Audio
🌹🌹 . روز جهانی زن سالهاست که بر نیمی از زنان جهان و تمامی زنان ایران نامبارک و بغض آلود و پیچیده در پیله ی خفقان ،سکوت و نابرابری می گذرد. به امید روزی که زنان جهان هشت مارس را با آزادی و شادمانی فارغ از وحشت و تجاوز و بغض با تفکر برای جهانی زیباتر به جشن بنشینند🌹🌹
.
.
🔥مهدخت ناظمی🔥 .۸ مارچ ۲۰۱۹
🖍
انتخاب و ارسال از دوست گرامی جناب دکتر مظاهری
.
.
گیس کمند مرا ،
بخت بلند مرا ،
در شب و شولای ترس
بسته نخواهید دید
میوه ی فریاد را
از سر این شاخه باز،
آی کلاغان شوم
ساده نخواهید چید 🔥مهدخت ناظمی🔥 .۸ مارچ ۲۰۱۹
🖍
انتخاب و ارسال از دوست گرامی جناب دکتر مظاهری
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
دیوار نوشته ای جالب و هنرمندانه؛
«اگر ما بیشتر از پادگانها، مدارس #موسیقی داشتیم، میتوانستیم گیتارهای بیشتری از سلاحها و هنرمندان بیشتری از قاتلان داشته باشیم!!!!!»
#زندگی_میخواهیم
انتخاب و ارسال دوست گرانقدرم جناب دکتر سیدی
«اگر ما بیشتر از پادگانها، مدارس #موسیقی داشتیم، میتوانستیم گیتارهای بیشتری از سلاحها و هنرمندان بیشتری از قاتلان داشته باشیم!!!!!»
#زندگی_میخواهیم
انتخاب و ارسال دوست گرانقدرم جناب دکتر سیدی
Forwarded from خرد سنجشگر
🌿مقام گفتار و اقسام آن🌿
ــــــــــــــــــــــــــــ
اگر انسان را موجودی مختار و صاحب اختیار بدانیم ، در واقع این بدان معنی خواهد بود که انسان این توانایی را دارد که لااقل در شرایط خاصی –فی الجمله- برخی از افعالی را که از وی سر می زند تحت کنترل خود داشته باشد و در نحوۀ شکل گیری آن و نوع عملی که از وی سر می زند دخالت کند و آن را در جهت خاصی که می پسندد سامان دهد.
به عبارت دیگر انسان در مورد کارهایی که در حوزۀ اختیار وی قرار دارد، حق انتخاب دارد و عملا بیش از یک گزینه برای آن کار پیش روی او قرار دارد و می تواند از بین آن گزینه های متعدد یکی را برگزیده ، اراده کند و به منصه ی ظهور و تحقق برساند.
همین توانایی انتخاب و ترجیح، مبنای مسوولیتی است که در او به خاطر انتخابهایش به او متوجه می شود.
به تعبیر دیگر اگر انسان فاقد قوۀ اختیار بود، دیگر پرسش و بازخواست از وی در مقابل کارهایی که از وی سر می زد فاقد وجاهت عقلانی بود و معنا و مبنای قابل قبولی نداشت که او را به خاطر کاری که از وی سر زده تحسین یا تقبیح کرد.
از لوازم عقلانی قبول قدرت اختیار در انسان ، این است که هر انسان یا جامعه انسانی در پی یافتن ملاک و معیارهایی باشد که به لحاظ مصالح فردی یا اجتماعی انسانها باید برای هر نوع عمل ارادی که ممکن است در شرایط و موقعیتهای گوناگون از وی سر بزند .
یکی از مهمترین اعمال ارادی که از انسان به نحو گسترده ای از انسان سر می زند فعل سخن گفتن یا گفتار است.
این کار به لحاظ گستردگی و وفور کارکرد و نیز اهمیت نقشی که در زندگی اجتماعی وی دارد آنچنان تعیین کننده است که به تدریج به عنوان قسیم بقیه ی رفتارهایی که از انسان سر می زند قرار گرفته و اعمال ارادی انسان در همان ابتدا به دو بخش مهم کردار و گفتار تقسیم شده است گرچه در نگاه عمیق به مساله گفتار ، خود قسمی از کردار محسوب می شد اما برای مشخص شدن اهمیت آن و گشودن بخشی مستقل برای بررسی آن ، گفتار را نه به عنوان قسمی از کردار بلکه به عنوان قسیم کردار مطرح کرده اند.
برای بررسی آداب گفتار تقسیمهای مختلفی برای وی می توان در نظر گرفت که بعد از مشخص کردن هر یک از اقسام نسبت به بررسی جزئیات هر یک به صورت مستقل اقدام شود.
از مهمترین تقسیماتی که برای گفتار لحاظ شده است تقسیم گفتار به لحاظ مقام و موقعیتی است که فرد در مقام یک سخنگو در آن قرار می گیرد و آن مقام موجب تعین اهداف خاصی می شود که در آن وضعیت ، باید فرد گوینده به دنبال تحقق آن اهداف و کسب نتایج تعریف شده باشد. که بنده از این تقسیم به عنوان مقامهای تخاطب یاد می کنم.
مقامهای مختلفی برای سخن گفتن و تخاطب مطرح کرده اند.
استاد ملکیان در درس تحلیل فلسفی مقام هایی را که برای گوینده بیان کرده اند عبارتند از:
ا- تدریس
2- مذاکره
3- مباحثه
4-اطلاع رسانی
5- نقد
و سپس به تعریف هرکدام از آنها پرداخته و پیشفرضهایی را که فرد گوینده در هر کدام از مقامها در سخن گفتن دارند یا باید داشته باشند را بیان کرده اند.
به نظر می رسد که مقام تخاطب منحصر به این 5 نوع نباشد و بتوان قسم های دیگری هم در کنار این 5 قسم پیدا کرد.
روشن است که حصر تقسیم در این تقسیم بندی حصر عقلی نیست ، بلکه حصر استقرایی است و این مقامها از جست و جو در میان گفتارهای گوناگونی که در زمانهای مختلف و در جوامع گوناگون بین انسانها رخ داده یا می دهد یافت شده است و ازینرو ممکن است با آشنا شدن انسان با جوامع جدید یا موقعیتهای جدید و سبک گفتگوهای متفاوت تعداد اقسام تغییر یابد.چه بسا که در زمانهای آتی انواع نوینی بر آن اضافه شود.
از دیگر مقامهایی که ممکن است در کنار 5 قسم ذکر شده ، مطرح شوند و احکام و خصوصیاتشان مورد بررسی قرار بگیرد عباتند از:
- مقام گپ زدن
-مقام مصاحبه
-مقام مجادله
-مقام سخنرانی و خطابه
- مقام مناظره
-مقام دیالوگ
-مقام مدافعه(قضایی)
-مقام بازجویی
-مقام وعظ و نصیحت
-مقام هزل، طنز، شوخی یا تمسخر
-.................
که البته ممکن است به حسب تغییر در تعریف بتوان برخی از آنها را مندرج در دیگری کرده یا برعکس بین صور مختلف آن جدایی افکند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
ــــــــــــــــــــــــــــ
اگر انسان را موجودی مختار و صاحب اختیار بدانیم ، در واقع این بدان معنی خواهد بود که انسان این توانایی را دارد که لااقل در شرایط خاصی –فی الجمله- برخی از افعالی را که از وی سر می زند تحت کنترل خود داشته باشد و در نحوۀ شکل گیری آن و نوع عملی که از وی سر می زند دخالت کند و آن را در جهت خاصی که می پسندد سامان دهد.
به عبارت دیگر انسان در مورد کارهایی که در حوزۀ اختیار وی قرار دارد، حق انتخاب دارد و عملا بیش از یک گزینه برای آن کار پیش روی او قرار دارد و می تواند از بین آن گزینه های متعدد یکی را برگزیده ، اراده کند و به منصه ی ظهور و تحقق برساند.
همین توانایی انتخاب و ترجیح، مبنای مسوولیتی است که در او به خاطر انتخابهایش به او متوجه می شود.
به تعبیر دیگر اگر انسان فاقد قوۀ اختیار بود، دیگر پرسش و بازخواست از وی در مقابل کارهایی که از وی سر می زد فاقد وجاهت عقلانی بود و معنا و مبنای قابل قبولی نداشت که او را به خاطر کاری که از وی سر زده تحسین یا تقبیح کرد.
از لوازم عقلانی قبول قدرت اختیار در انسان ، این است که هر انسان یا جامعه انسانی در پی یافتن ملاک و معیارهایی باشد که به لحاظ مصالح فردی یا اجتماعی انسانها باید برای هر نوع عمل ارادی که ممکن است در شرایط و موقعیتهای گوناگون از وی سر بزند .
یکی از مهمترین اعمال ارادی که از انسان به نحو گسترده ای از انسان سر می زند فعل سخن گفتن یا گفتار است.
این کار به لحاظ گستردگی و وفور کارکرد و نیز اهمیت نقشی که در زندگی اجتماعی وی دارد آنچنان تعیین کننده است که به تدریج به عنوان قسیم بقیه ی رفتارهایی که از انسان سر می زند قرار گرفته و اعمال ارادی انسان در همان ابتدا به دو بخش مهم کردار و گفتار تقسیم شده است گرچه در نگاه عمیق به مساله گفتار ، خود قسمی از کردار محسوب می شد اما برای مشخص شدن اهمیت آن و گشودن بخشی مستقل برای بررسی آن ، گفتار را نه به عنوان قسمی از کردار بلکه به عنوان قسیم کردار مطرح کرده اند.
