome.html
Business English-lessons for Adults
http://www.better-english.com/ exerciselist.html
BUSINESS ENGLISH
http://www.nonstopenglish.com/allexercises/business_english
Business English for EFL-ESL-TESL-ESP-ELT
http://www.wfi.fr/volterre/businessenglish. html
Business English Certificates
http://www.englishexams.net/BEC_Vantage.html
ieeexplore.ieee.org
IEEE Xplore Digital Library
IEEE Xplore. Delivering full text access to the world's highest quality technical literature in engineering and technology.
Forwarded from تحول درون
مشكل اين دنيا اينست كه آدمهاى باهوش پر از شك و ترديد هستند، در حاليكه آدمهاى نادان پر از اعتماد بنفس اند. 😇✋🏼
🆑 @TAHAVOLDARON
🆑 @TAHAVOLDARON
Forwarded from کانال خبر ویژه 💯 (News 2)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from سهند ایرانمهر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واکنش مارک روته نخستوزیر هلند وقتی که در مسیر ورود به پارلمان قهوهاش روی زمین میریزد.
@sahandiranmehr
@sahandiranmehr
Forwarded from سهند ایرانمهر
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از کلیپهای خودجوشی که هموطنانمون برای تیمملی ساختن
@sahandiranmehr
@sahandiranmehr
Forwarded from اتچ بات
روزنامه پاریس اسپورت در مورد شوهرش مصاحبه کرد، چند نکته جالب گفت که ذهن همه را به خود مشغول کرد.
وی گفت که وقتی زیدان از او خوشش آمد، به او گفته: آیا مسیحی هستی؟ در جواب گفتم، بلی.
زیدان با این کلمه چهرهاش عوض شد و رفت، مدتی گذشت و از زیدان خبری نشد تا کنجکاو شدم و دنبالش راگرفتم، وقتی منزل شخصیش را در پاریس پیدا کردم، با دیدنم تعجب کرد و من هم علت ناپدید شدنش را پرسیدم.
زیدان گفت: میخواستم باهات ازدواج کنم ولی تو مسیحی هستی و من مسلمان.
طی چند ملاقات من شیفته دین و رفتار زیدان شدم و تصمیم گرفتم هم مسلمان شوم و هم همسر زیدان.
همسر زیدان میگوید: زیدان هیچ وقت نمازش را قطع نکرد و عصبانی نمیشد.
اما نکته جالب این بود که هر وقت حقوق میگرفت یا درآمدی دیگری داشت حسابدارش ۱۰ درصد از آنرا کسر میکرد، علت را پرسیدم.
زین الدین گفت: این همان زکات است که برایت توضیح داده بودم، ۱۰ درصد درآمدم مستقیم وارد حساب هزار یتیم الجزایری میشود.
همسرش راز حمله با سر زیدان را به بازیکن ایتالیایی در آخرین بازی ملیاش در فینال جام جهانی را بر ملا ساخت.
او گفت: زیدان هیچ وقت عصبانی نمیشد مگر به اسلام توهین شود.
بازیکن ایتالیایی به او گفت: "مسلمان تروریست" زیدان هم کنترلش را از دست داد و با سر به سینه مدافع ایتالیایی ضربه زد.
زیدان در این مورد می گوید، این ضربه شیرینترین ضربهای بود که زدم و پانصد هزار یورو جریمهاش از آن شیرینتر بود و برای دینم تمام اموال و حتی جانم را میدهم.
منبع : ایران
وی گفت که وقتی زیدان از او خوشش آمد، به او گفته: آیا مسیحی هستی؟ در جواب گفتم، بلی.
زیدان با این کلمه چهرهاش عوض شد و رفت، مدتی گذشت و از زیدان خبری نشد تا کنجکاو شدم و دنبالش راگرفتم، وقتی منزل شخصیش را در پاریس پیدا کردم، با دیدنم تعجب کرد و من هم علت ناپدید شدنش را پرسیدم.
زیدان گفت: میخواستم باهات ازدواج کنم ولی تو مسیحی هستی و من مسلمان.
طی چند ملاقات من شیفته دین و رفتار زیدان شدم و تصمیم گرفتم هم مسلمان شوم و هم همسر زیدان.
همسر زیدان میگوید: زیدان هیچ وقت نمازش را قطع نکرد و عصبانی نمیشد.
اما نکته جالب این بود که هر وقت حقوق میگرفت یا درآمدی دیگری داشت حسابدارش ۱۰ درصد از آنرا کسر میکرد، علت را پرسیدم.
زین الدین گفت: این همان زکات است که برایت توضیح داده بودم، ۱۰ درصد درآمدم مستقیم وارد حساب هزار یتیم الجزایری میشود.
همسرش راز حمله با سر زیدان را به بازیکن ایتالیایی در آخرین بازی ملیاش در فینال جام جهانی را بر ملا ساخت.
او گفت: زیدان هیچ وقت عصبانی نمیشد مگر به اسلام توهین شود.
بازیکن ایتالیایی به او گفت: "مسلمان تروریست" زیدان هم کنترلش را از دست داد و با سر به سینه مدافع ایتالیایی ضربه زد.
زیدان در این مورد می گوید، این ضربه شیرینترین ضربهای بود که زدم و پانصد هزار یورو جریمهاش از آن شیرینتر بود و برای دینم تمام اموال و حتی جانم را میدهم.
منبع : ایران
Telegram
attach 📎
Forwarded from وحید صالحی روزنامه نگار
یکی از جوکهایی که زمان جنگ سرد در شوروی رواج پیدا کرد از این قرار بود:
فردی با مراجعه به پذیرش بیمارستان از پرستار میخواهد تا او را به یک دکتر گوش و چشم معرفی کند.
پرستار که از این درخواست تعجب میکند خطاب به بیمار میگوید احتمالا منظور شما دکتر گوش و حلق و بینی است.
بیمار به پرستار میگوید که نه دقیقا منظورم همان دکتر گوش و چشم است.
از بیمار اصرار و از پرستار انکار تا در نهایت او را به یک روانکاو معرفی میکنند.
روانکاو از بیمار میپرسد مشکلت چیست؟ فرد مراجعه کنند میگوید آقای دکتر مدتی است که گوشهایم چیزی را میشنود که چشمهایم برعکس آن را میبیند.
دکتر به مراجعه کننده میگوید کاملا شما را درک میکنم اما متاسفانه برای سوسیالیسم درمانی نداریم.
✅✅ @INNASTUDIES
فردی با مراجعه به پذیرش بیمارستان از پرستار میخواهد تا او را به یک دکتر گوش و چشم معرفی کند.
پرستار که از این درخواست تعجب میکند خطاب به بیمار میگوید احتمالا منظور شما دکتر گوش و حلق و بینی است.
بیمار به پرستار میگوید که نه دقیقا منظورم همان دکتر گوش و چشم است.
از بیمار اصرار و از پرستار انکار تا در نهایت او را به یک روانکاو معرفی میکنند.
روانکاو از بیمار میپرسد مشکلت چیست؟ فرد مراجعه کنند میگوید آقای دکتر مدتی است که گوشهایم چیزی را میشنود که چشمهایم برعکس آن را میبیند.
