خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درباره معجزه ی اسرار آمیز زبان، سوء تفاهم ها و بازی های زبانی...

لودویگ ویتْگِنشتاین، فیلسوفی که پایان فلسفه را اعلام کرد...

#روانشناسي
#فلسفه

ترجمه و صدا: ایمان فانی
@persianschooloflife
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
تفکر نقاد.pdf
9 MB
📕رئوس مطالب مربوط به تفکر نقادانه

به صورت صفحات پاورپوینت
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -9
🌷☘️☘️☘️🌷

🌸 در شماره قبل در موردمهمترین کارکرد استدلال یعنی توجیه سخن گفتیم.

🔷یک معنای عرفی و عامیانۀ توجیه

✔️ لازم به توضیح است که در اصطلاح عامیانه توجیه معنای دیگری دارد متفاوت.

چنانکه در فرهنگ معین آمده است:
3 –(عامیانه) سعی در موجّه جلوه دادن کار یا حرف نابجا

🔆 در اصطلاح عوام توجیه به این گفته می شود که یک فرد بخواهد برای کاری یا عقیده ای که از نظر دیگری نادرست و نارواست دلیل تراشی کند و آن را درست و روا جلوه دهد.

🔳 مراد ما در این بحث این معنای توجیه نیست و باید مواظب بود که این اشتراک لفظ ما را به دام مغالطه نیفکند.

قرار بود این شماره در مورد کارکرد دیگری از استدلال سخن بگوییم اما حس می شود که نباید بدون توضیحات تکمیلی در مورد توجیه ، از این بحث عبور کرد.

✔️ مورد مشخص و بسیار مهمی از توجیه را در شماره قبل بیان کردیم.

🔴 اینکه ما بخواهیم مخاطب ما به مورد خاصی باور کند یا باورقبلی اش را تغییر دهد و این کار از طریق دلیل آوری انجام دهیم و نه روشهای اقناعی سایکولوژیک یا ...

🔵 این نوع دلیل آوری ممکن است دو حالت داشته باشد که یکی از آنها بسیار حائز اهمیت است و باید شناخته شود:

🔰🔆 توجیه هنجاری غیرشخصی( impersonal normative justification )

✳️ گاهی دلایل ما برای توجیه یک مدعا به گونه ای است که:

1️⃣ سعی شده دلایل به گونه ای باشد که بتواند از محک نقد سرفراز بیرون آید و به بیان ساده تر می توان گفت که هدف گوینده یافتن دلیل خوب است.( normative )

2️⃣ این دلایل به گونه ای هستند که اختصاص به مخاطب خاصی ندارند و هر انسانی که خود را مخاطب استدلال قرار دهد و به خوبی معنا و مفاد آن را بفهمد به درستی آن تصدیق کند و مدعا را بپذیرد یا باید بپذیرد ( impersonal )

🔶 هدف گوینده این است که دلایلی بیان کند که بی توجه به اینکه مخاطب چه کسی است و چه خصوصیات ذهنی- روانی دارد ، برایش دلیل خوبی محسوب شود.

✔️✔️✔️ مثل تمام بحثهای ما در این سلسله مباحث که قطع نظر از اینکه مخاطب چه کسی است بیان شده است و تلاش شده به گونه ای باشد که مخاطب را از هر سنخ فکری که باشد توجیه کند.

🔷 به اینگونه توجیه ، موجه سازی هنجاری ( چون دلیل خوبی برای مدعاست) و غیرشخصی ( چون اختصاص به افراد خاصی ندارد) اطلاق می شود.

🔸 اینگونه استدلالها اختصاص به زمان و مکان خاصی ندارد و حتی نیاز به رودر رو شدن گوینده و مخاطب ندارد و هرکسی در هر موقعیتی با چنین استدلالهایی مواجه شود می تواند مخاطب آن باشد.

🔰🔅🔅 توجیه شخصی( personal justification )

🔺اما گاهی توجیه به گونه ای است که برای مخاطب یا مخاطبان خاصی قابل عرضه است و برای افراد دیگر با مشخصات روحی، روانی ، ذهنی، فکری یا ذوقی دیگر نمی تواند موجه باشد و سبب تغییر باورش شود.

🔺بدین معنی که مقدماتش متکی بر اموری است که می تواند در افراد مختلف به گونه های دیگر باشد.