برای بررسی آداب گفتار تقسیمهای مختلفی برای وی می توان در نظر گرفت که بعد از مشخص کردن هر یک از اقسام نسبت به بررسی جزئیات هر یک به صورت مستقل اقدام شود.
از مهمترین تقسیماتی که برای گفتار لحاظ شده است تقسیم گفتار به لحاظ مقام و موقعیتی است که فرد در مقام یک سخنگو در آن قرار می گیرد و آن مقام موجب تعین اهداف خاصی می شود که در آن وضعیت ، باید فرد گوینده به دنبال تحقق آن اهداف و کسب نتایج تعریف شده باشد. که بنده از این تقسیم به عنوان مقامهای تخاطب یاد می کنم.
مقامهای مختلفی برای سخن گفتن و تخاطب مطرح کرده اند.
استاد ملکیان در درس تحلیل فلسفی مقام هایی را که برای گوینده بیان کرده اند عبارتند از:
ا- تدریس
2- مذاکره
3- مباحثه
4-اطلاع رسانی
5- نقد
و سپس به تعریف هرکدام از آنها پرداخته و پیشفرضهایی را که فرد گوینده در هر کدام از مقامها در سخن گفتن دارند یا باید داشته باشند را بیان کرده اند.
به نظر می رسد که مقام تخاطب منحصر به این 5 نوع نباشد و بتوان قسم های دیگری هم در کنار این 5 قسم پیدا کرد.
روشن است که حصر تقسیم در این تقسیم بندی حصر عقلی نیست ، بلکه حصر استقرایی است و این مقامها از جست و جو در میان گفتارهای گوناگونی که در زمانهای مختلف و در جوامع گوناگون بین انسانها رخ داده یا می دهد یافت شده است و ازینرو ممکن است با آشنا شدن انسان با جوامع جدید یا موقعیتهای جدید و سبک گفتگوهای متفاوت تعداد اقسام تغییر یابد.چه بسا که در زمانهای آتی انواع نوینی بر آن اضافه شود.
از دیگر مقامهایی که ممکن است در کنار 5 قسم ذکر شده ، مطرح شوند و احکام و خصوصیاتشان مورد بررسی قرار بگیرد عباتند از:
- مقام گپ زدن
-مقام مصاحبه
-مقام مجادله
-مقام سخنرانی و خطابه
- مقام مناظره
-مقام دیالوگ
-مقام مدافعه(قضایی)
-مقام بازجویی
-مقام وعظ و نصیحت
-مقام هزل، طنز، شوخی یا تمسخر
-.................
که البته ممکن است به حسب تغییر در تعریف بتوان برخی از آنها را مندرج در دیگری کرده یا برعکس بین صور مختلف آن جدایی افکند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from خرد سنجشگر
🎃🎃🎃نظریه پیشفرضها🎃🎃🎃
بنده اذعان دارم که خیلی چیزها را نمی دانم و شکی در این گزاره ندارم.
اما در عین حال اذعان دارم که ندانستن خیلی از چیزها هرگز نمی تواند دلیلی باشد که در مورد چیزهایی که می دانم تردید کنم.
مطلبی را که می خواهم بنویسم در جایی نخوانده ام و ازینرو با اطمینان کامل می توان گفت که تقلیدی نیست.
در عین حال به دلیل اینکه امری است مربوط به احوال درونی انسان یعنی اموری که نمی توان آنها را با حواس ظاهری مورد رصد قرار داد و به تعبیر دیگر از اموری نیست که آن را بسان سوم شخص و ناظر خارجی گزارش کرد و ازینرو در قلمرو علوم تجربی نمی گنجد.
اما خوشبختانه بر خلاف پوزیتیویستهای اوایل قرن بیستم، امروزه روانشناسان، روانکاوان، معرفت شناسان و حتی دانشمندان علوم تجربی که در حوزۀ عملکردهای مغز انسان کار میکنند یعنی نوروبیولوژیستها به این نتیجه رسیده اند که برای نتیجه گرفتن از مطالعات خویش باید چشم سوم انسان را به رسمیت بشناسند و به مشاهدات آن اعتماد کنند.
عمده ی کار خودشناسی معرفتی و حتی خودشناسی اخلاقی مبتنی بر پذیرش اصالت داده های شهودی و اطلاعاتی است که از طریق چشم سوم به هر فرد می رسد.
البته فرقی که چشم سوم با دو چشم دیگر انسان دارد این است که چشم سوم چون از ابتدا و بسان چشم بیرونی به کار گرفته نشده است ضعیف مانده و برای قوت و دقت گرفتنش نیاز به تمرینات مکرر دارد و از این حیث ممکن است بین قدرت دید انسانها تفاوت زیادی وجود داشته باشد.
اما در این مقال سخن بر بیان یک فرضیه است و آن اینکه:
تمام عواملی که در رفتار یک فرد موثرند و جزو علل مُعِدّه(اعدادی) آن رفتار به حساب می آیند به صورت باورهای پیشفرض در ذهن فرد منعکس می شوند و ازینرو اگر کسی در پی شناخت خود و ناخودآگاه خود باشد می تواند با تحلیل رفتار خود و استخراج و بیرون کشیدن پیشفرضهایی که منجر به صدور آن رفتار می شود می تواند شخصیت خود را به خوبی بشناسد و به لایه های ناخودآگاه خویش نیز پی ببرد.
همچنانکه اگر بخواهد به آن بخش از باورهای خود که در لایه ناخودآگاه قرار دارند و در سایه زندگی میکنند پی ببرد کافی است که به استخراج پیشفرض هایی که در پشت باورهای اظهارشده اش می باشد همت گمارد.
این نظریه ، خودش مبتنی بر پیشفرضهایی است که می توان گفت به عنوان اصل موضوع در این نظریه محسوب می شوند.
یکی از مهمترین پیشفرضهای این نظریه، این است که یک انسان بی آنکه خودش بخواهد و انتخاب کند یا حق تصمیم گیری در این مورد داشته باشد به عنوان یک واحد حقیقی عمل می کند.
به تعبیر دیگر همچنانکه بدن انسان و مجموعه ی اجزای وی به عنوان یک ارگانیسم عمل می کنند یعنی وحدت ارگانیکی دارند و همه ی اجزا در ارتباط با هم و متاثر از همند و تحت مدیریت واحد اداره می شوند، ذهن و روان انسان هم یک واحد حقیقی هستند و به عنوان یک سیستم واحد و سازگار عمل میکند.
یکی از مهمترین نتایج این وحدت حقیقی سازگاری درونی همه ی باورهای وی و نیز سازگاری درونی بین ساحتهای مختلف وجودی وی از جمله سازگاری ساحت باورها و عقاید با ساحت رفتار وی است.
یعنی اولا در هر ساحتی از ساحات وجودی انسان ، بین اجزای مختلف آن سازگاری و هماهنگی وجود دارد و حتی اگر مواردی مشاهده شود که به ظاهر متناقض یا متعارض می نمایند می توان در تحلیلی عمیقتر به ناسازگاری آنها پی برد.
و ثانیا بین آن ساحت و ساحات دیگر وجودی اش نه تنها ارتباط وجود دارد بلکه سازگاری هم وجود دارد.
و باز یکی از مهمترین نتایج این سازگاری این است که هر تغییری که در یکی از ساحات وجودی وی رخ دهد موجب تغییر در دیگر ساحات وجودی وی می گردد.
از آنجا که ذهن انسان و اجزای ذهنی وی را می توان یکی از بخشهایی دانست که به سهولت و البته با تمرین و ممارست می توان به آن دست یافت ازینرو سهل الوصولترین بخش برای درک وجود یک انسان و شناخت شخصیت وی و ابعاد مختلف شخصیتی اش دانست.
با مطالعه روی پیشفرضهای گفتار و رفتار فرد می توان به درون وی و به اعماق وجود وی نقب زد و به تدریج پرده از رازهای درون وی برداشت و حتی به عمیقترین لایه های ناخودآگاه وی نفوذ کرد.
امیدوارم این نظریه مورد تجربه و نیز نقد و بررسی دوستان قرار گیرد.
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
بنده اذعان دارم که خیلی چیزها را نمی دانم و شکی در این گزاره ندارم.
اما در عین حال اذعان دارم که ندانستن خیلی از چیزها هرگز نمی تواند دلیلی باشد که در مورد چیزهایی که می دانم تردید کنم.
مطلبی را که می خواهم بنویسم در جایی نخوانده ام و ازینرو با اطمینان کامل می توان گفت که تقلیدی نیست.
در عین حال به دلیل اینکه امری است مربوط به احوال درونی انسان یعنی اموری که نمی توان آنها را با حواس ظاهری مورد رصد قرار داد و به تعبیر دیگر از اموری نیست که آن را بسان سوم شخص و ناظر خارجی گزارش کرد و ازینرو در قلمرو علوم تجربی نمی گنجد.
اما خوشبختانه بر خلاف پوزیتیویستهای اوایل قرن بیستم، امروزه روانشناسان، روانکاوان، معرفت شناسان و حتی دانشمندان علوم تجربی که در حوزۀ عملکردهای مغز انسان کار میکنند یعنی نوروبیولوژیستها به این نتیجه رسیده اند که برای نتیجه گرفتن از مطالعات خویش باید چشم سوم انسان را به رسمیت بشناسند و به مشاهدات آن اعتماد کنند.
