خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from مهدی همت یار
🔺 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
اینجاست که به خانم رییس جمهور باید گفته می شد:


آفتاب بیارم خدمدتون!🧐😜

البته اگر فارسی بلد بود!🙁
✔️خاطره‌ی جعلی کلینتون در کتاب درسی🔻


🔸در صفحات 74 و 75 کتاب «دین و زندگی» پایه‌ی یازدهم*، ذیل بحث وحدت شیعه و سنی، «خاطره»ای عجیب از هیلاری کلینتون، وزیر سابق امور خارجه‌ی ایالات متحده، نقل شده است:
«... من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان، این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس داعش، ما و اروپا هرچه سریع‌تر آن را به رسمیت بشناسیم که ناگهان همه‌چیز در مقابل ما بدون هشدار قبلی، فرو ریخت.
مصر قلب جهان عرب و جهان اسلام است و ما تلاش داشتیم تا از طریق اخوان‌المسلمین و داعش این کشور را تحت کنترل درآوریم و آن را تقسیم کنیم و پس از آن به کشورهای حوزۀ خلیج فارس برویم. کویت اوّلین کشوری بود که از طریق دوستان ما در آنجا آماده بود و سپس عربستان و بعد از آن، امارات، بحرین و عمان مدّ نظر ما بودند و پس از آن منطقۀ عربی کاملاً تقسیم می‌شد و به صورت کامل آن را تحت کنترل در می‌آوردیم. ما منابع نفتی و گذرگا‌ه‌های آبی را تحت تصرف خود درمی‌آوردیم...

🔸کتاب درسی منبع این «خاطره» را کتاب «گزینه‌های دشوار» کلینتون به ترجمه‌ی علی‌اکبر عبدالرشیدی ذکر کرده است.

🔸از آنجا که اعتراف به چنین مسئله‌ای که قاعدتاً باید از اسرار امنیتی شمرده می‌شد، حتا اگر واقعیت داشته باشد، بعید می‌نمود، صحت این نقل قول را از طریق متن انگلیسی کتاب بررسی کردم.

🔸تلاش خود را با جستجوی عدد 112 در متن کتاب آغازیدم. اولین جمله‌ای که در کتاب شامل این عدد بود، جمله‌ای بود که در آن کلینتون گفته بود در زمان ایفای مسئولیت وزارت امور خارجه به 112 کشور سفر کرده است. این عدد دو بار دیگر در کتاب تکرار شده بود و در آن دو بار نیز به مسئله‌ی دیگری اشاره نداشت.

🔸تلاش خودم را با جستجوی کلیدواژه‌های دیگری همچون «بحرین»، «مصر»، «اخوان المسلمین»، «عربستان»، «خلیج فارس» و «خلیج» ادامه دادم. با این حال کماکان هیچ نتیجه‌ای حاصل نشد.

🔸حال سؤال جدیدی پیش می‌آمد: آیا ترجمه چنین افزوده‌ای دارد یا ارجاع کتاب درسی به آن درست نیست؟

🔸با جستجویی سریع در اینترنت توانستم همین «خاطره» را در چند خبرگزاری بیابم. با ادامه‌ی جستجو به این نتیجه رسیدم که منبع همه‌ی این‌ها خبری در سایت ایسنا است که در تاریخ 15 مرداد 1393 با ارجاع به روزنامه‌ی الاهرام مصر (آن هم بدون ذکر تاریخ و شماره‌ی صفحه) چنین گفته‌ای را به کتاب جدیدالانتشار کلینتون یعنی کتاب «گزینه‌های دشوار» نسبت داده بود.

🔸نکته‌ی جالب اما این بود که مطابق دادگان خانه‌ی کتاب، ترجمه‌ی عبدالرشیدی از این کتاب در سال 1394 و با عنوان «گزینه‌های سخت» و نه «گزینه‌های دشوار» منتشر شده بود.

🔸به نظر می‌رسید مؤلفان کتاب «دین و زندگی» خاطره را از اینترنت نقل کرده‌اند و تصمیم گرفته‌اند این‌گونه وانمود کنند که مرجعشان ترجمه‌ی کتاب بوده است. از این رو اطلاعات یکی از ترجمه‌های کتاب را به عنوان مأخذ ذکر کرده‌اند و سهواً عنوان کتاب را بر اساس سایت ایسنا (یعنی «گزینه‌های دشوار») و نه بر اساس خود ترجمه‌ی انتخاب‌شده (یعنی «گزینه‌های سخت») نقل کرده‌اند. طبیعی است در ارجاع کتاب درسی، هیچ خبری از ذکر شماره‌ی صفحه نیست.