🔴⚪️🔴 معمولا در زندگی روزمره پیش می آید که ما در تعامل با فردی نیاز داشته باشیم که او را به پذیرش باور خاصی یا عمل به کار خاصی ملزم کنیم و بخواهیم این کار را از طریق توجیه انجام دهیم

⚠️ ( لطفا از توجیه معنای خاص این بحث را بفهمید )

💬 برای مثال، اگر بنده فردی آنارشیست و ناملتزم به قانون اخلاق باشم ، اما بدانم که همسایه دیوار به دیوارم انسانی ملتزم به اخلاق و قانون است و همان همسایه در شبی که بنده نیاز شدید به آرامش و استراحت دارم، یک مهمانی پرسرو صدا ترتیب داده و تا نصفه های شب صدای مویسیقی و هیاهوی مهمانها بلند است به طوری که مانع استراحت من می شوند، من برای حل مشکل به ایشان مراجعه کرده و استدلال می کنم که این رفتار شما با اخلاق و قانون منافات دارد و شما باید از ایجاد مزاحمت صوتی بپرهیزید.

☑️♦️ این دلیل آوری من هم نوعی توجیه است، اما توجیهی که از طریق استدلالی تحقق می یابد که خودم به مقدماتش نه باور دارم و نه التزام،

♦️ اما با علم به اینکه مخاطبم به آن مقدمات باور دارد تلاش میکنم ایشان را به نتایج حاصل از استدلال ملتزم سازم.

☑️☑️ گاهی هم مساله برعکس است، بنده برای نشان دادن به اینکه عمل من بر اساس باور موجه است یا اینکه باور من باوری موجه است استدلال می کنم در عین حال که می دانم مخاطبم مقدماتی را که در استدلال به کار برده ام، باور ندارد و نمی پذیرد.

💬 مثلا من برای باورم در مورد وجود زندگی پس از مرگ به کلام قرآن استناد میکنم و می گویم چون قرآن زندگی پس از مرگ را تأیید و تصدیق کرده است و قرآن کلام بی چون و چرای خداست پس زندگی با مرگ پایان نمی پذیرد، در حالی که می دانم مخاطبم یک خداناباور و اتئیست است، این نوع از توجیه هم صرفا برای این است که به مخاطبم نشان دهم که من برای باور خویش دلیل دارم یعنی باور من موجه است و معرفت محسوب می شود.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
متدلوژی دیالوگ -10

🔸🔥🔸

🔅تبیین
( Explanation)

📗 قراربود که به انواع دیگر استدلال هم بپردازیم،
انواعی متفاوت از استدلال توجیهی و موجه ساز، استدلالی که به هدف ایجاد باور نسبت به صدق مدعا ساخته و پرداخته و اظهار می شود.

📒 نوع دیگری از استدلال که به لحاظ وسعت کاربرد و نیز اهمیت ، دست کم از استدلال توجیهی ندارد و با برای اینکه هم در مقام اظهار و هم در مقام تحلیل استدلالهای اظهار شده دچار خلط بین دو نوع نشویم و در واقع از افتادن در دام تله های زبانی خود را محافظت کنیم ،باید این نوع استدلال را هم به خوبی بشناسم و با روشهای تشخیص آنها از هم اشنا شویم.

✔️ زیرا یکی از مهمترین خطاهای رایج در مقام دیالوگ و هم سخنی برای درک متقابل افکار و ایده های هم و کاستن از اختلاف نظر ها رخ می دهد از همین فقدان شناخت و ناتوانی در تشخیص فرق این دو نوع استدلال و خلط بین آن دو و سرایت احکام هر کدام به دیگری نشأت می گیرد.

استدلالی که در مقابل استدلال توجیهی و موجه ساز به معنای خاص آن در دیالوگ ، مطرح می شود، استدلال تبیینی است،
🔺 یعنی استدلالی که برای تبیین کردن یک واقعه یا ظهور یک حالت و پاسخ به چرایی این وقوع یا تغییر و یا چگونگی آن بیان می شود.

🔺طبیعی است که این استدلال هم در واقع در پاسخ به سوال چرا یا به چه صورت یا چگونه اقامه می شود.

💠برای روشن شدن مطلب با مثالی شروع میکنیم:

📓شما مدعی می شود که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد.