عمده ی کار خودشناسی معرفتی و حتی خودشناسی اخلاقی مبتنی بر پذیرش اصالت داده های شهودی و اطلاعاتی است که از طریق چشم سوم به هر فرد می رسد.
البته فرقی که چشم سوم با دو چشم دیگر انسان دارد این است که چشم سوم چون از ابتدا و بسان چشم بیرونی به کار گرفته نشده است ضعیف مانده و برای قوت و دقت گرفتنش نیاز به تمرینات مکرر دارد و از این حیث ممکن است بین قدرت دید انسانها تفاوت زیادی وجود داشته باشد.
اما در این مقال سخن بر بیان یک فرضیه است و آن اینکه:
تمام عواملی که در رفتار یک فرد موثرند و جزو علل مُعِدّه(اعدادی) آن رفتار به حساب می آیند به صورت باورهای پیشفرض در ذهن فرد منعکس می شوند و ازینرو اگر کسی در پی شناخت خود و ناخودآگاه خود باشد می تواند با تحلیل رفتار خود و استخراج و بیرون کشیدن پیشفرضهایی که منجر به صدور آن رفتار می شود می تواند شخصیت خود را به خوبی بشناسد و به لایه های ناخودآگاه خویش نیز پی ببرد.
همچنانکه اگر بخواهد به آن بخش از باورهای خود که در لایه ناخودآگاه قرار دارند و در سایه زندگی میکنند پی ببرد کافی است که به استخراج پیشفرض هایی که در پشت باورهای اظهارشده اش می باشد همت گمارد.
این نظریه ، خودش مبتنی بر پیشفرضهایی است که می توان گفت به عنوان اصل موضوع در این نظریه محسوب می شوند.
یکی از مهمترین پیشفرضهای این نظریه، این است که یک انسان بی آنکه خودش بخواهد و انتخاب کند یا حق تصمیم گیری در این مورد داشته باشد به عنوان یک واحد حقیقی عمل می کند.
به تعبیر دیگر همچنانکه بدن انسان و مجموعه ی اجزای وی به عنوان یک ارگانیسم عمل می کنند یعنی وحدت ارگانیکی دارند و همه ی اجزا در ارتباط با هم و متاثر از همند و تحت مدیریت واحد اداره می شوند، ذهن و روان انسان هم یک واحد حقیقی هستند و به عنوان یک سیستم واحد و سازگار عمل میکند.
یکی از مهمترین نتایج این وحدت حقیقی سازگاری درونی همه ی باورهای وی و نیز سازگاری درونی بین ساحتهای مختلف وجودی وی از جمله سازگاری ساحت باورها و عقاید با ساحت رفتار وی است.
یعنی اولا در هر ساحتی از ساحات وجودی انسان ، بین اجزای مختلف آن سازگاری و هماهنگی وجود دارد و حتی اگر مواردی مشاهده شود که به ظاهر متناقض یا متعارض می نمایند می توان در تحلیلی عمیقتر به ناسازگاری آنها پی برد.
و ثانیا بین آن ساحت و ساحات دیگر وجودی اش نه تنها ارتباط وجود دارد بلکه سازگاری هم وجود دارد.
و باز یکی از مهمترین نتایج این سازگاری این است که هر تغییری که در یکی از ساحات وجودی وی رخ دهد موجب تغییر در دیگر ساحات وجودی وی می گردد.
از آنجا که ذهن انسان و اجزای ذهنی وی را می توان یکی از بخشهایی دانست که به سهولت و البته با تمرین و ممارست می توان به آن دست یافت ازینرو سهل الوصولترین بخش برای درک وجود یک انسان و شناخت شخصیت وی و ابعاد مختلف شخصیتی اش دانست.
با مطالعه روی پیشفرضهای گفتار و رفتار فرد می توان به درون وی و به اعماق وجود وی نقب زد و به تدریج پرده از رازهای درون وی برداشت و حتی به عمیقترین لایه های ناخودآگاه وی نفوذ کرد.
امیدوارم این نظریه مورد تجربه و نیز نقد و بررسی دوستان قرار گیرد.
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from خرد سنجشگر
👍👍👍ضرورت تحول در زبان نوشتاری👍👍👍
حسی
در درونم ایجاد شده
برای ضرورت تحول در سیستم نوشتاری.
🍁
به نظرم
این روش سطری و پاراگرافی نوشتار
🌼 ساده ترین و
🌼ابتدایی ترین
راه بهره گیری از حرف
برای فهماندن مقصود و مافی الضمیر است
🍁
اینگونه نوشتار
هزینه های زیادی را
برای خواننده
تحمیل می کند تا
از مافی الضمیر نویسنده خبردار شود.
🍁
این روش
یک کپی ساده از گفتار است
🍁
و ضعفهای ذاتی گفتار را هم
ناخواسته
در خویش پذیرفته است
🍁
در حالی که
نوشتار مجبور نیست که
خود را
به تمامی قواعد گفتار طابق النعل بالنعل
تن دهد
🍁
گشایش زیادی برای نوشتار وجود دارد،
مجور نیست که
محدودیت های گفتار را تحمل کند
و
خود را
در سلول کلمات گفتاری
محدود کند
🍁
در عین حال که
در نوشتار
برخی از توانایی های گفتار را هم
در کنارش ندارد
🍁
از جمله لحن ها،
تاکید های آوایی
معمولا غایبند
🍁
این مساله
وقتی اهمیتش بیشتر می شود که
نوشته های الکترونیکی
به ما
🌼فضایی نامحدود
و🌼 مجانی
🌼با امکانات گرافیکی فوق العاده زیاد
اهدا میکند
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
حسی
در درونم ایجاد شده
برای ضرورت تحول در سیستم نوشتاری.
🍁
به نظرم
این روش سطری و پاراگرافی نوشتار
🌼 ساده ترین و
🌼ابتدایی ترین
راه بهره گیری از حرف
برای فهماندن مقصود و مافی الضمیر است
🍁
اینگونه نوشتار
هزینه های زیادی را
برای خواننده
تحمیل می کند تا
از مافی الضمیر نویسنده خبردار شود.
🍁
این روش
یک کپی ساده از گفتار است
🍁
و ضعفهای ذاتی گفتار را هم
ناخواسته
در خویش پذیرفته است
🍁
در حالی که
نوشتار مجبور نیست که
خود را
به تمامی قواعد گفتار طابق النعل بالنعل
تن دهد
🍁
گشایش زیادی برای نوشتار وجود دارد،
مجور نیست که
محدودیت های گفتار را تحمل کند
و
خود را
در سلول کلمات گفتاری
محدود کند
🍁
در عین حال که
در نوشتار
برخی از توانایی های گفتار را هم
در کنارش ندارد
🍁
از جمله لحن ها،
تاکید های آوایی
معمولا غایبند
🍁
این مساله
وقتی اهمیتش بیشتر می شود که
نوشته های الکترونیکی
به ما
🌼فضایی نامحدود
و🌼 مجانی
🌼با امکانات گرافیکی فوق العاده زیاد
اهدا میکند
م.ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
متدلوژی دیالوگ -10
🔸🔥🔸
📗 قراربود که به انواع دیگر استدلال هم بپردازیم،
انواعی متفاوت از استدلال توجیهی و موجه ساز، استدلالی که به هدف ایجاد باور نسبت به صدق مدعا ساخته و پرداخته و اظهار می شود.
📒 نوع دیگری از استدلال که به لحاظ وسعت کاربرد و نیز اهمیت ، دست کم از استدلال توجیهی ندارد و با برای اینکه هم در مقام اظهار و هم در مقام تحلیل استدلالهای اظهار شده دچار خلط بین دو نوع نشویم و در واقع از افتادن در دام تله های زبانی خود را محافظت کنیم ،باید این نوع استدلال را هم به خوبی بشناسم و با روشهای تشخیص آنها از هم اشنا شویم.
✔️ زیرا یکی از مهمترین خطاهای رایج در مقام دیالوگ و هم سخنی برای درک متقابل افکار و ایده های هم و کاستن از اختلاف نظر ها رخ می دهد از همین فقدان شناخت و ناتوانی در تشخیص فرق این دو نوع استدلال و خلط بین آن دو و سرایت احکام هر کدام به دیگری نشأت می گیرد.
✅ استدلالی که در مقابل استدلال توجیهی و موجه ساز به معنای خاص آن در دیالوگ ، مطرح می شود،
🔺 یعنی استدلالی که برای تبیین کردن یک واقعه یا ظهور یک حالت و پاسخ به چرایی این وقوع یا تغییر و یا چگونگی آن بیان می شود.
🔺طبیعی است که این استدلال هم در واقع در پاسخ به سوال چرا یا به چه صورت یا چگونه اقامه می شود.
💠برای روشن شدن مطلب با مثالی شروع میکنیم:
📓شما مدعی می شود که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد.
