خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Forwarded from دغدغه ایران
پوپوسِیل
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
هر رخدادی مثل سیل که اتفاق بیفتد، از آن‌جا که کشور مشکلات ساختاری در مدیریت حوادث دارد، سیلی از انتقادات جاری می‌شود. من از آن دسته‌ام که بیان انتقادات را به نفع کشور می‌دانم و آن دسته از نقدها که ساختارهای اداری، مدیریتی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی منجر به بروز حوادث و کم‌توانی در مدیریت آن‌ها را هدف قرار می‌دهند مفید می‌دانم. نقد این ساختارها سیاه‌نمایی نیست.
دسته‌ای دیگر از نقدها اشخاص را هدف می‌گیرند. نقد مشاهده‌نشدن رئیس‌جمهور، معاون اول یا وزیر در میان حادثه، عمدتاً از این جنس است. من هم معتقدم بودن رئیس‌جمهور و مقامات وسط حادثه، نشانه همدردی و تسلای روحی است، بعد سیاسی قابل توجهی دارد و توسط رسانه‌ها به عنوان همراهی با مردم بازخوانی می‌شود؛ اما تأثیر واقعی این حضورها چیز زیادی نیست.
رئیس‌جمهور یا معاون اول او، فاقد اطلاعات محلی درباره حادثه هستند؛ و مدیریت بحران‌هایی نظیر سیل، نیازمند اطلاعات محلی دقیق است. مدیریت بحران، عملی بسیار تخصصی با پروتکل‌های مشخص بین‌المللی، رشته‌ای دانشگاهی با انواع راهنماها و استانداردهایی است که متخصصان خود را طلب می‌کند. (این را وقتی با دقت فهمیدم که در جلسات کمیته تخصصی مدیریت بحران کمیته ملی پلاسکو شرکت کردم.) رئیس‌جمهور یا معاون اول، مدیر بحران نیستند، و به معنای تخصصی، اصلاً حق مداخله هم ندارند. آن‌ها حق ندارند درباره عملیات اجرایی در صحنه دستوری صادر کنند.
یادم هست مدیر یکی از کارگروههای تخصصی کمیته ملی حادثه پلاسکو در جلسه استماع سخنان یکی از مدیران ارشد، وقتی آن مدیر ارشد از به دست گرفتن مدیریت حادثه سخن گفت، با صراحت به ایشان گفت، «مگر شما دوره آموزشی مدیریت بحران دیده بودید که مدیریت حادثه را در دست گرفتید؟»
حضور رئیس‌جمهور در محل حوادث، اهمیت سیاسی دارد، جدیت نظام سیاسی برای رسیدگی را نشان می‌دهد، و احتمالاً برای گرفتن بهانه از دست مخالفان سیاسی خوب است، اما به‌واقع اثر معناداری بر مدیریت حادثه ندارد. مدیریت خوب حادثه سیل تابع عوامل ساختاری نظیر موارد زیر است:
