تأملی در یک نوع از دفاع
++++++++++++++++++++++++++++
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه ۴ فروردين ۱٣۹٨ - ۲۴ مارس ۲۰۱۹
به نقل از اردوی کار , مناف هاشمی استاندار استان گلستان پس از برکناری به وسیله جهانگیری معاون روحانی دست به افشاگری زده و گفته:
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
بیایید در همین ابتدای سال نو
به نحوۀ دیالوگ و دفاع یک استاندار از رفتار خود توجه کنیم:
ا- ایام ابتدایی سال نو، روزهای تعطیل رسمی هستند.
یعنی مأمورین دولتی مؤظف نیستند طبق روزهای دایر، بر سر کار یا وظیفه معهود خود باشند.
2- شرایط اورژانسی ،به شرایطی اطلاق می شود که از قبل قابل پیش بینی نیستند و به حسب اتفاقات غیرمعمول بر جامعه، نهادها و سازمانها و افراد تحمیل می شود و به حسب نوع حادثه و مظایف سازمانها و نهادها و افراد ، مظایف خاصی را بر آنها تجمیل میکند.
3- شرایط اورژانسی، می تواند برنامه روتین و عادی هر بخشی از موارد ذکر شده را تغییر دهد و همه به حکم موقعیت خود مجبورند به این تغییرات در برنامه تن دهند و خود را با آن وفق دهند.
4- شکی نیست که هر عضوی از بدنه دولت، اگر دستوری از مقام بالاتر دریافت نکرده باشد، می تواند از حقوق و مزایای قانونی خود از جمله بهره مندی از تعطیلات استفاده کند.
5- رفتن به مسافرت، حتی مسافرت خارج از کشور را می توان بخشی از این بهره مندی انگاشت.
از بهره بردن از حق طبیعی خویش با استناد به بهره مندی های مشابه، روش مناسبی از دفاع نیست و بوی بدی می دهد از جمله اینکه گویی اینکار نوعی تخطی از دستورات سازمانی از سوی مقامات عالی بوده است که از مردم پنهان نگه داشته می شود ولی در مورد وی علنی گشته است.
6- اقای استاندار اصلا اشاره ای نمی کنند گه بعد از دریافت اطلاعات مربوط به وقوع سیل در استان محل ماموریتش، آیا فوری مسافرت شخصی اش را لغو و خود را به استان مربوط رسانده اند یا همچنان لذت و انتفاع شخصی از تعطیلات را ترچیح داده اند.
7- آقای جهانگیری هم اصلا اشاره ای به اینکه علت اصلی و اساسی که باعث برکناری استاندار از سمتش شده است چیست!، نکرده اند.
این نوع برخوردها، برخوردهای آشنا و رویه معمول در نظام جمهوری اسلامی ایران برای سالم رهیدن از زلزله های سیاسی در سیستم و سالم بیرون کشیدن خود از پس لرزه های آن است.
قربانی کردن مآموران رده های میانی( عمدتا به شکل ظاهری و بی آنکه به مامور متخلف یا آنکه متخلف وانمود می شود، آسیب جدی وارد شود.،
++++++++++++++++++++++++++++
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه ۴ فروردين ۱٣۹٨ - ۲۴ مارس ۲۰۱۹
به نقل از اردوی کار , مناف هاشمی استاندار استان گلستان پس از برکناری به وسیله جهانگیری معاون روحانی دست به افشاگری زده و گفته:
الان بیست استاندار و ۱۰۰ نماینده و ۹۰ فرماندار در خارج از کشور تعطیلاتشان را در کنار بچه هایشان می گذرانند!!من خیلی بد شانس بودم که سیل آمد وفهمیدند که من نیستم راست میگویند بیایندحضور و غیاب کنند ببینند کی سر کارشه که یقه منو گرفتند.
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️
بیایید در همین ابتدای سال نو
به نحوۀ دیالوگ و دفاع یک استاندار از رفتار خود توجه کنیم:
ا- ایام ابتدایی سال نو، روزهای تعطیل رسمی هستند.
یعنی مأمورین دولتی مؤظف نیستند طبق روزهای دایر، بر سر کار یا وظیفه معهود خود باشند.