🔸حال چند سؤال مطرح می‌شود: مگر امکان دارد که سیاست‌مداری نقشه‌ای تا به این اندازه محرمانه را این‌چنین افشا کند؟ پس چرا مؤلفین کتاب درسی نتوانسته‌اند جعلی‌بودن خاطره را تشخیص بدهند؟ و مگر مؤلفین کتاب درسی خبر ندارند که مطابق قواعد استناد، نمی‌توان مطلبی را از یک منبع برداشت و به منبع دیگر استناد کرد؟ و چرا این زحمت را به خودشان نداده‌اند که صحت خاطره را از روی ترجمه‌ی کتاب کلینتون بررسی کنند؟ اما پرسشی از همه‌ی این پرسش‌ها مهم‌تر است: نوجوانان عصر اطلاعات که بسیاری‌شان در همان نگاه نخست دروغ‌بودن این نقل را تشخیص می‌دهند، چگونه می‌توانند به باقی مطالب کتب درسی اطمینان کنند؟


* شماره‌ی صفحه مربوط به کتاب رشته‌ی علوم انسانی است. این «خاطره» در کتب دین و زندگی باقی رشته‌ها در صفحه‌ی 56 نقل شده است.

✔️ #نوید_رشیدیان، دانش‌آموز دبیرستان شرف‌الدین

✔️منبع عصرایران برگرفته از کانال رسانه مدرسه علوم انسانی

@sahandiranmehr
این یادداشت را در سایتی دیدم.

حس کردم ارزش دارد که هرکسی آن را ببیند.


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Forwarded from اتچ بات
🌸🌸🌸🌸🌸



سبکی بدیع و با نشاط برای آموزش ابتدایی

از آموزگاری هنرمند در سلماس

آقای مبارکی


🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
Forwarded from اتچ بات
🙁🙁🙁🙁🙁🙁



ما کجاییم در این بحر تفکر ؟؟؟ تو کجا؟؟؟



🌿🌿🌿🌿🌿🌿


دو سبک و گرایش رایج در حوزه

اخباریگری


اصولی گروی


آیا این

50


در راستای حذف چهار صفر از پول رایج کشور است؟


زمان پاسخ خواهد داد!😊😊😊
Forwarded from M. Nobody
نظراتِ ما از پرسه زدن در شبکه‌های اجتماعی سرچشمه می‌گیرند، نه از مطالعۀ کتاب‌ها. ما به شکلی خطرناک به نوعی تقلید از دانایی نزدیک می‌شویم، دانایی‌ای که در واقع الگوی جدیدی از نادانی است.
http://tarjomaan.com/neveshtar/7186/

@scienceguybooks
خرد سنجشگر
سرگشته و دوستان(20) ♿️ چرا از انتقاد سرشکسته می شویم؟ ♿️ آیا این یک عادت فراگیر است؟ ♿️ ریشه های این عادت در کجاست؟ یاور که به دقت به حرفهای سرگشته گوش می داد، در دل تایید می کرد که بخش عظیمی از واکنش ما در مقابل انتقاد، ریشه در تربیت ایرانی دارد.…
سرگشته و دوستان دبیرستانی(21)

🌿🌿🌿🌿🌿🌿

سؤالات مهم

وقتی بعد از حدود سی چهل سال جدایی و بی خبری از جمعی، با پیشرفت تکنولوژی ارتباطی فرصتی پیش می آید که با همکلاسی ها و همدبیرستانیهای خود رو در رو شوی، چه باید بکنی؟

گیرم که آنروزها رابطه ای صمیمی و سرشار از دوستی و صفای نوجوانیبا آنها یا با بعضی از آنها داشتی، اما مگر نه این است که انسانها هر روز و هر ساعت در مواجهه با محیط و شرایط محیطی می توانند تغییر کنند؟
مگر نه این است که اگر این تغییرات در سمت و سوی خاصی تکرار شود می تواند باعث دگرگونی اساسی در شخصیت افراد گردد؟
پس اگر یک فرد بخواهد با چشم باز به اطراف خود نگاه کند، آیا می تواند به همان شناخت و احساس به جا مانده از دوره نوجوانی یا جوانی نسبت به آنها تکیه کند و روابطش را با همان پیشفرضها تنظیم کند؟

اینها گوشه ای از سؤالاتی بود که در ذهن سرگشته می چرخید.