دکتر به مراجعه کننده میگوید کاملا شما را درک میکنم اما متاسفانه برای سوسیالیسم درمانی نداریم.
✅✅ @INNASTUDIES
Forwarded from حسن معین - منطقِ جامعه
🔆منتخبی از كانالهای تخصصی اتحاديه جامعه شناسان ايرانی در تلگرام🔆
🗓پنج شنبه 17 خرداد1397
⛳️تاریخ شفاهی ایران
☂️@oralhistoryiran
⛳️مهران صولتی: نقد جامعه ایران
☂️@solati_mehran
⛳️ابوالفضل بجانی: از ورزش تا فرهنگ و اجتماع
☂️@bejani_ir
⛳️ح.ابوالحسن تنهایی: انجمن نمادی جامعه شناسی تفسیری ایران
☂️@hatanhai
⛳️امیر هاشمی مقدم: مقدمه (انسانشناسی و گردشگری)
☂️@moghaddames
⛳️ماهنامه سرند: جامعه ایرانی در ترازوی نقد
☂️@sarandmonthly
⛳️علیرضا احمدپور خرّمی: دریچه(نقد مسائل اجتماعی از منظر فرهنگی)
☂️@naghdefarhangi
⛳️شبکه جامعهشناسی علامه
☂️@Atu_Sociology
⛳️شیرین ولی پوری: تحلیل وقایع جامعه شناسی جنایی ایران
☂️@criminalsociology
⛳️سید محمود نجاتی حسینی: فلسفه اجتماعی
☂️@smnejatihosseini
⛳️حسن رشیدی: مطالعات و پژوهشهای توسعه
☂️@drhassanrashidi
⛳️سعید کشاورزی: جامعهشناسی سیاسی
☂️@PoliticalSocio
⛳️حسن معین: جامعه شناسی وجودی
☂️@MHMohaqeqmoein
⛳️ شهره مجمع: جامعه شناسی روز
☂️@sociologychannel
⛳️فاضل الیاسی: جامعه و فرهنگ
☂️@chamk
⛳️حسین شیران: جامعه شناسی شرقی
☂️@orientalsociology
⛳️سمیه چیتی : مهندسی فکر
☂️@seen1
⛳️داریوش رحمانیان: مردم نامه
☂️@mardomnameh
⛳️بی تا مدنی : جامعه شناسی ورزش
☂️@sociology_of_sport
⛳️علی مرادی مراغه ای: تاریخ تحلیلی ایران و آذربایجان
☂️@Ali_Moradi_maragheie
⛳️محمد هدایتی: آمیزش افق ها
☂️@fusionofhorizons
⛳️محمد فاضلی: دغدغه ایران
☂️@fazeli_mohammad
💦💦💦
🔆 لطفا پس از باز کردن کانال،《Join》را بزنید.🔆
🗓پنج شنبه 17 خرداد1397
⛳️تاریخ شفاهی ایران
☂️@oralhistoryiran
⛳️مهران صولتی: نقد جامعه ایران
☂️@solati_mehran
⛳️ابوالفضل بجانی: از ورزش تا فرهنگ و اجتماع
☂️@bejani_ir
⛳️ح.ابوالحسن تنهایی: انجمن نمادی جامعه شناسی تفسیری ایران
☂️@hatanhai
⛳️امیر هاشمی مقدم: مقدمه (انسانشناسی و گردشگری)
☂️@moghaddames
⛳️ماهنامه سرند: جامعه ایرانی در ترازوی نقد
☂️@sarandmonthly
⛳️علیرضا احمدپور خرّمی: دریچه(نقد مسائل اجتماعی از منظر فرهنگی)
☂️@naghdefarhangi
⛳️شبکه جامعهشناسی علامه
☂️@Atu_Sociology
⛳️شیرین ولی پوری: تحلیل وقایع جامعه شناسی جنایی ایران
☂️@criminalsociology
⛳️سید محمود نجاتی حسینی: فلسفه اجتماعی
☂️@smnejatihosseini
⛳️حسن رشیدی: مطالعات و پژوهشهای توسعه
☂️@drhassanrashidi
⛳️سعید کشاورزی: جامعهشناسی سیاسی
☂️@PoliticalSocio
⛳️حسن معین: جامعه شناسی وجودی
☂️@MHMohaqeqmoein
⛳️ شهره مجمع: جامعه شناسی روز
☂️@sociologychannel
⛳️فاضل الیاسی: جامعه و فرهنگ
☂️@chamk
⛳️حسین شیران: جامعه شناسی شرقی
☂️@orientalsociology
⛳️سمیه چیتی : مهندسی فکر
☂️@seen1
⛳️داریوش رحمانیان: مردم نامه
☂️@mardomnameh
⛳️بی تا مدنی : جامعه شناسی ورزش
☂️@sociology_of_sport
⛳️علی مرادی مراغه ای: تاریخ تحلیلی ایران و آذربایجان
☂️@Ali_Moradi_maragheie
⛳️محمد هدایتی: آمیزش افق ها
☂️@fusionofhorizons
⛳️محمد فاضلی: دغدغه ایران
☂️@fazeli_mohammad
💦💦💦
🔆 لطفا پس از باز کردن کانال،《Join》را بزنید.🔆
Forwarded from م پادار
💭میلتون فریدمن در جشن تولد نودسالگی خویش ، فلسفه انتخاب عمومی را چنین بیان می کند:
🔻وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای خود چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند و چه چیزی می خرد .
🔻 وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند، اما درباره اینکه پولش را صرف خرید چه چیزی کرده است کمتر دقت می کند .
🔻وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای خودش چیزی بخرد، بسیار مراقب است که چه چیزی می خرد، اما درباره اینکه چه مقدار خرج می کند ، چندان مراقب نیست .
🔻و وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، نه به مقدار پولی که خرج می کند و نه به آن چیزی که برایش پول خرج کرده است توجهی نمی کند و این کار دولت است برای شما!.
( شافریتز ، 1390 : 347 )
📕مبانی و اصول سیاست گذاری عمومی
دکتر حمیدرضا ملک محمدی
🔻وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای خود چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند و چه چیزی می خرد .
🔻 وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند، اما درباره اینکه پولش را صرف خرید چه چیزی کرده است کمتر دقت می کند .
🔻وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای خودش چیزی بخرد، بسیار مراقب است که چه چیزی می خرد، اما درباره اینکه چه مقدار خرج می کند ، چندان مراقب نیست .
🔻و وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، نه به مقدار پولی که خرج می کند و نه به آن چیزی که برایش پول خرج کرده است توجهی نمی کند و این کار دولت است برای شما!.
( شافریتز ، 1390 : 347 )
📕مبانی و اصول سیاست گذاری عمومی
دکتر حمیدرضا ملک محمدی
Forwarded from نشر نایش
جهل عامیانه و جهل عالمانه
مونتنی در مورد دو نوع جهل صحبت میکند: جهل عامیانه که پیش از تحصیل دانش وجود دارد و جهل عالمانه که بعد از کسب دانش گریبانگیر انسان میشود.