مخاطب شما طبیعتا منتظر دلیل ادعای شماست و اگر شما فاصله ای بین ادعا و دلیل ایجاد کنید طبیعتا از شما سوال خواهد کرد: چرا؟

⚠️اما شما وقتی این سوال (چرا ؟ ) را از مخاطب می شنوید چه می فهمید؟

🅿️ اگر ذهنتان با استدلال توجیهی مآنوستر باشد یا نشانه ها و قراین خاصی از وضعیت ذهنی مخاطب دراختیار داشته باشید ، مثلا از میزان اطلاعات ضعیف وی نسبت به آب و واکنش آن در قبال تغییرات مختلف در شرایط و خصوصیاتی که آب درآن قرار دارد، اطلاع داشته باشید ،برداشت و فهم شما از سوال( چرا؟) این خواهدبود که مخاطب دنبال دلیلی است که بتواند به درستی مدعای شما پی ببرد،
🔸یعنی او هنوز به درستی این ادعا که آب با افزایش دما تا صد درجه سانتیگراد خواهد جوشید، شک دارد و به آن باور ندارد. و شما در پاسخ سؤال او باید شواهد و نمونه هایی مستند از این نحوه تغییر آب به او نشان دهید تا او به گزاره ی مدعایی شما باور برساند و به این باور برسد که آب در صد درجه سانتی گراد می جوشدیا مثلا آزمایشی ترتیب دهید.

🔹اما در شرایطی دیگر ممکن است برداشت شما از این سوال چیز دیگر باشد.
🔺شما از قبل می دانید که مخاطب به اینکه آب در صد درجه سانتی گراد می جوشد باور دارد و قبلا این را در آزمایشهای مختلف تجربه کرده است.

✔️در این فرض، سوال (چرا؟) معنای سابق را برای شما نخواهد داشت.

⁉️پس این سوال چه معنایی دارد که وی دوباره در مقابل ادعای شما می پرسد چرا؟

🔆 معلوم می شود سوال ( چرا؟) می تواند برای منظور دیگری هم به کار گرفته شود.
اما آن چیست؟

کدام سؤال است و کدام امر ناشناخته برای مخاطب است که با این سؤال می خواهد برای آن پاسخی درخور پیدا کند؟

آن سوال این است:
چه علت و عواملی باعث می شود که آب در صد درجه سانتی گراد بجوشد؟
چرا این اتفاق در دماهای پایینتری نمی افتد، در این درجه چه خصوصیتی وجود دارد که باعث شکل فیزیکی متفاوتی در آب می شود.

♻️در واقع ذهن سؤال کننده بر اساس پیشفرضهای ذهنی خود باور دارد که هر تغییری در اشیا علتی دارد مخصوص به خود،او مطمئن است که هر تغییر فیزیکی و شیمیایی در شیئی، مسبوق به علتی خاص برای این تغییر است و با این چرا دنبال یافتن علت این تغییر است.

✔️🔰 طبیعی است که پاسخ هر یک از چراها کاملا با پاسخ چرای دیگر متفاوت است.
🔅❗️پاسخی که شما باید به سوال اول می دادید فراهم آوردن زمینه یک آزمایش که نشان بدهد آب در صد درجه سانتی گراد به جوش می آید.

🔅اما پاسخ چرای دوم هرگز آن پاسخ نیست. بلکه تلاش در بیان علل خاصی است که تجربیات سابق بشر برای تبیین این رخداد فیزیکی ساخته و پرداخته است.
برای مثال استدلالی به این شکل:
حرارت باعث سرعت حرکت مولکولهای آبی می شود که مورد آزمایش ماست و هرچه سرعت حرکت مولکولها بیشتر می شود فاصله ی مولکولهای آب از هم بیشتر و بیشتر می شوند و همین امر موجب ازدیاد حجم آب می گردد و با ازدیاد دمای آب حرکت مولکولها به حدی سریع می شود که بر نیروی جاذبه بین مولکولی غلبه کرده و میل همبستگی مولکولها کاهش یافته و جوشیدن در واقع ظهور ضعیف شدن جاذبهی بین مولکولی است به طوری که اگر کمی دیگر حرارت بیشتر شود مولکولها به کلی از هم دور می شوند و به شکل بخار در می آیند.

این پاسخ، درست یا نادرست، در واقع پاسخ به سوالی غیر از سوال اول است، و به این نوع استدلال استدلال تبیینی گفته می شود.