گرچه سؤالات منحصر به اینها نبود و سؤالاتی اساسی تر هم پشت سر این سؤالات چشمک می زدند و اعلام حضور می کردند. سؤالاتی که اختصاص به این مورد نداشتند و بلکه در مورد نحوه برخورد با مطلق افرادی که در زندگی روزمره سر راه انسان سبز می شوند و هرکس به نحوی ناچار از مواجهه با آنها و تنظیم روابط خود با آن افراد است.

اینکه من با افرادی که مواجه می شوم چگونه باید برخورد کنم؟

برچه اساسی رفتارم با دیگران را تنظیم کنم؟

آیا باید از هر رابطۀ جدیدی استقبال کنم؟

آیا باید حتی الامکان روابطم را محدود کنم؟

توسعۀ روابط برچه اساسی باید باشد و در چه جهتی می تواند توسعه یابد؟
و در کدامین جهات باید محتاط بود؟

و ....

🔸 به نظر می رسد که اینگونه سؤالات و پاسخهای مناسب برای آنها مبتلا به هر انسانی است، اگر بخواهد که در بین مردم زندگی کند که طبیعتا ناچار از این همکاری و همزیستی است.

خواه افراد متوجه به این سؤالها باشند و دنبال پاسخ آن گشته باشند یا پاسخش را پیدا کرده باشند،
خواه عافل از این سؤالات و ضرورت پاسخگویی به آنها بوده باشند و به طور ناخودآگاه و بر اساس یافته های ارتکازی خویش و تجربیات فردی خود در روند زندگی، سعی کنند که در هر لحظه بهترین تصمیم ممکن را بگیرند.

🔸 سرگشته وقتی به آموزشهای عمومی که در دورۀ تحصیلات خویش اعم از ابتدایی و راهنمایی و نظری و دانشگاه گذرانده بود نظر می کرد، حس می کرد که متاسفانه در این نظام آموزشی و پرورشی به اندازۀ کافی در این مورد آموزش ندیده است و مهارت های ارتباطی لازم را کسب نکرده است و حس می کرد که این ضعف عمومی در اکثر افراد جامعه ایرانی وجود دارد و مهارتهای ارتباطی افراد بر اساسی علمی بنا نشده است و اگر انسانها از ناحیه ارتباطات فردی خویش با دیگران ضربه می خورند یا انتفاع لازم را نمی برند به خاطر ضعف عمده ای است که در این زمینه دارند.


🔸 مطالعه رفتارهای مردم با همدیگر و مقایسه تنوع این رفتارها کاری بس آموزنده و سرشار از عبرت است اگر کسی بتواند از عهده اینکار برآید .
سرگشته اما متوجه بود که با توجه به نوپا بودن علوم تجربی در این سرزمین و آشنا نبودن اکثر مردم با نگاه علمی ، این نقص در این مورد هم اثرات منفی گسترده ای از خود به جا گذاشته است و زمینه را برای سوء استفاده افرادی که به طور فطری یا اکتسابی دارای مهارتهای ارتباطی نیرومندی هستند و تضرر افراد ساده لوح و پاک ضمیر فراهم آورده است.

🔸 سرگشته سعی داشت بار دیگر خود را با این سؤالات رودررو سازد:

الف- روش و شیوه غالب مردمان این سرزمین در برخورد با اطرافیان چگونه است؟

✳️ در مواجهه با دیگران چه اصولی را رعایت میکنند؟

✳️ چه اهدافی غالبا مورد توجه انسانها در مواجهه با کسانی است که تازه با آنها آشنا می شوند؟

ب- روش و شیوۀ اصولی در برخورد با دیگران چه باید باشد؟
چه معیارهایی باید مدنظر باشد؟

✳️ چه نکته هایی را باید حتما مورد توجه قرار داد ؟

✳️ آیا در این زمینه علوم تجربی می توانند به ما کمک کنند؟ در چه مواردی؟

ج-چه اخلاقی باید در برخورد با دیگران مورد توجه باشد؟

✳️ کدام اصول اخلاقی ، ضرورتا باید رعایت شوند؟

✳️ آیا مواجهه با دیگران می تواند قالبهای متحدالشکلی برای هر ارتباطی داشته باشد یا قالبهای رفتاری بر اساس نوع روابط باید متفاوت باشد؟

🔸🔸اینها بخشی از سؤالاتی بود که سرگشته سعی داشت تا حدودی برای یافتن پاسخشان بکوشد.