مخاطب شما طبیعتا منتظر دلیل ادعای شماست و اگر شما فاصله ای بین ادعا و دلیل ایجاد کنید طبیعتا از شما سوال خواهد کرد:❓ چرا؟
⚠️اما شما وقتی این سوال (چرا ؟ ) را از مخاطب می شنوید چه می فهمید؟
🅿️ اگر ذهنتان با استدلال توجیهی مآنوستر باشد یا نشانه ها و قراین خاصی از وضعیت ذهنی مخاطب دراختیار داشته باشید ، مثلا از میزان اطلاعات ضعیف وی نسبت به آب و واکنش آن در قبال تغییرات مختلف در شرایط و خصوصیاتی که آب درآن قرار دارد، اطلاع داشته باشید ،برداشت و فهم شما از سوال( چرا؟) این خواهدبود که مخاطب دنبال دلیلی است که بتواند به درستی مدعای شما پی ببرد،
🔸یعنی او هنوز به درستی این ادعا که آب با افزایش دما تا صد درجه سانتیگراد خواهد جوشید، شک دارد و به آن باور ندارد. و شما در پاسخ سؤال او باید شواهد و نمونه هایی مستند از این نحوه تغییر آب به او نشان دهید تا او به گزاره ی مدعایی شما باور برساند و به این باور برسد که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشدیا مثلا آزمایشی ترتیب دهید.
🔹اما در شرایطی دیگر ممکن است برداشت شما از این سوال چیز دیگر باشد.
🔺شما از قبل می دانید که مخاطب به اینکه آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد باور دارد و قبلا این را در آزمایشهای مختلف تجربه کرده است.
✔️در این فرض، سوال (چرا؟) معنای سابق را برای شما نخواهد داشت.
⁉️پس این سوال چه معنایی دارد که وی دوباره در مقابل ادعای شما می پرسد چرا؟
✅🔆 معلوم می شود سوال ( چرا؟) می تواند برای منظور دیگری هم به کار گرفته شود.
اما آن چیست؟
❓کدام سؤال است و کدام امر ناشناخته برای مخاطب است که با این سؤال می خواهد برای آن پاسخی درخور پیدا کند؟
✅آن سوال این است:
چه علت و عواملی باعث می شود که آب در صد درجه سانتی گراد بجوشد؟
چرا این اتفاق در دماهای پایینتری نمی افتد، در این درجه چه خصوصیتی وجود دارد که باعث شکل فیزیکی متفاوتی در آب می شود.
✅♻️در واقع ذهن سؤال کننده بر اساس پیشفرضهای ذهنی خود باور دارد که هر تغییری در اشیا علتی دارد مخصوص به خود،او مطمئن است که هر تغییر فیزیکی و شیمیایی در شیئی، مسبوق به علتی خاص برای این تغییر است و با این چرا دنبال یافتن علت این تغییر است.
✔️🔰 طبیعی است که پاسخ هر یک از چراها کاملا با پاسخ چرای دیگر متفاوت است.
🔅❗️پاسخی که شما باید به سوال اول می دادید فراهم آوردن زمینه یک آزمایش که نشان بدهد آب در صد درجه سانتی گراد به جوش می آید.
🔅❕اما پاسخ چرای دوم هرگز آن پاسخ نیست. بلکه تلاش در بیان علل خاصی است که تجربیات سابق بشر برای تبیین این رخداد فیزیکی ساخته و پرداخته است.
برای مثال استدلالی به این شکل:
حرارت باعث سرعت حرکت مولکولهای آبی می شود که مورد آزمایش ماست و هرچه سرعت حرکت مولکولها بیشتر می شود فاصله ی مولکولهای آب از هم بیشتر و بیشتر می شوند و همین امر موجب ازدیاد حجم آب می گردد و با ازدیاد دمای آب حرکت مولکولها به حدی سریع می شود که بر نیروی جاذبه بین مولکولی غلبه کرده و میل همبستگی مولکولها کاهش یافته و جوشیدن در واقع ظهور ضعیف شدن جاذبهی بین مولکولی است به طوری که اگر کمی دیگر حرارت بیشتر شود مولکولها به کلی از هم دور می شوند و به شکل بخار در می آیند.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔸🔥🔸
🔅تبیین( Explanation)
📗 قراربود که به انواع دیگر استدلال هم بپردازیم،
انواعی متفاوت از استدلال توجیهی و موجه ساز، استدلالی که به هدف ایجاد باور نسبت به صدق مدعا ساخته و پرداخته و اظهار می شود.
📒 نوع دیگری از استدلال که به لحاظ وسعت کاربرد و نیز اهمیت ، دست کم از استدلال توجیهی ندارد و با برای اینکه هم در مقام اظهار و هم در مقام تحلیل استدلالهای اظهار شده دچار خلط بین دو نوع نشویم و در واقع از افتادن در دام تله های زبانی خود را محافظت کنیم ،باید این نوع استدلال را هم به خوبی بشناسم و با روشهای تشخیص آنها از هم اشنا شویم.
✔️ زیرا یکی از مهمترین خطاهای رایج در مقام دیالوگ و هم سخنی برای درک متقابل افکار و ایده های هم و کاستن از اختلاف نظر ها رخ می دهد از همین فقدان شناخت و ناتوانی در تشخیص فرق این دو نوع استدلال و خلط بین آن دو و سرایت احکام هر کدام به دیگری نشأت می گیرد.
✅ استدلالی که در مقابل استدلال توجیهی و موجه ساز به معنای خاص آن در دیالوگ ، مطرح می شود،
استدلال تبیینی است،🔺 یعنی استدلالی که برای تبیین کردن یک واقعه یا ظهور یک حالت و پاسخ به چرایی این وقوع یا تغییر و یا چگونگی آن بیان می شود.
🔺طبیعی است که این استدلال هم در واقع در پاسخ به سوال چرا یا به چه صورت یا چگونه اقامه می شود.
💠برای روشن شدن مطلب با مثالی شروع میکنیم:
📓شما مدعی می شود که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد.
مخاطب شما طبیعتا منتظر دلیل ادعای شماست و اگر شما فاصله ای بین ادعا و دلیل ایجاد کنید طبیعتا از شما سوال خواهد کرد:❓ چرا؟
⚠️اما شما وقتی این سوال (چرا ؟ ) را از مخاطب می شنوید چه می فهمید؟
🅿️ اگر ذهنتان با استدلال توجیهی مآنوستر باشد یا نشانه ها و قراین خاصی از وضعیت ذهنی مخاطب دراختیار داشته باشید ، مثلا از میزان اطلاعات ضعیف وی نسبت به آب و واکنش آن در قبال تغییرات مختلف در شرایط و خصوصیاتی که آب درآن قرار دارد، اطلاع داشته باشید ،برداشت و فهم شما از سوال( چرا؟) این خواهدبود که مخاطب دنبال دلیلی است که بتواند به درستی مدعای شما پی ببرد،
🔸یعنی او هنوز به درستی این ادعا که آب با افزایش دما تا صد درجه سانتیگراد خواهد جوشید، شک دارد و به آن باور ندارد. و شما در پاسخ سؤال او باید شواهد و نمونه هایی مستند از این نحوه تغییر آب به او نشان دهید تا او به گزاره ی مدعایی شما باور برساند و به این باور برسد که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشدیا مثلا آزمایشی ترتیب دهید.
🔹اما در شرایطی دیگر ممکن است برداشت شما از این سوال چیز دیگر باشد.
🔺شما از قبل می دانید که مخاطب به اینکه آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد باور دارد و قبلا این را در آزمایشهای مختلف تجربه کرده است.
✔️در این فرض، سوال (چرا؟) معنای سابق را برای شما نخواهد داشت.
⁉️پس این سوال چه معنایی دارد که وی دوباره در مقابل ادعای شما می پرسد چرا؟
✅🔆 معلوم می شود سوال ( چرا؟) می تواند برای منظور دیگری هم به کار گرفته شود.
اما آن چیست؟
❓کدام سؤال است و کدام امر ناشناخته برای مخاطب است که با این سؤال می خواهد برای آن پاسخی درخور پیدا کند؟
✅آن سوال این است:
چه علت و عواملی باعث می شود که آب در صد درجه سانتی گراد بجوشد؟
چرا این اتفاق در دماهای پایینتری نمی افتد، در این درجه چه خصوصیتی وجود دارد که باعث شکل فیزیکی متفاوتی در آب می شود.
✅♻️در واقع ذهن سؤال کننده بر اساس پیشفرضهای ذهنی خود باور دارد که هر تغییری در اشیا علتی دارد مخصوص به خود،او مطمئن است که هر تغییر فیزیکی و شیمیایی در شیئی، مسبوق به علتی خاص برای این تغییر است و با این چرا دنبال یافتن علت این تغییر است.
✔️🔰 طبیعی است که پاسخ هر یک از چراها کاملا با پاسخ چرای دیگر متفاوت است.
🔅❗️پاسخی که شما باید به سوال اول می دادید فراهم آوردن زمینه یک آزمایش که نشان بدهد آب در صد درجه سانتی گراد به جوش می آید.
🔅❕اما پاسخ چرای دوم هرگز آن پاسخ نیست. بلکه تلاش در بیان علل خاصی است که تجربیات سابق بشر برای تبیین این رخداد فیزیکی ساخته و پرداخته است.
برای مثال استدلالی به این شکل:
حرارت باعث سرعت حرکت مولکولهای آبی می شود که مورد آزمایش ماست و هرچه سرعت حرکت مولکولها بیشتر می شود فاصله ی مولکولهای آب از هم بیشتر و بیشتر می شوند و همین امر موجب ازدیاد حجم آب می گردد و با ازدیاد دمای آب حرکت مولکولها به حدی سریع می شود که بر نیروی جاذبه بین مولکولی غلبه کرده و میل همبستگی مولکولها کاهش یافته و جوشیدن در واقع ظهور ضعیف شدن جاذبهی بین مولکولی است به طوری که اگر کمی دیگر حرارت بیشتر شود مولکولها به کلی از هم دور می شوند و به شکل بخار در می آیند.