✍️ م. ناجی
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🖌🖌🖌تمرین متدلوژی دیالوگ 9و10🖌🖌🖌

الف - استدلال های زیر را مرتب کرده و مقدمات و نتیجه را مشخص کنید
ب- مشخص کنید که استدلال توجیهی است یا تبیینی

1- ما شاهد توالی شب و روز هستیم چون زمین به دور خودش می چرخد.
2- ترامپ به انگلیس رفت. دیشب از بی بی سی شنیدم.
3- دبیر زیستمان گفت که هیچ پستانداری تخمگذار نیست.
4- حسن میگفت در آینه ای من تصویرم را سروته دیدم. چون آینه مقعر بود.
5- قرآن کلام خداست. خود قرآن اینرا میگوید.
6- میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است.
7- بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
8- تمام خرافات از قبیل عقیده به احکام نجوم و رویاها و تفألات و غیب‌گویی‌ها و امثال آن به هم شبیه است.
عقیده به این خرافات از اینجا ناشی شده که فقط یکبار یا در یک قضیه نتیجه مثبت داده است ولی هیچ‌کس دفعات بی‌شماری را که این خرافات نتیجه منفی داده است در نظر نمی‌آورد!

9-If you keep facing the same problem, you're the problem

اگه همیشه با مشکل واحدی مواجه هستی، اون مشکل خودتی

10-اصطکاک باعث گرم شدن سطوح می شود زیرا حرکت مولکولها سریعتر می گردد.


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
🔥🔥🔥🔥🔥🔥


با پیشرفت تکنولوژی ارتباطات و رشد سریع فضای مجازی، امکان پیوند ذهنی - روانی گسترده ای برای انسانهای عصر حاضر فراهم آمده است.
اقتضای تحولات سریع ، ناهنچاریهای فرهنگی است که از فقدان آشنایی انسانها با شرایط و امکانات نوین حاصل می شود.
همان شرایطی پیش آمده که اگر در دوره پارینه سنگی افراد با بیداری از خواب با پدیده ای مثل ماشین مواجه می شدند.
در چنین شرایطی هیچکس حتی نمی تواند تصویر درستی از امکانات موجود و استفاده مطلوب داشته باشد.
چاره چیست؟
عمده ترین کار طراحی روشهای متعدد و انداختن آن در میدان تجربه و آزمایش
از این میان موثرین و مفیدترین راهکارها خود را نشان خواهند داد.
تلاش حاضر در همین راستا صورت می پذیرد.


🔥🔥🔥🔥🔥🔥


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
متدلوژی دیالوگ – 12

✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️


❇️ با عذرخواهی از بی نظمی ها و کاستی هایی که در پیگیری این سلسله نوشتار عارض می شود از حضرت حق استدعا دارم که آمادگی روحی و روانی و جسمانی لازم نصیبم کند تا شاید بتوانم توفیق تحریر این سری مقالات را پیدا کنم.


چند روز قبل در مقدمه کوتاهی وجه ضرورت این تئوری پردازی را از یکی از جهات بیان کردم.


♻️ اختراعات بشر غالبا به یکی از دو صورت ممکن رخ می دهد:

💠 الف-در وجه غالب، برخی از انسانهای هوشمند و مستعد با قدرت خیال خود شرایطی را که پیدایشش می تواند راحتی و فراخی در زندگی فردی و اجتماعی انسانها ایجاد کند را تجسم میکند و سپس از هر راه حل ممکن نسبت به آفرینش آن شرایط اقدام میکند.
مثلا با تخیل اینکه در شرایط گرمای تابستان اگر وسیله ای باشد که موجب برودت هوای اطراف انسانها شود موجب آسایش بیشتر وی در فصل تابستان خواهد شد، به این فکر می افتد که چنین وسیله ای را بسازد و در این مسیر به تدریج وسایل متعددی بدین منظور اختراع میکند و هر روز نسبت به بهینه کردن آن تلاش میکند. مثلا ابتدا بادبزن می سازد و سپس موفق به اختراع پنکه می شود و سپس کولر آبی وانگهی کولر گازی و...


💠💠 ب- در برخی شرایط عکس این وضعیت رخ می دهد، ابتدا موفق به اختراع یا کشفی می شود و سپس به این فکر می افتد که از این امکانات برای بهتر کردن شرایط زیست خود کمک بگیرد.
مثلا موفق به اختراع برق می شود و سپس تلاش میکند که از این اختراع برای بهبود زندگی کمک بگیرد.

مساله اکتشافات و اختراعات وسایل ارتباط جمعی و کامپیوتر و سپس اینترنت از جهتی نمونه ای از نوع دوم امکانات و مواهب بشری است.