2- شرایط اورژانسی ،به شرایطی اطلاق می شود که از قبل قابل پیش بینی نیستند و به حسب اتفاقات غیرمعمول بر جامعه، نهادها و سازمانها و افراد تحمیل می شود و به حسب نوع حادثه و مظایف سازمانها و نهادها و افراد ، مظایف خاصی را بر آنها تجمیل میکند.
3- شرایط اورژانسی، می تواند برنامه روتین و عادی هر بخشی از موارد ذکر شده را تغییر دهد و همه به حکم موقعیت خود مجبورند به این تغییرات در برنامه تن دهند و خود را با آن وفق دهند.
4- شکی نیست که هر عضوی از بدنه دولت، اگر دستوری از مقام بالاتر دریافت نکرده باشد، می تواند از حقوق و مزایای قانونی خود از جمله بهره مندی از تعطیلات استفاده کند.
5- رفتن به مسافرت، حتی مسافرت خارج از کشور را می توان بخشی از این بهره مندی انگاشت.
از بهره بردن از حق طبیعی خویش با استناد به بهره مندی های مشابه، روش مناسبی از دفاع نیست و بوی بدی می دهد از جمله اینکه گویی اینکار نوعی تخطی از دستورات سازمانی از سوی مقامات عالی بوده است که از مردم پنهان نگه داشته می شود ولی در مورد وی علنی گشته است.
6- اقای استاندار اصلا اشاره ای نمی کنند گه بعد از دریافت اطلاعات مربوط به وقوع سیل در استان محل ماموریتش، آیا فوری مسافرت شخصی اش را لغو و خود را به استان مربوط رسانده اند یا همچنان لذت و انتفاع شخصی از تعطیلات را ترچیح داده اند.
7- آقای جهانگیری هم اصلا اشاره ای به اینکه علت اصلی و اساسی که باعث برکناری استاندار از سمتش شده است چیست!، نکرده اند.
این نوع برخوردها، برخوردهای آشنا و رویه معمول در نظام جمهوری اسلامی ایران برای سالم رهیدن از زلزله های سیاسی در سیستم و سالم بیرون کشیدن خود از پس لرزه های آن است.
قربانی کردن مآموران رده های میانی( عمدتا به شکل ظاهری و بی آنکه به مامور متخلف یا آنکه متخلف وانمود می شود، آسیب جدی وارد شود.،
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت اول
پیشگفتار مترجم
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت اول
پیشگفتار مترجم
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: دوم
دیباچه
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: دوم
دیباچه
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: سوم
مهارت خواندن فعالانه- بخش اول
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: سوم
مهارت خواندن فعالانه- بخش اول
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: چهارم
مهارت خواندن فعالانه - بخش دوم
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
📕 فوت و فن فلسفه
✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور
🗣 راوی: م. ناجی
قسمت: چهارم
مهارت خواندن فعالانه - بخش دوم
#کتاب_صوتی
#تفکر
#فلسفه
#م_ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند. 📕 فوت و فن فلسفه ✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور 🗣 راوی: م. ناجی قسمت: سوم مهارت خواندن فعالانه- بخش اول #کتاب_صوتی #تفکر #فلسفه #م_ناجی https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
با سلام خدمت دوستان ارجمند ، اعضای محترم کانال و اساتید معظم
به نظر رسید که توضیحی در مورد اصطلاح مطالعه فعالانه ضروری یا حداقل مفید بوده باشد.
دوستانی که با مطالب کانال آشنا هستند می دانند که یکی از بحثهایی که مدتها قبل مطالبی در باره اش نوشته ام، شیوۀ مطالعه فعالانه است.ترجمۀ کتاب فوت و فن فلسفه در کانال مطرح می شود و ضمن آن اصطلاح مطالعۀ فعالانه استفاده شده است، شاید این سؤال در ذهن برخی از دوستان تولید شود که آیا این اصطلاح را ناجی از این ترجمه تقلید کرده است؟
پاسخ چنین سؤالی قطعا منفی است.
من این کتاب و ترجمه اش را تا دو هفته قبل اصلا نمی شناختم.