این پاسخ، درست یا نادرست، در واقع پاسخ به سوالی غیر از سوال اول است، و به این نوع استدلال استدلال تبیینی گفته می شود.
✍️ م. ناجیhttps://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Forwarded from درج زیرنویس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این هم نوعی سنجشگری و گزیدن متن هنری اصلح است!!!
🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬
😳😐ظنز جدی__ زبان حال 🤫اسم تازه اش یادم رفته، قبلا سانسورچی می گفتند! _ یک آهنگ در حال تولد است
لطفا لحظه های زایمان را به دقت بنگرید!!
🖍✂️🗡 🖍✂️🗡 🖍✂️🗡
انتخاب و ارسال از دوست گرانقدرم مهندس جلیل شعارینژاد
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬🔬
😳😐ظنز جدی__ زبان حال 🤫اسم تازه اش یادم رفته، قبلا سانسورچی می گفتند! _ یک آهنگ در حال تولد است
لطفا لحظه های زایمان را به دقت بنگرید!!
🖍✂️🗡 🖍✂️🗡 🖍✂️🗡
انتخاب و ارسال از دوست گرانقدرم مهندس جلیل شعارینژاد
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
💉 #تزریقات 💉
📒📒📒📒
🔴براي #پني_سيلين از سوزن بزرك استفاده كنيد و سريع بعد از حل شدن #تزريق كنيد .
🔴اين #پودر زود #سفت ميشود و سوزن را مسدود ميكند .اگر گير كرد بايد خارج كنيد ،اندكي آب #مقطر به ان اضافه كنيد و سر #سوزن را عوض كنيد .
🔴 #آمپول ها را #مخلوط نكنيد .
🔴به افرادزير #بيست و پنج سال #ديكلوفناك نزنيد
🔴 #پيروكسيكام كمتر فلج شل ميدهد وبرای افرادزیر18سال آمپول #پیروکسیکام تزریق نشود
🔴در زنان #حامله #ليدوكايين نزنيد ، براي بقيه ميشود نيم سي سي محلول دو درصد رابا #آنتی بیوتیک مخلوط كرد.
🔴 #كورتون ها در #حاملگي #ممنوع هستند بجز #هيدروكرورتيزون و #پردنيزولون ، كه دومي بخاطر اثر طولاني و #ديابت حاملگي و ادم و #فشارخون حاملگي تجويز نميشود مگر در شرايط خاص
🔴 #دگزامتازون و همه استروييد ها باعث افزايش #فشار خون و #قند خون ميشوند ، دقت كنيد در بيمار مستعد ميتواند باعث سكته مغزي يا كماي #ديابتي شود .
🔴 #ديكلوفناك با بسياري از دارو ها رسوب ميدهد و بايد #جدا در طرف ديگر زده شود.
🔴 #هيوسين در خيلي ها #تپش شديد و حتي ايست #قلبي ميدهد ، عوارض #ديسيكلومين كمتر است.
🔴 #پلازيل باعث عوارض #اكستراپيراميدال ( چشم و گردن قفل به بالا ) ميشود .
🔴آمپول كامل #پلازیل براي یک فرد60 كيلويي است (2سي سي ) و براي كودك با سرنگ #انسولين تقسيم كنيد.
🔴 #آنتی دوت آن #بايپريدين تزريقي است.
📗📕📗📕📗📕📗📕📗📕📗📕📗
نقدی گذرا بر شیوه ی به اشتراک گذاری مطا لب در شبکه های اجتماعی:
وقتی بنده می خواهم نگاه نقادانه را در متن شما به کار ببرم:
نکته هایی که توجهم را جلب میکند:
الف-
این دوست گرامی من جناب .... تخصصش چیست؟
آیا ایشان پزشک هستند؟ در چه سطحی و با چه تخصصی؟
ب- چرا این دوست عزیز خودشان را به عنوان متخصص معرفی نکرده اند؟
ج- اگر ایشان شخصا در این امر متخصص نیستند و با اتکا به فرد متخصص مورد اعتماد خود این نوشته را منتشر کرده اند، چرا این افتخار را به خوانندگان متن نداده اند که با نویسنده متن آشنا شوند؟
د- آیا نمیشد مطلب را با ذکر منبع اصلی آن منتشر کرد تا اعتماد مردم به این شیوه بده بستان اطلاعات بیشتر گردد؟
د- آیا احیانا اگر موردی از این توصیه ها نادرست یا ناقص بود و سبب به خطر افتادن جانی شود نویسنده یا منتشر کننده متن هیچ دین یا گناهی بر گردن خود حس نخواهند کرد؟
📒📒📒📒
🔴براي #پني_سيلين از سوزن بزرك استفاده كنيد و سريع بعد از حل شدن #تزريق كنيد .
🔴اين #پودر زود #سفت ميشود و سوزن را مسدود ميكند .اگر گير كرد بايد خارج كنيد ،اندكي آب #مقطر به ان اضافه كنيد و سر #سوزن را عوض كنيد .
🔴 #آمپول ها را #مخلوط نكنيد .
🔴به افرادزير #بيست و پنج سال #ديكلوفناك نزنيد
🔴 #پيروكسيكام كمتر فلج شل ميدهد وبرای افرادزیر18سال آمپول #پیروکسیکام تزریق نشود
🔴در زنان #حامله #ليدوكايين نزنيد ، براي بقيه ميشود نيم سي سي محلول دو درصد رابا #آنتی بیوتیک مخلوط كرد.
🔴 #كورتون ها در #حاملگي #ممنوع هستند بجز #هيدروكرورتيزون و #پردنيزولون ، كه دومي بخاطر اثر طولاني و #ديابت حاملگي و ادم و #فشارخون حاملگي تجويز نميشود مگر در شرايط خاص
🔴 #دگزامتازون و همه استروييد ها باعث افزايش #فشار خون و #قند خون ميشوند ، دقت كنيد در بيمار مستعد ميتواند باعث سكته مغزي يا كماي #ديابتي شود .
🔴 #ديكلوفناك با بسياري از دارو ها رسوب ميدهد و بايد #جدا در طرف ديگر زده شود.
🔴 #هيوسين در خيلي ها #تپش شديد و حتي ايست #قلبي ميدهد ، عوارض #ديسيكلومين كمتر است.
🔴 #پلازيل باعث عوارض #اكستراپيراميدال ( چشم و گردن قفل به بالا ) ميشود .
🔴آمپول كامل #پلازیل براي یک فرد60 كيلويي است (2سي سي ) و براي كودك با سرنگ #انسولين تقسيم كنيد.
🔴 #آنتی دوت آن #بايپريدين تزريقي است.
📗📕📗📕📗📕📗📕📗📕📗📕📗
نقدی گذرا بر شیوه ی به اشتراک گذاری مطا لب در شبکه های اجتماعی:
وقتی بنده می خواهم نگاه نقادانه را در متن شما به کار ببرم:
نکته هایی که توجهم را جلب میکند:
الف-
این دوست گرامی من جناب .... تخصصش چیست؟
آیا ایشان پزشک هستند؟ در چه سطحی و با چه تخصصی؟
ب- چرا این دوست عزیز خودشان را به عنوان متخصص معرفی نکرده اند؟
ج- اگر ایشان شخصا در این امر متخصص نیستند و با اتکا به فرد متخصص مورد اعتماد خود این نوشته را منتشر کرده اند، چرا این افتخار را به خوانندگان متن نداده اند که با نویسنده متن آشنا شوند؟
د- آیا نمیشد مطلب را با ذکر منبع اصلی آن منتشر کرد تا اعتماد مردم به این شیوه بده بستان اطلاعات بیشتر گردد؟
د- آیا احیانا اگر موردی از این توصیه ها نادرست یا ناقص بود و سبب به خطر افتادن جانی شود نویسنده یا منتشر کننده متن هیچ دین یا گناهی بر گردن خود حس نخواهند کرد؟
Forwarded from موسیقی بانوان
تصنیف《رفتم در میخانه》
خواننده: #هانی_نیرو
آهنگساز: #علی_اکبر_شیدا
دستگاه: #نوا
#کانال_موسیقی_بانوان 🎶🎶🎶🎶
✔️ @mosicbanevan
خواننده: #هانی_نیرو
آهنگساز: #علی_اکبر_شیدا
دستگاه: #نوا
#کانال_موسیقی_بانوان 🎶🎶🎶🎶
✔️ @mosicbanevan
👀👀👀👀👀👀👀👀
📕تمدن یک سیستم کاملا فیزیکی نیست که با طول و عرض بناها و تعدد آن شناسایی شود.
📘 تمدن عمقی دارد که تنها با رفتار مجموعۀ درگیر تعریف می شود.
📓 تمدن اسلامی هم با غلظت عین اعوذ من الشیطان شناسایی نمی شود.
📙مجلس را نمای زیبای مرمرهای سبز تریبون و دیوارهای آن تعریف نمی کنند.
📚⏪ بیایید یکبار دیگر در تعاریف و واژگان سیاسی به دقت تجدیدنظر کنیم.
🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣
📕تمدن یک سیستم کاملا فیزیکی نیست که با طول و عرض بناها و تعدد آن شناسایی شود.
📘 تمدن عمقی دارد که تنها با رفتار مجموعۀ درگیر تعریف می شود.
📓 تمدن اسلامی هم با غلظت عین اعوذ من الشیطان شناسایی نمی شود.