چقدر ارتباطات و پروتکل‌های هماهنگی‌های بین‌سازمانی، تقسیم مسئولیت‌ها و اختیارات، درست تدوین شده و اجرا می‌شود؛ چقدر امکانات (هلی‌کوپتر، قایق، چادر و ...) در اختیار امدادرسانی است. سازه‌های مقاوم در برابر سیل چگونه عمل می‌کنند و مدیریت می‌شوند؟ جاده‌ها چقدر مقاوم، و مطابق استانداردهای مناطق سیل‌خیز ساخته شده‌اند. تأسیسات عمومی چقدر مقاوم‌سازی شده‌اند؟ سیستم‌های هواشناسی چقدر اطلاعات دقیق ارائه می‌دهند؟ گروه‌های امداد و نجات چقدر آموزش‌دیده، سازمان‌یافته و مجهز هستند؟ شهرها و سکونتگاه‌ها چقدر برای شرایط سیلابی طراحی مناسبی دارند؟
شرایط ساختاری که مناسب نباشد، حضور رئیس‌جمهور یا معاون اولش، کار زیادی از پیش نمی‌برد. پروتکل سنگین حفاظت رئیس‌جمهور هم مزید بر علت می‌شود و درگیری مقامات استانی برای رعایت پروتکل حفاظت، و بالاخص تلاش برای دیده شدن در کنار رئیس‌جمهور، امدادرسانی را دشوارتر می‌سازد.
آن‌چه گفته شد البته درخصوص استاندار ابداً صدق نمی‌کند. استاندار اگر انتخاب درستی بوده و کارش را درست انجام داده باشد، اگرچه نمی‌تواند فرمانده تخصصی مدیریت بحران باشد، اما اطلاعات محلی دقیق، اختیارات سیاسی و ظرفیت بسیج نیرو در او، به مدیریت بحران کمک می‌کند. رئیس ستاد مدیریت بحران کشور هم پستی تخصصی است و سپردن آن به فردی غیرمتخصص از اساس اشتباه است.
بیایید با خودمان روراست باشیم. انتقاد داریم، بی‌اعتمادیم، از کاستی‌ها شاکی هستیم؛ عیب ندارد باشیم و حتی با صدای بلند فریاد بزنیم؛ اما گرفتار «پوپوسِیل» نشویم. «پوپوسِیل» پدیده‌ای است که از ترکیب پوپولیسم و سیلاب حاصل می‌شود. پوپوسِیل یعنی نفس در میدان بودن و وسط آب دیده شدن مهم می‌شود، و هر که بیشتر در آب فرو رفت، بیشتر به فکر مردم است. اما ابداً معلوم نیست بر بهبود وضعیت سیل‌زدگان مؤثر باشد. پوپوسِیل خطر تولید تصمیم‌های خلق‌الساعه هم دارد.
«#پوپوسیل» برای کوبیدن رقیب سیاسی محشر است، اما برای پاسخ دادن به سؤالات ساختاری درباره کم‌توانی در کاستن از خسارات جانی و مالی سیل، هیچ کاربردی ندارد. تصمیمات آنی و اتخاذشده توسط افراد غیرمتخصص و فارغ از دستورالعمل‌های مدیریت بحران، خطرناک‌اند. بنابراین معتقدم تدوین «#گزارش_ملی_سیل_گلستان_و_مازندران» یکی از راه‌های ممکن برای طرح و پاسخ دادن به سؤالات ساختاری و دوری از خطرات «#پوپوسیل» است.
(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
Forwarded from Hosein
بیایید اقتدا به ابو سعید کنیم
ابوسعید ابی الخیر