اصطلاح مطالعۀ فعالانه ساخته و پرداخته ذهن خودم است برای نوع مطالعه ای که بنده در طول زمان دانشجویی و طلبگی طراحی کرده ام، تجربه کرده ام و از نوشته ها و گفته های برخی اساتید و نیز متفکران الهام گرفته ام.
وقتی با این کتاب آشنا شدم، بسی خرسند شدم از اینکه من به صورت منفرد و با تجربه ی شخصی به اصولی رسیده ام که برخی از آن را نویسنده ای وقاد از دیار غرب مطرح کرده است.
در مورد اصطلاح هم نمی توانم مدعی شوم که مترجم این اصطلاح را از بنده وام گرفته است، اما همچنان این احتمال منتفی نیست.
با سپاس و تشکر از اینکه برای خواندن این نوشته صبور بودید.
🌺🙏🌺
به نظر رسید که توضیحی در مورد اصطلاح مطالعه فعالانه ضروری یا حداقل مفید بوده باشد.
دوستانی که با مطالب کانال آشنا هستند می دانند که یکی از بحثهایی که مدتها قبل مطالبی در باره اش نوشته ام، شیوۀ مطالعه فعالانه است.ترجمۀ کتاب فوت و فن فلسفه در کانال مطرح می شود و ضمن آن اصطلاح مطالعۀ فعالانه استفاده شده است، شاید این سؤال در ذهن برخی از دوستان تولید شود که آیا این اصطلاح را ناجی از این ترجمه تقلید کرده است؟
پاسخ چنین سؤالی قطعا منفی است.
من این کتاب و ترجمه اش را تا دو هفته قبل اصلا نمی شناختم.
اصطلاح مطالعۀ فعالانه ساخته و پرداخته ذهن خودم است برای نوع مطالعه ای که بنده در طول زمان دانشجویی و طلبگی طراحی کرده ام، تجربه کرده ام و از نوشته ها و گفته های برخی اساتید و نیز متفکران الهام گرفته ام.
وقتی با این کتاب آشنا شدم، بسی خرسند شدم از اینکه من به صورت منفرد و با تجربه ی شخصی به اصولی رسیده ام که برخی از آن را نویسنده ای وقاد از دیار غرب مطرح کرده است.
در مورد اصطلاح هم نمی توانم مدعی شوم که مترجم این اصطلاح را از بنده وام گرفته است، اما همچنان این احتمال منتفی نیست.
با سپاس و تشکر از اینکه برای خواندن این نوشته صبور بودید.
🌺🙏🌺
با سلام
جناب دکتر فاضلی را- کمابیش- می شناسید،
بنده از مشتاقان نوشته های ایشان هستم.
میدانید چرا؟
چون معمولا زاویه ی نگاهش به مسائل همان است که باید باشد.
کدامین منظر؟
کدامین پرسپکتیو؟
کدامین زاویۀ نگاه؟
زاویۀ نگاه ( تلاش برای حل مسأله)
از معدود متفکران جامعه شناس ایرانی است که شدیدا خود را ملزم می دانند که باید سخنی را مطرح کنند که به حل مسأله یاری می رساند.
یکی از بحرانهای بسیار بدخیم جامعۀ ایران، فقدان اندیشمندانی چنین است.
نمی گویم بیایید از ایشان راه حلها را بیاموزیم، اما توصیه اکید میکنم_ در درجۀ اول به خودم، خود بی بضاعتم_ که بیایید از ایشان زاویه ی نگرش به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را به دقت تمام یاد بگیریم
جناب دکتر فاضلی را- کمابیش- می شناسید،
بنده از مشتاقان نوشته های ایشان هستم.
میدانید چرا؟
چون معمولا زاویه ی نگاهش به مسائل همان است که باید باشد.
کدامین منظر؟
کدامین پرسپکتیو؟
کدامین زاویۀ نگاه؟
زاویۀ نگاه ( تلاش برای حل مسأله)
از معدود متفکران جامعه شناس ایرانی است که شدیدا خود را ملزم می دانند که باید سخنی را مطرح کنند که به حل مسأله یاری می رساند.