اولی مربوط به کسانی است که اصلا بیسوادند و کتاب نمیخوانند. دومی جهل کسانی است که کتابهای فراوانی را بد خواندهاند. اینها به قول الکساندر پوپ «آدمهای بیهوش و فاقد بینشی هستند که مغزهای آنها از کتابهایی که بدخواندهاند انباشته شده است.» در دنیا همیشه از این نوع جاهلان باسواد که کتابهای فراوانی را بد خواندهاند وجود داشته است.
یونانیها برای این آمیزهی علم و ابلهی اصطلاحی داشتند که بتواند به تمام علمایی که کتاب زیاد میخوانند ولی بد میخوانند در تمام دورهها اطلاق شود و آنها به اینگونه افراد عالمان جاهل نام داده بودند...
منبع:
چگونه کتاب بخوانیم
مارتیمر جی آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@sanjeshgaraneh
مونتنی در مورد دو نوع جهل صحبت میکند: جهل عامیانه که پیش از تحصیل دانش وجود دارد و جهل عالمانه که بعد از کسب دانش گریبانگیر انسان میشود.
اولی مربوط به کسانی است که اصلا بیسوادند و کتاب نمیخوانند. دومی جهل کسانی است که کتابهای فراوانی را بد خواندهاند. اینها به قول الکساندر پوپ «آدمهای بیهوش و فاقد بینشی هستند که مغزهای آنها از کتابهایی که بدخواندهاند انباشته شده است.» در دنیا همیشه از این نوع جاهلان باسواد که کتابهای فراوانی را بد خواندهاند وجود داشته است.
یونانیها برای این آمیزهی علم و ابلهی اصطلاحی داشتند که بتواند به تمام علمایی که کتاب زیاد میخوانند ولی بد میخوانند در تمام دورهها اطلاق شود و آنها به اینگونه افراد عالمان جاهل نام داده بودند...
منبع:
چگونه کتاب بخوانیم
مارتیمر جی آدلر و چارلز لینکلن ون دورن
کانال سنجشگرانهاندیشی:
@sanjeshgaraneh
Forwarded from اتچ بات
✔️پنداری دلم خوش نیست
هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه این روزها نوشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتن اش بهتر است از نانبشتنش. ای دوست نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگویند...و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش پدید نبود، و چیزها نویسم بی خود، که چون واخود آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور. ای دوست می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت، حقا و به حرمت دوستی نمی دانم که این که می نویسم راه سعادت است که می روم یا راه شقاوت؟ و حقا که نمی دانم که این نبشتنم طاعت است یا معصیت؟ چون در حرکت و سکون چیزی نویسم رنجور شوم از آن بغایت. و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم. چون احوال عاشقان نویسم نشاید و چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید، و هر چه نویسم هم نشاید، اگر هیچ ننویسم هم نشاید، اگر گویم نشاید، و اگر خاموش گردم هم نشاید، اگر واگویم نشاید، و اگر خاموش شوم هم نشاید.
#عین_القضات [۵۲۵–۴۹۲ ه. ق]
پ. ن 1: مشهور است که عینالقضات در سن سی و سه سالگی، شبانه در مدرسه اش به دار کشیده شد. سپس پوست بدنش را کندند و جسدش را در بوریایی آلوده به نفت پیچیده، سوزاندند.
پ. ن 2: نقاشی فوق، پرتره ی دکتر گاشه (نسخه ی دوم) است که در سال 1890 م. توسط #ون_سان_ونگوگ کشیده شده است. و هم اکنون در موزه ی اورسی پاریس نگه داری می شود.
هر چه می نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه این روزها نوشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتن اش بهتر است از نانبشتنش. ای دوست نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگویند...و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش پدید نبود، و چیزها نویسم بی خود، که چون واخود آیم بر آن پشیمان باشم و رنجور. ای دوست می ترسم و جای ترس است از مکر سرنوشت، حقا و به حرمت دوستی نمی دانم که این که می نویسم راه سعادت است که می روم یا راه شقاوت؟ و حقا که نمی دانم که این نبشتنم طاعت است یا معصیت؟ چون در حرکت و سکون چیزی نویسم رنجور شوم از آن بغایت. و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم هم رنجور شوم. چون احوال عاشقان نویسم نشاید و چون احوال عاقلان نویسم هم نشاید، و هر چه نویسم هم نشاید، اگر هیچ ننویسم هم نشاید، اگر گویم نشاید، و اگر خاموش گردم هم نشاید، اگر واگویم نشاید، و اگر خاموش شوم هم نشاید.
#عین_القضات [۵۲۵–۴۹۲ ه. ق]
پ. ن 1: مشهور است که عینالقضات در سن سی و سه سالگی، شبانه در مدرسه اش به دار کشیده شد. سپس پوست بدنش را کندند و جسدش را در بوریایی آلوده به نفت پیچیده، سوزاندند.
پ. ن 2: نقاشی فوق، پرتره ی دکتر گاشه (نسخه ی دوم) است که در سال 1890 م. توسط #ون_سان_ونگوگ کشیده شده است. و هم اکنون در موزه ی اورسی پاریس نگه داری می شود.
Telegram
attach 📎
Audio
هر نظری محترم نیست!!!
#IPA #Podcast #Project
#رادیوفلسفه: برای کسانی که #کتاب نمیخوانند، #کتاب میخوانیم.
#انجمن_فیلسوفان_ایرانی
@DaryaSaaber / (Φ) https://telegram.me/IranianPhilosophers (Φ)
#IPA #Podcast #Project
#رادیوفلسفه: برای کسانی که #کتاب نمیخوانند، #کتاب میخوانیم.
#انجمن_فیلسوفان_ایرانی
@DaryaSaaber / (Φ) https://telegram.me/IranianPhilosophers (Φ)
M.Hosein Naji, [۱۰.۰۶.۱۸ ۰۸:۴۰]
📚نگاهی به کتاب «راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا»
در تفکر دو شیوه مختلف وجود دارد: یکی روش اسفنجی است و دیگری روش غربالی. روش اسفنجی شبیه رابطه آب و اسفنج است، یعنی جذب کردن. روش غربالی مبتنی بر رابطه دوسویه است. این دو روش یکدیگر را کامل میکنند.
«کتاب راهنمای تفکر نقادانه»، کتابی کاربردی برای تمام امور زندگی و تصمیمگیریهای بهجا است. این کتاب، پرسشهای دقیقی را پیشروی ما میگذارد که استفاده از این پرسشها، در دوراهیها بلکه چندراهیهای انتخاب به داد ما میرسند و نویسندگان این کتاب بهدرستی ادعا میکنند که این کتاب برای همه رشتههای تحصیلی مفید است و تدریس آن در سطوح مختلف و رشتههای مختلف، این ادعا را ثابت کرده است.