روزی برای وعظ وارد مجلسی شد

مریدان آنچنان ازدحام کرده بودند که شیخ برای رسیدن به منبر به سختی راه یافت

به وقت بالا رفتن بر منبر مریدی از مریدان برای اینکه بیرون ماندگان و جانیافتگان از وعظ شیخ محروم نگردند با صدایی رسا فریاد زد:

برای رضای خدا از جابرخیزید و هر یک قدمی پیش گذارید.

دیدند شیخ که هنوز بر بالای منبر نرسیده بود و برگشت و از منبر پایین آمد و روانه در مسجد شد!

همه در بهت و حیرت فرو رفتند که چه شد، چه رفتار ناشایستی موجبات رنجش شیخ فراهم آورد.

سبب جویا شدند و شیخ فرمود، دیگر چیزی برای گفتن نماند.

هرچه می خواستم بگویم همه را این بنده خدا عرضه کرد.


بهر رضای خدا قیام کنیم و قدمی پیش نهیم🙏🙏🙏
Hosein
بیایید اقتدا به ابو سعید کنیم ابوسعید ابی الخیر روزی برای وعظ وارد مجلسی شد مریدان آنچنان ازدحام کرده بودند که شیخ برای رسیدن به منبر به سختی راه یافت به وقت بالا رفتن بر منبر مریدی از مریدان برای اینکه بیرون ماندگان و جانیافتگان از وعظ شیخ محروم نگردند…
یاحق

💞💞💞💞


احساسم این است که همین الان دارم شروع می کنم.


یعنی یک نوکار نو آزموده و نوزاد


و باز احساسم بر این است که تنهایم

احساسم این است که کسی کنارم نیست،
دست کسی در دستانم نیست
کسی مرا در راه شریک خود نکرده است و نمی کند

و کسی خود را همراه من ، همکار من، هم آرمان من و هم سوی من نمی داند

و شاید یکی از پاسخهایی باشد برای آنکه پرسید چرا تنها؟

زیرا تنهایی بی آنکه تدبر تو باشد، تقدیر تست.

اما یکی از یزرگترین اصول یک کار اصولی و حساب شده، دیدن دقیق آنچه هست، و قبول بی کم و کاست آنچه دیده ای و محاسبه ی ریز سنجانۀ لوازم و تبعات ناگزیر آنچه دیده ه ای و فهمیده ه ای و دخیل کردن آنها در برنامه ریزی آتی خودت است.

چاره ای نیست
اگر تنهایی، باید به تنهایی راه بیفتی،

نه به قصد اینکه حتما باید تا آخر تنها باشی

نه

به امید اینکه شاید روزی، یکی پیدا شود که حسهایی مشابه آنچه تو داری، داشته باشد و در پی کاری باشد مشابه آنچه تو در خیالت می پروری



و این تکرار همان شعار اول کلام است به معنای عزمی برای شروع

با نیروی او
به قصد حضرتش
به امید وصلتش
و در آرزوی یاری او برای امنیت از افتادن در تله ها از هر نوعش


با ایمانی عمیق به اینکه :

فیض روج القدس ار باز مدد فرماید

دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد





🔆ی🔆ا🔆ح🔆ق🔆
💞💞💞💞💞💞💞

سیل شیراز از نگاهی ویژه به حیات


💞💞💞💞💞💞

انتخاب و ارسال از دوست ارجمندم جناب دکتر سیدی🙏
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💞💞💞💞


گربه ها هم -آیا- با زبان اشاره قادر به سخن گفتن هستند؟
✍️ مصطفی ملکیان

🖊 چرا در جلسات و مهمانی های عمومی و خصوصی «حرف مفت» زیاد می زنیم ؟


1️⃣ در دوران مدرن سخن گفتن علامت برتری است

نخست اینکه در تمدن مدرن سخن گفتن، علامت برتری است. یکی از ویژگی‌های ماهوی فرهنگی مدرنیته این است که برای سخن ارزش قائل است، نه برای سکوت. بنابراین مدرنیته بی‌معنایی (non sense) را رواج داده است، زیرا برای نفس سخن گفتن ارزش قائل است. در حالی سکوت یکی از ویژگی‌های فرزانگان در دوران گذشته بود.

2️⃣دموکراسی باعث رواج حرف مفت می شود

دومین عامل اجتماعی دموکراسی است. در دموکراسی از شهروندان خواسته می‌شود که در مسائل مختلف اظهارنظر کنند و این سبب رواج حرف مفت‌گویی می‌شود. البته دموکراسی به ضرورت عملی چاره‌ای جز رجوع به نظر همگان ندارد و به لحاظ حقوقی برای همه حق سخن قائل است، اما این بدان معنا نیست که افراد به لحاظ اخلاقی نیز می‌توانند راجع به هر چیز حرف بزنند. در حالی که باید میان حقوق و اخلاق تمایز گذاشت.