یکی از بحرانهای بسیار بدخیم جامعۀ ایران، فقدان اندیشمندانی چنین است.
نمی گویم بیایید از ایشان راه حلها را بیاموزیم، اما توصیه اکید میکنم_ در درجۀ اول به خودم، خود بی بضاعتم_ که بیایید از ایشان زاویه ی نگرش به مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و سیاسی را به دقت تمام یاد بگیریم
Forwarded from دغدغه ایران
پوپوسِیل
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ هر رخدادی مثل سیل که اتفاق بیفتد، از آنجا که کشور مشکلات ساختاری در مدیریت حوادث دارد، سیلی از انتقادات جاری میشود. من از آن دستهام که بیان انتقادات را به نفع کشور میدانم و آن دسته از نقدها که ساختارهای اداری، مدیریتی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی منجر به بروز حوادث و کمتوانی در مدیریت آنها را هدف قرار میدهند مفید میدانم. نقد این ساختارها سیاهنمایی نیست.
✅ دستهای دیگر از نقدها اشخاص را هدف میگیرند. نقد مشاهدهنشدن رئیسجمهور، معاون اول یا وزیر در میان حادثه، عمدتاً از این جنس است. من هم معتقدم بودن رئیسجمهور و مقامات وسط حادثه، نشانه همدردی و تسلای روحی است، بعد سیاسی قابل توجهی دارد و توسط رسانهها به عنوان همراهی با مردم بازخوانی میشود؛ اما تأثیر واقعی این حضورها چیز زیادی نیست.
✅ رئیسجمهور یا معاون اول او، فاقد اطلاعات محلی درباره حادثه هستند؛ و مدیریت بحرانهایی نظیر سیل، نیازمند اطلاعات محلی دقیق است. مدیریت بحران، عملی بسیار تخصصی با پروتکلهای مشخص بینالمللی، رشتهای دانشگاهی با انواع راهنماها و استانداردهایی است که متخصصان خود را طلب میکند. (این را وقتی با دقت فهمیدم که در جلسات کمیته تخصصی مدیریت بحران کمیته ملی پلاسکو شرکت کردم.) رئیسجمهور یا معاون اول، مدیر بحران نیستند، و به معنای تخصصی، اصلاً حق مداخله هم ندارند. آنها حق ندارند درباره عملیات اجرایی در صحنه دستوری صادر کنند.
✅ یادم هست مدیر یکی از کارگروههای تخصصی کمیته ملی حادثه پلاسکو در جلسه استماع سخنان یکی از مدیران ارشد، وقتی آن مدیر ارشد از به دست گرفتن مدیریت حادثه سخن گفت، با صراحت به ایشان گفت، «مگر شما دوره آموزشی مدیریت بحران دیده بودید که مدیریت حادثه را در دست گرفتید؟»
حضور رئیسجمهور در محل حوادث، اهمیت سیاسی دارد، جدیت نظام سیاسی برای رسیدگی را نشان میدهد، و احتمالاً برای گرفتن بهانه از دست مخالفان سیاسی خوب است، اما بهواقع اثر معناداری بر مدیریت حادثه ندارد. مدیریت خوب حادثه سیل تابع عوامل ساختاری نظیر موارد زیر است:
✅ چقدر ارتباطات و پروتکلهای هماهنگیهای بینسازمانی، تقسیم مسئولیتها و اختیارات، درست تدوین شده و اجرا میشود؛ چقدر امکانات (هلیکوپتر، قایق، چادر و ...) در اختیار امدادرسانی است. سازههای مقاوم در برابر سیل چگونه عمل میکنند و مدیریت میشوند؟ جادهها چقدر مقاوم، و مطابق استانداردهای مناطق سیلخیز ساخته شدهاند. تأسیسات عمومی چقدر مقاومسازی شدهاند؟ سیستمهای هواشناسی چقدر اطلاعات دقیق ارائه میدهند؟ گروههای امداد و نجات چقدر آموزشدیده، سازمانیافته و مجهز هستند؟ شهرها و سکونتگاهها چقدر برای شرایط سیلابی طراحی مناسبی دارند؟
✅ شرایط ساختاری که مناسب نباشد، حضور رئیسجمهور یا معاون اولش، کار زیادی از پیش نمیبرد. پروتکل سنگین حفاظت رئیسجمهور هم مزید بر علت میشود و درگیری مقامات استانی برای رعایت پروتکل حفاظت، و بالاخص تلاش برای دیده شدن در کنار رئیسجمهور، امدادرسانی را دشوارتر میسازد.