به نظر من اما این کتاب برای همه رشتههای تحصیلی عموما و برای رشتهی فلسفه خصوصا و علاقهمندان به فلسفه برای کودکان و نوجوانان و مربیان و تسهیلگران این حوزه بهویژه، بسیار ضروریتر و کاربردیتر است. ناگفته پیداست که این ادعا به این معنا نیست که این کتاب به بچهها درس داده شود بلکه مربی یا تسهیلگر خود، باید آن را دقیق مطالعه کند و آموزههای آن را بهصورت عملی و کاربردی در کلاس خود به کار برد. چرا که در برنامه فلسفه برای کودکان ما با سه نوع تفکر مواجهایم تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه و تفکر مراقبتی. برای مربی و تسهیلگر ضروری است که در هرکداماز اینها سواد و دانش و البته تمرین کافی داشته باشد. به نظر میرسد این کتاب، در میان کتابهای تفکر نقادانه، بهخوبی میتواند یاری بهر تسهیلگر باشد.»
به گفته نویسندگان این کتاب، با خواندن و به کار بردن اصول درست سه جنبه در هر آدمی برای داشتنِ تفکر نقادانه، تقویت میشود. یکی آگاهی از پرسشهای نقادانهی وابسته به هم، دومی توانایی پرسیدن پرسشهای نقادانه و البته در موقع مناسب و سوم استفادهی فعالانه از این پرسشها.
در تفکر دو شیوه مختلف وجود دارد؛ یکی روش اسفنجی است و دیگری روش غربالی. در روش اسفنجی همان گونه که از اسمش هم پیداست، شبیه رابطه آب و اسفنج است، یعنی جذب کردن، این روش یک روش رایج و متداول است و دو مزیت دارد، نخست اینکه مبنایی برای پیچیده فکر کردن میشود، چون دادههای بسیاری از عالم وارد ذهنتان میشود و دیگر اینکه انرژی چندانی از آدمی نمیبرد و سریع و آسان اتفاق میافتد.
نکته قابل توجه این است که جذب اطلاعات شروع خوبی است ولی کمکی به ما نمیکند که درباره قبول یا رد نظریهای تصمیم بگیریم. اگر فرد کتابخوانی همواره به روش اسفنجی کتاب بخواند همواره به آخرین چیزی که خوانده است اعتقاد پیدا میکند. شبیه این را در کودکان، هنگامی که تازه زبان باز کردهاند، میتوانیم ببینیم برای نمونه، از او میپرسی مامان و دوست داری یا بابا میگوید: بابا، بعد میپرسی بابا را دوست داری یا مامان میگوید: مامان. درواقع، باور او آخرین دادهای است که از جهان خارج جذب کرده است.
در روش غربال کردن وضعیت متفاوت است، نویسنده تلاش میکند با شما صحبت کند، شما هم تلاش کنید با او گفتوگو کنید ولو اینکه حضور نداشته باشد. این شیوه مبتنی بر یک رابطه دوسویه است. این دو روش یکدیگر را کامل میکنند.
همهنگام که متنی را میخوانید پیدرپی از خودتان بپرسید: آیا دارم دادهها را غربال میکنم؟ آیا از خودم پرسیدهام چرا نویسنده میخواهد که حرفهای او را باور کنم؟ آیا هنگامی که اشکالی از نویسنده به ذهنم رسیده است یادداشت کردهام؟ آیا سخنان او را ارزیابی کردهام؟ آیا دربارهی متنی که میخوانم به نتایجی رسیدهام که از آنِ خودم باشد؟
مزیتهای پرسش های نقادانه این است که حتی اگر دربارهی موضوعی که دربارهاش مطالعه میکنید کم بدانید باز هم میتوانید پرسشهای کاوشگرانه بپرسید.
در علوم طبیعی میتوانیم به مرز پاسخهای درست برسیم اما دربارهی رفتارهای انسانی وضع بهکلی متفاوت است. رفتار انسانی پیچیدهتر از آن است که بتوان دربارهاش به پاسخ درست و قطعی رسید. درواقع، هدف این نیست که در این امور به پاسخ درست برسیم که میخواهیم به معقولترین پاسخی برسیم که وجود دارد. این امر در امور اجتماعی ملموستر است، بهندرت میتوان گفت: این است و غیر از این نیست.
📚نگاهی به کتاب «راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا»
در تفکر دو شیوه مختلف وجود دارد: یکی روش اسفنجی است و دیگری روش غربالی. روش اسفنجی شبیه رابطه آب و اسفنج است، یعنی جذب کردن. روش غربالی مبتنی بر رابطه دوسویه است. این دو روش یکدیگر را کامل میکنند.
«کتاب راهنمای تفکر نقادانه»، کتابی کاربردی برای تمام امور زندگی و تصمیمگیریهای بهجا است. این کتاب، پرسشهای دقیقی را پیشروی ما میگذارد که استفاده از این پرسشها، در دوراهیها بلکه چندراهیهای انتخاب به داد ما میرسند و نویسندگان این کتاب بهدرستی ادعا میکنند که این کتاب برای همه رشتههای تحصیلی مفید است و تدریس آن در سطوح مختلف و رشتههای مختلف، این ادعا را ثابت کرده است.
به نظر من اما این کتاب برای همه رشتههای تحصیلی عموما و برای رشتهی فلسفه خصوصا و علاقهمندان به فلسفه برای کودکان و نوجوانان و مربیان و تسهیلگران این حوزه بهویژه، بسیار ضروریتر و کاربردیتر است. ناگفته پیداست که این ادعا به این معنا نیست که این کتاب به بچهها درس داده شود بلکه مربی یا تسهیلگر خود، باید آن را دقیق مطالعه کند و آموزههای آن را بهصورت عملی و کاربردی در کلاس خود به کار برد. چرا که در برنامه فلسفه برای کودکان ما با سه نوع تفکر مواجهایم تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه و تفکر مراقبتی. برای مربی و تسهیلگر ضروری است که در هرکداماز اینها سواد و دانش و البته تمرین کافی داشته باشد. به نظر میرسد این کتاب، در میان کتابهای تفکر نقادانه، بهخوبی میتواند یاری بهر تسهیلگر باشد.»
به گفته نویسندگان این کتاب، با خواندن و به کار بردن اصول درست سه جنبه در هر آدمی برای داشتنِ تفکر نقادانه، تقویت میشود. یکی آگاهی از پرسشهای نقادانهی وابسته به هم، دومی توانایی پرسیدن پرسشهای نقادانه و البته در موقع مناسب و سوم استفادهی فعالانه از این پرسشها.
در تفکر دو شیوه مختلف وجود دارد؛ یکی روش اسفنجی است و دیگری روش غربالی. در روش اسفنجی همان گونه که از اسمش هم پیداست، شبیه رابطه آب و اسفنج است، یعنی جذب کردن، این روش یک روش رایج و متداول است و دو مزیت دارد، نخست اینکه مبنایی برای پیچیده فکر کردن میشود، چون دادههای بسیاری از عالم وارد ذهنتان میشود و دیگر اینکه انرژی چندانی از آدمی نمیبرد و سریع و آسان اتفاق میافتد.
نکته قابل توجه این است که جذب اطلاعات شروع خوبی است ولی کمکی به ما نمیکند که درباره قبول یا رد نظریهای تصمیم بگیریم. اگر فرد کتابخوانی همواره به روش اسفنجی کتاب بخواند همواره به آخرین چیزی که خوانده است اعتقاد پیدا میکند. شبیه این را در کودکان، هنگامی که تازه زبان باز کردهاند، میتوانیم ببینیم برای نمونه، از او میپرسی مامان و دوست داری یا بابا میگوید: بابا، بعد میپرسی بابا را دوست داری یا مامان میگوید: مامان. درواقع، باور او آخرین دادهای است که از جهان خارج جذب کرده است.