🔆 بعد از دستیابی بشر به چنین امکانات ارتباطی ، مدیران جامعه جهانی احساس کردند که این امکانات دارای قدرت فوق العاده ای در راه دستیابی به مقاصد جهانی خود است و برای آن برنامه ریزی های مفصل و دقیقی انجام دادند.

🔆🔆 از سوی دیگر مصلحان و روشنفکران هم از این پدیده شگفت انگیز غافل نبودند و درک کردند که می توانند و باید از این امکانات برای بهبود زندگی بشر و بلکه بهبود شرایط زیست در کره زمین و ایجاد شرایط مقاومت در قبال حریصان غارتگری که برای سیر کردن حس آز و طمع خود از هیچ غارت و یغمایی کوتاه نمی ایند باید برنامه ریزی شایسته ای بکنند تا از این امکانات در جهت آگاهی مردم و متحد کردن آنها در جهت منافع اکثریت محروم ، بهترین بهره را ببرند.


✳️ طراحی دیالوگ به معنای جدید آن و تفکر نقادانه به عنوان متدلوژی این سبک از گفتگو، یکی از راه حلهایی است که مصلحان و روشنفکران در سطح جهانی مطرح کرده اند.

🔴 این نکته لازم به ذکر است که ممکن است این تئوری ها از طرف متفکران مختلفی به شکل های متفاوتی ارائه شده باشد یا ارائه شود.

✔️ این طبیعت روش علمی است.

تئوری ابتدا با قوه خیال انسان طراحی می شود و سپس در مقام عمل به بوتۀ آزمایش گذاشته می شود و هر طرحی کارآیی بیشتری از خود نشان دهد شانس بقای بیشتری می یابد و روز به روز تکمیل می شود و نقصهایش جبران و اصلاح می شود.

⚪️✔️ من هم در حد توان خود سعی میکنم طرحی عملی برای یک ارتباط ذهنی- روانی خصوصا در حوزۀ فضای اینترنتی ( مجازی) و شبکه های اجتماعی موجود در موبایلها و کامپیوترها را معرفی کنم و در معرض نقد و حک و اصلاح اندیشمندان قرار دهم.

به این امید که راهی باشد هموار در جهت تامین سعادت جمعی انسانها.

🌺🌴🌺🌴🌺🌴🌺🌴


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 12 ✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️✍️ ❇️ با عذرخواهی از بی نظمی ها و کاستی هایی که در پیگیری این سلسله نوشتار عارض می شود از حضرت حق استدعا دارم که آمادگی روحی و روانی و جسمانی لازم نصیبم کند تا شاید بتوانم توفیق تحریر این سری مقالات را پیدا کنم. »
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🏦🏦🏦🏦🏦🏦

پول و جنگ

🏦🏦🏦🏦🏦🏦
متدلوژی دیالوگ – 13

💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟

📕
یافتن بهترین روش گفتگو وظیفه ی تک تک ماهاست
📕


💎 اشاره کردیم که هدف ما از طرح این مباحث، طراحی نوعی از ارتباط کلامی است که بتواند بیشترین قابلیت را در جهت ایصال به منافع جمعی انسانها داشته باشد.

💎 مراد این است که وقتی امکاناتی خاص در اختیار انسان امروزی است که برایش تازگی دارد و قبلا از این امکانات محروم بوده و از این جهت برایش جاذبه ی خاصی دارد و مشتاقانه از آن استقبال میکند و برایش از وقت و انرژی و پول و اندوخته مالی هزینه میکند، این یک هدف بسیار مطلوب و معقول است که به او کمک شود تا از این سرمایه گذاری بیشترین سود اعم از بهره ی شخصی و منافع اجتماعی را به دست آورد.


❇️این در واقع رسالتی است که مصلحان اجتماعی و روشنفکران مسوول در طول تاریخ بشر بر عهده داشته اند.❇️

🙏 از همینروست که من از همراهان متفکر خود توقع دارم که نسبت به اصل کار و هدف مربوط حساس باشند و خود را در پیشبرد این پروژه مسوول بدانند و نیز سهیم.🙏

🔴 ما انسانها باید همواره به این نکته توجه داشته باشیم که زندگی امروز ما مرهون تلاشهای میلیونها انسان در طول تاریخ تمدن بشری است و ما نیز وظیفه داریم در حد توان خود بر این سرمایه چیزی بیفزاییم.

🔴 گمان نکنیم که اصلاح زندگی بشر، صرفا بر عهده افراد خاصی است و ما از این دایره بیرونیم، هرگز

هیچکس از این دایره بیرون نیست .