✅ آنچه گفته شد البته درخصوص استاندار ابداً صدق نمیکند. استاندار اگر انتخاب درستی بوده و کارش را درست انجام داده باشد، اگرچه نمیتواند فرمانده تخصصی مدیریت بحران باشد، اما اطلاعات محلی دقیق، اختیارات سیاسی و ظرفیت بسیج نیرو در او، به مدیریت بحران کمک میکند. رئیس ستاد مدیریت بحران کشور هم پستی تخصصی است و سپردن آن به فردی غیرمتخصص از اساس اشتباه است.
✅ بیایید با خودمان روراست باشیم. انتقاد داریم، بیاعتمادیم، از کاستیها شاکی هستیم؛ عیب ندارد باشیم و حتی با صدای بلند فریاد بزنیم؛ اما گرفتار «پوپوسِیل» نشویم. «پوپوسِیل» پدیدهای است که از ترکیب پوپولیسم و سیلاب حاصل میشود. پوپوسِیل یعنی نفس در میدان بودن و وسط آب دیده شدن مهم میشود، و هر که بیشتر در آب فرو رفت، بیشتر به فکر مردم است. اما ابداً معلوم نیست بر بهبود وضعیت سیلزدگان مؤثر باشد. پوپوسِیل خطر تولید تصمیمهای خلقالساعه هم دارد.
✅ «#پوپوسیل» برای کوبیدن رقیب سیاسی محشر است، اما برای پاسخ دادن به سؤالات ساختاری درباره کمتوانی در کاستن از خسارات جانی و مالی سیل، هیچ کاربردی ندارد. تصمیمات آنی و اتخاذشده توسط افراد غیرمتخصص و فارغ از دستورالعملهای مدیریت بحران، خطرناکاند. بنابراین معتقدم تدوین «#گزارش_ملی_سیل_گلستان_و_مازندران» یکی از راههای ممکن برای طرح و پاسخ دادن به سؤالات ساختاری و دوری از خطرات «#پوپوسیل» است.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ هر رخدادی مثل سیل که اتفاق بیفتد، از آنجا که کشور مشکلات ساختاری در مدیریت حوادث دارد، سیلی از انتقادات جاری میشود. من از آن دستهام که بیان انتقادات را به نفع کشور میدانم و آن دسته از نقدها که ساختارهای اداری، مدیریتی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی منجر به بروز حوادث و کمتوانی در مدیریت آنها را هدف قرار میدهند مفید میدانم. نقد این ساختارها سیاهنمایی نیست.
✅ دستهای دیگر از نقدها اشخاص را هدف میگیرند. نقد مشاهدهنشدن رئیسجمهور، معاون اول یا وزیر در میان حادثه، عمدتاً از این جنس است. من هم معتقدم بودن رئیسجمهور و مقامات وسط حادثه، نشانه همدردی و تسلای روحی است، بعد سیاسی قابل توجهی دارد و توسط رسانهها به عنوان همراهی با مردم بازخوانی میشود؛ اما تأثیر واقعی این حضورها چیز زیادی نیست.
✅ رئیسجمهور یا معاون اول او، فاقد اطلاعات محلی درباره حادثه هستند؛ و مدیریت بحرانهایی نظیر سیل، نیازمند اطلاعات محلی دقیق است. مدیریت بحران، عملی بسیار تخصصی با پروتکلهای مشخص بینالمللی، رشتهای دانشگاهی با انواع راهنماها و استانداردهایی است که متخصصان خود را طلب میکند. (این را وقتی با دقت فهمیدم که در جلسات کمیته تخصصی مدیریت بحران کمیته ملی پلاسکو شرکت کردم.) رئیسجمهور یا معاون اول، مدیر بحران نیستند، و به معنای تخصصی، اصلاً حق مداخله هم ندارند. آنها حق ندارند درباره عملیات اجرایی در صحنه دستوری صادر کنند.