در روش غربال کردن وضعیت متفاوت است، نویسنده تلاش میکند با شما صحبت کند، شما هم تلاش کنید با او گفتوگو کنید ولو اینکه حضور نداشته باشد. این شیوه مبتنی بر یک رابطه دوسویه است. این دو روش یکدیگر را کامل میکنند.
همهنگام که متنی را میخوانید پیدرپی از خودتان بپرسید: آیا دارم دادهها را غربال میکنم؟ آیا از خودم پرسیدهام چرا نویسنده میخواهد که حرفهای او را باور کنم؟ آیا هنگامی که اشکالی از نویسنده به ذهنم رسیده است یادداشت کردهام؟ آیا سخنان او را ارزیابی کردهام؟ آیا دربارهی متنی که میخوانم به نتایجی رسیدهام که از آنِ خودم باشد؟
مزیتهای پرسش های نقادانه این است که حتی اگر دربارهی موضوعی که دربارهاش مطالعه میکنید کم بدانید باز هم میتوانید پرسشهای کاوشگرانه بپرسید.
در علوم طبیعی میتوانیم به مرز پاسخهای درست برسیم اما دربارهی رفتارهای انسانی وضع بهکلی متفاوت است. رفتار انسانی پیچیدهتر از آن است که بتوان دربارهاش به پاسخ درست و قطعی رسید. درواقع، هدف این نیست که در این امور به پاسخ درست برسیم که میخواهیم به معقولترین پاسخی برسیم که وجود دارد. این امر در امور اجتماعی ملموستر است، بهندرت میتوان گفت: این است و غیر از این نیست.
ما بهرغم یقین نداشتن یک جایی باید تصمیم بگیریم. چه خوب که این تصمیم ما معقولترین تصمیم باشد. نکته مهم این است که نباید در به کاربردن این پرسشها وسواس بیاندازه نشان دهیم براینمونه، دوستی بهشدت ناخوشاحوال است و شما باید او را به بیمارستان برسانید ناگفته پیداست که در اینجا پرسیدن پرسش نقادانه امری غیرعقلانی است.
همه ما به باورهایمان دلبستگی داریم، باید برای کوتاه زمانی هم که شده است این احساسات را کنار بگذاریم.
هنگامی که کسی استدلالهایی را مطرح میکند که باورهای ما را تهدید میکند باید بتوانیم احساساتمان را به پس برانیم و فقط به استدلالهای او گوش بدهیم، بهاینمعنا که، بپذیریم، اگر مخالفتی هست، حمله به خود ما نیست، تنها باورهای ماست که نقد میشود.
نکتهی مهم دیگر این است که پیش از نقد کردن از خودتان بپرسید این مسئله ارزش نقد کردن دارد یا ندارد؟ براینمونه، انرژی خود را صرف این کنیم که آیا بیشتر مدیران از رنگ آبی خوششان میآید یا نه؟ کاری بیهوده است.
تقسیمبندی دیگری در تفکر نقادانه وجود دارد و آن تفکر حداقلی و حداکثری است. تفکر حداقلی دفاع از عقاید پیشین است، حال آنکه تفکر حداکثری برای ارزیابی و تجدید نظر در آنها است.
فهرستی از پرسشهای بهجا و مناسب عبارتاند از:
۱- مسئله چیست و نتیجه کدام است؟
۲- دلایل استدلال کداماند؟
۳- کدام واژهها یا عبارتها مبهم هستند؟
۴- تضادهای ارزشی و فرضهای ارزشی کداماند؟
۵- فرضهای توصیفی کداماند؟
۶- آیا مغالطهای در کار است؟
۷- شواهد چقدر محکماند؟
۸- آیا علتهای بدیل در کار نیستند؟
۹- آیا آمارهای عرضه شده فریبدهنده نیست؟
۱۰ چه اطلاعات مهمی بیان نشده است؟
۱۱- چه مدعاهای معقول دیگری میتوان مطرح کرد؟
اگر بخواهیم درباره مسئله و نتیجه یا مدعای یک متن پرسش کنیم نخست باید بدانیم مسئله یا مدعا چیست؟ پیدا کردن مسئله نیاز به تمرین دارد. تمرین بسیار!
مسئله، پرسش یا اختلاف نظری است که باعث گفتوگو میشود و محرک گفتوگو است. دو نوع مسئله داریم. مسائل توصیفی که دربارهی صحت و سقم توصیفهای ما از گذشته، حال و آینده پرسش مطرح میکند: علت فشار خون بالا چیست؟ مسائل تجویزی شبیه اینکه جهان چگونه باید باشد؟ آیا مجازات اعدام باید باشد؟ مسائل اخلاقی از این دست است.
پیدا کردن مسئله در هر متنی اولین گام است. گاهی نویسنده خود، آشکارا بیانش کرده است، گاهی میتوان از سوابق نویسنده واکنش او را به موضوعی خاص متوجه شد. اگر پرسشی را که کل نوشته یا سخنرانی به آن میپردازد را پیدا کردید و توانستید پیوند آن پرسش و متن نوشتاری یا گفتاری را نشان دهید، مسئله را یافتهاید.
مدعا یا نتیجه، پیامی است که گوینده یا نویسنده میخواهد شما آن را بپذیرید.
برای پیدا کردن مدعا میتوانیم دو پرسش از خودمان بپرسیم، هر پاسخی به این پرسشها داده شود مدعا یا نتیجه است: نویسنده یا گوینده چه چیزی را میخواهد ثابت کند؟ لُب کلام نویسنده یا گوینده چیست؟ ساختار برهان «این به آن دلیل» است. مدعا باید پشتوانه داشته باشد نمیشود گفت این به آن دلیل بدون پشتوانه! در این صورت تنها یک نظر ساده است. درک کردن اینکه مدعا چیست گامی اساسی بهسوی خواندن و درک کردن نقادانه است.
همه ما به باورهایمان دلبستگی داریم، باید برای کوتاه زمانی هم که شده است این احساسات را کنار بگذاریم.
هنگامی که کسی استدلالهایی را مطرح میکند که باورهای ما را تهدید میکند باید بتوانیم احساساتمان را به پس برانیم و فقط به استدلالهای او گوش بدهیم، بهاینمعنا که، بپذیریم، اگر مخالفتی هست، حمله به خود ما نیست، تنها باورهای ماست که نقد میشود.
نکتهی مهم دیگر این است که پیش از نقد کردن از خودتان بپرسید این مسئله ارزش نقد کردن دارد یا ندارد؟ براینمونه، انرژی خود را صرف این کنیم که آیا بیشتر مدیران از رنگ آبی خوششان میآید یا نه؟ کاری بیهوده است.
تقسیمبندی دیگری در تفکر نقادانه وجود دارد و آن تفکر حداقلی و حداکثری است. تفکر حداقلی دفاع از عقاید پیشین است، حال آنکه تفکر حداکثری برای ارزیابی و تجدید نظر در آنها است.