3️⃣وجود نداشتن «حکمت به من چه»
سومین عامل اجتماعی این است که در مدرنیته «حکمت به من چه» وجود ندارد. در مقام علم، جواب هر سوالی را دانستن به درد نمی‌خورد. «حکمت به من چه» فرزانگان باستان می‌گوید سوالاتی را باید پرسید که وضع انسان قبل از طرح آنها در ذهن با بعد از طرح آنها فرق کند. در مدرنیته به نام کنجکاوی علمی هر پرسیدنی مستحسن شمرده می‌شود. هایدگر در «هستی و زمان» در این زمینه بهترین نکته را خاطرنشان می‌شود و می‌گوید زمانی که کسی کنجکاوی بی‌ارزش داشته باشد، مخاطب یاوه‌گویی بی‌ارزش می‌کند و مخاطب و گوینده هر دو سرگشته می‌شوند. او می‌گفت باید اولین مرحله یعنی کنجکاوی بی‌جا را متوقف کرد وگرنه دو پدید بعدی یعنی یاوه گویی بی‌ارزش و سرگشتگی نیز رخ می‌دهد. هیچ تحلیلگری به خوبی هایدگر این پدیده را تحلیل نکرده است.

4️⃣سیطره کمیت بر کیفیت
چهارمین پدیده اجتماعی که سبب رواج یاوه‌گویی می‌شود، سیطره کمیت بر کیفیت در دوران ما است. در چنین روزگاری افراد به جای حرف درست (توجه به کیفیت)، زیاد حرف می‌زنند (توجه به کمیت) . قرآن می‌گوید: «لیبْلُوکُمْ أیُّکُمْ أحْسنُ عملًا» (سوره ملک، آیه ٢) یعنی خدا می‌آزماید که کدام کار بهتر می‌کنید، نه اینکه کدام یک کار بیشتری می‌کند یعنی نگفته است«ایکم اکثر عملا» یعنی قرآن برای کیفیت عمل ارزش قائل است نه کمیت آن.

5️⃣تقدم آداب معاشرت بر اخلاق

پنجمین عامل اجتماعی رواج حرف مفت، تقدم اتیکت (آداب معاشرت) بر اتیکس (ethics، اخلاق) است. میان آداب معاشرت و اخلاق تمایز هست و هر دو ضرورت دارد. اما هنگام تعارض این دو باید اخلاق را بر آداب معاشرت ترجیح داد. متاسفانه امروز آداب معاشرت بر اخلاق تقدم یافته و به همین خاطر افراد برای رعایت ادب و احترام، به حرف مفت گوش می‌کنند.

☘️سخنرانی در معرفی از کتاب در باب حرف مفت هری فرانکفورت
🥀🔆🥀

سال نو را، با شیوه ای نو آغاز کنیم

🥀🔆🥀
با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستانی که
که تا به حال به صورت مستمر یا موردی مزاحمشان گشته ام و نوشته های کانال را برایشان به اشتراک گذاشته ام

بشارتی دارم که این آخرین مورد مزاحمتم خواهد بود.

اما من همچنان، همه ی دوستانم را دوست دارم.
Channel name was changed to «خرد سنجشگر 💟 دل امیدوار»
❤️❤️❤️❤️❤️❤️


یک انفتاح و شاید یک انشراح

تا او چه خواهد و ما چه توانیم


💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟


کار ما نیست شناسایی راز🌹(گل سرخ)


کار ما،
شاید

این است:


که در افسون 🌹 شناور باشیم🌳❤️🌳
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.


📕 فوت و فن فلسفه

✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور

🗣 راوی: م. ناجی

قسمت: پنجم


مهارت گوش دادن فعالانه



#کتاب_صوتی

#تفکر

#فلسفه

#م_ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.


📕 فوت و فن فلسفه

✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور

🗣 راوی: م. ناجی

قسمت: ششم

مهارت مباحثه فعالانه



#کتاب_صوتی

#تفکر

#فلسفه

#م_ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
💟تقدیم به همۀ آنهایی که در پی کشف حقیقتند.