✅ یادم هست مدیر یکی از کارگروههای تخصصی کمیته ملی حادثه پلاسکو در جلسه استماع سخنان یکی از مدیران ارشد، وقتی آن مدیر ارشد از به دست گرفتن مدیریت حادثه سخن گفت، با صراحت به ایشان گفت، «مگر شما دوره آموزشی مدیریت بحران دیده بودید که مدیریت حادثه را در دست گرفتید؟»
حضور رئیسجمهور در محل حوادث، اهمیت سیاسی دارد، جدیت نظام سیاسی برای رسیدگی را نشان میدهد، و احتمالاً برای گرفتن بهانه از دست مخالفان سیاسی خوب است، اما بهواقع اثر معناداری بر مدیریت حادثه ندارد. مدیریت خوب حادثه سیل تابع عوامل ساختاری نظیر موارد زیر است:
✅ چقدر ارتباطات و پروتکلهای هماهنگیهای بینسازمانی، تقسیم مسئولیتها و اختیارات، درست تدوین شده و اجرا میشود؛ چقدر امکانات (هلیکوپتر، قایق، چادر و ...) در اختیار امدادرسانی است. سازههای مقاوم در برابر سیل چگونه عمل میکنند و مدیریت میشوند؟ جادهها چقدر مقاوم، و مطابق استانداردهای مناطق سیلخیز ساخته شدهاند. تأسیسات عمومی چقدر مقاومسازی شدهاند؟ سیستمهای هواشناسی چقدر اطلاعات دقیق ارائه میدهند؟ گروههای امداد و نجات چقدر آموزشدیده، سازمانیافته و مجهز هستند؟ شهرها و سکونتگاهها چقدر برای شرایط سیلابی طراحی مناسبی دارند؟
✅ شرایط ساختاری که مناسب نباشد، حضور رئیسجمهور یا معاون اولش، کار زیادی از پیش نمیبرد. پروتکل سنگین حفاظت رئیسجمهور هم مزید بر علت میشود و درگیری مقامات استانی برای رعایت پروتکل حفاظت، و بالاخص تلاش برای دیده شدن در کنار رئیسجمهور، امدادرسانی را دشوارتر میسازد.
✅ آنچه گفته شد البته درخصوص استاندار ابداً صدق نمیکند. استاندار اگر انتخاب درستی بوده و کارش را درست انجام داده باشد، اگرچه نمیتواند فرمانده تخصصی مدیریت بحران باشد، اما اطلاعات محلی دقیق، اختیارات سیاسی و ظرفیت بسیج نیرو در او، به مدیریت بحران کمک میکند. رئیس ستاد مدیریت بحران کشور هم پستی تخصصی است و سپردن آن به فردی غیرمتخصص از اساس اشتباه است.
✅ بیایید با خودمان روراست باشیم. انتقاد داریم، بیاعتمادیم، از کاستیها شاکی هستیم؛ عیب ندارد باشیم و حتی با صدای بلند فریاد بزنیم؛ اما گرفتار «پوپوسِیل» نشویم. «پوپوسِیل» پدیدهای است که از ترکیب پوپولیسم و سیلاب حاصل میشود. پوپوسِیل یعنی نفس در میدان بودن و وسط آب دیده شدن مهم میشود، و هر که بیشتر در آب فرو رفت، بیشتر به فکر مردم است. اما ابداً معلوم نیست بر بهبود وضعیت سیلزدگان مؤثر باشد. پوپوسِیل خطر تولید تصمیمهای خلقالساعه هم دارد.
✅ «#پوپوسیل» برای کوبیدن رقیب سیاسی محشر است، اما برای پاسخ دادن به سؤالات ساختاری درباره کمتوانی در کاستن از خسارات جانی و مالی سیل، هیچ کاربردی ندارد. تصمیمات آنی و اتخاذشده توسط افراد غیرمتخصص و فارغ از دستورالعملهای مدیریت بحران، خطرناکاند. بنابراین معتقدم تدوین «#گزارش_ملی_سیل_گلستان_و_مازندران» یکی از راههای ممکن برای طرح و پاسخ دادن به سؤالات ساختاری و دوری از خطرات «#پوپوسیل» است.