فهرستی از پرسشهای بهجا و مناسب عبارتاند از:
۱- مسئله چیست و نتیجه کدام است؟
۲- دلایل استدلال کداماند؟
۳- کدام واژهها یا عبارتها مبهم هستند؟
۴- تضادهای ارزشی و فرضهای ارزشی کداماند؟
۵- فرضهای توصیفی کداماند؟
۶- آیا مغالطهای در کار است؟
۷- شواهد چقدر محکماند؟
۸- آیا علتهای بدیل در کار نیستند؟
۹- آیا آمارهای عرضه شده فریبدهنده نیست؟
۱۰ چه اطلاعات مهمی بیان نشده است؟
۱۱- چه مدعاهای معقول دیگری میتوان مطرح کرد؟
اگر بخواهیم درباره مسئله و نتیجه یا مدعای یک متن پرسش کنیم نخست باید بدانیم مسئله یا مدعا چیست؟ پیدا کردن مسئله نیاز به تمرین دارد. تمرین بسیار!
مسئله، پرسش یا اختلاف نظری است که باعث گفتوگو میشود و محرک گفتوگو است. دو نوع مسئله داریم. مسائل توصیفی که دربارهی صحت و سقم توصیفهای ما از گذشته، حال و آینده پرسش مطرح میکند: علت فشار خون بالا چیست؟ مسائل تجویزی شبیه اینکه جهان چگونه باید باشد؟ آیا مجازات اعدام باید باشد؟ مسائل اخلاقی از این دست است.
پیدا کردن مسئله در هر متنی اولین گام است. گاهی نویسنده خود، آشکارا بیانش کرده است، گاهی میتوان از سوابق نویسنده واکنش او را به موضوعی خاص متوجه شد. اگر پرسشی را که کل نوشته یا سخنرانی به آن میپردازد را پیدا کردید و توانستید پیوند آن پرسش و متن نوشتاری یا گفتاری را نشان دهید، مسئله را یافتهاید.
مدعا یا نتیجه، پیامی است که گوینده یا نویسنده میخواهد شما آن را بپذیرید.
برای پیدا کردن مدعا میتوانیم دو پرسش از خودمان بپرسیم، هر پاسخی به این پرسشها داده شود مدعا یا نتیجه است: نویسنده یا گوینده چه چیزی را میخواهد ثابت کند؟ لُب کلام نویسنده یا گوینده چیست؟ ساختار برهان «این به آن دلیل» است. مدعا باید پشتوانه داشته باشد نمیشود گفت این به آن دلیل بدون پشتوانه! در این صورت تنها یک نظر ساده است. درک کردن اینکه مدعا چیست گامی اساسی بهسوی خواندن و درک کردن نقادانه است.
وقتی مدعا را پیدا کردید از آن بهعنوان کانون ارزیابی استفاده کنید، چون مدعا همان است که نویسنده میخواهد شما آن را بپذیرید. سرنخهایی برای یافتن مدعا: در نتیجه، بنابراین، دال بر این است که، پس نتیجه میشود که، نشان میدهد که، معلوم میکند که، حاکی از این است که، ازاینرو، نتیجه میگیریم که، مطلبی که میخواهم ثابت کنم این است که، احتمالش خیلی زیاد است که، ثابت میکند که، حقیقت امر این است که و...واژگانی شبیه اینها.
توجه داشته باشید که مثالها، آمارها، تمرینها، سوابق تحصیلی و شغلی نویسنده، شواهد و قرائن مدعا نیستند.
حال باید ببینیم دلایل استدلال کداماند؟ دلایل عبارتاند از توضیح و توجیههایی که به ما میگویند چرا باید درستی مدعا را بپذیریم. اگر شما از دلایل پرسیدید و او گفت چون من این طور فکر میکنم، این فقط تکرار مدعا است. اولین پرسشی که برای پیدا کردن دلیل میپرسید با چرا؟ شروع میشود. چرا نویسنده یا گوینده این مدعا را قبول دارد؟ واژههایی که دلایل را مشخص میکنند بدین قراراند: به علت اینکه، به خاطر اینکه، به این دلیل که، به این سبب که، مبتنی بر این است که و ... واژههایی از این دست. اگر از کسی دلیل خواستید و او آشفته و حیرتزده و عصبانی شد، رفتارش احتمالا ناشی از تفکر نقادانهی حداقلی است. به اینمعنا که دلبستگی به باورهای قبلی مانع از گوش کردن و یاد گرفتن میشود.
گفتیم که تشخیص مدعا یا نتیجه، گامی اساسی است اما پس از آن باید معنی دقیق اجزا استدلال را بررسی کنیم. درواقع، باید از خود بپرسیم کدام واژهها یا عبارتها مبهم هستند؟ اینجاست که پای ریزهکاریهای زبان به میان میآید. به این معنا که باید معنی دقیق واژهها و عبارات کلیدی را بفهمیم تا اگر موضع خاصی در برابر نظر میگیریم مطمئن باشیم باور نویسنده یا گوینده را متوجه شدهایم.
زبان انسانها پیچیده است و واژهها معمولا بیش از یک معنی دارند. واژههایی چون آزادی، ابتذال و خوشبختی معناهای چندگانه دارند. اگر کسی بگوید فلان مجله مبتذل است تا ندانید منظورش از ابتذال چیست نمیتوانید استدلالش را ارزیابی کنید.
ما بیشتر وقتها آنچه را میخوانیم و میشنویم بد میفهمیم چون پیشفرضمان این است که معنی واژههات واضح و بدیهی است.کسی که تلاش میکند
عقیدهای را به ما بقبولاند مسئولیت دارد هر ابهام احتمالی را با توضیح دادن برطرف کند. ازآنجاکه، بسیاری از واژهها و عبارتهای کلیدی بیش از یک معنی دارند باید با پرسیدن پرسشهایی مثل «نویسنده یا گوینده چه منظوری میتواند داشته باشد؟» «منظور نویسنده یا گوینده از این عبارتهای کلیدی چیست؟» دنبال مواردی بگردید که امکان دارد مبهم باشند.
هر کس که میخواهد مدعای خاصی را به شما بقبولاند تلاش میکند دلایلی به دست دهد که با آن مدعا سازگار باشد. بنابراین، تقریبا هر برهانی در گام اول و در ظاهر به نظر با عقل جور در میآید. اما فقط روبنای برهان مهم نیست، گاه عقاید پنهان و بیان نشده هم به همان اندازهی بیان شدهها مهم و قابل توجه است. برای همین است که ما باید فرضها و پیشفرضها را تشخیص دهیم. فرضها در بیشتر موارد پنهاناند، مسلم گرفته میشوند، در اینکه چرا نویسنده یا گوینده به آن مدعا یا نتیجه رسیدهاند تاثیر دارد و میتوانند فریبدهنده باشند.