📕 فوت و فن فلسفه

✍️ نایجل واربرتون ترجمه علیرضا حسن پور

🗣 راوی: م. ناجی

قسمت: هفتم


مهارت نوشتن فعالانه - بخش اول



#کتاب_صوتی

#تفکر

#فلسفه

#م_ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️⁉️


یک سؤال و جواب دوستانه و صمیمانه در باب تصمیم جدیدم در سال نو


🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻🌱🌻



پیام یک دوست فرهیخته و بس عزیز:

درود بر شما جناب ناجی
خوب هستید؟

میتوانم بپرسم چرا چنین تصمیمی گرفته اید؟

با احترام به تصمیم شما،
آیا توقف فعالیت کانالی که بدون شک علاقی مندان زیادی دارد، قدری بی توجهی به مخاطب و همچنین رسالت ادمین به لحاظ نوع مطالب اشتراک گذاری شده که برای آگاهی بخشیدن بسیار مفید بود، نیست؟


🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲🧲


پاسخ این بنده:


سلام دوست گرامیم


گمان میکنم کمی در بیان کوتاهی کرده ام


بنده همچنان در کانال خواهم ماند و خواهم نوشت بلکه حتی منسجمتر و حساب شده تر


اما تنها چیزی که تغییر خواهد کرد، این است که دست از تبلیغ افکار خودم کشیده ام. یعنی خودم اقدام به فوروارد مطالب خود به افراد یا گروهها نخواهم کرد.

حتی بنده دنبال افرادی هستم که علاقمند به تمرین عملی دیالوگ باشند و با آنها در گروهی که تشکیل می دهیم به طور عملی اصول دیالوگ و تفکر نقادانه را به صورت مثالهایی عینی و برگزیده از محاورات سیاسی و فرهنگی و حتی مذهبی روزمره به بحث و بررسی بگذاریم

امیدوارم که شما هم در این راه کمک کنید.

*******************


کاری که بنده میکنم کاری شخصی نیست و رسالتی تجاری در این میان نیست که من به دنبال تبلیغ باشم.

از دیدگاه من آزار دهنده است اگر کسی حس کند مطلب ارزش خوانده شدن دارد و آن را با دوستانش در میان نگذارد. بلکه عامل اصلی عقب ماندگی ملت ما و اینکه هر بی سروپایی می تواند تصدی حکومت بر این مردم را به دست گیرد همین بی تعهدی نسبت به سرنوشت جمعی است

++++++++++++++++++++++++


باور کنید بنده خسته شده ام از دیدن این رفتار تاجرمآبانه حتی برخی فرهیختگان کشور در زمینه های گوناگون

حس ام بر این بود که دنبال کردن این روش ، شریک شدن در توهینی است که در عمل به خودم و مردم خودم میکنم و به طور ضمنی قبول میکنم که مخاطبانم همچون پرندگان نوزاد درآشیانه خود دهان به اسمان گشوده، منتظر فرو افتادن لقمه ای جویده شده از خوان کَرَم سرنوشت بمانند.


☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧☀️💧
🔥🔥🔥🔥دل امیدوار🔥🔥🔥🔥


چرا این عنوان را بر کانال افزودم؟


آنچه در بدو امر مرا واداشته بود که عنوان خرد سنجشگر را بر روی کانال شخصی خود انتخاب کنم، مبنایی عمیق در یافته هایم از انسان داشت و دارد:


اینکه اگر بخواهیم و بتوانیم مبنایی و رد پایی از اختیار در حیات انسان بجوییم و بیابیم ، نهایتا آن مبنا چیزی نخواهد بود الا قدرتی که انسان از تقویت مهارت سنجشگری خردش به دست می آورد.

لازمه ی این سخن این است که کسی که مهارت سنجشگری ندارد و نتوانسته است این مهارت را در خودش کسب کند، هیچ بهره ای از اختیار جز توهم اختیار ندارد.