📙مجلس را نمای زیبای مرمرهای سبز تریبون و دیوارهای آن تعریف نمی کنند.
📚⏪ بیایید یکبار دیگر در تعاریف و واژگان سیاسی به دقت تجدیدنظر کنیم.
🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣🗣
به انتخاب و ارسال دوست گرامی ندا:
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
⭕️روش های نادرست در ارائه دلیل مدعیات
1️⃣ما گاهی به جای تقویت دلیل کارهای دیگری انجام می دهیم.یکی از این کارها که ما به جای تقویت دلیل انجام می دهیم این است که مدعا را تکرار می کنیم.یعنی کاری که در فن اقناع به آن تبلیغات گفته میشود.مثلا ،اگر شما در تلویزیون بارها بگویید«سیو همان سیب است»،مردم می پذیرند؛با اینکه مدعا تکرار شده و دلیل آن روشن نیست.اما در عالم علم نمی توان تکرار مدعا را به جای دلیل استفاده کرد.اگر پانصد بار هم بگویید«خدا وجود دارد» ولی اثبات نکردید که خدا وجود دارد،ادعای شما درست نیست.
2️⃣کار دیگری که انجام می دهیم این است که مدعا را به شخص دارای اعتبار متصل می کنیم.این هم باز جای دلیل را نمی گیرد.مثلا می گوییم«رسول الله فرموده است که الف همان ب است»یا «انیشتین گفته است الف همان ب است»یا مدعا را ملزم به کسی که دارای اقتدار و مرجعیت در میان مردم است،می نماییم و گمان می کنیم که دلیل آورده ایم.
3️⃣کار سومی که انجام می دهیم این است که می گوییم اگر به این حرف متعقد نباشی،در زمره فلان کسان قرار می گیری؛اگر این حرف را قبول نکنی آنارشیست هستی؛اگر این حرف را قبول کنی،مارکسیست هستی؛که این کارکرد با روش قبلی کاملا عکس است چون در روش قبلی مدعا به شخص موجهی منتسب شد و این شیوه شخص را در جرگه کسانی قرار میدهد که نمیخواهد جزو آن ها باشد.
4️⃣نکته چهارم اینکه گاهی به جای این که دلیل را بگویند،می گویند اگربه این امر معتقد شوی،به چه فکر خطرناکی معتقد شده ای.
5️⃣یک راه دیگر اینکه گفته می شود:«می دانی این فکر را چه کسانی ترویج و تبلیغ میکنند؟»
6️⃣و دیگر اینکه برای فکر جغرافیا قائل می شوند؛یعنی مکان قائل می شوند.مثلا می گویند این فکر غربی است یا شرقی.کم نیستند انسان هایی که،در طول تاریخ،قربانی این شدند که یک فکری چون شرقی است پس درست و چون غربی است نادرست است و بالعکس.یعنی از اول یک شرق و غرب درست کرده اند.یک مکان برای فکر، درست کرده اند و از همین راه این فکر را یا قبول می کنند یا رد.
7️⃣گاهی کار دیگری انجام می دهیم و تاریخ و زمان برای فکر درست می کنیم.یعنی میگوییم این فکر نو است،پس درست است؛یا این فکر کهنه است،پس نادرست است و بالعکس.
🔻این روش ها،در مجموع چهار روش اصلی اند:
1- تکرار مدعا
2- تاکید بر گوینده سخن یا قائل به مدعا برای رد یا قبول
3- پرداختن به آثار و نتایج مدعا
4- مقید کردن فکر(زمان مند یا مکان مند کردن فکر)
🔹همه این روش ها نادرست است.تنها راه این است که با دلیل مدعا را ثابت کنیم.مدعا فقط به یک صفت می تواند متصف شود:مدعا یا صادق است یا ناصادق.شرقی است یا غربی است حرف درستی نیست؛نو و کهنه بودن درست نیست،بی خطر و با خطربودن درست نیست.فکر اگر صادق است باید قبول کرد و اگر کاذب است باید رد کرد.
❇️مصطفی ملکیان،مبانی معرفت شناسی و روش شناسی در علوم انسانی
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
یک سؤال نقادانه:
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
کسی می تواند تشخیص دهد که در کلام استاد ملکیان مطلب قابل اشکالی وجود دارد؟
چه نقدی بر این سخن استاد ملکیان می تواند وارد باشد؟
اما در عالم علم نمی توان تکرار مدعا را به جای دلیل استفاده کرد.اگر پانصد بار هم بگویید«خدا وجود دارد» ولی اثبات نکردید که خدا وجود دارد،ادعای شما درست نیست.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅🔅
⭕️روش های نادرست در ارائه دلیل مدعیات
1️⃣ما گاهی به جای تقویت دلیل کارهای دیگری انجام می دهیم.یکی از این کارها که ما به جای تقویت دلیل انجام می دهیم این است که مدعا را تکرار می کنیم.یعنی کاری که در فن اقناع به آن تبلیغات گفته میشود.مثلا ،اگر شما در تلویزیون بارها بگویید«سیو همان سیب است»،مردم می پذیرند؛با اینکه مدعا تکرار شده و دلیل آن روشن نیست.اما در عالم علم نمی توان تکرار مدعا را به جای دلیل استفاده کرد.اگر پانصد بار هم بگویید«خدا وجود دارد» ولی اثبات نکردید که خدا وجود دارد،ادعای شما درست نیست.
2️⃣کار دیگری که انجام می دهیم این است که مدعا را به شخص دارای اعتبار متصل می کنیم.این هم باز جای دلیل را نمی گیرد.مثلا می گوییم«رسول الله فرموده است که الف همان ب است»یا «انیشتین گفته است الف همان ب است»یا مدعا را ملزم به کسی که دارای اقتدار و مرجعیت در میان مردم است،می نماییم و گمان می کنیم که دلیل آورده ایم.
3️⃣کار سومی که انجام می دهیم این است که می گوییم اگر به این حرف متعقد نباشی،در زمره فلان کسان قرار می گیری؛اگر این حرف را قبول نکنی آنارشیست هستی؛اگر این حرف را قبول کنی،مارکسیست هستی؛که این کارکرد با روش قبلی کاملا عکس است چون در روش قبلی مدعا به شخص موجهی منتسب شد و این شیوه شخص را در جرگه کسانی قرار میدهد که نمیخواهد جزو آن ها باشد.
4️⃣نکته چهارم اینکه گاهی به جای این که دلیل را بگویند،می گویند اگربه این امر معتقد شوی،به چه فکر خطرناکی معتقد شده ای.
5️⃣یک راه دیگر اینکه گفته می شود:«می دانی این فکر را چه کسانی ترویج و تبلیغ میکنند؟»
6️⃣و دیگر اینکه برای فکر جغرافیا قائل می شوند؛یعنی مکان قائل می شوند.مثلا می گویند این فکر غربی است یا شرقی.کم نیستند انسان هایی که،در طول تاریخ،قربانی این شدند که یک فکری چون شرقی است پس درست و چون غربی است نادرست است و بالعکس.یعنی از اول یک شرق و غرب درست کرده اند.یک مکان برای فکر، درست کرده اند و از همین راه این فکر را یا قبول می کنند یا رد.
7️⃣گاهی کار دیگری انجام می دهیم و تاریخ و زمان برای فکر درست می کنیم.یعنی میگوییم این فکر نو است،پس درست است؛یا این فکر کهنه است،پس نادرست است و بالعکس.
🔻این روش ها،در مجموع چهار روش اصلی اند:
1- تکرار مدعا
2- تاکید بر گوینده سخن یا قائل به مدعا برای رد یا قبول
3- پرداختن به آثار و نتایج مدعا
4- مقید کردن فکر(زمان مند یا مکان مند کردن فکر)
🔹همه این روش ها نادرست است.تنها راه این است که با دلیل مدعا را ثابت کنیم.مدعا فقط به یک صفت می تواند متصف شود:مدعا یا صادق است یا ناصادق.شرقی است یا غربی است حرف درستی نیست؛نو و کهنه بودن درست نیست،بی خطر و با خطربودن درست نیست.فکر اگر صادق است باید قبول کرد و اگر کاذب است باید رد کرد.
❇️مصطفی ملکیان،مبانی معرفت شناسی و روش شناسی در علوم انسانی
▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️
یک سؤال نقادانه:
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
کسی می تواند تشخیص دهد که در کلام استاد ملکیان مطلب قابل اشکالی وجود دارد؟
چه نقدی بر این سخن استاد ملکیان می تواند وارد باشد؟
اما در عالم علم نمی توان تکرار مدعا را به جای دلیل استفاده کرد.اگر پانصد بار هم بگویید«خدا وجود دارد» ولی اثبات نکردید که خدا وجود دارد،ادعای شما درست نیست.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Telegram
خرد سنجشگر
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue
آغاز کانال:
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
🔻 مخمصۀ «قرار داشتن در یک شغل مرتبط»!
🔻 وحید احسانی
🔹 پنج ماه پیش بود که دکتر سیّدمحمّدباقر نجفی، معاون اسبق پژوهش و فناوری دانشگاه رازی، از من خواست به صورت پارهوقت با معاونت مذکور همکاری کنم. چه اتّفاق مبارکی! امّا به قول حضرت حافظ (علیهالرّحمه): «عشق آسان نمود اوّل، ولی افتاد مشکلها»! ... به زودی متوجه شدم که متأسفانه در ایران، گاهی «داشتن شغلی که هم به آن علاقهمند باشی و هم در مورد آن تخصصی داشته باشی» معضل و مخمصهایست بسیار بغرنجتر و جانکاهتر از «داشتن شغل غیرمرتبط (به علائق و تخصص)»! برای توضیح این مسئله، نیاز است کمی به عقبتر برگشته و داستان را از زمانی شروع کنم که به صورت رسمی به مطالعات مرتبط با «اثربخشی پژوهش» ورود پیدا کردم. ...