هیچکس نمی تواند در مواجهه با خود دلیلی برای خود دست و پا کند که او را از این مسوولیت مستثنا سازد و حکم به تبرئه اش دهد.

⬅️ چون اگر چنین حکمی بود برای همه موجود بود و اگر چنین حکمی برای همه وجود داشت، بشر هنوز در غار زندگی می کرد.

🔵 برای التزام به این حکم اخلاقی، نیازی به هیچ پیشفرض مابعد الطبیعتی نیست. کافی است که یک فرد خودش را حیوانی مدنی بداند و به قاعده زرین(طلایی) اخلاق پایبند بداند.

🔶  قاعده زرین می گوید با دیگر انسانها به گونه ای رفتار کن که دوست داری دیگران با تو همان کنند.
🔶

🔵 هر انسانی می تواند در عمل از این قاعده عدول کند، چه بسا انسانهایی که چنین اند و ازینرو توانسته اند سعادت خود را به قیمت تباه کردن زندگی دیگران بناکنند، پامال کردن حقوق دیگران را حق طبیعی خود بدانند و بتوانند برخلاف مابقی حیوانات از گوشت همنوعان خود تغذیه کنند! اما گمان می رود که این افراد هم اگر بتوانند خود را در محکمه وجدان خویش به داوری کشانند، خود را محکوم این دادگاه خواهند یافت. زیرا آنها پاسخشان منفی خواهد بود اگر از آنها سوال شود که آیا راضی هستند انسان دیگری با آنها چنین معامله ای بکند و کاخ خوشبختی اش را بر ویرانه های سعادت او بنا کند.


🔸🔷🔸 امروز که ما این فرصت را داریم که فارغ از محدودیتهای مکانی(جغرافیایی) به راحتی با هم روبرو شویم و با همنوعان خود همسخن شویم، این همسخنی را طوری تنظیم کنیم که بهترین سود ممکن را از این فرصت بدست آوریم.

🔅 بیاییم و بازی دیالوگ و هم سخنی را به یک بازی برد- برد بدل کنیم به طوری که در پایان گفتگو هر دو طرف مکالمه از این فرصت به دست آمده ممنون باشیم و از اینکه دوست و همفکر دیگری کسب کرده ایم شادمانه صحن سخن را ترک کنیم.

✍️ م. ناجی

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 13 💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟💟 📕 یافتن بهترین روش گفتگو وظیفه ی تک تک ماهاست 📕 💎 اشاره کردیم که هدف ما از طرح این مباحث، طراحی نوعی از ارتباط کلامی است که بتواند بیشترین قابلیت را در جهت ایصال به منافع جمعی انسانها داشته باشد. 💎 مراد این است که…»
Forwarded from Hosein
با سلام و عرض ادب خدمت تمام دوستان عضو

به نظر می رسد یکی از کارهای مهمی که دوستان متفکر و تیزبین گروه باید به آن توجه کنند و روی آن مطالعه کنند، آسیب شناسی گفت و گوهایی است که هر یک از شما در گروههای که عضو هستید مشاهده می کنید.

شخصا بسیار خوشحال خواهم شد که در این زمینه از دوستانم بیاموزم
متدلوژی دیالوگ – 14

🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧
اهمیت زبان در تکامل بشر و ضرورت بهره برداری از این امکانات گسترده ارتباطی

🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧

🔸می دانیم که گفتگو به معنای عام خودش یعنی هرگونه ارتباط کلامی در واقع کاملترین شکل از ارتباط است که موجودات زنده به آن دست یافته اند.

🔹 اینکه حیوانات دیگر هم توانسته اند ارتباط آوایی با هم داشته باشند ، تجربیات ما از رفتار برخی حیوانات نشان می دهد که پاسخ این سوال منفی نیست.

🔸 خود من بارها شاهد بوده ام که وقتی بچه کلاغی از لانه بیرون افتاده و کلاغ مادر نسبت به جان فرزندش احساس خطر کرده یا وقتی کلاغی مجروح یا بیمار در گوشه ای افتاده و نیاز به کمک دارد، یک کلاغ با آواز خویش و با قارقار خاصی در عرض چند دقیقه صدها کلاغ را دور هم جمع کرده است.در حالی که قارقار کلاغ در شرایط عادی چنین نتیجه ای به دنبال ندارد.
جالب است که وقتی شرایط عادی می شود مثل وقتی که میتینگی بین انسانها تمام شده باشد همگی با هم آن محیط را ترک میکنند.