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🌺 خبر خوب:
حمیرا ریگی، فرماندار قصر قند، به عنوان سفیر ایران در برونئی انتخاب شد. اولین سفیر اهل سنت زن در ایران (او نخستین فرماندار زن در دولت یازدهم و اولین فرماندار زن اهل سنت هم بود).
بیش ‌باد!

بگذریم از اینکه استحقاق داشت در انتصابات اخیر وزارت کشور استاندار بشود.

@jalaeipour
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😊تلاش برای حل مسأله😊


زندگی همین است!🌹

سنجاب تلاش میکند دانه ی بلوطش را قایم کند!

اما هنوز موفق نیست!
Forwarded from تست
🔘 مرگ مشکوک دختری که مدعی تعرض جنسی یکی از نمایندگان مجلس به خود شده بود!

جسد بی‌جان خانم «زهرا نوید پور» که مدعی بود توسط یکی از نمایندگان مجلس مورد آزار جنسی واقع شده، در منزل مادری‌اش پیدا شد.
🔻 بر اساس اخبار رسیده، جسد #زهرا_نوید_پور روز یکشنبه ۱۶ دی به بیمارستان فارابیِ شهرستانِ ملکان منتقل و پس از تشخیص قطعی بودن مرگ وی به پزشکی قانونی این شهر انتقال یافته تا علل مرگ او بررسی شود.
🔻 گفته می شود که این دختر ۲۸ ساله با "خودکشی" به زندگی خود پایان داده و در حالی به بیمارستان فارابی منتقل شده که علائم حیاتی در بدن وی نبوده است.
موضوع خودکشی او هنوز تایید نشده است.
🔻 در طول چهار سال گذشته، زهرا نوید پور با انتشار چندین فایل صوتی و تصویری مدعی بود که توسط یکی از راهیافتگان به مجلس شورای اسلامی مورد آزار و اذیت حنسی قرار گرفته است.
🔻 لیکن علیرغم پیگیری‌های حقوقی و قضایی و نیز پیگیری های خودش و بنده از طریق چندتن از نمایندگان مجلس، پرونده وی همچنان بی‌نتیجه ماند و او همواره مدعی بود که توسط اطرافیان نماینده مذکور مورد تهدید قرار داشت و بارها نیز این مساله را به طرق مختلف اعلام کرده بود.
🔻 با توجه به عزم خانم نویدپور در رسیدن به حق و حقوقش، خودکشی وی قابل تامل برای دستگاه های ذیصلاح و موضوعی شک برانگیز است.
🔻شایان گفتن است که بنده به دفعات با انتشار یک فایل صوتی در کانال تلگرامی خود، خواستار پیگیری این پرونده توسط سایر راه یافتگان مجلس شدم که بی نتیجه ماند!
yon.ir/R2pK7

@akbaralami
🌷🌷🌷چگونه بحث کنیم(6)🌷🌷🌷

مراد از تبادل معرفت در تعریف بحث
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


🔸گفتیم که بحث در واقع تبادل معرفت است. به عبارت دقیقتر ، بحث یک ارتباط متقابل کلامی یا دیالکتیک کلامی است با هدف تبادل معرفت و همکاری همیاری در جهت کسب یا اصلاح و کمال بخشی به معرفت

🔸 به لحاظ فرض ذهنی ، تبادل معرفت بین دو موجودی که صلاحیت کسب معرفت دارند، حداقل به دو طرز مختلف قابل تصور است:

🔷 الف- یاد دادن متقابل : اینکه هر یک از طرفین قصد داشته باشند چیزی را به طرف مقابل یاد بدهند.

یعنی هر یک از دو طرف این رابطه:

🔴(1) خود را عالم به چیزی بداند

🔴 (2) و باور داشته باشد که طرف مقابل فاقد آن علم خاصی است که او داراست.

🔴 (3) به هر انگیزه ای، قصد داشته باشد که از راه ارتباط کلامی، آن علم را به طرف مقابل منتقل کند.

اگر کمی با دقت و تامل به این نوع از رابطه بنگریم، به راحتی قابل پیش بینی است که در این نوع از رابطه :

🔺- هیچ یک از طرفین رابطه، ضرورت ندارد که قصد یادگیری داشته باشند!

🔺- ضرورتی ندارد که هیچ یک از طرفین رابطه نیازی به یادگیری از طرف مقابل احساس بکند!

🔺 - ضرورتی ندارد که چنین بیندیشد که ممکن است طرف مقابل چیزی را بداند که او نمی داند!