در حرکت بهسوی مدعا دنبال فرضهای ارزشی بگردید. چرا دو آدم منطقی دربارهی یک کنش دو واکنش متفاوت دارند؟ درواقع، از دیدگاه متفاوت آنها ناشی میشود. پرسش نقادانهی ما این است که تضادهای ارزشی و فرضهای ارزشی کداماند؟ سرنخهایی برای پیدا کردن فرضهای ارزشی وجود دارد شبیه دانستن سوابق نویسنده، پرسیدن اینکه چرا آن پیامدهایی که نویسنده یا گوینده در موضع خود مطرح میکند این قدر برایش مهم است؟ میتوانید دنبال مسائل مناقشهانگیزی که بگردید به مسئلهی مورد نظر شباهت دارد تا فرضهای ارزشی مشابه را پیدا کنید. میتوانید نقش طرف مقابل را بازی کنید.
اما فرضهای دیگری هم وجود دارند که فرضهای توصیفی هستند. فرضهای توصیفی عقایدی هستند دربارهی اینکه جهان چگونه است. برای نمونه، کسی که ادعا میکند این خودرو قابل اطمینان است چند فرض توصیفی پسِ پشت آن است مثل اینکه کیفیت این مدل خودرو سال تا سال تغییر نکرده است، مشتریان با این خودرو تازه همان جور رانندگی خواهند کرد که کسی که دارد از خودرو تعریف میکند با آن رانندگی کرده است. این فرضهای توصیفی به آن ادعا رسیده است که این خودرو قابل اطمینان است.
توجه داشته باشید که مثالها، آمارها، تمرینها، سوابق تحصیلی و شغلی نویسنده، شواهد و قرائن مدعا نیستند.
حال باید ببینیم دلایل استدلال کداماند؟ دلایل عبارتاند از توضیح و توجیههایی که به ما میگویند چرا باید درستی مدعا را بپذیریم. اگر شما از دلایل پرسیدید و او گفت چون من این طور فکر میکنم، این فقط تکرار مدعا است. اولین پرسشی که برای پیدا کردن دلیل میپرسید با چرا؟ شروع میشود. چرا نویسنده یا گوینده این مدعا را قبول دارد؟ واژههایی که دلایل را مشخص میکنند بدین قراراند: به علت اینکه، به خاطر اینکه، به این دلیل که، به این سبب که، مبتنی بر این است که و ... واژههایی از این دست. اگر از کسی دلیل خواستید و او آشفته و حیرتزده و عصبانی شد، رفتارش احتمالا ناشی از تفکر نقادانهی حداقلی است. به اینمعنا که دلبستگی به باورهای قبلی مانع از گوش کردن و یاد گرفتن میشود.
گفتیم که تشخیص مدعا یا نتیجه، گامی اساسی است اما پس از آن باید معنی دقیق اجزا استدلال را بررسی کنیم. درواقع، باید از خود بپرسیم کدام واژهها یا عبارتها مبهم هستند؟ اینجاست که پای ریزهکاریهای زبان به میان میآید. به این معنا که باید معنی دقیق واژهها و عبارات کلیدی را بفهمیم تا اگر موضع خاصی در برابر نظر میگیریم مطمئن باشیم باور نویسنده یا گوینده را متوجه شدهایم.
زبان انسانها پیچیده است و واژهها معمولا بیش از یک معنی دارند. واژههایی چون آزادی، ابتذال و خوشبختی معناهای چندگانه دارند. اگر کسی بگوید فلان مجله مبتذل است تا ندانید منظورش از ابتذال چیست نمیتوانید استدلالش را ارزیابی کنید.
ما بیشتر وقتها آنچه را میخوانیم و میشنویم بد میفهمیم چون پیشفرضمان این است که معنی واژههات واضح و بدیهی است.کسی که تلاش میکند
عقیدهای را به ما بقبولاند مسئولیت دارد هر ابهام احتمالی را با توضیح دادن برطرف کند. ازآنجاکه، بسیاری از واژهها و عبارتهای کلیدی بیش از یک معنی دارند باید با پرسیدن پرسشهایی مثل «نویسنده یا گوینده چه منظوری میتواند داشته باشد؟» «منظور نویسنده یا گوینده از این عبارتهای کلیدی چیست؟» دنبال مواردی بگردید که امکان دارد مبهم باشند.
هر کس که میخواهد مدعای خاصی را به شما بقبولاند تلاش میکند دلایلی به دست دهد که با آن مدعا سازگار باشد. بنابراین، تقریبا هر برهانی در گام اول و در ظاهر به نظر با عقل جور در میآید. اما فقط روبنای برهان مهم نیست، گاه عقاید پنهان و بیان نشده هم به همان اندازهی بیان شدهها مهم و قابل توجه است. برای همین است که ما باید فرضها و پیشفرضها را تشخیص دهیم. فرضها در بیشتر موارد پنهاناند، مسلم گرفته میشوند، در اینکه چرا نویسنده یا گوینده به آن مدعا یا نتیجه رسیدهاند تاثیر دارد و میتوانند فریبدهنده باشند.
در حرکت بهسوی مدعا دنبال فرضهای ارزشی بگردید. چرا دو آدم منطقی دربارهی یک کنش دو واکنش متفاوت دارند؟ درواقع، از دیدگاه متفاوت آنها ناشی میشود. پرسش نقادانهی ما این است که تضادهای ارزشی و فرضهای ارزشی کداماند؟ سرنخهایی برای پیدا کردن فرضهای ارزشی وجود دارد شبیه دانستن سوابق نویسنده، پرسیدن اینکه چرا آن پیامدهایی که نویسنده یا گوینده در موضع خود مطرح میکند این قدر برایش مهم است؟ میتوانید دنبال مسائل مناقشهانگیزی که بگردید به مسئلهی مورد نظر شباهت دارد تا فرضهای ارزشی مشابه را پیدا کنید. میتوانید نقش طرف مقابل را بازی کنید.
اما فرضهای دیگری هم وجود دارند که فرضهای توصیفی هستند. فرضهای توصیفی عقایدی هستند دربارهی اینکه جهان چگونه است. برای نمونه، کسی که ادعا میکند این خودرو قابل اطمینان است چند فرض توصیفی پسِ پشت آن است مثل اینکه کیفیت این مدل خودرو سال تا سال تغییر نکرده است، مشتریان با این خودرو تازه همان جور رانندگی خواهند کرد که کسی که دارد از خودرو تعریف میکند با آن رانندگی کرده است. این فرضهای توصیفی به آن ادعا رسیده است که این خودرو قابل اطمینان است.
اما پرسش نقادانهی دیگری که باید از خودمان در برابر یک ادعا بپرسیم این است که آیا مغالطهای در کار است؟ وقتی دلایل یک ادعا را پیدا کردید باید تعیین کنید که آیا نویسنده یا گوینده حقه یا مغالطهای را در استدلالش بهکار نبرده است. دلیلی که مغالطه را در آن پیدا میکنید پشتوانهی محکمی برای مدعای نویسنده یا گوینده نیست، بنابراین، نباید پذیرفت.
بعضی از مغالطهها عبارتند از: حمله به شخص بهجای پرداختن مستقیم به دلایل وی، اشتراک لفظی، استناد به رای اکثریت، استناد به مرجه مشکوک، توسل به احساسات و استفاده از واژهها یا عبارتهایی که احساس شنونده را برانگیزد، یا این یا آن (دوراهی دروغین)، تبیین با نامگذاری (حالا چون روی فلان رخداد یا حادثه نامی گذاشتیم پس تبیین درستی هم برایش ارائه دادیم. کلی گویی.