🔹 حقیقت هرچه باشد لااقل احساس ما انسانها این است که زبان انسانی به درجه ای از تکامل رسیده است که این حد از کمال در بین جانداران موجود در روی کرۀ خاکی ما نظیر ندارد.

🔸حال از اینکه زبان ما بسیار کامل است چه نتیجه ای بگیریم؟

🔷 اولین نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که بین ما و زبان یک رابطه ی دیالکتیکی در جریان است.

🔻 یعنی انسانها در طول زندگی خویش و در طی نسلها به توسعه و گسترش و تکامل زبان دست یازیده اند و متقابلا تکامل زبان، خود، سبب تکمیل و تکامل و پیشرفت انسان شده است و می شود.انسان زبان را توسعه می دهد و زبان انسان را

🔷 دیگر اینکه زبان مهمترین ابزار رشد و تکامل انسان است و انسان اگر توانسته است تفوق خود را بر این کرۀ خاکی ماه مان! تحمیل کند ، تنها با کمک زبان میسر بوده است .

🔴 اگر زبان تا این اندازه اهمیت دارد ، شما حساب کنید که این پیشرفت معجزه وار در توسعه ارتباطات تا چه اندازه می تواند راه تکامل و پیشرفت انسانها را هموارتر کند البته اگر این انسان بتواند از این فرصت و این امکانات بی نهایت وسیع به خوبی بهره برداری کند.

🔻 اگر ملاحظه میکنیم که انسانها جذابیت فوق العاده در این امکانات حس میکنند در واقع ناشی از درک شهودی این قابلیت است اگرچه در عمل و به واسطه ی استفاده ی نادرست ممکن است در عمل، نتیجه مهمی را شاهد نباشند.
🔶🔹🔶 دعوت این است که بیایید به وقت نشستن پشت کامپیوتر یا وقتی گوشی موبایل به دست ماست و ما درگیر ارتباط با دیگران، حتما به روش و نتیجه هم حساس باشیم

🔸✔️🔸 امروز دیگر گرفتن گوشی از دست نوزاد هم به سختی ممکن است. پس چاره ای نیست که بهره برداری از این ارتباطات را هم یاد بگیریم و هم یاد بدهیم.

زبان می تواند ما ها به هم پیوند زند و ما را در تشخیص و حل مشکلات هم دست و همداستان بکند و بر عکس می تواند طوری کند که خودمان مشکل همدیگر شویم!

✍️ م. ناجی

🌱🌺🌱🌺🌱🌺


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر pinned «متدلوژی دیالوگ – 14 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 اهمیت زبان در تکامل بشر و ضرورت بهره برداری از این امکانات گسترده ارتباطی 🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 🔸می دانیم که گفتگو به معنای عام خودش یعنی هرگونه ارتباط کلامی در واقع کاملترین شکل از ارتباط است که موجودات زنده به آن دست یافته اند. 🔹 اینکه…»
Forwarded from Hosein
🔴بیایید از خط کشی عابر پیاده از خیابان بگذریم🔴


می دانید که چرا ما درگیر فساد کلان هستیم؟
چون هیچکدام یاد نگرفته ایم از خط کشی عبور کنیم.
همین بی توجهی کافی است که روح لاابالی و متجاوز ما را نشان دهد.
مدنیت با توجه به حقوق دیگران آغاز می شود.
همین فردی که دلبخواهی از هر کجای خیابان رد می شود می تواند تمام خطکشی ها را موقعیت های مختلف زندگی چه در مقام وزارت و چه در مقام قضاوت و چه در مقام طبابت بگذرد.

بیایید در این گروه تمرین عبور از خط کشی بکنیم.
تمرین رفتار روشمند و منضبط

☘️🙏☘️
Forwarded from Hosein
🔵 هنر تبادل نظر 🔵

راستی تا به حال فکر کرده اید که چرا ما نخواسته ایم یا نتوانسته ایم از همدیگر بیاموزیم؟
در هر مجال گفتگو اغلب به فکر افاضه هستیم و یاد دادن تا گوش کردن و آموختن

این صفت تقریبا فراگیر است و خلاف آن در شرایط استثنایی مثلا در کلاس درس اتفاق می افتد
یکی از تبعات اصلی این خصلت این است که ما گوش دادن را کمتر بلدیم هرگز تلاش نمیکنیم حرفهای مخاطب را به دقت و امانت بشنویم و تنها چیزی را که دوست داریم از بینش انتخاب میکنیم
.