🔺- ازینرو به احتمال قوی، خود را بی نیاز از گوش دادن به کلام طرف مقابل و فهمیدن دقیق سخنان وی می داند و می تواند اصلا به کلام وی بی توجه باشد زیرا قصد یاد گرفتنی در میان نیست!
چنانچه موقع سخن گفتن مخاطب، مجبور است سکوت اختیار کند به این دلیل است که سکوتش به وقت سخن گفتن طرف مقابل و تظاهرش به گوش دادن، شرط لازم است برای اینکه خود وی فرصت سخن گفتن پیدا کند تا بتواند دانسته هایش را به زعم خویش به طرف مقابل یاد دهد!

🔺- اینکه این نحوه مواجهه با هم سخنی ، عملا منجر به کسب معرفت در طرفین رابطه یا اصلاح معرفت طرفین شود، تردیدی جدی وجود دارد ، گرچه در این نوشته مجال بررسی آن نیست.

🔷 ب- اینکه مراد از تبادل معرفت این باشد که هر یک از طرفین بر این نیت باشند که از طرف مقابل خود، تا حد ممکن چیزی بیاموزند!

🔻 این نوع مواجهه با تبادل معرفت، کاملا با مواجهه قبلی متفاوت است و پیشفرضهایی دارد مختص به خود و طبیعتا نتایج و آثاری هم بسیار متفاوت با مواجهه فرضی پیشین.

🔻از جمله پیش زمینه ذهنی که می تواند به این نوع از مواجهه کلامی منتهی شود، عبارت است از:

🔵 1- من همه چیز را نمی دانم، چه بسا معرفتهایی هستند که در صورت آگاهی یافتن من بر آنها ، زندگی مرا متحول کنند و راههایی به روی من بگشایند که بدون دانستن آنها ، ورودم به آن ساحات ناممکن است، ساحاتی که می توانند سعادت و شقاوت نهایی مرا تحت تأثیر قرار دهند.

🔵 2- آن چیزهایی که در حال حاضر ، بدانها باور دارم ، ممکن است نادرست یا متضمن خطا و اشتباه بوده باشند و من به جهل مرکب آنها را حقیقت می پندارم!
🔵 3- هر خطا و ناراستی در اندیشه، تهدیدی است برای زندگی و سعادت من

🔵 4- هیچ راهی برای فهمیدن درستی و نادرستی باورهایم جز محک زدن آن در میدان نقد و بررسی و بازرسی دیگران وجود ندارد.

🔵 5- برای اطمینان هرچه بیشتر از درستی باورهایم باید آن را به دقت تمام به دیگران بازگویم و بفهمانم و سپس به نظرات آنها و بررسی ها و نقدهای آنها به دقت توجه کنم و تلاش کنم که باورهایم را در صحنه ی آزمایش بسنجم و از ضعفهای آنها آگاهی یافته اصلاحش کنم و بر قسمتهایی که سربلند از صحنه ی آزمایش بیرون می آیند ، مطمئنتر شوم.


⚫️ نوع تفکر ایجاب می کند که گوینده تمام دقت خویش را در بیان تفصیلی و کامل نظراتش به کار گیرد و سعی کند که مخاطبش را از تمام جزئیاتی که در باور به یک گزاره دخیل هستند آگاه سازد به طوری که هرکس دیگر، اگر جای وی بود به آن گزاره باورمند شود.

⚫️ طرف مقابل هم اگر همین پیشفرضها را داشته باشد با تمام جهد و همتش سعی خواهد کرد دلایل گوینده را درک کند و سعی کند که دلایل و مستندات درستی گزاره مورد ادعا را بفهمد و آنها را به شکلی منطقی استاندارد سازی کند تا بتواند – اگر دلایل ، معتبر و درست بود- درستی اش را تایید کند و اگر اشکالاتی وجود داشت که مانع میشد به درستی اش اذعان کند ، آن اشکالات را بیان کند و توضیح لازم را از گوینده بخواهد.

🔘 همچنانکه مستحضرید بین دو تفسیر از تبادل معرفت، فاصله از زمین تا آسمان است.


🔲 اما به نظر می رسد یک امر غیرقابل تردید است:

اینکه اگر یکی از طرفین گفتگو و یا هر دو طرف ، خود را مستغنی از نقد بداند، یا بر این باور باشد که باورها هرگز از راه گفتگو قابل اصلاح نیستند، راه گفتگو به مثابه روشی برای تقرب به حقیقت بسته می شود و گفتگو جز جدل و کشتی گرفتن و گفتاورد و وزن کشی نخواهد بود.