(این متن را اگر میپسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشتههای محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشتههایم ندارم.
Forwarded from Hosein
بیایید اقتدا به ابو سعید کنیم
ابوسعید ابی الخیر
روزی برای وعظ وارد مجلسی شد
مریدان آنچنان ازدحام کرده بودند که شیخ برای رسیدن به منبر به سختی راه یافت
به وقت بالا رفتن بر منبر مریدی از مریدان برای اینکه بیرون ماندگان و جانیافتگان از وعظ شیخ محروم نگردند با صدایی رسا فریاد زد:
برای رضای خدا از جابرخیزید و هر یک قدمی پیش گذارید.
دیدند شیخ که هنوز بر بالای منبر نرسیده بود و برگشت و از منبر پایین آمد و روانه در مسجد شد!
همه در بهت و حیرت فرو رفتند که چه شد، چه رفتار ناشایستی موجبات رنجش شیخ فراهم آورد.
سبب جویا شدند و شیخ فرمود، دیگر چیزی برای گفتن نماند.
هرچه می خواستم بگویم همه را این بنده خدا عرضه کرد.
بهر رضای خدا قیام کنیم و قدمی پیش نهیم🙏🙏🙏
ابوسعید ابی الخیر
روزی برای وعظ وارد مجلسی شد
مریدان آنچنان ازدحام کرده بودند که شیخ برای رسیدن به منبر به سختی راه یافت
به وقت بالا رفتن بر منبر مریدی از مریدان برای اینکه بیرون ماندگان و جانیافتگان از وعظ شیخ محروم نگردند با صدایی رسا فریاد زد:
برای رضای خدا از جابرخیزید و هر یک قدمی پیش گذارید.
دیدند شیخ که هنوز بر بالای منبر نرسیده بود و برگشت و از منبر پایین آمد و روانه در مسجد شد!
همه در بهت و حیرت فرو رفتند که چه شد، چه رفتار ناشایستی موجبات رنجش شیخ فراهم آورد.
سبب جویا شدند و شیخ فرمود، دیگر چیزی برای گفتن نماند.
هرچه می خواستم بگویم همه را این بنده خدا عرضه کرد.
بهر رضای خدا قیام کنیم و قدمی پیش نهیم🙏🙏🙏
Hosein
بیایید اقتدا به ابو سعید کنیم ابوسعید ابی الخیر روزی برای وعظ وارد مجلسی شد مریدان آنچنان ازدحام کرده بودند که شیخ برای رسیدن به منبر به سختی راه یافت به وقت بالا رفتن بر منبر مریدی از مریدان برای اینکه بیرون ماندگان و جانیافتگان از وعظ شیخ محروم نگردند…
یاحق
💞💞💞💞
احساسم این است که همین الان دارم شروع می کنم.
یعنی یک نوکار نو آزموده و نوزاد
و باز احساسم بر این است که تنهایم
احساسم این است که کسی کنارم نیست،
دست کسی در دستانم نیست
کسی مرا در راه شریک خود نکرده است و نمی کند
و کسی خود را همراه من ، همکار من، هم آرمان من و هم سوی من نمی داند
و شاید یکی از پاسخهایی باشد برای آنکه پرسید چرا تنها؟
زیرا تنهایی بی آنکه تدبر تو باشد، تقدیر تست.
اما یکی از یزرگترین اصول یک کار اصولی و حساب شده، دیدن دقیق آنچه هست، و قبول بی کم و کاست آنچه دیده ای و محاسبه ی ریز سنجانۀ لوازم و تبعات ناگزیر آنچه دیده ه ای و فهمیده ه ای و دخیل کردن آنها در برنامه ریزی آتی خودت است.