🔹حال فکرش را بکنید، شخصی که دغدغۀ بسیار زیادی نسبت به وضعیّت علم و پژوهش کشور دارد و در این رابطه دیدگاه خاصّی هم دارد که در نوشتارهای پیشگفته نمود دارند (فارغ از صحیح یا غلط بودن آن)، از طرف معاونت پژوهش و فناوری یک دانشگاه جامع دعوت به همکاری شود، امّا خواست و تقاضای دانشگاه از او [در تناقض و تضاد کامل با دانستههایش] این باشد که «تو که با شاخصهای علم سنجی و نظامهای رتبهبندی دانشگاهها آشنایی داری، کمک کن با اصلاح شیوهنامهای داخلی (پژوهانه، ترفیع سالیانه، پایۀ تشویقی، تشویق نویسندگان مقالات و غیره)، نظام تشویق و تنبیه را به گونهای تنظیم کنیم که فعّالیتهای دانشگاهیان (اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی) دقیقاً به سمت افزایش امتیاز در شاخصهایی که دانشگاه با آنها ارزیابی میشود (کمّیتهایی مانند تعداد مقالات و غیره) سوق دادهشود. به طوری که با استفاده از پول موجود (پولی که حاصل از رانت نفت است) بتوانیم بیشترین توسعۀ علمی و پژوهشی (که معادل بالاترین امتیاز و بهترین رتبه در نظامهای رتبهبندی در نظر گرفته میشود) را داشته باشیم»!
🔹... متأسفانه، در مورد جهشهایی که پیش از این (در دورۀ رضا شاه و محمّدرضا شاه پهلوی) در کمّیتهای نظام دانش و پژوهش (تعداد دانشگاه، تعداد دانشجو و غیره) رخ داد مطالعه کرده و عاقبت تاریک دنبال کردن چنین مسیرهای ظاهربینانه و کمیّت-گرایانهای در تاریخ کشورمان را نیز خواندهام، مسیری که مهدوی (1970) آن را «دولت رانتی»، اشرف (1359) آن را «رشد سرمایهداری در شرایط نیمهاستعماری»، کاتوزیان (1377) آن را «شبهِمدرنیسم نفتی»، داوریِاردکانی (1390) آن را «تجدّد مآبی» و شایگان (1391) آن را «توهّم مضاعف» نامیده و حائری (1387) آن را با استفاده از مفهوم «سطحی نگری» توصیف کردهاست. حتّی در نوشتههایم آوردهام که: ...
🔹 متأسّفانه، بر اساس مطالعاتم (فارغ از درست یا غلط بودن آنها)، میبینم که چگونه «تکیۀ بیش از حد بر ابزار تشویق و تنبیه بیرونی»، فضای علم و پژوهش را فاسد میکند و حتّی در این خصوص با لحن نسبتاً تندی خطاب به سیاستگذاران و تصمیمسازان کلان نظام آموزش و پژوهش کشور گلایه کردهام[10]. دانشگاه رازی یکی از دو رکن اصلی شعار و چشم انداز ارزشمند خود را «پیش رو در تحقق جامعۀ دانش بنیان» عنوان کردهاست، امّا متأسّفانه میفهمم که تا زمانی که یک دانشگاه، خودش دانشبنیان نشود، یعنی بر اساس اصول و یافتههای علمی تصمیمگیری و سیاستگذاری نکند، محال است بتواند در دانشبنیان شدن صنعت و جامعه ایفای نقش کند. رکن دیگر شعار و چشم انداز دانشگاه رازی «اخلاق محوری» است، در این خصوص نیز میدانم که ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان، از حیث شاخصهای بداخلاقی پژوهشی (شامل نرخ ابطال مقالات) بدترین جایگاهها را دارد (شکل زیر) و متأسفانه میدانم که یکی از دلایل گسترش چنین بی اخلاقیهایی، بر هم خوردن تعادل میان «فشار ناشی از نظام تشویق و تنبیه بیرونی» و «نیروی خودجوش ناشی از علاقه و عطش درونی به علم و پژوهش» و همچنین ناشی از اتّخاذ سیاستهای «کمّیت-گرا» و «برون داد-محور» (به جای سیاستهای کیفیت-گرا و تأثیر-مدار) بودهاست.
🔹خلاصه، در مخمصۀ بغرنجی گیر افتادهام. ... در این مدّت، در حدّ خودم تلاشهای زیادی کردم که ولو یک گام هم که شده، رویکردها و سیاستهای حاکم بر دانشگاه از مسیر «شبهِدانشِ نفتبنیان» به مسیر «توسعۀ دانشبنیان» نزدیک شود امّا ...
💢 پویش ملی دوباره دانشگاه به دنبال اصلاح روالهای حاکم بر سیاستهای وزارت علوم است.
🔻 وحید احسانی
🔹 پنج ماه پیش بود که دکتر سیّدمحمّدباقر نجفی، معاون اسبق پژوهش و فناوری دانشگاه رازی، از من خواست به صورت پارهوقت با معاونت مذکور همکاری کنم. چه اتّفاق مبارکی! امّا به قول حضرت حافظ (علیهالرّحمه): «عشق آسان نمود اوّل، ولی افتاد مشکلها»! ... به زودی متوجه شدم که متأسفانه در ایران، گاهی «داشتن شغلی که هم به آن علاقهمند باشی و هم در مورد آن تخصصی داشته باشی» معضل و مخمصهایست بسیار بغرنجتر و جانکاهتر از «داشتن شغل غیرمرتبط (به علائق و تخصص)»! برای توضیح این مسئله، نیاز است کمی به عقبتر برگشته و داستان را از زمانی شروع کنم که به صورت رسمی به مطالعات مرتبط با «اثربخشی پژوهش» ورود پیدا کردم. ...
🔹حال فکرش را بکنید، شخصی که دغدغۀ بسیار زیادی نسبت به وضعیّت علم و پژوهش کشور دارد و در این رابطه دیدگاه خاصّی هم دارد که در نوشتارهای پیشگفته نمود دارند (فارغ از صحیح یا غلط بودن آن)، از طرف معاونت پژوهش و فناوری یک دانشگاه جامع دعوت به همکاری شود، امّا خواست و تقاضای دانشگاه از او [در تناقض و تضاد کامل با دانستههایش] این باشد که «تو که با شاخصهای علم سنجی و نظامهای رتبهبندی دانشگاهها آشنایی داری، کمک کن با اصلاح شیوهنامهای داخلی (پژوهانه، ترفیع سالیانه، پایۀ تشویقی، تشویق نویسندگان مقالات و غیره)، نظام تشویق و تنبیه را به گونهای تنظیم کنیم که فعّالیتهای دانشگاهیان (اعضای هیأت علمی و دانشجویان تحصیلات تکمیلی) دقیقاً به سمت افزایش امتیاز در شاخصهایی که دانشگاه با آنها ارزیابی میشود (کمّیتهایی مانند تعداد مقالات و غیره) سوق دادهشود. به طوری که با استفاده از پول موجود (پولی که حاصل از رانت نفت است) بتوانیم بیشترین توسعۀ علمی و پژوهشی (که معادل بالاترین امتیاز و بهترین رتبه در نظامهای رتبهبندی در نظر گرفته میشود) را داشته باشیم»!
🔹... متأسفانه، در مورد جهشهایی که پیش از این (در دورۀ رضا شاه و محمّدرضا شاه پهلوی) در کمّیتهای نظام دانش و پژوهش (تعداد دانشگاه، تعداد دانشجو و غیره) رخ داد مطالعه کرده و عاقبت تاریک دنبال کردن چنین مسیرهای ظاهربینانه و کمیّت-گرایانهای در تاریخ کشورمان را نیز خواندهام، مسیری که مهدوی (1970) آن را «دولت رانتی»، اشرف (1359) آن را «رشد سرمایهداری در شرایط نیمهاستعماری»، کاتوزیان (1377) آن را «شبهِمدرنیسم نفتی»، داوریِاردکانی (1390) آن را «تجدّد مآبی» و شایگان (1391) آن را «توهّم مضاعف» نامیده و حائری (1387) آن را با استفاده از مفهوم «سطحی نگری» توصیف کردهاست. حتّی در نوشتههایم آوردهام که: ...