🔚 م- ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕📕چگونه بحث کنیم - 7 📕📕 )

-موقعیت کنونی بشر از نظر گستره اطلاعات
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


⭕️ گفتیم که بحث در واقع کوششی برای تبادل معرفت است، اما با این تفسیر از تبادل معرفت که دو یا چند انسان با هدف اینکه از هم چیزی یاد بگیرند!!! و نه اینکه به هم چیزی یاد بدهند!، با هم تعامل و همکاری کنند.

اما آیا در مجامع فکری ما همین گرایش و همین برداشت از مواجهات و چالشهای کلامی حاکم است؟

به نظر نمی رسد پاسخ چندان رضایت بخش بوده باشد.

🛑
💢 وضعیت پیش رو، امری مستحدث ، جدید و بی سابقه است که نه تنها افراد جامعۀ ما بلکه کل بشریت چنین شرایطی را قبلا تجربه نکرده است.
منظورم پدیده ای است که از آن به عصر انفجار اطلاعات یاد می شود، که در آن به حسب توسعۀ ناگهانی تکنولوژی ارتباطی ، اکثر اعضای جامعه بشری خود را مواجه با انبوه اطلاعاتی می یابند که هرگز انتظار نداشتند.

🔅این شرایط ، اثرات روانی و فکری خاص و اجتناب ناپذیری را بر انسانها تحمیل میکند که می توان مدعی شد که برای همه حتی مدیریت کلان جوامع بشری غیرقابل پیش بینی و خیره کننده بوده است.

⚠️ شرایط پیش آمده بسان این بود که برای انسانی که سالها عادت کرده بود که روزی مثلا یک کیلوگرم ماده غذایی را در دستگاه هاضمۀ خویش رفع و رجوع کند، آنهم از نوع خاصی از مواد غذایی، به یکباره ده بیست کیلوگرم ماده غذایی بر دستگاه گوارشی اش وارد شود آنهم از انواع متعدد و ناشناخته مواد غذایی یا چیزهایی که حتی نمی داند ماده غذایی هست یا نه!

🚸 چنین وضعیتی در خوشبینانه ترین حالتش بسیار سکر آور و مست کننده است و دست فرد را در بهره برداری از آنها باز میگذارد و فرد بی آنکه بتواند تشخیص دهد یا حتی فرصتی برای تشخیص و انتخاب داشته باشد ، خود را بهره مند و غنی و دارا حس میکند و یک سیری کاذب، او را از مواد غذایی بی نیاز می کند، گرچه شاید در واقع هیچیک ماده غذایی نبوده باشند یا مالامال از مواد مضر برای وی باشند.

🛑
💢 صد متاسفانه فراوانی داده های اطلاعاتی یک سیری کاذب در همه ما ایجاد کرده است که معمولا همه فکر می کنیم که زیاد می دانیم و در زمینۀ اموری که مبنای زندگی بر آن استوار است نیازی به همفکری یا سنجش و محک زدن باورهایمان نداریم.
همین تصور غلط از خود، علاوه بر اینکه میل به یادگیری را در ما از بین برده یا به شدت کاسته است، در شبکه های اجتماعی که به اشتراک گذاشتن مطلب تنها هزینه اش یک فشار انگشت است، ما را به هوس یاد دادن به اطرافیان خود هم انداخته است.

🔅 معمولا حتی زحمت اندیشیدن به درستی یا نادرستی و سنجش ادله یک مدعا را هم به خود نمی دهیم و تنها ملاک ما در درستی یا نادرستی مطلبی خوشامد یا بدآمد اولیه، یعنی همان حس اولیه و ناخودآگاهی که در مواجهه با یک مطلب در ما ایجاد می شود، است.

❗️ چنین به نظر می رسد که میل به تأمل در ما بسی کاهش یافته است یا به علت انبوه اطلاعاتی که بر سر ما فرو می ریزد یا به علت همان حس سیری کاذب که خود را واقف به امور و دانای کل می انگاریم.

‼️ آن چیزهایی که در رادیو تلویزیون، در روزنامه ها و مجلات و در شبکه های اجتماعی در اینترنت به صورت گسترده در راه همه ریخته شده است به عنوان علم و دانسته و یافته تلقی شده و همه را به حساب دانسته های خود می گذاریم و این حس در ما ایجاد می شود که ما برای ادامه ی زندگانی بر طبق دانسته های خود به حد کافی معلومات داریم!