یعنی صرفا بر اساس توهم ساده لوحانه ای است که به خود می باوراند که من مختارم و قدرت دارم سرنوشت خودم را خودم انتخاب کنم،
چگونه؟
با تکان دادن انگشتان خود با اراده ی شخصی یا باز و بسته کردن چشمانش به خواست خودش ،

یا با این استدلال ساده و بس ظاهرالصواب مولانا که:

این که گویی این کنم یا آن کنم

خود دلیل اختیار است ای صنم


اما و هزار امای دیگر که در فرصت مناسب ، به صورت مستوفا بحث می کنیم که اینگونه نیست و انسان اگر بهره ای از اختیار داشته باشد تنها پس از یافتن خودآگاهی و مهارت تفکر متأملانه و نقادانه است که ممکن است به گوهر بس ارزشمند و ارجمند اختیار دست یازد.


💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓💓


اما وجود انسان بخش بس عظیم اما در ابعاد وسیعی نهان دارد که کمتر به آن پرداخته می شود و متأسفانه یکی از بزرگترین قربانیان زندگی مصرفی که نظام سرمایه داری حریص و پست فطرت بر جهان امروز تا حد زیادی مسلط کرده است، دل امیدوار انسان است، دلی که حیاتش با امیدهای بزرگ او روشنی میگیرد و از روشنی و حرارت اوست که انسان جلوه گاه زیبایی های اطوار هستی می شود.

اما نظام مصرف محور سرمایه داری به ظاهر فریبای خویش او را قانع میکند که سهم او از این جهان تکه استخوانی است که او برایش فراهم میکند.

همان که حافظ هم با دل پر دردش فریادش بر آسمان بود که:

ترا زکنگره عرش می زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاده است!


زندگی لاشخورانه نظام مصرفی چنان بر سیرت او سیطره افکنده است که هرگز نمی تواند این سخن مولانا را درک کند که:


دو دهان داریم گویا همچو نی

ان یکی پنهان ست در لبهای وی!


چرا؟

زیرا نظام کثیف مصرفی سرمایه داری، آن دهان دیگرمان را از خدا دزدیده است و خودش با لبهای پف کرده پرطمطراقش می نوازد!


برای همین بود که باید این بعد دیگر جان انسان را هم در اسم کانال متجلی می کردم.


💟💟💟💟💟💟💟💟💟


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
چرا مردم نمی دانند؟

که لادن اتفاقی نیست

چرا مردم نمی دانند؟

که در گلهای ناممکن هوا سرد است

✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️


اولین شرط امکان آغاز دیالوگ، فهمیدن کامل پیام گوینده است.


گاهی فهم پیام کامل گوینده، کار ساده ای نیست.

زیرا در مقامهای خاصی همچون شعر و به دلایل گوناگونی، گوینده عمد دارد مبهم سخن بگوید و دست مخاطب را در تفسیر گفته اش باز بگذارد و یا حتی بخواهد او را در مسیر یافتن معانی کشف نشده ای قرار دهد.

چرا واقعا اینگونه بی تفاوت از کنار شکوفایی خود می گذریم و بی اعتنا به توسعه ذهنی و روانی خود هستیم؟
Forwarded from Hosein
چرا نمی توانیم به خوبی درک کنیم که سرنوشت ماها - بخواهیم یا نخواهیم، دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم_  به هم گره خورده است؟


سخنی مهر آمیز از یک دوست:


انشالا همیشه سلامت باشید
من همچنان مطالب ارزشمندتون رو پیگیری خواهم کرد🙏🙏🙏


پاسخی از این بنده:

🙏توقع من بیشتر از این حرفهاست

چون من اصلا به خودم و حرفهایم نمی اندیشم. من به خودمان، مردممان و همه آنهایی که سرنوشتم به آنها گره خورده است و سرنوشت آنها هم به سرنوشت من گره خورده است می اندیشم