🔹 متأسّفانه، بر اساس مطالعاتم (فارغ از درست یا غلط بودن آنها)، میبینم که چگونه «تکیۀ بیش از حد بر ابزار تشویق و تنبیه بیرونی»، فضای علم و پژوهش را فاسد میکند و حتّی در این خصوص با لحن نسبتاً تندی خطاب به سیاستگذاران و تصمیمسازان کلان نظام آموزش و پژوهش کشور گلایه کردهام[10]. دانشگاه رازی یکی از دو رکن اصلی شعار و چشم انداز ارزشمند خود را «پیش رو در تحقق جامعۀ دانش بنیان» عنوان کردهاست، امّا متأسّفانه میفهمم که تا زمانی که یک دانشگاه، خودش دانشبنیان نشود، یعنی بر اساس اصول و یافتههای علمی تصمیمگیری و سیاستگذاری نکند، محال است بتواند در دانشبنیان شدن صنعت و جامعه ایفای نقش کند. رکن دیگر شعار و چشم انداز دانشگاه رازی «اخلاق محوری» است، در این خصوص نیز میدانم که ایران در مقایسه با سایر کشورهای جهان، از حیث شاخصهای بداخلاقی پژوهشی (شامل نرخ ابطال مقالات) بدترین جایگاهها را دارد (شکل زیر) و متأسفانه میدانم که یکی از دلایل گسترش چنین بی اخلاقیهایی، بر هم خوردن تعادل میان «فشار ناشی از نظام تشویق و تنبیه بیرونی» و «نیروی خودجوش ناشی از علاقه و عطش درونی به علم و پژوهش» و همچنین ناشی از اتّخاذ سیاستهای «کمّیت-گرا» و «برون داد-محور» (به جای سیاستهای کیفیت-گرا و تأثیر-مدار) بودهاست.
🔹خلاصه، در مخمصۀ بغرنجی گیر افتادهام. ... در این مدّت، در حدّ خودم تلاشهای زیادی کردم که ولو یک گام هم که شده، رویکردها و سیاستهای حاکم بر دانشگاه از مسیر «شبهِدانشِ نفتبنیان» به مسیر «توسعۀ دانشبنیان» نزدیک شود امّا ...
💢 پویش ملی دوباره دانشگاه به دنبال اصلاح روالهای حاکم بر سیاستهای وزارت علوم است.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker🔻 اخلالگران نظامِ «سواد»
🔻 دکتر حامد صفاییپور
🔹علیه باور عمومی سخنگفتن، قدری اغراق و شیطنتِ زبانی میخواهد. این روزها، همچنان، مثل روزهای قبل، باور عمومی و مُد زمانه این است که سواد و مدرک، جای اندیشیدن و درک را میگیرد. «روانشناس» کسی نیست که نظریات را از بَر کرده و «فیلسوف» کسی که «کتابهای فلسفه» را روزنامهوار یا رمانوار خوانده است. ای بسا «دکتر» که در مهد کودک ذهنش یک کودک کنجکاو و یک لذت کشف پیدا نمیشود. مدرک جای درک، و سواد جای اندیشیدن را نمیگیرد.
🔹 شاید بهتر است بگویم:
«اطلاعات» میتواند در انبار ذهن ذخیره شود. «ذهنِ انباری» میتواند منبع احتکار اطلاعات باشد. ذهنِ انباری» مانند ورزشکاری که مواد نیروزا میخورد اما تحرکی ندارد. تحرک، اندیشیدن است و اندیشیدن، واژهای کلّی برای همهٔ فعالیتهایی که ذهن بهصورت ارادی و با تأمل انجام میدهد. تحلیل(/واکاوی) با همهٔ اقسام آن، تحلیل از طریق مقایسه، تحلیل از طریق بررسی پیشینهٔ موضوع، تحلیل از طریق بررسیِ موردی و غیره، از مهمترین فعالیتهای ذهن است. بدون تحلیل، به «ذهنِ انباری»، صفت تنبلی (خوردن و خوابیدن) نیز اضافه میشود.
🔹
🔹
فردِ ناتوان در دریافت سرشت طوفانی و پیچیدهٔ علم، به انبارداریِ اطلاعات مشغول است. اطلاعات البته گاهی ارزشمند است، اما هر کالای ارزشمندی به ثروت و سرمایه تبدیل نمیشود. تنها اهل اندیشهاند که میتوانند با جعبهٔ مدادرنگیِ ششرنگِ خود، نقاشی زیبایی بکشند. جعبهٔ مداد رنگیِ هفتادرنگ کسی را نقاش نمیکند.
🔹 چه کنیم؟ قدری کار و بارمان را جدیتر بگیریم و به سطح حرفهایِ آن نزدیک شویم.
🔹 نگویید ای بابا! چه کسی کتاب میخواند؟! بهتر که نمیخواند! خدمتِ کتابنخوانهای بیادعا که بر عقل نیمبندِ اجتماعی خود متکیاند، به علم، بیش از «دانشگران نافرهیختهای» است که جَهد بلیغ میکنند تا کالای قاچاق را از گمرک «فرزانگی و دانش» رد کنند. بدخاصیت، بدتر از بیخاصیت است.
🔻 دکتر حامد صفاییپور
🔹علیه باور عمومی سخنگفتن، قدری اغراق و شیطنتِ زبانی میخواهد. این روزها، همچنان، مثل روزهای قبل، باور عمومی و مُد زمانه این است که سواد و مدرک، جای اندیشیدن و درک را میگیرد. «روانشناس» کسی نیست که نظریات را از بَر کرده و «فیلسوف» کسی که «کتابهای فلسفه» را روزنامهوار یا رمانوار خوانده است. ای بسا «دکتر» که در مهد کودک ذهنش یک کودک کنجکاو و یک لذت کشف پیدا نمیشود. مدرک جای درک، و سواد جای اندیشیدن را نمیگیرد.
🔹 شاید بهتر است بگویم:
«سواد، بدون اندیشیدن شکل نمیگیرد.» «اطلاعات» میتواند در انبار ذهن ذخیره شود. «ذهنِ انباری» میتواند منبع احتکار اطلاعات باشد. ذهنِ انباری» مانند ورزشکاری که مواد نیروزا میخورد اما تحرکی ندارد. تحرک، اندیشیدن است و اندیشیدن، واژهای کلّی برای همهٔ فعالیتهایی که ذهن بهصورت ارادی و با تأمل انجام میدهد. تحلیل(/واکاوی) با همهٔ اقسام آن، تحلیل از طریق مقایسه، تحلیل از طریق بررسی پیشینهٔ موضوع، تحلیل از طریق بررسیِ موردی و غیره، از مهمترین فعالیتهای ذهن است. بدون تحلیل، به «ذهنِ انباری»، صفت تنبلی (خوردن و خوابیدن) نیز اضافه میشود.
🔹
فریب آدمهای پُراطلاعات را نخورید؛
وقتی همین آدمها در موقعیتهایی چالشی در ارائه تحلیلی از موقعیت، پیشنهاد راهحلی برای برونرفت از مشکلات، ریشهیابی مسئله، توجه به جنبههای دیگر موضوع، ناتواناند. «فریب» این است که در اثر خوشنامی و بزرگنامشیداییِ این افراد، «تعریف سواد» در ذهن شما، به از بَر بودن نام چند نویسنده، سخن گفتن با لحن کتابها، Shift و Alt گرفتن در لابهلای حرفها، از بَر خواندن جملههای بزرگان، پرداختن به ساختار زبانی و نوشتاری جملات به جای مضمون آنها تقلیل مییابد. با همان جدیتی که «تن آدمی شریف است به جان آدمیت»، بدلکاری و بزککاریها، کسی را به اهل نظر و اندیشه تبدیل نمیکند.🔹
علم، پیچیده به تحلیل و دقتِنظر است. فردِ ناتوان در دریافت سرشت طوفانی و پیچیدهٔ علم، به انبارداریِ اطلاعات مشغول است. اطلاعات البته گاهی ارزشمند است، اما هر کالای ارزشمندی به ثروت و سرمایه تبدیل نمیشود. تنها اهل اندیشهاند که میتوانند با جعبهٔ مدادرنگیِ ششرنگِ خود، نقاشی زیبایی بکشند. جعبهٔ مداد رنگیِ هفتادرنگ کسی را نقاش نمیکند.
🔹 چه کنیم؟ قدری کار و بارمان را جدیتر بگیریم و به سطح حرفهایِ آن نزدیک شویم.
اصل را بر این بگذاریم که غالبا در پیرامون ما تنها نسخههای تقلبی دانش وجود دارند.به سراغ ریشهها برویم و تنها منبع دانش خود را، نسخههای شفاهی قرار ندهیم. ما باید علم را به همان روشی که دانشمندان میآموزند، بیاموزیم. غرق شویم. کتابها را پیش از خواندن، بررسی، و با خواندن، حلاجی، و پس از خواندن، برای خود بازسازی کنیم. دانش را آنِ خود کنیم.
🔹 نگویید ای بابا! چه کسی کتاب میخواند؟! بهتر که نمیخواند! خدمتِ کتابنخوانهای بیادعا که بر عقل نیمبندِ اجتماعی خود متکیاند، به علم، بیش از «دانشگران نافرهیختهای» است که جَهد بلیغ میکنند تا کالای قاچاق را از گمرک «فرزانگی و دانش» رد کنند. بدخاصیت، بدتر از بیخاصیت است.
دانشگران نافرهیخته، اخلالگران نظام سوادند. آنها را به متن اندیشیدن خود نیاورید؛ به حاشیه برانید.💢 پویش ملی دوباره دانشگاه به دنبال اصلاح روالهای حاکم بر سیاستهای وزارت علوم است
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinkerForwarded from Hosein
🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄
اوج فلاکت یک ملت،
زمانی است که
در برابر بیماری و آفت زدگی
تنها ناله را بلدند
و اتهام و انگ به پیشینیان یا به همدیگر یا به دیگری!
اوج فلاکت یک ملت،
زمانی است که
در برابر بیماری و آفت زدگی
تنها ناله را بلدند
و اتهام و انگ به پیشینیان یا به همدیگر یا به دیگری!