❗️تجربۀ شخصی من در این چند مدت چنین نموده است که وقتی از کسی در مورد وجه درستی یک مدعا سوال می شود، اولین حسی که در طرف مقابل ایجاد می شود این است که فکر میکند در مقام تخریب او هستی ........
یعنی حتی به گوشه ی ذهنش هم خطور نمی کند که این وظیفۀ انسانی هر تک تک ماست که در مواجهه با یک ادعا ، از دلیل آن سؤال کنیم و بعد از شنیدن پاسخ، در میزان قوت دلیل تأمل کنیم و بیندیشیم،

🔆 تنها ملاکی که به طور غریزی و خودکار برای پذیرش یا انکار یک مدعا در ذهن ما عمل میکند، باب میل بودن آن و به عبارتی دقیقتر، عبور از فیلتر سازگاری سنجی تفکر اتوماتیک وجودمان است.

⚠️ در این شرایط  دغدغه ندانستن  و نیز شوق جستجو در ما کم می شود یا  به کلی گم  شده، محو می شود.

🛑
💢 چنین شرایطی، مقتضی برنامه ریزی خاص برای بهبود وضعیت روانی و فکری بشر است تا او را از تسخیر این انبوهه ویرانگر از داده های به ظاهر مفید که راستی آزمایی نشده اند برهانند.

داده هایی که توسط افرادی که در این میان خود را عالم تلقی کرده یا در پی جا انداختن و قالب کردن خود به عنوان عالمند ، به صورت انبوه ساخته و پرداخته شده یا بعضا توسط دولتها یا گروههای خاصی به شکلی برنامه ریزی شده و با اهدافی خاص تولید و بر سر راه مردمان عادی قرار داده می شوند.

🔚 م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from عآلیجناب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏بین تمام نجارهای مرد، شدم نجّار زن
و بین همه نجّارهای زن، من شدم
اون نجاره که با نمک صحبت میکنه
خیلی این فیلم به دلم نشست

#بهترین_خودمان_باشیم👌

Sara
@Aalijnab
چگونه بحث کنیم؟-8

📏📏📏📏📏📏📏📏📏📏



به نظر می رسد پاسخ سؤال( چگونه بحث کنیم؟) مستقل از پاسخ سؤال( چرا باید بحث کنیم؟) نیست.

زیرا سؤال اول در واقع معطوف است به روشهایی که باید برای بحث برگزینیم.
و روشهای بحث ، مسلما نسبت به اهدافی که از بحث مدنظر داریم حساسند. یعنی با تغییر اهداف ، چه بسا روشهای بحث هم تغییر یابند.
به عبارت دیگر روشهای بحث تابعی هستند از متغیرهایی که یکی از آنها به احتمال زیاد هدف و نتایجی است که از بحث می طلبیم.

و سوال دوم یعنی ( چرا باید بحث کنیم؟) ناظر به غایات و اهدافی است که برای دستیابی به آنها ، این فعل دیالکتیکی اجتماعی را برمی گزینیم.

روشهایی که برای بحث کردن انتخاب می کنیم باید طوری طراحی شده باشند که تا حد ممکن ما را به غایات مورد نظر نزدیک کنند و نتایج دلخواه ما را در دسترس قرار دهند.

◀️ در شماره های گذشته، تا حدودی به اموری که بحث کردن را برای انسانها ضروری و اجتناب ناپذیر می نمود اشاره کردیم که این ضرورت، بعد از ظهور انسان مدرن بسیار پررنگ و غیرقابل انکار می نمود.

◀️ اشاره کردیم که طی روند توسعه و تکامل ذهنی و روانی انسان و پیشرفتهای جامعۀ بشری ، انسانی پا به عرصه ی حیات گذاشت که برای خود هویتی فردی ، قائم به ذات، مستقل و دارای مسوولیتی بی پایان در مقابل سرنوشت خود قائل بود، انسانی که خود را هیچ کمتر از هیچ انسان دیگر نمی دانست و برای خود حق تعیین سرنوشت قائل بود و ازینرو در خود توانایی تشخیص حق از باطل و درست از نادرست می دید و هیچ فردی را ولی و سرپرست و قیم خود نمی شناخت و وظیفه داشت که در هر زمینه ای رأسا به شناخت مورد مبتلابه اقدام نماید و بر اساس شناخت و تشخیص خود عمل کند.
اما این انسان فردیت یافته،کار آسانی پیش رو نداشت. شناختن صحیح و دور از خطای تمام مواردی که برای زندگی لازم است، کارسهلی نبود و نیست.
چرا؟ برای اینکه انسان در بدو تولدش نه تنها عاری از هرگونه دانش بالفعلی است بلکه حتی از مهارتهایی هم که برای شناختن لازم است، بی بهره است.
تمام این نیازمندیهای ادراکی و حتی مهارتهای لازم را باید با کمک گرفتن از دیگران به دست بیاورد.
و تنها راه یاری جستن از دیگران و بهره مندی از توانایی های همنوعان خود، از طریق گفتگو و بحث قابل دسترسی است.
◀️ برای همین است که برای یک طفل ، یادگیری سخن گفتن و مکالمه و ارتباط کلامی با دیگران از اولویتهای مهم محسوب می شود.
چون