از سوی دیگر همواره از نقدد شدن می هراسیم و هر اشکالی که بر ما گرفته می شود را چون تیری که به سوی ما پرتاب شده می نگریم اما به گونه دیگری هم می توان اندیشید

این نوشته های مونتنی را با هم مرور کنیم:

هیچ اظهار نظری در عالم مرا دچار حیرت نمی‌کند، هیچ اعتقادی هر اندازه که با اعتقاد من معارض باشد آزرده ام نمی سازد و هیچ اندیشه‌ای هرچه هم بی مغز و عجیب و غریب باشد به نظرم چنان نمی نماید که با فرآورده عقل انسانی جور نباشد
پس، از داوری های متضاد نه یکه میخورم نه برمی آشوبم. تنها مرا بیدار می کنند و ورزش می دهند.(....)

✔️چون راه مخالفت با من در پیش گیرند، دقّت مرا بر می انگیزند، نه خشم مرا.

من به کسی که با من مخالفت کند و به من چیز بیاموزد نزدیک می شوم. من حقیقت را با آغوش باز پذیرا می‌شوم و آن را در دست هر که باشد می نوازم و از هر اندازه دورجای او را ببینم که به من نزدیک می شود، شادمانه به سوی او می شتابم و سلاح‌های شکست خورده خود را به پایش می افکم ، به شرط آنکه قیافه زیاده آمرانه و تحکم آمیز به خود نگیرند.
از انتقادهایی که به نوشته‌ام می‌شود پشتیبانی می‌کنم. این نوشته ها را بارها بیشتر از سر ادب که به خاطر اصلاح تغییر داده‌ام، چون خوش دارم با آسان تسلیم شدن حتی به زیان خود با آزادی کسانی که اندرزم می دهند روی موافق نشان دهم و آن را تشویق کنم

تتبعات، مونتنی...32-
☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️

روزی برای سلطان محمود غزنوی كبكی آوردن كه لنگ بود.
فروشنده برای فروشش زر و زيوری زياد درخواست می‌کرد.
سلطان حكمت قيمت زياد كبک لنگ رو جويا شد
فروشنده گفت:
وقتی دام پهن می‌كنيم برای كبک‌ها، اين كبک را نزديک دام‌ها رها می‌كنيم. آوازی خوش سر می‌دهد و كبک‌های ديگر به سراغش می‌آيند و در اين حين در دام گرفتار می‌شوند.

هر بار كه كبک را برای شكار ببريم حتما تعدادی زياد كبک گرفتار دام می‌شوند
سلطان امر به خريدن كرد و خواستار كبک شد.

چون زر به فروشنده دادن و كبک به سلطان، سلطان تيغی بر گردن كبک لنگ زد و سرش را جدا كرد
فروشنده كه ناباوارنه سر قطع شده و تن بی جان كبک را می‌ديد گفت:
اين همه كبک، اين را چرا سر بريديد؟؟؟

سلطان گفت هركس ملت و قوم خود را بفروشد بايد سرش جدا شود.



☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️


کسی می تواند استدلال سلطان را استاندارد سازی کند؟
Forwarded from Hosein
تا به حرف درنیاییم
تا سخن نگوییم
تا اندیشه خود را در قالب کلمات به دیگران عرضه نکنیم
تا اندیشه خود را با قلاب واژه ها صید نکنیم
روی آزادی وجودی را نخواهیم دید

بهترین شکل سخن گفتن، کلام نوشتاری است
هم ماندگار است
و هم فرصت می دهد ما کلمات خود را که تکه ای از وجودمان است دوباره ببینیم
خوب در آن نگاه کنیم
و اگر عیبی در آن دیدیم اصلاحش کنیم
خود را در آینه دیدن ابتدای خودشناسی است
واژه هایی که ما می نویسیم آینه هایی هستند که ما را به خودمان نشان می دهند
فرصت را غنیمت شماریم
اگر فرصتی برای بازنمایی وجود دارد به استقبالش برویم
از دیدن خود نهراسیم
همیشه فرصت شستن روی خود در دستان ماست
اما تا خود را نبینیم چگونه بدانیم لکه کجاست
مگر نه این است بدین منظور در مقابل هر روشویی آینه نهاده اند
این اتاق و این سالن برای تمرین نوشتن است
هم خود را در آینه نوشته های خود و نگاه دیگران بهتر بشناسیم و هم خود را به دوستانمان بشناسانیم