پرسش نقادانه دیگر است که چقدر شواهد محکماند؟ برای پاسخ به این پرسش میتوانیم شواهد را بر اساس پرسشهای دیگری بررسی کنیم، پرسشهای شبیه اینکه آیا شهودی که نویسنده آورده است بر شواهد دیگر متکی است؟ آیا این مرجع در موقعیتی بوده است که امکان دسترسی به موضوع برایش فراهم بوده باشد؟ اگر به گواهی شخصی استناد کرده است احتمالا تحت تاثیر چه منافعی میتواند باشد؟ آیا اصلا شخص مورد نظر تخصصی در زمینه موضوع مورد بحث دارد؟ و اینکه چه اطلاعاتی در گواهی این شخص از قلم افتاده است؟ هر پاسخی به این پرسش ها داده شود نشان خواهد داد که شواهد ارائه شدهی گوینده یا نویسنده چقدر محکماند.
مرحلهی دیگر درباره درستی و نادرستی آمارها است آیا آمارهای عرضه شده فریبدهنده نیست؟ باید نمونههای موردی، منبع گزارشها و منبع تحقیقات علمی را در این مرحله بررسی کنیم.
پرسش نقادانه دیگر این است که آیا علتهای بدیلی در کار نیست؟ علت بدیل عبارت از تبیینی بدیل و قابل قبول است که میتواند توضیح دهد چرا فلان رخداد رخ داده است. سرنخهایی که میتوان با آن به علتهای بدیل پی برد عبارتاند از x این اثر را دارد که ... x موجب میشود که... x منجر میشود به اینکه... x در ... نقش دارد، x با ... مربوط است، x مانع میشود که... x احتمال ... را بالا میبرد.
یکی از دیگر از مواردی که در مواجه با متن یا سخنرانی باید از خودمان بپرسیم این است که چه اطلاعات مهمی بیان یا نوشته نشده است؟ نگفتن یا ننوشتن اطلاعات ممکن است به این دلایل باشد: محدودیت زمانی و مکانی، کوتاه بودن مدت زمان تمرکز آدمها، نقص معلومات بشری، فریب دادن، وجود دیدگاههای متفاوت. وقتی نویسنده یا گویندهای میخواهد چیزی را به شما بقبولاند معمولا اطلاعات مهمی را ناگفته میگذارد باید به دنبال اطلاعات ناگفته و نانوشته بگردید.
و درپایان میتوانید از خود بپرسید چه مدعا یا نتیجهی معقول دیگری میتوان مطرح کرد؟ وقتی دارید تصمیم میگیرید که مدعا(نتیجه) نویسنده یا گویندهای را بپذیرید یا نپذیرید باید مطمئن شوید آن مدعا معقولترین مدعایی است که میشود به آن رسید. اگر بشود نتیجه یا مدعای معقولتری غیراز آنچه نویسنده مطرح و بیان کرده است بیان کنید پس ادعا و دلایل کافی نیست و همچنان جای کار دارد. *
*نگاهی به کتاب «راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا»، نوشته ام نیل بروان و استیوارت ام، کیلی، برگردان کوروش کامیاب، ویراسته هومن پناهنده
گزارش و تلخیص: فائزه رودی دانشجوی دکترای فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
بعضی از مغالطهها عبارتند از: حمله به شخص بهجای پرداختن مستقیم به دلایل وی، اشتراک لفظی، استناد به رای اکثریت، استناد به مرجه مشکوک، توسل به احساسات و استفاده از واژهها یا عبارتهایی که احساس شنونده را برانگیزد، یا این یا آن (دوراهی دروغین)، تبیین با نامگذاری (حالا چون روی فلان رخداد یا حادثه نامی گذاشتیم پس تبیین درستی هم برایش ارائه دادیم. کلی گویی.
پرسش نقادانه دیگر است که چقدر شواهد محکماند؟ برای پاسخ به این پرسش میتوانیم شواهد را بر اساس پرسشهای دیگری بررسی کنیم، پرسشهای شبیه اینکه آیا شهودی که نویسنده آورده است بر شواهد دیگر متکی است؟ آیا این مرجع در موقعیتی بوده است که امکان دسترسی به موضوع برایش فراهم بوده باشد؟ اگر به گواهی شخصی استناد کرده است احتمالا تحت تاثیر چه منافعی میتواند باشد؟ آیا اصلا شخص مورد نظر تخصصی در زمینه موضوع مورد بحث دارد؟ و اینکه چه اطلاعاتی در گواهی این شخص از قلم افتاده است؟ هر پاسخی به این پرسش ها داده شود نشان خواهد داد که شواهد ارائه شدهی گوینده یا نویسنده چقدر محکماند.
مرحلهی دیگر درباره درستی و نادرستی آمارها است آیا آمارهای عرضه شده فریبدهنده نیست؟ باید نمونههای موردی، منبع گزارشها و منبع تحقیقات علمی را در این مرحله بررسی کنیم.
پرسش نقادانه دیگر این است که آیا علتهای بدیلی در کار نیست؟ علت بدیل عبارت از تبیینی بدیل و قابل قبول است که میتواند توضیح دهد چرا فلان رخداد رخ داده است. سرنخهایی که میتوان با آن به علتهای بدیل پی برد عبارتاند از x این اثر را دارد که ... x موجب میشود که... x منجر میشود به اینکه... x در ... نقش دارد، x با ... مربوط است، x مانع میشود که... x احتمال ... را بالا میبرد.
یکی از دیگر از مواردی که در مواجه با متن یا سخنرانی باید از خودمان بپرسیم این است که چه اطلاعات مهمی بیان یا نوشته نشده است؟ نگفتن یا ننوشتن اطلاعات ممکن است به این دلایل باشد: محدودیت زمانی و مکانی، کوتاه بودن مدت زمان تمرکز آدمها، نقص معلومات بشری، فریب دادن، وجود دیدگاههای متفاوت. وقتی نویسنده یا گویندهای میخواهد چیزی را به شما بقبولاند معمولا اطلاعات مهمی را ناگفته میگذارد باید به دنبال اطلاعات ناگفته و نانوشته بگردید.
و درپایان میتوانید از خود بپرسید چه مدعا یا نتیجهی معقول دیگری میتوان مطرح کرد؟ وقتی دارید تصمیم میگیرید که مدعا(نتیجه) نویسنده یا گویندهای را بپذیرید یا نپذیرید باید مطمئن شوید آن مدعا معقولترین مدعایی است که میشود به آن رسید. اگر بشود نتیجه یا مدعای معقولتری غیراز آنچه نویسنده مطرح و بیان کرده است بیان کنید پس ادعا و دلایل کافی نیست و همچنان جای کار دارد. *
*نگاهی به کتاب «راهنمای تفکر نقادانه، پرسیدن سوالهای بهجا»، نوشته ام نیل بروان و استیوارت ام، کیلی، برگردان کوروش کامیاب، ویراسته هومن پناهنده
گزارش و تلخیص: فائزه رودی دانشجوی دکترای فلسفه، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3