♦️ اولا ارتباط معنایی هر انسانی با انسانهای دیگر صرفا از طریق زبان است.

♦️ ثانیا خود دانش و معرفت انسانی هم در قالب همین الفاظ و ساختار لفظی ممکن و میسر است.

♦️ ثالثا همین بشر به تدریج می فهمد که دانش مورد نیاز وی خصلت جمعی دارد و چیزی نیست که وی به تنهایی بتواند در عمر محدود خود، همه نیازمندیهای معرفتی خود را شخصا کسب کند.

◀️ پس هم در کسب علم و هم در کسب مهارتهای مورد نیاز معرفتی باید از دیگران کمک بگیرد و این کمک تنها از طریق ارتباط کلامی میسر است.

◀️ اینها در واقع پاسخی است به دومین سؤالی که مطرح شد:

( چرا باید بحث و گفتگو کنیم؟)


اما اگر انگیزۀ اصلی و مهم ما انسانها از گفتگو و بحث همینهاست، سؤالی به رنگ قرمز چشمکزن در مقابل ما خودنمایی می کند:

🔴 آیا واقعا گفتگوهای روزمره ما در حال حاضر ( برای مثال در شبکه های اجتماعی ) به گونه ای است که بتواند این نیاز اساسی ما را برطرف کند؟ یا عملا از ظرفیت برآوردن این نتیجه عاجز است و هیچ کمک عمده ای برای یادگیری و رفع نیازهای علمی و ادراکی ما نمی کند؟

🔴 اگر این مشکل وجود دارد ، مبانی آن چیست و چگونه باید رفع شوند؟

🔴 آیا اشکال روشی هم وجود دارد؟

🔴 کدامین اشکالها؟

🔴 چگونه باید برای اصلاح روشها اقدام کرد؟

◀️ - انسان معاصر که یافتن حقیقت برایش بسیار مهم شده است، با یک مشکل بزرگ دیگر هم مواجه است:

اگر حقیقتی وجود دارد و انسان مؤظف است شخصا برای یافتن آن همت کند، پس چرا ما با هزارها انسان با افکار و باورهای مختلف مواجهیم که هر کدام خود را محق می دانند و دیگران را برخطا؟


🔴 آیا بدیهیترین نتیجۀ این حالت این نیست که انسان به سختی در معرض خطا و اشتباه و لغزش است؟

🔴 چگونه می توانم مطمئن باشم که من نیز در جمله خطاکاران نیستم؟ گرچه هیچ کس آرزو نمی کند که خود را خطاکار ببیند و بلکه همه سعی می کنند بر خود بباورانند که برخطا نیستند و راه حق راهی است که او برگزیده!

اما این وضعیت برای هر فردی، به همین منوال است!


🔚 م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from Deleted Account
سال 58 مناظره ای داغ بین مهندس بازرگان و شهید بهشتی تحت عنوان "تخصص بالاتر است یا تعهد و تقوا؟ در صدا و سیما برگزار شد.
شهید بهشتی معتقد بود مسئولین باید متعهد باشند و مرحوم بازرگان اعتقاد داشت تخصص مهم تر است.
در لابلای بحث مرحوم بازرگان سوالی از شهید بهشتی پرسید:
آقای دکتر فرض کنیم که قصد دارید با اتوبوس از شهری به تهران بیایید.
راننده ای را داریم که جاده را مثل کف دست می شناسد و البته اهل همه جور معصیتی هم است و راننده ای که متقی است و تازه کار، شما خانواده تان را با کدام راننده راهی می کنید؟
در این هنگام شهید بهشتی مکثی طولانی کرده سپس به علامت تایید نظر مرحوم بازرگان، بزرگوارانه فرمودند آقا من دیگه صحبتی ندارم!