چاره ای نیست
اگر تنهایی، باید به تنهایی راه بیفتی،
نه به قصد اینکه حتما باید تا آخر تنها باشی
نه
به امید اینکه شاید روزی، یکی پیدا شود که حسهایی مشابه آنچه تو داری، داشته باشد و در پی کاری باشد مشابه آنچه تو در خیالت می پروری
و این تکرار همان شعار اول کلام است به معنای عزمی برای شروع
با نیروی او
به قصد حضرتش
به امید وصلتش
و در آرزوی یاری او برای امنیت از افتادن در تله ها از هر نوعش
با ایمانی عمیق به اینکه :
🔆ی🔆ا🔆ح🔆ق🔆
💞💞💞💞
احساسم این است که همین الان دارم شروع می کنم.
یعنی یک نوکار نو آزموده و نوزاد
و باز احساسم بر این است که تنهایم
احساسم این است که کسی کنارم نیست،
دست کسی در دستانم نیست
کسی مرا در راه شریک خود نکرده است و نمی کند
و کسی خود را همراه من ، همکار من، هم آرمان من و هم سوی من نمی داند
و شاید یکی از پاسخهایی باشد برای آنکه پرسید چرا تنها؟
زیرا تنهایی بی آنکه تدبر تو باشد، تقدیر تست.
اما یکی از یزرگترین اصول یک کار اصولی و حساب شده، دیدن دقیق آنچه هست، و قبول بی کم و کاست آنچه دیده ای و محاسبه ی ریز سنجانۀ لوازم و تبعات ناگزیر آنچه دیده ه ای و فهمیده ه ای و دخیل کردن آنها در برنامه ریزی آتی خودت است.
چاره ای نیست
اگر تنهایی، باید به تنهایی راه بیفتی،
نه به قصد اینکه حتما باید تا آخر تنها باشی
نه
به امید اینکه شاید روزی، یکی پیدا شود که حسهایی مشابه آنچه تو داری، داشته باشد و در پی کاری باشد مشابه آنچه تو در خیالت می پروری
و این تکرار همان شعار اول کلام است به معنای عزمی برای شروع
با نیروی او
به قصد حضرتش
به امید وصلتش
و در آرزوی یاری او برای امنیت از افتادن در تله ها از هر نوعش
با ایمانی عمیق به اینکه :
فیض روج القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد🔆ی🔆ا🔆ح🔆ق🔆
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💞💞💞💞
گربه ها هم -آیا- با زبان اشاره قادر به سخن گفتن هستند؟
گربه ها هم -آیا- با زبان اشاره قادر به سخن گفتن هستند؟
✍️ مصطفی ملکیان
🖊 چرا در جلسات و مهمانی های عمومی و خصوصی «حرف مفت» زیاد می زنیم ؟
1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است
نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگیهای ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بیمعنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگیهای فرزانگان در دوران گذشته بود.
2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود
دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته میشود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفتگویی میشود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چارهای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز میتوانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.
3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمیخورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان میگوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده میشود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان میشود و میگوید زمانی که کسی کنجکاوی بیارزش داشته باشد، مخاطب یاوهگویی بیارزش میکند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته میشوند. او میگفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بیجا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بیارزش و سرگشتگی نیز رخ میدهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.
4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوهگویی میشود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف میزنند (توجه به کمیت) . قرآن میگوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا میآزماید که کدام کار بهتر میکنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری میکند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.
5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق
پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش میکنند.
☘️سخنرانی در معرفی از کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت
🖊 چرا در جلسات و مهمانی های عمومی و خصوصی «حرف مفت» زیاد می زنیم ؟
1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است
نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگیهای ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بیمعنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگیهای فرزانگان در دوران گذشته بود.
2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود
دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته میشود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفتگویی میشود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چارهای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز میتوانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.
3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمیخورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان میگوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده میشود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان میشود و میگوید زمانی که کسی کنجکاوی بیارزش داشته باشد، مخاطب یاوهگویی بیارزش میکند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته میشوند. او میگفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بیجا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بیارزش و سرگشتگی نیز رخ میدهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.
4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوهگویی میشود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف میزنند (توجه به کمیت) . قرآن میگوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا میآزماید که کدام کار بهتر میکنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری میکند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.
5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق
پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش میکنند.
☘️سخنرانی در معرفی از کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت